نون و القلم

"و تاثیر قلم صلاح و فساد مملکت را کاری بزرگست و خداوندان قلم را که معتمد باشند عزیز باید داشت" - خیام

جمله ای از دکتر علی شریعتی

دکتر علی شریعتی : "کلاس پنجم که بودم پسر درشت هیکلی در ته کلاس ما می نشست که برای من مظهر تمام چیزهای چندش آور بود، آن هم به سه دلیل: اول آنکه کچل بود، دوم اینکه سیگار می کشید و سوم - که از همه تهوع آور بود- اینکه در آن سن و سال، زن داشت. !... چند سالی گذشت یک روز که با همسرم از خیابان می گذشتیم، آن پسر قوی هیکل ته کلاس را دیدم در حالیکه خودم زن داشتم ،سیگار می کشیدم و کچل شده بودم"

  
نویسنده : علی محمودی ; ساعت ٧:۳٩ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٩ آبان ۱۳۸۸

بررسی مبانی دینی و اجتماعی اندیشه روشنفکری علی شریعتی

علی شریعتی علی شریعتی بی گمان از روشنفکران مطرح و تأثیرگذار در روزگار معاصر ایران می باشد. افکار، نوشته ها و آرای او در مدت سه دهه تأثیرات شگرفی بر ادبیات، وضعیت روشنفکری و تحولات اجتماعی ایران نهاد که هنوز هم این تأثیرات به انحاء مختلف تداوم خود را حفظ کرده است. در این مقاله کوشش می شود ریشه های دینی و اجتماعی وجوه روشنفکری علی شریعتی ببه عنوان متفکر و دانشمندی که سخت با آموزهای شیعی و آرا و نظریه های علمی زمان خودش پیوند برقرار کرده بود. بررسی و پردازش گردد. فرضیه اصلی مقاله بر وجود نوعی تعامل میان تحولات اجتماعی و اندیشه متفکر و رشد دیالکتیکی آن دو باشد.

1. مبانی دینی روشنفکری علی شریعتی

هر متفکر و دانشمند علوم اجتماعی متأثر از دو محیط می باشد. یکی میراث، فرهنگ و بطورکلی جامعه و سنتهای خودش و دیگری الگوهای زبان و گفتمانهای علمی زمانه اش. ما در اینجا در مقام بررسی و ریشه های تفکر یک روشنفکر مشهور و مطرح ایرانی هستیم و نمی خواهیم قضاوتی در درستی یا نادرستی افکار او داشته باشیم. می خواهیم اشاره کنیم که تفکر در خلا شکل نمی گیرد؛ تفکر مثل همه امور اتفاقی است که بعنوان یک واقعه بطور مطلق در اختیار و خواست متفکر نیست. بلکه در فضا و شرایط خاص آن شکل می بندد، قوام می یابد و تجلی می شود. این فضا فضای کنش است. یعنی اندیشه صورت خود را در عمل و در وقایع و عینیات نشان میدهد. به این دلیل هر متفکری از آنروی که صاحب یک فرهنگ و مجموعه ای از اصول و باورهای خاص است، دارای مبانی متأثر از الگوها و سبکهای خردورزی، معرفتی زمان می باشد. اندیشه و زمان و شرایط همدیگر را رشد و عمق می بخشند و هر کدام از دیگری سهم و نقش دارد.علی شریعتی مزینانی یک روشنفکر دینی بود. در زمانه ای درخشید و اثرگذار شد که خود آن زمانه بستر پیدایش شخصیتی بنام شریعتی بود. او در خانواده ای مذهبی و نواندیش زاده شد. نیاکانش بیشتر عالم و فقیه بوده، دستی در فلسفه اسلامی داشتند. پدرش محمدتقی از روشنفکران مذهبی و عالمان دینی نوگرا در شهر بود. او رسالت و حیات دینی خود را دفاع نوین از آموزه های مذهب شیعه در برابر تندبادهای الحادی، مارکسیستی دانست(1) و در این جهت مرکزی را به نام کانون نشر حقایق اسلامی تأسیس کرد علی شریعتی هم در این فضای روشنفکری پر تب و تاب بالید و سخت به آموزه های اصیل مذهب شیعه علاقمند گردید و توانست با تمرکز بر ظرفیت های انقلابی تشیع در این حوزه مطالعات خوبی انجام دهد. او به پیروی پدرش به نوآوری در اسلام معتقد بود. می کوشید بیرون از گفتمانهای مسلط فقهی- کلامی و براساس علم جامعه شناسی به مفاهیم دینی بپردازد. اصل مهم در مبانی اسلامی تفکر وی توحید است. او معتقد بود باید با درک اصلی و مبتنی بر نص از توحید بتوانیم جلوه های فلسفی، اقتصادی و اجتماعی شرک را شناسایی و بزداییم. منظور از جلوه های فلسفی و مذهبی شرک در دوگانگی شریعت و تثلیث نمود می یافت. جهان بینی های غیر توحیدی در برخی اساطیر و تمدنها، مصداق دیگری از شرک هستند. شرک اجتماعی از نظر او ساختار طبقاتی جامعه بود که نوعی نظام معرفتی شرک آلود را تولید می کرد.شریعتی در کتاب اسلام شناسی به توحید می پردازد و آنرا در چهار عرصه جهان بینی، فلسفه تاریخ، جامعه شناسی، اخلاق شرح و بسط می دهد. توحید از نگاه خداوندی دیده می شود و تکثر از منظر انسانی. در نگاه اول همه پدیده ها منطقی یگانه دارند اما در طول زمان است که با جدایی از مبدا پراکندگی و شرک و تفرقه پدید می آید.شریعتی مثل متکلمان فلاسفه اسلامی از نقطه مبدا شروع نمی کند. بلکه از پایین به بالا و براساس اندیشه اجتماعی تحلیل می نماید. یعنی به جای تعریف اثباتی توحید، شرک را شناسایی می‌کند آن را در نقد جلوه‌ای اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی نقد می کند. وقتی که این نقد انجام می شود بصورت موازی مفهوم جایگزین و اصیل و اسلامی آن که «امت واحده» است پدیدار می شود. «پیغمبران از ابراهیم تا پیغمبر اسلام و پیش از ابراهیم نیامده اند تا بشر را متدین کنند. برای اینکه بشر فطرت خودش متدین است.... پیامبران نیامده اند تا در جامعه احساس مذهبی ایجاد کنند، زیرا هر پیغمبری در جامعه ای که مبعوث شد در جامعه ای مذهبی بوده است. آن جامعه مذهبی بوده و مذهبی داشته است- آمده اند که فقط یک کار کنند. نه هیچ کار دیگر و آن اینکه توحید را جانشین شرک کنند. یعنی مذهبی را جانشین مذهبی دیگر کنند(2)»
این بدان معناست که شرک تبدیل به کارکردی مذهبی می شود. شرک در جامعه ای مذهبی بناچار باید در قالب مذهبی عمل کند. مذهب و نظام شرک از همان دوران هابیل و قابیل وضع می شود. و بتدریج در مظاهر مختلف اجتماعی و اقتصادی خود را نشان می دهد.یکی دیگر از وجوه مبانی اسلامی شریعتی نگاه او به انسان و انسان شناسی اوست که نسبتی وثیق با دریافت او از توحید دارد. انسان که خود بنای جامعه قرار می گیرد، یک موجود بود ثابت نیست بلکه در حرکت است که از شدن دایمی حکایت دارد. اصالت انسانی در نگاه او تحقق صفات خداوند در آدمی است صفاتی مثل علم، قدرت و... و در مجموع صفات خداوندی که به او امانت داده شده است. یعنی فضایل انسانی(3)انسان= لجن متعفن+ روح خدا. لجن متعفن و روح خدا دو اشاره سمبولیک است. انسان واقعاً از لجن بدبو( حماء مسنول) ساخته شده و نه از روح خدا. بلکه اولی پستی و رکود و توقف مطلق را نشان می دهد و دیگری تکامل بی نهایت و برتری لایتناهی را(4)انسان جوهری است که ثابت است، اما در اجتماع و تاریخ ممکن است تحول یابد و از آن سرشت راستین خود دور شود. بویژه هنگامی که انسان در یک جامه طبقاتی شرک آلود زندگی کند ( مثل جاهلیت) آن وحدانیت انسانی و الهی خود را از دست میدهد. در نهایت انسان و اصالت انسانی مدنظر شریعتی صفات زیر را دارد.1. همه انسانها با هم نه برابر که برادرند. برابری امری حقوقی است. اما برادری امری خلقی و سرشتی است.
2. سرشت زن و مرد برابر است، خواهر و برادرند.
3. فضیلت انسان بر فرشتگان و همه عالم فضیلت علمی اوست. زیرا اسماء [ خداوند] را یاد گرفته است، مسجود فرشتگان قرار گرفته و فرشتگان با علم به اصالت نژاد و برتری خود، باید به پای او بیفتند و او را سجده کنند(5)شریعتی با وجود این تعریف از انسان باز هم بیشترین تجلی عینی انسان را در عرصه های اجتماعی تعریف می کند. برای مثال او تعریفی جمعی، پویا و ایدئولوژیک از مقوله حج در احکام اسلامی ارائه می دهد. او به حج به عنوان یک تکلیف فقهی نگاه نمی کند، بلکه از آن یک معرفت و شناخت جامه شناسانه مراد می‌کند شناختی که توحید را اثبات و همه جلوه های اجتماعی ، فکری و فرهنگی شرک را محکوم و مطرود می کند.«حج تجسم نمایش عینی و رمزی مجموعه ای است که اسلام نام دارد در همه ابعادش . بدین معنا که اسلام از زیر بنایش که توحید است تا جهت نهایی اش که « تا خدا» است، مجموعاً اعضا عملی و فکری و احساسی متعددی دارد که با یک روح و یک جهت و یک آهنگ [ معنا می یابد] و این همه در حج متن نمایشی قرار گرفته است که هر فردی آن را با حرکات و سمبل ها و رمزهای خویش در صحنه حج به نمایش می گذارد.... در این نمایشنامه همه انسانها به عنوان بازیگر مسئول شریکند ولی در این نمایش که میلیونها فرد یک متن را بازی می کنند، نقش ها تقسیم نشده است و هنرمندان اصلی و فرعی وجود ندارد.... در این صحنه نقش قهرمان و ضد قهرمان، مادی و معنوی، نوکر، آقا، برده و ارباب و زن و مرد وجود ندارد و هر فرد انسانی مجموعه این نقش ها را خود[بر] عهده دارد و بازگوی این حقیقت اسلامی است که هر فرد در آفرینش و ماهیت و حقیقت با همه انسانها مساوی است.(6)شریعتی حج را نماد زندگی سالم، مطلوب و آرمانی مورد نظر اسلام می داند. این زندگی تهی از شرک برابرانه و برادرانه است، همه مسئولیت دارند و همه در برابر یکدیگر مسئول هستند. در واقع او میان حج و امر به معروف و نهی از منکر نوعی پیوند درونی کشف می کند. بدین معنا که در حیطه اجتماعی امر به معروف و نهی از منکر ضرورت خود را از مسئولیت همه در برابر همه کسب می کند. ضرورت این فرضیه از فقدان طبقات مسلط در جامعه بر می خیزد. یعنی یک انسان فقیر و عضو جامعه می تواند از رهبر جامعه اسلامی هم انتقاد کند و از نظر شریعتی ابوذر در این مورد یک مثال بسیار خوب است. و یا اعضای جامعه ای که در دوران زمامداری امام علی از او انتقاد و پرسش می کردند.جامعه توحیدی که نمادهایش در حج، امربه معروف و نهی از منکر، نماز جماعت و جمعه، وحدت رهبری( امامت) وحدت اجتماعی( عضو جامه امت واحده) وجود دارد، در طول تاریخ وقتی که از این نشانه ها دور شود، دچار شرک اجتماعی، اقتصادی و حتی فلسفی میشود. به تعبیری جامعه از صورت هابیلی به قابیلی تبدیل می گردد.قابیل در طول تاریخ سه قیافه پیدا می کند. زر، زور و تزویر(دین) این سه قیافه طبقه حاکم بر مردم را می سازند «طبقه حاکم در طول تاریخ از این سه درست شده است. جامعه های روم، ایران باستان، فلسطین، بین النهرین....دارای این سه قیافه اند... قرآن این سه طبقه را به صورت سه شخص به بشریت معرفی می کند.
1. ملاء «چشم پرکن ها هستند. یعنی نمایندگان زور در جامعه بشری. ملاء یعنی کسی که وقتی در جامعه راه می رود چشم را پر می کند.
2. شرف ثروتمندانی که هیچگونه مسئولیتی( مذهبی و اخلاقی) نمی شناسند.
3. راهبان، یعنی متولیان معابد- دین ها- نمایندگان ادیان(7)
شریعتی می خواست نوعی فلسفه تاریخ را از دیدگاه جامعه شناسی در اسلام ارائه دهد که البته معلوم نیست تا چه حد موفق شده است. او با بازخوانی تاریخ شرک می خواست از حیث دیالکتیک در فلسفه تاریخ به یک جامعه توحیدی و امت واحده برسد. به همین دلیل در کنار جامعه شناسی شرک نوعی فلسفه سیاسی امامت هم ارائه می کرد که می توانست در حکم مدینه فاضله باشد. البته او می کوشید نوعی نگرش اسطوره شناسی- جامعه شناسی را در مساله امامت بتوان الگوی مدینه فاضله بکار بندد. زیرا عقیده داشت که انسان کامل در اساطیر تحقق یافته است.نگرش جامعه شناختی شریعتی به نوعی رئالیسم بومی و قرآنی یا طبیعی نزدیک بود. برای مثال او به اسامی سوره های قرآن توجه می کرد که اسامی طبیعی مثل بقره، نمل، عنکبوت، رعد، شمس، قمر، فیل در آنها وجود دارد. این یعنی واقع گرایی. قرآن به زبان ساده مثالهای ساده و واقعی دارد. کلمه آیه به معنای نشانه است و نشانه یعنی مصادیق عینی و ملموس.نقطه عطف اندیشه اسلامی- اجتماعی شریعتی آنجاست که میان قرآن و مردم پیوندهای محکمی جستجو می کند. قرآن با نام خدا آغاز و با نام مردم پایان می یابد.(8) تحلیل و تفسیری که از سوره ناس میشود، همه اش با تأکید بر حضور اهمیت مردم است. راه خدا از میان مردم می گذرد. اینکه خداوند واژه «الانسان» را به جای «الناس» در این سوره نیاورده است، بدین دلیل است که انسان یک واژه ذهنی و فلسفی است که تنها عده ای خاص آن را می فهمند. و این با منطق و زبان قرآن که مخاطبش همه مردم اند مغایر است. « الناس» وجود عینی و ملموس برای همه عوام و خواص دارد. به دلیل همین ویژگی مردمی بودن اسلام و قرآن.رسالت پیامبرانش، ابلاغ پیام به اینها [ یعنی مردم] است. نه حکما و فضلا و ادبا، نه قشر برگزیده و خواص و اشراف اجتماعی و علمی و سیاسی(9)شریعتی با بازخوانی اسلامی- جامعه شناختی اصول، مبانی و نمادهای اسلامی و کالبد شکافی انحراف جامعه در طول تاریخ اسلام، در واقع روایتی نو از آنچه ما داشته ایم و به فراموشی سپرده ایم ارایه می دهد. او در آثار دیگر خود به بازخوانی ایدئولوژیک مقوله هایی مثل انتظار، شهادت، ایثار، عقیده، جهاد، بیعت، امامت می پردازد و ضمن تداعی جامعه شرک آلود خلافت در ذهن مردم و مترادف کردن جامعه زمان خود (دوران پهلوی ها) با آن نوعی آرمان فراهی و پرورش زمینه های بروز جنبش اجتماعی غیر رسمی را آماده می کند. اگر در شمارگان بالای کتابهای شریعتی آن هم در جامعه قبل از انقلاب که نرخ سواد پایین بود، دقت کنیم، شور و شوق علاقه مردم و جوانان را به اندیشه های اجتماعی شریعتی بدست می آوریم.
2. مبانی اجتماعی روشنفکری (شریعتی)
براساس پایگاه نظری معرفت و بویژه جامعه شناسی معرفت، اندیشه بر بستر شرایط اجتماعی تولید می شود. به همین دلیل اندیشه نابی که بتوان آنرا فارغ از واقعیات پنداشت. شاید عملاً ناممکن باشد و ممتنع. در حوزه روشنفکری بویژه دو کشوری مثل ایران، تحولات شتابنده تأثیر زیادی در شکل گیری اندیشه ها و آرای متفکران و روشنفکران داشته است. در دوره ای که علی شریعتی می زیست، تحولات اجتماعی هم در غرب و هم در جهان سوم وارد مرحله جدیدی شده بود. بتدریج دولت های ملی (Nation – state) در کشورها حاکم شدند. در ایران تحولات اجتماعی در سالهای دهه1330 تا 1350 بر افکار متفکران، روشنفکران و نویسندگان آثار زیاد و عمیقی داشت. برای مثال پیدایش و کشف نفت در ایران و ظهور تأسیسات فنی، فرهنگی، هنری و اقتصادی و سیاسی آن، عمیقا زندگی مردم مناطق نفت خیز را متأثر کرد. بطوری که بیشتر نویسندگان رمانها و داستانها در این مناطق متأثر از شأن اجتماعی- سیاسی نفت گردید. ما آثار این امر را مثلا در نوشته های احمد محمود و دیگران بخوبی شاهدیم.شریعتی در زمانه ای رشد کرد که تحولات اجتماعی ایران در اثر عوامل مختلف مثل نفت (که اشاره شد). دولت سازی پهلوی ها، توسعه آموزشهای نو، تأسیس تلویزیون ، رشد مطبوعات، پیدایش طبقات جدید (کارگران و کارمندان دولتی) اصلاحات ارضی... وارد مراحل پیچیده ای شد. شهرنشینی و مزایای آن که در اثر درآمدهای نفتی توسعه می یافت، باعث مهاجرت بسیاری از مردم روستاها به شهرهای بزرگ شد. علاوه بر اینها تحولات سیاسی و اجتماعی دوران قبلتر نیز بر شریعتی موثر بود. یکی از این حوادث جنگ جهانی دوم و نحوه برخورد متفقین با این مقاله و اشغال ایران می باشدکه هویت ایرانی بویژه فرهنگ استقلال طلبی شیعی ایران را سخت جریحه دار کرد. اکثر نویسندگان روشنفکران و هنرمندان از این حادثه اندوهگین شدند. اشغال ایران نوعی رادیکالیسم را تشدید و روشنفکران در این زمینه فعال شدند. روشنفکران دینی متاثر از فرهنگ تشیع به احیای فرهنگ بومی خود متوجه شدند «کانون[ نشر حقایق] ضمن پرورش نسلی از روشنفکران تندرو ضد سلطنت توانسته بود به اسلامی دست یابد که سرشار از خودآگاهی سیاسی بود. بعلاوه جریان تندروی کانون نیز با بکارگیری سوسیالیسم اجتماعی و سیاسی و اقتصادی توانسته بود انحصار حزب توده را در استفاده از این ابزار به چالش بکشد» (10)حادثه مهم دیگری که مکمل بدبینی و نفرت هویت ایرانی به تجدد شد، کودتای بیست و هشت مرداد سال 1332 بود. این کودتا دوباره توهینی به استقلال ایران تلقی شد. روشنفکران دینی سخت از این امر ناراحت شدند و گرایش به تندروی و هویت سازی ضدامریکایی بیشتر شد. یک حکومت ملی مستقل توسط امریکاییان ساقط شد و دولتی نامشروع در کشور مستقر گردید و استبداد در مدت بیش از دو دهه اوج گرفت. توسعه و تعمیق استبداد و استتار کردن مشکلات کشور در زیر سایه پول و ثروت نفتی باعث زیرزمینی شدن مخالفت ها با نظام سیاسی مستقر گردید. بطوری که واقعه سیاهگل در20 بهمن 1349 رخ داد. شاخه نظامی مجاهدین، با حمله به پاسگاه ژاندارمری سیاهگل ثابت کرد که تنها راه مبارزه با رژیم استبدادی، مبارزه مسلحانه برای مجبور کردن حکومت به ایجاد تغییرات سیاسی و اجتماعی است.(11) واقعه سیاهگل در اصل یک تحرک و مرحله جدیدی در رادیکالیسم سیاسی- اجتماعی ایران بود که شریعتی زبان، آثار و سخنرانی هایش در این جنبش نقش عمده ای داشت. خود شریعتی یکی از حوادث مؤثر را در اندیشه خود که در آثارش هم منعکس شده است، یک واقعه جدی یعنی ماجرای 16 آذر می داند. در آن روز نیسون به ایران آمد و جنبش دانشجویی با تقدیم سه شهید وارد مرحله جدیدی شد. تعبیر مؤثر شریعتی آن بود که حکومت سه شهید را در پای نیکسون قربانی کرد.بنظر می رسد میان شریعتی و مخاطبانش یک نوع دیالکتیک مکمل بوجود آمد. یعنی حوادث اجتماعی و سیاسی کشور بر هر دو طرف تأثیر می گذاشت. مخاطبان، جوانان و دانشجویان وقتی با این حوادث تلخ، وابستگی حکومت و مبارزه شاه با فرهنگ شیعی را می‌دیدند، بیشتر روحیه و زمینه بسیج پیدا می‌کردند. شور و شوق آنان در شریعتی مؤثر می شد و او هم تفسیرهای انقلابی پررنگ تری از میراث شیعه ارایه می داد. سخنرانی او با نام «ثار» در حسینیه ارشاد یکی از شلوغترین ها بود و بعدها این سخنرانی در قالب کتاب چند صفحه ای با شمارگان یازده هزار به چاپ رسید. حمید عنایت در این زمینه معتقد است؛ چیزی که مسلم است این است که آینده نیرومند شریعتی از آرمانها و عدالت اجتماعی دیالکتیکی و اسلامی بیشتر از هر نوع دیگری از آموزش دهی دینی موفق بوده است که اسلام را در ایران معاصر تنها ایدئولوژی مبارزه برای انبوهی از جوانان مبارز بگرداند که در غیر اینصورت جذب آموزشهای دنیوی و دست چپی می‌شوند شدند(12) با روند رو به افزایش این رادیکالیسم اجتماعی که عمدتاً از میان توده های مردم تولید و مجدداً در زمان شریعتی باز تولید می شد، دانشجویان و جوانان علاقه فزاینده ای به سخنرانی های وی ابراز می کردند. سیستم آموزشی حسینیه ارشاد به گونه ای بود که حاضران و مستمعان ثبت نام می کردند. برای مثال در یک مورد شمار افراد ثبت نام کننده برای استماع سخنرانی به 400/3 تن رسیده بود.(13)در هر صورت تحولات و دگرگونی های اجتماعی نقش عمده ای در تکوین تفکر روشنفکری شریعتی داشت. تفکری که بی گمان اجتماعی بود. زیرا عوامل سه گانه مهمی در تکوین و تحول و هدایت این اندیشه اجتماعی شکل داشتند که نخستین آن یعنی زمینه و بستر زمانه او که مواجه با مسایل و عوامل اجتماعی فراوان بود (در بالا ذکر شد) علت دوم رشته تحصیلی وی بود. او اگرچه به طور رسمی در کشور فرانسه ادبیات فارسی خواند، اما بصورت غیر رسمی تبحری در جامعه شناسی مذهب پیدا کرد.جامعه شناسی و آشنایی و با متفکران بزرگی مثل سارتر، کامو و نیز انقلاب الجزایری در تحلیل‌ها و تفسیرهای اجتماعی او از منابع شیعه و نیز وضع اجتماع بسیار مؤثر بود. عامل مهم سوم در تکوین این اندیشه وجود منابع سیاسی- اجتماعی دین اسلام و بویژه تاریخ و سنت تشیع بود. نگاه اجتماعی- سیاسی شریعتی به تشیع و منابع آن تأثیر زیادی در تکوین جنبش اجتماعی ایران در سال 1357 ( انقلاب اسلامی) داشت که در این بخش بدان می پردازیم.
1-2 رویکرد اجتماعی شریعتی به اسلام و شیعه
شریعتی بر اساس تقسیم بندی خودش سه حوزه مطالعات در آثارش دیده می‌شود. که شامل ادبیات، اجتماعیات و کویریات می باشد. البته نمی توان تمایزی واقعی و دقیق میان آنها رسم کرد زیرا زبان شریعتی زبان خاص بود که در هرسه تجلی دارد. اما رابطه مستقیمی میان اسلامیات و اجتماعیات او وجود دارد. کویریات اگر چه به بخشهای صرفاً نظری، فردی و عرفانی می پردازد، اما بدلیل آمیختگی زبانی با هم رویه اجتماعی آن وجود دارد. وقتی به آثار شریعتی نگاه می کنیم بیشتر از آنکه واژه ها، عبارات و مفاهیم و اصطلاحها از جنس فقهی، کلامی یا علمی باشند، اجتماعی، سیاسی و توده ای هستند. برای مثال دو سخنرانی «زن در چشم و دل محمد» که بصورت یک کتاب هم پیش از انقلاب منتشر شد و اکنون در ذیل مجموعه زن آمده است، به دفاع از سنت تعدد زوجات پیامبر بعنوان یک عمل اجتماعی برای دفاع از آن در برابر تفسیرهای جنبشی و روانی مخالفان پیامبر پرداخته است. از این دیدگاه پیامبر بعنوان مسئول جامعه اسلامی براساس مصلحت اجتماعی خود به تعدد زوجات بعنوان یک استراتژی عمل می کرد. آثار اجتماعی و انسانی این عمل در آن زمان کاملاً عقلانی و انسانی است.شریعتی در آثار خویش به آیات قرآن که جنبه اجتماعی داشت متوسل می شد. و فراوان به آنها استناد می کرد. اصل نخست شریعتی در نگاه به قرآن، سنت پیامبر و سیره امامان آن بود که اسلام دینی است که برای مردم آمده است. برای همه مردم نه برای عده ای خاص و یا خواص جامعه. پیامبر هم همواره روی سخنش و عملش با مردم بود نه با اشراف مکه و مدینه. مخاطب بودن مردم در قرآن با عباراتی مثل «ایها الناس» «یا ایها الذین آمنوا» و... آمده است. از نگاه شریعتی در برخی آیات که جنبه اجتماعی دارند می توان بجای کلمه « الله» واژه «الناس» را آورد. در این حالت محتوای اجتماعی آیه بر ما روشنتر می شود. برای مثال در آیه ای که خداوند می گوید« و ان نقرضوا الله قرضا حسناً...» شریعتی می گوید: قرض و طلب یک پدیده اجتماعی است و منظور از قرض دادن به خدا، قرض دادن به مردم « الناس» است وگرنه اصلا قرض و طلب در مورد خدا صدق و تحقق پیدا نمی کندو طرح آن منتفی است. در ادامه برای درک بهتر این موضوع به دو آیه اشاره می کنیم:
1. آیه «یا ایها الذین آمنوا انا خلقناکم ازواجا و حملناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا، ان اکرمکم عندالله اتقکم.»مفاد این آیه بر برابری انسانها از هر نژاد و جنس دلالت دارد. شریعتی می گوید معرفت بشری براساس این آیه یک زمینه اجتماعی دارد. معرفت یک عمل اجتماعی دو جانبه است. و اینکه خداوند آن را بصورت کلمه « تعارف» آورده بیانگر دو جانبگی آن و در نتیجه اجتماعی بودن آن است. از نظر شریعتی معرفت یک اتفاق است که در صحنه اجتماعی بوقوع می پیوندد. انسانها هر چه بیشتر در تعاملات اجتماعی قرار گیرند، معرفت بهتری کسب می کنند. متولد «حج» هم که برای شریعتی بسیار اهمیت داشت از همین منظر قابل درک است. زیرا مسلمانان در عرصه عمل اجتماعی در زمان معین در مکانهای معینی از سرزمین وحی در حیات اجتماعی به یک فرضیه دینی می پردازند. این بهترین منبع کسب معرفت اجتماعی مسلمانان است. که البته تاریخ بعد از انقلاب صحت این ادعای شریعتی را بخوبی نشان میدهد.
2. حدیث الناس مسلطون علی اموالهم و انفسهم از نظر شریعتی همه فقها و متکلمان و شاید متفکران مفاد این آیه رابه مالکیت فردی تفسیر و تعبیر کرده اند. اما در اینجا مالکیت جمعی مدنظر است. زیرا الناس یک هیات و معنای جمعی دارد. اسم جمع است و واژه فردی ندارد. اگر مالکیت فردی مدنظر بود. از واژه « الانسان» استفاده می شد.رویکرد شریعتی به مذهب آن بود که این براساس فطرت آدمی و انسان است ولی ظهور آن در عرصه رفتاری بویژه در سطح جمعی می باشد. بنابراین جامعه ی واقعا اسلامی آن است که دین، فرهنگ و ارزشهای آن تبدیل به نظام صدقی (معرفتی) و رفتاری مردم شده باشد. یعنی مردم به یک آگاهی و خودآگاهی رسیده باشند. در اندیشه روشنفکرانه شریعتی اسلام دینی کاملا اجتماعی – سیاسی است. در قرآن تنها پانصد آیه فقهی (آیات الاحکام فقهی) آمده است.(14) بسیاری از آیات قرآن در حوزه اجتماعی و تاریخی و مسایل طبیعی قرار دارند. از نظر شریعتی قرآن کتاب «پیوند خدا و مردم» است. توده مردم هستند که مخاطبان خداوند و دین او می باشند. در اسلام و قرآن ما مخاطب خاص نداریم. آموزه های قرآن گاه بر مصادیق به عنوان یک درس، عبرت، حکم یا معرفت عمومی و مردمی بهره می گیرند. در قرآن مردم در واقع یک منبع معرفت می باشند. متن دین مخاطب متن مردم است. با این نگرش هیچ طبقه ای، گروهی، فردی، نهادی نمی توانند قرآن یا فهم از قرآن را در انحصار و تصرف خود بداند و یا خود را مسئول دین خدا، مفسر قرآن یا متولی آن بداند. بدین ترتیب مردم اصالت پیدا می کنند. اصالت یافتن مردم در واقع همان تحقق مضمون معرفت اجتماعی مردم در آیه «تعارفوا» است.مردم در اندیشه شریعتی بعنوان یک کل، یک متن، همواره با نگرش توحیدی او در باب جامعه در یک روایت تاریخی معنا میشود. شریعتی خودش در این مسیر به اصطلاح « اومانیسم اسلامی» می رسد. براساس اومانیسم اسلامی، اهمیت سیاسی مردم در قرآن در ذیل مفاد سوره « الناس» یعنی آخرین سوره قرآن کریم تجلی یافته است. در این سوره خداوند سه چهره «رب الناس» « ملک الناس» و« اله الناس» نمود یافته است. این سه چهره از خداوند در قرآن به معنای رد شرک اجتماعی است.
در سوره الناس کلمه الله به الناس « توده دوم» اضافه شده است و سه بار تکرار شده است هر بار الله به یک صفت و قدرت ویژه ذاتی اش توصیف شده است. قل اعوذ برب الناس، ملک الناس. اله االناس...در آیه اول قدرت اربابی حاکم بر توده مردم از [ناحیه] طبقه اربابان مردم نفی میشود. در آیه دوم قدرت ملوکیت از طبقه زمامداران مردم و در آیه سوم قدرت الوهیت روحانیون بر مردم [ نفی و طرد میشود](15)شریعتی بعدتر سه آیه دیگر قرآن را یعنی «ان الدین کلمه لله» و «المال بالله» را در این راستا تشریح می کند. قرآن همواره از سه قدرت یعنی قارون، فرعون و بلعم باعورا را یاد کرده است. که در واقع سه چهره قدرت با هم تحکیم کنندگان تضاد طبقاتی و ایجاد نظامی از سلطه ابتدائی و نمادین هستند که در چهره ملک، ملاء و مترف نمود یافته اند. این سه چهره و سه عامل قدرت در مقابل «خداوند - مردم» قرار داشته اند. آنان همواره خط مقدم دشمنان و مخالفان پیامبران که واسطه پیوند خدا با مردم بوده اند به شمار می‌رفته اند. حج نیز اساساً برابری انسانی در اسلام می باشد. حتی خانه خدا یعنی کعبه، برای مردم ساخته شده است* در تفکر شریعتی قدرتهای غیر مردمی و یک طرف رابطه و « خدا- مردم» در سوی دیگر قرار می گیرند.مردم یعنی کی؟ یعنی غیر جبار، غیرمترف و غیرملاء - یعنی مالکیت عام دارد. یعنی مال مردم است.... خدا برای مردم است. خانه خدا برای مردم ساخته شده است.(16)چون مردم مخاطب واقعی قرآن و دین خدا هستند. پیامبران هم باید مردم را مخاطب خود بدانند نه برگزیدگان اشراف و خواص را.... پیامبران بدلیل بعد مردمی خویش همواره با زبان قوم خویش سخن می گویند. یعنی زبان کوچه.«پیغمبران در رابطه با مردم« اخاهم» هستند. (اخاهم صالح. اخاهم هود) این تکیه [و تأکید] خیلی عالی است و رابطه [مردم و پیامبر] را خیلی خوب نشان میدهد.(17)شریعتی در مقام یک نظریه پرداز پس از تبیین به درستی تجویز هم می کند. او معتقد است که باید مجددا آن رابطه میان « متن دین» و «متن مردم» برقرار شود. روشنفکران و عالمان در برقراری این پیوند نقش اساسی دارند.
2-2. رویکرد اجتماعی به جامعه – تاریخ
شریعتی را نمی توان یک عالم محض در معنای مدرن آن دانست؛ عالمی که صرفاً براساس روشهای آکادمیک و دانشگاهی به سراغ متون و موضوع های خود برود. او براستی در نقش یک روشنفکر می رود. نه زبان، هنر، تاریخ، فقه، ادبیات و .... سرمی زند. با زبانهای مختلف و با تعبیرها و تفسیرها به موضوع نگاه می‌کند. اما رویکرد اصلی وی اجتماعی است برای مثال او در این رویکرد دامنه واژگان اجتماعی بسیاری دارد. به ادبیات عامه که بازگو کننده تفکر اجتماعی مردم است، اشراف دارد. واژه های محلی و بومی در آثاراو زیاد است که پرداختن بدانها مجال مستقلی می طلبد. زبان در نزد او از مقام یک ابزار ارتباط فراتر رفته و حیثیت معرفتی- اجتماعی کسب می کند.
نتیجه گیری
شریعتی در درجه اول روشنفکری دینی است که تمامی شواهد بر این امر گواهی می دهد. بنابراین به نظر ما طبقه بندی شریعتی در ذیل غیرروشنفکری دینی منتفی است. منتهی او نوعی از روشنفکری خاص است که توانست هم در اثر تفکر خود و هم بسترها و زمینه های اجتماعی – سیاسی به تکوین و ظهور خشن اجتماعی ملت ایران در سالهای پایانی سده بیستم میلادی کمک فراوانی کند. او یکی از مؤثرترین رهبران ایران در دوره انقلاب بود و بدرستی بنام معلم انقلاب مشهور شد.دوره زیست و حیات شریعتی، زمانه ای بود که جنبش اجتماعی مردم ایران بتدریج از سالهای 42 آغاز شد و ریشه هایش البته در قبل هم وجود داشت. شاید این جنبش اجتماعی نوعی از آزمون و تمرین هویت باشد. هویت دینی ملت ایران که در مواجهه تجدد در حالت یک انقلاب خشن و سریع شکل و شمایل یافت. هویتی که در مواجهه با افکار غرب مدرن (سوژه) قد علم کرد و مقاومت نمود. گفتمان روشنفکری در ایران همواره خود را در برابر «دیگری» تعریف کرده است. بنابراین یک رابطه مستقیم میان تفکر و روشنفکری علی شریعتی و هویت دارد. شریعتی تکون روشن فکری خود را مدیون سه عرصه اسلام و منابع تفکر سیاسی- اجتماعی آن، علم جامعه شناسی (مذهب) و تاریخ و زمانه خود (بستر تحولات اجتماعی) است. او در این شرایط سه گانه رشد کرد. بنابراین تفکر شریعتی تفکری اجتماعی است که در غالب زبان خاصی تولید و باز تولید میشود.شریعتی از حیث مبانی اندیشه روشنفکری وام دار اسلام و بویژه شیعه بود، از حیث مدل و متد پردازش ر وامدار آشنایی با تفکر مدرن غرب بود. او البته از سوی سومی هم با یک منبع بسیار بزرگ و وسیع اجتماعی در ایران روبرو بود. او توانست با استفاده از اسلام، علم جامعه شناسی و زبان خاص خود، به بسیج سیاسی اسلام ایران و تکوین و پدیدآمدن جنبشی اجتماعی مردم ایران یعنی انقلاب اسلامی نقش بسیار مؤثری ایفا کند.

یادداشت ها
* اشاره به آیه‌ی 91 سوره‌ی آل عمران می‌باشد.
1. جعفر پژوم« یادنامه استاد محمدتقی شریعتی» (قم: خرم،1370) ص69.
2. علی شریعتی م. آثار شماره 23، ( تهران: سهامی انتشار، دوم،1372) صص 54 و55.
3. ________« اسلام شناسی- درسهای ارشاد» (تهران: حسینیه ارشاد، بی تا) ص56.
4. ________« انسان و اسلام» (تهران: سهامی انتشار،1362)صص 8 و9.
5. همان، صص11 و12.
6. علی شریعتی، اسلام شناسی پیشین، صص 384و 385.
7. _______ « جهان بینی و ایدئولوژی م. آ شماره 23 پیشین، ص50.
8. _______ امت و امامت ( تهران : حسینیه ارشاد، 1353) ص 23.
9. همان، ص 24.
10. علی رهنما «شریعتی؛ مسلمانی در جستجوی ناکجا آباد» ترجمه کیومرث قرتلو ( تهران: گام نو، 1381) ص 43.
11. همان ص 374.
12. حمید عنایت «اندیشه سیاسی در اسلام معاصر» ترجمه بهاالدین خرمشاهی( تهران: خوارزمی. سوم، 1372) ص 274.
13. علی رهنما، پیشین، ص403.
14. بهاالدین خرمشاهی«قرآن پژوهی»
15. علی شریعتی، اسلام شناسی، پیشین، ص283
16. _______ «میعاد با ابراهیم» (تهران: مونا، دوم، 1370) صص 96و 97.
17. _______«جهان بینی و ایدئولوژی» پیشین، ص 206.
نکته : علی شریعتی روشنفکری مبانی دینی اسلام شیعه تاریخ جامعه


منبع: باشگاه اندیشه
  
نویسنده : علی محمودی ; ساعت ٢:۳٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٩ امرداد ۱۳۸۸

دانلود کتابهای دکتر علی شریعتی

مرحوم دکتر علی شریعتی کسی است که خدمت بزرگی به اسلام و به این انقلاب اسلامی کرد. در زمانی که اسلام داشت به خرافات آلوده و به بیراهه می رفت، دکتر شریعتی با ایدلوژیک کردن دین، جلوی این انحراف را گرفت و در زمانی که اذهان جوانان و عموم مردم نیاز به اندیشه های انقلابی داشت، روح این مردم با سخنرانی ها و جزوه ها و نوشته های دکتر شریعتی تغذیه می شد. امروز نیز بعد از گذشت بیش از 30 سال از درگذشت او هنوز افکار و اندیشه های او می تواند راه را به ما نشان داده و صراط مستقیم را از غیر مستقیم برای ما ترسیم کند. به تمامی افراد، مخصوصا جوانان ایرانی توصیه می کنم تا کتابهای دکتر شریعتی را با دفت مطالعه کنند و از اندیشه های این مرد بزرگ بهره ببرند.

 شگفتا! وقتی که بود نمی دیدم  ----- دانلود

مسولیت شیعه بودن  ----- دانلود

آری اینچنین بود برادر  ----- دانلود

ابراهیم در کشاکش یک انتخاب  ----- دانلود

اگر پاپ و مارکس نبودند  ----- دانلود

بازگشت به خویشتن  ----- دانلود

پدر مادر ما متهمیم  ----- دانلود

پیروان علی و رنج‏هایشان  ----- دانلود

تجدد یا تمدن  ----- دانلود

تحلیلی از مناسک حج  ----- دانلود

تشیع علوی ـ تشیع صفوی  ----- دانلود

توتم پرستی  ----- دانلود

جهت گیری طبقاتی اسلام  ----- دانلود

روش برداشت از قرآن  ----- دانلود

سرود آفرینش  ----- دانلود

سلمان پاک  ----- دانلود

سوره روم پیام امید به روشنفکر مسؤول  ----- دانلود

شهادت  ----- دانلود

علی، حقیقتی برگونه اساطیر  ----- دانلود

فاطمه فاطمه است  ----- دانلود

فلسفه نیایش  ----- دانلود

کویر  ----- دانلود

مذهب علیه مذهب  ----- دانلود

مکتب،وحدت،عدالت علی  ----- دانلود

نیازهای انسان امروز  ----- دانلود

نیایش  ----- دانلود

یک جلوش تا بی نهایت صفرها  ----- دانلود

------------------------------------------------------

انواع مبارزه اجتماعی برای اصلاح  ----- دانلود

بر فراز یک زندگی  ----- دانلود

پرسش و پاسخ درباره ایدئولوژی  ----- دانلود

تولد دوباره اسلام  ----- دانلود

ثار  ----- دانلود

جامعه‌شناسی سیانتیستی  ----- دانلود

چه نیازى است به على؟  ----- دانلود

دریغها و آرزوها  ----- دانلود

زیباترین روح پرستنده امام سجاد  ----- دانلود

شب قدر  ----- دانلود

مصدرهای به درد بخور زندگی یک روح  ----- دانلود

نامه به دوست  ----- دانلود

نامه‌ به علی‌اصغر حاج سیدجوادی  ----- دانلود

نامه به فرزند  ----- دانلود

نوروز  ----- دانلود

------------------------------------------------------

آخرین نامه به پدر  ----- دانلود

زندگی نامه دکتر علی شریعتی  ----- دانلود

متن کامل وصیت نامه دکتر علی شریعتی  ----- دانلود

  
نویسنده : علی محمودی ; ساعت ٢:٤٦ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٧ تیر ۱۳۸۸

علی شریعتی

تولد ۲ آذر ۱۳۱۲
کاهک، سبزوار، ایران
مرگ ۲۹ خرداد ۱۳۵۶
ساوتهمپتون، انگلستان
زمینه فعالیت نویسنده، جامعه‌شناس
گفتاورد
انسان با غرور می‌تازد، با دروغ می‌بازد و با عشق می‌میرد 

علی شریعتی

علی شریعتی (۲ آذر ۱۳۱۲ در کاهک، استان خراسان رضوی - ۲۹ خرداد ۱۳۵۶ در لندن) نویسنده، جامعه‌شناس، تاریخ‌شناس و پژوهشگر دینی اهل ایران است.

زندگی
علی شریعتی در دوم آذر سال ۱۳۱۲ در روستای کوچک و کویری کاهک از توابع مزینان در نزدیکی سبزوار زاده شد. پدرش محمد تقی شریعتی، موسس کانون نشر حقایق اسلام و مادرش زهرا امینی، زنی روستایی متواضع و حساس بود. پدر پدر بزرگ علی، ملاقربانعلی، معروف به آخوند حکیم، مردی فیلسوف و فقیه بود که در مدارس قدیم بخارا و مشهد و سبزوار تحصیل کرده و از شاگردان برگزیده ملاهادی سبزواری محسوب می‌شد.

در سال ۱۳۳۱ اولین بازداشت او رخ داد و این اولین رویارویی او و نظام حکومتی بود. در تاریخ ۲۴ تیر سال ۱۳۳۷ با پوران شریعت رضوی همکلاسیش ازدواج کرد.

شریعتی تحصیلات دانشگاهی خود را در مشهد گذراند و تحصیلات عالی خود را در سال ۱۳۴۱ در فرانسه و در رشته ادبیات ادامه داد. در سال ۱۳۴۳ به ایران برگشت و در مرز دستگیر شد. حکم دستگیری از سوی ساواک بود و متعلق به ۲ سال پیش یعنی در هنگام خروج از ایران که به همان دلیل معلق مانده بود و در عین حال لازم‌الاجرا بود. بعد از بازداشت به زندان قزل‌قلعه در تهران منتقل شد. اوائل شهریور همان سال بعد از آزادی به مشهد برگشت.

از آبان ماه ۱۳۵۱ تا تیر ماه ۱۳۵۲، به زندگی مخفی روی آورد. ساواک به دنبال او بود و از تعطیلی به بعد، متن سخنرانی‌های شریعتی با اسم مستعار به چاپ می‌رسید. در تیر ماه ۱۳۵۲، علی شریعتی در نیمه شب به خانه‌اش مراجعه کرد و دو روز بعد به شهربانی مراجعه کرد و خودش را معرفی کرد. بعد از آن روز به مدت ۱۸ ماه به انفرادی رفت.

وی در ۲۹ خرداد ۱۳۵۶ در حالیکه سه هفته از سفرش به انگلستان می‌گذشت، در ساوتهمپتون از دنیا رفت. دلیل رسمی مرگ وی حمله قلبی اعلام شد. شریعتی وصیت کرده بود که وی را در حسینیهٔ ارشاد دفن کنند، ولی در قبرستانی کنار آرامگاه زینب خواهر حسین بن علی در شهر دمشق به خاک سپرده شد.

فعالیت‌های سیاسی-انتقادی
او تحت تاثیر سنتهای خانواده‌اش، بویژه افکار نوگرایانه پدرش محمدتقی شریعتی، قرار گرفت. پدربزرگش آخوند حکیم و عموی پدرش عادل نیشابوری از دانشمندان فقه، فلسفه و ادب به‌شمار می‌آمدند. پدرش «کانون نشر حقایق اسلامی» مشهد را بنیان نهاد و از مبتکرین و آغازگران جنبش نوین اسلامی به‌حساب می‌آید.

شریعتی از پیرامون به مرکز مبارزه وارد شد و به شاخه مشهد نهضت مقاومت ملی به رهبری سید محمود طالقانی مهندس مهدی بازرگان و یدالله سحابی پیوست. علی شریعتی یکی از سخنگویان و فعالان آتشین این نهضت علیه سلطه و استثمار غرب در ایران بود. فعالیتهای بیدارگرانه‌اش باعث دستگیری او در سال ۱۳۳۶ و انتقال فوری‌اش به زندان قزل‌قلعه در تهران به مدت هشت ماه شد.

پس از قبول شدن در بورس تحصیلی، علی شریعتی برای مدتی دست از فعالیتهای سیاسی کشید و برای ادامه تحصیلات عالیه به فرانسه رفت. او از این دوران برای مطالعه جدی و نیز فعالیت علنی سیاسی در راه احقاق حقوق بشر و آزادی دموکراتیک در ایران، بهره‌برداری خوبی کرد. وی اندکی پس از رسیدن به پاریس به گروه فعالان ایرانی نظیر ابراهم یزدی، ابوالحسن بنی‌صدر، صادق قطب‌زاده و مصطفی چمران پیوست و در سال ۱۳۳۸ سازمانی بنام «نهضت آزادی ایران» (بخش خارج از کشور) بنیان گذاشته شد. حدود دو سال بعد شریعتی دو جبهه تحت نامهای جبهه ملی ایران در آمریکا و جبهه ملی ایران در اروپا را تأسیس کرد. در جریان کنگرة جبهه ملی در ویس‌بادن (جمهوری آلمان فدرال) در اوت ۱۹۶۲، شریعتی با توجه به قدرت فکری‌ و قلمی‌اش، بعنوان سردبیر روزنامه فارسی‌زبان جدیدالانتشار ایرانی در اروپا یعنی «ایران آزاد» انتخاب شد. اولین شماره این نشریه در ۱۵ نوامبر ۱۹۶۲ منتشر گردید. این نشریه دیدگاه‌های روشنفکران ایرانی خارج و نیز واقعیتهای مبارزات مردم ایران را منعکس می‌کرد.

اندیشه‌ها
شریعتی یکی از متفکران مسلمان بود و در عین حال، رویکردی نقادانه نسبت به برخی از باورهای مذهبی داشت. او به‌طور خاص، تشیع صفوی را مظهر سنت مسخ شده می‌داند و آن را توام با اسارت‌پذیری، خرافه، تقلید و جبر گرایی معرفی می‌کرد.  وی همچنین از نگاه سطحی به مدرنیته نیز انتقاد می‌کرد و معتقد بود که راه پیشرفت و ترقی ملت‌های شرقی، متفاوت از راهی است که غرب پیموده‌است. البته استفاده آگاهانه از تجربیات مدرنیته در غرب، مورد پذیرش شریعتی قرار داشت.

در عین حال که وی به مکتب‌های غیر اسلامی در جهان منتقد بوده و با آنها ضدیت می‌کرد، ولی در عمل تا حدی تحت تاثیر مارکسیسم بالاخص سوسیالیم اقتصادی و سوسیالیسم انقلابی قرار داشت. در آثار و سخنان وی، رگه‌های این تاثیرپذیری در موارد متعدد مشهود است. ترجمه کتاب جوده السحار در مورد ابوذر، که عنوان ابوذر؛ خداپرست سوسیالیست را بر آن نهاد از این جمله‌است.


تشیع علوی، تشیع صفوی
در تحلیل شریعتی از تشیع میان تشیع اولیه‌ای که در دوران علی و صحابه‌اش تکامل یافت و تشیع تحریف شده توسط صفویان در ایران، تفاوت و تمایز عمده‌ای وجود دارد. درحالیکه تشیع صفوی از طریق فشار و زور تحمیل شد، تشیع علوی برپایة شناخت و عدالت بود. تشیع صفوی تنها به خلیفه اشاره داشت و نه به نهاد خلافت، به گذشته تملک داشت، نه به حال، به درد زندگی بعد از مرگ می‌خورد، و نه دوران حیات انسان. هدف تشیع علوی، رهائی شیعیان از چنگال بی‌عدالتی، حکومتهای زور، و حکام و رهبران جاهل بود. تشیع صفوی نه تنها شیعه را به مذهب تشریفات و شعایر تبدیل کرد، بلکه اصول امامت را نیز تحریف نمود و اصول عمده و اساسی مسئولیت و تعهد در قبال مستضعفین و فقرا را انکار نمود.

مجموعه آثار
مجموعه فهرست مجموعه آثار دکتر علی شریعتی

آثار ۱: با مخاطبهای آشنا
مجموعه آثار ۲: خودسازی انقلابی
مجموعه آثار ۳: ابوذر
مجموعه آثار ۴: بازگشت
مجموعه آثار ۵: ما و اقبال
مجموعه آثار ۶: تحلیلی از مناسک حج
مجموعه آثار ۷: شیعه
مجموعه آثار ۸: نیایش
مجموعه آثار ۹: تشیع علوی و تشیع صفوی
مجموعه آثار ۱۰: جهت گیری طبقاتی در اسلام
مجموعه آثار ۱۱: تاریخ تمدن (جلد ۱)
مجموعه آثار ۱۲: تاریخ تمدن (جلد ۲)
مجموعه آثار ۱۳: هبوط در کویر
مجموعه آثار ۱۴: تاریخ و شناخت ادیان (جلد ۱)
مجموعه آثار ۱۵: تاریخ و شناخت ادیان (جلد ۲)
مجموعه آثار ۱۶: اسلام شناسی ۱ (درسهای حسینیه ارشاد)
مجموعه آثار ۱۷: اسلام شناسی ۲ (درسهای حسینیه ارشاد)
مجموعه آثار ۱۸: اسلام شناسی ۳ (درسهای حسینیه ارشاد)
مجموعه آثار ۱۹: حسین وارث آدم
مجموعه آثار ۲۰: چه باید کرد؟
مجموعه آثار ۲۱: زن
مجموعه آثار ۲۲: مذهب، علیه مذهب
مجموعه آثار ۲۳: جهان بینی و ایدئولوژی
مجموعه آثار ۲۴: انسان
مجموعه آثار ۲۵: انسان بی خود
مجموعه آثار ۲۶: علی
مجموعه آثار ۲۷: بازشناسی هویت ایرانی ـ اسلامی
مجموعه آثار ۲۸: روش شناخت اسلام
مجموعه آثار ۲۹: میعاد با ابراهیم
مجموعه آثار ۳۰: اسلام شناسی
مجموعه آثار ۳۱: ویژگیهای قرون جدید
مجموعه آثار ۳۲: هنر
مجموعه آثار ۳۳: گفتگوهای تنهائی (دو جلد)
مجموعه آثار ۳۴: نامه‌ها
مجموعه آثار ۳۵: آثار گونه گون (دو جلد)
مجموعه آثار ۳۶: آثار جوانی


آثار
ابوذر
اسلام شناسی
امت وامامت
انسان
انسان بی‌خود
اومانیسم اسلامی
با مخاطب‌های آشنا
بازگشت به خویش، بازگشت به کدام خویش
تحلیلی از مناسک حج
تشیع علوی و تشیع صفوی
توتم پرستی
جهاد و شهادت
جهان‌بینی و ایدئولوژی
جهت‌گیری‌های طبقاتی اسلام
چه باید کرد؟
حج
حسین وارث آدم
خودسازی انقلابی
روش شناخت اسلام
زن در اسلام
علی انسان تمام
فاطمه، فاطمه‌ است
فلسفه تاریخ در اسلام
کویر (مجموعه مقالات)
گفت‌وگوهای تنهایی
ما و اقبال
مذهب علیه مذهب
مسئولیت شیعه بودن
میعاد با ابراهیم
نامه‌ها
نیازهای انسان امروز
نیایش
هجرت وتمدن
هنر
یک جلوش تا بینهایت صفرها
ویژگی‌های قرون جدید
هبوط
استحمار
هبوط در کویر

  
نویسنده : علی محمودی ; ساعت ۳:۱۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ تیر ۱۳۸۸
تگ ها : علی شریعتی