تحلیل های مهم رهبر معظم انقلاب از اوضاع داخلی و بین المللی
همزمان با ایام الله دهه فجر و در آستانه سی و سومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، حضرت آیت الله خامنه ای، رهبر انقلاب اسلامی در نماز جمعه پر شکوه تهران، با ارائه تحلیل جامعی از دستاوردهای انقلاب اسلامی، مطالب مهمی در خصوص مسایل داخلی، تهدیدات دشمنان، اوضاع منطقه و جهان و همچنین انتخابات نهمین دوره مجلس بیان کردند.
به گزارش «تابناک» به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری ، ایشان در مقدمه خطبه اول با گرامیداشت دهه مبارک فجر و سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، شکر برای این نعمت بزرگ الهی را لازم دانستند و افزودند: در این ایام باید از ملت ایران نیز تشکر کرد که در 33 سال گذشته، از خود وفاداری، ایثار، شجاعت، جوانمردی، بصیرت و حضور دائمی در صحنه نشان دادند.
ایشان همچنین با اشاره به حال و هوای متفاوت دهه فجر امسال بدلیل انقلاب های پیروز منطقه بویژه در تونس، مصر و لیبی، خاطر نشان کردند: این تحولات، برای ملت ما مژده بزرگ و حادثه شیرین و مبارکی است و ملت ایران با پیروزی این انقلابها، بطور نسبی از غربت در آمد.
رهبر انقلاب اسلامی در ادامه به خطوط اساسی و دستاوردهای انقلاب اسلامی اشاره کردند و افزودند: انقلاب، رژیم ضد اسلام و دیکتاتور و مستبد را از بین برد و رژیمی اسلامی و مردم سالار بر سرکار آورد.
حضرت آیت الله خامنه ای، از بین رفتن وابستگی و جایگزینی استقلال همه جانبه، از بین رفتن اختناق نفس گیر و حاکمیت فضای آزادی، رهایی از تحقیرشدگی تاریخی و بدست آوردن عزت ملی، از بین رفتن ضعف نفس و خودکم بینی و حاکم شدن روحیه اعتماد به نفس ملی را از دستاوردهای مهم انقلاب اسلامی برشمردند و تاکید کردند: یکی دیگر از دستاوردهای انقلاب، تبدیل شدن ملت ایران، از ملتی منزوی و بی نقش در مسایل سیاسی و کشور، به ملتی آگاه و دارای تحلیل سیاسی و تاثیر گذار در مسایل کشور است.
ایشان با تاکید بر اینکه این دستاوردها و خطوط اساسی انقلاب نهادینه شده است، خاطر نشان کردند: امروز شعارهای انقلاب همان شعارهای روزهای اول انقلاب و این نشان دهنده سلامت انقلاب است.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: شعارهای انقلاب همچون علامت اشاره به سمت اهداف انقلاب هستند و هنگامی که شعارها تغییر نکرده باشند، این، به معنای منحرف نشدن مسئولان و مردم از صراط مستقیم انقلاب اسلامی است.
حضرت آیت الله خامنه ای بعد از برشمردن برخی دستاوردهای مهم انقلاب اسلامی، به بیان برخی نقاط قوت و همچنین نقاط ضعف پرداختند و تاکید کردند: ما ضمن تقویت نقاط قوت، نباید نقاط ضعف را پنهان کنیم بلکه باید با برطرف کردن ضعف ها، از نهادینه شدن آنها جلوگیری کنیم.
ایشان خاطرنشان کردند: در حرکت 33 ساله انقلاب اسلامی، افت و خیز بوده اما حرکت به سمت اهداف اصلی، هیچگاه متوقف نشده و همواره ادامه داشته است.
رهبر انقلاب اسلامی، غلبه بر چالش ها را یکی از نقاط قوت بسیار مهم انقلاب اسلامی برشمردند و افزودند: از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، قدرتهای جهانی همواره تلاش داشتند تا با مانع تراشی های فراوان همچون تحمیل جنگ هشت سال ، انجام اقدامات تروریستی، و تحریم ها، حرکت ملت ایران را متوقف کنند و انقلاب اسلامی را به زانو در آورند و ملت را پشیمان کنند اما، با وجود همه این چالش ها، نظام اسلامی راه خود را با قوت ادامه داده و بر آنها غلبه کرده است. حضرت آیت الله خامنه ای گسترش کیفی و کمی خدمات درجه اول به مردم، در سراسر کشور را از دیگر نقاط قوت نظام اسلامی دانستند و با اشاره به پیشرفتهای علمی خاطر نشان کردند: پیشرفتهای علمی و فناوری، یکی دیگر از نقاط قوت بسیار مهم است زیرا علم زمینه ساز اقتدار و پایه پیشرفت همه جانبه کشور است.
ایشان، پیشرفتهای علمی 33 ساله کشور را حیرت آور توصیف کردند و افزودند: این پیشرفتهای علمی در عرصه های مختلف بوده اما برخی از آنها همچون فناوری هسته ای بیشتر معروف شده است.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به پیشرفت های علمی شگفت آور در بخش های هوا- فضا، پزشکی، رادیو داروها، زیست فناوری، نانو فناوری، سلول های بنیادی و شبیه سازی، داروهای ضد سرطان، ساخت ابر رایانه ها، و انرژی های نو، تاکید کردند: معتبرترین مراکز علمی دنیا، این پیشرفتها را تایید کرده اند و بر اساس گزارش سال 2011 میلادی یکی از این مراکز معتبر علمی، رشد علمی ایران سریعترین رشد علمی در دنیا بوده است.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: بر اساس همین گزارش، رتبه علمی ایران در منطقه، رتبه اول و در دنیا، هفدهم است.
ایشان خاطر نشان کردند: بر اساس سند چشم انداز ما باید در سال 1404، به رتبه اول علمی منطقه دست پیدا می کردیم اما اکنون، سالها زودتر از پیش بینیها به این رتبه رسیده ایم.
رهبر انقلاب اسلامی، پیشرفت های کشور در ایجاد زیر ساخت های فنی و مهندسی صنعتی، راهها و ارتباطات، مخابرات و صنعت را از دیگر نقاط قوت نظام اسلامی برشمردند و خاطر نشان کردند: با وجود این پیشرفتهای عظیم، اما گزارش های خوب و روشنی از این پیشرفتها به مردم داده نمی شود که جای تأسف دارد.
حضرت آیت الله خامنه ای، انتقال ارزشهای انقلاب اسلامی به نسل های دوم و سوم را از دیگر نقاط قوت نظام اسلامی دانستند و افزودند: گواه آشکار این موضوع، دانشمندان شهید مصطفی احمدی روشن و رضایی نژاد هستند، که با اینکه دوران انقلاب و امام و دوران جنگ را درک نکرده بودند اما با درک وظایف انقلابی و اسلامی به درجات عالی علمی نیز رسیدند و با وجود مورد تهدید بودن، به راه خود ادامه دادند.
ایشان با تأکید بر اینکه شهیدان احمدی روشن و رضایی نژاد نسل سوم انقلاب بودند، خاطر نشان کردند: حرکت عظیم جوانان، بعد از شهادت شهید احمدی روشن، در اعلام آمادگی برای ادامه مسیر علمی این شهید، حرکتی بسیار مهم و نمونه دیگری از انتقال ارزشها به نسل سوم است.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: البته در کنار این رویش ها، توبه کار و پشیمان از انقلاب هم داشتیم اما رویش ها بیشتر از ریزش ها بوده است.
ارتقای جهش وار ملت ایران در اثرگذاری در مسایل منطقه و حتی جهان، بنیه قوی و ساخت مستحکم کشور و نظام در مواجهه با دشمنی ها، و ارتقای کمی و کیفی دانشگاهها و حوزه های علمیه، از دیگر نقاط قوتی بودند که رهبر انقلاب اسلامی به آنها اشاره کردند.
حضرت آیت الله خامنه ای بعد از بیان این نقاط قوت، تأکید کردند: همه این پیشرفت های علمی، اجتماعی و فنی در شرایط تحریم همه جانبه محقق شده که این، موضوع مهمی است و امیدها را افزایش می دهد.
ایشان در ادامه به برخی نقاط ضعف نیز اشاره کردند و افزودند: یکی از این ضعف ها، گرایش برخی مسئولان به دنیا طلبی، مادی گرایی، ثروت، تجمل، تشریفات و اشرافی گری است که نتیجه این گرایش نیز، گسترش این روحیه در میان مردم و جامعه است.
رهبر انقلاب اسلامی با اظهار تاسف از وجود روحیه اسراف و مصرف زدگی در جامعه تأکید کردند: باید تلاش شود تا مصرف زدگی و حرص به دنیا کاهش پیدا کند و این نقیصه از جامعه برطرف شود.
حضرت آیت الله خامنه ای نبود پیشرفت مطلوب و مورد توقع در اخلاق، معنویت و تزکیه نفس بموازات پیشرفتهای علمی و محقق نشدن عدالت اجتماعی مورد نظر اسلام را از دیگر نقط ضعف دانستند که باید برای رفع آنها همت و تلاش بیش از پیش شود.
ایشان وظایف مسئولان و مردم برای ادامه حرکت در مسیر اهداف انقلاب اسلامی و رسیدن به آرمانها را نیز یادآور شدند و افزودند : یکی از مهمترین وظایف ، مسئولیت پذیری بخصوص در میان مسئولان است.
رهبر انقلاب اسلامی خاطر نشان کردند: مسئولان و خدمتگزاران مردم در دولت، مجلس و قوه قضاییه نباید تقصیرها را به گردن یکدیگر بیاندازند زیرا وظایف رهبری، قوا و دستگاهها در قانون اساسی مشخص شده است و هر یک از مسئولان باید بر اساس وظایف قانونی خود، مسئولیت پذیر باشند.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: حتی اگر اشکالی متوجه رهبری نیز بود، رهبری باید متواضعانه آن اشکال را قبول و سعی کند، آن را برطرف نماید.
غافل نشدن از مسایل و ارزشهای اصلی بدلیل سرگرم شدن به فرعیات، و حفظ اتحاد و همدلی، از دیگر نکاتی بودند که رهبر انقلاب اسلامی به مسئولان گوشزد کردند.
حضرت آیت الله خامنه ای تاکید کردند: مسئولان سه قوه و دیگر مسئولان باید حتی باوجود برخی اختلاف نظرها، اتحاد و همدلی را میان خود حفظ کنند و در جهت گیریهای نظام و کشور، همراه یکدیگر باشند.
ایشان خاطر نشان کردند: اتحاد و همدلی میان مسئولان، میان مردم ، و میان مردم و مسئولان، علاج قطعی بسیاری از مشکلات کشور است.
حضرت آیت الله خامنه ای هوشیاری در مقابل دشمن و فریب نخوردن در مقابل لبخند و وعده های دروغ او را یکی دیگر از کارهای اصلی برشمردند و خاطر نشان کردند: اوایل برخی ها لبخند دشمن را باور می کردند اما بتدریج پشت صحنه این وعده ها را فهمیدند و متوجه شدند که دشمن چه راحت دروغ می گوید و چگونه بدون واهمه و دغدغه عهد شکنی میکند و بدون احساس خجالت زیرحرف و قولش می زند.
رهبر انقلاب اسلامی با استناد به وجود نمونه های متعدد ی که ماهیت حقیقی لبخندهای فریبنده و حرفهای دروغ دشمن را اثبات می کند، به سخنان و نامه اخیر رییس جمهور امریکا، جواب جمهوری اسلامی به این نامه وعکس العمل و اقدام بعدی آمریکا اشاره کردند و افزودند: روزی که لازم شد واین نامه ها در اختیار افکار عمومی ملتها قرار گرفت همه می فهمند وعده ها و حرفهای امریکا چقدر ارزش دارد و آنها چگونه برخلاف حرفهایشان عمل میکنند.

ایشان در آخرین فراز از محور اول سخنانشان در باره کارهای ضروری ملت و مسئولان، پرهیز از تنبلی، کسالت و کم کاری را مورد تاکید قرار دادند و افزودند: باید در همه زمینه ها از جمله اقتصاد، بطور جهادی کار کرد.
رهبر انقلاب اسلامی خطبه اول نماز را با تبیین اوضاع منطقه و جهان ادامه دادند.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به سرنگونی 4 طاغوت منطقه از دهه فجر سال گذشته تا کنون افزودند: در رویداد بسیار مهم دیگری مردم مصر و تونس در انتخابات به گروههای اسلامی رای دادند این مسئله اثبات کرد همه تلاشهای تبلیغات سیاسی امریکا و صهیونیستها برای ایجاد اسلام هراسی در ملتها و ایجاد وحشت در افکار عمومی مردم از حکومت اسلامی نقش برآب شده و ملتها طرفدار اسلامند.

رهبر انقلاب اسلامی ضعف و انزوای روز افزون رژیم صهیونیستی و افزایش نشاط و امید فلسطینی ها را از برکات بسیار مهم قیام ملتهای منطقه برشمردند و تاکید کردند: غده حقیقتاً سرطانی اسرائیل باید درمنطقه از بین برود و این مسئله بدون تردید روی خواهد داد.
حضرت آیت الله خامنه ای در بحث اوضاع منطقه، مظلومیت مردم بحرین را نیز خاطر نشان کردند وافزودند: دستگاههای رسانه ای مستکبران، با سکوت کامل، این ملت مظلوم را مورد بایکوت قرار داده است اما این کارها اثری نخواهد داشت و ملت بحرین هم به توفیق الهی پیروز خواهد شد .
ایشان با اشاره به ادعای حکام جزیره بحرین در باره دخالت جمهوری اسلامی ایران در اوضاع بحرین افزودند: این حرف کاملا دروغ است چرا که اگر ما دخالت می کردیم اوضاع بحرین جوردیگری می شد .
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: ما هر جا دخالت کنیم صریحا می گوییم همچنانکه به علت ضدیت با غده سرطانی رژیم صهیونیستی در دو جنگ پیرزومند 33 روزه و 22 روزه دخالت کردیم و از این پس نیز هرجا هر ملتی یا گروهی با رژیم صهیونیستی مبارزه و مقابله کند ما به او کمک می کنیم و هیچ ابایی هم از گفتن این مسئله نداریم.
رهبر انقلاب در تبیین اوضاع جهان به ضعف محسوس اقتصادی-مالی و سیاسی امریکا اشاره و خاطرنشان کردند: امریکا در خاورمیانه - فلسطین و مسئله عراق شکست خورده و دولت مردمی و ملت عراق نگذاشتند امریکاییها برغم خواست و تلاش فروانشان ، در عراق بمانند.
ایشان افزودند: البته امریکایی ها هنوز در عراق دخالتهای نفتی و امنیتی دارند که ملت و دولت عراق در آینده حتما برای آن هم فکری خواهند کرد.

رهبر انقلاب اسلامی خودداری اوباما در سخنرانی اخیر در کنگره این کشور از اشاره به تظاهرات 4 ماهه مردم در شهرهای مختلف را یکی دیگر از نشانه های ضعف دولت امریکا برشمردند و افزودند: رئیس جمهور امریکا برای پنهان کردن این ضعفها حتی اشاره به 4 ماه تظاهرات مخالفت آمیز ملت امریکا و سرکوب شدید پلیس نکرد.
حضرت آیت الله خامنه ای دولتهای اروپایی را نیز از لحاظ اقتصادی - مالی و سیاسی دچار ضعف روز افزون دانستند و با اشاره به وابستگی و تبعیت دولتهایی نظیر فرانسه ازامریکا تاکید کردند: اگر روزی ملتهای اروپایی دریابند که علت اصلی مشکلات آنها، تبعیت دولتهایشان از امریکا و شبکه جهانی صهیونیزم است نهضت اجتماعی عظیمی براه خواهد افتاد که در پرتو آن دنیای جدیدی بوجود خواهد آمد.
رهبر انقلاب در تشریح ابعاد مختلف موقعیت ضعیف غربی ها در سطح بین المللی تحریم جمهوری اسلامی و ملت ایران را از نشانه های این ضعف چشمگیر خواندند وافزودند: آنها می خواهند ملت ایران را بخاطر وفاداری به اسلام مجازات کنند اما واقعیت این است که تحریم از 2 جنبه به نفع نظام اسلامی و ملت تمام خواهد شد.

حضرت آیت الله خامنه ای تکیه ملت ایران به استعدادها و ظرفیتهای داخلی را از جمله نتایج تحریم سی ساله ایران برشمردند و خاطر نشان کردند: اگرآنها ما را تحریم نظامی نمی کردند و نیروگاه بوشهر را می ساختند و درهای علم را بر روی ما نمی بستند، امروز این پیشرفتهای عجیب نظامی و علمی را نداشتیم، در غنی سازی دارای این موقعیت ممتاز نبودیم و در پزشکی و هوا فضا به این حد از موقعیت نمی رسیدیم، بنابر این تحریم از زاویه تکیه نظام و ملت به استعداد و ظرفیتهای بی پایان جوانان ایران به نفع ما بود و باعث شد این چشمه های جوشان هر روز شکوفاتر شوند.
رهبر انقلاب اسلامی در تشریح و اثبات ضرر تحریم ها برای غربی ها افزودند: بگفته غربی ها هدف اصلی تحریم ملت ایران عقب نشینی این ملت از مواضع هسته ای است و چون این نظام و این مردم از دستاوردهای پرافتخار هسته ای خود عقب نشینی نمی کنند بنابراین این تحریم در نهایت موجب شکسته شدن هیبت تهدیدهای غرب در چشم ملتهای منطقه و جهان می شود و عزت و قدرت ملت ایران را در افکار عمومی جهان بیشتر می کند، بنابراین تحریم از این جهت هم به نفع ماست.

رهبر انقلاب اسلامی در ادامه سخنانشان جمله مکرر مقامات امریکایی را مبنی بر اینکه همه گزینه ها روی میز است، مورد اشاره قرار دادند و افزودند: معنای این جمله تهدید به جنگ است اما همه می دانستند که این تهدید به ضرر امریکاست همچنانکه ایجادجنگ ده برابر بیشتر به ضرر امریکا خواهد بود.
ایشان سخن گفتن مقامات امریکایی را به زبان تهدید نشان دهنده عجز واشنگتن از مقابله منطقی و گفتمانی باجمهوری اسلامی دانستند و افزودند: آنها در میدان مقابله فکر و منطق دچار ضعف هستند و به همین علت از تشبث به زور و توسل به جنگ حرف می زنند و معنای این روش این است که امریکا جز زور هیچ منطقی ندارد و برای غلبه خواستهایش جز جنگ هیچ روشی را نمی شناسند.

حضرت آیت الله خامنه ای توسل امریکا به تهدید و زورگویی را موجب بی اعتباری مقامات این کشور در چشم ملتها و در افکارعمومی ملت امریکا دانستند وتاکید کردند: حکومتی که اعتبارش در چشم ملتش ساقط شود، امیدی به بقایش نیست و هیچ سرنوشتی جز فروپاشی و سقوط نخواهد داشت همینطور که فروپاشی رژیم شوروی نشان دهنده این واقعیت است.
حضرت آیت الله خامنه ای در همین زمینه تاکید کردند: آمریکایی ها بدانند و البته می دانند که جمهوری اسلامی در مقابل تهدید به جنگ و تهدید به تحریم نفتی، تهدیدهایی دارد که وقتی لازم باشد انشاالله اعمال خواهد شد.

بخش پایانی خطبه اول حضرت آیت الله خامنه ای به انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی اختصاص داشت. ایشان انتخابات را مصونیت بخش کشور خواندند و افزودند: ملت عزیز ایران بدانند و می دانند که حضور مردمی اصلی ترین عاملی است که هیبت ایران را به رخ دشمنان می کشد و دشمنان را از تعرض به این کشور می ترساند.
رهبر انقلاب اسلامی حضور در انتخابات 12 اسفند و راهپیمایی 22 بهمن را از جمله مظاهر حضور مردمی برشمردند و افزودند: هر قدر حضور مردم در پای صندوقهای رای بالاتر باشد اعتبار و ارزش ملت بالاتر می رود و امنیت و مصونیت کشور بیشتر و اینده ایران عزیز تامین و تضمین می شود .
رهبر انقلاب تشکیل مجلس صالح، قوی و سالم را در آینده کشور و عملکرد دستگاهها از جمله دولت و قوه قضاییه، کاملا موثر خواندند و افزودند: چنین مجلسی را فقط حضور پرشورمردم، شکل خواهد داد.

ایشان تلاش چندین ماهه بوقهای تبلیغاتی دشمن را برای ناامید کردن مردم از حضور در انتخابات یاد آور شدند و افزودند: متاسفانه در داخل هم عده ای غافل بدون آنکه بفهمند با دشمن مغرض هم صدا می شوند.
ایشان بزرگ کردن مسائل کوچک و القای بی مبنای وجود بحران در کشور را ازجمله روشهای دشمنان برای مایوس کردن ملت از انتخابات مجلس برشمردند و افزودند: در کشوری که کاملا آرام و امن است و دستگاهها و مردم در حال کار و تلاش هستند بحرانی وجود ندارد اما دشمنان و غافلان مدام از آن حرف می زنند.

حضرت آیت الله خامنه ای رقابت سالم وبدون تهمت و بدگویی رامورد تأکید قراردادند و افزودند: فضای انتخاباتی باید سالم باشد و مردم نیز اگر خودشان کاندیداهارا می شناسند براساس این تشخیص عمل کنند و اگر نه، از افراد بصیر و متدین کمک بگیرند.
دقت کامل مجریان در اجرای درست انتخابات نکته دیگری بود که رهبر انقلاب مورد تأکید قرار دادند.
ایشان یادآور شدند بیش از سی انتخابات در سه دهه گذشته با سلامت در کشور برگزار شده البته تخلفاتی احیاناً بوده و کسانی هم معترض بوده اند که به اعتراض آنها رسیدگی شده اما هرگز عدم سلامت انتخابات وجود نداشته است و بعد از این هم باید این چنین باشد.

حضرت آیت الله خامنه ای درباره روند احراز صلاحیت هاخاطر نشان کردند: شورای نگهبان از لحاظ قانونی باید صلاحیت افراد را احراز کند البته همیشه گفته ایم که سطح صلاحیتها را در حد معقول نگه دارند و آنقدر بالا نبرند که عده کمی احراز صلاحیت شوند.
ایشان در همین زمینه افزودند: ممکن است کسانی به نتایج نظارت شورای نگهبان معترض باشند و اعتراضشان هم درست باشد اما وقتی یک نهاد مسئول قانونی، تصمیمی می گیرد باید همه تسلیم باشند.

حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: کسی نباید تصور کند که رد صلاحیت شدگان، لزوماً آدمهای بی صلاحیت هستند چرا که آنها فقط برای نمایندگی مجلس،احراز صلاحیت نشده اند اما برای کارهای دیگر شاید دارای صلاحیت باشند ضمن اینکه ممکن است کسانی که او را رد صلاحیت کرده اند اشتباه کرده باشند.
مراقبت همه مردم، نامزدهای انتخاباتی و مسئولان از امنیت کشور و هوشیاری در مقابل توطئه دشمنان آخرین نکته ای بود که رهبر انقلاب درباره انتخابات مجلس یادآورشدند.
ایشان تأکید کردند کسانی که رأی نمی آورند کاملاً مراقبت کنند کلاهی که بر سر رای نیاوردگان سال 88 رفت بر سر آنها نرود و فریب نخورند.

حضرت آیت الله خامنه ای درپایان خطبه اول نمازافزودند: همه نامزدها، هوادارانشان و مسئولان در مقابل توطئه احتمالی دشمنان برای بر هم زدن امنیت مراقب باشند و هیچ کس با متهم کردن دیگری، آب به آسیاب دشمن نریزد.
رهبر انقلاب اسلامی در خطبه دوم نماز که به زبان عربی بیان شد نخستین سالگرد بهار بیداری انقلاب اسلامی را به امت اسلامی تبریک گفتند و با اشاره به پیروزی جریانهای معتدل اسلامگرا در انتخابات تونس و مصر افزودند: اسلامگرایی با صفاتی چون ضد صهیونیستی بودن، ضدیت با دیکتاتوری، استقلال طلبی، آزادیخواهی و پیشرفت طلبی سرانجام مسیر مبارکی است که همه ملتهای اسلامی در پرتو اراده قاطع خود، طی خواهند کرد.

ایشان با اشاره به پیروزی انقلاب اسلامی در سه دهه پیش خاطر نشان کردند پس از گذشت 32 سال از انقلاب پر برکت ملت ایران، بیداری اسلامی، با همان سبک و سیاق و همان خواسته ها، خاورمیانه اسلامی و عربی را در بر گرفته است.
حضرت آیت الله خامنه ای قرن حاضر را قرن اسلام و عصر ملتها خواندند و با اشاره به تأثیرپذیری جوانان و روشنفکران در واشنگتن و پایتخت های اروپایی از قیام میدان تحریر مصر، تأکید کردند: این جریان، در آینده سرنوشت کل بشریت را تحت تأثیر قرار خواهد داد.

ایشان با اشاره به مبارزه ملتهای عرب با دیکتاتورهای دست نشانده و به ستوه آمدن این ملتها از فقر و عقب ماندگی و تحقیر، و سرخوردگی ملتهای عرب از سوسیالیسم و لیبرالیسم و ناسیونالیسم سکولار افزودند: انتخابات تونس و مصر و شعارها و رویکردهای مردم در یمن، بحرین و سایر سرزمینهای عربی، نشان می دهد همه می خواهند "مسلمان معاصر، بدون افراط خشک سرانه و تفریط غربگرایانه باشد و همه معتقدندملتها در پرتو ترکیب "معنویت، عدالت و عقلانیت" و با تکیه بر روش مردم سالاری دینی، از پس "تحقیر و استبداد و استعمار و فساد و فقر و تبعیض "رهایی می یابند.
حضرت آیت الله خامنه ای، دین ستیزی، سرسپردگی، دیکتاتوری، همراهی و تبعیت از صهیونیستها، فقدان آزادی قانونی و بی اعتنایی به فقر و عقب ماندگی مردم را از جمله خصوصیات حکومتهای دست نشانده خواندند و افزودند: مخالفت و ضدیت ملتها با این خصوصیات، واضح ترین علائم شناخت ماهیت خیزش ملتهای عربی - اسلامی است و آینده این انقلابها نیز، با همین معیارها سنجیده خواهد شد.

رهبر انقلاب، با اشاره به تلاشهای غرب برای تبدیل انقلابهای ملتهای عربی به" ضد انقلاب"، مردم این کشورها و انقلابیون را به مراقبت مستمر فراخواندند و افزودند: غرب با جمع بندی شکستهای پیاپی خود در ایران و عراق و لبنان و فلسطین می داند که تاکتیک اسلام ستیزی و برخورد خشونت بار علنی شکست خورده است. بنابراین در تلاش است با تاکتیک بَدَل سازی و تولید نمونه های تقلبی، انقلابها را مهار کند.
حضرت آیت الله خامنه ای در تشریح این تاکتیک جدید غرب خاطر نشان کردند: مستکبران می کوشند، عملیات تروریستی را بجای شهادت طلبی،"تعصب و تحجّر و خشونت" را بجای "اسلام گرایی و جهاد"، قومیت گرایی و قبیله سازی را بجای "اسلام خواهی و امت گرایی" و "غربزدگی و وابستگی" را بجای "پیشرفت و استقلال" در افکار عمومی ملتها تزریق کند. آنها در تلاشند سازشکاری را به اسم عقلانیت، "فساد و هرج و مرج اخلاقی" را بجای "آزادی" و دیکتاتوری را به نام "نظم و امنیت" در میان ملتها جا بیاندازند و از این طریق امواج خروشان بیداری اسلامی را کنترل و منحرف کنند.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به پایان "دو قطبی سرمایه داری و کمونیزم"، افزودند: امروز دو قطبی تقابل "مستضعفین جهان به رهبری جنبش مسلمین" با "مستکبران جهان به رهبری آمریکا و ناتو و صهیونیزم" ایجاد شده است و اردوگاه سومی وجود ندارد.
حضرت آیت الله خامنه ای در تشریح عوامل و مؤلفه های حاضر در صحنه انقلابهای ملتهای عربی - اسلامی، بر سه مؤلفه تمرکز کردند: 1 - آمریکا، ناتو، رژیم صهیونیستی و متحدان و وابستگانشان 2 - ملتها و جوانان و 3- احزاب و فعالان سیاسی اسلامی و غیر اسلامی.

ایشان گروه اول یعنی آمریکا، صهیونیزم و وابستگانشان را بازندگان اصلی صحنه مصر و تونس و دیگر کشورها خواندند و با اشاره به فرو رفتن این جبهه در بحران عمیق اعتماد جهانی و بحران تصمیم گیری افزودند:" این گروه پس از ناتوانی در مهار و سرکوب بیداری ملتها، تلاش می کنند بر اتاق فرمان انقلاب ها مسلط شوند و با نفوذ به درون احزاب مؤثر، ایجاد تفرقه میان مردم و روشهای گوناگون دیگر، ساختارهای فاسد قبلی را حفظ و خسارات بسیار گسترده ناشی از نهضت بیداری اسلامی را جبران کنند و با کمک دلارهای نفتی حکومتهای وابسته منطقه، ضمن حفظ رژیم صهیونیستی، به جبهه مقاومت ضربه بزنند.
ایشان، ملتها را گروه اصلی موثر در روند بیداری اسلامی خواندند و با اشاره به افزایش کاملا محسوس گرایشها ،شاخص ها و معیارهای اسلامی در میان ملتها و نفرت روزافزون آنها از آمریکا و اسرائیل افزودند: ملتهای قیام کننده بدانند که انقلابشان هنوز ناتمام است بنابراین با هوشیاری و قدرت، راهی را که آغاز کرده اند ادامه دهند.
رهبر انقلاب در همین زمینه تاکید کردند ملت مصر دوباره در صف مقدم دفاع از آرمان فلسطین قرار می گیرد وبا زیر پا گذاشتن پیمان خیانت بار کمپ دیوید،کمکهای رژیم دیکتاتوری مبارک به صهیونیستها را قطع خواهد کرد.

ایشان گروه سوم موثر در سرنوشت بیداری ملتها یعنی احزاب و نخبگان سیاسی را نیز به هوشیاری، بی اعتمادی به وعده های آمریکا و ناتو، نهراسیدن از تهدیدهای پوشالی دشمنان اسلام ،پرهیز از ورود به بازی دلارهای نفتی وابستگان و متحدان غرب در میان دولتهای عربی، کمک به روند حیای هویت اسلامی ملتها، تکیه بر مردمسالاری دینی ، بی اعتنایی به اسلام امریکایی وانگلیسی، پافشاری بر اصول، پرهیز از محافظه کاری وتکیه بر عقلانیت وحکمت توصیه کردند.
رهبر انقلاب خطاب به گروهها وجریانهای سیاسی ونخبگان ملتهای عرب افزودند مسئله اصلی شما چگونگی نظام سازی،قانون نویسی و مدیریت کشورها و انقلابها ست و لازم است با ایفای نقش تاریخی خود در این مقطع بسیار حساس، به شیوه ای مردم سالارانه و با رعایت عقلانیت وعلم ،جامعه سازی کنید.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به دو الگوی غرب برای منحرف کردن انقلابهای ملتهای مسلمان یعنی "اسلام تکفیری متحجر و خشن و" اسلام لائیک وسازشکار "تاکید کردند:جریانها و عناصر تاثیر گذار در سرنوشت ملتهای به پا خواسته با تقویت الگوی اسلام اصولگرای معتدل و عقلانی با این تلاشهای منحرف مقابله کنند .

رهبر انقلاب در پایان خطبه دوم با تأکید بر آمادگی جمهوری اسلامی و ملت بزرگ ایران برای همکاری و خدمت به ملتهای انقلاب کرده، افزودند: انقلاب اسلامی موفق ترین تجربه اسلامی عصر جدید است و به ملتها می آموزد که ایستادگی در مقابل زورگوییها و تحریمها و تهدیدهای غرب و صهیونیزم ، و در عین حال دستیابی به قله های پیشرفت امکان پذیر است به همین علت قدرتهای مستکبرکه از پایداری وپیشرفت ملت ایران کاملا عصبانی وخشمگینند تلاش می کنند جلوی پیوند روبه افزایش ملت ایران و دیگر ملتهای مسلمان را بگیرند.

ایشان با یاد آوری حمایتها وکمکهای جمهوری اسلامی و ملت ایران به ملتهای مظلوم افغانستان، بوسنی، لبنان، عراق،فلسطین و دیگر ملتها تاکید کردند: ملتهای اسلامی عربی در مقابل توطئه ایران هراسی و ایجادتفرقه میان ایران و دیگر مسلمانها تحت عنوان شیعه و سنی هوشیار باشند، چرا که نظام مردم سالار ایران هرگز به دنبال ایرانی کردن اعراب یا شیعی کردن مسلمین نبوده و نیست و با پیشرفتهای چشمگیر خود در همه زمینه های علمی، اقتصادی و سیاسی آماده است تجربیات بی نظیر خود را در راه عزت و اقتدار و پیشرفت امت اسلامی و وحدت و برادری مسلمانان بکار گیرد.
روایت "رهبر انقلاب" از شامگاه ۱۲ بهمن ۵۷
رهبر معظم انقلاب در سال 76، در گفت و شنودی صمیمانه با جمعی از نوجوانان و جوانان، به ذکر خاطرهای از روز ورود امام خمینی(ره) به میهن در دوازدهم بهمن 57 پرداختند که متن آن در پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله العظمی خامنهای به مناسبت سالروز این واقعه بزرگ منتشر کرده است.
متن خاطره رهبر معظم انقلاب از شامگاه 12 بهمن 57 به شرح ذیل است:
یکى از خاطرات خیلى جالب من، آن شب اوّلى است که امام وارد تهران شدند؛ یعنى روز دوازدهم بهمن - شب سیزدهم - شاید اطّلاع داشته باشید و لابد شنیدهاید که امام، وقتى آمدند، به بهشت زهرا رفتند و سخنرانى کردند، بعد با هلىکوپتر بلند شدند و رفتند.
تا چند ساعت کسى خبر نداشت که امام کجا هستند! علّت هم این بود که هلىکوپتر، امام را در جایى که خلوت باشد برده بود؛ چون اگر مىخواست جایى بنشیند که جمعیت باشد، مردم مىریختند و اصلاً اجازه نمىدادند که امام، یک جا بروند و استراحت کنند. مىخواستند دور امام را بگیرند.
هلىکوپتر در نقطهاى در غرب تهران رفت و نشست، بعد اتومبیلى امام را سوار کرد. همین آقاى «ناطق نورى» اتومبیلى داشتند، امام را سوار مىکنند - مرحوم حاجاحمدآقا هم بود - امام مىگویند: مرا به خیابان ولىعصر ببرید؛ آنجا منزل یکى از خویشاوندان است. درست هم بلد نبودند؛ مىروند و سراغ به سراغ، آدرس مىگیرند، بالاخره پیدا مىکنند - منزل یکى از خویشاوندان امام - بىخبر، امام وارد منزل آنها مىشوند!
امام هنوز نماز هم نخوانده بودند - عصر بود - از صبح که ایشان آمدند - ساعت حدود نه و خردهاى - و به بهشت زهرا رفتند تا عصر، نه ناهار خورده بودند، نه نماز خوانده بودند، نه اندکى استراحت کرده بودند! آنجا مىروند که نمازى بخوانند و استراحتى بکنند. دیگر تماس با کسى نمىگیرند؛ یعنى آنجا که مىروند، با کسى تماس نمىگیرند. حالا کسانى که در این ستادهاى عملیاتى نشسته بودند - ماها بودیم که نشسته بودیم - چقدر نگران مىشوند! این دیگر بماند. چند ساعت، هیچ کس از امام خبر نداشت؛ تا بعد بالاخره خبر دادند که بله، امام در منزل فلانى هستند و خودشان مىآیند، کسى دنبالشان نرود!
من در مدرسه رفاه بودم که مرکز عملیاتِ مربوط به استقبال از امام بود - همین دبستان دخترانه رفاه که در خیابان ایران است که شاید شما آشنا باشید و بدانید - آنجا در یک قسمت، کارهایى را که من عهدهدار بودم، انجام مىگرفت؛ دو، سه تا اتاق بود. ما یک روزنامه روزانه منتشر مىکردیم. در همان روزهاى انتظار امام، سه، چهار شماره روزنامه منتشر کردیم. عدّهاى آنجا بودیم که کارهاى مربوط به خودمان را انجام مىدادیم.
آخر شب - حدود ساعت نهونیم، یا ده بود - همه خسته و کوفته، روز سختى را گذرانده بودند و متفّرق شدند. من در اتاقى که کار مىکردم، نشسته بودم و مشغول کارى بودم؛ ناگهان دیدم مثل اینکه صدایى از داخل حیاط مىآید - جلوِ ساختمان مدرسه رفاه، یک حیاط کوچک دارد که محلِّ رفت و آمد نیست؛ البته آن هم به کوچه در دارد، لیکن محلِّ رفت و آمد نیست - دیدم از آن حیاط، صداى گفتوگویى مىآید؛ مثل اینکه کسى آمد، کسى رفت. پا شدم ببینم چه خبر است. یک وقت دیدم امام از کوچه، تک و تنها به طرف ساختمان مىآیند! براى من خیلى جالب و هیجانانگیز بود که بعد از سالها ایشان را مىبینم - پانزده سال بود، از وقتى که ایشان را تبعید کرده بودند، ما دیگر ایشان را ندیده بودیم - فوراً در ساختمان، ولوله افتاد؛ از اتاقهاى متعدّد - شاید حدود بیست، سى نفر آدم، آنجا بودند - همه جمع شدند. ایشان وارد ساختمان شدند. افراد دور ایشان ریختند و دست ایشان را بوسیدند. بعضیها گفتند که امام را اذیّت نکنید، ایشان خستهاند.
براى ایشان در طبقه بالا اتاقى معیّن شده بود - که به نظرم تا همین سالها هم مدرسه رفاه، هنوز آن اتاق را نگه داشتهاند و ایام دوازده بهمن، گرامى مىدارند - به نحوى طرف پلهها رفتند تا به اتاق بالا بروند. نزدیک پاگرد پله که رسیدند، برگشتند طرف ما که پاى پلهها ایستاده بودیم و مشتاقانه به ایشان نگاه مىکردیم. روى پلهها نشستند؛ معلوم شد که خود ایشان هم دلشان نمىآید که این بیست، سى نفر آدم را رها کنند و بروند استراحت کنند! روى پلهها به قدر شاید پنج دقیقه نشستند و صحبت کردند. حالا دقیقاً یادم نیست چه گفتند. بههرحال، «خسته نباشید» گفتند و امید به آینده دادند؛ بعد هم به اتاق خودشان رفتند و استراحت کردند.
البته فرداى آن روز که روز سیزدهم باشد، امام از مدرسه رفاه به مدرسه علوىِ شماره دو منتقل شدند که برِ خیابان ایران است - نه مدرسه علوى شماره یک که همسایه رفاه است - و دیگر رفت و آمدها و کارها، همه آنجا بود. این خاطره به یادم مانده است.
بیانات رهبر معظم انقلاب در اجلاس بین المللی حمایت از انتفاضه انتفاضه فلسطین
ولی امر مسلمین، حضرت آیت الله العظمی خامنه ای صبح امروز (شنبه) در پنجمین اجلاس بین المللی حمایت از انتفاضه فلسطین و در جمع سفرا، روسای مجالس کشورهای مسلمان، فرهیختگان و علمای کشورهای مختلف جهان و شخصیت های بر جسته کشورهای اسلامی، بیانات مهمی در ارتباط با اوضاع منطقه، شرایط کشور فلسطین و توطئه های غرب و صهیونیسم علیه ملت های منطقه ایراد کردند.
به گزارش «تابناک» پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری متن کامل بیانات رهبر معظم انقلاب را به شرح زیر منتشر کرد:
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیکم و رحمة الله
الحمدلله رب العالمین و الصلاة و السلام علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و صحبه المنتجبین و علی من تبعهم باحسانٍ الی یوم الدین.
قال الله الحکیم: أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ ﴿٣٩﴾ الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِن دِیَارِهِمْ بِغَیْرِ حَقٍّ إِلَّا أَن یَقُولُوا رَبُّنَا اللهُ وَلَوْلَا دَفْعُ اللهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَّهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِیَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ یُذْکَرُ فِیهَا اسْمُ اللهِ کَثِیرًا وَلَیَنصُرَنَّ اللهُ مَن یَنصُرُهُ إِنَّ اللهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ ﴿۴٠﴾
به میهمانان عزیز و همهی حضار گرامی خوشامد میگویم. در میان همهی موضوعاتی که شایسته است نخبگان دینی و سیاسی از سراسر جهان اسلام به آن بپردازند، مسألهی فلسطین دارای برجستگی ویژهئی است. فلسطین مسألهی اول در میان همهی موضوعات مشترک کشورهای اسلامی است . مشخصات منحصر به فردی در این مسأله وجود دارد:

اوّل: اینکه یک کشور مسلمان از ملت آن ، غصب و به بیگانگانی که از کشورهای گوناگون گردآوری شده و جامعهئی جعلی و موزائیکی تشکیل دادهاند ، سپرده شده است .
دوم: آنکه این حادثهی بیسابقه در تاریخ ، با کشتار و جنایت و ظلم و اهانت مستمر انجام گرفته است .
سوم: آنکه قبلهی اوّل مسلمانان و بسیاری از مراکز محترم دینی که در این کشور قرار دارد ، به تخریب و توهین و زوال تهدید شده است.
چهارم: آنکه این دولت و جامعهی جعلی در حساسترین نقطهی جهان اسلام، از آغاز تاکنون، نقش یک پایگاه نظامی و امنیتی و سیاسی را برای دولتهای استکباری بازی کرده و محور غرب استعماری که به علل گوناگون، دشمن اتحاد و اعتلاء و پیشرفت کشورهای اسلامی است، از آن همواره چون خنجری در پهلوی امت اسلامی استفاده کرده است.
پنجم: آنکه صهیونیزم که خطر اخلاقی و سیاسی و اقتصادی بزرگی برای جامعهی بشری است، این جای پا را وسیلهئی و نقطهی اتکائی برای گسترش نفوذ و سلطهی خود در جهان قرار داده است.
نکات دیگری را هم میتوان بر اینها افزود: هزینهی مالی و انسانی سنگینی که کشورهای اسلامی تاکنون پرداختهاند؛ اشتغال ذهنی دولتها و ملتهای مسلمان؛ رنج میلیونها آوارهی فلسطینی که بسیاری از آنان پس از ۶ دهه هنوز در اردوگاه ها زندگی می کنند؛ انقطاع تاریخ یک کانون مهم تمدنی در جهان اسلام و... .

امروزه بر این دلائل، یک نکتهی کلیدی و اساسی دیگر افزوده شده است و آن نهضت بیداری اسلامی است که سراسر منطقه را فرا گرفته و فصل تازه و تعیین کنندهئی در سرگذشت امت اسلامی گشوده است . این حرکت عظیم که بی گمان می تواند به ایجاد یک مجموعهی مقتدر و پیشرفته و منسجم اسلامی در این نقطهی حساس جهان منتهی شود و بحول و قوهی الهی و با عزم راسخ پیشروان این نهضت، نقطهی پایان بر دوران عقب ماندگی و ضعف و حقارت ملتهای مسلمان بگذارد، بخش مهمی از نیرو و حماسهی خود را از قضیهی فلسطین گرفته است.
ظلم و زورگوئی روز افزون رژیم صهیونیستی و همراهی برخی حکّام مستبد و فاسد و مزدور آمریکا با آن از یک سو، و سر بر آوردن مقاومت جانانهی فلسطینی و لبنانی و پیروزی های معجزه آسای جوانان مؤمن در جنگهای ٣٣ روزهی لبنان و ٢٢ روزهی غزه از سوی دیگر، از جملهی عوامل مهمّی بودند که اقیانوس به ظاهر آرام ملتهای مصر و تونس و لیبی و دیگر کشورهای منطقه را به تلاطم درآوردند.
این یک واقعیت است که رژیم سراپا مسلّح صهیونیست و مدعی شکست ناپذیری، در لبنان در جنگی نابرابر، از مشت گره شدهی مجاهدان مؤمن و دلاور، شکست سخت و ذلت باری خورد، و پس از آن در برابر مقاومت مظلومانه و پولادین غزه، بار دیگر شمشیر کُند خود را آزمود و ناکام ماند.
اینها باید در تحلیل اوضاع کنونی منطقه مورد ملاحظهی جدّی قرار گیرد و درستی هر تصمیمی که گرفته می شود با آن سنجیده شود.

پس این، قضاوت دقیقی است که مسألهی فلسطین، امروز اهمیت و فوریت مضاعف یافته است و ملت فلسطین حق دارد که در اوضاع کنونی منطقه، انتظار بیشتری از کشورهای مسلمان داشته باشد.
نگاهی به گذشته و حال بیاندازیم و برای آینده، نقشهی راهی ترسیم کنیم. من رئوس مطالبی را در میان می گذارم.
بیش از ۶ دهه از فاجعهی غصب فلسطین می گذرد. عوامل اصلی این فاجعهی خونین، همه شناخته شدهاند و دولت استعمارگر انگلیس در رأس آنها است که سیاست و سلاح و نیروی نظامی و امنیتی و اقتصادی و فرهنگی آن و سپس دیگر دولتهای مستکبر غربی و شرقی در خدمت این ظلم بزرگ به کار افتاد. ملت بی پناه فلسطین در زیر چنگال بی رحم اشغالگران، قتل عام و از خانه و کاشانهی خود رانده شد. تا امروز هنوز یک صدم فاجعهی انسانی و مدنیئی که به دست مدعیان تمدن و اخلاق، در آن روزگار اتفاق افتاد به تصویر کشیده نشده و بهرهئی از هنرهای رسانهئی و تصویری نیافته است. اربابان عمدهی هنرهای تصویری و سینما و تلویزیون و مافیاهای فیلمسازی غربی این را نخواسته و اجازهی آن را ندادهاند. یک ملت در سکوت، قتل عام و آواره و بیخانمان شد.
مقاومت هائی در آغاز کار پدید آمد که با شدت و قساوت سرکوب شد. از بیرون مرزهای فلسطین و عمدتاً از مصر، مردانی با انگیزهی اسلامی تلاشهائی کردند که از حمایت لازم برخوردار نشد و نتوانست تأثیری در صحنه بگذارد.

پس از آن نوبت به جنگهای رسمی و کلاسیک میان چند کشور عرب با ارتش صهیونیست رسید. مصر و سوریه و اردن نیروهای نظامی خود را وارد صحنه کردند ولی کمک بیدریغ و انبوه و روز افزون نظامی و تدارکاتی و مالی از سوی امریکا و انگلیس و فرانسه به رژیم غاصب، ارتشهای عربی را ناکام کرد. آنها نه فقط نتوانستند به ملت فلسطین کمک کنند، که بخشهای مهمی از سرزمینهای خود را هم در این جنگها از دست دادند.
با آشکار شدن ناتوانی دولتهای عرب همسایه با فلسطین، به تدریج هستههای مقاومت سازمان یافته در غالب گروههای مسلح فلسطینی شکل گرفت و پس از چندی از گرد آمدن آنها «سازمان آزادی بخش فلسطین» تشکیل یافت. این برق امیدی بود که خوش درخشید ولی طولی نکشید که خاموش شد. این ناکامی را می توان به علل متعددی منسوب کرد ولی علت اساسی، دوری آنان از مردم و از عقیده و ایمان اسلامی آنان بود. ایدئولوژی چپ و یا صرفاً احساسات ناسیونالیستی آن چیزی نبود که مسألهی پیچیده و دشوار فلسطین به آن نیاز داشت. آنچه می توانست ملتی را به میدان مقاومت وارد کند و نیروئی شکست ناپذیر از آنان فراهم آورد، اسلام و جهاد و شهادت بود.
آنها این را به درستی درک نکردند. من در ماههای اول انقلاب کبیر اسلامی که سران سازمان آزادی بخش روحیهی تازهئی یافته و به تهران مکرراً آمد و شد میکردند، از یکی از ارکان آن سازمان پرسیدم: چرا پرچم اسلام را در مبارزهی به حق خود بلند نمیکنید. پاسخ او این بود که در میان ما بعضی هم مسیحیاند. این شخص بعدها در یک کشور عربی به دست صهیونیستها ترور و کشته شد و انشاءالله مشمول مغفرت الهی قرار گرفته باشد ولی این استدلال او ناقص و نارسا بود. به گمان من یک مبارز مسیحی مؤمن در کنار یک جمع مجاهد فداکاری که خالصانه با ایمان به خدا و قیامت و با امید به کمک الهی میجنگد و از حمایت مادی و معنوی مردمش برخوردار است، انگیزهی بیشتری برای مبارزه مییابد تا در کنار گروه بی ایمان و متکی به احساسات نا پایدار و دور از پشتیبانی وفادارانهی مردمی.

نبود ایمان راسخ دینی و انقطاع از مردم، به تدریج آنان را خنثی و بیتأثیر کرد. البته در میان آنان مردان شریف و پرانگیزه و غیور بودند ولی مجموعه و سازمان به راه دیگری رفت. انحراف آنان به مسألهی فلسطین ضربه زد و هنوز هم می زند. آنها هم مانند برخی دولتهای خائن عربی به آرمان مقاومت که تنها راه نجات فلسطین بوده و هست، پشت کردند، و البته نه فقط به فلسطین، که به خود هم ضربهی سختی وارد کردند. بقول شاعر مسیحی عرب:
لئن اضعتم فلسطیناً فعیشکم طول الحیاة مضاضات و آلامٌ
سی و دو سال از عمر نکبت بدین ترتیب سپری شد... ولی ناگهان دست قدرت خداوند ورق را برگرداند. پیروزی انقلاب اسلامی در ایران در سال ١٩٧٩ (١٣۵٧ هجری شمسی) اوضاع این منطقه را زیر و رو کرد و صفحهی جدیدی را گشود. در میان تأثیرات شگرف جهانیِ این انقلاب و ضربههای شدید و عمیقی که بر سیاستهای استکباری وارد ساخت، از همه سریعتر و آشکارتر، ضربه به دولت صهیونیست بود. اظهارات سران آن رژیم در آن روزها خواندنی و حاکی از حال و روز سیاه و پر اضطراب آنها است. در اولین هفتههای پیروزی، سفارت دولت جعلی اسرائیل در تهران تعطیل و کارکنان آن اخراج شدند و محل آن رسماً به نمایندگی سازمان آزادی بخش فلسطین داده شد که تا امروز هم در آنجا مستقرند. امام بزرگوار ما اعلام کردند که یکی از هدفهای این انقلاب آزادی سرزمین فلسطین و قطع غدهی سرطانی اسرائیل است. امواج پرقدرت این انقلاب که آن روز همهی دنیا را فراگرفت، هر جا رفت با این پیام رفت که: فلسطین باید آزاد شود.

گرفتاریهای پیاپی و بزرگی که دشمنان انقلاب بر نظام جمهوری اسلامی ایران تحمیل کردند که یک قلم آن جنگ ٨ سالهی رژیم صدام حسین به تحریک آمریکا و انگلیس و پشتیبانی رژیمهای مرتجع عرب بود، نیز نتوانست انگیزهی دفاع از فلسطین را از جمهوری اسلامی بگیرد.
بدین گونه خون تازهای در رگهای فلسطین دمیده شد. گروه های مجاهد فلسطینی مسلمان سر برآوردند. مقاومت لبنان جبههی نیرومند و تازهئی در برابر دشمن و حامیانش گشود. فلسطین به جای تکیه به دولتهای عربی و بدون دست دراز کردن به سوی مجامع جهانی از قبیل سازمان ملل ـ که شریک جرم دولتهای استکباری بودند ـ به خود، به جوانان خود، به ایمان عمیق اسلامی خود و به مردان و زنان فداکار خود تکیه کرد. این کلید همهی فتوحات و موفقیتها است.
در سه دههی گذشته این روند روز به روز پیشرفت و افزایش داشته است. شکست ذلتبار رژیم صهیونیستی در لبنان در سال ٢٠٠۶ (١٣٨۵ هجری شمسی)، ناکامی فضاحتبار آن ارتش پر مدعا در غزه در سال ٢٠٠٨ (١٣٨٧ هجری شمسی)، فرار از جنوب لبنان و عقب نشینی از غزه، تشکیل دولت مقاومت در غزه و در یک جمله تبدیل ملت فلسطین از مجموعهئی از انسانهای درمانده و نا امید، به ملت امیدوار و مقاوم و دارای اعتماد به نفس، مشخصههای بارز سی سال اخیر است.

این تصویر کلی و اجمالی آنگاه کامل خواهد شد که تحّرکات سازشکارانه و خیانتباری که هدف از آن، خاموش کردن مقاومت و اعتراف گیری از گروههای فلسطینی و دولتهای عرب به مشروعیت اسرائیل بود، نیز به درستی دیده شود.
این تحرکات که آغاز آن به دست جانشین خائن و ناخلف جمال عبدالناصر در پیمان ننگین کمپ دیوید اتفاق افتاد، همواره خواسته است نقش سوهان را در عزم پولادین مقاومت ایفاء کند. در قرارداد کمپ دیوید برای نخستین بار یک دولت عرب، رسماً به صهیونیستی بودن سرزمین اسلامی فلسطین اعتراف کرد و پای نوشتهئی که در آن «اسرائیل، خانهی ملی یهودیان» شناخته شده است، امضای خود را گذاشت.
از آن پس تا قرارداد اسلو در سال ١٩٩٣ (١٣٧٢ هجری شمسی) و پس از آن در طرحهای تکمیلی که با میدان داری آمریکا و همراهی کشورهای استعمارگر اروپائی، پی در پی بر دوش گروههای سازشکار و بیهمتی از فلسطینیان گذاشته شد، همهی سعی دشمن بر آن بود که با وعدههای پوچ و فریب آمیز، ملت و گروه های فلسطینی را از گزینهی مقاومت، منصرف کند و به بازی ناشیانه در میدان سیاست سرگرم سازد. بیاعتباری همهی این معاهدات بسیار زود آشکار شد و صهیونیستها و حامیان آنها بارها نشان دادند که به آنچه نوشته شده است به چشم ورق پارههای بیارزشی می نگرند. هدف از این طرح ها، پدید آوردن دو دلی در فلسطینیان و به طمع انداختن افراد بیایمان و دنیا طلبِ آنان و زمینگیر نمودن حرکت مقاومت اسلامی بوده است و بس.

پادزهر همهی این بازیهای خیانت آمیز تاکنون، روحیهی مقاومت در گروههای اسلامی و ملت فلسطین بوده است. آنها به اذن خدا در برابر دشمن ایستادند و همانطور که خداوند وعده داده است که: وَلَیَنصُرَنَّ اللهُ مَن یَنصُرُهُ ، إِنَّ اللهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ ، از کمک و نصرت الهی برخوردار شدند.
ایستادگی غزه با وجود محاصرهی کامل، نصرت الهی بود؛ سقوط رژیم خائن و فاسد حسنی مبارک، نصرت الهی بود؛ پدید آمدن موج پر قدرت بیداری اسلامی در منطقه، نصرت الهی است؛ برافتادن پردهی نفاق و تزویر از چهرهی آمریکا و انگلیس و فرانسه و تنفّر روز افزون ملتهای منطقه از آنان، نصرت الهی است؛ گرفتاریهای پی در پی و بیشمار رژیم صهیونیست، از مشکلات سیاسی و اقتصادی و اجتماعی داخلیاش گرفته تا انزوای جهانی و انزجار عمومی و حتی دانشگاههای اروپائی از آن، همه و همه مظاهر نصرت الهی است.
امروز رژیم صهیونیستی از همیشه منفورتر و ضعیفتر و منزویتر، و حامی اصلیاش آمریکا از همیشه گرفتارتر و سردرگُمتر است.
اکنون صفحهی کلّی و اجمالی فلسطین در شصت و چند سال گذشته، پیش روی ما است. آینده را باید با نگاه به آن و درسگیری از آن تنظیم کرد.

دو نکته را پیشاپیش باید روشن کرد:
اول: اینکه مدّعای ما آزادی فلسطین است، نه آزادی بخشی از فلسطین. هر طرحی که بخواهد فلسطین را تقسیم کند، یکسره مردود است. طرح دو دولت که لباس حق به جانبِ «پذیرش دولت فلسطین به عضویت سازمان ملل» را بر آن پوشاندهاند، چیزی جز تن دادن به خواستهی صهیونیست ها یعنی «پذیرش دولت صهیونیستی در سرزمین فلسطین» نیست. این به معنی پایمال کردن حق ملت فلسطین، نادیده گرفتن حق تاریخی آوارگان فلسطینی و حتی تهدید حق فلسطینیان ساکن سرزمین های ١٩۴٨ است. به معنای باقی ماندن غدهی سرطانی و تهدید دائمی پیکرهی امت اسلامی، مخصوصاً ملتهای منطقه است. به معنای تکرار رنج های دهها ساله و پایمال کردن خون شهدا است.
هر طرح عملیاتی باید بر مبنای اصل «همهی فلسطین برای همهی مردم فلسطین» باشد.
فلسطین، فلسطینِ «از نهر تا بحر» است، نه حتی یک وجب کمتر. البته این نکته نباید نادیده بماند که ملت فلسطین همانطور که در غزه عمل کردهاند، هر بخش از خاک فلسطین را که بتوانند آزاد کنند، به وسیلهی دولت برگزیدهی خود، ادارهی امور آن را برعهده خواهند گرفت ولی هرگز هدف نهائی را از یاد نخواهند برد.

نکتهی دوم: آن است که برای دستیابی به این هدف والا، کار لازم است نه حرف؛ جدی بودن لازم است نه کارهای نمایشی؛ صبر و تدبیر لازم است نه رفتارهای بیصبرانه و دچار تلوّن. باید به افق های دور نگریست و قدم به قدم با عزم و توکّل و امید به پیش رفت. دولت ها و ملت های مسلمان، گروههای مقاومت در فلسطین و لبنان و دیگر کشورها، هر یک می توانند نقش و سهم خود از این مجاهدتِ همگانی را بشناسند و باذن الله جدول مقاومت را پر کنند.
طرح جمهوری اسلامی برای حلّ قضیهی فلسطین و التیام این زخم کهنه، طرحی روشن، منطقی و منطبق بر معارف سیاسی پذیرفته شدهی افکار عمومی جهانی است که قبلاً به تفصیل ارائه شده است.
ما نه جنگ کلاسیک ارتش های کشورهای اسلامی را پیشنهاد می کنیم، و نه به دریا ریختن یهودیان مهاجر را، و نه البته حکمیّت سازمان ملل و دیگر سازمانهای بینالمللی را. ما همه پرسی از ملت فلسطین را پیشنهاد می کنیم.
ملت فلسطین نیز مانند هر ملت دیگر حق دارد سرنوشت خود را تعیین کند و نظام حاکم بر کشورش را برگزیند. همهی مردم اصلی فلسطین از مسلمان و مسیحی و یهودی ـ نه مهاجران بیگانه ـ در هر جا هستند؛ در داخل فلسطین، در اردوگاه ها و در هر نقطهی دیگر، در یک همه پرسی عمومی و منضبط، شرکت کنند و نظام آیندهی فلسطین را تعیین کنند.

آن نظام و دولت برآمده از آن پس از استقرار، تکلیف مهاجران غیر فلسطینی را که در سالیان گذشته به این کشور کوچ کردهاند، معین خواهد کرد. این یک طرح عادلانه و منطقی است که افکار عمومی جهانی آن را به درستی درک می کند و می تواند از حمایت ملت ها و دولت های مستقل برخوردار شود. البته انتظار نداریم که صهیونیست های غاصب به آسانی به آن تن در دهند و اینجاست که نقش دولت ها و ملت ها و سازمان های مقاومت شکل می گیرد و معنی مییابد.
مهمترین رکن حمایت از ملت فلسطین، قطع پشتیبانی از دشمن غاصب است و این وظیفهی بزرگ دولت های اسلامی است. اکنون پس از به میدان آمدن ملت ها و شعارهای قدرتمندانهی آنان بر ضد رژیم صهیونیست، دولت های مسلمان با چه منطقی روابط خود با رژیم غاصب را ادامه می دهند؟
سند صداقت دولتهای مسلمان در جانبداریشان از ملت فلسطین، قطع روابط آشکار و پنهان سیاسی و اقتصادی با آن رژیم است. دولت هائی که میزبان سفارتخانهها یا دفاتر اقتصادی صهیونیستهایند نمی توانند مدّعی دفاع از فلسطین باشند و هیچ شعار ضد صهیونیستی از سوی آنان، جدی و واقعی تلقی نخواهد شد.

سازمان های مقاومت اسلامی که بار سنگین جهاد را در سالهای گذشته بر دوش داشتهاند، امروز نیز با همان تکلیف بزرگ روبرویند. مقاومت سازمان یافتهی آنان بازوی فعالی است که می تواند ملت فلسطین را به سوی این هدف نهائی به پیش ببرد. مقاومت شجاعانه از سوی مردمی که خانه و کشورشان اشغال شده، در همهی میثاقهای بینالمللی، به رسمیت شناخته شده و مورد تحسین و تجلیل قرار گرفته است. تهمت تروریزم از سوی شبکهی سیاسی و رسانهئی وابسته به صهیونیزم، سخن پوچ و بیارزشی است. تروریست آشکار، رژیم صهیونیستی و حامیان غربی آنهایند؛ و مقاومت فلسطینی، حرکتی ضّد تروریستهای جراّر و حرکتی انسانی و مقدس است.
در این میان، کشورهای غربی نیز شایسته است صحنه را با نگاهی واقع بینانه بنگرند. غرب امروز بر سر دو راهی است. یا باید دست از زورگوئی طولانی مدت خود بردارد و حق ملت فلسطین را بشناسد و بیش از این از نقشهی صهیونیستهای زورگو و ضّد بشر پیروی نکند، و یا در انتظار ضربههای سختتر در آیندهی نه چندان دور باشد. این ضربههای فلج کننده فقط سقوط پی در پی حکومتهای گوش به فرمان آنان در منطقهی اسلامی نیست، بلکه آن روزی که ملت های اروپا و آمریکا دریابند که بیشترین گرفتاریهای اقتصادی و اجتماعی و اخلاقی آنان منشأ گرفته از سلطهی اختاپوسی صهیونیزم بینالملل بر دولتهای آنهاست، و دولت مردان آنان به خاطر منافع شخصی و حزبی خود، مطیع و تسلیم در برابر زورگوئیهای کمپانیداران زالو صفت صهیونیست در آمریکا و اروپایند، آنچنان جهنّمی برای آنان به وجود خواهند آورد که هیچ راه خلاصی از آن متصور نیست.

رئیس جمهور آمریکا میگوید که امنیت اسرائیل خط قرمز اوست. این خط قرمز را چه عاملی ترسیم کرده است؟ منافع ملت آمریکا یا نیاز شخص اوباما به پول و پشتیبانی کمپانی های صهیونیستی برای به دست آوردن کرسی دومین دورهی ریاست جمهوری؟ تا کی شماها خواهید توانست ملت خود را فریب دهید؟ آن روزی که ملت آمریکا به درستی دریابد که شماها برای چند صباح بیشتر باقی ماندن در قدرت، تن به ذلت و تبعیت و خاکساری در برابر زر سالاران صهیونیست دادهاید و مصالح ملت بزرگی را در پای آنان قربان کردهاید با شما چه خواهد کرد؟
حضار گرامی و برادران و خواهران عزیز بدانید این خط قرمز اوباما و امثال او به دست ملتهای به پا خواستهی مسلمان شکسته خواهد شد. آنچه رژیم صهیونیست را تهدید میکند ، موشکهای ایران یا گروههای مقاومت نیست تا در برابر آن سپر موشکی در اینجا و آنجا به پا کنند؛ تهدید حقیقی و بدون علاج، عزم راسخ مردان و زنان و جوانانی در کشورهای اسلامی است که دیگر نمی خواهند آمریکا و اروپا و عوامل دست نشاندهشان بر آنان حکومت و تحکم و آنان را تحقیر کنند.
البته آن موشک ها هم هرگاه تهدیدی از سوی دشمن بروز کند وظیفهی خود را انجام خواهند داد.
فاصبر ان وعد الله حق ولا یستخفنّک الذین لا یوقنون.
والسلام علیکم و رحمة الله
صوت و فیلم بیانات رهبر انقلاب در اجلاس بین المللی حمایت از انتفاضه فلسطین در لینکهای زیر قابل دسترسی می باشد:
صوت
فیلم
گاهی نتایج اقدام از روی غفلت، همان نتایج خیانت را دارد
حضرت آیتالله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در دیدار صدها نفر از استادان، مسئولان «دانشکده ها و پردیسها» و اعضای هیأت علمی دانشگاه تهران، علم را تکیه گاه و مبنای واقعی پیشرفت و اقتدار ایران خواندند و تأکید کردند: باید راه آغاز شدۀ پیشرفت علمی را با همه توان و شتاب بیشتر ادامه داد.
ایشان با تبریک دهه مبارک فجر به ملت عزیز و جامعه دانشگاهی افزودند: ایران اسلامی براساس آموزه های اسلام و قرآن، به موازات تلاش برای حل مشکلات مردم و پیشرفت و آبادانی کشور، در قبال بشریت نیز مسئولیت دارد که ادای این وظیفه بزرگ، نیازمند اقتدار حقیقی است.
رهبر انقلاب اسلامی در تبیین رسالت جمهوری اسلامی ایران در قبال جامعه بشری، با رد مطلق هرگونه تعرض و جهانگشایی حتی در ذهن و فکر، افزودند: اقتداری که به تأثیرگذاری و کمک به حل مشکلات جامعه بشری منجر شود با ابزار نظامی و قدرت تولید و فناوری بدست نمی آید بلکه متکی بر دو عامل است: «علم و ایمان».
حضرت آیتالله خامنهای پیشرفتهای مهم علمی سه دهه اخیر را نتیجه «آزادی و آزادفکری» دانستند و خاطرنشان کردند: اگر رژیم طاغوت ادامه می یافت دستیابی به این پیشرفتها حتی با گذشت زمان ممکن نبود چرا که در نظامهای دیکتاتوریِ وابسته، و در زیر سلطۀ سیاستهای بیگانه، پیشرفت علمی، امکان پذیر نیست.
رهبر انقلاب اسلامی، در عین حال افزودند: پیشرفتهای مهم سه دهه اخیر، راضی کننده نیست و ما با قله های علمی جهان، فاصله زیادی داریم که طی کردن آن، تلاش مضاعف، پیگیر و خستگی ناپذیر نخبگان، دانشمندان، فرهیختگان و دانشجویان را می طلبد.
ایشان با اشاره به انس و ارتباط دیرینه خود با محیطهای دانشگاهی بویژه دانشگاه تهران، نقش این دانشگاه را در شتاب بخشیدن به روند پیشرفت علمی کشور، مهم و الگوساز خواندند و افزودند: می توان با برنامه ریزی 50 ساله، ایران عزیز را به رده های اول علمی جهان رساند و به موازات خارج کردن کامل کشور از اسارت علمی، دانش بشری را رشد و گسترش و عمق بخشید.
حضرت آیتالله خامنهای، هدف نهایی اسلام و جمهوری اسلامی را از پیشرفت علمی، «سعادت ملت و جامعه بشری» و تحقق آرزوهای تاریخی بشر از جمله عدالت برشمردند و افزودند: نگاه به علم باید نگاهی شریف، پاکیزه و معنوی گرا باشد اما اکنون، علم در خدمت بی عدالتی و قدرتهای ظالم است.
رهبر انقلاب اسلامی، «بی عدالتی مدرن، مسلح و غیرقابل اعتراض» را از واقعیات دنیای امروز خواندند و در تشریح این تعابیر نو افزودند: تبلیغات گسترده و متکی بر علوم جدید مانند ارتباطات و توطئه های بی وقفه علیه جمهوری اسلامی از جمله نشانه های بی عدالتی مدرن و مسلحی است که با اتکای به علم در جهان امروز، جریان دارد و جمهوری اسلامی را به علت اعتراض به این بی عدالتی، کانون تهاجم قرار داده است.
«فرهنگ به عنوان دومین اولویت دانشگاهها»، مسئله دیگری بود که رهبر انقلاب اسلامی پس از تبیین اهمیت بی بدیل علم، به آن پرداختند.
حضرت آیتالله خامنهای در همین زمینه، پرورش فرهنگی دانشجویان را مسئله ای بسیار ظریف و نیازمند تدبر فراوان و برنامه ریزی صحیح در تدوین کتابها – انتخاب استادان و برنامه های گوناگون دانشجویی دانستند.
ایشان افزودند: درک اهمیت فرهنگ در دانشگاهها و پرداختن صحیح به آن، با دستور، بخشنامه، تبلیغات و پوستر امکان پذیر نیست بلکه نیازمند نوعی خودجوشی و عشق به سرنوشت نسل جوان و «آیندۀ کشور» است.
حضرت آیتالله خامنهای، ترویج نگاه صحیح به علم را از جمله کارهای فرهنگی ضروری در دانشگاهها و موجب شور و تلاش بی پایان دانشجویان و استادان به علم و تحقیق و «تعلیم و تعلم» خواندند و خاطرنشان کردند: می توان جوان مستعد دانشجو را با کار فرهنگی ظریف به جوانی «عاشق علم و تحقیق – صبور – اهل کار جمعی – دارای پشتکار و وجدان کاری – منصف – معتقد به تقدم عقل بر احساس و دارای اعتقادات عمیق دینی» تبدیل کرد و از این طریق خصلتهای ضروری ملی را ارتقا بخشید.
ایشان دور کردن جامعه دانشگاهی از دین و معارف دینی را از گناهان بزرگ رژیم ستمشاهی برشمردند و افزودند: تعمیق معرفت دینی در روح و جان پاکیزه دانشجویان جوان، تضمین کننده بصیرت و سعادت جامعه و کشور است و مدیران و مسئولان دانشگاهی، متولیان اینگونه مسائل هستند.
حضرت آیتالله خامنهای در سومین بخش از سخنانشان در جمع مسئولان و استادان دانشگاه تهران به موضوع «سیاست و دانشگاه» پرداختند.
ایشان با تکرار اعتقاد دیرینۀ خود مبنی بر ضرورت وجود روح و نشاط سیاسی در دانشگاهها افزودند: اگر دانشگاه بکلی از سیاست دور باشد خالی از شور و نشاط می شود و به محلی برای رشد میکروبهای خطرناک فکری و رفتاری تبدیل خواهد شد اما معنای سیاسی شدن دانشگاهها این نیست که مراکز علمی به محلی برای استفاده جریانها و عناصر سیاسی تبدیل شوند.
رهبر انقلاب اسلامی اِعمال مدیریت و قدرت مسئولان دانشگاهی را برای جلوگیری از سوءاستفاده جریانهای سیاسی از دانشگاهها ضروری برشمردند و افزودند: غفلت از این مهم ممکن است فضای سیاسیِ مراکز علمی – دانشگاهی را به عرصه ای برای سوءاستفاده دشمنان تبدیل کند.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به تأکید فراوان و مکرر قرآن مجید درباره غافل نشدن از «کید و مکر شیطان و شیطان صفتان» افزودند: نگاه و بنای بنده بر خوش بینی است و به همین علت معتقدم برخی مسائل و حوادث تلخ ماههای اخیر، بر اثر غفلتهای بزرگ برخی اشخاص بوجود آمد و باید توجه داشت که در عرصه سیاست، غفلت و اقدامات غیرمتعمدانه نیز گاه همان نتایج خیانت را به همراه می آورد.
حضرت آیتالله خامنهای همچنین با تشکر فراوان از پیشنهاد رئیس و استادان دانشگاه تهران مبنی بر اهدای دکترای افتخاری این دانشگاه به ایشان، افزودند: این مسئله و ابراز محبت دانشگاهیان برای بنده افتخار است اما از پذیرش آن معذورم و اگر خداوند کریم کمک کند به همان میثاق طلبگی متعهد و پایبند خواهم بود.
در آغاز این دیدار دکتر دانشجو وزیر علوم، تحقیقات و فناوری، با اشاره به حضور فعال و مؤثر دانشجویان و دانشگاهیان در مراحل مختلف حیات سی و یک ساله انقلاب اسلامی اعلام کرد: با برنامه ریزیهای صورت گرفته، دانشگاهیان سراسر کشور به تلاشهای علمی – پژوهشی خود برای تحقق بیشتر اهداف و آرمانهای انقلاب شتاب بیشتری می بخشند.
سپس رئیس دانشگاه تهران با اشاره به هفتاد و پنجمین سالروز تأسیس این دانشگاه گفت: دانشگاه تهران با 43 دانشکده مستقل، 113 گروه و 594 رشته علمی در حال فعالیت است که عمده فعالیتهای کمی و کیفی آن در دوران پس از انقلاب صورت گرفته است.
دکتر فرهاد رهبر افزود: در عمر 44 ساله دانشگاه تهران قبل از انقلاب فقط 14 درصد جمعیت دویست هزار نفری دانشجویان این دانشگاه به تحصیل مشغول بودند و 86 درصد آنها در سی و یک سال پس از انقلاب وارد دانشگاه شده اند.
رئیس دانشگاه تهران گفت: از مجموعه 12 هزار و 960 مقاله اساتید این دانشگاه در مجلات معتبر، فقط 136 مورد قبل از انقلاب، و بقیه بعد از انقلاب بوده و اکنون دانشگاه تهران در رتبه بندی جهانی دانشگاهها، با 117 پله صعود به جمع 500 دانشگاه برتر دنیا پیوسته است.
دکتر فرهاد رهبر با تأکید بر رصد نقادانه روند فعالیتهای مختلف کشور در جامعه دانشگاهی به بیان شاخص های مختلف رشد علمی کشور در سه دهه اخیر گفت: به عنوان مثال در 15 سال اخیر سهم ایران در عرصه تولید علم در جهان 75 برابر رشد کرده و به بیش از یک درصد رسیده است.
رئیس دانشگاه تهران با اشاره به ترور استاد شهید علی محمدی افزود: تلاش دشمنان برای ایجاد اختلال در روند علمی – آموزشی با بصیرت و هوشیاری دانشجویان و دانشگاهیان به جایی نخواهد رسید.
دکتر علی صبوری دکترای تخصصی شیمی نیز با اشاره به ضرورت تولید جهانی علم و به موازات آن بومی سازی گفت: حضور فعال استادان و دانشجویان در مجامع و مراجع علمی جهان، نشان دهنده خود باوری علمی است که این روند باید تقویت شود.
دکتر صبوری با پیشنهاد تاسیس نشر بین المللی برای حضور فعال در عرصه علوم انسانی در جهان افزود: برنامه ریزی برای جهت دهی به تحقیقات دانشگاهی - احترام بیش از پیش به دانشمندان و نخبگان ایرانی داخل و خارج - تسلط فضای علمی و پرهیز از تسلط فضای سیاسی بر دانشگاهها - عشق وایثار دانشمندان - و بودجه و امکانات بیشتر ، عوامل اصلی توسعه علمی کشور است.
در ادامه این دیدار دکتر سعید رضا عاملی ، دکترای جامعه شناسی ارتباطات با اشاره به لزوم تقویت علوم میان رشته ای و چند رشته ای افزود: تقویت روحیه کار جمعی در میان نخبگان رشته های مختلف، می تواند به راهبردهای موثری در عرصه های مختلف، منجر شود.
وی با اشاره به گسترش، تنوع و نفوذ روز افزون حوزه تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات گفت: باید برای فضای دوم کشور یعنی فضای مجازی، سیاستگذاری و برنامه ریزی جامعی انجام داد و از مزایای آن، برای زندگی آسانتر، سالم تر و ارزان تر استفاده کرد
همچنین دکتر محمدحسین امید، دکترای مهندسی عمران با اشاره به رشد بسیار چشمگیر کمی و کیفی رشته های دکتری و کارشناسی ارشد در دهه اخیر گفت: کشاورزی می تواند محور توسعه همه جانبه کشور باشد اما استراتژی و نقشه راه این عرصه هنوز تدوین نشده است.
این استاد دانشگاه افزود: دانشگاه تهران با توجه به توان علمی بالای خود آماده است در این زمینه نقش مؤثری ایفا کند.
دکتر غلامعلی افروز دکترای روانشناسی نیز در این دیدار چالشهای مجازی و هجمه های نرم افزاری را از واقعیات جامعه امروز خواند و گفت: مدیران ارشد کشور باید بجای کارپردازی صرفاً اجرایی، به تعامل فکری جدی با نخبگان و فعالان عرصه های آموزشی و پرورشی بویژه استادان و فرهیختگان دانشگاهی بپردازند تا مدیریت مدبرانه فکری جوانان امکان پذیر شود.
رهبر انقلاب در دیدار مسئولان شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی و ستادهای دهه فجر؛
حضرت آیت الله خامنه ای امروز در دیدار مسئولان شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی و رؤسای ستادهای دهه فجر سراسر کشور، مهمترین ویژگی انقلاب اسلامی ایران و مراسم سالگرد انقلاب در سی سال گذشته را حضور انبوه و متحد مردم به عنوان عناصر اصلی شکل گیری انقلاب اسلامی و دلبستگی آنان به شعارهای اساسی انقلاب دانستند و تأکید کردند: در دوران فتنه و غبارآلود بودن فضا، وظیفه همه بویژه خواص، موضع گیری شفاف و پرهیز از سخنان و مواضع دو پهلو است.
به گزارش «تابناک» و به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار رهبری، رهبر انقلاب اسلامی دهه فجر را یک پدیده منحصر به فرد برشمردند و در تبیین این موضوع افزودند: علت منحصر به فرد بودن دهه فجر این است که در طول سی سال گذشته، سالگرد انقلاب اسلامی همواره با حضور انبوهِ مردمی بوده که عناصر اصلی پدید آورنده انقلاب هستند.
حضرت آیت الله خامنه ای حضور میلیونها نفر در 22 بهمن هر سال را نشانه متکی بودن انقلاب به ایمان های مردم دانستند و خاطرنشان کردند: معنای این حضور انبوه و منسجمِ هر ساله این است که انقلاب اسلامی و نظام برخاسته از آن، متکی بر مردم و ایمان آنان است و علت اصلی ناتوانی دشمنان در متزلزل کردن نظام اسلامی نیز همین موضوع است.
ایشان با اشاره به وحشت مخالفان نظام اسلامی، از این حضور خالص و گسترده مردمی با گرایشها و سلایق مختلف، در مناسبتهای گوناگون انقلاب به ویژه دهه فجر و 22 بهمن افزودند: دشمنان برای سرپوش گذاشتن بر این انسجام و وحدت تلاش دارند، با کمک عوامل خود، و در تبلیغات اینگونه وانمود کنند که انسجام و جهت گیری واحد مردم دچار انشقاق و چند دستگی شده است.
رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: در همین چارچوب در روز قدس که پایه و اساس آن در ضدیت با رژیم صهیونیستی است، گروهی معدود و فریب خورده، بر ضد موضوع فلسطین و به نفع رژیم صهیونیستی شعار دادند و در روز سیزده آبان نیز که روز برائت و نفرت ملت ایران از استکبار امریکایی است، بر ضد این حرکت و نظام اسلامی و اسلامیت شعار دادند.
حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر اینکه ملت ایران دلبسته به شعارهای اساسی انقلاب اسلامی است و عظمت ملت ایران نیز به برکت حضور مردمی در صحنه است، افزودند: جمهوری اسلامی با خواست و ایمان مردم شکل گرفته و تاکنون براساس همین خواست و ایمان با کمال اقتدار و احساس عزت و بی نیازی پیش رفته و از این پس نیز با اقتدار و عزت کامل بر همه دشمنان پیروز خواهد شد.
ایشان تأکید کردند: انقلاب اسلامی یک حقیقت برخاسته از سنت الهی است و تا هنگامی که متکی بر ایمان، عشق و علاقه مردم است، قدرتهای جهانی اگر با یکدیگر نیز متحد شوند نمی توانند صدمه ای به این انقلاب و مردم وارد کنند.
حضرت آیت الله خامنه ای، 22 بهمن را متعلق به ملت ایران، امام بزرگوار (ره)، و شهدا دانستند و تأکید کردند: دشمن تلاش دارد این ثروت عظیم ملی را متزلزل کند، بنابراین باید با تمام قوا در صحنه بود و عاقلانه و مدبرانه حرکت کرد.
رهبر انقلاب اسلامی شناخت «لحظه و نیاز» و اقدام متناسب با آن را یک خصوصیت و ویژگی بسیار مهم برشمردند و خاطرنشان کردند: برخی از اهالی کوفه که با عنوان «توابین» چند ماه بعد از حادثه عاشورا قیام کردند و به شهادت رسیدند، به امام حسین (ع) ایمان داشتند و انشاءالله در نزد خداوند هم مأجور هستند اما آن وظیفه ای را که باید عمل می کردند، انجام ندادند زیرا «لحظه» و عاشورا را نشناختند.
ایشان، نهم دی امسال را یکی از «لحظه ها» دانستند و تأکید کردند: راهپیمایی نهم دی، نیاز لحظه ها بود که شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی به درستی اقدام کرد و مردم نیز بخوبی این نیاز را تشخیص دادند و 9 دی به یکی از قله های تاریخ انقلاب اسلامی تبدیل شد.
حضرت آیت الله خامنه ای 23 تیر سال 78 را نیز یکی دیگر از «لحظه ها» برشمردند و خاطرنشان کردند: راهپیمایی مردم در 22 بهمن با همه عظمتی که دارد، یک کار متعارف و دارای روال مشخص است اما راهپیمایی 23 تیر سال 78 و نهم دی امسال، یک کار متعارف نبود.
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: شناخت موقعیت، و حضور در لحظه مناسب و مورد نیاز، اساس همه کارها است.
ایشان، موضع گیری شفاف و پرهیز از مواضع مبهم و دو پهلو را یکی از نیازهای مهم دوران فتنه و غبارآلودگی فضا دانستند و افزودند: دشمنان همواره مخالف شفاف بودن فضا هستند زیرا آنها در فضای غبار آلود و فتنه می توانند به اهداف خود برسند.
حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: در شرایط کنونی همه جریانها و گرایش های سیاسی داخل نظام باید خط و مرز خود را با دشمن به صورت شفاف مشخص کنند و در این میان وظیفه خواص بویژه خواصی که تأثیرگذاری بالایی دارند، بیش از دیگران است.
رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: موضع گیری دو پهلوی خواص مطلوب نیست و خواص باید مواضع خود را در قبال سخنان و اقدامات دشمن، شفاف بیان کنند.
ایشان افزودند: وقتی سران استکبار و ظلم، و اشغالگران کشورهای اسلامی وارد میدان
می شوند و موضع گیری می کنند، دو پهلو و مبهم سخن گفتن صحیح نیست زیرا باید مشخص شود، افرادی که داخل نظام جمهوری اسلامی هستند، چه موضعی دارند و آیا حاضر هستند از دشمن تبری بجویند؟
حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: هنگامی که عده ای در فضای فتنه و غبارآلودگی، با زبان، اسلام را نفی و در عمل نیز جمهوریت نظام را نفی می کنند و انتخابات را زیر سؤال می برند، انتظار از خواص این است که مرز و موضع خود را شفاف مشخص کنند.
ایشان تأکید کردند: شفاف سازی، دشمنِ دشمن و غبارآلودگی کمک به دشمن است و این، یک شاخص و معیار برای عملکرد همه افراد و جریانها و به ویژه خواص است.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به توطئه هایی که در سی سال گذشته بر ضد انقلاب اسلامی وجود داشته است، افزودند: ملت ایران تاکنون با لطف و عنایت خداوند از گذرگاه های بسیار سختی عبور کرده است و از این پس هم عبور خواهد کرد.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه دشمنی ها با نظام اسلامی همچون گذشته در آینده نیز ادامه خواهد داشت، خاطرنشان کردند: اگر ملتی بیدار، آگاه، با عزم و متکی بر ایمان و همراه با رویش باشد بر همه توطئه ها غلبه خواهد کرد.
ایشان با اشاره به رویش های انقلاب افزودند: نسل جوان کنونی و جوانانی که حتی پیروزی انقلاب اسلامی و مقاطع مهم آن را ندیده اند، نوخاسته ها و رویش های انقلاب هستند که در مقایسه با نسل جوان اول انقلاب، بسیار بهتر و هوشیارانه تر عمل می کند.
حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: با وجود همه توطئه ها، برگ و بار درخت مستحکم انقلاب روزافزون است.
ایشان همچنین با قدردانی از زحمات شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی، این نهاد را یکی از کهن ترین و پرسابقه ترین نهادهای جمهوری اسلامی دانستند و افزودند: شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی براساس یک نیاز واقعی و صادقانه شکل گرفت و این نهاد در طول سی سال گذشته نیز همواره براساس شناخت لحظه و نیاز عمل کرده است.
رهبر انقلاب اسلامی، حضور آیت الله جنتی در رأس شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی و اشراف وی بر کارها را یکی از عوامل اصلی حرکت این نهاد در مسیر صحیح و شناخت به موقع نیازها دانستند.
در ابتدای این دیدار آیت الله جنتی رئیس شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی ضمن اشاره به سابقه شورا و تشکیل آن در 12 مرداد 59، گزارشی از فعالیتها و عملکرد این نهاد در مقاطع مختلف بویژه در راهپیمایی نهم دی امسال ارائه از عملکرد بسیار خوب صدا و سیما در این رویداد مهم قدردانی کرد.
بیانات در دیدار با جمعی از طلاب و روحانیون - 22/9/1388
بسماللَّهالرّحمنالرّحیم
خوشامد عرض میکنیم به همهى برادران عزیز، خواهران عزیز که در این جمع نورانى حضور دارید. بحمداللَّه علماى محترم، فضلاى گرامى، طلاب عزیز، اساتید و مدیران حوزهى علمیهى قم، همه در این جمع تشریف دارید و جمع ممتاز و کمنظیرى است.
مناسبت هم مناسبت تبلیغ است؛ یعنى در واقع کار اصلى و جوهرى من و شما. ایام هم ایام کاملاً مناسبى است و ایام الهامبخشى است؛ دیروز، روز مبارک مباهله بود؛ چند روز دیگر ایام محرّم شروع خواهد شد؛ روز بیست و هفتم آذر - چند روز دیگر - روز پیوند یا وحدت حوزه و دانشگاه است. همهى این مناسبتها براى ما که کمربستهى تبلیغ دین و ابلاغ حقیقت به دلها و ذهنها هستیم، مناسبتهاى مهم و درسآموزى است.
روز مباهله، روزى است که پیامبر مکرم اسلام، عزیزترین عناصر انسانى خود را به صحنه مىآورد. نکتهى مهم در باب مباهله این است: «و انفسنا و انفسکم» در آن هست؛ «و نساءنا و نساءکم»*** 1 آل عمران: 61 *** در آن هست؛ عزیزترین انسانها را پیغمبر اکرم انتخاب میکند و به صحنه مىآورد براى محاجهاى که در آن باید مایز بین حق و باطل و شاخص روشنگر در معرض دید همه قرار بگیرد. هیچ سابقه نداشته است که در راه تبلیغ دین و بیان حقیقت، پیغمبر دست عزیران خود، فرزندان خود و دختر خود و امیرالمؤمنین را - که برادر و جانشین خود هست - بگیرد و بیاورد وسط میدان؛ استثنائى بودن روز مباهله به این شکل است. یعنى نشان دهندهى این است که بیان حقیقت، ابلاغ حقیقت، چقدر مهم است؛ مىآورد به میدان با این داعیه که میگوید بیائیم مباهله کنیم؛ هر کدام بر حق بودیم، بماند، هر کدام بر خلاف حق بودیم، ریشهکن بشود با عذاب الهى.
همین قضیه در محرّم اتفاق افتاده است به شکل عملى؛ یعنى امام حسین (علیه الصّلاة و السّلام) هم براى بیان حقیقت، روشنگرى در طول تاریخ، عزیزترین عزیزان خود را برمیدارد مىآورد وسط میدان. امام حسین (علیهالسّلام) که میدانست حادثه چه جور تمام خواهد شد؛ زینب را آورد، همسران خود را آورد، فرزندان خود را آورد، برادران عزیز خود را آورد. اینجا هم مسئله، مسئلهى تبلیغ دین است؛ تبلیغ به معناى حقیقى کلمه؛ رساندن پیام، روشن کردن فضا؛ ابعاد مسئلهى تبلیغ را این جورى میشود فهمید که چقدر مهم است. در آن خطبه «من رأى سلطانا جائرا مستحلّا لحرم اللَّه ناکثا لعهداللَّه ... و لمیغیّر علیه بفعل و لا قول کان حقّا على اللَّه ان یدخله مدخله»؛*** 2 مقتل ابىمخنف، ص 85؛ «هر کس سلطان ستمکارى را ببیند که حرام خدا را حلال میشمارد و پیمان خدا را میگسلد، ... اگر با رفتار و گفتار خود کارهاى او را تغییر ندهد، سزاست که خداوند او را با وى محشور کند.» *** یعنى وقتى او دارد فضا را به این شکل آلوده میکند، خراب میکند، باید یا با فعل یا با قول آمد روشنگرى کرد. و امام حسین (علیهالسّلام) این کار را انجام میدهد، آن هم با این هزینهى سنگین؛ عیالات خود، همسران خود، عزیزان خود، فرزندان امیرالمؤمنین، زینب کبرى، اینها را برمیدارد مىآید وسط میدان.
یک بُعد امروزى قضیه هم آن مناسبت سوم است، که پیوند حوزه و دانشگاه است. اینجا هم مسئله، مسئلهى ساختن و رساندن است. ارتباط مجموعهى عظیم دانشجوئى کشور با علماى دین، با جوانان شاغل در راه معرفت دینى و تبلیغ دینى، چیزى است که مطلوب در این مناسبت است؛ یعنى این مناسبت براى آن هست. وحدت حوزه و دانشگاه یعنى این. والّا مراد وحدت عینى و خارجى که نبود. این که معنا ندارد. حوزه، حوزه است، دانشگاه، دانشگاه است؛ یعنى این پیوند حقیقى بین دو مجموعهى اثرگذار و مهمى که تا آن روز که از سوى امام عزیز بیان شد و ابراز شد، سیاستها بر این بود که این دو را از هم دور نگه دارند و جدا نگه دارند: دانشگاه از اسلام دور بماند، حوزه از تحولات جهانى و پیشرفتهاى علمى فاصله بگیرد؛ اینها از هم دور بشوند؛ یعنى این دو بال با هم تلاش نکنند، هماهنگ نباشند. این، برمیگردد به مسئلهى تبلیغ. اهمیت تبلیغ، این است. درس هم که میخوانیم، براى این است که بتوانیم پیام الهى را ابلاغ کنیم، برسانیم؛ حالا چه در زمینهى معارف دینى، چه در زمینهى احکام دینى، چه در زمینهى اخلاق الهى.
پس این مناسبتها و این اصل مسئلهى تبلیغ، ناظر است به عمل، همراه با بصیرت و یقین. باید بصیرت باشد. یقین، یعنى همان ایمان قلبى متعهدانه، وجود داشته باشد و بر پایهى این بصیرت و یقین، حرکت انجام بگیرد. اگر بصیرت بود، یقین بود، اما کارى انجام نگرفت، این مطلوب نیست؛ تبلیغ نشده است. اگر چیزى تبلیغ شد، اما بدون بصیرت و بدون یقین - هر کدام از اینها کم باشد - یک پایه خراب است و مطلوب به دست نخواهد آمد. این یقین همان چیزى است که «ءامن الرّسول بما انزل الیه من ربّه و المؤمنون کلّ ءامن باللَّه و ملائکته و کتبه و رسله»؛*** 1 بقره: 285؛ «پیامبر [خدا] بدانچه از جانب پروردگارش بر او نازل شده است، ایمان آورده است و مؤمنان همگى به خدا و فرشتگان و کتابها و فرستادگانش ایمان آوردهاند ...» *** یعنى اولْکسى که به پیام، اعتقاد و ایمان عمیق پیدا میکند، خودِ پیامآور است. اگر این نبود، کار دنباله پیدا نخواهد کرد، نفوذ نخواهد کرد. آن ایمان هم باید با بصیرت همراه باشد؛ همچنانى که حالا دربارهى بصیرت مطالبى گفته شده است و روشن است. این، میشود عمل صالح. یعنى «انّ الّذین ءامنوا و عملوا الصّالحات»،*** 2 بقره: 277؛ «کسانى که ایمان آوردهاند و کارهاى شایسته کردهاند...» *** واقعاً عمل صالح و مصداق اتمّ عمل صالح، همین تبلیغ است که انجام باید بگیرد. پس در باب تبلیغ، باید فکر کرد، باید کار کرد. این نکتهاى را که جناب آقاى مقتدائى*** 3 رئیس حوزهى علمیهى قم *** اخیراً در بیانشان ذکر کردند، من نشنیده بودم و براى من نکتهى مهمى است که گفتند مرکزى براى طراحى در باب تبلیغ دین تشکیل شده است. خب، این همان چیزى است که من خواستم مطالبه کنم که این کار باید انجام بگیرد.
ببینید امروز تبلیغ در دنیا خیلى نقش پیدا کرده است و همیشه همین جور بوده است. قبلاً این ابزارها نبود؛ این ارتباطهاى نزدیک نبود. ما معممین یک امتیاز داریم که تبلیغ رویاروى و چهرهبهچهره میکنیم. این یک کار بىنظیرى است که هیچ چیزى جاى این را نمیگیرد؛ منبر رفتن، با مردم حرف زدن. این، از سایر شیوههاى تبلیغ، از جهاتى کارسازتر است - آن جهات هنرى و غیره، آنها هم در جاى خود لازم است - اما این یک تأثیرى دارد، یک خلأئى را پر میکند که سایر دستگاهها و شیوههاى تبلیغى این اثر را ندارد. پس تبلیغ مهم است و امروز ابزار اساسى است. ما هم یکى از شیوههاى مؤثر تبلیغ را در اختیار داریم.
میخواهیم عرض بکنیم تبلیغ باید جریان ساز باشد، تبلیغ باید گفتمان ساز باشد، تبلیغ باید فضا ایجاد کند؛ گفتمان ایجاد کند. گفتمان یعنى یک مفهوم و یک معرفت همهگیر بشود در برههاى از زمان در یک جامعه. آنوقت، این میشود گفتمان جامعه. این، با کارهاى جدا جداى برنامهریزى نشده، حاصل نخواهد شد؛ این کار احتیاج دارد به برنامهریزى و کارِ فعال و مثل دمیدن پیوستهى در وسیلهى فشارى است که میتواند آب یا مایهى حیات یا هوا را به نقاط مختلفى که مورد نظر است، برساند. باید دائم با این دم دمید، تا این اشتعال همیشه باقى بماند. این کار هیچ نباید متوقف بشود و به برنامهریزى احتیاج دارد.
این گفتمان سازى براى چیست؟ براى این است که اندیشهى دینى، معرفت دینى در مخاطبان، در مردم، رشد پیدا کند. اندیشهى دینى که رشد پیدا کرد، وقتى همراه با احساس مسئولیت باشد و تعهد باشد، عمل به وجود مىآورد و همان چیزى میشود که پیغمبران دنبال آن بودند. فرهنگ صحیح، معرفت صحیح، در مواردى بیدارباش، در مواردى هشدار؛ اینها کارکردهاى تبلیغ است؛ آثار و نتائجى است که بر تبلیغ مترتب میشود.
یک نمونه، همین تبلیغات ماه محرّم است که به مناسبت عزادارى محرّم انجام میگیرد. این، بهترین فرصت براى تبلیغ کردن است. از این فرصت باید استفاده کرد براى همان مطلبى که عرض شد؛ شاخص ایجاد بشود؛ مایز، شاخص سازى، معالمالطریق. اگر چنانچه سر دو راهى تابلوئى نباشد که نشان بدهد راهِ فلان جا از کجاست، طرف راست است یا طرف چپ است، این سیر کننده و رونده، به خطا خواهد افتاد. اگر چند راهى باشد، گمراه خواهد شد. شاخص باید معیّن کرد، انگشت اشاره را بایستى واضح مقابل چشم همه قرار داد تا بتوانند گمراه نشوند. در دنیائى که اساس کار دشمنان حقیقت بر فتنهسازى است، اساس کار طرفداران حقیقت بایست بر این باشد که بصیرت را، راهنمائى را، هرچه میتوانند، برجستهتر کنند و این شاخصها را، این مایزها را، این معالمالطریق را بیشتر، واضحتر، روشنتر در مقابل چشم مردم قرار بدهند، که مردم بفهمند، تشخیص بدهند و گمراه نشوند.
در تبلیغ یک مطلب این است - در آیهى سورهى مبارکه احزاب است، که تلاوت کردند - «الّذین یبلّغون رسالاتاللَّه و یخشونه و لایخشون احدا الّااللَّه و کفى باللَّه حسیبا».*** 1 احزاب: 39؛ «همان کسانى که پیامهاى خدا را ابلاغ میکنند و از او میترسند و از هیچ کس جز خدا بیم ندارند و خدا براى حسابرسى کفایت میکند.» *** تبلیغِ رسالاتاللَّه، با این دو تا شرط عملى است: «یخشونه»، این یک. «و لا یخشون احدا الّا اللَّه». اولاً خشیت الهى لازم است؛ براى خدا باشد، در راه خدا باشد، ملهم از تعلیم الهى باشد. اگر برخلاف الهام الهى و ملهمات از تعلیم الهى باشد، گمراهى است، ضلالت است. «فماذا بعد الحقّ الّا الضّلال».*** 2 یونس: 32؛ «... و بعد از حقیقت جز گمراهى چیست؟...» *** فهمیدن حق با خشیت الهى حاصل میشود. بعد، در مرحلهى بیان حق: «و لایخشون احدا الّا اللَّه». چرا؟ چون حق و حقیقت، دشمن دارد؛ بیان حقیقت آسان نیست. دشمنان حقیقت دنیادارانند، قدرتمندانند، طواغیت عالمند؛ در طول تاریخ این جور بوده است، تا آخر هم، تا زمانى که دولت حقهى ولىعصر (ارواحنا فداه) ظهور بکند، همین جور خواهد بود. این قدرتمندان بیکار که نمیمانند؛ ایجاد اشکال میکنند، ضربه میزنند، از همهى ابزارهایشان استفاده میکنند. پس باید «و لایخشون احدا الّا اللَّه» وجود داشته باشد، والّا اگر از غیر خدا ترسى وجود داشت - به انواع و اقسامه. ترس هم یک جور نیست - راه دیگر منسد خواهد شد. یک وقت این است که انسان ترس از جانش دارد، یک وقت ترس بر مال دارد، یک وقت ترس بر آبرو دارد، یک وقت ترس از حرف و گفتِ این و آن دارد؛ اینها همه ترس است. این ترسها را باید گذاشت کنار؛ «و لایخشون احدا الّا اللَّه». این، زحمت زیادى دارد. این رنج را، این زحمت را خیلى اوقات هم افراد نمیفهمند، مردم درک نمیکنند چه رنجى دارد کشیده میشود. دنبالهاش میفرماید: «و کفى باللَّه حسیبا»؛ حساب و کتاب را بگذار به عهدهى خدا. اخلاص، اقدامِ همراه با یقین، همراه با شجاعت و شهامت، و حساب و کتاب را به عهدهى خدا گذاشتن. این میشود آن قوارهى کلى تبلیغ اسلامى.
این را هم من در مورد تبلیغ در دوران محرّم - که حالا در پیش هست - عرض بکنم که بعضى حالا ممکن است بگویند شما میخواهید نهضت امام حسین را بیان بکنید، خیلى خب، بروید بیان کنید، دیگر روضهخوانى و گریه و زارى و اینها چیست؟ بروید بنشینید بیان کنید که حضرت این کار را کردند، این کار را کردند، هدفشان هم این بود. این، خیلى فکر خطائى است، نگاه غلطى است. این عاطفهى نسبت به اولیاء خدا، اولیاء دین، این پیوند عاطفى، پشتوانهى بسیار ارزشمند پیوند فکرى و پیوند عملى است. بدون این پشتوانه، خیلى سخت میشود در این راه حرکت کرد. این پیوند عاطفى، خیلى مهم است. اینى که امام راحل (رضوان اللَّه علیه) فرمودند عزادارى به سبک سنتى، این یک حرف از روى عادت نبود؛ حرف بسیار عمیقى است؛ ژرفنگرانه است. ببینید در قرآن نسبت به اولیاء الهى سه تعبیر وجود دارد:
یک تعبیر، تعبیر ولایت است؛ «انّما ولیّکم اللَّه و رسوله و الّذین امنوا الّذین یقیمون الصّلوة و یؤتون الزّکوة و هم راکعون»؛*** 1 مائده: 55؛ «ولىّ شما تنها خدا و پیامبر اوست و کسانى که ایمان آوردهاند؛ همان کسانى که نماز برپا میدارند و در حال رکوع زکات میدهند.» *** بحث ولایت. معلوم است که پیوند، ارتباط، معرفت، اینها داخل در زیرمجموعهى ولایت است.
یک بحث، بحث اطاعت است؛ «اطیعوا اللَّه و اطیعوا الرّسول و اولى الامر منکم»؛*** 1 نساء: 59؛ «... خدا را اطاعت کنید و پیامبر و اولیاى امر خود را [نیز] اطاعت کنید ...» *** اطاعت رسول و اطاعت اولىالامر. این، در عمل است. در میدان عمل باید اطاعت کرد، پیروى کرد.
اما یک بحث سومى وجود دارد و آن، بحث مودت است. «قل لا اسئلکم علیه اجرا الّا المودّة فى القربى».*** 2 شورى: 23؛ «... بگو به ازاى آن [رسالت] پاداشى از شما خواستار نیستم، مگر دوستى دربارهى خویشاوندان ...» *** این مودت چیست دیگر؟ ولایتِ اینها را داشته باشید، اطاعت هم از اینها بکنید؛ مودت براى چیست؟ این مودت، پشتوانه است. اگر این مودت نباشد، همان بلائى بر سر امت اسلامى خواهد آمد که در دورانهاى اول بر سر یک عدهاى آمد که همین مودت را کنار گذاشتند، بتدریج اطاعت و ولایت هم کنار گذاشته شد. بحث مودت خیلى مهم است. این مودت، با این ارتباطات عاطفى حاصل میشود؛ ماجراى مصیبتهاى اینها را گفتن، یک جور ایجاد ارتباط عاطفى است؛ ماجراى مناقب اینها و فضائل اینها را گفتن، یک جور دیگر پیوند عاطفى است.
بنابراین، این عزادارىهائى که انجام میگیرد، این گریه و زارىاى که میشود، این تشریح حوادث عاشورا که میشود، اینها چیزهاى لازمى است. یک عده از موضع روشنفکرى نیایند بگویند آقا، اینها دیگر لازم نیست. نه، اینها لازم است؛ اینها تا آخر لازم است؛ همین کارهائى که مردم میکنند. البته یک شکلهاى بدى وجود دارد که گفتهایم؛ مثل قمه زدن که گفتیم این ممنوع است، نباید این کار انجام بگیرد؛ این، مایهى دراز شدن زبان دشمنان علیه دوستان اهلبیت است. اما همین عزادارى متعارفى که مردم میکنند؛ دستهجات سینهزنى راه مىاندازند، عَلَم بلند میکنند، اظهار محبت میکنند، شعار مینویسند، میخوانند، گریه میکنند؛ اینها ارتباط عاطفى را روزبهروز بیشتر میکند؛ اینها خیلى چیزهاى خوبى است. این، اهمیت تبلیغ.
بنابراین در حوزهى علمیه - که مرکز هم از همه جهت قم است - باید براى این ترتیب دادن و جریانسازى و هماهنگ کردن و سیاستگذارى براى تبلیغ، حتماً یک کار خوبى انجام بگیرد - که حالا مژدهاش را دادند - انشاءاللَّه که این کار دنبال بشود. اى بسا در یک برههاى برخى از مسائل بایست تبلیغ بشود که مثلاً پنج سال، ده سال به آن نیاز است و ممکن است پنج سال بعد، آن موضوع اصلاً مورد نیاز نباشد. این کار را باید طراحى کرد. ما این را همیشه سفارش میکنیم به مبلغین، به طلاب، به فضلا که نیازسنجى کنید و بر طبق نیاز مخاطب و استفهام مخاطب، حرف بزنید؛ اما این کارِ یک فرد نیست. افراد ممکن است در این شناخت و ارزیابى هم بعضاً اشتباه بکنند. این، کار یک جمع متمرکز و یک برنامهریزى است، که انشاءاللَّه باید انجام بگیرد.
مهمترین برههاى و زمان و مکانى که تبلیغ، آنجا معنا میدهد، جائى است که فتنه وجود داشته باشد. بیشترین زحمت در صدر اسلام و در زمان پیغمبر، زحمات مربوط به منافقین بود. بعد از پیغمبر، در زمان امیرالمؤمنین زحماتى بود که از درگیرى و چالش حکومت اسلامى با افرادى که مدعى اسلام بودند، به وجود مىآمد. بعد هم همین جور؛ در دوران ائمه (علیهمالسّلام) هم همین جور؛ دوران غبارآلودگى فضا. والّا آن وقتى که جنگ بدر هست، کار، دشوار نیست؛ آن وقتى که در میدانهاى نبرد حاضر میشوند، با دشمنانى که مشخص است این دشمن چه میگوید، کار دشوار نیست. آن وقتى مسئله مشکل است که امیرالمؤمنین در مقابل کسانى واقع میشود که اینها مدعى اسلامند و معتقد به اسلام هم هستند؛ اینجور نبود که معتقد به اسلام هم نباشند، از اسلام برگشته باشند؛ نه، معتقدند به اسلام، راه را غلط میروند، هواهاى نفسانى کار دستشان میدهد. این، مشکلترین وضع است که افراد را به شبهه مىاندازد؛ به طورى که اصحاب عبداللَّهبنمسعود مىآیند خدمت حضرت، میگویند «انّا قد شککنا فى هذا القتال»!*** 1 وقعة صفین، ص 115: «ما در این جنگ شک داریم.» *** چرا باید شک کنند؟ این شک خواص، پایهى حرکت صحیح جامعهى اسلامى را مثل موریانه میجود. اینى که خواص در حقایق روشن تردید پیدا کنند و شک پیدا کنند، اساس کارها را مشکل میکند. مشکل کار امیرالمؤمنین، این است. امروز هم همین است. امروز در سطح دنیا که نگاه کنید، همین جور است؛ در سطح داخل جامعهى خودمان که نگاه کنید، همین جور است. تبیین لازم است.
در سطح بینالمللى، امروز دشمنان از همهى ابزارها دارند استفاده میکنند براى مشوب کردن اذهان عمومى آحاد بشر - ملتها - خواصشان و عوامشان؛ تا هر جا دستشان برسد. دارند براى این تلاش میکنند. ادعاى قانونگرائى میکنند، ادعاى حقوق بشر میکنند، ادعاى طرفدارى از مظلوم میکنند. خب، اینها حرفهاى قشنگى است، اینها حرفهاى جاذبهدارى است؛ اما حقیقت چیز دیگرى است. این رئیس جمهور آمریکا - همین چند روز قبل از این - میگوید: ما دنبال این هستیم که دولتهاى قانونشکن پاسخگو باشند. خب، کدام دولت قانونشکن است؟ کدام دولت قانونشکنتر از دولت آمریکاست؟ دولت آمریکا با کدام قانون عراق را اشغال کرد و این همه خسارت و تلفات انسانى و مادى و معنوى بر ملت عراق وارد کرد؟ بر اساس یک شایعهى دروغى که خودشان به وجود آورده بودند، حمله کردند عراق را اشغال کردند که صدها هزار مردم عراق در این چند سال کشته شدند و چند میلیون مردم عراق آواره شدند. چندى پیش در خبرها آمده بود پانصد و پنجاه دانشمند عراقى به وسیلهى اسرائیلىها ترور شدند. این، چیز کمى است؟! جوخههاى ترور بسیج شدند، رفتند دانشمندان عراقى را یکى یکى پیدا کردند، ترور کردند. این، بر اثر اشغال آمریکاست. با کدام قانون شما وارد عراق شدید؟ با کدام قانون تا حالا ماندهاید؟ با کدام قانون دارید با مردم عراق اینجور اهانتآمیز رفتار میکنید؟ با کدام قانون افغانستان را اشغال کردید؟ با کدام قانون بینالمللىِ عقلپسند دارید نیروهاتان را در افغانستان افزایش میدهید؟ چقدر اتفاق افتاد این حادثه که هواپیماهاى آمریکائى، کاروانهاى عروسى را در افغانستان به خاک و خون کشیدند؟ در طول این چند سال بارها و بارها اتفاق افتاد؛ دهها نفر در هر حادثهاى کشته شدند؛ مردمى که در یک عروسى شرکت کرده بودند. آن وقت افسر آمریکائى با وقاحت تمام میگوید: ما دنبال طالبان هستیم! هر جا طالبان را پیدا کنیم، میزنیم! به عروسى مردم چه کار دارید؟ به زندگى مردم چه کار دارید؟ همین چندى پیش در هرات، یکى از این حوادث را به وجود آوردند، بیش از صد نفر کشته شدند که پنجاهتاشان کودکان بودند. مظهر بىقانونى شما هستید. قانونشکنترین دولتها، امروز دولت آمریکاست.
حقیقت قضیه این است؛ اما زبانى که به کار میبرند، آن چیزى است که گفتم: ما با قانونشکنى مخالفیم! دولتهاى قانونشکن باید پاسخگو باشند! ببینید، فتنه یعنى این. چه چیزى میتواند این توطئهها را، این جریان گندابِ فاسد را از مجموعهى افکار عمومى عالم جمع بکند جز روشنگرى؛ و این ظلمات را بشکند. چه میتواند بشکند، جز چراغ و مشعل بیان حقیقت؟ ببینید چقدر وظیفه، سنگین است.
در زمینههاى مسائل دینى هم همین جور است. یکى از کارهائى که امروز دستهاى فتنهانگیز در دنیا بجد دنبالش هستند، اختلافات مذهبى در بین مسلمانهاست. چون منطقهاى که مسلمانها در آن زندگى میکنند، منطقهى حساسى است، منطقهى پر فایدهاى است، منطقهى راهبردى است، منطقهى نفت است و آنها به اینجا احتیاج دارند؛ اسلام هم مزاحم است. پس بایستى یک جورى مشکل اسلام را براى خودشان حل کنند. یکى از راههاى خوبى که پیدا کردهاند، ایجاد اختلاف بین مسلمانهاست؛ وسیلهى اختلاف هم تعصبات مذهبى. چه چیزى میتواند در مقابل این، ایستادگى بکند؟ بصیرت، روشنگرى، تبلیغ صحیح، در دام دشمن نیفتادن. این، عرصهى بینالمللى است.
در عرصهى داخلى هم همین جور. شما ملاحظه کنید یک عدهاى قانونشکنى کردند، ایجاد اغتشاش کردند، مردم را به ایستادگى در مقابل نظام تا آنجائى که میتوانستند، تشویق کردند - حالا تیغشان نبرید؛ آن کارى که میخواستند نشد، او بحث دیگرى است؛ آنها تلاش خودشان را کردند - زبان دشمنان انقلاب را و دشمنان اسلام را دراز کردند، جرأت به آنها دادند؛ کارى کردند که دشمنان امام - آن کسانى که بغض امام را در دل داشتند - جرأت پیدا کنند بیایند توى دانشگاه، به عکس امام اهانت بکنند؛*** 1 شعار حضار (روح منى خمینى - بت شکنى خمینى) *** کارى کردند که دشمنِ مأیوس و نومید، جان بگیرد، تشویق بشود بیاید در مقابل چشم انبوه دانشجویانى که مطمئناً اینها علاقهمند به امامند، علاقهمند به انقلابند، عاشق کار براى کشور و میهنشان و جمهورى اسلامى هستند، یک چنین اهانتى، یک چنین کار بزرگى انجام بدهند. آن قانونشکنىشان، آن اغتشاشجوئىشان - تشویقشان به اغتشاش و کشاندن مردم به عرصهى اغتشاشگرى - این هم نتائجش. این خطاها اتفاق مىافتد، عمل خلاف انجام میگیرد، کار غلط انجام میگیرد، بعد براى اینکه این کار غلط، غلط بودنش پنهان بشود، اطراف او فلسفه درست میشود! فلسفه میبافند؛ استدلال برایش درست میکنند! از ابتلائات بزرگ انسانها این است؛ همهمان در معرض خطریم، باید مراقب باشیم. کار خطا را میکنیم، بعد براى اینکه در مقابل وجدانمان، در مقابل سؤال مردم، در مقابل چشم پرسشگران بتوانیم از کار خودمان دفاع کنیم، یک فلسفهاى برایش درست میکنیم؛ یک استدلالى برایش میتراشیم!
خب، اینها ایجاد فتنه میکند؛ یعنى فضا را فضاى غبارآلود میکند. شعار طرفدارى از قانون میدهند، عمل صریحاً بر خلاف قانون انجام میدهند. شعار طرفدارى از امام میدهند، بعد کارى میکنند که در عرصهى طرفداران آنها، یک چنین گناه بزرگى انجام بگیرد؛ به امام اهانت بشود، به عکس امام اهانت بشود. این، کار کمى نیست؛ کار کوچکى نیست. دشمنان از این کار خیلى خوشحال شدند. فقط خوشحالى نیست، تحلیل هم میکنند. بر اساس آن تحلیل، تصمیم میگیرند؛ بر اساس آن تصمیم، عمل میکنند؛ تشویق میشوند علیه مصالح ملى، علیه ملت ایران. اینجا آن چیزى که مشکل را ایجاد میکند، همان فریب، همان غبارآلودگى فضا و همان چیزى است که در بیان امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) هست: «و لکن یؤخذ من هذا ضغث و من هذا ضغث فیمزجان فهنالک یستولى الشّیطان على اولیائه»؛*** 1 نهج البلاغه، خطبهى 50؛ «و همواره پارهاى از حق و پارهاى از باطل را در هم مىآمیزند و در چنین حالى شیطان بر یاران خود مسلط میشود.» *** یک کلمهى حق را با یک کلمهى باطل مخلوط میکنند، حق بر اولیاء حق مشتبه میشود. اینجاست که روشنگرى، شاخص معیّن کردن، مایز معیّن کردن، معنا پیدا میکند.
آن کسى که براى انقلاب، براى امام، براى اسلام کار میکند، بمجردى که ببیند حرف او، حرکت او موجب شده است که یک جهتگیرىاى علیه این اصول به وجود بیاید، فوراً متنبه میشود. چرا متنبه نمیشوند؟ وقتى شنفتند که از اصلىترین شعار جمهورى اسلامى - «استقلال، آزادى، جمهورى اسلامى» - اسلامش حذف میشود، باید به خود بیایند؛ باید بفهمند که دارند راه را غلط میروند، اشتباه میکنند؛ باید تبرى کنند. وقتى مىبینند در روز قدس که براى دفاع از فلسطین و علیه رژیم غاصب صهیونیست است، به نفع رژیم غاصب صهیونیست و علیه فلسطین شعار داده میشود، باید متنبه بشوند، باید خودشان را بکشند کنار، بگویند نه نه، ما با این جریان نیستیم. وقتى مىبینند سران ظلم و استکبار عالم از اینها حمایت میکنند، رؤساى آمریکا و فرانسه و انگلیس و اینهائى که مظهر ظلمند - هم در زمان کنونى، هم در دورهى تاریخىِ صد سال و دویست سالهى تا حالا - دارند از اینها حمایت میکنند، باید بفهمند یک جاى کارشان عیب دارد؛ باید متنبه بشوند. وقتى مىبینند همهى آدمهاى فاسد، سلطنتطلب، از اینها حمایت میکند، تودهاى از اینها حمایت میکند، رقاص و مطرب فرارى از کشور از اینها حمایت میکند، باید متنبه بشوند، باید چشمشان باز بشود، باید بفهمند؛ بفهمند که کارشان یک عیبى دارد؛ بلافاصله برگردند بگویند نه، ما نمیخواهیم حمایت شما را. چرا رودربایستى میکنند؟ آیا میشود با بهانهى عقلانیت، این حقایق روشن را ندیده گرفت، که ما عقلانیت بخرج میدهیم! این عقلانیت است که دشمنان این ملت و دشمنان این کشور و دشمنان اسلام و دشمنان انقلاب، شما را از خود بدانند و براى شما کف و سوت بزنند، شما هم همین طور خوشتان بیاید، دل خوش کنید؛ این عقلانیت است؟! این نقطهى مقابل عقل است. عقل این است که بمجردى که دیدید برخلاف آن مبانىاى که شما ادعایش را میکنید، چیزى ظاهر شد، فوراً خودتان را بکشید کنار، بگوئید نه نه نه، ما نیستیم؛ بمجردى که دیدید به عکس امام اهانت شد، به جاى اینکه اصل قضیه را انکار کنید، کار را محکوم کنید؛ بالاتر از محکوم کردنِ کار، حقیقت کار را بفهمید، عمق کار را بفهمید؛ بفهمید که دشمن چه جورى دارد برنامهریزى میکند، چه میخواهد، دنبال چیست؛ این را باید این آقایان بفهمند. من تعجب میکنم! کسانى که اسم و رسم خودشان را از انقلاب دارند - بعضى از این آقایان یک سیلى براى انقلاب نخوردند در دوران اختناق و طاغوت - و به برکت انقلاب اسم و رسمى پیدا کردند و همه چیزشان از انقلاب است، مىبینید که دشمنان انقلاب چطور بُراق شدند، آماده شدند، صف کشیدند، خوشحالند، میخندند؛ اینها را که مىبینید؟ به خود بیائید، متوجه بشوید.
شما برادران سابق ما هستید. اینها کسانى هستند که بعضى از اینها، یک وقتى به خاطر طرفدارى از امام مورد اهانت هم قرار میگرفتند. حالا ببینند که کسانى که به نام اینها شعار میدهند، عکس اینها را روى دستشان میگیرند، اسم اینها را با تجلیل مىآورند، درست نقطهى مقابل، علیه امام و علیه انقلاب و علیه اسلام شعار میدهند و روزهخورى علنى در روز قدس، در ماه رمضان، میکنند؛ اینها را مىبینید، خب، بکشید کنار. انتخابات تمام شد. انتخاباتى بود، عمومى هم بود، درست هم بود، اشکالى هم نتوانستند بر انتخابات بگیرند و ثابت کنند؛ حالا هى ادعا کردند، فرصت هم داده شد؛ گفتیم بیائید، نشان بدهید، ثابت کنید؛ نتوانستند، نیامدند؛ تمام شد. پابندى به قانون اقتضاء میکند که انسان ولو این رئیس جمهورى را که انتخاب شده است قبول هم نداشته باشد، وقتى براى قانون احترام قائل بود، بایستى در مقابل قانون، خضوع کند. خب، معلوم است هیچ کسى نمیتواند بگوید این کسى که انتخاب شده، صددرصد حُسن محض است، آن طرفى که انتخاب نشده است، صددرصد قبح محض است؛ نه، همه حُسنى دارند، قبحى دارند؛ این طرف هم حُسنى دارد، قبحى دارد؛ آن طرف هم حُسنى دارد، قبحى دارد. قانون، ملاک است، معیار است. چرا اینجورى میشود؟ چرا؟ این، هواى نفس است.
اینها مال امروز هم نیست. کسانى که از اوائل انقلاب یادشان هست، میدانند؛ بعضى بودند از یاران امام، از نزدیکان امام در دههى اول انقلاب و در حال حیات امام، که کارشان به مقابلهى با امام کشید؛ کارشان به معارضهى با امام کشید؛ ایستادند پاى اینکه امام را به زانو در بیاورند و خطاى حرکت امام (رضوان اللَّه تعالى علیه) را - آن مرد بزرگ را، آن مرد الهى را - اثبات کنند؛ اما بعد زاویه پیدا کردند. خب، انقلاب اینها را مطرود کرد. کسانى که از نزدیکان امام بودند، از یاران امام بودند، کارشان کشید به یا پناه بردن به دشمن، یا مواجه شدن با انقلاب، یا ضربه زدن به انقلاب. اینها باید عبرت باشد براى همهى ما؛ باید عبرت باشد؛ باید بفهمیم.
من هیچ اعتقادى ندارم به دفع؛ من گفتم در نماز جمعه؛ اعتقاد من به جذب حداکثرى و دفع حداقلى است؛ اما بعضى کأنه خودشان اصرار دارند بر اینکه از نظام فاصله بگیرند. یک اختلاف درون خانوادگى را، درون نظام را - که مبارزات انتخاباتى بود - یک عدهاى تبدیل کردند به مبارزهى با نظام - البته اینها اقلیتند، کوچکند؛ در مقابل عظمت ملت ایران صفرند، لکن به نام اینها شعار میدهند، اینها هم دل خوش میکنند به این - این باید مایهى عبرت باشد. تبلیغ باید بتواند این حقایق را براى مردم و براى خود آنها روشن بکند که بفهمند دارند خطا میکنند و اشتباه میکنند.
البته این نظام، نظام الهى است؛ این نظام، نظامى است که خداى متعال لطف خود و حمایت خود را از این نظام به مرات و کرات نشان داده است؛ تجربههاى ما از اول انقلاب همهاش همین را نشان میدهد. ما اگر با خدا باشیم، خدا با ماست.این کسانى که و این جهانخواران که امروز در سطح بینالمللى با این منطقهاى مغلوط و با این منطقهاى مخدوش - که اشاره کردم - میخواهند دنیا را اداره بکنند و بر دنیا سیطره پیدا بکنند، مطمئناً به وسیلهى این ملت و به وسیلهى ملتهاى مستقل، به حول و قوهى الهى تودهنى خواهند خورد. اینها نه اسلام را شناختند، نه این ملت را شناختند، نه این انقلاب را شناختند، نه امام راحل عظیمالشأن ما را شناختند؛ نمیدانند با کى طرف شدهاند. این ملت را هم نشناختند؛ این ملت، ملت مقاومى است. جوانهاى ما جوانهائى هستند که به معناى حقیقى کلمه از عمق جانشان تلاش میکنند براى سعادت؛ سعادتى که در اسلام هست. دانشجوهاى ما هم همین جورند؛ دانشجوهاى ما امروز جزو برترین دانشجوها هستند؛ نه فقط از لحاظ ذهن و علم، بلکه حتّى از لحاظ صفا، معنویت، ایمان؛ دانشجوهاى ما خیلى خوبند. توى همین قضایا هم بارها دیده شده؛ دانشگاه بسیار آزمایش خوبى داد. در همین قضایا نشان داد که توى صحنه است، آگاه است، بیدار است. هرچه هم این ارتباط حوزه و دانشگاه، این پیوند حوزه و دانشگاه بیشتر بشود، این معنویت، این روحیات، بیشتر خواهد شد.
ما البته درخواستمان از مردم این است: در این قضایاى اهانت به امام راحل (رضوان اللَّه علیه)، مردم ما عصبانى شدند، خشمگین شدند؛ حق هم دارند. اعلام برائت کردند، جا هم داشت، خوب هم بود؛ لکن آرامششان را حفظ کنند. از دانشجوها هم ما همین درخواست را داریم: آرامش را حفظ کنید. این کسانى که در مقابل شما قرار دارند، اینها کسانى نیستند که ریشهاى داشته باشند، بتوانند بمانند، بتوانند در مقابل عظمت این ملت و عظمت این انقلاب، مقاومت کنند؛ نه. با آرامش؛ همه کار با آرامش. اگر یک وقتى لازم بشود، خود مسئولین، خود قانون و حافظان قانون، آنچه که وظیفهشان باشد، انجام میدهند. البته شناسائى کنند؛ خود دانشجوها موظفند در محیط دانشگاه، افرادى را که منشأ فسادند، اینها را بشناسند و دیگران را آگاه کنند. این خودش یک تبلیغ درست و صحیحى است. آگاه کنند؛ بدانند ارتباطات اینها را، جهتگیرى اینها را؛ لکن همه کار با آرامش باید انجام بگیرد. در سطح جامعه، تشنج، اغتشاش، درگیرى مصلحت نیست؛ این چیزى است که دشمن میخواهد. دشمن میخواهد جامعه آرام نباشد. امنیت، مهم است. دشمنان امنیتِ مردم دوست دارند که مردم در ناامنى زندگى کنند، ناراحت بشوند، کلافه بشوند، عصبانى بشوند؛ ما این را نمیخواهیم. ما میخواهیم مردم زندگىشان، زندگى آرامى باشد؛ دانشجو بتواند درس بخواند؛ طلبه بتواند درس بخواند؛ دانشمند بتواند تحقیق خودش را بکند؛ صنعتگر، کشاورز، بازرگان، بتوانند همه کارشان را انجام بدهند. محیط دانشگاه هم باید محیط امنى باشد؛ جوانهاى مردم توى این مجموعهى دانشگاه جمعند، مردم میخواهند جوانهاشان در محیط امنى باشند. این کسانى که محیط دانشگاه را با این اغتشاشگرى ناامن میکنند، با مردم مواجهاند، با مردم طرفند. البته دستگاههاى قانونى هم وظائفى دارند؛ باید به این وظائف عمل کنند.
بدانید جوانان عزیز! طلاب عزیز! فضلاى جوان! بدانید که این آیهى مبارکه: «فامّا الزّبد فیذهب جفاء و امّا ما ینفع النّاس فیمکث فى الارض»،*** 1 رعد: 17؛ «... اما کف بیرون افتاده از میان میرود، ولى آنچه به مردم سود میرساند، در زمین [باقى] میماند...» *** امروز مصداق تام و تمامى در زمان شما دارد و این را شما خواهید دید. به فضل الهى خواهید دید که «و امّا ما ینفع النّاس فیمکث فى الارض»، این بناى استوار که هندسهى آن الهى است، بناى آن هم با دست یک مرد الهى است، بقاء آن هم با ارادهى این ملت عظیم و با ایمان این ملت عظیم است، استوار خواهد ماند و انشاءاللَّه این درخت روزبهروز ریشهدارتر خواهد شد و خواهید دید که این مخالفان، این کسانى که با این بنا، با این حق و حقیقت مخالفت میکنند، «فیذهب جفاء»؛ اینها در مقابل چشم شما انشاءاللَّه نابود خواهند بود.
امیدواریم خداوند متعال قلب مقدس ولىعصر را نسبت به همهى ما مهربان بفرماید و دعاى آن حضرت را شامل حال ما بفرماید و ارواح طیبهى شهدا و روح امام بزرگوار را انشاءاللَّه از ما راضى کند.
والسّلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته
پیام رهبر معظم انقلاب به آقای اسماعیل هنیّه نخست وزیر دولت قانونی حماس
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی به آقای اسماعیل هنیّه نخست وزیر دولت قانونی حماس، با اشاره به شکست و خفت ارتش مجهّز رژیم صهیونیستی در مقابل "صبر و شجاعت و فداکاری" مجاهدان دلیر و مردم مظلوم غزه تأکید کردند: ایمان و ایستادگی شرافتمندانه شما و آحاد مردم غزه در برابر یکی از فجیع ترین جنایات جنگی تاریخ، "آمریکا، حامیان رژیم صهیونیستی و خیانتکاران و منافقان امت اسلامی" را رسوا کرده است و ضمن به اهتزاز درآوردن پرچم عزت امت اسلامی دشمن ضد بشر را هر روز دچار ذلت بیشتری خواهد کرد. متن پیام به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
برادر مجاهد جناب آقای اسماعیل هنیّه
سلام علیکم بما صبرتم
صبر بیست روزهی شما و مجاهدان دلیر و از جان گذشته و آحاد مردم غزه در برابر یکی از فجیع ترین جنایات جنگی جهان و تاریخ، پرچم عزت را بر سر امت اسلام به اهتزاز در آورده است. شما ثابت کردید که دل سرشار از ایمان به خدا و قیامت و روح منیع و عزیز مسلمانی که ذلت و تسلیم دربارهی ظلم و زور را بر نمی تابد، آنچنان قدرتی می آفریند که حکومتهای جبّار و مستکبر و ارتشهای مجهّز در برابر آن ناتوان و ذلیل اند.
ارتشی که قدرت فداکاری و شهادت طلبی شما آن را بیست روز است پای در گل در پشت دروازه های غزه به خفت افکنده همان است که ظرف شش روز بخشهای عظیمی از سه کشور عربی را زیر سیطرهی خود در آورد. به ایمان و توکل خود، به حسن ظنّ خود به وعدهی الهی، به صبر و شجاعت و فداکاری خود ببالید که امروز همهی مسلمانان به آن میبالند. جهاد شما تا امروز آمریکا و رژیم صهیونیست و حامیان آنان و سازمان ملل و منافقان امت اسلامی را رسوا کرده است.
امروز نه فقط ملّتهای مسلمان، که بسیاری از ملتهای اروپا و آمریکا حقانیت شما را از بن دندان پذیرفته اند. شما همین امروز هم پیروزید و با ادامهی این ایستادگی شرافتمندانه دشمن زبون و ضد بشر را باز هم بیشتر به ذلت و شکست خواهید کشاند. انشاءالله
بدانید که "ما وَدَّعَک رَبُّک و ما قَلی" و بدانید که "و لَسَوفَ یُعطِیک رَبُّکَ فَتَرضَی" انشاءالله با اینحال حوادث خونین و فاجعه بار غیر نظامیان فلسطینی بخصوص کودکان مظلوم و معصوم، دلهای ما را غرق خون کرده است. حوادث ناشی از جنایتهای غاصبان فلسطین که هر روز چندین بار از همهی کانالهای تلویزیونی ما پخش می شود ملت ما را ماتمزده و عزادار ساخته است. اَعظَمَ الله لَکُم الجَزاء وَ عَجَّل لَکُم النَّصر، بدانید که وعدهی خدا راست است که فرمود: " وَ لَیَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِیٌّ عَزِیز" و فرمود: "وَ مَن جاهَد فَانّما یُجاهِدُ لِنَفسه ..."
خیانتکاران عرب هم بدانند که سرنوشت آنان بهتر از یهودیان جنگ احزاب نخواهد بود که خداوند فرمود: "و اَنزَلَ الَّذین ظَاهَرُوهُم مِن اَهلِ الکِتَاب وَ مِن صَیَاصِیِهم ..." ملتها با مردم و مجاهدان غزه اند. هر دولتی که بر خلاف این عمل کند فاصلهی خود و ملّتش را عمیق تر میکند و سرنوشت چنین دولتهایی معلوم است. آنها نیز اگر به فکر زندگی و آبروی خودند باید سخن امیرالمؤمنین علیه السلام را به یاد آورند که فرمود: "المَوتُ فی حَیاتِکُم مَقهورین وَ الحَیاةُ فی مَوتِکم قاهِرین" به شما و مبارزان غزه و همهی مردم مظلوم و مقاوم شما درود می فرستم و در کنار همهی تلاشهایی که دولت جمهوری اسلامی ایران در حمایت از شما وظیفهی خود دانسته است، شب و روز هم شما را دعا میکنم و صبر و نصرت را برای شما از خداوند عزیز قدیر مسألت می کنم.
و السلام علیکم و علی عباد الله الصالحین و رحمة الله و برکاته
سید علی حسینی خامنه ای
18 محرم 1430
26 دیماه 1387
منبع : پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری
بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار جمع کثیرى از بسیجیان کشور - 4/9/1388
بسماللَّهالرّحمنالرّحیم
خوشامد عرض میکنم به همهى شما عزیزان - برادران، خواهران - بسیجیان سرافراز. از لحاظ تاریخى، این روزها روزهاى نشاندار و بزرگى است: شهادت امام باقر (علیهالسّلام) که یک شهادت داراى پیام بود؛ لذا خود امام باقر وصیت کرد که بعد از او تا ده سال در منا به مناسبت این رحلت، یادبود برپا شود. در میان ائمهى ما این بىسابقه است، بىنظیر است. یاد امام باقر، یعنى یاد سر برآوردن حیات دوبارهى جریان اصیل اسلامى در مقابلهى با تحریفها و مسخهائى که انجام گرفته بود.
خاطرهى دیگر، خاطرهى روز عرفه و روز عید قربان است؛ که از روز عید قربان تا روز عید غدیر، در واقع یک مقطعى است متصل و مرتبط با مسئلهى امامت. خداى متعال در قرآن یاد میفرماید: «و اذ ابتلى ابراهیم ربّه بکلمات فأتمّهنّ قال انّى جاعلک للنّاس اماما».*** 1 بقره: 124؛ «و چون ابراهیم را پروردگارش با کلماتى بیازمود و وى آن همه را به انجام رسانید، [خدا به او] فرمود: من تو را پیشواى مردم قرار دادم ... » *** ابراهیم از طرف پروردگار منصوب شد به امامت. چرا؟ چون از عهدهى امتحانهاى دشوار برآمد. مبدأ این را میشود روز عید قربان به حساب آورد، تا روز عید غدیر که روز امامت امیرالمؤمنین علىبنابىطالب (علیه ءالاف التّحیّة و الثّناء) است. این هم به دنبالهى امتحانات سخت بود. امیرالمؤمنین طول حیات مبارکش را با امتحان - امتحانهائى که از آن سرافراز بیرون آمده است - گذرانده؛ از سیزده سالگى یا یازده سالگى و قبول نبوت تا لیلةالمبیت، یک جوان فداکار و فانى در پیغمبر که آماده است جان خود را فداى پیغمبر بکند - عملاً این را در ماجراى هجرت پیغمبر به اثبات میرساند - و بعد هم آن امتحانهاى بزرگ در بدر و احد و حنین و خیبر و بقیهى جاها. این منصب والا، دنبالهى این امتحانهاست؛ لذا دلها متوجه شده است به اینکه بین عید قربان و عید غدیر یک ارتباط است. بعضى هم این را «دههى امامت» نامیدهاند و نام مناسبى است.
هفتهى بسیج هم یک مقطع مهم است؛ یک یادبود بزرگ است. خوب، هفتههاى زیادى را اعلام کردند، داریم در طول سال؛ اما این یکى یک امتیازات استثنائى دارد؛ چرا؟ چون خود بسیج یک استثناء است؛ یک حادثهى بىنظیر است. اینى که در یک کشور، از یک حقیقت، از یک نظام، مردم با همهى وجود خودشان، با بهترین عناصرشان، با مؤمنترین انسانهایشان دفاع کنند و حد و مرزى در عرصههاى مختلف جهاد و دفاع نشناسند، در جاى دیگرى من سراغ ندارم؛ لااقل در این دنیاى نزدیک به زمان خودمان - که دنیاى انقلابها و تحولها و نظامهاى گوناگون بوده - بنده چنین چیزى را سراغ ندارم؛ این مخصوص انقلاب ماست؛ و این دل نورانىِ امام بزرگوار ما بود که به این حقیقت دست یافت و به الهام الهى و به کمک الهى این را تحقق بخشید و زمینهى عظیمِ دلهاى منور مردم مؤمن، یک چنین محصولى را به انقلاب داد. بسیج این است.
وقتى با حقیقت معنا به بسیج نگاه شود، بسیج رمز پایدارى و ماندگارى و عزت ملى است. جمعى از بهترین و مؤمنترین مردم در هر عرصهاى که کشور و نظام به آن احتیاج دارد، بىمحابا وارد شوند، همهى توان خودشان را کف دست بگیرند، بیاورند توى میدان، اجر و مزدى هم نخواهند، نام و نشانى هم برایشان مطرح نباشد؛ این خیلى چیز مهمى است. ما عادت کردهایم؛ مثل خیلى چیزهاى مهمى که انسان به آنها عادت میکند و اهمیت آنها را توجه نمیکند. چنین چیزى در جاى دیگرى نیست.
خوب، اولین عرصهاى که بسیج را به خود جذب کرد، عرصهى دفاع از استقلال کشور و از مرزهاى کشور بود. بحث جان بود، بحث کنار گذاشتن همهى لذتهاى زندگى بود؛ پیر و جوان هم نشناخت؛ همه آمدند: زنها آمدند، مردها آمدند، نوجوانها آمدند، پیرهاى سالخورده آمدند وارد میدان شدند و امتحان دادند. کدام امتحان از این بالاتر؟ آن زمان هم بودند کسانى که حاضر نبودند از جانشان یا از مالشان یا از استراحتشان، هیچ مایهاى براى کشور و براى انقلاب و براى استقلال کشور بگذارند؛ لیکن یک جمع کثیرى از مردم آمدند وسط میدان، همه چیزشان را آوردند وسط میدان - از جان، از مال، از آسایش، از آبرو - و استقلال و عزت کشور را حفظ کردند.
مطمئن باشید اگر حضور بسیج مستضعفین در هشت سال دفاع مقدس نبود، امروز سرنوشت کشور چیز دیگرى بود؛ دشمن مسلط میشد و این حرکت عمومى، این هیجان عمومى، این جوانى که خودش مىآمد، همهى خانوادهى خودش را هم در پشت جبهه در حال و هواى دفاع از انقلاب و دفاع از کشور و دفاع از نظام قرار میداد، پدید نمىآمد؛ این خیلى حادثهى عظیمى بود.
بعد از دوران جنگ هم در همهى حوادث، بسیج جلودار بوده است، پیشرو بوده است، خطشکن بوده است. اگر بحث اقتدار سیاسى و ایستادگى سیاسى مطرح بوده، این جریان عظیمِ بسیج مردم در سرتاسر کشور این شعار را تثبیت کردند، به رخ دنیا کشیدند؛ اگر بحث فرهنگى بوده است، اگر بحث سازندگى بوده است، چقدر در سرتاسر این کشور کارهاى عظیم به وسیلهى نیروهاى بسیجى انجام گرفت. حتّى در میدانهاى علمى - اشاره کردند؛ این بیانات، بیانات خوبى بود - در عرصه هاى علمى، جوانان مؤمن که خصوصیتشان همین است که مؤمناند، دنبال نام و نشان نیستند، از همهى ظرفیت استفاده میکنند؛ هدف هم آرمانهاى نظام اسلامى است. معناى بسیجى این است. جوانهائى با این خصوصیات وارد میدان شدند. امروز افتخارات کشور، ساخته و پرداختهى دست همین انسانهاى خدوم و باارزش است. نشناختن این حقائق - یعنى نشناختن معناى بسیج - خود این، ظلم به بسیج است.
بعضى تصور کردند بسیج منحصر است در همین تعداد گردانهاى بسیجى یا سازمانهاى نظامى بسیجى - اینها البته جزو بهترین بسیجىها هستند - اما بسیج فقط این نیست؛ بسیج گسترده است، در همهى عرصهها. شاید صدها برابر یا بیش از صدها برابر آن تعدادى که در قالبهاى نظامى هستند، در قالبهاى غیر نظامى هستند، در بخشهاى مختلف؛ در دانشگاه یک جور، در کارگاه یک جور، در قشرهاى مختلف مردم یک جور، در روستاها یک جور، در شهرها یک جور، در میان عشایر یک جور، در حوزههاى علمیه یک جور. بسیج حضور دارد؛ یک حضور فراگیر و مقتدر و تمامنشدنى. بسیج نه به پول وابسته است، نه به عنوان و جاه و جلال وابسته است، نه به دستور از بالا وابسته است. معیار بسیج، بصیرت است و ایمان. ایمان از دل او میجوشد، او را به کار وادار میکند؛ بصیرت هم به او تفهیم میکند که چگونه حرکت کند، معیارها را چگونه تشخیص بدهد، راه را چگونه طى کند. این معناى بسیجى است.
هیچ تشکل دیگرى قابل مقایسهى با مجموعهى بسیج نیست. این شکل سازمانیابى بسیجى هم دیگر قابل تکرار نیست، قابل تقلید نیست؛ این مخصوص خود بسیج است، خصوصیت هم متعلق به بسیج است. نشناختن این، ظلم است به بسیج. و وقتى انسان حقیقت بسیج را میداند، آن وقت میفهمد سرّ مخالفتها و دشمنىها و عنادهائى که هدایت میشود از طرف دشمنان انقلاب و دشمنان کشور و دشمنان نظام به سوى بسیج؛ علت این دشمنىها را انسان میفهمد. قلههاى بلند، بیشتر آماج قرار میگیرند. نشانهاى برجسته، زودتر مورد توجه واقع میشوند و آماج دشمنى قرار میگیرند.
دشمنان میدانند که حضور بسیجى، واقعیت بسیج در کشور و در میان ملت ایران چقدر اهمیت دارد؛ لذا همت میگمارند بر اینکه این حقیقت مؤثر و کارآمد و نافذ را مورد تهاجم قرار بدهند. البته این مظلومیت است. مظلومیت، مطلقاً به معناى ضعف نیست. قوىترین انسانهاى دنیا هم مظلوم واقع شدند. امیرالمؤمنین نیرومندترین انسان دورانهاى گوناگون است و مظلومترین انسانها هم هست. انقلاب ما و نظام جمهورى اسلامى جزو مقتدرترین و نافذترین پدیدههاى دوران معاصر است، اما مظلوم هم هست. شخص امام بزرگوارمان - یک انسان مقتدر و قوى که میتوانست دنیا را تکان بدهد و تکان داد - جزو مظلومترین انسانهاى زمان خودش بود. بنابراین مظلومیت منافات ندارد با اقتدار. بسیج مظلوم است، ولى مقتدر است، نافذ است، اثرگذار است؛ این اثرگذارى باقى خواهد ماند و باید این را روزبهروز خود عناصر بسیجى و مجموعههاى بسیجى تقویت و عمیقتر کنند. تا بسیج هست، نظام اسلامى و جمهورى اسلامى از سوى دشمنان تهدید نخواهد شد؛ این یک رکن اساسى است. در قضایاى مختلف هم بسیج کارآمدى خود را کاملاً نشان داده است.
آنچه مهم است براى مجموعههاى گوناگون مؤمن - که در همه جاى کشور، در همهى قشرها، بدون هیچگونه اختلافى حضور دارند؛ که اسم آنها اسم بسیج است؛ توصیف آنها به بسیج، یک توصیف حقیقى و واقعى است - این است که مراقبت کنند، آسیبشناسى کنند، نگذارند نقشههاى دشمن در آسیب زدن و آفت وارد کردن توفیق پیدا کند؛ این مهم است. در همهى حرکتهاى موفق، دو کار لازم است: یک کار، پیشبینىهاى راه براى پیشرفت؛ کار دوم، ملاحظهى نقصها و آفتزدائىها و شناخت آسیبها، براى اینکه ضعفها برطرف شود. این هم پیشبینى است؛ این هم مثل پیشبینى راه پیشرفت، جزو واجبات و فرائض هر حرکت است.
همه این را امروز فهمیدهاند و دانستهاند که مواجههى استکبار با نظام جمهورى اسلامى، دیگر از نوع مواجههى دههى اول انقلاب نیست. در آن مواجهه، زورآزمائى کردند؛ شکست خوردند. مواجههى سخت بود؛ ایجاد جنگ بود، کودتا بود. در اول انقلاب کودتا راه انداختند، شکست خوردند؛ شورشهاى قومى راه انداختند، سرکوب شدند و شکست خوردند؛ جنگ تحمیلى را به راه انداختند که هشت سال به طول انجامید، شکست خوردند؛ پس دنبال این راهها نخواهند رفت، یعنى احتمالش ضعیف است. البته باید همیشه هشیارى نسبت به همهى جوانب باشد. اما این، اولویت استکبار در مواجههى با نظام اسلامى نیست. اولویت، آن چیزى است که امروز به آن میگویند جنگ نرم؛ یعنى جنگ به وسیلهى ابزارهاى فرهنگى، به وسیلهى نفوذ، به وسیلهى دروغ، به وسیلهى شایعهپراکنى؛ با ابزارهاى پیشرفتهاى که امروز وجود دارد، ابزارهاى ارتباطىاى که ده سال قبل و پانزده سال قبل و سى سال قبل نبود، امروز گسترش پیدا کرده. جنگ نرم یعنى ایجاد تردید در دلها و ذهنهاى مردم.
یکى از ابزارها در جنگ نرم این است که مردم را در یک جامعه نسبت به یکدیگر بدبین کنند، بددل کنند، اختلاف ایجاد کنند؛ یک بهانهاى پیدا کنند، با این بهانه بین مردم ایجاد اختلاف کنند؛ مثل همین قضایاى بعد از انتخابات امسال که دیدید یک بهانهاى درست کردند، بین مردم ایجاد اختلافى کردند. خوشبختانه مردم ما بابصیرتند. اینجور کارى در کشورهاى دیگر اوضاع کشور را بکلى عوض کرد؛ در جاهاى دیگر، تردیدافکنى در دلهاى مردم نسبت به یکدیگر؛ یک بهانهاى مثل بهانهى انتخابات را پیش بکشند، ایجاد تردید کنند، دلها را نسبت به یکدیگر چرکین کنند، مردم را در مقابل هم قرار بدهند؛ بعد در میانه، عناصر دستآموزِ مغرضِ معاند را به کارهاى خلاف وادار کنند و مسئولین کشور نتوانند تشخیص بدهند کى بود، چى بود، چه شد. این جزو طرحهاى اساسى است. اینجور کارى را دنبال میکنند.
خوب، شما ببینید در یک چنین وضعیتى چه چیزى بیش از همه براى انسان مهم است؟ بصیرت. بنده بارها بر روى بصیرت تکیه میکنم، به خاطر همین. مردم بدانند چه اتفاقى دارد مىافتد؛ ببینند آن دستى را که دارد صحنهگردانى میکند، صحنه را شلوغ میکند تا در خلال شلوغىهاى مردم، یک عنصر خائنى، یک عنصر دستنشانده و دستآموزى بیاید کارى را که آنها میخواهند، انجام بدهد و نشود او را توى مردم پیدا کرد؛ این کارى است که دشمن میخواهد انجام بدهد. هر اقدامى که به بصیرت منتهى بشود، بتواند عنصر خائن را، عنصر بدخواه را از آحاد مردم و تودهى مردم جدا کند، او را مشخص کند، این خوب است. هر اقدامى که فضا را مغشوش کند، مشوش کند، انسانها را نسبت به یکدیگر مردد کند، فضاى تهمتآلود باشد، مجرم و غیر مجرم در آن مخلوط بشوند، این فضا مضر است، مخالف است.
اصرار بنده بر این است که آحاد مردم، ملت ایران، جریانات مختلف سیاسى، همه در مقابل آن افراد معدودى که با اصل این انقلاب مخالفند، با اصل استقلال کشور مخالفند، هدفشان دودستى تقدیم کردن کشور به آمریکا و به استکبار است، با یکدیگر یکى باشند. دشمن از اینگونه عناصر در داخل ملتها دارد؛ در داخل ملت ما هم اینجور کسانى هستند، معدودى از این قبیل پیدا میشوند. متن ملت، آحاد مردم، این تودهى عظیم مردمى - از خواص تا عامهى مردم - اینها را باید از آن عناصر معدود خودفروخته جدا کرد؛ نباید اشتباه اتفاق بیفتد. من مىبینم در بعضى از اظهارات، در بعضى از حرفها، فضا آنچنان مغشوش میشود که افراد سردرگم میشوند؛ مردم نسبت به همدیگر، نسبت به نخبگانشان، نسبت به مسئولانشان بدبین میشوند؛ این درست نیست.
حالا بعضىها - چه مطبوعات، چه بعضى از عناصر گوناگون - توصیهپذیر نیستند؛ آنها از ما توصیه نمیخواهند؛ معلوم نیست سیاستهاى بعضى از این دستگاهها و مطبوعات و رسانهها را کى معین میکند و کجا معین میشود - نانشان در ایجاد اختلاف است - اما آن کسانى که مصالح کشور را میخواهند، مایلند حقائق را غالب کنند، من توصیهام به آنها این است که از این اختلافات جزئى و غیر اصولى صرف نظر کنند. شایعهسازى و شایعهپراکنى درست نیست. انسان مىبیند صریحاً و علناً به مسئولین کشور - کسانى که بارهاى کشور را بر دوش دارند - تهمت میزنند، نسبت به اینها شایعهسازى میکنند؛ فرق هم نمیکند، چه رئیس جمهور باشد، چه رئیس مجلس باشد، چه رئیس مجمع تشخیص مصلحت باشد، چه رئیس قوهى قضائیه باشد؛ اینها مسئولین کشورند. مسئولین کشور کسانى هستند که زمام یک کارى به اینها سپرده است؛ مردم باید به اینها اعتماد داشته باشند، حسن ظن داشته باشند. نباید شایعهپراکنى کرد؛ دشمن این را میخواهد. دشمن میخواهد شایعهپراکنى کند؛ میخواهد دلها را نسبت به یکدیگر، نسبت به مسئولین بدبین کند.
دیدید شما در اوائل همین حوادث بعد از انتخابات - این فتنهى بعد از انتخابات - اولین کارى که شد، تردیدافکنى در کار مسئولین رسمى کشور بود؛ در کار شوراى نگهبان، در کار وزارت کشور. این تردیدافکنىها خیلى مضر است؛ دشمن این را میخواهد. جوانان بسیجى باید ایمان را، بصیرت را، انگیزه را، رعایت موازین و معیارها را، اینها همه را با هم ملاحظه کنند.
از جملهى چیزهاى مهمى که باید مورد توجه قرار بگیرد، تنوع عرصههاى حضور بسیج است. این رویکردى که اخیراً براى بسیج اعلام شد - رویکرد علم، نوآورى علمى، کار فرهنگى - بسیار چیز مبارکى است. خیلى کارها هست که باید انجام بگیرد، که جز با روحیهى بسیجى و با همین ایمان جوشان امکانپذیر نیست. مطمئن باشید تا بسیج در این کشور هست، تا این روحیهى صدق و صفا و خدمت بىمزد و منت در میان مردم ما - بخصوص جوانان ما - وجود دارد، دشمن هیچگونه لطمهاى به این انقلاب و به این نظام و به این کشور نخواهد توانست وارد کند.
کسانى هم که با اشارهى دشمن، با تشویق دشمن، با لبخند دشمن، با کف زدن دشمن برایشان، میخواهند با این نظام، با این قانون اساسى، با این حرکت عظیم مردمى مواجه کنند، سرشان را دارند به سنگ میزنند؛ سر به دیوار میکوبند، کار بیهوده میکنند. مراقب باشید، مواظب باشید، نمیشود هر کسى را بمجرد یک خطائى یا اشتباهى گفت منافق؛ نمیشود هر کسى را بمجرد اینکه یک کلمه حرفى برخلاف آنچه که من و شما فکر میکنیم، زد، بگوئیم آقا این ضد ولایت فقیه است. در تشخیصها خیلى باید مراقبت کنید. من تأکیدم به شما جوانان عزیز، فرزندان عزیز خود من، جوانان پرشور این کشور در سرتاسر میهن عزیز، همین است. انگیزهها با شدت، با قوّت، با ایمان کامل، با امید کامل به آینده حفظ بشود؛ اما در تشخیصها و در مصداقهاى مختلف دقت بشود. بىدقتى در مصداقها، گاهى اوقات ضررها و لطمات بزرگى خواهد زد.
به خداى متعال توکل کنید و از خداى متعال کمک بخواهید. من دعاگوى شما هستم. انشاءاللَّه توجهات حضرت بقیةاللَّه (ارواحنا فداه) شامل حال همهى شما و همهى جوانان این کشور و همهى مردم عزیز ما باشد و انشاءاللَّه ادعیهى زاکیهى آن بزرگوار بتواند ما را در همهى این راهها کمک کند و دستگیر این ملت عزیز باشد.
والسّلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته
واکنش برخی نسبت به حرکت عظیم مردم در انتخابات جوانمردانه و اخلاقی نبود
رهبر معظم انقلاب در دیدار اعضای هیئت دولت
خبرگزاری فارس: حضرت آیتالله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی با بیان اینکه انتخابات ریاست جمهوری دهم صفحه تازهای در حیات انقلاب و نظام گشود، فرمودند: البته واکنش برخی نسبت به این حرکت عظیم مردمی، نجیبانه، جوانمردانه و اخلاقی نبود.
به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیتالله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی عصر امروز در دیدار رئیس جمهور و اعضای هیأت دولت بر پیگیری رویکردهای اساسی همچون عدالت، فساد ستیزی، حمایت از طبقات ضعیف، ساده زیستی، توجه به مناطق محروم و تلاش خستگی ناپذیر برای حل مشکلات مردم بویژه تورم و اشتغال تأکید کردند.
ایشان همچنین سند چشم انداز 20 ساله را معیار و ملاک سنجش فعالیتهای دولت برشمردند و دولت دهم را به اجرای کامل سیاستهای اصل 44، پرهیز از شتابزدگی، توجه به دیدگاههای نخبگان، اهتمام به فرهنگ، رعایت دقیق قانون، استقبال از نقدهای خیرخواهانه، مغتنم شمردن توصیه های علما و مراجع و طراحی و تدوین الگوی اسلامی - ایرانی پیشرفت توصیه کردند.
در این دیدار که اعضای دولت نهم نیز حضور داشتند رهبر انقلاب اسلامی یاد شهیدان رجایی و باهنر را گرامی دانستند و با اشاره به تثبیت و استقرار دولت افزودند: حضور 85 درصدی ملت در انتخابات پرشور و فراموش ناشدنی 22 خرداد، نشان دهنده اراده، اختیار و احساس مسئولیت مردم در تعیین مسئولان کشور است که همه باید این لطف بزرگ خداوند را نسبت به نظام و انقلاب، شاکر باشند.
حضرت آیتالله خامنهای، با اشاره به ضرورت درک صحیح پیام های حضور چهل میلیونی مردم در انتخابات و انتخاب یک رئیس جمهور با نصاب جدید حدود 25 میلیونی خاطرنشان کردند: اگر مسئولان کشور و نخبگان و زبدگان سیاسی این پیامها را درک کنند بسیاری از گرهها و مشکلات حل می شود.
ایشان حضور 85 درصدی ملت در انتخابات دهم ریاست جمهوری را پتک جمهوریت بر سر دشمنان انقلاب دانستند و افزودند: ملت و انقلاب اسلامی با این حرکت جمهوریت خود را با فریادی قوی اثبات کردند.
حضرت آیتالله خامنهای تثبیت اسلامیت نظام را از دیگر پیامهای انتخابات 22 خرداد برشمردند و افزودند: سخنان نامزدهای ریاست جمهوری مبنی بر پایبندی به اسلام و انقلاب و خط امام نیز در واقع نشان می دهد که ملت به این سمت گرایش دارد و به همین علت نامزدهای محترم تلاش می کردند خود را دلبسته امام و انقلاب نشان دهند.
رهبر انقلاب اسلامی در همین زمینه افزودند: انتخابات ریاست جمهوری دهم صفحه تازه ای در حیات انقلاب و نظام گشود البته واکنش برخی نسبت به این حرکت عظیم مردمی، نجیبانه، جوانمردانه و اخلاقی نبود اما آنچه برای کشور و تاریخ مهم و ماندنی است نعمت الهی حرکت عظیم مردم و جریان پربرکت انقلاب اسلامی است.
ایشان مسئولان و بیش از همه رئیس جمهور را به شکرگزاری و مغتنم شمردن این نعمت الهی و پرهیز کامل از غرور فراخواندند و تأکید کردند: باید به رأی مردم مفتخر و مستظهر بود اما در اوج تواضع، از هرگونه غرور پرهیز کرد چرا که غرور از دامهای بزرگ شیطان است و انحرافات و انحطاطات گوناگونی را بهمراه می آورد.
حضرت آیتالله خامنهای با تشکر از زحمات یکایک اعضای دولت پرتلاش نهم، ورود به عرصه خدمت به مردم را به دولت دهم خوش آمد گفتند و افزودند: موقعیت کنونی، کار فراوان کمی همراه با ظرافت و کیفیت کامل می طلبد که به فضل الهی آقای رئیس جمهور خستگی نشناس و پرانرژی در همین مسیر حرکت می کنند.
رهبر انقلاب اسلامی با بیان توصیه های دهگانه به دولتمردان افزودند: توکل و توجه به خدا و مستحکم ساختن درون و باطن، مهمترین عامل پیروزی بر همه مشکلات و دشواریهاست.
ایشان دولت دهم را به آمادگی برای مواجهه با انواع بدخواهی ها و توطئه ها توصیه کردند و افزودند: علیه این دولت و علیه نظام تلاشهای فراوانی انجام خواهد شد اما تواناییها، امیدها و فرصتهای دولت و ملت بیشتر از همه توطئه ها و مشکلات پیش روست.
رهبر انقلاب اسلامی ادامه رویکردهای اساسی دولت نهم نظیر عدالت، مبارزه با فساد، حمایت از قشرهای ضعیف، ساده زیستی، توجه به مناطق محروم و تلاش بی پایان برای حل مشکلات مردم را ضروری خواندند و افزودند: ادامه تلاش در این مسیر، خدا را راضی و مردم را هم خشنود خواهد کرد.
حضرت آیتالله خامنهای، با اشاره به لزوم تعریف دقیق عدالت خاطرنشان کردند: باید در همه کارها و رفتارها، حتی در قضاوتها و موضعگیریها، عدالت و تعادل را شاخص قرار داد.
رهبر انقلاب اسلامی توزیع نشدن عادلانه ثروت و درآمد عمومی کشور را نمونه مشخصی از بی عدالتی خواندند و خاطرنشان کردند: در بحث یارانه ها، قشرهای فقیر از کمکهای دولت بهره کمتری می برند که هدفمند کردن یارانه ها که به دولتهای قبلی نیز توصیه می شد می تواند این مشکل را حل کند.
ایشان در بحث عدالت، توجه به عقلانیت و معنویت را نیز ضروری دانستند و افزودند: برخی برخوردهای افراطی بعضی گروهها در گذشته، اکنون به تغییرات 180 درجه ای مواضع آنها تبدیل شده است چرا که عدالت خواهی آنان با عقلانیت و تفکر همراه نبود.
توصیه سوم رهبر انقلاب به دولت دهم، توجه کامل به سند چشم انداز بیست ساله بود.
حضرت آیتالله خامنهای در این زمینه افزودند: سند چشم انداز به تعبیری، بعد از قانون اساسی مهمترین سند کشور است بنابراین باید هم فعالیتها و جهت گیریهای کاری دولت با شاخص سند چشم انداز سنجیده شود.
ایشان گذشت 4 سال از آغاز اجرای سند چشم انداز را یادآوری کردند و افزودند: باید به سمت آینده روشن پیش بینی شده در این سند مهم حرکت کنیم و دولت دهم باید ضمن تنظیم سرعت اجرای برنامه ها، سهم خود را در تحقق اهداف این سند، پیگیری و ادا کند.
اجرای کامل سیاستهای اصل 44، توصیه دیگر رهبر انقلاب به رئیس جمهور و کابینه جدید بود.
ایشان کارهای انجام شده در این زمینه را ناکافی دانستند و افزودند: نباید منتظر تغییرات اساسی در زیرساختها و تصویب طرح تحول اقتصادی ماند و کار را به بن بست رسیده فرض کرد بلکه باید به هر شکل ممکن، در مسیر اجرای سیاستهای اصل 44 به جلو رفت.
رهبر انقلاب اسلامی حل مشکلات اقتصادی کشور و مردم به ویژه تورم و اشتغال را بسیار مهم خواندند و افزودند: باید به گونه ای برنامه ریزی و تلاش کرد که فشار تورمی به مردم از ابعاد مختلف از جمله از ناحیه هزینه خدمات دولتی کم شود.
سخنان حضرت آیتالله خامنهای در دیدار با دولت دهم با تأکید بر پرهیز از شتابزدگی در طرحهای اقتصادی و بهره گیری مناسب از دیدگاههای کارشناسی ادامه یافت.
ایشان در این زمینه تأکید کردند: از دیدگاههای کارشناسی درست و دقیق، به ویژه در مسائل اقتصادی، مالی و پولی به طور کامل استفاده کنید زیرا کم توجهی به مسائل کارشناسی در مباحث اقتصادی ممکن است به زیانهای بزرگی منجر شود.
اهتمام به مسائل فرهنگی و توجه کامل به هدف گذاری صحیح فرهنگی توصیه دیگر رهبری انقلاب به رئیس جمهور و دولت بود.
ایشان تأکید کردند: وظیفه مسئولان، اداره امور زندگی مردم همراه با هدایت جامعه است بنابراین از ظرفیتها و امکانات دستگاههای حکومتی نظیر صدا و سیما، فرهنگ و ارشاد اسلامی، آموزش و پرورش و آموزش عالی به گونه ای استفاده کنید که مردم به مبانی دینی بیشتر علاقمند و پایبند شوند.
حضرت آیتالله خامنهای با رد گرایشهای بی مبنا و افراطی در باب فرهنگ افزودند: باید مسائلی را که مبنای صحیح دینی و شرعی دارد با افتخار تبلیغ و ترویج کرد.
حضرت آیتالله خامنهای دولت دهم را به پایبندی کامل و رعایت دقیق قانون توصیه و خاطرنشان کردند: اگر در مسئله ای، قانون نادیده گرفته شد موضوع به نقض یک قانون ختم نمی شود بلکه راهی برای بی اعتنایی به قانون بازخواهد شد.
سینه گشاده، روی گشوده و گوش شنوا در مقابل نقد و انتقاد هشتمین توصیه حضرت آیتالله خامنهای به دولت جدید بود.
ایشان خاطر نشان کردند: هدف از برخی انتقادهای داخلی که به پشتوانه رسانه های بیگانه صورت می گیرد تخریب است اما نقدهای مصلحانه و خیرخواهانه ای هم وجود دارد که از سوی طرفداران دولت هم نیست که باید به آنها توجه و عمل کرد.
رهبر انقلاب اسلامی اقدام دولت نهم را در تحمل اهانتها و کینه توزیها دارای اجر الهی دانستند و افزودند: نباید در این راه خسته شد یا انتقادهای کوچک را حمل بر دشمنی کرد.
حضرت آیتالله خامنهای رئیس جمهور و همراهانش در کابینه را به مغتنم شمردن توصیه ها و نصیحتهای مراجع، علما و بزرگان دینی توصیه مؤکد کردند و افزودند: بزرگان علما در مناطق مختلف کشور و مراکز حوزه های علمیه، طرفداران نظام اسلامی هستند و خدمات دولت را هم می بینند بنابراین توصیه های آنان از روی محبت و علاقه مندی است و باید مغتنم شمرده شود.
ایشان همچنین استقبال از انتقادات نخبگان و فرزانگان دانشگاهی را موجب قوی تر شدن پشتوانه دولت برشمردند و افزودند: ممکن است نخبگان خیرخواه، اعتراضی هم داشته باشند که لازم است با استقبال از آنها ذهن فعال و پویای نخبگان را برای خود ذخیره کرد.
طراحی و تدوین الگوی اسلامی، ایرانی پیشرفت و استفاده از متفکرین برای تحقق این مهم، آخرین توصیه رهبر انقلاب به دولت بود.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به لزوم همراهی ذاتی عدالت با برنامه های پیشرفت تأکید کردند: بگونه ای حرکت کنید که اقدامات شما در فرصت 4 ساله خدمت، پایه های محکمی برای مسئولان آینده کشور فراهم کند تا انشاءالله در همه زمینه ها حرکتی قوی تر از دولت نهم انجام شود.
در این دیدار محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ضمن ارائه گزارش کوتاهی از عملکرد دولت نهم، اولویت های کاری دولت دهم را برشمرد.
رئیس جمهور با اشاره به میثاق اعضای دولت برای وقف خود بمنظور خدمت به انقلاب و کشور گفت: دولت دهم بنا دارد با همدلی و همفکری درونی و با استفاده از همه ظرفیت های فکری و کارشناسی مأموریتهای خود را با اقتدار به انجام برساند.
احمدی نژاد، مهمترین مأموریت دولت دهم را اهتمام به امور فرهنگی و حاکمیت فضای فرهنگی و اخلاقی در جامعه دانست و افزود: اهتمام به قانون، صیانت کامل از حقوق شهروندان، تقویت همبستگی و وحدت ملی، توسعه مشارکت و نظارت مردمی، پاسخگویی همگان در برابر قانون و ملت، و تأمین فرصت های جدید برای جوانان از مهمترین برنامه های دولت در بخش اجتماعی است.
رئیس جمهور پایداری بر عدالت و ارزشهای الهی، مبارزه قاطع و مستمر با مفاسد اقتصادی و مبارزه با فقر و تبعیض را از دیگر برنامه های دولت دهم برشمرد و تأکید کرد: دولت با برنامه ریزیهای انجام شده، حضور خود را در سراسر ایران پررنگ تر و اثرگذارتر خواهد کرد.
حمایت از آزادیهای سیاسی و اجتماعی در چارچوب قانون، قانونمداری در امور سیاسی، ایستادگی قاطع بر حقوق ملت و ارزشهای انقلاب، و مبارزه با مفاسد سیاسی، اولویتهای کاری دولت دهم در بخش سیاسی است که رئیس جمهور به آنها اشاره کرد و افزود: در بخش اقتصادی، قانون اجرای اصل 44 راهنمای عمل دولت خواهد بود.
احمدی نژاد ایجاد تحول در ساختارهای اقتصادی بویژه طرح هدفمند کردن یارانه ها را از برنامه های اصلی دولت دانست و خاطرنشان کرد: تکمیل حلقه سهام عدالت، گسترش بخش تعاون، توسعه صادرات، گسترش سرمایه گذاری، و مبارزه با تورم در دستور کار دولت است.
رئیس جمهور در بخش سیاست خارجی به استمرار حضور فعال و اثرگذار در عرصه جهانی اشاره کرد و افزود: دولت دهم با اقتدار کامل و از موضع مدعی و طلبکاری از مستکبران، راه انقلابی را در عرصه های جهانی ادامه خواهد داد.
در پایان این دیدار نماز مغرب و عشا به امامت حضرت آیتالله خامنهای اقامه شد و سپس رئیس جمهور و اعضای هیأت دولت روزه خود را به همراه رهبر انقلاب اسلامی افطار کردند.
نظرات ()
