نامه مشترک مطهری و بازرگان درباره شریعتی
به گزارش خبر آنلاین، البته چند روز بعد از انتشار این اعلامیه مهدی بازرگان به دلایلی که ناگفته مانده است، امضایش را پس گرفت. دستنوشته مرتضی مطهری ضمیمه شده است. ۲۳ آذرماه ۱۳۵۶.
«نظر به اینکه مسائل مربوط به مرحوم دکتر علی شریعتی، مدتی است موضوع جنجال و اتلاف وقت طبقات مختلف و موجب انصراف آنها از مسائل اساسی و حیاتی و وسیله بهرهبرداری افراد و دستگاههای مغرض گردیده است، اینجانبان تبادل نظر در این مسائل را ضروری دانستیم و در یک سلسله مذاکرات به این نتیجه رسیدم که تا حدود زیادی وحدت نظر داریم و با توجه به اینکه بیشترین افراد که دچار این سردرگمی و بیهوده کاری هستند، از قشر حقیقتطلباند، وظیفه شرعی دانستیم، عقاید و نظریات مشترک خود را در این زمینه نخست به طور اجمال و سپس به طور تفضیل به اطلاع عموم و به ویژه این قشر برسانیم. باشد که وسیله خیری برای رهایی از این سردرگمی و بازگشت به وحدت و الفت میان مسلمانان گردد که البته موجب رضای خدای متعال خواهد بود.
آنچه درباره آن مرحوم شایع است یا مربوط است به جنبه گرایشهایش و یا استنباطها و اظهارنظرهایش در مسائل اسلامی که در آثار و نوشتههای او منعکس است. اینجانبان که علاوه بر آشنایی به آثار و نوشتههای مشارالیه، با شخص او فیالجمله معاشرت داشتیم، معتقدیم نسبتهایی از قبیل سنیگری و وهابیگری به او بیاساس است و او در هیچ یک از مسائل اصولی اسلام، از توحید گرفته تا نبوت و معاد و عدل و امامت، گرایش غیراسلامی نداشته است.
ولی نظر به اینکه تحصیلات عالیه و فرهنگ او غربی بود و هنوز فرصت و مجال کافی نیافته بود در معارف اسلامی مطالعه وافی داشته باشد، تا آنجا که گاهی از مسلمات قرآن و سنت و معارف و فقه اسلامی بیخبر میماند، هر چند با کوشش زیاد به تدریج بر اطلاعات خود در این زمینه میافزود، در مسائل اسلامی (حتی در مسائل اصولی) دچار اشتباهات فراوان گردیده است که سکوت در برابر آنها ناروا و نوعی کتمان حقیقت و مشمول سخن خداست که : ان الذین یکتمون ما انزلنا من البینات و الهدی من بعد ما بیناه للناس فی الکتاب اولئک یلعنهم الله و یلعنهم للاعنون.
از اینرو، با توجه به اقبال فراوان جوانان به کتب مشارالیه و اینکه خود او در اواخر عمر در اثر تذکرات متوالی افراد بیغرض و بالاتر رفتن سطح مطالعات خودش متوجه اشتباهات خود شد و به یکی از نزدیکانش وکالت تام برای اصلاح آنها داد، اینجانبان بر آن شدیم به حول و قوه الهی ضمن احترام به شخصیت و تقدیر از زحمات و خدماتش در سوق دادن نسل جوان به طرف اسلام بدون مجامله و پردهپوشی و بدون اعتنا به احساسات طرفداران متعصب و یا دشمن مغرض، طی نشریاتی نظریات خود را درباره مطالب و مندرجات کتابهای ایشان بالصراحه اعلام داریم. از خداوند متعال مدد میطلبیم و از همه افرادی که بیغرضانه نظریات مستدل خود را در اختیار ما قرار دهند و ما را در این راه یاری نمایند متشکر خواهیم شد.»
والسلام علی من اتبع الهدی. مهدی بازرگان، مرتضی مطهری
سه متفکر معاصر و دانشجویان (امام خمینی (ره)، استاد مطهری، دکتر شریعتی)
بوده است که با توجه به دارا بودن ویژگیهایی، مورد توجه و اقبال دانشجویان قرار گرفتند. در این نوشتار به معرفی و بررسی تفکرات سه تن از این اندیشمندان؛ دکتر علی شریعتی، استاد شهید مطهری و حضرت امام خمینی(ره) به اجمال پرداخته شده است.
دانشجویان ـ انقلاب اسلامی ـ امام خمینی(ره) ـ استاد مطهری ـ دکتر شریعتی
نویسنده : مجتبی زاده، عبدالکاظم
چکیده
دانشجویان در شکلگیری و پیروزی انقلاب اسلامی دارای نقش عمده و برجستهای بودهاند. شکلگیری اندیشهی انقلابی و پرورش تفکر اسلامی، ماحصلِ تلاش متفکران و اندیشمندانی بوده است که با توجه به دارا بودن ویژگیهایی، مورد توجه و اقبال دانشجویان قرار گرفتند. در این نوشتار به معرفی و بررسی تفکرات سه تن از این اندیشمندان؛ دکتر علی شریعتی، استاد شهید مطهری و حضرت امام خمینی(ره) به اجمال پرداخته شده است.
واژگان کلیدی
دانشجویان ـ انقلاب اسلامی ـ امام خمینی(ره) ـ استاد مطهری ـ دکتر شریعتی
پیشگفتار
دانشگاه به سبک امروزی در قرن 13 ه. ش با تاسیس دارالفنون در کشور رایج شد و در سال 1313 ه. ش نهادهای دانشکده و دانشگاه با تاسیس دانشگاه تهران شکل گرفت. به فاصلهی هشت سال از تاسیس دانشگاه به شیوهی جدید در ایران، انجمنهای اسلامی در دانشگاهها شکل گرفت،که منشأ آنها یک گروه آموزشی به نام «کانون اسلام» بود.
این گروه در سال 1310 ه. ش بوسیله آیت ا.. طالقانی در تهران بنیان نهاده شده بود. آیت ا.. طالقانی این مرکز را به منظور نشر معارف و علوم قرآنی بنیان نهاد، تا در جهت پیوند حوزه و دانشگاه تلاشهای گستردهای را بعمل آورد. روابط تنگاتنگ روحانیت و دانشگاه، از سال 42 به دنبال اعلامیهی معروف امام(ره) و قیام 15 خرداد شکل تازهای یافت و در یک پروسهی تکوینی به زعامت و پیشوایی سیاسی امام (ره) (علاوه بر زعامت دینی) در بین توده مردم و خصوصا دانشجویان انجامید. علاوه بر ارتباط عمیق دانشجویان با امام(ره) افراد دیگری همچون مرحوم دکتر شریعتی و شهید مطهری نیز در ارتباط بین مذهبیون با تحصیلکردگان دانشگاهها در قبل از انقلاب نقش بسزایی برعهده داشتهاند.
در این نوشتار علاوه بر آشنایی با زندگی سه شخصیت بزرگ در انقلاب اسلامی (شریعتی، مطهری و امام خمینی(ره) ، به گوشههایی از تفکرات و نحوه تعامل آنان با دانشجویان در قبل از انقلاب پرداخته میشود. همچنین یادآور میشود که در این مقاله ترتیب ارائه مطالب بر اساس تقدم وفات این بزرگان صورت پذیرفته است.
دکتر علی شریعتی
علی شریعتی در سال 1312 در روستای مزینان در استان خراسان بدنیا آمد و دوران کودکی را در همان روستا گذراند،اجداد شریعتی همه از عالمان دین بودند. پدرش محمد تقی شریعتی نیز از تلاشگران و اندیشمندان مذهبی معاصر ایران و بنیانگذار کانون نشر حقایق اسلامی در مشهد بوده است . شریعتی در سال 1319 برای تحصیل به مشهد آمده و پس از گذراندن دوره ابتدایی و سیکل، وارد دانشسرای عالی میشود. همزمان با بالا گرفتن مبارزات ملی شدن صنعت نفت به رهبری دکتر مصدق، شریعتی نیز با ملّییون مشهد همکاری مینماید.
شریعتی در این زمان با جمعیت خدا پرستان سوسیالیست به رهبری محمد نخشب آشنا میشود و از افکار آنها تأثیر میپذیرد. در سال 1313 به جرم طرفداری از حکومت ملی بازداشت میشود که این اولین بازداشت وی است. در همین سال کتاب «ابوذر» نوشته (جوده السحار) را ترجمه میکند و از همین زمان تا آخر عمرش به ایدههای ابوذر عشق میورزد، و پس از اتمام دوره دانشسرای عالی، در مدارس شروع به تدریس میکند و کتاب «مکتب واسطه» را نیز در همین زمان مینویسد. در سال 1335 در دانشکده ادبیات و علوم انسانی مشهد شروع به تحصیل مینماید و هم زمان به فعالیتهای سیاسیاش ادامه میدهد. به دنبال احراز رتبهی اولی از دانشگاه، بورس تحصیلی گرفته و برای ادامه تحصیل عازم فرانسه میشود. در آنجا از محضر استادانی چون لویی ماسینیون شرقشناس و گورویچ جامعه شناس معروف و ژاک برک بهرهمند میشود، این اساتید تاثیرات شگرفی بر روی شریعتی گذاشتند به گونهای که وی در کتاب کویر در قست معبودهای من از آنان به نیکی یاد میکند. در همین ایامِ تحصیل در فرانسه، با رهبران انقلاب الجزایر آشنا میشود و با آنان همکاری مینماید و فعالیتهای سیاسیاش را در ضمن همکاری با اعضای جبهه ملی در خارج ادامه میدهد. شریعتی در سال 1345 به عنوان استاد دانشکده ادبیات وارد دانشگاه مشهد شد،که از همین زمان همکاری او با حسینیه ارشاد که موسسهای مذهبی در تهران بود شروع میشود. حیات بارور شریعتی از همین زمان آغاز میگردد در سالهای 50 ـ 1349کتابهایی نظیر «تشیع علوی، تشیع صفوی»، «مسولیت شیعه بودن»، «حسین وارث آدم» و «روشنفکر و مسولیت آن در جامعه» از وی منتشر میشود.
دکتر شریعتی را بایستی در زمره یکی از نیروهای اصلی انقلاب، پس از شخص امام(ره) به شمار آورد. این دیدگاه که به نوعی ریشه در واقعیتهای مسلّم اجتماعی دارد بازگو کنندهی همان اصل مهم، در وقوع همهی انقلابهای اجتماعی است و آن نقش «آگاهی» در تولّد انقلابهاست. به عبارت دیگر دورهی «ارشاد» را میتوان سکوی پرتاب نسل جوان به سوی اسلام و انقلابیگری و ظرف ذهنی انقلاب اسلامی به شمار آورد، که طی آن مفاهیم ایدئولوژیکی و حرکت زای انقلاب توسط شریعتی تفسیر مجدد گردید. به اعتقاد شریعتی اسلام، به خصوص تشیع، آن گونه که بسیاری از روشنفکران مذهبی میگویند، نه اعتقادی محافظه کار و جزمی است، و نه آن گونه که بعضی از روحانیون مرتجع میگویند، یک عقیده شخصی غیر سیاسی است، بلکه آرمانی انقلابی است که همهی وجوه حیات، بویژه سیاست را در برمیگیرد، و مومنان حقیقی را وا میدارد تا به هرگونه ستم، بهرهکشی و بیعدالتی اجتماعی به نبرد برخیزند. شریعتی بر این باور بود که نابسامانیهای کشور ایران؛ امپریالیسم جهانی، صهیونسیم بینالمللی، استثمار، سرکوب، نابرابری طبقاتی، کارتلها، شرکتهای چند ملیتی، نژاد پرستی،امپریالیسم فرهنگی و غرب زدگی هستند. شریعتی خود را ادامه دهنده و تکمیل کننده چیزی میدانست که مسلمانان رادیکال نسل پیشین آغاز کرده بودند،یعنی تدوین دینی دنیاگرا که برای روشنفکران نو جذابیت داشت، بیآن که بازاریان سنتی و تودههای مذهبی را فراری دهد. دکتر شریعتی با نقد و برخورد انتقادی با مدرنیته و روشنگری قصد داشت که الگوهای روشنفکری ایرانی را فراتر از غرب ببرد و از تبدیل شدن آن به مدینه فاضله جلوگیری کند. دکتر شریعتی در همین راستا اعلام کرد که مذهب من یک مذهب ماوراء علمی است یعنی از علم میخواهد گذر کند، و عرفانی که من مطرح میکنم یک عرفان ماوراء عقلی است، یعنی اینکه از بستر عقل و خرد عبور میکند و در یک موضع بالاتر مینشیند. به این ترتیب دکتر شریعتی برای دانشجویان یک فضای فکری را ترسیم کرد که نه تنها در برابر غرب احساس حقارت نکنند بلکه احساس کند. که دارای یک ایدئولوژی برتر و کاملتر هم هستند.
با ظهور دکتر شریعتی و شروع به فعالیت حسینیه ارشاد؛ دانشجویان مذهبی که تا این سالها نسبت به مارکسیستها در دانشگاه در اقلیت بودند، رشد و بالندگی یافتند. در سایه نشر و گسترش افکار شریعتی و فعالیتهای حسینیه ارشاد به تدریج فعالیتهای دین ستیزی رژیم در دانشگاهها با شکست مواجه شد،و موج جدید تیپ دانشجوی مذهبی در دانشگاه شکل گرفت؛ همچنین گفتار و کردار شریعتی و تأثیر آن بر دانشگاه و دانشجویان، دید مردم نسبت به دانشگاه عوض کرد. دکتر شریعتی به دو دلیل برای دانشجویان جذابیت داشت: اول اینکه از یک خانواده مذهبی برخاسته و به رغم تحصیل در اروپا، فریفتهی مکاتب غربی نشده بود و دوم اینکه وی دارای افکار اسلامی ـ انقلابی بود.
شریعتی تلاش نمود از پایگاه اسلام انقلابی و نه اسلام سنّتی، دانشجویان را برای مقابله با رژیم مجهز نماید. او به خوبی به نقد علمی مارکسیسم پرداخت و با احیای فرهنگ مبارزه و شهادت، به پویایی دین اسلام که گرایش دانشجویان را به همراه داشت همّت گماشت. از این زمان است که شریعتی به منظور پیوند بین روشنفکر و روحانی وارد عمل شد. وی با شفاف کردن روحانیت و بر طرف کردن بدبینیهایی که روحانیون و روشنفکران نسبت به هم داشتند، موجب آشتی بین این دو گروه شد. در واقع شریعتی یکی از عوامل مهم اتصال دانشجویان به روحانیون و شخص امام(ره) محسوب میشود.
دکتر شریعتی با کتاب امت و امامت خود با ترسیم رهبری متعهد انقلابی، که در واقع برای سرنگونی یک نظام استبدادی وابسته به صحنه میآید و جامعه را برای ورود به یک دنیای تازه و یک مرحله جدید آماده میکند، نقش عمدهای در شناساندن امام(ره) در نزد دانشجویان بر عهده داشت. پیوند دانشجویان با روحانیون مبارز و به ویژه اندیشههای دکتر شریعتی موجب گردید، جایگاه امام(ره) در نزد دانشجویان رفیعتر گردد، به نحوی که در نهایت، ایشان به عنوان رهبر یک جنبش انقلابی از طرف دانشجویان پذیرفته شدند. پذیرش امام(ره) از طرف دانشجویان دفعتاً صورت نگرفت، بلکه این امر در یک روند چند ساله تکامل یافت و در نیمه اول دهه 50 ، دانشجویان انقلابی، امام(ره) را به عنوان رهبر بلامنازع انقلاب پذیرفتند.
استاد شهید مرتضی مطهری
مرتضی مطهری در سیزده بهمن 1298در روستای فریمان مشهد در یک خانواده اصیل روحانی چشم به جهان گشود. وی پس از تحصیل مقدمات علوم اسلامی در مشهد در سال 1316 عازم حوزه علمیه قم شد. در اوایل مهاجرت به قم، در دغدغهای روحی به سر میبرد و اندیشههای مربوط به خداشناسی او را سخت به خود مشغول میداشت. وی تا سالهای 3 ـ 1322 به آموختن علوم ادبیات، منطق، سطوح متوسط و عالی فقه و اصول اشتغال داشت، و سپس به تحصیلات اساسی و تحقیق و تحصیل رسمی علوم عقلی پرداخت. سال 1325 در مسیر زندگی شهید مطهری نقطه عطفی به شمار میآید، از این سال ذهن کنجکاو او به طور جدی به طرف مسائل اساسی معطوف شد، و به مسائل مهمی مانند علل عقب ماندگی مسلمین، اشکالات در حوزه علمیه و سازمان روحانیت، دوری از عمق معرفت اسلامی و صدها مشکل دیگر اندیشید. وی در سال 1331 به تهران مهاجرت کرد و اولین اثر مهم خود یعنی، مقدمه و پاورقی به جلد اول «اصول فلسفه و روشن رئالیسم» علامه طباطبایی(ره) را نگاشت. شهید مطهری در سال 1334 تدریس خود در دانشکده الهیات دانشگاه تهران شروع کرد، و به مدت 22 سال به تدریس و تحقیق در آنجا ادامه داد.
از اوایل سال 1342 فعالیتهای سیاسی، اجتماعی و خدمات فرهنگی و اسلامی وی ابعاد گستردهتری گرفت. مقالات، سخنرانیها و کتابهای شهید مطهری در این زمان نقش با اهمیتی در بیداری مردم ایران علیه جنایات رژیم پهلوی داشت. در این سالها همکاری شهید مطهری با هیئتهای مؤتلفه، در عمل، ایشان را وارد مبارزات پنهانی علیه رژیم نمود.
در سال 1345 شهید مطهری هدایت حسینیه ارشاد را پذیرفت جایی که روشنفکران دانشگاهی در آن تجمع نموده بودند. وی طی رهبری خود در حسینیه ارشاد سعی نمود که افکار و اندیشهها را متوجه اسلام راستین سازد و بدعتها و خرافههای وارداتی استعمارگران را از مغزها بزداید و در ابعاد گوناگون ایدئولوژی اسلامی را نمایان سازد. اوایل دهه پنجاه، سالهای مبارزه شهید مطهری علیه التقاط بود، ایشان به خطری که متوجه روشفنکران، فضلا و محققین بود توجه نموده و به شدت با اشتباهات و انحرافات غربگرایان و به خصوص مجاهدین به مقابله برخاستند.
قبل از پیروزی انقلاب، شهید مطهری در سفری به پاریس از طرف امام(ره) مسول تشکیل شورای انقلاب گردیدند، در بازگشت به ایران، ایشان به همراه شش تن دیگر از یاران امام(ره) این شورا را تشکیل دادند. پس از پیروزی انقلاب، ایشان مهمترین و مورد اعتمادترین مشاور امام(ره) بودند. از جمله آثار شهید مطهری میتوان به نهضتهای اسلامی درصد سال اخیر، نظام حقوق زن در اسلام، علل گرایش به مادیگر، انسان و سرنوشت، عدل الهی، خدمات متقابل اسلام و ایران، جهانبینی توحیدی، انسان و ایمان و … اشاره کرد.
استاد مطهری یکی از متفکرین دینی بود که معقتد بود اسلام مکتبی توانا است، که میتواند مسلمانان را از این وضع انحطاطی نجات دهد، به شرط آنکه به تعالیم اولیه اسلام برگردیم و دوباره آنها را احیا کنیم. وی با ذکر این نکته که همین مکتب بوده است که توانسته در زمانی که غرب در دوران تاریک خود به سر میبرد دوران طلایی را خلق کند، اذعان میکند که اگر این دین، امروز کارایی خود را از دست داده است به این دلیل است که از تعالیم اصلی آن، جامعه به نحو احسن بهرهبرداری نمیکند، و به آن پیرایههایی بسته شده است، شهید مطهری تفسیر تازهای از حکومت اسلامی، دموکراسی و رهبری متعهد ارائه داد، و در همهی آنها خواهان استقلال و جدایی از افکار غرب بود. وی از غرب انتقاد میکرد و به خاطر خصوصیت استعماری و جنبههای مادی و مصرفی تمدن غرب، آن را یکی از موانع اصلی رشد و توسعهی کشور میدانست. شهید مطهری بعنوان یک اندیشمند احیاء تفکر دینی، خواستار آن بود که دین و مذهب دوباره به صحنهی اجتماع بازگردانده شود، و علاوه بر اینکه خواستار شناختن غرب و اتخاذ ویژگیهای مثبت آن بود،اصل را بر باز سازی فکر دینی قرار داده و سعی نمود از اسلام یک ایدئولوژی بسازد تا راهگشای مسائل و مشکلات جامعهی امروز مسلمین باشد. وی دین و سیاست را از یکدیگر جدا نمیدانست و خواهان آن بود که قوانین اسلام راهنمای عمل سیاسی جامعه باشد.
شهید مطهری به دلیل حضور در دانشگاه و مدارس علوم دینی، پلی بود میان دو قشری که سالها از هم جدانگه داشته شده بودند. طلبه و دانشجو که طبیعیترین وسایل همکاری و همفکری را در اختیار دارند، از همدیگر دور بودند. آنان در وجود شهید مطهری نقطه ارتباط و اتصال خود را دیدند و به هم نزدیک شدند، قشر دانشگاهی نیز در وجود وی، اسلام شناسی متعهد و قابل اعتماد را یافت. تلاش وی در این بود که مدارس جدید و قدیم را به هم وصل کند.
تلاش فکری شهید مطهری برای مقابله با انحرافات دینی و خلع سلاح گروههای مارکسیستی و التقاطی، همچنین جذب جوانان به اسلام، نقش بسزایی داشت. احیای تفکر دینی توسط شهید مطهری و گرایش جوانان بویژه دانشجویان به اسلام، زمینههای مناسبی برای پیوند حوزه و دانشگاه بوجود آورد. این امر در پذیرش رهبری امام(ره) از طرف دانشجویان انقلابی به منصه ظهور رسید.
امام خمینی(ره)
سید روح الله موسوی خمینی در روز 30 شهریور 1281 ه. ش در شهرستان خمین از توابع استان مرکزی، در خانوادهای روحانی تبار دیده به جهان گشود. پدر ایشان آیت الله سید مصطفی موسوی بود، و در حالیکه پنج ماه از تولد سید روح الله میگذشت، در بین راه خمین ـ اراک مورد سوء قصد مزدوران و عمال حکومت وقت قرار گرفته و به شهادت رسید. تا سن 15 سالگی فرصتی برای روح الله بود که به فراگیری قسمتی از معارف متداول روز و علوم مقدماتی و سطح حوزههای دینی از جمله ادبیات عرب، منطق، فقه و اصول در نزد معلمین و علمای منطقه بپردازد.
تبار روحانی، شهادت پدر و فضای روحانی خانواده انگیزههای قوی در رویکرد سید روح الله 15 ساله به مسلک روحانیت بود. سید روح الله در سال 1298 ه. ش برای ادامه تحصیل به حوزه علمیه اصفهان رهسپار شد، اما آوازه بلند حوزه علمیه اراک که در آن، مان تحت زعامت مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی رونقی یافته بود، ایشان را به اراک جذب کرد، و اندکی پس از هجرت آیت الله حائری به قم، وی نیز عازم دیار قم شد. روح حساس و جستجوگر سیدجوان باعث شد تا علاوه بر ادبیات عرب ودروس فقه و اصول به رشتههای دیگر علمی از جمله ریاضیات، هیئت و فلسفه بپردازد.
در دورهی پهلوی اول دو حادثه در شکلگیری شخصیت امام(ره) موثر بود، اول هجرت علمای اصفهان به رهبری آیت الله حاج آقا نورالله اصفهانی به قم در سال 1306 ه. ش در اعتراض به برنامههای ضد مذهبی رضاشاه؛ دوم، ماجرای درگیری و رویارویی آیت الله بافقی با رضا شاه که یکسال پس از تحصن اتفاق افتاد. این دو حادثه به علاوه تأثیرات روحانی نامدار آیت الله سید حسن مدرس بر روح حساس و پرشور امام(ره)، فرصت مناسبی برای امام(ره) بود تا در شناخت جایگاه و اهمیت روحانیت و همچنین قدرت آن در تأثیرگذاری بر جامعه و دولت به نتایج مهمی برسد.
در مقطعی دیگر؛ در سال 41 به دنبال تصویب لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی و موضع گیری روحانیت و در راس آن امام تهدید شدید اللحن ایشان و حمایت اقشار مختلف، در کمتر از دو ماه، لایحه مزبور رسما لغو گردد. این پیروزی برای امام(ره) فرصتی جدید بود تا وجههی اجتماعی و سیاسی حوزه را تقویت نماید. به دنبال اعلام انقلاب سفید، امام(ره) در بیانیهای که به مناسبت تحریم نوروز سال 42 و محکومیت همسویی شاه با اهداف اسرائیل و آمریکا صادر کردند، اعلام نمودند: من چاره را در این میبینم که این دولت مستبد به جرم تخلف از احکام اسلام و تجاوز به قانون اساسی کنار برود و دولتی که پایبند به احکام اسلام و غمخوار ملت ایران باشد بیاید. امام(ره) با احساس مسؤلیت بسیار بالایی که نسبت به دیگر مراجع در جریان نهضت انجمنهای ایالتی و ولایتی و بعد در واکنش نسبت به انقلاب سفید و سرانجام لایحه کاپیتولاسیون نشان داد، ویژگیهای شخصی، مثل گستاخی انقلابی و اراده آهنین خود را به نمایش گذاشت. حمله رژیم به مدرسه فیضیه و مدرسه دینی طالبیه تبریز و پس از آن صدور اعلامیه معروف امام(ره) تحت عنوان «شاه دوستی یعنی غارتگری» منجر به دستگیری ایشان و در نتیجه قیام 15 خرداد 1342 گردید. زعامت و پیشوایی سیاسی امام(ره) نیز از سالهای41و 42 آغاز و در یک پروسه تکوینی شکل گرفت و توانست توجه توده مردم و دانشجویان را به خود جلب کند. دوران تبعید امام(ره) فرصت تاریخی، برای بازنگری به تجربیات بدست آمده و مهمتر از آن تدوین تئوری حکومت اسلامی یا ولایت فقیه بود،که اساسیترین محور اندیشه سیاسی ـ مذهبی امام(ره) به شمار میرود. این دوره که در ایران، مصادف با رشد روشنفکری مذهبی نیز هست، فرصت مناسبی برای ابلاغ اندیشههای اجتماعی امام(ره) به نسل جوان بود. از مهمترین کوششهای بعمل آمده در این دوره، بسط نظریات حکومت اسلامی در قالب کتاب مشهور ایشان یعنی «ولایت فقیه» بود که در تیراژ وسیعی در خارج و سپس داخل کشور منتشر گردید.
تاکید اساسی امام(ره) به فعالیت فرهنگی و تغذیه فکری نسل جوان اگر چه به مذاق بعضی از هواداران برخوردهای خشونت آمیز خوش نمیآمد، اما وقایع سالهای بعد نشان داد که امام(ره) بخوبی از خلاء جریانات فکری در مواجهه با اندیشههای مکاتب دیگر بخوبی آگاه بوده است. دانشجویان (جنبش دانشجویی) نیز در چهره امام(ره)یک رهبری دینی و در عین حال انقلابی و نوگرایی را میدیدند که میتواند ضمن اینکه به الزامات توسعه و پیشرفت ایران و حل مسائلی مانند استبداد، استعمار و نوسازی جامعه پاسخ بدهد، در عین حال تمام این راه حلها را در یک چارچوب دینی و اسلامی عرضه میکرد. به این معنی که دانشجویان (جنبش دانشجویی) به سطحی رسیده بودند که هم خواهان دین و توسعه بودند، و هم میخواستند هویت ملی و اسلامی خود را حفظ نمایند، و از تاریخ، سنتها و مبانی اعتقادی خود جدا نشده و در عین حال بتوانند برپایه این دین، دنیایی نو بسازند.
همچنین دانشجویان به دلیل نوعکار، موقعیت سنی و شرایط محیطی، فراهم بودن (شرایط) نقد جامعه در دانشگاه روحیه پرشور، حسّ مسولیت بالا، دسترسی به اطلاعات و آگاهیها، افزایش ارتباطات، میل به ارتقا معرفت، تحلیلهای بالاتر از سطح عامه، حساس بودن نسبت به درد و رنج توده مردم و ستم نسبت به جامعه و به بن بست رسیدن سایر گفتمانهای رایج مانند گفتمان ناسیونالیستی و گفتمان سوسیالیسی، اولین مخاطبان گفتمان نواندیشی و نوگرایی امام(ره) بودند.
از سویی نیز اقبال امام(ره)در میان دانشجویان مبتنی بر مجموعه ویژگیهایی بود که در شخص امام(ره) متجلی شده بود، هر چند امکان داشت که اشخاص و یا گروههایی برخی از ویژگیهای امام(ره) را داشته باشند، اما تبلور این ویژگیها در آنها تک بعدی بود، گفتمان سیاسی امام(ره)که باعث گرایش دانشجویان به ایشان گردید از ویژگیهایی همچون نوگرایی دینی، شعارهای عدالتخواهانه و شخصیت فرهمند برخوردار بود. در کنار این ویژگیها عوامل دیگری همچون بی اقبالی گفتمان مارکسیستی، ناکار آمدی مشی چریکی، خلاء رهبری جنبش انقلابی و احساس هویتی که در گفتمان سیاسی امام(ره) مشهود بود، از دیگر علل گرایش دانشجویان نسبت به گفتمان سیاسی امام(ره) بود.
دانشجویان پس از پذیرش رهبری امام(ره)، با مردم پیوند عمیقتری یافتند. آنها به تجربه دریافته بودند که یک حرکت سیاسی اگر تودهای نشود به بن بست خواهد رسید، و از به وجود آمدن یک جنبش فراگیر که بتواند پایههای نظام سیاسی را تغییر دهد بازمیماند، از این رو طریقهی بسیج سیاسی همگانی را ـ که شیوه صحیح و منتخب روحانیت بود ـ پیشهی خود ساختند. حضور دانشجویان در میان تودهی مردم که حضوری پرشور در صحنهی انقلاب داشتند موجب ارتقای موقعیت سیاسی و اجتماعی آنها بین مردم گردید و همراه با دیگر تحولات و پیوند میان مردم، دانشجویان و روحانیت (که کاملاً وارد عرصهی سیاسی مبارزه با رژیم شده بودند) موجب پیدایی صفهای مستحکم مبارزه گردید. و به این ترتیب انقلاب اسلامی ایران، با همت و تلاش زنان و مردان مسلمان ایران و بویژه فداکاری دانشجویان پیشتاز و مسلمان انقلابی تحت رهبری حضرت امام خمینی(ره) به پیروزی رسید.
نتیجه
فعالیتهای دکتر شریعتی و استاد مطهری در دانشگاهها در سالهای قبل از انقلاب نقش بسزایی در ترویج اندیشههای اسلام انقلابی و مقابله با ترویج افکار الحادی و التقاطی داشت. این فعالیتها موجب پیوند دانشگاه با روحانیت انقلابی شد و در پذیرش رهبری حضرت امام خمینی(ره) (با ویژگیهایی که در شخصیت و افکار ایشان وجود داشت) از سوی دانشجویان انقلابی به منصهی ظهور رسید؛ پذیرش رهبری امام (ره) از سوی یکی از عمدهترین گروههای درگیر در انقلاب، یکی از علل عمده پیروزی انقلاب اسلامی در سال 57 بود.
منابع و مآخذ
1 ـ حسینزاده، علی حسین، بررسی کارکردهای اجتماعی دین در اندیشههای امام خمینی(ره) و دکتر علی شریعتی، دانشگاه تربیت مدرس، 1374
2 ـ خردمند، محمد، شهید مطهری مرزبان بیدار، مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، تهران، 1375
3 ـ دانشگاه، جامعه و فرهنگ اسلامی، مجموعه مقالات سمینار، تهران، دانشگاه تربیت مدرس، 1378
4 ـ دانشگاه و دین در ایران، دفتر برنامهریزی اجتماعی و مطالعات فرهنگی معاونت فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، 1381
5 ـروشن، امیر، آزادی و واکنش دو اندیشهگر احیای تفکر مذهبی در ایران معاصر (دکتر علی شریعتی و استاد مرتضی مطهری) دانشگاه تربیت مدرس، 1374
( 140 )
6 ـ صنعت جو، حمید، مفهوم عدالت اجتماعی نزد استاد مطهری و دکتر علی شریعتی، دانشگاه تربیت مدرس ـ 1374
7 ـ ضرغامی، برزین، شریعتی و انقلاب اسلامی، دانشگاه تربیت مدرس، 1377
8 ـ علی بابایی، یحیی، بررسی عوامل موثر بر وحدت نخبگان در حوزه فرهنگ، دانشگاه تربیت مدرس، 1378
9 ـ قاسمی سیانی، علی اصغر، نقش جنبش دانشجویی در شکلگیری انقلاب اسلامی، دانشگاه تربیت مدرس، 1378
10 ـ قدسی، علی محمد، بررسی دیدگاههای امام خمینی(ره) و دکتر شریعتی درباره نابرابری اجتماعی، دانشگاه تربیت مدرس، 1374
11 ـ وکیلی، هادی، تأملی در موانع نظری و تاریخی تقریب حوزه و دانشگاه، مجله دانشگاه اسلامی، سال دوم،شماره هفتم، زمستان 77
تمایل و اقبال عمومی به کتاب های استاد مطهری و مرحوم شریعتی در ترکیه
آنکارا - اقبال عمومی نسبت به کتاب های استاد شهید مرتضی مطهری و مرحوم علی شریعتی در ترکیه در سال های اخیر دوباره افزایش یافته است.
کتاب های شهید مطهری و مرحوم شریعتی به خصوص بعد از انقلاب اسلامی ایران بارها در ترکیه ترجمه و چاپ شده بود، ولی در سال های اخیر و پس یک دوره فترت ، برخی موسسات انتشاراتی دوباره اقدام به ترجمه جدید آثار این دو اندیشمند کرده و با چاپ و انتشار این آثار ، آنان را در اختیار خوانندگان ترکیه ای گذارده اند.
" محمت مایروک " صاحب موسسه انتشاراتی " آغاچ " در استانبول در گفت وگو با ایرنا سخن از اقبال خوانندگان ترک به نویسندگان ایرانی به میان آورد و گفت : کتاب های نویسندگان ایرانی به ویژه کتاب های با محتوای اسلامی و کتاب های ادبیات با اقبال خوانندگان ترک مواجه است به طوری که برخی از کتاب ها که در سال های گذشته چاپ شده بودند، دوباره تجدید چاپ شده و یا با ترجمه مجدد منتشر می شوند.
وی با اشاره به این که کتاب های استاد مطهری در ترکیه به طور عمده توسط اسلامگرایان خریداری می شود،گفت:خوانندگان کتاب های مرحوم شریعتی را طیف وسیع تری شامل چپگرایان، روشنفکران، انقلابی ها، دانشگاهیان و عموما دانشجویان رشته جامعه شناسی خریداری می کنند.
به گفته مایروک، کتاب های استاد مطهری نیز عموما از سوی طرفداران اهل بیت و افرادی که به فلسفه و عرفان توجه دارند، خریداری می شود.
" عباس کاظمی " رییس موسسه انتشاراتی " کوثر " استانبول نیز با اشاره به این که تاکنون کتاب های " ولا و ولایت" ، " جاذبه و دافعه امام علی(ع)" ، " انسان کامل "، " جلوه های کمال انسان " ، " ده گفتار " ، " 20 گفتار " ، " آشنایی با قرآن " و " سیری در سیره ائمه (ع) " از سوی این موسسه در طول دو سال اخیر به چاپ رسیده گفت : این موسسه در صدد نشر دیگر آثار شهید مطهری به زبان ترکی استانبولی است.
به گفته کاظمی ، کتاب های استاد شهید با ترجمه و قطع جدید به چاپ می رسد و ترجمه های قبلی منتشر نمی شود.
وی با اشاره به این که برخی از کتاب ها تجدید چاپ شده اند و حتی چاپ سوم برخی کتاب ها نیز به پایان رسیده است ، اقبال عمومی در ترکیه را به کتاب های استاد مطهری خوب خواند و گفت : کتاب های استاد عمدتا از سوی اهل سنت خریداری می شود که خواهان آشنایی با شیعه هستند.
به گفته وی ، این موسسه انتشاراتی اقدام به چاپ کتاب هایی با محتوای دینی از دیگر نویسندگان ایرانی نیز می کند که این کتاب ها نیز از سوی اهل اندیشه و عرفان در ترکیه مورد استقبال قرار می گیرد.
" حسین نازلیخان " صاحب موسسه انتشاراتی فجر نیز در گفت وگو با خبرنگار ایرنا گفت : این موسسه در سال 2006 میلادی در دیدار با خانم " پوران شریعت رضوی " همسر مرحوم دکتر شریعتی حق نشر کتاب های وی را در ترکیه به زبان ترکی، انگلیسی و دیگر زبان ها کسب کرد و در طول دو سال گذشته 12 کتاب مرحوم شریعتی از سوی این موسسه به زبان ترکی استانبولی چاپ شده است.
وی افزود : کتاب های مرحوم شریعتی دارای یک طیف گسترده خواننده است و در بین خوانندگان آثار وی، اقشاره مختلف روشنفکران ، جامعه شناسان و نیز دانشگاهیان وجود دارد.
به گفته صاحب موسسه انتشاراتی فجر ، نکته ای که در فروش آثار مرحوم شریعتی به چشم می خورد ، اقبال عمومی به کتاب های وی در مناطق شرق و جنوب شرق ترکیه است.
نازلیخان گفت : در آینده نزدیک دیگر آثار مرحوم شریعتی را نیز به ترکی استانبولی ترجمه و منتشر خواهیم کرد و طبق قراردادی که با همسر شریعتی منعقد شده است حق انتشار تمام آثار وی در ترکیه به این موسسه واگذار شده است.
" علی یرال " رییس انجمن همبستگی فرهنگ اهل بیت ترکیه نیز در گفت وگو با خبرنگار ایرنا در تشریح تاثیرگذاری اندیشه استاد مطهری و مرحوم شریعتی در نسل جوان ترکیه گفت : تاثیر این دو اندیشمند ایرانی بعد از انقلاب اسلامی بر نسل جوان ترکیه کتمان ناپذیر است.
وی با اشاره به این که استاد مطهری فیلسوفی بزرگ است ، افزود: ترک ها و به خصوص جوانان ترکیه که علاقه مند به فلسفه و دین هستند به آثار وی رغبت نشان می دهند و جوانانی که در زمینه جامعه شناسی و برداشت متفاوت از دین علاقه مند تحقیق باشند نیز به آثار مرحوم شریعتی گرایش نشان می دهند.
یرال با غیرقابل انکار خواندن نقش استاد مطهری در زمینه فلسفه گفت : مقایسه این دو اندیشمند با یکدیگر و گفتن این که رغبت جوانان و اندیشمندان ترک به کدام یک از این دو بیشتر است ، به علت متفاوت بودن زمینه کار و نیز متفاوت بودن زمینه های تحقیق و تفحص امکان پذیر نیست.
نظرات ()