متن وصیتنامه سیمین دانشور + تصویر
سیمین دانشور پیش از درگذشتش، وصیتنامهای را تنظیم کرده است.
وصیتنامهی بانوی فقید ادبیات داستانی ایران از سوی خانوادهاش در اختیار ایسنا قرار گرفته است که متن آن در ادامه میآید:
«بهنام خدا
7 مرداد 1385
وصیتنامه سیمین دانشور با وصایت خانم لیلی ریاحی
اینجانب سیمین دانشور فرزند دکتر محمدعلی ـ شماره شناسنامه 46625 ـ صادره از شیراز متولد 1300 در شیراز ـ فرزندخوانده و خواهرزادهام، خانم لیلی ریاحی فرزند احمد ـ دارای شناسنامه شماره 768 صادره از اصفهان حوزه یک متولد سال 1327 را وصی خود قرار میدهم که پس از مرگم ترتیب قرارداد کتابها و ترجمههایم و ترجمههای خارج از کشورم را به عهده بگیرد، و در عوض ثلث از کل اموالم را دریافت دارد.
الف - کتابها و یا ترجمههایی که کردهام و ناشرانم به قرار زیر است:
خانم ریاحی میتواند به اتکای این وصیتنامه قرارداد با ناشرانم را لغو یا تمدید نماید و وجوه حاصله از فروش کتابها را دریافت دارد.
1- نوشتهها یا تألیفات: شهری چون بهشت ـ سووشون ـ به کی سلام کنم؟ ـ جزیره سرگردانی ـ ساربان سرگردان (جلد دوم جزیره سرگردانی)
2-ترجمه: کمدی انسانی ـ داغ ننگ ـ بنال وطن
3-تالیف: شناخت و تحسین هنر
نه کتاب فوق از انتشارات خوارزمی (مدیر عامل علیرضا حیدری) میباشد.
4-دشمنان ترجمه از چخوف نشر نگاه (مدیرعامل رئیسدانا)
5-از پرندههای مهاجر بپرس (نشر قطره، مدیرعامل فیاضی)، باغ آلبالو (ترجمه از چخوف) ایضا نشر قطره
6-همراه آفتاب (نشر امیرکبیر که اینک در اختیار انتشارات دولتی است)
7-آتش خاموش ـ راز موفق زیستن ـ بئاتریس ـ ماه عسل آفتابی
کتابهای فوق قرارداد تازهای پس از چاپ اول بسته نشده است.
ب- 1- پول نقد در بانک صادرات ایران ـ تجریش
2- دو میلیون تومان سپرده ثابت در بانک ملی ایران شعبه تجریش توأم با دفترچه ثبت حاصل از سپرده (مدارک در فایل خاکستری در کتابخانه موجود است)
وصیتنامهی سیمین دانشور
لیلی خانم وصی من طبق این وصیتنامه و اختیاردار چاپ آثارم میتواند با وراث دیگر ثلث اثاث خانه و لباسهایم را مالک شود.
سیمین دانشور»
سیمین دانشور - داستاننویس و مترجم - متولد هشتم اردیبهشتماه سال 1300 در شیراز بود. در سال 1328، دکتری خود را در رشتهی ادبیات فارسی از دانشگاه تهران گرفت. یک سال بعد با جلال آل احمد ازدواج کرد و در سال 1331 برای مطالعه در رشتهی «زیباییشناسی» در دانشگاه استنفورد، به آمریکا سفر کرد و دو سال بعد به ایران بازگشت. از جمله تألیفها و ترجمههای دانشور عبارتاند از: «آتش خاموش» (1327)، «سرباز شکلاتی» برنارد شاو (1328)، «باغ آلبالو» و «دشمنان» از آنتوان چخوف (1331)، «بئاتریس» از شنیتسلر و «رمز موفق زیستن» از دیل کارنگی (1332)، «کمدی انسانی» ویلیام سارویان و «داغ ننگ» از ناتانیل هارتون (1334)، «شهری چون بهشت» (1340)، «سووشون» (1348)، «بنال وطن» از آلن پیتون (1351)، «به کی سلام کنم؟» (1359)، «غروب جلال» (1360)، «ماه عسل آفتابی» (داستانهای ملل مختلف) (1362)، «جزیرهی سرگردانی» (1372)، «شناخت و تحسین هنر» (مجموعهی مقالات) (1375)، «از پرندههای مهاجر بپرس» (1376) و «ساربان سرگردان» (1380).
او نخستین زن ایرانی است که به شکل حرفهیی در زبان فارسی داستان نوشت. مهمترین اثر او، رمان «سووشون» است که نثری ساده دارد و به زبانهای متعددی ترجمه شده است. این کتاب از جمله پرفروشترین آثار ادبیات داستانی در ایران محسوب میشود.
سیمین دانشور 18 اسفندماه سال گذشته در سن نودسالگی درگذشت. 
سالگرد جلال نزدیک است
جلال آلاحمد، بیتردید یکی از تاثیرگذارترین نویسندگان ایرانی،است. قلم متعهد وی، میزان مشخصی است برای جدا کردن او از بسیاری از کوشندگان دیگر در حوزه ادبیات که هنر را برای هنر میخواستند و البته با همین شعار، نوعی ابتذال و غربزدگی و غربگرایی را در تار و پود جامعه خود تزریق میکردند.
زمانهای که او در آن نشو و نما کرد، زمانهای پر آشوب بود، دوران دیکتاتوری رضاخانی و زیستن در خانوادهای مذهبی با پدری روحانی، زندگی چندان آرامی را برای جلال در بر نداشت، اشغال ایران در جنگ جهانی دوم و سقوط دیکتاتور مقارن با ورود آلاحمد به دهه سوم زندگی پرفراز و فرودش بود: «جوانی با انگشتری عقیق به دست و سر تراشیده و نزدیک به یک متر و هشتاد» وارد جامعهای شد که بادهای مسموم غربگرایی رایج پس از مشروطه ودوره رضاخانی، تفکرات مارکسیستی و تفکرات ضددینی احمد کسروی، شریعت سنگلجی و ... لطافت و سلامت آن را به مخاطره افکنده بود. به این ترتیب جوان طالقانی الاصل تهرانی در 1326 به گفته خودش: «3 سالی بود که عضو حزب توده شده» بود.
تعلق خاطر آلاحمد به ایران و استقلال آن، خیلی زود به جدایی وی از حزب وابسته توده منجر شد، او متوجه شد از پشت دیوارهای حزب توده صدای نیروهای سرخ مسکو میآید. مدتی بعد، همزمان با اوج گرفتن مبارزات مردم ایران برای ملی کردن نفت، به جبهه ملی پیوست و تا 1332 در کوران مسائل سیاسی ایران قرار گرفت. جبهه ملی هم جایی نبود که آلاحمد در آن قراری پیدا کند، در 1332 از جبهه ملی خارج شد. سردرگمی و ناامیدی ناشی از شکست 28 مرداد 1332، آلاحمد را هم در بر گرفت، هر چند او دست از نوشتن بر نمیداشت اما شکوفایی خاصی هم در او بروز نکرد. آخرین اثر این دوران پر فرود، کتاب «سنگی بر گوری» بود که روح سرگشته و مایوس او را نشان میداد.
نهضت امام و واقعه 15 خرداد، تکان سختی در شخصیت جلال ایجاد کرد؛ دوره حضیض جلال خاتمه یافت. او راه را یافته بود و کتاب غربزدگی، سنگی شد بر گور کژاندیشی ای که دامن جوانان این مرز و بوم را گرفته بود. جلال با از سرگذراندن چنین امواجی به خود آمد و به ارزیابی عملکرد خویش و جامعه در حال تحول ایران نشست. وی مشکل اصلی ایرانیان را غربزدگی آنان و استعمار غربیان میدانست و چه زیبا و هوشمندانه آثار و علائم این وادادگی و تسلیم را در ماجرای به دار کشیده شدن شیخ فضلالله نوری در تهران و نیز ترویج آثار مستشرقین توسط روشنفکران جستجو و معرفی میکرد.
نظریه جلال، رویکرد دوباره به سنتهاو اصالتهای بومی بود و همین در زمانه تاخت و تاز به روشنفکران غرب و شرق زده (مارکسیست) بزرگترین گناهی بود که وی مرتکب شد، گناهی که پس از حدود 40 سال هنوز به جرم آن توسط غرب زدگان محاکمه و تخطئه میشود. آلاحمد تعریف مبتذل و رایج روشنفکری را که در مخالفت با مذهب، علاقه به غرب و تحصیلات دانشگاهی (به عنوان یک ژست و نه به معنای واقعی علمآموزی) را به سخره گرفت و در مقابل، دیدگاه بازگشت به اصالتها را مطرح ساخت و در همین بازگشت بود که تلاش داشت رابطهای متین با روحانیت برقرار نماید که نامه وی به امام که از مکه مکرمه و در سفر حج نگاشته شده، موید این امر است .
آلاحمد در مقدمه «در خدمت و خیانت روشنفکران» مینویسد: «طرح اول این دفتر در دی ماه 1342 ریخته شد، به انگیزه خونی که در 15 خرداد 1342 از مردم تهران ریخته شد و روشنفکران در مقابلش دستهای خود را به بیاعتنایی شستند».
دوران بازاندیشی جلال، 6 سال بیشتر نپایید و شعله فروزان جان او به نحو مرموزی در 18 شهریور 1348 خاموش شد و جسم رنجورش در مسجد فیروزآبادی شهرری آرام گرفت.
منبع : mohammadrezanouri.blogfa.com
شمس آلاحمد درگذشت
شمس آلاحمد از نویسندگان مطرح کشورمان شب گذشته 14 آذرماه 1389 در سن 82 سالگی درگذشت.
به گزارش برنا، شمسالدین سادات آلاحمد نویسنده و برادر جلال آلاحمد از تاثیرگذاران عرصه ادبیات کشور ساعت 23 روز 14 آذرماه در سن 82 سالگی بر اثر ایست قلبی درگذشت.
وی اوایل آبانماه سال جاری در بخش ICU بیمارستان فرهنگیان نیاوران (باهنر) بر اثر شدت گرفتن بیماری آلزایمر و از دست دادن قدرت تکلم بستری شده بود.
شمسالدین سادات آلاحمد، فرزند آیتالله سیداحمد طالقانی و برادر جلال آلاحمد، در تیرماه 1308 در تهران متولد شد. پس از اتمام دوره متوسطه در رشتههای ادبیات، فلسفه و علوم تربیتی موفق به اخذ مدرک لیسانس از دانشگاه تهران شد. او همچنین دارای مدرک دیپلم فیلمبرداری از دانشگاه سیراکیوز آمریکا است. وی در روزنامههای اطلاعات و کیهان و مدتی نیز در شورای سرپرستی صدا و سیما فعالیت داشته است.
از کارهای او در زمینه تصحیح متون میتوان به «طوطینامه» یا «جواهر الاسمار» اشاره کرد که 31 سال پیش به چاپ رسید. دیگر آثار شمس آلاحمد عبارتند از: «گاهواره»، «عقیقه»، «مجموعه قصه قدمایی»، «سیر و سلوک»، «از چشم برادر» و «حدیث انقلاب».
نظرات ()