هر دستی بخواهد روی ایران بلند شود، قطع می شود!
رئیس جمهور سه شنبه شب در گفتگوی زنده تلویزیونی از شبکه یک سیما در پاسخ به سوال مجری درباره اوضاع منطقه ای و بین المللی جمهوری اسلامی ایران و تلاش دشمنان ملت ایران برای به انزوا کشاندن کشورمان گفت: ابتدا باید ببینیم ادبیات انزوا و اینکه عده ای بگویند ما می خواهیم فلان ملت را منزوی کنیم از کجاست، خاستگاهش کجاست و از چه زمانی باب شد.
محمود احمدی نژاد تاکید کرد: در طول تاریخ مستکبرانی بوده اند که فکر می کردند همه کاره عالمند و به ویژه در شصت سال اخیر و در دوره ما این ادبیات باب شد.
رئیس جمهور گفت: عده ای بدون هیچ مبنای حقوقی برای خود حق وتو قائل شدند و با اینکه جنگ جهانی دوم در محدوده ای از عالم واقع شد، خود را پیروز این جنگ قلمداد کردند.
احمدی نژاد افزود: این عده برای خودشان حقوق ویژه و انحصاری تعریف و ادبیاتی را در ادبیات سیاسی جهان وارد کردند از جمله اینکه کشوری را منزوی یا مشروعیت دولت ها و ملت ها را تعیین کنند یا فرمان بدهند تا در دنیا فرمان آنان اطاعت شود.
رئیس جمهور اضافه کرد: در پنجاه، شصت سال اخیر این ادبیات رایج بود که پنج، شش کشور خود را جامعه جهانی قلمداد کنند و بگویند همه دنیا ما هستیم اما بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به طور عام و به ویژه در سال های اخیر، این ادبیات رنگ باخته است.
احمدی نژاد گفت: اصلا معادلات جهانی و مناسبات عوض شده و این ادبیات به تاریخ پیوسته است.
رئیس جمهور افزود: در دوره ای که همه درصدد جهانی شدن و جهانی سازی هستند و قرار است مناسبات و مقررات بر اساس روابط نامحدود میان ملت ها تنظیم شود، این حرف ها یا از روی بی اطلاعی گویندگان است یا از روی غرور آنان که خود را به بی اطلاعی می زنند.
چه کسی می تواند ایران را منزوی کند؟
احمدی نژاد گفت: فکر می کنم از روی غرور است و اینکه سرشان را در برف فرو برده اند و دائم حرف می زنند و تصور می کنند همه کشورهای جهان منتظرند ببینند آنها چه فرمانی صادر می کنند تا مردم حرکت و تبعیت کنند.
رئیس جمهور افزود: البته باید بگوییم که این حرکات بیشتر جنگ روانی است تا واقعیت؛ اما به هر حال آنها بسیار علاقه مندند که اینها به واقعیت بپیوندد در حالی که اصلا مناسبات جهان اجازه چنین کاری را به ویژه درباره ایران نمی دهد.
احمدی نژاد گفت: اصلا ملت های اینها حق وتوی آنها و شورای امنیت را قبول ندارند.
رئیس جمهور افزود: چه کسی می تواند ایران را منزوی کند؟ اصلا این کار نشدنی است و علت آن نیز ویژگی های تقریبا منحصر به فرد ایران است.
احمدی نژاد گفت: مهم ترین منطقه دنیا به لحاظ اقتصادی، سیاسی و فرهنگی خاورمیانه است و این منطقه خاستگاه ادیان، فرهنگ ها و تمدن هاست و در خون و فرهنگ مردم جریان دارد و تعطیل شدنی نیست.
رئیس جمهور افزود: خاورمیانه مرکز انرژی دنیا و چهارراه ارتباطی میان قاره هاست.
جایگاه ایران در خاورمیانه قابل انکار نیست
محمود احمدی نژاد افزود: کشورهایی که در خاورمیانه نیستند ، به طور طبیعی از مناسبات جهانی حذف شده اند.
وی با بیان اینکه کشورهای بزرگ با اقتصادهای بزرگ در دنیا وجود دارد، گفت: این کشورها حتی بمب اتم و تسلیحات دارند اما در معادلات جهانی به علت اینکه در نقطه ثقل مناسبات جهانی حضور ندارند، نقشی ندارند.
احمدی نژاد ، رژیم صهیونیستی را یک رکن از ارکان نظام سلطه بیان کرد و افزود : نظام سلطه برای تسلط بر دنیا به آمریکای جنوبی، آسیا و اروپا ، فشار می آورد.
وی گفت: برای دنیا نقشه کشیده اند که چگونه دنیا را زیر سلطه خود بکشند و بر ان مسلط شوند.
رئیس جمهور با اشاره به اینکه برای تسلط بر دنیا ابزاری تعبیه کرده اند، گفت: یکی از این ابزار ، حق وتو و دیگری رژیم صهیونیستی است.
اقای احمدی نژاد با بیان اینکه اینها همه در نظام سلطه بر جهان کارکرد دارد، افزود: در اینجا انسان متوجه می شود که چرا اینقدر اصرار دارند که رژیم صهیونیستی باشد.
وی با بیان اینکه 200 کشور وجود دارد که مشکلاتی برای آنها پیدا می شود، گفت: از هیچ کشوری این قدر دفاع نمی کنند البته اینها ( صهیونیست ها و رژیم صهیونستی) کشور نیستند بلکه جعلی هستند.
احمدی نژاد افزود: همه نظام سلطه بر روی سه یا چهار پایه است که یکی از پایه های اصلی آن رژیم اشغالگر صهیونیستی در خاورمیانه است.
رئیس جمهور با بیان اینکه کشورهای بزرگی حتی در اطراف ما هستند که بمب اتم دارند، گفت: اما از آن زمان که خود را از معادلات خاورمیانه کنار کشیده اند از صحنه های سیاسی دنیا هم حذف شدند.
احمدی نژاد با طرح این سوال که در خاورمیانه به عنوان مهمترین منطقه دنیا کدام کشور مهمتر است؟ گفت: جایگاه ایران قابل انکار و پوشاندن نیست.
رئیس جمهور افزود: ایران هم به لحاظ خاستگاه تمدن بودن و ظرفیت های تمدن سازی و فرهنگ سازی و هم به لحاظ ظرفیت نیروی انسانی، علمی، اقتصادی و از لحاظ ظرفیت های بی پایان سیاسی در طول تاریخ نه فقط در خاورمیانه بلکه ورای خاورمیانه عنصر تعیین کننده در معادلات سیاسی بوده است.
وی با تاکید بر اینکه آنها به ما نیازمند هستند ، گفت: همه کسانی که می خواهند در دنیا نقش آفرینی کنند باید به خاورمیانه بیایند و در این منطقه به ایران نیاز دارند.
احمدی نژاد با بیان اینکه نه تنها در خاورمیانه بلکه در کل دنیا به ایران نیاز دارند ،گفت: ایران امروز در آفریقا، آمریکای جنوبی، آسیا، اقتصاد جهانی و مناسبات سیاسی جهانی حضور دارد.
رئیس جمهور به انزوا کشاندن ایران را حرفی بی ربط و برآمده از دماغ های باد شده مستکبران دانست و افزود: این حرفها متعلق به دوره گذشته است که قابلیت اجرایی ندارد و من تعجب می کنم که چرا این حرف ها را تکرار می کنند.
احمدی نژاد با بیان اینکه تکرار این حرفها از یک نظر به نفع ماست ،گفت: ما به طور دائم به ملتها می گوییم که رفتار آنها استکباری است و توهین آمیز برخورد می کنند که اتفاقاً آنها به ما سند می دهند و طوری رفتار می کنند که همه ملتها حرف ما را بپذیرند.
رئیس جمهور افزود: تعریفی که ما از اینها می کنیم، آنها تعریف را عملیاتی می کنند که این به نفع ماست.
رئیس جمهور ، خاورمیانه را مهم ترین منطقه جهان خواند و گفت: هر کشور و دولتی در دنیا برای حضور تعیین کننده در مناسبات جهانی باید در خاورمیانه به عنوان مقدمه ، حضوری موثر داشته باشد.
اقتدار امروز جهان را افکار عمومی تعیین میکند
رئیس جمهور در پاسخ به این گفته مجری که آنها در پای میز مذاکره هم سعی در منزوی معرفی کردن ملت ایران دارند، گفت: به نظر من خنده دار است یعنی همان ادبیاتی است که خیال می کنند هر کی با آنها نبود وجود ندارد، در حالی که اکثر ملت ها با آنها نیستند وجود هم دارند، ایران هم وجود دارد.
احمدی نژاد افزود: ده ها و صدها کشور وجود دارند که اصلا این نظام سلطه را قبول ندارند؛ بعضی ها بیان می کنند و بعضی ها هم ملاحظاتی دارند؛ طبیعی است چون اینها قدرت مسلط هستند و عقل درستی هم ندارند، خیلی ها هم الان ملاحظه می کنند.
وی اضافه کرد: البته رو به افول هستند؛ همین طور که ادبیاتشان رو به افول است قدرتشان، اقتصادشان و اثرگذاریشان هم رو به افول است.
رئیس جمهور گفت: همان طور که می بینید الان هیچ کاری هم نمی توانند در خاورمیانه انجام دهند.
احمدی نژاد در پاسخ به این سوال که آیا امیدی به اصلاح این وضع در جهان هست، گفت: قطعا همین طور است؛ اولا اقتدار را الان افکار عمومی تعیین می کند یعنی منشأ اقتدار، افکار عمومی و داشته های ذاتی، فرهنگیو علمی و توانمندی ها و استعدادهای بالقوه و بالفعل یک ملت است.
رئیس جمهور افزود: افکار عمومی دنیا الان با کیست؟ خودشان هم می دانند با ملت ایران است؛ نه اینکه ملت ایران خودش را برتر از دیگران می داند؛ ملت ایران شجاعتی دارد که حرف دل ملت ها را بیان می کند.
احمدی نژاد گفت: طبیعی است که ملت ها با ما همراهی کنند، در خاورمیانه یک نظر سنجی کنید قریب به اتفاق ملت ها طرفدار ایران هستند.
رئیس جمهور افزود: ایران حرف ملت ها را می زند، حرف حق و عادلانه می زند و ملت ها طرفدار آن هستند، همه جای دنیا همین طور است، حتی در امریکا و اروپا.
احمدی نژاد گفت: آنها با شیوه های خفقانی که دارند اجازه نمی دهند نظر ملت ها به خصوص در اروپا و امریکا بیان شود.
وی افزود: این حرف متعلق به گذشته به خصوص درباره ایران معنا ندارد اگر هم معنا داشت اجرایی نبود چون آنها به ما نیاز دارند بیش از آنکه ما به آنها نیاز داشته باشیم.
رئیس جمهور گفت: ما بدون آنها توانستیم زندگی کنیم آنها بدون ما نمی توانند زندگی کنند.
احمدی نژاد افزود: من بیشتر این را از آن روحیه استکبار و حالاتی که در گذشته زندگی می کنند می دانم؛ دنیا عوض شده است و دیگر در دنیا به این حرف ها می خندند.
مجری گفت: آقای رئیس جمهور در مورد گزارش تحلیلی سفر به پنج کشور که خیلی هم سفر فشرده ای بود و در مدت خیلی کوتاه (جمعا چیزی حدود 120 ساعت 5 کشور و هر کدام در یک گوشه دنیا) بفرمایید.
رئیس جمهور پاسخ داد: این سفر از جهات گوناگونی مهم بود دو کشور در غرب آفریقا که در این منطقه کشورهای مهمی هستند و سه کشور در آمریکای لاتین.
احمدی نژاد افزود: سه، چهار ماه بود که همین تبلیغاتی که شما گفتید با حجم گسترده ای در دنیا مطرح بود در عالم واقع چیزی نبود اما تبلیغات همین طور پیوسته تکرار می شد.
رئیس جمهور گفت: لازم بود اولا این (فضا) بشکند و نکته دوم اینکه دنیا به سمت یک وضع جدید حرکت می کند یک گرایش عمومی علیه این نظم موجود به وجود آمده است و همه دنبال یک روابط جدید هستند خارج از این روابط نظام سلطه، این هم باید تقویت می شد.
احمدی نژاد افزود: این گرایش ها در آفریقا هست، در آمریکای جنوبی و در آسیا هم هست.
برزیل به بخش خصوصی ایران تسهیلات میدهد
رئیس جمهوربه زمینه های همکاری های تهران- برازیلیا اشاره و تاکید کرد: در بخش کشاورزی پیشنهادهای خوبی به ما شد و مردم و بخش خصوصی ایران می توانند در آنجا زمین در اختیار بگیرند و تسهیلات بسیار خوب کشاورزی دریافت کنند.
محمود احمدی نژاد با بیان اینکه برزیل بزرگترین کشور در آمریکای جنوبی است، افزود: این کشور هشت و نیم میلیون مترمربع وسعت دارد و همان طور که فرانسه یک پنجم ماست ما نیز از نظر وسعت یک پنجم برزیل هستیم.
وی برزیل را به لحاظ منابع طبیعی بسیار آباد خواند و گفت: برزیل یک کشور رو به پیشرفت و با اقتصاد در حال رشد است ، یکهزار و هشتصد و پنجاه میلیارد دلار تولید ناخالص این کشور در سال گذشته بوده که بر اساس (نرخ برابری قدرت خرید) تقریباً سه برابر ماست.
رئیس جمهور افزود: همچنان که آنها در کشاورزی و بخش هایی از صنعت پیشرفت خوبی دارند، ایران نیز در فناوری، علم، بخش هایی از هوا- فضا و انرژی توانمندی هایی دارد که به خاطر همین توانمندی های دوطرفه تمایل بیشتری برای گسترش روابط ایجاد شده است.
احمدی نژاد به روابط گذشته ایران و برزیل که در حد پایین تری بوده است اشاره و تصریح کرد: این نخستین سفر رئیس دولت در 40 سال گذشته به برزیل بود و ما با آقای لولا رئیس جمهور این کشور که فردی انقلابی است دیدگاه های بسیار نزدیکی داشتیم.
وی عملکرد لولا داسیلوا رئیس جمهور برزیل را در مدت مسئولیتش موفق دانست و افزود: صهیونیست ها و مستکبران از این موفقیت ناراحتند به همین دلیل فشارهای گوناگون به برزیل می اورند.
رئیس جمهور به تغییر تاریخ سفر خود به این کشور اشاره کرد و گفت: ابتدا قرار بود اول سال به برزیل برویم که به خاطر نزدیک بودن به ایام انتخابات و شرایطی که در در برزیل وجود داشت نگران بودم که بهره کافی از این سفر به دو ملت نرسد به همین دلیل نامه ای نوشتم و این سفر را به تأخیر انداختم و در سفری که صورت گرفت نیز آنان استقبال بسیار خوبی از هیأت جمهوری اسلامی ایران داشتند.
احمدی نژاد با بیان اینکه برزیل به دنبال نظم جدید در دنیا و حضور در مناسبات جهانی است، افزود : به طور طبیعی هم آنها به گسترش روابط با ایران تمایل دارند و هم ایران به آنها و برای نخستین بار 150 نفر از مدیران بخش خصوصی، صنعتی و مردمی به این کشور سفر کردند ، 4 کارگروه تشکیل دادند ، در 26 حوزه فعالیت های خود را طراحی کردند و قراردادهای خوبی هم بین شرکت های دو طرف بسته شد.
وی انجام این سفرها را در پیشرفت جهشی روابط اقتصادی دو کشور بسیار مؤثر خواند و گفت: ابتدا پیش بینی شد تا مبادلات اقتصادی به 3 میلیارد دلار سپس به 5 میلیارد و در مرحله بعدی نیز به 10 میلیارد دلار برسد و دو طرف از آن استقبال کردند.
رئیس جمهور به حرکت برزیل در مسیر استفاده از انرژی صلح آمیز هسته ای اشاره و تصریح کرد: هم اکنون آنها نیروگاه دارند اما سوخت را خودشان تولید نمی کنند و علاقه مند هستند از توانمندی ایران در تولید سوخت استفاده کنند.
احمدی نژاد گفت : آنها هواپیما دارند و ما ماهواره و موشک های ماهواره بر داریم و در این زمینه می توانیم ارتباط خوبی داشته باشیم.
وی سفر هیأت اقتصادی ایران به برزیل را برای نخستین بار در تاریخ روابط اقتصادی ارزیابی کرد و افزود: یک جلسه مشترک نیز تجار و بازرگانان دو کشور با رؤسای جمهور داشتند که جلسه خوبی بود و ما حمایت قاطع خود را از ارتباطات آنها بیان کردیم.
رئیس جمهور گفت : در واقع این سفر یک فرصت اقتصادی بسیار خوب برای ما در آمریکای لاتین و برای برزیل در خاورمیانه ایجاد کرد.
احمدی نژاد افزود : در این سفر روابط بخش های خصوصی دو طرف سازماندهی شد و روابط بانکی و گمرکی را نیز تنظیم کردیم و مسأله روادید نیز برای رفت و آمد راحت تر بین دو کشور بررسی شد و پرواز مستقیم را نیز میان دو کشور در دستور کار قرار دادیم.
وی نگاه رؤسای جمهور ایران و برزیل را در بسیاری از موارد مشترک و مشابه خواند و گفت: گفتگوی سازنده و خوب و هدفمند ما که به صورت خصوصی بود بیش از 3 و نیم ساعت طول کشید و به رغم فشارهایی که به دولت برزیل آمد سفر پرباری داشتیم.
رئیس جمهور به سفر رئیس رژیم صهیونیستی به برزیل و نامه اوباما به این کشور برای جلوگیری از انجام این سفر اشاره کرد و افزود: دست آخر چون تلاشهایشان به نتیجه نرسید برای اینکه ژست ابرقدرتی بگیرند به دولتمردان برزیلی گفتند به احمدی نژاد این حرف ها را بزنید و مواضع ما را اینگونه تبیین کنید.
احمدی نژاد گفت: با اینکه آقای لولا زندگی ساده و مردمی در برزیل دارد اما عناصر صهیونیست و مستکبر در آنجا فعالند و به دولت برزیل فشار وارد می کنند.
وی تلاش صهیونیست ها برای سازماندهی تظاهراتی گسترده علیه سفر هیأت ایرانی به برازیلیا را شکست خورده توصیف کرد و افزود: در نهایت با همه دستگاه های تبلیغاتی که داشتند 40- 50 نفر بیشتر جمع نشدند که واقعاً ترحم برانگیز بود که همین جمعیت 40- 50 نفری نیز یک بلندگوی 2 متر در 2 متر در اختیار گرفته بودند و هر چه می خواستند فحش می دادند.
رئیس جمهور نگرانی دولت برزیل را از این فشارها ندانست و تصریح کرد: آنها نگران پایگاه های نظامی هستند که آمریکا در برخی کشورهای آمریکای لاتین ایجاد کرده است؛ آمریکایی ها در آمریکای لاتین به طور کلی مردم را از دست داده اند و می خواهند از حوزه نظامی وارد شوند که نمونه اش کودتا در هندوراس است و برخی تحرکات را نیز در همین زمینه انجام می دهند که مطمئناً شکست خورده ، است.
احمدی نژاد فضای مذاکرات تهران و برازیلیا را بسیار نزدیک و در قریب به اتفاق موضوعات مشترک توصیف کرد و افزود: دو طرف معتقد بودند نظامات ظالمانه باید از بین برود و به آخر خط رسیده است و باید نظام جدید ، فارغ از همه این قید و بندها و با مشارکت همه ملت ها ایجاد شود.
وی گفت: همکاری در همه زمینه ها از نظر سیاسی و در خصوص اقتصادی هم بدون حد و مرز مورد تأکید دو طرف بود و ما در موضوعات مختلف از آنها حمایت کردیم و هم آنها از ما و در شورای حکام نیز رأیشان ممتنع بود که منفی حساب می شود و آن هم به خاطر این بود که نتوانستند اجماع ایجاد کنند.
رئیس جمهور دیدارهای خود را با رؤسای مجلس سنا و نمایندگان برزیل موفق دانست و افزود: همه آنها بر این تأکید داشتند که می خواهند روابطشان را با ایران گسترش دهند و فضای عمومی فضای همکاری بود.
احمدی نژاد به انتخابات در پیش روی برزیل اشاره کرد و گفت: قدرت ها بسیار تلاش می کنند تا نتیجه انتخابات را از حوزه گروه های متفکر و مردمی در آنجا خارج کنند و مسلماً پول زیادی هم خرج خواهند کرد.
فضای مناسب برای توسعه روابط با بولیوی
رئیس جمهوربه سفر خود به بولیوی اشاره کرد و گفت: بولیوی کشوری است که صد سال زیر دست کشور آمریکا بوده و تمام اقتصاد، نفت و گازش به تاراج رفته است و حدود 12 تا 13 میلیون نفر جمعیت دارد و مردمش فقیر هستند و نفتشان را برده اند و هیچ چیزی به آنها نداده اند.
وی افزود: بسیاری از کشاورزان تراکتور برای کار کشاورزی ندارند و تراکتور چیز جدیدی برای آنهاست در حالی که ثروتمند هستند.
احمدی نژاد گفت: بزرگ ترین معدن لیتیوم را دارند و معادن دیگر نیز در آنجا هست و حاصلخیزترین زمین های کشاورزی در مقیاس میلیون هکتاری در آنجا هست.
رئیس جمهور افزود: از طرفی نفت و گاز دارند اما نفت و گاز آنها را برده اند و چیزی به آنها نداده اند.
وی گفت: رئیس جمهورشان انقلابی است و نگاه انقلابی دارد و کشاورززاده است و آمریکایی ها نیروهای بومی آنجا را به مسلخ کشیده اند و آنها را در تحقیر و فقر کامل در اسارت نگه داشته اند اما عده ای از میان خودشان آنها را ثروتمند کرده است.
احمدی نژاد افزود: این مردم اکنون بیدار شده اند و واقعا می خواهند کار کنند و ما نیز رابطه اقتصادی و سیاسی خوبی با آنها داریم یعنی یک فضای مناسبی هست تا خدمات فنی و مهندسی ما و کارشناسان و شرکت های ما در آنجا حضور پیدا کنند.
وی اضافه کرد: اکنون نیز گروه های خصوصی در آنجا کارخانه شن می سازند که بازار بسیار خوبی پیدا کرده اند و این بازار نامحدود است و هر قدر بتوانند کار کنند آنجا تقاضا هست و چند تا کارخانه دیگر نیز بعدا افتتاح خواهد شد.
رئیس جمهور گفت: البته درمانگاه هلال احمر نیز در آنجا افتتاح شد که کاری انسانی و عام المنفعه است و مردم بسیار استقبال کردند.
وی افزود: دفتر وزارت نفت در آنجا تاسیس شد چون در بخش سرمایه گذاری نفت و بهره برداری از نفت حتما باید حضور داشته باشیم و همکاری کنیم.
احمدی نژاد گفت: البته ونزوئلا و دیگران نیز هستند که باید به صورت سه جانبه نفت، گاز و پتروشیمی سرمایه گذاری هایی انجام شود که افتتاح خود دفتر نفت کار بزرگی بود.
وی افزود: رئیس جمهور بولیوی صحبت جالبی در حضور رسانه ها انجام داد و اعلام کرد تا امپریالیسم هست ملت ها پیشرفت نمی کنند و آبادانی اتفاق نمی افتد و استدلال کرد که آنها مناسبات را طوری بسته اند که همه ثروت های ما به جیب آنها می رود پس ما خودمان چه کاره هستیم و ما می خواهیم بسازیم و مقابل آنها می ایستیم.
احمدی نژاد گفت: رئیس جمهور بولیوی خیلی قوی از ایران صحبت کرد که ایران الگوست و مشی ملت ایران الگوست و تجربیات ایران کمک ملت بولیوی و ملت آمریکای جنوبی است و چند توافقنامه در آنجا برای سرمایه گذاری های جدید و فعالیت های اقتصادی جدید امضا شد.
بزرگترین قرارداد اقتصادی ایران با ونزوئلا
محمود احمدی نژاد با توضیح دستاوردهای سفر به 5 کشور آفریقایی و آمریکای لاتین افزود : ونزوئلا کشور بزرگی است که با یک میلیون کیلومتر مربع وسعت سومین کشور آمریکای جنوبی محسوب می شود.
وی گفت : این کشور منابع غنی نفت و معادن دارد و از سرزمین های حاصلخیز کشاورزی برخوردار است.
احمدی نژاد اظهار داشت : ونزوئلا با 35 میلیون نفر جمعیت جایگاه ممتازی در منطقه دارد.
رئیس جمهور با اشاره به اینکه چاوز رئیس جمهور ونزوئلا انقلابی بوده و از طرفداران انقلاب اسلامی ایران است ،اضافه کرد: در این کشور استقبال گرمی از هیئت ایرانی شد.
احمدی نژاد گفت: در ونزوئلا از ابتدا استقبال بسیار گرمی از ما کردند و هوگو چاوز تاکید می کرد که با استفاده از راه امام (ره) و انقلاب اسلامی ، ونزوئلا را خواهیم ساخت.
رئیس جمهور گفت : دولت ونزوئلا همچنین از رهبری و ملت ایران بسیار تعریف و تجلیل می کند.
احمدی نژاد افزود: کارهای گسترده ای میان ایران و ونزوئلا در حال انجام است از جمله حضور یک شرکت ایرانی برای ساخت 10 هزار واحد مسکونی که 4 هزار واحد آن افتتاح شد و بقیه بزودی در اختیار مردم ونزوئلا قرار می گیرد.
رئیس جمهور با بیان اینکه در ونزوئلا بخش زیادی از مردم مسکن درستی ندارند ، تاکید کرد : آقای چاوز همت و تلاش کرده است که مردم را صاحب خانه کند به طوری که علاوه بر شرکت ایرانی ذکر شده ، شرکت دیگری از کشورمان قرارداد ساخت 7 هزار واحد مسکونی و همچنین قرارداد دیگری به استعداد 10 هزار واحد مسکونی با شرکت اولی نیز در حال انعقاد است.
احمدی نژاد با بیان اینکه طرح های بزرگی در زمینه ساخت کارخانه های شیر، آرد، تراکتورسازی، خودروسازی، بانک و صندوق مشترک میان دو کشور منعقد شده است، اضافه کرد: در سفر اخیر به ونزوئلا 70 شرکت با 140 نفر از متخصصان و تجار کشورمان5 میلیارد دلار با شرکت های ونزوئلایی قرار بستند که در تاریخ اقتصاد دو کشوربی سابقه است.
رئیس جمهور گفت: البته مقدمات این قراردادها از قبل آماده شده بود.
احمدی نژاد تصریح کرد : در این سفر سه ساعت نشست خصوصی داشتیم که در آن مسائل جهان، منطقه و دو کشور بررسی شد.
رئیس جمهور افزود: از جمله نگرانی جدی حضور نظامیان در آمریکای لاتین بود که در این نشست مورد بررسی قرار گرفت و راههای رفع نگرانی، تقویت قدرت ملتها و انتقال تجارب دو ملت حاصل گفتگوی سه ساعته ما بود.
احمدی نژاد با اشاره به نشست سه ساعته مقامات دو کشور گفت: در این نشست که به طور زنده از شبکه های تلویزیونی پخش می شد بسیاری از طرح های اقتصادی و برنامه های آینده امضا شد.
رئیس جمهور افزود: از اتفاقات شیرین در ونزوئلا واگذاری یکی از واحدهای مسکونی ساخته شده توسط شرکت ایرانی به پیرزنی ونزوئلایی بود که خانه خود را تحویل می گرفت.
احمدی نژاد گفت : این خانم ابتدا با تشکر از ملت و دولت ایران و همچنین آقای چاوز به دو نکته اشاره کرد و اظهار داشت پیش از دولت آقای چاوز هیچ مسئولی به مناطق فقیرنشین سر نمی زد و اعتنایی به اکثریت مردم محروم نمی کرد و دوم اینکه ایرانی ها برای ما خانه و رفاه می آورند (رئیس جمهور اشاره کرد که آنها پول این خانه ها را می پردازند) اما آمریکا برای ما پایگاه نظامی می آورد ،دنیا ببیند ایران بمب نیاورده، اقتصاد و رفاه را برای ما به ارمغان آورده است.
غربیها نگران پیشرفت علمی ایران
رئیس جمهور به طرح های مشترک میان ایران و کشورهای ثالث اشاره کرد و گفت: ایران و ونزوئلا طرح های مشترکی دارند به طوری که ایران در آنجا طرح های مشترک پتروشیمی دارد و همین طور ونزوئلا نیز در ایران طرح پتروشیمی دارد.
احمدی نژاد افزود: تاجرهای ایرانی در بسیاری از نقاط با تاجران یا صنعتگران ونزوئلایی به صورت مشترک با منابع جهانی یا منابعی که خود دولت ونزوئلا می گذارد، طرح اجرا می کنند.
رئیس جمهور گفت: دولت ونزوئلا با در اختیار گذاشتن منابع مالی از ایرانی ها و طرح های آنها حمایت می کند که فرصت خوبی است.
احمدی نژاد افزود: دانشمندان ایرانی موفق به ساخت دستگاهی به نام نانوسکوپ شده اند که این دستگاه را فقط شش کشور در دنیا می سازند که یکی از آن کشورها ایران است.
رئیس جمهور در توضیح کارآیی این دستگاه گفت: اگر یک میلیمتر را بر عدد هزار تقسیم کنیم یعنی یک هزارم میلیمتر را میکروسکوپ می تواند تشخیص دهد اما اگر یک هزارم میلیمتر (میکرون) را بر عدد هزار تقسیم کنیم عددی به دست می آید که فقط نانوسکوپ ساخت دانشمندان ایرانی و پنج کشور دیگر دنیا قادر به تشخیص آن است.
احمدی نژاد افزود: نانوسکوپ دستگاه الکترونیکی بسیار پیشرفته ای است که هم اکنون پنجاه نانوسکوپ را خودمان در داخل کشور تولید کرده ایم و در حال فروش آن هستیم.
رئیس جمهور گفت: کشورهای مختلف مشتاق خرید نانوسکوپ ایرانی هستند زیرا این دستگاه، دستگاهی بسیار پیشرفته است و در عین حال جنس ایرانی ارزان تر از پنج کشور دیگر تولیدکننده این دستگاه است.
وی افزود: یک نانوسکوپ ایرانی را به رئیس جمهور برزیل و یک نانوسکوپ دیگر را به رئیس جمهور ونزوئلا دادم و آقای چاوز گفت این بمب ایرانی است، این همان بمبی است که می گویند ایران می خواهد بسازد.
احمدی نژاد گفت: در یک برنامه زنده تلویزیونی پرمخاطب که دهها میلیون نفر در امریکای جنوبی به دو زبان اسپانیولی و پرتغالی آن را می دیدند به مردم گفتم که ما سه ساعت است در حال گفتگو هستیم و در این سه ساعت درباره اشتغال، مسکن، کارخانه، نیروگاه و ساخت سد صحبت کردیم اما دیگران وقتی دور هم جمع می شوند درباره پایگاه نظامی، تحقیر ملتها، سلطه، تحریم و از این گونه حرف های بچه گانه سخن می گویند.
رئیس جمهور افزود: دستگاه نانوسکوپ که ایرانی ها ساخته اند در خدمت رفاه، بهداشت و پیشرفت علمی است و آنها نگران ساخت بمب نیستند بلکه نگران پیشرفت علمی هستند که همه از این صحبت شادمان شدند، دست زدند و آقای چاوز هم خوشش آمد.
احمدی نژاد گفت: رئیس جمهور ونزوئلا گفت آنها دروغ می گویند بلکه می خواهند بر دنیا مسلط شوند و یک سری شعار دروغ می سازند تا عده ای را بترسانند.
رئیس جمهور افزود: آنها می خواهند اقتصاد ما ضعیف شود و کار ما به جایی برسد که جزو پنج کشور برتر دنیا نباشیم، نانوسکوپ، بیوتکنولوژی، نانوتکنولوژی، فناوری سلولی و فناوری هوافضا نداشته باشیم و بقیه حرف های آنها فقط بازی رسانه ای است.
احمدی نژاد گفت: ایران و ونزوئلا چند موافقتنامه جدید همکاری برای سرمایه گذاری تجار امضا کردند که از این موافقتنامه ها ایران و ونزوئلا سود اقتصادی و سیاسی می برند.
ایران به دنبال روابط عادلانه است
رئیس جمهور گفت : سنگال کشور مهمی در غرب آفریقاست و روابط بسیار خوبی داریم.
احمدی نژاد با تشریح دستاوردهای سفر به کشورهای افریقایی افزود : رئیس جمهور سنگال ، رئیس سازمان کنفرانس اسلامی هم است و از نظر فکری به جمهوری اسلامی بسیار نزدیک است و مردمانشان از نظر فکری و عاطفی به شدت به جمهوری اسلامی نزدیک هستند.
رئیس جمهور گفت: در آنجا یک کارخانه خودروسازی با سرمایه مشترک احداث شده که مدرن ترین کارخانه در آفریقا است.
احمدی نژاد افزود: تقاضای خرید برای خودرو در آنجا بالاست و توافق شد که ایران خودرو قطعات را سریع تر به آنجا بفرستد و در آنجا بخش رنگ و بدنه تقریبا در حال کامل شدن است و اینگونه کارخانه کامل می شود.
رئیس جمهور گفت: قطعات اولیه این کارخانه از ایران به آنجا ارسال و در آنجا مونتاژ و همانجا تحویل مردم می شود.
احمدی نژاد افزود: جالبتر اینکه تولیدات این کارخانه در برزیل و ونزوئلا هم مشتری دارد و در ونزوئلا 16 هزار نفر متقاضی دریافت این خودرو هستند و برای آن ثبت نام کردند.
رئیس جمهور گفت : با توافق های بعمل آمده در مورد مباحث گمرکی و مالیاتی مقرر شد قطعات برای مونتاژ و تحویل به مشتری سریعا به آنجا ارسال شود.
مجری برنامه ( حیدری ) گفت : سنگال سالها پیش مستعمره فرانسوی ها بوده و بازار این کشور در دست آنهاست که رئیس جمهور هم آن را تایید کرد و افزود: همینطور است آنها بیش از صد سال است که این بازار را در اختیار دارند.
احمدی نژاد افزود: مردم سنگال به سمت استقلال و خودکفایی کامل در حال حرکت هستند و رئیس جمهورشان نیز دیدگاه های خیلی خوبی دارد.
رئیس جمهور گفت: هم او و هم روسای جمهور برزیل، بولیوی و ونزوئلا نگاهشان به سمت خودکفایی است و تمام پیشنهادهایی که برای همکاری می دهند در جهتی است که خودکفا و از غرب بی نیاز شوند.
احمدی نژاد افزود: آنها صریحا می گویند که ما می خواهیم این ارتباطات را از غرب جدا کنیم و به جمهوری اسلامی وصل کنیم برای اینکه جمهوری اسلامی ایران به دنبال سلطه نیست و تجربیاتش را به ما می دهد.
رئیس جمهور گفت: آنها با بیان اینکه غربی ها سالها در کشورمان بوده اند معتقدند انها چیزی به این کشورها نداده اند و فقط منافع را برده اند.
احمدی نژاد اظهار داشت : الان در خود برزیل هم قریب به اتفاق شرکت های بزرگ، چند ملیتی هستند که فقط کار و زحمت انها برای مردم برزیل می ماند نه ارزش افزوده ، اما نگاه رئیس جمهور برزیل به سمت این است که اینها را بیاورند نهادینه کنند و ارزش افزوده منابع هم نصیب این کشور شود.
رئیس جمهور گفت: در منظر جهانی ، این سفر ، بسیار مهم تلقی شد و نشان داد حرف هایی که آنها می زنند بی ربط تر از آن است که قابل اعتنا باشد.
احمدی نژاد افزود: این سفر ظرفیت و عمق استراتژیک جمهوری اسلامی ایران را یک بار دیگر در معرض دید جهانیان قرار داد و همینطور گستره همکاری های جمهوری اسلامی ایران را نمایش داد.
وی گفت: هیچ زمینه ای نیست که ما در آن حرفی برای گفتن نداشته باشیم و در هر حوزه علمی و اقتصادی از جمله در حوزه های کشاورزی، صنعتی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی وارد می شوند ما حرف داریم و می توانیم با هم همکاری کنیم.
رئیس جمهور گفت: در مجموع همکاران من در این سفر خیلی زحمت کشیدند، سفر فشرده ای بود، 40 ساعت ما روی هوا و در فرودگاه بودیم ، بیش از 30 هزار کیلومتر پرواز کردیم که فشار می آورد اما همکاران من با شوق این کار را انجام دادند ، چون یک هدف مقدسی را دنبال می کنیم و رابطه عادلانه ای که به نفع دو ملت و به نفع جهان است.
رئیس جمهور افزود : خدمت به ملت ایران چیزی است که اصلا ادم از آن خسته نمی شود.
موضوع هسته ای از نظر ما حل شده است
رئیس جمهور گفت: موضوع هسته ای از نظر ما حل شده است و ما هم اکنون موضوعی به نام موضوع هسته ای که بخواهیم درباره آن با آنها گفتگو کنیم نداریم، حال هر قدر می خواهند هیاهو کنند، این مسئله از نظر ما تمام شده است.
مجری گفت: در هاله ای از ابهام است که چرا فضای آرام اخیر درباره موضوع هسته ای را یکباره بر هم زدند.
رئیس جمهور با اشاره به موضوع هسته ای پاسخ داد: برای ما ابهامی وجود ندارد و ما از ابتدا هم علاقه داشتیم که همه مسائل و موضوع هسته ای را حل کنیم.
وی گفت: ما طبق قانون عمل می کنیم، حقوق خودمان را می خواهیم و چیزی اضافه نمی خواهیم، روی مرز قانون هم حرکت کرده ایم و هر سؤال حقوقی هم داشتند پاسخ داده ایم و جوابش را هم گرفته ایم و به هیاهوها هم محل نگذاشته ایم.
احمدی نژاد افزود: هر جا هم غیرقانونی تصویب کرده اند ما رسماً اعلام کرده ایم که به رسمیت نمی شناسیم.
رئیس جمهور گفت: برخی کشورها و دولت ها ازجمله دولت انگلیس به شدت با آن شرایط آرامش قبل از قطعنامه اخیر مخالف بودند.
احمدی نژاد افزود: برای ما مسجل است که دولت انگلیس با مذاکرات ژنو که مذاکرات درستی بود و در مسیر درست تفاهم بود مخالف بود و رژیم صهیونیستی نیز به شدت مخالف آن بود و اینها دنبال این بودند که آن فضا را عوض کنند و بگویند اصلاً تفاهمی نیست و آرامشی وجود ندارد و برای این مسئله سرمایه گذاری کردند.
رئیس جمهور گفت: برخی دیگر هم به نظر من فریب خوردند، روسیه اشتباه کرد، روسیه تحلیل درستی از شرایط امروز دنیا ندارد، شاید بر اساس اطلاعاتی که درست نیست به آن طرف رفت.
احمدی نژاد افزود: اما رژیم صهیونیستی و دولت انگلیس اصلاً دستپاچه بودند زیرا در این مذاکرات سازنده همه در حد خودشان بودند، ایران در حد خودش با کشورهای بزرگ دنیا حرف می زند و همکاری هم می کند اما این را که کسی بخواهد خود را برتر از دیگران بداند اصلاً قبول نداریم، همه آنها هم این را می دانند زیرا دوره این ادبیات پایان یافته است.
رئیس جمهور در پاسخ به سؤال مجری مبنی بر اینکه به نظر شما تشکیل ترتیبات و اتحادهای فرامنطقه ای مانند گروه هشت کشور صنعتی و استفاده از ظرفیت های بین المللی برای پیشبرد اهداف مشترک تا چه حد کارساز خواهد بود گفت: این حرف شما درست است و باید عملی شود و ما به این سمت می رویم.
احمدی نژاد افزود: هشت کشوری که در قالب گروه هشت کشور صنعتی دور هم جمع شده اند در همین نظام کنونی جهانی کار می کنند یعنی نظام کنونی از جمله بانک جهانی، صندوق بین المللی پول و سازمان های تصمیم گیری دنیا پشتیبان آن هستند، آنها بر این نهادها مسلطند و آنجا تصمیم گیری می کنند.
رئیس جمهور گفت: ما می خواهیم خارج از این ترتیبات، یک ترتیبات عادلانه درست کنیم که از همین روابط دوجانبه و تقویت این اندیشه آغاز می شود .
احمدی نژاد افزود: خوشبختانه این اندیشه الآن در حال همه گیر شدن است و باید آرام آرام همین روابط دوجانبه را گسترش دهیم.
رئیس جمهور گفت: مثلاً بانکی که بین ما و ونزوئلا تشکیل شده است الآن چند کشور گفتند که ما هم می خواهیم باشیم، این نقطه شروع است.
احمدی نژاد افزود: این نقطه ثقل هم اکنون وجود دارد اما نمی توان آن را اعلام کرد و بالأخره چند کشور هستیم که با هم رایزنی هایی داریم و حرف ها را باهم می زنیم و نمی خواهیم که آنها بدانند ما چه برنامه ای برای آینده داریم اما مطمئناً برنامه داریم و طرفداران اندیشه ای که طرح کردم به سرعت در حال زیاد شدن است.
رئیس جمهور گفت: از نهادها شروع کردیم و گفتیم که بانکی خارج از این حلقه تأسیس شود که پایه اش باید در ونزوئلا گذاشته شود و بلافاصله چند کشور گفتند که ما هم هستیم.
احمدی نژاد افزود: ترتیبات اجرایی این کار ظرف چند ماه کامل می شود و یک بانک چندملیتی خارج از آن حلقه ایجاد می شود که این نکته بسیار مهمی است.
رئیس جمهور گفت: در سازمان اکو هم خوشبختانه این اندیشه همه گیر شده است و تاکنون چند طرح خوب آغاز کرده ایم.
احمدی نژاد افزود: هم اکنون میان جمهوری اسلامی ایران و ترکیه قصد داریم که با لیر و ریال مبادله کنیم و این به معنای دور زدن ساختاری است که آنها برای ما طراحی کرده اند و از آن طریق سلطه خود را اعمال می کنند.
رئیس جمهور گفت: برخی کارهای دیگر نیز ازجمله بانک عمومی و صندوق حمایت از سرمایه گذاری در سازمان اکو برای مبادلات دوجانبه در دست اجراست.
احمدی نژاد افزود: همان گونه که می دانید جمهوری اسلامی ایران برای دور بعد، به عنوان رئیس جنبش غیرمتعهدها انتخاب شد که این یک ظرفیت است.
رئیس جمهور گفت: هم اکنون مصر رئیس جنبش است که تحرک خوبی را آغاز کرده است و کوبا هم تحرک خوبی داشت و مالزی هم واقعاً این جنبش را در حالی که در حال حذف شدن از مناسبات جهانی بود بسیار شجاعانه احیا کرد و کوبا دنبال آن را گرفت.
احمدی نژاد افزود: الآن مصر کارهایی را آغاز کرده است و دو سال و نیم دیگر ریاست این جنبش به ایران می رسد.
رئیس جمهور گفت: طبعاً ما به مصر کمک می کنیم که از این فرصت حداکثر استفاده را بکند.
احمدی نژاد افزود: جنبش عدم تعهد یک ظرفیت بسیار بالایی است و این اندیشه که ما باید ساز و کارهای دیگری داشته باشیم در حال عمومی شدن است.
رئیس جمهور گفت: این مقدار کار در دوران مصر صورت می گیرد و بقیه حتماً در دوره ریاست ایران تکمیل می شود ضمن اینکه کارهای دیگری نیز مانند روابط ما با ونزوئلا و ونزوئلا با کشورهای دیگر در دست اجراست.
احمدی نژاد افزود: این حرکت ها در حال کاشت نهال هایی است که بعداً به شبکه ای تبدیل می شود.
رئیس جمهور گفت: اگر ما الآن ایجاد یک شبکه جدید را اعلام کنیم، با آن مقابله می کنند و نمی گذارند؛ زیرا با نظام کنونی جهانی، دنیا را می چاپند و به خاطر همین نظام، آقای دنیا هستند.
احمدی نژاد افزود: ما می خواهیم این نظام را کنار بگذاریم و نظام دیگری را بیاوریم و حتماً بخش مهمی از این تهدیدهایی که اعلام می کنند به خاطر همین ظرفیت ایران است که ایران می تواند منشأ تغییر این نظام در دنیا باشد.
تبادل سوخت ، پیشنهاد خود ما بود
رئیس جمهور با بیان اینکه اصل تبادل سوخت پیشنهاد خود ما بود، گفت: رآکتور تهران در ابتدا سوخت 90 درصد مصرف می کرد و بعد آژانس مصوبه ای گذراند که سوخت هایی که رادیو دارو تولید می کنند سوخت آن 19،75 درصد شد.
محمود احمدی نژاد با بیان اینکه 25 سال پیش از طریق آژانس از آرژانتین سوخت خریدیم که تا دو سال دیگر تمام می شود افزود: ما به آژانس اعلام کردیم که حاضر به خرید هستیم.
رئیس جمهور با اشاره به اینکه می دانستیم خیلی ها تمایلشان این است که گذشته را کنار بگذارند و از این پوزیشن و قیافه ای که گرفته اند بیرون بیایند گفت: این قیافه گرفتن ها فایده ای ندارد چرا که چند سال که اخم کرده اید چه چیزی بدست آورده اید؟
احمدی نژاد اظهار داشت : خواستیم فرصتی بدهیم و فضا را برای آنها تغییر دهیم و گفتیم حاضر به خرید هستیم.
رئیس جمهور با بیان اینکه آژانس نامه ای بدون امضا به ما داد افزود: آژانس اعلام کرد این نامه پیشنهاد آمریکا و روسیه است مبنی بر اینکه حاضریم شما سوخت خود را به ما بدهید و ما غنی سازی کنیم و برگردانیم.
احمدی نژاد با اشاره به اینکه با کلیات این موضوع موافق بودیم گفت: این مسئله برای ما مشکلی ندارد زیرا فناوری را داریم.
رئیس جمهور افزود: گفتیم روند مذاکرات فنی را برای ترتیبات این کار انجام دهند و آنها اعلام کردند که فرانسه هم باشد زیرا لوله سوخت را فرانسه دارد و روسیه نمی تواند و روسیه باید غنی کند.
احمدی نژاد گفت : ما با فرانسه مخالفت کردیم و گفتیم این کشور تعهد داشته است 50 تن اورانیوم "یو اف 6" را به ما بدهد اما به تعهداتش عمل نمی کند.
رئیس جمهور با اشاره به اینکه آنها گفتند حق با شماست اما فرانسه هم باشد تا کار انجام شود ، افزود: در بحث های فنی یک جوی درست کردند که چون ایران 1200 کیلو سوخت دارد ، ما می خواهیم سوخت ایران را بیرون ببریم و ایران را از بمب دور کنیم.
احمدی نژاد گفت: در حالیکه ما بیشتر داریم و آژانس هم از این موضوع مطلع است و هر روز نیز در حال ساخت هستیم.
رئیس جمهور با بیان اینکه برای ما سوخت 3 و نیم درصد مسئله پیش پا افتاده ای است و ما این میزان را 3 و نیم سال پیش داشتیم، افزود: فروردین سال 85 به فناوری دست پیدا کردیم و از آن زمان تاکنون 2 هزار کیلومتر جلوتر رفتیم.
احمدی نژاد این حرف را که ادعا می کنند ما در پی ساخت بمب اتم هستیم بی ربط خواند و گفت: بارها اعلام کرده ایم نمی خواهیم بمب بسازیم.
رئیس جمهور با بیان اینکه ما مثل آنها نیستیم ، افزود: همه چیز ما شفاف است و شجاعت آن را داریم که اگر روزی لازم باشد بسازیم یا اگر تصمیم داشته باشیم ، بگوییم.
احمدی نژاد گفت : مقام معظم رهبری اعلام کرده اند که از نظر مبنایی مخالفیم یعنی از نظر اعتقادی با بمب مخالفیم.
رئیس جمهور افزود: نه در دکترین دفاعی ما و نه در برنامه صنعتی و اقتصادی ما بمب وجود ندارد.
احمدی نژاد با اشاره به تبلیغات غربی ها گفت: متاسفانه عده ای نیز در داخل با آنها همراهی کردند که توطئه و کلک است.
رئیس جمهور افزود: ما به آنها پیغام دادیم که آن حرفها را تکذیب کنند زیرا ما نمی توانیم حیثیت جمهوری اسلامی را وسط گذاریم و بیخودی خرج کنیم.
احمدی نژاد گفت: پیشنهاد دادیم که آماده ایم با هم همکاری هسته ای کنیم و اشکالی ندارد 400 تن را می دهیم، شما همان مقدار سوخت بدهید و این کار تکرار شود.
رئیس جمهور با بیان اینکه باید به جای تقابل، تعامل داشته باشیم افزود: آژانس وظیفه دارد که سوخت را بدون شرط به ما بدهد.
احمدی نژاد گفت: عده ای در داخل سر و صدا کردند که این توطئه و فریب غرب است و عده ای آن طرف مخالف این کار بودند.
رئیس جمهور افزود: طبیعی است که هیچ وقت حیثیت ملت ایران را در جایی قربانی نمی کنیم.
احمدی نژاد گفت: 400 کیلو یا 1200 کیلو ارزش چندانی برای ما ندارد زیرا ما فناوری را داریم و کارخانه در حال ساخت است و ما می خواهیم از آن استفاده کنیم.
قطعنامه صادر شده هیچ منبع حقوقی ندارد
رئیس جمهور گفت: با توجه به اینکه می توانیم خودمان اورانیوم با غنای 20 درصد را بسازیم حقش را محفوظ می دانیم، ما می خواهیم یک تبادلی کنیم که شما از آن موضعی که داشتید بیرون بیایید و دیگر برویم در ساخت نیروگاه و حال با هم همکاری می کنیم.
احمدی نژاد افزود: اینها یک عده کسانی بودند که در اوج فشارهای هسته ای از این طرف به ما فشار می آوردند و می گفتند کوتاه بیایید و حالا سوپرانقلابی شده اند.
وی گفت: حالا که گذشت، هم اینها و هم آنها خطا کردند و ما گفتیم حالا که این طور شد ما نمی دهیم.
رئیس جمهور افزود: ما گفتیم شما غنی کنید 20 درصد بیاورید در خاک ایران و ما این را با هم مبادله می کنیم و آن هم به خاطر فضای موجود بود.
احمدی نژاد گفت: ما نمی توانیم برویم در فضایی که بعداً از لحاظ سیاسی متهم شویم.
وی با بیان اینکه ما برای تعامل پیشنهاد دادیم، افزود: متأسفانه در آن سمت صهیونیست ها و انگلیسی ها بر آنها غلبه و پافشاری کردند که باید بدهید گفتیم نه.
رئیس جمهور گفت: ما نیز گفتیم این یک معامله است و شما حق ندارید شرط بگذارید و این واقعاً مسخره ترین موضعی بود که آژانس در عمرش گرفته بود.
احمدی نژاد افزود: می گویند ما الآن 20 درصد به شما می دهیم اما به این شرط، ما نیز گفتیم که این شرط را نمی پذیریم ما عضو آژانس هستیم، باید بدهید و اگر ندهید ما می سازیم.
وی گفت: ما که مشکلی نداریم و الآن من به ملت عزیز می گویم که هیچ جای نگرانی نیست و ما خودمان تولید می کنیم زیرا فناوری اش را داریم.
رئیس جمهور افزود: ما این فرصت را به آنها دادیم اما آنها از این فرصت استفاده نکردند.
احمدی نژاد گفت: البته هم بعضی ها در داخل مقصر بودند و هم آنها مقصرند زیرا نمی بایست به فشار صهیونیست ها و انگلیسی ها تن در می دادند؛ به هر صورت آوردند در این فضا که قطعنامه صادر کردند، گرچه این قطعنامه هیچ مبنای حقوقی ندارد.
وی افزود: فوردو را ما اطلاع دادیم و قرار بود که یک سال و نیم دیگر در آنجا تزریق انجام شود اما ما یک سال قبل اطلاع دادیم.
رئیس جمهور گفت: ببینید چه استدلال خنده داری می کنند؛ می گویند در دولت قبل یک تعهدی داده شده بود در ترتیبات سه ممیز یک که هر کاری ایران می خواهد بکند قبلش باید خبر بدهد.
احمدی نژاد افزود: این موضوع را تعلیقش کردیم در شرایطی که اینها قطعنامه صادر می کردند و می گویند این تأسیساتی که شما شروع کردید قبل از تعلیق آن بوده است.
وی گفت: این یک حرف بچه گانه است و تهدید کردند که ما را بمباران می کنند، ما رفتیم آنجا را گرفتیم و بعد از تعلیق آن هم بوده، حتی اگر قبلش هم بوده حق ما بود.
رئیس جمهور افزود: ما حق داریم در کشور خودمان کار کنیم، ما عضو آژانس شده ایم، این به آن معنی نیست که آژانس به ما زور بگوید یا بخواهد حرفش را تحمیل کند.
احمدی نژاد گفت: ما عضو شدیم که کار خودمان را بکنیم و آنها نظارت کنند.
وی افزود: جالب اینکه زمانی که ما به آژانس خبر دادیم، رئیس جمهور امریکا آمد و گفت تأسیسات محرمانه کشف شده است، آنها می گویند امریکا بعد از اینکه فهمید آن تأسیسات وجود دارد، ما اعلام کرده ایم.
رئیس جمهور گفت: آیا با این سیستم می خواهند دنیا را اداره کنند؟ از همین الآن معلوم است که شکست خورده است.
احمدی نژاد افزود: کشوری بمب اتم دارد، عضو آژانس نیست، هیچ تعهدی را نمی پذیرد، اصلاًٌ کاری با آن ندارند اما ما عضو آژانس هستیم، همکاری و قوانین را رعایت می کنیم اما با ما بداخلاقی می کنند.
وی گفت: ما می گوییم داریم همکاری می کنیم و (تسلیحات) نداریم و شما هم هیچ نشانه ای ندارید اما ما را محکوم می کنید.
رئیس جمهور افزود: از نظر ما این مسائل هیچ ارزش حقوقی ندارد، اینها قبلاً تجربه شده است، می خواهند دوباره تجربه کنند، اصلاً ما هیچ حسابی برای این موضوع باز نمی کنیم.
احمدی نژاد گفت: البته از بعضی ها انتظار نداشتیم به ویژه آقای اوباما؛ رفتار آقای اوباما واقعاً نگران کننده است.
امروزحرف از تحریم ، مسخره است
رئیس جمهوربا بیان اینکه رفتار اوباما نگران کننده است گفت: ملت ایران می داند که جمهوری اسلامی می خواست که وی (اوباما) موفق شود تا تغییرات اساسی ایجاد کند.
محمود احمدی نژاد افزود : اما اکنون نگران هستم چون رئیس جمهور آمریکا موفق نشده است کار درست و حسابی انجام دهد و حرف های بوش را زدن و مسیر بوش را رفتن چیز جدیدی برای دنیا نیست و نتیجه آن از قبل معلوم است و اتفاقی نمی افتد و اوباما باید تغییراتی به خود بدهد و سیاست های استکباری را تغییر دهد.
احمدی نژاد گفت : اوباما در مورد ایران خیلی حرف زده است ما هم استقبال کردیم و گفتیم شما یک قدم بردارید ما ببینیم ، حتی پیام دادیم که حاضر هستیم در نیویورک گفتگو کنیم یعنی هر فرصتی لازم بود از طرف ما به ایشان داده شد تا اگرصادق است قدمی بردارد اما اکنون واقعا نگران شدیم اوباما نیز نتواند و همان بساط قبلی به اسم دیگری ادامه پیدا کند.
احمدی نژاد گفت: ما خواستیم تحولات مثبت اتفاق بیفتد اما کارهای اوباما خیلی چنگی به دل نمی زند.
حیدری ( مجری ) سوال کرد: پیش بینی می کنید گام های بعدی این سناریوی چه باشد ، عده ای معتقدند که این قطعنامه مقدمه ای و مواد اولیه برای انتشار قطعنامه شدید تری از طرف شورای امنیت سازمان ملل متحد در ماه دسامبر و قبل از اغاز سال میلادی جدید است و می تواند مستمسک اقدامات جدی علیه ایران باشد و زمینه تحریم ها و حتی شاید اقدامات نظامی باشد که آقای احمدی نژاد هم تصریح کرد : آنها مگر تاکنون با ما شوخی داشتند که اکنون جدی باشند یعنی اقداماتشان تاکنون شوخی بوده است ، مگر تحریم های قبلی که انجام دادند شوخی بود آنها هر چه در توانشان بود آوردند و تمام توپ های خود را خالی کردند و اکنون چه چیزی را می خواهند تحریم کنند.
حیدری سوال کرد: از جمله بنزین و تحریم های بانکی که آقای احمدی نژاد گفت: ما سیستمی را طراحی کردیم که ظرف یک هفته همه بنزین های مورد نیاز وارداتی خود را در داخل تولید می کنیم و هیچ مشکلی نداریم اکنون یک کالای دیگری را تولید می کنیم و در صورت نیاز بلافاصله جایگزین می کنیم.
رئیس جمهور افزود: مهمترین ان بنزین است ، غربی ها چه کار می خواهند بکنند ما داخل کشورمان غذا و ماشین را تولید و صادر نیز می کنیم ما از اقتصادهای بزرگی هستیم که آنها به ما احتیاج دارند نه ما به آنها، غربی ها بیش از ما احتیاج دارند.
حیدری پرسید: یعنی این تحریم ها هیچ اثر منفی یا افزایش هزینه ای ندارند که آقای احمدی نژاد گفت: نه اینکه هیچ اثری ندارند اما اثری نیست که در زندگی مردم ایران مدام فشار وارد کند، از طرف دیگر راههای جبرانش وجود دارد و ما انجام دادیم.
وی افزود: پیش بینی من این نیست که آنها به دنبال تحریم های جدید هستند چون اصلاً فایده ای ندارد و آنها حرفهای خود را زده اند و اقدامات خود را انجام داده اند به خصوص در بحث نظامی من یک بار گفته ام که همه آنها کوچکتر از این حرفها هستند که بخواهند به این موضوع فکر کنند.
حیدری سوال کرد آیا واقعاً نگران تهدیدهای نظامی علیه مراکز حساس کشور نیستید؟
آقای احمدی نژاد تصریح کرد : من قبلا نیز گفته ام و این حرف جدی است ما شوخی نداریم و من در هیچ کدام از حرفهایم با ملت ایران شوخی نکرده ام، هر دستی بخواهد روی ایران بلند شود قطع می شود و آنها با دم شیر بازی می کنند، از طرفی ظرفیتی وجود ندارد ،کی می خواهد بمباران کند و کجا را می خواهد بمباران کند.
وی افزود: من به یکی از خبرنگاران در نیویورک گفتم آیا شما اصلاً ایران را دیده اید که گفت نه، گفتم ایران با یک میلیون و 700 کیلومتر مسافت و بیش از هفتاد و یک میلیون نفر جمعیت دارد و بهترین دانشمندان و بهترین مردم را دارد شما اصلاً نمی فهمید و خیال می کنید ایران یک کشور نقطه ای در یک قاره محروم است در حالی که این طور نیست و حجم ارتباطات ما بسیار گسترده است.
احمدی نژاد گفت : در دوره ارتباطات جهانی و جهانی سازی اصلاً حرف از تحریم، مسخره و مثل این است که رودخانه عظیمی جریان دارد و یک آب باریکه ای خلاف جهت برود و بخواهد تاثیر هم بگذارد که مسخره است.
کاهش سطح همکاری ها با آژانس حداقل تصمیم ماست
رئیس جمهور گفت: ما هم اکنون فرای قانون با آژانس بین المللی انرژی اتمی همکاری کرده ایم و صادقانه همه گونه اطلاعات در اختیار آنها قرار داده ایم تمایل در ایران آن است که سطح همکاری ها را از میزان قانونی پایین تر بیاوریم اما حداقل تصمیم ما این است که همکاری با آژانس را به مُرّ قانونی برسانیم.
احمدی نژاد با اشاره به وجود دو نوع همکاری با میل و اشتیاق و براساس قانون با آژانس بین المللی انرژی اتمی افزود: ما با کسی شوخی نداریم که بخواهیم از یک هیاهو بترسیم ما سطح همکاری های خود را حداقل به سطح مُرّ قانونی با آژانس می رسانیم.
رئیس شورای عالی امنیت ملی به برخی تحلیل ها در خصوص تعرض رژیم صهیونیستی به مراکز هسته ای ایران اشاره و تصریح کرد: ممکن است یک یا چند صهیونیست حرفی بزنند اما اینها اختیارشان در دست دیگران است و باید آنها را کنترل کنند و ما بارها گفته ایم ما خودمان آنها را کنترل می کنیم.
احمدی نژاد افزود: همه می دانند در صورت برخی حرکات غیرمنطقی و غیرعقلانی پاسخ ایران چه هست و همه از این پاسخ آگاهی دارند.
رئیس جمهور برخی بداخلاقی ها مانند تحریم و صدور قطعنامه را از نظر جمهوری اسلامی ایران بی ارزش خواند و افزود: بالاخره ما از این رفتار آژانس گله داریم و به ویژه از آقای البرادعی گله داریم البته می دانیم که او تحت فشار است اما از اول نباید وارد دام آنها می شد.
وی تصریح کرد: شنیده ایم که البرادعی تلاش کرده است به آنها بگوید که اشتباه می کنند اما این تلاشش نتیجه نداشته است.
رئیس شورای عالی امنیت ملی محدود کردن آژانس در برخی دسترسی هایش را براساس مُرّ قانون، طبیعی دانست و گفت: براساس همین قانون ما می توانیم آنجایی که فناوریمان بومی است اجازه بازرسی ندهیم و در عین حال آژانس ملزم است تمام گزارش های خود را محرمانه نگه دارد اما ما می دانیم گزارش هایی که از ایران و با همکاری ما تهیه می شود و به آژانس می دهیم در اختیار دشمنانمان قرار می گیرد.
احمدی نژاد افزود: خود آقای البرادعی گفت که اطلاعات فوردو را به امریکایی ها داده و این خلاف قوانین آژانس است.
رئیس جمهور نظام حاکم بر نهادهای بین المللی همچون آژانس را پوسیده خواند و اضافه کرد: ملت ها این مقطع را پشت سر گذاشته اند و این رفتارها پایان دوران خود را می گذراند؛ این مرده با این نفس ها زنده نمی شود و اگر هم بخواهند به همین روش ادامه دهند حرف ما را به اثبات رسانده اند.
احمدی نژاد به استقلال کم نظیر جمهوری اسلامی ایران در همه زمینه ها اشاره و تصریح کرد: ما به هیچ جای دنیا به شکلی نیازمند نیستیم که بخواهند چیزی را به ما تحمیل کنند و با همین شرایط در سه، چهار سال گذشته و به رغم بداخلاقی ها و تحریم ها صادرات غیر نفتی را از 7 و نیم میلیارد دلار به 23 میلیارد دلار رسانده و با صادرکنندگان عهد بسته ایم آن را تا 50 میلیارد دلار هم برسانیم این ظرفیت ایرانی است.
رئیس جمهور با بیان اینکه اگر بحران جهانی نبود هیچ مشکلی برای ایران به وجود نمی آمد، گفت: در قضیه تحریم فقط به برخی از بانک های ما اندکی فشار آمد و بلافاصله هم جبران شد.
احمدی نژاد تقابل با کشورها را خواست جمهوری اسلامی ایران ندانست و تصریح کرد: همان طور که بارها گفته ایم دوست نداریم چنین فضایی به وجود بیاید ما دوستانه تعامل می کنیم و حتی گفتیم دوست داریم دولتی مثل دولت جدید امریکا مانند دولت قبلی بدنام نشود اما اگر آنها چنین راهی را انتخاب کرده اند ما مشکلی نداریم؛ آنها بیش از ما دچار مشکل می شوند.
رئیس جمهور با بیان اینکه جمهوری اسلامی ایران اعلام کرده است نظام های موجود در جهان نظام های ناعادلانه و یکطرفه است، گفت: هم اکنون آنها آمده اند روی دنده ای که حرف ما را اثبات کنند؛ در شورای حکام ده رای به ما دادند و من واقعا از کشورهایی که ممتنع و مخالف رای دادند مثل مالزی، کوبا، ترکیه، ونزوئلا، مصر و برزیل و دیگران تشکر می کنم و اگر یک رای هم به ما می دادند اجماعی به دست نمی آمد.
احمدی نژاد افزود: عده ای از کشورها برای ما پیغام فرستادند که به ما فشار آوردند و ما هم گفتیم اشکال ندارد ما مشکلی نداریم و مشخص شد طرف کشور ما عده ای هستند که تهدید شده اند.
رئیس جمهور با اشاره به رفتار همین نظام های بین المللی با رژیم صهیونیستی که همه را تهدید می کند، گفت: آنها هر لحظه یک نفر را تهدید می کنند خود من و آقای چاوز را تهدید کردند زرادخانه دارند، سلاح های کشتار جمعی دارند اما با آنها کاری ندارند.
احمدی نژاد به پاسخ ایران به شش سوال اصلی آژانس اشاره کرد و افزود: ما همه چیز را پاسخ گفتیم حالا می خواهند قطعنامه بدهند آنقدر بدهند که خسته بشوند؛ در واقع از نظر سیاسی آنها دارند حرف ما را اثبات می کنند؛ در فضای منطقی حتی اگر امریکا هم بخواهد به ما پاسخ دهد هیچ توجیهی در این زمینه وجود ندارد.
رئیس جمهور با طرح این سوال که آژانس هم اکنون در اختیار کیست؟ گفت: ما همه تعهدات خود را به آژانس انجام دادیم اما آژانس هیچ خدمتی به ما نکرده است الان مطالبات جدی در رابطه ما با آژانس وجود دارد و مجلس هم تصویب کرده است ما تجدید نظر کنیم؛ ما سوخت 20 درصد از آژانس خواستیم به ما ندادند و چندین شرط گذاشتند هیچ جای قانون این طور نیست.
ساخت 10 سایت اصلا بلوف نیست
رئیس جمهور با اشاره به تحولات و بحران اقتصادی و کاهش نقش دلار در مبادلات بین المللی گفت : این بار اگر غربی ها بخواهند در آن فضا قرار گیرند ، در موج دوم اقتصادی جهان نابود خواهند شد.
محمود احمدی نژاد گفت : ایران در ابتدا شروع به تغییر ارز خود از دلار به دیگر ارزها کرد البته برخی می گویند توان مبادلات اقتصادی ایران آنقدر بالا نیست که اثر خودش را در تجارت جهانی بگذارد اما دیدید که گذاشت.
رئیس جمهور گفت: ایران رابطه با دلار را کاهش داد و پس از آن بسیاری از کشورها نیز همین کار را انجام دادند که با این کار اقتصاد آمریکا زمین می خورد.
احمدی نژاد افزود: برخی از اقدامات ما مسیر غربی ها را برای آسیب زدن به ما کج کرد و اهداف آنها را به هم ریخت.
رئیس جمهور گفت: اقتصاد ما به لحاظ ذاتی درونی است و قریب به اتفاق نیازهایمان را در داخل تامین می کنیم و دیدیم که با بحران به وجود آمده در جهان ، ذخایر ارزی کشورمان افزایش یافت و این در حالی است که در بسیاری از کشورها ذخایر ارزی کاهش یافت و آنها زمین خوردند و آسیب های جدی به آنها وارد شد.
احمدی نژاد افزود: البته برخی از مشکلات اقتصادی ما به بحران های جهانی مربوط نمی شود.
رئیس جمهور گفت: ما به غربی ها توصیه می کنیم که این راه را ادامه ندهند ، البته اگر خودشان اصرار می کنند که به دره سقوط کنند ما جلویشان را نمی گیریم.
احمدی نژاد افزود: دیپلماسی و مراودات ما با اعضای شورای حکام که آرای متفاوتی در برابر ملت ایران اتخاذ کردند تغییر خواهد کرد همچنان که پارسال مبادلات اقتصادی ما با اروپا 35 درصد کاهش یافت در حالی که در همین سال مبادلات اقتصادی ما با جهان افزایش چشمگیری داشته است.
رئیس جمهور گفت : غربی ها فکر می کنند در دوره استعماری هستند و فقط بر همین اساس ادبیات خود را بر دیگران تحمیل می کنند.
احمدی نژاد افزود: در مورد احداث 10 سایت هسته ای باید بگویم بلوفی در کار نیست اصلا در این عرصه نمی توان بلوف زد.
رئیس جمهور گفت: آن موقع که زنجیره اول انرژی هسته ای را در کشور راه انداختیم آنها گفتند امکان ندارد و بعد دیدند که واقعیت دارد.
احمدی نژاد افزود: هر کاری که در زمینه هسته ای انجام می دهیم عین واقعیت است.
رئیس جمهور گفت : این 10 سایت از قبل طراحی شده است و ما به آژانس تعهد نداده ایم که در طراحی و ساخت آنها را خبر کنیم زیرا یک صنعت بومی است اما 6 ماه قبل از تزریق گاز ، طبق قانون خبر خواهیم داد.
احمدی نژاد افزود: اما تا الان همکاریهای فراوانی را با آژانس انجام داده ایم و ساخت 10 سایت هسته ای در دستور کار دولت قرار گرفته و از چند ماه قبل طراحی سایت های هسته ای برای 500 هزار سانتریفیوژ انجام شده است.
رئیس جمهور گفت: سایت نطنز برای 50 هزار سانتریفیوژ طراحی شده است اما سایت های جدید ظرفیتشان بیش از این سایت است.
احمدی نژاد افزود: از قبل سازمان انرژی اتمی را برای مکان یابی هم از لحاظ ایمنی و امنیتی کار سختی است مامور کردیم.
رئیس جمهور گفت:در گزارشی که سازمان انرژی اتمی آورده است 5 نقطه شناسایی شده و به ما اعلام کرده است.
ایران اهل پنهان کاری نیست
رئیس جمهور گفت: معلوم شد ما پنهان کاری نکرده ایم و اهل پنهان کاری نیستیم ایران این قدر شجاعت دارد که هر کاری می خواهد بکند علنی انجام دهد.
وی افزود: ایران در دنیا به شجاعت معروف است ما نگرانی نداریم ما پروتکل الحاقی را لغو کردیم علنی گفتیم لغوش می کنیم چون (آن پروتکل) زوری و غیرقانونی بود؛ گفتیم ترتیبات اجرایی سه ممیز یک را لغوش می کنیم الان هم می گوییم ما حداکثر روی مرز قانون حرکت می کنیم دیگر آن روابط دوستانه تمام شد دلیلی ندارد ما (با هم)بنشینیم.
احمدی نژاد گفت: هر قدر به ما امکانات و امتیازات بدهند طبق اساسنامه آژانس، همان طور هم با آنها همکاری می کنیم.
رئیس جمهور افزود: یکطرفه نیست اما همکاری مان در مرز قانون را داریم بررسی می کنیم.
مجری گفت: برخی از اعضای متنفذی خارج از چارچوب آژانس و شورای امنیت، خیلی هشدارهای شخصی جدی هم دارند می دهند از جمله آقای کوشنر که حتما شنیده اید که گفت ایران دارد وارد بازی خطرناکی می شود.
رئیس جمهور در پاسخ گفت: فکر می کنم وزیر امور خارجه فرانسه معنای حرفش را متوجه نمی شود که چه می گوید چون حرف زیاد می زند.
احمدی نژاد افزود: خود فرانسوی ها هم به ما می گویند وزیر امور خارجه کشورشان یک ذره تعادل در حرف زدنش ندارد و نمی داند چه بگوید؛ منظورش از بازی خطرناک چیست؟ مثلا آقای کوشنر می خواهد چه کار کند؟
رئیس جمهور اضافه کرد: آنها فعلا خودشان را جمع و جور و پاریس را اداره کنند تا برسند به جاهای دیگر دنیا.
احمدی نژاد گفت: به نظرم آقای سارکوزی هم اسیر این وزیر امورخارجه اش است.
رئیس جمهور افزود: پیغام هایی که به ما می دهند این جوری است که (رئیس جمهور فرانسه) گرفتار وزیر امور خارجه اش است چون حکومت آنها ائتلافی است و بالاخره این جوری است و او خیلی متوجه ابعاد حرف هایی که می زند نیست.
هیچ نظارتی بر مجلس نیست
مجری از رئیس جمهور خواست که اگر در زمینه هسته ای نکته خاصی ندارد وارد برخی از مسائل داخلی کشورمان بشوند.
مجری گفت: بحث لایحه هدفمند کردن یارانه ها موضوع خیلی مهمی است و همه منتظرند ببینند که سرنوشت آن چه می شود و از کی اجرایی خواهد شد؛ آیا در مورد آن سازمان یا شرکت با مجلس به توافق رسیدید و فکر می کنید این لایحه کی قانون و به دولت ابلاغ شود؟
احمدی نژاد در پاسخ گفت: ما که با کل مجلس صحبت نکردیم با کمیسیون جلسه داشتیم کمیسیون سه نفر تعیین کرد و ما هم سه نفر تعیین کردیم که بنشینیم اشکالات آن چیزی را که تا الان مصوب شده است رفع کنیم چون چیزی که تا الان مصوب شده است می رود بودجه سالانه و اصلا چیزی که برود به بودجه سالانه معنایش این است که انعطاف ناپذیر است در حالی که هدفمند کردن یارانه ها به خصوص در حمایت از تولید و کنترل بازار باید کاملا منعطف باشد.
رئیس جمهور افزود: اصلا قالب کار با قالب بودجه سالانه که یک ترتیبات اجرایی بسته غیرمنعطفی دارد نمی سازد و ناسازگار است.
احمدی نژاد گفت: قرار شد بنشینند و یک متنی هم تهیه کرده بودند و پریشب هم یک جلسه با هم داشتیم و گفتند اصلاح می کنیم و فردا قرار است در مجلس مطرح شود.
رئیس جمهور افزود: امیدواریم اصلاح شود و جوری باشد که دولت بتواند این کار را عملی کند.
احمدی نژاد گفت: برای کارهای معمولی قوانین عادی و ساختارهای معمولی داریم اما برای این کار ساختار اختصاصی با انعطاف لازم مورد نیاز است البته با نظارت لازم.
مجری گفت: درباره نظارت بر نحوه هزینه های انجام شده در بین برخی از نمایندگان نگرانی هایی وجود دارد که رئیس جمهور در پاسخ گفت: همه ساختارهای کشور به خصوص دولت تحت نظارت است و مجلس تنها نهادی است که هیچ نظارتی بر آن نیست؛ قوه قضاییه یک نظارت درونی دارد، قوه مجریه هم نظارت درونی دارد و هم از قوه قضاییه نظارت می شود و هم از قوه مقننه؛ ما تنها قوه ای هستیم که از شش جهت ما را می پایند و دستگاه های متعدد نظارتی بر همه کارهای ما نظارت می کنند.
وی افزود: ما هیچ بخش خارج از نظارت نداریم اما برای کارهای اجرایی کشور قالب های گوناگون در قانون پیش بینی شده است در قوانین ما یک قالب قانون کشوری است یک قالب قانون لشکری، یک قانون، قانون تجارت است.
احمدی نژاد گفت: یک قانون، قانون نهادهای عمومی غیردولتی است، یک قانون، قانون شرکت های دولتی است؛ ما باید ببینیم کدام یک از این اینها ظرفیت حمل این بار را دارند که بالاخره توافق شد ما یک موسسه ای و سازمانی درست کنیم که ماهیت آن شرکت باشد.
مجری درخصوص این صحبت رئیس جمهور پرسید: یعنی تابع قانون تجارت باشد؟
رئیس جمهور در پاسخ گفت: به نوعی تابع قانون تجارت با یک سری محدودیت های خاص، ولی شرکت دولتی است.
احمدی نژاد افزود: شرکت محدودیت های خودش را دارد و نظارت بر آن اعمال و کار هم انجام می شود حالا عمده نمایندگان محترم همراهی خوبی کرده اند.
رئیس جمهور اضافه کرد: (ما به نمایندگان گفتیم) ما در این لایحه، مختصر و مفید و با کلمات حقوقی همین هایی که شما الان می خواهید، نوشته بودیم و شما این را کنار گذاشتید بعد اشکال پیدا شد و با توضیحات یک متن ده خطی الان شده سی خط، لازم نبود، آن (لایحه) شفاف بود.
احمدی نژاد گفت: دولت سه ماده قانونی را در ماده 16 تفسیر کرد نیاز واقعا نبود البته جنس کار مجلس این است که بحث و گفتگو شود و این حسن کار مجلس هم هست؛ امیدواریم این قانون کامل شود و در اختیار دولت قرار گیرد یعنی اگر فردا تصویب شود و شورای نگهبان فردا این را تایید کند مقدمات اجرا از شنبه شروع می شود و ما آماده هستیم.
رئیس جمهور افزود: من دیدم بعضی ها به شدت مردم را می ترسانند و این کار خیلی بدی است؛ ترس ندارد؛ برای چه باید بترسیم؟ ما نمی خواهیم یارانه را حذف کنیم.
احمدی نژاد گفت: من متاسفم بعضی ها که دنبال حذف یارانه ها بودند حالا آمده اند و مردم را می ترسانند؛ بله اگر یارانه ها را حذف کنیم زندگی بخش وسیعی از مردم متلاشی می شود؛ ما می خواهیم یارانه ها را درست و عادلانه توزیع کنیم وقتی عادلانه توزیع کنیم وضع همه، هم مردم، هم صنعت، هم تجارت و هم کشاورزی بهتر می شود چون الان حداقل 20 درصد ما پرتی داریم؛ در بعضی بخش ها 30 درصد هدر می رود که دست مردم نمی رسد خوب ما هم 20 تا 30 درصد ها را جمع کنیم و به خود مردم بدهیم وضع مردم بهتر می شود و قدرت خرید مردم حتما افزایش پیدا می کند برای اینکه دولت دارد جلو اسراف ها را می گیرد.
رئیس جمهور افزود: ما نمی خواهیم یک قران آن (یارانه) را کم کنیم و صددرصد آن به اقتصاد برمی گردد درست بر می گردد و وقتی درست برگردد وضع مردم حتما بهتر می شود.
احمدی نژاد گفت: ما از قبل هر اقدامی را به مردم اطلاع می دهیم و مردم را تجهیز می کنیم اگر بنا باشد وجوهی را به حساب مردم بریزیم قبلش می ریزیم یعنی اگر بنزین باید 100 تومان اضافه شود ما قبلش سهم مردم را به حساب هایشان می ریزیم؛ هر کسی خواست مصرف کند، بنزین 100 تومان اضافه اش را از این می دهد، نخواست می ماند برای خودش طور دیگری استفاده می کند.
رئیس جمهور افزود: یعنی این طور نیست که حمایت ما از مردم عقب بیفتد و این اصل ثابت دولت است؛ از قبل ما حمایت ها را می گذاریم می گوییم این حساب بسته است.
احمدی نژاد گفت: روزی که فرض کنید خواستیم قیمت قیر یا گازوئیل یا هر چیز دیگر را 20 تومان بالا ببریم به هر نفر ایرانی یک سهمی از آن می رسد و به حسابش می رود.
رئیس جمهور با بیان اینکه ما در حال حاضر 4600 میلیارد تومان برای نان یارانه می دهیم، گفت: یعنی به ازای هر ایرانی 67 تا 68 هزار تومان یعنی به یک خانواده چهار نفره در سال تقریبا 270 تا280 هزار تومان داریم یارانه می دهیم و خود خانواده هم الان دارد برای نان پول می دهد؛ این 270 هزار تومانی که دولت می دهد با آن پولی که خودشان می گذارند رویش حساب کنند ببینند چقدر می شود.
احمدی نژاد گفت: اگر گندم آزاد کیلویی 300 تومان است گندم اگر آزاد باشد یک چیزی توی جیب مردم می ماند برای اینکه ما این وسط پرتی داریم و آن پرتی در شکم کسی نمی رود؛ آن پرتی احیا می شود و در جیب مردم می رود.
رئیس جمهور افزود: در کود شیمیایی هم همین طور است ما داریم یارانه می دهیم دست کشاورز نمی رسد؛ در دارو هم همین است یارانه می دهیم دست مردم نمی رسد همان مقدار پرتی اش در جیب مردم بیاید به قدرت خرید مردم اضافه می شود بنابراین واقعا هیچ جای نگرانی نیست ما همراه مردم جلو خواهیم رفت و با مشورت مردم و با اطلاع رسانی دقیق قبلا مردم را تجهیز می کنیم که جای هیچ گونه نگرانی نیست.
یارانه هدفمند،بزرگترین خدمت به اقتصاد خانوارها
رئیس جمهور درباره لایحه هدفمند کردن یارانه ها گفت : این لایحه بزرگترین خدمت به اقتصاد کشور و اقتصاد خانوارها به ویژه 7 دهک اول است که آسیب پذیرترند.
محمود احمدی نژاد افزود: دهک هفتم لب مرز است و از دهک هفتم به بعد ثروت سه دهک تا دهک دهم اوج می گیرد.
احمدی نژاد تاکید کرد: علاقه مندیم که همه مردم مانند سه دهک آخر، درآمد بالا داشته باشند که آرزوی ماست.
رئیس جمهور گفت: در لایحه هدفمندکردن یارانه ها باید حتماً هفت دهک با درآمد پایین جامعه را بیش از سه دهک با درآمد بالا ، تقویت کنیم به گونه ای که قدرت خرید آنها افزایش یابد.
احمدی نژاد افزود: در این زمینه هیچگونه نگرانی نداریم و هیچ کاری را بدون اطلاع مردم انجام نمی دهیم و حتما به همه سئوالات پاسخ می دهیم.
رئیس جمهور گفت: تلاش می کنیم ریشه تورم را در جامعه خشک کنیم و یکی از ریشه های تورم ، بهره وری پایین و علت اصلی آن نوع یارانه ای است که می دهیم.
احمدی نژاد افزود: وقتی بهره وری بالا رود ، ریشه تورم نیز از بین می رود و این موضوعی است که همه اقتصاددان ها می دانند.
رئیس جمهور گفت: در 50 ساله اخیر به طور متوسط سالی 15 درصد تورم داشتیم یعنی 15 درصد از ثروت شش یا هفت دهک کم می شود و به سمت دهک های دیگر می رود.
احمدی نژاد افزود: وقتی که تورم صفر شود ثروت همه سر جای خودش است و بی جهت اضافه نمی شود.
رئیس جمهور هزینه های اضافی را علت دیگر ایجاد تورم در جامعه دانست و گفت: دولت نفت را می فروشد و به بانک مرکزی می دهد و بانک مرکزی نیز ریال به دولت می دهد زیرا دلار را نمی تواند در بازار بفروشد و تورم ایجاد می شود.
احمدی نژاد گفت: اگر جلوی هرز روی ها را بگیریم ، هزینه دولت پایین می آید و اصلاح واقعی اقتصادی هم صورت می گیرد و دیگر نگران تورم نخواهیم بود.
رئیس جمهور خاطرنشان کرد: در دوره قبل می ترسیدند زیرا اولاً دنبال حذف یارانه بودند و دوم پدیده هدفمند کردن یارانه ها مبهم بود.
احمدی نژاد گفت: چهار سال در این زمینه کارشناسی شده و حجم کار بسیار گسترده و حساسی برای اجرای آن بر دوش دولت است.
رئیس جمهور در پاسخ به اینکه می گویند با اجرای این طرح بحران اجتماعی درست می شود افزود: وقتی فاصله طبقاتی کم شود و فقیر نداشته باشیم آیا این مسئله بحران است یا اینکه بحران را از بین می برد.
احمدی نژاد گفت: می خواهیم فقیر نداشته باشیم و اگر پول به صورت درستی توزیع شود فقری در کشور نمی ماند.
رئیس جمهور افزود : مردم در پایگاه اطلاعاتی (جمع اوری اطلاعات اقتصادی خانوارها) ثبت نام کردند و همه اطلاعات شناسایی و کنترل شده است .
وی گفت: اعلام شده که برخی از اطلاعات ثبت شده نادرست است که نادرستی هم به این علت است که متوجه سوال نشده اند یا اطلاعات کافی نداشته اند.
هیچ بحران و فشاری بر مردم در راه نیست
رئیس جمهور گفت: البته ما دهک دهک نمی کنیم زیرا آن موقع کار سخت می شود، ما کار را به سه خوشه تقسیم کرده ایم، 4 دهک، 3 دهک، 3 دهک.
احمدی نژاد افزود: در این تقسیم بندی حداکثر بعضی ها که لب مرز این خوشه ها هستند ممکن است جابهجا شوند و ممکن است کسی در خوشه یک باشد و ما بگوییم خوشه دو است که این قابل اصلاح است، این افراد به سازمان های مربوط مراجعه می کنند و با ارائه اطلاعات خود خوشه آنها اصلاح می شود.
وی گفت: ما می خواهیم تولیدمان افزایش یابد، هزینه تولید پایین بیاید، تولید قابل رقابت شود، توزیع عادلانه شود و مناطق محروم رشد کند که همه اینها قابل هدف گذاری است.
رئیس جمهور افزود: هدفمند کردن یارانه ها یعنی همین که ما هدف ها را تعیین کنیم و اینها شدنی است.
احمدی نژاد گفت: من با اطمینان به مردم می گویم که به عنوان کوچک خادمان مردم به موضوع اشراف دارم و می دانیم چه کار می خواهیم بکنیم و همراه مردم حرکت می کنیم و ان شاء الله مردم هم همکاری می کنند.
رئیس جمهور تأکید کرد: هیچ بحران و فشاری بر مردم در راه نیست و فقط می خواهیم با هم به جلو برویم.
وی افزود: عددها عوض می شود اما قدرت خرید مردم نه تنها کم نمی شود بلکه حتماً زیاد هم می شود.
رئیس جمهور گفت: یعنی اگر کسی در سال 10 کیلو مرغ مصرف می کرده است، این قدرت را پیدا می کند که 15 کیلو مرغ مصرف کند.
احمدی نژاد افزود: انرژی در کل سبد ملی ما ذخیره می شود و این به نفع کشور است، آلودگی ها از بین می رود و خود مردم بر منابع خود مدیریت پیدا می کنند.
وی گفت: ما الآن جای مردم نشسته ایم و تصمیم می گیریم و آن کسی که در ماه کل هزینه خرج خانواده اش 100 هزار تومان است چه استفاده ای از یارانه می کند؟ هیچ، ما جای او تصمیم می گیریم.
رئیس جمهور افزود: حتی کسی که در ماه 10 میلیون تومان هزینه دارد، برای او هم ما داریم تصمیم می گیریم و ما سبد هزینه و مصرفش را شکل می دهیم، چرا این کار را می کنیم؟ ما باید اجازه دهیم مردم خودشان درباره منابع مالیشان تصمیم بگیرند.
احمدی نژاد گفت: برخی نگران بودند و می گفتند که شما قدرت خرید طبقات پایین را افزایش می دهید، اینها ممکن است وارد بازار شوند و تورم درست شود.
وی افزود: اولاً از مردم می خواهیم که پول اضافه خود را فوری خرج نکنند، سرمایه گذاری، ذخیره و پس انداز کنند.
رئیس جمهور گفت: کل تولید ما با 40 درصد ظرفیت کار می کند و کارخانه های ما یک شیفتی هستند و وقتی در بازار تقاضا باشد، دو شیفتی می شوند و این یعنی تزریق خون تازه به پیکر اقتصاد کشور.
احمدی نژاد افزود: فرض کنیم پنج دهک تا امروز نمی توانستند در خانه خود پلوپز داشته باشند، حالا پول به دستشان آمده است و می توانند پلوپز بخرند، ممکن است خواهش کنیم این کار را به تأخیر بیندازند و اجازه دهند کارخانه های ما تولید و وارد بازار کنند بعد مردم خرید کنند تا بی جهت بازار سیاه درست نشود و قطعاً مردم ما هم می پذیرند و از خدا می خواهند که اقتصادشان پیشرفت کند و جلو سوء استفاده ها و هرز روی های اقتصادی گرفته شود.
وی گفت: اگر منابع و اقتصاد را دست مردم بدهیم، مردم بهتر از ما مدیریت می کنند.
رئیس جمهور افزود: هم اکنون دولت به ازای هر یک نفر ایرانی سالی یک و نیم میلیون تومان به عنوان یارانه پرداخت می کند، فرض کنید ما همه این مبلغ را به خود مردم بدهیم، خودشان بهتر خرج می کنند و خودشان بهتر می دانند چگونه هزینه کنند، چقدر مواد غذایی مصرف کنند، خودرو بخرند یا نخرند، چه یخچالی بخرند، خود مردم بلد هستند، ما نباید برای آنها تصمیم بگیریم؛ ما باید مراقب باشیم که کسی اجحاف نکند یا انحصار درست نکند که به مردم فشار بیاید یا با بعضی بازی های روانی به مردم فشار نیاورد، دولت باید مراقبت کند.
احمدی نژاد گفت: فرض کنید قیمت علوفه در دنیا افزایش بیابد که طبعاً قیمت مرغ هم بالا می رود مگر اینکه دولت جبران کند.
وی افزود: دولت باید این انعطاف را داشته باشد که به مرغدار بگوید که شما نگران قیمت علوفه نباش، ما با هم تفاهم می کنیم، قیمت مرغ را افزایش ندهید.
رئیس جمهور با بیان اینکه30 درصد یارانه برای تولید است، گفت: ما خواستیم در بحث هدفمند کردن یارانه ها بتوانیم بازار را کنترل کنیم که کسی بی جهت یا بر اثر تورم جهانی به مردم فشار نیاورد و تولیدمان هم هدفمند شود.
احمدی نژاد افزود: نباید بی جهت قیمت مایحتاج مردم افزایش یابد آن هم به دلیل اینکه در جهان این قیمت ها افزایش یافته است، ما می توانیم آن را کنترل کنیم.
برنامه پنجم و بودجه منتظرلایحه یارانهها
رئیس جمهور گفت: لایحه برنامه پنجم و لایحه بودجه سال آینده آماده است و فقط منتظر اعمال تصویب و آثار لایحه هدفمند کردن یارانه ها هستیم.
احمدی نژادافزود : خودمان اعلام کردیم که باید این کار را بکنیم و در نهایت هم کار خودمان را انجام داده ایم و منتظر لایحه هدفمند کردن یارانه ها هستیم که در برنامه پنجم و هم در بودجه تاثیر می گذارد.
احمدی نژاد به بررسی با تاخیر لایحه هدفمند کردن یارانه ها در مجلس اشاره و تصریح کرد: براساس قانون باید تا یک ماه پس از تحویل لایحه هدفمند کردن یارانه ها در صحن علنی مجلس بررسی شود که بررسی آن به طول انجامید و تا امروز رسیده است.
رئیس جمهور گفت: پس از تصویب لایحه هدفمند کردن و تایید آن در شورای نگهبان 3 تا 4 روز بیشتر زمان نمی خواهیم تا هم لایحه برنامه پنجم و هم بودجه 89 را تقدیم کنیم و ما براساس برنامه پنجم بودجه سال آینده خود را نیز آماده کرده ایم.
وی افزود: فقط منتظریم اصلاحات آن را براساس تصویب لایحه هدفمند کردن یارانه ها انجام دهیم.
رئیس جمهور تاکید کرد : البته پیش نویس غیررسمی برنامه پنجم را به مجلس ارائه داده ایم که در حال بررسی در کمیسیون هاست.
احمدی نژاد بار دیگر با اشاره به اجرای لایحه هدفمند کردن یارانه ها گفت: باز هم تاکید می کنم واقعاجای نگرانی نیست همه این پول به جیب هر یک از مردم می رود و هر کس پول خود را دارد و می تواند بر طبق علاقه خود برنامه ریزی کند.
رئیس جمهور مردم ایران را اهل پس انداز دانست و گفت: مردم گرچه خوب هم مصرف می کنند و ما هم از این مصرف خوشحالیم و فقط از برخی اسراف ها ناراحت می شویم اما مردم ما اهل پس انداز هستند و به بهترین شکل امور خود را اداره می کنند.
احمدی نژاد در خصوص غیبت امروز در مجلس گفت:رسم این است که رئیس جمهور را از 10 تا 15 روز قبل دعوت می کنند و برنامه می دهند و قبلا هم من گفته بودم که برنامه ام فشرده است و بعید می دانم که بتوانم بیایم.
وی افزود: دیشب یا پریشب به من اعلام شد که بروم و من به خاطر یک برنامه ای که از قبل پیش بینی شده بود و قبل از سفر فشرده ای هم که داشتم قبلا عذرخواهی کردم.
احمدی نژاد درباره غیبتش در جلسات مجمع تشخیص مصحلت نظام گفت: غیبت من در این جلسات هم دلایل خاص خود را دارد.
رئیس جمهور به سفر استانی روز چهارشنبه به استان اصفهان اشاره کرد و گفت: شکل سفر دور سوم تغییر کرده و هدفگذاری جدیدی برای آن صورت گرفته است که امیدواریم در تحقق آن موفق باشیم.
بیانات مقام معظم رهبرىدر دیدار مسؤولان نظام جمهورى اسلامى ایران- 19/4/1379
بسماللهالرّحمنالرّحیم
الحمدلله ربّ العالمین. والصّلاة والسّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی القاسم محمّد و علی آله الأطیبین الأطهرین المنتجبین سیّما بقیّةالله فیالأرضین. قالالله الحکیم فی کتابه:
«بسماللهالرّحمنالرّحیم. الّذین قال لهم النّاس انّ النّاس قد جمعوا لکم فاخشوهم فزادهم ایمانا و قالوا حسبنا الله و نعمالوکیل فانقلبوا بنعمة من الله و فضل لم یمسسهم سوء واتّبعوا رضوان الله والله ذو فضل عظیم.»
برادران و خواهران عزیز؛ مسؤولان و مدیران برجسته نظام جمهوری اسلامی! خیلی خوش آمدید. جلسه بسیار شیرین و مطلوب و انشاءالله مفیدی است. بیانات جناب آقای خاتمی، بیانات خوب و مفید و حاکی از انگیزههای بسیار خوب و والا بود. امیدواریم که انشاءالله همین مطالبی که فرمودند - بخصوص بخش اوّلِ آن که به سیره مولای متّقیان و امام موحدان، امیرمؤمنان علیهالصّلاةوالسّلام معطوف بود - به یاد ما باشد و برای ما همیشه درس باشد.
مقصود از این جلسه، در درجه اوّل، ایجاد الفت و همدلی است. اگر همسلیقگی و همفکری هم در مسائل گوناگون بهوجود آمد، چه بهتر؛ و اگر در برخی از مسائل، اختلاف سلیقه هم وجود داشته باشد، همدلی، خلأها را پُر خواهد کرد.
پس زبان محرمی خود دیگر است همدلی از همزبانی بهتر است
همدلی با یاد خدا میسّرتر خواهد شد. یاد خدا در دل انسان چراغی روشن میکند؛ دل را نورانی میکند؛ غبارهای کینه و نفرت و خودخواهی را از دلها میزداید؛ لنگری برای دلهای متلاطم و مضطرب بهوجود میآورد؛ آرامش میبخشد و اطمینان و اعتماد ایجاد میکند. یاد خدا برای دلهای پاک، همیشه در دسترس است؛ مگر دلی که خود را مبتلای به آلودگیها کرده باشد. برای چنین کسی یاد خدا دشوار است؛ چنین توفیقی برای او پیش نمیآید و او را به حریم قدس الهی راه نمیدهند. دلی که آلوده شهوت و آلوده به عشق به قدرت و آلوده به کینه به بندگان خدا و آلوده به حسد و خودخواهیها و آلوده به عشق به مال اندوزی است، به حریم قدس الهی راه پیدا نمیکند؛ مگر شستشو کند.
شستشویی کن و آنگه به خرابات خرام تا نگردد ز تو این دیر خراب آلوده
در حریم قدس یاد الهی، دلِ آلوده را راه نمیدهند؛ باید شستشو کنیم. اگر دل توانست با یاد خدا خود را معطّر و مزیّن کند، بدون تردید اجابت الهی برای او میسّر خواهد شد؛ «ادعونی استجب لکم». هیچ دعایی بیاستجابت نیست. استجابت به معنای این نیست که خواسته انسان حتماً برآورده خواهد شد - ممکن است برآورده بشود، ممکن است به علل و مصالح و موجباتی برآورده هم نشود - اما استجابت الهی هست. استجابت الهی، پاسخ و توجه و التفات خداست؛ ولو آن خواستهای که من و شما داریم - که ای بسا خیال میکنیم این خواسته به نفع ماست، اما به زیان ماست - تحقق هم پیدا نکند؛ اما «یا الله«ِ شما بیگمان لبّیکی به دنبال خود دارد. سعی کنیم دلها را معطّر کنیم؛ امروز ما به این تطهیر دلها بسیار نیاز داریم. من بیش از همه شما به این علاج الهی محتاجم؛ و مجموعه ما که مسؤولیتهای سنگینی بر دوش داریم، بیش از کسانی که این مسؤولیتها را ندارند، محتاجیم. کار ما سنگین است. خدای متعال خودش آن عبادتهای سنگین، آن بیداریهای شبانه، آن گریهها و آن تضرّعها را در همه میدانها بر نبیاکرم لازم میکند و از او میخواهد؛ چون بار او سنگین است. هرکس به تناسب سنگینی بار خود، به تقویت این رابطه با خدای متعال احتیاج دارد. اگر توانستیم این رابطه را تقویت کنیم، کارهامان اصلاح خواهد شد؛ راهمان باز خواهد شد؛ ذهنمان روشن خواهد شد و افق در مقابل ما روشنی خواهد یافت؛ اما اگر این گره را باز نکردیم، کارهای ما به سامانِ لازم نخواهد رسید. ممکن است انسان در چیزهایی موفّق شود، اما هدف در موفّقیتهای دنیایی متوقّف نمیشود. هدف انسان موحّد بسیار فراتر از هر چیزی است که در چارچوب عالم مادّه است؛ اگرچه آنچه در چارچوب عالم مادّه است، همه به عنوان مقدّمه و راه و صراط به سوی آن هدفها مطرح است. شما نمیتوانید از این صراط عبور نکنید، اما در این صراط نباید متوقّف شوید. هدف را باید فراتر از خواستههایی که در چارچوب این عالم است، تعیین کرد. امیدواریم که خداوند متعال به من و شما توفیق دهد تا بتوانیم این کارها را انجام دهیم.
عزیزان من! در کشور ما - همانطور که از بیانات جناب آقای رئیس جمهور شنیدید - امکانات فراوان و آفاق روشنی وجود دارد؛ البته مشکلاتی هم وجود دارد؛ از آن امکانات باید استفاده و از این مشکلات باید عبور کرد. در چنین شرایطی، آن چیزی که در عالم ارتباطات انسانی خودمان به نظر من پیش از همه مهم است، همین وحدت و همدلی است. نباید فضا غبارآلوده شود. اگر خدای متعال این توفیق را بدهد که مسؤولان نظام بتوانند با یکدیگر همدلانه سلوک کنند - که سلوک همدلانه لزوماً به معنای همفکرانه نیست؛ گاهی ممکن است سلیقهها متفاوت هم باشد؛ اما بنای بر ستیزه و مخاصمه و دشمنی نباشد - بسیاری از مشکلات برطرف خواهد شد. انقلاب و نظام اسلامی ما زمینه بسیار مساعدی برای این پالایش درون و پالایش فضای کاری کشور است. بایستی از این فرصت حداکثر استفاده را بکنیم.
البته تلاشهایی میشود که مسائل غیراصلی، مسائل اصلی وانمود شود؛ خواستههای غیرحقیقی - یا حقیقی، اما درجه دو - به عنوان گفتمان اصلی ملی وانمود شود؛ لیکن گفتمان اصلی این ملت اینها نیست؛ گفتمان اصلی این ملت این است که همه، راههایی را برای تقویت نظام، اصلاح کارها و روشها، گشودن گرهها، تبیین آرمانها و هدفها برای آحاد مردم، استفاده از نیروی عظیم ابتکار و حرکت و خواست و انگیزه و ایمان این مردم مؤمن و راه به سمت آرمانهای عالی این نظام - که همه را به سعادت خواهد رساند - پیدا کنند. آن چیزی که باید ذهنها و دلها و فکرها بر روی آن متمرکز شود، این است. البته کارهای زیادی داریم و وظایف و مسؤولیتهای زیادی بر دوش همه ماست. هرکس باید کار خود را به بهترین نحوی که برای او ممکن است، انجام دهد.
من آنچه را که امروز به نظرم رسید مطرح کنم، این است که ما چگونه میتوانیم معایب و نواقص را برطرف کنیم؛ فسادها را بزداییم و به معنای درست کلمه، اصلاح را در کشور بهوجود آوریم. این سؤال بسیار مهمی است و جا دارد که ذهنهای همه کسانیکه به سرنوشت این کشور و این ملت علاقهمندند، روی این سؤال متمرکز شود. امروز مسأله اصلاحات - که یک موضوع روز برای همه است - در کشور مطرح است. افراد زیادی دم از اصلاحات میزنند و برای آن تلاش میکنند. اصلاحات چیست؟ راه رسیدن به اصلاحات کدام است؟ اولویتهای اصلاحات چیست؟ اینها مسائل بسیار مهمی است.
مسأله مهم دیگر در همین زمینه این است که دشمن در تبلیغات خود - که شعار اصلاحات را پیگیری میکند - به دنبال چیست؟ اصلاحات مال ماست. اینکه شما ملاحظه میکنید تبلیغات جهانی برروی اصلاحات در ایران متمرکز میشود، علّتش آن چیست؟ این تبلیغات متعلّق به مراکزی است که نمیتوانند ادّعا کنند خیر ملت ایران را میخواهند. مگر وجود فساد و اختناق و خرابی وضع در این کشور، غیر از تسلّط و نفوذ قدرت استکباری انگلیس در دوره اوّل، و امریکا در دوره بعد، علت دیگری دارد؟ چه قدرتی در این مملکت اختناق بهوجود آورد؟ چه قدرتی در این مملکت دستگاههای ملی و دولتی را برمبنای فساد پایهگذاری کرد؟ چه قدرتی در طول پنجاه سال با اخلاق عمومی و انسانی مبارزه کرد؟ چه دستی رضاخان را به قدرت رساند؟ چه عواملی کودتای 28 مرداد را راه انداخت؟ در طول این پنجاه و چند سال، چه کسانی زشتترین تبلیغات را در جهت کشاندن این ملت به سمت فساد، بیبندوباری و ناباوری به اصول اخلاقی و دین انجام دادند؟ جوانان ما امروز چیزی از مطبوعات دوران رژیم پهلوی به یاد ندارند؛ اما شما که به یاد دارید. آن مطبوعات فاسد و - به قول یک روشنفکر مسلمانِ معروف - آن رنگین نامهها، به وسیله چه کسی تشویق میشد؟ آنها از کجاها تغذیه و تشویق میشدند؟ از چه کسی الگو میگرفتند؛ غیر از همین دستگاههای قدرتی که آن نظام را سر کار آورده بودند و با همه وجود آن را تقویت میکردند؟
امروز ما برای اینکه با نام و یاد و سلطه استکباری دولت امریکا با همه وجود مخالف باشیم، محتاج چه دلیلی باشیم، جز این که آن رژیم، پنجاه سال همه منابع انسانی و مالی و اخلاقی و استعدادی ما را ضایع و نابود کرد؟ دستاورد رژیم پهلوی در طول این پنجاه سال برای ایران چه بود؟ این ویرانهای که اینها بهوجود آوردند، چگونه، با کدام تلاش و در چه مدت قابل اصلاح است؟ چه کسی آن را زمینهسازی کرد؟ چه کسی کمک کرد؟ چه کسی هدایت کرد؟ چه کسی دستگاه جاسوسیشان را تقویت کرد؟ چه کسی به آنها خط داد؟ در عین حال همان دولت امریکا و انگلیس، همان رؤسایشان، همان سیاستمدارانشان، همان مراکز رسانهایشان، امروز از چیزی به نام اصلاحات و آزادی در ایران دفاع و حمایت میکنند! این باید هر هوشمندی را به فکر وادار کند و هر غافلی را بیدار و هوشیار نماید. مسأله چیست؟ این یک صحبت بسیار مهم و یک سؤال بسیار اساسی است.
بنده به عنوان کسی که از اوّلِ این انقلاب تا امروز در مسائل گوناگون و در عرصههای مختلفِ این نظام، با جوانب و جریانهای گوناگون مواجه بودهام؛ هم آدمها را میشناسم، هم حرفها را میشناسم و هم با تبلیغات رسانهای دنیا آشنا هستم؛ به یک جمعبندی رسیدهام که بهطور خلاصه این است: یک طرح همه جانبه امریکایی برای فروپاشی نظام جمهوری اسلامی طرّاحی شد و جوانب آن از همه جهت سنجیده شد. این طرح، طرح بازسازی شدهای است از آنچه که در فروپاشی اتّحاد جماهیر شوروی اتفاق افتاد. بهنظر خودشان میخواهند همان طرح را در ایران اجرا کنند. دشمن این را میخواهد. من اگر بخواهم قرائن و شواهد این معنا را بگویم، الان در ذهنم هست؛ نه این که بخواهم دنبال نشانههایش بگردم؛ شواهد آشکاری در اظهارات خودشان وجود دارد. در طول این چند سال، از اظهارات مغرورانه و قدرتمندانه و احیاناًحساب نشده آنها - که خودشان هم میگویند فلان مصاحبهای که ما کردیم، عجولانه بود - صحّت این ادعا کاملاً آشکار میشود که آنها به خیال خودشان طرح فروپاشی شوروی سابق را منطبق با شرایط ایران بازسازی کردند و میخواهند در ایران پیاده کنند. البته در چند مورد هم دچار اشتباه شدند که این هم از الطاف الهی است.
دشمنان ما در مواقع حسّاس در محاسبات خود دچار اشتباه میشوند. البته اینها اشتباهاتی نیست که اگر من ذکر کردم، آنها بتوانند اصلاحش کنند؛ نه، اشتباه در شناختِ واقعیتها دارند. براساس این اشتباه برنامهریزی میکنند و برنامهریزی غلط از آب درمیآید؛ لذا موفّق نمیشوند. آنها برای دفاع از رژیم پهلوی برنامهریزی کردند و با همه قدرت هم ایستادند؛ منتها در شناختِ مسائل ایران، در شناختِ مردم، در شناختِ روحانیت و در شناختِ دین اشتباه کرده بودند؛ لذا شکست خوردند. اینجا هم سرنوشتشان جز این نیست و شکست خواهند خورد.
اینها در چند مورد اشتباه کردند: اشتباه اوّلشان این است که آقای خاتمی، گورباچف نیست. اشتباه دومشان این است که اسلام، کمونیسم نیست. اشتباه سومشان این است که نظام مردمی جمهوری اسلامی، نظام دیکتاتوری پرولتاریا نیست. اشتباه چهارمشان این است که ایرانِ یکپارچه، شوروی متشکل از سرزمینهای به هم سنجاق شده نیست. اشتباه پنجمشان این است که نقش بیبدیل رهبری دینی و معنوی در ایران، شوخی نیست. این اشتباهات را بعداً توضیح خواهم داد.
اشارهای به طرح امریکایی فروپاشی شوروی بکنم. این چیزی که الان از این تصویر در ذهن من هست، بخش عمدهاش از یادداشتهایی است که خود من روزبهروز در سال 1370 از خبرهای ماجرای شوروی یادداشت کردهام. البته بعداً با اطّلاعات فراوانی که دوستان ما از منابع مهم روسی و غیرروسی فراهم کردند و به بنده دادند، تکمیل شد که حال نمیخواهم با تفصیل آنها را بیان کنم؛ اما ماجرای عظیمی است.
وقتی میگوییم طرح امریکایی فروپاشی شوروی، لازم است سه نکته را در کنار این کلمه
امریکایی عرض کنیم:
نکته اول این است که وقتی میگوییم طرح امریکایی، معنایش این نیست که بقیه بلوک غرب در این زمینه با امریکا همکاری نداشتند؛ چرا، همه غرب و همه اروپا در این زمینه بهشدّت با امریکا همکاری میکردند. مثلاً نقش آلمان و انگلیس و بعضی کشورهای دیگر بهصورت بارز بود. اینها همکاری جدّی داشتند.
نکته دوم این است که وقتی میگوییم طرح امریکایی، معنایش این نیست که ما عوامل داخلی فروپاشی شوروی را ندیده میگیریم؛ نخیر، عوامل فروپاشی در درون نظام شوروی وجود داشت و از آن عوامل دشمنشان بهترین استفاده را کرد. آن عوامل داخلی چه بود؟ فقر شدید اقتصادی، فشار بر مردم، اختناق شدید، فساد اداری و بوروکراسی. البته انگیزههای قومی و ملی هم در گوشه و کنار وجود داشت.
نکته سوم این است که این طرح امریکایی یا غربی - به هر تعبیری که میگوییم - یک طرح نظامی نبود. در درجه اوّل یک طرح رسانهای بود که عمدتاً بهوسیله تابلو، پلاکارد، روزنامه، فیلم و غیره اجرا شد. اگر کسی محاسبه کند، میبیند که حدود پنجاه، شصت درصدِ آن مربوط به تأثیر رسانهها و ابزارهای فرهنگی بود. عزیزان من! مسأله تهاجم فرهنگی را - که من هفت، هشت سال پیش مطرح کردم - جدّی بگیرید. شبیخون فرهنگی، شوخی نیست. بعد از عامل رسانهای و تبلیغی، در درجه دوم، عامل سیاسی و اقتصادی بود. عامل نظامی هیچ نبود.
و اما این طرح چه بود؟ گورباچف وقتی در سال 1985 - حدود سالهای 64 و 65 - سرِ کار آمد، یک عنصر جوان در قبال دبیرکلهای پیر قدیمی بود. روشنفکر و خوشبرخورد بود؛ شعاری که او مطرح کرد، شعار پروستریکا در درجه اوّل و گلاسنوست در درجه دوم بود. تعبیر فارسی پروستریکا، بازسازی و اصلاحات اقتصادی است؛ و گلاسنوست یعنی اصلاحات در زمینه مسائل اجتماعی، آزادی بیان و امثال اینها. در یکی، دو سال اوّل، به وسیله رسانهها، آواری از حرف و تحلیل و تفسیر و تشویق و جهتدهی و پیشنهاد بر سر گورباچف فرو ریخت و کار بهجایی رسید که توسط مراکز امریکایی، گورباچف به عنوان مرد سال معرفی شد! این در همان دوران جنگ سرد هم بود؛ یعنی در دورانی که امریکاییها شبح هر موفّقیتی را در شوروی با تیر میزدند! قبل از گورباچف، اگر واقعیتهای خوبی هم در شوروی وجود داشت، بهشدّت آن را انکار میکردند و علیه آن تهاجم تبلیغاتی راه میانداختند. اما ناگهان نسبت به گورباچف چنین وضعی را پیش گرفتند! این آغوش باز غرب، بهعنوان یک مشوّق بزرگ، گورباچف را فریب داد! من نمیتوانم ادّعا کنم که گورباچف کسی بود که غربیها یا دستگاههای سیا او را سر کار آورده بودند - آنچنان که بعضی کسان در دنیا ادّعا میکردند - من نشانههای این را واقعاً نمیبینم و البته خبری هم از پشت پرده ندارم؛ اما آنچه که مسلّم است، آغوش باز، چهره باز، چهره خندان، تجلیل و تبجیل و تشویق و احترام غربیها، گورباچف را فریب داد. او به غربیها و امریکاییها اعتماد کرد؛ اما فریب خورد. گورباچف کتابی به نام پروستریکا - انقلاب دوم - نوشته که انسان نشانههای این فریب خوردگی را در آن مشاهده میکند.
در محیط اختناق آن روز شوروی، این شعارها بهشدّت فضاشکن بود. حدوداً در همین سال 1369 یا 1370 است - من در یادداشتهای خودم این را نوشتهام - که گورباچف قید جواز عبور برای سفر از شهری به شهر دیگر در شوروی را برمیداشت! هفتاد و سه سال بعد از ایجاد شوروی، بعد از پایان یافتن دوره سی ساله استالین و دورهی هجده، نوزده ساله برژنف و غیرذلک، آقای گورباچف از جمله کارهایی که در زمینه گلاسنوست کرد، این بود که جواز عبور را برداشت!
در چنین جوّی شما ببینید فکر و طرح مسأله آزادی بیان به چه معناست. وقتی میگوید آزادی بیان، برای مردم چقدر شگفتیآور و چقدر فضاشکن است! در تمام این دوران، روزنامه مهم قابل توجّه در تمام شوروی «پراودا»ست که یک روزنامه عمومی است. یکی هم یک روزنامه مربوط به جوانان است. چند مطبوعه دیگر تخصّصی هم وجود داشت؛ اما تکثّر روزنامهها و وجود کتابهای چنین و چنان اصلاً به چشم نمیخورد. نویسندهای که از برخی از مبانی سوسیالیسم - نه همه آنها - انتقاد کرده بود؛ سالهای متمادی اجازهی خروج از شوروی را نداشت. البته امریکاییها روی او هم بسیار تبلیغ میکردند و بسیار حرف میزدند که بنده از دوره قبل از انقلاب این قضیه در یادم مانده است.
در چنین فضایی این شعار توسط گورباچف داده شد؛ منتها اشتباهاتی کردند که من نمیخواهم این اشتباهات را الان بگویم. در خلال صحبت، بعضی از اشتباهاتشان معلوم خواهد شد. مدتی گذشت، سیل تبلیغات غربی و فرهنگ غربی و نمادهای غربی - سمبلهای لباس و «مکدونالد» و از این چیزهایی که در واقع جزو سمبلهای امریکایی است - در شوروی راه پیدا کرد. این که من میگویم، تفکر یک طلبه گوشهنشین نیست؛ در همان روزها بنده در خود مجلات امریکایی - تایم و نیوزویک - خواندم که از این که قهوهخانههای «مکدونالد» در مسکو رواج پیدا کرده، اینها بهعنوان یک خبر مهم و بهعنوان پیشاهنگ فرهنگ غربی و فرهنگ امریکایی در کشور شوروی یاد کرده بودند!
شعارهای گورباچف یکی، دو سال رو به اوج بود؛ اما بعداً ناگهان یک عنصر دیگر به نام یلتسین در کنار گورباچف پیدا شد. نقش یلتسین، نقش تعیین کننده است. نقش او این است که مرتب پا به زمین بکوبد و بگوید که این شعارها فایدهای ندارد؛ این شتاب کم است؛ دیر شد؛ اصلاحات عقب افتاد! اگر آدم عاقل مدبّری بهجای گورباچف بود، شاید در طول بیست سال میتوانست آن اصلاحات را بیدغدغه انجام دهد - همچنان که این کار در چین اتفاق افتاد - اما همین مقدار خودداری و خویشتنداری را هم از دست گورباچف بیرون کشید. کار بهجایی رسید که گورباچف معاون خود - یلتسین - را عزل کرد؛ اما رسانههای امریکایی و غربی نه فقط عزلش نکردند، بلکه تقویتش کردند!
او حدود یک سال یا بیشتر، بهعنوان یک چهره برجسته روشنبین اصلاحطلب مغضوب و مظلوم در تبلیغات غربیها و امریکاییها مطرح شد. بعداً انتخابات ریاست جمهوری روسیه پیش آمد. میدانید که دیگر جمهوریها انتخابات جداگانه داشتند. البته انتخابات که نداشتند؛ بنا شد انتخابات داشته باشند. یکی از کارهای گورباچف این بود که گفت انتخابات داشته باشیم. در کشور شوروی، از بعد از دوران تزارها، حتی یک انتخاب هم اتفاق نیفتاده بود. انتخابات در دوران تزارها هم شبیه انتخابات زمان شاه ما بود. اتفاقاً تاریخ مشروطیتشان هم - با یک سال اختلاف - دقیقاً منطبق با تاریخ مشروطیت ایران است. در دوره تزارها مجلس ملی - دوما - یک صورت بود؛ مثل مجلس شورای ملی ما در دوران رژیم پهلوی. بعد هم که کمونیستها سرِ کار آمدند، مجلس، بیمجلس؛ انتخابات، بیانتخابات؛ تمام شد! حال بعد از گذشت هفتاد و سه سال، بناست اولین انتخابات در جمهوری روسیه - نه همه شوروی - انجام گیرد. کاندیدا کیست؟ آقای یلتسین! با رأی بالایی یلتسین - یعنی همان عنصر تندرو - رئیس جمهور شد.
از این جا داستانِ شیرینی است. از روزی که یلتسین در ژوئن 1991 - یعنی 24/3/1370 - رئیس جمهور شد، تا حدود چهارم یا پنجم دیماه که رسماً شوروی منحل شد، حدود هفت ماه طول کشید. یعنی این چند سال صرف مقدّمات شد. بخشی از مقدّمات بهدست گورباچف، برخی هم وقتی تاریخ مصرف گورباچف تمام شد، به دست یلتسین انجام شد و برنامه مورد نظر امریکا و غرب، تا رسیدن یلتسین به قدرت شتاب گرفت. به مجرّد این که یلتسین به قدرت رسید و رئیس جمهور روسیه و نفر دوم شوروی شد، ابتکار عمل به دست او افتاد. در روز 24/3/1370 یلتسین رئیس جمهور شد و در روز 26/3/1370 - یعنی سه روز بعد - جورج بوش رئیس جمهور امریکا اعلام کرد که سه جمهوری بالتیک - لتونی، استونی و لیتوانی - متعلق به شوروی نیست و شوروی بایستی این سه جمهوری را رها کند و استقلال آنها را به رسمیت بشناسد؛ اگر به رسمیت نشناسد، کمکهایی را که امریکا قول داده است، قطع خواهد شد. البته من الان درست یادم نیست که آیا کمکهایی بود که در زمان رونالد ریگان قول داده شده بود، یا در زمان بوش؛ به هرحال به آقای گورباچف قولِ کمک داده بودند. چندی بعد یلتسین اعلام کرد که ما استقلال جمهوریهای سه گانه را به رسمیت میشناسیم! دو ماه بعد برای این که یلتسین چهرهاش برجستهتر شود، کودتای معروف مردادماه شوروی اتفاق افتاد؛ کودتایی که در همان اوان کاملاً مشکوک به نظر میآمد. دوربین تلویزیونهای امریکایی - سی.ان.ان و غیره - در مسکو فعّال شدند و روی یلتسین متمرکز گردیدند. در اینجا تلویزیون خودمان تصویر سی.ان.ان را که پخش میکرد، ما دیدیم که یلتسین روی تانک رفته و در میان مردم شعار میدهد و میگوید که نخیر، ما تسلیم کودتاچیها نمیشویم! بعد هم به مجلس رفت، اما کودتاچیها با یلتسین که دم دستشان در مجلس ملی - دوما - متحصّن شده بود، هیچ کاری نداشتند و به سراغ او نرفتند؛ ولی به سراغ گورباچف که در شبه جزیره کریمه مشغول گذراندن روزهای تعطیلاتش بود، رفتند و او را دستگیر کردند! یلتسین هم رجزخوانی میکرد و شعار میداد! یک جنجال رسانهای در دنیا بهوجود آوردند و البته از واقعیت هم چندان خبری نبود! یک تعداد تانک در خیابانهای مسکو ظاهر شدند، اما سه روز هم نبودند؛ بعد از سه روز هم گفتند که کودتاچیها را درخواب دستگیر کردهاند! نتیجه کودتا این شد که یلتسین - که شخصیت دوم بود - در حقیقت شخصیت اول شد! در همان اوقات وزیر امور خارجه ما سفری به جمهوریهای آسیای میانه کرد و برگشت. من از ایشان پرسیدم چه خبر؟ ایشان گفت واضح است که رئیس شوروی یلتسین است نه گورباچف! در دنیا هم مشخص بود که قضیه این گونه است. بعد هم جمهوریها یکییکی طالب استقلال شدند. مثلاً اوکراین ادّعا کرد که میخواهد مستقل شود. گورباچف مخالفت میکرد، اما یلتسین میگفت ما قبول داریم؛ بناچار بعد از دو، سه روز گورباچف هم قبول میکرد! بنابراین مسألهای درست شد که گورباچف یا مجبور بود برای عقب نماندن، خودش را جلو بیندازد و همان شعارها را او هم بدهد؛ یا مجبور بود بعد از چند روز تبعیت کند؛ چون فشار تبلیغات جهانی مجالی نمیگذاشت برای این که غیر از آنچه که یلتسین گفته، شود چیزی گفت. این روند از اواخر خردادماه شروع شده بود. به دنبال آن، کنارهگیری گورباچف از دبیرکلی حزب مطرح شد؛ بعد پیشنهاد انحلال حزب کمونیست، سپس شکست کمونیزم اعلان شد - همان چیزی که امریکاییها بسیار از آن کیف میکردند - و بعد هم بالاخره شایعه استعفای گورباچف منتشر شد. در همان زمان طی مصاحبهای از گورباچف سؤال شد که شما استعفا خواهید کرد یا نه؟ گفت منتظرم وزیر امور خارجه امریکا به مسکو بیاید تا ببینم چه میشود! وزیر امور خارجه امریکا به مسکو آمد و قبل از آن که با گورباچف تماس بگیرد، رفت با یلتسین تماس گرفت؛ آن هم در کاخ اصلی ملاقاتهای کرملین. معنای کارش این بود که گورباچف تمام شد! سه روز بعد هم گورباچف استعفا کرد و انحلال شوروی اعلام شد! این طرح موفّق امریکا در شوروی بود. یعنی یک ابرقدرت را با یک طرح کاملاً هوشمندانه، با صرف مقداری پول، با خریدن برخی اشخاص و با بهکار گرفتن رسانههای تبلیغی، توانستند طی یک طرّاحی سه، چهار ساله و یک نتیجهگیری شش، هفت ماهه بهکلّی منهدم کنند و از بین ببرند!
البته همین جا به شما بگویم که روسیه بعد از انحلال شوروی، آنطور که آنها میخواستند، تبدیل به برزیل دوم نشد. آنها میخواستند روسیه به یک برزیل - یعنی یک کشور دست سوم دنیا - تبدیل شود؛ تولید بالا، اما گرفتاری و فقر عمیق و بدون هیچ گونه نقشی در سیاست دنیا. شما ببینید امروز در کجای دنیا حرف و رأی و نظر و حضور برزیل کسی را به خود متوجّه میکند؟ میخواستند روسیه را اینطوری کنند، اما نشد؛ چرا؟ چون روسیه ملت خوب و قویای دارد؛ از لحاظ نژادی مردم مستحکمی هستند؛ بعد هم پیشرفت صنعتشان، اتمشان، دانشمندانشان، تحقیقاتشان و سایر امکاناتشان قابل توجّه است. طرّاحان این قضایا که نشستند خودشان بریدند و خودشان دوختند، برای جمهوری اسلامی نیز چنین خوابی دیدهاند. آنها فکر نمیکنند که جمهوری اسلامی ایران اگر به سرنوشت شوروی دچار شود، کشوری مثل روسیه امروز خواهد شد؛ نه، آنها فکر میکنند که ایران کشوری در سطح کشور دوره پهلوی خواهد شد؛ یعنی در ردیف دهم بعد از ترکیه! چون تصور میکنند که در اینجا اتم که نیست؛ پیشرفت علمی آنچنانی که نیست؛ جمعیت سیصد میلیونی که نیست؛ کشوری به عظمت روسیه - که امروز باز هم تقریباً بزرگترین کشور دنیاست - که نیست.
اما اکنون واقعیت چیست؟ واقعیت با آنچه که آنها طرّاحی کردند، به قدر زمین تا آسمان متفاوت است! اشتباه بزرگی را مرتکب شدند. من واقعاً دریغم میآید که اسم خاتمی عزیزمان - این سید آقازاده شریف مؤمن دلباخته به معارف دینی و دلباخته به امام و طلبهای مثل خود ما - را آنطوری که غربیها مطرح کردند، مطرح کنم و ایشان را با گورباچف مقایسه کنم؛ ولی آنها این مقایسه را کردند و صریحاً گفتند که در ایران هم گورباچفی به قدرت رسید! البته فراموش نکنیم که متأسفانه یک عدّه هم در داخل خوششان آمد و این اهانت را نفهمیدند و آن توطئهای را که پشت این اهانت هست، به طریق اولی نفهمیدند! به مغرضان و آنهایی که میفهمند چه دارد اتفاق میافتد و چه میخواهند پیش بیاورند، کاری ندارم؛ اما یک عدّه از آنهایی که مغرض هم نبودند، نفهمیدند که چه شد و دشمن چه میخواهد انجام دهد.
به آن تفاوتها برگردیم. تفاوت اوّل، تفاوت رئیس جمهور ما با آقای گورباچف است. گورباچف روشنفکری بود که حتی به احتمال زیاد به اصل و مبانی مارکسیزم هم اعتقاد زیادی نداشت؛ آدمی بود که اصلاً ساختار شوروی را قبول نداشت؛ خود او هم به زبانهای مختلف این را اظهار کرده بود. البته در آن وقتی که سرِ کار آمد، چندان صریح نمیتوانست اینها را بگوید؛ اما بالاخره اظهار میکرد. رئیس جمهور ما، جمهوری اسلامی، دین و اعتقاد قلبی اوست؛ امام مراد و مقتدای اوست؛ یک روحانی است. آنها اول در خوشخیالیهای خود حرفهایی زدند، هنوز هم سیاستمدارترین و موذیترینهایشان آن حرفها را میزنند؛ اما عدّهای از آنها از این دو سال اخیر به وحشت افتادند و بارها در تبلیغات خودشان گفتند که نه، این هم از خودشان است؛ جزو همین بنیادگراهاست! اتفاقاً این را درست فهمیدهاند! گورباچف به مبانی مارکسیزم بیاعتقاد و دلباخته غرب بود؛ حرفهایی هم که میزد، حرفهای غربیها بود؛ منتها با زبان روسی آنها را بیان میکرد؛ والّا شعارهای او هم غیر از شعارهای آنها نبود؛ او دلباخته آنها بود! البته در اینجا قضایای بسیار ریزی - مثل سفرها، امتیاز دادنهای دروغین و بیخودی و ... - هست که نمیخواهم آنها را بگویم؛ چون جای این جلسه نیست؛ خود شما هم میتوانید آن قضایا را پیدا کنید.
تفاوت دوم این است که اسلام، مارکسیزم نیست. مارکسیزم مورد قبول مردم شوروی هم نبود. بله، دینِ حزب کمونیست شوروی بود. حزب کمونیست شوروی متشکل از چند میلیون عضو در مقابل جمعیت نزدیک به سیصد میلیونی شوروی بود؛ شاید مثلاً ده میلیون، پانزده میلیون نفر عضو بودند. اعضای حزب کمونیست همیشه از امتیازاتی برخوردار بودند؛ بنابراین میتوان حدس زد که در بین همان جمعیت هم آنچه برای آنها در درجه اول اهمیت قرار داشت، امتیازات بود؛ لذا مارکسیزم به عنوان یک دین برایشان مطرح نبود. اسلام، دین مردم و عشق مردم و ایمان مردم است. اسلام همان چیزی است که این ملت بزرگ برای خاطر آن، عزیزان و پارههای تن و جگرگوشههایشان را به میدان فرستادند و وقتی جسد آغشته به خون آنها برگشت، برایشان گریه نکردند و خدا را شکر کردند! آیا شما از اینگونه مادران و پدران سراغ ندارید و ندیدهاید؟ هر یک از ما شاید صدها مورد از این قبیل را دیدهایم. البته بنده هزاران مورد از این قبیل را از نزدیک دیدهام. امروز هم که پدر و مادر چهار شهید پیش ما میآیند، اگر از برخی از ناهنجاریها گله هم داشته باشند، از اینکه فرزندشان در راه اسلام شهید شده، خوشحالند! این ملت با همه وجود به اسلام پایبند است. بعد از پنجاه سال تلاش برای دینزدایی، یک ملت آن حرکت عظیم را پشت سر امام بزرگوار و عالم دین و مرجع تقلیدش به راه انداخت و این نظام اسلامی را سرِ کار آورد. اسلام همان چیزی است که وقتی نام و پرچم آن در ایران بلند شد، هرجا مسلمان مطّلع و آگاهی پیدا شد، احساس هویّت و شخصیت و عزّت کرد. اینها این را با مارکسیزم یکی گرفتند! «الحمدلله الذی جعل اعدائنا من الحمقاء» .
سوم اینکه نظام اسلامی، نظام کمونیستی نیست؛ نظام اسلامی است؛ نظامی جوان و منعطف و پُرتلاش و مردمی است. من آن روز به آقای خاتمی عرض میکردم که هیچ نظامی در دنیا - حتی دمکراسیهای غربی؛ چه در امریکا، چه در فرانسه، چه در جاهای دیگر - نمیتواند ادعا کند که مثل نظام ما مردمی است؛ برای خاطر اینکه در دمکراسیهای غربی عدّهای پای صندوقهای رأی میآیند و رأی میدهند. مثلاً حزب گفته به آقای زیدبنعمرو رأی بده، او هم ورقه را که انداخت، کار تمام میشود! آنهایی هم که شرکت کنندهاند، گاهی سیوهفت درصدِ واجدان شرایط را تشکیل میدهند. مثلاً در انتخابات اخیر امریکا، حدود سیوهفت درصد شرکت کننده بیشتر نبود. هیچ وقت به اندازه شصتوهفت درصد و هفتاد درصدی که شما در انتخابات ریاست جمهوری و مجلس - چه مجلس پنجم، چه مجلس ششم - ملاحظه کردید، شرکت نمیکنند. بالاخره همانهایی که میآیند، میآیند رأی میدهند و میروند؛ اما در اینجا اینطوری نیست؛ در اینجا مردم به مسؤولان عشق میورزند و رابطهشان، رابطه عاطفی است؛ نه فقط رابطه رأی دادن. در اینجا وقتی یکی از مسؤولان کسالتی پیدا کند، همه مردم کشور دستها را به دعا بلند میکنند که خدا او را شفا دهد؛ مثل اینکه برای بچه خودشان دعا میکنند! در اینجا وقتی که مسؤول کشور اشاره میکند، مردم در میدانهای خطر وارد میشوند و جانشان را فدا میکنند. این حتی به دمکراسیهای غربی ربطی ندارد، تا چه برسد به نظام دیکتاتوری پرولتاریا! خودشان میگویند یکی از اصول حتمیشان دیکتاتوری است؛ یعنی انتخابات بیانتخابات! در طول هفتاد و چند سال حکومت شوروی، تا قبل از انتخابات روسیه در این اواخر، یک انتخابات اتفاق نیفتاده بود؛ ولی ما در ظرف بیستویک سال، بیستویک انتخابات داشتهایم! آیا اینها با هم قابل مقایسه است؟ در آنجا زندگی نمایندگان طبقه پرولتاریا زندگی کاخ کرملینی است؛ اما در اینجا ما روی زیلو مینشینیم و افتخار هم میکنیم. در اینجا مسؤولان کشور - آنهایی که بتوانند - همّت و افتخارشان این است که خودشان را به زندگی مردم نزدیک کنند. در نظام شوروی وقتی استالینی سرِ کار بود، تا نمیمرد، هیچ علاج دیگری نداشت! سی سال حکومت میکرد، تا بالاخره با حادثه یا بیحادثه، یا از زور مصرف مسکرات قوی روسی میمرد و بعد مثلاً خروشچفی سر کار میآمد؛ بعد هم برژنفی روی کار میآمد؛ برژنف هم بعد از هجده، نوزده سال میمرد و یک نفر دیگر به قدرت میرسید! این نظام، با نظام جمهوری اسلامی که مبنی بر انتخابات و رأی مردم است و هر چهار سال یک بار انتخابات مجلس و ریاست جمهوری برگزار میشود، متفاوت است. در سطح رهبری از اینها هم بالاتر است؛ برای خاطر اینکه رهبری معنوی، تعهّد معنوی دارد و خبرگان و مردم از او توقّع دارند که حتی یک گناه نکند؛ اگر یک گناه کرد، بدون اینکه لازم باشد ساقطش کنند، ساقط شده است؛ حرفش نه درباره خودش حجّت است، نه درباره مردم. این نظام منعطف، زنده، پُرنشاط و متحوّل، آیا با نظام بسته و غیرقابل انعطاف و شکننده دیکتاتوری پرولتاریا قابل مقایسه است؟!
یک نکته را هم میخواهم یادآوری کنم و آن نظام امر به معروف و نهی از منکر است. امر به معروف و نهی از منکر واجب حتمی همه است؛ فقط من و شما به عنوان مسؤولان کشور وظیفهمان در باب امر به معروف و نهی از منکر سنگینتر است. باید از شیوهها و وسایلِ مناسب استفاده کنیم؛ اما آحاد مردم هم وظیفه دارند. با چهار تا مقاله در فلان روزنامه، واجب امر به معروف نه از وجوب میافتد، نه ارزش تأثیرگذاریش ساقط میشود. قوام و رشد و کمال و صلاح، وابسته به امر به معروف و نهی از منکر است. اینهاست که نظام را همیشه جوان نگه میدارد. حال که نظام ما بیستویکساله و جوان است و در مقایسه با نظام فرتوت هفتاد و چند ساله پیر کمونیستی در شوروی به طور طبیعی هم جوان است؛ اما اگر صد سال هم بر چنین نظامی بگذرد، چنانچه امر به معروف باشد و شما وظیفه خودتان بدانید که اگر منکری را در هر شخصی دیدید، او را از این منکر نهی کنید، آنگاه این نظام اسلامی، همیشه تر و تازه و با طراوت و شاداب میماند. طرف امر به معروف و نهی از منکر فقط طبقه عامه مردم نیستند؛ حتی اگر در سطوح بالا هم هستند، شما باید به او امر کنید؛ نه اینکه از او خواهش کنید؛ باید بگویید: آقا! نکن؛ این کار یا این حرف درست نیست. امر و نهی باید با حالت استعلاء باشد. البته این استعلاء معنایش این نیست که آمران حتماً باید بالاتر از مأموران، و ناهیان بالاتر از منهیان باشند؛ نه، روح و مدل امر به معروف، مدل امر و نهی است؛ مدل خواهش و تقاضا و تضرّع نیست. نمیشود گفت که خواهش میکنم شما این اشتباه را نکنید؛ نه، باید گفت آقا! این اشتباه را نکن؛ چرا اشتباه میکنی؟ طرف، هر کسی هست - بنده که طلبه حقیری هستم - از بنده مهمتر هم باشد، او هم مخاطب امر به معروف و نهی از منکر قرار میگیرد.
اشتباه بعدی در مورد کشور است. کشور ایران یکپارچه است؛ حتی آن قسمتهایی هم که در قرنهای گذشته جدا شدند، اگر ته دلشان را بگردید، مایلند با ما باشند؛ «هر کسی کو دور ماند از اصل خویش، باز جوید روزگار وصل خویش»؛ آنها هم دلشان میخواهد که به این مادر بپیوندند. این کجا، کشور اتّحاد جماهیر شوروی کجا؟ ده، یازده کشور را با سنجاق - یا به تعبیری با شلاق - به هم بستند و به اصطلاح یک کشور تشکیل گردید! معلوم است که تا شلاق برداشته شد، از هم جدا میشوند و شدند.
البته من همینجا بگویم؛ سعی بر این است که مسأله قومیتها در ایران عمده شود. عدّهای با تحریک احساسات قومی و نفی عامل حقیقی وحدت - یعنی اسلام و دین - دنبال این قضیه هستند. کسانی که خیال میکنند عامل وحدت کشور ما زبان فارسی است، دلبستگیشان به زبان فارسی یقیناً به قدر بنده نیست؛ یکصدم تلاشی هم که بنده برای زبان فارسی کردهام، آنها نکردهاند و نخواهند کرد! عامل وحدت ملت ایران زبان فارسی نیست؛ دین اسلام است؛ همان دینی که در انقلاب و نظام اسلامی تجسّم پیدا کرد؛ نتیجه این میشود که تُرکزبان هم با زبان ترکی خودش میگوید: «آذربایجان اُیاختی، انقلابا دایاختی»؛ کردی هم با زبان کردی خودش همین را میگوید؛ بلوچ هم با زبان بلوچی خودش همین را میگوید؛ عرب هم با زبان عربی خودش همین را میگوید. عدّهای سعی میکنند اهمیت عامل پیوند مستحکم دلهای ملت ایران - یعنی ایمان اسلامی - را کم کنند؛ نه، کشور و ملت یکپارچه است؛ البته یکپارچگیاش به خاطر تاریخ و جغرافیا و سنتها و فرهنگ است؛ اما عمدتاً به خاطر دین و مسأله رهبری است که اجزای این ملت را به هم وصل کرده و همه احساس یکپارچگی میکنند.
رهبری مسؤولیت دارد. مسؤولیت رهبری حفظ نظام و انقلاب است. اداره کشور به عهده شما آقایان مسؤولان کشور است. هر کدام از شما در بخش خودتان کشور را اداره میکنید و وظیفه اصلی رهبری این است که مراقب باشد این بخشهای مختلف آهنگ ناساز با نظام و اسلام و انقلاب نزنند. هرجا چنین آهنگی به وجود بیاید، جای حضور رهبری است. رهبری هم یک شخص نیست. یک آدم، یک طلبه، یک علی خامنهای، یا علی خامنهایهای فراوان دیگری که هستند، نیست. رهبری یک عنوان و یک شخصیت و یک حقیقت برگرفته از ایمان و محبت و عشق و عاطفه مردم و یک آبروست. صدها نفر مثل علی خامنهای در راه این حقیقت جان و آبرویشان را میدهند؛ اهمیتی هم ندارد. بنده که چیزی نیستم؛ امام بزرگوار ما هم - که به معنای حقیقی کلمه برای این امت، امام دلها بود - همینطور بود. او حاضر بود برای حفظ نظام و حفظ رهبری نظام، آبرویش را بدهد. این حقیقت حضور دارد. با این حرفهایی که میزنند و با این کارهایی که میکنند، نتوانستهاند و نخواهند توانست این حضور را از بین ببرند. در دوران اختناق که رهبری این تجسّم را نداشت، دلهای مردم متدیّن در قبضه رهبری بود؛ منتها رهبریای که تشخّص و هویّت قابل اشاره در بیرون و جایگاه قانونی نداشت؛ به صورت مراجع تقلید و به صورت علمای بزرگ، تأثیر خودش را بارها نشان داده بود؛ لذا آن وقتی که به فلان قرارداد ننگین استعماری اشاره میکرد، قرارداد از بین میرفت؛ آن وقتی که به یک حادثه نامناسب اشاره میکرد، آن حادثه مورد تخاصم مردم قرار میگرفت. پانزده خردادی که بنابر آنچه نقل شده است، چند هزار نفر آدم در آن حادثه جان خود را فدا کردند و کشته شدند، آن وقتی بود که امام بزرگوار ما رهبر به معنای قانونی خودش نبود؛ یک روحانی برجسته بود. این را نمیتوانند ندیده بگیرند؛ این در شوروی نبود؛ اگر بود، آنطوری نمیشد؛ اگر بود، آن وقتی که احساس میکرد یلتسینی وارد میدان شده تا به کار آینده حرکت شتابنده غیرمعقول و بیرویهای بدهد، گوش او را میگرفت و از صحنه خارجش میکرد و مورد حمایت مردم هم قرار میگرفت؛ اما چنین چیزی نبود.
بنده معتقدم که اصلاحات، یک حقیقت ضروری و لازم است و باید در کشور ما انجام گیرد. اصلاحات در کشور ما از سر اضطرار نیست که فلان حاکمی مجبور شود مورد مطالبات سخت قرار گیرد و گوشه و کناری را اصلاح کند؛ نخیر، اصلاحات جزو ذات هویّت انقلابی و دینی نظام ماست. اگر اصلاح به صورت نو به نو انجام نگیرد، نظام فاسد خواهد شد و به بیراهه خواهد رفت. اصلاحات یک فریضه است. میدانهای اصلاحات کجاست؟ آن بحث دیگری است. اصل اصلاحات یک کار لازم است و باید انجام گیرد. وقتی اصلاحات نشود، برخی از نتایجی که ما امروز با آنها دست به گریبانیم، پیش میآید: توزیع ثروت ناعادلانه میشود؛ نوکیسههای بیرحم بر گوشه و کنار نظام اقتصادی جامعه مسلّط میشوند؛ فقر گسترش پیدا میکند؛ زندگی سخت میشود؛ از منابع کشور بهدرستی استفاده نمیشود؛ مغزها فرار میکنند و از مغزهایی که میمانند، حداکثر استفاده نمیشود. وقتی که اصلاحات باشد، این آفتها و این آسیبها و دهها مورد از قبیل آنها پیش نمیآید. پس مطلب اول اینکه اصلاحات امری ضروری و لازم است.
مطلب دوم این است که اصلاحات باید تعریف شود. اولاً برای خود ما که میخواهیم اصلاحات کنیم، تعریف شود و مشخص باشد که میخواهیم چه کار کنیم. ثانیاً برای مردم تعریف شود که منظور ما از اصلاحات چیست، تا هر کسی نتواند به میل خودش اصلاحات را معنا کند. این جزو کارهایی است که مجموعهای از مسؤولان دولتی، دستگاه قضایی و مجلس و غیره میتوانند انجام دهند. باید تعریف مشخّصی از اصلاحات بهوجود بیاید تا ترسیم آن چهره و وضعیتی که ما در نهایتِ جاده اصلاحات میخواهیم به آن برسیم، برای همه - هم مردم، هم مسؤولان - آسان شود و بدانند به کجا میخواهند برسند. اشکال کار آقای گورباچف این بود که عیوب و اشکالات را میدانست؛ اما تصویر روشنی از آنچه که باید انجام گیرد، نداشت؛ اگر هم داشت، مردمش آن تصویر را نمیدانستند. بنابراین اگر تعریف مشخصّی از اصلاحات نشود، الگوهای تحمیلی غلبه خواهد کرد؛ همان اتفاقی که در شوروی افتاد؛ چون نمیدانستند چهکار میخواهند بکنند؛ لذا به سراغ تقلید ناشیانه اصلاحات در الگوها و مدلهای غربی رفتند و به آنها پناه بردند. امام بزرگوار ما هوشمندانه این ضعف را در آنها تشخیص دادند؛ لذا در نامهای که ایشان به گورباچف نوشتند، این نکته را متذکر شدند. ایشان نوشتند شما اگر بخواهید گرههای کور اقتصاد سوسیالیسم و کمونیسم را با پناه بردن به کانون سرمایهداری غرب حل کنید، نه تنها دردی از جامعه خود را دوا نخواهید کرد، بلکه دیگران باید بیایند و اشتباهات شما را جبران کنند؛ چرا که امروز اگر مارکسیسم در روشهای اقتصادی و اجتماعی به بنبست رسیده است، دنیای غرب هم در این مسائل - البته به شکلی دیگر - و نیز در مسائل دیگر گرفتار حادثه است. اینکه بنده مکرّر میگویم امام یک حکیم واقعی بود، به این خاطر است. در آن جنجال تبلیغاتی رسانهای جهان، نکته اصلی را امام تشخیص داد.
البته خوشبختانه برخی از مسؤولان، و بیش از همه رئیس جمهور عزیزمان، بارها گفتهاند که اصلاحات ما اصلاحات اسلامی و انقلابی است؛ هدف، رسیدن به مدینةالنّبی است. اینها خوب است، اما تعریفهای دقیقتر و تصویر روشنتری لازم است. اینها از این جهت خوب است که انگشت اشاره غربیها و بیگانهها را میخواباند؛ معلوم میشود آنچه که آنها میگویند، مراد نیست. همه این را میفهمند، اما باید توضیح داده شود و بیشتر تصویرگردد.
مطلب سوم این است که اصلاحات باید از یک مرکز مقتدر و خویشتندار هدایت شود تا دچار بیرویّگی نشود. ای بسا کاری که میتواند در ظرف ده سال بهخوبی و سلامت انجام گیرد، اگر در ظرف دو سال بخواهید آن را انجام دهید، به ضایعات غیرقابل جبرانی منتهی خواهد شد؛ مثل اتومبیلی که در جاده دشوار و خطرناکی با سرعت بیش از حدّ معقول حرکت کند؛ اگر تصادف نکند، تعجب است؛ اگر آسیب نبیند و نزند، تعجب است. باید مرکزی هوشیار، مقتدر و خویشتندار وجود داشته باشد که نگذارد به آن حرکتی که میخواهد انجام گیرد، شتاب بیش از حد مفید داده شود؛ کار با میزان و بهطور صحیح انجام گیرد.
در شوروی سابق وقتی که این کار را شروع کردند، درِ دروازه فیلمها و کتابها و روزنامهها و لباسها و الگوهای غربی باز شد؛ یعنی آن ادّعاها در واقعیتها، مصداقهای مشخّص غربی را مجسم میکرد. این حالت، حالت بسیار خطرناکی بود. در اینجا به نقش رسانهها توجه کنید. رسانهها مسؤولیت دارند؛ روزنامهها حسّاسند. قسمت عمده حسّاسیت من برروی روزنامهها از اینجا ناشی میشود. بحث برسر روزنامهها و مطبوعات، بحث بر سر آزادی نیست. بعضی افراد نخواهند آزادی را برای ما معنا کنند؛ حرفی نداریم، استفاده کنیم؛ اما ما معنای آزادی را میدانیم؛ برای آزادی هم بسیار دلمان میتپد. مراد از آزادی هم همان آزادی بیان و آزادی فکر است؛ منتها اگر شما رفتید بر طبق وظیفهتان درِ دکان یک قاچاق فروش را بستید، آن فرد نمیتواند بگوید شما با آزادی کسب و کار مخالفید؛ نه، بحث آزادی کسب و کار نیست - کسب و کار آزاد است - قاچاق فروشی ممنوع است. بحث بر سر آزادی بیان نیست؛ بیان و فکر آزاد است؛ سمپاشی و اضلال وگمراهگری ممنوع است؛ آن هم در شرایط حسّاسی که امروز کشور ما دارد.
من به بعضی از مسؤولان تبلیغاتی کشور بارها گفتهام، آن روزی که شما توان و استعداد مقابله با تهاجم تبلیغاتی دشمن را داشته باشید، آن کسی که بیش از دیگران میداندار تکثّر مطبوعات و روزنامهها و کتاب و فیلم و غیره باشد، بنده هستم؛ اما شما بگویید ببینم در مقابل آن فیلمی که پایههای فرهنگ مردم، اعتقاد مردم، دین مردم، روحیه انقلابی و ایثار و شهادت را در مردم متزلزل میکند - که نه یکی، نه دو تا، نه ده تاست - شما چند فیلم ساختهاید؟! اینجاست که من احساس خطر میکنم. البته کار اساسی و بلندمدت این است که برای تولید آنچه که خوب است، فکر کنیم؛ اما تا آنچه خوب است به میدان بیاید، من نمیتوانم قبول کنم و بپذیرم که این سیل لجن بیاید و جوان و کودک و قشرهای مختلف را در خودش غرق کند. از تمام شیوههای دشمن شادکن و دشمنآموز برای مقابله با تفکر انقلاب استفاده شود؛ اگر کسی هم مخالفت و مقابله کند، فوراً انگ و تهمت بخورد! اینکه آزادی نشد؛ اینکه عاقلانه و خردمندانه نیست؛ اینکه مدیریّت کشور نیست. شما مسؤولید به نقش رسانهها توجّه کنید. این بسیار بسیار مهم است. حساسیّت بر روی نقش رسانههای مکتوب و روزنامهها - بخصوص در شرایط کنونی ما - بسیار مهم است. با این تصویری که عرض کردم، مشخّص میشود که آنها چقدر میتوانند به نفع دشمن نقش ایفا کنند. مدّعی آنها هم باید همه دستگاه و همه جبهه متّحد طرفدار نظام و مسؤولان قوّههای مختلف و مسؤولان بخشهای میانی گوناگون باشند. مدّعی آنها فقط دستگاه قضایی یا فلان روحانی نیست. همه باید در این قضیه مدّعی باشند.
مطلب چهارم، حفظ ساختار قانون اساسی در زمینه اصلاحات است. البته در قانون اساسی، بیشتر از همه چیز، نقش اسلام و منبعیّت و منشأیّت اسلام برای قوانین و ساختارها و گزینشها مطرح است. ساختار قانون اساسی بایستی بهطور دقیق حفظ شود. شما نگاه کنید ببینید دشمن چگونه با قانون اساسی ما برخورد میکند: گوشهای از قانون اساسی را نفی میکند، گوشهای را اثبات میکند؛ یک جا به قانون اساسی تمسّک میکند، یک جا علیهاش حرف میزند! قانون اساسی میثاق بزرگ ملی و دینی و انقلابی ماست. اسلام - که همه چیز ما اسلام است - در قانون اساسی تجسّم و تبلور پیدا کرده است. اصل چهارم قانون اساسی تکلیف همه چیز را روشن کرده است. اگر در قوانین عادی - حتی در خود قانون اساسی - یک جا اصلی یا قانونی وجود داشته باشد که در مقام اجرا یا در مقام قانونگذاری، با این اسلامیّت معارضه پیدا کند، این اصل بر آنها حاکم است؛ حکومت به معنای مصطلح اصولی و علمی حوزههای علمیّه. البته این گفتن نداشت؛ اگر هم نمیگفتند، حکومتش واضح بود؛ اما به این حکومت تصریح کردهاند. بنابراین ساختار قانون اساسی بایستی به طور کامل در اصلاحات حفظ شود.
مطلب پنجم، مقابله جدّی با هرگونه تندروی و تندروانی است که جاده صاف کن دشمنند؛ یعنی مدلِ یلتسینی! همه دستگاهها باید با مدل یلتسینی بهشدّت مقابله کنند و نگذارند یک جاهطلب، یک فریب خورده، یک مغرض و یک غافل بیاید و حرکت را از حالت صحیحِ خودش خارج کند و حالت مسابقه و حالت تعارض بهوجود بیاورد.
مطلب ششم، مقابله جدّی با دخالت خارجیها و غربیها و بیاعتنایی به انگشت اشاره غربیها و سوءظن به آنهاست. البته بحث دیپلماسی و بحث ارتباطات خارجی، بحث دیگری است. انسان در مقام دیپلماسی، میدهد، میگیرد، قرارداد میبندد و همه کار میکند؛ اما در مسائل اساسی نظام، بایستی انگشت اشاره آنها را با سوءظن مورد ملاحظه قرار داد؛ بعکسِ آنچه که آدم در وضعیت گورباچف مشاهده میکند. آنها به هیچ وجه حسن نیّت ندارند. ما در جنگ هشت ساله دیدیم که تمام اروپا به صدّام کمک کرد؛ فرانسه کمک کرد، آلمان کمک کرد،انگلیس کمک کرد، یوگسلاوی سابق کمک کرد، بلوک شرقِ آن روز کمک کرد. البته ما هیچ وقت در مقام دیپلماسی نمیگوییم که چون شما به صدّام کمک کردید، ما با شما رابطهمان را قطع میکنیم؛ نه، عالم دیپلماسی یک عالم دیگر است. همین تشنّجزداییای که امروز در بحث سیاست خارجی ما مطرح میشود، مورد تأیید ماست. باید تشنّجزدایی شود؛ اما تشنّج زدایی غیر از این است که کسی به آنها اعتماد پیدا کند؛ نه، او هم به ما اعتماد ندارد؛ ما هم به او اعتماد نداریم. کسانی که در زمینه مسائل دیپلماسی فعّالند، کاملاً میفهمندکه بنده چه عرض میکنم. اصلاً میدان دیپلماسی، میدان یک نبرد واقعی است؛ منتها نبردی که پشت میز و با لبخند وبا گفتن صبح بخیر و شب بخیر انجام میگیرد! وجود ارتباطات دیپلماتیک، هرگز نباید به معنای اعتماد به دشمن تلقّی شود؛ نباید اعتماد کرد.
مطلب هفتم، هماهنگی اصلاحات در بخشهای مختلف است. این نکته مهم است. ببینید عزیزان من! در بعضی از بخشها، اصلاحات، پیچیده و دشوار و کند است. مثلاً در بخش اقتصادی، کار بسیار کند انجام میگیرد؛ توزیع عادلانه درآمدها نیز همین طور است؛ کارِ بسیار سختی است؛ کار آسانی نیست. ریشهکن کردن فقر و رسیدگی به مناطق محروم، همه اینها جزو اصلاحات است. اصلاح ساختار اداری، کار بسیار دشوار و پیچیده و سنگینی است؛ اینها دیر پیش میرود. در بخش معادل گلاسنوست آقای گورباچف نه، کار آسان است؛ در یک روز هم میشود به بیست روزنامه مجوز داد تا منتشر شوند. این میشود ناهماهنگ؛ اینطوری نمیشود؛ باید هماهنگ حرکت کنیم؛ باید پابهپای بخشهای دشوار حرکت کنیم. این که بنده تأکید میکنم مسأله معیشت اولویّت دارد، یک بخش عمدهاش به خاطر این است؛ چون بخش معیشت، بخش مشکلی است. همه نیرویتان را که شما جمع کنید، با همه صداقت و دلسوزی و علاقهمندی هم که کار کنید، سرعت خاصی خواهید داشت؛ بقیه بخشها را هم باید با همان سرعتِ حرکت دهید. اگر این سرعتِ برابر و هماهنگ را رعایت نکردید، آن وقت مشکلاتِ بسیار اساسیای پیش میآید که البته بعضی از آنها قابل محاسبه است، برخی دیگر قابل محاسبه نیست؛ از آنهایی که قابل محاسبه است، بعضی قابل پیشگیری است، برخی قابل پیشگیری هم نیست.
مطلب هشتم، مقابله جدّی با عوامل تجزیه قومی در کشور است. من این را عرض میکنم؛ بخصوص خطاب من به کسانی است که در این بخش صاحبان مسؤولیتند؛ چه در وزارت کشور، چه در جاهای دیگر. توجّه کنید؛ امروز انگیزه تحریک قومیتها جدی است. مسؤولان ذیربط ما که میخواهند دنبال مسائل بگردند، این را میبینند. همه اقوام ایرانی به ایران و جمهوری اسلامی علاقهمندند و ایران را میهن خودشان میدانند. بنده پیوندم با منطقهی ترک نشین معلوم است. مدتها در منطقه بلوچ نشین زندگی کردهام و از نزدیک با عناصر بلوچ ارتباط داشتهام؛ با بعضی از بخشهای دیگر هم ارتباطات دور و نزدیک داشتهام؛ با آنهایی هم که ارتباط نداشتهام، از آنها اطلاعاتی دارم که کم نیست. میدانم روحیهشان چیست. من در دوره مسؤولیتهای مختلف، سفرهای فراوانی به میان اینها کردهام. اقوام ایرانی مسلمانند و به این آب و خاک دلبستهاند؛ عزّت و رفاه خودشان را در ایرانِ سربلند و آزاد مشاهده میکنند؛ اما دشمن مشغول تحریکات است. تحریکات دشمن را نباید دست کم گرفت. مراقب باشید. این از جمله مسائل بسیار مهم است و احساس میشود که دستهایی در جریان هستند برای این که زمام این کار را از دست دولت خارج کنند. البته در آن صورت اگر خدای نکرده چنین وضعی پیش بیاید، مشکلات پیش خواهد آمد؛ پول، همّت و وقت صرف آن خواهد شد و مسؤولان کشور از کارهای اساسی باز خواهند ماند.
عرایض من تمام شد. فقط این نکته را عرض کنم که بنده از تمام نهادهای قانونی کشور بهجدّ دفاع میکنم. آنچه که در مورد اشخاص و شخصیتها و نهادها برای من مهم است، دفاع از جایگاه و مسؤولیت آنها و کمک به حُسن انجام کارشان است. رئیس جمهور، رئیس قوّه قضاییّه، رئیس مجلس شورای اسلامی و بدنه اینها، دستگاههای قانونی گوناگون، از این جهت برای من در سطح واحدی قرار دارند و من از مسؤولیت همه آنها پشتیبانی و دفاع میکنم. البته این دفاع به خاطر این هم هست که بنده همه مسؤولان درجه بالا را از نزدیک میشناسم و خلوص و دین و پایبندی را در اینها مشاهده میکنم. البته این پشتیبانیها مطلق نیست. پیمان من با همه این برادران عزیز، پیمان دین و انقلاب است.
همان طور که گفتم، هدف و هویّت و مسؤولیت اساسی رهبری، دفاع از کلیّت نظام و حفظ نظام است. چیزی هم بنده ندارم؛ جان و آبرو متاع کمی است برای این که در این راه بذل شود؛ و من کاملاً آمادهام این دو عنصری را که دارم، بذل کنم. دوره جوانی ما - که دوره لذّت بردن از زندگی است - در این راه گذشته است. امروز هم در دوره پیری هستیم. بنده امروز در سنینی هستم که زندگی برایم این قدر لذّتی ندارد. لذایذ زندگی برای ما، امروز دیگر لذایذ نیست. در آخر عمر، در فصلانحطاط عمر، در فصل ضعف قوای جسمانی و بقیه قوای موجود بشری، دلبستگیای به حیات نیست. آنچه بنده دارم - جان و آبرو - مال این راه است؛ مال هم که الحمدلله ندارم.
بنده به این مسؤولیت کنونی هم هیچ دلبستگیای ندارم. ممکن است بسیاری از شما این را ندانید، اما در این جمع خیلیها هستند که میدانند. بنده به این مسؤولیت فعلی هیچ دلبستگیای ندارم، جز به عنوان انجام وظیفه. الان هم که مشغولم، فقط به خاطر انجام وظیفه است؛ از روز اول هم همینطور بود. از آن روزِ مجلس خبرگان، آقایان که رأی دادند، با مقاومت و امتناع و مخالفت جدّی و پیگیر خود بنده مواجه بودند؛ منتها وقتی مسؤولیت آمد، گفتم: «خذها بقوّة». آدمی نیستم که اگر مسؤولیت بر دوش من گذاشته شد، بخواهم درباره انجام این مسؤولیت، ضعف نشان بدهم؛ نه، این وظیفه من است و این وظیفه را به فضل الهی و به توفیق و هدایت او انجام خواهم داد.
عزیزان من! آیهای را که من در اوّل عرایضم عرض کردم، مربوط به یکی از جنگهای پیامبر است: «الّذین قال لهم النّاس انّ النّاس قد جمعوا لکم فاخشوهم». خبر میدادند که دشمن به صورت متراکم در انتظار شماست؛ بترسید! در پاسخ به این هشدار و بیمدهی - که دشمن به صورت متراکم در انتظار شماست تا ضربه را وارد کند - اینها میگفتند: «حسبنا الله و نعم الوکیل» ؛ خدا برای ما بس است و پشتیبانی او برای ما کافی است. البته «حسبنا الله و نعم الوکیل» را در پستوی اتاق و داخل بسترِ راحت نمیشود گفت. ما نه کاری بکنیم، نه تلاشی بکنیم، نه حرکتی بکنیم، نه جانی را به خطر بیندازیم، نه از آبرویی مایه بگذاریم، بعد هم بگوییم: «حسبنا الله و نعم الوکیل»! نه، خدای متعال آدمی را که در راه او مجاهدت نمیکند، کفایت نخواهد کرد. این کفایت مربوط به میدان جنگ است. ما امروز در یک میدان نبردیم؛ اگرچه نه نبرد نظامی و نبرد مرگ و زندگی. مستکبران عالم چون با اسلام و نظام اسلامی بهجدّ دشمنند، ما هر اقدام خوبی که میکنیم، هر قانون خوبی که میگذاریم، هر اجرای خوبی که میکنیم، هر قضاوت خوبی که میکنیم، هر منش خوبی که از خودمان نشان میدهیم، هر کاری که به تقویت این نظام و تقویت اسلام منتهی میشود، اگر از ما سر بزند، در واقع داریم یک ضربه به دشمن میزنیم. این جاست که آدم میگوید: «حسبنا الله و نعم الوکیل». پاسخ خدا هم این است که «فانقلبوا بنعمة من الله و فضل لم یمسسهم سوء واتّبعوا رضوان الله والله ذو فضل عظیم» .
البته ما در داخل کشورمان خوشبختانه از همزیستی ادیان گوناگون برخورداریم؛ یهودیان، مسیحیان، زردشتیان؛ اینها هم در کنار مسلمانان و در ظلّ نظام اسلامی زندگی میکنند؛ با ما همکاری و همزیستی دارند و نقش ایفا میکنند. البته وظیفه هم دارند؛ دولت اسلامی هم نسبت به آنها به عنوان شهروندان ایرانی دارای وظایفی است که این وظایف را باید انجام دهد و انجام هم میدهد. ما هیچ گلهای از شهروندان اقلیتهای مذهبی خودمان نداریم. ملاحظه میکنید که وقتی تبلیغات دشمنان علیه جمهوری اسلامی شکلهای موذیانهای پیدا میکند، کلیمیان ایران اعلامیه میدهند. در قضیه دیگری ارامنه ایران یا برخی گروههای دیگر مسیحی اعلامیه دادند و از جمهوری اسلامی دفاع و حمایت کردند و این جزو افتخارات جمهوری اسلامی است.
فکر میکنم آن عذرخواهیای که آقای خاتمی در انتهای سخنان خود کردند، بنده بایستی به شکل مضاعفی آن عذرخواهی را بکنم؛ چون بسیار طولانی شد. اینها حرفهایی است که لازم بود شما مسؤولان عزیز کشور بشنوید. مخاطبانِ اوّلی ما در این قضایا شما هستید و این حرفها را اگر به شما نگوییم، به چه کسی بگوییم؟ امیدوارم انشاءالله آنچه گفتیم و آنچه شنیدیم، مورد رضا و تفضّل و قبول الهی قرار گیرد و این جلسه - همانطور که در ابتدای صحبت عرض کردم - دلهای ما را به هم نزدیک کند؛ الفت بین برادران و خواهران و عزیزانی که همه مسؤولند، بیش از پیش به وجود آید و جبهه متّحد کارکنان و کارگزاران نظام جمهوری اسلامی را در مقابل دشمن هرچه متّحدتر کند و انشاءالله برکات الهی و توجّهات حضرت بقیةاللهالاعظم ارواحنافداه شامل حال همه شما باشد.
والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته
کمی درباره ایران
محاکمه افرادی که در انتخابات اخیر به اغتشاش و تخریب چه از نظر فیزیکی و چه از نظر فکری پرداخته بودند نیز شروع شد. البته باید گفت که مردم ایران می دانستند که در حوادث اخیر چه کسانی نقش داشتند. اینها افرادی بودند که به مردم سرزمینشان و به وطنشان خیانت کرده اند.
30 سال قبل انقلابی شد و رژیم سفاک پهلوی از صفحه ی تاریخ به زباله دانی تاریخ انداخته شد. مردم به رهبری پیرمردی عارف و جنگجو و مقتدر و سیاستمدار، آن رژیم و آن حکومتی را که خود می خواستند بر روی کار آوردند. ابتدا خیلی مشکلات وجود داشت. داشمنان خارجی از یک سو و منافقان داخلی از سویی دیگر باعث می شد تا اصلاحات و تغییرات به کندی صورت بگیرد. اما با ایمان و کوشش این مردم، این مشکلات به کنار گذاشته شد. مردم معمولی و دانشمندان و نخبگان را ترور کردند اما در ایمان مردم خللی وارد نشد. در ترور نافرجام رهبری در نماز جمعه، وقتی بمب را در بین جمعیت قرار دادند و آن را منفجر کردند، مردم بعد از انتقال شهیدان و زخمیان به بیرون و انداختن فرش و موکت بر روی محل انفجار نشستند و به ادامه سخنان خطیب نماز جمعه گوش فرا دادند. آیا این برای دشمن قابل درک نیست که مردم با اینکارشان به او چه چیزی را فهماندند؟ البته که قابل درک است. آنها گفتند ما از مرگ هراسی نداریم. ما آرزویمان است که در راه وطنمان و در نماز جمعه به درجه ی رفیع شهادت برسم.
بعد از 2 سال در سال 1359 جنگ تحمیلی، جنگ با رژیم نحس بعثی آغاز شد. رژیم تا دهان مسلح که از طرف ابرقدرتهای جهانی حمایت مادی و تسحیلاتی می شد. در آن جنگ نیز چه بسیار جوانان و هموطنان بزرگ و کوچکی که عاشقانه در راه هدف خود به میدان مبارزه شتافتند که یا اسیر شدند و یا شهید و یا زخمی و مجروح به وطن خود بازگشتند. این زخم را هنوز فراموش نکرده ایم، زیرا که هنوز جانبازان و شیمیایی ها و آزادگان را در کنار خود می بینیم که بعد از سالیان هنوز نفسی می کشند و در هوای پاک ایران تنفس می کنند.
بعد از جنگ شروع به سازندگی کردیم. شروع به ترمیم خصارتهای وارده کردیم. سخت بود اما شدنی. وچه خوب اینکار را کردیم. البته در تمام مدت این 30 سال ، دشمن ما را راحت نمی گذاشت. او منافقان و گروهک های داخلی و خارجی ضد انقلاب را حمایت می کرد تا بر این رژیم فشار بیاورند و خودش نیز با تحریم های شدید، سعی در ناتوان کردن ایران کرد.
اما نتیجه چه شد؟ همان که رهبری گفت. ما از دشمنان خود ممنونیم که ما را تحریم کردند و به ما فشار وارد کردند. وگرنه چه بسا امروز به این پیشرفت ها دست پیدا نمی کردیم. امروز ایران عزیز در علم هسته ای، علم هوا فضا،نظامی،علوم پزشکی، مهندسی،اقتصادی،تجاری و در بخش های فرهنگی،اجتماعی،سیاسی و .. به پیشرفت های بزرگی دست پیدا کرده است.
امروز ایران نه تنها در خاور میانه بلکه در جهان، کشوری مقتدر و با نفوذ است.
آری خواهر و برادر عزیزم. این دورنمایی است که ما بعد از 30 می توانیم از "جمهوری اسلامی ایران" ببینیم. حالا امروز دشمن می داند که نمی تواند از طریق نظامی و جنگ رو در رو با ما به مقابله برخیزد. دست به انقلاب های می زند. صحبت هایی که در محاکمه اغتشاشگران جریان های اخیر از زبان این افراد بیرون آمده است تا به کارهایی که دشمنان این نظام کرده اند پی ببرید.
دشمن، افراد معتاد، سابقه دار، آدمکش و جانی، منافق را حمایت مادی می کند و به تفنگ و چماق به خیابان های ایران می فرستد. آنها نیز به آشوب و اغتشاش و قتل و .. می پردازند. بعد نیروی های امنیتی و نظامی آنرا می گیرند و یا می کشند و آن وقت دشمنان در رسانه های خود، مراسم سوم و هفتم و چهلم و سالگرد این جانیان و منافقان را می گیرد.
البته این حرفها برای ایرانیان داخل کشور شاید زیاد تازه نباشد، زیرا آنها خود بهتر از من می دانند. طرف صحبت من ایرانیان مقیم خارج از کشور است. باید به آن ها بگویم بدانید که در رسانه های آمریکا، انگلیس، اسراییل سفاک و ظالم، جز چرندیات و دروغ ها و شایعه ها هیچ چیز دیگری به خوردتان نمی دهند.
امروز به لطف خدا و به لطف تیزهوشی و تدبیر رهبری، آیت الله خامنه ای (دامت برکاته) ، ایران اسلامی در آرامش به سر می برد. مردم به امور روزمره ی خود می پردازند و همه چیز مثل سابق است. اما با یک تفاوت و آن هم این است که مردم تجربه ی سختی را پشت سر گذاشتند. فهمیدند اگر مراقب نباشند دشمن از پشت خنجر می زند. دیدند که نزدیک بود تا در یک انتخابات با شکوه با حضور 85 درصدی مردم، دشمن به سود خود استفاده کند و با شایعه ی تقلب، مردم را نسبت به رژیم بدبین کند.
مجال نیست و فرصت اندک است. در پایان لازم است تا به دشمنان ایران که چشم طمع به این خاک عزیز دارند بگوییم که هیچ وقت نمی توانید کاری را که با مردم عراق و افغانستان و پاکستان و ویتنام و گرجستان و اوکراین و ... کردید با ایران کنید. این مردم ، هر اجنبی را که بخواهد به ناموسش که وطنش باشد دست درازی کند قطع خواهد کرد و این را به جهان نشان می دهد تا عبرت دیگران باشد.
والسلام
ایران
پایتخت تهران
35°41′N 51°25′E / 35.683, 51.417
زبان(های) رسمی فارسی
حکومت جمهوری اسلامی
نام حاکمان سید علی خامنهای
محمود احمدینژاد
مساحت
- مساحت ۱٬۶۴۸٬۱۹۵ کم۲ (۱۸ام)
۶۳۶٬۳۷۲ sq mi
- آبها (%) ۰٫۷
جمعیت
- سرشماری ۷۰٬۴۷۲٬۸۴۶ (۱۸ام)
- تراکم جمعیت ۴۲٫۸/کم۲ (۱۶۳ام)
۱۱۰٫۹/sq mi
GDP ۱۳۸۷ تخمین
- مجموع ۸۱۶٫۸۳۹ میلیارد دلار (۱۸ام)
- سرانه ۱۱٬۲۰۹ دلار (۷۹ام)
واحد پول ریال ایران (IRR)
دامنه اینترنتی .ir
پیششماره تلفنی +۹۸

ایران کشوری در جنوب غربی آسیا و در منطقهٔ خاورمیانه است. نام رسمی آن جمهوری اسلامی ایران و پایتخت آن تهران است. پهناوری این کشور ۱٬۶۴۸٬۱۹۵ کیلومتر مربع (۱۸ام درجهان) است و بر پایهٔ آمار سال ۱۳۸۵ هجری خورشیدی، ۷۰ میلیون و ۴۷۲ هزار تن جمعیت داشتهاست و هرساله حدود یک میلیون تن به جمعیت این کشور افزوده میشود.
در شمال با جمهوری آذربایجان، ارمنستان، و ترکمنستان؛ در شرق با افغانستان و پاکستان؛ و در غرب با ترکیه و عراق مرز زمینی دارد و همچنین دارای مرز دریایی در شمال با دریای خزر و در جنوب با خلیج فارس و دریای عمان است، که دو منطقهٔ نخست از مناطق مهم استخراج نفت و گاز در جهان هستند.
نظام سیاسی ایران برپایهٔ قانون اساسی مصوب ۱۳۵۸ (بازنگری ۱۳۶۸) پایهریزی شدهاست. بالاترین جایگاه رسمی ایران پس از انقلاب، ولایت فقیه است که اکنون در اختیار سید علی خامنهای است. اسلام دین رسمی، تشیع مذهب رسمی و فارسی زبان رسمی ایران است. ایران به عنوان یک سرزمین و یک ملت دارای تاریخی کهن است و یکی از تاریخیترین کشورهای جهان به شمار میرود.
ایران به واسطه قرار گرفتن در منطقهٔ میانی اوراسیا دارای موقعیتی راهبردی است. این کشور از اعضای سازمان ملل متحد، جنبش عدم تعهد، سازمان کنفرانس اسلامی، اوپک و سازمان اکو است. ایران یک قدرت منطقهای در جنوب غربی آسیا است و جایگاهٔ مهمی را در اقتصاد جهانی به دلیل در اختیار داشتن صنعت نفت، صنعت پتروشیمی و گاز طبیعی برای خود بدست آوردهاست.
وجه تسمیه
واژهٔ ایران در فارسی باستان «آئیریانا» (airya) و در فارسی میانه به شکل «اِران» (erān) بوده، و برگرفته از شکل قدیمی «airya nama» و به معنای «سرزمین مردمان اصیل» است. در کردستان ایران هنوز ایران با همان نام کهن «اِران» تلفظ میشود. در اسناد تاریخی کردستان نیز همواره از این نام استفادهشدهاست.
واژهٔ «آریا» در زبانهای اوستایی، فارسی باستان و سنسکریت به ترتیب به شکلهای «اَیریه» (airya)، «اَریه» (āriya)، «آریه» (arya) به کار رفتهاست. همچنین در زبان سنسکریت «اریه» (ariya) به معنی سَروَر و مهتر و «آریکه» (aryaka) به معنی مَردِ شایستهٔ بزرگداشت و حرمت است و آریایی بهزبان اوستایی «ائیرین» (airyana) و به زبان پهلوی و فارسی دری «ایر» خوانده میشود و ایرج به زبان آریایی "airya" است. ایر در واژه بهمعنی «آزاده» و جمع آن «ایران» بهمعنی «آزادگان» است.
نام ایران در لغت به معنی «سرزمین آریاییان» است و مدتها پیش از اسلام نیز نام بومی آن نیز ایران، اران، یا ایرانشهر بود، البته از ۶۰۰ سال پیش از میلاد تا ۱۳۱۴ (۱۹۳۵) در میان اروپاییان با نام «پرشیا» شناخته میشد.[۴][پیوند مرده] که در سال ۱۳۱۴ در شرف تأسیس لیگ ملل با درخواست رسمی رضاشاه پهلوی همان نام بومی کشور (ایران) در عرصهٔ جهانی هم مورد کاربرد قرار گرفت. نام «پرشیا» همچنان برابر نام ایران است و در زبانهای اروپایی به دلیل سابقه تاریخی - فرهنگیاش کاربرد دارد، اما در اخبار سیاسی بیشتر نام ایران به کار برده میشود.
جغرافیا
ایران در شرق با افغانستان و پاکستان؛ در شمال شرقی با ترکمنستان، در بخش میانی شمال با دریای خزر، در شمال غربی با جمهوری آذربایجان و ارمنستان؛ در غرب با ترکیه و عراق؛ و سرانجام در جنوب با آبهای خلیج فارس و دریای عمان همسایهاست.
از دید طبیعی ایران از شمال به رود اترک، دریای خزر و رود ارس، از خاور به کوههای هندوکش و کوههای باختری دره سند، از باختر به دامنههای باختری کوههای زاگرس و حوضه آبریز اروندرود و از جنوب به خلیج فارس و دریای عمان محدود است. بیش از نیمی از ایران کویری و نیمه کویری است. حدود یک سوم ایران نیز کوهستانی است و بخش کوچکی از ایران (شامل جلگهٔ جنوب دریای خزر و جلگهٔ خوزستان) نیز از جلگههای حاصلخیز تشکیل شدهاست. بلندترین کوه ایران نیز دماوند (۵۶۷۱ متر) میباشد. از دید جغرافیایی، غربیترین شهر ایران کلیساکندی؛ شرقیترین شهر جالق؛ شمالیترین شهر پارس آباد؛ و جنوبیترین شهر چابهار است.
استانها
طبق قانون تقسیمات کشوری (مصوب ۱۲۸۶ شمسی) ایران به ۴ ایالت «آذربایجان»، «خراسان»، «فارس»، و «کرمان و بلوچستان» تقسیم شد و هر ایالت به چند ولایت حاکمنشین و هر ولایت به چند نایبالحکومهنشین تقسیم شد.این تقسیمات تا سال ۱۳۱۶ با دگرگونیهای کوچکی به همینگونه ماند.
در سال ۱۳۱۶ خورشیدی با تصویب قانون جدید تقسیمات کشوری، ایران به ۱۰ استان و ۴۹ شهرستان تقسیم شد. به مرور زمان با ایجاد استانهای جدید، تعداد استانهای ایران افزایش یافت. برای مدتهای مدیدی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، ایران همچنان دارای ۲۴ استان بود. در سال ۱۳۷۲ استان اردبیل از استان آذربایجان شرقی جدا شد. همچنین استان قم در سال ۱۳۷۴ از استان تهران جدا شد و استان قزوین در سال ۱۳۷۳ از استان زنجان جدا و به استان تهران پیوست و در سال ۱۳۷۶ به استان قزوین مبدل شد. در سال ۱۳۸۳، استان خراسان به سه استان: خراسان جنوبی، خراسان شمالی و خراسان رضوی تقسیم شد. به این ترتیب اکنون ایران از ۳۰ استان تشکیل شدهاست.
واحد تقسیمات کشوری ایران مسئول نهاد مربوطه مرکز ندارد ندارد

آب و هوا
ایران از لحاظ آب و هوایی یکی از منحصر به فردترین کشورهاست. اختلاف دمای هوا در زمستان میان گرمترین و سردترین نقطه گاهی به بیش از ۵۰ درجهٔ سانتی گراد میرسد. به طور کلی ایران در منطقهای قرار گرفتهاست که از دید بارندگی در سطح نیمه خشک و خشک قرار میگیرد.
آب و هوای ایران متأثر از چندین سامانه میباشد:
۱- سامانه پرفشار سیبریایی که با ریزش به عرضهای جنوبی در نوار شمالی بارش باران و برف و کاهش دما و در سایر نقاط فقط کاهش دما را به همراه دارد.
۲-سامانه بارانزای مدیترانهای که از سمت غرب وارد ایران میشود و موجب ریزش باران یا برف در بسیاری از نقاط غربی و میانی و شرق ایران میشود.
۳-سیستم کم فشار جنوبی که در نوار جنوب و جنوب غرب موجب رگبار باران میشود.
میزان بارندگی در ایران بسیار متغیر است. در شمال به بیش از ۲۱۱۳ میلیمتر (رشت، ۱۳۸۳) نیز میرسد.در نواحی کویری بارش عمدتاً بسیار کم و در حدود ۱۵ میلیمتر است. بارش نواحی شمال غرب و غرب، دامنههای جنوبی البرز و شمال شرق تا حدودی قابل توجه (حدود ۵۰۰ میلیمتر) میباشد. در سایر نقاط میزان بارش از ۲۰۰ میلیمتر بیشتر نمیشود.
اختلاف دمای هوا در ایران در نقاط مختلف زیاد است. در حالی که در فصل زمستان دمای شهرکرد در شب به ۳۰- درجه هم میرسد، مردم اهواز هوای تابستانی (۲۵ درجه) را تجربه میکنند. هوای سواحل شمالی در تابستان گرم و مرطوب و در زمستان معتدل میباشد. نواحی شمال غرب و غرب تابستانهای معتدل و زمستانهای سرد و نواحی جنوبی تابستانهایی شدیداً گرم و زمستانهایی معتدل دارند.
مردم
پیشینهٔ تاریخی تمدن در ایران به تمدنهایی در عیلام، شهر سوخته، جیرفت و... میرسد، ولی شروع تاریخ سیاسی ایرانیان از آغاز حکومت پادشاهی ایران در زمان ماد است. شاهنشاهی ماد، نخسین شاهنشاهی ایران بودهاست و لذا به عنوان شروع تاریخ شاهنشاهی ایران درنظر گرفته میشود،
ایران امروزه از اقوام زیادی از جمله :آذربایجانی، کرد، لر، بختیاری، بلوچ، مازندرانی، گیلک، قشقایی، عرب، لک، تالشی، ترکمن، خلج، آشوری، کلدانی، مندایی(صائبی)، تات، گرجی، سیستانی، ارمنی، و یهودی تشکیل شدهاست.
در ایران در مجموع حدود ۷۵ زبان و گویش رواج دارد و بزرگترین گروههای زبانی ایران را فارسی، ترکی آذربایجانی، کردی، ترکمنی، گیلکی، مازندرانی، خلجی، تالشی، لری، بختیاری، عربی، بلوچی، لکی، دیلمی، تاتی، ارمنی، آشوری، مندایی، گرجی، عبری، کلدانی و ... تشکیل میدهند.
زبان رسمی و اداری ایران فارسی است. فارسی یکی از زبانهای شاخه هند و اروپایی است. براساس اصل پانزدهم قانون اساسی ایران کتابهای درسی باید با این زبان و خط باشد، ولی استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانههای گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است.
دین
دورهٔ مهرپرستی
دورهٔ مزدیسنی (دین زرتشت)
دورهٔ اسلامی
همچنین آیینهای دیگر در برخی دورهها رواج یافتهاند مانند دین مزدک، مانی و مسیحیت پیش از اسلام.
در پانصد سال گذشته، بهویژه پس از تشکیل دولت صفویان همواره تشیع آیین رسمی ایران بودهاست و اکنون از جمعیت ایران، ۸۹٪ شیعه، ۹٪ سنی و ۲٪ مسیحی، زرتشتی، یهودی، بهائی و پیروان سایر ادیان هستند.در اصل ۱۲ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران اسلام و مذهب جعفری دوازده امامی دین رسمی است و سایر مذاهب اسلامی که در قانون اساسی به آنها تصریح شده شامل مذاهب چهارگانه اهل سنت (حنفی، شافعی، حنبلی، مالکی) و شیعیان زیدی (چهار امامی) نیز قانونی و دارای احترام کامل میباشند. همچنین در اصل ۱۳ قانون اساسی، ایرانیان مسیحی، یهودی و زرتشتی به عنوان اقلیت دینی پذیرفته شدهاند و میتوانند در حدود قانون بر اساس دین خود عمل نمایند.
تاریخ
دودمانهای دوره پیش از اسلام
ایلامیان (بیش از ۳۲۰۰ سال پ. م. - ۵۳۹ پ.م.)
ماد (آغاز قرن هشتم پ. م. - ۵۵۰ پ. م.) «نخستین پادشاهی آریاییها در ایران» ؛ بنیانگذار دیاکو ؛ پادشاه نامدار هووخشتره
هخامنشیان (۵۵۹ پ. م. - ۳۳۰ پ. م.) بنیانگذار کورش بزرگ ؛ پادشاهان نامدار داریوش یکم و خشایارشا
سلوکیان (۳۳۰ پ. م. - ۱۲۹ پ. م.) بنیانگذار سلوکوس یکم
اشکانیان (۲۵۶ پ. م. - ۲۲۴ م.) «استقلال ایران از سلوکیان» ؛ بنیانگذار اشک یکم ؛ شهریاران بزرگ مهرداد یکم و ارد یکم
ساسانیان (۲۲۴ م. - ۶۵۲ م.) بنیانگذار اردشیر بابکان ؛ شهریاران بزرگ شاپور یکم، شاپور دوم و انوشیروان
دودمانهای دوره پس از اسلام
طاهریان (۲۰۶ - ۲۵۹ ه. ق.) بنیانگذار طاهر بن حسین ذوالیمینین
صفاریان (۲۶۱ - ۲۸۷ ه. ق.) بنیانگذار یعقوب بن لیث صفاری
سامانیان (۲۶۱ - ۳۸۹ ه. ق.) بنیانگذار اسماعیل سامانی
زیاریان (۳۱۵ - ۴۶۲ ه.ق.) بنیانگذار مرداویج پسر زیار ؛ شهریار نامدار قابوس بن وشمگیر
بوییان (۳۲۰ - ۴۴۰ ه.ق.) بنیانگذار عمادالدوله علی ؛ شهریار بزرگ عضدالدوله
غزنویان (۳۸۸ - ۵۵۵ ه.ق.) بنیانگذار سلطان محمود غزنوی
سلجوقیان (۴۲۹ - ۵۱۱ ه.ق.) بنیانگذار طغرل بیک ؛ شهریاران بزرگ ملکشاه و سلطان سنجر
خوارزمشاهیان (۴۷۰ - ۶۱۷ ه.ق.) بنیانگذار انوشتکین غرجه ؛ شهریار نامدار سلطان محمد
ایلخانان مغول (۶۵۴ - ۷۳۶ ه.ق.) بنیانگذار هلاکو خان
تیموریان (۷۷۱ - ۹۰۳ ه.ق.) بنیانگذار تیمور گورکانی
صفویان (۹۰۶ - ۱۱۳۵ ه.ق.) بنیانگذار شاه اسماعیل یکم ؛ شهریار بزرگ شاه عباس یکم
افشاریان (۱۱۴۸ - ۱۲۱۰ ه.ق.) بنیانگذار نادرشاه
زندیان (۱۱۶۳ - ۱۲۰۹ ه.ق.) بنیانگذار کریمخان زند
قاجار (۱۲۰۹ - ۱۳۴۵ ه.ق.) بنیانگذار آقامحمدخان ؛ شهریار نامی ناصرالدین شاه
پهلوی (۱۳۴۵ ه.ق./ ۱۳۰۴ ه.خ. - ۱۳۵۷ ه.خ.) بنیانگذار رضا شاه
نظام جمهوری اسلامی (۱۳۵۷ ه.خ. - تاکنون) بنیانگذار امام خمینی
پیماننامهها
پیماننامههای ایران با دیگر دولتها:
گلستان (۱۱۹۲ خورشیدی)
ترکمانچای (۱۲۰۶ خورشیدی)
معاهده پاریس
پیمان سنتو
قرارداد الجزایر (۱۹۷۵) میان ایران و عراق در سال ۱۳۵۳.
پیماننامههای دیگر دولتها بر سر ایران:
پیماننامه ۱۹۰۷
روابط خارجی
ایران یکی از ۱۹۲ کشور عضو سازمان ملل متحد است. همچنین در سازمان کشورهای صادر کنندهٔ نفت (اوپک)، سازمان کنفرانس اسلامی، جنبش عدم تعهد، سازمان اکو، و پیمان NPT نیز عضویت دارد.
روابط خارجی ایران در دورهٔ جمهوری اسلامی با تنشهای فراوانی روبرو بودهاست.
از جمله چالشهای ایران پس از انقلاب میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
ماجرای یورش به سفارت آمریکا و به گروگان گرفتن دیپلماتهای آمریکایی
جنگ تحمیلی ۸ ساله با عراق که با یورش کشور عراق به وقوع پیوست (حدود ۵۰۰ هزار کشته، یک میلیون زخمی و هزار میلیارد دلار خسارت برای ایران)(بیشتر بخوانید)
تحریمهای بلندمدت اقتصادی و فناورانه (بیشتر بخوانید)
منابع و معادن
مهمترین منابع ایران عبارتست از: نفت و گاز. ایران، دومین ذخایر نفتی جهان، یازده درصد ذخایر ثابت شده نفتی زمین معادل ۱۳۰ میلیارد بشکه؛ و نیز دومین ذخایر گازی جهان، هجده درصد ذخایر ثابت شده گاز زمین، معادل ۲۶ تریلیون متر مکعب را در اختیار خود دارد. مهمترین منطقههای نفتی این کشور مسجد سلیمان، هفتگل، گچساران، آغاجاری و اسلام آباد غرب(شاه آباد پیشین) است. همچنین دریای مازندران نیز اندوخته نفتی بسیاری را در خود نهفته دارد. نفت قم نیز در حال بهرهبرداری است. بیشترین معادن در حال بهرهبرداری در استانهای خراسان وجود دارد.
دیگر معادن مهم ایران عبارتاند از: معادن زغال سنگ ؛ کانیهای فلزی: طلا، منگنز، کرومیت، مس، سرب، روی، نیکل، کبالت، نقره و اورانیوم ؛ معدنی شیمیایی: گوگرد، نمک ؛ سنگهای تزئینی مانند فیروزه ؛ شن و ماسه.
صنایع
عمدهترین صنایع پیشرفته ایران عبارتاند از: صنایع نفت، گاز، پتروشیمی، فولاد، نساجی، شیمیایی، غذایی، خودروسازی، سدسازی، الکتریکی و الکترونیکی و....
سازههای مهم دستی و سنتی ایران عبارتاند از: فرش و قالی، گلیم بافی و زیلو، منبتکاری، خاتمکاری و سفالگری.
راهها
راه آهن سراسری جنوب باختر ایران را به شمال خاور آن، شمال باختر را به شمال خاور، و شمال باختر را به جنوب میانی متصل میسازد. خطآهنی که جنوب باختر ایران را به شمال خاور آن متصل میکند، نخستین خطآهن ایران است که در زمان رضا شاه ساخته شدهاست که بندر امام خمینی (شاپور پیشین) را به بندر ترکمن متصل میکند. خطآهن دیگری از بندرعباس تا بافق و از آنجا به سرخس (به سوی ترکمنستان) و قطور (به سوی ترکیه) اتصال دارد. شمال خاور و شمال باختر ایران نیز با خطآهن به هم ارتباط دارند.
همچنین جادههای آسفالته و خاکی همه شهرهای ایران را به هم مربوط میسازد. راههای کشتیرانی در دریای مازندران ، دریای عمان و خلیج فارس برقرار است. راههای هوایی میان بیشتر کشورهای بزرگ جهان و شهرهای بزرگ ایران به ویژه تهران و شیراز برقرار است.
اقتصاد
در ۳۰ سال گذشته جمعیت ۳۶ میلیونی ایران به ۷۰ میلیون تن افزایش پیدا کرده و نخستین موج این نسل نو به بزرگسالی رسیده است. بر اساس آمارهای رسمی نرخ بیکاری به ۲۲ درصد رسیدهاست اما برخی کارشناسان رقم آن را ۱۲٫۲ درصد برآورد میکنند. محمد خاتمی رئیس جمهوری پیشین میگوید: «حضور سالانه ۷۰۰ هزار نفر به بازارکار نشانگر فشار شدیدی است که اقتصاد ایران ناگزیر به تحمل آن است.»
در دوره (۱۳۸۳–۱۳۵۳)، نرخ تورم گاه ۷ درصد بوده و گاه به مرز ۵۰ درصد نزدیک شدهاست و نرخ بیکاری زمانی ۳ درصد و گاهی بیش از ۱۶ درصد بودهاست. در حالی که در زمینه بدهی خارجی، این رقم برای مدتها صفر بوده ولی گاه چنان افزایش یافته که دولت را با بحران بازپرداخت مواجه کردهاست. خصوصی سازی، رهایی از اقتصاد متکی به نفت و همگام شدن با اقتصاد جهانی پیشنهادهایی است که از سوی تحلیلگران برای بهبود اوضاع اقتصادی ایران مطرح میشود.
چشمانداز آینده
وابستگی شدید به درآمدهای غیر قابل اعتماد نفتی، برنامه ریزی اقتصادی ایران را همواره شکننده کرده است. برنامه دولت این است که وابستگی به درآمدهای نفتی را که ۸۰ درصد درآمدهای ارزی ایران را تشکیل میدهد، کاهش دهد اما هر گونه تلاش برای خارج کردن درآمدهای نفتی به معنای آن است که درآمدهای مالیاتی چند برابر شود.
صنعت ایران پس از سالها همچنان زیر پوشش یک رشته قوانین حمایتی دولتی فعالیت میکند و اگر در برابر فشارهای رقابتی جهانی قرار گیرد ممکن است بسیاری از کارخانهها تعطیل شود و بیکاری افزایش یابد. البته در سالهای اخیر شاهد تاکید ایرانیان بر درآمدهای غیر نفتی بودیم که به گفته سازمان آمار ایران درصد درآمدهای غیر نفتی در ۶ سال کذشته دو برابر شدهاست.
رشد اقتصادی
صندوق بینالمللی پول در آخرین برآورد خود از رشد اقتصادی کشورها در سال ۱۳۸۴ پیش بینی کرد: رشد اقتصادی ایران در این سال به ۵/۷ درصد برسد که بدین ترتیب نسبت به سال قبل از آن ۰/۱ درصد کاهش خواهد داشت.
مرکز پژوهشهای مجلس ایران با ارائه گزارشی (۱۳۸۶)، استفاده بیش از حد از درآمدهای نفتی در چند سال گذشته را عامل بی ثباتی در اقتصاد این کشور معرفی و پیش بینی کرده رشد اقتصادی ایران به حدود ۵ درصد در سال ۱۳۸۷ برسد.
ذخایر ارزی و بدهی خارجی
ذخایر ارزی ایران در پایان سه ماهه نخست سال جاری با ۲۷ درصد رشد نسبت به مدت مشابه سال گذشته از رقم ۶۵ میلیارد دلار فراتر رفت. این رقم نسبت به خرداد ۱۳۸۴ که ذخایر ارزی ایران ۳۴۰ هزار میلیارد ریال بود، بیش از ۷۲ درصد افزایش یافتهاست.
سیا حجم بدهیهای ایران را تا پایان سال ۱۳۸۶، ۸،۱۳ میلیارد دلار اعلام کرد.
چشمانداز آماری
کارشناسان بانک جهانی در گزارش شاخصهای توسعه در سال ۱۳۸۴ میانگین رشد تولید ناخالص داخلی ایران در سال ۱۳۸۳ را شش و پنج دهم درصد تخمین زدهاند که یک دهم درصد از سال ۱۳۸۲ کمتر است.
مرکز پژوهشهای مجلس ایران با ارائه گزارشی، پیش بینی کرده تورم در سال ۱۳۸۶ به بیشتر از ۲۲ درصد برسد. این نرخ تورم تقریباً دو برابر پیش بینی برنامه چهارم توسعه برای نرخ تورم در این سال است و بیشترین رقم طی دوازده سال گذشته است.
گردشگری
بر پایهٔ گزارش سازمان جهانی جهانگردی، ایران رتبه دهم جاذبههای باستانی و تاریخی و رتبه پنجم جاذبههای طبیعی را در جهان دارا است، ولی با این وجود تاکنون چندان در جذب گردشگران خارجی موفق نبودهاست.
هنر و فرهنگ
فرهنگ ایرانی ریشه در تاریخ دارد. برای شناخت فرهنگ ایران باید به کشورهای مستقلی که در پیرامون ایران هستند نیز نگریست. افغانستان، تاجیکستان، ازبکستان، پاکستان، ترکمنستان، جمهوری آذربایجان و حتی ارمنستان و گرجستان و همچنین کردهای عراق و ترکیه همگی کم یا زیاد گوشهای از فرهنگ ایران را به ارث بردهاند. حتی سرود ملی پاکستان به زبان پارسی است.
در مجموع میتوان عناصر فرهنگ ایرانی را که فراتر از مرزهای ایران است را به اختصار چنین برشمرد: ۱- زبان پارسی که مهمترین شاخصه فرهنگ ایرانی است. ۲- اعیاد ملی از جمله نوروز ۳- شخصیتهای اسطورهای از جمله رستم ۴- اساطیر تمثیلی همچون دیو، سیمرغ و... ۵- علم و هنر ۶- معماری ایرانی ۷- دین اسلام و بهخصوص مذهب تشیع
موسیقی کلاسیک ایرانی
موسیقی کلاسیک ایرانی به گونههای گوناگون بازشناخته میشود: موسیقی اصیل، موسیقی ردیف یا به گونهای ساده موسیقی دستگاهی. این موسیقی هم به گونه تکنوازی و هم به گونه گروهی که دربرگیرنده خواننده، نوازنده و تنبکنواز است، نواخته میشود. موسیقی ایرانی هنگامی که به گونه تکنوازی نواخته میشود، مونوفونیک است، هرچند در تکنوازی نیز آکوردها برای آرایهبندی به کار میروند و در برخی فرمها شاید در سراسر یک آهنگ نُت پدال نواخته شود. موسیقی که به گونه گروهی نواخته میشود، هته روفونیک است و آهنگی که خواننده آماده میکند، نوازنده به آسانی آن را بازتاب میدهد و کم و بیش آن را دگرگون میسازد. موسیقی کلاسیک ایرانی بداههگونهاست. این گفته میرساند که خنیاگر در یک دم هم نوازندهاست و هم آهنگساز.
ورزش
ورزش اوّل ایران کشتی آزاد میباشد و فوتبال پرطرفدارترین ورزش آن است. ایران اوّلین بار در المپیک ۱۹۴۸ لندن با ۲۸ ورزشکار حاضر شد و موفق به کسب یک مدال برنز در وزنهبرداری توسط جعفر سلماسی گشت. ایران پس از آن در ۱۳ دورهٔ دیگر نیز شرکت نمود و تنها دو المپیک ۱۹۸۰ مسکو و ۱۹۸۴ لوسآنجلس را تحریم نمود. بهترین مقام ایران در المپیک رتبهٔ چهاردهم در المپیک ۱۹۵۶ ملبورن است.
تیم ملی فوتبال بزرگسالان مرد ایران نیز در ۳ دورهٔ جامجهانی در سالهای ۱۹۷۸ آرژانتین، ۱۹۹۸ فرانسه و ۲۰۰۶ آلمان حضور داشتهاست.
نظرات ()