درباره فیلم گوزن ها

مسعود کیمیایی : گوزن پاهای زشتی دارد و شاخهای زیبا. اما آن چیزی که باعث فرارش از دام شکارچی می شود، پاهای زشتش است.
بهروز وثوقی : سعید گوزن ها برای من همان قیصر بود که حالا به علت مسایل اجتماعی و فشارها و مشکلات رو به اعتیاد آورده بود.
اسم طرح اول فیلم "تیرباران" بود که بعدا به گوزنها تغییر یافت.
بهروز وثوقی جایزه بهترین بازیگر مرد را برای بازی در گوزن ها در سومین جشنواره جهانی فیلم تهران (1353) از آن خود کرد.
گوزنها پس از پخش در سومین جشنواره فیلم تهران توسط ساواک توقیف شد.
گوزنها بعد از یک یال توقیف از 8 بهمن در گروه سینما آسیا به نمایش در می آید و با 26 میلیون رال پرفروش ترین فیلم سال می شود.
پری زنگنه ترانه گنجشکک اشی مشی را روی این فیلم خوانده است.
درباره فیلم قیصر ساخته مسعود کیمیایی

قیصر دومین فیلم مسعود کیمیایی است و او در سن 28 سالگی این فیلم را ساخت. قیصر در دی ماه 1348 اکران شد و در 25 روز بیش از 20 میلیون رال فروش کرد و پرفروش ترین فیلم سال شد.
منوچهر اسماعیلی به جای دو شخصیت قیصر و خان دایی در فیلم حرف زده است. قیصر برنده جایزه اول نخستین جشنواره فیلم های سینمای ایران شد.
صحنه هایی از فیلم کوتاه شد، سکانس کشته شدن فرمان و سکانس پایانی فیلم در راه آهن (به خصوص آنجا که قیصر تیر خورده و می نشیند و همه چیز را تمام شده می پندارد)
در ابتدا برای سناریو هیچ تهیه کننده ای پیدا نشد که پا پیش بگذارد. علاقه بهروز وثوقی به نقش قیصر باعث شد که عباس شباویز راضی به تهیه قیصر شد.
مسعود کیمیایی : هنگام نوشتن قیصر اغلب وقتی یک فصل را برای اسفندیار منفردزاده می خواندم او هم می گفت موسیقی در این صحنه باید این طور باشد، پشت پیانو می نشست و می نواخت.
فیلم داش آکل ساخته مسعود کیمیایی
افسوس می خورم که چرا این فیلم را زودتر ندیده بودم. فیم معرکه ای بود. فیلم بر اساس داستان "داش آکل" نوشته صادق هدایت که در مجموعه "سه قطره خون" در سال 1311 نوشته شده ، ساخته شده است. البته این داستان، خیلی کوتاه است و فقط 8 صفحه دارد و در فیلم موضاعاتی جدید به فیلم اضافه شده است. قرار بوده است جای نقش اول فیلم یعنی بهروز وثوقی که نقش داش آکل را بازی کرده است آنتونی کویین بازی کند که بنا به دلایلی این اتفاق نیفتاد. کیمیایی گفته است که اگر قرار باشد امروز باز هم این فیلم را بسازم سیاه و سفید می سازم. رخت خواب همیشه پهن و قمه ای که روی طاقچه ی اتاق داش آکل است دارای مفاهیمی است که فقط فیلم سیاه و سفید می تواند آنرا نشان دهد.
توصیه می کنم قبل از دیدن فیلم، ابتدا داستان را بخوانید. هم داستان داش آکل و همین طور دیگر کتابهای صادق هدایت را وبلاگ خودم قرار داده ام. جمله ی طلایی که فراوان در فیلم ، ابتدا از زبان رقاصه و چندین بار از زبان داش اکل گفته شده این است : "وقتی مرد، غم داره، یه کوه درد داره" .
داستان فیلم را تعریف نمی کنم چون دوست دارم خودتان ببینید. در انتهای فیلم جمله ای نوشته می شود که از اولین خطوط کتاب "بوف کور"صادق هدایت است ، که مطمین هستم برای خیلی اط شما آشنا است :
" در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد. این دردها را نمی شود به کسی اظهار کرد ، چون عموماً عادت دارند که این دردهای باورنکردنی را جزو اتفاقات و پیش آمدهای نادر و عجیب بشمارند و اگر کسی بگوید یا بنویسد ، مردم ..."
حالا که گفنم بوف کور، توصیه میکنم آنهایی که این کتاب را نخوانده اند حتما بخوانند و آنهایی که خوانده اند دوباره بخوانند. از آن کتابهایی هست که هربار که بخوانی چیزهای جدیدی در آن کشف می کنی.
نظرات ()