شک ندارم که یکی از شهدا بود جلال

قصد شهیدنمایی از جلال آل احمد ندارم. به قول استاد بزرگوار آقای امامی: "او آیت‌الله نبود و برای او ضریح نسازید". ولی به قدری این شعر مهدی اخوان ثالث در وصف جلال آل احمد زیبا بود که دلم نیامد آنرا نگویم:

از صف ما چه سری رفت و گرامی گهری
ای دریغا چه بگویم که چه ها بود جلال

ریشه و خون و گل و گوشت رهاکن، که تمام
عصب شعله ور و عاصی ما بود جلال

همه تن او رگ غیرت، همه خون خشم و خروش
همه جان شور و شرر، نور و نوا بود جلال

استخوان قرص تنی پیکره ی جهد و جهاد
تن بهل، کز جنم جان جدا بود جلال

دل ما بود و در آن درد دلیری ضربان
سینه اش خانقه سرو صفا بود جلال

هم زبان دل ما، هم ضربان دل ما
تپش و تابش آتشکده ها بود جلال

هر خط او خطری هر قدمش اقدامی
هر نگه نایره ی نور و ذکا بود جلال

پیشگامان خطر، گاه خطا نیز کنند
گرچه دانیم که معصوم نیا بود جلال

دم عصمت نزد اما قدم عبرت زد
جای کتمان پی جبران خطا بود جلال

قلمش پیک خطر پویه که بر لوح سکوت
تازه صد سینه سخن، بلکه صدا بود جلال

چه یلی از صف ما، بی بدلی از کف ما
رفت و دردا که به صد درد دوا بود جلال

گرچه می رفت از اولاد پیمبر بشمار
من برآنم که از انباء خدا بود جلال

گرچه در خانه و در بستر خود رفت بخواب
شک ندارم که یکی از شهدا بود جلال

/ 0 نظر / 20 بازدید