نون و القلم

"و تاثیر قلم صلاح و فساد مملکت را کاری بزرگست و خداوندان قلم را که معتمد باشند عزیز باید داشت" - خیام

برای سالروز درگذشت «چارلی چاپلین»

سی‌وچهارمین سالروز درگذشت «چارلی چاپلین»، کارگردان، فیلم‌نامه‌نویس و بازیگر توانمند سینمای جهان است.

به گزارش ایسنا، «سر چارلز اسپنسر چاپلین» معروف به «چارلی چاپلین» روز شانزدهم آوریل 1889 از والدینی هنرمند در لندن به‌دنیا‌ آمد.

وی از بزرگترین کارگردانان، آهنگسازان و بازیگران آثار کمدی در عصر «هالیوود کلاسیک» سینمای آمریکا به شمار می‌آید که این توانایی را داشت که درد و رنج را در کنار عشق و انسانیت به تصویر بکشد؛ بدون این که بتوان به آن نام فیلم هندی اتلاق کرد.

«چاپلین» به‌راستی از خلاق‌ترین و تأثیرگذارترین شخصیت‌های عصر فیلم‌های صامت بود که هم‌زمان با بازیگری در فیلم‌هایش، کارگردانی، تهیه‌کنندگی و ساخت موسیقی آن‌ها را نیز برعهده داشت.

وی 65 سال از عمر 88 ساله‌اش را وقف سینما و دنیای سرگرمی کرد که شروع آن از سالن ویکتوریا انگلستان به‌عنوان پسربچه‌ای پنج ساله آغاز شد و تا سن 88 سالگی ادامه یافت. یک‌سال پس از مهاجرت همراه خانواده‌اش از انگلستان به آمریکا، «چاپلین» که به‌واسطه مادرش، علاقه فراوانی به بازیگری پیدا کرده بود، برای اولین‌بار در فیلم «در تلاش معاش» بازی کرد که البته چندان موردقبول مدیران کمپانی «کی‌استون» قرار نگرفت.

با این‌حال آنها تصمیم گرفتند فرصت دوباره‌ای به چاپلین جوان بدهند. وی در سن 24 سالگی در دومین فیلم‌اش با نام «مسابقات اتومبیل‌رانی کودکان» بازی کرد. سبک خاص راه‌رفتن سنگین او در این فیلم و همچنین فیلم بعدی‌اش «مخمصه‌ غریب میبل» سخت موردتوجه تماشاگران قرار گرفت و محبوبیت ویژه‌ای پیدا کرد.

سال 1915 آغاز دوران حرفه‌ای بازیگری «چاپلین» بود که با عقد قرارداد جدید با استودیوهای جدید و راه‌اندازی کمپانی فیلم خودش همراه بود. یک سال بعد، «چاپلین» با دریافت دستمزد 670 هزار دلار، طی مدت 18 ماه، 12 فیلم کمدی برای کمپانی «میوچال فیلم» ساخت که جزء تأثیرگذارترین فیلم‌های کمدی تاریخ سینما محسوب می‌شوند که از معروف‌ترین آن‌ها می‌توان به «خیابان آرام»، «ساعت یک صبح»، «ماجراجو» و «سمساری» اشاره کرد.

تکنیک‌های خاص فیلم‌سازی «چارلی چاپلین» تا زمان حیات او برای همه ناشناخته باقی ماند و هرگز درباره آن‌ها صحبتی نمی‌کرد. در سال 1983، شش سال بعد از مرگ چاپلین بود که یک مستند انگلیسی با نام «چاپلین ناشناخته» به بررسی دقیق سکانس‌ها و هنر فیلم‌سازی چاپلین پرداخت.

وسواس بسیار زیاد «چاپلین» در این‌که بازیگران فیلم‌هایش حتما آن‌چه او درنظر دارد را بازی کنند، از دلایلی بود که وی در مقایسه با دیگر رقبایش، مدت طولانی‌تری را وقف ساخت فیلم‌هایش می‌کرد.

در این سال‌ها، چاپلین برخی از آثار ماندگارش چون «پسربچه» (1920)، «زائر» (1923) و «دوش‌فنگ» (1918) را ساخت. وی به‌واسطه مشغله‌کاری زیاد که هم‌زمان برای استودیو شخصی‌اش و دیگر استودیوها فیلم می‌ساخت، کم‌تر فرصت پیدا می‌کرد تا خودش نیز نقشی بازی کند. «زن پاریسی» (1923)، «جویندگان طلا» (1925) و «سیرک» (1928) ازجمله فیلم‌های دهه 30 بودند که چاپلین نقش کوتاهی در آن بازی کرد.

پیش از ورود به عصر فیلم‌های ناطق، «چاپلین» در سال 1931 «روشنایی‌های شهر» و در سال 1936 نیز «عصر جدید» را ساخت که به‌راستی از ماندگارترین آثار او هستند.

فیلم‌های ناطق و همراه‌با دیالوگ «چارلی چاپلین» با شاهکار معروف‌اش، «دیکتاتور بزرگ» در سال 1940 آغاز شد. هرچند اولین‌باری که صدای چاپلین را تماشاگران شنیدند، در سکانس پایانی فیلم «عصر جدید» بود که آواز نامفهومی از چاپلین شنیده می‌شد.

با وجود شکوفایی دوران فیلم‌های ناطق در دهه 30، چاپلین هم‌چنان سینما را یک هنر پانتومیک می‌دانست و عقیده داشت که بازی بسیار بیشتر از کلمات و دیالوگ‌ها از سوی تماشاگر درک می‌شود.

وی با فیلم «لایم‌لایت» در سال 1972 جایزه اسکار بهترین موسیقی را کسب کرد، هرچند چند دهه بعد از ساخت آن بود که با تأخیر حدودا 30 ساله در لس‌آنجلس اکران شد.

«چاپلین» در سال 1929 در دو بخش بهترین بازیگر و بهترین کارگردان کمدی برای فیلم «سیرک» نامزد جوایز اسکار بود، اما برگزارکنندگان جوایز اسکار با خارج‌کردن نام او از فهرست نامزدها، تصمیم گرفتند تنها یک اسکار افتخاری به وی اعطا کنند.

این کمدین بزرگ 42 سال، در سال 1972 دومین جایزه افتخاری اسکار را گرفت و برای اولین‌بار در مراسم حضور یافت. در تاریخ برگزاری اسکار، «چاپلین» رکوردار طولانی‌ترین مدت تشویق ازسوی حضار است که 5 دقیقه به طول انجامید.

«چارلی چاپلین» دو فیلم آخرش را در لندن ساخت؛ «سلطانی در نیویورک» در سال 1957 و «کونتسی از هنگ‌کنگ» در سال 1967 که کارگردانی، نگارش فیلم‌نامه و تهیه‌کنندگی آن‌ها برعهده خود چاپلین بود. فیلم «کونتسی از هنگ‌کنگ» با بازی «مارلون براندو» و «سوفیا لورن»، آخرین حضور چاپلین در عرصه سینما بود.

«چاپلین» پس از خداحافظی از بازیگری، بین سال‌های 1969 تا 1976، موسیقی فیلم‌های صامتش را می‌ساخت و آنها را دوباره عرضه می‌کرد. وی روز چهارم مارس 1975 به‌جهت سال‌ها خدمت هنری به جامعه انگلستان از سوی ملکه الیزابت دوم به مقام شوالیه رسید و لقب «سر» را دریافت کرد.

سلامت جسمانی چاپلین تقریبا پس از پایان ساخت فیلم «کونتسی از هنگ‌کنگ» و به‌طور شدیدتر پس از دریافت جایزه اسکار در سال 1972 روبه وخامت گذاشت. از سال 1977 بود که او بر روی «ویلچر» می‌نشست و سرانجام روز 25 دسامبر 1977 در سن 88 سالگی درگذشت.

وی طی چند دهه فعالیت سینمایی موفق به کسب جوایز متعددی چون جایزه اسکار بهترین موسیقی برای «لایم‌لایت» در سال 1973، جایزه اسکار افتخاری در سال 1972، نامزد اسکار بهترین فیلم‌نامه در سال 1948 برای «آقای وردو»، نامزد اسکار بهترین بازیگر مرد و بهترین فیلم‌نامه در سال 1941 برای «دیکتاتور بزرگ»، جایزه اسکار افتخاری در سال 1929 برای فیلم «سیرک»، جایزه افتخاری از انجمن کارگردانان آمریکا، جایزه ربان نقره‌ای بهترین فیلم خارجی از انجمن روزنامه‌نگاران فیلم ایتالیا در سال 1953 برای «لایم‌لایت»، جایزه شیر طلای افتخاری ونیز در سال 1972شد.

از مهمترین آثار کارنامه فیلم‌سازی چارلی چاپلین می‌توان از «ولگرد»،‌ «شغل»، «بانک»، «مامور آتش‌نشانی»، «خیابان آرام»، «زندگی سگی»، «دوش‌فنگ»، «پسربچه»، «زائر»، «زن پاریسی»، «جویندگان طلا»، «سیرک»، «روشنایی‌های شهر»، «عصر جدید»، «دیکتاتور بزرگ»، «موسیو وردو»، «لایم‌لایت»، «سلطانی در نیویورک»، «کنتسی از هنگ‌کنگ»، «خانه‌به‌دوش»، «پروفسور» و «طبقه مرفه» نام برد.

در ماه ژوئن امسال بود که یک دست‌نوشته کمیاب متعلق به «چارلی چاپلین» که اولین تلاش‌های این نابغه سینمای کمدی به سمت فیلم‌های دیالوگ‌دار را نشان می‌دهد، کشف شد.

در رونمایی از آرشیو خانوادگی «چارلی چاپلین»، یک متن 50 صفحه‌ای دست‌نویس کشف شد که نشانه اولین تلاش‌های این چهره نامدار سینما برای ورود به دنیای فیلم‌های دیالوگ‌دار است. این متن دست‌نوشته اثری طنز درباره کولونیزم است که برگرفته از سفر «چاپلین» به جزیره بالی اندونزی در سال 1932 است.

وی قصد داشت فیلمی با نام «بالی» بسازد که در صورت تحقق اولین فیلم او می‌بود که همراه با دیالوگ بود، اما سرنوشت اینگونه رقم خورد که فیلم «دیکتاتور بزرگ» در سال 1940 که از شاهکارهای چاپلین است این عنوان را در اختیار بگیرد.

  
نویسنده : علی محمودی ; ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٤ دی ۱۳٩٠

سخنرانی چارلی چاپلین در فیلم دیکتاتور بزرگ (The Great Dictator)


حتما بسیاری از شما فیلم دیدنی دیکتاتور بزرگ (The Great Dictator) را دیده اید. چارلی چاپلین در این فیلم دو نقش را بازی می کند. یکی همان دلقک معروف است که حالا در این فیلم، یک یهودی است که به شغل آرایشگری مشغول است. نقش دیگر چاپلین، کسی نیست جز آدولف هیتلر. البته با آن سبیل ها واقعا شبیه هیتلر است. چارلی چاپلین مثل تمام دیگر فیلم هایش در این فیلم نیز خوش درخشیده است. قصد تعریف ماجرای فیلم را ندارم و توصیه می کنم خودتان فیلم را ببینید. ساخت این فیلم آن هم در آن زمان، نشان از شجاعت فراوان چارلی چاپلین دارد. در انتهای فیلم ، جای آرایشگر و هیتلر به دلیل شباهتشان، تغییر می کند و در گردهمایی بزرگی که قرار بود هیتلر در آن سخنرانی کند، دلقک بزرگ آرایشگر وارد می شود و جملاتی را می گوید که باید در آن ها تامل کرد، متن آن را از روی فیلم می نویسم :
متاسفم! من نمیخواهم یک امپراطور باشم، این کار من نیست. من نمیخواهم فاتح یا فرمانروای کسی باشم، می خواهم تا آنجایی که می توانم به همه کمک کنم، برایم فرقی نمی کند سیاه باشد و یا سفید، ما همه می خواهیم به هم کمک کنیم، ما می خواهیم با خوشبختی کنار هم زندگی کنیم، نه با فقر و بدبختی، ما نمی خواهیم از هم متنفر باشیم، توی این دنیا برای همه ی ما جا هست، زمین خیلی سخاوتمند است و می تواند به همه ی ما غذا بدهد، می شود زندگی شاد و آزادی داشت، ولی ما از مسیر منحرف شده ایم، حرص و طمع روح اکثر انسان ها را زهرآگین کرده، به دور دنیا دیواری از نفرت کشیده و ما را غرق در فساد و تباهی کرده، ما به سرعت پیشرفت کردیم ولی پیشرفتی که مثل زنجر، دست و پایمان را بسته، ماشین به ما قدرت داده تا به همه چیز دست پیدا کنیم، صنعت ما را به خوشبختی بشر، بدگمان کرده. ما زیاد فکر می کنیم و خیلی کم احساس می کنیم. بیشتر از ماشین، ما به انسانیت احتیاج داریم و بیش از هوشمندی به محبت و مهربانی نیازمندیم. بودن این ها زندگی خشن خواهد بود و همه چیز از دست خواهد رفت. هواپیما و رادیو ما را به هم نزدیک کرده. این دو اختراع از نیت خوب بشر سرچشمه گرفته ، از یک نیت پاک برای همبستگی همه ی انسان ها، همین الان صدای من دارد به گوش میلیون ها نفر در سراسر دنیا می رسد، میلبون ها مرد و زن و بچه ی بی پناه، قربانیان سیستمی که باعث شکنجه ی همه ی انسان ها شده است به آنهایی که صدای من را می شنوند می گویم : فلاکتی که اکنون بر ما سایه افکنده نتیجه ی حرص و طمع انسان هاست و این حرص و طمع از تعالی بشر شکست خواهد خورد و نفرت انسان ها به پایان خواهد رسید. دیکتاتورها خواهند مرد و هر قدرتی که از مردم گرفته شده است به مردم باز خواهد گشت و تا زمانی که بشر زنده است، آزادی هم زنده خواهد ماند. سربازها، اختیار خود را به دست بی رحمان ندهید، به دست کسانی که شما را تحقیر می کنند، از شما برده می سازند و به شما می گویند به چی فکر کنید و چطور احساس کنید، غذای کم بهتان می دهند و مثل گله با شما رفتار می کنند، اختیار خودتان را به دست این انسان های ماشینی و قلبهای ماشینیشان ندهید. شماها ماشین نیستید، شماها گله نیستید، شماها انسانید، شماها قلبتان پر از عاطفه ی بشری است، شماها  با تنفر بیگانه اید، مگر آنکه نفرت را دوست داشته باشید. سربازها! برای بردگی مبارزه نکنید، برای آزادی مبارزه کنید. در کتاب مقدس آمده است که اقتدار خداوند بر همه ی انسانهاست، نه یک انسان، نه یک دسته، بلکه بر همه ی انسان ها . این شما، شما مردم هستید که قدرت دارید ، قدرت ایجاد ماشین، قدرت ایجاد خوشبختی. شما مردم این قدرت را دارید که زندگی را زیبا کنید و به یک خوشبختی تبدیل کنید. پس به نام دموکراسی بیایید از این قدرت استفاده کنیم، بیایید متحد شویم، بیایید برای تولد یک دنیای جدید مبارزه کنیم، دنیایی که به همه امکان کار کردن بدهد، به همه امنیت بدهد، فقط با وعده ی این چیزها است که بی رحم ها به قدرتشان ادامه می دهند. آنها هرگز به وعده هایشان عمل نخواهند کرد. دیکتاتورها خودشان را آزاد و مردم را برده می خواهند. حالا بیایید بجنگیم تا آن وعده ها را عملی کنیم، بیایید مبارزه کنیم تا دنیا را آزاد کنیم. مرز بین ملت ها را برداریم، از شر کینه و تعصب نجات پیدا کنیم، بیایید برای یک دنیای بهتر مبارزه کنیم، دنیایی که در آن علم و پیشرفت به خوشبختی تمام بشریت خواهد انجامید. سربازها! بیایید به نام دمکراسی همه با هم متحد شویم. (سوت و کف زدن سربازان و حضار)
در اینجا آرایشگر این جملات را با عشق زمینی خود، زمزمه می کند :
هانا، صدای من را می شنوی؟ هر جا هستی بالای سرت را نگاه کن. ابرها دارند کنار می روند و آفتاب دارد از میانشان بیرون می آید. ما داریم از دل تاریکی به نور می رسیم. ما داریم قدم در یک ئنیای تازه می گذاریم، یه دنیای تازه و مهربان. دنیایی که آدم ها در مقابل حرص و طمعشان، بی رحمیشان مقاومت خواهند کرد. نگاه کن هانا، روح بشر بال درآورده است و حالا قادر است که پرواز کند. دارد به طرف رنگین کمان ها پرواز می کند، به طرف نور امید، به طرف آینده، به طرف آینده باشکوه که متعلق به تو و من خواهد بود.

  
نویسنده : علی محمودی ; ساعت ٢:٤٢ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٢ آذر ۱۳٩٠

سرگذشت تلخ چارلی چاپلین

«چارلز اسپنسر چاپلین» یهودی‌زادة فقیری بود که دوران کودکی را در عسرت و تنگدستی گذراند و در نخستین سال‌های شکوفایی سینما در آمریکا، با تکیه بر خلاقیت و استعداد خود به اوج شهرت رسید. او به عنوان یک هنرمند یهودی، در اکثر نقش‌های سینمایی آغازین خود، تصویری بدیع و جذاب از یک یهودی سرگردان به نمایش گذاشت و این همان الگوی مطلوب سیاستگزاران هالیوود محسوب می‌شد. به تدریج چاپلین به محبوب‌ترین هنرمند تاریخ سینما تبدیل شد و تهیه کنندگی آثارش را نیز بر عهده گرفت. اکنون این فرصت برای او پدید آمده بود تا پس از سالها به دل مشغولی‌های خود بپردازند و فارغ از نظام مافیایی حاکم بر هالیوود، حرف دل خود را به زبان تصویر بیان کند. ولی لابی صهیونیسم در هالیوود این روال را نمی‌پسندید و از همین جا بود که دشمنی‌ها آغاز شد. چارلی چاپلین که تا کنون در نقش یک فقیر خانه به دوش، تمثیلی از مظلومیت جهانی یهودیان بود، اکنون از قالب یهودی سرگردان بیرون آمده و در نقش‌هایی متفاوت (همچون: انسانی ماشینی، ثروتمندی عیاش یا دیکتاتوری زورگو) نظام ارزشی غرب را به مسخره می‌گرفت و این روالی نبود که صهیونیست‌های هالیوود آن را تحمل کنند. لذا ماشین سانسور هالیوود به کار افتاد و چاپلین را نیز همچون بسیاری دیگر از هنرمندان مستقل هالیوود (به جرم واهی کمونیست بودن) برای همیشه از عرصة بازیگری کنار گذاشت. ناگزیر چاپلین به اروپا رفت و همزمان با ترک هالیوود بازگشت او به آمریکا ممنوع اعلام شد!! و این گونه بود که پروندة هنری مشهورترین بازیگر یهودی تاریخ سینما به جرم عدم تمکین از مرام صهیونیسم بین‌الملل برای همیشه بسته شد و او واپسین سالهای عمر خود را در عزلت و گمنامی سپری کرد. به طوری که بسیاری از ما اگر عکس واپسین سالهای عمر او را ببینیم او را نخواهیم شناخت در این حق کشی «چاپلین» تنها نبود و تا به امروز این روند در هالیوود ادامه دارد مثلا «ایزابل اجانی» ، فرانسوی که جایزه بهترین زن را در کن 1994 گرفته بود ، جایزه را از او گرفته و به دیگری دادند و حتی تهمت ایدز به «ایزابل اجانی» زدند چون حاضر نشده بود عرب بودن پدرش را منکر شود و یا مثلا در مورد «آلن دلون» و «ژان پل بلموند» ، فرانسوی «سوفیا لورن» ، ایتالیایی «اما تامسون» ، انگلیسی و «کوین کاستنر» ، آمریکایی «ونسی رادرگریف» ، انگلیسی هم چنین حق کشی هایی را روا داشتند. درمقابل، بسیاری از گمنامان عرصه بازیگری به دلیل برخورداری از حمایت لابی صهیونیسم، ره صد ساله را یک شبه پیمودند و… حکایت هم‌چنان باقی است…

  
نویسنده : علی محمودی ; ساعت ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳۸٩

عکس مهاتما گاندی و چارلی چاپلین کنار هم

مهاتما گاندی و چارلی چاپلین

  
نویسنده : علی محمودی ; ساعت ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٠ امرداد ۱۳۸۸

چارلی چاپلین

نام اصلی سر چارلز اسپنسر چاپلین
زمینه فعالیت بازیگر، نویسنده، کارگردان
و تهیه‌کننده
تولد ۱۶ آوریل ۱۸۸۹
خیابان ایست , والورث
لندن، انگلیس
والدین مادرش هانا هیل
مرگ ۲۵ دسامبر ۱۹۷۷
(سن :۸۸ سال)
ووی ، سوئیس
سال‌های فعالیت ۱۹۷۶ - ۱۹۱۴
همسر(ها) میلدرد هریس ۱۹۲۰-۱۹۱۸
لیتا گری ۱۹۲۸-۱۹۲۴
پولت گدارد ۱۹۴۲-۱۹۳۶
اونا اونیل ۱۹۷۷-۱۹۴۳

چارلی چاپلین

سِر چارلز اسپنسر چاپلین (۱۶ آوریل ۱۸۸۹ - ۲۵ دسامبر ۱۹۷۷) یکی از مشهورترین بازیگران و همین‌طور یک کارگردان و موسیقی‌دان برجستهٔ هالیوود و برندهٔ جایزه اسکار است. اکثر فیلم‌های او کمدی و صامت هستند. چاپلین در زمینه سینما بیش از ۶۵ فعالیت کرد که شروع فعالیتهای وی از سالن ویکتوریا انگلستان بعنوان پسربچه ای آغاز شد و تا سن ۸۸ سالگی ادامه یافت. وی در سال ۱۹۱۹ بهمراهی تعدادی از دوستان سینمایی اش اتحادیه سینماگران را تاسیس کرد. در کتابی تحت عنوان چاپلین : یک زندگی ۲۰۰۸ ,مارتین سیف می نویسد: چاپلین فقط بزرگ نبود, او غولی بود. در سال ۱۹۱۵ در حال سوختن از شعله های یک جنگ بزرگ او هدیه کمدی در سینما را به مردم اهدا کرد, آرامش و لبخند را زمانی که دنیا در آتش جنگ جهانی اشک می ریخت. در طول ۲۵ سال بعد , دوران افسردگی دنیا و زمان هیتلر او همچنان به کار خود ادامه داد. او بزرگتر از همه بود, او بدون شک بزرگترین انسانی بود که در زمانی که بیش از همیشه مردم به لبخند و شوخی و روحیه نیاز داشتند اینهمه شادی و لبخند برای آنها هدیه آورده باشد

دوران جوانی

والدین چاپلین هر دو هنرمندانی در سالن بزرگ لندن بودند و هر دو بازیگر و آوازه خوان, اما پیش از آنکه چاپلین سه ساله شود از هم جدا شدند. چارلی آواز خواندن را از مادرش می آموزد. پدرش یک الکلی می شود و کمتر با چارلی ارتباط دارد. بعدها مادر چاپلین دچار بیماری روانی می شود و در یک آسایشگاه در حوالی لندن بستری می شود. مستخدمه ی پدر , چارلی را به همراه برادرش به مدرسه می فرستد و پدر زمانی که چارلی ۱۲ ساله بود , می میرد. بیماری مادر چاپلین از آنجایی آغاز می شود که در یکی از اجراهای زنده تئاتر در لندن که برای سربازان اجرا می شد , یکی از اجسامی که سربازان مست به روی صحنه پرتاب می کردند به سر مادر برخورد می کند و مادر چاپلین خون آلود به پشت صحنه می رود و اشک می ریزد. چاپلین پنج ساله به روی صحنه می رود و تماشاچیان عصبانی را با خواندن آهنگی سرگرم و آرام می کند. با بستری شدن مادر , چارلی و برادرش رابطه ی عمیق تری پیدا کردند و هر دو با استعداد بالایی که داشتند در همین سالن قدیمی که پدر و مادرشان در آن کار می کردند , مشغول به کار شدند. سالهای پس از مرگ مادر و فقر و استیصال برادران چاپلین تاثیر زیادی بر فضای فیلمهای چاپلین در سالهای بعد می گذارد. در سال ۱۹۲۸ مادر می میرد. زمانی که ۷ سال از انتقال وی توسط پسرانش به هالیوود می گذرد. بعدها چارلی از وجود برادری ناتنی از سمت مادر آگاه می شود به نام ویلر دریدن که بعدها این برادر به مابقی برادران در هالیوود و استودیو چاپلین می پیوندد.

آمریکا

چاپلین آمریکا را از سال ۱۹۱۰ تا ۱۹۱۲ به همراه فرد کارنو دوره کرد و نمایش تئاتر اجرا می کرد. در زمان همکاری با شرکت کارنو , چاپلین در آمریکا هم اتاقی استنلی لورن بود. استنلی به انگلیس باز می گردد اما چاپلین در آمریکا می ماند. در سال ۱۹۱۳ بازی چاپلین مورد توجه یکی از فیلم سازان قرار می گیرد و از آن پس با شرکت فیلم سازی کی استون همکاری می کند. وی نخستین فیلمش را با نام ساختن یک زندگی که فیلم کمدی بود در سال ۱۹۱۴ آغاز می کند. در این کمپانی و با این فیلم چاپلین به شهرت سریعی می رسد.

بازیگر پیشرو

در سال ۱۹۱۴ با کمپانی کی استون چاپلین سه فیلم بازی کرد و به موفقیت های چشمگیری رسید. خود در زندگی نامه اش اینچنین می نویسد:

من هیچ ایده ای درباره ی گریم و لباسم نداشتم. لباسی که در فیلم اول داشتم را دوست نداشتم. در راه لباس خانه به این نتیجه رسیدم که شلوار بگی گشاد بپوشم و کفشهای بزرگ و کلاهی خاص. می خواستم همه چیز با هم در تضاد باشد. کتی تنگ و کلاهی کوچک و کفشی بزرگ. نمی دانستم باید پیر به نظر بیایم یا جوان؟ اما وقتی یاد حرف کارگردان افتادم که می خواست کمی بزرگتر از آنچه هستم به نظر بیایم, پس یک سبیل اضافه کردم. نمی دانستم چه شخصیتی باید داشته باشم , اما زمانی که لباسها را پوشیدم , خود لباسها احساسی به من داد که شخصیت را دیدم. آغاز به شناختنش کردم و زمانی که به روی صحنه می رفتم , کاملا متولد شده بود.

فیلمهای نخست به سبک مک سنت که کارگردان بود , از فضای کمدی جسمی و ژست های اغراق شده استفاده می کرد. کم کم چاپلین برای این کمپانی فیلم سازی کرد و بعنوان کارگردان فیلمهای کوتاه بیش از ۳۴ فیلم ساخت. چاپلین مورد توجه بسیاری از فیلم سازان و نویسندگان قرار گرفت.

شخصیت چاپلین بیشتر به عنوان «آواره» شهرت یافت که در زبانهای مختلف دنیا مفهومی به مانند فردی ولگرد با رفتارهای پیچیده اما بزرگ منشانه داشت. در سال ۱۹۱۵ چاپلین با یک کمپانی تازه قرارداد بست و مشغول ساخت فیلمهای بلندتری شد. در سال ۱۹۱۶ کمپانی فیلم موچوال مبلغ ۶۷۰ هزار دلار با چاپلین قرارداد بست و در مدت ۱۸ ماه وی ۱۲ فیلم بلند مدت کمدی برای آنها ساخت که در این نوع از ویژگی ممتازی در تاریخ سینما برخوردار بودند. در واقع تمام فیلمهای که در این کمپانی ساخته شد, به یک اثر کلاسیک سینمای کمدی تبدیل شدند. در پایان این سالها آمریکا وارد جنگ جهانی شد و چاپلین دوره ی جدیدی از سینمای خود را با دوستانی آغاز کرد. از سال ۱۹۱۸ چاپلین در استودیو خود مشغول به کار شد. تمام فیلمهای پیشین دوباره ویرایش و کات شدند و در سالهای مختلف موسیقی و تدوین جدید صورت گرفت.

دیکتاتور بزرگ

نخستین فیلم کاملا ناطق چاپلین بود که در اوضاع نابسامان جهانی در دهه چهل ، اثری ضد نازی بود. این فیلم در مورد دیکتاتوری اروپایی و در واقع تاریخچه زندگی آدنوید هینکل ، دیکتاتور کشور خیالی تامانیا است که دست به قتل عام یهودی ها می زند و اروپا را درگیر جنگ می کند. برخی این فیلم را نپسندیدند و برخی جنبه سیاسی آن را جدی و برخی آن را به قدر کافی جدی نگرفتند. با این حال این فیلم از نظر تجاری محبوبیت فراوانی پیدا کرد و چاپلین را همچنان به عنوان یک ستاره در اوج نگاه داشت.

جوایز

برنده جایزه اسکار بهترین موسیقی ارجینال برای فیلم لایم لایت در سال 1973.

نامزد دریافت جایزه اسکار در رشته های بهترین فیلم ، بهترین فیلم نامه ارجینال و بهترین بازیگر نقش اول برای فیلم دیکتاتور بزرگ در سال 1941.

نامزد دریافت جایزه اسکار در رشته بهترین فیلم نامه ارجینال برای فیلم موسیو وردو در سال 1948.

دریافت جایزه اسکار بهترین دستاورد هنری برای فیلم سیرک در سال 1929.

دریافت جایزه افتخاری یک عمر فعالیت هنری در سال 1972.

• برنده جایزه افتخاری شیر طلایی از جشنواره ونیز در سال 1972


فیلم‌شناسی

استودیوهای کی‌استون (۱۹۱۴)

در تلاش معاش • مسابقه اتوموبیل‌رانی در ونیز • مخمصه غریب میبل • بین رگبارها • جانی فیلمی • گرفتاری در تانگو • وقت‌گذرانی محبوب او • عشق ستمکار • پانسیون‌نشین محبوب • ماشین‌سواری میبل • بیست دقیقه عشق • گیر افتادن در کاباره • مانده در باران • یک روز پرکار • پتک کشنده • دوستش راهزن • روز شلوغ میبل • زندگی زناشویی میبل • گاز خنده • با صورت بر کف بار • تفریح • مبدل‌پوش • حرفه تازه او • قماربازان • مرد مال‌دوست • سرایدار جدید • رنج‌های عشق • خمیر و دینامیت • آقای جسور • پیشه موزیکی او • محل ملاقاتش • عشق پنچرشدهٔ تیلی • آشنایی • گذشته ماقبل تاریخی او

استودیوهای اِسِنای (۱۹۱۵-۱۹۱۸)

شغل جدیدش • یک شب گردش • قهرمان • در پارک • فرار مینی‌بوسی • ولگرد • کنار دریا • تجدید قوا • شغل • یک زن • بانک • جاشودزدی • شبی در برف • دست انداختن کارمن • پلیس • بدبختی سوبله

شرکت فیلم میوچوآل (۱۹۱۶-۱۹۱۷)

بازرس فروشگاه • آتش‌نشان • خانه‌به‌دوش • ساعت یک صبح. • کُنت • سمساری • پشت صحنه • سرسره‌بازی • خیابان آرام • درمان • مهاجر • ماجراجو

فرست نشنال (۱۹۱۸-۱۹۲۳)

زندگی سگی • اوراق قرضه • دوش‌فنگ • طرف آفتابی • یک روز خوش • پروفسور • پسر بچه • طبقه مرفه • روز پرداخت • زائر

یونایتد آرتیستز (۱۹۲۳-۱۹۵۲)

زن پاریسی • جویندگان طلا • سیرک • روشنایی‌های شهر • عصر جدید • دیکتاتور بزرگ • موسیو وردو • لایم‌لایت

تولیدات بعدی و متفرقه

سلطانی در نیویورک • نمایش چاپلین • کنتسی از هنگ‌کنگ • عجیب‌الخلقه • خل‌وضع • آدم‌های فروشی • زنی از دریا • آدم‌های نمایش‌باز • چاپلین

گروه هنرپیشگی

اِدنا پـِرویَنس • اریک کمپبل • آلبرت آوستین • هنری برگمن

  
نویسنده : علی محمودی ; ساعت ۳:٤٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ تیر ۱۳۸۸