نون و القلم

"و تاثیر قلم صلاح و فساد مملکت را کاری بزرگست و خداوندان قلم را که معتمد باشند عزیز باید داشت" - خیام

اولین جملاتی که مقام معظم رهبری با دست چپ نوشتند

به گزارش خبرنگار آشنا " گروه جهاد و مقاومت مشرق" ، طی گزارشی از عملیات ترور مقام معظم رهبری در سال160 نوشت: ابتدای پیروزی انتقلاب اسلامی یکی از مشکلات جدی نظام جمهوری اسلامی موضوع منافقینی بود که برای رسیدن به اهدافشان دست به هر کاری می زدند و از کشته شدن زنان و کودکان و بیگناهان هیچ ترسی نداشتند. سال 60 سالی بود که آنها با عملیات های تروریستی پی در پی سعی در براندازی نظام داشتند. یکی از این عملیات ها ترور مقام معظم رهبری در 6 تیر 60 بود که الحمدالله با شکست منافقین رو به رو شد.

ترور آیت الله خامنه ای

"چهار پنج روز از عزل بنی صدر می گذشت. جنگ با عراق و شورش منافقین یعد از اعلام جنگ مسلحانه با جمهوری اسلامی، بحث داغ محافل بود. آیت الله خامنه ای که از جبهه ها برگشته و خدمت امام رسیده بودند، بعد از دیدار، طبق برنامه شنبه ها عازم یکی از مساجد جنوب شهر برای سخنرانی بودند.

خودرو حامل آیت الله خامنه ای که از جماران حرکت می کرد، آن روز مهمان ویژه ای داشت؛ خلبان عباس بابایی که می خواست درد دل هایش را با نماینده امام در شورای عالی دفاع در میان بگذارد. آن ها نیم ساعت زودتر از اذان ظهر به مسجد ابوذر رسیدند و گفت و گوشان را در همان مسجد ادامه دادند.

نماز ظهر تمام شد. آقا رفتند پشت تریبون، نمازگزاران همان طور منظم در صفوف نماز نشسته بودند.پرسش های نوشته مردم را به سخنران می دادند، اگرچه بعضی از پرسش ها تند و حتی گاهی بی ربط بود.

آقا در سخنرانی مقدمه ای چیدند تا به این جا رسیدند که  : "امروز شایعات فراوانی بین مردم پخش شده و من می خواهم به بخشی از آن ها پاسخ بدهم."

بین جمعیت ضبط صوتی دست به دست شد تا رسید به جوانی با قد متوسط و موهای فری و کت و پیراهن چهارخانه و صورتی با ته ریش مختصر که آن روزها کلیشه چهره و تیپ خیلی از جوان ها بود. خودش را رساند به تریبون، ضبط را گذاشت روی تریبون؛ درست مقابل قلب سخنران. دستش را گذاشت روی دکمه Play. شاسی تق تق صدا کرد و روشن شد؛ مثل حالت پایان نوار، اما او رفت.

یک دقیقه نگذشت که بلندگو شروع کرد به سوت کشیدن. آقا همین طور که صحبت می کردند، گفتند :"آقا این بلندگو را تنظیم کنید." بعد خودشان را به سمت چپ کشیدند و از پشت تریبون کمی عقب آمدند و به صحبت ادامه دادند : "در زمان امیرالمؤمنین، زن در همه جوامع بشری – نه فقط در میان عرب ها- مظلوم بود. نه می گذاشتند درس بخواند، نه می گذاشتند در اجتماع وارد شود و در مسایل سیاسی تبحر پیدا بکند، نه ممکن بود در میدان های ...

انفجار!

آقا که هنگام سخنرانی رو به جمعیت و پشت به قبله بودند، با یک چرخش 45 درجه ای به طرف چپ جایگاه افتادند. اولین محافظ خودش را بالای سر آقا رساند. مسجد کوچک بود و همان یک محافظ، به تنهایی تلاش کرد که آقا را بیاورد بیرون.

امام جماعت، متحیر وسط مسجد مانده بود. چشمش به یک ضبط صوت افتاد که مثل یک کتاب، دو تیکه شده بود. روی جداره داخلی ضبط شکسته، با ماژیک قرمز نوشته بودند " عیدی گروه فرقان به جمهوری اسلامی".

بیرون از مسجد، در آغوش محافظ، لحظاتی به هوش آمدند. سرشان را آوردند بالا اما زود سرشان افتاد. محافظ ها  بلیزر سفید را انگار که ترمز نداشت، با سرعتی غیر قابل تصور می راندند.

در مسیر بیمارستان هر وقت به هوش می آمدند، زیر لب زمزمه ای می کردند؛ شهادتین می گفتند. لب ها و چشم ها تکان می خوردند؛ خیلی کم البته.

در خیابان قزوین، خودرو به یک درمانگاه کوچک رسید. پنج نفر آدم با قیافه خون آلود و اسلحه به دست، وارد درمانگاه شدند و آقا را روی دست این طرف و آن طرف بردند.

با آن صورت خون آلود، کسی امام جمعه شهر را نشناخت. دکتری با گوشی ضربان قلب را گرفت؛" نمی شود کاری کرد." محافظ ها با سرعت به سمت در خروجی رفتند. پرستاری که تازه از راه رسیده بود، پرسید : "ایشان کی هستند؟ دارند تمام می کنند." اسم آقای خامنه ای را که شنید، گفت : "ببریدشان بیمارستان؛ اما یک کپسول اکسیژن هم با خودتان ببرید".

انگار کسی صدای آن پرستار را نشنید. کپسول را برداشت و خودش را به ماشین رساند. "آقا این کپسول لازمتان است." کپسول اکسیژن و پایه آهنی چرخدار را نمی شد برد توی ماشین. پایه های کپسول را تکیه دادند روی رکاب ماشین، پرستار هم نشست بالای سر آقا. در تمام راه، ماسک اکسیژن را روی صورت آقا نگه اشت و به همه دلداری داد.

یکی از محافظ ها پرسید :"حالا کجا برویم؟!" پرستار گفت: "بیمارستان بهارلو، پل جوادیه". ماشین انگار ترمز نداشت.

محافظ بیسیم را برداشت. کدشان "حافظ هفت" بود. "مرکز 50-50"؛ این رمز آماده باش بود، یعنی حافظ هفت مجروح شده. کسی که پشت دستگاه بود، بلند زد زیر گریه.

محافظ یک دفعه توی بی سیم گفت : "با مجلس تماس بگیر." اسم دکتر فیاض بخش و چند نفر دیگر از پزشک های مجلس را هم گفت:"منافی،زرگر،... بگو بیایند بیمارستان بهارلو." ماشین را از در عقب بیمارستان بردند توی محوطه. برانکارد آوردند و آقا را رساندند پشت در اتاق عمل. دکتر محجوبی از همدان آمده بود بیمارستان بهارلو. تازه جراحیش را تمام کرده بود. داشت دستش را می شست که از اتاق عمل خارج شود. آقا را که با آن وضع دید، گفت خیلی سریع دوباره اتاق عمل را آماده کنند. سمت راست بدن پر از ترکش بود و قطعات ضبط صوت. قسمتی از سینه کاملا سوخته بود. دست راست از کار افتاده بود و ورم کرده بود. استخوان های کتف و سینه به راحتی دیده می شد. 37 واحد خون و فرآورده های خونی به آقا زدند. این همه خون، واکنش های انعقادی را مختل کرد. دو سه بار نبض افتاد. چند بار مجبور شدند پانسمان را باز کنند و دوباره رگ ها را مسدود کنند. کیسه های خون را از هر دو دست و هر دو پا به بدن تزریق می کردند. اما باز هم خون ریزی ادامه داشت.

یک دفعه یکی از دکترها دست از کار کشید. دستکشش را در آورد و گفت: "دیگر تمام شد." بی راه نمی گفت؛ فشار تقریبا صفر بود. یکی دیگر از دکترها به او تشر زد که چرا کشیدی کنار؟

فشار کم کم بالا آمد و دوباره شروع کردند.

دکتر منافی، همان طور که می آمد بیمارستان بهارلو، تلفن زده بود که دکتر سهراب شیبانی، جراح عروق و دکتر ایرج فاضل هم بیایند. آقای بهشتی هم دکتر زرگر را خبر کرده بود.

دکتر محجوبی که حال و روز دکتر زرگر را دید، گفت : "نگران نباش، من خون ریزی را بند آورده ام."

عمل تا آخر شب طول کشید، اما دیگر نمی شد درمان را آن جا ادامه داد. کنترل امنیتی بیمارستان بهارلو مشکل بود تنها بیمارستانی هم که می شد بعد از عمل مراقبت های لازم را به عمل آورد، بیمارستان قلب بود. آن موقع رییس بیمارستان قلب دکتر میلانی نیا بود. چند ماه بعد، نام همین بیمارستان را گذاشتند "بیمارستان قلب شهید رجایی".

هلی کوپتر خبر کردند. نمی تواستند بیمار را از میان ازدحام مردم نگران بیرون ببرند. محافظ پشت بی سیم گفته بود که قلب ایشان صدمه دیده؛ رادیو هم همین را اعلام کرده بود. مردم نگران بودند که قلب ایشان از کار افتاده باشد، آمده بودند و می گفتند "قلب ما را بردارید و به ایشان بدهید."

با هزار ترفند، هلی کوپتر را وسط میدان بیمارستان نشاندند، تا برسند به بیمارستان قلب، خط مونیتور وضعیت نبض، دو بار ممتد شد.

دکترها می گفتند آقا چند مرتبه تا مرز شهادت رفته و برگشته، یک بار همان انفجار بمب بود، یکبار خون ریزی بسیار  وسیع و غیرقابل کنترل بود، یک بار هم جمع شدن پروتیین ها در ریه و حالت خفگی. همه این ها گذشت، اما بیمار تب و لرز شدیدی داشت. چند پتو می انداختند روی آقا. گاهی حتی دکترها بغلش می کردند تا لرز را کمتر کنند. معلوم نبود منشا این تبها کجاست؟ ضایعه کوچکی هم در ریه دیده بودند. آقا لوله تنفس داشتند و می توانستند حرف بزنند. خودشان کاملا حس کرده بودند که دست راستشان کار نمی کند. اولین چیزی که با دست چپ نوشتند، دوتا سوال بود؛ "همراهان من چطورند؟" "مغز و زبان من کار خواهد کرد یا نه؟"

دکتر باقی روی سطحی از پوست بدن کار می کرد که برای ترمیم و پیوند به قسمت های آسیب دیده برداشته بودند. زخم ها زیاد بود، اما دکترها می گفتند تحمل آقا زیادتر است. می گفتند "اصلا مسکن ها به حساب نمی آیند."

بحث دکترها این بود که بالاخره تکلیف این دست چه می شود؟ شکستگیش رو به بهبود بود، ولی هیچ علامت حرکتی نداشت. چند نفر از جراحان و ارتوپدها بحث می کردند که دست قطع شود یا بماند.

امام مرتب پیغام می دادند و از اطرافیان می پرسیدند که: "آقا سیدعلی چطورند؟" پیامشان ساعت دو بعد از ظهر پخش شد. دکتر میلانی نیا رادیو را گذاشت بیخ گوش آقا. آن موقع ایشان به هوش بودند؛ روح تازه ای انگار در وجودشان، جان گرفتند.

حالشان بهتر بود، اما هنوز قضیه هفتاد و دو تن را نمی دانستند. از تلویزیون آمدند که گزارش تهیه کنند. یک ساعتی معطل شدند تا آقا به هوش آمد. پرسیدند حالتلن چطور است؟ گفتند: "من بحمدالله حالم خیلی خوب است" و شعر رضوانی شیرازی را خطاب به امام خواندند:

"بشکست اگر دل من به فدای چشم مستت

سر خم می سلامت، شکند اگر سبویی"

آقای هاشمی می گفت "اگر یک روز از حال آقا باخبر نباشم، احساس می کنم چیزی کم دارم." حاج احمدآقا هم همین طور؛ مرتب احوال می پرسیدند و روزانه به حضرت امام خبر می دادند.

کم کم به اطرافیان فشار می آوردند که :"آقا جان من باید از وضع کشور اطلاع پیدا کنم. شما هم رادیو را از من گرفته اید، هم تلویزیون را."

دکترها بهانه می آوردند که امواج رادیویی، دستگاه های درمانی ما را به هم می ریزد و عملکردشان را مختل می کند!

خیلی از چهره های انقلاب برای عیادت می آمدند، اما آقا مرتب از شهید بهشتی می پرسیدند:"چرا همه می آیند، اما ایشان نمی آید؟" شک کرده بودند که یک خبرهایی هست. دور  و بری ها هم مانده بودند که چطور به ایشان بگویند. دکتر منافی گفت بهترین راه این است که بگوییم حاج احمدآقا و آقایان رجایی و باهنر و هاشمی رفسنجانی بیایند و کم کم ایشان را مطلع کنند. جمع شدند اما باز هم نتوانستند بگویند. گفتند فقط یکی دو نفر شهید شده اند.

آقا از جمع آن شهیدها به دو نفر خیلی علاقه داشت؛ دکتر بهشتی و محمد منتظری. اولین کسی هم که به بیمارستان بهارلو آمده بود، محمد منتظری بود. آقا اول پرسیدند آقای بهشتی چطورند؟ گفتند یک مقدار پاهایش مجروح شده است. آقایان که رفتند، ایشان رو کردند به دکتر میلانی نیا و پرسیدند شما از حال ایشان خبر داری؟ دکتر گفت: "بله، از وضعشان باخبرم." پرسیدند: "مراقبت جدی از حال ایشان می شود؟ آن جا هم سر می زنید؟" بعد هم دکتر را سوال پیچ کردند. دکتر میلانی نیا با بغض از اتاق  زد بیرون. دوباره که آمد، آقا را دید که بچه های همراه را جمع کرده اند و ازشان بازجویی می کنند. دکتر دست و رویش را شسته بود نشست و یکی یکی اسم همه شهدای حزب را به آقا گفت.

منبع : ماهنامه فرهنگی اجتماعی آشنا-سال بیست و دوم-نیمه دوم مرداد ماه 1390-صفحات 36 و 37

 

 

 

 

  
نویسنده : علی محمودی ; ساعت ۱٢:٤٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩٠

یک روز رهبری چگونه می‌گذرد؟

هنگام که صحبت در مورد حیات و نحوه زندگی دینی است، بنابراین بررسی سبک زندگی مقام معظم رهبری به عنوان الگوی حاضر راهگشاست.

به گزارش «خبرگزاری دانشجو»، در آخرین شماره ماهنامه امتداد پرونده‌ای درباره مقام معظم رهبری منتشر شده است که در این پرونده خاطراتی از غلام شاه‌پسندی، یکی از محافظان مقام معظم رهبری به چاپ رسیده است که در بخشی از این خاطرات در زیر آورده می شود.

چیزی که مهم است، نسل جوان ماست؛ طوری که مقام معظم رهبری می‌فرمایند: سه چیز را برای نسل جوان ما خواسته‌اند. همه‌تان هم همه‌جا دیده‌اید. در اصل ایشان ورزش، تعلیم و تربیت و تهذیب را بعنوان سه اصلی که خودشان انجام می‌دهند، برای همه ما خواسته‌اند که ما هم ن‌شا‌الله انجام بدهیم.

یک روز آقا بیشر نماز می‌خواند،‌ یک روز بیشتر قرآن می‌خواند ...

اگر یک روز کاری ایشان را تعریف کنم، هر سه مورد را که ایشان برای ما جوانان گفته‌اند، در آن می‌بینیم. ایشان حدود یک تا یک‌ونیم ساعت پیش از نماز صبح بیدارند که تهجد و عبادت شخصی ایشان است. روزهایش هم با هم فرق می‌کند، شبیه به هم نیست‌. ایام هفته فرق می‌کند. یک روز آقا بیشتر نماز می‌خوانند،‌ یک روز بیشتر قرآن می‌خوانند، یک روز بیشتر دعا می‌خوانند، یک روز بیشتر ذکر می‌گویند ...

بعدش نماز صبح را می‌خوانند، ایشان نماز صبح را به‌ جماعت می‌خوانند و کمترین جماعتشان، آن شخصی است که همراه ایشان است و بیشترین‌شان هم هر کسی که توی آن ساختمان است، می‌آید. ایشان توی دفتر کارشان نماز می‌خوانند و همة کسانی که صبح در محل کار هستند ـ اعم از پاسدارها و دفتری‌هایی که آنجا هستند ـ‌ نمازشان را با آقا می‌خوانند.

ایشان هفته‌ای سه روز را کوهنوردی می‌کنند

بعد از نماز صبح،‌ ایشان هفته‌ای سه روز را کوهنوردی می‌کنند و حداقل بین چهل‌وپنج تا شصت دقیقه به سمت بالا حرکت می‌کنند. این مسیر را حدود نیم ساعت تا چهل‌وپنج دقیقه برمی‌گردند.

بعضی از مواقع کوه‌هایی دورتر هستند و برای اینکه به وضعیت کار ایشان لطمه نزند، آقا آن ساعت که باید تهجد و نماز و عبادت شخصی خودشان باشد را‌ می‌آیند بیرون و در طول مسیر عبادتشان را انجام می‌دهند. پای کوه که می‌رسیم، نماز را آن‌جا می‌خوانیم. هنوز تاریک است و کسی بیدار نیست. یک ساعتی که بالا می‌رویم، هنوز آفتاب نزده است.

عمامه‌ آقا در کوه، عمامه همیشگی‌شان نیست

وقتی ایشان برمی‌گردد پایین، آدم‌هایی که نگاه می‌کنند تعجب می‌کنند، اهل کوه تازه کوهنوردها را می‌گویم، کوهنوردی که می‌خواهد برود بالای کوه، آفتاب زده تازه حرکت می‌کند، می‌بیند مقام معظم رهبری دارد می‌آید پایین. با خود می‌گویند: ایشان کی رفته بالا که الآن دارد می‌آید پایین؟

آقا توی کوه عمامه سرش است، عمامه‌ همیشگی‌اش نیست؛ عمامه‌ای باریک‌تر و کوچک‌تر است.

بعضی‌ مواقع هم بعضی جاها ایشان لباس شخصی می‌پوشند؛ همیشه با آن لباس نیست. شما عکس‌های آقا را در کرمان دیده‌اید دیگر. در زلزلة کرمان، رئیس جمهورمان چند بار رفت؟ رهبرمان چند بار؟ رهبر نظام سه بار در زلزلة کرمان به مردم کرمان سر زد. در زلزله‌ای که در بم آمده بود،‌ برای جنازه‌ها، حتی خود آقا نماز خواند.

آقا اهل این نیستند که وسط کار، کار را نصفه بگذارند

آن سه روز کوهنوردی وقتی از کوه پائین می‌آیند، بعد وقت اداری کار ایشان است و آن چهار روز دیگر را توی خانه ورزش می‌کنند. اصلاً اهل این نیست که وسط کار، کار را نصفه بگذارد. هر کاری ایشان انجام بدهد کاملِ کامل است. اصول آن کار را دقیقِ دقیق بلد است.

پس از ورزششان توی دفتر کار تشریف می‌آورند. از اول صبح، بعضی مواقع ساعت هفت می‌رسیم سر کار، بعضی‌ موقع‌ها هفت‌ونیم می‌رسیم، بستگی دارد به آن کوه و آن مسیر.

از نظر امنیتی ما نمی‌توانیم از یک کوه استفاده کنیم؛ دشمن هم این‌قدر می‌فهمد که به ما ضربه بزند. هرجا که کوه و بلندی‌ای هست و توی تهران است، آقا استفاده می‌کند؛ از بی‌بی‌ شهربانو شهرری گرفته تا تمامی نقاط کوه‌های سمت شمال تهران؛ توی ولنجک، کوه دربند و هر کوهی، اختصاصی نیست که ما یک کوه خاصی را برویم؛ بله دو سه جای اختصاصی هم داریم، آن‌جاها هم می‌رویم.

اذان که بگویند، وسط سخنرانی هم که باشند، قطع می‌کنند و می‌گویند اول نماز را بخوانیم

حفاظت از ایشان در عین حالی که خیلی سخت است، بچه‌ها این کار را انجام می‌دهند برای رضایت ایشان و رضایت مردم از ما. از ساعت هفت، هفت‌ونیم، ایشان در محل کار حاضر می‌شوند. اگر ملاقات خاصی نداشته باشند می‌روند منزل و صبحانه را در منزل با خانواده می‌خورند و بعد از صبحانه می‌آیند دفتر، کارشان انجام می‌شود.

اگر ملاقات داشته باشند،‌ ملاقات با صبحانه شروع می‌شود. وقتی هفت صبح با آقا ملاقات هست،‌ صبحانه‌شان را هم با آقا می‌خورند. بعد از خوردن صبحانه و کار اداری، تا نماز ظهر، آقا توی دفتر است. اذان که گفته بشود، هر کاری که وجود داشته باشد، وسط سخنرانی هم که باشد،‌ آقا قطع می‌کنند، می‌گویند نماز را بخوانیم بعد بیاییم؛ نماز اول وقت.

بعد از نماز، ادامة کار. اگر جلسات ادامه داشته باشد، نهار را آقا با آن افراد جلسه، توی دفتر میل می‌کنند. اگر توی دفتر، ملاقاتی نبود، بین ساعت نماز تا یکی دو ساعت بعد از نماز، چون فاصله بین منزل آقا و دفتر به اندازة ده‌، بیست قدم است، در منزل غذایشان را می‌خورند، استراحت‌شان را می‌کنند، مجدد اولین برنامه‌ای که دارند ساعت سه بعد از ظهر، چهار بعدازظهر است. ایشان می‌آیند در داخل دفتر هستند و مواقعی که بعدازظهر جلسه خاصی نباشد، ایشان توی کتابخانه شخصی‌شان به مطالعه می‌پردازند.

هر زمانی که آقا را ببینید، یا ذکر می‌گویند یا قرآن می‌خوانند

هر زمانی که شما ایشان را ببینید، یا ذکر می‌گوید یا قرآن می‌خواند. غیرممکن است لحظه‌ای ایشان غافل باشد. من ندیدم. به‌طور نمونه می‌گویم. توی تلویزیون نگاه کنید، هر عزیزی مداحی می‌کند، دقت کنید آقا دستشان کنار لبشان است؛ به‌خاطر اینکه اگر لبشان تکان خورد پیدا نباشد.

آقا در جوانی هر سه روز یک دور قرآن می‌خواندند

این نیست که توی هیئت رفتیم، ذکر بی‌خیال. دربارة قرآن خواندن، ایشان به ما توصیه می‌کردند و می‌گفتند: «بچه‌ها قرآن را زیاد بخوانید؛ قرآن نور است، قرآن را خیلی مطالعه کنید. من در جوانی هر سه روز یک دور قرآن می‌خواندم. یعنی روزی ده جزء. الآن دیگر اصلاً حوصله‌اش نیست، پیر شده‌ام، از نظر سن‌وسال، وضعیت، شغل، گرفتاری‌های کاری، این‌ همه مسائل واقعاً نمی‌توانم قرآن بخوانم. خیلی از قرآن دور شدم. نُه روز، ده روز طول می‌کشد من یک دور قرآن را بخوانم.»

الآن که دور شده، روزی سه جزء قرآن می‌خوانند. ما اگر توی ماه مبارک رمضان خدا عنایت کند یک بار قرآن بخوانیم، فکر می‌کنیم اعجاز کرده‌ایم؛ کلی خدا را مؤاخذه می‌کنیم که ما آخر یک دور قرآن را خواندیم هیچ چیز نشده، هیچ اتفاقی نیافتاد. قرآن خواندن را ما نیاز داریم، خدا لازم ندارد. ما نیاز داریم.

همه افراد خانواده آقا حافظ کل قرآن هستند

منزل حضرت آقا یک خانواده پرجمعیتی است، خودشان، خانمشان و شش تا فرزند با ایشان زندگی کرده‌اند که همه الآن ازدواج کرده‌اند و رفته‌اند؛ هر هشت نفر این خانواده حافظ کل قرآن هستند. مأنوس قرآن بودن یعنی این. کل افراد خانواده قاری و حافظ قرآن‌اند. شماها شاید چندین بار صدای قرآن آقا را شنیده باشید، ولی تشخیص نداده‌اید. چون بعضی موقع‌ها رادیو پخش می‌کند. هر موقع هم پخش می‌کند چون خودش هم نمی‌داند اشتباهاً می‌گوید مصطفی اسماعیل.

لحن آقا، مصطفی اسماعیل است. آقا در جوانی قرائت دارد. صوتش را رادیو پخش می‌کند به اسم مصطفی اسماعیل.

تهذیب و تحصیل هم دو بالی است که یکی به‌تنهایی خطرناک است

اگر می‌خواهیم به دستور آقا عمل کنیم و به ولی‌مان نزدیک شویم، دستورات همین است که عرض کردم. تحصیل، تهذیب، ورزش بعدش هم قرآن. تهذیب و تحصیل هم دو بالی است که انسان را به همه جا می‌رساند. یک دانه‌اش باشد، خطرناک است.

فقط تهذیب می‌شود شیخ علی تهرانی. فقط تحصیل می‌شویم سعید حجاریان، اکبر گنجی، آقای مهاجرانی. حالا این‌ها کجا هستند؟ مهاجرانی در کشور ما شانزده سال بالای قدرت بوده، امروز پناهنده انگلستان است، اکبر گنجی مسئول اطلاعات داخلی سپاه تهران بود، امروز پناهنده آمریکاست؛ اگر یکی‌اش را هم گرفتیم باز هم خلاف کرده‌ایم، خطا کرده‌ایم. دو تا با هم، تحصیل و تهذیب با هم است.

اگر می‌خواهیم مقام رهبری را بشناسیم تدبیر کنیم در شناخت ایشان همه چیز بهمان داده می‌شود. تدبیر کنیم در شناخت امام (ره) همه چیز بهمان می‌دهند.

منبع: ماهنامه امتداد

  
نویسنده : علی محمودی ; ساعت ۱:٠٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٩ شهریور ۱۳٩٠

تصاویرکمتر دیده شده از مقام معظم رهبری-قسمت اول

آیت الله خامنه ای

آیت الله خامنه ای

آیت الله خامنه ای

آیت الله خامنه ای

آیت الله خامنه ای

  
نویسنده : علی محمودی ; ساعت ۳:۱٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۸ اسفند ۱۳۸٩

اگر تهدید نظامی عملی شود میدان مقابله ملت ایران فقط منطقه ما نخواهد بود

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی عصر دیروز در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام ضمن تبیین سیاستهای جمهوری اسلامی در مسائل مهم داخل و خارجی، ماه رمضان را فرصتی بی بدیل برای توبه و طهارت و خلوص و توجه به ابعاد اجتماعی و سیاسی تقوا دانستند و با تأکید ویژه بر ضرورت وحدت و همدلی افزودند: وحدت مسئولان یک فریضه مهم است و تعمد در بر هم زدن آن، خلاف شرع به شمار می رود.
ایشان ماه رمضان را ماه توبه و اِنابه – ماه تسلیم دل و جان در برابر اراده و شریعت الهی – ماه طهارت بخشی و ماه خالص شدن از آلودگی ها خواندند و افزودند: ماه رمضان در مقیاس هر سال ، مانند فرصتهای نماز در هر شبانه روز، فرصت بیدار باش و خلوت با خدا و ایجاد نورانیت در دل و نفس است.
حضرت آیت الله خامنه ای، توبه و اِنابه را در میان خصوصیات ماه رمضان یک ویژگی بسیار مهم دانستند و با اشاره به وظیفه سنگین تر مسئولان و کارگزاران در این زمینه افزودند: بازگشت از «راه و فکر و کار» غلط و انابه به درگاه خداوند، در گام اول نیازمند شناخت اشکالات، غفلتها و تقصیرها و قصورهاست.
رهبر انقلاب اسلامی دایره توبه و بازگشت را در تمامی ابعاد فردی و جمعی ، گسترده خواندند و افزودند: همه کسانیکه به هر علت در حوزه های مختلف جامعه تاثیر گذارند باید کاملا مراقب خود، زیر مجموعه ها و حوزه های تاثیرگذاری کلام و رفتار خود باشند چراکه غفلت ها و خطاهای زیر مجموعه ها نیز اگر مستند و متکی به رفتار و گفتار آن مسئول باشد به پای او نوشته خواهد شد.
ایشان هدف «توبه و تصحیح فکر و عمل» را تقوای الهی دانستند و افزودند: رعایت ابعاد فردی تقوا و ترک محرمات و انجام واجبات مهم است اما تقوا ابعاد مهمتری دارد که عمدتاًٌ از آنها غفلت می شود.
رهبر انقلاب اسلامی با استناد به دعای شریفه مکارم الاخلاق در صحیفه سجادیه، گسترش عدالت، فرو بردن خشم، اصلاح ذات البین، ایجاد وحدت، فرو نشاندن آتش هایی که در جامعه ایجاد می شود و گرد آوردن کسانی را که به هر دلیل از مجموعه برادران مؤمن جدا شده اند از ابعاد مهم تقوا برشمردند و تأکید کردند: این موارد، از جمله مسائل اساسی امروز ما نیز هست.
رهبر انقلاب اسلامی تلاش برای گسترش عدالت در همه ابعاد را از بالاترین ابعاد تقوا دانستند و افزودند: عدالت قضایی – اجرایی – اجتماعی – عدالت در تقسیم منابع و فرصتها و عدالت در گزینش افراد، از جمله مصداقهای عدالت در مفهوم حقیقی آن است.
حضرت آیت الله خامنه ای، جلوگیری از خشمی را که موجب انحراف در فکر و عمل می شود از دیگر ابعاد تقوا دانستند و با اشاره به اهمیت مقابله و مهار اختلاف افکنی ها افزودند: عده ای در حال آتش افروزی های سیاسی میان جناحها و عناصر مختلف جناحها هستند و مقابله با این تحرکات، از مصادیق بارز تقوای الهی است.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید مجدد بر جذب حداکثری و دفع حداقلی به عنوان یک سیاست اصولی و اساسی افزودند: البته میزان و معیار این کار اصول و ارزشهاست اما باید توجه کرد که ایمان اشخاص درجات متفاوتی دارد و باید کسانی را که جزو مجموعه بوده اند اما بر اثر اشتباه یا غفلت، کنار افتاده اند با نصیحت و دلالت به راه برگرداند.
رهبر انقلاب اسلامی، روزه را یک عمل جمعی خواندند و خاطرنشان کردند: اگر همه کسانی که بر سر سفره پربرکت رمضان جمع هستند یعنی ملت ایران و دیگر ملل اسلامی، از این فرصت الهی برای توبه و بازگشت به خدا استفاده کنند، مسائل داخلی و مشکلات امت اسلامی علاج خواهد شد.
رهبر انقلاب اسلامی در بخش دیگری از سخنانشان، توجه به واقعیات موجود در جبهه بندی میان ملت ایران و جبهه استکبار را برای تحلیل صحیح مسائل داخلی و خارجی، مهم خواندند و افزودند: تأمل در واقعیات این جبهه بندی 32 ساله، نشان می دهد که ملت ایران و جمهوری اسلامی «همان راه و اصول و اهداف انقلاب و امام» را ادامه داده است اما جبهه مقابله دچار تغییراتی شده است.
ایشان رو به ضعف بودن جبهه دشمنان ملت ایران و حرکت صعودی جمهوری اسلامی را دومین واقعیت قابل توجه خواندند و افزودند: اگرچه جبهه مقابل جمهوری اسلامی، خود را در دروغی بزرگ جامعه جهانی می خواند اما تنها رژیم صهیونیستی و امریکا، محور این جبهه هستند.
ایشان در تبیین این واقعیت، به دو مفهوم مخالفت سطحی و مخالفت بنیانی اشاره کردند و افزودند: مخالفت متقابل رژیم صهیونیستی و امریکا با جمهوری اسلامی، مخالفتی بنیانی است.
ایشان در همین زمینه خاطرنشان کردند: مخالفت بنیانی در واقع مخالفت با موجودیت است و همانگونه که ما رژیم صهیونیستی را غاصب و جعلی و دچار فروپاشی حتمی و بدون تردید می دانیم آن رژیم هم با موجودیت نظام اسلامی مخالف است.
رهبر انقلاب اسلامی در تشریح مفهوم مخالفت بنیانی در رابطه ایران و امریکا افزودند: نگاه امریکا به ما، با وجود همه حرفهای امریکایی ها درباره لزوم تغییر رفتار جمهوری اسلامی، نگاهی مبتنی بر نفی موجودیت نظام اسلامی است ما نیز متقابلاً جنبه استکباری و ابرقدرتی امریکا را مردود می دانیم و نفی می کنیم.
حضرت آیت الله خامنه ای در تشریح دلایل و مصادیق روند رو به ضعف جبهه دشمنان ملت ایران، محروم بودن رژیم صهیونیستی و امریکا از هر گونه عقبه مردمی در جهان را مورد اشاره قرار دادند و افزودند: نفرت ملتها از این دو رژیم، ناکامی آنها در حوادث نظامی سالهای اخیر در عراق و افغانستان و فلسطین، گرفتار آمدن در رکود اقتصادی سنگین، ناکامی در سیاستهای خاورمیانه ای در سوریه و لبنان و فلسطین، کاهش اعتماد به نفس مسئولان امریکایی و اسرائیلی و عاجز ماندن امریکا در تصمیم گیریهایی مانند ادامه اشغال یا خروج از عراق و افغانستان، از نمودهای روند رو به تزلزل جبهه دشمنان ایران است.
رهبر انقلاب همچنین در تصریح دلایل روند صعودی جمهوری اسلامی، به پیشرفتهای مختلف در عرصه های علمی – فناوری اشاره کردند و افزودند: علاوه بر حرکت درخشان در عرصه های مختلف، از لحاظ اجتماعی و معنوی نیز، ملت ایران از روحیه ملی بالایی برخوردار است و اصل حضور 40 میلیونی در انتخابات سال گذشته نشان دهنده شور و نشاط اجتماعی و سیاسی در کشور است.
حضرت آیت الله خامنه ای در همین بحث، به عقبه بی نظیر جمهوری اسلامی در میان ملتهای مسلمان اشاره کردند و با یادآوری استقبال پرشور ملتها از مسئولان جمهوری اسلامی در طول سه دهه گذشته افزودند: ملت ایران با تجربیات سیاسی موفق در خاورمیانه و دیگر مناطق جهان و سرشار از امید به آینده، به حرکت خود ادامه می دهد و این واقعیات، اثبات کننده حرکت صعودی جمهوری اسلامی است.
رهبر انقلاب اسلامی، با تأکید بر ضرورت «فکر و تدبیر و برنامه ریزی» در مقابله با جبهه دشمن خاطرنشان کردند: آنها نیز در مقابل ما برنامه ریزی دارند و ما باید دست در دست یکدیگر، و متکی بر عقل و خرد و شجاعت در این میدان، همچنان به پیش برویم.
حضرت آیت الله خامنه ای در تشریح برنامه های بیگانگان، به فشار اقتصادی – تهدید نظامی – جنگ روانی و ایجاد اختلال سیاسی و خرابکاری در داخل اشاره کردند و افزودند: امریکایی ها در کنار همه این برنامه ها، یعنی تحریم و تهدید و قطعنامه، بحث آمادگی برای مذاکره را نیز مطرح می کنند.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به استفاده امریکایی ها از همه این روشها در سه دهه گذشته خاطرنشان کردند: تحریم 30 ساله ایران، تهدیدهای مستمر در دوران رؤسای جمهوری مختلف امریکا – تبلیغات مسموم بی وقفه درباره امام خمینی (ره) و ملت ایران و خرابکاری و آشوب به دست عوامل داخلی در برخی سالهای گذشته، نشان می دهد که امریکا امروز هم در مقابله با ملت ایران، از همان روشهای کهنه استفاده می کند.
ایشان اعلام آمادگی امریکا برای مذاکره را نیز تکراری دانستند و با رد مذاکره در سایه زور و تهدید افزودند: البته ما در دو مسئله یعنی درباره عراق و یک مسئله دیگر که آنها موضوع امنیتی مهم می خواندند با امریکایی ها مذاکره کردیم اما آن تجربیات نیز نشان می دهد که آنها هر وقت در پای میز مذاکره در مقابل استدلال و حرف حساب، کم بیاورند متوسل به زورگویی و قطع یک طرفه مذاکره می شوند.
ایشان تأکید کردند: ما با دلایل واضح، مذاکره با امریکا را رد کرده ایم چرا که مذاکره در سایه تهدید و فشار و ارعاب را مذاکره نمی دانیم و به همین علت، همچنان که مسئولان محترم کشور گفته اند ما اهل مذاکره هستیم اما نه با امریکایی که خواستار گفتگو در سایه تهدید و تحریم و زورگویی است.
حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: طبعاً اگر آنها از نردبان پوسیده ابرقدرتی پایین بیایند و تهدید و تحریم را کنار بگذارند و برای مذاکره، هدف و نهایت مورد نظر خودشان را ترسیم نکنند ما همانگونه که قبلاً گفته ایم آماده گفتگو هستیم اما آنها در واقع اهل مذاکره نیستند و می خواهند زور بگویند.
ایشان در ادامه همین بحث تأکید کردند: امریکایی ها بدانند که نمی توانند ایران را همچون دیگران تحت فشار قرار دهند چرا که جمهوری اسلامی زیر بار هیچ فشاری نخواهد رفت و به سبک خود به هر فشاری پاسخ خواهد داد.
رهبر انقلاب اسلامی در مسئله هسته ای نیز بار دیگر چرخه تولید سوخت را حق طبیعی ملت ایران خواندند و تأکید کردند: ملت و مسئولان ایران از این حق کوتاه نمی آیند و انشاءالله با ایجاد نیروگاههای هسته ای و تولید سوخت آنها در داخل، این حق طبیعی خود را دنبال خواهند کرد.
ایشان برخی سخنان امریکایی ها درباره تأمین سوخت مورد نیاز ایران را مهمل و بی وجه دانستند و با اشاره به عدم صداقت بیگانگان در ماجرای تأمین سوخت 20 درصد راکتور تهران افزودند: ما براساس عرف معامله در جهان، حدود 2 دهه قبل سوخت این نیروگاه را خریده بودیم اما آنها تا احساس کردند ما به این سوخت 20 درصد دوباره نیاز پیدا کرده ایم بازی بدی را شروع کردند که البته این اشتباه بزرگ امریکا و غرب به ضرر خودشان تمام شد.
ایشان تشویق شدن ایران برای تولید سوخت 20 درصد و اثبات قابل اعتماد نبودن امریکا و دیگر تولید کنندگان سوخت را نتایج مشخص بازی غرب درباره سوخت 20 درصد خواندند و تأکید کردند: در این ماجرا برای همه ملتها مشخص شد که آنها واقعاً قابل اعتماد نیستند.
حضرت آیت الله خامنه ای درباره تهدید نظامی امریکا نیز تأکید کردند: بعید است آنها این حماقت را انجام دهند اما همه بدانند اگر این تهدید عملی شود میدان مقابله ملت ایران فقط منطقه ما نخواهد بود بلکه این مقابله، میدان گسترده تری خواهد داشت.
رهبر انقلاب اسلامی، تبلیغات منفی امریکایی ها درباره نقض حقوق بشر در ایران را مضحک خواندند و افزودند: آنها همچنان که در عراق و افغانستان و فلسطین نشان دادند برای جان انسانها هیچ ارزشی قایل نیستند اما با پررویی از نقض حقوق بشر در ایران سخن می گویند.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به تدابیر بسیار مستحکم و خوب مسئولان نظام برای مقابله با برنامه های دشمن از جمله تحریم اقتصادی افزودند: مسئولان کشور در مقابل قطعنامه تحریم و تحریمهای یک جانبه امریکا و اروپا، تصمیمات بسیار درستی گرفته اند و انشاءالله با این تدابیر و در سایه وحدت و همدلی، تحریم به یک فرصت تبدیل خواهد شد.
رهبر انقلاب اسلامی، افزایش و ارتقای تولید ملی را در این زمینه مهم خواندند و افزودند: واردات باید مدیریت شود و اگر در این زمینه به اصلاح قوانین نیز نیاز هست مجلس این کار را انجام دهد.
حضرت آیت الله خامنه ای، عقل گرایی، تدبیر و شجاعت را در مقابله با برنامه های دشمن بسیار مهم دانستند و تأکید کردند: باید خردمندانه و شجاعانه، با عزم راسخ، بدون تزلزل و با نگاه به دوردستهای روشن، به راه خود ادامه دهیم.
حضرت آیت الله خامنه ای، وحدت و همدلی را تکیه گاه اساسی ملت و نظام در ادامه حرکت مقتدرانه انقلاب اسلامی دانستند و برای تشریح اهمیت این موضوع تأکید کردند: اتحاد و همدلی مسئولان کشور یک فریضه است و تعمد در مخالفت با آن، بخصوص در سطوح بالا خلاف شرع است.
ایشان با اشاره به تلاش دشمنان برای تبدیل اختلافات کوچک به مسائل بزرگ افزودند: اختلاف نظر دولت و مجلس در مسائل مختلف فاجعه نیست بلکه تبدیل این اختلاف سلایق به شکافهای غیرقابل اصلاح و زخمهای غیرقابل علاج، خطایی بزرگ است.
رهبر انقلاب اسلامی در همین زمینه افزودند: از چندی قبل از شورای نگهبان خواسته ایم در مواردی که میان مجلس و دولت محل گفتگو و مناقشه است ورود کند تا با مشخص شدن حدود اختیارات و وظایف مسائل حل شود و تفکیک قوا که از اصول قانون اساسی است تحقق پیدا کند.
ایشان حفظ و تمسک مستمر به اصول و بازی نکردن در زمین دشمن را مورد تأکید مجدد قرار دادند و خاطرنشان کردند: دشمن درصدد بی اعتماد کردن مردم به مسئولان است و هیچکس نباید به گونه ای سخن بگوید که مردم به دولت، مجلس و قوه قضایی بدبین شوند.
رهبر انقلاب اسلامی همچنین زیر سؤال بردن بی دلیل آمارهای ارائه شده از سوی دستگاههای مسئول را مورد انتقاد قرار دادند و خاطرنشان کردند: باید از این گونه کارهایی که اعتماد مردم را تضعیف می کند خودداری کرد.
حضرت آیت الله خامنه ای در پایان سخنانشان تأکید کردند: همه عوامل و تدابیری که بیان شد تنها در سایه توجه و توسل به قدرت الهی و حسن ظن کامل به وعده یاری و حمایت پروردگار، مؤثر خواهد بود و ملت ایران و مسئولان نظام، مانند گذشته این راه پرافتخار را با تکیه بر همین عامل عزت بخش ادامه خواهند داد.
آقای احمدی نژاد رئیس جمهور در این دیدار در سخنانی گزارش مبسوطی از فعالیتها و تلاشهای دولت در عرصه های مختلف فرهنگی، اقتصادی، علمی و فناوری، سازندگی و عمران، صنعت و معدن، اصلاح ساختار اداری، سیاست خارجی و مدیریت فضای داخلی ارائه کرد.
رئیس جمهور، مسائل فرهنگی را یکی از بخشهای مورد اهتمام دولت برشمرد و با اشاره به زمینه و اهداف فرهنگی انقلاب اسلامی گفت: دولت، بودجه فرهنگی را به میزان سه برابر افزایش داده است و در سفرهای استانی کارگروههای فرهنگی وظیفه توسعه و هدفمندسازی همه فعالیتها در مسیر ارزشها را بر عهده دارند.
آقای احمدی نژاد در بخش مربوط به اقدامات دولت در عرصه علم و فناوری، به تشکیل شرکتهای دانش بنیان، افزایش اعتبارات پژوهشی، برنامه تحول در آموزش و پرورش، برنامه تحول در علوم انسانی و پیشرفتهای چشمگیر در بخش بهداشت، درمان و آموزش پزشکی اشاره کرد و گفت: پیشرفتها در بخش هوا فضا بسیار چشمگیر بوده است و بزودی ماهواره جدید ایران به فضا پرتاب خواهد شد.
رئیس جمهور در ادامه، کشور را به یک کارگاه بزرگ سازندگی تشبیه و به افزایش ظرفیت نیروگاهی کشور، صدها سد در دست ساخت، بومی سازی نیازهای نفتی، گسترش گاز رسانی به شهرها و روستاها، آغاز اجرای فازهای باقیمانده پارس جنوبی با سرمایه گذاری داخلی و با حضور پیمانکاران داخلی، افزایش تولید و صادرات پتروشیمی و افزایش تولید بنزین بصورت آزمایشی اشاره کرد.
آقای احمدی نژاد همچنین آمارهایی از اقدامات انجام گرفته در بخش مسکن بویژه مسکن مهر، صادرات معدنی و صنعتی، احداث شهرکهای صنعتی، رشد مثبت اقتصادی، کاهش تورم، واگذاری سهام عدالت، وضعیت خوب بورس و حجم بازار، و صادرات غیرنفتی ارائه کرد و گفت: یکی از اقدامات مهم دولت، هدفمند کردن یارانه ها است که با برنامه ریزی دقیق و در عین حال متانت، در دست پیگیری است.
رئیس جمهور فضای داخلی کشور و اتحاد و همبستگی مسئولان و شور و نشاط مردم و دلبستگی آنان به نظام را، در سطح بالا خواند و با اشاره به تلاش مذبوحانه نظام سلطه و دشمنان ملت ایران برای آغاز دور جدیدی از فشارهای اقتصادی، تأکید کرد: ملت ایران به فضل الهی، این بداخلاقی دشمنان را به فرصتی برای تحول و اصلاحات اساسی اقتصادی و ارتقای کمی و کیفی تولید ملی تبدیل خواهد کرد.
آقای احمدی نژاد با اشاره به صدور قطعنامه بر ضد ملت ایران خاطرنشان کرد: این قطعنامه حاکی از موضع انفعال نظام سلطه و تلاش آنها برای خروج از بن بست است اما دشمنان ملت ایران بدانند، صدور این قطعنامه آنها را نجات نخواهد داد و بزودی از این اقدام پشیمان خواهند شد.
رئیس جمهور، ملت ایران را اهل گفتگو و منطق در چارچوب عدالت دانست و تأکید کرد: ملت ایران ضمن آنکه از گفتگوی عادلانه استقبال می کند اما ذره ای از حقوق خود عقب نشینی نخواهد کرد.

منبع : خبرگزاری فارس

  
نویسنده : علی محمودی ; ساعت ۳:٤٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۸ امرداد ۱۳۸٩

پیام مقام معظم رهبری به مناسبت هفتمین روز شهادت جمعی از مردم زاهدان

خبرگزاری فارس: حضرت آیت‌الله خامنه‌‌ای‌ در پیامی به مناسبت هفتمین روز شهادت جمعی از مردم مومن زاهدان در انفجار تروریستی مسجد جامع این شهر، پشتیبانی اصلی این جنایت را دستگاه‌های جاسوسی آمریکا، رژیم صهیونیستی و انگلیس دانستند.

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت‌الله خامنه‌‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی به‌مناسبت هفتمین روز شهادت جمعی از مردم مومن زاهدان در انفجار تروریستی مسجد جامع این شهر، پشتیبانی اصلی این جنایت را دستگاه‌های جاسوسی آمریکا، رژیم صهیونیستی و انگلیس دانستند و تأکید کردند: یکی از اهداف اصلی دشمنان، از این اقدام تروریستی اختلاف افکنی و فتنه انگیزی مذهبی است اما جمهوری اسلامی اجازه نخواهد داد ایادی استکبار جهانی به هدف خود برسند و همه دستگاه‌های مسئول در قوای سه گانه موظفند با دشمنانِ وحدت و امنیت کشور با قاطعیت و جدیت مقابله کنند و آنان را به سزای اعمال خود برسانند.
متن پیام مقام معظم رهبری به ‌شرح ذیل است:
بسم‌الله الرحمن الرحیم
هفتمین روز شهادت مظلومانه‌ی جمعی از هم میهنان مؤمن و مخلص در زاهدان به دست جنایتکاران و تروریستهای جرّار فرا رسید. در این حادثه‌ی خونین دست گنهکار و مُجرمِ منحرفان متعصّب وهابی با پشتیبانی و فتنه‌انگیزیِ سازمانهای جاسوسی بیگانه، دلهائی را داغدار و خانواده‌ هائی را عزادار کرد که فروغ محبت و ارادت به اهل بیت پیامبر علیه و علیهم‌السلام بر آن تابیده و پرتو معرفت و توحید خالص بدان صفا بخشیده است‌.
متعصبان کور و جاهل و قاتل، دل گمراه و باطن ظلمانی خود را به قدرتهای فاسدی سپردند که دشمنی خود را با اسلام و مسلمین ، بارها و بارها نشان داده و هر جا و هر گاه توانسته‌اند عناد و بُغض خود نسبت به مسلمانان را آشکار کرده و ضربه‌ی خود را وارد ساخته‌اند. دشمنی آنان با جمهوری اسلامی هم بخاطر پرچم برافراشته‌ی اسلام در این کشور و دعوت همیشگی آن به اتّحاد و اقتدار و عزّت اسلامی است. در این حادثه‌ی خونین و مشابهات آن ، یکی از هدفهای دشمنان، اختلاف‌افکنی میان مسلمانان است. جمهوری اسلامی که دهها سال بزرگترین و مطمئن‌ترین حامی مسلمانان مظلوم در غزّه و فلسطین و افغانستان و کشمیر و دیگر مناطق اسلامی بوده و هست، اکنون آماج این توطئه‌ی خبیث از سوی دستگاههای جاسوسی آمریکا و رژیم صهیونیستی و انگلیس قرار میگیرد تا به خیال خام آنان ، درگیر فتنه‌ی مذهبی و نزاع شیعه و سنی شود. غافل از آن که اهل تسنن در ایران اسلامی نیز مانند برادران شیعه‌ی خود بارها وفاداری خویش را به این نظام مقدس اسلامی ثابت کرده و مردانه و مؤمنانه در برابر استکبار و عوامل مزدورش ، به دفاع از جمهوری اسلامی و کشور عزیز ایران برخاسته‌اند. در منطقه‌ی ما پیدایش و رشد تروریزم وحشی و کور، از اساس ، زائیده‌ی سیاست خباثت‌آلود آمریکا و انگلیس و مزدوران دولتی و غیر دولتی آنها است و بر همه‌ی مسلمانان واجب است که با این مولود شوم و نحس که مصداق بارز افساد فی‌الارض و محاربه با خدا است، ‌مقابله و مبارزه کنند.
همه‌ی فرقه‌های اهل سنّت در ایران و کشورهای همسایه که آبروی اسلامیِ آنان آماج این سیاست خبیث است، بخصوص علماء دینی و روشنفکران و دانشگاهیانِ آنان ، وظائف سنگین‌تری دارند. فرزانگان شیعه و سنّی در همه‌ی کشورهای اسلامی و عربی باید اغراض پلید دشمنان را در ایجاد و تقویت تروریسم فرقه‌ئی برای همگان تبیین کنند و آنان را از خطر بزرگ فتنه‌های مذهبی که آرزوی بزرگ دشمنان اسلام است ، بر حذر دارند.
جمهوری اسلامی باذن‌الله‌تعالی اجازه نخواهد داد که اَیادی استکبار جهانی زیر نام وهابیت و امثال آن، ‌میان برادران مسلمان اختلاف افکنی کنند. دستگاههای مسئول حکومتی موظفند در هریک از قوای سه‌گانه برابر مسئولیتهای خود با این دشمنان امنیّت و وحدت کشور با قاطعیت و جدیّت، مقابله کنند و فتنه‌گران را به سزای اَعمال خود برسانند. مردم مؤمن و پاک‌نهاد نیز باید آرامش و بصیرت خود را حفظ کنند و با پرهیز از هر نوع حرکت بی‌رویّه، مأموران و مسئولان کشور را در انجام وظائف خود یاری رسانند.
اینجانب بار دیگر به روح شهدای عزیز حادثه‌ی خونین زاهدان که در سالروز ولادت حضرت سیدالشهداء علیه‌آلاف‌السلام و الثناء، به دیدار حق شتافتند درود میفرستم و همدردی خود را با خانواده‌های عزیز و محترم آنان اعلام و صبر و آرامش و اَجر و پاداش الهی را برای آنان مسألت میکنم و شفای عاجل مجروحان و مصدومان مظلوم را متضرعانه از خداوند متعال استدعا دارم.
والسلام علی عبادالله‌الصالحین و رحمةالله و برکاته
سیّد علی‌خامنه‌ای
30/ تیرماه/ 1389

  
نویسنده : علی محمودی ; ساعت ٩:٥٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ تیر ۱۳۸٩

دیدار رهبری مسئولان نظام و جمعی از مردم در سالروز بعثت پیامبر اعظم اسلام

دیدار با رهبری

همزمان با سالروز بعثت پیامبر اعظم اسلام حضرت محمد (ص)، رهبر انقلاب اسلامی امروز در دیدار مسئولان نظام، سفرای کشورهای اسلامی در تهران، و جمعی از قشرهای مختلف مردم، بعثت را مقطعی بسیار حساس و آغاز راهی برای حرکت در جهت سعادت انسانها و تأمین خواست های فطری و تاریخی بشر دانستند و تأکید کردند: بعثت پیامبر اسلام (ص) و آیین اسلام پیام آور عدالت، صلح، امنیت و آرامش، و سلامت برای انسانها است و سرانجام این راه توحیدی، براساس وعده صادق الهی، فلاح و رستگاری و پیروزی برای پویندگان آن است.
حضرت آیت الله خامنه ای با تبریک عید مبعث نبی مکرم اسلام (ص)، بعثت را به دلیل گشوده شدن راههای عدالت، صلح، امنیت و آرامش و سلامت، بعثتِ رحمت الهی خواندند و افزودند: این راههای آرامش و امنیت از محیط درونی قلبی انسان تا محیط جامعه و محیط بین المللی امتداد یافته است و آن کسانی که در اسلام به عنوان معارضان این راههای رستگاری معرفی می شوند، همان افراد و جریانهایی هستند که با سعادت واقعی بشریت مخالفند.
ایشان با اشاره به آیات قرآن کریم و سیره نبوی که مسلمانان را به ایستادگی در مقابل معارضان سعادت بشریت فرا می خواند، خاطرنشان کردند: اسلام همه انسانها را با استدلال روشن، به زندگی سعادت آمیز در زیر سایه صلح و عدالت و امنیت دعوت می کند، اما در مقابل کسانی که معارض این راه هستند، دستور به ایستادگی قاطعانه و غیرمنفعلانه می دهد.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: در طول تاریخ، معارضینِ راه نورانی سعادت بشریت، جنگ را نه برای استقرار عدالت و صلح بلکه برای توسعه قدرت، گسترش بی عدالتی و سلب امنیت انسانها به راه انداخته اند و امروز نیز قدرتهای مسلط و مستکبر دنیا، با استفاده از فناوریهای جدید و تسلیحات پیشرفته از جمله سلاح هسته ای، همان مسیر جاهلیت را با ظاهری مدرن ادامه می دهند.
حضرت آیت الله خامنه ای تسلیحات نظامی قدرتهای استکباری و هزینه سرسام آور آنها را یکی از مسائل غم انگیز دنیای امروز خواندند و خاطرنشان کردند: تا زمانی که ابرقدرتها سلسله جنبان مسائل جهانی باشند، جنگ، ناامنی و بی عدالتی در جهان ادامه خواهد داشت.
ایشان با تأکید بر اینکه در طول 45 سال از پایان جنگ جهانی دوم تا سال 1990 میلادی، فقط سه هفته در دنیا جنگ وجود نداشته است، افزودند: این جنگ ها را همان کسانی به پا می کنند که رتبه اول تولید تسلیحات را دارند و به دنبال کسب منافع حاصل از فروش جنگ افزارهای نظامی خود هستند و ادعای امریکا مبنی بر جنگ برای استقرار امنیت و عدالت، دروغ محض است.
رهبر انقلاب اسلامی، با اشاره به آمارهای رسمی درخصوص هزینه نظامی 600 میلیارد دلاری امریکا در سال گذشته میلادی، تأکید کردند: این جنگ افزارهای نظامی، صرف سرکوب ملت مسلمان افغانستان، در قبضه نگه داشتن ملت عراق و همچنین کمک به رژیم خبیث صهیونیستی برای ملتهب نگه داشتن خاورمیانه، می شوند.
حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: امروز متأسفانه چنین نظام طاغوتی جاهلانه ای، در دنیا و بر زندگی انسانها حاکم است اما چون این روش برخلاف سنت الهی در آفرینش و برخلاف حق است، از بین رفتنی است و نشانه های زوال آن نیز آشکار شده است.
ایشان با اشاره به تغییر شرایط دنیا و بیداری اسلامی روزافزون در دنیای اسلام، افزودند: یکی از دلایل آغاز زوال قدرتهای استکباری، بیداری اسلامی مسلمانان است که موجب شده این قدرتها، توانایی گذشته را نداشته باشند و شرایط کنونی امریکا در مقایسه با گذشته، مؤید این مطلب است.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر ضرورت اتحاد بیش از پیش مسلمانان خاطرنشان کردند: معارضین راه توحید و راه سعادت بشریت، در هر نقطه ای که بیداری اسلامی بیشتر باشد، احساس خطر بیشتری می کنند، و به همین دلیل است که امروز، دشمنی ها با جمهوری اسلامی ایران افزایش یافته است.
حضرت آیت الله خامنه ای، جمهوری اسلامی ایران را پرچمدار بیداری، اتحاد و عزت ملتهای مسلمان دانستند و تأکید کردند: 31 سال است که قدرتهای استکباری علیه نظام اسلامی تلاش می کنند و 31 سال است که با وجود همه این دشمنی ها، جمهوری اسلامی ایران به فضل الهی، قویتر و ریشه دارتر از گذشته شده است.
ایشان با تأکید بر اینکه این روند همچنان ادامه خواهد داشت و وعده صادق خداوند، زوال و نابودی باطل است، افزودند: هرچه بر میزان دشمنی ها افزوده شود، عقبه های مردمی در دنیای اسلام بیشتر خود را بازخواهند یافت و ملتها و دولتهای اسلامی نیز باید بیش از پیش اعتماد به نفس داشته باشند و از قدرتهای مستکبر نهراسند زیرا نیروی آنها جعلی و غیرواقعی و رو به زوال است.
در ابتدای این دیدار آقای دکتر احمدی نژاد رئیس جمهور با تبریک مبعث پیامبر اسلام (ص)، هدف و حقیقت بعثت را دعوت به دین حنیف منطبق بر فطرت انسانها و نجات انسانیت برشمرد و گفت: پیام بعثت پیامبر اسلام (ص)، عبودیت خدا، کلمه توحید، برپایی عدالت، ایستادگی در برابر طاغوتها و شیاطین است که نتیجه آن فلاح و رستگاری انسانها است.
رئیس جمهور با اشاره به هراس روزافزون قدرتهای شیطانی از بیداری فطرتهای انسانی تأکید کرد: همانگونه که خداوند وعده کرده، صالحان وارث زمین خواهند شد و ثمره بعثت پیامبر اسلام (ص) با رهبری فرزند برومندش حضرت حجت (عج)، به بار خواهد نشست.
منبع :
www.leader.ir

  
نویسنده : علی محمودی ; ساعت ۱:٠۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٠ تیر ۱۳۸٩

تحقق شعار همت مضاعف با حرف و تمجید میسر نمی شود

رهبر انقلاب اسلامی روز چهارشنبه در دیدار هزاران نفر از کارگران سراسر کشور، پیشرفت را منوط به دو عنصر علم و تولیدِ دانش بنیان دانستند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به پیشرفت‌های خیره کننده و ظرفیت‌های فوق‌العاده انسانی، طبیعی و علمی کشور، تأکید کردند: جبران عقب ماندگی‌های تاریخی، نیازمند همت مضاعف و چند برابر، و حرکت شتابان برای به فعلیت درآوردن ظرفیت‌های بسیار بالای کشور است و این همت مضاعف هم با صحبت کردن و تمجید و تعریف به وجود نمی‌آید بلکه لازمه آن، ورود حقیقی به میدان کار و ابتکار است.

در این دیدار که همزمان با هفته کارگر برگزار شد، رهبر انقلاب اسلامی در تبیین دیدگاه اسلام نسبت به قشر کارگر خاطرنشان کردند: برخلاف دیدگاه مادی که کارگر را فقط یک ابزار می‌داند، اسلام، کارگر را یک مجاهد فی سبیل‌الله می‌داند و برای کار و تلاش او هم ارزش و پاداش الهی قائل است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای حفظ شأن و جایگاه کارگر در چارچوب دیدگاه اسلام را بسیار مهم خواندند و افزودند: قشر کارگر از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون امتحان بسیار خوبی داده که دوران دفاع مقدس فقط یک نمونه آن است.

ایشان با اشاره به تلاش دشمنان از اول انقلاب برای استفاده از قشر کارگر و مسائل کارگری به عنوان اهرم فشار سیاسی بر ضد نظام اسلامی، خاطرنشان کردند: این موضوع در سی سال گذشته در دستور کار دشمنان نظام اسلامی قرار داشته است اما قشر کارگر نیز سی سال است که این طراحی را ناکام گذاشته‌اند.

رهبر انقلاب اسلامی ارتباط صمیمی میان کارگر و نظام اسلامی را ناشی از پایه مستحکم ایمانی نظام دانستند و افزودند: بر همین اساس حرکت مجموعه کشور در جهت تولید و با محوریت کارگر و تولید کنندگان پیش خواهد رفت و بدخواهان نخواهند توانست اخلالی در آن بوجود آورند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر این‌که پیشرفت مادی کشور بر دو پایه علم و تولید استوار است، خاطرنشان کردند: در دوران حکومت طواغیت در ایران، نه به علم اهمیت نداده می‌شد و نه به تولید متکی بر علم، بنابراین ملت ایران برای سال‌های متمادی دچار عقب‌ماندگی شد و جبران این فاصله نیازمند توجه بیش از پیش به علم و تولید است.

ایشان پیگیری موضوع علم در مراکز علمی و تحقیقاتی با استفاده از روش‌های نو و مدرن را بسیار با اهمیت برشمردند و افزودند: به لطف خداوند پیشرفت علمی در کشور آغاز شده است اما سرعت این حرکت باید دوچندان شود زیرا ما در اول راه هستیم.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به جایگاه بی‌بدیل تولید دانش بنیان در عرصه‌های صنعت و کشاورزی تأکید کردند: دست‌یابی به تولید دانش بنیان به وسیله کارگر و کارفرما محقق می شود و مدیریت این موضوع نیز بر عهده دولت است که باید سازماندهی مناسب آن را انجام دهد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای اجرای کامل سیاست‌های اصل 44 را در شکل‌گیری تولید دانش‌بنیان مهم ارزیابی و در عین حال خاطرنشان کردند:باید بسیار مراقب بود که اجرای سیاست‌های اصل 44، زمینه ساز نفوذ قانون‌دان‌های قانون‌شکن، نشود.

ایشان در همین خصوص افزودند: افرادی با دور زدن قانون، برخی کارخانه‌ها را می‌خرند و بعد هم با فروش تجهیزات و زمین آن به میلیاردها آلاف و الوف می‌رسند و در نهایت کارگران کارخانه را بیکار می‌شوند، لذا همه مسوولان باید مراقب باشند.

رهبر انقلاب اسلامی به رابطه کارگر و کارفرما هم اشاره و خاطرنشان کردند: در نظام اسلامی مبنای رابطه کارگر و کارفرما، التیام، همکاری و همسویی است و همه طراحان و سیاست پردازان باید در این جهت حرکت کنند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: ما نه همچون دیدگاه سوسیالیستی، کارفرما را مطرود، و نه همچون دیدگاه سرمایه‌داری، کارفرما را صاحب اختیار می‌دانیم بلکه معتقدیم با رابطه تعریف شده انسانی و اسلامی، و همکاری این دو عنصر شریف، پیشرفت کشور محقق خواهد شد.

ایشان پیشرفت‌های کنونی کشور را در مقایسه با دوران قبل از انقلاب، بسیار شگرف خواندند و با اشاره به صدور خدمات فنی و مهندسی، جایگاه برجسته کشور در سدسازی و ساخت نیروگاه، و راه‌اندازی خطوط تولید در کشورهای مختلف، تأکید کردند: با وجود همه این پیشرفت‌ها، اما هنوز با جایگاهی که در شأن ایران و میراث تاریخی ایران است، فاصله زیاد داریم و باید با همت مضاعف عقب ماندگی‌ها را جبران کنیم.

رهبر انقلاب اسلامی افزودند: همت مضاعف یعنی همت برای رسیدن به قله و این هدف نیز با حرف زدن و تمجید کردن به دست نمی‌آید بلکه نیازمند ورود حقیقی به میدان کار و ابتکار است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر این‌که ظرفیت کار و تلاش، و پیشرفت کشور بسیار بیشتر از ظرفیت کنونی است و باید همت همه چند برابر شود، خاطرنشان کردند: ملت ایران همانند جوان با استعدادی است که ظرفیت‌های فراوانی دارد و اگر تلاش لازم را انجام دهد، قطعاً به قله خواهد رسید و به یک ستاره تبدیل خواهد شد.

ایشان با تأکید بر این‌که ملت ایران در سال‌های گذشته و در عمل، بخشی از توانایی‌ها و ظرفیت‌های خود را نشان داده است افزودند: دانشمندان ملت ایران در شرایط تحریم و بدون کمک هیچ کشوری، توانستند نسل دوم و سوم سانتریفیوژها را تولید و همه دارندگان صنعت هسته‌یی را مبهوت کنند. جوانان با استعداد ایرانی در حوزه علوم زیستی توانستند از سلول‌های بنیادی، حیوانِ تولیدی به وجود آورند و در ردیف چند کشور معدود دارنده این توانایی و فناوری قرار گیرند و فرزندان این کشور با وجود سی سال تحریم، اکنون موشک‌های پیشرفته و ماهواره بَر می‌سازند.

رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: این موارد بخشی از توانایی‌های ملت ایران است، بنابراین باید از همه ظرفیت‌های انسانی، علمی، و طبیعی کشور استفاده کرد که لازمه به فعلیت رساندن این ظرفیت‌ها، همت مضاعف است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به غیرقابل تحمل بودن پیشرفت ملت ایران برای استکبار افزودند: این پیشرفت‌ها خارج از قاعده قدرت‌های استکباری است و به همین دلیل در مقابل ملت ایران صف آرایی و دشمنی می‌کنند اما همان‌گونه که در سی سال گذشته نتوانسته‌اند کاری انجام دهند، قطعاً بعد از این هم هیچ کاری نمی‌توانند بکنند.

ایشان پشت گرمی ملت ایران را الطاف الهی و ایمان، و عمل صالح ناشی از این ایمان دانستند و خاطرنشان کردند: همان‌گونه که خداوند متعال وعده فرموده نتیجه ایمان و عمل صالح، پیروزی و عزت در دنیا، و فلاح و نجاح در آخرت است.

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر این‌که پیشرفت حقیقی کشور در گرو ادامه راه ایمان و عمل صالح است، افزودند: رحمت و سلام خدا بر امام بزرگوار(ره) که این راه را به ما نشان داد و با آن ایمان الهی خود، ملت ایران را بیدار و به این راه هدایت کرد.

در این دیدار آقای شیخ‌الاسلامی وزیر کار و امور اجتماعی در سخنانی، با اشاره به سیاست‌های کلان این وزارتخانه گفت: بومی‌سازی، بهبود و گسترش فرهنگ کار، تدوین الگوی ایرانی – اسلامی کار، منشور سه جانبه گرایی اسلامی درخصوص رابطه کارگر و کارفرما، و تدوین پیوست‌های فرهنگی برای برنامه‌های اجرایی از جمله جهت گیری‌ها و برنامه های در دست اجرا است.

وی، پیگیری و تصویب قوانین، آیین‌نامه و مقررات حمایتی از کارگران، اصلاح قانون بیکاری، تدوین آیین‌نامه مشاغل سخت و زیان‌آور، افزایش پوشش یارانه‌ای بیمه‌های اجتماعی کارگران، تأمین مسکن مهر و حذف شرکت‌های خدمات نیروی انسانی را از دیگر برنامه‌های وزارت کار و امور اجتماعی برشمرد.

در ابتدای این دیدار به مناسبت شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله علیها مراسم مرثیه‌سرایی برگزار شد

  
نویسنده : علی محمودی ; ساعت ٢:۱٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٩ اردیبهشت ۱۳۸٩

رهبر انقلاب: ملت ایران تهدید کنندگان را به زانو درخواهد آورد

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تبریک ایام ولادت حضرت زینب سلام الله علیها، به تأثیرپذیری انقلاب اسلامی از حرکت تاریخی آن حضرت، و نقش ایمان و معنویت در قدرت و عظمت این انقلاب اشاره کردند و افزودند: آنچه که باعث شده است ملت ایران در 30 سال گذشته، همواره یک چهره الهام بخش در دنیای اسلام باشد، تأثیرپذیری از شخصیت های برجسته دینی از جمله حضرت زینب سلام الله علیها است و قدرت ملت ایران در واقع ناشی از این تأثیرپذیری معنوی است.

ایشان با تأکید بر اینکه قدرت ملت ایران به تجهیزات نظامی نیست، خاطرنشان کردند: البته ملت ایران در عرصه تجهیزات دفاعی و سخت افزاری پیشرفتهای جهشی داشته است اما عامل اصلی قدرت و عظمت کشور و ملت اسلامی، جوهر ایمانی است.

رهبر انقلاب اسلامی افزودند: به همین دلیل است که ملت ایران با وجود 30 سال تحریم، تهدید، حمله نظامی و خباثت های سیاسی و امنیتی، رشد مضاعف کرده و حرکت رو به جلوی بیش از حد متعارف داشته است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای خاطرنشان کردند: تهدید تلویحی اتمی، در ملت ایران تأثیری نخواهد داشت اما این تهدید، مایه ننگی در تاریخ سیاسی امریکا و نقطه سیاهی در کارنامه دولت امریکا خواهد بود.

 ایشان تأکید کردند: با این تهدید، پشت صحنه نمایش صلح دوستی و بشر دوستی، و پایبندی به معاهدات اتمی، و دراز کردن دست دوستی به سوی ملت ایران، کاملاً مشخص شد.

رهبر انقلاب اسلامی افزودند: تهدید اتمی ملت ایران، در واقع تبدیل ادبیات روباه منش دولت امریکا به ادبیات گرگ منش است.

آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر اینکه قدرتهای اتمی بویژه امریکا بدنبال استفاده از قدرت اتمی برای سلطه بر دنیا هستند، افزودند: هیچیک از این قدرتهای اتمی، به معاهدات بین المللی در زمینه سلاحهای هسته ای پایبند نیستید و به آنها عمل نمی کنند و آشکارا  دروغ می گویند اما هنگامی که کشورهای دیگر بدنبال استفاده از فناوری هسته ای می روند، آنها را متهم به عمل نکردن به معاهدات بین المللی می کنند زیرا این قدرتها نمی خواهند رقیبی برای آنها وجود داشته باشد.

ایشان با تأکید مجدد بر سیاست هسته ای جمهوری اسلامی ایران، خاطرنشان کردند: ما بارها گفته ایم که به دنبال استفاده از سلاحهای کشتار جمعی نیستم اما ملت ایران هم در مقابل اینگونه تهدیدها و گُنده گویی ها تسلیم نخواهد شد و تهدید کنندگان را به زانو درخواهد آورد.

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه مجامع بین المللی نباید به سادگی از تهدید اتمی رئیس جمهور امریکا بر ضد ملت ایران بگذرند، افزودند: رئیس جمهور امریکا به چه حقی ملت ایران را تهدید هسته ای می کند؟ این تهدید، تهدید صلح و امنیت جهانی و بشریت است و نباید کسی در دنیا به خود جرأت دهد که چنین تهدیدی را، حتی بر زبان جاری کند.

آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر اینکه ملت ایران در مقابل اینگونه تهدیدها شکست ناپذیر است، خاطرنشان کردند: ملت ایران به هیچ وجه اجازه نخواهد داد، امریکاییها با چنین تهدیدها و یا ابزارهایی، بار دیگر سلطه جهنمی خود را بر ایران تجدید کنند.

ایشان تأکید کردند: این ملت، علیرغم خواست دشمن، در همه عرصه ها پیش خواهد رفت و ایمان و بصیرت روز افزون جوانان و ملت ایران، بر همه تهدیدها و همچنین ترفندهایی مانند آنچه که در سال گذشته اتفاق افتاد، فائق خواهد آمد.

رهبر انقلاب اسلامی در بخش دیگری از سخنان خود به تبیین شخصیت والا و کم نظیر حضرت زینب سلام الله علیها و نقش برجسته آن حضرت در زنده ماندن حادثه عاشورا و پیام تاریخی آن پرداختند و خاطرنشان کردند: عامل اصلی پیروزی خون بر شمشیر در حادثه عاشورا، حضرت زینب سلام الله علیها بودند که با نقش برجسته خود نشان دادند که زن در متن حوادث مهم تاریخی قرار دارد.

آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر اینکه حضرت زینب سلام الله علیها، حجاب و عفاف زنانه را به عزت مجاهدانه و یک جهاد بزرگ تبدیل کردند، افزودند: نمونه بارز این واقعیت، خطبه فراموش نشدنی آن حضرت در بازار کوفه و در شرایط بسیار سخت آن زمان است، که ایشان با فصاحت و بلاغت، تحلیل دقیق و عظیمی از وضعیت آن روز جامعه اسلامی ارائه و انقلاب نبوی و علوی را آسیب شناسی کردند.

ایشان ضمن بیان بخشهایی از خطبه حضرت زینب سلام الله علیها، خاطرنشان کردند: آن حضرت تصریح می کنند که مشکل اصلی جامعه اسلامی در آن زمان بی بصیرتی مردم در شناخت فتنه و در مقابل مدعیان انقلابی گری، و تشخیص ندادن حق و باطل بود که نتیجه آن هم بر نیزه رفتن سر فرزند پیامبر (ص) شد.

رهبر انقلاب اسلامی نقش و عملکرد حضرت زینب سلام الله علیها در حادثه عاشورا و پس از آن را، الگویی برای همه بشریت، به ویژه زنان مسلمان دانستند و افزودند: آن حضرت با درآمیختن حجب و حیا و عفاف زنانه با عزت مسلمانانه و مومنانه در واقع جایگاه و عظمت واقعی زنان را نشان دادند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای ، با اشاره به روشهای غلط و انحرافی دنیای فاسد غرب برای معرفی شخصیت زن تأکید کردند: دنیای غرب تلاش دارد، اینگونه القاء کند که عظمت زن در کنار گذاشتن عفاف و حجاب، و جلوه گری در مقابل مردان و هوسرانان است، در حالیکه این روش، تحقیر زن است.

ایشان، خاطرنشان کردند: حرکت زنان در انقلاب اسلامی، حرکتی زینب گونه بوده است و زنان همواره برجسته ترین نقش ها در انقلاب اسلامی و دفاع مقدس ایفا کرده اند.

رهبر انقلاب اسلامی همچنین با اشاره به وظیفه سنگین پرستاران در موضوع حفظ سلامت، افزودند: در کنار این وظیفه سنگین، تکالیف پرستاران از جمله رعایت اخلاق پرستاری نیز بسیار مهم و سنگین است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به حساسیت و سختی کار پرستاران در تسکین آلام جسمی و روحی بیماران، خاطرنشان کردند: با توجه به اهمیت وظیفه پرستاران، مناسب است تا منشور اخلاقی پرستاران تهیه و میثاق پرستاری به پرستاران تعلیم داده شود.

در ابتدای این دیدار خانم دکتر وحید دستجردی وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی با اشاره به وظیفه سنگین و سخت پرستاران در حوزه سلامت گفت: دولت و مجلس گامهای خوبی برای بهبود وضعیت شغلی پرستاران برداشته اند که تصویب قانون ارتقای بهره وری پرستاران از جمله آنها است.

وی به برگزاری بیش از 300 دوره بازآموزی برای پرستاران در 3 سال گذشته اشاره کرد و افزود: در چند سال اخیر، راه اندازی دوره های کارشناسی ارشد حرفه ای و تدوین استانداردهای حرفه پرستاری اجرایی شده است.

  
نویسنده : علی محمودی ; ساعت ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢ اردیبهشت ۱۳۸٩

دیدار فرماندهان کل ارتش و سپاه، و جمعی از فرماندهان عالیرتبه نظامی و انتظامی

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی امروز در دیدار رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، فرماندهان کل ارتش و سپاه، و جمعی از فرماندهان عالیرتبه نظامی و انتظامی، با اشاره به جایگاه نیروهای مسلح به عنوان حصن و حصار یک ملت و کشور و لزوم استحکام و هوشیاری دائمی این حصار، تأکید کردند: استحکام واقعی یک نظام و ملت، توکل به خداوند متعال، هوشمندی، داشتن اعتماد به نفس، باور به توانایی ایستادگی، و تقویت قدرت ایستادگی است.
ایشان با اشاره به شرایط کنونی دنیا و حاکمیت زور، ظلم، جهل، و شهوت خاطرنشان کردند: در چنین دنیایی، استحکام و قدرت نیروهای مسلح و حفظ هوشمندی، و اقدام مدبرانه و شجاعانه، اهمیت دو چندان دارد.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به عملکرد ظالمانه و تجاوزکارانه برخی قدرتها و سران آنها تحت لوای شعارهای فریبنده افزودند: امروز کسانی که جنگ طلب واقعی هستند، نام صلح را بر زبان می آورند و همین افراد که هیچ حق و اعتباری برای انسانها قائل نیستند، شعار حقوق بشر سر می دهند.
حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: برخی دولتها و سران آنها ازتجاوز، و پلیدترین شیوه ها از جمله ایجاد سازمانهای تروریستی و حمایت از تروریستها برای پیشبرد سیاستهای خود استفاده می کنند ولی در مقابل افکار عمومی دنیا، چهره ای آرام و انسان دوستانه به خود می گیرند و از الفاظ به ظاهر متین استفاده می کنند.
ایشان با تأکید بر اینکه در چنین دنیای مبتنی بر فریب، دروغ، ظلم و زور نقابدار، برخی قدرتها به دلیل غرور و اعتماد به پایه های پوشالی قدرت، اختیار خود را از دست می دهند افزودند: نمونه این موضوع، سخنان اخیر رئیس جمهور امریکا است که ملت ایران را تلویحاً تهدید به استفاده از سلاح اتمی کرد.
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: این سخن بسیار عجیب است و دنیا نباید از آن بگذرد زیرا در قرن بیست و یکم که قرن ادعاهای حمایت از حقوق بشر و مبارزه با تروریسم است، رئیس یک کشور تهدید به حمله اتمی می کند.
حضرت آیت الله خامنه ای اینگونه سخنان را به ضرر امریکا دانستند و خاطرنشان کردند: معنای اینگونه سخنان این است که دولت امریکا، دولتی شریر و غیرقابل اعتماد است.
ایشان افزودند: امریکاییها در سالهای اخیر تلاش زیادی کردند تا بگویند جمهوری اسلامی ایران در موضوع هسته ای غیرقابل اعتماد است در حالیکه اکنون مشخص است، غیرقابل اعتماد، آن دولتهایی هستند که بمب اتمی دارند و با بی حیایی دیگران را تهدید به بمب اتم می کنند بنابراین سخنان رئیس جمهور امریکا، رسوا کننده است.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه در چنین دنیایی باید بسیار هوشیار بود، خاطرنشان کردند: در این شرایط، مهمتر از آمادگی های نظامی و رزمی، آمادگی های روحی و معنوی و قدرت عزم و توان ایستادگی یک ملت در برابر تندبادها است.
حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: استحکام یک نظام، به ایمان، قدرت و توانایی ایستادگی، عزم راسخ، و فریب الفاظ فریبنده را نخوردن، است.
ایشان با اشاره به دائمی نبودن تندبادها، افزودند: ملت ایران اکنون بعد از گذشت سی سال، در همه زمینه ها پایدارتر و قوی تر است و نشان داده که توانایی ایستادگی در مقابل انواع دشمنی ها را دارد.
فرمانده کل قوا در بخش دیگری از سخنان خود نیروهای مسلح را به اتخاذ تدابیر لازم جهت ارتقای توان رزمی و دفاعی توصیه و تأکید کردند: نیروهای مسلح باید همواره آمادگی و هوشیاری کامل در برابر تهدیدها را داشته باشند و لازمه آن هم برنامه ریزی، و جدی گرفتن آموزش و تدابیر مورد نیاز نظامی و دفاعی است.
رهبر انقلاب اسلامی یکی از ویژگیهای نیروهای مسلح را دارا بودن تجربه های امیدآفرین دوران دفاع مقدس برشمردند و بر لزوم ارتقاء معنویت و بصیرت و تعمیق اعتقادات دینی تأکید کردند.
در ابتدای این دیدار سردار سرلشکر فیروزآبادی رئیس ستاد کل نیروهای مسلح ضمن ارائه گزارشی از آمادگی ها و توانمندیهای نیروهای مسلح تأکید کرد: نیروهای مسلح ضمن حفظ آمادگی و هوشیاری، مصمم هستند با کار و تلاش مضاعف، آموزشها و آمادگی های خود را در زمینه های نظامی، دفاعی، و ترویج روحیه جهادی و بسیجی، ارتقاء بخشند.
در پایان این دیدار ، نماز جماعت ظهر و عصر به امامت حضرت آیت الله خامنه ای اقامه شد.

  
نویسنده : علی محمودی ; ساعت ٢:٢٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٦ فروردین ۱۳۸٩

مطالبی که آقا به پوتین گفتند، اعتمادسازی کرد

دکتر مهدی صفری، سفیر ایران در لندن و نماینده ویژه کشورمان، مذاکرات رژیم حقوقی دریای خزر که در زمان فروپاشی شوروی سفیر ایران در روسیه بوده است، در گفت‌وگویی به تشریح چگونگی فروپاشی شوروی، پیام امام(ره) به گورباچف، نقش قدرت‌های غربی در فروپاشی و تحولات پس از فروپاشی شوروی و... پرداخته است.

به گزارش «تابناک»، مهدی صفری در پاسخ به این که شما از نزدیک شاهد پیامدهای فروپاشی شوروی بودید. به نظر شما در این ماجرا چه عواملی مؤثر بودند، گفت: در آن سال‌ها، مقامات فاسد شده بودند. کسی که پانصد دلار حقوق می‌گرفت، معلوم نبود چگونه هر روز برای تفریح به فرانسه می‌رود!؟ عده‌ای از مقامات در سطح بالا فاسد شده بودند. برخی از آنها هم اصلا در کانادا و آمریکا و... بودند. آقای گایدر که چندی پیش مرد، اصلا در نیویورک بود. یکی دیگر از آنها هم مثلا در کانادا سفیر بود.

غرب نخست اقتصاد و معیشت و سپس فرهنگ شوروی را هدف گرفت

وی همچنین به نقش همسر گورباچف در فروپاشی شوروی و روابط وی با یهودیان اشاره می‌کند و می‌افزاید: یادم هست وقتی در آلمان مأمور بودم، رئیس شرکت بنز، یک یهودی بود که هفته ای یک دیدار با گورباچف داشت! و گورباچف همیشه از نظر فکری از سوی او شست و شو داده می‌شد. شمار زیادی بنز از این طریق به مقامات شوروی رسید. حتی رئیس «کا.گ.ب.» هم می‌گوید: پرونده این مقامات را که ما داشتیم، همه فاسد بودند؛ یعنی کشور به یک حالت انفجار از فساد، رسیده بود. نه تنها فساد زیاد شده بود، بلکه گرایش‌های غربی نیز پررنگ شده بود، به ویژه نسل جوانی که در غرب درس خوانده و آموزش دیده و حالا به عرصه تصمیم سازی رسیده بود.
گورباچف می‌گفت من نمی‌خواستم این گونه شود

گورباچف می‌گفت: من نمی‌خواستم این گونه شود. می‌خواستم تحولی ایجاد شود؛ بدون فروپاشی. منتهی افرادی بودند که دنبال قدرت بودند؛ مثل یلتسین که رئیس‌جمهور روسیه بود، اما وقتی این وضع را دید، گفت: ما می‌خواهیم مستقل شویم. با رؤسای جمهور قزاقستان، بلاروس، اوکراین و... نشستند و فرمان فروپاشی را امضا کردند. گورباچف به آنها می‌گفت که این کار را نکنید؛ اما آن‌ها کار خودشان را می‌کردند. بعد هم ماجرای کودتای اوت ۹۱ پیش آمد. کسی که در وزارت دفاع این غایله را به راه انداخت، خودش از جمله فاسدترین‌ها بود. چندین خودرو و بنز و... را گرفته و فروخته و به جیب زده بود. پس فساد یک طرف، گرایش‌های غربی هم یک طرف که در مجموع حالت فروپاشی را پدید آوردند. در جریان فروپاشی، شاید گورباچف قصد خیانت نداشت، اما اطرافیان تندرو به گونه ای هدایتش کردند که نتوانست کاری کند. گورباچف، یکی از عوامل مخالف یلتسین بود که به او می‌گفت: تو کشور را به قهقرا می‌بری. ما نمی‌خواستیم شوروی این جور باشد.


در زمان فروپاشی، جزایر قدرت در روسیه اغلب یهودی بودند

وی ادامه می‌دهد: در زمان فروپاشی، جزایر قدرت در روسیه، اغلب یهودی بودند؛ مثل خودروفسکی، برزفسکی، گودفسکی و آبرامویچ و... اگر ده دوازده جزیره قدرت و الیگارشی را در نظر بگیرید، نه تای آن‌ها یهودی بودند. این‌ها همه با نقشه پیش می‌رفتند. همه قدرت آن‌ها از بالا کشیدن ثروت ملی به دست آمده بود. مسئول خصوصی سازی در آن جا خودش آدم غربی‌ها بود. او شروع کرد اموال را میان این جزایر تقسیم کردند؛ مثلا کارخانه ای را به یکی دویست میلیون فروخت. طرف هم رفت دویست میلیون را از بانک‌های خود روسیه وام گرفت. بعد همه نیروی کار را بیرون کرد و اموال را فروخت و پول را از کشور خارج کرد. آن موقع در سال ۶۰ ، ۷۰ میلیارد دلار اموال از شوروی خارج می‌شد.
دولت هم که پولی به دستش نمی‌رسید و مردم می‌گفتند: کشوری با این همه ثروت، پول‌هایش کجاست!؟ آن وقت کسی که ماهی پانصد دلار حقوق داشت، یک باره در عرض چهار سال، ثروتش به ۶ میلیارد می‌رسید. این گونه ثروتمند شدن را ما بارها در آن جا به روشنی می‌دیدیم. می‌دیدیم که چگونه یک پالایشگاه را با پول دولت می‌خریدند و بعد همه را بیرون می‌کردند و پول‌ها از کشور خارج می‌شد؛ دولت هم پول نداشت. جزایر قدرت برای این کار بیشتر روی نفت و گاز تمرکز می‌کردند. مثلا فلان مخزن نفت را در اختیار شما می‌گذاشتند. شما از هر بشکه نفتی که صادر می‌کردید، باید مالیات می‌دادید. فرض کنید در سال باید ۲ میلیارد مالیات می‌دادید. ۵ میلیون دلار می‌دادید به فلان مالیات چی و او تمام این‌ها را حذف می‌کرد. آن وقت با این که این کشور درآمد نفتی داشت، پولی نداشت! البته بعدها پوتین این‌ها را بازسازی کرد. تمام این جزایر قدرت نخست در حوزه انرژی درست شدند و در واقع جزایر انرژی بودند. بعد رفت به سمت بانکداری و بیمه و... بانکدارها هم بیشتر صاحبان پالایشگاه‌ها و... بودند. چون همه پتانسیل شوروی در حوزه نفت و گاز بود. در این شرایط، کار به واردات بی رویه رسید و کشوری به بزرگی شوروی، گوشت و مرغ فراوان وارد می‌کرد.

ما هم باید خیلی مواظب خصوصی‌سازی باشیم

بنابراین، غرب با الیگارشی‌هایی که درست کرده بود ـ به ویژه در حوزه انرژی ـ تا می‌توانست، اقتصاد شوروی را نابود کرد و صنایع را به تعطیلی کشاند. ما هم در کشورمان باید خیلی مواظب خصوصی سازی باشیم. روس‌ها در خصوصی سازی اشتباه کردند و همه چیز را به دست الیگارشی سپردند. آن‌ها هم صنایع را یا تعطیل یا به غرب وابسته کردند. تمام اموال و ثروت ملی با قیمت‌های نازل به چنگ الیگارشی افتاد و پولی هم دست دولت نبود. صنایع نظامی، صنایع غذایی و... همه همین سرنوشت را پیدا کرد، در حالی که پیش از آن صنایع فولاد و چوب و... شوروی بسیار قوی بود. شوروی بر پایه همین‌ها، ابرقدرت شمرده می‌شد؛ اما به خاطر آنچه گفته شد، غربی‌ها این کشور را ذلیل کردند.
وی در پاسخ به این که یعنی شما نبرد اقتصادی و سیاسی میان آمریکا و شوروی را مقدم بر نبرد فرهنگی می‌دانید، گفت: بله؛ نخست مردم را از راه اقتصاد و معیشت، به ذلت کشیدند؛ بعد مسائل فرهنگی مطرح شد. چون کسی که گرسنه باشد، دنبال کار فرهنگی نیست. زمان شوروی شما نمی توانستید حتی یک مجله مستهجن در این کشور پیدا کنید. فساد علنی در آنجا، صفر بود. شغل کسی این نبود؛ اما پس از فروپاشی، این‌ها شروع کرد به توسعه یافتن! صادر کردن زن‌ها به خارج، درست بعد از فروپاشی بود. غربی شدن، از این جا به بعد بود؛ البته از سوی غرب تشویق هم می‌شدند و برایشان فضا درست می‌کردند. یعنی فرهنگ، متاخر از اقتصاد بود. البته این فرآیند به تدریج رخ داد و پس از فروپاشی کلیسا زنده شد، اما بلافاصله فرقه‌ها را در جامعه توسعه دادند. وقتی غربی‌ها دیدند که گرایش به مسیحیت ارتدوکس هست، شروع کردند به فرقه سازی. میسیونرهای مختلف از آمریکا آمدند و فعال شدند. جرج سوروس هم در آن جا همین گونه کار می‌کرد. نخست با کار اقتصادی، وابستگی ایجاد کردند؛ بعد فرهنگ مورد نظرشان را تزریق کردند. اگر اول با فرهنگ جلو بیایند، واکنش نشان داده خواهد شد. مثلا یک بیمارستان راه‌اندازی می‌کنند؛ کاری که انگلیس‌ها کرده بودند. وقتی کسی به این بیمارستان می‌رود، آن قدر تحویلش می‌گیرند و به او می‌رسند تا زمینه فرهنگ پذیری را در او آماده و پیام‌های سیاسی را تلقین کنند. سوروس شروع کرده بود در تمام شوروی، بیمارستان احداث کردن، کلاس‌های زبان و کالج درست کردن؛ از طریق NGOها به مردم کمک کردن؛ او از این راه، دمکراسی و آزادی موردنظرش را به مردم تزریق می‌کرد. سوروس از طریق NGO‌ها پول توزیع می‌کرد؛ بورس زبان و ... می‌دادند و مردم هم مشتاق یاد گرفتن!

گورباچف گفت: ما آن موقع نفهمیدیم امام چه می‌گویند

همچنین یک نکته مهم کاری بود که همین بنیادهای آمریکایی و غربی روی مطبوعات کردند که بیشتر هم به وسیله یهودی‌ها بود؛ یعنی همان جزایر قدرت.
وی در پاسخ به این که تأثیر نامه حضرت امام بر مقامات روسیه چه بود و آیا پیام آن را درک کردند، گفت: پس از نامه امام، آقای ساجدی، کارشناس مجری تلویزیون را بردیم ملاقات گورباچف تا با او درباره نامه حضرت امام مصاحبه کند. گورباچف گفت: «ما آن موقع نفهمیدیم امام چه می‌گویند! بعدها فهمیدم. پیش خودمان فکر می‌کردیم منظور ایشان آموزش طلاب و دانشجویان دینی و ... است».
من به او گفتم، این ظاهر نامه است. گاهی تفسیرهای ما ظاهری است، ولی پشت قضیه خیلی مطالب هست که باید فکر کنیم و به آن‌ها برسیم. گفتم حالا شما به ظاهر نامه نگاه نکن. باید کسی حسابی برای شما توضیحش بدهد. به نظرم کسانی که گورباچف از آنها کمک گرفته بود، نتوانستند درست مطالب را منتقل کنند. سرانجام با این شرایط، شوروی به سمت فروپاشی رفت.

دیدار پوتین با رهبر معظم انقلاب

صفری در پاسخ به این که نقش سفارتخانه‌های دیگر چه بود و در دوره سفارت شما ارتباط با ایران یا دفتر رهبری یا خود رهبری چطور بود؛ چه توصیه‌هایی به شما منتقل می‌شد و شما گزارش خاصی داشتید، افزود: گاهی در فرصت نماز ظهر و عصر خدمت آقا گزارش می‌دادیم و ایشان رهنمودهایی را ارایه می‌دادند و ما عمل می‌کردیم. وقتی رئیس مجلس روسیه به ایران آمد، خدمت رهبر انقلاب هم رسید. آقا توضیحات و تشریحاتی از شرایط روسیه داشتند. پس از دیدار او می‌گفت: «انگار رهبر شما در خیابان‌های مسکو راه رفته و با همه چیز از نزدیک آشناست!» می‌گفت: «ایشان اوضاع ما را خوب شناخته اند.» آقا درباره نفوذ غرب و ... مطالبی را تذکر دادند. آقای پوتین هم که این دفعه به ایران آمد، آقا این تذکرات را دادند. ظاهرا آقا راجع به کتاب جنگ و صلح تولستوی صحبتی کرده بودند. درست پس از دیدار پوتین با آقا بود که روسیه سوخت نیروگاه اتمی را فرستاد. مطالبی که آقا گفتند، اعتمادسازی کرد. البته تا وقتی به دیدار ایشان نیامده‌اند، معمولا تصویری از یک رهبر مذهبی در ذهن دارند؛ اما بعد درمی‌یابند که این بعد مذهبی چگونه با سیاست و هوشمندی درآمیخته است.

منبع: khamenei.ir

  
نویسنده : علی محمودی ; ساعت ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٦ دی ۱۳۸۸

بیانات در دیدار با جمعی از طلاب و روحانیون - 22/9/1388

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌
خوشامد عرض میکنیم به همه‌ى برادران عزیز، خواهران عزیز که در این جمع نورانى حضور دارید. بحمداللَّه علماى محترم، فضلاى گرامى، طلاب عزیز، اساتید و مدیران حوزه‌ى علمیه‌ى قم، همه در این جمع تشریف دارید و جمع ممتاز و کم‌نظیرى است.
مناسبت هم مناسبت تبلیغ است؛ یعنى در واقع کار اصلى و جوهرى من و شما. ایام هم ایام کاملاً مناسبى است و ایام الهام‌بخشى است؛ دیروز، روز مبارک مباهله بود؛ چند روز دیگر ایام محرّم شروع خواهد شد؛ روز بیست و هفتم آذر - چند روز دیگر - روز پیوند یا وحدت حوزه و دانشگاه است. همه‌ى این مناسبتها براى ما که کمربسته‌ى تبلیغ دین و ابلاغ حقیقت به دلها و ذهنها هستیم، مناسبتهاى مهم و درس‌آموزى است.
روز مباهله، روزى است که پیامبر مکرم اسلام، عزیزترین عناصر انسانى خود را به صحنه مى‌آورد. نکته‌ى مهم در باب مباهله این است: «و انفسنا و انفسکم» در آن هست؛ «و نساءنا و نساءکم»*** 1 آل عمران: 61 *** در آن هست؛ عزیزترین انسانها را پیغمبر اکرم انتخاب میکند و به صحنه مى‌آورد براى محاجه‌اى که در آن باید مایز بین حق و باطل و شاخص روشنگر در معرض دید همه قرار بگیرد. هیچ سابقه نداشته است که در راه تبلیغ دین و بیان حقیقت، پیغمبر دست عزیران خود، فرزندان خود و دختر خود و امیرالمؤمنین را - که برادر و جانشین خود هست - بگیرد و بیاورد وسط میدان؛ استثنائى بودن روز مباهله به این شکل است. یعنى نشان دهنده‌ى این است که بیان حقیقت، ابلاغ حقیقت، چقدر مهم است؛ مى‌آورد به میدان با این داعیه که میگوید بیائیم مباهله کنیم؛ هر کدام بر حق بودیم، بماند، هر کدام بر خلاف حق بودیم، ریشه‌کن بشود با عذاب الهى.
همین قضیه در محرّم اتفاق افتاده است به شکل عملى؛ یعنى امام حسین (علیه الصّلاة و السّلام) هم براى بیان حقیقت، روشنگرى در طول تاریخ، عزیزترین عزیزان خود را برمیدارد مى‌آورد وسط میدان. امام حسین (علیه‌السّلام) که میدانست حادثه چه جور تمام خواهد شد؛ زینب را آورد، همسران خود را آورد، فرزندان خود را آورد، برادران عزیز خود را آورد. اینجا هم مسئله، مسئله‌ى تبلیغ دین است؛ تبلیغ به معناى حقیقى کلمه؛ رساندن پیام، روشن کردن فضا؛ ابعاد مسئله‌ى تبلیغ را این جورى میشود فهمید که چقدر مهم است. در آن خطبه «من رأى سلطانا جائرا مستحلّا لحرم اللَّه ناکثا لعهداللَّه ... و لم‌یغیّر علیه بفعل و لا قول کان حقّا على اللَّه ان یدخله مدخله»؛*** 2 مقتل ابى‌مخنف، ص 85؛ «هر کس سلطان ستمکارى را ببیند که حرام خدا را حلال میشمارد و پیمان خدا را میگسلد، ... اگر با رفتار و گفتار خود کارهاى او را تغییر ندهد، سزاست که خداوند او را با وى محشور کند.» *** یعنى وقتى او دارد فضا را به این شکل آلوده میکند، خراب میکند، باید یا با فعل یا با قول آمد روشنگرى کرد. و امام حسین (علیه‌السّلام) این کار را انجام میدهد، آن هم با این هزینه‌ى سنگین؛ عیالات خود، همسران خود، عزیزان خود، فرزندان امیرالمؤمنین، زینب کبرى، اینها را برمیدارد مى‌آید وسط میدان.
یک بُعد امروزى قضیه هم آن مناسبت سوم است، که پیوند حوزه و دانشگاه است. اینجا هم مسئله، مسئله‌ى ساختن و رساندن است. ارتباط مجموعه‌ى عظیم دانشجوئى کشور با علماى دین، با جوانان شاغل در راه معرفت دینى و تبلیغ دینى، چیزى است که مطلوب در این مناسبت است؛ یعنى این مناسبت براى آن هست. وحدت حوزه و دانشگاه یعنى این. والّا مراد وحدت عینى و خارجى که نبود. این که معنا ندارد. حوزه، حوزه است، دانشگاه، دانشگاه است؛ یعنى این پیوند حقیقى بین دو مجموعه‌ى اثرگذار و مهمى که تا آن روز که از سوى امام عزیز بیان شد و ابراز شد، سیاستها بر این بود که این دو را از هم دور نگه دارند و جدا نگه دارند: دانشگاه از اسلام دور بماند، حوزه از تحولات جهانى و پیشرفتهاى علمى فاصله بگیرد؛ اینها از هم دور بشوند؛ یعنى این دو بال با هم تلاش نکنند، هماهنگ نباشند. این، برمیگردد به مسئله‌ى تبلیغ. اهمیت تبلیغ، این است. درس هم که میخوانیم، براى این است که بتوانیم پیام الهى را ابلاغ کنیم، برسانیم؛ حالا چه در زمینه‌ى معارف دینى، چه در زمینه‌ى احکام دینى، چه در زمینه‌ى اخلاق الهى.
پس این مناسبتها و این اصل مسئله‌ى تبلیغ، ناظر است به عمل، همراه با بصیرت و یقین. باید بصیرت باشد. یقین، یعنى همان ایمان قلبى متعهدانه، وجود داشته باشد و بر پایه‌ى این بصیرت و یقین، حرکت انجام بگیرد. اگر بصیرت بود، یقین بود، اما کارى انجام نگرفت، این مطلوب نیست؛ تبلیغ نشده است. اگر چیزى تبلیغ شد، اما بدون بصیرت و بدون یقین - هر کدام از اینها کم باشد - یک پایه خراب است و مطلوب به دست نخواهد آمد. این یقین همان چیزى است که «ءامن الرّسول بما انزل الیه من ربّه و المؤمنون کلّ ءامن باللَّه و ملائکته و کتبه و رسله»؛*** 1 بقره: 285؛ «پیامبر [خدا] بدانچه از جانب پروردگارش بر او نازل شده است، ایمان آورده است و مؤمنان همگى به خدا و فرشتگان و کتابها و فرستادگانش ایمان آورده‌اند ...» *** یعنى اولْ‌کسى که به پیام، اعتقاد و ایمان عمیق پیدا میکند، خودِ پیام‌آور است. اگر این نبود، کار دنباله پیدا نخواهد کرد، نفوذ نخواهد کرد. آن ایمان هم باید با بصیرت همراه باشد؛ همچنانى که حالا درباره‌ى بصیرت مطالبى گفته شده است و روشن است. این، میشود عمل صالح. یعنى «انّ الّذین ءامنوا و عملوا الصّالحات»،*** 2 بقره: 277؛ «کسانى که ایمان آورده‌اند و کارهاى شایسته کرده‌اند...» *** واقعاً عمل صالح و مصداق اتمّ عمل صالح، همین تبلیغ است که انجام باید بگیرد. پس در باب تبلیغ، باید فکر کرد، باید کار کرد. این نکته‌اى را که جناب آقاى مقتدائى*** 3 رئیس حوزه‌ى علمیه‌ى قم *** اخیراً در بیانشان ذکر کردند، من نشنیده بودم و براى من نکته‌ى مهمى است که گفتند مرکزى براى طراحى در باب تبلیغ دین تشکیل شده است. خب، این همان چیزى است که من خواستم مطالبه کنم که این کار باید انجام بگیرد.
ببینید امروز تبلیغ در دنیا خیلى نقش پیدا کرده است و همیشه همین جور بوده است. قبلاً این ابزارها نبود؛ این ارتباطهاى نزدیک نبود. ما معممین یک امتیاز داریم که تبلیغ رویاروى و چهره‌به‌چهره میکنیم. این یک کار بى‌نظیرى است که هیچ چیزى جاى این را نمیگیرد؛ منبر رفتن، با مردم حرف زدن. این، از سایر شیوه‌هاى تبلیغ، از جهاتى کارسازتر است - آن جهات هنرى و غیره، آنها هم در جاى خود لازم است - اما این یک تأثیرى دارد، یک خلأئى را پر میکند که سایر دستگاه‌ها و شیوه‌هاى تبلیغى این اثر را ندارد. پس تبلیغ مهم است و امروز ابزار اساسى است. ما هم یکى از شیوه‌هاى مؤثر تبلیغ را در اختیار داریم.
میخواهیم عرض بکنیم تبلیغ باید جریان ساز باشد، تبلیغ باید گفتمان ساز باشد، تبلیغ باید فضا ایجاد کند؛ گفتمان ایجاد کند. گفتمان یعنى یک مفهوم و یک معرفت همه‌گیر بشود در برهه‌اى از زمان در یک جامعه. آنوقت، این میشود گفتمان جامعه. این، با کارهاى جدا جداى برنامه‌ریزى نشده، حاصل نخواهد شد؛ این کار احتیاج دارد به برنامه‌ریزى و کارِ فعال و مثل دمیدن پیوسته‌ى در وسیله‌ى فشارى است که میتواند آب یا مایه‌ى حیات یا هوا را به نقاط مختلفى که مورد نظر است، برساند. باید دائم با این دم دمید، تا این اشتعال همیشه باقى بماند. این کار هیچ نباید متوقف بشود و به برنامه‌ریزى احتیاج دارد.
این گفتمان سازى براى چیست؟ براى این است که اندیشه‌ى دینى، معرفت دینى در مخاطبان، در مردم، رشد پیدا کند. اندیشه‌ى دینى که رشد پیدا کرد، وقتى همراه با احساس مسئولیت باشد و تعهد باشد، عمل به وجود مى‌آورد و همان چیزى میشود که پیغمبران دنبال آن بودند. فرهنگ صحیح، معرفت صحیح، در مواردى بیدارباش، در مواردى هشدار؛ اینها کارکردهاى تبلیغ است؛ آثار و نتائجى است که بر تبلیغ مترتب میشود.
یک نمونه، همین تبلیغات ماه محرّم است که به مناسبت عزادارى محرّم انجام میگیرد. این، بهترین فرصت براى تبلیغ کردن است. از این فرصت باید استفاده کرد براى همان مطلبى که عرض شد؛ شاخص ایجاد بشود؛ مایز، شاخص سازى، معالم‌الطریق. اگر چنانچه سر دو راهى تابلوئى نباشد که نشان بدهد راهِ فلان جا از کجاست، طرف راست است یا طرف چپ است، این سیر کننده و رونده، به خطا خواهد افتاد. اگر چند راهى باشد، گمراه خواهد شد. شاخص باید معیّن کرد، انگشت اشاره را بایستى واضح مقابل چشم همه قرار داد تا بتوانند گمراه نشوند. در دنیائى که اساس کار دشمنان حقیقت بر فتنه‌سازى است، اساس کار طرفداران حقیقت بایست بر این باشد که بصیرت را، راهنمائى را، هرچه میتوانند، برجسته‌تر کنند و این شاخصها را، این مایزها را، این معالم‌الطریق را بیشتر، واضح‌تر، روشن‌تر در مقابل چشم مردم قرار بدهند، که مردم بفهمند، تشخیص بدهند و گمراه نشوند.
در تبلیغ یک مطلب این است - در آیه‌ى سوره‌ى مبارکه احزاب است، که تلاوت کردند - «الّذین یبلّغون رسالات‌اللَّه و یخشونه و لایخشون احدا الّااللَّه و کفى باللَّه حسیبا».*** 1 احزاب: 39؛ «همان کسانى که پیامهاى خدا را ابلاغ میکنند و از او میترسند و از هیچ کس جز خدا بیم ندارند و خدا براى حسابرسى کفایت میکند.» *** تبلیغِ رسالات‌اللَّه، با این دو تا شرط عملى است: «یخشونه»، این یک. «و لا یخشون احدا الّا اللَّه». اولاً خشیت الهى لازم است؛ براى خدا باشد، در راه خدا باشد، ملهم از تعلیم الهى باشد. اگر برخلاف الهام الهى و ملهمات از تعلیم الهى باشد، گمراهى است، ضلالت است. «فماذا بعد الحقّ الّا الضّلال».*** 2 یونس: 32؛ «... و بعد از حقیقت جز گمراهى چیست؟...» *** فهمیدن حق با خشیت الهى حاصل میشود. بعد، در مرحله‌ى بیان حق: «و لایخشون احدا الّا اللَّه». چرا؟ چون حق و حقیقت، دشمن دارد؛ بیان حقیقت آسان نیست. دشمنان حقیقت دنیادارانند، قدرتمندانند، طواغیت عالمند؛ در طول تاریخ این جور بوده است، تا آخر هم، تا زمانى که دولت حقه‌ى ولى‌عصر (ارواحنا فداه) ظهور بکند، همین جور خواهد بود. این قدرتمندان بیکار که نمیمانند؛ ایجاد اشکال میکنند، ضربه میزنند، از همه‌ى ابزارهایشان استفاده میکنند. پس باید «و لایخشون احدا الّا اللَّه» وجود داشته باشد، والّا اگر از غیر خدا ترسى وجود داشت - به انواع و اقسامه. ترس هم یک جور نیست - راه دیگر منسد خواهد شد. یک وقت این است که انسان ترس از جانش دارد، یک وقت ترس بر مال دارد، یک وقت ترس بر آبرو دارد، یک وقت ترس از حرف و گفتِ این و آن دارد؛ اینها همه ترس است. این ترسها را باید گذاشت کنار؛ «و لایخشون احدا الّا اللَّه». این، زحمت زیادى دارد. این رنج را، این زحمت را خیلى اوقات هم افراد نمیفهمند، مردم درک نمیکنند چه رنجى دارد کشیده میشود. دنباله‌اش میفرماید: «و کفى باللَّه حسیبا»؛ حساب و کتاب را بگذار به عهده‌ى خدا. اخلاص، اقدامِ همراه با یقین، همراه با شجاعت و شهامت، و حساب و کتاب را به عهده‌ى خدا گذاشتن. این میشود آن قواره‌ى کلى تبلیغ اسلامى.
این را هم من در مورد تبلیغ در دوران محرّم - که حالا در پیش هست - عرض بکنم که بعضى حالا ممکن است بگویند شما میخواهید نهضت امام حسین را بیان بکنید، خیلى خب، بروید بیان کنید، دیگر روضه‌خوانى و گریه و زارى و اینها چیست؟ بروید بنشینید بیان کنید که حضرت این کار را کردند، این کار را کردند، هدفشان هم این بود. این، خیلى فکر خطائى است، نگاه غلطى است. این عاطفه‌ى نسبت به اولیاء خدا، اولیاء دین، این پیوند عاطفى، پشتوانه‌ى بسیار ارزشمند پیوند فکرى و پیوند عملى است. بدون این پشتوانه، خیلى سخت میشود در این راه حرکت کرد. این پیوند عاطفى، خیلى مهم است. اینى که امام راحل (رضوان اللَّه علیه) فرمودند عزادارى به سبک سنتى، این یک حرف از روى عادت نبود؛ حرف بسیار عمیقى است؛ ژرف‌نگرانه است. ببینید در قرآن نسبت به اولیاء الهى سه تعبیر وجود دارد:
یک تعبیر، تعبیر ولایت است؛ «انّما ولیّکم اللَّه و رسوله و الّذین امنوا الّذین یقیمون الصّلوة و یؤتون الزّکوة و هم راکعون»؛*** 1 مائده: 55؛ «ولىّ شما تنها خدا و پیامبر اوست و کسانى که ایمان آورده‌اند؛ همان کسانى که نماز برپا میدارند و در حال رکوع زکات میدهند.» *** بحث ولایت. معلوم است که پیوند، ارتباط، معرفت، اینها داخل در زیرمجموعه‌ى ولایت است.
یک بحث، بحث اطاعت است؛ «اطیعوا اللَّه و اطیعوا الرّسول و اولى الامر منکم»؛*** 1 نساء: 59؛ «... خدا را اطاعت کنید و پیامبر و اولیاى امر خود را [نیز] اطاعت کنید ...» *** اطاعت رسول و اطاعت اولى‌الامر. این، در عمل است. در میدان عمل باید اطاعت کرد، پیروى کرد.
اما یک بحث سومى وجود دارد و آن، بحث مودت است. «قل لا اسئلکم علیه اجرا الّا المودّة فى القربى».*** 2 شورى: 23؛ «... بگو به ازاى آن [رسالت‌] پاداشى از شما خواستار نیستم، مگر دوستى درباره‌ى خویشاوندان ...» *** این مودت چیست دیگر؟ ولایتِ اینها را داشته باشید، اطاعت هم از اینها بکنید؛ مودت براى چیست؟ این مودت، پشتوانه است. اگر این مودت نباشد، همان بلائى بر سر امت اسلامى خواهد آمد که در دورانهاى اول بر سر یک عده‌اى آمد که همین مودت را کنار گذاشتند، بتدریج اطاعت و ولایت هم کنار گذاشته شد. بحث مودت خیلى مهم است. این مودت، با این ارتباطات عاطفى حاصل میشود؛ ماجراى مصیبتهاى اینها را گفتن، یک جور ایجاد ارتباط عاطفى است؛ ماجراى مناقب اینها و فضائل اینها را گفتن، یک جور دیگر پیوند عاطفى است.
بنابراین، این عزادارى‌هائى که انجام میگیرد، این گریه و زارى‌اى که میشود، این تشریح حوادث عاشورا که میشود، اینها چیزهاى لازمى است. یک عده از موضع روشنفکرى نیایند بگویند آقا، اینها دیگر لازم نیست. نه، اینها لازم است؛ اینها تا آخر لازم است؛ همین کارهائى که مردم میکنند. البته یک شکل‌هاى بدى وجود دارد که گفته‌ایم؛ مثل قمه زدن که گفتیم این ممنوع است، نباید این کار انجام بگیرد؛ این، مایه‌ى دراز شدن زبان دشمنان علیه دوستان اهل‌بیت است. اما همین عزادارى متعارفى که مردم میکنند؛ دسته‌جات سینه‌زنى راه مى‌اندازند، عَلَم بلند میکنند، اظهار محبت میکنند، شعار مینویسند، میخوانند، گریه میکنند؛ اینها ارتباط عاطفى را روزبه‌روز بیشتر میکند؛ اینها خیلى چیزهاى خوبى است. این، اهمیت تبلیغ.
بنابراین در حوزه‌ى علمیه - که مرکز هم از همه جهت قم است - باید براى این ترتیب دادن و جریان‌سازى و هماهنگ کردن و سیاستگذارى براى تبلیغ، حتماً یک کار خوبى انجام بگیرد - که حالا مژده‌اش را دادند - ان‌شاءاللَّه که این کار دنبال بشود. اى بسا در یک برهه‌اى برخى از مسائل بایست تبلیغ بشود که مثلاً پنج سال، ده سال به آن نیاز است و ممکن است پنج سال بعد، آن موضوع اصلاً مورد نیاز نباشد. این کار را باید طراحى کرد. ما این را همیشه سفارش میکنیم به مبلغین، به طلاب، به فضلا که نیازسنجى کنید و بر طبق نیاز مخاطب و استفهام مخاطب، حرف بزنید؛ اما این کارِ یک فرد نیست. افراد ممکن است در این شناخت و ارزیابى هم بعضاً اشتباه بکنند. این، کار یک جمع متمرکز و یک برنامه‌ریزى است، که ان‌شاءاللَّه باید انجام بگیرد.
مهمترین برهه‌اى و زمان و مکانى که تبلیغ، آنجا معنا میدهد، جائى است که فتنه وجود داشته باشد. بیشترین زحمت در صدر اسلام و در زمان پیغمبر، زحمات مربوط به منافقین بود. بعد از پیغمبر، در زمان امیرالمؤمنین زحماتى بود که از درگیرى و چالش حکومت اسلامى با افرادى که مدعى اسلام بودند، به وجود مى‌آمد. بعد هم همین جور؛ در دوران ائمه (علیهم‌السّلام) هم همین جور؛ دوران غبارآلودگى فضا. والّا آن وقتى که جنگ بدر هست، کار، دشوار نیست؛ آن وقتى که در میدانهاى نبرد حاضر میشوند، با دشمنانى که مشخص است این دشمن چه میگوید، کار دشوار نیست. آن وقتى مسئله مشکل است که امیرالمؤمنین در مقابل کسانى واقع میشود که اینها مدعى اسلامند و معتقد به اسلام هم هستند؛ اینجور نبود که معتقد به اسلام هم نباشند، از اسلام برگشته باشند؛ نه، معتقدند به اسلام، راه را غلط میروند، هواهاى نفسانى کار دستشان میدهد. این، مشکلترین وضع است که افراد را به شبهه مى‌اندازد؛ به طورى که اصحاب عبداللَّه‌بن‌مسعود مى‌آیند خدمت حضرت، میگویند «انّا قد شککنا فى هذا القتال»!*** 1 وقعة صفین، ص 115: «ما در این جنگ شک داریم.» *** چرا باید شک کنند؟ این شک خواص، پایه‌ى حرکت صحیح جامعه‌ى اسلامى را مثل موریانه میجود. اینى که خواص در حقایق روشن تردید پیدا کنند و شک پیدا کنند، اساس کارها را مشکل میکند. مشکل کار امیرالمؤمنین، این است. امروز هم همین است. امروز در سطح دنیا که نگاه کنید، همین جور است؛ در سطح داخل جامعه‌ى خودمان که نگاه کنید، همین جور است. تبیین لازم است.
در سطح بین‌المللى، امروز دشمنان از همه‌ى ابزارها دارند استفاده میکنند براى مشوب کردن اذهان عمومى آحاد بشر - ملتها - خواصشان و عوامشان؛ تا هر جا دستشان برسد. دارند براى این تلاش میکنند. ادعاى قانون‌گرائى میکنند، ادعاى حقوق بشر میکنند، ادعاى طرفدارى از مظلوم میکنند. خب، اینها حرفهاى قشنگى است، اینها حرفهاى جاذبه‌دارى است؛ اما حقیقت چیز دیگرى است. این رئیس جمهور آمریکا - همین چند روز قبل از این - میگوید: ما دنبال این هستیم که دولتهاى قانون‌شکن پاسخگو باشند. خب، کدام دولت قانون‌شکن است؟ کدام دولت قانون‌شکن‌تر از دولت آمریکاست؟ دولت آمریکا با کدام قانون عراق را اشغال کرد و این همه خسارت و تلفات انسانى و مادى و معنوى بر ملت عراق وارد کرد؟ بر اساس یک شایعه‌ى دروغى که خودشان به وجود آورده بودند، حمله کردند عراق را اشغال کردند که صدها هزار مردم عراق در این چند سال کشته شدند و چند میلیون مردم عراق آواره شدند. چندى پیش در خبرها آمده بود پانصد و پنجاه دانشمند عراقى به وسیله‌ى اسرائیلى‌ها ترور شدند. این، چیز کمى است؟! جوخه‌هاى ترور بسیج شدند، رفتند دانشمندان عراقى را یکى یکى پیدا کردند، ترور کردند. این، بر اثر اشغال آمریکاست. با کدام قانون شما وارد عراق شدید؟ با کدام قانون تا حالا مانده‌اید؟ با کدام قانون دارید با مردم عراق اینجور اهانت‌آمیز رفتار میکنید؟ با کدام قانون افغانستان را اشغال کردید؟ با کدام قانون بین‌المللىِ عقل‌پسند دارید نیروهاتان را در افغانستان افزایش میدهید؟ چقدر اتفاق افتاد این حادثه که هواپیماهاى آمریکائى، کاروانهاى عروسى را در افغانستان به خاک و خون کشیدند؟ در طول این چند سال بارها و بارها اتفاق افتاد؛ ده‌ها نفر در هر حادثه‌اى کشته شدند؛ مردمى که در یک عروسى شرکت کرده بودند. آن وقت افسر آمریکائى با وقاحت تمام میگوید: ما دنبال طالبان هستیم! هر جا طالبان را پیدا کنیم، میزنیم! به عروسى مردم چه کار دارید؟ به زندگى مردم چه کار دارید؟ همین چندى پیش در هرات، یکى از این حوادث را به وجود آوردند، بیش از صد نفر کشته شدند که پنجاه‌تاشان کودکان بودند. مظهر بى‌قانونى شما هستید. قانون‌شکن‌ترین دولتها، امروز دولت آمریکاست.
حقیقت قضیه این است؛ اما زبانى که به کار میبرند، آن چیزى است که گفتم: ما با قانون‌شکنى مخالفیم! دولتهاى قانون‌شکن باید پاسخگو باشند! ببینید، فتنه یعنى این. چه چیزى میتواند این توطئه‌ها را، این جریان گندابِ فاسد را از مجموعه‌ى افکار عمومى عالم جمع بکند جز روشنگرى؛ و این ظلمات را بشکند. چه میتواند بشکند، جز چراغ و مشعل بیان حقیقت؟ ببینید چقدر وظیفه، سنگین است.
در زمینه‌هاى مسائل دینى هم همین جور است. یکى از کارهائى که امروز دستهاى فتنه‌انگیز در دنیا بجد دنبالش هستند، اختلافات مذهبى در بین مسلمانهاست. چون منطقه‌اى که مسلمانها در آن زندگى میکنند، منطقه‌ى حساسى است، منطقه‌ى پر فایده‌اى است، منطقه‌ى راهبردى است، منطقه‌ى نفت است و آنها به اینجا احتیاج دارند؛ اسلام هم مزاحم است. پس بایستى یک جورى مشکل اسلام را براى خودشان حل کنند. یکى از راه‌هاى خوبى که پیدا کرده‌اند، ایجاد اختلاف بین مسلمانهاست؛ وسیله‌ى اختلاف هم تعصبات مذهبى. چه چیزى میتواند در مقابل این، ایستادگى بکند؟ بصیرت، روشنگرى، تبلیغ صحیح، در دام دشمن نیفتادن. این، عرصه‌ى بین‌المللى است.
در عرصه‌ى داخلى هم همین جور. شما ملاحظه کنید یک عده‌اى قانون‌شکنى کردند، ایجاد اغتشاش کردند، مردم را به ایستادگى در مقابل نظام تا آنجائى که میتوانستند، تشویق کردند - حالا تیغشان نبرید؛ آن کارى که میخواستند نشد، او بحث دیگرى است؛ آنها تلاش خودشان را کردند - زبان دشمنان انقلاب را و دشمنان اسلام را دراز کردند، جرأت به آنها دادند؛ کارى کردند که دشمنان امام - آن کسانى که بغض امام را در دل داشتند - جرأت پیدا کنند بیایند توى دانشگاه، به عکس امام اهانت بکنند؛*** 1 شعار حضار (روح منى خمینى - بت شکنى خمینى) *** کارى کردند که دشمنِ مأیوس و نومید، جان بگیرد، تشویق بشود بیاید در مقابل چشم انبوه دانشجویانى که مطمئناً اینها علاقه‌مند به امامند، علاقه‌مند به انقلابند، عاشق کار براى کشور و میهنشان و جمهورى اسلامى هستند، یک چنین اهانتى، یک چنین کار بزرگى انجام بدهند. آن قانون‌شکنى‌شان، آن اغتشاش‌جوئى‌شان - تشویقشان به اغتشاش و کشاندن مردم به عرصه‌ى اغتشاشگرى - این هم نتائجش. این خطاها اتفاق مى‌افتد، عمل خلاف انجام میگیرد، کار غلط انجام میگیرد، بعد براى اینکه این کار غلط، غلط بودنش پنهان بشود، اطراف او فلسفه درست میشود! فلسفه میبافند؛ استدلال برایش درست میکنند! از ابتلائات بزرگ انسانها این است؛ همه‌مان در معرض خطریم، باید مراقب باشیم. کار خطا را میکنیم، بعد براى اینکه در مقابل وجدانمان، در مقابل سؤال مردم، در مقابل چشم پرسشگران بتوانیم از کار خودمان دفاع کنیم، یک فلسفه‌اى برایش درست میکنیم؛ یک استدلالى برایش میتراشیم!
خب، اینها ایجاد فتنه میکند؛ یعنى فضا را فضاى غبارآلود میکند. شعار طرفدارى از قانون میدهند، عمل صریحاً بر خلاف قانون انجام میدهند. شعار طرفدارى از امام میدهند، بعد کارى میکنند که در عرصه‌ى طرفداران آنها، یک چنین گناه بزرگى انجام بگیرد؛ به امام اهانت بشود، به عکس امام اهانت بشود. این، کار کمى نیست؛ کار کوچکى نیست. دشمنان از این کار خیلى خوشحال شدند. فقط خوشحالى نیست، تحلیل هم میکنند. بر اساس آن تحلیل، تصمیم میگیرند؛ بر اساس آن تصمیم، عمل میکنند؛ تشویق میشوند علیه مصالح ملى، علیه ملت ایران. اینجا آن چیزى که مشکل را ایجاد میکند، همان فریب، همان غبارآلودگى فضا و همان چیزى است که در بیان امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) هست: «و لکن یؤخذ من هذا ضغث و من هذا ضغث فیمزجان فهنالک یستولى الشّیطان على اولیائه»؛*** 1 نهج البلاغه، خطبه‌ى 50؛ «و همواره پاره‌اى از حق و پاره‌اى از باطل را در هم مى‌آمیزند و در چنین حالى شیطان بر یاران خود مسلط میشود.» *** یک کلمه‌ى حق را با یک کلمه‌ى باطل مخلوط میکنند، حق بر اولیاء حق مشتبه میشود. اینجاست که روشنگرى، شاخص معیّن کردن، مایز معیّن کردن، معنا پیدا میکند.
آن کسى که براى انقلاب، براى امام، براى اسلام کار میکند، بمجردى که ببیند حرف او، حرکت او موجب شده است که یک جهتگیرى‌اى علیه این اصول به وجود بیاید، فوراً متنبه میشود. چرا متنبه نمیشوند؟ وقتى شنفتند که از اصلى‌ترین شعار جمهورى اسلامى - «استقلال، آزادى، جمهورى اسلامى» - اسلامش حذف میشود، باید به خود بیایند؛ باید بفهمند که دارند راه را غلط میروند، اشتباه میکنند؛ باید تبرى کنند. وقتى مى‌بینند در روز قدس که براى دفاع از فلسطین و علیه رژیم غاصب صهیونیست است، به نفع رژیم غاصب صهیونیست و علیه فلسطین شعار داده میشود، باید متنبه بشوند، باید خودشان را بکشند کنار، بگویند نه نه، ما با این جریان نیستیم. وقتى مى‌بینند سران ظلم و استکبار عالم از اینها حمایت میکنند، رؤساى آمریکا و فرانسه و انگلیس و اینهائى که مظهر ظلمند - هم در زمان کنونى، هم در دوره‌ى تاریخىِ صد سال و دویست ساله‌ى تا حالا - دارند از اینها حمایت میکنند، باید بفهمند یک جاى کارشان عیب دارد؛ باید متنبه بشوند. وقتى مى‌بینند همه‌ى آدمهاى فاسد، سلطنت‌طلب، از اینها حمایت میکند، توده‌اى از اینها حمایت میکند، رقاص و مطرب فرارى از کشور از اینها حمایت میکند، باید متنبه بشوند، باید چشمشان باز بشود، باید بفهمند؛ بفهمند که کارشان یک عیبى دارد؛ بلافاصله برگردند بگویند نه، ما نمیخواهیم حمایت شما را. چرا رودربایستى میکنند؟ آیا میشود با بهانه‌ى عقلانیت، این حقایق روشن را ندیده گرفت، که ما عقلانیت بخرج میدهیم! این عقلانیت است که دشمنان این ملت و دشمنان این کشور و دشمنان اسلام و دشمنان انقلاب، شما را از خود بدانند و براى شما کف و سوت بزنند، شما هم همین طور خوشتان بیاید، دل خوش کنید؛ این عقلانیت است؟! این نقطه‌ى مقابل عقل است. عقل این است که بمجردى که دیدید برخلاف آن مبانى‌اى که شما ادعایش را میکنید، چیزى ظاهر شد، فوراً خودتان را بکشید کنار، بگوئید نه نه نه، ما نیستیم؛ بمجردى که دیدید به عکس امام اهانت شد، به جاى اینکه اصل قضیه را انکار کنید، کار را محکوم کنید؛ بالاتر از محکوم کردنِ کار، حقیقت کار را بفهمید، عمق کار را بفهمید؛ بفهمید که دشمن چه جورى دارد برنامه‌ریزى میکند، چه میخواهد، دنبال چیست؛ این را باید این آقایان بفهمند. من تعجب میکنم! کسانى که اسم و رسم خودشان را از انقلاب دارند - بعضى از این آقایان یک سیلى براى انقلاب نخوردند در دوران اختناق و طاغوت - و به برکت انقلاب اسم و رسمى پیدا کردند و همه چیزشان از انقلاب است، مى‌بینید که دشمنان انقلاب چطور بُراق شدند، آماده شدند، صف کشیدند، خوشحالند، میخندند؛ اینها را که مى‌بینید؟ به خود بیائید، متوجه بشوید.
شما برادران سابق ما هستید. اینها کسانى هستند که بعضى از اینها، یک وقتى به خاطر طرفدارى از امام مورد اهانت هم قرار میگرفتند. حالا ببینند که کسانى که به نام اینها شعار میدهند، عکس اینها را روى دستشان میگیرند، اسم اینها را با تجلیل مى‌آورند، درست نقطه‌ى مقابل، علیه امام و علیه انقلاب و علیه اسلام شعار میدهند و روزه‌خورى علنى در روز قدس، در ماه رمضان، میکنند؛ اینها را مى‌بینید، خب، بکشید کنار. انتخابات تمام شد. انتخاباتى بود، عمومى هم بود، درست هم بود، اشکالى هم نتوانستند بر انتخابات بگیرند و ثابت کنند؛ حالا هى ادعا کردند، فرصت هم داده شد؛ گفتیم بیائید، نشان بدهید، ثابت کنید؛ نتوانستند، نیامدند؛ تمام شد. پابندى به قانون اقتضاء میکند که انسان ولو این رئیس جمهورى را که انتخاب شده است قبول هم نداشته باشد، وقتى براى قانون احترام قائل بود، بایستى در مقابل قانون، خضوع کند. خب، معلوم است هیچ کسى نمیتواند بگوید این کسى که انتخاب شده، صددرصد حُسن محض است، آن طرفى که انتخاب نشده است، صددرصد قبح محض است؛ نه، همه حُسنى دارند، قبحى دارند؛ این طرف هم حُسنى دارد، قبحى دارد؛ آن طرف هم حُسنى دارد، قبحى دارد. قانون، ملاک است، معیار است. چرا اینجورى میشود؟ چرا؟ این، هواى نفس است.
اینها مال امروز هم نیست. کسانى که از اوائل انقلاب یادشان هست، میدانند؛ بعضى بودند از یاران امام، از نزدیکان امام در دهه‌ى اول انقلاب و در حال حیات امام، که کارشان به مقابله‌ى با امام کشید؛ کارشان به معارضه‌ى با امام کشید؛ ایستادند پاى اینکه امام را به زانو در بیاورند و خطاى حرکت امام (رضوان اللَّه تعالى علیه) را - آن مرد بزرگ را، آن مرد الهى را - اثبات کنند؛ اما بعد زاویه پیدا کردند. خب، انقلاب اینها را مطرود کرد. کسانى که از نزدیکان امام بودند، از یاران امام بودند، کارشان کشید به یا پناه بردن به دشمن، یا مواجه شدن با انقلاب، یا ضربه زدن به انقلاب. اینها باید عبرت باشد براى همه‌ى ما؛ باید عبرت باشد؛ باید بفهمیم.
من هیچ اعتقادى ندارم به دفع؛ من گفتم در نماز جمعه؛ اعتقاد من به جذب حداکثرى و دفع حداقلى است؛ اما بعضى کأنه خودشان اصرار دارند بر اینکه از نظام فاصله بگیرند. یک اختلاف درون خانوادگى را، درون نظام را - که مبارزات انتخاباتى بود - یک عده‌اى تبدیل کردند به مبارزه‌ى با نظام - البته اینها اقلیتند، کوچکند؛ در مقابل عظمت ملت ایران صفرند، لکن به نام اینها شعار میدهند، اینها هم دل خوش میکنند به این - این باید مایه‌ى عبرت باشد. تبلیغ باید بتواند این حقایق را براى مردم و براى خود آنها روشن بکند که بفهمند دارند خطا میکنند و اشتباه میکنند.
البته این نظام، نظام الهى است؛ این نظام، نظامى است که خداى متعال لطف خود و حمایت خود را از این نظام به مرات و کرات نشان داده است؛ تجربه‌هاى ما از اول انقلاب همه‌اش همین را نشان میدهد. ما اگر با خدا باشیم، خدا با ماست.این کسانى که و این جهانخواران که امروز در سطح بین‌المللى با این منطقهاى مغلوط و با این منطقهاى مخدوش - که اشاره کردم - میخواهند دنیا را اداره بکنند و بر دنیا سیطره پیدا بکنند، مطمئناً به وسیله‌ى این ملت و به وسیله‌ى ملتهاى مستقل، به حول و قوه‌ى الهى تودهنى خواهند خورد. اینها نه اسلام را شناختند، نه این ملت را شناختند، نه این انقلاب را شناختند، نه امام راحل عظیم‌الشأن ما را شناختند؛ نمیدانند با کى طرف شده‌اند. این ملت را هم نشناختند؛ این ملت، ملت مقاومى است. جوانهاى ما جوانهائى هستند که به معناى حقیقى کلمه از عمق جانشان تلاش میکنند براى سعادت؛ سعادتى که در اسلام هست. دانشجوهاى ما هم همین جورند؛ دانشجوهاى ما امروز جزو برترین دانشجوها هستند؛ نه فقط از لحاظ ذهن و علم، بلکه حتّى از لحاظ صفا، معنویت، ایمان؛ دانشجوهاى ما خیلى خوبند. توى همین قضایا هم بارها دیده شده؛ دانشگاه بسیار آزمایش خوبى داد. در همین قضایا نشان داد که توى صحنه است، آگاه است، بیدار است. هرچه هم این ارتباط حوزه و دانشگاه، این پیوند حوزه و دانشگاه بیشتر بشود، این معنویت، این روحیات، بیشتر خواهد شد.
ما البته درخواستمان از مردم این است: در این قضایاى اهانت به امام راحل (رضوان اللَّه علیه)، مردم ما عصبانى شدند، خشمگین شدند؛ حق هم دارند. اعلام برائت کردند، جا هم داشت، خوب هم بود؛ لکن آرامش‌شان را حفظ کنند. از دانشجوها هم ما همین درخواست را داریم: آرامش را حفظ کنید. این کسانى که در مقابل شما قرار دارند، اینها کسانى نیستند که ریشه‌اى داشته باشند، بتوانند بمانند، بتوانند در مقابل عظمت این ملت و عظمت این انقلاب، مقاومت کنند؛ نه. با آرامش؛ همه کار با آرامش. اگر یک وقتى لازم بشود، خود مسئولین، خود قانون و حافظان قانون، آنچه که وظیفه‌شان باشد، انجام میدهند. البته شناسائى کنند؛ خود دانشجوها موظفند در محیط دانشگاه، افرادى را که منشأ فسادند، اینها را بشناسند و دیگران را آگاه کنند. این خودش یک تبلیغ درست و صحیحى است. آگاه کنند؛ بدانند ارتباطات اینها را، جهتگیرى اینها را؛ لکن همه کار با آرامش باید انجام بگیرد. در سطح جامعه، تشنج، اغتشاش، درگیرى مصلحت نیست؛ این چیزى است که دشمن میخواهد. دشمن میخواهد جامعه آرام نباشد. امنیت، مهم است. دشمنان امنیتِ مردم دوست دارند که مردم در ناامنى زندگى کنند، ناراحت بشوند، کلافه بشوند، عصبانى بشوند؛ ما این را نمیخواهیم. ما میخواهیم مردم زندگى‌شان، زندگى آرامى باشد؛ دانشجو بتواند درس بخواند؛ طلبه بتواند درس بخواند؛ دانشمند بتواند تحقیق خودش را بکند؛ صنعتگر، کشاورز، بازرگان، بتوانند همه کارشان را انجام بدهند. محیط دانشگاه هم باید محیط امنى باشد؛ جوانهاى مردم توى این مجموعه‌ى دانشگاه جمعند، مردم میخواهند جوانهاشان در محیط امنى باشند. این کسانى که محیط دانشگاه را با این اغتشاشگرى ناامن میکنند، با مردم مواجه‌اند، با مردم طرفند. البته دستگاه‌هاى قانونى هم وظائفى دارند؛ باید به این وظائف عمل کنند.
بدانید جوانان عزیز! طلاب عزیز! فضلاى جوان! بدانید که این آیه‌ى مبارکه: «فامّا الزّبد فیذهب جفاء و امّا ما ینفع النّاس فیمکث فى الارض»،*** 1 رعد: 17؛ «... اما کف بیرون افتاده از میان میرود، ولى آنچه به مردم سود میرساند، در زمین [باقى‌] میماند...» *** امروز مصداق تام و تمامى در زمان شما دارد و این را شما خواهید دید. به فضل الهى خواهید دید که «و امّا ما ینفع النّاس فیمکث فى الارض»، این بناى استوار که هندسه‌ى آن الهى است، بناى آن هم با دست یک مرد الهى است، بقاء آن هم با اراده‌ى این ملت عظیم و با ایمان این ملت عظیم است، استوار خواهد ماند و ان‌شاءاللَّه این درخت روزبه‌روز ریشه‌دارتر خواهد شد و خواهید دید که این مخالفان، این کسانى که با این بنا، با این حق و حقیقت مخالفت میکنند، «فیذهب جفاء»؛ اینها در مقابل چشم شما ان‌شاءاللَّه نابود خواهند بود.
امیدواریم خداوند متعال قلب مقدس ولى‌عصر را نسبت به همه‌ى ما مهربان بفرماید و دعاى آن حضرت را شامل حال ما بفرماید و ارواح طیبه‌ى شهدا و روح امام بزرگوار را ان‌شاءاللَّه از ما راضى کند.
والسّلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته‌

  
نویسنده : علی محمودی ; ساعت ٦:٠٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۳ آذر ۱۳۸۸

بیانات رهبری در دیدار هزاران نفر از قشرهای مختلف مردم در سالروز عید سعید غدیر

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در خجسته عید سعید غدیرخم در دیدار هزاران نفر از قشرهای مختلف ملت، مسئله غدیر را، دربردارنده یک شاخص و معیار جاودان الهی برای مشخص شدن مسیر صحیح امت اسلامی خواندند و با اشاره به دروغ پراکنی گسترده صهیونیستها و بیگانگان برای گمراه کردن افکار عمومی جهان در مسئله هسته ای ایران تأکید کردند: این دروغ بافی ها، با روشن شدن حقایق، باعث بی آبرویی بیشتر دشمنان ملت خواهد شد.
ایشان عید سعید غدیر را به ملت ایران و همه مسلمانان جهان تبریک گفتند و در تشریح علت نامگذاری عید غدیر به عید ا... الاکبر خاطرنشان کردند: واقعه غدیر پرمغزتر از دیگر اعیاد اسلامی است چرا که براساس معیارهای الهی، تکلیف همیشگی مسلمانان را در زمینه هدایت و حکومت، مشخص کرده است.
حضرت آیت الله خامنه ای، با اشاره به آیات قرآنی درباره تکمیل شدن دین اسلام در واقعه غدیر خم و یأس دشمنان و کافران پس از این حادثه عظیم تاریخی افزودند: اعلام مسئله ولایت و انتخاب امیرمؤمنان به جانشینی پیامبر اعظم، در حقیقت انتخابی از جانب خدای متعال بود و نبی مکرم، با اعلام آن، رسالت خویش را کامل کرد.
رهبر انقلاب اسلامی با استناد به شأن نزول برخی آیات قرآن کریم و اسناد معتبر اسلامی، حضرت علی بن ابیطالب (ع) را در علم، تقوا، ایثار، جهاد، انفاق و دیگر فضیلتها، چهره برتر و برگزیده تاریخ اسلام خواندند و همه مسلمانان جهان را به مطالعه و تأمل در این حقایق دعوت کردند.
حضرت آیت الله خامنه ای با تکرار تأکید همیشگی جمهوری اسلامی ایران بر «وحدت اسلامی» افزودند: ما هیچ اصراری نداریم که فرقه ای از فرق اسلامی، عقاید فرقه ای دیگر را قبول کند اما درخواست منطقی داریم که همه مسلمانان جهان، در واقعیتها و حقایقی که علمای بزرگ همچون علامه سید شرف الدین عاملی و علامه امینی درباره امیرمومنان ارائه
کرده اند، تأمل و تفکر کنند.
ایشان، دوران پرصفا و پاکیزه جوانی امیرمؤمنان را الگوی کاملی برای جوانان دانستند و همه قشرها را به الگوگیری از رفتارهای آن امام همام در دوره های مختلف زندگی توصیه کردند.
رهبر انقلاب اسلامی تشیع را برآمده از اعتقاد صحیح، سالم و خالص به «وحی الهی و ارزشها و معیارهای قرآنی» خواندند و با اشاره به تبلیغات سوء و اتهامات فراوانی که درباره جعلی بودن و یا سیاسی بودن مسئله تشیع بیان می شود تأکید کردند: مسئله غدیر که از مسلمات تاریخ اسلام است بر همه این اتهامات خط بطلان می کشد و روح و ریشه تشیع را به روشنی بیان می کند.
حضرت آیت الله خامنه ای در تبیین علت تبلیغات ضدشیعه خاطرنشان کردند: مستکبران جهان بخوبی می دانند که ملت ایران با تمسک به روح ولایت و ایجاد نظام اسلامی، آرزوی همه مسلمانان دلسوز و همه روشنفکران دردآشنای جهان اسلام را محقق کرده است بنابراین تلاش می کنند جمعیت عظیم شیعه را خارج از دنیای اسلام نشان دهند.
ایشان، امریکا را در رأس دشمنان ملت و انگلیس را خبیث ترین دشمنان ایران برشمردند و افزودند: صهیونیستها، امریکایی ها و بقیه مستکبران از الگو قرار گرفتن ملت ایران و بیدار شدن امت اسلامی در هراسند و بهمین علت سی سال است همه حیله ها و توطئه های خود را برای منزوی کردن این ملت و این کشور به کار بسته اند اما نتوانسته اند و به فضل الهی از این به بعد هم نمی توانند.
حضرت آیت الله خامنه ای در بخش دیگری از سخنانشان با اشاره به دروغ پراکنی صهیونیستها و بیگانگان درباره مسئله هسته ای ایران افزودند: کار دشمنان ملت به اینجا رسیده است که با دروغ سازی، افکار عمومی دنیا را گمراه کنند و فریب دهند اما این دروغها در نهایت با روشن شدن حقیقت، به ضرر خودشان تمام خواهد شد و همچون برخی مواردی که در گذشته اتفاق افتاده باعث بی آبرویی بیشتر آنان خواهد شد.
حضرت آیت الله خامنه ای رؤسای دولتهای امریکا، انگلیس و بعضی دیگر از دولتهای اروپایی را به پرهیز از دروغ بافی و دروغ پردازی توصیه کردند و افزودند: همچنانکه بارها گفته ایم ملت ایران در قضیه هسته ای بدنبال دانش مورد نیاز کشور است و اعتقاد دارد اگر امروز این دانش و فناوری و دانایی را به دست نیاورد فردایی که چرخهای اقتصادیِ همه جهان، براساس نیروی هسته ای حرکت می کند، برای این کار دیر خواهد بود.
ایشان افزودند: مردم ایران، امروز برای کسب دانش هسته ای تلاش می کنند تا 20 یا 30 سال دیگر دست فرزندان ایران و نسل آینده این سرزمین جلوی غربی ها دراز نباشد اما غربی ها با جنجال و تهمت و دروغ پردازی سعی می کنند مانع از تحقق این هدف ملی شوند.
حضرت آیت الله خامنه ای در پاسخ به شعارهای پرشور مردم که انرژی هسته ای را حق مسلم ملت ایران می خواندند افزودند: هوشیار و بصیر باشید که مستکبران عالم، همه ترفندهای سیاسی – تبلیغاتی خود را برای سلب حق مسلم ملت ایران در زمینه انرژی هسته ای بکار گرفته اند.
رهبر انقلاب در تبیین سیاستهای فعلی مستکبران خاطرنشان کردند: زورگویان جهانی وقتی با تهدید، حمله نظامی و تحریم، از عهده یک ملت برنمی آیند با سوءاستفاده از هر بهانه ای، ایجاد اختلاف و دشمنی در داخل ملت را دنبال می کنند
ایشان تمرکز فعالیتهای تبلیغاتی – سیاسی بیگانگان را بر ایجاد اختلاف در کشور یادآور شدند و افزودند: باید متوجه بود که دشمن چگونه از هر کلمه و کاری که بوی تفرقه بدهد، سوءاستفاده می کند و جری می شود.
رهبر انقلاب اسلامی در همین زمینه خاطرنشان کردند: عده ای باید پیش خدا جواب بدهند از اینکه کاری کنند که دشمن از آن، وجود اختلاف در کشور را برداشت کند و گستاخ شود.
حضرت آیت الله خامنه ای مردم ایران را صبور، غیور و پراستقامت برشمردند و افزودند: سرکردگان استکبار در تبلیغاتشان از به پایان رسیدن صبر و حوصله شان سخن می گویند اما همه می دانند که آنها هیچوقت در مقابل ایران صبر نکرده اند و در سی سال گذشته هر وقت که توانسته اند همه گونه توطئه سیاسی – اقتصادی – نظامی – تبلیغاتی را برای شکست این ملت انجام داده اند.
حضرت آیت الله خامنه ای، صبر و پایداری ملت ایران را زمینه ساز استمرار راه پیشرفت و تعالی کشور خواندند و تأکید کردند: ملت صبور ایران، تبلیغات و هیاهوی بیگانگان را همچون گذشته نادیده می گیرد و با کمک الهی و همت جوانانش، راهی را که امام راحل عظیم الشأن به او نشان داده است، با هوشیاری و بصیرت ادامه می دهد و با رسیدن به قله نهایی افتخار، آینده به مراتب درخشان تر کشور را رقم خواهد زد.


 منبع : پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری

  
نویسنده : علی محمودی ; ساعت ۸:٥٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٦ آذر ۱۳۸۸

دوران بیدارى اسلامى

دوران کنونى، دوران بیدارى اسلامى است؛ و فلسطین در کانون این بیدارى قرار گرفته است. اکنون نزدیک به شصت سال از اشغال فلسطین مى‏گذرد و ملت مظلوم فلسطین دوران‏هاى پرمحنتى را با آزمون‏هاى گوناگون گذرانیده‏اند؛ از مقاومت‏هاى مظلومانه و مأیوسانه‏ى آغاز ماجرا و آوارگى و غربت و مشاهده‏ى نابودى خانه و کاشانه و قتل‏عام عزیزان و کسانشان، تا پناه بردن به مجامع بین‏المللى و تا روى آوردنِ به معامله‏هاى بى‏فرجام سیاسى و قمار سراسرباختِ مبارزه‏ى با اشغالگر و واسطه کردن قدرت‏هایى که خود مجرم اصلى در بروز و تداوم این محنت بوده‏اند. محصول این تجارب تاریخى، نسل نو و بالنده‏ى آن ملت رشید و شجاع را به قله‏ى بیدارى و آزادگى رسانید و آتشفشان انتفاضه را پدید آورد.
در جهادِ فلسطین و در جهادِ دنیاى اسلام، شرط اصلى موفقیت، پاى فشردنِ بر اصول است. دشمن همواره ربودن اصول را هدف مى‏گیرد و با خدعه و وعده و تهدید، بر چشم پوشیدن از آن اصرار مى‏ورزد. با حذف یا کمرنگ شدن اصول، دنیاى اسلام شاخص‏هاى راهنما را گُم مى‏کند و محکومِ قواعدى مى‏شود که دشمن آن را تعیین کرده است و نتیجه معلوم است. غالباً بعضى در میان خودِ ملت‏هاى ما و از خودِ ما، به پیروى از دشمن، ما را به رها کردن اصول‏مان توصیه مى‏کنند و آن را تاکتیک و تدبیر مى‏نامند! انگیزه‏ى آنان هر چه باشد - غفلت یا طمع و خیانت - آنان مصداق این کلام خداوندند: «فترى الذین فى قلوبهم مرض یسارعون فیهم یقولون نخشى ان تصیبنا دائرة فعسى‏اللَّه ان یأتى بالفتح او امر من عنده فیصبحوا على ما اسرّوا فى انفسهم نادمین». آنان از کمک به دشمن هیچ سودى نمى‏برند. امریکا و غرب، بارها نشان داده‏اند که حتى به تسلیم‏شدگان هم رحم نمى‏کنند و چون تاریخ مصرف همکارى کنندگان به پایان برسد، به‏آسانى آنان را به دور مى‏افکنند. برخى دیگر، قدرت دشمن را به رخ مى‏کشند و حق‏طلبان را از اصطکاک با آن بیم مى‏دهند. در این سخن، مغالطه‏ى خطرناکى نهفته است. اولاً، دشمنى که انسان خردمند از اصطکاکِ با او پرهیز مى‏کند، دشمنى است که هویت او و منافع حیاتى او و اصل وجود او را هدف گرفته است؛ مقاومت در برابر چنین دشمنى، حُکم قاطع خرد انسانى است؛ زیرا بدیهى است که خسارت قطعىِ ناشى از تسلیم در برابر آن، همان خسارت احتمالى ناشى از مقابله با اوست؛ به اضافه‏ى ذلت و تحقیر.
به ملت شجاع و مقاوم فلسطین عرض مى‏کنم:
شما با جهاد و صبر و مقاومت درخشان خود دنیاى اسلام را سرافراز کردید و ملتى نمونه شدید؛ بار سنگین این محنت بزرگ پشت شما را خم نکرد و خون مطهر شهیدان‏تان عزم و استقامت‏تان را ریشه‏دارتر ساخت؛ دشمن شما با سفّاکى و بى‏رحمى خود، با کشتار و تخریب و آدم‏ربایى و وحشیگرى خود، نتوانست شما را عقب براند و امروز شما از همیشه قوى‏ترید. خون شهداى بزرگى چون «شیخ احمد یاسین» و «فتحى شقاقى» و «رنتیسى» و جوانان شهادت‏طلب و دیگرِ شهداى مظلوم شما، تاکنون بر شمشیر دشمن پیروز شده و از این پس به حول و قوه‏ى الهى بیشتر پیروز خواهد شد. ما در جمهورى اسلامى ایران و یقیناً انبوه مسلمانان و آزادیخواهان در سراسر جهان در غم و محنت شما خود را شریک مى‏دانیم. شهیدان شما، شهیدان ما؛ رنج و اندوه شما، رنج و اندوه ما؛ و پیروزى شما، پیروزى ماست.


بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در سومین کنفرانس بین‏المللى قدس و حمایت از حقوق مردم فلسطین ۱۳۸۵/۰۱/۲۵
منبع : پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری

  
نویسنده : علی محمودی ; ساعت ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ روز جمعه ٦ آذر ۱۳۸۸

فلسطین متعلق به فلسطینیهاست

سرزمین فلسطین قلب جغرافیایی جهان اسلام است و دنیای استکباری قصد دارد تا از آنجا اسلام را بکوبد ملتهای مسلمان را تحت فشار قراردهد و از حرکتهای اسلامی ممانعت کند. رژیم صهیونیستی قائم مقام حضور استکبار و تأمین کننده منافع آمریکا در این نقطه از جهان اسلام است و تبلیغات دروغین و خباثت آمیز آنها قادر به فریب ملتها نخواهد بود.
ما سازمانی را نماینده واقعی مردم فلسطین می دانیم که در راه آرمان فلسطین مبارزه کند. عناصر سازشکاری که نگران منافع شخصی خود هستند و بر سر آرمان فلسطین با دشمن معامله می کنند. از حمایتها و کمکهای مسلمانان محرومند و ملتهای مسلمان باید ارائه انواع کمک به انتفاضه و قیام اسلامی مردم مبارز در داخل فلسطین اشغالی را برای خود یک تکلیف شرعی، الهی و انسانی بدانند.
توطئه‌ى بزرگ این است که در قضیه‌ى فلسطین، حقیقت را واژگونه جلوه دادند. آن کسى که براى مسأله‌ى فلسطین - یعنى براى خانه‌ى خود، براى حق انسانى و حق ملى خود - اقدامى مى‌کند، در عرف مطبوعات استکبارى دنیا و دستگاه تبلیغاتى وابسته به استکبار و صهیونیسم، تروریست معرفى مى‌شود! مصیبت بزرگ آن است که این مصایب را، با قبول و تأیید دنیاى متمدن، بر سر یک ملت مى‌آورند! دنیاى به اصطلاح متمدن، دنیاى به اصطلاح طرفدار حقوق بشر، در طرف آن کسانى ایستاده است که این همه حقوق انسانى و الهى و مشروع یک ملت را ندیده گرفته‌اند.
فلسطین متعلق به فلسطینیهاست. اگر مردم سرزمین فلسطین در داخل فلسطین - یعنى در همه‌ى فلسطین، بدون تجزیه - دولتى تشکیل بدهند، صلح خواهد شد. اگر شما راست مى‌گویید، و اگر توطئه‌یى علیه ملت فلسطین و ملتهاى اسلامى و علیه اسلام در نظر ندارید، راه حل این است. اما اگر نخواهید این راه حل را عمل کنید، اردوگاه استکبار بداند که با این نشست‌وبرخاستهایى که ترتیب مى‌دهند و با این تصمیم‌گیریها، مسأله‌ى فلسطین حل نخواهد شد؛ مبارزات فلسطین خاموش نخواهد شد، و نباید بشود.
امروز یک عده مسلمان، فداکار، برگزیدگان ملت فلسطین، از پیر و جوان و مرد و زن، در سرزمینهاى مقدس فلسطین دارند مبارزه مى‌کنند؛ به آنها کمک کنید؛ راه این است. کمک به فلسطین، یعنى کمک به عناصرى که دارند مبارزه مى‌کنند. کمک به فلسطین، معنایش این نیست که به عناصر سازشکارى که دلشان براى فلسطین نسوخته، بلکه دلشان براى منافع شخصى خودشان سوخته، کمک کنند. آن سازمانى مورد قبول است و نماینده‌ى واقعى مردم فلسطین است، که در راه آرمان فلسطین مبارزه بکند؛ نه آن سازمانى که برود آرمان فلسطین را به دشمن بفروشد و بر سر آن معامله بکند!


بخشی از بیانات مقام معظم رهبری ‌ در دیدار با شرکت‌ کنندگان‌ در کنفرانس‌ بین‌المللی‌ حمایت‌ از انقلاب‌ اسلامی‌ مردم‌ فلسطین‌ ۱۳۷۰/۰۷/۲۷
منبع : پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری

  
نویسنده : علی محمودی ; ساعت ۱٠:٠۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٦ آذر ۱۳۸۸

تحقق وعده الهی

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی امروز در دیدار دبیر کل جهاد اسلامی فلسطین تصریح کردند: دنیای اسلام باید در مقابل اهانت رژیم صهیونیستی به مسجدالاقصی، واکنش جدی نشان دهد.
ایشان مسئله مسجدالاقصی را مسئله ای دینی و مشترک میان همه مسلمانان دانستند و با تأکید بر لزوم تحرک مسئولان کشورهای اسلامی افزودند: واکنش دنیای اسلام به این حرکت اهانت آمیز باید به گونه ای باشد که موجب پشیمانی رژیم اشغالگر قدس شود زیرا سکوت در این قضیه به هیچ وجه جایز نیست.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به فتنه تغییر جنگ فلسطینی – صهیونیستی به جنگ فلسطینی – فلسطینی و ابراز تأسف از کشته شدن فلسطینی ها از هرگروه در این درگیریها خاطرنشان کردند: همه، اعم از گروههای فلسطینی و کشورهای اسلامی باید تلاش کنند تا دشمن در توطئه خود موفق نشود و آتش جنگ داخلی به سرعت فروکش کند.
حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر لزوم وحدت شیعه و سنی و حفظ ایمان و امید به نصرت و وعده الهی، افزودند: پیروزی حزب الله لبنان در مقابل رژیم صهیونیستی، موفقیت حماس در فلسطین و پیشرفتهای نظام جمهوری اسلامی ایران در عرصه های مختلف، موارد برجسته از تحقق وعده الهی است که امید و ایستادگی را در مسلمانان روزافزون کرده است.
ایشان با اشاره به توطئه امریکا و اسرائیل برای ایجاد فتنه و اختلاف در دنیای اسلام خاطرنشان کردند: باید با هوشیاری، مجاهدت و ایستادگی در مقابل ارعاب و تطمیع دشمن، توطئه فتنه گران را خنثی کرد.
رهبر انقلاب اسلامی با ابراز خرسندی از آثار ارزشمند نهضت بیداری اسلامی در جهان افزودند: ایمان واحد عامل اساسی در اتحاد و همبستگی مسلمانان بوده است و ما باید به تکلیف اسلامی خود و آنچه برای بیداری اسلامی لازم باشد عمل کنیم.
حضرت آیت الله خامنه ای روحیه استقامت و نشاط انقلابی را در مردم ایران، به ویژه جوانان، در مقایسه با سالهای قبل، بیشتر و بسیار روزافزون دانستند و تأکید کردند: جهانیان در بیست و دوم بهمن امسال نیز روحیه قوی و نشاط انقلابی بسیار بالای مردم ایران را خواهند دید.
در این دیدار آقای رمضان عبدالله دبیرکل جهاد اسلامی فلسطین با تبریک بیست و هشتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی و تجلیل از امام خمینی (ره)، نظام جمهوری اسلامی ایران را پایگاه اصلی ایستادگی در مقابل جبهه کفر دانست و تأکید کرد: مردم فلسطین و گروههای مبارز با وجود همه فشارها و تهدیدها، بر عهد خود با شهدای انتفاضه مبنی بر ادامه مسیر مبارزه، پایدار و مستحکم هستند.
وی ضمن ارائه گزارشی از آخرین اوضاع فلسطین، به نقشه دشمنان اسلام برای ایجاد جنگ مذهبی در کشورهای اسلامی و تلاش آنان برای فتنه جنگ داخلی در فلسطین اشاره کرد و افزود: جهاد اسلامی همه تلاش خود را برای فرونشاندن درگیریهای داخلی در فلسطین به کار گرفته و امید است با توافق طرفهای درگیر، این توطئه هرچه زودتر خنثی شود.
دبیرکل جهاد اسلامی فلسطین با اشاره به شرایط داخلی رژیم صهیونیستی و شکست این رژیم در مقابل حزب الله لبنان، ناتوانی و ضعف اسرائیل را بیش از هر زمان دیگر دانست و خاطرنشان کرد: مردم فلسطین در مقابل توطئه جدید این رژیم برای هتک حرمت مسجدالاقصی ساکت نخواهند نشست و پاسخ این بی حرمتی را خواهند داد.
 
دردیدار دبیر کل جهاد اسلامی فلسطین ۱۳۸۵/۱۱/۱۸
منبع : پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری

  
نویسنده : علی محمودی ; ساعت ٩:٤٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٦ آذر ۱۳۸۸

دفاع از قیام اسلامی فلسطین واجب عینی

تحقیقاً امروز در زندگی مسلمین و درآفاق اسلامی هیچ مساله ای به اهمیت مسئله ی فلسطین نیست. این بزرگترین بلایی است که در دورانهای اخیر بر آحاد مسلمین نازل شده است که دشمنان جهانی اسلام بخشی ازخانه ی مسلمانان را سنگری برای مبارزه با خواسته ها،‌ حرکتها و حمله به صفوف مسلمانان قرارداده اند . دفاع از قیام اسلامی فلسطین واجب عینی و واضح ترین مصادیق جهاد دفاعی است که تمامی فقهای اسلام بر آن تاکید دارند.
هر وجب از خاک فلسطین یک وجب از خانه ی مسلمین است و هر حاکمیتی به جز حاکمیت اسلام و مردم مسلمان فلسطین حکومتی غاصب محسوب می شود. بحث شما ستیز با یهودیان نیست بلکه مسئله بر سر خانه ی غصب شده مسلمین است.
شکر این نعمت الهی آ ن است که مسلمانان در هر نقطه ای ازجهان بصورت وسیع و همه جانبه فلسطینیانی را که به نام اسلام مبارزه می کنند مورد حمایت سیاسی، تبلیغاتی،‌ اخلای و نظامی قراردهند و آن را تکلیف شرعی خود بدانند.
دوستی با کسانی که پشتیبان همه جانبه غاصبین فلسطین محسوب میشوند مغایر دشمنی با رژیم صهیونیستی است لذا تکیه برحامیان این رژیم قطعاً انحراف و یک اشتباه بزرگ است. کسانی که صهیونیست ها و اسرائیل را تغذیه و یا او را به نحوی کمک می کنند و یا با وی مذاکره میکنند درجبهه ی اسرائیل قراردارند. مبارزه برای بازپس گیری سرزمین فلسطین باید معنای حقیقی داشته باشد. مبارزه در نقطه مقابل سازش قراردارد و در مسئله فلسطین مبارزه یک وظیفه و سازش یک خیانت است.
روشنفکران،‌ نویسندگان، هنرمندان و دست اندرکاران تبلیغات در جهان اسلام باید با احساس تکلیف نسبت به مسئله فلسطین افکار عمومی دنیا را از ظلم بی نظیری که امروز به ملت فلسطین می شود آگاه سازند و برای این منظور باید تمامی ابعاد و شیوه های هنری مورد توجه قرارگیرد.
بخشی از بیانات مقام معظم رهبری ‌ در دیدار با شرکت‌کنندگان‌ در اولین‌ کنفرانس‌ اسلامی‌ فلسطین‌ ۱۳۶۹/۰۹/۱۳

منبع : پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری

  
نویسنده : علی محمودی ; ساعت ٩:۳٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٦ آذر ۱۳۸۸

بیانات‌ مقام معظم رهبری در دیدار دانش‌آموزان در آستانه سیزدهم آبان‌ - 12/8/1388

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌
خوشامد عرض میکنم به همه‌ى شما جوانان عزیز، دانشجویان، دانش‌آموزان و خانواده‌هاى معظم شهیدان.
روز 13 آبان را ملت ما و مسئولین ما نامگذارى کردند: روز مبارزه‌ى با استکبار جهانى. مبارزه یک امر مهم و پیچیده است. با هر پدیده‌اى یک جور میشود مبارزه کرد. با دشمنى که در مرزها به کشور حمله میکند، یک جور باید مبارزه کرد؛ با دشمنى که شیوه‌هاى امنیتى را به کار میبرد، یک جور باید مبارزه کرد؛ با دشمنى که اساس یک ملت را، یک جامعه و یک کشور را تهدید میکند و از بنِ دندان با یک ملت دشمنى میورزد و انواع روشها را به کار میبرد هم یک جور باید مبارزه کرد. یک مبارزه‌ى صحیح، منطقى و معقول و در عین حال قاطع، احتیاج دارد به چند چیز:
یکى انگیزه‌ى برخاسته از ایمان است. با دستور نمیشود ملتى را، جوانانى را وادار کرد به ایستادگىِ در یک میدان دشوار. باید انگیزه از دل بجوشد؛ آن هم انگیزه‌ى ناشى از ایمان. این در جوانهاى ما امروز به حد کافى وجود دارد؛ من با اطلاع عرض میکنم، با آشنائى با نسل جوانمان و قشر جوانمان عرض میکنم: امروز جوانهاى ما از آن روزى که در سال 57، رژیم پهلوى - رژیم دست‌نشانده‌ى آمریکا - به جوانان ما تو همین خیابانها حمله کرد و خون آنها را ریخت، انگیزه‌ى‌شان بیشتر است و کمتر نیست.
از آن روزى هم که یک عده جوان رفتند سفارت آمریکا را که مرکز و پایگاه توطئه‌ى علیه انقلاب شده بود تسخیر کردند، امروز جوانان ما انگیزه‌شان کمتر نیست؛ اگر بیشتر نباشد. علت هم واضح است؛ چون سى سال تجربه، متراکم در تاریخ این ملت ثبت شده است. ذهن بیدار جوان، چشم باز جوان، ولو آن روزها را ندیده است؛ اما این تجربه‌ها را تحویل میگیرد. نسل به نسل تجربه‌هاى یک ملت غنى‌تر، عمیق‌تر و مفیدتر میشود. پس جوانان امروز ما از لحاظ انگیزه هیچى کسر ندارند. صرف‌نظر از یک عده انقلابى فرسوده‌ى پشیمان که به دلائل گوناگون، زندگى راحت را، سازش را ترجیح دادند، یا به ساز دشمن رقصیدن را عیب ندانستند، جوانِ کشور، توده‌ى ملت که اکثریت هم جوان هستند، این انگیزه‌ى عمیق را دارند. من به شما عرض کنم: اگر امروز حادثه‌اى مثل جنگ تحمیلى که در سال 59 پیش آمد، در کشور ما بُروز کند، هجوم جوانان به جبهه و داوطلبى آنها براى مواجهه‌ى با دشمنِ آشکار و رو به رو، از سال 59 و 60 بمراتب بیشتر خواهد بود.
یک عنصر دیگرى که لازم است، بصیرت است. اینى که ملاحظه میکنید بنده مکرر در دیدار جوانها، دانشجویان، قشرهاى مختلف مردم، بر روى بصیرت تکیه میکنم، براى این است که در وضع بسیار مهم امروزِ دنیا و موقعیت استثنائى کشور عزیز ما - امروز در دنیا که موقعیت ممتازى است - هرگونه حرکت عمومى به یک بصیرت عمومى احتیاج دارد. البته من این را هم به شما بگویم: امروز بصیرت جوانهاى ما هم از جوانان آن روزگارِ اول انقلاب و در اثناى انقلاب، یقیناً بیشتر است. خیلى چیزها را شما امروز میدانید، براى شما جزو واضحات است، که آن روزها باید براى جوانها، آنها را شرح میدادیم، بیان میکردیم؛ اما امروز جوانهاى ما اینها را میدانند؛ بصیرت بالاست. در عین حال من تأکید میکنم بر روى بصیرت.
حالا اولین مسئله‌ى بصیرت این است که این استکبار چیست که باید با آن مبارزه کرد. استکبار یعنى قدرتى در دنیا یا قدرتهائى در دنیا؛ چون نگاه میکنند به خودشان، مى‌بینند داراى امکانات پولى و تسلیحاتى و تبلیغاتى هستند؛ بنابراین باید به خودشان حق بدهند که در امور زندگى کشورها و ملتهاى دیگر، دخالتهاى مالکانه بکنند؛ این معناى استکبار است. روح سطله‌گرى؛ این در کشور ما قبل از انقلاب به صورت واضحى بود. یعنى آمریکا مستکبرانه بر این کشور پهناور، بر این ملت بزرگ با این تاریخ غنى پنجه انداخته بود و در امور مهم و اساسى کشور ما دخالت میکرد. علت هم این بود که زمامداران کشور فاسد بودند، در ملت جایگاهى نداشتند، دنبال تکیه‌گاه میگشتند، به آمریکا تکیه میکردند. آمریکا هم که مفت به کسى چیزى نمیدهد؛ حمایت از آنها را در گرو دخالت کامل در امور کشور قرار داده بود. شاید براى شما تعجب‌آور باشد، اما بدانید شاه - محمدرضا - براى اینکه یک نخست‌وزیرى را از کار برکنار کند و یک نخست‌وزیر دیگر را جاى او بیاورد، مجبور شد برود آمریکا، دو هفته، سه هفته در آمریکا بماند، تا موافقت آنها را جلب کند که این زید را از کار برکنار کند، این عمرو را به جاى او بگذارد! کار کشور ما به اینجا رسیده بود. در سالهاى آخرِ حکومت پهلوى از این هم زشت‌تر بود. بحث رفتن به آمریکا دیگر نبود؛ همین‌جا سفیر آمریکا و سفیر انگلیس به کاخ شاه میرفتند، به او میگفتند شما در قضیه‌ى نفت اینجورى عمل کنید، در قضیه‌ى ارتباطات جهانى اینجورى عمل کنید، با ملت اینجورى عمل کنید، با مبارزین اینجورى عمل کنید؛ دستور میدادند. شاه هم قبول میکرد. خوب، وقتى که رئیس یک مملکت اینقدر ضعیف، اینقدر زبون، اینقدر در مقابل بیگانگان تسلیم باشد، دیگران وضعشان معلوم است. این وضع کشور ما بود. استکبار معنایش این است.
آمریکا یک مستکبر به تمام معناست. مسئله‌ى ما هم فقط نیست، مسئله‌ى دنیاست؛ مسئله‌ى دنیاى اسلام است. آمریکائى‌ها نسبت به همه جاى دنیا این روح استکبارى را دارند. در جنگ بین‌الملل دوم، بعد از آنى که ژاپن را شکست دادند، پایگاه در آنجا درست کردند، که هنوز پایگاه آمریکائى‌ها در ژاپن هست. ژاپنى‌ها با این همه پیشرفتهاى علمى، هنوز نتوانستند پایگاه آمریکا را در ژاپن جمع کنند! آنجا پایگاه نظامى دارد؛ به مردم ظلم میکنند، اذیت هم میکنند، تو روزنامه‌ها هم آمد، خبرگزارى‌ها هم گفتند؛ تجاوز به نوامیس و کارهاى‌خلاف دیگر؛ اما هنوز در آنجا هست. در کره‌ى جنوبى هم پایگاه‌هاى آمریکا هنوز هست. در عراق، نقشه‌ى آمریکا این است که پایگاه بسازد و پنجاه سال، صد سال در عراق مستقر بشود؛ و در افغانستان؛ چون افغانستان نقطه‌اى است که اگر آنجا پایگاه داشته باشند، میتوانند بر کشورهاى آسیاى جنوب غربى، بر روسیه، بر چین، بر هند، بر پاکستان و بر ایران تسلط داشته باشند. دارند این همه آنجا تلاش میکنند، براى اینکه آنجا پایگاه دائم درست کنند و بمانند. این معناى استکبار است.
ملت ایران با ساقط کردن رژیم دست‌نشانده‌ى آمریکا، آمریکا را از این کشور بیرون کرد. خوب، آمریکائى‌ها میتوانستند بعد از انقلاب بلافاصله به خود بیایند، ببینند که این ملت، اینچنین نیرومند است. رژیمى را که شرق و غرب از او حمایت میکنند، میتواند از جا بکَند؛ میتواند بساط پادشاهى را با سابقه‌ى 2500 ساله درهم بنوردد و جمع کند بیندازد دور. آنها میتوانستند از ملت ایران عذرخواهى کنند؛ میتوانستند ضربه‌هائى را که به ملت ما زدند، آن مقدارى‌اش که قابل جبران است، جبران کنند. اگر این کار را میکردند، مسئله‌ى آنها با ایران حل میشد. اگر چه جمهورى اسلامى همچنان به خاطر ظلمهائى که در دنیاى اسلام میکنند، معترض باقى میماند، اما این نقار شدیدى که بین آنها و جمهورى اسلامى و ملت ایران بود، به این شکل باقى نمیماند. اما آنها این کار را نکردند. آنها نه عذرخواهى کردند، نه از سقوط رژیم سلطنتى عبرت گرفتند؛ بلکه از همان ماه‌هاى اول، شمشیر را از رو بستند و سفارت شد مرکز توطئه؛ لانه‌ى جاسوسى، مرکز ارتباطات مشکوک براى تحریک این و آن، براى اینکه شاید بتوانند جمهورى اسلامى را به زمین بزنند؛ شاید بتوانند جمهورى اسلامى را شکست بدهند. این اشتباه بزرگ را آمریکائى‌ها کردند. بعد هم هر چه توانستند و هر چه از دستشان برمى‌آمد، با جمهورى اسلامى و با ملت عزیز و کشور ما کردند، که یک نمونه‌اش حمله کردن به طبس است؛ یک نمونه‌اش قضیه‌ى سرنگون کردن هواپیماى مسافرى ماست که نزدیک سیصد نفر را در خلیج فارس کشتند - هواپیماى مسافرى را زدند و انداختند توى آب - یک نمونه‌اش حمله به سکوهاى نفتى ماست - که در خلیج فارس به سکوى نفتى ما زمانِ ریگان حمله کردند - یک نمونه‌اش کمکهاى همه‌جانبه به صدام بعثى خبیث است، براى اینکه شاید بتوانند او را در جنگ بر ما پیروز کنند و جمهورى اسلامى را ضربه بزنند. از این قبیل اگر بخواهیم براى جنایات آمریکا فهرست درست کنیم، یک کتاب میشود. یکى از وزراى دفاع آمریکا در برهه‌اى، حرف دل آمریکائى‌ها را زد؛ گفت: ما باید ریشه‌ى ملت ایران را بکَنیم. ملاحظه میکنید؛ ریشه‌ى ملت ایران، نه دولت ایران، نه جمهورى اسلامى. درست میفهمید؛ میفهمید که جمهورى اسلامى یعنى ملت؛ مسئولین جمهورى اسلامى یعنى همه‌ى ملت ایران؛ لذا میگفت باید ریشه‌ى ملت ایران را بزنیم. این روش آمریکائى‌ها بود. هر کار هم از دستشان برمى‌آمد، کردند.
امام بزرگوار ما، آن مرد استثنائى تاریخ که حقاً استثنائى بود، در مقابل همه‌ى اینها گفت: هرچه توطئه کنید، به ضرر خودتان هست و جمهورى اسلامى عقب‌نشینى نخواهد کرد؛ آمریکا هم هیچ غلطى نمیتواند بکند. این استکبار است. جمهورى اسلامى هیچ رودربایستى با هیچ دولتى ندارد؛ لیکن دولتى که دستش از منابع عظیم مالى و انسانى کشور قطع شده بود و هرچه توانست توطئه کرد، دولت آمریکا بود. سى سال دولت آمریکا علیه نظام جمهورى اسلامى و علیه ملت ایران توطئه کرده، ضربه زده، تدابیر گوناگون اندیشیده؛ هر کار توانسته کرده. اگر شما فکر کنید یک کارى بود که آمریکائى‌ها میتوانستند بکنند و نکردند، بدانید که چنین چیزى نیست؛ هر کار ممکن بوده، کرده‌اند. خوب، شما مى‌بینید که نتیجه‌ى این رویاروئى، بالندگىِ هرچه بیشتر ملت ایران، پیشرفت هرچه بیشتر جمهورى اسلامى، قوت روزافزون این کشور و این نظام بوده. آنى که ضرر کرده است، آنهایند. گاهى هم حرفهاى به‌ظاهر آشتى‌جویانه‌اى در این مدت زدند؛ اما هر وقت که لبخندى به روى مسئولین جمهورى اسلامى زدند، وقتى دقت کردیم، دیدیم خنجرى در پشت سرشان مخفى کرده‌اند؛ از تهدید دست برنداشته‌اند؛ نیتشان عوض نشده است. خنده‌ى تاکتیکى، لبخند و روى خوش تاکتیکى، فقط بچه‌ها و کودکان را فریب میدهد. یک ملت بزرگ با این تجربه، و مسئولین برگزیده‌ى یک چنین ملتى، اگر فریب بخورند، خیلى باید ساده‌لوح باشند؛ یا باید ساده‌لوح باشند، یا باید غرق در هوى‌ و هوس باشند؛ دنبال زندگى راحت و خوش و همراه با عافیت باشند؛ بخواهند با دشمن بسازند. والّا اگر مسئولین کشور باهوش باشند، دقیق باشند، مجرب باشند، پخته باشند، دل در گرو منافع ملت با همه‌ى وجود داشته باشند، گول لبخند را نمیخورند. همین رئیس جمهور جدید آمریکا، حرفهاى قشنگى زد؛ به ما هم مکرراً پیغام داد؛ شفاهى، کتبى، که بیائید صفحه را عوض کنیم، بیائید وضع تازه‌اى درست کنیم، بیائید در حل مشکلات عالم با همدیگر همکارى کنیم؛ تا این حد! ما هم گفتیم پیش‌داورى نکنیم؛ ما به عمل نگاه میکنیم. گفتند، میخواهیم تغییر ایجاد کنیم. گفتیم خوب، ببینیم تغییر را. از روز اول فروردین که من در مشهد سخنرانى کردم - گفتم اگر دستکش مخملى روى پنجه‌ى چدنى کشیده باشید و دستتان را دراز کنید، ما دستمان را دراز نمیکنیم؛ این هشدار را من آنجا دادم - الان هشت ماه میگذرد. در طول این هشت ماه، آنچه ما دیدیم، برخلاف آن چیزى بود که اینها به زبان، به‌ظاهر ابراز میکنند. صورت قضیه این است که بیائید مذاکره کنیم؛ اما در کنار مذاکره، تهدید؛ که اگر مذاکره به این نتیجه‌ى مطلوب نرسد، پس چنین و چنان! این شد مذاکره؟! این همان رابطه‌ى گرگ و میش است که امام گفت: رابطه‌ى گرگ و میش را ما نمیخواهیم. بیائید بنشینید با ما سر میز، مذاکره کنید بر سر فلان موضوع؛ مثلاً بر سر موضوع هسته‌اى، لیکن شرطش این است که این مذاکره، به فلان نتیجه‌ى معین برسد! مثلاً دست برداشتنِ کشور از فعالیت هسته‌اى، اگر به این نتیجه نرسد، پس چنین و چنان؛ تهدید.
من تعجب میکنم. چرا از وضع گذشته عبرت نمیگیرند؟ چرا حاضر نیستند ملت ما را بشناسند؟ مگر نمیدانند که این ملت، ملتى است که در روزى که دو ابرقدرت در این دنیا بودند که تقریباً در همه‌ى موضوعات با هم مخالف بودند، جز در دشمنى با جمهورى اسلامى - فقط در دشمنى با جمهورى اسلامى این دو ابرقدرت: ابرقدرت آمریکا و شوروى سابق، با هم متحد بودند - ایستاد و هر دو ابرقدرت را به زانو درآورد. چرا شما عبرت نمیگیرید؟ امروز شما قدرت آن روز را هم ندارید. جمهورى اسلامى امروز چندین برابر قدرتمندتر از آن روز است، باز با این زبانها حرف میزنید؟ استکبار یعنى این. از موضع تکبر حرف زدن با یک ملت، کار را با تهدید پیش بردن؛ اگر چنین نکنید، چنان خواهد شد. ملت ما هم میگوید که ما مى‌ایستیم.
آنچه که جمهورى اسلامى میخواهد، بیش از حق معقول خودش نیست. جمهورى اسلامى دنبال استقلال خودش است، دنبال آزادى خودش است، دنبال منافع ملى خودش است، دنبال پیشرفت علم و فناورى در کشور است؛ اینها حقوق این ملت است. به این حقوق هر کسى تعرض بکند، ملت ایران با همه‌ى وجود در مقابل او قرار خواهد گرفت و او را به زانو درخواهد آورد.
 آن روزى که آمریکا دست از استکبار بردارد، آن روزى که از دخالتهاى بیجا در امور ملتها دست بردارد، یک دولتى مثل بقیه‌ى دولتهاست، براى ما هم دولتى مثل بقیه‌ى دولتها خواهد بود؛ اما تا روزى که آمریکائى‌ها هنوز به طمعِ برگشتن به ایران و تجدید روزگارِ گذشته و عوض کردن تاریخ و به عقب بردن زمان باشند و بخواهند بر کشور ما مسلط بشوند، با هیچ وسیله‌اى نخواهند توانست ملت ما را به عقب‌نشینى وادار کنند؛ این را بدانند. و به این غائله‌هائى هم که بعد از انتخابات پیش آمد، دل خوش نکنند؛ جمهورى اسلامى قوى‌تر از این حرفهاست، عمیق‌تر از این حرفهاست، ریشه‌دارتر از این حرفهاست. جمهورى اسلامى با حوادث بسیار سخت‌ترى هم مواجه شده، که بر همه‌ى اینها فائق آمده؛ حالا چهار نفر آدمهائى که یا ساده‌لوح - حالا هرچه و با هر انگیزه‌اى؛ قضاوت نکنیم - هستند، یا با نیت بد و خباثت‌آلود، یا با نیت نه آنچنان بد، اما همراه با ساده‌لوحى و بد فهمیدن قضایا، با جمهورى اسلامى مواجه شده‌اند، اینها نمیتوانند براى آمریکا در کشور ما فرش قرمز پهن کنند؛ این را بدانند: ملت ایران ایستاده است.
من به شما جوانها عرض میکنم: جوانهاى عزیز! مملکت مال شماست، این کشور مال شماست، این تاریخ مال شماست. سهم ما انجام گرفت. آن مقدارى که نسل ما و مجموعه‌ى امثال ماها بلد بودند - آن مقدارى که خدا توفیق داد - انجام دادند. امروز کشور تحویل شماست، مال شماست. هم امروز مال شماست، هم فردا مال شماست. این کشور را باید محکم نگه دارید؛ با اراده‌ى مستحکم. این کشور با عزم و اراده‌ى مستحکم شما که از ایمان دینى برخاسته باشد، میتواند روزبه‌روز مقتدرتر بشود. باید کشورتان را به جائى برسانید که کسى جرأت نکند تهدید کند. این در گرو عزم و اراده‌ى شماست.
جوانها باید به علم بپردازند. بارها من گفته‌ام، باز هم تکرار میکنم: اقتدار حقیقى یک ملت در گرو علم است. علم است که بقیه‌ى منابع و مایه‌هاى اقتدار را به کشور ارزانى میدارد. از علم غفلت نکنید؛ چه دانش‌آموزتان، چه دانشجوتان؛ در هر رتبه‌اى که هستید. مسئله‌ى علم، مسئله‌ى تحقیق، مسئله‌ى مهمى است در کنار انگیزه‌ى دینى. دین خیلى باارزش است. دین فقط براى آباد کردن آخرت نیست، دین دنیاى شما را هم آباد میکند. دین به شما شور و نشاط و طراوت و تازگى میبخشد. دین به شما این روحیه را میدهد که در مقابل چشمتان همه‌ى این قدرتهاى مادى کوچک بشوند، حقیر بشوند، تهدید آنها اثر نکند، کار آنها اثر نکند. بدانید پیروزى با شماست، نصرت الهى با شماست. همین ابرقدرتهاى تهدید کننده - حالا دنباله‌هاى داخلى‌شان که جاى خود دارند - و مراکز قدرت استکبارى و تهدیدها، چاره‌اى جز عقب‌نشینى در مقابل یک ملت مقتدر و باایمان ندارند. به خداى متعال اعتماد داشته باشید، حسن ظن داشته باشید. اینى که خدا با تأکید میفرماید: «و لینصرنّ اللَّه من ینصره انّ اللَّه لقوىّ عزیز»؛(1) بى‌شک، بدون تردید خداى متعال آن کسانى را که دین او را و اهداف او را یارى کنند، یارى خواهد کرد، این سخن راستى است، این وعده‌ى صادقى است. به این اعتماد کنید. با اقتدار، با عزم کافى، با تهذیب نفس، با خودسازى - هم خودسازى علمى و هم خودسازى اخلاقى - پیش بروید. ان‌شاءاللَّه روزى را خواهد دید که کشورتان به برکت مجاهدتهاى شما در اوج افتخار و در قله‌ى اقتدار باشد.
امیدواریم ان‌شاءاللَّه خداوند متعال همه‌ى شماها را به‌سلامت بدارد و تأیید کند و ان‌شاءاللَّه همه آن روزهاى شیرین و روشن را ببینید.
والسّلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته‌
1) حج: 40

  
نویسنده : علی محمودی ; ساعت ٩:۳٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸۸

گوش به فرمان رهبری

30 سال از انقلاب اسلامیمان گذشته است و 20 سال رهبر کبیر انقلاب، امام خمینی(ره) را از دست داده ایم، ولی وقتی امروز به حرفهای آن پیرمرد عارف، گوش فرا می دهیم و سخنان او را می شنویم و یا می بینیم، متوجه می شیم که حرفهای او با گذشت زمان کهنه نشده است. انگار آن حرفها را امروز و برای شرایط امروزمان گفته است.

امام(ره) گفته بود پشتیبان رهبری باشید تا از مشکلات در امان باشید. بیایید به شرایط امروز کشورمان نگاه کنیم. اگر بعد از انتخابات رهبری نمی آمد و در آن سخنرانی، دولت را مشروع اعلام نمیکرد، تصور کنید چه به وضع کشور می آمد. اگر حرف او فصل الخطاب واقع نمی شد، تشنج و اختلافهایی به وجود می آمد که کنترل آن از دست ارتش و سپاه و بسیج و ... خارج می شد.

چه بسا انتخابات مانند کشور افغانستان به دور دوم کشیده می شد. شاید عده ای بگویند:"ای آقا! از چه می ترسی؟ اگر احمدی نژاد آنقدر طرفدار دارد، در دور دوم هم رای می آورد." بحث رای آوردن و رای نیاوردن نیست. دقت داشته باشد. من می خواهم بگویم اگر در دور دوم انتخابات، باز هم احمدی نژاد رای می آورد، کشور ضرر می کرد. چرا؟ چونکه آیا می دانید برای برگزاری انتخابات چند میلیارد هزینه شد؟ چه تعداد آدم، به فعالیت های شبانه روزی پرداخته بودند؟ چقدر کارهای بزرگ و سنگینی در کشور انجام شد؟ حالا حساب کنید اگز بخواهد به دور دوم کشیده شود، دوباره این هزینه های مادی و انسانی بر کشور تحمیل شد.

ضرر دیگر این که دولت در جایی که الان قرار داشت، قرار نمی داشت. یعنی اکنون دولت دهم تشکیل شده و وزرا رای اعتماد را از مجلس گرفته اند و سفرهای استانی نیز به لطف خدا از استان خراسان رضوی آغاز شده است. اما اگر به دور دوم کشیده می شد، حساب کنید دولت انتخابی در چه شرایطی بود.

مطلب دیگر این است ای ایرانیان، هشیار باشد. چه اگر جزء سبزها هستی و یا نیستی، این را در نظر داشته باش که یک ایرانی هستی. در سخنرانی اخیر رهبری با دانشجویان و نخبگان، فرمودند، بعد از انتخابات به مسایلی پرداخته شد که اگر چه مهم بودند، اما مسایل مهمتر از آنها نیز بود که به آنها اصلا توجهی نشد. نکته مهم در انتخابات این بود که 85 درصد واجدان شرایط به پای صندوقها رفتند. کاری نداریم به کی رای دادند، همین که به پای صندوق رای رفتند، قبل از هر چیز به جمهوری اسلامی رای دادند. دشمن آمد این مساله را کمرنگ کرد و مسایل حاشیه ای را پررنگ جلوه داد.

رهبری گفت مسایل حاشیه ای که بعد از انتخابات اتفاق افتاد، نباید انقدر پررنگ نشان داده می شد. روزنامه ها و رسانه های صوتی و تصویری مختلف، این مسال را تیتر اول خبرهایشان کردند و آن مساله مهمتر که این شرکت گسترده ی مردم در انتخابات بود را به باد فراموشی سپردند. نتایجش هم ، همین بود که دیدیم. دشمن توانست کاری کند که در طول انقلاب، بی سابقه بود و عده ای کاری کردند که نباید می شد. در روز قدس به جای شعار "مرگ بر اسراییل" و "مرگ بر آمریکا"، شعار "مرگ بر روسیه" و "مرگ بر چین" دادند. روسیه و چین کمونیستی که دشمن سرسخت کشورهای امپریالیسم مانند آمریکا و انگلیس است را مخاطب قرار دادیم و کشورهای غارتگر، ظالم، استثمار گر و استحمارگر و استعمارگر را به باد فراموشی سپردیم. با این کار، دل دشمنان خود را شاد کردیم.

مطلب دیگر مربوط می شود به صحبتهای آقای حجاریان،یکی از بازداشت شدگان حوادث اخیر.ایشان مسایلی مربوط به علوم انسانی گفتند. اینکه در کشور ما، کتب علوم انسانی که به دانشجویان تدریس می شود، ترجمه ی متب غربی است و این برای کشور مضر است و ضررات زیان بار فراوانی دارد. مطلب درستی استف اما حرف من این است که مردم باید بدانند که آقای حجاریان اولین کسی نیست که این نکته را گوشزد می کند، بلکه قبل از آن، از چندین سال گذشته، رهبری بوده است که این سخن را فراوان گفته است. حالا امروز تصور می شود که حجاریان این نکته را کشف کرده است.

نکته ی دیگر در باب مساله فلسطین است. گهگداری از گوشه و کنار می شنویم، عده ای می گویند:"آقا جان بس کنید. شما را به فلسطین چه ربطی است؟ اینقدر خودمان مشکلات داریم، بعد بیاییم به فلسطین بپردازیم؟" اولین چیز بعد از شنیدن این حرفها که به ذهن آدمی می رسد این است که آیا انسان می تواند اینقدر پست شود که ببینید در گوشه ای از جهان، مردان و کودکان و زنان مسلمان را تکه و پاره می کنند و او آنها را نبیند و به فکر خودش باشد. اصلا چه طور می شود این جنایتها را دید و لقمه ای به راحتی از گلو پایین برد؟ چه طور می توان دید که کودک فلسطینی از گشنگی و تشنگی و سرما و گرما و بیماری و ... می میرد و من با خیال راحت بخورم و بپوشم و عیاشی کنم و خوش بگذرانم؟ بیایید کمی به انسانیتی که از آن دور شده ایم نزدیکتر شویم. طوری نشود که در  روز قدس که فقط مخصوص به قدس و فلسطین است، شعار مرگ بر روسیه و چین بدهیم. اسراییل جناتکار را از یادمان ببرند و جایش چیزهای دیگر بگذارند.

امام راحل و مقام معظم رهبری چقدر در باب فلسطین، صحبت کرده اند؟ عده ای می گویند که مساله ی فلسطین، در ابتدا در جمهوری اسلامی مطرح نبوده است، بلکه بعدا جزء مسایل مهم تلقی شده است. این گروه کاملا در اشتباهند. در دهه ی 40 و قبل از این که امام را بازداشت و تبعید کنند، ساواکی ها به امام گفتند اگر درباره ی 3 چیز در سخنرانی های خود صحبت نکنی کاری با تو نداریم: 1- درباره ی شخص اول مملکت یعنی شاه 2- درباره ی آمریکا 3- درباره ی فلسطین و ظلم اسراییلی ها. اما پاسخ داد ما به غیر از اینها که دیگر حرفی نداریم که بزنیم. یعنی امام که پایه گذار جمهوری اسلامی است، از همان اوایل نهضت، به مساله فلسطین، عنایت ویژه ای داشتند و آن را به صورت جدی پیگیری می کردند. پس ما هم امروز وظیفه داریم راه امام خود را ادامه دهیم و گوش به فرمان رهبری باشیم. که خوشبختانه اکثزیتمان هستیم. در همین جنگ غزه که چندی پیش رخ داد، دیدیم که چه تعداد عظیمی از مردم، مشتاقانه اعلام کردند حاضرند به فلسطین برده شوند و با رژیم غاصب اسراییل به پیکار بپردازند. این یعنی مردم حرف امام را فراموش نکرده اند.

حرف ها بسیار است و فرصت اندک. والسلام

علی محمودی

  
نویسنده : علی محمودی ; ساعت ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ روز جمعه ۸ آبان ۱۳۸۸

بیانات در دیدار جمعى از نخبگان علمى کشور - 6/8/1388

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌
 جلسه‌ى امروز ما با شما عزیزان، مثل همیشه، براى من یک جلسه‌ى بسیار شیرین و امیدبخش بود. حقیقتاً نقطه‌ى امید اصلى کشور جوانان تحصیلکرده و فرزانه، بخصوص آنوقتى که این فرزانگى با تعهد و احساس مسئولیت همراه باشد، هستند. و دیدار شما برادران و خواهران عزیز، فرزندان عزیز من - که بحمداللَّه دیدار بسیار شیرین و خوبى بود - این امید را نه تنها در دل من، در دل مسئولین، بلکه در سطح کشور تقویت میکند.

مقام معظم رهبری
اول یک نکته را خطاب به مسئولین محترم - وزراى محترمى که تشریف دارند و رئیس محترم بنیاد نخبگان؛ خانم معاون رئیس جمهور و دیگر مسئولین - عرض بکنم؛ برنامه را، نگاه را، با توجه به این واقعیتها باید تنظیم کنید. امسال آنچه که انسان میشنود از جوانِ نخبه‌ى علمى، به طور محسوسى برتر، پخته‌تر و عمیق‌تر است از آنچه که ما سال قبل شنفتیم و از آنچه که یک سال قبل شنفتیم و به طریق اولى‌ از آنچه که من ده سال قبل، از جوانان دانشجویمان یا فارغ‌التحصیل‌مان میشنفتم. من با مجموعه‌ى دانشگاهى همیشه ارتباط داشته‌ام. میدانید من هر سالى چند بار به مناسبتهاى مختلف با جوانها مى‌نشینم و از این جور جلسات داریم؛ صحبت میکنند، حرف میزنند، نظرات را بیان میکنند. من در نفس خودم ارزیابى‌اى فارغ از برنامه‌ریزى‌هاى کلان یا غیر کلان که در کشور هست، دارم. در این ارزیابى من فاصله‌ى محسوسى مشاهده میکنم بین آنچه که امروز ما داریم و آنچه که ده سال قبل داشتیم؛ یعنى پیشرفت به طور واضح خودش را نشان میدهد. مسئولین محترم با توجه به این واقعیت براى آینده برنامه‌ریزى کنند. این نکاتى که این جوانان عزیز اینجا گفتند، دقیقاً همان نکاتى است که در ذهن انسانى که فکر میکند روى مسئله‌ى حرکت علمى کشور و آینده‌ى کشور و پیشرفت کشور، وجود دارد. پیداست جوانها عمیقاً به مسائل اساسى توجه دارند.
اینى که یکى از جوانهاى عزیز گفتند: «فعالیتها باید بر اساس نیازهاى آینده باشد، این آینده را ترسیم کنید، این نیازها را تصویر کنید»؛ یا در همین زمینه جوان عزیز دیگرى گفتند: «جهت حرکتمان را خودمان معین کنیم؛ نه اینکه جهت حرکتى را که دیگران - غربى‌ها - ترسیم کرده‌اند، ما تکمیل کننده‌ى پازلهاى زندگى آینده‌ى آنها باشیم؛ ببینیم چه نیاز داریم، آن را تأمین بکنیم»، این حرفها حرفهاى بسیار بزرگى است؛ حرفهاى بسیار مهمى است. اینها همان چیزهائى است که هر انسان آگاهِ متفکرِ دلسوزِ متعهدى وقتى به نگاه کلان به حرکت علمى کشور نگاه میکند، این چیزها را درک میکند؛ منتها درک او کافى نیست؛ اگرچه لازم است؛ بر اساس آن برنامه‌ریزى کردن، مهم است. و اینى که از جهت فرهنگسازىِ براى نخبگان، چند نفر از این جوانهاى عزیز اینجا گفتند فرهنگسازى کنیم، فرهنگ متعهد بودن نخبه را به جامعه گسترش بدهیم، نه توقع داشتن صرف. البته توقع، منطقى است، بجاست؛ توقعِ بیجا نیست؛ لکن در کنار این توقع، احساس تعهد، وامدار بودن؛ من به عنوان یک فردِ از این مجموعه‌ى عظیم کشور چه وظیفه‌اى بر دوش دارم؟ من چه کار باید بکنم؟ اینها خیلى مهم است. اینکه گفته شد: «عنصر معنویت دینى را، نه معنویت فارغ از دین و جداى از دین - که اساساً معنویت نیست، توهم است - را یک عنصر اصلى در حرکت علمى و پژوهش علمى قرار بدهیم» - که یکى از خانمها اینجا بیان کردند - کاملاً درست است. این یکى از آن نقاط اساسى است که باید به آن توجه کرد. اگر این شد، آن اخلاقى شدن جامعه هم - که این جوان عزیزِ اخیر طرح توقع کردند که این توقع ماست و بارها این توقع را تکرار میکنیم - تحقق پیدا خواهد کرد؛ چون با شعار که نمیشود پیش رفت؛ باید حرکت کرد؛ باید رفت در جهت آن هدفى که ترسیم شده.
من وقتى این اظهارات را از شماها میشنوم، احساس امید بیشترى میکنم و احساس یقین میکنم به اینکه این جامعه، این نظام، این مجموعه، با این حرکت محسوس مادى و معنوى، علمى و اخلاقى که دارد، به اهداف خودش بدون تردید خواهد رسید و همین است که نظام جمهورى اسلامى مصونیت پیدا کرده.

مقام معظم رهبری
حالا اشاره کردند به حوادث و مسائل اخیر. خوب، در این زمینه‌ها خیلى حرف هست؛ خیال نکنید آن حرفهائى که صدا و سیما میزند، این، همه‌ى حرفهاست؛ نه، خیلى مطلب هست. گفت: «یک سینه حرف موج زند در دهان ما». اینجور نیست که هر چه که انسان احساس میکند، این را گفته باشد یا بتواند بگوید. خیلى حرفهاى زیادى هست. شما جوانها الحمدللَّه باهوشید، بااستعدادید، بتدریج خیلى از حقائق براى شماها روشن خواهد شد. من مى‌بینم در همین حوادث سیاسى اخیر و در مجموع حوادث این سى سال، کشور بتدریج به مجموعه‌ى مصونیت‌دار، ضد ضربه، ضد بمب تبدیل شده؛ یعنى نظام جمهورى اسلامى. شوخى نیست. شما قدرت امنیتى و جاسوسى و تبلیغاتى این سرویسهاى گوناگون امنیتى و تبلیغاتى دنیا را دست‌کم نگیرید. همه این را احساس میکنند - حالا شاید کسانى که کمتر توى مقوله‌هاى گوناگون تبحر داشتند، کمتر ببینند - هالیوود را شما دست کم نگیرید. قدرتِ اثرگذارى هنرى - همین طور که یکى از خانمها هم گفتند - در غرب و چینش بسیار دقیق حروف تبلیغات در دنیاى غرب را دست کم نگیرید. همه‌ى این نیروى عظیم، به اضافه‌ى ثروت بى‌پایان، به اضافه‌ى دستگاه‌هاى عظیم سیاسى و تبلیغاتى، افتادند به جان جمهورى اسلامى. امروز هیچ کشور دیگرى در دنیا پیدا نمیکنید که اینجور آماج حملات باشد. و جمهورى اسلامى دارد مقاومت میکند. این شوخى است؟ این موجودِ هفت‌جوشِ مستحکمِ مصونیت‌یافته دارد مقاومت میکند. این، کم چیزى نیست. توطئه‌ى توهم نیست؛ این را جوانها، این جوانهاى عزیز ما، بدانند. خیال نکنید من از شنیدن اینجور حرفها ناراحت میشوم؛ نه، من از اینکه این حرفها زده نشود، ناراحت میشوم.
بنده توى جلساتِ دانشجوئى، دانشگاهى که اینجا هستند، گاهى که ببینم حالا بعضى‌ها روى ملاحظه، روى احترام، روى هرچه، بعضى از این حرفها را که خیال میکنند من خوشم نمى‌آید، نمیزنند؛ از نگفتنش ناراحت میشوم؛ از گفتنش مطلقاً ناراحت نمیشوم. اى کاش مجال بود تا گفته میشد، تا آنوقت انسان میتوانست آن برگهاى بر روى هم گذاشته‌ى کتاب حرف را، باز کند تا خیلى از حقائق روشن بشود. آینده، البته این کارها خواهد شد. اینجور نیست که شما خیال کنید توطئه نسبت به این کشور، یک توهم است؛ نه، یک واقعیت است؛ از همه طرف دارد توطئه میشود. ممکن است آن کسى که در جهت آن توطئه‌ها در داخل کشور محور حرکت قرار میگیرد، خودش اصلاً نفهمد.
فهمیدنِ این هم ذکاوت میخواهد. بعضى‌ها این ذکاوت را ندارند. ما آدمها را تجربه کردیم؛ نمیفهمند دارند به ساز کى میرقصند. ولى، این واقعیت را عوض نمیکند که آنها بفهمند یا نفهمند؛ بدانند یا ندانند. این توطئه‌ها وجود دارد. در عین حال این کشور، این نظام نه فقط سست نمیشود، ضعیف نمیشود؛ جامعه‌ى علمى‌اش، جامعه‌ى پیشرفته‌اش - که همین شما جوانها باشید - امروزش از ده سال قبلش به صورت آشکارى جلوتر میرود. این معنایش چیست؟ این معنایش حقانیت است. این معنایش اصالت است. این معنایش ریشه‌دار بودن است. «الم تر کیف ضرب اللَّه مثلا کلمة طیّبة کشجرة طیّبة»؛(1) اعتقاد ما این است. ما با اعتقاد، با دل کار میکنیم. من کمبودها را نفى نمیکنم؛ بیشتر از خیلى از منتقدین، بنده کمبودها را میدانم؛ منتها راه رفع کمبودها، این چیزهائى که تصور میشود، نیست که حالا بیا اعلام کن که مثلاً فلان جا فلان‌جور چه جورى است؛ نه، خیلى چیزها با اعلام درست نمیشود، با کار درست میشود. با حرف درست نمیشود؛ حرف، جنجال‌سازىِ تبلیغاتى و لفاظى هیچ کمکى به حل مشکلات نمیکند؛ همچنانى که شما دیدید. تو همین قضایاى انتخابات، خوب، تبلیغات انتخاباتى مثلاً باید یک ماه یا بیست روز قبل از شروع انتخابات انجام بگیرد؛ اما از پیش از عید نوروز تبلیغات انتخاباتى شروع شد! همین تلویزیونى هم که مورد انتقاد بعضى از دوستان است، متأسفانه منعکس میکرد. بنده موافق هم نبودم. این را هم شما خیال نکنید که حالا بنده چون رئیس صدا و سیما را انتخاب میکنم، همه‌ى برنامه‌هاى صدا و سیما را مى‌آورند، دانه دانه بنده نگاه کنم، امضاء کنم. نخیر، از خیلى از برنامه‌هاى صدا و سیما بنده راضى هم نیستم؛ از جمله، از همین من راضى نبودم که از سه ماه قبل از انتخابات - انتخابات بیست و دوم خرداد بود - از ماه اسفند، بلکه زودتر از اسفند، بعضى از سفرهاى تبلیغاتى و حرفهائى که زده شد و تظاهراتى که میشد و مجادلاتى که انجام میگرفت، از تلویزیون پخش شود، که متأسفانه تو تلویزیون پخش شد؛ به خاطر همین، که یعنى ما آزاداندیشیم! اینها توهم است؛ این جنجال‌آفرینى در داخل کشور است. جنجال فکرى غیر از مباحثات صحیح است. بنده گفتم کرسى آزادفکرى را در دانشگاه‌ها به وجود بیاورید. خوب، شما جوانها چرا به وجود نیاوردید؟ شما کرسى آزادفکرى سیاسى را، کرسى آزاد فکرى معرفتى را تو همین دانشگاه تهران، تو همین دانشگاه شریف، تو همین دانشگاه امیرکبیر به وجود بیاورید. چند نفر دانشجو بروند، آنجا حرفشان را بزنند، حرف همدیگر را نقد کنند، با همدیگر مجادله کنند. حق، آنجا خودش را نمایان خواهد کرد. حق اینجورى نمایان نمیشود که کسى یک انتقادى را پرتاب بکند. اینجورى که حق درست فهمیده نمیشود. ایجاد فضاى آشفته‌ى ذهنى با لفاظى‌ها هیچ کمکى به پیشرفت کشور نمیکند. شما تجربه‌ى این پدر پیرتان را در این زمینه داشته باشید. آنى که کمک میکند به پیشرفت کشور، آزادى واقعىِ فکرهاست؛ یعنى آزادانه فکر کردن، آزادانه مطرح کردن، از هو و جنجال نترسیدن، به تشویق و تحریض این و آن هم نگاه نکردن. یک وقت شما یک حرفى میزنید، ناگهان مى‌بینید همه‌ى ناظران سیاسى جهان که وجودشان انباشته‌ى از پلیدى و خباثت است، براى شما کف میزنند. به این تشویق نشوید. به قول رائج بین جوانها، جوگیر نشوید. بحث درست بکنید، بحث منطقى بکنید. سخنى را بشنوید، سخنى را بگوئید؛ بعد بنشینید فکر کنید. این همان دستور قرآن است. «فبشّر عباد. الّذین یستمعون القول فیتّبعون احسنه».(2) سخن را باید شنفت، بهترین را انتخاب کرد. والّا فضاى جنجال درست کردن، همین میشود که دیدید. جنجالِ قبل از انتخابات، بعد از انتخابات، انعکاسش میشود این؛ بخصوص وقتى دست بیگانه هم دخالت دارد. به چه دلیل، با چه توجیهى شما فکر میکنید دستگاه‌هاى تبلیغاتى دنیا حوادثى را که فکر میکنند به ضرر نظام جمهورى اسلامى است، لحظه به لحظه منتشر میکنند؟ با چه محاسبه‌اى این کار انجام میگیرد؟ این را نباید فکر کرد؟! نباید رویش مطالعه کرد؟! اینهاست آن چیزهائى که باید به آنها توجه کرد.
به هر حال کشور دارد پیش میرود. این را بدون تردید بدانید؛ کشور دارد پیش میرود. برنامه‌ریزى‌هاى گذشته هم البته بلاشک عیوبى داشته، اما برآیند همه‌ى نقاط مثبت و منفى، همینى است که امروز شما دارید مشاهده میکنید. جوانهاى ما از لحاظ علمى پیش رفتند، از لحاظ بینش سیاسى پیش رفتند، از لحاظ رسوخ و نفوذ تفکر دینى در عمق اندیشه‌ها پیش رفتند. این حرفهائى که امروز جوانهاى ما اینجا راجع به معنویت و راجع به دین و راجع به دل نبستن به پیش‌بینى‌ها و برنامه‌ریزى‌هاى غربى و استقلال گفتند - این حرفهائى که امروز جزو حرفهاى رائج شما شده - اندکى پیش از دوران شماها، جزو حرفهاى برجسته‌ى روشنفکرانى بود که فکر میکردند این حرفها را باید بزنند یا بفهمند! اما امروز جزو فرهنگ رائج جامعه‌ى ماست. این پیشرفت نیست؟ ما داریم پیش میرویم. البته دشمن هم زیاد داریم، مانع هم خیلى داریم. اگر مانع نبود، ما اینجور ورزیده نمیشدیم؛ جامعه‌ى اسلامى و جمهورى اسلامى اینجور ورزیده نمیشد. مانع وجود دارد؛ والّا تو زمین صاف راه رفتن که تقویت عضلانى نمى‌آورد. باید کوهنوردى کرد، باید از موانع بالا رفت. جامعه‌ى ما این کار را کرده، این راه را پیش رفته، باز هم خواهد رفت، بعد از این هم خواهد رفت. شما بدانید! نسل جوان امروز، نسلى که بتوان متوقفش کرد، نیست.
و من اینجا به شما توصیه کنم: رمز پیشرفت یک کشور، یعنى آن محور اصلى براى اقتدار یک کشور، پیشرفتِ همراه با اقتدار، علم است. آماج بسیارى از توطئه‌هاى امروزى که علیه جمهورى اسلامى هست، علم و اهل علم و دانشجویان علم و محیط علمى است؛ این را توجه داشته باشید. نگذارید این تیر طبق آن هدفگیرى دشمن، به هدفى که آنها گرفته‌اند، اصابت کند. کار عملى را نگذارید متوقف بشود. از همه‌ى این حرفهائى که گفته شد، مهمتر، مسئله‌ى علم و تحقیق و پژوهش است. دنیاى غرب ثروتش از ناحیه‌ى علم است، اقتدارش از ناحیه‌ى علم است، زورگوئى‌اى که امروز میکند، به خاطر علمى است که دارد. پول فى نفسه اقتدار نمى‌آورد. آنى که اقتدار مى‌آورد، دانش است. امروز اگر آمریکا پیشرفتگىِ علمىِ خودش را نمیداشت، نمیتوانست در دنیا اینجور زورگوئى بکند و در همه‌ى مسائل عالم دخالت بکند. ثروت هم اگر به دست مى‌آید، از ناحیه‌ى علم به دست مى‌آید. علم را اهمیت بدهید. اینى که من سالهاست روى مسئله‌ى علم، تحقیق، پژوهش، پیشرفت، نوآورى، شکستن مرزهاى علمىِ موجود تکیه میکنم، به خاطر این است. بدون انواع دانش، اقتدار کشور امکانپذیر نیست. دانش اقتدار مى‌آورد.
گفتند بیائید مراکز هسته‌اى ایران را بمباران کنید. یکى از مسئولینِ رؤساى دنیا - حالا نمیخواهم حالا اسم بیاورم. البته همه میدانند، شاید هم میدانید؛ پخش شد در دنیا. بنده دوست ندارم اسم بعضى‌ها را بیاورم - گفت علم را که نمیشود بمباران کرد. راست میگوید؛ حق با اوست. با همه‌ى خلافهائى که میگویند، این حرفشان درست بود. گیرم نطنز را بمباران کردند، کارخانه‌ى اصفهان را بمباران کردند، علم را چه جورى بمباران میکنند؟ ببینید، علم مصونیت مى‌آورد، اقتدار مى‌آورد. مراقب باشید تو دانشگاه شما، تو کلاس شما، تو مرکز تحقیقات شما، تو کار پژوهشى شما، اختلال ایجاد نکنند. اگر دیدید دستى دارد اختلال ایجاد میکند، به آن دست بدبین بشوید. اقتدار شما را، آینده‌ى شما را هدف گرفته‌اند.
حالا من با شما جوانها بخصوص، خیلى حرف دارم. این نکته‌اى که این خانم هنرمند گفتند، به نظر من خیلى مهم است. یکى از کارها همین است؛ کسانى بیایند طعم نیاز بازارهاى غربى را، مثلاً فرض کنید به تابلو نقاشى، به دست بیاورند، بعد بیایند اینجا، پشتیبانى مالى کنند و نقاش ما را به سمت تأمین آن نیاز سوق بدهند. عین همین قضیه در فیلمسازى هست. فیلمهائى را براى جشنواره نامزد کنند که در جهت خواست آنهاست. عین همین قضیه در کار علمى ماست؛ در مقاله‌اى است که در آى.اس.آى منتشر میشود؛ در موضوع تحقیقى است که شما در پژوهشگاه خودتان دنبال میکنید. به تعبیر متأسفانه رائج فرنگىِ امروز، اسپانسرها مى‌آیند در بخشهاى مختلف، کمکهاى مالى، کمکهاى مادى، اعانه‌ها را میگذارند براى اینکه در آن جهت کار انجام بگیرد. به این توجه کنید. استقلال علمىِ کشور یکى از لوازمش همین است: استقلالِ حرکت علمى، حرکت هنرى و به طریق اولى‌، حرکت سیاسى. بعضى از حرکات سیاسى هم از این قبیل است.

مقام معظم رهبری 
یک توصیه این است که نعمت استعداد خوب که شماها دارید، یک نعمت بزرگ است، مثل نعمت سلامتى، مثل خودِ نعمت حیات، که شکر لازم دارد. نعمتها از خداست؛ باید این نعمت را شکر کنید. این توصیه را از من در ذهنتان داشته باشید. خیلى از نعمتها را ما نمیشناسیم، وقتى به خلافش، به ضدش مبتلا شدیم، آنوقت آن را میشناسیم. جوانى، نعمت است؛ در پیرى آدم بیشتر میفهمد چقدر نعمت بزرگى است. استعدادِ خوب، هوش خوب، نعمت بزرگى است، باید این نعمت را شکر کرد. شکر چیست؟ شکر سه جزء دارد: اول، شناختن نعمت، غفلت نکردن از نعمت. دوم، دانستن اینکه این نعمت از خداست، این عطیه‌ى الهى است، هدیه‌ى الهى است. سوم اینکه این نعمت را باید در جهت درست به کار برد و مصرف کرد - نعمت استعداد خوب را باید در جهت درست به کار برد - این همان چیزى است که روح تعهد را، مسئولیت را در انسان بیدار میکند؛ تعهد نسبت به جامعه‌ى خود، تعهد نسبت به آینده‌ى کشور، تعهد نسبت به این مجموعه‌ى عظیم امکاناتى که این نخبه و این استعداد، بالاخره محصولِ این امکانات است. شکر این نعمت به این است. اینجور نباشد که انسان خودش را جزیره‌اى بداند جداى از مجموعه‌ى جامعه، فکر کند حالا به یک امکانى، به یک ثروت معنوى‌اى دست پیدا کرده، این را باید تبدیل کند به ثروت مادى و شخصى؛ این نیست. این را باید صرف آینده‌ى کشور بکند.
یک توصیه هم به مسئولین بکنم. توصیه‌ى به مسئولین هم در درجه‌ى اول، باز شکر است؛ شکرِ نعمت وجود نخبگان. اینجا هم شکر همان سه جزء را دارد. شناخت؛ اول بشناسیم نخبه‌ها را. بعد بدانیم که وجود این نخبه‌ها یک نعمت الهى است؛ این را خدا به ما داده، به مسئولین نظام داده. و بعد، از این وجود مغتنم و محترم و عزیز - یعنى مجموعه‌ى نخبه‌ى کشور و استعدادهاى برتر - در جهت‌هاى درست استفاده کنیم.
حالا راجع به این چند جمله‌اى که این جوان عزیزمان گفتند. خوب، همین طور که گفتیم، حرف زیاد است. در انتقاد از بى‌انصافىِ یک دستگاه یا یک کس، خود ما باید دچار بى‌انصافى نشویم؛ به این توجه کنیم. صدا و سیما آیا وضعیت واقعى کشور را نشان میدهد؟ نه، ناقص نشان میدهد. خیلى پیشرفتهاى برجسته و بزرگ هست که صدا و سیما نشان نمیدهد. دلیلش هم این است که شما مجموعه‌ى مرتبط با حوادث گوناگون، از خیلى از حقائق کشور و پیشرفتهاى کشور مطلع نیستید؛ نقص صدا و سیماى ماست. والّا اگر صدا و سیما میتوانست همان جور که تلویزیون فلان کشور غربى با یک سابقه و تجربه‌ى فراوان و با استفاده‌هاى هنرى دروغهاى خودش را راست جلوه میدهد، واقعیات موجود کشور را درست منعکس کند، شما بدانید امروز امید نسل جوان، دلبستگى نسل جوان به کشورش، به دینش، به نظام جمهورى اسلامى‌اش، بمراتب بیشتر از حالا بود. این ایراد ماست به صدا و سیما. اگر میتوانست درست وضع کشور را منعکس کند، خیلى شعف و بهجتِ بینندگان بمراتب بیشتر از آنى میشد که امروز هست. خیلى از کارها دارد انجام میگیرد که مایه‌ى خوشوقتى است، مایه‌ى خشنودى است؛ نه فقط در زمینه‌هاى علمى، در زمینه‌هاى اجتماعى، در زمینه‌هاى سیاسى؛ مایه‌ى سرافرازى است. این را خیلى‌ها - اغلب یعنى - خبر ندارند. بنده غالباً به مسئولین دولتى‌اعتراضم این است که چرا نمیتوانید بیان کنید. بیان کردن هم یک هنرى است؛ بیان هنرى بخصوص، هنر بزرگى است؛ این را ندارند.
حالا یکى از ایرادهائى که ما معمولاً داریم به بعضى‌ها این است که آنچه را که بیگانه بگوید، این را تلقى به قبول میکنند؛ آنچه را که خودى بگوید، تلقى با تردید میکنند! چرا؟ خوب، این تلقى، تلقى ناسالمى است؛ این تلقى درستى نیست، تلقى ناسالمى است. این را باید اصلاح کرد. البته شما جوانهاى خوب ان‌شاءاللَّه بیائید وارد عرصه‌هاى گوناگون بشوید، عرصه‌هاى تبلیغاتى کشور را بگیرید. مطبوعات ما هم همینجور است. بنده روزها معمولاً حدود شانزده هفده تا روزنامه را نگاه میکنم؛ نه اینکه حالا همه‌ى صفحات لائى و اینها را نگاه کنم؛ لکن تیترها، اگر سرمقاله‌ى قابل توجهى داشته باشند، معمولاً نگاه میکنم. خیلى از روزنامه‌هاى ما متأسفانه در انعکاس حقائق ضعیفند و در اصلى فرعى کردن مسائل، غیرمنصفانه عمل میکنند. در همین مسائل اخیر، مسائل را باید اصلى فرعى کرد؛ مسئله‌ى اصلى چیست؛ یک سلسله مسائل فرعى هم پیرامون اوست؛ نه اینکه آن مسائل فرعى کم‌اهمیت است، اما مسئله‌ى اصلى اهمیتش بیشترش از آنهاست. مسئله‌ى اصلى در این قضایاى اخیر، اصل انتخابات بود؛ زیر سؤال بردن اصل انتخابات بزرگترین جرمى بود که انجام گرفت. چرا شما نسبت به این جرم چشمتان را میبندید؟! این همه زحمت کشیده بشود، مردم بیایند، یک شرکتِ به این عظمت، یک نصاب‌شکنى، یک رکودشکنى در دنیا در مردمسالارى، در دمکراسى‌اى که اینقدر ادعایش را میکنند، انجام بگیرد، بعد یک عده مفت و مسلّم بیایند بدون استدلال، بدون دلیل، همان فرداى انتخابات بگویند: انتخابات دروغ است! این کار کوچکى است؟! این جرم کمى است؟! یک قدرى باید منصف بود توى این قضایا. دشمن هم حداکثر استفاده را از این کرد. یک عده هم هستند در داخل کشور، از اول با نظام جمهورى اسلامى موافق نبودند - مال امروز و دیروز نیست، سى سال است که موافق نیستند - از این فرصت استفاده کردند، دیدند عناصرى وابسته‌ى به خودِ نظام، از خودِ نظام، دارند این جور میداندارى میکنند، اینها هم وقت را مغتنم شمردند، آمدند داخل میدان؛ و دیدید. من روز اول این را پیغام دادم به همین حضراتى که صحنه‌گردان این قضایا هستند؛ آن ساعات اول من به آنها پیغام خصوصى دادم. من اگر یک وقتى توى نماز جمعه یک حرفى میزنم، این ابتدا به ساکن نیست؛ حرف خصوصى، پیغام خصوصى، نصیحتِ لازم انجام میگیرد، وقتى انسان ناچار میشود، یک حرفى را مى‌آورد در علن بیان میکند. من پیغام دادم، گفتم این را شما دارید شروع میکنید، اما نمیتوانید تا آخر کنترل کنید؛ مى‌آیند دیگران سوءاستفاده میکنند. حالا دیدید آمدند سوءاستفاده کردند. مرگ بر اسرائیل را خط زدند! مرگ بر آمریکا را خط زدند! معناى این کار چیست؟ آنى که وارد عرصه‌ى سیاست میشود، باید مثل یک شطرنج‌باز ماهر هر حرکتى را که میکند، تا سه تا چهار تا حرکت بعد از او را هم پیش‌بینى کند. شما این حرکت را میکنى، رقیبت در مقابل او آن حرکت دیگر را خواهد کرد؛ باید فکرش باشى که تو چه حرکتى خواهى کرد. اگر دیدى در آن حرکت دوم، تو درمیمانى، امروز این حرکت را نکن؛ اگر کردى، ناشى هستى - حالا تعبیر بهترش این است - توى این کار، توى این بازى، توى این حرکت، ناشى هستى، ناواردى. اینها نمیفهمند چه کار میکنند؛ یک حرکتى را شروع میکنند، ملتفت نیستند که در حرکات بعد و بعد و بعد، چطور در خواهند ماند؛ مات خواهند شد. اینها را باید محاسبه میکردند. مطلب اصلى این بود. زیر سؤال رفتن انتخابات، مواجه کردنِ مجموعه‌اى از مردم - آنها هیچ نیت سوئى هم ندارند؛ وارد میدان انتخابات شدند، طبق عقیده‌شان عمل کردند؛ خیلى هم خوب - با نظام، با کشور، با حرکت عمومى کشور، اینها کارهاى کوچکى نیست. اگر شما منصفید، آن حرکتهاى جانبى را، آن قضایاى جانبى را ببینید، اهمیتش را هم در نظر داشته باشید؛ اما مهمتر بودنِ این را هم در نظر داشته باشید.
من البته توى این جلساتى که با شماها داریم، حیفم مى‌آید که جز حرف علمى و جز حرف معنوى و جز نصیحت، حرف دیگرى بزنیم و وارد مقولات سیاسى و این چیزها بشویم؛ اما دیگر حالا در این مقدارش ناگزیر و ناچار بودم. اینى هم که گفتند از رهبرى انتقاد نمیکنند، شما بروید بگوئید انتقاد کنند. ما که نگفتیم از ما کسى انتقاد نکند؛ ما که حرفى نداریم. من از انتقاد استقبال میکنم؛ از انتقاد استقبال میکنم. البته انتقاد هم میکنند. دیگر حالا جاى توضیحش نیست؛ انتقاد هم هست، فراوان هست، کم هم نیست؛ بنده هم میگیرم، دریافت میکنم و انتقادها را میفهمم.
ان‌شاءاللَّه امیدواریم خداى متعال همه‌ى ما را در آن جهتى که مورد رضاى اوست و تأمین‌کننده‌ى رضاى اوست، هدایت کند و ان‌شاءاللَّه آینده‌ى همه شما را از گذشته‌تان بهتر قرار بدهد و شما را مایه‌ى سرافرازى کشورتان قرار بدهد؛ و شما که جوانید، آن روز را خواهید دید - از ما هم ان‌شاءاللَّه یاد نیک خواهید کرد - که کشورتان ان‌شاءاللَّه به اوج اقتدار خواهد رسید.
والسّلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته‌

1) ابراهیم: 24
2) زمر: 17 و 18

  
نویسنده : علی محمودی ; ساعت ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٧ آبان ۱۳۸۸

سخنان آیت‌الله خاتمی در خطبه دوم نمازجمعه تهران

آیت‌الله خاتمی در خطبه دوم نمازجمعه تهران:
بیانات مقام معظم رهبری در نماز جمعه نقشه راه نظام اسلامی بود

خبرگزاری فارس: خطیب موقت نمازجمعه تهران گفت: مقام معظم رهبری در خطبه عمیق خود در هفته گذشته نقشه راه نظام اسلامی را مشخص کردند. اگر کسی اساس نظام اسلامی را هدف قرار دهد، نظام قاطعانه و مقتدرانه از خود دفاع می‌کند.

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، سید احمد خاتمی خطیب موقت نمازجمعه تهران در روز قدس در خطبه دوم، با اشاره به هفته بازگشایی مدارس، دانشگاه‌ها و حوزه‌های علمیه، بهار پژوهش را تبریک گفت و یادآوری دو نکته را ضروری دانست.
خطیب جمعه تهران با تاکید بر اینکه آموزش در کنار تهذیب نفس موثر و مفید است، اظهار داشت: آموزش منهای اخلاق و تهذیب نفس، مانند دادن تیغ به دست زنگی مست است و امیدوارم مسئولان فرهنگی این هر سه نهاد به این موضوع توجه ویژه داشته باشند.
خاتمی با بیان اینکه آموزش و پژوهش در فضای آرام شکل می‌گیرد نه در فضای متشنج، افزود: نهضت نرم افزاری در این فضا رشد می‌کند و مسئولان مراکز فرهنگی به این موضوع توجه داشته باشند که دشمنان در پی متشنج کردن جو هستند تا علم و دانش در این کشور شکل نگیرد و آنانی که در این مسیر گام بردارند به علم و دانش و انقلاب اسلامی خیانت کرده‌اند.
وی با تاکید بر اینکه مدارس، دانشگاهها و حوزه‌ها نیاز به تحول همه جانبه دارند، گفت: در این عرصه مقام معظم رهبری بهترین رهنمودهای کاربردی را ارائه کرده بودند که عمل به آن موجب تحول عمیق فرهنگی خواهد شد.

* نظام دینی مخالفتی با طرح آراء مخالف ندارد

عضو مجلس خبرگان رهبری ادامه داد: مقام معظم رهبری در خطبه عمیق خود در هفته گذشته نقشه راه نظام اسلامی را مشخص کردند و افزودند مخالفت‌ها و اعتراض ها در چارچوب نظام اسلامی برابر اصول 24 ، 26 و 27 قانون اساسی، آزاد است.
خاتمی با تاکید بر اینکه نظام دینی مخالفتی با طرح آراء مخالف نداشته و در نظام اسلامی دگراندیشی به هیچ عنوان جرم نیست، خاطر نشان کرد: قانون اساسی مذهب اصلی کشور را اسلام می‌داند اما بقیه مذاهب نیز آزادند تا در چارچوب قانون بر طبق قوانین خود عمل کند و همواره امامان معصوم ما نیز نه تنها وحشتی از طرح آراء مخالف نداشتند، بلکه با این افراد صحبت کرده و جوابشان را نیز می‌دانند.
خطیب نماز جمعه تهران با بیان اینکه مخالفت در چارچوب نظام قابل تامل خواهد بود، تاکید کرد: اگر کسی اساس نظام اسلامی را هدف قرار دهد، نظام قاطعانه و مقتدرانه از خود دفاع می‌کند.
وی تصریح کرد: هیچ نظامی در برابر براندازی سکوت نمی‌کند و این نقشه راه نظام جمهوری اسلامی ایران است.
عضو مجلس خبرگان رهبری با بیان اینکه هیچ کس در لزوم دستیابی به وحدت تردیدی ندارد، گفت: موضوع وحدت برای همیشه یک ضرورت برای جامعه است و قرآن و روایات ائمه نیز همواره بر این موضوع تاکید داشته و بیشترین رهنمودهای حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری حول همین محور است و بدیهی است که تفرقه در هر جامعه‌ای عامل آسیب خواهد بود.
خاتمی با بیان اینکه دلسوزان نظام نیز همواره دم از وحدت زده و این دم زدن یک امر مقدس است، تصریح کرد: اما وحدت باید در چارچوب نظام اسلامی و حول محور قانون اساسی که یکی از برجسته‌ترین اصولش اسلام و ولایت فقیه است، باشد.
وی تاکید کرد: وحدت حول محور راه نورانی و سیاست‌های کلی نظام مورد قبول است نه اینکه هر کس بنابر سلیقه خود آن را تعریف کند.
خطیب موقت نماز جمعه تهران افزود: تنها راه حل اختلافاتی که گاهی در جامعه مطرح می‌شود تمکین به قانون و التزام عملی به ولایت فقیه است.
خاتمی از جمله وظایف تریبون نماز جمعه تهران را توجه به وحدت، اخلاق، تقوا، روشنگری‌های سیاسی و ارتقاء بصیرت جامعه دانست و گفت: این امر در طول 30 سال گذشته به خوبی انجام شده است اما برخی که این روشنگری‌ها را از تریبون نماز جمعه برنمی‌تابند، در یکی دو ماه اخیر، تریبون نماز جمعه را مورد هجمه‌های مختلف قرار داده و تلاش دارند تا این روشنگری‌ها را تعطیل کنند اما باید بدانند که به فضل خدا این امر شدنی نیست و آنها نمی‌توانند مانع از روشنگر‌ی‌های ائمه جمعه در تریبون‌های نماز جمعه بشوند.

* ملتی که همراه امام خود در صحنه باشد، شکست ناپذیر است

عضو مجلس خبرگان رهبری با اشاره به در پیش بودن هفته دفاع مقدس با بیان اینکه هفته دفاع مقدس برگی زرین از کتاب پرافتخار نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران است، خاطر نشان کرد: در دویست سال اخیر هر گاه درگیری میان ایران و کشوری دیگر پیش می‌آمد کشورهای دیگر بودند که باج و امتیاز می گرفتند و تنها در دوران هشت ساله دفاع مقدس بود که بدون از دست دادن حتی یک وجب از خاک میهن اسلامی، ملت ایران دشمن را ذلیلانه و زبونانه از کشور راند.
خاتمی هفته دفاع مقدس را حاوی پیام هایی بسیار مهم و ابدی دانست و افزود: نخستین پیام آن این است که ملتی که همراه امامش در صحنه باشد، شکست ناپذیر است.
وی ادامه داد: صدام سه روز قبل از آغاز جنگ در مصاحبه‌ای اعلام کرده بود که ادامه مصاحبه سه روز بعد در تهران برگزار می شود اما ملت بزرگ ایران هشت سال ایستادگی کرد و نه در مقابل صدام بلکه با دنیای استکبار جنگید و سرانجام این صدام معدوم بود که دست‌های ذلت و تسلیم خود را در برابر ملت بزرگ ایران بلند کرد.
خطیب موقت نمازجمعه تهران گفت: فرهنگ عشق به خدا، ایثار و دفاع از دین، فرهنگ جهاد است که نقطه مقابل آن فرهنگ دنیاپرستی و اشرافی گری و فرهنگ پایبندی به زخارف بی ارزش دنیوی است و ما باید همواره پاسدار فرهنگ شهادت باشیم.
خاتمی ولایت مداری را یکی دیگر از پیام های مهم دفاع مقدس دانست و گفت: همه می دانند که هشت سال دفاع مقدس با تدابیر الهی امام راحل اداره شد و امام خمینی(ره) در عمل نشان دادند ولایت فقیه توان مدیریت بحران را دارد.
خاتمی با اشاره به تاکید امام خمینی (ره) مبنی بر اینکه پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت آسیبی نرسد، افزود: همین موضوع باعث شد که دشمنان نتوانند به ایران اسلامی آسیب برسانند.
وی اضافه کرد: جنگ در تمام دنیا بحران است اما امام خمینی (ره) از این بحران به عنوان فرصت استفاده و تحولی عمیق در جامعه ایجاد کرد.
عضو مجلس خبرگان رهبری با بیان اینکه همه موظفیم هفته دفاع مقدس را گرامی بداریم، این هفته را هفته جهاد و شهادت دانست و گفت: اعتماد به نفس، تفکر بسیجی، تحکیم وحدت و دهها پیام دیگر از دستاوردهای دوران دفاع مقدس است.

* لزوم شناسایی سریع تروریست‌های حوادث اخیر در کردستان

وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به روایتی از امام محمد باقر (ع) درباره فضیلت ماه مبارک رمضان، بر استفاده هر چه بیشتر از زمان باقیمانده از این ماه مبارک تأکید کرد.
امام جمعه موقت تهران ضمن تسلیت شهادت ماموستا شیخ‌الاسلام نماینده مردم کردستان در مجلس خبرگان رهبری به مردم این استان و خانواده وی خاطر نشان کرد: ما از نزدیک شاهد حسن سلوک این عالم فرهیخته بودیم و وی بی نهایت شیفته اهل بیت (ع) به ویژه حضرت صدیقه طاهره (س)، خدمتگزار مردم کردستان و از جانبداران جدی نظام اسلامی بود.
خاتمی تاکید کرد: این شهادت و دیگر شهادت‌ها و حوادثی که در هفته گذشته در کردستان اتفاق افتاد، می‌طلبد که مقامات امنیتی - اطلاعاتی کشور با سرعت هر چه تمام‌تر این تروریست‌ها را شناسایی کنند و این جنایتکاران را هر چه زودتر به سزای اعمال ننگینشان برسانند.

  
نویسنده : علی محمودی ; ساعت ۸:٥۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٧ شهریور ۱۳۸۸