باید با جوانان رفیق بود و حرف آنان را شنید...
رهبر انقلاب در دیدار ائمه جمعه سراسر کشور
رحضرت آیتالله خامنهای، رهبر معظم انقلاب اسلامی، امروز در دیدار ائمه جمعه سراسر کشور، با تبیین جایگاه بسیار مهم و تأثیرگذار نماز جمعه در ابعاد گوناگون فردی، اجتماعی، سیاسی، دینی و بین المللی تأکید کردند: مهمترین وظایف ائمه جمعه، توجه بیش از پیش به این جایگاه والا، آگاهی از واقعیت های روز جامعه، غافل نشدن از طراحی های دشمن، ارتباط نزدیک و صمیمی با جوانان و بهره گیری از ابتکار و توانایی های آنان است.
به گزارش «تابناک»، ایشان در بیان جایگاه والای نماز جمعه، به ویژگی های منحصر به فرد نماز جمعه، از جمله تکرار هفتگی آن اشاره کرده و افزودند: نماز جمعه همچون نشانه های راهنماست که هر جمعه در برابر دیدگان آحاد مردم قرار می گیرد و به آنان مسیر درست حرکت را نشان می دهد.
حضرت آیتالله خامنهای، شرایط فقهی اقامه نماز جمعه، جایگزینی خطبه های نماز جمعه به جای دو رکعت نماز، نحوه بیان خطبه ها به وسیله امام جمعه و مضمون خطبه ها را از جمله ویژگی های نماز جمعه و جایگاه بسیار برجسته آن برشمردند و خاطرنشان کردند: در چنین جایگاهی، قطعاً حرکات، سخنان، اشارات و حتی سکوت امام جمعه، می تواند الهام بخش باشد؛ بنابراین، از جمله وظایف مهم ائمه جمعه، حفاظت از این جایگاه و مراقبت دوچندان از خود است.
رهبر انقلاب اسلامی، ذکر کثیر را از دیگر ویژگی های نماز جمعه دانستند و افزودند: برکات نماز جمعه منحصر در امام جمعه و نمازگزاران نیست، بلکه این تفضلات الهی در طول هفته، در میان جامعه و مردم سرریز می شود که این، همان ذکر کثیر نماز جمعه است.
حضرت آیتالله خامنهای در تبیین آثار ذکر کثیر در جامعه، یکی از نتایج آن را استحکام ایمان و نهراسیدن از دشمنان برشمردند و تأکید کردند: کسانی که از برکات ذکر کثیر بهره مند می شوند، هیاهوها و تهدیدهای دشمنان، برای آنان ترس آفرین و غیرمنتظره نخواهد بود، زیرا ظالمان و مستکبران که بر پایه رویه زیاده طلبی خود، همواره به دنبال در انحصار گرفتن و بلعیدن همه امکانات و ذخایر مادی کشورها هستند، فریاد عدالت طلبی و آزادی انسان ها و دفاع از مظلوم را هیچگاه برنمی تابند.
ایشان افزودند: مستکبران و زیاده طلبان دنیا بر خلاف شعارهایشان، همه قدرت و ثروت را برای عده ای معدود و اطرافیان خود می خواهند که نمونه بارز آن، مقایسه وضعیت زندگی مردم عادی با حاکمان، در آمریکاست.
رهبر انقلاب اسلامی، با اشاره به برخی آمارهای تکان دهنده از وضعیت زندگی مردم آمریکا، خاطرنشان کردند: البته رئیس جمهور محترم، بخشی از این حقایق و آمارها را در سفر پرمغز و پرکار خود به سازمان ملل متحد بیان کردند؛ وجود چندین میلیون کارتن خواب و ده ها میلیون انسان در زیر خط فقر بخشی از حقایق تلخ جامعه آمریکاست.
حضرت آیتالله خامنهای تأکید کردند: در مقابل چنین تفکر زیاده طلب خواهانه ای که به دنبال سلطه بر همه دنیاست، یک ملت با همه وجود ایستاده است و زیر بار حرف زور نمی رود و در حمایت از ملتهای مسلمان و مظلوم به ویژه مردم فلسطین نیز آشکارا اعلام نظر می کند.
ایشان افزودند: خشم، تهدید و دندان گرگ نشان دادن سلطه طلبان در برابر چنین ملتی، غیرمنتظره و غیرطبیعی نیست؛ اما در برابر این تهدیدها، یا باید تسلیم شد یا اینکه با استحکام ایمان و ارتباط با خداوند، در مقابل زیاده خواهان ایستاد.
رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: مقاومت و ایستادگی خواسته اسلام و قرآن است و این ایستادگی از ویژگی های ذکر کثیر نماز جمعه است و اگر این ذکر کثیر، همه ابعاد درونی، اجتماعی، سیاسی و بین المللی را دربر بگیرد، قطعاً جامعه مقاوم و استوار خواهد بود.
حضرت آیتالله خامنهای، آگاهی از مسائل روز و واقعیت جامعه و هشیاری را از دیگر وظایف ائمه جمعه برشمردند و تأکید کردند: در سی سال گذشته، لغزش ها، خطاها، انحراف ها و از مسیر بیرون شدن برخی افراد به دلیل ناآگاهی از واقعیت ها بوده است.
ایشان توجه به طراحی و توطئه دشمن را از جمله وظایف مهم ائمه جمعه دانستند و افزودند: در سال های اخیر برخی قلم ها، تلاش فراوانی کردند تا موضوع دشمن شناسی را از ذهن جامعه و مردم خارج کنند و حتی در برخی موارد مغالطه می کردند که نظام برای فرار از مسئولیت برخی مشکلات داخلی، همواره موضوع دشمن خارجی را طرح می کند.
رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: این حرف از پایه نادرست است، زیرا کسی نمی تواند منکر کوتاهی ها، غفلت ها و سهل انگاری های مسئولان در بروز برخی مشکلات در سی سال گذشته باشد، ولی این موضوع نباید به معنای نادیده گرفتن دشمن باشد.
حضرت آیتالله خامنهای، با تأکید بر اینکه همواره باید مراقب کید و طراحی دشمن بود، افزودند: چرا عده ای اصرار داشته و دارند که حضور دست توطئه گر خبیث و فعال دشمن را در حوادث گوناگون کشور نادیده بگیرند.
ایشان تأکید کردند: باید همواره نسبت به تحرک دشمن هشیار بود و شیوه مقابله با آن را دانست.
رهبر انقلاب اسلامی سپس با طرح این پرسش که امروز مهمترین نقطه ای که دشمن بر آن متمرکز شده، کدام است، افزودند: جوانان که بیشتر جمعیت کشور را تشکیل می دهند، اصلی ترین هدف دشمن هستند، زیرا جوان موتور پیش برنده کشور است.
ایشان با اشاره به برنامه ریزی دشمن از همان آغاز پیروزی انقلاب اسلامی برای ضربه زدن به این سرمایه گرانبها، خاطرنشان کردند: باید جوانان را از آسیب خطرهای دشمن حفظ کرد که یکی از راه های آن، ارتباط مستمر و هدایتگر ائمه جمعه با جوانان است.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: باید با جوانان رفیق بود و سخن آنان را شنید و راه را برای حضور آنان در عرصه های گوناگون باز کرد.
حضرت آیتالله خامنهای با اشاره به اهمیت نقش جوانان، ائمه جمعه را به شنیدن و برطرف کردن شبهات دینی، اجتماعی و سیاسی جوانان توصیه کردند.
در این دیدار، حجت الاسلام والمسلمین تقوی رئیس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه، با تشریح اهداف برگزاری بیست و یکمین گردهمایی ائمه جمعه، به برگزاری نماز جمعه در 643 شهر اشاره کرد و گفت: در یک سال گذشته، برنامه های گوناگونی برای افزایش آگاهی و بصیرت مردم، آرامش بخشی جامعه، همکاری ائمه جمعه با آموزش و پرورش و ارتباط بیشتر آنان با نسل جوان اجرا شده است.
در پایان این دیدار نماز ظهر و عصر به امامت حضرت آیتالله خامنهای اقامه شد.
منبع: khamenei.ir
دیدار رهبری بااعضای بسیجی هیأتهای علمی دانشگاهها و مراکز آموزش عالی سراسر کشور
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در دیدار جمعی از اعضای بسیجی هیأتهای علمی دانشگاهها و مراکز آموزش عالی سراسر کشور در سخنان مهمی ضمن تبیین برهه بسیار حساس کنونی و موضع انفعال و از هم گسیختگی نظام استکباری در مقابل حرکت اسلامی که نماد آن نظام جمهوری اسلامی است، تأکید کردند: امروز مهمترین نیاز کشور اتحاد و یکپارچگی است و هرگونه سخن، حرکت و نوشته ای که حتی با نیت صادقانه باشد ولی موجب شکاف و انشقاق در جامعه، و ظلم به افراد شود، برخلاف مصالح کشور و نظام اسلامی است.
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: حفظ وحدت، همدلی و انسجام در جامعه و پرهیز از هرگونه اختلاف و شکاف، نظر رهبری در این برهه حساس است.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: هنر انقلاب اسلامی این بود که توانست تمام دیوارهای کاذب میان ملت را از میان بردارد و همه کشور را به یک عرصه وسیع برای ملت ایران تبدیل کند، حال برخی می خواهند دوباره این دیوار کشی های نادرست و ناحق را ایجاد کنند.
ایشان تأکید کردند: مبانی، اصول و جهت حرکت، مشخص و روشن است و هرکسی که در چارچوب اصول و در این جهت حرکت کند، جزو مجموعه نظام اسلامی است.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به تأکید مکرر خود درخصوص ظلم نکردن به افراد، افزودند: رعایت طهارت دل و عمل، یکی از وظایف اصلی است و نباید با یک کلمه و یا نوشته و یا حرکتی نابجا در مورد فرد یا افرادی که مستحق آن نیستند، به آنان ظلم شود.
حضرت آیت الله خامنه ای با یادآوری سیره پیامبر اسلام (ص) در مورد رعایت حقوق افراد، حتی افرادی که مرتکب گناه و یا خطایی شده اند، خاطرنشان کردند: باید منصف و عادل بود و زیادتر از آن چیزی که واقعیت و بایسته است، نگفت.
ایشان افزودند: نباید اینگونه تصور شود که چون برخی افراد مجاهد، مبارز و انقلابی هستند، می توانند در مورد برخی افراد دیگر که به زعم خود از این لحاظ در درجات پایین تر قرار دارند، هرچه بخواهند بگویند.
ایشان با تأکید بر تفاوت طبیعی ایمان و خطوط افراد افزودند: با وجود تفاوت ایمان، در مقام زندگی جمعی باید ضمن رعایت عدالت و انصاف، اتحاد و انسجام حفظ شود.
رهبر انقلاب اسلامی مسئله مهم را فراموش نکردن اهداف و شاخص های اصلی دانستند و تأکید کردند: استکبار ستیزی، ایستادگی قاطع در مقابل حرکت کفر و نفاق در سطح جهان، و مرزبندی شفاف با دشمنان انقلاب و دین، شاخص های اصلی هستند.
حضرت آیت الله خامنه ای درخصوص مرزبندی شفاف با دشمنان افزودند: اگر کسی مرزبندی شفاف با دشمنان انقلاب و دین نکند، قدر خود را کاهش داده است و اگر به آنها گرایش پیدا کند، از دایره نظام خارج می شود.
ایشان خاطرنشان کردند: این شاخص ها، مبانی و خطوط اصلی حرکت رو به جلوی انقلاب اسلامی است که باید با حفظ شاخص ها این حرکت ادامه پیدا کند.
رهبر انقلاب اسلامی در تبیین برهه بسیار حساس کنونی به شرایط جهانی و تلاشهای قدرتهای استکباری برضد نظام اسلامی اشاره کردند و افزودند: حساسیت شرایط کنونی به این علت است که مراکز استکباری جهانی در مقابله با حرکت اسلامی که نماد واقعی آن نظام جمهوری اسلامی ایران است، زمام امور را از دست داده اند و با حالتی دستپاچه و از هم گسیخته، آخرین تلاشهای خود را انجام می دهند.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به بن بستی که نظام استکباری گرفتار آن شده است، خاطرنشان کردند: کمربندی را که نظام استکباری به دور مسائل جهانی بویژه منطقه حساس خاورمیانه کشیده بود، پاره شده و بسیاری از شگردهای تبلیغاتی قدیمی آنها برای مردم دنیا آشکار شده است.
ایشان با اشاره به گسترش خشم و نفرت جهانی از رژیم امریکا و رژیم صهیونیستی تأکید کردند: امروز حتی در جامعه امریکا، خشم عمیقی از حضور قدرتمند لابی صهیونیستی در حال گسترش است و با وجود شرایط بسیار سختگیرانه رژیم امریکا بر مردم این کشور، نشانه های این خشم آشکار شده است.
رهبر انقلاب اسلامی، ظهور و حضور نظام جمهوری اسلامی ایران را عامل اصلی مشکلات کنونی برای نظام سلطه دانستند و افزودند: دلیل دشمنی آنها با نظام اسلامی به همین دلیل است اما اقدامات سراسیمه برای صدور قطعنامه و بزرگنمایی غیرواقعی تحریم ها و بعد هم تهدید نیم بند نظامی، همه نشانگر انفعال نظام استکباری در مواجهه با حرکت عظیم و متین در جهان اسلام است.
حضرت آیت الله خامنه ای تحمل زحمت ها را زمینه ساز رسیدن به منافع بزرگتر برشمردند و خاطرنشان کردند: نیاز امروز دانشگاهها کار و تلاش علمی و پژوهشی، کار معنوی و ایمانی، حاکم کردن روحیه مجاهدت و جهاد در همه فعالیتهای علمی، حضور دائم و به هنگام، و تقویت بصیرت در مجموعه دانشگاهی است.
ایشان با یادآوری نحوه شکل گیری بسیج اساتید در دوازده سال پیش و تبدیل آن به یک حرکت عظیم، وجود آنرا یک نعمت برای نظام اسلامی دانستند و خاطر نشان کردند: البته این بمعنای این نیست که اساتید مومن و انقلابی منحصر به این مجموعه است بلکه اکنون جمع گسترده ای از اساتید بسیجی در دانشگاههای کشور حضور دارند که نقش آنها بسیار برجسته و تأثیرگذار است.
رهبر انقلاب اسلامی بسیج را یک حرکت بی نظیر در انقلاب اسلامی و یادگار امام حکیم و بزرگوار توصیف کردند و افزودند: شکل گیری بسیج در واقع از همان روز اول انقلاب و از زمانی که امام (ره) با اعتماد به مردم، آنان را به عرصه جامعه کشاند، اتفاق افتاد و این اعتماد موجب بروز اعتماد به نفس در مردم شد.
حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر اینکه فرهنگ و حقیقت بسیج منشأ برکات فراوانی در نظام اسلامی شده است، خاطرنشان کردند: بسیج در واقع یک ارتش بی رنگ، بی ادعا وهمه گیر در سطح کشور است.
ایشان با تأکید بر اینکه عرصه حضور بسیج بسیار وسیع و فراتر از عرصه محدود نظامی است، افزودند: بسیج را نباید یک نهاد نظامی به حساب آورد بلکه بسیج، عرصه ای عمومی است که در همه مکانها، زمانها، عرصه ها و قشرها حضور دارد.
رهبر انقلاب اسلامی در ادامه به موضوع جایگاه و نقش اساتید در دانشگاهها به ویژه اساتید مؤمن و انقلابی و همچنین توقع نظام اسلامی از دانشگاهها و نیاز امروز مراکز علمی و دانشگاهی پرداختند و افزودند: وظیفه استاد بسیجی حضور به موقع، مخلصانه، مجاهدانه و تأثیرگذار در دانشگاه و پرورش انسانهای دانشمند و با ایمان در طراز شهید چمران است.
حضرت آیت الله خامنه ای درخصوص توقع از دانشگاهها تأکید کردند: ادامه پرشتاب حرکت علمی کشور تا رسیدن به جایگاه علمی والا و شایسته ملت و تاریخ ایران، اصلی ترین خواسته از دانشگاهها و مراکز علمی است.
ایشان با اشاره به گزارش یک مرکز معتبر علمی بین المللی درخصوص سرعت پیشرفت علمی و تولید علم در کشور، افزودند: در این گزارش سرعت پیشرفت علمی ایران یازده برابر متوسط سرعت علمی دنیا ارزیابی شده که نشان دهنده حرکت رو به جلو علمی است اما نباید به این حد قانع بود بلکه باید برای رسیدن به قله تلاش و برنامه ریزی کرد.
رهبر انقلاب اسلامی حضور تعداد کثیری از دانشمندان متخصص، مؤمن به خدا و جهاد در راه او و اهداف الهی در جمهوری اسلامی ایران را از برکات امام (ره) و در دنیا بی نظیر دانستند و افزودند: مطالبات نظام اسلامی، مطالباتی در سطح بین المللی است، بنابراین توقع رسیدن به قله پیشرفت علمی و تربیت انسانهای دانشمندی همچون شهید چمران، توقع دور از انتظاری نیست.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به دیدگاههای نظام اسلامی درخصوص انسان، حکومت، زن، اخلاق و علم و ارائه این دیدگاهها در سطح بین المللی خاطرنشان کردند: باید، همت عالی و بلند، و افق نگاه نیز وسیع باشد و از طرح این مطالبات در سطح بین المللی و برخی سخنان تمسخرآمیز به دلیل طرح بین المللی این ایده ها و دیدگاهها، نهراسید.
ایشان با تأکید بر اینکه آرمانها و اهداف نظام اسلامی بسیار گسترده و در عین حال مورد قبول انسانهای آگاه و منصف است، خاطرنشان کردند: نظام اسلامی داعیه محو نظام سلطه، برقراری عدالت جهانی، و استفاده از علم برای آسایش و راحتی بشر را دارد.
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: ملتی با چنین آرمانهایی، و با بکارگیری همت های عالی ایمانی، و یقین به وعده های قرآنی در زمینه یاری مؤمنین، و نهراسیدن از مرگ و آرزوی شهادت، قطعاً افق های روشنی پیش روی خود دارد.
حضرت آیت الله خامنه ای در بخش دیگری از سخنان خود با گرامیداشت یاد و خاطره شهید دکتر مصطفی چمران، این شهید را انسانی مؤمن، مجاهد، شجاع، بصیر، دانشمند، منصف، هنرمند، با صفا، اهل مناجات، دارای روحیه ای لطیف و بی اعتنا به نان، نام و مقام دنیا توصیف کردند و افزودند: شهید چمران نمونه کاملی از استاد بسیجی و در واقع ترکیب علم و عمل، سنت و تجدد، و عشق و عقل است.
ایشان تأکید کردند: انتظاری که از دانشگاههای جمهوری اسلامی می رود، این است که انسانهایی همچون شهید چمران تربیت کنند.
رهبر انقلاب اسلامی همچنین پیشنهاد نامگذاری سالروز شهادت دکتر مصطفی چمران به عنوان روز بسیج اساتید را پیشنهادی معنادار و پرمغز خواندند.
در ابتدای این دیدار:
- دکتر رضا روستاآزاد معاون پژوهشی و فناوری دانشگاه صنعتی شریف
- دکتر زلفی گل استاد و دبیر انجمن شیمی، دانشمند برگزیده بین المللی و رئیس دانشگاه بوعلی سینا همدان
– دکتر فضل الله موسوی استاد حقوق و رئیس دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
– دکتر سیدمحمد تقی علوی رئیس دانشگاه تبریز و دانشیار گروه حقوق این دانشگاه،
- خانم دکتر خزعلی دانشیار زبان و ادبیات عرب و رئیس دانشکده ادبیات و زبانهای خارجی دانشگاه الزهرا،
- دکتر جهانبخش رئوف استاد دانشکده شیمی دانشگاه مازندران،
- حجت الاسلام دکتر گرجیان دانشیار رشته فلسفه و عضو گروه فلسفه و کلام دانشگاه باقرالعلوم قم،
- و دکتر سیدحسن امامی رضوی دانشیار دانشگاه علوم پزشکی تهران و معاون درمان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی
دیدگاههای خود را درخصوص مسائل علمی و دانشگاهی و برخی مسائل کشور بیان کردند.
محور های مطالبی که این اساتید مطرح کردند عبارتند از:
- ضرورت اجرای بیمه پژوهش برای حمایت از محققان و پژوهشگران.
- انتقاد از کاهش بودجه پژوهشی دانشگاهها و مراکز آموزش عالی
- استفاده از ظرفیت علمی و پژوهشی دانشگاهها در طرحهای بزرگ ملی از جمله
هدفمند سازی یارانه ها
- رعایت انصاف درخصوص دستاوردهای سی ساله نظام اسلامی و قربانی نکردن این دستاوردها در دعواهای سیاسی
- لزوم فراتر رفتن حوزه فعالیتهای تشکلهای دانشجویی از برگزاری صرف سخنرانی های سیاسی
- جدی گرفتن آموزش مدیران
- شناخت صحیح روشهای جنگ نرم در دانشگاهها و راهکارهای مقابله با آن
- ضرورت تحول اساسی در حوزه علوم انسانی و بومی سازی آن
- ایجاد فرصت های مطالعاتی داخلی برای اساتید نخبه
- نگاه جدی و دقیق به رشته مطالعات زنان و خانواده و تصحیح متون و دروس آن براساس جهت گیریهای دینی و بومی
- تشکیل قطب علمی زنان
- ایجاد گسترش آموزش مجازی در رشته های مختلف علمی
- در نظر گرفتن همزمان معیارهای علمی و ارزشی در گزینش اعضای هیأت علمی
- ضرورت توجه جدی تر به علوم پایه
- اجرای آمایش سرزمینی در حوزه آموزش عالی
- و پرهیز از کارهای فرهنگی مقطعی در دانشگاهها
در این دیدار همچنین دکتر بختیاری رئیس سازمان بسیج اساتید گزارشی از فعالیتهای این سازمان ارائه کرد و گفت: ظرفیت سازی و یکپارچه سازی اساتید برای حضور در جهاد علمی، و نهضت نرم افزار علمی، شناسایی مستمر مسائل اساسی کشور و تعامل با دستگاهها برای حل آنها، و حضور مؤثر در عرصه های فرهنگی از جمله اهداف سازمان بسیج اساتید است.
منبع : leader.ir
روایتی متفاوت از حضور رهبر انقلاب در حرم مطهر رضوی
رهبر انقلاب امسال نیز روز اول سال جدید را همچون میلیون ها عاشق، در حرم مطهر حضرت علی ابن موسی الرضا(ع) گذرانده و در جمع زائران و مجاوران آن حضرت به ایراد سخنرانی پرداختند.
به گزارش "تابناک" نوشته زیر روایت متفاوتی است از این مراسم:
«به اطلاع کلیه زائرین و مجاورین گرامی می رساند برنامه سخنرانی مقام معظم رهبری (مدظله العالی) به علت نامساعد بودن هوا، از صحن جامع به رواق بزرگ امام خمینی (ره) منتقل شده است. شروع مراسم ساعت 15:30»
این را بلندگوی تمامی صحن ها و رواقها تکرار می کرد. این یعنی فاتحه تمام برنامهریزیهایی که از قبل کردهای، خوانده شد و تمام هماهنگیهایی که صورت گرفته از بین رفت. این یعنی همه چیز از اول.
من، عکاسان، فیلم برداران و 7 - 8 نفری که نمی شناختم صدقهسر همان پاراگراف ابتدایی، دست در جیب، پاها جفت، گوشها سرخ و کُلاً در تیپولوژی آدم هایی که دارند یخ می زنند، در صحن جامع مقابل دربی که پلمپ شده و وسایل مان در آن است مشغول گفتمان هستیم! ظاهرا فقط باید خود بچههای چک و خنثی بیایند تا پلمپها را باز کنند.
مدتی گذشته است. الان مثل همان چند دقیقه قبل است. هیچ چیز هیچ فرقی نکرده است. باز هم سرما، باز هم گوشی که سرخ شده است، باز هم دری که باز نشده است.
یک آقایی در جمع چند نفره ما اعلام کرد: دوستان عکاس! (کلمه دوستان را جوری هجّی کرد که کلّی گرما در وجودمان احساس کردیم) توجه داشته باشید! احتمال دارد دیشب وقتی دوربین ها را بچه های چک و خنثی بررسی می کردند، در پایان کار قطعات را جابجا سرهم کرده باشند! لطفا هنگام تحویل به این موضوع توجه داشته باشید.
الآن چند دقیقه دیگر است. دیگر برای باز شدن این در دعا نمیکنیم، دعا میکنیم هوا کمی گرمتر شود.
این سردی آب و هوا و جابجایی مکان دیدار، خیلی بیشتر از آن چیزی که فکر می کردم خیلی چیزها را به هم ریخته است. مثل اینکه خیلی از کارها باید دوباره کاری شود. فضا یک کم ملتهب است.
بالاخره آنهایی که باید می آمدند، آمدند. وسایلمان را تحویل گرفتیم. باید از درب مسجد گوهرشاد داخل می رفتیم، که البته رفتیم. تجمّع و فشار جمعیت بیش از حَدِّ عادی بود. با کمک بچههای بازرسی، ما ـ یعنی خبرنگاران و عکاسان ـ از یک تونل مجازی در بین جمعیت رد شدیم. تونل مجازی یعنی تونلی که 3 متر طول و چند متر عمق دارد و از چند طرف فشار جمعیت استخوانهایت را وَرز میدهد!
بالاخره از بازرسی اول زنده رد شدیم؛ باور کردنی نیست.
***
اینجا با آنجا فرق دارد. یعنی رواق امام (ره) با صحن جامع رضوی. نه فقط به خاطر اینکه اینجا مسقف و گرم است، بلکه بیشتر بخاطر طنین صداهاست. شعارها و فریادهای جمعیت هر کس را تهییج میکند. بدون هیچ لیدر و هماهنگ کنندهای جمعیت شعار میداد. شعارها، به طور عجیبی هماهنگ بود.
تجمع جمعیت در انتهای رواق زیاد شده. صدای فشار جمعیت به داربستهای جدا کننده، شنیده میشود.
سروصدا و التهاب جمعیت خیلی بیشتر از آن است که بتوان برنامه قرائت قرآن را شروع کرد. قاری مجبور شد چند بار از جمعیت صلوات بگیرد تا فضا را آرام کند. فضا خیلی آرام نشد اما قرائت شروع شد.
یکی از مردم با بچههای حفاظت حرفش شد. تقریبا جیغ میکشید. پیرمردی بود که احتمالا از این همه فشار جمعیت به هم ریخته بود. چند نفر بزرگتر آرامش کردند و نشناندنش.
***
میگوید احتمالاً از سال آینده به بچههای حفاظت یک پلخمون میدهند تا حساب این گنجشکهای بالای سرمان را برسند. راستی شما بهش چی میگید؟ تیر و کمان؟
نه، ما هم میگوییم پلخمون؛ میخندد و میگوید: یره تو هم که همشهری خودمانی!
***
برای عکاسان هیچ جایگاهی پیش بینی نشده بود. طفلکیها در به در به دنبال یک بلندی بودند تا بتوانند بر روی آن مستقر شوند. تا حالا این قدر با بحران کمبود «جای بلند» مواجه نشده بودم!
وسط برنامهی مدیحهسرایی، به صورت ناگهانی یک تریبون بزرگ را بر روی جایگاه آوردند! مداح مجبور شد برنامه خود را قطع کند.
جمعیت هنوز آرام نشده است. پشت جایگاه، فشردگی جمعیت نگران کننده شده است. اگر کسی صدمه ببیند؟... کم کم میترسم. میفهمم که به درد مدیریت بحران نمیخورم.
بعد از قرائت قرآن برنامه مدیحه سرایی بود. بعد از آن زیارت خوانده شد. بعد از زیارت، خُب دوباره برنامه مداحی بود. جمعیت خیلی کلافه شده است. کاشکی این هم فشار و اضطراب جمعیت را برای دیدار میفهمیدند. کاشکی رهبر زودتر میآمد.
***
وقتی اعتراض کردن که چرا توی این شلوغی نماز میخواند، ریز خندید که: «نماز شکر است! یکسال است که منتظر دیدارم. شکر ندارد؟»
***
بیقراری جمعیت به قسمت جایگاه هم سرایت کرده است. جایگاه فیلمبرداری، بارها نزدیک بود واژگون شود. کم کم ترس از ازدحام جمعیت منطقی میشود! باید فکری کرد.
هر دفعه پرده پشت جایگاه تکان میخورد، جمعیت نیمخیز میشد. دفعه چهارم فکر نمیکردم توی این شلوغی کسی بلند شود. خب، اشتباه میکردم!
***
"همت مضاعف، کار مضاعف" این عنوان برای بچههای تیم حفاظت و هماهنگکننده مراسم بخاطر شرایط امسال و عوضشدن محل برگزاری مراسم در آخرین لحظات بهخاطر سرما و اینکه مردم اذیت نشوند، تبدیل شده بود به «همت فوقالعاده، کار فوقالعاده»
***
نامه را محکم توی دستش گرفته. بغل دستیاش میگوید: خب آقاجان نامهات را بده، دست به دست کنیم تا برسد به مسئولش. میگوید: «نخیر! باید خودم بدم. الکی که نیست. کلی حرف زدم این تو!»
***
جمعیت در قسمت جایگاه سرریز دارد. یعنی اگر همه آنهایی که ایستادهاند بخواهند بنشینند، جمعیت از درب و پنجرههای اطراف بیرون میزند!
مردم فریاد میزدند: «بنشین آقا». با التماس گفت: «از 10:30 صبح به عشق رهبر آمدم. حداقل یک نظر ببینمش».
با خنده میگفت ورودی دیدار میخواستم قید کیفم را بزنم؛ بَس که گیت شلوغ بود. خواستم بیندازمش آنجا. ترسیدم فکر کنند تویش شیء خطرناکی است!
***
اگر یکی از من می پرسید که موقع دیدارها، وقتی آقا بیاید، مردم چه می کنند و تو چه می کنی، حتما می گفتم: مردم هلهله میکنند، نه! هروله میکنند. از تَهِ تَهِ گلو فریاد میزنند و شعار میدهند و مو روی بدنشان سیخ میشود. من هم شاید اوایل همین کار را میکردم اما چون من خبرنگار هستم و در این موقعیتها زیاد قرار می گیرم فکر نکنم دیگر از این جور کارها بکنم!
وقتی آقا آمد هروله و هلهله نکردم؛ از تَهِ تَهِ گلو هم فریاد نکشیدم اما مو روی بدنم سیخ شده بود...
***
دوتا از بچههای هلال احمر آورندش کنار. گونههایش میلرزید. حالش که جا آمد، پرسید: صدای آقاست؟ گفتم: بله. زود سرک میکشد که آقا را ببینید.
نگرانیها هم خیلی بی مورد نبود. تا حالا دو نفر مصدوم را سردوش به بیرون هدایت کردند...
***
این فیلمبردار کنار من ـ همان که نزدیک بود بارها واژگون شود ـ خبر از کشف یک توطئه جدید داد! به نظر این بندهی خدا جمعیت تعمداً دوربین او را تکان میداد تا تصاویر آقا با لرزش ضبط شود! حتی تصمیم گرفته بود این مطلب را هم به بچه های حفاظت بگوید!
***
وقتی آقا درباره ماجرای بعد از انتخابات گفت، آنجا که «همه مردم هم 24 میلیونیها، هم 13 میلیونیها از کیان نظام دفاع کردند» با تمام وجود تکبیر میگوید و شعار میدهد. انگار که دلش آرام شده باشد سرجایش مینشیند.
آقا با نامبردن برخی از دستاوردهای علمی خطاب به جوانان، که ایران را تا سطح 8 کشور برتر جهان شاخص کرده است، به همت و کار مضاعف در پیشرفت علمی تاکید میکنند. تاکیدات آقا کجا و سرسری گذشتن و کم اهمیت جلوه دادن برخی از مسئولان و سازمانهای مختلف و حتی برخی از روشنفکران کجا؟ انصافا که سیستم تبلیغاتی و مانورمان بر روی دستاوردهایمان افتضاح است!
***
سخنرانی را گوش میدادم که پیرمردی از من خواست از طرفش برای آقا نامه بنویسم. اهل گرگان بود. 60 ساله با 5 نانخور؛ بیماری صرع داشت برای همین هم از کارخانهای که 14سال در آن کار میکرد، اخراج شده بود. میگفت بنویسم که از کارخانه شکایتی ندارد چون خودش دیگر قادر به کار نبود، مستمری دریافتیاش از بهزیستی تنها 40 هزار تومان است...
یک گوشم به او بود و یک گوشم به صحبتهای آقا، اما کمکم هر دو گوشم برای شنیدن حرفهای پیرمرد شد.
مرد میانسالی بعد از کنجکاوی، وقتی فهمید دارم حاشیهنویسی میکنم و احتمالا دستم به جایی میرسد! خیلی آرام و منطقی از نوع برگزاری امسال، نظم و انتظامات و صدمات احتمالی مردم، به من شکایت کرد تا به گوش کسی برسانم.
***
کناری نشسته بود و تند تند مینوشت. بغل دستیاش گفت «حالا که داری مینویسی برای بد حجابی و اعتیاد هم توی نامهات بنویس!»
***
شعر، شعار، شعور... یکی دارد خونهای در رگش را به آقا هدیه میکند، دیگری با تمام وجود میگوید دیگر نمیگذارد رفتار مردم کوفه تکرار شود، عدهای هم آمدنشان را تنها به عشق رهبر و مولایشان فریاد میزنند. در این فضا هیچ تعارف و چاپلوسی و خودشیرینی وجود ندارد. دلیل اثبات این حرفم اشکهای دانهدانه روحانی جوانی است که به دور از چشم همگان به ستونی تکیه زده و از دیدگانش جاری است. دلیل حرفم نوجوانی است که با اجازه از بچههای تیم حفاظت بالای داربستی رفته و برای آقا دست تکان میدهد. دلیل حرفم مرد میانسالی است که شناسهی روستایی بودنش چهره آفتاب سوختهاش است؛ مرتب با دودستش برای آقا دست تکان میدهد و آنها را بر لبانش میگذارد و هی این حرکتش را تکرار میکند...
منبع: khamenei.ir
دیدار پرشور هزاران نفر از مردم قم با مقام معظم رهبری
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در دیدار هزاران نفر از مردم قم، حضور عظیم و تعیین کننده ملت مؤمن، بابصیرت و با غیرت ایران را در راهپیمایی سراسری نهم دی ماه امسال، تجلی دست قدرت خدا و حرکتی ماندگار در تاریخ انقلاب خواندند و تأکید کردند: سلطه گران و جریانهای ضد دین که امروز در شرایط غبارآلود فتنه در مقابل نظام و انقلاب شعار می دهند همان کسانی هستند که سالها زیر پرچم مبارزه با امام و انقلاب صف آرایی کرده بودند و مردم نیز با درک همین شاخص و حقیقت، حضور تعیین کننده خود را در حفظ نظام و انقلاب، بار دیگر ثابت کردند.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به ابعاد مختلف حادثه عظیم 19 دی سال 56 در قم تأکید کردند: قیام 19 دی مردم قم در 32 سال پیش با ویژگیهایی همچون بصیرت، موقع شناسی، دشمن شناسی، و مجاهدت، مبدأ تحول و ایجاد جریانی عظیم در ملت ایران شد که همچنان درس آموز و تأثیرگذار است.
ایشان، اراده و مجاهدت انسانها را زمینه ساز شاخص شدن برخی روزهای تاریخ، از جمله 19 دی 56 دانستند و خاطرنشان کردند: روز 9 دی امسال نیز از جمله روزهایی است که به واسطه حرکت عظیم و فوق العاده مردم، در تاریخ ماندگار شد.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به شرایط غبارآلود کنونی تأکید کردند: در چنین شرایطی، این حرکت مردم، اهمیت مضاعفی داشت و روح ولایت، و روح حسین بن علی (ع) در آن دیده می شود و همانگونه که امام راحل همواره می گفت تجلی دست قدرت خدا بود.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه در شرایط فتنه، کار، دشوارتر و تشخیص سخت تر است، به تبیین فتنه انگیزی جبهه مقابل امیرمومنان در جنگ صفین پرداختند و افزودند: در آن شرایط سخت و غبارآلود، جناب عمار یاسر که از یاران خاص و خالص و همیشگی امام علی (ع) بود، به روشنگری پرداخت تا به افراد متزلزل یادآوری کند که هیچ تفاوتی بین جبهه مقابله کنندگان با رسول خدا (ص) و دشمنان امیرمؤمنان وجود ندارد جز اینکه جبهه مقابل حضرت علی (ع) در ظاهر ادعای اسلام و طرفداری از قرآن و پیامبر را می کند.
حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، و در تمام طول حیات امام خمینی (ره) همواره امریکا، انگلیس، دیگر قدرتهای استکباری، مرتجعین وابسته به نظام سلطه و منحرفان داخلی در زیر پرچم مبارزه با امام و انقلاب قرار داشتند، و اکنون هم شرایط به همین صورت است.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: از قبل از انتخابات ریاست جمهوری تاکنون، امریکا، انگلیس، و رسانه های صهیونیستی در کجا ایستاده اند؟ جناحهای ضددین همچون توده ای ها، سلطنت طلب ها، و دیگر مخالفان انقلاب و امام در کجا قرار دارند؟ آیا جز در زیر همان پرچم مقابله با نظام اسلامی قرار گرفته اند؟ بنابراین صف بندیها هیچ تغییری نکرده، و این یک علامت و شاخص مهم است.
حضرت آیت الله خامنه ای حماسه بزرگ 9 دی را نتیجه هوشیاری مردم و درک این شاخص بسیار مهم دانستند و افزودند: اگر صدها بار برای نعمت هوشیاری این ملت، سجده شکر بجا آورده شود، باز هم کم است.
ایشان بیداری و حضور مردم را عامل اصلی حفظ انقلاب اسلامی و کشور، و علت وحشت سران استکبار از حمله به ملت ایران دانستند و افزودند: برخلاف برخی تبلیغات رسانه ای، مشکل اصلی دشمنان این سرزمین، بصیرت ملت و غیرت دینی جوانان کشور است.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: با وجود این غیرت دینی جوشان، جوانان در مقابل برخی مسائل صبر پیشه می کنند که باید هم چنین باشد ولی هرگاه که زمان حضور در صحنه باشد، در میدان حاضر هستند.
ایشان، توجه به ناکامی استکبار در محاسبات جهانی و منطقه ای را در تحلیل صحیح حوادث ماههای اخیر کشور، ضروری دانستند و خاطرنشان کردند: بیداری ملت ایران، محاسبات استکبار را بر هم زده و سلطه گران با هیاهو و جنجال و توطئه تلاش می کنند فریاد بصیرت و آمادگی این ملت به گوش امت اسلامی نرسد و موجب بیداری بیشتر ملتها نشود.
حضرت آیت الله خامنه ای آزردگی وخشم جوانان عزیز و فرزندان بسیجی ایران را از بی حرمتی عده ای به عاشورای حسینی و اباعبدالله الحسین (ع)، امری طبیعی دانستند و افزودند: دلهای همه مردم از این بی حرمتی به درد آمده است اما همه باید مراقب باشیم که با کارهای بی رویه، به فتنه انگیزی دشمن کمک نکنیم.
ایشان تلاش همه جانبه دشمنان را برای طراحی فتنه ای پیچیده و یک بازی خطرناک خاطرنشان کردند و افزودند: در این شرایط غبارآلود باید خیلی با احتیاط و تدبیر و البته در وقت خود با قاطعیت عمل کرد تا دشمن در فتنه انگیزی ناکام بماند.
حضرت آیت الله خامنه ای دستگاههای مسئول را به اِعمال کامل و قاطع مُرّ قانون در برخورد با حوادث اخیر موظف کردند و در عین حال افزودند: افرادی که مسئولیت و وظیفه قانونی ندارند نباید در این قضایا دخالت کنند.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به دعوت قرآن کریم به رعایت عدالت و اعتدال افزودند: عده ای دشمنی و خباثت می کنند و عده ای نیز از خباثت کنندگان حمایت می کنند اما اگر در این قضایا بدون دقت و درک کافی عمل شود ممکن است بیگناهانی که از این خباثت ها بیزارند لطمه جدی ببینند بنابراین همه باید از حرکت خودسرانه پرهیز کنند و همه چیز بر روال قانون انجام شود.
حضرت آیت الله خامنه ای حرکت عظیم ملت در نهم دی ماه را، اتمام حجتی برای همه دانستند و افزودند: مسئولان قوای سه گانه دیدند که ملت چه می خواهد بنابراین باید وظایف خود را در مقابل مفسدان و اغتشاشگران به خوبی انجام دهند.
رهبر انقلاب اسلامی همچنین با یادآوری وظایف مسئولان و دستگاهها در مدیریت صحیح و استمرار حرکت رو به جلوی کشور تأکید کردند دشمن درصدد است با حوادث ماههای اخیر، چرخ پیشرفت اقتصادی و علمی ایران و روند حضور قدرتمندانه جمهوری اسلامی در عرصه های بین المللی را تخریب کند و مسئولان باید با انجام مدبرانه و قدرتمندانه وظایف خود در عرصه های اقتصادی – اجتماعی – علمی – فرهنگی و سیاسی، این هدف را ناکام بگذارند.
ایشان حضور مردم در صحنه را بزرگترین ثروت و پشتوانه نظام خواندند و با اشاره به تبلیغات غلط و مغرضانه رسانه های بیگانه درباره حکومتی بودن راهپیمایی عظیم نهم دی افزودند: آنها با این گونه تبلیغات، ناخواسته به قدرت مردمی جمهوری اسلامی اعتراف می کنند چرا که هیچ حکومتی در جهان قادر نیست ظرف 2 روز چنین بسیج عظیم ملی را انجام دهد و دهها میلیون نفر را به خیابانها بکشاند.
رهبر انقلاب اسلامی در پایان سخنانشان با تجلیل دوباره از بصیرت و آمادگی ملت عزیز ایران افزودند: در پرتو نَفَس گرم امام راحل عظیم الشأن و فداکاری شهیدان گرانقدر، مردم و حکومت، در این کشور بزرگ یک حقیقت واحد به شمار می روند و همه مسئولان از جمله اینجانب، فقط قطره های کوچکی هستیم در اقیانوس عظیم ملت.
اقامه نماز عید سعید فطر به امامت رهبر معظم انقلاب اسلامی
ملت مؤمن و سرافراز ایران امروز به شکرانه یک ماه روزه داری و عبادت و اخلاص، نماز عید سعید فطر را با شکوه معنوی فراوان در سراسر سرزمین پر افتخار ایران، اقامه کرد.
در اوج این همایش عظیم معنوی، مردم موحد تهران با اجتماع در دانشگاه تهران و خیابانهای اطراف، نماز عید فطر را به امامت حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظّم انقلاب اسلامی اقامه کردند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در خطبه های نماز با تبریک عید سعید فطر به ملت عظیمالشأن ایران و امت بزرگ اسلامی، ماه رمضان را فرصتی برای علاج دردها و درمان بیمارهای باطنی خواندند و آحاد مردم را به حفظ دستاوردهای گرانقدر ماه پرشکوه رمضان و بویژه ذخیره نورانی تقوا توصیه کردند.
ایشان لیالی قدر را آغاز مرحله ای نو در زندگی انسان بر شمردند و با اشاره به حضور قشرهای مختلف مردم با ظواهر گوناگون در جلسات قرآن و ذکر و دعا افزودند: مردم بویژه جوانان عزیز، دلهای نورانی خود را قدر بدانند و در تمام طول سال با نماز اول وقت، حضور در مساجد و تلاوت و انس با قرآن این نورانیت را حفظ کنند.
حضرت آیت الله خامنه ای توبه را پنجره ای دلگشا به فضای مصفای عفوّ الهی و "پناهگاه پروردگار کریم برای بندگان بی پناه" خواندند و خاطر نشان کردند ماه رمضان زمینه طبیعی توبه و بازگشت به سوی پروردگار را فراهم کرد و این دستاورد بزرگ را می توان با تقوا و پرهیزگاری حفظ کرد.
رهبر انقلاب اسلامی با سپاس و قدردانی عمیق از حضور پر عظمت ملت در راهپیمایی روز قدس تأکید کردند: روز قدس، روز صف بندی حق در مقابل باطل و صف آرایی عدل در مقابل ظلم است.
ایشان افزودند: دشمنان این ملت امسال بیشتر از همیشه، برای تضعیف روز قدس تلاش کردند اما ملت بزرگ و سرافراز ایران در سراسر کشور و در "تهرانِ با عظمت" ، در حرکتی ستایش برانگیز از "اراده و هوشیاری و پایداری" ، نشان داد که با تشخیص مواقع حساس، خواسته ها و مواضع خود را با رساترین فریاد به گوش جهانیان می رساند.
ایشان راهپیمایی روز قدس را تجلی حقیقت ملت دانستند و افزودند: مردم با مشخص کردن جهت حرکت انقلاب و نظام، بار دیگر به جهانیان اثبات کردند که سیاستمداران و مسئولان غربی در تلاشهای ضد ایرانی خود، در پی سرابند و ترفندها و حیله های دشمنان بر روحیه این ملت بزرگ اثری ندارد.
حضرت آیت الله خامنه ای همچنین روز جهانی قدس را روز فریاد امت اسلامی علیه سرطان کشنده صهیونیزم خواندند و با اشاره به حضور مسلمانان مناطق مختلف جهان در مراسم این روز تأکید کردند: پیام جهانی این حضور درخشان این است که امتداد حرکت عظیم ملت ایران در جهان اسلام گسترده شده و امت اسلامی همچون ملت ایران زیر بار ظلم نمی رود، حتی اگر ظالم از پشتیبانی قدرتمندترین دولتهای جهان برخوردار باشد.
رهبر انقلاب اسلامی در بخش دیگری از سخنانشان اخلاق حسنه و مهربانی و برادری را نیاز جدی جامعه دانستند و با انتقاد شدید از اقدام روزنامه ها، رسانه ها و دستگاههای گوناگون ارتباطاتی در ترویج فضای "تهمت و سوءظن و بدگمانی"، افزودند: رویه تأسف بار رواج شایعات و تهمت های متقابل، دلها و فضای زندگی جامعه را تاریک و ظلمانی می کند.
حضرت آیت الله خامنه ای به پخش تلویزیونی برخی دادگاهها اشاره و خاطر نشان کردند اعتراف و اقرار هر متهم در دادگاه و در مقابل دوربین ها و بینندگان میلیونی، "شرعاً، عرفاً و عقلاً" حجت، مسموع و نافذ است اما سخنان متهمان درباره اشخاص دیگر، حجیت شرعی ندارد و مسموع نیست و از این طریق نیز نباید فضا را به تهمت و سوءظن آلوده کرد.
ایشان دستگاههای اجرایی و قضایی را به تعقیب و محاکمه و مجازات مجرمان، مکلف دانستند و افزودند: در این زمینه باید بر اساس قوانین، قاطعانه عمل کرد اما مجازات مجرم غیر از این است که کسی را بر اساس گمان و خیال متهم کنیم و این تهمت ها را در جامعه ترویج دهیم.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به بد دلی رسانه های بیگانه درباره مسائل ایران تأکید کردند نباید حرفها و ادعاهای این رسانه های مغرض را به بهانه ایجاد شفافیت، تکرار و پخش کرد و به دیگران تهمت خیانت یا خطا زد چرا که این کار شفافیت نیست بلکه کدر کردن فضاست.
حضرت آیت الله خامنه ای در تبیین معنای حقیقی شفافیت، اقدام مسئولان را در ارائه واضح عملکرد خود به مردم ضروری دانستند و خاطر نشان کردند معنای حقیقی شفافیت ارائه کارنامه به مردم است و هیچکس حق ندارد مسائلی را که اثبات نشده بیان کند و دیگران را زیر بار فشار تهمت قرار دهد.
رهبر انقلاب اسلامی همچنین در بحث رواج تهمت و شایعات، گناه تهمت به نظام را بسیار سنگین تر از گناه تهمت به اشخاص خواندند و تأکید کردند نباید کسی کل نظام را به اموری که شایسته نیست متهم کند چرا که شأن نظام از این گونه تهمت ها بسیار بالاتر است.
ایشان در بخش دیگر از خطبه های نماز عید فطر با اشاره به نزدیک بودن هفته دفاع مقدس، هشت سال جنگ تحمیلی را زمینه ساز تقویت "اعتماد به نفس ملّی"، کشف ظرفیتهای ناشناخته و شکوفایی استعدادها خواندند و خاطرنشان کردند بخش اعظم حضور سرافرازانه ملت و جوانانش در میدانهای نوین دانش و فناوری مرهون آن سالهای پرافتخار است.
ایشان با تجلیل از دفاع مقتدارانه ارتش، سپاه و بسیج مستضعفان در مقابل هجوم دشمنان افزودند: کسانی که وعده فتح سریع تهران را می دادند امروز به زباله دان تاریخ افتاده اند اما ملت ایران روز به روز مقتدرتر و نظام اسلامی ریشه دارتر و تناورتر شده است و بعد از این هم همین گونه خواهد بود.
رهبر انقلاب اسلامی ملت، قوای سه گانه و همه مسئولان را به همکاری و همدلی بیشتر فراخواندند و افزودند: ایران عزیز در دهه چهارم انقلاب یعنی دهه پیشرفت و عدالت نیازمند جهش های مختلف است تا عقب ماندگی ها را جبران کند و روند آبادانی و پیشرفت را شتاب بخشد.
حضرت آیت الله خامنه ای علم را کلید پیشرفت همه جانبه کشور برشمردند و تأکید کردند: همه دستگاهها بویژه دانشگاه، حوزه، نخبگان و دانشجویان تلاش و مراقبت کنند تا حرکت علمی چند ساله اخیر، کُند یا متوقف نشود.
ایشان همچنین استقبال مردم، مسئولان و نخبگان را از نامگذاری امسال به سال اصلاح الگوی مصرف یادآور شدند و با انتقاد از کم تحرکی موجود در این زمینه، افزودند: متأسفانه کشور در چند ماه اخیر بعلت هیجانات کاذب، وقت را از دست داد البته اصلاح الگوی مصرف سالها طول می کشد اما مسئولان، دانشگاهیان حوزویان و همه تلاش کنیم این مسئله مهم، جداً دنبال شود که در این زمینه دولت باید پیشرو و پیشتاز باشد.
نماز جمعه تهران به امامت رهبر معظم انقلاب اسلامی - 20/06/88
خطبهى اول
بسماللَّهالرّحمنالرّحیم
الحمد للَّه ربّ العالمین نحمده و نستعینه و نؤمن به و نستغفره و نتوکّل علیه و نصلّى و نسلّم على حبیبه و نجیبه سیّد خلقه بشیر رحمته و نذیر نقمته سیّدنا و نبیّنا ابىالقاسم المصطفى محمّد و على اله الأطیبین الأطهرین المنتجبین سیّما بقیّةاللَّه فى العالمین.
اللّهمّ صلّ على ائمّة المسلمین و حماة المستضعفین و هداة المؤمنین.
برادران و خواهران عزیز نمازگزار را توصیه میکنم به تقواى الهى. این ماه، ماه تقواست. و امروز که روز بیست و یکم ماه مبارک رمضان است، روز تقواى مجسم است؛ امیرالمؤمنین تقواى مجسم بود. درس بگیریم؛ تقوا را توشهى دنیا و آخرت خود قرار بدهیم.
در این خطبهى اول، دربارهى امیرالمؤمنین عرایضى را عرض میکنیم. روز امیرالمؤمنین است. در مثل دیشبى - که شب جمعه هم بود؛ از این جهت هم با امسال شباهت بیشترى دارد - در شب بیست و یکمى، بشریت على را از دست داد. جسم امیرالمؤمنین، صداى امیرالمؤمنین، نفس گرم امیرالمؤمنین، چشم نافذ امیرالمؤمنین از دنیاى آن روزِ بشر گرفته شد. ولى میتوان على (علیهالسّلام) را با خود داشت؛ پیشاپیش حرکت خود و پیش روى خود داشت، مشروط بر اینکه ما سیرهى امیرالمؤمنین و رفتار امیرالمؤمنین را مثل یک سرمشق مورد توجه قرار بدهیم. بنده امروز یک بخشى از این زندگى سراسر افتخار و این حکومت کوتاه، اما متلألئ و درخشان را به شما برادران و خواهران عزیز عرض میکنم.
بحثى که در اطراف آن چند نکتهاى عرض خواهم کرد، بحث سلوک سیاسى امیرالمؤمنین است. این نکته را باید در نظر داشت و توجه کرد که سلوک سیاسى امیرالمؤمنین از سلوک معنوى و اخلاقى او جدا نیست؛ سیاست امیرالمؤمنین هم، آمیختهى با معنویت است، آمیختهى با اخلاق است، اصلاً منشأ گرفتهى از معنویت على و اخلاق اوست. سیاست اگر از اخلاق سرچشمه بگیرد، از معنویت سیراب بشود، براى مردمى که مواجه با آن سیاستند، وسیلهى کمال است، راه بهشت است؛ اما اگر سیاست از اخلاق جدا شد، از معنویت جدا شد، آن وقت سیاستورزى میشود؛ یک وسیلهاى براى کسب قدرت، به هر قیمت؛ براى کسب ثروت، براى پیش بردن کار خود در دنیا. این سیاست میشود آفت؛ براى خود سیاستورز هم آفت است، براى مردمى هم که در عرصهى زندگى آنها این سیاست ورزیده میشود هم آفت است.
امیرالمؤمنین این حکومتى را که در آن سه جنگِ مفصل نظامى با هزارها کشته اتفاق افتاد - شما در نهج البلاغه نگاه کنید - با تعبیراتى معرفى میکند که نشاندهندهى تحقیر او نسبت به این حکومت است. یک وقت او را - در خطاب به ابنعباس - از بند کفش کهنهى وصلهزدهى خود بىارزشتر معرفى میکند. یکجا دربارهى همین حکومت میفرماید: «لألفیتم دنیاکم هذه ازهد عندى من عفطة عنز»؛ آن رطوبتى که از عطسهى یک بزغاله حاصل میشود چقدر ارزش رطوبتى و حیاتى دارد؟ هیچ. میفرماید: این حکومت، این قدرت، نشستن بر این اریکه براى على، از این کمتر و کماهمیتتر است. یک جا در همان خطبه براى اینکه چرا این حکومت را قبول کرد، استدلال میکند: «لو لا حضور الحاضر و قیام الحجّة بوجود النّاصر»؛ دیدم مردم آمدند، اصرار میکنند، نصرت خودشان را عرضه میکنند، قبول کردم. باز در مقام استدلال: «و ما اخذ اللَّه على العلماء ان لایقارّوا على کظّة ظالم و لا سغب مظلوم»؛(1) میفرماید: خداى متعال بر عالمان، بر دانایان عالم، تکلیف معین کرده است که بر سیرى ظالم و تهیدستى و گرسنگى مظلوم صبر نکنند، تحمل نکنند. اینهاست چیزهائى که امیرالمؤمنین را به سمت حکومت میکشاند، یا در مقابل کسانى که علیه او بغى میکنند، به مقاومت، به ایستادگى، به حتّى جنگ نظامى میکشاند؛ والّا حکومت براى امیرالمؤمنین ارزشى ندارد.
در این سیاستورزى، امیرالمؤمنین یکى از خصوصیاتش این است: از مکر و فریب دور است. در یک جملهاى از حضرت نقل شده که: «لو لا التّقى لکنت ادهى العرب»؛(2) اگر تقوا دست و پاى مرا نمىبست، از همهى آحاد و مکاران عرب، مکر و حیله را بهتر بلد بودم. یک جاى دیگر در مقام مقایسهى معاویه با خودش - چون معاویه به دهاء و مکر در حکومت معروف بود - به حسب آنچه که نقل شده، فرمود: «واللَّه ما معاویة بأدهى منّى»؛(3) معاویه از من زرنگتر نیست. منتها على چه کند؟ وقتى بناى بر رعایت تقوا و رعایت اخلاق دارد، دست و زبانش بسته است. روش امیرالمؤمنین این است. تقوا که نبود، دست و زبان انسان باز است، میتواند همه چیز بگوید، خلاف واقع میتواند بگوید، تهمت میتواند بزند، دروغ به مردم میتواند بگوید، نقض تعهدات میتواند بکند، دلبستگى به دشمنانِ صراط مستقیم میتواند پیدا کند. وقتى تقوا نبود، اینجورى است. امیرالمؤمنین میفرماید: من سیاست را با تقوا انتخاب کردم، با تقوا اختیار کردم؛ این است که در روش امیرالمؤمنین، مکارى و حیلهگرى و کارهاى کثیف و این چیزها وجود ندارد؛ پاکیزه است.
یکى از خطرهاى جدائى دین از سیاست که عدهاى آن را همیشه در دنیاى اسلام ترویج میکردند - در کشور ما هم بود، امروز هم متأسفانه بعضى نغمههائى را در جدائى دین از سیاست بلند میکنند - همین است که وقتى سیاست از دین جدا شد، از اخلاق جدا خواهد شد، از معنویت جدا خواهد شد. در نظامهاى سکولار و بىرابطهى با دین، اخلاق در اغلب نزدیک به همهى موارد، از بین رفته است. حالا یک وقت استثنائاً در جائى یک عمل اخلاقى دیده بشود، این ممکن است؛ استثناء است. وقتى دین از سیاست جدا شد، سیاست میشود غیر اخلاقى، مبنى بر همهى محاسبات مادى و نفعطلبانه. سلوک سیاسى امیرالمؤمنین بر پایهى معنویت است و از سلوک معنوى او جدا نیست.
رفتارهاى سیاسى امیرالمؤمنین. اولاً تا حد ممکن با مخالفان خودش، حتّى با دشمنان خودش مدارا کرد. اینى که مىبینید امیرالمؤمنین سه جنگ را در دوران حدود پنج سالِ حکومت خود مجبور شد و تحمل کرد، بعد از این بود که همهى مداراهاى لازم انجام گرفته بود. امیرالمؤمنین کسى نبود که بدون رعایت مداراهاى لازم با مخالفان، اول دست به شمشیر ببرد. حالا چند تا از جملات امیرالمؤمنین را بشنوید:
یک جا در اول خلافت، یک عدهاى آمدند دور امیرالمؤمنین - اشاره میکردند به بعضى - آقا! تکلیف اینها را یکسره کن. اصرار میکردند. امیرالمؤمنین در جواب، اینها را نصیحت به صبر کرد و از جملهى چیزهائى که فرمود، این بود: این نظرى که شما دارید، یک نظر است. «فرقة ترى ما ترون»؛ یک عده همین نظر شما را قبول دارند. «و فرقة ترى ما لاترون»؛ یک عده حرفى را قبول دارند که شما معتقد به او نیستید، او را قبول ندارید. «و فرقة لاترى هذا و لا ذاک»؛ یک عدهاى هم نه آنطرفى و نه آنطرفى، یک نظر سومى دارند. «فاصبروا»؛ صبر کنید تا امیرالمؤمنین با حکمت کار خود را انجام بدهد. «حتّى ... تؤخذ الحقوق مسمحة»؛ بگذارید با سماح، با ملاطفت، با ملایمت، حق ذىحق را بگیریم، احقاق حق بکنیم. «و اذا لماجد بدّا فاخر الدّواء الکىّ»؛(4) تا میتوانیم با تسامح، با سماح، با خوشرفتارى، حق را به حقدار برگردانیم، احقاق حق بکنیم. اگر دیدیم چارهاى نماند، زیر بار حق نمیروند، آن وقت «اخر الدّواء الکىّ». این یک مثل معروف عربى است؛ «اخر الدّواء الکىّ»؛ یعنى آخرین چاره را دیگر با قاطعیت انجام میدهیم. تا آنجائى که ممکن است، با دارو و مرهمگذارى عمل میکنیم براى اینکه این زخم را علاج کنیم و شفا بدهیم؛ مرهم میگذاریم؛ وقتى نشد، آخر کار داغ میکنیم؛ چارهاى نیست.
در جنگ صفین قبل از آنى که جنگ شروع بشود، یک عدهاى همینطور پا به زمین میکوبیدند که امیرالمؤمنین چرا حمله نمیکنى؟ اصرار میکردند که حمله کن. امیرالمؤمنین فرمود: «فواللَّه ما دفعت الحرب یوما الاّ و انا اطمع ان تلحق بى طائفة فتهتدى بى»؛(5) یعنى من دنبال جنگ نیستم، دنبال هدایتم؛ یک روز هم که درگیرى و برخورد را عقب مىاندازم، براى این است که شاید یک عدهاى دل به حقیقت بدهند، به راه صراط مستقیم بیایند. وقتى که مأیوس شدیم، دیدیم نه، کسى نمىآید، آن وقت شمشیر را میکشیم و جنگ را شروع میکنیم.
دربارهى اهل جمل، در قضیهى جنگ جمل - که یکى از آزمایشهاى بسیار دشوار امیرالمؤمنین بود - فرمود: «انّ هؤلاء قد تمالئوا على سخطة امارتى»؛ اینها جمع شدند، دست به یکى کردند براى اینکه نسبت به این حکومتى که به امیرالمؤمنین رسیده است، خشم خود را آشکار کنند. «و سأصبر»؛ فرمود: من صبر خواهم کرد.اما تا کى؟ «ما لماخف على جماعتکم»؛(6) آن وقتى که ببینم حرکت اینها دارد بین شما مسلمانها شکاف ایجاد میکند، اختلاف ایجاد میکند، برادران را در مقابل هم قرار میدهد، آن وقت وارد عمل خواهم شد و فتنه را علاج خواهم کرد؛ تا آن وقتى که ممکن است، صبر میکنم و با نصیحت رفتار میکنم.
یکى از خصوصیات امیرالمؤمنین در ممشاى سیاسىاش این بود که با دشمنان خود و مخالفان خود با استدلال حرف میزد و استدلال میکرد. در نامههائى که حتّى به معاویه نوشته است - با اینکه دشمنى بین معاویه و امیرالمؤمنین شدید بود، در عین حال او نامه مینوشت، اهانت میکرد، حرفهاى خلاف میگفت - استدلال میکرد بر اینکه روش تو غلط است. با طلحه و زبیر که آمدند با امیرالمؤمنین بیعت کردند - اینها به عنوانى که میخواهیم عمره برویم، از مدینه خارج شدند، رفتند به طرف مکه. امیرالمؤمنین مراقب بود، از اول هم گفت که اینها قصدشان عمره نیست. رفتند و کارهائى کردند؛ حالا تفاصیلش زیاد است - حضرت اینجور میفرماید: «لقد نقمتما یسیرا و ارجأتما کثیرا»؛(7) شما یک چیز کوچک را وسیله و مایهى اختلاف قرار دادید، این همه نقاط مثبت را ندیده گرفتید؛ دم از دشمنى میزنید، دم از مخالفت میزنید. با اینها متواضعانه امیرالمؤمنین حرف میزند، توضیح میدهد؛ میگوید: من دنبال دشمن نمیگردم. این مدارا را دارد. اما آن وقتى که این مدارا اثر نکند، آن وقت جاى قاطعیت علوى است؛ آن جائى است که امیرالمؤمنین نشان میدهد که با کسانى مثل خوارج، آنجور رفتار میکند که خودش فرمود: «انا فقأت عین الفتنة»؛(8) چشم فتنه را من در آوردم. و کسى دیگر غیر از على نمیتوانست - به گفتهى خود آن بزرگوار در نهجالبلاغه - این کار را بکند.
یکى از خصوصیات سیاستورزى امیرالمؤمنین این بود که براى پیروز شدن، به ظلم و به دروغ و به کارهاى ظالمانه متوسل نمیشد. یک عدهاى در اوائل حکومت امیرالمؤمنین آمدند که آقا شما این افرادى که تو جامعه هستند - این متنفذین - یک مقدارى ملاحظهى اینها را بکن و سهم بیشترى از بیتالمال به اینها بده، مخالفت اینها را موجب نشو و دلهایشان را جلب کن! فرمود: «أ تأمرونّى ان أطلب النّصر بالجور»؛ شما میخواهید من پیروزى را به وسیلهى ظلم براى خودم دست و پا کنم؟ «واللَّه لا اطور به ما سمر سمیر و ما أمّ نجم فى السّماء نجما»؛(9) امکان ندارد امیرالمؤمنین با ظلم، با راه غلط و خطا، با شیوههاى غیر اسلامى دوست براى خودش درست کند.
یکى از خصوصیات امیرالمؤمنین در سلوک سیاسىاش این بود که از مردم جداً - نه به صورت تعارف - درخواست میکند که با او متملقانه حرف نزنند، چاپلوسى نکنند، تصنع در برخورد با او به خرج ندهند. در وسط یکى از خطبههاى امیرالمؤمنین - که یکى از آن خطبههاى بلیغ و عجیب امیرالمؤمنین است - یک نفرى بلند شد، شروع کرد تعریف و تمجید از امیرالمؤمنین؛ از سخن و از مطالب آن حضرت بنا کرد تمجید کردن و ثنا کردن بر امیرالمؤمنین. حرفهاى او که تمام شد، حضرت رو کرد به او، تقریباً به همان اندازهاى که صحبت کرده بود - آنچه که انسان توى نهجالبلاغه و در آن مقدارى که سید رضى انتخاب کرده، مىبیند - در نصیحت این مرد صحبت کرد که با من اینجورى حرف نزنید. از جمله همین عبارت معروف است: «فلا تکلّمونى بما تکلّم به الجبابرة»؛ آنجورى که با پادشاهان، با جباران حرف میزنند، با من حرف نزنید. «و لاتتحفّظوا منّى بما یتحفّظ به عند اهل البادرة»؛ آنجورى که ملاحظه میکنند که نبادا بدش بیاید، نبادا موجبِ ناخرسندى یا ناخوشایندى فلان جبار بشود - حرفهائى را نمیزنند، ملاحظاتى را میکنند - جلوى من این ملاحظات را نکنید. «و لاتخالطونى بالمصانعة و لا تظنّوا بى استثقالا فى حقّ قیل لى»؛(10) خیال نکنید که اگر حرف حقى را به من گفتید، على از حرف حق شما دلگیر خواهد شد. براى او سنگین خواهد آمد؛ اینجور نیست. این هم یکى از خصوصیات سیاست امیرالمؤمنین است.
یکى از خصوصیات دیگر این بزرگوار هم این است که رفتارش با مخالفان و معارضان یک جور نیست؛ همه را به یک چوب نمیراند. امیرالمؤمنین فرق میگذارد بین افرادى و جریانهائى، با افرادى و جریانهاى دیگرى. دربارهى خوارجِ - البته در مقابل انحراف و انحطاط و توسل به ظواهر دینى - بدون اعتقاد، على ایستاد؛ هم در مقابل معاویه ایستاد - آنوقتى که قرآنها را سر نیزه کردند، امیرالمؤمنین فرمود: واللَّه این مکر است، این خدعه است، این فریب است؛ اینها به قرآن اعتقادى ندارند - هم در آنوقتى که خوارج با آن ظواهر دینى، با آن صوت حزین قرآنخوانى در مقابل حضرت قرار گرفتند، حضرت ایستاد. یعنى آنجائى که کسانى بخواهند با ظواهر دینى کار بکنند و پیش بروند، امیرالمؤمنین مىایستاد؛ حالا چه معاویه بود، چه خوارج بود؛ تفاوتى نمیکرد. اما در عین حال یک جور با اینها برخورد نمیکرد. ایستادگى بود، اما نصیحت امیرالمؤمنین و رفتار خود او همیشه این بود. لذا فرمود «لاتقاتلوا الخوارج بعدى»؛ بعد از من با خوارج نجنگید؛ جنگ با خوارج نکنید؛ «فلیس من طلب الحقّ فاخطأه کمن طلب الباطل فأدرکه»؛(11) آن کسى که دنبال حق هست، منتها اشتباه میکند - دنبال حق است؛ از روى جهالت، از روى قشرىگرى خطا میکند، اشتباه میکند - او مثل کسى نیست که دنبال باطل میرود و به باطل میرسد؛ اینها یک جور نیستند.
این سلوک سیاسى امیرالمؤمنین است. وقتى نگاه میکنیم، مىبینیم که این سلوک سیاسى عیناً با رفتار معنوى آن بزرگوار، همخوان و قابل تطبیق است. و امیرالمؤمنین در همه جا، همان على بن ابىطالبِ برجستهى ممتازى است که دنیا نظیر او را ندیده است.
خوب، امروز، روز عزاى امیرالمؤمنین است. من چند جملهاى دربارهى مصیبت آن بزرگوار عرض بکنم. مثل دیشبى، امیرالمؤمنین از دنیا رفت. در فاصلهى این دو روز یا دو شب - از سحر نوزدهم که امیرالمؤمنین به دست آن ملعون ضربت خوردند تا شب بیست و یکم - چند تا حادثهى درسآموز اتفاق افتاد:
یکى در همان لحظهى اول بود. وقتى ضربت را این دشمنِ خدا بر امیرالمؤمنین وارد کرد، در روایت دارد که حضرت هیچ آه و نالهاى نکردند؛ اظهار دردى نکردند. تنها چیزى که حضرت فرمودند، این بود: «بسم اللَّه و باللَّه و فى سبیل اللَّه، فزت و ربّ الکعبة»؛(12) به خداى کعبه سوگند که من رستگار شدم. بعد هم امام حسن مجتبى (علیهالسّلام) آمد سر آن بزرگوار را در دامان گرفت. روایت دارد که خون از سر مبارکش میریخت و محاسن مبارکش خونین شده بود. امام حسن همانطور نگاه میکرد به صورت پدر، گریه چشمان امام حسن را پر اشک کرد؛ اشک از چشم امام حسن یک قطرهاى افتاد روى صورت امیرالمؤمنین. حضرت چشم را باز کردند، گفتند: حسنم! گریه میکنى؟ گریه نکن؛ من در این لحظه در حضور جماعتى هستم که اینها به من سلام میکنند؛ کسانى در اینجا هستند - در همان لحظهى اول؛ اینى که نقل شده است از حضرت - فرمود: پیغمبر اینجاست، فاطمهى زهرا اینجاست. بعد حضرت را برداشتند - بعد از اینکه امام حسن (علیهالسّلام) نماز را در مسجد خواندند، حضرت هم نشسته نماز خواندند. راوى میگوید که حضرت گاهى متمایل میشد به یک طرفى که بیفتد، گاهى خودش را نگه میداشت - و بالاخره به طرف منزل حرکت دادند و بردند. اصحاب شنیدند آن صدائى را که: «تهدّمت واللَّه ارکان الهدى ... قتل علىّ المرتضى».(13) این صدا را همهى اهل کوفه شنیدند، ریختند طرف مسجد؛ غوغائى به پا شد. راوى میگوید: مثل روز وفات پیغمبر در کوفه، ضجه و گریه بلند شد؛ آن شهر بزرگ کوفه یکپارچه مصیبت و حزن و اندوه بود. حضرت را مىآوردند؛ امام حسین (علیهالسّلام) آمد نزدیک. در این روایت دارد که اینقدر حضرت در همین مدت کوتاه گریه کرده بودند که پلکهاى حضرت مجروح شده بود. امیرالمؤمنین چشمش افتاد به امام حسین، گفت: حسین من گریه نکن، صبر داشته باشید، صبر کنید؛ اینها چیزى نیست، این حوادث میگذرد. امام حسین را هم تسلا داد.
حضرت را آوردند داخل منزل، بردند در مصلاى حضرت؛ آنجائى که حضرت در خانه در آنجا نماز میخواندند. فرمود: من را آنجا ببرید. آنجا براى حضرت بسترى گستردند. حضرت را آنجا گذاشتند. اینجا دختران امیرالمؤمنین آمدند؛ زینب و امکلثوم آمدند، نشستند پهلوى حضرت، بنا کردند اشک ریختن. امیرالمؤمنین آنجائى که امام حسن گریه کرد، امام حسن را نصیحت کردند و تسلا دادند؛ آنجائى که امام حسین گریه میکرد، حضرت تسلا دادند، گفتند صبر کن؛ اما اینجا اشک دخترها را تحمل نکردند؛ میگوید: حضرت هم شروع کرد به هاىهاى گریه کردن. یا امیرالمؤمنین! گریهى زینبت را اینجا نتوانستى تحمل کنى، اگر در روز عاشورا میدیدى چگونه زینبت اشک میریزد و نوحهسرائى میکند، چه میکردى؟
ابوحمزهى ثمالى نقل میکند از حبیببنعمرو که میگوید: در آن ساعات آخر، در همان شب بیست و یکم، رفتم دیدن امیرالمؤمنین، دیدم یکى از دختران آن حضرت هم در آنجاست؛ آن دختر اشک میریخت، من هم گریهام گرفت، بنا کردم گریه کردن؛ مردم هم بیرون اتاق بودند، صداى گریهى این دختر را که شنیدند، آنها هم بنا کردند گریه کردن. امیرالمؤمنین چشم باز کرد، گفت: اگر آنچه را که من مىبینم، شما هم میدیدید، شما هم گریه نمیکردید. عرض کردم یا امیرالمؤمنین مگر شما چه مىبینید؟ گفت: من ملائکهى خدا را مىبینم، فرشتگان آسمانها را مىبینم، همهى انبیاء و مرسلین را مىبینم که صف کشیدند، به من سلام میکنند و به من خوشامد میگویند. و پیغمبر را مىبینم که پهلوى من نشسته است، اظهار میکنند که بیا على جان، زودتر بیا. میگوید: من اشک ریختم، بعد بلند شدم، هنوز از منزل خارج نشده بودم که از صداى فریاد خانواده، احساس کردم که على از دنیا رفت.
صلّى اللَّه علیک یا امیرالمؤمنین، صلّى اللَّه علیک یا امیرالمؤمنین، صلّى اللَّه علیک یا امیرالمؤمنین. نسئلک اللّهمّ و ندعوک باسمک العظیم الاعظم الأعزّ الأجلّ الأکرم یا اللَّه...
پروردگارا! به حق امیرالمؤمنین ما را شیعیان واقعى امیرالمؤمنین قرار بده. پروردگارا! سلوک دنیائى و آخرتى ما را سلوک امیرالمؤمنین قرار بده. پروردگارا! ما را به معناى واقعى کلمه پیرو آن بزرگوار قرار بده. پروردگارا! گرفتارىهاى دنیاى اسلام را برطرف کن؛ گرفتارىهاى ملتهاى مسلمان فلسطین، عراق، لبنان، افغانستان، پاکستان و دیگر مناطق اسلامى را برطرف کن. پروردگارا! به فضل و کرمت، گرفتارىهاى ملت ایران را برطرف بفرما. پروردگارا! روز به روز بر عزت این ملت، بر قدرت این ملت بیفزا. پروردگارا! وحدت را که سرمایهى بزرگ ملت ایران است، براى آنها حفظ بفرما. پروردگارا! دستهاى تفرقهافکن را قطع بفرما. پروردگارا! ما را در هر مقامى، در هر رتبهاى که هستیم، به پایبندى به حق موفق بگردان؛ ما را از ظلم، تعدى، تجاوز به حقوق دیگران محفوظ بدار.
بسماللَّهالرّحمنالرّحیم
والعصر. انّ الانسان لفى خسر. الّا الّذین امنوا و عملوا الصّالحات و تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصّبر.(14)
خطبهى دوم
بسماللَّهالرّحمنالرّحیم
الحمد للَّه ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام على سیّدنا و نبیّنا ابىالقاسم المصطفى محمّد و على ءاله الاطیبین الأطهرین المنتجبین سیّما علىّ امیرالمؤمنین و فاطمة الزّهراء سیّدة نساء العالمین و الحسن و الحسین سیّدى شباب اهل الجنّة و علىّبنالحسین زینالعابدین و محمّدبنعلىّ الباقر و جعفربنمحمّد الصّادق و موسىبنجعفر الکاظم و علىّبنموسىالرّضا و محمّدبنعلىّ الجواد و علىّبنمحمّد الهادىّ و الحسنبنعلىّ الزّکىّ العسکرىّ و الحجّة القائم المهدىّ.
اللّهمّ صلّ علیهم و صلّ على ائمّة المسلمین و حماة المستضعفین و هداة المؤمنین.
اوصیکم عباد اللَّه بتقوى اللَّه
بار دیگر در این خطبه، خودم و همهى شما برادران و خواهران عزیز را توصیه و دعوت میکنم به تقواى الهى. در رفتارمان، در گفتارمان، در عملکردمان، رعایت تقوا و پرهیزگارى را بکنیم.
در خطبهى دوم، اولاً لازم است که یاد مرحوم آیةاللَّه طالقانى و همچنین یاد شهید آیةاللَّه مدنى (رضوان اللَّه علیهما) را گرامى بداریم. این ایام، مناسبت با هر دوى این بزرگواران دارد و این دو نفر جزو کسانى هستند که خاطرهى آنها از تاریخچهى امامت جمعه در کشور ما انفکاکناپذیر است. حقاً و انصافاً هر کدام از این دو مرد بزرگ به نحوى حقوق فراموشنشدنى دارند و یاد فراموش نشدنىاى از آنها در ذهنها و در تاریخ ما خواهد ماند.
یکى از مطالبى که امروز در این خطبه عرض میکنم - در واقع مخاطب این سخنان که در حضور شما نمازگزاران عزیز و مردم عزیزمان عرض میشود، جریانهاى سیاسى، شخصیتهاى سیاسى و مسئولان سیاسى سابق و لاحق هستند - این است که از فرصت ماه مبارک رمضان استفاده کنیم. به عنوان بیان حقائق و نصایح، عرایضى را عرض میکنیم؛ انشاءاللَّه که هم براى مخاطبان این سخن، هم براى خود ما، هم بخصوص براى جوانهاى عزیزمان و مردم عزیز و مؤمنمان مفید واقع شود.
این کسانى که مخاطبند، البته کسانى هستند که تاکنون در درون نظام اسلامى تعریف شدهاند؛ شخصیتهاى درون نظامند، جزو نظامند، که انشاءاللَّه در آینده هم همه در درون نظام باشند و براى این نظام کار و تلاش کنند. این درون نظام و برون نظام، یک مفاهیم تبلیغاتى و شعارهاى پوچ نیست؛ تابلوى صرف نیست؛ یک شاخصهائى دارد، مبناهاى عقیدتى دارد، مبناهاى علمى دارد. تا حالا اینجور بوده، انشاءاللَّه بعد از این هم همین جور باشد.
یک مطلب این است که از اول انقلاب تا امروز، در جریان انقلاب و جریان اصیل این مردم انشعابهائى به وجود آمده، تعارضهائى به وجود آمده است. بعضى از این تعارضها و انشعابها خسارتزا هم بوده است؛ بعضى هم نه، با هشیارى مردم، با آگاهى و مسئولیتپذیرى عناصر فعال در این جریانها، حل شده است؛ براى انقلاب و براى کشور بارى درست نکرده است. این اختلاف نظرها و انشعابهائى که پیدا میشود، همه یک جور نیست. بعضى انشعابها ناشى از اختلاف در مبانى و در عقاید است؛ بعضى از اینها بحث عقاید و معتقدات نیست؛ بحث منافع است، دعوا بر سر منافع است؛ بعضى از این اختلافها هیچکدام از اینها نیست؛ مسئلهى سلائق است، اختلاف دیدگاه و اختلاف سلیقه در اجراى اصول است؛ در چهارچوب اصول و مبانى، در روشها اختلاف به وجود مىآید؛ لذا اینها یک جور نیستند.
خوب، از اول انقلاب در بین همین گروههائى که در دوران پیش از انقلاب و در حوادث سالهاى مبارزات، همه در کنار هم بودیم، اختلافهائى به وجود آمد. امام (رضوان اللَّه تعالى علیه) با همهى این اختلافات یک جور برخورد نکرد. همین طور که در روش امیرالمؤمنین عرض کردیم، روش امام (رضوان اللَّه علیه) هم همین جور بود؛ یعنى اول با مدارا، با نصیحت؛ لیکن آن وقتى که اقتضاء کرد، برخورد کرد. یک گروه مربوط به دولت موقت بودند و مشکلات آنها بود، یک گروه آن کسانى بودند که علیه لایحهى قصاص آن حرکت را انجام دادند، یک گروه حتّى کار را به ترور و درگیرىهاى خیابانى کشیدند؛ با هر کدام از اینها امام یک نحوى برخورد کرد. در سطوح بالاى حکومت هم بود؛ نخستوزیر بود، رئیس جمهور بود، حتّى بعدها در اواخر عمر امام (رضوان اللَّه علیه) در سطوح بالاتر از رئیس جمهور هم بود. امام با کسانى که احساس کردند نمیشود با اینها بیش از آن مدارا کرد، برخورد کردند. همه هم سوابق انقلابى داشتند، سوابق مذهبى داشتند، خیلىشان هم در سطوح بالا بودند؛ لیکن خوب، اینجور شد دیگر؛ این انشعابها پیش آمد. بعضى واقعاً با امام درافتادند؛ بعضى نه، اختلاف نظرى هم بود، اما به درگیرى و دعوا و انشعاب و انشقاق نینجامید. بعضى با امام درافتادند و مداراى امام را ندیده گرفتند. امام به همین گروهک منافقین که خواسته بودند بیایند با ایشان ملاقات کنند، پیغام دادند که اگر شما به حق عمل کنید، من مىآیم سراغ شما؛ اگر دست از این کارهاى خلاف بردارید، خود من مىآیم سراغ شما. یعنى امام تا این حد با اینها مدارا کردند و حرف زدند. خوب، وقتى احساس خطر شد؛ بخصوص آن وقتى که مسئله، مسئلهى رسوخ دادن مبانى غلط در کالبد نظام و انقلاب است، این دیگر مثل سمِ مهلک است. آن وقت امام رعایت نکردند، مدارا نکردند؛ برخورد کردند. این در مورد آن چیزهائى است که در اختلافات بنیانى است.
حالا همانهائى هم که اختلاف بر سر منافع دارند، گاهى رنگ عقیدتى و مبنائى به آن میدهند. هر کدام از اینها باشد - یا آنهائى که اختلاف در مبانى و عقاید است، یا آنهائى که اختلاف بر سر منافع است - آنجائى که به درگیرى با نظام و درگیرى با انقلاب و پشت کردن به مبانى انقلاب باشد، آن وقت حالت دشمن را پیدا میکنند.
البته کسى عقیدهاى مخالف داشته باشد، کارى به کار نظام نداشته باشد، نظام با او کارى ندارد. بعضى رائج کردهاند: «دگراندیشان». نظام با دگراندیشان چگونه رفتار میکند؟ نظام با دگراندیشان کارى ندارد. این همه دگراندیش هست. دگراندیش سیاسى که بالاتر از دگراندیش دینى نیست. خوب، ما اقلیتهاى دینى داریم که دگراندیشند، توى مجلس شوراى اسلامى هم عضو دارند، در مناصب مختلف هم حضور دارند. بنابراین بحث دگراندیشى نیست؛ بحث مخالفت است، بحث معارضه است، بحث ضربه زدن است، در مقابل نظام و در مقابل انقلاب شمشیر کشیدن است. آنى که نظام با او برخورد میکند، این است. اما اگر اختلاف، اختلاف در سلائق است، در روشهاست، نه، این اختلافات مضر نیست؛ نافع هم هست.
اشکالى ندارد که مسئولان کشور، متولیان امور کشور منتقدینى داشته باشند که ضعفهاى آنها را به خود آنها نشان بدهند. وقتى انسان در مقام رقابت قرار بگیرد، مقابل منتقد قرار بگیرد، بهتر کار میکند. اینجور نیست که وجود منتقدین و کسانى که این روش را قبول ندارند، آن روش را قبول دارند، براى نظام ضررى داشته باشد؛ منتها باید در چهارچوب نظام باشد؛ این اشکالى ندارد، این مخالفت هیچ مخالفت مضرى نیست؛ نظام هم مطلقاً با یک چنین مخالفتى برخورد نمیکند. البته انتقاد باید در چهارچوب اصول باشد. اصول انقلاب هم مشخص است که چیست. اصول انقلاب امور سلیقهاى نیست که هر که از یک گوشهاى در بیاید، سنگ اصول را به سینه بزند؛ بعد که سراغ این اصول میرویم، مىبینیم بیگانهى از انقلاب است. اصول انقلاب، اسلام است؛ قانون اساسى است؛ رهنمودهاى امام است؛ وصیتنامهى امام است؛ سیاستهاى کلى نظام است که در قانون اساسى معین شده است که این سیاستهاى کلى بایست تدوین بشود. در این چهارچوب، اختلاف نظر، اختلاف ممشا، اختلاف سلیقه عیب نیست، که حسن است؛ مضر نیست، که مفید و نافع است. این یک مطلب است که در میدان معارضات اینچنینى، نظام با هیچ کس برخورد نمیکند. آنجائى که افراد در چهارچوب اصول رفتار کنند، دنبال خشونت نروند، درصدد بر هم زدن امنیت جامعه نباشند، آسایش جامعه را نخواهند به هم بزنند - از این کارهاى خلافى که انجام میگیرد؛ دروغپراکنى و شایعه - نظام هیچگونه مسئلهاى ندارد. مخالفینى هستند، نظراتى دارند، نظرات خودشان را بیان میکنند؛ نظام برخورد نمیکند. بناى نظام در اینجا، جذب حداکثرى و دفع حداقلى است. این، روش نظام است؛ این را همه توجه بکنند. آن کسانى هم که نظر مخالف دارند، نظرات مخالف با نظرات رسمى دارند، در این چهارچوب میتوانند خودشان را مقایسه کنند. اگر کسى با مبانى نظام معارضه کند، با امنیت مردم مخالفت کند، نظام مجبور است در مقابل او بایستد.
ما دربارهى افرادى که به آنها اهانت میشود، تهمت زده میشود، میگوئیم اینها حق دفاع دارند؛ خوب، نظام هم همین جور است؛ نظام هم حق دفاع از خودش را دارد. این خطاست که کسى خیال کند چون نظام حاکمیت است و قدرت سیاسى است، نباید دفاع کند؛ بىدفاع بماند؛ در مقابلش هرگونه مخالفتى، معارضهاى، قانونشکنىاى، مرزشکنىاى انجام بگیرد، باید عکسالعمل نشان ندهد؛ این درست نیست؛ هیچ جاى دنیا هم چنین نیست. در اختلافات گوناگونى که در بین احزاب دنیا وجود دارد - در همین کشورهائى که خودشان را پیشرو دموکراسى میدانند - هیچکدام از این احزاب متعارض و متخالف، با اصول و مبانى آن نظام مخالفت نمیکنند؛ والّا از نظر مردم مردود هستند. دستگاههائى دارند؛ دستگاههاى رعایت قانون اساسى و دادگاه قانون اساسى - شبیه شوراى نگهبان خودمان - اینها را رد میکنند. اینجور نیست که قبول کنند یک نفرى بیاید در یک نظامى علیه مبانى آن نظام مبارزه کند، معارضه کند، آن وقت نظام در مقابل او ساکت و آرام بنشیند. به کمتر از آن هم گاهى دیده میشود که در همین نظامهاى اروپائى برخوردهاى خشن و تندى میکنند؛ چیزهائى که جزو اصول هم محسوب نمیشود. بنابراین برخورد با نظام، برخورد با مبانى نظام، ایستادگى و شمشیر کشیدن روى نظام، جواب تند دارد؛ اما نظر مخالف داشتن، نظر متفاوت داشتن، آن وقتى که با این اشکالات همراه نباشد، تهمت و شایعهافکنى و دروغ و از این چیزها نباشد، نه، نظام هیچگونه برخوردى نخواهد کرد. شیوهى نظام این نبوده، امروز هم نیست و انشاءاللَّه در آینده هم نخواهد بود. این یک نکته.
نکتهى دیگرى که فعالان سیاسى، مسئولان، صاحبان قدرت، صاحبان مسئولیتهاى گوناگون و متنفذین بشدت بایستى مراقب آن باشند، مسئلهى انحراف و فسادپذیرى شخصى است؛ همهمان باید مراقبت کنیم. انسانها در معرض فسادند، در معرض انحرافند. گاهى لغزشهاى کوچک، انسان را به لغزشهاى بزرگ و بزرگتر و گاهى به پرتاپ شدن در اعماق درههائى منتهى میکند؛ خیلى باید مراقب بود. قرآن هشدار داده است. در موارد متعدد، در قرآن این هشدار وجود دارد. یک جا میفرماید: «ثمّ کان عاقبة الّذین اساؤا السّوأى ان کذّبوا بأیات اللَّه»؛(15) عاقبت بعضى از کارها این است که انسان به آن خانهى بدترین میرسد که تکذیب آیات الهى است. یک جا میفرماید: «فأعقبهم نفاقا فى قلوبهم الى یوم یلقونه بما اخلفوا اللَّه ما وعدوه»؛(16) خلف وعدهى با خدا کردند، این موجب شد نفاق در دلهایشان به وجود بیاید. یعنى انسان گناهى انجام میدهد، این گناه انسان را به وادى نفاق میکشاند؛ که نفاق، کفر باطنى است. همین جا در قرآن، کافرین و منافقین در کنار هم هستند. در یک آیهى دیگر میفرماید: «انّ الّذین تولّوا منکم یوم التقى الجمعان انّما استزلّهم الشّیطان ببعض ما کسبوا».(17) اینى که مىبینید یک عدهاى در مقابل دشمن منهزم میشوند، طاقت نمىآورند، نمیتوانند ایستادگى کنند، به خاطر آن چیزى است که قبلاً از اینها سر زده است؛ باطن خودشان را با گناه و با خطا خراب کردهاند. لغزشها انسان را فاسد میکند. این فساد، به انحراف در عمل و گاهى به انحراف در عقیده منتهى میشود. این هم بمرور پیش مىآید؛ دفعتاً پیش نمىآید که ما فکر کنیم یک نفرى شب مؤمن میخوابد، صبح منافق از خواب بیدار میشود؛ نه، بتدریج و ذره ذره پیش مىآید. این، علاجش هم مراقبت از خود است. مراقبت از خود هم یعنى همین تقوا. بنابراین علاجش تقواست. مراقب خودمان باشیم. نزدیکان افراد مراقبت کنند؛ زنها از شوهرهایشان، شوهرها از زنهایشان، دوستان نزدیک از همدیگر؛ «و تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصّبر».(18) از یکدیگر مراقبت کنیم، براى اینکه دچار نشویم. مردم مسئولین را موعظه کنند، نصیحت کنند، خیرخواهى کنند، بنویسند براى آنها، بگویند براى آنها، پیغام بدهند تا مبادا دچار لغزش بشوند. خطرات لغزش مسئولین هم براى نظام، براى کشور و براى مردم بیشتر است. انسان گاهى در بعضى از حرفها، در بعضى از اقدامها و تحرکات، این را احساس میکند؛ نشانههاى یک چنین انحرافى را انسان مشاهده میکند. به خدا باید پناه برد، از خدا باید کمک خواست.
نکتهى بعدى این است که عین همان چیزى که در مورد یک شخص ممکن است پیش بیاید - یعنى فساد و انحراف - در یک نظام هم ممکن است پیش بیاید. در یک نظام حکومتى، یک نظام سالم، یک نظام اسلامى، همین بیمارىاى که اشخاص ممکن است دچارش بشوند، ممکن است به سراغ نظام اسلامى بیاید، به سراغ جمهورى اسلامى بیاید. اسم، جمهورى اسلامى باشد، ظاهر اسلامى باشد، صورت، صورت اسلامى باشد، اما سیرت و رفتار و عملکرد و برنامهها، برنامههاى غیر اسلامى؛ همان مسئلهى صورت و سیرت انقلاب که سال گذشته براى دانشجویان عزیز در یک جائى این را مطرح کردم.
حرکت جامعه و نظام دو جور است: حرکت مثبت، حرکت منفى؛ حرکت به سمت عروج و اوج، حرکت به سمت نزول و سقوط. حرکت به سمت اوج این است که جامعه به عدالتخواهى نزدیک شود؛ به دین، رفتار دینى و اخلاق دینى نزدیک شود؛ در فضاى آزادى رشد پیدا کند؛ رشد عملى، رشد علمى و رشد صنعتى پیدا کند؛ در بین جامعه، تواصى به حق و تواصى به صبر وجود داشته باشد؛ جامعه روزبهروز در مقابل دشمنان خدا، دشمنان دین، دشمنان استقلال کشور، احساس اقتدار بیشترى بکند، ایستادگى مقتدرانهى بیشترى بکند؛ روزبهروز در مقابل جبههى ظلم و فساد بینالمللى ایستادگى خودش را بیشتر کند؛ اینها رشد است، اینها نشانهى حرکت مثبت جامعه است؛ دنیا و آخرت یک جامعه را اینها آباد خواهد کرد. ما باید دنبال یک چنین حرکت مثبتى باشیم. اما نقطهى مقابل اینها، یک حرکت به سمت تنزل هم وجود دارد: به جاى حرکت به سمت عدالت، حرکت به سمت شکافهاى عظیم اقتصادى و اجتماعى با توجیههاى گوناگون؛ به جاى استفادهى از آزادى براى رشد علمى و رشد عملى و رشد اخلاقى، لاابالیگرى و استفادهى از آزادى در جهت فساد و فحشا و اشاعهى گناه و اشاعهى خلاف؛ به جاى ایستادگى در مقابل مستکبران، متجاوزان و غارتگران بینالمللى، به جاى اقتدار نشان دادن در مقابل اینها، در مقابل آنها منفعل شدن، احساس ضعف کردن، عقبنشینى کردن؛ آنجائى که باید به آنها اخم کرد، به آنها لبخند زدن؛ آنجائى که باید بر سر حقوق خود ایستاد، از حقوق صرف نظر کردن - حالا حق هستهاى و غیر هستهاى - اینها نشانههاى انحطاط است. حرکت جامعه باید به سمت آن تعالى و آن ارزشها، حرکت به سمت بالا باشد؛ حرکت مثبت باشد. این حرکتهاى به سمت پائین، همان بیمارىهائى است که براى نظام اسلامى ممکن است پیش بیاید؛ و این خطر براى نظام اسلامى است؛ مردم باید بیدار باشند. جمهورى اسلامى آن وقتى واقعاً جمهورى اسلامى است که با همان مبانى مستحکم امام، همان چیزهائى که در دوران حیات مبارک امام مطرح بود، شعار بود، بجد دنبال میشد، با همان شعارها پیش برود. هر جا ما با آن شعارها پیش رفتیم - من با بصیرت عرض میکنم، بنده اوضاع این سى سال را از نزدیک آزمایش کردم - پیشرفت با ما بوده است، پیروزى با ما بوده است، عزت با ما بوده است، منفعت دنیائى هم با ما بوده است؛ هر جا از آن شعارها عقبنشینى کردیم و کوتاه آمدیم، به دشمن میدان دادیم، ضعف پیدا کردیم، عقبگرد پیدا کردیم، عزت به دست نیامده است، دشمن جرىتر شده است، پیشتر آمده است؛ از لحاظ مادى هم ضرر کردیم. این خطاست که بعضى خیال کنند علاج مشکلات کشور - چه مشکلات اقتصادى، چه مشکلات اجتماعى، چه مشکلات سیاسى - این است که انسان در مقابل دشمن مستکبر سلاح را بیندازد؛ دشمن مستکبر همین را میخواهد.
همهى این بلواهائى که شما مشاهده کردید در دورهى بعد از انتخابات پیش آمد و پیش آوردند و آنها حمایت کردند، براى همین بود که شاید بتوانند پشتوانهى مردمى انقلاب را ضربه بزنند و از انقلاب بگیرند. بنده عرض کردم نشانهى اعتماد مردم به این نظام، حضور چهل میلیونى در انتخابات بود. حالا در رادیوهاى بیگانه و متأسفانه بعضى هم در داخل همنواى با آنها، هى اصرار و تکرار که بله، اعتماد مردم از نظام سلب شده! این، جواب آن حرف است. آنجا ما گفتیم اینى که هشتاد و پنج درصد مردم مىآیند رأى میدهند، چهل میلیون پاى صندوقها مىآیند، به هر کسى که رأى میدهند، خود آمدن پاى صندوق، نشانهى اعتماد مردم به نظام است - که حقیقت قضیه هم همین است - اینها براى اینکه این حرف را دروغ از آب در بیاورند، مکرر در مکرر تبلیغات کردند که اعتماد مردم از دست رفته؛ چه کار کنیم؟ حالا بعضى در لباس دلسوزى گفتند چه کار کنیم که اعتماد برگردد! مردم به نظام اعتماد دارند، نظام هم به مردم اعتماد دارد. انشاءاللَّه خواهید دید در انتخابات آینده - که حالا دو سه سال دیگر است - همین مردم با وجود همین بازیگرىاى که مخالفان و دشمنان و غافلان و بىخبران داخلى کردند، یک حضور مستحکمِ قوىاى در انتخابات خواهند داشت.
پس نکته این است که باید همه مراقب باشیم که نظام جمهورى اسلامى - که نظام اسلامى است، نظام دینى است، مفتخر به این است که در قالب احکام دین و اسلام و قرآن میخواهد حرکت کند - تبدیل نشود به یک نظام بىاعتقاد به دین؛ به قول آقایان، یک نظام سکولار؛ باطن سکولار، ظاهر دینى؛ باطن مجذوب به فرهنگ غربى و قدرتهاى مسلط بر آن فرهنگ، و ظاهر شعائر دینى و مسائل دینىِ دمدستى؛ اینجورى نشود. نظام اسلامى باید به معناى واقعى کلمه، اسلامى باشد و روزبهروز به مبانى اسلام نزدیکتر شود؛ این است که گرههاى فروبسته را باز میکند، این است که مشکلات را حل میکند، این است که به جامعه عزت و اقتدار میدهد، این است که طرفداران نظام جمهورى اسلامى را در همه جاى دنیا بیشتر خواهد کرد.
عدهاى نگاه میکنند به دشمنیها، دلشان را از دست میدهند؛ زهرهشان آب میشود از اینکه مىبینند دهانهاى از خشم گشوده، علیه جمهورى اسلامى بدگوئى میکنند، حرف میزنند. خوب، همهى نظامهاى عالم، همهى حکومتهاى عالم دشمنانى دارند و دوستانى؛ امروز هم اینجور است، در طول تاریخ هم اینجور بوده. هیچ حکومتى را شما پیدا نمیکنید که همهى مردم در داخل آن حکومت و خارج آن حکومت با او خوب باشند یا همه با او بد باشند؛ نه، یک عدهاى موافق دارند، یک عدهاى مخالف. حکومت پیغمبر هم همین جور بود، حکومت امیرالمؤمنین هم همین جور بود، حکومت معاویه و یزید هم همین جور بود؛ یک عدهاى موافق، یک عدهاى مخالف. جمهورى اسلامى هم همین جور است؛ یک عدهاى موافقش هستند، یک عده مخالفش هستند؛ منتها مسئله این است که ببینیم موافقین یک حکومت کىهایند، مخالفین این حکومت کىهایند؛ این شاخص است.
یک حکومتى هست که هرچه غارتگر بینالمللى است، با او مخالف است؛ هرچه زورگوى بینالمللى است، با او مخالف است؛ هر دولت داراى سابقهى سیاه استعمارگرى با او مخالف است؛ هر سرمایهدار صهیونیست خبیثى با او مخالف است. خوب، این مخالفتها مایهى افتخار است؛ اینها که نباید کسى را بترساند. موافقینش کىهایند؟ ملتهاى مؤمن در سرتاسر دنیا موافق با او هستند؛ ملتهاى مسلمان، غیر ایرانى؛ در آفریقا، در کشورهاى آفریقاى شمالى، در نقاط مسلماننشین آفریقا، در آسیا، تا اندونزى، تا مالزى، در کشورهاى عربى، غیر عربى، در اروپا، جماعتهاى مسلمان، ملتهاى مسلمان، دوستدار او هستند، هوادار او هستند.
در مسابقهى فوتبال چند سال قبل، تیم ایرانى بر تیم مقابلش پیروز شد. توى قهوهخانههاى یکى از کشورهاى شمال آفریقا جوانها نشسته بودند، گلزن ایرانى که گل میزد، اینها کف میزدند. یکى به آنها گفت شما که کشور خودتان نیست، چه کار دارید به اینکه بازیکن ایرانى مثلاً یک گل زد توى دروازهى طرف مقابلش، که او هم دشمن شما نیست. میگفتند پیروزى ایران، پیروزى ماست؛ حتّى در میدان فوتبال! اینها قیمت دارد.
در بلواهاى بعد از انتخابات، مسلمانان کشورهاى مختلف اسلامى نگران بودند؛ پیغام میدادند به آشنایان خودشان در اینجا، که در ایران چه خبر است؟ اینها میگفتند ناراحت نباشید، نترسید، جمهورى اسلامى قوىتر از این حرفهاست. یک حکومتِ اینجورى است؛ دشمنانش آنهایند، دوستانش اینهایند. همهى بدها و شمرهاى عالم با او دشمنند، همهى مظلومان با او موافقند؛ ملت فلسطین طرفدار اوست، ملتهاى عربىِ مقاوم طرفدار او هستند. بله، دولت آمریکا هم مخالفش است، دولت انگلیس هم که خباثت دویست ساله در ایران دارد - سابقهى خباثت انگلیسىها در ایران، دویست ساله است - با او مخالف است. این مخالفتها کسى را به وحشت نمىاندازد. اما یک دولتى بعکس است؛ طرفدارش عبارتند از دزدها و غارتگرها و مستکبرین و زورگویان عالم، مخالفینش عبارتند از ملت خودش یا ملتهاى مؤمن و ملتهاى مظلوم؛ این مایهى ننگ است. جمهورى اسلامى تا امروز مخالفینى داشته است از آن قبیل مخالفین؛ دزدهاى عالم، غارتگرهاى عالم، مستکبرین عالم؛ اینهایند که با جمهورى اسلامى مخالفند؛ اینهایند که در مجامع جهانى سعى میکنند با جمهورى اسلامى مقابله و مخالفت کنند؛ اما آحاد مردم، تودههاى مردم، دولتهاى مستقل، سیاستمداران منفک از آن قدرتها، ملتهاى مظلوم، اینها موافق با جمهورى اسلامىاند. به خاطر ترس از اینگونه مخالفتها، نباید چهرهى تسلیم به دشمن نشان داد. به هر حال نسل جوان ما بایستى هشیار باشد.
جوانهاى عزیز! این کشور مال شماست، فردا متعلق به شماست. یک نظام مقتدر - چه اقتدار علمى، چه اقتدار سیاسى، چه اقتدار اقتصادى، چه اقتدار اطلاعاتى، چه اقتدار تحرک در مناطق گوناگون جهان و اقتدار بینالمللى - مایهى عزت شماست، مایهى افتخار شماست و شما باید براى تکمیل و تتمیم چنین نظامى تلاش کنید و احساس وظیفه کنید. جوانها وظیفه دارند.
جمهورى اسلامىِ به معناى حقیقى - یعنى همان جمهورى اسلامى که امام (رضوان اللَّه تعالى علیه) براى ما پایهگذارى کرد و به کشور ما هدیه داد - میتواند همین خصوصیات را تأمین کند؛ اقتدار بینالمللى را، اقتدار سیاسى را، عزت را، رفاه دنیا و آبادى معنوى آخرت را. اما مراقب باشید یک نظام جمهورى اسلامى تقلبى نخواهند براى ما درست کنند؛ کارى که در ده سال گذشته هم بعضاً حرکاتى انجام گرفت، اما خداى متعال مهار کرد؛ مردم بیدار بودند، هشیار بودند، اجازه ندادند. میخواستند کارهائى بکنند، شعارهاى امام را به موزه بسپرند؛ صریحاً میگفتند که اینها کهنه شده! نه، شعارهاى انقلاب کهنه شدنى نیست؛ همیشه تازه است، همیشه براى آحاد مردم جذاب است. شعارى که به نفع مستضعفین است، شعارى که به نفع عزت ملى است، شعارى که در آن مقاومت و ایستادگى است، این شعارها هیچ وقت کهنه نمیشود؛ براى هیچ ملتى کهنه نمیشود، براى نظام ما هم کهنه نخواهد شد.
هفتهى آینده - جمعه - روز قدس است؛ این یکى از برجستهترین یادگارهاى امام عزیز ماست؛ نشانهى دلبستگى انقلاب و دلبستگى ملت ما به ماجراى قدس شریف و ماجراى فلسطین است. به برکت روز قدس، این نام را ما توانستیم هر سال در دنیا زنده نگه داریم. خیلى از حکومتها و خیلى از سیاستها میخواستند، مایل بودند، تلاش کردند، پول خرج کردند که مسئلهى فلسطین فراموش شود. اگر تلاش جمهورى اسلامى نبود، اگر ایستادگى جمهورى اسلامى با تمام قوا در مقابلهى این سیاست خباثتآلود نبود، بعید نبود که بتوانند مسئلهى فلسطین را بتدریج به زاویه بکشانند؛ اصلاً فراموش کنند. الان هم خود دستگاه استکبار و خود صهیونیستهاى خبیث معترفند، معتقدند و ناراحتند از اینکه جمهورى اسلامى پرچم فلسطین را برافراشته است و نمیگذارد که با سازشکارى هائى که میخواهند انجام بدهند، مسئلهى فلسطین را از دور خارج کنند. روز قدس، روز زنده کردن این یاد و این نام است. امسال هم به توفیق الهى، به هدایت الهى، ملت عظیم ما در تهران و در همهى شهرستانها روز قدس را گرامى خواهند داشت، راهپیمائى خواهند کرد. در کشورهاى دیگر هم بسیارى از مسلمانان در روز قدس از ملت ایران تبعیت میکنند. روز قدس، روز متعلق به مسئلهى قدس است و ضمناً مظهر وحدت ملت ایران است. مراقب باشید در روز قدس کسانى نخواهند از این اجتماعات براى ایجاد تفرقه استفاده کنند. از تفرقه باید ترسید. با تفرقه باید مقابله و معارضه کرد. تفرقه نباید به وجود بیاید. آن وقتى ملت ایران میتواند پرچم قدس را با افتخار بلند کند که یکپارچه باشد. در طول این سالها سعى کردند این را هم به هم بزنند، اما بحمداللَّه نتوانستند؛ انشاءاللَّه بعداً هم نخواهند توانست.
پروردگارا! به محمد و آل محمد روزبهروز ملت ما را سرزندهتر، بیدارتر، قوىتر، مقتدرتر و بانشاطتر قرار بده.
بسماللَّهالرّحمنالرّحیم
و العادیات ضبحا. فالموریات قدحا. فالمغیرات صبحا. فاثرن به نقعا. فوسطن به جمعا. انّ الانسان لربّه لکنود. و انّه على ذلک لشهید. و انّه لحبّ الخیر لشدید. أ فلا یعلم اذا بعثر ما فى القبور. و حصّل ما فى الصّدور. انّ ربّهم بهم یومئذ لخبیر.(19)
والسّلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته
1) نهج البلاغه، خطبهى 3
2) کافى، ج 8، ص 22
3) نهج البلاغه، خطبهى 200
4) نهج البلاغه، خطبهى 168
5) نهج البلاغه، خطبهى 55
6) نهج البلاغه، خطبهى 169
7) نهج البلاغه، خطبهى 205
8) نهج البلاغه، خطبهى 92
9) نهج البلاغه، خطبهى 126
10) نهج البلاغه، خطبهى 216
11) نهج البلاغه، خطبهى 61
12) مناقب آل ابىطالب، ج 2، ص 119
13) بحار الانوار، ج 42، ص 280
14) عصر: 1 - 3؛ «سوگند به عصرِ [ غلبهى حق بر باطل]. که واقعاً انسان دستخوش زیان است. مگر کسانى که گرویده و کارهاى شایسته کرده و همدیگر را به حق سفارش و به شکیبائى توصیه کردهاند.»
15) روم: 10
16) توبه: 77
17) آل عمران: 155
18) عصر: 3
19) عادیات: 1 - 11 ؛ «سوگند به مادیانهائى که با همهمه تازانند. و با سمّ [هاى] خود برق [از سنگ] همى جهانند. و صبحگاهان هجوم آرند. و با آن [یورش ]گَردى برانگیزند. و بدان [هجوم ]در دل گروهى درآیند. که انسان نسبت به پروردگارش سخت ناسپاس است. و او خود بر این [امر ]نیک گواه است. و راستى او سخت شیفتهى مال است. مگر نمیداند که چون آنچه در گورهاست، بیرون ریخته گردد. و آنچه در سینههاست، فاش شود. در چنان روزى پروردگارشان به [حال ]ایشان نیک آگاه است؟»
نظرات ()