بیانات رهبر معظم انقلاب در اجلاس بین المللی حمایت از انتفاضه انتفاضه فلسطین
ولی امر مسلمین، حضرت آیت الله العظمی خامنه ای صبح امروز (شنبه) در پنجمین اجلاس بین المللی حمایت از انتفاضه فلسطین و در جمع سفرا، روسای مجالس کشورهای مسلمان، فرهیختگان و علمای کشورهای مختلف جهان و شخصیت های بر جسته کشورهای اسلامی، بیانات مهمی در ارتباط با اوضاع منطقه، شرایط کشور فلسطین و توطئه های غرب و صهیونیسم علیه ملت های منطقه ایراد کردند.
به گزارش «تابناک» پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری متن کامل بیانات رهبر معظم انقلاب را به شرح زیر منتشر کرد:
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیکم و رحمة الله
الحمدلله رب العالمین و الصلاة و السلام علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و صحبه المنتجبین و علی من تبعهم باحسانٍ الی یوم الدین.
قال الله الحکیم: أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ ﴿٣٩﴾ الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِن دِیَارِهِمْ بِغَیْرِ حَقٍّ إِلَّا أَن یَقُولُوا رَبُّنَا اللهُ وَلَوْلَا دَفْعُ اللهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَّهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِیَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ یُذْکَرُ فِیهَا اسْمُ اللهِ کَثِیرًا وَلَیَنصُرَنَّ اللهُ مَن یَنصُرُهُ إِنَّ اللهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ ﴿۴٠﴾
به میهمانان عزیز و همهی حضار گرامی خوشامد میگویم. در میان همهی موضوعاتی که شایسته است نخبگان دینی و سیاسی از سراسر جهان اسلام به آن بپردازند، مسألهی فلسطین دارای برجستگی ویژهئی است. فلسطین مسألهی اول در میان همهی موضوعات مشترک کشورهای اسلامی است . مشخصات منحصر به فردی در این مسأله وجود دارد:

اوّل: اینکه یک کشور مسلمان از ملت آن ، غصب و به بیگانگانی که از کشورهای گوناگون گردآوری شده و جامعهئی جعلی و موزائیکی تشکیل دادهاند ، سپرده شده است .
دوم: آنکه این حادثهی بیسابقه در تاریخ ، با کشتار و جنایت و ظلم و اهانت مستمر انجام گرفته است .
سوم: آنکه قبلهی اوّل مسلمانان و بسیاری از مراکز محترم دینی که در این کشور قرار دارد ، به تخریب و توهین و زوال تهدید شده است.
چهارم: آنکه این دولت و جامعهی جعلی در حساسترین نقطهی جهان اسلام، از آغاز تاکنون، نقش یک پایگاه نظامی و امنیتی و سیاسی را برای دولتهای استکباری بازی کرده و محور غرب استعماری که به علل گوناگون، دشمن اتحاد و اعتلاء و پیشرفت کشورهای اسلامی است، از آن همواره چون خنجری در پهلوی امت اسلامی استفاده کرده است.
پنجم: آنکه صهیونیزم که خطر اخلاقی و سیاسی و اقتصادی بزرگی برای جامعهی بشری است، این جای پا را وسیلهئی و نقطهی اتکائی برای گسترش نفوذ و سلطهی خود در جهان قرار داده است.
نکات دیگری را هم میتوان بر اینها افزود: هزینهی مالی و انسانی سنگینی که کشورهای اسلامی تاکنون پرداختهاند؛ اشتغال ذهنی دولتها و ملتهای مسلمان؛ رنج میلیونها آوارهی فلسطینی که بسیاری از آنان پس از ۶ دهه هنوز در اردوگاه ها زندگی می کنند؛ انقطاع تاریخ یک کانون مهم تمدنی در جهان اسلام و... .

امروزه بر این دلائل، یک نکتهی کلیدی و اساسی دیگر افزوده شده است و آن نهضت بیداری اسلامی است که سراسر منطقه را فرا گرفته و فصل تازه و تعیین کنندهئی در سرگذشت امت اسلامی گشوده است . این حرکت عظیم که بی گمان می تواند به ایجاد یک مجموعهی مقتدر و پیشرفته و منسجم اسلامی در این نقطهی حساس جهان منتهی شود و بحول و قوهی الهی و با عزم راسخ پیشروان این نهضت، نقطهی پایان بر دوران عقب ماندگی و ضعف و حقارت ملتهای مسلمان بگذارد، بخش مهمی از نیرو و حماسهی خود را از قضیهی فلسطین گرفته است.
ظلم و زورگوئی روز افزون رژیم صهیونیستی و همراهی برخی حکّام مستبد و فاسد و مزدور آمریکا با آن از یک سو، و سر بر آوردن مقاومت جانانهی فلسطینی و لبنانی و پیروزی های معجزه آسای جوانان مؤمن در جنگهای ٣٣ روزهی لبنان و ٢٢ روزهی غزه از سوی دیگر، از جملهی عوامل مهمّی بودند که اقیانوس به ظاهر آرام ملتهای مصر و تونس و لیبی و دیگر کشورهای منطقه را به تلاطم درآوردند.
این یک واقعیت است که رژیم سراپا مسلّح صهیونیست و مدعی شکست ناپذیری، در لبنان در جنگی نابرابر، از مشت گره شدهی مجاهدان مؤمن و دلاور، شکست سخت و ذلت باری خورد، و پس از آن در برابر مقاومت مظلومانه و پولادین غزه، بار دیگر شمشیر کُند خود را آزمود و ناکام ماند.
اینها باید در تحلیل اوضاع کنونی منطقه مورد ملاحظهی جدّی قرار گیرد و درستی هر تصمیمی که گرفته می شود با آن سنجیده شود.

پس این، قضاوت دقیقی است که مسألهی فلسطین، امروز اهمیت و فوریت مضاعف یافته است و ملت فلسطین حق دارد که در اوضاع کنونی منطقه، انتظار بیشتری از کشورهای مسلمان داشته باشد.
نگاهی به گذشته و حال بیاندازیم و برای آینده، نقشهی راهی ترسیم کنیم. من رئوس مطالبی را در میان می گذارم.
بیش از ۶ دهه از فاجعهی غصب فلسطین می گذرد. عوامل اصلی این فاجعهی خونین، همه شناخته شدهاند و دولت استعمارگر انگلیس در رأس آنها است که سیاست و سلاح و نیروی نظامی و امنیتی و اقتصادی و فرهنگی آن و سپس دیگر دولتهای مستکبر غربی و شرقی در خدمت این ظلم بزرگ به کار افتاد. ملت بی پناه فلسطین در زیر چنگال بی رحم اشغالگران، قتل عام و از خانه و کاشانهی خود رانده شد. تا امروز هنوز یک صدم فاجعهی انسانی و مدنیئی که به دست مدعیان تمدن و اخلاق، در آن روزگار اتفاق افتاد به تصویر کشیده نشده و بهرهئی از هنرهای رسانهئی و تصویری نیافته است. اربابان عمدهی هنرهای تصویری و سینما و تلویزیون و مافیاهای فیلمسازی غربی این را نخواسته و اجازهی آن را ندادهاند. یک ملت در سکوت، قتل عام و آواره و بیخانمان شد.
مقاومت هائی در آغاز کار پدید آمد که با شدت و قساوت سرکوب شد. از بیرون مرزهای فلسطین و عمدتاً از مصر، مردانی با انگیزهی اسلامی تلاشهائی کردند که از حمایت لازم برخوردار نشد و نتوانست تأثیری در صحنه بگذارد.

پس از آن نوبت به جنگهای رسمی و کلاسیک میان چند کشور عرب با ارتش صهیونیست رسید. مصر و سوریه و اردن نیروهای نظامی خود را وارد صحنه کردند ولی کمک بیدریغ و انبوه و روز افزون نظامی و تدارکاتی و مالی از سوی امریکا و انگلیس و فرانسه به رژیم غاصب، ارتشهای عربی را ناکام کرد. آنها نه فقط نتوانستند به ملت فلسطین کمک کنند، که بخشهای مهمی از سرزمینهای خود را هم در این جنگها از دست دادند.
با آشکار شدن ناتوانی دولتهای عرب همسایه با فلسطین، به تدریج هستههای مقاومت سازمان یافته در غالب گروههای مسلح فلسطینی شکل گرفت و پس از چندی از گرد آمدن آنها «سازمان آزادی بخش فلسطین» تشکیل یافت. این برق امیدی بود که خوش درخشید ولی طولی نکشید که خاموش شد. این ناکامی را می توان به علل متعددی منسوب کرد ولی علت اساسی، دوری آنان از مردم و از عقیده و ایمان اسلامی آنان بود. ایدئولوژی چپ و یا صرفاً احساسات ناسیونالیستی آن چیزی نبود که مسألهی پیچیده و دشوار فلسطین به آن نیاز داشت. آنچه می توانست ملتی را به میدان مقاومت وارد کند و نیروئی شکست ناپذیر از آنان فراهم آورد، اسلام و جهاد و شهادت بود.
آنها این را به درستی درک نکردند. من در ماههای اول انقلاب کبیر اسلامی که سران سازمان آزادی بخش روحیهی تازهئی یافته و به تهران مکرراً آمد و شد میکردند، از یکی از ارکان آن سازمان پرسیدم: چرا پرچم اسلام را در مبارزهی به حق خود بلند نمیکنید. پاسخ او این بود که در میان ما بعضی هم مسیحیاند. این شخص بعدها در یک کشور عربی به دست صهیونیستها ترور و کشته شد و انشاءالله مشمول مغفرت الهی قرار گرفته باشد ولی این استدلال او ناقص و نارسا بود. به گمان من یک مبارز مسیحی مؤمن در کنار یک جمع مجاهد فداکاری که خالصانه با ایمان به خدا و قیامت و با امید به کمک الهی میجنگد و از حمایت مادی و معنوی مردمش برخوردار است، انگیزهی بیشتری برای مبارزه مییابد تا در کنار گروه بی ایمان و متکی به احساسات نا پایدار و دور از پشتیبانی وفادارانهی مردمی.

نبود ایمان راسخ دینی و انقطاع از مردم، به تدریج آنان را خنثی و بیتأثیر کرد. البته در میان آنان مردان شریف و پرانگیزه و غیور بودند ولی مجموعه و سازمان به راه دیگری رفت. انحراف آنان به مسألهی فلسطین ضربه زد و هنوز هم می زند. آنها هم مانند برخی دولتهای خائن عربی به آرمان مقاومت که تنها راه نجات فلسطین بوده و هست، پشت کردند، و البته نه فقط به فلسطین، که به خود هم ضربهی سختی وارد کردند. بقول شاعر مسیحی عرب:
لئن اضعتم فلسطیناً فعیشکم طول الحیاة مضاضات و آلامٌ
سی و دو سال از عمر نکبت بدین ترتیب سپری شد... ولی ناگهان دست قدرت خداوند ورق را برگرداند. پیروزی انقلاب اسلامی در ایران در سال ١٩٧٩ (١٣۵٧ هجری شمسی) اوضاع این منطقه را زیر و رو کرد و صفحهی جدیدی را گشود. در میان تأثیرات شگرف جهانیِ این انقلاب و ضربههای شدید و عمیقی که بر سیاستهای استکباری وارد ساخت، از همه سریعتر و آشکارتر، ضربه به دولت صهیونیست بود. اظهارات سران آن رژیم در آن روزها خواندنی و حاکی از حال و روز سیاه و پر اضطراب آنها است. در اولین هفتههای پیروزی، سفارت دولت جعلی اسرائیل در تهران تعطیل و کارکنان آن اخراج شدند و محل آن رسماً به نمایندگی سازمان آزادی بخش فلسطین داده شد که تا امروز هم در آنجا مستقرند. امام بزرگوار ما اعلام کردند که یکی از هدفهای این انقلاب آزادی سرزمین فلسطین و قطع غدهی سرطانی اسرائیل است. امواج پرقدرت این انقلاب که آن روز همهی دنیا را فراگرفت، هر جا رفت با این پیام رفت که: فلسطین باید آزاد شود.

گرفتاریهای پیاپی و بزرگی که دشمنان انقلاب بر نظام جمهوری اسلامی ایران تحمیل کردند که یک قلم آن جنگ ٨ سالهی رژیم صدام حسین به تحریک آمریکا و انگلیس و پشتیبانی رژیمهای مرتجع عرب بود، نیز نتوانست انگیزهی دفاع از فلسطین را از جمهوری اسلامی بگیرد.
بدین گونه خون تازهای در رگهای فلسطین دمیده شد. گروه های مجاهد فلسطینی مسلمان سر برآوردند. مقاومت لبنان جبههی نیرومند و تازهئی در برابر دشمن و حامیانش گشود. فلسطین به جای تکیه به دولتهای عربی و بدون دست دراز کردن به سوی مجامع جهانی از قبیل سازمان ملل ـ که شریک جرم دولتهای استکباری بودند ـ به خود، به جوانان خود، به ایمان عمیق اسلامی خود و به مردان و زنان فداکار خود تکیه کرد. این کلید همهی فتوحات و موفقیتها است.
در سه دههی گذشته این روند روز به روز پیشرفت و افزایش داشته است. شکست ذلتبار رژیم صهیونیستی در لبنان در سال ٢٠٠۶ (١٣٨۵ هجری شمسی)، ناکامی فضاحتبار آن ارتش پر مدعا در غزه در سال ٢٠٠٨ (١٣٨٧ هجری شمسی)، فرار از جنوب لبنان و عقب نشینی از غزه، تشکیل دولت مقاومت در غزه و در یک جمله تبدیل ملت فلسطین از مجموعهئی از انسانهای درمانده و نا امید، به ملت امیدوار و مقاوم و دارای اعتماد به نفس، مشخصههای بارز سی سال اخیر است.

این تصویر کلی و اجمالی آنگاه کامل خواهد شد که تحّرکات سازشکارانه و خیانتباری که هدف از آن، خاموش کردن مقاومت و اعتراف گیری از گروههای فلسطینی و دولتهای عرب به مشروعیت اسرائیل بود، نیز به درستی دیده شود.
این تحرکات که آغاز آن به دست جانشین خائن و ناخلف جمال عبدالناصر در پیمان ننگین کمپ دیوید اتفاق افتاد، همواره خواسته است نقش سوهان را در عزم پولادین مقاومت ایفاء کند. در قرارداد کمپ دیوید برای نخستین بار یک دولت عرب، رسماً به صهیونیستی بودن سرزمین اسلامی فلسطین اعتراف کرد و پای نوشتهئی که در آن «اسرائیل، خانهی ملی یهودیان» شناخته شده است، امضای خود را گذاشت.
از آن پس تا قرارداد اسلو در سال ١٩٩٣ (١٣٧٢ هجری شمسی) و پس از آن در طرحهای تکمیلی که با میدان داری آمریکا و همراهی کشورهای استعمارگر اروپائی، پی در پی بر دوش گروههای سازشکار و بیهمتی از فلسطینیان گذاشته شد، همهی سعی دشمن بر آن بود که با وعدههای پوچ و فریب آمیز، ملت و گروه های فلسطینی را از گزینهی مقاومت، منصرف کند و به بازی ناشیانه در میدان سیاست سرگرم سازد. بیاعتباری همهی این معاهدات بسیار زود آشکار شد و صهیونیستها و حامیان آنها بارها نشان دادند که به آنچه نوشته شده است به چشم ورق پارههای بیارزشی می نگرند. هدف از این طرح ها، پدید آوردن دو دلی در فلسطینیان و به طمع انداختن افراد بیایمان و دنیا طلبِ آنان و زمینگیر نمودن حرکت مقاومت اسلامی بوده است و بس.

پادزهر همهی این بازیهای خیانت آمیز تاکنون، روحیهی مقاومت در گروههای اسلامی و ملت فلسطین بوده است. آنها به اذن خدا در برابر دشمن ایستادند و همانطور که خداوند وعده داده است که: وَلَیَنصُرَنَّ اللهُ مَن یَنصُرُهُ ، إِنَّ اللهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ ، از کمک و نصرت الهی برخوردار شدند.
ایستادگی غزه با وجود محاصرهی کامل، نصرت الهی بود؛ سقوط رژیم خائن و فاسد حسنی مبارک، نصرت الهی بود؛ پدید آمدن موج پر قدرت بیداری اسلامی در منطقه، نصرت الهی است؛ برافتادن پردهی نفاق و تزویر از چهرهی آمریکا و انگلیس و فرانسه و تنفّر روز افزون ملتهای منطقه از آنان، نصرت الهی است؛ گرفتاریهای پی در پی و بیشمار رژیم صهیونیست، از مشکلات سیاسی و اقتصادی و اجتماعی داخلیاش گرفته تا انزوای جهانی و انزجار عمومی و حتی دانشگاههای اروپائی از آن، همه و همه مظاهر نصرت الهی است.
امروز رژیم صهیونیستی از همیشه منفورتر و ضعیفتر و منزویتر، و حامی اصلیاش آمریکا از همیشه گرفتارتر و سردرگُمتر است.
اکنون صفحهی کلّی و اجمالی فلسطین در شصت و چند سال گذشته، پیش روی ما است. آینده را باید با نگاه به آن و درسگیری از آن تنظیم کرد.

دو نکته را پیشاپیش باید روشن کرد:
اول: اینکه مدّعای ما آزادی فلسطین است، نه آزادی بخشی از فلسطین. هر طرحی که بخواهد فلسطین را تقسیم کند، یکسره مردود است. طرح دو دولت که لباس حق به جانبِ «پذیرش دولت فلسطین به عضویت سازمان ملل» را بر آن پوشاندهاند، چیزی جز تن دادن به خواستهی صهیونیست ها یعنی «پذیرش دولت صهیونیستی در سرزمین فلسطین» نیست. این به معنی پایمال کردن حق ملت فلسطین، نادیده گرفتن حق تاریخی آوارگان فلسطینی و حتی تهدید حق فلسطینیان ساکن سرزمین های ١٩۴٨ است. به معنای باقی ماندن غدهی سرطانی و تهدید دائمی پیکرهی امت اسلامی، مخصوصاً ملتهای منطقه است. به معنای تکرار رنج های دهها ساله و پایمال کردن خون شهدا است.
هر طرح عملیاتی باید بر مبنای اصل «همهی فلسطین برای همهی مردم فلسطین» باشد.
فلسطین، فلسطینِ «از نهر تا بحر» است، نه حتی یک وجب کمتر. البته این نکته نباید نادیده بماند که ملت فلسطین همانطور که در غزه عمل کردهاند، هر بخش از خاک فلسطین را که بتوانند آزاد کنند، به وسیلهی دولت برگزیدهی خود، ادارهی امور آن را برعهده خواهند گرفت ولی هرگز هدف نهائی را از یاد نخواهند برد.

نکتهی دوم: آن است که برای دستیابی به این هدف والا، کار لازم است نه حرف؛ جدی بودن لازم است نه کارهای نمایشی؛ صبر و تدبیر لازم است نه رفتارهای بیصبرانه و دچار تلوّن. باید به افق های دور نگریست و قدم به قدم با عزم و توکّل و امید به پیش رفت. دولت ها و ملت های مسلمان، گروههای مقاومت در فلسطین و لبنان و دیگر کشورها، هر یک می توانند نقش و سهم خود از این مجاهدتِ همگانی را بشناسند و باذن الله جدول مقاومت را پر کنند.
طرح جمهوری اسلامی برای حلّ قضیهی فلسطین و التیام این زخم کهنه، طرحی روشن، منطقی و منطبق بر معارف سیاسی پذیرفته شدهی افکار عمومی جهانی است که قبلاً به تفصیل ارائه شده است.
ما نه جنگ کلاسیک ارتش های کشورهای اسلامی را پیشنهاد می کنیم، و نه به دریا ریختن یهودیان مهاجر را، و نه البته حکمیّت سازمان ملل و دیگر سازمانهای بینالمللی را. ما همه پرسی از ملت فلسطین را پیشنهاد می کنیم.
ملت فلسطین نیز مانند هر ملت دیگر حق دارد سرنوشت خود را تعیین کند و نظام حاکم بر کشورش را برگزیند. همهی مردم اصلی فلسطین از مسلمان و مسیحی و یهودی ـ نه مهاجران بیگانه ـ در هر جا هستند؛ در داخل فلسطین، در اردوگاه ها و در هر نقطهی دیگر، در یک همه پرسی عمومی و منضبط، شرکت کنند و نظام آیندهی فلسطین را تعیین کنند.

آن نظام و دولت برآمده از آن پس از استقرار، تکلیف مهاجران غیر فلسطینی را که در سالیان گذشته به این کشور کوچ کردهاند، معین خواهد کرد. این یک طرح عادلانه و منطقی است که افکار عمومی جهانی آن را به درستی درک می کند و می تواند از حمایت ملت ها و دولت های مستقل برخوردار شود. البته انتظار نداریم که صهیونیست های غاصب به آسانی به آن تن در دهند و اینجاست که نقش دولت ها و ملت ها و سازمان های مقاومت شکل می گیرد و معنی مییابد.
مهمترین رکن حمایت از ملت فلسطین، قطع پشتیبانی از دشمن غاصب است و این وظیفهی بزرگ دولت های اسلامی است. اکنون پس از به میدان آمدن ملت ها و شعارهای قدرتمندانهی آنان بر ضد رژیم صهیونیست، دولت های مسلمان با چه منطقی روابط خود با رژیم غاصب را ادامه می دهند؟
سند صداقت دولتهای مسلمان در جانبداریشان از ملت فلسطین، قطع روابط آشکار و پنهان سیاسی و اقتصادی با آن رژیم است. دولت هائی که میزبان سفارتخانهها یا دفاتر اقتصادی صهیونیستهایند نمی توانند مدّعی دفاع از فلسطین باشند و هیچ شعار ضد صهیونیستی از سوی آنان، جدی و واقعی تلقی نخواهد شد.

سازمان های مقاومت اسلامی که بار سنگین جهاد را در سالهای گذشته بر دوش داشتهاند، امروز نیز با همان تکلیف بزرگ روبرویند. مقاومت سازمان یافتهی آنان بازوی فعالی است که می تواند ملت فلسطین را به سوی این هدف نهائی به پیش ببرد. مقاومت شجاعانه از سوی مردمی که خانه و کشورشان اشغال شده، در همهی میثاقهای بینالمللی، به رسمیت شناخته شده و مورد تحسین و تجلیل قرار گرفته است. تهمت تروریزم از سوی شبکهی سیاسی و رسانهئی وابسته به صهیونیزم، سخن پوچ و بیارزشی است. تروریست آشکار، رژیم صهیونیستی و حامیان غربی آنهایند؛ و مقاومت فلسطینی، حرکتی ضّد تروریستهای جراّر و حرکتی انسانی و مقدس است.
در این میان، کشورهای غربی نیز شایسته است صحنه را با نگاهی واقع بینانه بنگرند. غرب امروز بر سر دو راهی است. یا باید دست از زورگوئی طولانی مدت خود بردارد و حق ملت فلسطین را بشناسد و بیش از این از نقشهی صهیونیستهای زورگو و ضّد بشر پیروی نکند، و یا در انتظار ضربههای سختتر در آیندهی نه چندان دور باشد. این ضربههای فلج کننده فقط سقوط پی در پی حکومتهای گوش به فرمان آنان در منطقهی اسلامی نیست، بلکه آن روزی که ملت های اروپا و آمریکا دریابند که بیشترین گرفتاریهای اقتصادی و اجتماعی و اخلاقی آنان منشأ گرفته از سلطهی اختاپوسی صهیونیزم بینالملل بر دولتهای آنهاست، و دولت مردان آنان به خاطر منافع شخصی و حزبی خود، مطیع و تسلیم در برابر زورگوئیهای کمپانیداران زالو صفت صهیونیست در آمریکا و اروپایند، آنچنان جهنّمی برای آنان به وجود خواهند آورد که هیچ راه خلاصی از آن متصور نیست.

رئیس جمهور آمریکا میگوید که امنیت اسرائیل خط قرمز اوست. این خط قرمز را چه عاملی ترسیم کرده است؟ منافع ملت آمریکا یا نیاز شخص اوباما به پول و پشتیبانی کمپانی های صهیونیستی برای به دست آوردن کرسی دومین دورهی ریاست جمهوری؟ تا کی شماها خواهید توانست ملت خود را فریب دهید؟ آن روزی که ملت آمریکا به درستی دریابد که شماها برای چند صباح بیشتر باقی ماندن در قدرت، تن به ذلت و تبعیت و خاکساری در برابر زر سالاران صهیونیست دادهاید و مصالح ملت بزرگی را در پای آنان قربان کردهاید با شما چه خواهد کرد؟
حضار گرامی و برادران و خواهران عزیز بدانید این خط قرمز اوباما و امثال او به دست ملتهای به پا خواستهی مسلمان شکسته خواهد شد. آنچه رژیم صهیونیست را تهدید میکند ، موشکهای ایران یا گروههای مقاومت نیست تا در برابر آن سپر موشکی در اینجا و آنجا به پا کنند؛ تهدید حقیقی و بدون علاج، عزم راسخ مردان و زنان و جوانانی در کشورهای اسلامی است که دیگر نمی خواهند آمریکا و اروپا و عوامل دست نشاندهشان بر آنان حکومت و تحکم و آنان را تحقیر کنند.
البته آن موشک ها هم هرگاه تهدیدی از سوی دشمن بروز کند وظیفهی خود را انجام خواهند داد.
فاصبر ان وعد الله حق ولا یستخفنّک الذین لا یوقنون.
والسلام علیکم و رحمة الله
صوت و فیلم بیانات رهبر انقلاب در اجلاس بین المللی حمایت از انتفاضه فلسطین در لینکهای زیر قابل دسترسی می باشد:
صوت
فیلم
جدول: موافقان ومخالفان تشکیل کشورفلسطین
فلسطینی ها تصمیم دارند طرح عضویت کشور مستقل فلسطینی بر اساس مرزهای پیش از سال 1967 میلادی را در نشست سالانه رهبران جهان در مجمع عمومی سازمان ملل که در تاریخ 20 سپتامبر آغاز می شود، ارائه کنند.
به گزارش خبر آنلاین، مقامات فلسطینی باید در ابتدا درخواست خود را برای استقلال در سازمان ملل در شورای امنیت این سازمان اعلام کنند زیرا تائید این شورا برای عضویت کامل فلسطین ضروری است و بعد از آن نیز درخواست عضویت خود را در مجمع عمومی سازمان ملل مطرح کنند.
ارائه طرح تشکیل کشور مستقل فلسطینی و عضویت دائم این کشور در سازمان ملل، واکنش های زیادی را در پی داشته است که مهمترین آنها در جدول زیر آمده است:
|
شخصیت |
عنوان |
اظهار نظر |
|
رمضان عبدالله |
رییس جنبش جهاد اسلامی |
ما در مقابل مرحله جدیدی هستیم. مردم فلسطین به این برگشتهاند تا زمام امور را به دست گیرند. خداوند متعال درها را باز میکند اما مردم فلسطین در برابر کشوری ایستادهاند که حق وتو دارد. فلسطین برای ما کل فلسطین است به پایتختی قدس. |
|
نبیل شعث |
وزیر امور خارجه سابق تشکیلات خودگردان فلسطینی |
عضویت فلسطین در سازمان ملل حتی در صورت وتوی شورای امنیت، برای مردم فلسطین مفید خواهد بود. |
|
مصطفی البرغوثی |
اعضای شورای قانونگذاری فلسطین |
بی تردید، به رسمیت شناخته شدن کشور مستقل فلسطینی در سازمان ملل متحد به معنای پایان اشغال نیست اما موفق شدن این طرح به معنای ان خواهد بود که سازمان ملل متحد از استقلال کشور فلسطین حمایت می کند. |
|
دنی آیالون |
معاون وزیرخارجه رژیم صهیونیستی |
اگر طرف فلسطینی بجای مذاکرات با اقدام یکجانبه به سازمان ملل متحد برود، این اقدام نقض اشکار توافقنامه امضاء شده میان طرف فلسطینی و اسرائیلی است و باب مذاکرات را برای اینده نزدیک می بندد. |
|
تونی بلر |
نماینده کمیته بین المللی چهارجانبه ویژه سازش خاورمیانه |
این حق فلسطینی ها است که خواستار به رسمیت شناخته شدن کشور فلسطینی شوند ولی این اقدام نمی تواند جایگزینی برای از سرگیری مذاکرات بین آنها و اسرائیلی ها شود |
|
ترکی الفیصل |
رئیس سابق سازمان اطلاعات عربستان |
اگر آمریکا از حق وتو علیه کشور فلسطین استفاده کند؛ ائتلاف با عربستان را از دست می دهد |
|
نبیل عمرو |
از سران سابق تشکیلات خودگردان فلسطین |
آیا آمریکا به درمان این سرطان با قرص آسپرین ادامه خواهد داد یا اینکه سیاست خود را اصلاح خواهد کرد؟ |
|
محمود عباس |
رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی |
کشور فلسطین را به رسمیت بشناسید، ثابت کنید که راه حل دو کشور امکان پذیر است و فرصت صلح را از دست ندهید. |
|
صائب عریقات |
سفیر تشکیلات خودگردان فلسطین در آمریکا |
گفت ما می دانیم که این کار تغییری در وضع موجود نخواهد داد. اسرائیل دست بالاتر را دارد و در این مبادله طرف قویتر است. هدف از این تلاش ارتقای جایگاه فلسطینیان به سطحی یکسانتر با اسرائیل است. |
|
|
جنبش اسلامی حماس |
از هرگونه تلاش و تحرک سیاسی در راستای حمایت بینالمللی از حقوق حقه ملت فلسطن در زمینه آزادسازی میهن خویش و تعیین سرنوشت خود و تشکیل کشور مستقل و دستیابی به حقوق ملی و محکومیت رژیم صهیونیستی پشتیبانی میکند؛ به شرط آنکه این تلاش و تحرک به هیچ یک از اصول آرمان ملی فلسطینیان لطمه نزد. |
|
جیمی کارتر |
رئیس جمهور اسبق آمریکا |
اگر اوباما در برابر فشار تل آویو مقاومت کند و رای گیری استقلال فلسطین را در سازمان ملل وتو نکند، لابی قدرتمند اسرائیل در آمریکا اوباما را تنبیه خواهند کرد. |
|
نیکولا سارکوزی |
رئیس جمهوری فرانسه |
امنیت اسرائیل از نظر فرانسه جای بحث ندارد اما برپایی یک کشور قابل تداوم، دموکراتیک و مترقی برای فلسطینی ها اولویت فرانسه به شمار می رود |
|
گیدو وستروله |
وزیر خارجه آلمان |
این وضعیت، شرایط زندگی فلسطینیها را وخیمتر میکند و منازعه خاورمیانه را به بنبست و مخاطرات تازهای میکشاند. |
|
حمد بن جاسم آل ثانی |
نخست وزیر و وزیر امور خارجه قطر |
کشورهای عربی موافقت کردند که حمایت همه جانبه خود را از تشکیل کشور مستقل فلسطین در سازمان ملل به پایتختی بیت المقدس شرقی اعلام کنند. |
|
باراک اوباما |
رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا |
اگر فلسطینی ها بکوشند در شورای امنیت سازمان ملل به موفقیت برسند،ایالات متحده با پیشنهاد آنها برای تشکیل کشور مستقل فلسطین مخالفت و آن را وتو خواهد کرد |
|
رجب طیب اردوغان |
نخستوزیر ترکیه |
شناسایی کشور مستقل فلسطین نه یک گزینه، بلکه یک وظیفه است |
کاریکاتور: اعلام استقلال فلسطین!

نقش انگلیس در واگذاری فلسطین به صهیونیسم
5 سال پس از شکلگیری جنبش جهانی صهیونیسم و در یک همسوئی آشکار با اهداف و برنامههای این جنبش، «آرتور جیمز بالفور» نخستوزیر وقت انگلستان1 در 1902 میلادی تصمیم گرفت در شرق آفریقا و در قلب کشورهای اسلامی، موطنی برای یهودیان اختصاص دهد. اما تلاشهای وی ناموفق بود. در سال 1903 بعضی از رهبران یهودی درباره تأسیس کشوری برای یهودیان در منطقه صحرای سینا با حکومت انگلیس مذاکره کردند. پس از آن، هرتزل بنیانگذار صهیونیسم، به انگلیس اعلام کرد که تنها راه حل مشکل یهودیان، ایجاد وطنی برای پناه دادن به مهاجران یهودی است. این اندیشه در غرب به ویژه در شخص بالفور، تأثیر فراوان گذاشت.
در ابتدای قرن بیستم میلادی در حالی که هدف سیاست استعمار انگلیس تثبیت وجود خود در هند، مصر و بخشهای بزرگی از آفریقا و نیز حمایت از راههای مهم منتهی به این مستعمرها بود، اوضاع جدیدی در صحنه سیاست جهانی پدیدار شد.
استعمار انگلیس، اهمیت فراوان و ارزش سوقالجیشی فلسطین و نقش بزرگی که میتوانست به یاری موقعیت خویش در آینده استعماری آن ایفا کند را درک کرد.
فلسطین جایگاهی اساسی برای حمایت از صحرای سینا و کانال سوئز بود که این کانال مهمترین مصالح استعمار انگلیس و راه هند و آفریقا را تشکیل میداد. فلسطین، پیوندگاه سه قاره و مرکز سوقالجیشی مهمی برای چیرگی بر کرانههای جنوبی دریای مدیترانه و دریای سرخ و پایگاه عمدهای برای تمام طرحهای توسعه طلبانهای بود که بعدها پس از فروپاشی امپراطوری عثمانی، در سوریه، اردن، عراق و جزیرهالعرب رخ داد و لذا انگلیسیها برای دستاندازی به فلسطین از یکسو در چانهزنی با فرانسویها در پیمان موسوم به «سایکس پیکو»2 این کشور را در جریان تجزیه مستملکات عثمانی سهم خود ساختند و از سوی دیگر امتیازات فراوانی به یهودیان که انگیزه زیادی برای همپیمانی با انگلستان در مهار مقاومتهای اسلامی و ضداستعماری مردم فلسطین داشتند واگذار نمودند.
در این راستا وایزمن، رئیس وقت جنبش صهیونیسم،تلاشهای بیوقفهای برای همسو کردن مواضع انگلیس با دیدگاههای صهیونیستی انجام داد. بعد از تبلور این اندیشه، حکومت انگلیس پیشنویس مستندی را در ژوئن 1917 م آماده کرد و در آن دیدگاههای وزیر خارجهاش، «آرتور جیمز بالفور»را مد نظر قرارداد و تجربیات قدیمی او را درباره اسکان مهاجرین یهودی منعکس، و بر مفهوم احداث پناهگاه برای ستمدیدگان آنها تأکید کرد. اما صهیونیستها با این دیدگاه مخالفت کردند. زیرا آنان نه یک سرپناه تحت نظارت انگلیس بلکه یک کشور مستقل برای خود به منظور تأسیس دولت یهود ر آن میخواستند.این تأکید با مخالفت و عدم انعطاف انگلیسیها روبرو شد آنان از یکسو برای خواسته صهیونیستها احترام قائل بودند و از سوی دیگر نمیخواستند حاکمیت خود را بر فلسطین از دست بدهند. از این رو در دراز مدت با واگذاری فلسطین به یهودیان موافقت کردند.
این توافق در نهایت منجر به صدور اعلامیهی «بالفور» شد. لرد بالفور در جلسه مورخه 31 اکبتر 1917 م کابینه انگلیس اعلام کرد:
«... دولت اعلیحضرت پادشاه (انگلستان) به موضوع تأسیس وطن ملی یهودیان در فلسطین با نظر موافق مینگرد، و برای رسیدن به این هدف، تمامی تلاشهای خویش و مساعی خود را به کار خواهد برد تا راه رسیدن به اهداف را هموار سازد. مشروط بر این که هیچ نوع اقدامی صورت نگیرد که به حقوق ملی و مذهبی جماعت غیریهودی در فلسطین و اصل حقوق و موقعیت سیاسی یهودیان در کشورهای دیگر لطمه بزند...»
سپس در روز دوم نوامبر 1917 م، لرد بالفور این اعلامیه را همراه یک نامه برای لرد روچیلد بدین مضمون فرستاد:
دوست عزیزم لرد روچیلد
بسیار خوشحال شدم از این که اطلاع پیدا کردم به شما نیابت حکومت سلطنتی اعطا شد و اظهارات ذیل را که خواسته صهیونیستها و مورد تأیید شورای وزیران است، تقدیم میکنم.»
سپس در آغاز ژانویه، 1919 م. کنفرانس پاریس گشایش یافت. تا در جوی مالامال از خوشبینی،در خصوص نزدیک شدن موعد اجرای اصل تعیین سرنوشت، نقشهای تازه برای جهان بکشد، و پایههای نوین روابط بینا لمللی پس از جنگ جهانی را پیبریزد.
از همان آغاز معلوم بودکه صهیونیستها از قدرت فراوانی در کنفرانس برخوردارند، چندان که به ایشان امکان میداد به تمام اهداف خود دست یابند. این در حالی بود که فیصل، نماینده عربها (پادشاه حجاز)، در کنفرانس حضور داشت. وی از همان آغاز با فشارهایی از طرف فرانسویان روبهرو شد. از طرفی انگلیسیها نیز راحتش نمیگذاشتند نتیجه این شد که فیصل به پیمان «فیصل وایزمن» تن داد و در برابر صهیونیسم، موضع ملایمی گرفت. زیرا از یک طرف بر وحدت و استقلال عربها، از اسکندرون تا اقیانوس هند، تأکید میکرد و از طرف دیگر، از قرابت خونی آنان و یهودیان در فلسطین سخن میگفت و تقاضا داشت که یکی از کشورهای بزرگ، سرپرستی فلسطین را بر عهده بگیرد و حکومتی برای آن انتخاب شود که نماینده واقعی مردم آن سرزمین باشد.
در همین کنفرانس شورای عالی متفقین درتاریخ بیستم آویل 1920 م مقرر داشت که فلسطین تحتالحمایه انگلیس قرار گیرد، به شرط آن که این کشور به اجرای اعلامیه بالفور متعهد شود. سازمان ملل در تاریخ بیست و چهارم جولای 1922 م، در اجلاس خود مقرر داشت تا فلسطین در اجرای مصوبه شورای عالی متفقین، صادره در بیستم آوریل 1920م، زیر قیمومیت انگلیس قرار گیرد. سازمان ملل در همان اجلاس سند قیمومیت انگلیس بر فلسطین را تصویب، و آن را منتشر کرد. حکومت انگلیس نیز از سند قیمومیت به صورت اهرمی برای سیاست استعماری خود در یهودی کردن تدریجی فلسطین استفاده کرد.
اجرای این نقشه در تابستان 1920 م، که حکومت انگلیس اداره غیر نظامی فلسطین را به «هربرت ساموئل» واگذار کرد، شکل دیگری یافت. او که یک یهودی انگلیسی و فعالیتهایش در جنبش صهیونیسم زبانزد بود، فرماندار عالی انگلیس در فلسطین لقب گرفت. علاوه بر اینها، حکومت قیمومیت انگلیس، جانبداری از منافع صهیونیستها بر ضد عربها را از حد گذراند. به طوری که همواره در زیان رساندن به آنان و تضعیف آنها از همه جهت به نفع صهیونیستها تلاش میکرد. او عربها را از تمامی حقوق مربوط به مشارکت در اداره کشور و صدور قوانین و احکام محروم کرد و هرگز در حمایت از حقوق دهقانان و کشاورزان عرب در زمینهایی که به صهیونیستها منتقل شد، اقدامی نکرد، در صورتی که مدارس و آموزشگاههای صهیونیستها را به خودشان واگذار کرد.
در سالهای 23 ـ 1922 م، حکومت انگلیس طرحی برای تأسیس مجلس قانونگذاری عرضه کرد، ولی عربها آن را (چون بر پایه اعلامیه بالفور و قیمومیت استوار بود) رد کردند. سپس طرح شورای مشورتی را عرضه کرد، ولی عربها به همان علت آن را نیز رد کردند. بعد تأسیس «دفتر آژانس عرب» را پیشنهاد کرد که آن نیز رد شد. اگر مردم فلسطین، هر یک از طرحها را میپذیرفتند، دولت صهیونیستی، همانگونه که میان انگلیس و جنبش صهیونیسم توافق شده بود، در سال 1934 م برپا میشد. «حاییم وایزمن» در کتاب خاطرات خود میگوید:
«مقاومت شدید فلسطینیها و ایستادگی «مفتی امینالحسینی» و شورشها بود که اجرای برنامهها را در فلسطین تا سال 1948 م به تعویق انداخت. در حالی که مقرر شده بود حداکثر تا سال 1934 م به اجرا درآید.»
در زمانی که ملت فلسطین، طرحهای پیشنهادی انگلیس را براساس اعلامیه بالفور و سند قیمومیت را رد میکرد و همواره بر تأسیس حکومت ملی در کشور تأکید میورزید تا عربها و یهودیان به تناسب جمعیت خود در آن شریک باشند.، انگلیس این درخواست را قاطعنانه رد میکرد،نخستین نظریه منفی در کتاب سفیدی آمد که «وینستون چرچیل»، وزیر مستعمرات آن زمان درسال 1923م، منتشر کرد. در آن گفته شد:
«حکومت بریتانیا نمیتواند با تأسیس حکومت ملی موافقت کند، چون تأسیس چنین حکومتی اجرای برنامه تأسیس وطن یهودیان در فلسطین را به تعویق میاندازد.»
پس از شدت یافتن مقاومت فلسطینیها در برابر حکومت انگلیس و هجوم صهیونیستها، انگلیسیها یقین پیدا کردند که بهترین وسیله برای سرکوب فلسطینیها و تشکیل دولت یهودی، نیروی مسلح است. از این رو، آنها به طور آشکار به مسلح کردن و آموزش دادن صهیونیستها پرداختند و در زمان انقلاب 1939 ـ 1963 م، مقادیر زیادی اسلحه به صهیونیستها دادند.
پس از شروع جنگ جهانی دوم، حکومت انگلیس تلاشهای خود را برای سازماندهی نظامی صهیونیستها و مسلح کردن آنها افزاش داد و «لشکر یهود» را تأسیس کرد و پس از پایان جنگ جهانی به نیروهای آن اجازه داد که با اسلحه خود وارد فلسطین شوند. در دهه 1930م، نیز عدهای از افسران خود را مأمور کرده بود به اعضای سازمان صهیونیستی «هاگانا» آموزش نظامی بدهند تا شیوههای مقابله با اعراب را بیاموزند.
انگلیس همواره ادعا میکرد که در اداره کردن فلسطین، از سیاست بیطرفی پیروی میکند، اما جنگ جهانی دوم از ماهیت سیاست و اهداف استعماری آن کشور پرده برداشت. در این سال، انگلیس اجازه داد تا انتقال صهیونیستها به فلسطین ادامه یابد. در دسامبر 1944م، کمیته مرکزی حزب کارگر انگلیس، ضمن جلسه فوقالعادهای در لندن، اعلام کرد:
«تبدیل فلسطین به کشوری یهودی و بیرون راندن مردم عرب آن به کشورهای مجاور لازم و ضروری است.»
و سرانجام در سال 1946م، هنگامی که حکومت انگلیس اطمینان پیدا کرد که زمینه لازم در مجامع بینالمللی برای تأسیس دولت یهودی در فلسطین آماده شده است، با تفاهم و همدستی آمریکا و جنبش جهانی صهیونیسم مسأله را در سازمان ملل متحد، برای یافتن راه حلی مطرح کرد. به این ترتیب بود که قطعنامه تقسیم فلسطین درتاریخ 29 نوامبر 1947 م صادر شد. وقتی در مجمع عمومی سازمان ملل متحد درباره تقسیم فلسطین رأیگیری میشد،انگلیس، علیرغم داشتن نقش اول و اصلی در طراحی و زمینهسازی تقسیم و سپس اجرای آن، رأی ممتنع داد. زیرا اطمینان داشت که این طرح اکثریت آرای لازم را به دست خواهد آورد. انگلیس این موضعگیری را برای فریب عربها و مسلمانها اتخاذ کرد، تا به آنها بقبولاند که در جنایت تقسیم فلسطین دست نداشته است.
پس از آن که انقلاب فلسطین بر ضد طرح تقسیم شروع شد، انگلیس با سرعت هر چه تمامتر نیروهای مسلح خود را در فلسطین به کمک صهیونیستها فرستاد، تا از انقلاب جلوگیری کند، نیروهای انگلیس، همواره برای حمایت کاروانهای صهیونیستی با آنها همراه میشدند و اسلحه و مهمات برای صهیونیستهایی که در بیتالمقدس و سایر جاهای دیگر محاصره شده بودند، میفرستادند. این نیروها، همراه با نیروهای «هاگانا» و دیگر سازمانهای مخفی تروریستی صهیونیستی در مقابله با عربها شرکت میکردند.
انگلیس برای آنکه جنبش صهیونیسم بتواند به موقع تشکیل دولت اسرائیل را اعلام کند، تاریخ خروج خود از فلسطین را تا 14 می 1948 م جلو انداخت. هدف از این اقدام آن بود که هر نوع مقاومتی که از طرف اعراب در برابر نقشههای آن صورت میگیرد، به کلی سرکوب شود و هرگونه مخالفتی را از بین ببرد و ریشه مبارزه علیه هجوم صهیونیستها را بخشکاند.
از سال 1897 تا1948 (تأسیس اسرائیل) در مجموع 22 کنگره صهیونیستی برگزار گردید که در هر کدام از این کنگرهها که نقش پارلمان دولت صهیونیستی را داشت، تصمیمات اساسی و قوانین مهمی تصویب گردید.
در جریان کنگره بیست و دوم (1946) در شهر بال سوئیس، «برنامه بالتیمور» (محور سیاست صهیونیستی) تدوین گردید. این برنامه، تشکیل دولت یهودی را که هدف اصلی بیانیه بالفور (قول مساعد انگلستان برای تشکیل دولتی یهودی در فلسطین) و سند قیمومیت است و همچنین تشکیل یک ارتش یهودی و برداشتن هرگونه محدودیتی برای خرید زمین در فلسطین توسط مؤسسات صهیونیستی را تضمین میکند.
شورای عمومی صهیونیستی با تشکیل کمیته اجرایی، «دیوید بنگوریون» را به عنوان ریاست این کمیته منصوب کرد. بنگوریون تلاش صهیونیستها را برای تشکیل دولت یهودی رهبری کرد. سرانجام در روز 14 می 1948 یعنی اندکی بعد از به رسمیت شناخته شدن حضور صهیونیستها در فلسطین توسط سازمان ملل و کمی بعد از کشتار دیریاسین، درست یک روز قبل از اتمام قیمومیت انگلستان بر فلسطین، بنگوریون، تأسیس دولت اسرائیل را اعلام نمود و نخستین کابینه این دولت را به ریاست خود تشکیل داد.
پینویسها
1. بالفور از 1902 تا 1905 نخستوزیر و از 1916 تا 1919 وزیر امور خارجه انگلستان بود.
2. پیمان سایکس پیکو در 18 مه 1916 میان «سایکس» و «پیکو» وزیران خارجه انگلیس و فرانسه به امضا رسید و بخش اعظم خاورمیانه به حوزه نفوذ آنان تقسیم شد.
منبع: زیتون سرخ - شماره ویژه نشریه فرهنگسرای انقلاب
الزهار: هولوکاست دروغ است
یکی از رهبران برجسته حماس با دروغ خواندن هولوکاست تاکید کرد که رژیم صهیونیستی بارها هولوکاست را علیه ملت فلسطین انجام داده و باعث ریخته شدن خون آنها شده است.
به گزارش ایسنا به نوشته روزنامه الیوم السابع ، محمود الزهار، یکی از رهبران برجسته جنبش حماس طی سخنان خود در مراسمی در منطقه جبالیا واقع در شمال نوار غزه اظهار داشت: هولوکاست یک دروغ است. اینکه مردم اسرائیل تحت ظلم و ستم قرار گرفتند نیز عاری از صحت است؛ هولوکاست و سوزاندن مردم در واقع در بیت حانون، الفاخوره و دهها مکان دیگر فلسطینی نشین از سوی دشمن صهیونیستی صورت گرفته است.

وی در ادامه افزود: خونی که در الفاخوره ریخته شده است هرگز هدر نخواهد رفت؛ ما خواهان بیرون راندن اسرائیلیها از اراضی فلسطینی هستیم.
الزهار همچنین عنوان داشت: باید اسرائیلیها را از فلسطین بیرون برانیم، همانطور که آنها ما را از این سرزمین بیرون راندند. این قانون جنگ است؛ قانونی برای کسانی که فکر میکنند مذاکرات میتواند این سرزمین را به ما بازگرداند.
منبع : خبرگزاری ایسنا
درباره فیلم LA RAFLE. و بحثی درباره هلوکاست
این فیلم جدید با بازی ژان رنو ساخت کشور فرانسه است. فیلم درباره ی واقعه ای که نام آنرا هلوکاست نامیده اند ساخته شده است. فیلم، قبلا از آن که برای سرگرمی و یا اهداف تفریحی ساخته شده باسد، به دنبال نمایش واقعه ای تاریخی است ولی سعی کرده است جذابیت های فیلم را حفظ کند و بیننده را با خود همراه سازد. سیر داستانی فیلم بسیتر عالی و همچنین فیلمبرداری نیز کاملا حرفه ای و دلپسند است.
داستان فیلم در سال 1942 و در کشور فرانسه اتفاق می افتد. نازی ها به دنبال پیدا کردن یهودها و دست آخر بردن به مکانهایی برای سوزاندن آنها هستند. البته اتفاقات ریز و درشت مختلفی در فیلم وجود دارد تا مشتری پسندتر شود. یعنی اگر از این وقایع جزیی بگذریم، فیلم فقط می خواهد به موضوع هلوکاست بپردازد.
اول فیلم گفته می شود که تمام وقایع این فیلم، براساس اسناد واقعی ساخته شده اند، حتی صحنه هایی که ممکن است قلب انسان را به درد آورند. صحنه هایی در فیلم وجود دارد که واقعا انسان نمی تواند جلوی گریه کردن خود را بگیرد، مخصوصا قسمت آخر فیلم.
اما همه ی این اباطیل را گفتم تا برسم به بحث اصلی! فیلم هایی از این دست، چه در کشورهای اروپایی و اللخصوص در سینمای آمریکا، هالیوود، بسیار زیاد است. از جمله فیلم life is beautiful (زندگی زیباست) و یا فهرست شیندلر و صدها و هزاران فیلم دیگر که یا مستقیما و یا غیرمستقیم به موضوع هلوکاست پرداخته اند.
البته این چیز عجیبی نیست. وقتی که بزرگترین و قدرتمندترین استودیوهای فیلم سازی آمریکا و اروپا دست یهودیان (صهیونیست ) باشد، توجه کنید، نگفتم یهودیان، بلکه یهودیان صهیونیست، باید هم چنین فیلم هایی ساخته شود. اگر پروتکلهای صهیونیزم را بخوانیم متوجه خواهیم شد که آنها می دانستند و می دانند که از چه راه هایی می توانند افکار خود را بر جهان غالب کنند.
فیلم هایی می سازند که اگر کسی که هلوکاست را هم باور نمی کند، با دیدن این فیلها آنرا قبول می کند. سوال اینجاست چطور اینهمه فیلم درباره ی هلوکاست ساخته می شود اما درباره ی مسلمانان فلسطینی ساخته نمی شود؟ مردم دنیا بدانند که امروز هلوکاست واقعی در فلسطین اشغالی وجود دارد. واقعا در اینجا است که پی به قدرت رسانه می برم که می تواند افکار مردم دنیا را از نسل کشی ای که هم اکنون در فلسطین جریان دارد منحرف می کند و مردم را به سالنهای تاریک سینما می کشاند و آنها را به تماشای اباطیل و مزخرفات تاریخی ای می کشاند که در وقوع و یا عدم وقوع آنها هزاران بحث است.
ببینید فیلم چکار می کند که با تعدادی سکانسهای ساختگی که اگر هم واقعیت داشته باشند، لااقل در فیلم که ندارند و فقط بازیگرانی دارند آنها را بازی می کنند، می تواند گریه و ناله ی مردم را درآورد، اما همین مردم چشمشان را به کشتار فلسطینی ها بسته اند. گیرم که هلوکاست واقعیت داشته باشد، آیا خون این یهودیان، از فلسطینیان قرمز تر است. آیا فلسطینی ها انسان نیستند؟
البته باید به این تماشاگران حق داد، آنها وقتی فیلمی درباره ی هلوکاست می بینند، باید هم گریه کنند. چون این فیلم ها با بهترین امکانات صوتی و تصویبرداری، با کیفیت بالای HD و کیفیت صدای Dolby ساخته می شوند و تاثیرگذاری بالایی دارند . اما تصویرهایی که از فلسطین به صورت زنده به دست ما می رسند از کیفیت صدا و تصویر خوبی برخوردار نیستند.
واقعا انسانیت کجاست؟ آیا نمی بینید مردم مظلوم و بی پناه فلسطین را قتل عام می کنند؟ چشم های خود را بسته اید و پول های خود را در حلقوم کمپانیهای صهیونیزم می ریزید. اگر کمی انسانیت در وجودمان باشدریال می بینیم که باید این پولهایی که صرف خرید بلیط سینما و DVD می کنیم به این مردم در رنج برسانیم.
خدا را شاکرم که در میان مردمی زندگی می کنم که هر روز و بعد از هر نماز و در مناسبت های مختلف مثل روز قدس، فریاد "مرگ بر اسراییل" سر می دهند و کمک های مادی و معنوی خود را همیشه از مردم فلسطین دریغ نکرده اند.
نصرالله:ایران کشوری محوری درجهان اسلام است
به گزارش شبکه تلویزیونی المنار، "سید حسن نصرالله " روز دوشنبه در سالن "الجنان" در "بئر حسن" در جنوب بیروت درسخنرانی ویدئویی خود برای تشریح سند سیاسی این حزب که در کنگره اخیر حزبالله تصویب گردید ،گفت: هدف از سند حزب الله ترسیم دیدگاه سیاسی این حزب است و این سند حاوی برداشتها، مواضع، امیدها و دغدغه های ما است.
وی افزود: در مرحله سیاسی، نگاه به این تحولات بدون در نظر گرفتن مسیر مقاومت ما ممکن نیست و این نگاه در چارچوب دو مسیر صورت خواهد گرفت، نخست مسیر مقاومت که مبتنی بر پیروزیهای نظامی و سیاسی و گسترش مقاومت در سطح مردمی تا رسیدن آن برای برهم زدن موازین قوا است و دوم مسیر سلطهطلبی و استکبار آمریکایی - اسرائیلی است که شاهد شکستهای نظامی و ناکامی نظامی است و ناتوانی خود را برای کنترل مسیر تحولات و رویدادها در جهان عربی و اسلامی نشان داده است.
وی گفت: آنچه بحران نظام استکبار جهانی را تعمیق می بخشد، فروپاشی و ورشکستیهای بازارهای جهانی و ورود اقتصاد آمریکا به حالت سردرگمی و ناتوانی است لذا میتوان گفت که روند تحولات تاریخی نشان دهنده عقب نشینی و افول آمریکا به عنوان یک نیروی سلطه طلب و تغییرنظام مسلط تک قطبی است و جنبش های مقاومت در مرکز این تحولات قرار دارند و بعد از اینکه نقشی مرکزی را در بوجود آمدن آن تحولات در منطقه ایفا کرد، به عنوان یک اهرم راهبری خود را نمایان ساخت.
وی با اشاره به مقاومت در لبنان گفت: مقاومت در لبنان ادامه یافت و در مسیر جهادی خود گام برداشت و به حقانیت مسئله خود و توانمندی خود در کسب پیروزی از طریق توکل به خداوند متعال و پایبندی به منافع ملی و اعتلای ارزش های انسانی ایمان دارد.
وی درباره تاریخ حرکت مقاومت گفت: مقاومت در مسیر طولانی خود و از طریق پیروزیهای خود مراحل مختلفی را از یک نیروی آزادی بخش به یک نیروی متوازن و مقابله کننده با دشمن و سپس نیروی بازدارنده و دفاعی را سپری کرده است و علاوه بر اینکه نقشی سیاسی و داخلی به عنوان یک رکن موثر در ساختن کشور توانمند و عادلانه ایفا میکند، از یک ارزش ملی به یک ارزش انسانی اسلامی و عربی ارتقا یافت و ارزشی یافت که در همه جهان مطالعه درباره آن در جریان است.
سیدحسن نصرالله تصریح کرد، حزب الله به حجم چالش ها و خطرات اهمیت می دهد و آن را کم اهمیت نمی شمارد و حجم چالشها حرکت در مسیر مقاومت را ضروری میسازد و حزب الله در گزینههای خویش بسیار روشن است و اعتماد زیادی به ملت خود دارد و در همین راستا خطوط اساسی را که چارچوبی فکری و سیاسی برای دیدگاه و مواضع خود در قبال چالش ها را تشکیل می دهد، تعیین میکند.
مقاومت، عقبنشینی راهبردی آمریکا را رقم زد
دبیرکل حزبالله لبنان به بیان خطوط کلی دیدگاههای حزب الله لبنان و مواضع این حزب در مقابل چالشهای فرارو پرداخت و آن را در چند فصل مطرح کرد.
وی فصل اول دیدگاههای خود را تسلط آمریکا و بیداری نامید و گفت که آمریکا بعد از جنگ دوم جهانی خود را به جهان مسلط کرد و سعی کرد تا از دستاوردهای مختلف در راستای پروژه سیاسی و اقتصادی به نفع خود استفاده کند.
نصرالله افزود: آمریکا به جهان به عنوان بازاری نگاه می کرد که باید شرایط خاص این کشور را میپذیرفت و خطرناکتر این بود که آنها فکر میکردند که جهان تحت مالکیت آنها قرار دارد.
بنا به گفته دبیرکل حزب الله لبنان، به این ترتیب استراتژی توسعه طلبانه غربی و بویژه آمریکا به صوت جهانی و بدون حد و مرز و بدون مهار شکل گرفت و این قدرتها به شبکههای احتکار جهانی و شرکتهای ملی با قدرت نظامی تسلط داشتند و این موضوع منجر به بروز چالش هایی شد که چالشهای فرهنگی از جمله آنها بود.
سید حسن نصرالله ادامه داد: جهانی سازی با تبدیل شدن به جهانی سازی نظامی که نتایج آن را در خاورمیانه از افغانستان و عراق و فلسطین و لبنان دیدهایم، به شکل خطرناکتری ادامه پیدا کرد و پروژه تسلط آمریکا بر کشورهای دیگر در دوره اخیر به خطرناکترین مراحل خود رسید.
این پروژه با حکومت نومحافظه کاران در دوران بوش پسر به اوج خود رسید، به همین علت موضوع بازسازی توانمندیهای آمریکا به عنوان دیدگاه استراتژیک جدید امنیت ملی آمریکا بر اساس ساخت استراتژیهای نظامی شکل گرفت و آن را نه تنها برای بازدارنگی بلکه برای قدرت عمل و دخالت در امور دیگران نیز مطرح کرد.
وی ادامه داد: بعد از حوادث 11 سپتامبر دولت آمریکا فرصتی یافت تا بزرگترین تاثیرگذاری خود را با شعار جنگ جهانی با تروریسم آغاز کند و دست به اقداماتی زد که در ابتدا آن را بر اساس نظامی سازی مناسبات خود با دیگران و یکه تازی در تصمیمگیریهای استرتژیک و آغاز جنگ در افغانستان موفقیت آمیز میدانست. بعد از آن نیز گام دوم را در این زمینه برداشت و بر عراق تسط پیدا کرد تا نقطه آغاز و جهشی برای ساخت پروژه خاورمیانه جدید شکل گیرد.
دبیرکل حزب الله لبنان اظهار داشت: بعد از آن دولت بوش سعی کرد تا میان دو مقوله تروریسم و مقاومت تطابق ایجاد کند تا از این طریق بتواند مشروعیت مقاومت را از بین ببرد و ورود به جنگهای بیشتر علیه آن را توجیه کند.به این ترتیب آمریکا میخواست تا آخرین پایگاه دفاع ملتها از حق خود را از بین ببرد.
نصرالله خاطرنشان کرد: دولت آمریکا در هیمن راستا به خود حق کامل درباره آغاز جنگهای ویران کننده میداد و میان هیچ کس یا گروهی تفاوتی قائل نبود، تا جایی که هزینه انسانی جنگهای آمریکا تاکنون به میلیونها نفر رسیده است، علاوه بر اینکه ویرانیهای گستردهای نیز در جوامع بشری که به آنها حمله شده، ایجاد کرده است.همچنین میزان اندوختههای فرهنگی این ملتها نیز به دست آمریکا به تحلیل رفته و به این ترتیب آمریکا به خطری برای تمام جهان تبدیل شده است.
دبیرکل حزبالله تاکید کرد: شکست در جنگ عراق و پیشرفت مقاومت و نفرت از نتایج این جنگها و همچنین شکست خوردن جنگ علیه تروریسم در افغانستان و از سوی دیگر شکست مفتضحانه جنگ آمریکا علیه مقاومت در فلسطین و لبنان با تجهیزات و ادوات اسرائیلی یک عقبنشینی استراتژیک را برای آمریکا رقم زد، این بدان معنی نیست که آمریکا عرصه را رها کرده است، بلکه در همین زمان نیز سعی دارد تا با تمام راهکارهای ممکن از آنچه که منافع استراتژیک خود میخواند، دفاع کند.
هرگز رژیم صهیونیستی را به رسمیت نمیشناسیم
دبیرکل حزب الله لبنان با اشاره به اینکه موضع این حزب در رد مذاکرات سازش موضعی "ثابت و نهایی " است، گفت: اگر حتی همه جهان رژیم صهیونیستی را به رسمیت بشناسد ما این رژیم را هرگز به رسمیت نمیشناسیم.
سید حسن نصرالله در بخش دیگری از سخنان خود به تبیین سومین خط کلی و دیدگاه مقاومت پرداخت و آن را به عنوان مقاومت فلسطین مطرح کرد.
وی تاکید کرد که در سایه ایجاد اختلال در موازین قدرت به نفع اسرائیل مقاومت فلسطین با تمام وسایل و امکانات حق دفاع از خود و سرزمین خود را دارد، تجربه نشان داده است که اهمیت و فایده مقاومت در برابر تجاوز تحقق توازن هراس بر اثر معادلههایی که مقاومت ترسیم میکند، جایی از شک و تردید را باقی نمیگذارد.
نصرالله تاکید کرد که بهترین نمونه این موضوع نیز دستاوردهای مقاومت در لبنان بود و دلیل دیگر نیز دستاوردهایی بود که مقاومت در فلسطین به دست آورد.
دبیرکل حزب الله لبنان در تبیین چهارمین مورد، مذاکرات سازش را مورد بررسی قرار داد و گفت: موضع ما مانند گذشته بر اساس رد کامل اصل سازش با رژیم صهیونیستی بر اساس به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی است، این موضع ثابت و نهایی حزب است که به هیچ وجه قابل عقبنشینی یا سازش نیست، حتی اگر همه جهان بخواهند اسرائیل را به رسمیت بشناسند.
دبیرکل حزبالله لبنان ادامه داد: ما از مسئولان عرب میخواهیم که به گزینههای ملت خود پایبند باشند و سازش و مذاکرات با رژیم صهیونیستی را به صورت کامل کنار بگذارند، بویژه آنهایی که بر نقش آمریکا در میانجگری بی طرفانه در مذاکرات حساب کردهاند، قبلا مشاهده کردهاند که آمریکا با جانبداری از منافع اسرائیل آنها را خوار کرده است.
سید حسن نصرالله تاکید کرد: رژیم صهیونیستی مذاکرات را برای تحمیل شرایط و تحقق منافع خود به کار میگیرد و به دنبال سازش نیست، بلکه قصد دارد تا خود را به عنوان واقعیت در منطقه به دیگران تحمیل کند و دیگران را به اعتراف به مشروعیت خود وادارد.
نصرالله ابراز امیدواری کرد که اعراب و مسلمانان به ارزشهای فلسطین و قدس به عنوان آرمان مرکزی برای وحدت تمام مسلمانان بازگردند.
وی در پایان تشریح مواضع حزبالله تاکید کرد: این دیدگاهها و تصورات ما است و امیدواریم که در این زمینه بتوانیم اهل حق و حقیقت باشیم، اینها مواضع و پایبندیهای ماست و سعی میکنیم که در آن اهل صداقت و وفاداری باشیم و برای رضایت خدا از آن دفاع کرده و چیزی جز منافع ملت و امت خود را در نظر نخواهیم گرفت.
سید حسن نصرالله اظهار داشت: حزبالله معتقد است که سلطه یکجانبه توازن و ثابت جهانی، امنیت و صلح بینالمللی را نابود میکند، حمایت آمریکا از اسرائیل و سلطه آن بر نهادهای بینالمللی و دوگانگی معیارها در قطعنامههای بینالمللی، دولت آمریکا را در جایگاه دشمنی با امت و ملت ما قرار میدهد و اما سیاستهای اروپا که آنهم از یک سو از ناتوانی و فعالیت کم برخوردار است و از سوی دیگر بدون هیچ دلیلی به آمریکا میپیوندند، پیروی از سیاستهای آمریکا آن هم در مرحله افول، اشتباه تاریخی است.
وی افزود: اروپا در میراث استعمار که خسارتهای زیادی به منطقه ما وارد آورد، مسئولیت ویژه دارد و از آنجائی که ملتهای اروپائی دارای تاریخ مقاومت در برابر اشغالگر هستند، پس وظیفه اخلاقی بر آنها اقتضاء میکند تا حق ملتها در مقاومت در برابر اشغالگر را به رسمیت بشناسند و باید یک رویکرد اروپائی مستقلتر و عادلانهتر بنا شود و از سوی دیگر ما به تجربه استقلال و مقاومت در برابر سلطه در آمریکای لاتین به دیده ستایش مینگریم و میبینیم که برای ایجاد جهانی عادلانهتر زمینه همگرائی با این تجربه وجود دارد.
وی جنبش صهیونیسم را یک جنبشنژادپرست توصیف کرد و گفت:جنبش صهیونیسم یک جنبش نژادپرست است و اصل و اساس اقدامات و طرحهای آن طرح شهرکسازی و یهودیسازی توسعهطلبانه است، این رژیم از طریق استعمار، جنایت و تروریسم تأسیس و دوام یافت و در تمامی جنگها و جنایتها از حمایت آمریکا برخوردار بود، درگیری که امت ما علیه این طرح وارد میشود، یک وظیفه برای دفاع از خویش در برابر خطراتی است که بقای ما و حقوق ما را تهدید میکند و یک رویاروئی دینی یا نژادپرستانه نیست، صاحبان طرح استعماری صهیونیسم حتی یک روز دست از استفاده از دین برنداشتند، هدف بوش و اوباما از درخواست برای به رسمیت شناختن "یهودیت اسرائیل " دلیل بر این مسئله است و به همین دلیل مسئولیت تاریخی امت و ملت ما این است که این رژیم را برسمیت نشناسند.
سید حسن نصرالله در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به اهمیت و جایگاه قدس و مسجدالأقصی در بین مسلمانان جهان تصریح کرد: همه جهان به جایگاه مسجدالأقصی و عمق پیوند آن با اسلام واقف است، شهر قدس و مقدسات آن از جایگاه بالائی در نزد مسلمانان و مسیحیان برخوردار است و استمرار اقدامات رژیم اشغالگر اسرائیلی مبنی بر طرد اهالی قدس و احاطه بر قدس از طریق احداث دیوار نژادپرستانه حایل و گذشته از آن تلاش برای تبدیل قدس به پایتختی کامل اسرائیل، اقداماتی است که باید محکوم شود همچنانکه تجاوز به مسجدالأقصی خطری است که بقای این مکان مقدس را تهدید میکند و دفاع از قدس و مسجدالأقصی و تلاش برای آزاد کردن آن یک وظیفه دینی و مسئولیت اخلاقی فرزندان امت ما است و از اعراب و مسلمانان و همه کشورهای دوستدار اسلام میخواهیم که برای آزاد کردن قدس و حفاظت از هویت و مقدسات آن تلاش کنند.
مقاومت آماده پاسخ به هرگونه تجاوز دشمن است
سید حسن نصرالله گفت: در سایه اختلال در توازن قوا و تهدیدات اسرائیل، لبنانیها باید راهبرد دفاعی اتخاذ کنند که آمیخته با مقاومت مردم و ارتش برای دفاع از کشور و امنیتشان باشد تا ثبات و امنیت کامل به ارمغان آورده شود.
وی افزود: این راهبرد که استراتژی دفاعی را تضمین میکند، یک چتر حمایتی برای لبنان به شمار میرود و این درحالی است که سایر طرحهای برای دفاع از کشور با شکست مواجه شده است. در این راستا لبنانیها با گرایشهای سیاسی و اجتماعی مختلفی که دارند بر حمایت از مقاومت تاکید میکنند زیرا که تهدیدات اسرائیل همچنان ادامه دارد، به همین دلیل مردم نیازمند مشارکت بیشتر در مقاومت هستند.
سید حسن نصرالله تاکید کرد: مقاومت با حمایت مردم لبنان به پیروزی دست یافت و ارتش دسیسههای دشمن صهیونیستی را خنثی ساخت و این مسئله سبب شد اسرائیل شکست سخت تاریخی خود را متحمل شود. اکنون مقاومت نقش محوری در پاسخگویی به هرگونه تجاوز دارد و تا زمانی که دشمن صهیونیستی چشم طمع به سرزمین لبنان و اشغال آن را داشته باشد، مقاومت همچنان آماده است تا به هرگونه تجاوزی پاسخ دهد.
سید حسن نصرالله در بخش دیگری از سخنان خود گفت: از زمانی که رژیم صهیونیستی در سال 1948 ایجاد شد ، تهدیدات این رژیم علیه لبنان شروع شد. در طول این سالها تجاوزاتی با هدف فراهم کردن بسترهای لازم برای تسلط بر لبنان انجام داد تا اینکه در سال 1978 مقدمات حمله به کشور را فراهم ساخت و در سال 1982 با حمایت کامل آمریکا و چشم پوشی سازمانها و نهادها بینالمللی و سکوت کشورهای عربی و نبود دولت مرکزی قوی در بیروت به لبنان حمله کرد و سراسر کشور به اشغال نظامیان صهیونیستی در آمد.
دبیرکل حزب الله لبنان تصریح کرد: در سایه چنین فاجعهای بود که ملت لبنان برای انجام وظیفه ملی، اخلاقی و دینی خود در دفاع از حقوق و سرزمین خود چارهای جز استفاده از سلاح و مقاومت نداشتند تا بتوانند در مقابل تجاوزات نظامیان صهیونیستی ایستادگی کنند و سرزمین خود را از لوث وجود اشغالگران آزاد سازند.
وی تصریح کرد: این آزاد سازی مقدمهای برای بازگشت حاکمیت دولت و بازسازی نهادها و سازمان های آن به شمار میرفت و مهمتر از این مسئله بازگشت ارزشهای ملی که در مقدمه آن حاکمیت ملی، عزت و کرامت ملت لبنان است و این مسائل شعار نیست بلکه مقاومت توانست سرزمینهای اشغالی لبنان را آزاد سازد و به ملت لبنان آزادگی بخشد. در حقیقت مقاومت سبب شد تا لبنان به عنوان یک کشور احترامش لازم شمرده شود و ملتش به آن افتخار کند.
ایران کشوری محوری در جهان اسلام است
سید حسن نصرالله درباره روابط در لبنان و جهان اسلام گفت: برانگیختن احساسات، جنگها و نزاعات بین قومیتها و گروهها و حذف مسیحیت از سمت مشرق عربی همه اینها یکپارچگی و وحدت را به خطر می اندازد و بجای اینکه باعث تنوع شود برای ایجاد تفرقه بکار گرفته میشود و این حاصل سیاستهای غرب و آمریکا و در کنار آن رفتارهای نامربوط برخی در داخل است و این امر باید با جدیت در دستور کار گروههای اصلی و تاثیرگذار باشد و ما بر اهمیت همکاری میان همه کشورهای اسلامی و روابط بر اساس منافع برای همه تاکید داریم و حزبالله، ایران را بعنوان یک کشور محوری در جهان اسلام میداند که در کنار مسائل مهم جهان اعراب و در راس آنها مسئله فلسطین ایستاد و سیاستهای جمهوری اسلامی ایران در دفاع از مسئله فلسطین بعنوان مهمترین مسئله بسیار روشن است و سیاستهای متناقض برخی از کشورهای عربی در قبال ایران یک نوع خودزنی است و به نفع هیچ کسی جز اسرائیل نیست و ایران کنونی باید با برخورد خوب و برادرانه از سوی دیگر قدرتها مواجه شده تا همچون قدرتی باشد که به کشورها و مردم منطقه قدرت و انگیزه دهد.
وی گفت: جهان اسلام با ائتلافها و همکاری قدرتمند میشود و تاکید میکنم که باید از همه نقاط قوت در همه کشورهای اسلامی استفاده کرده و از دامن زدن به اختلافات مذهبی به ویژه میان اهل تسنن و شیعیان پرهیز کنیم.
سیدحسن نصرالله تصریح کرد، بر لبنان است که به قضایای مهم و مسئله اول جهان عرب یعنی فلسطین پایبند باشد و نیاز شدیدی احساس میشود که از اختلافها و اظهارنظرهای مختلف در این زمینه بگذریم و موضع واحدی اتخاذ کنیم نه اینکه وارد طرحهای غرب شویم و بر اساس نقشه آنها حرکت کنیم و ایجاد یک راهبرد و خط مشی که با قضایای داخلی بدون دخالت خارجی امور داخلی را حلوفصل کند ضروری به نظر میرسد و گزینه مقاومت یک عامل بسیار مهم برای تثبیت موضع اعراب است.
وی اظهار داشت: مقاومت در بهرهمندی دیگران از گزینه خویش هیچ چشمداشتی ندارد به گونهای که همه مراکز عربی تا زمانی که نتایج در چارچوب معادله تضیعف کردن دشمن قرار می گیرد، از آن بهره ببرند و در این راستا سوریه موضع برجستهای در درگیری با اسرائیل گرفت و برای متحد و یکپارچه کردن تلاشهای جهان عرب کوشش نمود و ما همواره بر ضرورت پایبندی به روابط برجسته بین لبنان و سوریه تاکید داریم زیرا منافع دو ملت سوریه و لبنان آن را ایجاب میکند و خواهان برچیدن همه موانع در مسیر این روابط هستیم.
وی با اشاره به مقاومت در لبنان و فلسطین گفت: رنج و سختیهایی که فلسطینیان و لبنانیها که مسبب اصلی آن اشغالگران رژیم صهیونیستی است و به ویژه پناهندگان فلسطینی که در اردوگاهها در لبنان قرار دارند و با مشکلات بسیار زیادی روبرو هستند و از هیچ حقوقی برخوردار نیستند و حکومتها در لبنان به وظیفه خود در قبال اینها عمل نکردند و بر حکومتهاست که مسئولیت آنچه بر عهده دارند را به عهده گرفته و روابطی بر اساس قانون و در نظر گرفتن مصالح هر دو طرف امکان پذیر است و ما موفقیت در این مهم را با گفتوگو مستقیم میان لبنانیها و فلسطینیان میدانیم تا فلسطینیان دارای یک مرکزی شوند که نماینده آنها در لبنان باشد تا دارای حقوق اجتماعی مشخصی بر اساس پایبندی بر حق بازگشت به سرزمین خود باشند.
محمود عباس طرح تعلیق ده ماهه شهرک سازی اسرائیل را رد کرد
دوران بیدارى اسلامى
دوران کنونى، دوران بیدارى اسلامى است؛ و فلسطین در کانون این بیدارى قرار گرفته است. اکنون نزدیک به شصت سال از اشغال فلسطین مىگذرد و ملت مظلوم فلسطین دورانهاى پرمحنتى را با آزمونهاى گوناگون گذرانیدهاند؛ از مقاومتهاى مظلومانه و مأیوسانهى آغاز ماجرا و آوارگى و غربت و مشاهدهى نابودى خانه و کاشانه و قتلعام عزیزان و کسانشان، تا پناه بردن به مجامع بینالمللى و تا روى آوردنِ به معاملههاى بىفرجام سیاسى و قمار سراسرباختِ مبارزهى با اشغالگر و واسطه کردن قدرتهایى که خود مجرم اصلى در بروز و تداوم این محنت بودهاند. محصول این تجارب تاریخى، نسل نو و بالندهى آن ملت رشید و شجاع را به قلهى بیدارى و آزادگى رسانید و آتشفشان انتفاضه را پدید آورد.
در جهادِ فلسطین و در جهادِ دنیاى اسلام، شرط اصلى موفقیت، پاى فشردنِ بر اصول است. دشمن همواره ربودن اصول را هدف مىگیرد و با خدعه و وعده و تهدید، بر چشم پوشیدن از آن اصرار مىورزد. با حذف یا کمرنگ شدن اصول، دنیاى اسلام شاخصهاى راهنما را گُم مىکند و محکومِ قواعدى مىشود که دشمن آن را تعیین کرده است و نتیجه معلوم است. غالباً بعضى در میان خودِ ملتهاى ما و از خودِ ما، به پیروى از دشمن، ما را به رها کردن اصولمان توصیه مىکنند و آن را تاکتیک و تدبیر مىنامند! انگیزهى آنان هر چه باشد - غفلت یا طمع و خیانت - آنان مصداق این کلام خداوندند: «فترى الذین فى قلوبهم مرض یسارعون فیهم یقولون نخشى ان تصیبنا دائرة فعسىاللَّه ان یأتى بالفتح او امر من عنده فیصبحوا على ما اسرّوا فى انفسهم نادمین». آنان از کمک به دشمن هیچ سودى نمىبرند. امریکا و غرب، بارها نشان دادهاند که حتى به تسلیمشدگان هم رحم نمىکنند و چون تاریخ مصرف همکارى کنندگان به پایان برسد، بهآسانى آنان را به دور مىافکنند. برخى دیگر، قدرت دشمن را به رخ مىکشند و حقطلبان را از اصطکاک با آن بیم مىدهند. در این سخن، مغالطهى خطرناکى نهفته است. اولاً، دشمنى که انسان خردمند از اصطکاکِ با او پرهیز مىکند، دشمنى است که هویت او و منافع حیاتى او و اصل وجود او را هدف گرفته است؛ مقاومت در برابر چنین دشمنى، حُکم قاطع خرد انسانى است؛ زیرا بدیهى است که خسارت قطعىِ ناشى از تسلیم در برابر آن، همان خسارت احتمالى ناشى از مقابله با اوست؛ به اضافهى ذلت و تحقیر.
به ملت شجاع و مقاوم فلسطین عرض مىکنم:
شما با جهاد و صبر و مقاومت درخشان خود دنیاى اسلام را سرافراز کردید و ملتى نمونه شدید؛ بار سنگین این محنت بزرگ پشت شما را خم نکرد و خون مطهر شهیدانتان عزم و استقامتتان را ریشهدارتر ساخت؛ دشمن شما با سفّاکى و بىرحمى خود، با کشتار و تخریب و آدمربایى و وحشیگرى خود، نتوانست شما را عقب براند و امروز شما از همیشه قوىترید. خون شهداى بزرگى چون «شیخ احمد یاسین» و «فتحى شقاقى» و «رنتیسى» و جوانان شهادتطلب و دیگرِ شهداى مظلوم شما، تاکنون بر شمشیر دشمن پیروز شده و از این پس به حول و قوهى الهى بیشتر پیروز خواهد شد. ما در جمهورى اسلامى ایران و یقیناً انبوه مسلمانان و آزادیخواهان در سراسر جهان در غم و محنت شما خود را شریک مىدانیم. شهیدان شما، شهیدان ما؛ رنج و اندوه شما، رنج و اندوه ما؛ و پیروزى شما، پیروزى ماست.
بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در سومین کنفرانس بینالمللى قدس و حمایت از حقوق مردم فلسطین ۱۳۸۵/۰۱/۲۵
منبع : پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری
فلسطین متعلق به فلسطینیهاست
سرزمین فلسطین قلب جغرافیایی جهان اسلام است و دنیای استکباری قصد دارد تا از آنجا اسلام را بکوبد ملتهای مسلمان را تحت فشار قراردهد و از حرکتهای اسلامی ممانعت کند. رژیم صهیونیستی قائم مقام حضور استکبار و تأمین کننده منافع آمریکا در این نقطه از جهان اسلام است و تبلیغات دروغین و خباثت آمیز آنها قادر به فریب ملتها نخواهد بود.
ما سازمانی را نماینده واقعی مردم فلسطین می دانیم که در راه آرمان فلسطین مبارزه کند. عناصر سازشکاری که نگران منافع شخصی خود هستند و بر سر آرمان فلسطین با دشمن معامله می کنند. از حمایتها و کمکهای مسلمانان محرومند و ملتهای مسلمان باید ارائه انواع کمک به انتفاضه و قیام اسلامی مردم مبارز در داخل فلسطین اشغالی را برای خود یک تکلیف شرعی، الهی و انسانی بدانند.
توطئهى بزرگ این است که در قضیهى فلسطین، حقیقت را واژگونه جلوه دادند. آن کسى که براى مسألهى فلسطین - یعنى براى خانهى خود، براى حق انسانى و حق ملى خود - اقدامى مىکند، در عرف مطبوعات استکبارى دنیا و دستگاه تبلیغاتى وابسته به استکبار و صهیونیسم، تروریست معرفى مىشود! مصیبت بزرگ آن است که این مصایب را، با قبول و تأیید دنیاى متمدن، بر سر یک ملت مىآورند! دنیاى به اصطلاح متمدن، دنیاى به اصطلاح طرفدار حقوق بشر، در طرف آن کسانى ایستاده است که این همه حقوق انسانى و الهى و مشروع یک ملت را ندیده گرفتهاند.
فلسطین متعلق به فلسطینیهاست. اگر مردم سرزمین فلسطین در داخل فلسطین - یعنى در همهى فلسطین، بدون تجزیه - دولتى تشکیل بدهند، صلح خواهد شد. اگر شما راست مىگویید، و اگر توطئهیى علیه ملت فلسطین و ملتهاى اسلامى و علیه اسلام در نظر ندارید، راه حل این است. اما اگر نخواهید این راه حل را عمل کنید، اردوگاه استکبار بداند که با این نشستوبرخاستهایى که ترتیب مىدهند و با این تصمیمگیریها، مسألهى فلسطین حل نخواهد شد؛ مبارزات فلسطین خاموش نخواهد شد، و نباید بشود.
امروز یک عده مسلمان، فداکار، برگزیدگان ملت فلسطین، از پیر و جوان و مرد و زن، در سرزمینهاى مقدس فلسطین دارند مبارزه مىکنند؛ به آنها کمک کنید؛ راه این است. کمک به فلسطین، یعنى کمک به عناصرى که دارند مبارزه مىکنند. کمک به فلسطین، معنایش این نیست که به عناصر سازشکارى که دلشان براى فلسطین نسوخته، بلکه دلشان براى منافع شخصى خودشان سوخته، کمک کنند. آن سازمانى مورد قبول است و نمایندهى واقعى مردم فلسطین است، که در راه آرمان فلسطین مبارزه بکند؛ نه آن سازمانى که برود آرمان فلسطین را به دشمن بفروشد و بر سر آن معامله بکند!
بخشی از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با شرکت کنندگان در کنفرانس بینالمللی حمایت از انقلاب اسلامی مردم فلسطین ۱۳۷۰/۰۷/۲۷
منبع : پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری
حمایت از فلسطین
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی و ولی امر مسلمین جهان در آستانه چهارمین سالگرد قیام اسلامی فلسطین (انتفاضه) پیش از ظهر امروز در دیدار اعضای کمیته حمایت از انقلاب اسلامی فلسطین با ایشان طی رهنمودهایی خطاب به آنان ازفلسطین اشغالی به عنوان نقطه ای از عالم اسلام نام بردند که مسلمانان با واردآوردن ضربات خود می توانند پایه های استکبار را متزلزل کرده و در فاصله کوتاهی مسأله فلسطین را حل کنند.
مقام معظم رهبری مسأله فلسطین را مهمترین مسأله بین المللی جمهوری اسلامی ایران ازلحاظ وظیفه شرعی و تأثیر بلندمدت و تاریخی آن یادکردند وافزودند: دشمن با استفاده از غفلتها،اختلافات و هواپرستیهای رایج در میان مسلمانان شجره خبیثه ای را کاشته و دستگاه استکبار نیز با اتفاق کامل به حفاظت از آن پرداخته است. اشغال سرزمین اسلامی فلسطین توسط رژیم غاصب صهیونیستی خسارت بزرگی را بر جهان اسلام تحمیل کرده و زخم مهلکی را بر پیکر مسلمانان وارد آورده است وما برای درمان آن تلاش می کنیم.
حضرت آیت الله خامنه ای به اتفاق نظر فرق اسلامی بر وجوب جهاد علیه غاصبین قدس شریف اشاره کردند و با مورد سئوال قراردادن بی تفاوتی حاکم بر دنیای اسلام نسبت به مسأله بسیار مهم فلسطین فرمودند: ادعای بی ثمر بودن مبارزه بهانه ای خلاف و دروغین است. مسلمانان باید خود را به دفاع از فلسطین موظف بدانند. اگر دولتها و قدرتهای اسلامی نسبت به فلسطین احساس وظیفه وتکلیف کنند می توانند در این نقطه از عالم اسلام چنان ضربه ای بر آمریکا واردسازند که پایه های استکبار متزلزل و در فاصله کوتاهی مسأله فلسطین نیز حل شود.
رهبر انقلاب اسلامی آمادگی جمهوری اسلامی ایران برای سازماندهی نیروها وبکارگیری قدرت حکومتی خود در جهت پایان بخشیدن به اشغال سرزمین اسلامی فلسطین رامورد تأکید قراردادند و افزودند: « دنیای اسلام باید خود را در این مسأله سهیم بداند و نسبت به آن اهتمام ورزد. امروز ملت مسلمان فلسطین بپا خاسته است و مسلمانا ن در هر نقطه ای از جهان باید حمایت از متن جهاد فلسطین را هدف خود قراردهند و بیتوازنی زننده و فجیع قوا در داخل فلسطین اشغالی را که در یک سوی آن ملتی بی پناه و در سوی دیگر رژیمی غاصب و برخوردار از تمامی تجهیزات سرکوبگری قراردارند ازبین ببرند.
ولی امر مسلمین مردم فلسطین را محور اساسی برای برخورداری از هرگونه حمایتی دانستند و ضمن نفی گروههای سازشکار فلسطین فرمودند: هدف عمده ما قراردادن وسایل مؤثر، در اختیار انقلاب اسلامی فلسطین است پشتیبانی از قیام فلسطین تنها به حمایت اخلاقی، سیاسی و مالی محدود نمی شود بلکه باید فلسطینیان مستقیماً در جهاد علیه رژیم صهیونیستی مورد حمایت قرارگیرند.
ایشاندر بخش دیگری از بیاناتشان توجه اعضای کمیته حمایت از انقلاب اسلامی فلسطین را به مسأله تبلیغات جهانی و استفاده صحیح از وسایل و عناصر مؤثر در این زمینه جلب کردند و خطاب به آنان فرمودند: ما با کمال قدرت از مسأله فلسطین حمایت می کنیم اما محافظه کاران و عوامل سازشکاری که داعیه حقوق ملت فلسطین را دارند مطرود میدانیم و باید این معادله را به دنیا تفهیم کنیم.
برپایه همین گزارش پیش ازبیانات معظم له آقای عطاءالله مهاجرانی معاون حقوقی و پارلمانی رئیٍس جمهور ورئیس کمیته حمایت از انقلاب اسلامی فلسطین گزارش کوتاهی از فعالیتها و برنامه هایاین کمیته را به استحضار مقام معظم رهبری رساند و طی آن تأسیس صندوق جمع آوری کمکهای مالی برای حمایت از قیام اسلامی فلسطین را اعلام داشت که در این رابطه مبلغ یکصد میلیون ریال ازسوی رهبر معظم انقلاب اسلامی به این صندوق ا ختصاص یافت.
در دیدار کمیته حمایت از انقلاب اسلامی فلسطین ۱۳۶۹/۰۹/۰۴
منبع : پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری
تحقق وعده الهی
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی امروز در دیدار دبیر کل جهاد اسلامی فلسطین تصریح کردند: دنیای اسلام باید در مقابل اهانت رژیم صهیونیستی به مسجدالاقصی، واکنش جدی نشان دهد.
ایشان مسئله مسجدالاقصی را مسئله ای دینی و مشترک میان همه مسلمانان دانستند و با تأکید بر لزوم تحرک مسئولان کشورهای اسلامی افزودند: واکنش دنیای اسلام به این حرکت اهانت آمیز باید به گونه ای باشد که موجب پشیمانی رژیم اشغالگر قدس شود زیرا سکوت در این قضیه به هیچ وجه جایز نیست.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به فتنه تغییر جنگ فلسطینی – صهیونیستی به جنگ فلسطینی – فلسطینی و ابراز تأسف از کشته شدن فلسطینی ها از هرگروه در این درگیریها خاطرنشان کردند: همه، اعم از گروههای فلسطینی و کشورهای اسلامی باید تلاش کنند تا دشمن در توطئه خود موفق نشود و آتش جنگ داخلی به سرعت فروکش کند.
حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر لزوم وحدت شیعه و سنی و حفظ ایمان و امید به نصرت و وعده الهی، افزودند: پیروزی حزب الله لبنان در مقابل رژیم صهیونیستی، موفقیت حماس در فلسطین و پیشرفتهای نظام جمهوری اسلامی ایران در عرصه های مختلف، موارد برجسته از تحقق وعده الهی است که امید و ایستادگی را در مسلمانان روزافزون کرده است.
ایشان با اشاره به توطئه امریکا و اسرائیل برای ایجاد فتنه و اختلاف در دنیای اسلام خاطرنشان کردند: باید با هوشیاری، مجاهدت و ایستادگی در مقابل ارعاب و تطمیع دشمن، توطئه فتنه گران را خنثی کرد.
رهبر انقلاب اسلامی با ابراز خرسندی از آثار ارزشمند نهضت بیداری اسلامی در جهان افزودند: ایمان واحد عامل اساسی در اتحاد و همبستگی مسلمانان بوده است و ما باید به تکلیف اسلامی خود و آنچه برای بیداری اسلامی لازم باشد عمل کنیم.
حضرت آیت الله خامنه ای روحیه استقامت و نشاط انقلابی را در مردم ایران، به ویژه جوانان، در مقایسه با سالهای قبل، بیشتر و بسیار روزافزون دانستند و تأکید کردند: جهانیان در بیست و دوم بهمن امسال نیز روحیه قوی و نشاط انقلابی بسیار بالای مردم ایران را خواهند دید.
در این دیدار آقای رمضان عبدالله دبیرکل جهاد اسلامی فلسطین با تبریک بیست و هشتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی و تجلیل از امام خمینی (ره)، نظام جمهوری اسلامی ایران را پایگاه اصلی ایستادگی در مقابل جبهه کفر دانست و تأکید کرد: مردم فلسطین و گروههای مبارز با وجود همه فشارها و تهدیدها، بر عهد خود با شهدای انتفاضه مبنی بر ادامه مسیر مبارزه، پایدار و مستحکم هستند.
وی ضمن ارائه گزارشی از آخرین اوضاع فلسطین، به نقشه دشمنان اسلام برای ایجاد جنگ مذهبی در کشورهای اسلامی و تلاش آنان برای فتنه جنگ داخلی در فلسطین اشاره کرد و افزود: جهاد اسلامی همه تلاش خود را برای فرونشاندن درگیریهای داخلی در فلسطین به کار گرفته و امید است با توافق طرفهای درگیر، این توطئه هرچه زودتر خنثی شود.
دبیرکل جهاد اسلامی فلسطین با اشاره به شرایط داخلی رژیم صهیونیستی و شکست این رژیم در مقابل حزب الله لبنان، ناتوانی و ضعف اسرائیل را بیش از هر زمان دیگر دانست و خاطرنشان کرد: مردم فلسطین در مقابل توطئه جدید این رژیم برای هتک حرمت مسجدالاقصی ساکت نخواهند نشست و پاسخ این بی حرمتی را خواهند داد.
دردیدار دبیر کل جهاد اسلامی فلسطین ۱۳۸۵/۱۱/۱۸
منبع : پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری
دفاع از قیام اسلامی فلسطین واجب عینی
تحقیقاً امروز در زندگی مسلمین و درآفاق اسلامی هیچ مساله ای به اهمیت مسئله ی فلسطین نیست. این بزرگترین بلایی است که در دورانهای اخیر بر آحاد مسلمین نازل شده است که دشمنان جهانی اسلام بخشی ازخانه ی مسلمانان را سنگری برای مبارزه با خواسته ها، حرکتها و حمله به صفوف مسلمانان قرارداده اند . دفاع از قیام اسلامی فلسطین واجب عینی و واضح ترین مصادیق جهاد دفاعی است که تمامی فقهای اسلام بر آن تاکید دارند.
هر وجب از خاک فلسطین یک وجب از خانه ی مسلمین است و هر حاکمیتی به جز حاکمیت اسلام و مردم مسلمان فلسطین حکومتی غاصب محسوب می شود. بحث شما ستیز با یهودیان نیست بلکه مسئله بر سر خانه ی غصب شده مسلمین است.
شکر این نعمت الهی آ ن است که مسلمانان در هر نقطه ای ازجهان بصورت وسیع و همه جانبه فلسطینیانی را که به نام اسلام مبارزه می کنند مورد حمایت سیاسی، تبلیغاتی، اخلای و نظامی قراردهند و آن را تکلیف شرعی خود بدانند.
دوستی با کسانی که پشتیبان همه جانبه غاصبین فلسطین محسوب میشوند مغایر دشمنی با رژیم صهیونیستی است لذا تکیه برحامیان این رژیم قطعاً انحراف و یک اشتباه بزرگ است. کسانی که صهیونیست ها و اسرائیل را تغذیه و یا او را به نحوی کمک می کنند و یا با وی مذاکره میکنند درجبهه ی اسرائیل قراردارند. مبارزه برای بازپس گیری سرزمین فلسطین باید معنای حقیقی داشته باشد. مبارزه در نقطه مقابل سازش قراردارد و در مسئله فلسطین مبارزه یک وظیفه و سازش یک خیانت است.
روشنفکران، نویسندگان، هنرمندان و دست اندرکاران تبلیغات در جهان اسلام باید با احساس تکلیف نسبت به مسئله فلسطین افکار عمومی دنیا را از ظلم بی نظیری که امروز به ملت فلسطین می شود آگاه سازند و برای این منظور باید تمامی ابعاد و شیوه های هنری مورد توجه قرارگیرد.
بخشی از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با شرکتکنندگان در اولین کنفرانس اسلامی فلسطین ۱۳۶۹/۰۹/۱۳
منبع : پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری
'سال ۲۰۰۹ مرگبارترین سال برای فلسطینیان'
"بتسلم"، گروه حقوق بشری اسرائیل می گوید سال ۲۰۰۹ مرگبارترین سال برای فلسطینیان طی دو دهه گذشته در مناقشه خاورمیانه بوده است.
بتسلم در بیانیه ای که به مناسبت بیستمین سالگرد تشکیل این گروه حقوق بشری منتشر کرده گفته است که در سال جاری میلادی تا کنون بیش از هزار فلسطینی جان خود را از دست داده اند که یک سوم آنها را کودکان تشکیل می دهند.
مرگ اکثر فلسطینی ها در جریان تهاجم نظامی اسرائیل به غزه در ژانویه امسال اتفاق افتاده است.
بتسلم می گوید بدترین سال برای اسرائیلی ها سال ۲۰۰۲ بود. در اوج انتفاضه دوم (قیام فلسطینی ها) بیش از چهارصد اسرائیلی کشته شدند.
این گروه می گوید در حال حاضر بیش از سیصد فلسطینی بدون محاکمه در زندان های اسرائیل به سر می برند که این آمار نسبت به سال ۱۹۸۹ کاهش یافته است.
بتسلم همچنین می گوید که در جریان دو دهه خشونت های فلسطینیان و اسرائیل، نزدیک به نه هزار نفر کشته شدند که بیشتر کشته شدگان فلسطینی هستند.
طبق آمار بتسلم، نیروهای اسرائیلی در این مدت ۷۳۹۸ فلسطینی از جمله ۱۵۳۷ خرسال را کشته اند. در مقابل فلسطینی ها نیز ۱۴۸۳ اسرائیلی شامل ۱۳۹ خردسال را کشته اند.
این گروه حقوق بشری که اخبار مربوط به مناقشه خاورمیانه را به طور جدی دنبال می کند، گفته است که طی دو دهه اخیر، اسرائیل خانه ۴۳۰۰ فلسطینی را خراب کرده است.
اسرائیل می گوید این خانه ها مجوز ساخت نداشتند اما فلسطینی ها این ادعای اسرائیل را رد کرده و می گویند اسرائیل به فلسطینی ها برای ساخت خانه مجوز نمی دهد. گروه های حقوق بشری، این گفته فلسطینی ها را تائید می کنند.
به غیر از این خانه ها، بتسلم می گوید که در جریان عملیات نظامی اسرائیل در غزه، ۶۲۴۰ خانه ویران شده اند.
این گروه حقوق بشری در روزنامه هاآرتص در یک آگهی تمام صفحه گفته است "سازمان بتسلم، با ابراز تاسف بیست ساله شد".
این آگهی خاطرنشان می کند: "ما از دست کسانی که از دست ما خسته شده اند، خسته شده ایم اما چهار میلیون نفر در کرانه غربی و نوار غزه از حقوق مسلم انسانی خود محروم شده اند و آنها از ما هم خسته تر هستند."
ارتش رژیمصهیونیستی به جنوب غزه یورش برد
خبرگزاری فارس: ارتش رژیم صهیونیستی صبح امروز و تنها ساعاتی پس از اتمام سفر وزیر امور خارجه آمریکا به منطقه برای احیای روند سازش، به نزدیکی شهر رفح در جنوب نوار غزه یورش برد.
به گزارش فارس به نقل از خبرگزاری آلمان، ارتش اسرائیل امروز صبح به اطراف شهر رفح در مرز نوار غزه با مصر یورش برد.
این یورش تنها چند ساعت پس از پایان سفر "هیلاری کلینتون " وزیر امور خارجه آمریکا به منطقه صورت گرفت. کلینتون عصر دیروز خاک مصر را به مقصد ایرلند برای بازگشت به آمریکا ترک کرد.
منابع فلسطینی اعلام کردند که سه خودرو نظامی صهیونیستی صبح امروز با تیراندازیهای پراکنده تا 200 متری گذرگاه صوفا در شهر مرزی رفح پیشروی کردند.
شاهدان عینی فلسطینی نیز اعلام کردند که نظامیان صهیونیستی با پیشروی خود اقدام به تخریب و پاکسازی منطقه محل یورش کردند ولی در این عملیات هیچ فلسطینی مجروح یا ربوده نشد.
روز گذشته (چهارشنبه) نیز منابع فلسطینی اعلام کردند که نیروهای صهیونیستی به اردوگاه "بلاطه " در شهر نابلس در شمال کرانه باختری یورش بردند.
منابع آگاه اعلام کردند که این عملیات به احتمال بسیار اقدامی تمرینی است که برای استفاده و اجرا در مناطق پرجمعیتتر فلسطینی که چند ساعت به طول میکشد اجرا شده است.
غزه ، اینجا لب ها هم خشکیده است
برطبق توافقهای جهانی از جمله کنوانسیون های ژنو ، قدرتهای اشغالگر حق تعرض به منابع آبی سرزمین های اشغالی و یا انهدام و محدود کردن دسترسی به آنها را ندارند. عفو بین الملل در گزارش تصریح می کند که :"در برخی موارد سربازان رژیم صهیونیستی برای انهدام مخازن و چاه های مورد استفاده فلسطینیان اعزام شده اند." و " کمبود آب برای مصرف فلسطینیان با اختصاص عرضه سخاوتمندانه آب به شهرک های یهودی نشین واقع در کرانه باختری تشدید می شود که برخی از یهودی های ساکن در این شهرک ها از آب های آشامیدنی سالم برای پرکردن استخرهای خود استفاده می کنند. 450 هزار نفر از ساکنین شهرک های یهودی نشین در کرانه باختری بیش از دو میلیون و سیصد هزار فلسطینی که در این منطقه زندگی می کنند آب مصرف می کنند. "
گزارش عفو بین الملل بدنبال دو گزارش تکان دهنده دیگری از وضعیت فلسطینی ها در هفته های اخیر منتشر می شود که در اولی "گلدستون " گزارشگر ویژه حقوق بش سازمان ملل تایید کرد اسراییل در جنگ غزه مرتکب " جنایات جنگی "شده است و در گزارش دوم وزارت بهداشت فلسطینی ها گفت که بواسطه کاربرد گسترده سلاح های ممنوعه شیمیایی و رادیو اکتیویته توسط اسراییل در جنگ غزه ، 80 درصد تولدهای اخیر در این منطقه ناقص الخلقه بوده است که یکی از اثرات استفاده فراوان از فسفر سفید ، و از جنایات جنگی و مصداق "جنایت علیه بشریت " است .
در طول جنگ غزه و پس از آن ، کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد ، سازمان عفو بین الملل و نهادهای دیگر حقوق بشری و نیز به تازگی در گزارش گلدستون اسناد بسیاری انتشار داده اند که ثابت می کند اسراییل "آگانه " و " به عمد " در این جنگ ( و قبل و بعد از آن با محاصره منطقه ) به کرات مرتکب "جنایات جنگی " شده است که ازآن جمله استفاده از سلاح های شیمیایی مانند بمب های ممنوع فسفری و سلاح های کثیف ( سلاح های حاوی اورانیوم ضعیف - گزارش روز 13بهمن 1387 سازمان پزشکان نروژ) بمباران مراکز و تاسیسات غیر نظامی ، مراکز مصون و "نسل کشی " گسترده فلسطینی ها بوده است .
یکی از کنوانسیون هایی که به موجب آن همه ی طرفهای درگیر موظف هستند اصول و قواعد مقرر و تعریف شده را چه نسبت به طرف های درگیر ، و چه آنهایی که نقش و سهمی در جنگ ندارند ، رعایت کنند ، کنوانسیون حاصل از کنفرانس 1899 لاهه و "قرارداد بین المللی جلوگیری از کشتارجمعی ژنوساید مورخ 9 دسامبر 1948 " است . به موجب این کنوانسیون و قرار داد و نیز کنوانسیون های چهارگانه ژنو ، و کنوانسیون ها، پروتکل ها و توافقنامه های مشابه که در مجموع به همراه عرف ، "حقوق جنگ " را تشکیل می دهند ، طرفین درگیر مجاز به استفاده از هرگونه سلاحی در جنگ های خود نیستند ، و لذا استفاده از سلاح هایی که باعث جراحات شدید می شوند ( مانند بمب های اتمی – فسفری – خوشه ای –شیمیایی – میکروبی و...) در کنفرانس 1899 لاهه ممنوع شده است. طبق قوانین بین المللی عملیات جنگی محدود به افرادی خاص شده و موارد جزء آن منع گردیده است ،مثل حمله به افرادی که مستقیما در جنگ شرکت نداشته و اسلحه خود را به زمین گذاشته اند. بررسی اخبار تهاجم گسترده نظامی صهیونیستها به غزه و اقدامات جاری آنها در سرزمین های فلسطینی نشان می دهد که این دو اصل از حقوق جنگ مانند دیگر اصول نسبت به ساکنان غزه و مناطق پیرامونی آن به طور کامل نادیده گرفته شده است که به تصریح صورت گرفته در قوانین ، از مصادیق بارز " جنایات جنگی " و قابل رسیدگی در محاکم قضایی بین المللی و نیز در کشورهایی که دادگاههای آنها خود را صاحب صلاحیت تشخیص می دهند ، هستند.
آنچه این روزها در غزه می گذرد ، مصداق عینی حدیث شریف است که فرمود:"رجلاً ینادى یا للمسلمین فلم یجبه فلیس بمسلم" - کسى که فریاد مردى رابشنود که مسلمین را به کمک مى طلبد، پس اگر او را اجابت نکند، مسلمان نیست. دنیای بی رحم چشم خود را به روی بزرگترین جنایت های سیستماتیک تاریخ و خشن ترین فجایع بشری ، آنهم از سوی کسانی که مدعی هستند بصورت تاریخی مورد ظلم و آزار قرار گرفته اند !!؟ بسته است . فاجعه غزه در صدر اخبار رسانه های دنیای استکباری نیست و قرار مستکبران هم نیست که باشد ! این که در قرن 21 بیش از یک میلیون و نیم انسان ، زن و کودک و مرد ، کوچک و بزرگ ! هیچ چیز برای خوردن ندارند ، و آب آشامیدنی آنها نیز آب دریاست ! سوختی برای گرم شدن و چراغی که روشنای شبهای آنها باشد ، ندارند ، و در همین حال هر لحظه از زمین و هوا هدف آتش باری جانیانی قرارمی گیرند که تاریخ فقط مثل خود آنها را دیده است ! چه می توان گفت و نوشت ؟
در قران و منابع دیگر اسلامی آیات و احادیث فراوانی وجود دارد که به بیان وظایف سیاسی و اجتماعی مسلمانان و دولتهای اسلامی در برابر مسلمانان و غیر مسلمانان ستمدیده پرداخته است؛ بدین معنا که هرگاه خواهران و برادران مسلمان مورد تجاوز و اهانت واقع شوند، همگان وظیفه دارند که به حمایت و دفاع از ستمدیدگان بپردازند، زیرا در آموزههای اسلامی همه مسلمانان، برادران دینی بوده(حجرات آیه 10) و حمایت از یکدیگر وظیفه همگانی است. و همچنین است این فرموده از رسول خدا (ص) که فرمود: “مَثَل افراد با ایمان در دوستی و نیکی به یکدیگر همچون اعضای یک پیکر است که چون بعضی از آنها رنجور شودو به درد آید، دیگران را قرار و آرامش نخواهد بود”. تفسیر ابوالفتوح رازی، ج 2، ص 45/ - و حکیم سخن خواجه شیراز این بیت را به تاسی از آن حدیث شریف سرود که : بنی آدم اعضای یکدیگرند، که در آفرینش زیک گوهرند - چو عضوی به درد آورد روزگار، دگر عضوها را نماند قرار
گوش به فرمان رهبری
30 سال از انقلاب اسلامیمان گذشته است و 20 سال رهبر کبیر انقلاب، امام خمینی(ره) را از دست داده ایم، ولی وقتی امروز به حرفهای آن پیرمرد عارف، گوش فرا می دهیم و سخنان او را می شنویم و یا می بینیم، متوجه می شیم که حرفهای او با گذشت زمان کهنه نشده است. انگار آن حرفها را امروز و برای شرایط امروزمان گفته است.
امام(ره) گفته بود پشتیبان رهبری باشید تا از مشکلات در امان باشید. بیایید به شرایط امروز کشورمان نگاه کنیم. اگر بعد از انتخابات رهبری نمی آمد و در آن سخنرانی، دولت را مشروع اعلام نمیکرد، تصور کنید چه به وضع کشور می آمد. اگر حرف او فصل الخطاب واقع نمی شد، تشنج و اختلافهایی به وجود می آمد که کنترل آن از دست ارتش و سپاه و بسیج و ... خارج می شد.
چه بسا انتخابات مانند کشور افغانستان به دور دوم کشیده می شد. شاید عده ای بگویند:"ای آقا! از چه می ترسی؟ اگر احمدی نژاد آنقدر طرفدار دارد، در دور دوم هم رای می آورد." بحث رای آوردن و رای نیاوردن نیست. دقت داشته باشد. من می خواهم بگویم اگر در دور دوم انتخابات، باز هم احمدی نژاد رای می آورد، کشور ضرر می کرد. چرا؟ چونکه آیا می دانید برای برگزاری انتخابات چند میلیارد هزینه شد؟ چه تعداد آدم، به فعالیت های شبانه روزی پرداخته بودند؟ چقدر کارهای بزرگ و سنگینی در کشور انجام شد؟ حالا حساب کنید اگز بخواهد به دور دوم کشیده شود، دوباره این هزینه های مادی و انسانی بر کشور تحمیل شد.
ضرر دیگر این که دولت در جایی که الان قرار داشت، قرار نمی داشت. یعنی اکنون دولت دهم تشکیل شده و وزرا رای اعتماد را از مجلس گرفته اند و سفرهای استانی نیز به لطف خدا از استان خراسان رضوی آغاز شده است. اما اگر به دور دوم کشیده می شد، حساب کنید دولت انتخابی در چه شرایطی بود.
مطلب دیگر این است ای ایرانیان، هشیار باشد. چه اگر جزء سبزها هستی و یا نیستی، این را در نظر داشته باش که یک ایرانی هستی. در سخنرانی اخیر رهبری با دانشجویان و نخبگان، فرمودند، بعد از انتخابات به مسایلی پرداخته شد که اگر چه مهم بودند، اما مسایل مهمتر از آنها نیز بود که به آنها اصلا توجهی نشد. نکته مهم در انتخابات این بود که 85 درصد واجدان شرایط به پای صندوقها رفتند. کاری نداریم به کی رای دادند، همین که به پای صندوق رای رفتند، قبل از هر چیز به جمهوری اسلامی رای دادند. دشمن آمد این مساله را کمرنگ کرد و مسایل حاشیه ای را پررنگ جلوه داد.
رهبری گفت مسایل حاشیه ای که بعد از انتخابات اتفاق افتاد، نباید انقدر پررنگ نشان داده می شد. روزنامه ها و رسانه های صوتی و تصویری مختلف، این مسال را تیتر اول خبرهایشان کردند و آن مساله مهمتر که این شرکت گسترده ی مردم در انتخابات بود را به باد فراموشی سپردند. نتایجش هم ، همین بود که دیدیم. دشمن توانست کاری کند که در طول انقلاب، بی سابقه بود و عده ای کاری کردند که نباید می شد. در روز قدس به جای شعار "مرگ بر اسراییل" و "مرگ بر آمریکا"، شعار "مرگ بر روسیه" و "مرگ بر چین" دادند. روسیه و چین کمونیستی که دشمن سرسخت کشورهای امپریالیسم مانند آمریکا و انگلیس است را مخاطب قرار دادیم و کشورهای غارتگر، ظالم، استثمار گر و استحمارگر و استعمارگر را به باد فراموشی سپردیم. با این کار، دل دشمنان خود را شاد کردیم.
مطلب دیگر مربوط می شود به صحبتهای آقای حجاریان،یکی از بازداشت شدگان حوادث اخیر.ایشان مسایلی مربوط به علوم انسانی گفتند. اینکه در کشور ما، کتب علوم انسانی که به دانشجویان تدریس می شود، ترجمه ی متب غربی است و این برای کشور مضر است و ضررات زیان بار فراوانی دارد. مطلب درستی استف اما حرف من این است که مردم باید بدانند که آقای حجاریان اولین کسی نیست که این نکته را گوشزد می کند، بلکه قبل از آن، از چندین سال گذشته، رهبری بوده است که این سخن را فراوان گفته است. حالا امروز تصور می شود که حجاریان این نکته را کشف کرده است.
نکته ی دیگر در باب مساله فلسطین است. گهگداری از گوشه و کنار می شنویم، عده ای می گویند:"آقا جان بس کنید. شما را به فلسطین چه ربطی است؟ اینقدر خودمان مشکلات داریم، بعد بیاییم به فلسطین بپردازیم؟" اولین چیز بعد از شنیدن این حرفها که به ذهن آدمی می رسد این است که آیا انسان می تواند اینقدر پست شود که ببینید در گوشه ای از جهان، مردان و کودکان و زنان مسلمان را تکه و پاره می کنند و او آنها را نبیند و به فکر خودش باشد. اصلا چه طور می شود این جنایتها را دید و لقمه ای به راحتی از گلو پایین برد؟ چه طور می توان دید که کودک فلسطینی از گشنگی و تشنگی و سرما و گرما و بیماری و ... می میرد و من با خیال راحت بخورم و بپوشم و عیاشی کنم و خوش بگذرانم؟ بیایید کمی به انسانیتی که از آن دور شده ایم نزدیکتر شویم. طوری نشود که در روز قدس که فقط مخصوص به قدس و فلسطین است، شعار مرگ بر روسیه و چین بدهیم. اسراییل جناتکار را از یادمان ببرند و جایش چیزهای دیگر بگذارند.
امام راحل و مقام معظم رهبری چقدر در باب فلسطین، صحبت کرده اند؟ عده ای می گویند که مساله ی فلسطین، در ابتدا در جمهوری اسلامی مطرح نبوده است، بلکه بعدا جزء مسایل مهم تلقی شده است. این گروه کاملا در اشتباهند. در دهه ی 40 و قبل از این که امام را بازداشت و تبعید کنند، ساواکی ها به امام گفتند اگر درباره ی 3 چیز در سخنرانی های خود صحبت نکنی کاری با تو نداریم: 1- درباره ی شخص اول مملکت یعنی شاه 2- درباره ی آمریکا 3- درباره ی فلسطین و ظلم اسراییلی ها. اما پاسخ داد ما به غیر از اینها که دیگر حرفی نداریم که بزنیم. یعنی امام که پایه گذار جمهوری اسلامی است، از همان اوایل نهضت، به مساله فلسطین، عنایت ویژه ای داشتند و آن را به صورت جدی پیگیری می کردند. پس ما هم امروز وظیفه داریم راه امام خود را ادامه دهیم و گوش به فرمان رهبری باشیم. که خوشبختانه اکثزیتمان هستیم. در همین جنگ غزه که چندی پیش رخ داد، دیدیم که چه تعداد عظیمی از مردم، مشتاقانه اعلام کردند حاضرند به فلسطین برده شوند و با رژیم غاصب اسراییل به پیکار بپردازند. این یعنی مردم حرف امام را فراموش نکرده اند.
حرف ها بسیار است و فرصت اندک. والسلام
علی محمودی
سید حسن نصرالله در سخنرانی روز جهانی قدس
خبرگزاری فارس: دبیرکل حزبالله لبنان با اشاره به فشارهای بینالمللی برای برسمیت شناختن رژیم صهیونیستی و عادیسازی روابط با این رژیم گفت: هیچ کس حق ندارد این رژیم را برسمیت بشناسد؛ عادیسازی روابط و تعامل با آن حرام است.
به گزارش فارس به نقل از شبکه خبری "المنار "، سید حسن نصرالله امروز به مناسبت روز جهانی قدس در جمع گسترده مردم در مجتمع سیدالشهداء در حومه جنوبی بیروت که سخنان وی از طریق ویدئو کنفرانس پخش میشد، گفت امروز روز جهانی است که پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و تأسیس نظام اسلامی، سقوط نظامی شاهنشاهی و تغییر سفارت اسرائیل برای نخستین بار در جهان به سفارت فلسطین، اعلام شد.
وی افزود: روز قدس از مهمترین مسائل و میراث گرانقدر و عظیم امام خمینی(ره) است زیرا روز قدس و آنچه از مقدسات اسلامی و مسیحی در آن است در معرض تهدید و خطر است، روز قدس روز فلسطینیان در قدس و دیگر مناطق جهان است، روز غزه، روز مقاومت فلسطینی، عربی و اسلامی و روز تمامی مبارزان و پایداران در مقابل طرح اسرائیلی است، روزی است که یادآور مسئولیت اسلامی، دینی و انسانی امت است.
نصرالله همچنین گفت: ای برادران مسئله اساسی در روز قدس پیش از هر عنوان دیگری، موضعگیری در برابر اشغالگر صهیونیست است که سرزمین فلسطین و سرزمین عربی ما در "جولان " و "کفرشوبا " به اشغال درآورده است، موضعگیری در مقابل رژیمی است که بر اساس این اشغالگری و غصب اراضی تأسیس شده است، ما موضع روشن و اصل ثابتی داریم که دائما و به رغم اختلاف دیدگاه در روز قدس آنرا بیان میکنیم زیرا حق، حق است باید گفته شود و باطل باطل است باید با آن مقابله شود ما میگوئیم که فلسطین از دریا تا رودخانه ملک امت و ملت فلسطین است و صهیونیستها هیچ حقی در این سرزمین ندارند و حاضر هستند در این مورد با استناد به کتب آسمانی و تا کتاب مقدس و عهد قدیم و استناد به سیره عقلاء مباحثه کنند.
وی در ادامه گفت: ما از لحاظ قرآن و احادیث اسلامی اعتراف میکنیم که خداوند به ابراهیم وعده داد که به نسل او سرزمین مقدس را اعطا کند و ما منکر این نیستیم اما وقتی به قرآن، عهد قدیم و وقایع تاریخی مراجعه میکنیم، میبینیم که خداوند به نسل ابراهیم وعده سرزمین مقدس را وعده داد و نسل ابراهیم یهود و صهیونیستها به عنوان گرایش سیاسی و دینی نیستند و بخش بزرگی از اعراب از نسل ابراهیم علیه السلام هستند.
دبیرکل حزبالله لبنان افزود: جنایتکاران قاتلی که انبیاء را کشتند و کسانیکه در زمین فساد کردند به قدس وعده داده نشده بودند تا بگوئیم که این وعده پس گرفته شد، ما از همین جا از مجتمع سید الشهداء که پیکرهای شهدای ما را در آغوش خود گرفته است، اصول و مبادئ خود را اعلام میکنیم که اولا فلسطین تاریخی از آن ملت فلسطین و امت است و دوم اینکه هیچ کس اعم از فلسطینی، عربی، مسلمان و مسیحی حق ندارد از یک وجب از خاک فلسطین و یا حرف واحدی از نام فلسطین چشمپوشی کند.
وی گفت: رژیم صهیونیستی که بر سرزمین فلسطین تأسیس شده است، غاصب، تجاوزگر، غده سرطانی، غیرقانونی و نامشروع است و هیچ کس حق ندارد این رژیم را برسمیت بشناسد؛ عادیسازی روابط و تعامل با آن حرام است، همه مسلمانان بر این اصل اجماع دارند و با تغییر زمان و شرایط تغییر نخواهد کرد.
وی افزود: برخیها میگویند که در شرایط کنونی ما از آزادسازی فلسطین عاجز هستیم و نمیتوانیم کاری انجام دهیم، از جنگ، مقاومت و انتفاضه عاجز هستیم اما ما مجبور نیستیم در برابر دشمن تسلیم شویم و برای او چک پادشاهی و سلطه قانونی بر امورمان امضا کنیم، هیچ کس نمیتواند این را به ما تحمیل کند این موضع امت است، این امت ماست که جهانیان بیش از 60 سال است که امت را برای عادیسازی روابط با اسرائیل تحت فشار قرار دادهاند اما نتوانستند این را بر ما تحمیل کنند و حتی کشورهائی که توافقنامه با اسرائیل امضا کردهاند، نتوانستند ملت خود را به این امر متقاعد کنند.
نصرالله اضافه کرد: این امر ممکنی است که ما اسرائیل را به رسمیت نشناسیم و معاهدات صلح امضا نکینم، ما امروز عاجز و ضعیف نیستیم و به نمایندگی از طرف شما میگویم که ما به عنوان بخشی از این امت، الهی به ماه، روز و شبهای تو سوگند میخورم که ما هرگز اسرائیل را برسمیت نمیشناسیم و روابط خود با اسرائیل را عادی نخواهیم کرد و در برابر اسرائیل تسلیم نخواهیم شد حتی اگر همه جهانیان آنرا برسمیت بشناسند، ایمان و اعتقاد ما همچنان بر این خواهد بود که اسرائیل غده سرطانی است که باید از بین برود.
وی در ادامه گفت: این لبنان است، کشوری که از زمان تأسیس در شرایط دشواری بسر میبرد، گذشته از اشغالگریها، جنگها و صفبندیها ساختار آن پیچیده و اوضاع آن دشوار است، این لبنان است که مشکلاتی دارد اما امتیاز به اسرائیل نداده است نه لبنان مردمی و نه لبنان رسمی، تا به این لحظه لبنان از نقطهای و یا وجبی از خاک خود برای اسرائیل چشمپوشی نکرده است، بله تلاشهای ناقص صورت گرفت که به سرعت ناکام ماند و آن توافقنامه 17 می بود، ما نمیخواهیم تسلیم شویم، ممکن است برای آزادسازی تپههای "کفرشوبا " جنگ نکنیم اما هرگز از حقوق خود چشمپوشی نخواهیم کرد.
ادامه دارد ...
سخنان آیتالله خاتمی در خطبه دوم نمازجمعه تهران
خبرگزاری فارس: خطیب موقت نمازجمعه تهران گفت: مقام معظم رهبری در خطبه عمیق خود در هفته گذشته نقشه راه نظام اسلامی را مشخص کردند. اگر کسی اساس نظام اسلامی را هدف قرار دهد، نظام قاطعانه و مقتدرانه از خود دفاع میکند.
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، سید احمد خاتمی خطیب موقت نمازجمعه تهران در روز قدس در خطبه دوم، با اشاره به هفته بازگشایی مدارس، دانشگاهها و حوزههای علمیه، بهار پژوهش را تبریک گفت و یادآوری دو نکته را ضروری دانست.
خطیب جمعه تهران با تاکید بر اینکه آموزش در کنار تهذیب نفس موثر و مفید است، اظهار داشت: آموزش منهای اخلاق و تهذیب نفس، مانند دادن تیغ به دست زنگی مست است و امیدوارم مسئولان فرهنگی این هر سه نهاد به این موضوع توجه ویژه داشته باشند.
خاتمی با بیان اینکه آموزش و پژوهش در فضای آرام شکل میگیرد نه در فضای متشنج، افزود: نهضت نرم افزاری در این فضا رشد میکند و مسئولان مراکز فرهنگی به این موضوع توجه داشته باشند که دشمنان در پی متشنج کردن جو هستند تا علم و دانش در این کشور شکل نگیرد و آنانی که در این مسیر گام بردارند به علم و دانش و انقلاب اسلامی خیانت کردهاند.
وی با تاکید بر اینکه مدارس، دانشگاهها و حوزهها نیاز به تحول همه جانبه دارند، گفت: در این عرصه مقام معظم رهبری بهترین رهنمودهای کاربردی را ارائه کرده بودند که عمل به آن موجب تحول عمیق فرهنگی خواهد شد.
* نظام دینی مخالفتی با طرح آراء مخالف ندارد
عضو مجلس خبرگان رهبری ادامه داد: مقام معظم رهبری در خطبه عمیق خود در هفته گذشته نقشه راه نظام اسلامی را مشخص کردند و افزودند مخالفتها و اعتراض ها در چارچوب نظام اسلامی برابر اصول 24 ، 26 و 27 قانون اساسی، آزاد است.
خاتمی با تاکید بر اینکه نظام دینی مخالفتی با طرح آراء مخالف نداشته و در نظام اسلامی دگراندیشی به هیچ عنوان جرم نیست، خاطر نشان کرد: قانون اساسی مذهب اصلی کشور را اسلام میداند اما بقیه مذاهب نیز آزادند تا در چارچوب قانون بر طبق قوانین خود عمل کند و همواره امامان معصوم ما نیز نه تنها وحشتی از طرح آراء مخالف نداشتند، بلکه با این افراد صحبت کرده و جوابشان را نیز میدانند.
خطیب نماز جمعه تهران با بیان اینکه مخالفت در چارچوب نظام قابل تامل خواهد بود، تاکید کرد: اگر کسی اساس نظام اسلامی را هدف قرار دهد، نظام قاطعانه و مقتدرانه از خود دفاع میکند.
وی تصریح کرد: هیچ نظامی در برابر براندازی سکوت نمیکند و این نقشه راه نظام جمهوری اسلامی ایران است.
عضو مجلس خبرگان رهبری با بیان اینکه هیچ کس در لزوم دستیابی به وحدت تردیدی ندارد، گفت: موضوع وحدت برای همیشه یک ضرورت برای جامعه است و قرآن و روایات ائمه نیز همواره بر این موضوع تاکید داشته و بیشترین رهنمودهای حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری حول همین محور است و بدیهی است که تفرقه در هر جامعهای عامل آسیب خواهد بود.
خاتمی با بیان اینکه دلسوزان نظام نیز همواره دم از وحدت زده و این دم زدن یک امر مقدس است، تصریح کرد: اما وحدت باید در چارچوب نظام اسلامی و حول محور قانون اساسی که یکی از برجستهترین اصولش اسلام و ولایت فقیه است، باشد.
وی تاکید کرد: وحدت حول محور راه نورانی و سیاستهای کلی نظام مورد قبول است نه اینکه هر کس بنابر سلیقه خود آن را تعریف کند.
خطیب موقت نماز جمعه تهران افزود: تنها راه حل اختلافاتی که گاهی در جامعه مطرح میشود تمکین به قانون و التزام عملی به ولایت فقیه است.
خاتمی از جمله وظایف تریبون نماز جمعه تهران را توجه به وحدت، اخلاق، تقوا، روشنگریهای سیاسی و ارتقاء بصیرت جامعه دانست و گفت: این امر در طول 30 سال گذشته به خوبی انجام شده است اما برخی که این روشنگریها را از تریبون نماز جمعه برنمیتابند، در یکی دو ماه اخیر، تریبون نماز جمعه را مورد هجمههای مختلف قرار داده و تلاش دارند تا این روشنگریها را تعطیل کنند اما باید بدانند که به فضل خدا این امر شدنی نیست و آنها نمیتوانند مانع از روشنگریهای ائمه جمعه در تریبونهای نماز جمعه بشوند.
* ملتی که همراه امام خود در صحنه باشد، شکست ناپذیر است
عضو مجلس خبرگان رهبری با اشاره به در پیش بودن هفته دفاع مقدس با بیان اینکه هفته دفاع مقدس برگی زرین از کتاب پرافتخار نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران است، خاطر نشان کرد: در دویست سال اخیر هر گاه درگیری میان ایران و کشوری دیگر پیش میآمد کشورهای دیگر بودند که باج و امتیاز می گرفتند و تنها در دوران هشت ساله دفاع مقدس بود که بدون از دست دادن حتی یک وجب از خاک میهن اسلامی، ملت ایران دشمن را ذلیلانه و زبونانه از کشور راند.
خاتمی هفته دفاع مقدس را حاوی پیام هایی بسیار مهم و ابدی دانست و افزود: نخستین پیام آن این است که ملتی که همراه امامش در صحنه باشد، شکست ناپذیر است.
وی ادامه داد: صدام سه روز قبل از آغاز جنگ در مصاحبهای اعلام کرده بود که ادامه مصاحبه سه روز بعد در تهران برگزار می شود اما ملت بزرگ ایران هشت سال ایستادگی کرد و نه در مقابل صدام بلکه با دنیای استکبار جنگید و سرانجام این صدام معدوم بود که دستهای ذلت و تسلیم خود را در برابر ملت بزرگ ایران بلند کرد.
خطیب موقت نمازجمعه تهران گفت: فرهنگ عشق به خدا، ایثار و دفاع از دین، فرهنگ جهاد است که نقطه مقابل آن فرهنگ دنیاپرستی و اشرافی گری و فرهنگ پایبندی به زخارف بی ارزش دنیوی است و ما باید همواره پاسدار فرهنگ شهادت باشیم.
خاتمی ولایت مداری را یکی دیگر از پیام های مهم دفاع مقدس دانست و گفت: همه می دانند که هشت سال دفاع مقدس با تدابیر الهی امام راحل اداره شد و امام خمینی(ره) در عمل نشان دادند ولایت فقیه توان مدیریت بحران را دارد.
خاتمی با اشاره به تاکید امام خمینی (ره) مبنی بر اینکه پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت آسیبی نرسد، افزود: همین موضوع باعث شد که دشمنان نتوانند به ایران اسلامی آسیب برسانند.
وی اضافه کرد: جنگ در تمام دنیا بحران است اما امام خمینی (ره) از این بحران به عنوان فرصت استفاده و تحولی عمیق در جامعه ایجاد کرد.
عضو مجلس خبرگان رهبری با بیان اینکه همه موظفیم هفته دفاع مقدس را گرامی بداریم، این هفته را هفته جهاد و شهادت دانست و گفت: اعتماد به نفس، تفکر بسیجی، تحکیم وحدت و دهها پیام دیگر از دستاوردهای دوران دفاع مقدس است.
* لزوم شناسایی سریع تروریستهای حوادث اخیر در کردستان
وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به روایتی از امام محمد باقر (ع) درباره فضیلت ماه مبارک رمضان، بر استفاده هر چه بیشتر از زمان باقیمانده از این ماه مبارک تأکید کرد.
امام جمعه موقت تهران ضمن تسلیت شهادت ماموستا شیخالاسلام نماینده مردم کردستان در مجلس خبرگان رهبری به مردم این استان و خانواده وی خاطر نشان کرد: ما از نزدیک شاهد حسن سلوک این عالم فرهیخته بودیم و وی بی نهایت شیفته اهل بیت (ع) به ویژه حضرت صدیقه طاهره (س)، خدمتگزار مردم کردستان و از جانبداران جدی نظام اسلامی بود.
خاتمی تاکید کرد: این شهادت و دیگر شهادتها و حوادثی که در هفته گذشته در کردستان اتفاق افتاد، میطلبد که مقامات امنیتی - اطلاعاتی کشور با سرعت هر چه تمامتر این تروریستها را شناسایی کنند و این جنایتکاران را هر چه زودتر به سزای اعمال ننگینشان برسانند.
رمضان عبدالله:امروز ملت فلسطین به نیابت از جهان اسلام در برابر اسرائیل می جنگد
خبرگزاری فارس: دبیرکل جنبش جهاد اسلامی فلسطین با بیان اینکه ملت فلسطین امروز به نیابت از تمام جهان اسلام در سرزمین فلسطین در برابر اسرائیل می جنگد، بر حمایت همه جانبه کشورهای اسلامی از مبارزان فلسطینی تاکید کرد.
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، رمضان عبدالله دبیرکل جنبش جهاد اسلامی فلسطین در سخنان پیش از خطبههای نمازجمعه این هفته تهران که به منظور بزرگداشت روز قدس انجام شد، با بیان اینکه امام خمینی (ره) با بصیرت عمیق، خدایی و تاریخی خود و با شناخت و آگاهی پیامبرگونه ای که از آینده داشتند در سی سال قبل چنین روزی را به نام روز مبارک جهانی قدس نامیدند، افزود: این تیر از همان روز رها شد تا در نهایت به قلب دشمنان قدس بخورد و آنان را سرنگون کند و روز جهانی اسلام را برای همگی ما به ارمغان بیاورد.
دبیرکل جنبش جهاد اسلامی فلسطین گفت: آن رسالتی که حضرت امام خمینی (ره) در سی سال قبل عنوان کردند، باید همواره گوشزد یکایک مسلمانان در اقصی نقاط جهان باشد و باید آنان را به بیداری بکشاند تا انشاء الله آن تیری که رها شده است، به عنوان تیر خلاص بر قلب دشمن فرود آید.
رمضان عبدالله ادامه داد: همانگونه که حضرت امام خمینی (ره) بارها در گذشته اعلام کردند، اسرائیل یک غده سرطانی است که در جان، بستر و جسم جهان کاشته شده است.
وی با تاکید بر اینکه اسرائیل با انواع حیله و ساز و کارها در تلاش است که امت اسلامی را از حمایت از ملت فلسطین بازدارد، خاطر نشان کرد: ملت فلسطین امروزه به نیابت از جهان اسلام در سرزمین فلسطین در برابر اسرائیل می جنگد، بنابراین همگی باید یار و حامی ملت فلسطین باشند.
دبیرکل جنبش جهاد اسلامی فلسطین افزود: اگر خدای ناکرده روزی اسرائیل بتواند ملت فلسطین را در خانه و کاشانه خود از بین ببرد، پس از آن متوجه یکایک کشورهای اسلامی خواهد شد تا اسلام و اسلامخواهی را در کشورهای اسلامی از بین برده و هر چیزی را که به اسلام و اسلامیت مربوط است نابود کند.
رمضان عبدالله با تأکید بر اینکه ملت فلسطین امروز به نیابت از ملت های ایران، عراق، سوریه، مصر، مغرب و تمامی کشورهای اسلامی با رژیم صهیونیستی می جنگد، گفت: بنابراین باید همگی شما یار و حامی ملت فلسطین باشید که امروزه به طور مستقیم با ددمنشی رژیم صهیونیستی دست و پنجه نرم میکند.
وی با بیان اینکه از ملت فلسطین میخواهم در قالب وحدت، یکپارچگی خود را حفظ کنند، اظهار داشت: دشمن صهیونیستی تصور می کند قدس قطعه ای از خاک یک سرزمین است در حالی که قدس بخشی از سرزمین اسلامی و متعلق به جهان اسلام است و برای آزادسازی قدس شریف ما راهی جز مقاومت نیست.
دبیرکل جنبش جهاد اسلامی فلسطین با اشاره به پیروزی های رزمندگان حزبالله در جنگ 33 روزه با رژیم صهیونیستی و شکست رژیم صهیونیستی در جنگ 22 روزه در غزه، خطاب به سران رژیم صهیونیستی تاکید کرد این برهه از زمان همچون گذشته نیست که شما هر جنگی را برافروختید پیروز شوید.
رمضان عبدالله با تأکید بر اینکه ملت فلسطین حاضر نیستند حتی یک وجب از خاک خود را در اشغال ببینند، گفت: هم اکنون 5 میلیون آواره فلسطینی در خارج از این سرزمین به سر میبرند که حق بازگشت به وطن خود را دارند.
وی صبح پیروزی و نابودی رژیم صهیونیستی را نزدیک دانست و تصریح کرد: سردمداران رژیم نامشروع صهیونیستی باید بدانند که شکست و نابودی سرنوشت محتوم آنهاست.
دبیرکل جنبش جهاد اسلامی فلسطین در پایان سخنان خود که در جمع نمازگزاران تهرانی در دانشگاه تهران انجام شد، انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران را اسطورهای عظیم و سیلی محکمی به دشمنان این مرز و بوم عنوان کرد.
نظرات ()