11 سپتامبر؛ سکانسی رقت آور از یک سناریوی پلید

11 سپتامبر سال 2001 حادثهای رخ داد که به نظر اکثر تحلیل گران دروغی بزرگ و سناریویی از پیش تعیین شده از سوی سردمداران کاخ سفید برای اجرای نقشههای جدید آنها در عرصه بین المللی بود. در تاریخ یازدهم سپتامبر سال 2001 میلادی یکی از جنجالیترین و مهمترین حوادث جهان در کشور آمریکا به وقوع پیوست که معادلات و مناسبات روابط بین الملل در عرصههای گوناگون سیاسی، اقتصادی و... را دستخوش تحولات عمدهای کرد. در این روز 4 فروند هواپیمای مسافری که از بوستون، لس آنجلس و نیوجرسی به مقصد 4 شهر مختلف در حرکت بودند، در یک زمان ربوده شدند و به مقصد کاخ سفید و پنتاگون که نماد قدرت اقتصادی، سیاسی و نظامی ایالات متحده امریکا بود پرواز کردند، نخستین هواپیما در ساعت 8:45 صبح خود را به یکی از برجهای دوقلوی مرکز تجارت جهانی کوبید و وارد طبقه 73 آن شد و هواپیمای دوم کمتر از 20 دقیقه بعد خود را به ساختمان دیگر زد و پس از مدت کوتاهی برجهای دوقلو 118 طبقهای با ارتفاع 410 متر در مقابل چشم همگان فرو ریختند. در همین زمان جورج دبلیو بوش رئیس جمهور آمریکا در محلی بود که همگان را به یاد عطوفت و مهربانی می انداخت، او در این ساعت در مدرسهای و در جمع دانش آموزان دبستانی در حال گفتگو بود، جایی که هیچ کسی به نقشههای شوم او و اربابان صهیونیستش شک نکند و او را در حالتی صلح طلب و معصومانه به نمایش بگذارد. بوش پسر بر اساس تصاویر تلویزیونی وقتی به وسیله مشاور خود از حادثه خود ساخته حمله به برج های تجارت جهانی با خبر شد، ابتدا به محل نامعلومی منتقل شد و بعد از اعلام حالت فوق العاده در آمریکا سریع شروع به اجرای نمایشی پرداخت که به گفته کارشناسان بیش از 500 میلیارد دلار برای مردم آمریکا هزینه داشت. دقایقی بعد نیروی هوایی این کشور اعلام کرد که پرواز در سراسر آمریکا ممنوع است اما این اخطار مانع از آن نشد که هواپیمای سوم با ساختمان پنتاگون برخورد کند، این حادثه بین المللی با توجه به اخبار منتشر شده بعد از آن دارای ابعاد بسیار مهمی می باشد، به طور مثال در بعد داخلی، ایالات متحده که با بهره گیری از ابزار پیشرفته و تقویت سازمان سیا چنین القا می کرد که هیچ خطری نمی تواند امنیت این کشور را آسیب بزند و به زعم خود به دنبال برنامه ریزی برای امنیت نظام بین الملل بود یکباره گرفتار مصیبت بزرگی شد و در درون خاک امریکا مورد حمله قرار گرفت. در بعد بین المللی نیز دولت نظامی گرا و مداخله جوی بوش پسر فرصت مناسبی برای تحقق برنامه های از پیش طراحی شده خود در نقاط مختلف به خصوص منطقه ژئوپلتیک و ژئواستراتژیک خاورمیانه را پیدا کرد و پس از مدتی با سوء استفاده از افکار عمومی و به بهانه دخالت طالبان در این فاجعه و حضور آنها در افغانستان این کشور را اشغال کرد. گرچه دولت بوش از این واقعه سود بسیاری برد و مشکلات خود را پوشش داد و مخفی نمود اما هرگز بیان نکرد و ابهامات زیادی وجود دارد که دستهایی در وقوع این حادثه وجود دارد. با اینکه 11 سپتامبر در آمریکا رخ داد، اما جورج بوش با ارائه طرح جنگ بر ضد تروریسم وعده داد این پدیده را در تمام دنیا ریشه کن کند و امنیت را برای ساکنین کره خاکی به ارمغان آورد. اما بعد از گذشت چندین سال از طرح مبارزه با تروریسم که از سوی رئیس جمهوری آمریکا مطرح شده میگذرد، طی این مدت دولت بوش در راستای اهداف سلطه طلبانه خود و به بهانه جنگ ضد تروریسم کشورهای افغانستان و عراق را که از نظر او مهد ترور و ناامنی در دنیا بودند اشغال کرده است. اگر چه حمله به این دو کشور سرنگونی رژیم های جبار طالبان و صدام را به دنبال داشت، اما به وعدههای دروغین بوش و ریشه کن کردن پدیده ترور منجر نشد، بلکه زمینهای برای به راه افتادن موجهای واقعی ترور و قتل عام انسانهای بیگناه صادر شد. شواهد حاکی از آنست که آمریکا نه تنها به هدف ظاهری که از حمله به عراق و افغانستان دنبال میکرد نرسیده، بلکه طی چند سال اخیر جهان شاهد موج گستردهای از حملات و وقایع پلید تروریستی آدم ربایی و گروگانگیری بوده است. اینکه چه عواملی در پشت پرده یازده سپتامبر دست داشتهاند خود بحث مفصلی است. اگر بن لادن واقعا مسئول 11 سپتامبر بود چرا آمریکاییها به جای سرگرم شدن به مساله عراق و تهدید کشورهای مستقل در جهان درصدد دستگیری و مجازات او برنمیآیند؟ بن لادن به هنگام وقوع این حادثه از سوی این محافل مهمترین دشمن آمریکا معرفی شد ولی این نکته قابل توجه است که چرا اکنون به فراموشی سپرده شده و از دشمنان دیگری نام به میان میآید. با وجود گذشت 6 سال از این حادثه هنوز هم ناگفتهها و ابهامات فراوان درباره آن وجود دارد که برای شناخت آن نیازمند گذشت زمان و افشای اخبار جدید هستیم. از جمله مسائلی که میتوان در خصوص حادثه 11 سپتامبر به آن اشاره کرد این است که مطمئناً این حادثه یک سناریوی از پیش طراحی شده بود، تا بوش و حامیان صهیونیست وی بتوانند از فرصت بوجود آمده نهایت استفاده را در منطقه خاورمیانه و جهان از آن ببرند و به بهانه نظم نوین جهانی و مبارزه با تروریسم لشکرکشیهای خود را آغاز نمایند. نکته قابل توجه این است که بر اساس یک طرح، چندین شبکه تلویزیونی و فرستندههای آنها (شما بخوانید به طور کاملاً تصادفی!!!) در نزدیکیهای برجهای دوقلو در حال فعالیت بودند و لحظه برخورد دو فروند هواپیمای مسافربری را به تصویر کشیدند و از آن مهمتر این که بر اساس آمار منتشر شده نزدیک به 2 هزار یهودی در این دو برج فعالیت داشتند، اما بر اساس یک هماهنگی به عمل آمده هیچ کدام از این افراد در روز حادثه در محل کار خود حاضر نشدند و هیچ گاه معلوم نشد که علت غیبت همزمان این افراد چه چیزی بوده است. گذشته از این حقایق چگونه می توان پذیرفت (NSA) که مدعی شنود مکالمات در کل جهان است یا سازمان سیا که متخصص انواع ترور، توطئه، انفجار و آشوب است، از وقوع این حادثه بزرگ بی خبر بودهاند؟! هنگامی که مطابق گزارش های دقیق امنیتی ، شماری از کشورها تلویحاً از پیوندهای ظریفی که بین حادثه 11 سپتامبر با چهره های سرشناس امریکا وجود داشت ، پرده برداشتند؛ اختلاف در کاخ سفید چنان بالا گرفت که بعضی وزراء علناً با بوش به مخالفت برخاستند تا در صورت نیاز پای خود را از این گرداب مهلک کنار بکشند. پال اونیل (وزیر دارایی) وقت آمریکا که گفته بود آمریکا باید برای نابودی تروریسم به هر کشوری که بخواهد و در هر شرایطی حمله کند، پس از استعفای خود فاش کرد «بوش سرنگونی صدام را قبل از 11 سپتامبر برنامه ریزی کرده بود». در واقع 11 سپتامبر یک سکانس رقت آور از سناریوی پلیدی است که با نوارهای بن لادن به صورت سریالی از تیزرهای سیاسی برای فریب جهانیان اجرا شده است، از حیث روانی به تقلید از هولوکاست طراحی شده و به همان اندازه بزرگ نمایی شده و مشابه هولوکاست ساختگی و دروغی است. اما باید در این بین به نکته دیگری نیز اشاره کرد که برخی اخبار 11سپتامبر از سوی رسانه های غربی به طور عمد نادیده گرفته شده اند، در حالی که این اخبار می تواند نمایانگر حقایق بسیار با ارزشی در این زمینه باشند. تنها چند روز پس از انفجار برج های مرکز تجارت جهانی و ساختمان وزارت دفاع آمریکا در واشنگتن 200 خلبان ارشد خطوط هوایی و همچنین نیروی هوایی این کشور پس از نشستی طولانی درباره حوادث 11سپتامبر بیانیهای منتشر کردند که از سوی رسانه های غربی نادیده گرفته شد. آنها اعلام کردند برخورد هواپیماهای مسافربری به برج های مرکز تجارت جهانی حساب شده و بسیار پیچیده تر از آن بوده است که خلبانان مبتدی با چند ماه آموزش از روی دستگاه های زمینی هواپیماهای مسافربری بتوانند آن را انجام دهند و چنین اقدامی بدون اطلاع و هماهنگی و حمایت رده های عالی امنیتی و سیاسی کشور غیرممکن است و آنها حداکثر خیانت را به کشورشان کرده اند. در بیانیه خلبانان آمریکایی آمده است، دولت این کشور از دستگاه های فوق العاده پیشرفته و جدیدی برخوردار است که توانایی هدایت هواپیماها از راه دور را دارند و این دستگاه ها می توانند هواپیماها را بدون دخالت خلبان به سمت هدف های مورد نظر خود هدایت کنند. با وجود چنین نظرات کارشناسانه آن هم از سوی یک تیم 200 نفره از خلبانان زبده آمریکایی، باید متذکر شد که آمریکا در پی حوادث 11سپتامبر دوران جدیدی از سلطه طلبی را برای جهان در نظر گرفت که به آن نام مبارزه با تروریسم داده است. در واقع واشنگتن با دستاویز قراردادن حوادث 11سپتامبر امروزه درصدد استفاده حداکثر از نیروی نظامی خود برای حضور در مناطق حساس جهان است،آنها پس از حضور در کنار منابع غنی نفت آسیای مرکزی اکنون تمام توان خود را متوجه منطقه خلیج فارس کردهاند. اما یک موضوع دیگر نیز در خصوص برخورد هواپیماهای ربوده شده با برج های دوقلو و ساختمان پنتاگون وجود دارد، اینکه برج های ساختمان تجارت جهانی نه بوسیله برخورد هواپیماها بلکه به وسیله چند انفجار و مواد منفجرهای که باعث بیشتر شدن اثر تخریب می شود فرو ریخته است و نکته دیگر اینکه چگونه ساختمان وزارت دفاع آمریکا با برخورد هواپیما هیچ آسیبی نمی بیند!؟ جالبتر آن که مجموع طول 2 بال هر هواپیما از عرض هر برج کمتر است، چگونه برجها 30 دقیقه بعد از انفجار، ناگهان در محیط خود فرو ریختند؟ و چرا برجی که دومین اصابت را متحمل شد قبل از برج اول فروریخت؟ این موارد به تنهایی تئوری تخریب برجها به وسیله مواد منفجره را اثبات می کنند. در واقع هواپیماها به پایین برجها کوبیده می شوند تا نشست برجها به علت اصابت هواپیماها ، منطقی به نظر آید لکن در آن صورت هم صحنه فعلی با کارکرد افسانهای ایجاد نمی شد و از دیگر سو با اصابت هواپیما در بالا و تخریب برج از پایین به سهولت می توان به استفاده از مواد منفجره در این عملیات یقین پیدا کرد، البته برای هرکس که تعمق کند. کافی است یک بار صحنه تخریب بناهای قدیمی با دینامیت یا TNT را که مشابه فرو ریختن برجها در 11 سپتامبر است ببینید تا به روش واحد در انهدام آنها پی ببرید. البته باید گفت که برج های دوقلو بیش از 30 سال قبل بر اساس طرح «مینورو یاماساکی » ساخته شده بودند و در قرن 21 تقریباً قدیمی محسوب می شدند و حتی بدون نظارت و مجوز شهرداری احداث شده بودند! امری که در محله مهم منهتن کاملاً استثنایی است و همچنین چطور امکان دارد برخورد هواپیما موجب فروریختن 2 برج 110 طبقه شده، اما چگونه در برخوردی مشابه با ساختمان وزارت دفاع آمریکا یعنی پنتاگون حتی یک ضلع کامل از ساختمان پنتاگون فرو نریخت؟! گرچه وزارت دفاع آمریکا علت پا بر جا ماندن ضلع مضروب پنتاگون را قرار دادن جکهای احتیاط در پشت آن ضلع می داند، زیرا طبق برنامه قبلی ، قصد نوسازی آن بخش از بنا را داشت، اما این اعتراف هم اطلاع پنتاگون از وقوع حادثه را نشان می دهد. حال اگر بپذیریم تخریب برجها به دلیل اصابت هواپیماها بوده، انهدام ساختمان سیاه رنگ مجاور برجها چگونه قابل توجیه است؟ آتش نشان های حاضر در صحنه اظهار کردهاند: "دربهای طبقه همکف برجها بسته بود؛ مردم محبوس به شیشه ها میکوبیدند و کمک می خواستند و لحظاتی قبل از انهدام کامل برجها، انفجاراتی در زیرزمین برجها رخ داده بود" حتی اگر این گفته ها را نپذیریم، چطور ممکن است در بلندترین برج جهان راه نجات، سیستم مدیریت بحران و برق اضطراری وجود نداشته باشد؟ چرا دربها بسته و آسانسورها کار نمی کردند و به همین علت مردم به ناچار از بالای برج به بیرون می پریدند؛ در حالی که نیم ساعت برای عملیات نجات فرصت بود، حتی یک نفر هم نجات نیافت. جالبتر آن که حتی یک بالگرد برای کمک به مردم یا اطفاء آتش در محل حاضر نشد، اما چند بالگرد مشغول فیلمبرداری از فاجعه بودند!! براساس دلایل، شواهد و قرائن فوق الذکر یک فرضیه این است که سیا، رایانه هواپیما را قبل از پرواز در مسیر اصابت به برجها تنظیم و بعد از برخورد، نیم ساعت صبر کرد تا مردم از صحنه فیلم و عکس بگیرند؛ سپس با انفجار سریع و مرحله به مرحله مواد منفجره - که از قبل در پی، پایه ها و طبقات کار گذاشته شده بودند - برجها را تخریب کرد. و اینکه شبکه CNN هم پس از پخش فیلمهای مربوط به انفجار برجها تصاویر 10 سال قبل شادی فلسطینی ها را پخش کرد. سپس بازیگر بن لادن از طریق نواری در شبکه الجزیره - که صحت آن را سیا تایید کرد که از حملات بعدی القاعده خبر داد تا مسوولیت 11 سپتامبر متوجه مسلمین شود. آنگاه بوش ، اسلام را به جنگ صلیبی تهدید کرد و... هفت سال از حادثه یازده سپتامبر می گذرد،اما بهره گیری تبلیغاتی مربوط به این موضوع همچنان دستور کاری است که دولت فعلی آمریکا آن را با خود به همراه دارد و مصائبی را بر مناطق بحران زده جهان و مسلمانان تحمیل کرده، بدون اینکه درباره تمام فرضیه های مربوط به عاملین اصلی آن اجازه بررسی داده شود. پس از این حادثه، تروریسم تفسیر جدیدى پیدا کرد، ساختار نظام فکرى آمریکا در سیاست خارجى تغییر و به سوى یک نظام سلسله مراتبى امرى و غیر مشروط سوق پیدا کرد. اولین پیامد این تغییر، گسترش مفهوم مبارزه با تروریسم بود که جرج بوش آن را در 11 سپتامبر 2001 در جمع نمایندگان کنگره تبیین کرد و دولتها را در مقابل انتخاب این گزینه قرار داد که آنکه با ما نیست، علیه ما است! با مطالعه جزئیات، این مسئله روشن می شود که اتهاماتی چون نسبت دادن محور شرارت به برخی کشورها، برنامه هایی از پیش تعیین شده بود، اما برخی فرضیات قوی و علمی که درباره توطئه بودن حادثه 11 سپتامبر مطرح شد هرگز اجازه بررسی نیافتند. * مهدی اللهیاری
منبع: خبرگزاری فارس
-------------------------------------------------------------
"جیمز تاکر جونیور" مکانیک بازنشسته نیروی هوایی آمریکا در مصاحبه با نشریه آمریکایی " آمریکن فریپرس" فرضیه برخورد هواپیمای مسافربری به ساختمان پنتاگون در روز 11 سپتامبر 2001 را زیر سوال برد.
این نظامی بازنشسته آمریکایی که برای تمیز کردن محل انفجار به ساختمان پنتاگون اعزام شده بود ، به نشریه آمریکایی گفت که به محلی که اعزام شده است شواهد یک صحنه سازی را دیده است و ادعاهای حکومت آمریکا مبنی بر برخورد یک هواپیمای مسافربری دزدیده شده توسط تروریست ها به محل ساختمان پنتاگون بی معنی است.
این بازنشسته نیروی هوایی آمریکا در تشریح مشاهداتش از صحنه به هنگام ورود به محل می گوید : " ما انتظار داشتیم با لاشه های زیادی مواجه شویم، اما آنجا مقدار خیلی کمی وجود داشت. آنجا فقط یک تکه از موتور و بخشی از ارابه فرود روی زمین وجود داشت. این طور به نظر می رسید که آنها را در آنجا گذاشتهاند. نه از بال های هواپیما خبری بود و نه از قسمت دم هواپیما اثری بر جای مانده بود."
تاکر جونیور در ادامه با تشکیک در شکاف به وجود آمده در بدنه ساختمان پنتاگون میگوید: "سوراخهای ساختمان پنتاگون در اندازهای بودند که گویی به وسیله یک هواپیمای جاسوسی بدون سرنشین " پریدیتور " به وجود آمدهاند. " آنجا "دو موتور بزرگ" وجود داشت که به گفته دولت، متعلق به هواپیماهایی بودند که پنتاگون را سوراخ کرده بودند، اما "سوراخ ها خیلی کوچک تر از آن بودند " که با واقعیت جور در بیایند.
این مکانیک بازنشسته نیروی هوایی امریکا در ادامه با ذکر مطالب تکراری درباره حادثه 11 سپتامبر به موضوعاتی چون انفجار عمدی ساختمان های دو قلو اشاره می کند و می افزاید :" در روز حادثه در مقابل ساختمان های دو قلوی نیویورک ، دو تن از اتباع اسراییلی یک دوربین نصب کرده و گویی منتظر حمله بودند . آنها یک دوربین سه پایه را در پشت بام انباری که کار می کردند نصب کرده و اندکی قبل از حملات دوربینشان را روی برج های دوقلو تنظیم کرده بودند. شاهدان به پلیس گفتند که آن پسرها هنگام حملات از خوشحالی به هوا پریده و دست زدند. پلیس آنها را یک شب نگه داشت و فردای آن روز به اسرائیل بازگردانده شدند."
این آمریکایی مشکوک به حادثه 11 سپتامبر در ادامه میافزاید: " همه این ماجرا در رسانه ها گزارش شد، اما داستان بلافاصله حذف گردید. این اسرائیلی ها چگونه می دانستند که کجا باید باشند و چه زمانی از فاجعه مرکز تجاری فیلم بگیرند؟"
سرباز بازنشسته نیروی هوایی آمریکا در ادامه می گوید :"حادثه 11 سپتامبر آن گونه که می گویند نبوده است. در واقع ما به خودمان حمله کردیم تا مقدمات تهاجم به عراق را آماده کنیم."
پس از واقعه 11سپتامبر بسیاری از رسانه ها و شخصیت های آمریکایی با زیر سوال بردن برخی از فرضیات و مطالب ارایه شده از سوی دولت آمریکا درباره چگونگی حمله 11 سپتامبر این حادثه را زیر سوال برده و گفته اند که حملات تروریستی 11 سپتامبر آن گونه که دولت آمریکا مدعی است صرفا به دست تروریست های القاعده و اسامه بن لادن طراحی نشده و افرادی از داخل هیئت حاکمه آمریکا در این ماجرا دست داشته اند.
این فرضیات در حالی ارایه میشود که دولت آمریکا مدعی است که به دلیل امنیتی بودن موضوع نمیتواند تمامی شواهد و اطلاعات خود را درباره حملات تروریستی 11 سپتامبر اعلام عمومی کند.
مثلا دولت آمریکا هیچ گاه از سرنو شت 4 هواپیمای ربوده شده دیگر خطوط هوایی آمریکا که همزمان با ربودن 4 هواپیمای حمله کننده یا ساقط شده (که دو فروند از آنها به برجهای دو قلوی نیویورک، یک فروند به ساختمان پنتاگون و یک فروند دیگر در پنسیلوانیا سقوط کرده است) خبر دزدیده شدن آنها نیز اعلام شده بود ، خبری منتشر نکرده است.
منبع: عصر ایران
-------------------------------------------------------------
نقش موساد در حادثه 11 سپتامبر
مترجم: حمید سزاوار
هر چقدر که درباره نقش دستگاههای اطلاعاتی در حمله 11 سپتامبر 2001 سخن به میان میآید، ابهامات و شک و شبهات در خصوص موساد ـ سازمان اطلاعاتی رژیم صهیونیستی نیز افزایش مییابد.
بعد از گذشت چند روز از وقوع این حادثه چنین شایع شد که به کارمندان رژیم صهیونیستی شاغل در مرکز تجارت جهانی نیویورک قبلاً هشدار داده شده بود که در تاریخ 11 سپتامبر در محل کار خود حاضر نشوند. «آندریاس بولوف»، وزیر اسبق تحقیقات آلمان در کتاب خود «سی آی ای و 11 سپتامبر» این سؤال را مطرح میکند که با اینکه تعداد بسیاری از صهیونیستها در شرکتهای متعددی در نیویورک کار میکنند؛ چرا در این قضیه فقط یک صهیونیست به هلاکت رسید؟
آیا موساد و سی آی ای قبلاً از وقوع این حادثه باخبر بودند؟
بدون شک همکاری موساد و سی آی ای در عملیاتهای مشترک سابقه طولانی دارد که در طی آنها به تبادل اطلاعات پردختهاند.
به رغم اینکه صهیونیستها از طریق همکاران خود که در سازمانهای امنیتی آمریکا کار میکنند، به کسب اطلاعات میپردازند، اما این دو سازمان برای اجرای اهداف خود متکی به روشهای جنگ روانی هستند که «ویکتور استروفسکی» و «آری بن مناشی» دو عضو سابق موساد از بعضی از طریق این روشها پرده برداشتهاند و اینکه چطور ممکن است از طریق امال خشونتآمیز عربهای تندرو و افراطی و تطمیع عمالشان که در واقع برای سازمان مخابرات رژیم صهیونیستی فعالیت میکنند، افکار عمومی را به خود جلب کنند و این همان روشی است که رژیم اشغالگر قدس برای کاهش خشم و نفرت افکار عمومی جهان ناشی از ظلم و ستم بر فلسطینیها، فعالیتهای خود را در دهههای هشاد و نود میلادی بر آن متمرکز کرده است.
بر طبق گزارشهای ارایه شده از 45 هزار کارمندی که در مرکز تجارت جهانی در نیویورک کار میکردند، سه هزار نفر از آنها در نتیجه حمله 11 سپتامبر از بین رفتند، بعضی از آنها در این حادثه نجات پیدا کردند و برخی دیگر در این روز در محل کار خود حضور نداشتند.
جالب اینجاست که بعد از وقوع حادثه 11 سپتامبر اعلام شد که 300 صهیونیست در این واقعه کشته شده است، ولی این عدد بعداً به 30 نفر و در نهایت به یک نفر کاهش یافت که او هم از کارمندان مرکز تجات جهانی نبوده است.
ادله و شواهد بسیاری دال بر نقش پیچیده سازمان اطلاعاتی رژیم صهیونیستی (موساد) در این قضیه وجود دارد که در این تحلیل به دو مورد از آنها اشاره میشود:
اول اینکه شرکت «ادیگو» که مقر اصلی آن در سرزمینهای اشغالی فلسطین است، دو ساعت قبل از وقوع این حمله به کارمندان خود در یکی از شعب این شرکت در مجاورت ساختمان مرکز تجارت جهانی قرار دارد، ابلاغ میکند که فوراض محل کار خود را ترک کنند.
دوم اینکه شرکت صهیونیستی «تسیم» چند هفته قبل از این حاثه دفاتر خود را از مرکز تجارت جهانی به شهر «نورفولک» در ایالت ویرجینیا انتقال داده بود، با اینکه قراداد اجاره این دفاتر در 31 ماه دسامبر یعنی 49 روز بعد به پایان میرسید.
منبع: روزنامه عربآنلاین
----------------------------------------------------------------------------
اسرار 11 سپتامبر
چرا پنتاگون مانند برجها آتش نگرفت و آمار مقتولین ادعایی اعلام نشدو جز چند تصویر مطلب دیگری مخابره نشد دلیل انهدام برجها ذوب شدن اسکلت فلزی بر اثر حرارت ناشی از انفجار هواپیماها عنوان شد.
1 ـ پذیرفتن آن ادعا بدین معناست که گرما از طبقات فوقانی به فونداسیون منتقل و موجب نشست برجها شده حال آن که گرمادر فلزات به صورت رسانایی از پایین به بالا منتقل می شود علاوه بر این اگر گرما باعث فرو ریختن بنا شده چرا ابتدا طبقات بالای برج و محل برخورد (مثلا طبقه 106 ) دچار ریزش نشد بلکه برعکس انهدام برجها از طبقات پایین آغاز شد. چرا برجها به جای فرو ریختن مرحله به مرحله متلاشی نشد یا از یک طرف به خارج از محیط خود متمایل نشدند یا به صورت افقی سقوط نکردند.
2 ـ برجها را 30 سال قبل بر اساس طرح « مینور و یاماساکی » ساخته بودند و در قرن 21 تقریبا قدیمی محسوب می شدند. طبق تحقیقی که با مجوز کنگره انجام گرفت روشن شد برجها بدون نظارت و مجوز شهرداری احداث شده اند! امری که در محله مهم منهتن کاملا استثنایی است .
3 ـ فرض کنیم نظر دقیق « تیری میسان » در باره اصابت موشک به پنتاگون صحیح نباشد در این صورت برخورد هواپیما موجب فروریختن 2 برج 110 طبقه شده چگونه در برخوردی مشابه حتی یک ضلع کامل از ساختمان پنتاگون فرو نریخت ! (گرچه وزارت دفاع علت پابرجا ماندن ضلع مضروب پنتاگون را قرار دادن جکهای احتیاط درپشت آن ضلع می داند) زیراطبق برنامه قبلی قصد نوسازی آن بخش از بنا را داشت اما این اعتراف هم اطلاع پنتاگون از وقوع حادثه را نشان می دهد.
4 ـ این فرضیه که ضربه ناشی از اصابت متحرکی ثقیل با سرعت زیاد به برجها عامل انهدام بوده هم منتفی است زیرا برجها به منظور مقابله با گردبار و طوفان های آتلانتیک به صورتی ایمن طراحی شده و 3 دهه پابرجا بوده و دچار هیچ ارتعاشی نشده بودند . جالبترآن که مجموع طول 2 بال هر هواپیما از عرض هر برج کمتر است . چگونه برجها 30 دقیقه بعد از انفجار ناگهان در محیط خود فرو ریختند و چرا برجی که دومین اصابت را متحمل شد قبل از برج اول فرو ریخت این موارد به تنهایی تنوری تخریب برجها به وسیله مواد منفجره را اثبات می کنند.
5 ـ فرضا بپذیریم تخریب برجها به دلیل اصابت هواپیماها بوده انهدام ساختمان سیاه رنگ مجاور برجها چگونه قابل توجیه است . آتش نشان های حاضر در صحنه اظهار کرده اند : « دربهای طبقه همکف برجها بسته بود مردم محبوس به شیشه ها می کوبیدند و کمک می خواستندو لحظاتی قبل از انهدام کامل برجها انفجاراتی در زیرزمین برجها رخ داده بود » حتی اگر این گفته ها را نپذیریم چطور ممکن است در بلندترین برج جهان راه نجات سیستم مدیریت بحران و برق اضطراری وجود نداشته باشد چرا دربها بسته و آسانسورها کار نمی کردند و به همین علت مردم به ناچار از بالای برج به بیرون می پریدند در حالی که نیم ساعت برای عملیات نجات فرصت بود حتی یک نفر هم نجات نیافت .
در حادثه حریق سوپرمارکتی در پاراگوئه رئیس فروشگاه دستور بستن دربها را داد تا از غارت کالاها جلوگیری کند و مانع از فرار مشتریان و در نهایت کشته و زخمی شدن دهها تن شد اما در 11 سپتامبر چرا آیا برای تلفات بیشتر و اجرای پروژه مظلوم نمایی تاریخ اتفاقات مشابه این حادثه را روایت کرده است : « در ژوئن به آن حمله کرده و سپس قایق های نجات را Liberty 1967 یک زیردریایی اسرائیلی پس از انهدام ناو آمریکایی زد تا هیچ شاهدی برای افشا واقعه زنده نباشد و حادثه به اعراب منتسب شود. »
6 ـ جالبتر آن که حتی یک بالگرد برای کمک به مردم یا اطفا آتش نیامد اما چند بالگرد مشغول فیلمبرداری از فاجعه بودند!! بر اساس دلایل شواهد و قرائن فوق الذکر یک فرضیه این است که سیا رایانه هواپیما را قبل از پرواز در مسیر اصابت به برجها تنظیم و بعد از برخورد نیم ساعت صبر کرد تا مردم از صحنه فیلم و عکس بگیرند سپس با انفجار سریع و مرحله به مرحله مواد منفجره (که از قبل در پی پایه ها و طبقات کار گذاشته هم پس از پخش فیلمهای مربوط به انفجار برجها تصاویر 10 CNN شده بودند) برجها را تخریب کرد . شبکه سال قبل شادی فلسطینی ها را پخش کرد. سپس بازیگر بن لادن از طریق نواری در شبکه الجزیره (که صحت آن را سیا تاییدکرد) از حملات بعدی القاعده خبر داد تا مسوولیت 11 سپتامبر متوجه مسلمین شود . آنگاه بوش اسلام را به جنگ صلیبی تهدید کردو...
در واقع هواپیماها به پایین برجها کوبیده می شوند تا نشست برجها به علت اصابت هواپیماها منطقی به نظر آید لکن در آن صورت هم صحنه فعلی با کارکرد افسانه ای ایجاد نمی شد. از دیگر سو با اصابت هواپیما در بالا و تخریب برج از پایین به سهولت می توان به استفاده از مواد منفجره در این عملیات یقین پیدا کرد البته برای را که مشابه فرو TNT هرکس که تعمق کند کافی است یک بار صحنه تخریب بناهای قدیمی با دینامیت یا ریختن برجها در 11 سپتامبر است ببینید تا به روش واحد در انهدام آنها پی ببرد .
دولت بوش از وقوع حادثه 11 سپتامبر سود بسیاری برد زیرا این حادثه همه مشکلات بوش را پوشش داد و مخفی نموداما هرگز این منفعت ها را بیان نکرد. تمام بخشهای اقتصادی آمریکا که از نابودی برجها متضرر شدند زیان خود را جبران کردند تا جایی که در 4 ماه اول 2002 رشد اقتصاد امریکا به 5 درصد رسید . آمریکا برای سلطه بر جهان و جلب همکاری قدرت های بزرگ به جای رقابت با آنها نیازمند استقرار یک سیستم امنیتی به رهبری خودش در جهان بود و با وقوع حادثه ای تکاندهنده چون 11 سپتامبر این بهانه را به دست آورد. در جهان کنونی آدم ربایی بمب گذاری و ترور امری عادی شده است اما تاکنون اتفاق نیفتاده که یک هواپیمای مسافربری به یک ساختمان (2 شی غیرنظامی ) برخورد کند حادثه ای خونین که به دلیل ابعادش تاثیر روانی وسیعی برجهان بگذارد مردم را بفریبد دولتها رامجبور به تعامل با آمریکا نماید و سایه ترس از تکرار حوادث مشابه چون مترسکی در دست کاخ سفید قرار دهد تا ضمن مظلوم نمایی بهانه ای به نام مبارزه با تروریسم خودساخته برای توجیه جنایاتش و تحقق اغراض داشته باشد.
نظرات ()