فیلم داش آکل ساخته مسعود کیمیایی
افسوس می خورم که چرا این فیلم را زودتر ندیده بودم. فیم معرکه ای بود. فیلم بر اساس داستان "داش آکل" نوشته صادق هدایت که در مجموعه "سه قطره خون" در سال 1311 نوشته شده ، ساخته شده است. البته این داستان، خیلی کوتاه است و فقط 8 صفحه دارد و در فیلم موضاعاتی جدید به فیلم اضافه شده است. قرار بوده است جای نقش اول فیلم یعنی بهروز وثوقی که نقش داش آکل را بازی کرده است آنتونی کویین بازی کند که بنا به دلایلی این اتفاق نیفتاد. کیمیایی گفته است که اگر قرار باشد امروز باز هم این فیلم را بسازم سیاه و سفید می سازم. رخت خواب همیشه پهن و قمه ای که روی طاقچه ی اتاق داش آکل است دارای مفاهیمی است که فقط فیلم سیاه و سفید می تواند آنرا نشان دهد.
توصیه می کنم قبل از دیدن فیلم، ابتدا داستان را بخوانید. هم داستان داش آکل و همین طور دیگر کتابهای صادق هدایت را وبلاگ خودم قرار داده ام. جمله ی طلایی که فراوان در فیلم ، ابتدا از زبان رقاصه و چندین بار از زبان داش اکل گفته شده این است : "وقتی مرد، غم داره، یه کوه درد داره" .
داستان فیلم را تعریف نمی کنم چون دوست دارم خودتان ببینید. در انتهای فیلم جمله ای نوشته می شود که از اولین خطوط کتاب "بوف کور"صادق هدایت است ، که مطمین هستم برای خیلی اط شما آشنا است :
" در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد. این دردها را نمی شود به کسی اظهار کرد ، چون عموماً عادت دارند که این دردهای باورنکردنی را جزو اتفاقات و پیش آمدهای نادر و عجیب بشمارند و اگر کسی بگوید یا بنویسد ، مردم ..."
حالا که گفنم بوف کور، توصیه میکنم آنهایی که این کتاب را نخوانده اند حتما بخوانند و آنهایی که خوانده اند دوباره بخوانند. از آن کتابهایی هست که هربار که بخوانی چیزهای جدیدی در آن کشف می کنی.
نظرات ()