نون و القلم

"و تاثیر قلم صلاح و فساد مملکت را کاری بزرگست و خداوندان قلم را که معتمد باشند عزیز باید داشت" - خیام

فیدل کاسترو؛ جان به در برده از نقشه های ترور

فیدل کاسترو رهبر کوبا امروز هشتاد ساله می شود. چهل و هفت سال پیش که انقلاب کوبا پیروز شد و کاسترو به رهبری رسید کمتر کسی فکر می کرد که او آن قدر زنده بماند که تولد هشتاد سالگی اش را جشن بگیرد، آن هم در حالی که هنوز نفر اول کوباست.
سرمایه داران و ثروتمندان کوبایی که در روزهای نخست بعد از انقلاب کوبا را ترک کردند و به دویست کیلومتر دورتر در سواحل فلوریدا رفتند، انتظار اقامتی کوتاه مدت در آمریکا را داشتند. آنها فکر می کردند ابرقدرت بزرگ وجود همسایه ای کمونیست آن هم در فاصله ای اینقدر کم با مرزهایش را تحمل نمی کند و شکست دادن کشوری باچند میلیون نفر جمعیت کاری نبود که برای آمریکا سخت به نظر برسد.

فشارها از همان ابتدا شروع شد و تحریم اقتصادی اولین اهرمی بود که آمریکا علیه حکومت کاسترو به کار گرفت. اما کوبایی های تبعیدی عجله داشتند و نمی توانستند منتظر بمانند که فشار اقتصادی کاسترو و یارانش را از پا در آورد.

این بود که در سال ۱۹۶۱ یعنی کمتر از دو سال بعد از انقلاب کوبا، کوبایی های تبعیدی با پشتیبانی ارتش امریکا به کوبا حمله کردند تا دولت نوپای انقلاب را سرنگون کنند. اما در جنگی که جنگ خلیج خوک ها نام گرفت، شکست خوردند و متوجه شدند که اقامتشان در آمریکا از آنچه تصور می کردند بیشتر خواهد بود.
مخالفان کاسترو از همان ابتدا در یک نکته اتفاق نظر داشتند و آن اینکه این انقلاب وابسته به شخص فیدل است و اگر او نباشد انقلاب خیلی زود شکست خواهد خورد. با همین تحلیل از اولین روزهای به قدرت رسیدن کاسترو، نقشه های مختلفی برای ترور او طراحی و اجرا شد. نقشه هایی که طبیعتا هیچ کدام موفقیت آمیز نبود و امروز بعد از ۴۷ سال کاسترو روی تخت بیمارستان خوابیده و کوباییان تبعیدی در وب سایت های شرط بندی روی تاریخ مرگ او شرط بندی می کنند.

از بمب سیگاری تا قارچ سمی

شاید معروف ترین تلاش برای ترور کاسترو همان سیگار برگ معروف باشد. سیگار برگی که دانشمندان سازمان سیا ساخته بودند و به جای تنباکو از مواد منفجره پر شده بود و قرار بود در صورت کاسترو منفجر شود. تیم محافظان کاسترو این طرح را هم مثل خیلی طرح های دیگر کشف و خنثی کردند.

اما سیگار برگ انفجاری تنها یکی از نقشه های ترور بود. نقشه هایی که فابیان اسکالانته رئیس سابق سرویس های امنیتی کوبا تعداد آنها را ۶۳۸ مورد ذکر کرده است. برای همین است که خیلی ها عقیده دارند نام فیدل کاسترو باید از نظر تعداد دفعاتی که به جانش سوء قصد شده، در کتاب رکوردها ثبت شود.
اسکالانته که اخیرا بازنشسته شده، در کتابی با نام "۶۳۸ راه برای کشتن کاسترو" تعدادی از این نقشه ها را توضیح داده است. کانال چهار بریتانیا نیز فیلم مستندی با همین نام و بر اساس کتاب اسکالانته ساخته که به زودی پخش می شود. نقشه هایی که در این کتاب به آنها اشاره شده از طرح هایی که به اجرا درآمده و ناموفق بوده تا نقشه هایی که در مرحله طراحی متوقف شده و به اجرا در نیامده را شامل می شود.

در میان این طرح ها، نقشه هایی دیده می شوند که به نظر تخیلی می آیند. مثلا در یک مورد ساز مان سیا که از علاقه زیاد کاسترو به غواصی در آبهای دریای کرائیب آگاهی داشته، طرح جالبی می ریزد. سیا تعداد زیادی ازحلزون های دریای کارائیب را جمع آوری می کند تا از بین آنها یک صدف بزرگ پیدا کند، صدفی که به میزان کافی مواد منفجره در آن جا بگیرد. برنامه سیا این بوده که این صدف را با مواد منفجره پر کرده و بعد آن را طوری رنگ آمیزی کند که در زمان غواصی کاسترو توجه او را جلب کند.

یک نقشه دیگر این بوده که لباس شنای کاسترو را به یک نوع قارچ سمی آغشته کنند تا او به یک بیماری پوستی شدید دچار شود. اسنادی که در دوره کلینتون منتشر شد نشان می داد که هر دوی این طرح ها جزو برنامه های سازمان سیا بوده ولی به دلایل عملیاتی نهایتا کنار گذاشته شده اند.

روئین تن یا خوش شانس؟

در جنگ خلیج خوک ها نیز با آنکه سرنگونی دولت کاسترو هدف اصلی بود، اما برنامه مهاجمان ین بود که فیدل کاسترو، برادرش رائول و ارنستو چه گوارا را ترور کنند و از این طریق به عمر انقلاب خاتمه دهند. دو سال بعد از آن در سال ۱۹۶۳ و درست در روزی که جان اف کندی رئیس جمهور آمریکا ترور شد یک مأمور سیا با یک سرنگ سمی به مأموریت ترور کاسترو اعزام شد اما او نیز ناکام ماند.

یک بار نیز سازمان سیا یکی از معشوقه های سابق کاسترو را راضی کرد که به سراغ او برود و شب وقتی کاسترو خوابید قرصی سمی را در دهانش قرار دهد. اما کاسترو حدس زده بود که قصد این زن چیست و هفت تیر خودش را به او داده بود تا کار او را راحت کند. اما این زن هم مثل خیلی های دیگر نتوانسته بود مأموریتش را انجام دهد.

یکی از آخرین سوء قصدهای سیا به ان کاسترو به سال ۲۰۰۰ برمی گردد. کاسترو در آن زمان به پاناما رفته بود و قرار بود در جایی سخنرانی کند. مأموران سیا ۹۰ کیلوگرم مواد منفجره بسیار قوی زیر تریبونی که کاسترو قرار بود پشتش بایستد کار گذاشتند. اما مأموران امنیتی شخصی کاسترو در کنترل هایشان این مواد را پیدا کردند و این طرح هم به سرنوشت صدها طرح پیشین گرفتار شد.

اما همه طرح های سازمان سیا به این پیچیدگی نبودند. بعضی از آنها هم طرح های کلاسیک و ساده ای بودند. سیا برای ترور کاسترو به دسته های تبهکار و مافیایی کوبا هم متوسل شد. یک بار قرار بود یکی از هم کلاسی های سابق کاسترو در خیابان به او برخورد کند و در روز روشن اسلحه اش را از جیبش بیرون بیاورد و به او شلیک کند. یک بار هم قرار بود یک تک تیرانداز در دانشگاه هاوانا به فیدل شلیک کند. اما پروژه شلیک به کاسترو همان قدر موفق بود که پروژه های مسموم کردن و منفجر کردن او.

با آنکه آمریکا رسما اعلام کرده که دیگر قصد ترور دشمن بزرگش را ندارد، اقدامات احتیاطی محافظان کاسترو همچنان به قوت خود باقی است.

اما تمایل شدید آمریکا برای ترور کاسترو و تلاش های فراوان سیا برای اجرایی کردن این تصمیم در نزدیک به نیم قرن گذشته، که در نوع خود بی سابقه است، شیوه زندگی فیدل را به کلی تغییر داد. فیدل که در سالهای اول حکومتش به تنهایی در خیابان های کوبا راه می رفت، مجبور شد این عادتش را کنار بگذارد و به اقدامات امنیتی تن دهد. او در این سال ها مدام بین بیست مکان مختلف جابجا می شود و دیگر کمتر کسی می داند که کاسترو هر شب کجا می خوابد.

با همه این ماجراها فیدل کاسترو توانسته خود را به هشتاد سالگی برساند و با اینکه برای اولین بار به طور موقت تمام مسئولیت هایش را به رائول برادر کوچکتر خود سپرده هنوز زنده است و می تواند رکوردهای دیگری بخصوص در زمینه طول مدت زمامداری بدست آورد.

منبع : بی بی سی فارسی

  
نویسنده : علی محمودی ; ساعت ۱:۳٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٠ تیر ۱۳۸٩