تحلیلی بر مناظره چالشی دو روس بر سر روابط تهران ـ کرملین
به گزارش «تابناک»، چند روز پیش و در برنامه زنده رادیویی «سرویس خبری مسکو»، موضوع تغییر رفتار روسیه در برابر ایران در نظرسنجی رادیویی به رأی عموم گذارده شد و همزمان «رجب صفروف»، رییس مرکز مطالعات ایران معاصر روسیه و «یوگنی ساتانوفسکی»، رئیس انستیتوی خاورمیانه در مسکو، جایگاه ایران در روابط روسیه با آمریکا را مورد بحث و تبادل نظر قرار دادند.
در خلال این گفت وگوی زنده 82 درصد از شرکت کنندگان در نظرسنجی، همراهی مسکو با سیاست های ضد ایرانی واشنگتن و رای مثبت روسیه علیه ایران در شورای امنیت را اشتباه ارزیابی کردند.
«صفروف» دراین برنامه زنده رادیویی تصریح کرد: آمریکا و غرب، روسیه را به سوی خود می کشانند و این امر به سود روسیه نیست، چرا که سرانجام روسیه متضرر خواهد شد.
رییس مرکز مطالعات ایران معاصر روسیه با بیان اینکه آمریکا هیچ گاه به وعده های خود در قبال روسیه عمل نکرده است، گفت: «به واسطه اقدامات و تلاش های آمریکا، روابط و مناسبات میان ایران و روسیه به سردی گراییده و از طرفی، واشنگتن تلاش می کند، ایران را به سوی خود جذب کند».این کارشناس با اشاره به نفوذ و نقش ایران در معادلات منطقه ای و بین المللی گفت: روسیه با دوری از ایران، منافع خود را در این کشور به خطر انداخته و اکنون ایران با ساخت خط لوله انرژی به سوی اروپا، رقیبی جدی در بازار انرژی برای روسیه به شمار می آید.
صفروف، تحریم های آمریکا و متحدان غربی این کشور علیه ایران را بی فایده و ناکارآمد ارزیابی و خاطرنشان کرد: اعمال چنین فشارهایی بر اقتصاد ایران بی تأثیر است و از جهات سیاسی نیز باعث تقویت بیشتر حکومت و دولت این کشور خواهد شد.
بر پایه این گزارش، کارشناس مسایل سیاسی روسیه در بخشی دیگر از ادامه این برنامه زنده رادیویی با بیان اینکه ایران به عنوان کشوری قدرتمند در منطقه اجازه نخواهد داد تا دیگران برای این کشور تصمیم بگیرند، گفت: توافق هسته ای تهران میان ایران، برزیل و ترکیه یک سند بین المللی و راهگشا برای کل جهان درباره برنامه هسته ای ایران بود.
وی گفت: روسیه و فرانسه درباره مبادله سوخت هسته ای به ایران تضمین ندادند، اما توافق سه جانبه تهران از یک ضمانت کامل حقوقی برخوردار است.
صفروف افزود: مسکو باید نسبت به سیاست خود در قبال ایران تجدیدنظر کرده و از جمله در امر راه اندازی نیروگاه بوشهر و اجرای قرارداد «اس 300» به تعهدات خود پایبند باشد.
«ریانووستی» که گزارش را منتشر کرده است، اما از سوی دیگر، سخنان «ساتانوفسکی» را اینگونه بازتاب داده است: در ایران گمان میکردند این (توطئه نیویورک) مشهود است. ولی در روسیه به نحوه دیگری فکر میکردند.
و سرانجام، هر توصیه به روسیه و ابراز ناخرسندی از اینکه مسکو به این نحوه عمل میکند و نه به نحوهای که باید رفتار میکرد، کلاً بیمعنی است. روسیه رئیس جمهور دارد و رئیس جمهورش آقای احمدینژاد نیست، بلکه «دمیتری مدودف» است.
او افزوده است، روسیه نخست وزیر دارد که آقای ولادیمیر پوتین است که شنوندگان رادیو و فراتر از آن، همه او را میشناسند. روسیه وزیر امور خارجه خود را دارد. کشور رهبری خود را دارد که همه جوانب مثبت و منفی را سبک و سنگین میکند. البته ایران کشور خیلی باستانی است. زمانی که نه روسیه و نه ایالات متحده و اروپا روی نقشه نبودند، ایران امپراتوری بود، ولی روسیه در صدها سال اخیر عادت کرده که خودش را هم روی نقشه قرار دهد، عادت کرده که رهبری خودش را دارد و این رهبری تصمیم میگیرد. تا وقتی رهبری روسیه موضعی را در پیش می گیرد که خودش میخواهد، صحبت از توطئه و ائتلاف بیمعنی است.
البته میشود قهر کرد، ولی این رفتار کمی بچهگانه بوده و نشان میدهد در تهران درک نشده روسیه چه چیزی میخواهد. روسیه بمب اتمی ایران را نمیخواهد. بارها گفته شده که آنچه ایران در برابر جامعه جهانی انجام میدهد، مورد پذیرش هیچ کسی نیست. در مجموع آنچه روسیه تلاش دارد برای ایران بکند، با ارزیابی متناسب روبه رو نمیشود.
به روایت این گزارش، در این هنگام مجری برنامه گفت، چند پیامک از شنوندگان دریافت شده است؛ یکی میگوید ایران امروز مانند شوروی در آستانه جنگ دوم جهانی است و جای تأسف دارد که کشور ما در طرف مقابل قرار گرفته است.
شنونده دیگر نوشته که مقامات روس در بانکهای آمریکایی حساب باز کردهاند و به همین دلیل طرف آن را میگیرند. آقای ساتانوفسکی شما میتوانید به این پرسش ها پاسخ دهید.
ساتانوفسکی در پاسخ گفت: روابط ما با ایران زمانی توسط سرویس اطلاعات خارجی تعیین شده بود. گزارش سال های 90 یعنی وقتی تروبنیکوف، رئیس سرویس بود، ایران را مشکل اصلی روسیه نامیده بود.
در آن گزارش، ایران مشکل اصلی نامیده شده بود و نه ناتو، نه ایالات متحده و یا چین. امروز اوضاع افغانستان و پاکستان، مسأله مواد مخدر و امکان درز اسلحه اتمی از پاکستان به بازار آزاد اینها برای ما خطر شماره دوم است و نه شماره یک؛ اما در مورد اتحاد روسیه با ایران فقط در ایران صحبت شده است. هیچ کسی هرگز در روسیه گول مساعی متوجه کشیدن ما به اتحاد با ایران را نخورده و البته کسی امکان طرف شدن با غرب را نپذیرفته است. اگر کسی از رهبری کشور، از لابی خریداری شده یا داوطلب ایران در روسیه، یا کسانی که هنوز قصد جنگ با آمریکا به خاطر آلاسکا را دارند، مایل بود این کار را بکند، میتوانست انفرادی چنین کاری بکند. اینکه تهران این را درک نمیکرد، مشکل خودش است.
و در پایان مجری اعلام کرد که رأی گیری بین شنوندگان رادیو نشان داد 82 درصد شنوندگان با نظر «صفروف» ـ خواهان نزدیکی روسیه و ایران ـ موافقند. 18 درصد طبعاً با نظر «ساتانوفسکی» موافق بودند.
آنچه از این گفت وگو می توان دریافت، این است که افکار عمومی در روسیه خصومت دولتمردانشان با ایران را لمس کرده و از آن رضایت ندارند؛ اما هم اکنون از میان دو دیگاه ضد ایرانی و همراهی با ایران، این دیدگاه نخست است که در روابط دو کشور نمود یافته است.
نکته دیگر توجه به این بخش از سخن «ساتانوفسکی» است؛ «روابط ما با ایران زمانی توسط سرویس اطلاعات خارجی تعیین شده بود. گزارش سال های 90 یعنی وقتی تروبنیکوف رئیس سرویس بود، ایران را مشکل اصلی روسیه نامیده بود. در آن گزارش، ایران مشکل اصلی نامیده شده بود و نه ناتو، نه ایالات متحده و یا چین. امروز اوضاع افغانستان و پاکستان، مسأله مواد مخدر و امکان درز اسلحه اتمی از پاکستان به بازار آزاد اینها برای ما خطر شماره دوم است و نه شماره یک»؛ این سخنان نشان می دهد که نگرش این نحله فکری در میان برخی سیاستمداران روس نسبت به ایران، بسیار خطرناک و واگرایانه است. در واقع، این جریان فکری در سیاست خارجی روسیه، هیچ گاه اتحاد یا ائتلاف استراتژیک با ایران را متصور نبوده است.
اما جریان همگرا با ایران نیز نگاهی احترام آمیز ندارد، بلکه صرفا به سبب تمایل ایران به غرب است که خواهان گسترش روابط کرملین با تهران است. اینها همه یک پیام مهمی را با خود به همراه دارد و آن اینکه، روس ها نسبت به ایران به هیچ وجه نگرش همراه با اعتماد و هم پیمانی را در دستور کار خود ندارند و به رغم تفاوت نگرش مردم این کشور در برابر دولتشان نسبت به ایران، نتیجه امر این است که دستگاه دیپلماسی ما هنوز نتوانسته به درک استراتژیک مناسبی از روسیه برسد.
منبع : خبرگزاری تابناک
فرق آمریکا و روسیه در سیاست خارجی ایران
این روزها این سوال زیاد به گوش میرسد که چرا جمهوری اسلامی ایران اینقدر با روسیه روابط گرم دارد ولی هر چه ناسزا است نثار آمریکا میکند . مگر روسیه چه گلی به سر ما زده که اینقدر خاطرش عزیز است ؟
برای پاسخ به این سوال موارد ذیل را باید مورد توجه قرارداد تا تحلیل ما به بی راهه نرفته وژورنالیستی سخن نگوییم بلکه عالمانه متغیر ها را مورد برسی قرار دهیم.
1- اینگونه تبلیغ میشود که جمهوری اسلامی ایران به یکی از کشورهای اقماری روسیه تبدیل شده است یقینا صحت ندارد ویک بلوف سیاسی است . رای ایران به قطر جهت مقر دایمی اپک گازی به جای روسیه (رای ایران تعیین کننده بود)،مخالفت ایران با غنی سازی اورانیوم در خاک روسیه وحتی مخالفت ایران با تحویل اورانیوم غنی شده سه درصد وتعویض آن با اورانیوم بیست درصد به روسیه به جهت عدم اطمینان ایران به این کشور نمونه های کوچکی است که نشان میدهد ایران دنبال رو سیاست خارجی روسیه نمیباشد بلکه بر اساس منافع ملی خود اقدام میکند .
2- باید بپذیریم آمریکا همواره نشان داده که دشمن ملت ایران است ولی رفتار شناسی سیاست خارجی روسیه نشان میدهد بعد از فروپاشی شوروی این کشور به رقیب ما در منطقه تبدیل شده است نه دشمن جمهوری اسلامی. کارشناسان روسی میگویند علیرغم رقابت ایران وروسیه،روسیه قصد از دست دادن ایران را ندارد. آنها دلیل میآورند که عراق و افغانستان در زیر نفوذ غرب و آمریکا قرار دارند و روسیه نباید ایران را از دست بدهد. ایران کمربند امنیتی آسیای مرکزی وقفقاز در برابر نفوذ غرب است لذا روسیه قصد فروپاشی نظام جمهوری اسلامی ایران را ندارد هر چند بر اساس منافع خود عمل میکند واین اصل اساسی روابط بین الملل است ونمی توان بر آن خرده گرفت از طرف دیگر در صحنه روابط بین الملل روسیه به دلایل ذکر شده میتواند در بسیاری از موارد به دلیل رقابت غرب وروسیه به کمک ایران بیاید هر چند روسها بد قولی هایی داشته اند ولی تا کنون 99 درصد کار نیروگاه بوشهر را انجام داده اند وقرار داد موشکهای فو ق العاده استراتژیک اس300 را با ایرا ن امضا کرده اند کدام کشور غربی حاضر به این معامله با ایران است .
این در حالی است که دولت ایالت متحده بعد از پیروزی انقلاب اسلامی یک لحظه هم از فکر نابودی بزرگترین انقلاب قرن خارج نشده است چه از طریق سخت وچه از طریق نرم به دنبال براندازی نظام جمهوری اسلامی بوده وهمواره در این جهت تلاش کرده که ذکر همه آن موجب اطاله کلام خواهد شد
آمریکا پایگاه دشمنان انقلاب اسلامی است و دلارهای آمریکایی در زمینه نابودی جمهوری اسلامی هزینه میشود .نخبگان آمریکایی به روشنی میگویند باید ریشه ملت ایران را سوزاند ودر این جهت هر کاری که از دستشان بر آمده کم نگذاشتند ما این رفتار را در سیاست خارجی روسیه مشاهده نمیکنیم .
3- کشورها در صحنه روابط بین الملل به دنبال منافع خود هستند گاهی این منافع موازی هم ،گاهی متعارض یا مشترک وگاهی هم اختلاف زا است .منافع ایران با روسیه گاهی موازی هم گاهی مشترک وگاهی اختلاف زا است وبه ندرت به مناقشه وستیز می انجامد در حالی که به دلیل نگاه استکباری آمریکا و حذف جمهوری اسلامی منافع ایران وآمریکا در اکثر موارد متعارض هم یا حداقل اختلاف زا است وبه ندرت به حالت موازی واشتراک میرسد .
نتیجه: فرق آمریکا وروسیه در سیاست خارجی ایران این است که آمریکا دشمن ماست ولی روسیه رقیب ایران میباشد . دشمنی آمریکا با ایران زیر بنای مادی ندارد بلکه هنجاری است
نویسنده: ابوالفضل صدقی
چرا مرگ بر روسیه؟
بازخوانی شعارهای اغتشاشگران سبز
عبدالله گنجی
در حوادث پس از انتخابات ریاستجمهوری دهم یکی از شعارهای طراحی شده در فضای سایبری که به کف خیابانها نیز آورده شد شعار مرگ بر روسیه در مقابل شعار مرگ بر آمریکا بود. چرا معترضان در جایگزینی شعار مرگ بر آمریکا یکی از کشورهای اروپایی نظیر فرانسه، انگلیس و آلمان را مورد حمله قرار نمیدهند؟
در نگاه اولیه و خوشبینانه میتوان به این پاسخ رسید که مرگ بر روسیه یعنی نفی شرق به همراه نفی غرب و شاید از خود بپرسیم، مگر امام(ره) شرق و غرب را به یک اندازه، دشمن مستضعفین و انقلاب اسلامی نمیدانست، پس چرا ما در طول سالیان گذشته، فقط متمرکز بر غرب و صهیونیستها بودهایم؟ برای پاسخ به سؤالات ذکر شده توجه و تأمل در نکات ذیل ضروری است:
1- آنچه مد نظر امام بود شعار «نه شرقی و نه غربی» بود. منظور از این شعار شرق و غرب جغرافیایی نبود بلکه رد دو تفکر غالب بر جهان یعنی سوسیالیسم و کاپیتالیسم بود. امام(ره) هر دو مکتب را مادی و فاقد صلاحیت برای اداره جوامع میدانست و اسلام را واجد جامعیت و صلاحیت جهت جایگزینی آنها معرفی میکرد. بنابراین نه شرقی و نه غربی علیه دو قطب حاضر در جهان بود که دو تفکر موجود را رهبری و برای بسط و گسترش آن تلاش میکردند.اما امروز از شوروی که نماینده شرق بود خبری نیست و روسیه امروزی نیز نه مدعی سوسیالیسم است و نه درصدد گسترش کمونیسم در جهان و نه هیبت و سلطهجویی شوروی سابق را دارد.
2- اگرچه روسیه در برخورد با نظام جمهوری اسلامی به دنبال منافع خویش است اما خصمانه بودن روابط آمریکا اعم از محاصره اقتصادی، تحریم، براندازی نرم، راهاندازی رسانههای ماهوارهای و سایبری، پناهگاه ضد انقلاب، حمایت از اشغالگران فلسطین، قلع و قمع مردم عراق و افغانستان قابل تعمیم به روسیه نیست. مشکل ما با روسیه بر سر راهاندازی نیروگاه بوشهر و مسأله هستهای است که آن هم بهتر از بقیه کشورهای صاحب حق وتو عمل کرده و 80 تن سوخت هستهای نیروگاه بوشهر را نیز تحویل داده است. بعد از جنگ تحمیلی نیز بهرغم تحریم همه جانبه غرب، بخشی از ناوگان هوایی جنگی کشور در زمان ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی را تأمین کرد.
3- چرا معترضان به نتیجه انتخابات شعار مرگ بر روسیه و مرگ بر آمریکا را توأمان فریاد نمیزنند تا اثبات کنند که به دنبال جامعیت بخشی به «نه شرقی ونه غربی» هستند چرا معترضان به بحث داخلی انتخابات، علیه دولتهای خارجی شعار میدهند که هیچ سندی هم جهت دخالت آنان در حوادث پس از انتخابات وجود ندارد؟
چرا معترضان در جایگزینی شعار مرگ بر آمریکا یکی از کشورهای اروپایی نظیر فرانسه، انگلیس و آلمان را مورد حمله قرار نمیدهند؟ بررسی سؤالات فوق میتواند پاسخهای ذیل را به همراه داشته باشد: معترضان و خصوصاً کسانی که بعد از 29/3/88 همچنان بر شعارهای انحرافی پای میفشارند میخواهند اثبات کنند که در این کشور همه مخالف یا دشمن آمریکا نیستند و کسانی نیز وجود دارند که دشمن دشمنان آمریکا هستند بنابراین پیام غربگرایی خود را اینگونه به آمریکا میرسانند. احتمال دوم آن است که سرنخهای برخی معترضان مستقیماً به آمریکا وصل است و آمریکا در سازماندهی حرکتهای خیابانی و تولید محتوایی شعارها در فضای سایبری و رسانهای موفق عمل کرده و توانسته پیام خودرا به طرفدارانش منتقل کرده و به روسیه نیز گوشزد کند که ما هم در ایران طرفدار داریم.
غربگرا بودن فریادکنندگان علیه روسیه را از زاویهای دیگر نیز میتوان دید چرا کسانی که در سالهای گذشته به سبک معترضان فعلی در مقابل نظام اسلامی ایستادند و از بیتوجهی مردم به خود مبهوت شدند، هنگام خروج از کشور، آمریکا را انتخاب کردند، مگر آنان نمیدانستند که آمریکا دشمن درجه یک ماست، اگر کشور را برای زندگی مناسب نمیدیدند چرا از حدود 200 کشور جهان آمریکا را انتخاب کردند، سازگارا که لحاف خود را در استودیو خبر VOA پهن کرده، محسن کدیور، سروش، حقیقتجو، عطری، افشاری، محمدی، گنجی و... چرا به آمریکا رفتند؟ آیا این رفتن نمایانگر وابستگی قبلی آنان به آمریکا نبوده است؟
آیا این پذیرش توسط آمریکا بدان معنی نیست که این افراد در مبارزه با نظام، راهبردهای آمریکا را دنبال میکردهاند؟ بنابراین بخشی از ضد انقلاب در کشور، در همان مسیر اسلاف خود حرکت میکند. در آینده هم اگر هر کس از عاملان و آمران حوادث پس از انتخابات بخواهد از کشور خارج شود به آمریکا خواهد رفت، چرا به روسیه نمیرود؟ اگر روسیه نیز به اندازه آمریکا دشمن ماست. باید به همان سان پذیرای مخالفان نظام باشد اما چرا اینگونه نیست؟رهبر معظم انقلاب اسلامی که در سخنرانی معروف خود در تاریخ 19/4/1379 حدود 5/2 ساعت درباره فروپاشی شوروی سابق صحبت میکنند، در قسمتی از سخنان خود میفرمایند: مردم روسیه مردم استخوانداری هستند. صدها سال سابقه در جهان دارند و کشور و ملت جدیدی نیستند اما آمریکاییها در فروپاشی شوروی، کاری با این ملت کرده بودند که تعدادی از آنان در میدان سرخ مسکو جمع میشدند و به صورت نمادین ساندویچ مکدونالد میخوردند که اثبات کنند ما آمریکایی هستیم.این حکایت امروز درکشور ما دیده میشود. ملت ایران نیز ملت با استخوانی است و هزاران سال سابقه تمدنی و استقلال دارد اما عدهای میخواهند آن را در مقابل کشوری که 200 سال است از مهاجرانی چند ملیتی تشکیل شده و مظهر سلطه در جهان نیز هست، تسلیم کنند بنابر این شعار مرگ بر روسیه با اعتقاد به روحیه استکباری و سلطهجویی روسیه نیست. اصولاً این شعار هیچ پیامی را برای روسیه ندارد، پیام این شعار برای آمریکاست که: جناب آمریکا بشنو که در ایران غربگرا وجود دارد و ما با دشمنان تو مخالفیم، این دشمن چه روسیه باشد و چه دولت و ملت ایران.
منبع: جوان آنلاین
نظرات ()