نون و القلم

"و تاثیر قلم صلاح و فساد مملکت را کاری بزرگست و خداوندان قلم را که معتمد باشند عزیز باید داشت" - خیام

چرا مرگ بر روسیه؟

بازخوانی شعارهای اغتشاشگران سبز

عبدالله گنجی

در حوادث پس از انتخابات ریاست‌جمهوری دهم یکی از شعارهای طراحی شده در فضای سایبری که به کف خیابان‌ها نیز آورده شد شعار مرگ بر روسیه در مقابل شعار مرگ بر آمریکا بود. چرا معترضان در جایگزینی شعار مرگ بر آمریکا یکی از کشورهای اروپایی نظیر فرانسه، انگلیس و آلمان را مورد حمله قرار نمی‌دهند؟

 
در نگاه اولیه و خوش‌بینانه می‌توان به این پاسخ رسید که مرگ بر روسیه یعنی نفی شرق به همراه نفی غرب و شاید از خود بپرسیم، مگر امام(ره) شرق و غرب را به یک اندازه، ‌دشمن مستضعفین و انقلاب اسلامی نمی‌دانست، پس چرا ما در طول سالیان گذشته، فقط متمرکز بر غرب و صهیونیست‌ها بوده‌ایم؟ برای پاسخ به سؤالات ذکر شده توجه و تأمل در نکات ذیل ضروری است:
1- آنچه مد نظر امام بود شعار «نه شرقی و نه غربی» بود. منظور از این شعار شرق و غرب جغرافیایی نبود بلکه رد دو تفکر غالب بر جهان یعنی سوسیالیسم و کاپیتالیسم بود. امام‌(ره) هر دو مکتب را مادی و فاقد صلاحیت برای اداره جوامع می‌دانست و اسلام را واجد جامعیت و صلاحیت جهت جایگزینی آنها معرفی می‌کرد. بنابراین نه شرقی و نه غربی علیه دو قطب حاضر در جهان بود که دو تفکر موجود را رهبری و برای بسط و گسترش آن تلاش می‌کردند.اما امروز از شوروی که نماینده شرق بود خبری نیست و روسیه امروزی نیز نه مدعی سوسیالیسم است و نه درصدد گسترش کمونیسم در جهان و نه هیبت و سلطه‌جویی شوروی سابق را دارد.
2- اگرچه روسیه در برخورد با نظام جمهوری اسلامی به دنبال منافع خویش است اما خصمانه بودن روابط آمریکا اعم از محاصره اقتصادی، تحریم، براندازی نرم، راه‌‌اندازی رسانه‌های ماهواره‌ای و سایبری، پناهگاه ضد انقلاب، حمایت از اشغالگران فلسطین، قلع و قمع مردم عراق و افغانستان قابل تعمیم به روسیه نیست. مشکل ما با روسیه بر سر راه‌اندازی نیروگاه بوشهر و مسأله هسته‌ای است که آن هم بهتر از بقیه کشورهای صاحب حق وتو عمل کرده و 80 تن سوخت هسته‌ای نیروگاه بوشهر را نیز تحویل داده است. بعد از جنگ تحمیلی نیز به‌رغم تحریم همه جانبه غرب، بخشی از ناوگان هوایی جنگی کشور در زمان ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی را تأمین کرد.
3- چرا معترضان به نتیجه انتخابات شعار مرگ بر روسیه و مرگ بر آمریکا را توأمان فریاد نمی‌زنند تا اثبات کنند که به دنبال جامعیت بخشی به «نه شرقی ونه غربی» هستند چرا معترضان به بحث داخلی انتخابات، علیه دولت‌های خارجی شعار می‌دهند که هیچ سندی هم جهت دخالت آنان در حوادث پس از انتخابات وجود ندارد؟
چرا معترضان در جایگزینی شعار مرگ بر آمریکا یکی از کشورهای اروپایی نظیر فرانسه، انگلیس و آلمان را مورد حمله قرار نمی‌دهند؟ بررسی سؤالات فوق می‌تواند پاسخ‌های ذیل را به همراه داشته باشد: معترضان و خصوصاً کسانی که بعد از 29/3/88 همچنان بر شعارهای انحرافی پای می‌فشارند می‌خواهند اثبات کنند که در این کشور همه مخالف یا دشمن آمریکا نیستند و کسانی نیز وجود دارند که دشمن دشمنان آمریکا هستند بنابراین پیام غرب‌گرایی خود را اینگونه به آمریکا می‌رسانند. احتمال دوم آن است که سرنخ‌های برخی معترضان مستقیماً به آمریکا وصل است و آمریکا در سازماندهی حرکت‌های خیابانی و تولید محتوایی شعارها در فضای سایبری و رسانه‌ای موفق عمل کرده و توانسته پیام خودرا به طرفدارانش منتقل کرده و به روسیه نیز گوشزد کند که ما هم در ایران طرفدار داریم.
غربگرا بودن فریادکنندگان علیه روسیه را از زاویه‌ای دیگر نیز می‌توان دید چرا کسانی که در سال‌های گذشته به سبک معترضان فعلی در مقابل نظام اسلامی ایستادند و از بی‌توجهی مردم به خود مبهوت شدند، هنگام خروج از کشور، آمریکا را انتخاب کردند، مگر آنان نمی‌دانستند که آمریکا دشمن درجه یک ماست، اگر کشور را برای زندگی مناسب نمی‌دیدند چرا از حدود 200 کشور جهان آمریکا را انتخاب کردند، سازگارا که لحاف خود را در استودیو خبر VOA پهن کرده، محسن کدیور، سروش، حقیقت‌جو، عطری، افشاری، محمدی، گنجی و... چرا به آمریکا رفتند؟ آیا این رفتن نمایانگر وابستگی قبلی آنان به آمریکا نبوده است؟
آیا این پذیرش توسط آمریکا بدان معنی نیست که این افراد در مبارزه با نظام، راهبردهای آمریکا را دنبال می‌کرده‌اند؟ بنابراین بخشی از ضد انقلاب در کشور، در همان مسیر اسلاف خود حرکت می‌کند. در آینده هم اگر هر کس از عاملان و آمران حوادث پس از انتخابات بخواهد از کشور خارج شود به آمریکا خواهد رفت، چرا به روسیه نمی‌رود؟ اگر روسیه نیز به اندازه آمریکا دشمن ماست. باید به همان سان پذیرای مخالفان نظام باشد اما چرا اینگونه نیست؟رهبر معظم انقلاب اسلامی که در سخنرانی معروف خود در تاریخ 19/4/1379 حدود 5/2 ساعت درباره فروپاشی شوروی سابق صحبت می‌کنند، در قسمتی از سخنان خود می‌فرمایند: مردم روسیه مردم استخوان‌داری هستند. صدها سال سابقه در جهان دارند و کشور و ملت جدیدی نیستند اما آمریکایی‌ها در فروپاشی شوروی، کاری با این ملت کرده بودند که تعدادی از آنان در میدان سرخ مسکو جمع می‌شدند و به صورت نمادین ساندویچ مک‌دونالد می‌خوردند که اثبات کنند ما آمریکایی هستیم.این حکایت امروز درکشور ما دیده می‌شود. ملت ایران نیز ملت با استخوانی است و هزاران سال سابقه تمدنی و استقلال دارد اما عده‌ای می‌خواهند آن را در مقابل کشوری که 200 سال است از مهاجرانی چند ملیتی تشکیل شده و مظهر سلطه در جهان نیز هست، تسلیم کنند بنابر این شعار مرگ بر روسیه با اعتقاد به روحیه استکباری و سلطه‌جویی روسیه نیست. اصولاً این شعار هیچ پیامی را برای روسیه ندارد، پیام این شعار برای آمریکاست که: جناب آمریکا بشنو که در ایران غربگرا وجود دارد و ما با دشمنان تو مخالفیم، این دشمن چه روسیه باشد و چه دولت و ملت ایران.

منبع: جوان آنلاین

  
نویسنده : علی محمودی ; ساعت ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ آبان ۱۳۸۸

چرا "مرگ بر دیکتاتور" و "مرگ بر روسیه" و "مرگ بر چین"؟

چند روز پیش روز قدس را نیز پشت سر گذاشتیم. خوشبختانه مردم فهیم و تیزبین ملت اسلامی به خیابان ها ریختند و به ندای امام راحل عزیز، لبیک گفتند. بعد از گذشت 30 سال از انقلاب پرشکوه اسلامی و بعد از گذشت 20 سال از رحلت امام، مردم نشان دادند همان مردم انقلابی دهه های 20 و 30 و 40 و 50 خورشیدی هستند. مردمی که تا زنده اند انقلابی اند.

 مرحوم دکتر شریعتی می گفت، وقتی به تاریخ نگاه میکنیم می بینیم هر رژیم و حکوکتی، وقتی از بین میرود که در نهایت قدرت است. زیرا قبل از رسیدن به قدرت، افکار انقلابی داشته و تحرک و نشاط آن باعث جذب مردم می شود ولی وقتی به قدرت رسید، محافظه کار می شود. وقتی به قدرت رسید، مخالف هرگونه افکار انقلابی می شود.

من پیش خود فکر می کردم، پس چه طور می شود مردم وقتی رژیمی را ساقط می کنند و رژیم مورد دلخواه خود را به قدرت می رسانند، همان افکار انقلابی و همان اندیشه ها و کارهای انقلابی خود را ادامه بدهند تا بهمان آفتی که دکتر شریعتی اشاره کرده است، مبتلا نشوند.

بعد از کمی اندیشه، دیدم نمونه ی آن، همین رژیمی اسلامی خودمان است. همین که مردم هر هفته به نمازهای جمعه می روند، روز قدس بر علیه رژیم اشغال گر قدس شعار می دهند و در روز 22 بهمن به خیابان ها می ریزند و برعلیه آمریکا و اسراییل و دیگر کشورهای امپریالیسم و سلطه جو شعار می دهند، نشان از این دارد که مردم هنوز انقلابی اند.

این مقدمه را گفتم تا به مطلب اصلی برسم. در روز پرشکوه قدس، عده ای سبز پوش را مشاهده کردیم که به خیابانها ریخته بودند. خیابانهای انقلاب و کشاورز و میدان آزادی و هفت تیر و ... . همه جور آدم در میان آن ها بود. چادری بود، مانتویی بود. جوان و پیر. البته بیشترشان دخترهای کم  حجاب و اگر نگوییم بی حجاب و جوانهای پسر مو فشنی و شلوارهای پاره بر تن. عده ای با وقاهت تمام در رویروی چشم مردم روزه دار، روزه خواری می کردند. افتاده بودند خیابانها و کف و سوت می زدند و شعارهایی می گفتند که هیچ ربطی به روز قدس نداشت. با اینکه رهبر انقلاب، در نماز جمعه ی هفته ی قبل، تاکید کرد که مراقب باشید که دشمن از روز قدس سوء استفاده نکند، روز قدس، مخصوص فلسطین است و نه چیز دیگر. اما چه می شود کرد که حرف در گوش نادان نمی رود.

این افراد سبز پوش که آبروی رنگ سبز را بردند، در روز قدس به خیابانها ریختند و شعارهایی می دادند که نه خود ساخته بودند و نه می فهمیدند معنی این شعارها چیست. بلکه عده ای به دهان آنها انداخته بودند اینها نیز مثل میمون، تقلید می کردند.

این عده که تعداشان شاید به زور به هزار نفر می رسید، شعارهای "مرگ بر دیکتاتور!" ، "آزادی!"، "ما اهل کوفه نیستیم، پشت یزید بایستیم!" و "مرگ بر روسیه" و "مرگ بر چین" سر میدادند. آمدند ریختند و این شعارها را گفتند و کارشان را کردند و به خانه هایشان بازگشتند.

اما ای سبز پوشان، بدانید که شما به امام امت خیانت کردید. شما خون صدها هزار شهید انقلاب و هشت سال دفاع مقدس را پایمال کردید. شما به تمام رنج هایی که این ملت کشیده به اعتنایی کردید. من مخالف اعتزاض نیستم، همه ی رژیم ها نقص هایی دارند و قطعا این رژیم هم اشکالاتی دارند. اما هر کاری راهی دارد. باید همیشه انقلابی بود اما نه اینکه بیاییم بر علیه رژیم شعار بدهیم. باید انقلابی بود، اما انقلابی بودن فقط به براندازی رژیم نمی گویند.

ملتی انقلاب کرده است و خون داده است تا رژیم ستم شاهی را از بین برده است. حالا ما باید بیاییم انقلابی که خودمان و پدرنمان پای آن خون دل خورده اند از بین ببریم؟ آیا بهتر نیست بجای اینکار، بیاییم همه دست در دست هم دهیم و اشکالات و ضعف های موجود را حل کنیم.

آیا به نظرتان اگر اسراییل و آمریکا و انگلیس بر شما حکوت کنند ، شما راحت می شوید؟ نخیر. عاقبتتان همان عاقبت فلسطینی ها و عراقی ها و افغانستا نی ها می شود. چرا کمی تفکر نمی کنید. بیایید انقلابی باشیم، اما انقلابی در انجام خدمت به حکومت. بیایید کارهایی که باید انجام می شد و تا به حال انجام نشده است را انجام دهیم.

در روز قدس، شعار "آزادی" می دهید. آیا می دانید آزادی یعنی چه؟ آیا مفهموم امنیت را می دانید. جای گرم نشسته اید و خوراک و پوشاکتان رو به راه است و از سر بیکاری پارچه ی سبز را برمی دارید و به خیابانها می ریزید و شعار "آزادی" می دهید. چشمهایتان را باز کنید. به افغانستان و پاکستان و عراق نگاه کنید. چشمهایتان را باز کنید و به مردم فلسطین نگاه کنید. آنوقت وقتی خوب آنها را دیدید به خودتان نگاه کنید ، ببینید آیا آزادی دارید یا ندارید؟

ظاهرا تعریف شما از آزادی چیز دیگری است؟ چون که نمیتوانید در خانه اتان "ماهواره" داشته باشد و یا شما دختر خانم، چون نمی توانید فکلی کنید و با یه تیشرت و پشتان بند و یه شرتک (مثل آمریکا و انگلیس و ...) بیرون بیایی ناراحتی هستی و فکر می کنی "آزادی" نداری. و یا چون نمی توانی هر روز چندتا "ودکا" و "ویسکی" بنوشی؟ و یا چون نمیتوانی با دختران "سکس آزاد" داشته باشی؟ نه عزیزان من. آزادی به این چیزها نیست. کمی مطالعه کن، کمی تفکر کن، برای خود تعریف جدیدی از آزادی پیدا کن. آن آزادی که خاتمی (لعنه الله علیه) ، موسوی و کروبی به تو آموخته اند را از مخت بیرون کن. تو چه می دانی آزادی یعنی چه؟ صبح از خواب بلند می شوی و صبحانه ات را که شیر و آب پرتقال هست را میخوری و بعد از آن کت و شلوار جدیدت را می پوشی و سوار بهترین ماشین می شوی و به سر کارت که توی یه شرکت بزرگ است و تنها کارت این است که پای چپت را روی پای راستت بیندازی ، می روی و بعد از آن به خانه بر می گردی و زن و بچه هاتو ماچ می کنی و هزارتا قربون صدقشون را میری و بعد تلویزیون را روشن می کنی و برنامه ی دلخواهت را می بینی و بعدش به جای گرم و نرمت می روی. بعد روز قدس می یای تو خیابون شعار "آزادی" میدی؟ تو که آنقدر خورده ای که داره از دهنت بیرون میزنه شعار "آزادی" میدی؟ تو می دونی آزادی یعنی چه؟ برو به بچه های فلسطین نگاه بکن که نه "آب" برای خوردن دارند و نه "نان خشک". مردم افغانستان و عراق و پاکستان و کشورهای دیگری که توسط کشورهایی که تو قربون صدقشون را میری اشغال شده اند را نگاه کن بعد به من بگو آیا تو "آزادی" و "رفاه" داری یا نداری؟ آخه دیگه چی از این زندگی نکبتیت کمه که می خوای و نداری؟

عزیزان من، روز قدس روزی است که باید به خیابان ها بریزیم و بر علیه رژیم غاصب صهیونیسم که در فکر تحقق شعار از "نیل تا فرات" است شعار بدهیم.

ای سبز پوشان! به خیابان ها ریختید و دل دشمن را شاد کردید و دل مردم و امام و شهدا را نیش زدید. لبخند را به لبان دشمن نشاندید. آیا متوجه هستید که چه کار کردید؟ رسانه های دشمن، از کار شما استفاده کردند. حضور میلیونی مردم را به جهانیان مخابره نکردند. بلکه تصاویر شما را نشان دادند. می فهمید یعنی چه؟ ایران عزیز را در روز قدس که نشان از اتحاد مردم بود را با تصاویری از شما سبز پوشان، بهرانی نشان دادند. نشان دادند که وضعیت در ایران، بسیار وخیم و متزلزل است. هلیکوپتری را که بر فراز آسمان از جمعیت میلیونی مردم که آمده بوند بر علیه اسراییل شعار دهند فیلم برداری می کرد، را هلیکوپتری توصیف کرد که بر شما سبز پوشان تیراندازی می کرد.

کمی به خود بیایید. کمی تامل کنید. ببینید در حال انجام چه کاری هستید؟ دارید با دست خودتان، خودتان و ملتتان را بدبخت می کنید. البته خیلی کمتر از آنی هستید که بتوانید چنین کاری را کنید، اما همان هم زیاد است.

در روز قدس شعار "مرگ بر دیکتاتور" سر می دادید. البته جوانترها این شعار را می گفتند. مسن ترهایی که رضاه شاه و محمدرضا شاه ملعون را دیده بودند این شعار را تکرار نمی کردند. چون آنها دیکتاتور واقعی را دیده بودند. آنها می دادند که دیکتاتور یعنی چه. اما جوان ترها که معنی دیکتاتور را خوب نمی دانند، به غفلت این شعار را سر می دهند.

شما که می گویید "مرگ بر دیکتاتور" باید در زمان شاه بودید و به دست ساواک می افتادید و بعد در زندان های ساواک، پوست و ناخنتان را زنده زنده می کندند، تا بفمید دیکتاتور یعنی چه؟ وقتی آلت تناسلیت را به دستت می دادند و گوشت بدنت را بهت نشان می دادند، آنوقت معنی دیکتاتور را میدانستی. باید آن روز را که چادر مادر و خواهرت را از او می کندند و او را به زمین می کشیدند و یک سیلی و لقد نصارش می کردند را میدیدی، آنوقت معنی دیکتاتور را می فمیدی. باید زمانی را که ساواک، خواهر باکره ات را از خیابان می ربود و بعد از چند سال با یه بچه ی حروم زاده زیر بقل توی یکی از خیابونها پیداش می کردی، میدیدی، آنوقت معنی "دیکتاتور" را می فمیدی. حالا امروز شعار "مرگ بر دیکتاتور" سر می دهی؟ اول برو معنی دیکتاتور را توی لغت نامه و بعد از آن در تاریخ بخوان، بعد بیا تا ببینم حرف حسابت چیست.

عده ای دیگر شعار "مرگ بر روسیه" و "مرگ بر چین" سر میدادند. آیا اگر از تو بپرسند چرا بر علیه این کشورها شعار میدهی، جوابی داری؟ نداری؟ می دانی چرا؟ چونکه داری مانند میمون شعاری را که دیگران به دهنت داده اند را تکرار می کنی، بدون آنکه هدف از آن شعار را بدانی؟ اگر از یک بچه بپرسند تو چرا می گویی "مرگ بر اسراییل" او برای این سوال پاسخ دارد. میگوید این ها بچه ها و زنها و مردهای بیگناه را می کشند. اما توجوابی برای آن سوال نداری. جالب اینجاست که تو خود را روشنفکر می دانی و دیگران و طرفداران احمدی نژاد را یه عده امل و بی فکر و ریش و پشم دار می دانی. ای که خود را روشنفکر می دانی، چرا می گویی "مرگ بر روسیه" و "مرگ بر چین".

پس بذار برایت بگویم.

آمریکا و انگلیس، در زمان شاه نیز با شوروی روایط حسنه نداشتند. و یکی از مخالفان سرسخت حزب توده در ایران همان آمریکا و انگلیس بود و این مربوط به بعد از انقلاب نیست. حالا سوالی که پیش می آید این است که چرا آمریکا و انگلیس، با کشورهای کمونیست و حزبهای کمونیست در کشورهای غیر کمونیست، مخالفت می کنند. چونکه آمریکا و انگلیس، کشورهای امپریالیسم محسوب می شوند. اینها به دنبال استعمارو اسثمارو استحمار دیگر کشورها هستند. به دنبال کسب ثروت برای طبقه ی مرفه جامعه، حتی با زیر پا گذاشتن حق و حقوق کارگران هستند. آنها فقط بدنبال کسب ثروت، از هر راه و روش مشروع و غیر مشروع هستند. اما کومنیست، که کشورهای چین(بوسیله مایو) و روسیه(بوسیله ی لنین) نیز پرچم دار آن هستند دقیقا 180 درجه برعکس آن کشورهای امپریالیسم هستند. آنها به دنبال برابری هستند. در کشور کمونیست، طبقه معنی ندارد. همه باید در یک سطح باشند و از مزایای مادی و معنوی مساوی برخوردار باشند.

پس می بینیم کمونیستها، دشمنان اصلی کشورهای امپریالیسم مانند آمریکا و انگلیس هستند. حالا در ایران، در یک کشور اسلامی، عده ای سبز پوش ، شعار "مرگ بر روسیه" و "مرگ بر چین" سر میدهند. این دیگر از چیزهای خیلی عجیب است. آخر روسیه و چین با تو چه کار دارد که تو بر علیهش شعار میدهی؟ عده ای آنرا تکرار می کنند و تو بعد از آن مثل ... ادای آنها را در می آوری.

حالا می گوییم چین جدیدا عده ای مسلمان شیعه را کشته است، اما روسیه دیگر چرا؟ تازه اگر بگویی من شعار بر علیه چین می دهم چون مسلمانان را کشته است، باز هم حرفت، حرف حساب نیست؟ می دانی چرا؟ چونکه تو بر علیه اسراییل که 60 سال است مسلمانان را می کشد شعار نمیدهی و بر علیه چین که فقط تعداد اندکی مسلمان را کشته است شعار می دهی.

حرف، بسیار است و وقت، اندک. در خاتمه می خواهم بگویم بیایید دست از اختلافها و کینه ها دست برداریم. بیایید دست در دست هم دهیم و آرمان های امام را تحقق بخشیم. از زیر منبر موسوی و کروبی و خاتمی بلند شوید و زیر منبر رهبر انقلاب جلوس کنید. بدانید که راه سعادت در همین است.

والسلام

علی محمودی

١/٧/١٣٨٨

  
نویسنده : علی محمودی ; ساعت ٩:٢٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱ مهر ۱۳۸۸