متن کامل سخنان احمدینژاد در مجمع عمومی سازمان ملل
رئیسجمهور در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل گفت: به رغم تمایل عمومی انسانها به صلح، پیشرفت و برابری و برادری، همانگونه که میبینیم جنگها، کشتارها، فقر گسترده، بحرانهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، تبعیضها، تحقیرها، خودخواهیها، ناامنیها، حقوق و شخصیت ملتها را مخدوش کرده و رنج و خسارات غیر قابل جبرانی را تحمیل کرده است.
به گزارش ایسنا متن کامل سخنان دکتر محمود احمدینژاد در شصت و ششمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل به این شرح است:
«الحمدلله رب العالمین و الصلوه و السلام علی جمیع الانبیاء والمرسلین و سیدنا و نبینا محمد و آله الطاهرین و صحبه المنتجبین. اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه و النصر واجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه.
جناب آقای رئیس
عالیجنابان
خانمها و آقایان
خداوند عزیز و حکیم را سپاسگزارم که فرصت حضور در این مجمع را عنایت فرمود. از رئیس قبلی مجمع تشکر میکنم و به رئیس جدید تبریک میگویم.
یاد جانباختگان حوادث یک سال اخیر به ویژه زلزله و انفجار اتمی ژاپن، قحطی سومالی و سیل پاکستان را گرامی میدارم و از همگان میخواهم که کمکهای خود را گسترش دهند.
طی شش سال در موضوعات مختلف جهانی و از ضرورت تغییر و تحول در مناسبات سخن گفتیم. امروز با توجه به تحولات رو به گسترش از منظر دیگری به تحلیل آنها میپردازم.
میدانید که فصل مشترک و امتیاز انسانها بر سایر موجودات برخورداری از فطرت انسانی است که هدیه الهی و جلوه روح خدایی است و از جمله: ایمان به خدای ازلی و ابدی و قادر و خالق و تدبیرکننده امور عالم، مهرورزی به همنوع، بخشندگی و عدالتطلبی و صداقت در کلام و عمل، عزتطلبی و تعالیجویی مادی و معنوی و آزادی و آزادیخواهی و مطالبه آزادگی، نفی ظلم، فساد و تبعیض و حمایت از ستمدیدگان، مطالبه سعادت، صلح و امنیت پایدار برای همگان.
اینها برخی از جلوههای فطرت الهی و مشترک انسانی است که به وضوح، در آرزوهای تاریخی، از طریق میراث ماندگار نظم و نثر و آثار تحقیقی و هنری و نیز در تحولات و جنبشهای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی خود را نشان داده است.
همه پیامبران الهی و مصلحان به این امور دعوت کردهاند.
خداوند انسان را صاحب کرامت و سقف رشد و پرواز او را تا مقام جانشینی خود خواسته است.
دوستان
روشن است که علیرغم دستآوردهای بزرگ تاریخی از جمله مجمع ملل متحد که محصول تلاشها و مبارزات انسانهای آزاداندیش و عدالتطلب و همکاریهای بینالمللی بوده است، جامعه بشری با آرزوها و آرمانهای فطری خود فاصله بسیار دارد. عموم ملتها از وضع موجود ناراضیاند.
به رغم تمایل عمومی انسانها به صلح، پیشرفت و برادری، همانگونه که میبینیم جنگها، کشتارها، فقر گسترده، بحرانهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، تبعیضها، تحقیرها، خودخواهیها و ناامنیها، حقوق و شخصیت ملتها را مخدوش کرده و رنجها و خسارات غیر قابل جبرانی را تحمیل کرده است.
حدود سه میلیارد نفر فقیر در جهان با روزی کمتر از ۵/٢ دلار و بیش از یک میلیارد نفر آنان بدون حتی یک وعده غذا در روز زندگی میکنند.
۴٠ درصد فقیرترین جمعیت جهان فقط پنج درصد درآمد و ٢٠ درصد ثروتمندترین ٧۵ درصد درآمد را دارند.
روزانه بیش از ٢٢ هزار کودک به دلیل فقر در مظلومیت کامل میمیرند.
٨٠ درصد امکانات مالی آمریکا در اختیار ١٠ درصد جمعیت و ٢٠ درصد آن در اختیار٩٠ درصد جمعیت است.
به راستی علت چیست و راه حل کدام است؟
حاکمان بر مراکز مدیریت جهانی با فاصله انداختن بین اخلاق و معنویت با زندگی اجتماعی ادعا میکنند که علت این وضع، پیروی از راه انبیا و ضعف ملتها و عملکرد چند گروه و فرد بوده و تنها اندیشهها و راه و روش آنها نجاتبخش جامعه بشری است.
اما دوستان؛
غیر از این است که علت اصلی را باید در نظام حاکم بر امور بینالملل و شیوه مدیریت جهانی جستجو کرد؟
لطفا به این سوالات توجه فرمایید:
چه کسانی طی چند قرن دوره سیاه بردهداری دهها میلیون انسان را به زور از آفریقا و سایر مناطق ربودند و در آمریکا و اروپا قربانی مطامع مادی خود کردند؟
تحمیل بیش از چهار قرن دوره غمبار استعمار و اشغال سرزمین و چپاول گسترده منابع و نابودی استعدادها و زبان و فرهنگ و هویت ملتها را چه کسانی انجام دادهاند؟
چه کسانی جنگهای اول و دوم جهانی با حدود هفتاد میلیون کشته و صدها میلیون مجروح و آواره و جنگ کره و ویتنام را راه انداختند؟
چه کسانی با فریبکاری، صهیونیستها و بیش از شصت سال جنگ، آوارگی، ترور و کشتار را بر ملت فلسطین و ملتهای منطقه تحمیل و از آن حمایت کردهاند؟
چه کسانی دهها سال دولتهای دیکتاتوری و کودتایی را بر ملتهای آمریکای لاتین، آفریقا و آسیا تحمیل کرده و با آنان رابطه صمیمی داشتهاند؟
چه کسانی از بمب اتم علیه مردم بیدفاع استفاده کردند و امروز هم هزاران کلاهک هستهای ذخیره کردهاند؟
اقتصاد چه کسانی متکی به فروش سلاح و ایجاد جنگ برای مصرف آن است؟
چه کسانی صدام را در حمله به ایران و تحمیل ٨ سال جنگ و استفاده از بمب شیمیایی و حمله به شهرها تجهیز و تشویق کردند؟
چه کسانی به بهانه حادثه مشکوک ١١ سپتامبر و در واقع برای سلطه بر خاورمیانه و نفت آن، افغانستان و عراق را اشغال کردند و میلیونها نفر کشته و مجروح و آواره بر جای گذاشتند؟
چه کسانی با لغو نظام برتونوودز دهها هزار میلیارد دلار بدون پشتوانه خلق کرده و به تبع آن تورم را به بازار جهانی تزریق و معادل این رقم هنگفت را از دسترنج ملتها تصاحب کردند؟
چه کسانی سالانه بیش از ١٠٠٠ میلیارد دلار یعنی بیش از تمام کشورهای دنیا هزینه نظامی دارند و به هر بهانهای دائما ملتها و دولتهای مستقل را به حمله نظامی تهدید میکنند؟
بدهکارترین دولتهای دنیا کدام دولتها هستند؟
مدیران اصلی مراکز سیاستگذاری اقتصاد جهانی چه کسانی هستند؟
چه کسانی مسبب بحران اقتصادیاند و تبعات آن را در آمریکا، اروپا و همه جهان بر ملتها تحمیل میکنند؟
چه کسانی برای فروریختن فوری چند هزار تن بمب بر سر ملتها آمادگی دارند ولی برای رساندن اندکی کمک به مردم بحرانزده سومالی و یا سایر نقاط به ماهها زمان نیاز دارند؟
شورای امنیت که مسئول امنیت جهانی است در سیطره چه کسانی است؟
دهها سوال مشابه وجود دارد که البته پاسخ آنها روشن است.
قریب به اتفاق ملتها و دولتهای جهان در این امور نقشی نداشته و ندارند بلکه خود قربانی بوده و خسارات فراوان دیدهاند.
مثل روز روشن است که همان بردهداران و استعمارگران و مسببان جنگ اول و دوم و نابسامانیهای پس از آن تا به امروز با تغییر چهره بر شورای امنیت و مراکز اصلی اقتصادی و سیاسی جهان سیطره پیدا کردهاند.
همکاران گرامی
آیا اینان صلاحیت ادامه مدیریت را دارند و آیا پذیرفته است که خود را مدعی انحصاری دفاع از آزادی و دموکراسی و حقوق انسانها و ملتها معرفی کنند و با همین ادعا کشورها را مورد حمله نظامی قرار داده و اشغال کنند؟
آیا گل دموکراسی و آزادی از موشکها و بمبهای نیروهای ناتو شکوفا خواهد شد؟
خانمها و آقایان؛
اگر برخی کشورهای اروپایی به بهانه هلوکاست پس از شش دهه همچنان به صهیونیستها جریمه میپردازند، آیا مسببان بردهداری و استعمار نباید به ملتهای خسارتدیده، جریمه بپردازند؟
اگر خسارات دوران بردهداری و استعمار پرداخت شود، وضعیت ابر سرمایهداران پشت صحنه دولتهای آمریکا و اروپایی چه خواهد شد؟ آیا فاصلهای بین شمال و جنوب باقی میماند؟
اگر فقط نیمی از هزینههای نظامی دولت آمریکا و متحدانش در ناتو صرف رفع مشکلات اقتصادی ملتهایشان شود آیا اثری از بحران اقتصادی باقی خواهد ماند؟
با پرداخت این مقدار به ملتهای فقیر نتیجه چه خواهد شد؟
آیا وجود ٢۶٨ پایگاه نظامی و اطلاعاتی امریکا در آلمان، ١٢۴ پایگاه در ژاپن، ٨٧ پایگاه در کره جنوبی، ٨٣ پایگاه در ایتالیا، ۴۵ پایگاه در انگلیس و ٢١ پایگاه نظامی و اطلاعاتی آمریکا در پرتغال و صدها پایگاه در دیگر نقاط جهان معنایی جز اشغال نظامی دارد؟
آیا بمبهای اتمی مستقر در این پایگاهها، امنیت ملتها را به مخاطره نینداخته است؟
خانمها و آقایان
سوال اصلی این است که ریشه این رفتار غلط چیست؟
علت اصلی را باید در باورها و رفتارهای گروه حاکم جستوجو کرد.
عدهای به همپیوسته و سازمانیافته که بر خلاف گرایشات فطری بشری:
به خدای یکتا و راه پیامبران ایمان ندارند و هواهای خود را جای خدا نشاندهاند.
نزد آنان فقط قدرت و ثروت اصالت دارد و همه برنامهها در خدمت کسب آن است و ملتهای ضعیف در برابر آنان امیدی به استیفای حقوق قانونی خود ندارند.
پیشرفت، رفاه و عزت خود را در نابودی، فقر و تحقیر دیگران جستوجو میکنند.
خود را برتر از دیگران و صاحب امتیازات ویژه و انحصاری دانسته و برای دیگران ارزش و حقی قائل نیستند و به خود اجازه میدهند حقوق همه ملتها و دولتها را زیر پا بگذارند.
به زور سلاح و سوءاستفاده از سازوکارهای بینالمللی خود را همه کاره عالم و قیم دولتها و ملتها معرفی کرده و به سادگی قانون را در سطح بینالمللی نقض میکنند.
اصرار دارند شیوه زندگی و باورهای خود را به دیگران تحمیل کنند.
به طور رسمی از نژادپرستی حمایت میکنند.
با دخالت نظامی و تخریب زیرساختهای کشورها آنها را ضعیف و محتاج کرده و آنگاه با سوءاستفاده از این وضعیت ثروتشان را به تاراج میبرند.
با ایجاد اختلاف بین اقوام و ملتها، تخم کینه و نفرت کاشته و با ایجاد فضای ناامنی و سوءظن فرصت رشد و شکوفایی را از آنان میگیرند.
همه فرهنگ، هویت، جان و مال ملتها، ارزشهای انسانی و اخلاقی، زنان، جوانان و خانوادهها در جریان سلطهطلبی آنان و غارت منابع ملتها قربانی میشوند.
برای تامین منافع و اهداف سلطهگرانه خود فریبکاری و پنهانکاری و ترویج مواد مخدر و حتی ترور و کشتن انسانها را نیز مجاز میشمارند. پس از اشغال افغانستان توسط ناتو، تولید مواد مخدر چندین برابر شده است.
تحمل کوچکترین انتقاد و یا سوال را ندارند و به جای پاسخگویی به تخلفات خود همیشه طلبکاری میکنند.
با استفاده از شبکه استعماری رسانهای در برابر سوال از هلوکاست، سوالکننده را مورد هجمه و تهدید قرار میدهند و در برابر سوال از ١١ سپتامبر تهدید به تحریم و حمله نظامی میکنند.
سال قبل، پس از طرح ضرورت تشکیل کمیته حقیقتیاب برای روشن شدن زوایای پنهان ماجرای تلخ ١١ سپتامبر که خواست دولتها و ملتهای مستقل و حتی ملت آمریکاست، به جای ارائه پاسخ روشن، اینجانب و ملتم توسط دولت آمریکا مورد تهدید و فشار قرار گرفتیم.
به جای تشکیل کمیته حقیقتیاب ١١ سپتامبر، متهم اصلی را که از مدتها قبل تحت نظر آنان بود کشتند و به دریا انداختند.
آیا نمیبایست با محاکمه علنی متهم اصلی، عوامل تامینکننده فضای امن برای هواپیماهای مهاجم به برجها، شناسایی و معرفی میشدند.
چرا نباید با محاکمه علنی متهم اصلی، عوامل راهاندازی گروههای تروریستی و تحمیل جنگ و کشتار به ملتهای منطقه معرفی میشدند؟
آیا اطلاعاتی هست که باید مخفی بماند؟
آنان اندیشه صهیونیستی را مقدس و سوال از اساس و تاریخ آن را گناهی نابخشودنی میشمارند ولی توهین و تجاوز به حریم تمام مقدسات بشری و الهی را روا میدارند.
دوستان و همکاران؛
آزادی حقیقی، عدالت، حق انتخاب، عزت، رفاه وامنیت پایدار حق همه ملتهاست.
کسب این ارزشها نه از طریق اتکا به مدیریت ناصالح جهانی موجود و یا دخالت مستکبران و یا از مجرای تفنگ نیروهای ناتو بلکه در سایه استقلال و پذیرش حقوق متقابل و همدلی و همکاری به دست خواهد آمد.
آیا راهی برای حل مشکلات جامعه بشری و نیل به آرزوهای تاریخی برای صلح و امنیت و برابری، از درون ساز و کارهای فعلی حاکم وجود دارد؟
همه کسانی که تلاش کردند با حفظ اندیشه و مبانی وضع موجود اصلاحاتی انجام دهند شکست خوردند. تلاشهای ارزشمند جنبش عدم تعهد، گروههای ٧٧ و ١۵ و برخی از شخصیتها گرچه تاثیراتی داشته است ولی نتوانست وضعیت را تغییر دهد. مدیریت جهانی نیازمند اصلاحات اساسی است.
اما چه باید کرد؟
همکاران گرامی
باید با عزم عمومی و همکاری و مشارکت همگانی طرحی نو در انداخت. طرحی که بر اندیشه انسانی و فطری و ارزشهای جهانشمول از جمله توحید، عدالت، آزادی، محبت و جستوجوی سعادت از طریق سعادت همگان استوار باشد.
ایده سازمان ملل یک دستآورد بزرگ و تاریخی جامعه بشری است. باید آن را مهم دانست و از ظرفیتهای آن حداکثر استفاده را کرد. نباید اجازه دهیم که سازمان ملل بیش از این از جایگاه اصلی خود یعنی محل تبلور اراده جمعی ملتها تنزل کرده و به ابزاری برای قدرتهای جهانی بدل شود.
برای تامین صلح و امنیت پایدار باید زمینه دخالت و مشارکت همگانی را از طریق ساز و کارهای عادلانه فراهم کنیم. باید به معنای واقعی کلمه، مدیریت مشترک جهانی را تحقق بخشیم. قوانین و قواعد مسلم حقوق بینالمللی و صلح، آزادی و عدالت باید مبنای اصلی تصمیمات و اقدامات جهانی باشد.
هر کدام از ما باید به این حقیقت اذعان کنیم که هیچ راهی جز «مشارکت همگانی در مدیریت جهانی» برای رفع نابسامانیها و دفع ظلم و نفی تبعیض وجود ندارد.
این تنها راه سعادت جامعه بشری و حقیقتی روشن و اجتنابناپذیر است.
همه به این مساله علم داریم اما این کافی نیست بلکه باید به آن ایمان داشته باشیم و برای اجرای آن از هیچ کوششی دریغ نکنیم.
دوستان عزیز و همکاران خوبم
بنا بر این مدیریت مشترک حق همه ملتهاست و ما باید به عنوان نمایندگان ملتهایمان از آن دفاع کنیم.
برخی قدرتها میکوشند تا جامعه جهانی را از امکان تفاهم و همکاری جمعی و مشترک ناامید کنند اما ما باید باور کنیم که میتوانیم به مدیریت مشترک واقعی دست پیدا کنیم.
تشکیل سازمان ملل برای ایجاد امکان مشارکت موثر همه ملتها در تصمیمات جهانی است. همه میدانیم که این امکان هنوز فراهم نشده و ریشه آن نیز عدم رعایت عدالت در ساختار و ساز و کارهای مدیریتی سازمان ملل است.
ترکیب شورای امنیت ناعادلانه است. تغییرات و اصلاحات برای تشکیل کامل و واقعی سازمان ملل نیاز اصلی و اساسی است که مجمع عمومی باید به آن بپردازد.
در نشست سال گذشته با ذکر اهمیت موضوع پیشنهاد کردم که این دهه، دهه «مدیریت مشترک جهانی» نامگذاری و از همه ظرفیتها برای ایجاد جهانی متحد استفاده شود.
اکنون نیز پیشنهاد خود را تکرار میکنم و اطمینان دارم که در سایه همکاریهای بینالمللی و دلسوزیهای روسای کشورها و دولتها و با پشتیبانی ملتها و پافشاری بر عدالت میتوانیم استوار و سریع به سوی آیندهای متعلق به همگان، گام برداریم.
این، حرکت در مسیر جریان زلال و پاک آفرینش به سوی آینده روشن بشری است. آیندهای که با قدم نهادن بشر به راه انبیا و صلحا و تمسک به ارزشهای الهی ـ انسانی و تحت مدیریت وارث همه انبیا و اولیای الهی و نسل پاک پیامبر بزرگوار اسلام (ص)، منجی عالم بشری و موعود امم حضرت مهدی (عج) به زودی تحقق خواهد یافت.
آمدن جامعهای برتر و ایدهآل، با ظهور انسانی کامل که عاشق صادق و حقیقی همه انسانهاست، وعده قطعی خداوند است.
او با همراهی حضرت عیسی مسیح (ع) و پیشاپیش همه صالحان و آزادیخواهان و عدالتطلبان، ظلم و تبعیض را ریشهکن کرده و با ارتقای سطح علم و معرفت انسانها، صلح و عدالت و آزادی و عشق را در سراسر جهان خواهد گسترد.
او زیباییها و خوبیها را به همه آحاد بشر هدیه خواهد کرد و طعم شیرین زندگی را به یکایک انسانها خواهد چشانید.
امروز فطرت ملتها بیدار شده و به موازات افزایش آگاهیهای عمومی، دیگر تحقیر و تحمیق و ظلم و تبعیض را برنمیتابند. ملت بزرگ و تمدنساز ایران آماده است تا در این مسیر زیبا و پر افتخار، دست دیگر ملتها را به گرمی بفشارد و در راستای اراده جمعی جهانی همه توان خود را به مشارکت بگذارد.
سلام بر عشق و آزادی، سلام بر عدالت و آگاهی و سلام بر آینده روشن و درخشان بشری.»
اسرائیل یک گام به دادگاه جنایات جنگی نزدیکتر شد
طبق معمول عمده مدعیان غربی حقوق بشر با حمایت از نسل کشی اسرائیل در غزه ، به قطعنامه رای منفی دادند.
متن قطعنامه به این شرح است:
""پیگیری گزارش ماموریت گروه حقیقت یاب درگیری های غزه به سازمان ملل در رابطه
با اصول قوانین بین المللی از جمله قوانین حقوق بشر به خصوص چهارمین بند معاهده ژنو در رابطه با حفاظت از افراد غیر نظامی در روزگار جنگ تصویب شده به تاریخ دوازدهم اوت 1949 که شامل سرزمین های اشغال شده فلسطینی و بیت المقدس شرقی نیز می شود.
همچنین در رابطه با اعلامیه جهانی حقوق بشر و سایر مصوبات و قوانین حقوق بشر از جمله پیمان بین المللی حقوق مدنی و سیاسی همچنین حقوق اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و حقوق کودکان و قطعنامه های مربوط و قطعنامه های شورای امنیت از جمله قطعنامه 1860 مصوب هشتم ژانویه سال 2009 میلادی ، تشکر خود را از ماموریت کمیته حقیقت یاب سازمان ملل در غزه ، توسط قاضی "ریچارد گلدستون" و گزارش جامع آنها اعلام می کنیم.
با تاکید بر امنیت تمامی غیر نظامیان و تاکید مجدد بر مسئولیت حفاظت از غیر نظامیان در درگیری های مسلحانه بر مفاد گزارش که از نقش جدی حقوق بشر حکایت می کند که در حقیقت شاخه ای از حقوق بین الملل بشری است ، موارد در طول عملیات نظامی اسرائیل در باریکه غزه که از بیست و هفتم دسامبر سال 2008 میلادی انجام شده است ، تاکید می شود.
همچنین مواردی مانند هدف قرار دادن غیر نظامیان ، ساختار های زیر بنایی غیر نظامی و نهادها از جمله سازمان ملل را کلا محکوم می کنیم.
بر نیاز به تضمین عدم نقض قوانین بین المللی حقوق بشر تاکید و تلاش برای پیشگیری و کمک به روند صلح را توصیه می کنیم.
معتقدیم صلح پایدار و جامع در فلسطین و پایان درگیری اعراب و اسراییل الزاما به معنی حصول ثبات در خاورمیانه است.
( بندهای اجرایی و تاییدیه ها و درخواست ها )
1) تاکید و تایید گزارش دوازدهمین نشست ویژه شورای حقوق بشر روزهای پانزدهم و شانزدهم اکتبر سال 2009 میلادی.
2) ارجاع گزارش ماموریت هیات حقیقت یاب سازمان ملل به شورای امنیت از سوی دبیرکل.
3) اسرائیل ظرف مدت سه ماه اقدامات لازم برای یک بررسی مستقل ، معتبر و تایید شده بر اساس استاندارد های بین المللی را فراهم سازد تا بررسی ، موارد جدی نقض قوانین بین المللی حقوق بشر را مشخص کند.
4) در رابطه با توصیه های ماموریت گروه حقیقت یاب سازمان ملل در درگیری غزه ، بررسی مستقل ، معتبر و تایید شده بر اساس استانداردهای بین المللی از سوی طرف فلسطینی را نیز فراهم سازد تا بتواند موارد جدی نقض قوانین بین المللی حقوق بشر گزارش شده از سوی مامویت گروه حقیقت یاب سازمان ملل در درگیری غزه را مشخص و اطمینان حاصل کند این موارد به داوری رسیده و به حساب خواهد آمد.
5) به دولت سوییس توصیه می شود در اجرای اصل چهارم معاهده ژنو ، هرچه سریع تر قدم های لازم را بردارد تا این پیمان در سرزمین های فلسطین از جمله قدس شرقی اجرا شود.
6) از دبیرکل خواسته می شود ظرف سه ماه در اجرای قطعنامه حاضر و به منظور انجام اقدامات فراتر ، مساله را به نهادها و ارگان های مربوطه سازمان ملل از جمله شورای امنیت ارجاع کند.
7) تصمیم گرفته شد در رابطه با مساله همچنان پیگیر باقی بمانند.
منبع : ایرنا
متن کامل سخنان رئیسجمهور در مجمع عمومی سازمان ملل
رییسجمهور در سخنان خود با اشاره به ضرورت تغییر در مناسبات جهانی، اظهار داشت: ما از تغییرات واقعی و انسانی استقبال و از ایجاد اصلاحات بنیادین در عرصه جهانی حمایت میکنیم و تاکید میکنیم که تنها راه نجات بشریت بازگشت به توحید و توجه به عدالت است. دکتر احمدی نژاد در بخش دیگری از صحبتهای خود با بیان اینکه ادامه وضع موجود حاکم درجهان ممکن نیست، گفت: دوران تحمیل سرمایهداری و سلایق یک گروه و چند کشور معدود بر کل جهان و دوران امپراطوری و تحقیر ملتها به پایان رسیده است.
به گزارش فارس، محمود احمدی نژاد رئیس جمهور کشورمان بامداد امروز به وقت تهران در شصت و چهارمین مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک سخنرانی کرد که متن آن به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و الصلوه و السلام علی سیدنا و نبینا محمد و آله الطاهرین و صحبه المنتجبین
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه
جناب آقای رئیس،
همکاران گرامی ،خانم ها و آقایان
خدای بزرگ را از اعطای فرصت حضور مجدد در این مجمع مهم جهانی سپاسگزارم. طی چهارسال گذشته از چالش های اصلی پیش روی جهان، علل و عوامل ریشه ای بروز و پایداری آنان و ضرورت بازنگری در اندیشه و عمل صاحبان قدرت و همچنین نیاز به سازوکارهای جدید با شما سخن گفتم .
از دو جریان متقابل که یکی بر اساس ترجیح منافع مادی خود بر دیگران ، با توسعه نابرابری و ستم ، فقر و محرومیت ، تحقیر انسانها ، تجاوز و اشغالگری و فریب کاری ، به دنبال تسلط بر جهان و تحمیل اراده خود بر ملتهاست و در نتیجه ناامیدی و آینده ای تاریک را در برابر بشریت ترسیم می نماید و دیگری که با ایمان به خدای یگانه و در پیروی از تعلیمات انبیاء الهی، با احترام به کرامت انسانها و با عشق به نوع بشر ، در صدد برپایی جهانی سرشار از امنیت ، آزادی ، رفاه و صلح پایدار مبتنی بر عدالت و معنویت برای همگان است. جریانی که به تک تک انسانها و ملت ها و فرهنگ های ارزشمند بومی ، ملی و انسانی احترام می گذارد ، خواستار نفی تبعیض از جهان و برابری همه در برابر قانون مبتنی بر عدالت، در استفاده از امکانات، فرصتهای علم آموزی ، کمال انسانی و پیشرفت است و آینده ای امید بخش را ترسیم می کند. از ضرورت تغییر بنیادین در نوع نگاه به جهان و انسان و لزوم برپایی نظامات عادلانه و انسانی جدید برای ساختن فردایی روشن سخن گفتم.
دوستان و همکاران؛
امروز و در ادامه، درباره ابعاد تحول و تغییراتی که باید به وجود آید نکاتی را به عرض شما خواهم رساند .
نکته اول؛
بسیار روشن است که ادامه وضع موجود حاکم بر جهان ممکن نیست. شرایط یک جانبه و نامطلوب فعلی، بر خلاف فطرت انسان و در نقطه مقابل هدف از خلقت جهان و انسان است.
دیگر نمی شود با ایجاد دارایی های کاذب کاغذی، معادل دهها هزار میلیارد دلار ثروت غیر واقعی را به اقتصاد جهان تزریق کرد و با ایجاد کسری بودجه های شدید، تورم و مشکلات اقتصادی و اجتماعی را به دیگران منتقل کرده و ثروت دیگران را به اقتصاد برخی دولتهای خاص منتقل نمود.
ماشین اقتصاد سرمایه داری لجام گسیخته با تنظیمات ناعادلانه به پایان راه رسیده و از کار افتاده است و این معادله یک سویه قابل دوام نیست.
دوران تحمیل اندیشه سرمایه داریِ بی عاطفه و تحمیل سلیقه و علاقه یک گروه خاص بر جامعه جهانی، توسعه سلطه بر جهان به نام جهانیسازی و عصرِ برپایی امپراطوریها به پایان رسیده است. دوران تحقیر ملتها و اعمال سیاستهای دوگانه و معیارهای چندگانه سپری شده است.
اینکه تحقق نتایج دلخواه برخی دولت ها، تنها ملاک بود و نبودِ آزادی و دموکراسی باشد و تحت لوای آزادی، زشت ترین روش های فریب و تهدید، دموکراتیک جلوه داده شده و دیکتاتور مآب ها، دموکرات به حساب آیند، قبیح و فاقد مشروعیت است. دیگر زمان آن گذشته است که عده ای خود، دموکراسی و آزادی را تعریف کنند، خود معیار آن باشند و در حالیکه خود، اول ناقض آن هستند، در موضع قاضی و مجری نیز قرار گیرند و با دولتهای متکی بر مردمسالاری حقیقی مبارزه کنند. گسترش آزادی های جهانی و بیداری ملت ها دیگر اجازه این مشرب ناصواب را نمی دهد و به همین دلایل است که اغلب ملت ها و از جمله مردم امریکا در انتظار تغییرات گسترده، عمیق و واقعی هستند و از شعار تغییر استقبال کردند و می کنند.
چه کسی تصور می کند ادامه اعمال سیاست های غیر انسانی در فلسطین امکان پذیر باشد؟ اینکه ملتی را بر خلاف همه معیارهای انسانی با زور سلاح و با تبلیغات فریبنده بیش از 60 سال از خانه خود برانند، با روش های ضدبشری و موشک و حتی تسلیحات ممنوعه بر او بتازند و در مقابل، حق دفاع مشروع را نیز از او سلب کنند و عجیبتر آنکه در برابر نگاه بهت زده جهانیان، متجاوزان و اشغالگران را "صلح طلب " و "صاحب حق " و مردم تحت ستم را "تروریست " بنامند.
چگونه ممکن است جنایات عده ای اشغالگر علیه کودکان و زنان بی دفاع و تخریب خانه ها و مزارع و مدارس و بیمارستانها مورد حمایت کامل و بی قید و شرط برخی دولت ها قرار گیرد و مردان و زنان مظلوم به جرم دفاع از خانه و وطن خود تحت سنگین ترین محاصره ها و تحریم های غذایی و آب و دارو و مورد نسلکشی قرار گیرند. حتی از بازسازی اماکن آنان که در تهاجم وحشیانه 22 روزه صهیونیستها تخریب شده است، آنهم در آستانه زمستان، جلوگیری شود و همزمان متجاوزان و حامیان آنان شعار دفاع از حقوق بشر سرداده و دیگران را به این بهانه تحت فشار قرار دهند. دیگر قابل قبول نیست که یک اقلیت محض با یک شبکه پیچیده با طراحی غیر انسانی، بر اقتصاد و سیاست و فرهنگِ بخش های مهمی از جهان حاکم شود، برده داری نوین راهاندازی کند و تمام حیثیت ملتها حتی ملتهای اروپا و امریکا را قربانی مطامع نژادپرستانه خود کند.
پذیرفتنی نیست که عده ای از چند هزار کیلومتر دورتر در منطقه خاورمیانه دخالت نظامی کنند و کشتار، جنگ، ترور، تهدید و تجاوز را به همراه آورند ولی حساسیت ملتهای منطقه به سرنوشت و امنیت ملی خود و فریاد اعتراض آنان به بی عدالتی ها و تجاوز ها و حمایت آنان از هموطنان و هم کیشان مظلوم شان را ضدیت با صلح و دخالت در امور دیگران بنامند. وضع عراق و افغانستان را ببینید.
دیگر نمی شود با شعار مبارزه با تروریسم و مواد مخدر سرزمینی تحت سلطه نظامی قرار گیرد ولی تولید مواد مخدر و دامنه تروریست در آن چند برابر شود، و هزاران نفر از مردم بیگناه کشته و زخمی و آواره شوند ، تاسیسات زیربنایی نابود گردد ، امنیت منطقه ای تحت مخاطره قرار گیرد و عاملان اصلی این فجایع دائما دیگران را متهم کنند. نمی شود شعار دوستی و همراهی با ملتها سرداد و همزمان پایگاههای نظامی را در مناطق جهان از جمله آمریکای لاتین توسعه داد. این وضعیت قابل ادامه نیست. دیگر نمی توان سیاست های توسعه طلبانه و ضد انسانی را با منطق نظامی گری به پیش برد ، منطق زور و تهدید عواقب وخیم تری را به دنبال داشته و بر مشکلات موجود به شدت می افزاید.
غیر قابل قبول است که هزینه نظامی برخی از دولتها چند برابر هزینه نظامی کل دولتهای جهان باشد، سالانه صدها میلیارد دلار سلاح صادر کنند، سلاح شیمیایی و بیولوژیکی و اتمی انبار کنند، در نقاط مختلف دنیا پایگاه و نیروی نظامی داشته باشند و در همین حال دیگران را متهم به نظامیگری کنند و با سوء استفاده از امکانات جهانی و با شعار دروغین مقابله با گسترش تسلیحات، مانع از پیشرفت علمی سایر ملتها شوند.
قابل قبول نیست که سازمان ملل و شورای امنیت که باید نماینده همه ملتها و دولت ها باشند و تصمیم گیری در آن براساس مردمی ترین و دموکراتیک ترین شیوه ها باشد تحت سلطه چند دولت و در خدمت منافع و خواست آنها باشد. اصولاً در دنیایی که اندیشه و فرهنگ و افکار عمومی عامل تعیین کننده است، ادامه این وضع ناممکن و تحول اساسی یک ضرورت غیر قابل اجتناب است. ما خواهان برپایی یک نظام نوین در جهان هستیم.
نکته دوم؛
تغییر و تحول باید هم در حیطه نظری و هم از حیث عملی در ساختارها و روش ها به صورتی اساسی و بنیادین صورت گیرد. ممکن نیست با مبانی فکری و سازوکارهایی که خود مسبب و عامل اصلی همه مشکلات جامعه بشری بوده اند، وضعیت را متحول و دنیای مطلوب را برپاکرد . اندیشه لیبرالیستی و سرمایه داری سلطه گر که انسان را از اخلاق و آسمان جدا می کند، نه تنها سعادت را به ارمغان نمی آورد بلکه خود عامل بدبختی ها و از جمله جنگ ها و فقرها و محرومیت هاست.
همگان شاهد بودند که چگونه ساختارهای یکسویه اقتصادی تحت اشراف جهت گیریهای سیاسی، منافع ملتها را به پای عدهای سرمایه دار بی اخلاق بر باد داد. این ساختارها نمی توانند اصلاح کننده اوضاع باشند.
ساختارهای سیاسی و اقتصادی- پس از جنگ جهانی دوم که برآمده از نیات سلطه بر جهان هستند نتوانستند تامین کننده عدالت و امنیت پایدار باشند. حاکمانی که قلب آنان به عشق انسانها نمیتپد و در وجود خود اندیشه عدالت را قربانی کردهاند هرگز نمیتوانند صلح و دوستی را به بشر هدیه کنند. به لطف خدا همچنان که مارکسیسم به تاریخ پیوست، سرمایه داریِ توسعه طلب نیز به تاریخ سپرده خواهد شد . زیرا بر اساس سنت الهی که قرآن کریم از آن به مثابه یک اصل یاد می کند باطل چون کفِ رویِ آب رفتنی است و تنها آنچه به نفع جامعه بشری است ماندگار خواهد بود .
باید همگان مراقب باشند که اهداف استعماری ، تبعیض آلود و غیر انسانی صرفاً با تغییر شعار و با بسته بندی های جدید دنبال نشود . جهان نیازمند تغییرات اساسی است و همه باید کمک و همکاری کنند که این تغییرات در مسیر درست اتفاق بیفتد تا در پرتو آن هیچ کس و هیچ دولتی خود را مستثنی از تغییر و برتر از دیگران نشمارد و با ادعای رهبری جهانی، به دنبال تحمیل خود بر دیگران نباشد.
نکته سوم ؛
رمز و راز اصلی همه مشکلات جامعه جهانی، دورشدن عده ای از حاکمان از اخلاق، ارزش های انسانی و تعلیمات انبیاء الهی است. متاسفانه در بسیاری از مناسبات اصلی جهان، عشق و فداکاری برای نجات و سعادت دیگران و پافشاری بر عدالت و کرامت انسانی، جای خود را به خودخواهی، زیاده طلبیِ سیریناپذیر و لذتجویی فردی بی انتها سپرده است. یکتاپرستی جای خود را به خودپرستی داده است برخی خود را به جای خدا نشانده اند و بدون کسب صلاحیت های انسانی اصرار دارند طرز تلقی و خواسته خود را برجهان تحمیل کنند. دروغ به جای راستی، دورویی به جای صداقت، خودخواهی بجای فداکاری نشسته است. فریبکاری در تعاملات، درایت و سیاستمداری نام گرفته است و چپاول ثروت دیگران به نام عمران و توسعه، اشغالِ سرزمین ملتها به نام اهدای آزادی و دموکراسی و سرکوب ملتهای بیدفاع به نام دفاع از حقوق بشر رایج شده است.
دوستان و همکاران گرامی؛
حل مشکلات جهانی و برپایی عدالت و صلح جز با عزم عمومی و همراهی همه ملتها و دولت ها غیر ممکن است. دوران قطب بندی های ناشی از نظام سلطه و حکومت چند دولت معدود برجهان به پایان رسیده است.
امروز باید با یک تعهد جمعی، در برابر وضع موجود قیام کنیم، تغییر و تحول را جدی بگیریم و در یک مشارکت و مجاهدت عمومی تلاش کنیم تا همگی به ارزش های اخلاقی و انسانی و فطری رجعت نمائیم. پیامبران الهی و صالحان آمده اند تا حقیقت انسانی و مسئولیت های فردی و اجتماعی انسان را در برابرش قرار دهند. پاکی، ایمان زلال به خدای یکتا و به حساب و کتاب اخروی و به اجرای عدالت در دوجهان، جستجوی سعادت حقیقی در سعادت دیگران و رفاه و امنیت در رفاه و امنیت دیگران، احترام به نوع انسان و تلاش برای توسعه محبت و مهر به جای کینه ورزی و خودخواهی و ترویج خدمت به دیگران به جای تسلط بر آنان در رأس تعلیمات انبیاء الهی از آدم تا نوح و از نوح تا ابراهیم و موسی و عیسی و رسول خاتم حضرت محمد صلوات الله و سلامهُ علیهم بوده است.
همه آنها آمده اند کاری کنند که جنگ نباشد، تبعیض و فقر ریشه کن شود، جهل نابود گردد و خوشبختی بر تمام انسانها و جوامع حاکم شود. آنان بهترین هدایای الهی بر بشریتند.
اگر اندیشه انتظارِ حاکمیت خوبی ها و حکومت صالح، به اندیشه ای همگانی تبدیل شود و دست در دست هم برای سعادت کل جهان تلاش کنیم، آنگاه امید به اصلاح، واقعیتر و روزافزون میشود.
نکته چهارم؛
به نظر اینجانب چند دستور کار مهم پیش روی همه ماست و دبیرکل و مجمع عمومی سازمان ملل می توانند بر اساس آن اقدامات لازم را برنامه ریزی کنند و در این مسیر پیشگام باشند؛
1- اصلاح ساختار سازمان ملل و تبدیل آن به یک سازمان روزآمد و کاملا مردمی، آزاد، عادل و موثر در مناسبات جهانی، اصلاح ساختار شورای امنیت، سلب امتیاز ویژه تبعیض آلود حق وتو، اعطای فوری و کامل حقوق مردم فلسطین با برگزاری همهپرسی آزاد و زمینه سازی زندگانی مسالمت آمیز مسلمانان و مسیحیان و یهودیان فلسطینی و قطع دخالتها در امور عراق و افغانستان، مردم افریقا و امریکای لاتین و آسیا و اروپا.
حکومت باکفر باقی می ماند اما با ظلم هرگز، این کلام پیامبر الهی حضرت محمد(ص) است. ظلم و نقض حقوق انسانها، در فلسطین نظیر استمرار آواره کردن عده دیگری از صاحبان اصلی سرزمین فلسطین که در بیتالمقدس ساکن بودند و تخریب منازل توسط اشغالگران قدس، و در افغانستان و پاکستان از طریق بمبارانهای هوایی، و در زندان گوانتامو که متأسفانه هنوز تعطیل نشده است و زندانهای مخفی در اروپا، ادامه دارد.
ادامه وضع حاضر، موجب تشدید کدورت ها و خشونتها می شود. باید جلوی ظلم و تجاوز گرفته شود. متأسفانه گزارشات رسمی مربوط به اقدامات رژیم صهیونیستی در نوار غزه به طور کامل منتشر نشده است. دبیرکل محترم و سازمان ملل در این موارد وظایف سنگینی بر دوش دارند که باید دنبال شود. جامعه جهانی بی صبرانه منتظر مجازات عادلانه متجاوزان به غزه و قاتلان مردم بی دفاع آن است.
2 - اصلاح ساختارهای اقتصادی و برپایی مناسبات اقتصادی اخلاقی و انسانی در جهان که در خدمت کمال انسانها و مبتنی بر عدالت واقعی باشد. مناسبات اقتصادی که استعداد و توان ملتها را شکوفا کند و رفاه را به همگان هدیه و زندگی نسلهای آینده را نیز تضمین نماید.
3- اصلاح مناسبات سیاسی بین المللی، بنانهادن روابط برپایه صلح و دوستی پایدار، ریشه کنی مسابقات تسلیحاتی و سیاسی خانمانبرانداز و خلع سلاح اتمی، شیمیایی و بیولوژیکی و زمینه سازی برای استفاده همگانی از فنآوریهای پیشرفته و صلح آمیز در جهت پیشرفت بشری
4-اصلاح ساختارهای فرهنگی، احترام به آداب و سنتهای بومی ملتها، ترویج اخلاق و معنویت و تقویت ارکان خانواده گرم، پایدار و خوشبخت به عنوان ستون فقرات جامعه سعادتمند.
5-اهتمام عمومی به صیانت از محیط زیستِ انسانی و رعایت قوانین و مقررات جهانی جهت جلوگیری از انهدام ذخایر تجدید ناپذیر طبیعت
نکته پنجم؛
اکنون که ملت ایران با پشت سرگذاشتن انتخاباتی بسیار با شکوه و کاملاً آزاد فصل نوینی را برای شکوفایی ملی و تعاملات گستردهتر جهانی رقم زده اند و با رأی قاطع، بار سنگین مسئولیت را بر دوش اینجانب نهادهاند اعلام می کنم که ملت بزرگ و تمدن ساز و نظام جمهوری اسلامی ایران به عنوان یکی از مردمی ترین حکومتهای مترقی جهان آمادهاند تا با استفاده از همه ظرفیت های فرهنگی، سیاسی و اقتصادی خود و برپایه راه حلهای انسانی در یک برنامه عادلانه و احترام آمیز جمعی، برای رفع نگرانیها و چالش های جامعه بشری مشارکت فعال و تاثیر گذار داشته باشد.
ملت فرهنگساز ایران خود از بزرگترین قربانیان تروریسم کور بوده و در دهه اول انقلاب سی ساله خود گسترده ترین هجوم نظامی تجاوز کارانه به سرزمین خود را مظلومانه دفع کرده است. ملت ما همواره مورد بغض و بی مهری کسانی قرار گرفته است که روزی با همه توان از تجاوز صدام به خاکش و استفاده صدام از سلاح شیمیایی، حمایت کردند و روزی دیگر به بهانه دفع شر همان صدام، به عراق لشگرکشی کردند. امروز این ملت خواستار برپایی دنیایی پر از زیبایی و مهرورزی برای آحاد ملتها و انسانهاست و اعلام می نماید که ضمن دفاع قدرتمندانه از حقوق مشروع و قانونی خود، پاسدار صلح و امنیت پایدار برای همه ملتها بر اساس عدالت، معنویت و کرامت انسانی است.
ملت ما آماده است برای تحقق این اهداف همه دستهایی را که با صداقت دراز می شوند به گرمی بفشارد . هیچ ملتی در طی مسیر کمال، خود را بی نیاز از تغییر و اصلاح نمی داند؛ ما نیز از تغییرات واقعی و انسانی استقبال میکنیم و آماده مشارکت فعال در اصلاحات بنیادینِ جهانی هستیم.
بر همین اساس تاکید می نماید که:
تنها راه نجات، برگشت به توحید و عدالت است و این بزرگترین امید و فرصت در همه عصرها و نسلهاست. بدون ایمان به خداوند و تعهد به اجرای عدالت و مقابله با بی عدالتی و تبعیض، نظامِ عالم، سامان پیدا نخواهد کرد.
انسان محور نظام هستی است. وجه ممتاز انسان، انسانیت اوست. همان حقیقتی که خواستار عدالت، پاکی و عشق و علم و همه کمالات دیگر است. این ارزشهای انسانی باید حمایت و فرصت دست یابی به آنها، برای آحاد انسانها فراهم شود. حذف هر یک از آنها حذف بُعدی از ابعاد انسانی است. اینها عناصر مشترکی است که همه جوامع بشری را به هم پیوند می زند و اساس صلح و امنیت و دوستی را تشکیل میدهند.
ادیان الهی به همه ابعاد زندگی بشر از جمله خداپرستی، اخلاق، عدالت، مبارزه با ظلم، کوشش برای برقراری حکومت های عادل و صالح توجه کرده اند. حضرت ابراهیم منادی توحید در برابر نمرود، حضرت موسی علیهماالسلام در برابر فرعون و حضرت عیسی و حضرت محمد صلوات اله و سلامه علیهم در برابر ظالمان زمان خود ایستادند تا آنجا که تهدید به مرگ شدند و از سرزمین خود آواره گشتند.
بدون ایستادگی و اعتراض، بی عدالتی ها از جهان برچیده نخواهد شد.
نکته ششم؛
همکاران و دوستان عزیز؛
جهان در حال تغییر و تحول است. سرنوشت وعده داده شده الهی برای بشر، برپایی حیات طیبه انسانی است. دورانی خواهد آمد که عدالت همهگیر و جهان شمول می شود و تک تک انسانها محترم و عزیز شمرده می شوند. آنگاه است که راه کمال معنوی انسان گشوده و سیر او به سوی خدایی شدن و تجلی اسماء الهی محقق می شود. انسان باید به نقطه ای برسد که نماد "علم و حکمت "، "رحمت و رأفت "، "قسط و عدالت " ، "قدرت و خلاقیت " و "بخشش و لطف " خداوند باشد.
اینها همه در سایه حاکمیت انسان کامل، آخرین ذخیره خداوند، فرزندی از نسل پیامبر گرامی اسلام یعنی حضرت مهدی (علیه السلام) محقق خواهد شد که خواهد آمد و حضرت مسیح ابن مریم (علیهما السلام ) و انسانهای صالح دیگر نیز او را در این ماموریت بزرگ جهانی همراهی خواهند فرمود و این همان اندیشه انتظار است. انتظار حاکمیت خوبی ها و حکومت صالح که اندیشه جهانی و فطری و مایه امید ملتها به اصلاح جهان است.
آنها خواهند آمد و با کمک انسانهای مومن و صالح همه آرزوهای تاریخی بشر برای آزادی ، کمال، رشد ، امنیت و آرامش ، صلح و زیبایی را به همراه خواهند آورد. خواهند آمد تا بساط جنگ و تجاوز را برچینند و همه علم و معنویت و دوستی را به جهان هدیه کنند.
آری آری آینده روشن بشریت در راه است.
دوستان، بیایید در انتظار آن دوران زیبا و در تعهدی جمعی، سهمی مناسب در فراهم کردن بستر ها و مقدمات برای ساختن این آینده برعهده بگیریم.
زنده باد عشق و معنویت، زنده باد صلح و امنیت، زنده باد عدالت و آزادی
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
نظرات ()