شاملو، شاعری برآمده خِرد زمینی
انگشتشمارند کسانی که در هر زمان میتوان اثرهای آنها و تأثیری را که بر روزگار خود و روزگاران بعد گذاشتهاند، بررسی و تحلیل کرد و جستارهایی در تفسیر و تأویل آنها نوشت. احمد شاملو یکی از این انگشتشماران است و ضروری است که زندگی، شعر، پژوهش، ترجمه و نهایت گفتمانهای او را هر زمان و به هر بهانهای به چالش گرفت، فرازهای تاریخیاش را تأویل کرد، خوانشهای گوناگونی از آن را رشد و گسترش داد و چراغ راه آینده گردانید و فرودهای تاریخیاش را به تفسیر کشاند و با بزرگنمایی آنها از تکرارشان گریخت.
در بازخوانی شعر شاملو، خواننده نه تنها با شاعری منفعلِ خرد آسمانی همنشین نمیشود، که با شاعری الفت میگیرد برخوردار از خرد زمینی. خردی که عینیت عنصرهای آن از زندگی روزمره برآمدهاند، قابل لمس و درکشدنیاند و میتوان با توسل جستن به آنها چند و چون روزگار خود، شاعر و تاریخ فرهنگ خود را به چالش گرفت. پس، نوشتن از زندگی و سالهای آفرینش شاملو، زمان و مکان نمیخواهد، مناسبتپذیری لازم ندارد. سالروز تولد یا سالروز مرگ، سالروز انتشار شعری، کتابی یا پژوهشی، ترجمهای و گفتاری از او، تنها هشداری است به ما، به ما که چندان از حافظه تاریخی خوبی برخوردار نیستیم. غرقاب خواستنها و نتوانستنهای خود، خواستهای بنیادی و توانستنهای اساسی را از دست میدهیم و از یاد میبریم که با توجه کردن به دستاوردهای زمانهمان، به اثرهای کسانی چون احمد شاملو، در بستری شایستهتر، هدفمندتر و سریعتر قرار میگیریم و با خوانشهای توأمانمان درک و توانمان نیز افزون میشود.
شاعر آیندگان
خوانش شعرها، پژوهشها و گفتارهای احمد شاملو، از آن رو ما را به گفتمان زمانه خود میرساند که او، شاعر روزگار خود و شاعر آیندگان است. شاعر روزگار خود است نه از آن رو که در این روزگار متولد شده، شعر نوشته، مرده است و اکنون دهمین سالمرگش را پشت سر میگذاریم؛ از آن رو شاعر روزگار خود است که توانست آن چنان که شایسته بود شعرهایی بنویسد که بازتاب دوران پر فراز و نشیب زیست مسؤلانهاش بود. او یکی از معدود شاعران ایرانی است که چنان به شعر درآمیخت که توانست هم از غنای ادبیات گذشته خود و جهان بهرهمند شود و هم از غنای روزگار خود و هم توانست در برابر آن چه ناانسانی و دور از زندگی است، توهمزا و منفعلکننده است، اثرهایی از خود برجای بگذارد ماندگار و پویا. او شاعر آیندگان نیز هست نه از آن رو که شعرش بری از خاستگاه زمان و مکان گاه نوشتن است، بل از آن رو که عنصرهای برآمده جامعه خود را چنان به شعر درآمیخته، که بیزمان و بیمکان شدهاند. شاملو با شعر و دیگر فعالیتهای فرهنگی خود، بستری را رشد و گسترش داده است که در آن احساس و شعور انسانی، عاملی در خدمت زیست انسانی، زیستی زمینی، توهمگریز است و اهرمی است برای همبستگیهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی.
بسیارند شاعرانی که در شعر خود از انسان سخن گفتهاند یا مدافع حقهای طبیعی و اجتماعی انسان شدهاند، اما کم هستند کسانی که توانسته باشند عنصرهای زمانه خود را چنان با شعر خود عجین کنند که فراتر از جزمگرایی حرکت کرده باشند، منفعل اندیشهای آسمانی و جزمگرا نگشته باشند و خود را در گذشته خود تکرار نکرده باشند.
بررسی ساختار شعر احمد شاملو نشان میدهد کارنامهی 50 ساله بلوغ شعری او، نه تنها همزمان با دگرگونیهای اجتماعی و سیاسی روزگارش تداوم یافته است که همراه است با شگردهای نوین و دست یافتن به زبان و صورت و شگرد و نهایت ساختار نوینی که در اندیشه انسانگرایانهاش رشد و گسترش مییابد و جست و جو گر وضعیتی است بیرون از چارچوبهای قراردادی کیشها و منشهای دینی، سیاسی و اقتصادی.
هزاران نظم و صدها شاعر
در تاریخ ادبیات فارسی، از صدها شاعر، هزاران نظم و شعر مانده است، اما در اثر چند نفرشان، متن روزگارشان بازخوانی میشود یا خردشان در ساختارهای نوینی تجلی مییابد؟ برای همانندیِ اندیشه و شگردهای زبانی احمد شاملو، همیت او در رسیدن به زبانی صیقل یافته، کارایی اندیشه نضج گرفته او که از روزگارش برآمده و فراتر از زمان و مکان نوشتنشان کارایی یافته است - بستر چندانی در تاریخ شعر فارسی نمیتوان یافت. در یک بازنگری، ناگزیر از عبداله رودکی، به ابوالقاسم فردوسی میرسیم، از فردوسی به نظامی گنجوی، از گنجوی به محمد شمس حافظ و از حافظ به نیما یوشیج و از نیما به احمد شاملو. چرا که به رغم عظمت اثر بسیاری از شاعران، به ویژه نظم فریدالدین عطار و نظم و غزل جلالالدین محمد مولوی بلخی، که هر دو منفعل خرد آسمانیاند و بیرون از چرخه روزگار خود و چه گونگی زندگی زمانهشان، انفعال و توهمگرایی را رشد و گسترش میدهند، در شاعران دیگر، نه تنها کنش و واکنش جامعه و شاعر وجود ندارد که دستیابی به زبان و ساختار نوین نیز ، اگر محو نباشد، آن قدر اندک است که به ارزیابی نمیرسد.
شعر رودکی، همراه است با ساختار نوین زمانه خود و اندیشهای فراتاریخی که توانسته تمامی کنشها و واکنشهای روزگارش را بازتاب بدهد. نظم فردوسی در شاهنامه، بستر احیا، رشد، گسترش و جستجوگر خرد زمینی – ایرانی است، روایتگر اسطورهها، آیینها، منسکها، معیشتها، پندار، کردار و گفتار مردمان و تاریخ ایران است، نظم نظامی در پنج گنج، روایتی است از خواستها و توانستنهای انسان آزاد و مستقل از جزمگراییهای آسمانی که خرد زمینی و چگونگی برآمدن از بسترهای تنگ و تاریک را مینمایاند، شعر حافظ، تجلی ساختار غزل همه پیشینیانش است با اندیشهای نوین و همهزمانی که توانسته بدون محدود شدن در بستر تاریخی خود، همهی فراز و نشیبهایش روزگارش را منعکس کند. شعر نیمایوشیج، دگرگونی عظیمی است در بازسازی کاخ فرسوده نظم فارسی، هم از نظر صورت، هم از نظر مضمون و هم از نظر اندیشه. در شعر این شاعران خردمند، خواننده میتواند توأمان هم بستر جامعهی شاعر را لمس و احساس کند و هم شگردهای نوین دوران برآمدن شاعر را دریابد و هم اندیشهی انسانگرایانه ژرف و نامحدود شاعر را، مستقل از ایدئولوژی یا جزمگرایی بشناسد.
گریز از خرد آسمانی
همان گونه که میتوان تفکر، تاریخ، مضمون، نوگرایی، خردمندی و استحکام تشکل شعرهای رودکی، فردوسی، نظامی، حافظ و نیما را توأمان و مستقل از یک دیگر بررسی کرد و از هر عنصر برآمده و شکل گرفته از ساختار آن، خوانشی درزمانی و همزمانی به دست آورد، شعرهای شاملو هم این امکان را به منتقد، پژوهشگر و خواننده میدهد.
بازخوانی مجموعههای بسیار شعر احمد شاملو، نشان میدهد او نیز اگر در هستی خود درنگ نمیکرد، اگر بر شکستها و فرودهای تاریخی فرهنگ و ملت خود تعمق نمیکرد، هم چون بسیاران، در همان بستری فرو میغلتید که بسیاری از شاعران هم عصر او، شاعرانی که زندگی و اثرهایشان معطوف شد به حضور پر تلاششان در محفلها و مجمعها و نهایت دیر یا زود خود و اثرشان فراموش گشت.
گریز احمد شاملو از خرد آسمانی، از انفعال در برابر آن چه مردم به آن خو گرفتهاند و دانسته یا نادانسته، بنده آن گشتهاند و به عبدالله بودن خود و نه به انسان آزاد بودن خود افتخار میکنند، او را به آن کنشی در شعرهایش رساند که انسانگرایی آن را فراتر از هر عقیده و مسلک و آیین و دین و مذهب متجلی گردانید.
"شاملو که خود روزگاری در جستجوی "تکخو"ی خود بود، خیلی زود دریافت داشتن آرمانی این چنین که بتواند نماد ایستایی داشته باشد، نمیتواند خواست حقیقیِ نیاز انسان آزاد باشد. اندیشهای که بتواند نماد ایستایی از هویت خود ارائه دهد، بیگمان از هویت ایستایی هم برخوردار است و امکان رشد همزمانی، در زمانها و مکانها را ندارد..."1
بسیارند شعرهایی که در آن احمد شاملو، جهان را فراتر از سیاه و سپید بودن مینگرد و بر منظر خود، مسلح به احساس و شعور، انسان را در موقعیت برآمده از آن به سخره یا به ستایش فرامیخواند. رنج مضاعف او را به عنوان یک شاعر، یک انسان مسؤل و فرهیخته، آن گاه میتوان به خوبی درک کرد که هم شعر او بر روند تاریخ نوشته شدن خوانده شود و هم در مقایسه با شاعران همعصر خود به سنجش درآید. او برای دست یافتن به اندیشهی انسانی و خرد زمینی یا تفکری "بامدادی"، تفکری که بتوان آن را در هر زمان و هر مکان نو و پویا و کارا دید، بیش از آن که بشود متصور شد شاید، به خواندن و پژوهش و چالش با زمانه خود نشست. چرا که در گریز ناگزیر او به جهان پیرامونی و حادثههای ناانسانی زمانهاش، رویکردهای نه چندان شایسته از شعر او شهرت یافت. شهرتی گاه خلاف آن که او در کشف و ساختن آن رنج بسیاری را متحمل شده بود. چنان که ستایش او از عشق، عشق انسانی (معشوق) یا عشق آرمانی (سیاسی- اجتماعی)، نه از آن رو بود که انسان، زیست خود را فراموش کند، که میخواست با نشان دادن این خواستن، توانستن را ممکنتر کند، رشد و گسترش و آزادی و پرواز را به مخاطبان خود بشناساند.
در واقع، دریافت ژرف و درست از شعر شاملو آن گاه ممکنتر میشود که خواننده در بازخوانیهایش از شعر، کل ساختار، به پیوستگی عنصرهای شعر را دریابد. متن را در متن بخواند و معنا و مفهوم واژهها و جملههای شعر را بر اساس متن دنبال کند. چرا که این یکی از مهمترین و در واقع کلیدیترین شیوههای خوانش و درک شعر احمد شاملو است. به بیان دیگر، "قاموس گشودهی واژههای هر شعر شاملو، از سویی زبان امکان2 در متنهای او را به اوج توانایی میرساند و از سوی دیگر چنان مضمون سایه در آنها رها تنیده میشود که اندیشه بیسایه به سادگی شکل و تبلور مییابد."3
-----------------------------------------------------------------------------
پانوشت:
?- ایران، ایرانی و ما، منصور کوشان، نشر آرش، استکهلم، ????
?- برای تعریف و شناخت "زبان امکان"، "مضمون سایه"، "اندیشهی بیسایه"، سه رکن ساختار هرمی شعر، رجوع کنید به کتاب "هستیشناسی شعر فارسی، جلد ?"، منصور کوشان، انتشارات نوروز هنر، تهران، ????
?- هستیشناسی شعر فارسی، جلد ?، منصور کوشان، انتشارات نوروز هنر، تهران،
منبع : بی بی سی فارسی
شاملو؛ ده سال بعد

گذشت ده سال از مرگ احمد شاملو شاید برخی از بهترین انتظارها را درباره او تحقق بخشیده باشد: خصلتِ فراعقلى ِ شعر، چه قدمایى و چه جدید، پیش از آنکه او بمیرد به تاریخ پیوسته بود، اما سرودههای او همچنان، در خلوت و پشت میکرفن، خوانده میشود و به احساس آدمها رنگ و بو و جلا میبخشد.
مفهوم زمان از جمله اختراعاتی است که انسان فکرش را با آن بسیار مشغول میکند. خیام میگفت همین الآن که بروی، در صف دراز کسانی خواهی بود که هزار سال پیش رفتهاند، یا رفتند. اما تکلیف این هزار سال و هزار سال بعدی چه خواهد شد؟ خیام میگفت تکلیفی وجود ندارد، اگر هم داشته باشد به تو ربطی ندارد؛ کارت را بکن و حظ ّ ببر.
شاملو با شور فراوان کارش را میکرد و از زندگی عمیقاً لذت میبرد. در معرض توجه و برخوردار از ستایش خوانندگانش بود. مدام نوشتن و چاپکردن و بازنویسی متنها برای هر تجدید چاپی، نیرویی میطلبید که به طرزی غریب همچنان در او میجوشید.
اما کلیک چاشنی سروصدایی که به آن جوشش میافزود در چشم برخی ناظران قدری زیاد میآمد. در سالهایی از عمر، آدمهایی زندگی را کلاً آنچنان که هست قبول میکنند گرچه ممکن است از پذیرش وضع موجود تن بزنند. او میل نداشت پذیرش وضع موجود جامعه، و جهانبینی ِ رواقی در نگاه به زندگی با هم اشتباه شوند. نتیجه، اعتراضهایی بود که شاید در وجهی اجتماعی روشنفکرانه مینمود اما در وجه شخصی نالازم به نظر میرسید.
در جامعهای که حسد در بسیاری آدمها هم احساس و طرزفکر است، هم انگیزه وهم هدف، کلیک انتقاد را پای رقابت میگذاشت، حساسیت شدید نشان میداد و از جفای حاسدان مینالید: "منتقدان ما عملاً دشمن خونى معاصرانند، عین مدّعىالعمومها که همه خلایق را مشتى دزد و قالتاق مىبینند تا وقتى که خلافش ثابت بشود، اما انگار براى این دوستان هرگز ثابت نمىشود." کاری مانند ترجمه دوباره دُن آرام و پیلهکردن به تفاوت آش و سوپ و بـُرش و آبگوشت و شوربا و گذاشتن لهجه پامناری در دهن دهقانان روس اگر خود او زنده میبود شاید به مراتب بیشتر آماج انتقاد قرار میگرفت. در غیابش کسانی که درباره این طرز تسویه حساب با مترجم قبلی حرف داشتند ناگفته گذاشتند و گذشتند. کمتر کسی پیجو شد سالهای ۴۰ و۴۱ در کلیک کتاب هفته چه گذشت که رسوبات روحیاش همچنان باقی بود.
شفقت را نه تنها در مسکوتگذاشتن خردهحسابهای قدیمی اصحاب قلم و دوات، بل در این نکته هم میتوان دید که وقتی یکی از فرزندانش بر سر ادعای ارثیه تا حد توقیف اثاثیه پیش رفت، حتی دشمنان فراوان او ساکت ماندند و انگار یکی از هزارها دعوای مشابه در دادسرا تلقی کردند.
آن مخالفان سالها دندانقروچه کرده بودند چرا وقتی همه چیز و همه کس را میتوان راحت کنار زد و از کار انداخت، این شخص در مسیر تعیین یک فقره ملکالشعرای صاحبصلاحیت راهبندان ایجاد کرده است. همزمان با عزیمت او، محافلی برای تهیه و توزیع مدیحه و صله ایجاد شد اما دوره این حرفها گذشته بود.
اگر شمار استقبال و اقتفا و تضمینها را بتوان نشانه وسیعاً خواندهشدن یک شعر و شاخص موفقیت شاعرش گرفت، "یاد آر ز شمع مرده یاد آر" سروده علیاکبر دهخدا، و "گفتم به شیخ راه ضلال اینقدر مپوی/ کاین شوخ منصرف نشود از خیال خویش" از محمدتقی بهار در ایران ِ دهههای نخست قرن پیش سرآمد بودند. در عصر ما چنان قطعات خواصپسند و درعینحال هیجانانگیزی اگر معادل امروزی داشته باشند سرودههای شاملوست.
نسلی که با کلیک شعر شاملو بزرگ شد همچنان سرودههای او را در نوشتهها و شعرخوانیها و اعتراضها تکرار میکند. بسیاری عبارات شعرهایش برای عنوان کتاب و مقاله گویاست. سال ۶۰ وقتی "هراس من ــــ بارى ــــ همه از مردن/ در سرزمینى است/ که مزد گورکن/ از آزادىِ آدمى/ افزون باشد" و "پیش از آنکه در اشک غرقه شوم چیزی بگو" روی شیشه عقب پیکان و مینیبوس نقش بست (و این کار بهفوریت قدغن شد) نشان میداد خلایقی که واژگانشان را با اشتیاق به کار میبـُرد متقابلاً میتوانند به زبان شعر او فکر کنند (اولی دستکم ۶۰۰۰۰ و دومی ۴۳۰۰۰ بار در اینترنت نقل شده است). کلمه جمع "پریا" را چنان شیوا به کار برد و پرشور روی نوار خواند که بهعنوان کلمه مفرد و اسم خاص در شناسنامهها جای گرفت. مضامین بدیع و سبک سرایش او در زمان حیاتش کلاسیک شد. پاداش کمی نیست.
سیمین بهبهانی که ۳۱ سال با احمد شاملو حشر و نشر داشته، شعر شاملو را "درخشان" و او را انسانی "بسیار مودب و سخن شناس" می داند.
سیمین بهبهانی از تاثیر موسیقی کلاسیک بر شعر شاملو می گوید، از اینکه هنوز هم نمی داند چرا شاملو آن نظرات جنجال بر انگیز را در دانشگاه برکلی درباره جعل واقعیتها در شاهنامه و نژادپرستی فردوسی ابراز کرد و از نگاه مهربانانه شاملو به زنان.
آنچه در پی می آید حاصل گفت و شنودی است که با سیمین بهبهانی، یکی از مهم ترین شعرای زن تاریخ ادبیات معاصر درباره شاملو داشتم:
"نگاهش به زنان بسیار مهربان است. خودش هم نسبت به زنان خیلی مهربان بود." خانم بهبهانی اضافه می کند: "آقای شاملو وقتی با آیدا آشنا شد به او بسیار وفادار بود و وفادار ماند." با گفتن این جملات، خنده شیرینی می کند و ادامه می دهد:"... اما این مانع از آن نبود که از زنان خوشش نیاید."
او بلافاصله می گوید که تمام انسان های بزرگ همین طورند و تاکید می کند که شوخی کرده:
"ویژگی مهم شاملو، ادب او، احترامی که قایل بود، حق شناسی اش، جا و سخن شناسی اش بود. او به خوبی می دانست که با هر کس چه طور صحبت کند و چطور رفتار کند. در طول مدتی که شاملو و آیدا را کنار هم می دیدم هیچ نوع لغزشی از او ندیدم و دلیل آنکه زن ها را بسیار محترم می داشت این بود که بخشی از زندگی وجود خودش را به آیدا بخشید."
سیمین بهبهانی می گوید پیش از هوای تازه با شعر شاملو آشنا بوده اما بعد از انتشار این مجموعه با آن انس گرفته است:
" به عنوان یک شاعر همدوره، اشعار او را می خواندم اما بعد از انتشار هوای تازه شعرهایش را بسیار پسندیدم. با اینکه تنها قسمتی از این کتاب، روش آینده شاملو را مشخص می کند و هنوز سرگردانی دارد در این کتاب، پس از آن شاملو سبک خاص خودش را اتخاذ کرده که سبکی درخشان بوده، هست و خواهد ماند."
در بیان نقاط قوت اشعار احمد شاملو، خانم بهبهانی می گوید:" سبک ویژه شاملو مرهون اطلاعاتش از متون قدیم و به ویژه تاریخ بیهقی است."
خانم بهبهانی هم مانند بسیار دیگر از صاحبنظران در عرصه شعر معتقد است اشعار شاملو " بی وزن " و" بدون موسیقی" نیستند.
او می گوید:" شاملو بعد از اینکه در هوای تازه خودش را نشان داد، وزن های قدیم شعر را به کلی کنار گذاشت و شروع کرد به پرداختن به آهنگ طبیعی کلمات که از روی متون قدیم در گوشش نشسته بود."
سیمین بهبهانی تاکید می کند که احمد شاملو علاقه ویژه ای به گوش دادن به سمفونی ها داشته و همین سمفونی ها هم او را در آفرینش یک موسیقی نرم و ملایم در اشعارش راهنمایی کرده اند.
او می افزاید که حتی یک کلمه از شعر شاملو را نمی توان جابه جا کرد و در صورت تعویض، کمبودی مشاهده می شود که ریشه در همین هارمونی موسیقایی دارد.
به نظریه برخی کارشناسان ادبی اشاره می کنم که معتقدند زبان فاخر شاملو طیف مخاطبانش را محدود می کند و از خانم بهبهانی سوال می کنم که آیا با این نظریه موافق است.
او کماکان با تاکید بر ارزش موسیقی اشعار شاملو و اینکه مردم نباید همواره از شعر انتظار وزن عروضی داشته باشند، می گوید: "ممکن است بردی که به عنوان مثال شعر فریدون مشیری در بین مردم دارد، شعر شاملو نداشته باشد اما در عوض خوانندگان شاملو و مخاطبانش آدم های "نوع دیگری" هستند که کلام فاخر را دوست دارند."
از خانم بهبهانی درباره روحیه انتقاد پذیری در احمد شاملو با اشاره ای به نظریات جنجال برانگیزی که در دانشگاه برکلی ارایه داده بود، می پرسم. او می گوید: شعر احمد شاملو در مجموعه هوای تازه و بعد از آن "جای انتقاد نداشت ولی اگر کسی هم از او انتقاد می کرد او گوشش بدهکار نبود چون نظر خودش را درست می دانسته و به آن اعتقاد داشته است."
او نظریاتی را که احمد شاملو در دانشگاه برکلی علیه فردوسی ارایه کرده بود یکی از اشتباهات زندگی شاملو می خواند و می گوید:"نمی دانم او تحت تاثیر چه واقعه ای این نظرات را ابراز کرد." خانم بهبهانی معتقد است که شاملو حتما خودش هم بعدا از گفته هایش پشیمان شده چون بارها گفته که به فردوسی احترام می گذارد.
خانم بهبهانی می گوید در بیان تاثیر فردوسی بر مردم ایران همین بس که در ایلات و عشایر این سرزمین ممکن است برخی مردم سواد نداشته باشند اما حتما یا خواننده شاهنامه هستند یا شنونده آن.
سیمین بهبهانی می گوید "فردوسی با جان مردم ایران بستگی دارد" اما تاکید می کند که شعر ایران اگر بر پا ایستاد به دلیل فعالیت های شاملو، نادر پور، مشیری و امثال آنها بود چون آنها بودند که شعر را به مردم قبولاندند و نیما را تنها نگذاشتند."
منبع : بی بی سی فارسی
احمد شاملو
تولد ۲۱ آذر ۱۳۰۴
تهران
مرگ ۲ مرداد ۱۳۷۹
کرج، شهرک دهکدهٔ فردیس
زمینه فعالیت شاعر، نویسنده، فرهنگنویس، روزنامهنگار و مترجم

احمد شاملو (زاده ۲۱ آذر، ۱۳۰۴ در تهران؛ ۱۲ دسامبر ۱۹۲۵، در خانهٔ شمارهٔ ۱۳۴ خیابان صفیعلیشاه - درگذشته ۲ مرداد ۱۳۷۹؛ ۲۴ ژوئیه ۲۰۰۰ فردیس کرج) شاعر، نویسنده، فرهنگنویس، ادیب و مترجم ایرانی بود. آرامگاه او در امامزاده طاهر کرج واقع است. تخلص او در شعر الف. بامداد بود.
شهرت اصلی شاملو به خاطر شعرهای اوست که شامل اشعار نو و برخی قالبهای کهن نظیر قصیده و نیز ترانههای عامیانهاست. شاملو تحت تأثیر نیما یوشیج، به شعر نو (که بعدها شعر نیمایی هم نامیده شد) روی آورد،اما برای اولین بار درشعر «تا شکوفهٔ سرخ یک پیراهن» که در سال ۱۳۲۹ با نام «شعر سفید غفران» منتشر شد وزن را رها کرد و بهصورت پیشرو سبک جدیدی را در شعر معاصر فارسی گسترش داد. از این سبک به شعر سپید یا شعر منثور یا شعر شاملویی یاد کردهاند. بعضی از منتقدان ادبی او را تنها شاعر موفق در زمینه شعر منثور میدانند.
شاملو علاوه بر شعر، کارهای تحقیق و ترجمه شناختهشدهای دارد. مجموعه کتاب کوچه او بزرگترین اثر پژوهشی در باب فرهنگ عامیانه مردم ایران میباشد. آثار وی به زبانهای: سوئدی، انگلیسی، ژاپنی، فرانسوی، اسپانیایی، آلمانی، روسی، ارمنی، هلندی، زاگربی، رومانیایی، فنلاندی، ترکی[۱] ترجمه شدهاست.
زندگی و فعالیتها
تمام مطالب این بخش با توجه به اطلاعات ارائه شده در سالشمار زندگی احمد شاملو نوشته آیدا شاملو تهیه شدهاست. این سالشمار در منابع مختلف از جمله وبگاه احمد شاملو، دفتر هنر، احمد شاملو شاعر شبانهها و عاشقانهها، شناختنامه، منتشر شدهاست. هر جا از منبع دیگری استفاده شده باشد در پانویس ذکر شدهاست.
تولد و سالهای پیش از جوانی
احمد شاملو در ۲۱ آذر ۱۳۰۴ در خانه شماره ۱۳۴ خیابان صفی علیشاه تهران متولد شد. پدرش حیدر نام داشت که تبار او به گفتهٔ احمد شاملو در شعر من بامدادم سرانجام از مجموعهٔ مدایح بیصله به اهالی کابل برمیگشت. مادرش کوکب عراقی شاملو، و از قفقازیهایی بود که انقلاب بلشویکی ۱۹۱۷ روسیه، خانوادهاش را به ایران کوچاندهبود. دورهٔ کودکی را به خاطر شغل پدر که افسر ارتش بود و هر چند وقت را در جایی به مأموریت میرفت، در شهرهایی چون رشت و سمیرم و اصفهان و آباده و شیراز گذراند. (به همین دلیل شناسنامهٔ او در شهر رشت گرفته شدهاست و محل تولد در شناسنامه، رشت نوشته شدهاست.) دوران دبستان را در شهرهای خاش، زاهدان و مشهد گذراند و از همان دوران اقدام به گردآوری مواد فرهنگ عامه کرد.
دوره دبیرستان را در بیرجند، مشهد و تهران گذراند و سال سوم دبیرستان را در دبیرستان ایرانشهر تهران خواند و به شوق آموختن دستور زبان آلمانی در سال اول دبیرستان صنعتی ثبتنام کرد.
دوران فعالیت سیاسی و زندان
در اوایل دهه ۲۰ خورشیدی پدرش برای سر و سامان دادن به تشکیلات از هم پاشیده ژاندرمری به گرگان و ترکمنصحرا فرستاده شد. او همراه با خانواده به گرگان رفت و به ناچار در کلاس سوم دبیرستان ادامه تحصیل داد. در آن هنگام در فعالیتهای سیاسی شمال کشور شرکت کرد و بعدها در تهران دستگیر شد و به زندان شوروی در رشت منتقل گردید. پس از آزادی از زندان با خانواده به رضائیه (ارومیه) رفت و تحصیل در کلاس چهارم دبیرستان را آغاز کرد. با به قدرت رسیدن پیشهوری و جبهه دموکرات آذربایجان به همراه پدرش دستگیر شد و دو ساعت جلوی جوخه آتش قرار گرفت تا از مقامات بالا کسب تکلیف کنند. سرانجام آزاد شد و به تهران بازگشت و برای همیشه ترک تحصیل کرد.
ازدواج اول و چاپ نخستین مجموعهٔ شعر
شاملو در بیست و دو سالگی (۱۳۲۶) با اشرفالملوک اسلامیه ازدواج کرد. هر چهار فرزند او، سیاوش، سامان، سیروس و ساقی حاصل این ازدواج هستند. در همین سال اولین مجموعه اشعار او با نام آهنگهای فراموش شده به چاپ رسید و همزمان کار در نشریاتی مثل هفته نو را آغاز کرد.
در سال ۱۳۳۰ او شعر بلند «۲۳» و مجموعه اشعار قطع نامه را به چاپ رساند. در سال ۱۳۳۱ به مدت حدود دو سال مشاورت فرهنگی سفارت مجارستان را به عهده داشت.
دستگیری و زندان
در سال ۱۳۳۲ پس از کودتای ۲۸ مرداد با بسته شدن فضای سیاسی ایران مجموعه اشعار آهنها و احساس توسط پلیس در چاپخانه سوزانده میشود و با یورش ماموران به خانه او ترجمهٔ طلا در لجن اثر ژیگموند موریس و بخش عمدهٔ کتاب پسران مردی که قلبش از سنگ بود اثر موریوکایی با تعدادی داستان کوتاه نوشتهٔ خودش و تمام یادداشتهای کتاب کوچه از میان میرود و با دستگیری مرتضی کیوان نسخههای یگانهای از نوشتههایش از جمله مرگ زنجره و سه مرد از بندر بیآفتاب توسط پلیس ضبط میشود که دیگر هرگز به دست نمیآید. او موفق به فرار میشود اما پس از چند روز فرار از دست ماموران در چاپخانهٔ روزنامه اطلاعات دستگیر شده، به عنوان زندانی سیاسی به زندان موقت شهربانی و زندان قصر برده میشود. در زندان علاوه بر شعر به نوشتن دستور زبان فارسی میپردازد و قصهٔ بلندی به سیاق امیر ارسلان و ملک بهمن مینویسد که در انتقال از زندان شهربانی به زندان قصر از بین میرود. و در ۱۳۳۴ پس از یک سال و چند ماه از زندان آزاد میشود.
ازدواج دوم و تثبیت جایگاه شعری
در ۱۳۳۶ با طوسی حائری ازدواج میکند (دومین ازدواج او نیز مانند ازدواج اول مدت کوتاهی دوام میآورد و چهار سال بعد در ۱۳۴۰ از همسر دوم خود نیز جدا میشود.) در این سال با انتشار مجموعه اشعار هوای تازه خود را به عنوان شاعری برجسته تثبیت میکند. این مجموعه حاوی سبک نویی است. در سال ۱۳۳۹ مجموعه شعر باغ آینه منتشر میشود. معروفترین ترانههای عامیانه معاصر همچون پریا و دخترای ننه دریا در این دو مجموعه منتشر شدهاست. در سال ۱۳۳۶ به کار روی اشعار ابوسعید ابوالخیر، خیام و باباطاهر روی میآورد. پدرش نیز در همین سال فوت میکند. در سال ۱۳۴۰ هنگام جدایی از همسر دومش همه چیز از جملهٔ برگههای تحقیقاتی کتاب کوچه را رها میکند.
فعالیتهای سینمایی و تهیه نوار صوتی
در سال ۱۳۳۸ شاملو به اقدام جدیدی یعنی تهیه قصه خروس زری پیرهن پری برای کودکان دست میزند. در همین سال به تهیه فیلم مستند سیستان و بلوچستان برای شرکت ایتال کونسولت نیز میپردازد. این آغاز فعالیت سینمایی جنجالآفرین احمد شاملو است. او بخصوص در نوشتن فیلمنامه و دیالوگنویسی فعال است. در سالهای پس از آن و بهویژه با مطرح شدنش به عنوان شاعری معروف، منتقدان مختلف حضور سینمایی او را کمرنگ دانستهاند. خود او میگفت: «شما را به خدا اسمشان را فیلم نگذارید.» و بعضی شعر معروف او دریغا که فقر/ چه به آسانی/ احتضار فضیلت است را به این تعبیر میدانند که فعالیتهای سینمایی او صرفاً برای امرار معاش بودهاست.شاملو در این باره میگوید: «کارنامهٔ سینمایی من یک جور نان خوردن ناگزیر از راه قلم بود و در حقیقت به نحوی قلم به مزدی!» برخی فیلمنامه فیلم «گنج قارون» را که در سالهای میانی دهه ۴۰ سینما را از ورشکستگی نجات داد منتسب به شاملو میدانند. استفادهٔ فراوان از امکانات زبان محاوره در گفتگوهای گنج قارون میتواند دلیلی بر این مدعا باشد.
در سال ۱۳۳۹ با همکاری هادی شفائیه و سهراب سپهری ادارهٔ سمعی و بصری وزارت کشاورزی را تأسیس میکند و به عنوان سرپرست آن مشغول به کار میشود.
آشنایی و ازدواج با آیدا سرکیسیان
آیدا سرکیسیان یا آیدا شاملو با نام واقعی ریتا آتانث سرکیسیان آخرین همسر احمد شاملو است و در شعرهای شاملو، به ویژه در دو دفتر آیدا، درخت و خنجر و خاطره و آیدا در آینه به عنوان معشوقهٔ شاعر، جلوهای خاص دارد. شاملو درباره تأثیر فراوان آیدا در زندگی خود به مجله فردوسی گفت: «هر چه مینویسم به خاطر اوست و به خاطر او... من با آیدا آن انسانی را که هرگز در زندگی خود پیدا نکردهبودم پیدا کردم».
شاملو در ۱۴ فروردین ۱۳۴۱ با آیدا سرکیسیان آشنا میشود. این آشنایی تأثیر بسیاری بر زندگی او دارد و نقطه عطفی در زندگی او محسوب میشود. در این سالها شاملو در توفق کامل آفرینش هنری به سر میبرد و بعد از این آشنایی دوره جدیدی از فعالیتهای ادبی او آغاز میشود.
آیدا و شاملو در فروردین ۱۳۴۳ ازدواج میکنند و در ده شیرگاه (مازندران) اقامت میگزینند و تا آخر عمر در کنار او زندگی میکند. شاملو در همین سال دو مجموعه شعر به نامهای آیدا در آینه و لحظهها و همیشه را منتشر میکند و سال بعد نیز مجموعهیی به نام آیدا، درخت و خنجر و خاطره! بیرون میآید و در ضمن برای بار سوم کار تحقیق و گردآوری کتاب کوچه آغاز میشود.
آیدا شاملو در برخی کارهای احمد شاملو مانند مجموعه کتاب کوچه با او همکاری داشت و سرپرست این مجموعه بعد از وی میباشد.
در سال ۱۳۴۶ شاملو سردبیری قسمت ادبی و فرهنگی هفتهنامه خوشه را به عهده میگیرد. همکاری او با نشریه خوشه تا ۱۳۴۸ که نشریه به دستور ساواک تعطیل میشود، ادامه دارد. در این سال او به عضویت کانون نویسندگان ایران نیز در میآید. در سال ۱۳۴۷ او کار روی غزلیات حافظ و تاریخ دوره حافظ را آغاز میکند. نتیجه این تحقیقات بعدها به انتشار دیوان جنجالی حافظ به روایت او انجامید.
در اسفند ۱۳۵۰ شاملو مادر خود را نیز از دست میدهد. در همین سال به فرهنگستان زبان ایران برای تحقیق و تدوینِ کتاب کوچه، دعوت شد و به مدت سه سال در فرهنگستان باقی ماند.
سفرهای خارجی
شاملو در دهه ۱۳۵۰ نیز به فعالیتهای گسترده شعر، نویسندگی، روزنامه نگاری (از جمله همکاری با کیهان فرهنگی و آیندگان)، ترجمه، سینمایی (از جمله تهیه گفتار برای چند فیلم مستند به دعوت وزارت فرهنگ و هنر) و شعرخوانی خود (از جمله در انجمن فرهنگی کوته و انجمن ایران و آمریکا) ادامه میدهد. در ضمن سه ترم به تدریس مطالعه آزمایشگاهی زبان فارسی در دانشگاه صنعتی مشغول میشود. در ۱۳۵۱ به علت معالجه آرتروز شدید گردن به پاریس سفر میکند تا زیر عمل جراحی گردن قرار گیرد. سال بعد، ۱۳۵۲، مجموعه اشعار ابراهیم در آتش را به چاپ میرساند. در ۱۳۵۴ دانشگاه رم از او دعوت میکند تا در کنگره نظامی گنجوی شرکت کند و از همین رو عازم ایتالیا میشود. در همین سال دعوت دانشگاه بوعلی برای سرپرستی پژوهشکدهٔ آن دانشگاه را میپذیرد و به مدت دو سال به این کار اشتغال دارد.
در ۱۳۵۵ انجمن قلم و دانشگاه پرینستون از او برای سخنرانی و شعرخوانی دعوت میکنند و از همین رو عازم ایالات متحده آمریکا میشود. در این سفر او به سخنرانی و شعرخوانی در بوستون و دانشگاه برکلی میپردازد و پیشنهاد دانشگاه کلمبیای شهر نیویورک برای تدوین کتاب کوچه را نمیپذیرد. در ضمن با شاعران و نویسندگان مشهور جهان همچون یاشار کمال، آدونیس، البیاتی و وزنیسینسکی از نزدیک دیدار میکند. این سفر سه ماه به طول میکشد و شاملو سپس به ایران باز میگردد.
هنوز چند ماه نگذشته که او دوباره به عنوان اعتراض به سیاستهای دولت ایران، کشور را ترک میکند و به آمریکا سفر میکند و یک سالی در آنجا زندگی میکند و در این مدت در دانشگاههای مختلفی سخنرانی میکند. در ۱۳۵۷ او از آمریکا به بریتانیا میرود و در آنجا مدتی سردبیری هفتهنامه «ایرانشهر» در لندن را به عهده میگیرد.
انقلاب و بازگشت به ایران
با وقوع انقلاب ایران و سقوط رژیم شاهنشاهی، شاملو تنها چند هفته پس از پیروزی انقلاب به ایران باز میگردد. در همین سال انتشارات مازیار اولین جلد کتاب کوچه را در قطع وزیری منتشر میکند. شاملو در ضمن به عضویت هیات دبیران کانون نویسندگان ایران در میآید و به کار در مجلات و روزنامههای مختلف میپردازد. او در ۱۳۵۸ سردبیری هفتهنامه کتاب جمعه را به عهده میگیرد. این هفتهنامه پس از انتشار کمتر از چهل شماره توقیف میشود.
شاملو در این سالها مجموعه اشعار سیاسی خود را با صدای خود میخواند و به صورت مجموعهٔ کتاب و نوار صوتی کاشفان فروتن شوکران منتشر میکند. از جمله اشعار این مجموعه مرگ وارطان است که شاملو اشاره میکند تنها برای فرار از اداره سانسور مرگ نازلی نام گرفته بودهاست و در واقع برای بزرگداشت وارطان سالاخانیان، مبارز مسیحی ایرانی به نقل قول از مادرش در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایرانی، بودهاست.
از ۱۳۶۲ با بستهتر شدن فضای سیاسی ایران چاپ آثار شاملو نیز متوقف میشود. هر چند خود شاملو متوقف نمیشود و کار ترجمه و تالیف و سرودن شعر را ادامه میدهد در این سالها بهویژه روی کتاب کوچه با همکاری همسرش آیدا مستمر کار میکند و ترجمهٔ رمان دن آرام را نیز پیمیگیرد. تا آن که ده سال بعد ۱۳۷۲ با کمیبازتر شدن فضای سیاسی ایران آثار شاملو به صورت محدود اجازه انتشار میگیرد.
۱۳۶۷ به آلمان سفر میکند تا به عنوان میهمانِ مدعوِ دومین کنگرهٔ بینالمللی ادبیات: اینترلیت ۲ تحت عنوان جهانِ سوم: جهانِ ما در ارلانگن آلمان و شهرهای مجاور در این کنگره شرکت کند. در این کنگره نویسندگانی از کشورهای مختلف حضور داشتند از جمله عزیز نسین، دِرِک والکوت، پدرو شیموزه، لورنا گودیسون و ژوکوندا بِلی. عنوان سخنرانی شاملو در این کنگره «من دردِ مشترکم، مرا فریاد کن!» بود. در ادامه این سفر دعوت انجمن جهانی قلم (Pen) و دانشگاه یوتهبوری به سوئد و ضمن اجرای شب شعر با هیئت ریسهٔ انجمن قلم سوئد نیز ملاقات میکند.
۱۳۶۹ برای شرکت در سیرا ۹۰ توسط دانشگاه UC برکلی به عنوان میهمان مدعو به آمریکا سفر کرد. سخنرانی وی به نام «نگرانیهای من» و «مفاهیم رند و رندی در غزل حافظ.» واکنش گستردهٔی در مطبوعات فارسی زبان داخل و خارج کشور داشت و مقالات زیادی در نقد سخنرانی شاملو نوشته شد. در این سفر دو عمل جراحی مهم روی گردن شاملو صورت گرفت با این حال چندین شب شعر توسط وی برگزار شد و ضمنا به عنوان استاد میهمان یک ترم در دانشگاه UC برکلی دانشجویان ایرانی به (زبان، شعر و ادبیات معاصر فارسی) را نیز تدریس کرد و در همین موقع ملاقاتی با لطفی علیعسکرزاده ریاضیدان شهیر ایرانی داشت.
سال ۱۳۷۰ بعد از سه سال دوری از کشور به ایران بازگشت.
سرانجام
سالهای آخر عمر شاملو کم و بیش در انزوایی گذشت که به او تحمیل شده بود. از سویی تمایل به خروج از کشور نداشت و خود در این باره میگویید: «راستش بار غربت سنگینتر از توان و تحمل من است... چراغم در این خانه میسوزد، آبم در این کوزه ایاز میخورد و نانم در این سفرهاست.» از سوی دیگر اجازه هیچگونه فعالیت ادبی و هنری به شاملو داده نمیشد و اکثر آثار او از جمله کتاب کوچه سالها در توقیف مانده بودند. بیماری او نیز به شدت آزارش میداد و با شدت گرفتن بیماری مرض قندش، و پس از آن که در ۲۶ اردیبهشت ۱۳۷۶، در بیمارستان ایرانمهر پای راست او را از زانو قطع کردند روزها و شبهای دردناکی را پشت سر گذاشت. البته در تمام این سالها کار ترجمه و بهخصوص تدوین کتاب کوچه را ادامه داد و گهگاه از او شعر یا مقالهای در یکی از مجلات ادبی منتشر میشد. او در دهه هفتاد با شرکت در شورای بازنگری در شیوهٔ نگارش و خط فارسی در جهت اصلاح شیوهٔ نگارش خط فارسی فعالیت کرد و تمام آثار جدید یا تجدید چاپ شدهاش را با این شیوه منتشر کرد.
سرانجام احمد شاملو در ساعت ۹ شب دوم مرداد ۱۳۷۹ درگذشت. پیکر او در روز پنج شنبه 6 مرداد از مقابل بیمارستان ایرانمهر و با حضور دهها هزار نفر از علاقه مندان وی تشییع شد. انجمن قلم سوئد، انجمن قلم آلمان، چند انجمن داخلی و برخی محافل سیاسی پیامهای تسلیتی به مناسبت درگذشت وی در این مراسم ارسال داشتند.
نظرات و اعتراضها
نظرات شاملو درباره حافظ
شاملو دست به تصحیح دیوان حافظ زد و کتاب خود را با عنوان حافظ شیراز منتشر کرد. امروز این کتاب در نزد خوانندگان به حافظ شاملو مشهور است. در مقدمه این کتاب، شاملو روش تصحیح و اصول کار خود را بیان کردهاست، به مشکلات و تحریفهای موجود در دیوان حافظ اشاره کرده و در اینکه حافظ یک عارف مسلک بوده شک کرده و جایی مینویسد شاید رندی یک لاقبا و ملحد بودهاست.
قابل ذکر است که این نظر هم با نظریات دینداران، و هم کسانی که از زاویهٔ غیر دینی به غزلیات حافظ نگریستهاند، تناقض دارد. به طور مثال، حتی داریوش آشوری نیز در کتاب «عرفان و رندی در شعر حافظ»، حافظ را یک عارف میداند.
تصحیح شاملو از دیوان حافظ مورد نقد بسیاری از حافظ پژوهان، از جمله بهاءالدین خرمشاهی قرار گرفتهاست.
مرتضی مطهری در کتابی با عنوان تماشاگه راز ادعای شاملو بر تحریف دیوان حافظ و دست بردن در ترتیب ابیات را، بدون اینکه نامی از شاملو ببرد، مردود دانستهاست. مقدمهٔ حافظ شیراز شاملو پس از انقلاب در ایران اجازه چاپ نیافت و این کتاب بدون مقدمه منتشر گردید.
وی در سال ۱۳۵۰، در کنگرهٔ جهانی حافظ و سعدی در شیراز، گفت و گویی بحث برانگیز با روزنامه کیهان داشت.
نظرات شاملو درباره فردوسی و تاریخ ایران
در سال ۱۳۶۹ به دعوت «مرکز پژوهش و تحلیل مسائل ایران» ـ سیرا (CIRA) ـ جلساتی در دانشگاه برکلی کالیفرنیا برگزار شد که هدف آن، بررسی هنر و ادبیات و شعر معاصر فارسی بود. سخنران یکی از این جلسات احمد شاملو بود، که وی با ایراد سخنانی پیرامون شاهنامه به مباحث زیادی دامن زد. شاملو این سخنرانی را در نقد روش روشنفکری ایرانی و مسوولیتهای آن ایراد کرده و با طرح سوالی فرهیختگان ایرانی خارج از کشور را به اندیشه و یافتن پاسخ برای اصلاح و آینده ایران فرا خواند.
اظهار نظر شاملو درباره تاریخ ایران پیشاپیش در کتاب جمعه، در پانویس نوشتاری که قدسی قاضینور درخصوص حذف مطالبی از کتابهای درسی پس از انقلاب به رشته تحریر درآورده بود، به چاپ رسیده بود ولی واکنش نسبت نه آنها، بعد از سخنرانی در دانشگاه برکلی نمایان شد.
برخی از معاصران در دوران حیات شاملو او را علناً و مستقیماً دربارهٔ نظراتی که در دانشگاه برکلی در مورد فردوسی و تاریخ ایران بیان کرده بود، مورد انتقاد قرار دادند. فریدون مشیری و مهدی اخوان ثالث از این دست بودند.
کتابشناسی
تمام مطالب این بخش با توجه به اطلاعات ارائه شده در کتابشناسی احمد شاملو تهیه شدهاست. این کتابشناسی در منابع مختلف از جمله احمد شاملو شاعر شبانهها و عاشقانهها، شناختنامهٔ، در بارهٔ هنر و ادبیات منتشر شدهاست. هر جا از منبع دیگری استفاده شده باشد در پانویس ذکر شدهاست.
دفترهای شعر
برای نوشتن این بخش علاوه بر منابع یاد شده در بخش کتابشناسی، از احمد شاملو مجموعهٔ آثار دفترِ یکم:شعرهانیز استفاده شدهاست. تاریخها بهجز مورد اول مربوط به زمان سرودن شعرهای موجود در دفتر شعر مربوطهاست. مورد اول سال انتشار است.
۱۳۳۰ آهنگهای فراموششده، توسط ابراهیم دیلمقانیان منتشر شد.
۱۳۲۹-۱۳۲۳ آهنها و احساس، در چاپخانهٔ یمنی تهران توسط فرمانداری نظامی ضبط و سوزانده شد.
۱۳۳۰ بیست و سه (۲۳)، چاپ مستقل ۱۳۳۰، چاپهای سانسور شدهٔ دیگر ضمیمهٔ مرثیههای خاک.
۱۳۳۰-۱۳۲۹ قطعنامه، چاپ اول با مقدمه فریدون رهنما و به هزینهٔ او:۱۳۳۰.
۱۳۳۵-۱۳۲۶ هوای تازه
۱۳۳۸-۱۳۳۶ باغ آینه
۱۳۴۱-۱۳۳۹ لحظهها و همیشه
۱۳۴۳-۱۳۴۱ آیدا در آینه
۱۳۴۴ـ۱۳۴۳ آیدا، درخت و خنجر و خاطره
۱۳۴۵ـ۱۳۴۴ ققنوس در باران
۱۳۴۸ـ۱۳۴۵ مرثیههای خاک
۱۳۴۸-۱۳۴۹ شکفتن در مه
۱۳۴۸-۱۳۵۲ ابراهیم در آتش
۱۳۵۶ـ۱۳۵۵ دشنه در دیس
۱۳۵۶-۱۳۵۹ ترانههای کوچک غربت
۱۳۶۹ مدایح بیصله
۱۳۶۴-۱۳۷۶ در آستانه
۱۳۵۱-۱۳۷۸ حدیث بیقراری ماهان
شعر (ترجمه)
غزل غزلهای سلیمان ۱۳۴۷
همچون کوچهیی بیانتها ۱۳۵۲
هایکو، شعر ژاپنی با ع. پاشایی، ۱۳۶۱
سیاه همچون اعماقِ آفریقای خودم، (کتاب و نوار صوتی) ترجمه و اجرای اشعاری از لنگستون هیوز، نشر ابتکار ۱۳۶۲، ترجمه چند شعر دیگر از هیوز در ۱۳۷۰ با حسن قباد
ترانههای میهن تلخ، اشعار یانیس ریتسوس، (کتاب و نوار صوتی)، موسیقی میکیس تئودوراکیس، نشر ابتکار ۱۳۶۰
ترانهٔ شرقی و اشعار دیگر، اشعار فدریکو گارسیا لورکا، (کتاب و نوار صوتی)، موسیقی گیتار آتا هوآلپا یوپانکویی. نشر ابتکار ۱۳۵۹
سکوت سرشار از ناگفتههاست، (کتاب و نوار صوتی) ترجمهٔ آزاد و اجرای اشعاری از مارگوت بیکل، با محمد زرینبال موسیقی بابک بیات، نشر ابتکار ۱۳۶۵
چیدن سپیده دم، (کتاب و نوار صوتی) ترجمهٔ آزاد و اجرای اشعاری از مارگوت بیکل، با محمد زرینبال موسیقی بابک بیات، نشر ابتکار ۱۳۶۵
داستان و رمان و فیلمنامه
داستان زنِ پشتِ درِ مفرغی ۱۳۲۹
زیر خیمهٔ گر گرفته شب ۱۳۳۴
درها و دیوار بزرگ چین ۱۳۵۲
میراث ۱۳۶۵
روزنامهٔ سفر میمنت اثر ایالات متفرقهٔ امریق (اوکلند کالیفرنیا)، منتشر نشدهاست
رمان و داستان(ترجمه)
نایب اول اثر رنه بارژاول، ۱۳۳۰
لئون مورنِ کشیش اثر بئاتریس بک، ۱۳۳۴
برزخ اثر ژان روورزی ۱۳۳۴
زنگار(خزه) اثر هربرت لوپوریه ۱۳۳۴
پابرهنهها اثر زاهاریا استانکو ترجمه ناقصی با عطا بقایی ۱۳۳۷، ترجمه کامل ۱۳۵۰
قصههای بابام اثر ارسکین کالدول. ۱۳۴۶
پسران مردی که قلبش از سنگ بود اثر موریوکایی ۱۳۳۰
۸۱۴۹۰ اثر آلبر شمبون ۱۳۴۴
افسانههای هفتاد و دو ملت در دو جلد، ۱۳۳۷
دماغ، سه قصه و یک نمایشنامه اثر ریونوسوکه آکوتاگوا، ۱۳۵۱
افسانههای کوچک چینی ۱۳۵۱
دست به دست نوشتهٔ ویکتور آلبا، ۱۳۵۱
سربازی از دوران سپری شده ۱۳۵۲
زهرخند، ۱۳۵۱
لبخند تلخ، ۱۳۵۱
مرگ کسب و کار من است اثر روبر مرل ۱۳۵۲
بگذار سخن بگویم اثر مشترک دومیتیلا چونگارا و موئما ویئزر، با ع. پاشایی، ۱۳۵۹
شازده کوچولو نوشتهٔ آنتوان دو سنتاگزوپری. نخست در ۱۳۵۸ با نام مسافر کوچولو در کتاب جمعه منتشر شد و بار دیگر در ۱۳۶۳ به ضمیمهٔ نوار صوتی با موسیقی گوستاو مالر توسط نشر ابتکار انتشار یافت.
عیسایی دیگر، یهودایی دیگر، بازنویسی رمان قدرت و افتخار اثر گراهام گرین، در ۱۳۵۶ ترجمه شد اما تاکنون (۱۳۸۵) چاپ نشدهاست.
دن آرام اثر میخائیل شولوخف، ۱۳۸۲
نمایشنامه (ترجمه)
مفتخورها اثر گرگهٔ چیکی. با انگلا بارانی، ۱۳۳۲
درخت سیزدهم اثر آندره ژید ۱۳۴۰
سیزیف و مرگ اثر روبر مرل با فریدون ایلبیگی ۱۳۴۲
نصف شب است دیگر دکتر شوایتزر، اثر ژیلبر سسبرون. ۱۳۶۱
خانهٔ برناردا آلبا، عروسی خون (با بازبینی مجدد) بار اول در ۱۳۴۷، یرما سه نمایشنامه از فدریکو گارسیا لورکا ۱۳۷۹
متنهای کهن فارسی
حافظ شیراز به روایت احمد شاملو، ۱۳۵۴ تصحیح دیوان حافظ، مقدمهٔ این کتاب پس از انقلاب اجازه چاپ پیدا نکرد و تمام چاپهای بعد از چاپ سوم (۱۳۶۰) بدون مقدمه منتشر شدهاست.[۲۸]
افسانههای هفت گنبد، نظامیگنجوی ۱۳۳۶
ترانهها (رباعیات ابوسعید ابوالخیر، عمر خیام و بابا طاهر) ۱۳۳۶
شعر و قصه برای کودکان
قصهٔ خروس زری پیرهن پری و یل و اژدها بر اساس قصههای لئو تولستوی با نقاشیهای فرشید مثقالی به صورت کتاب و نوار صوتی برای کودکان
قصهٔ هفت کلاغون، با نقاشیهای ضیاالدین جاوید، ۱۳۴۷
پریا با نقاشی ژاله پورهنگ ۱۳۴۷، به صورت نوار صوتی با صدای شاعر به نام قاصدک ۱۳۵۸
ملکهٔ سایهها (بر اساس قصهای ارمنی) با نقاشی ضیاالدین جاوید ۱۳۴۸
چی شد که دوستم داشتن؟ اثر ساموئل مارشاک با نقاشی ضیاالدین جاوید ۱۳۴۸
دخترای ننه دریا با نقاشی ضیاالدین جاوید ۱۳۵۷
دروازه بخت با نقاشی ابراهیم حقیقی ۱۳۵۷
بارون با نقاشی ابراهیم حقیقی ۱۳۵۷
یل و اژدها بر اساس قصهٔی از آنگل کرالی ییچف، با نقاشی اصغر قرهباغی به ضمیمه نوار صوتی ۱۳۶۰
قصهٔ مردی که لب نداشت ۱۳۷۸
سردبیری نشریهها
هفتهنامهٔ سخننو (پنج شماره) ۱۳۲۷
هفتهنامهٔ روزنه (هفت شماره) ۱۳۲۹
سردبیر چپ (در مقابل سردبیر راست) مجلهٔ خواندنیها ۱۳۳۰
هفتهنامهٔ آتشبار، به مدیریت ابوالقاسم انجوی شیرازی ۱۳۳۱
مجلهٔ آشنا ۱۳۳۶
اطلاعات ماهانه، دورهٔ یازدهم ۱۳۳۷
مجلهٔ فردوسی ۱۳۳۹
کتاب هفته(۲۴ شمارهٔ اول) ۱۳۴۰
هفتهنامهٔ ادبی و هنری بارو، که بعد از سه شماره با اولتیماتوم وزیر اطلاعاتِ وقت تعطیل میشود. ۱۳۴۵
قسمت ادبی و فرهنگی هفتهنامهٔ خوشه، ۱۳۴۶(در سال ۱۳۴۸ با اخطار رسمی ساواک تعطیل شد.)
همکاری با روزنامههای کیهان فرهنگی و آیندهگان ۱۳۵۱
انتشار ۱۲ شماره هفتهنامهٔ ایرانشهر در لندن(شهریور ۵۷). دیماه ۵۷ استعفا میدهد. (به علت اختلافهایی با مدیر هفتهنامه).
سردبیر هفنهنامهٔ کتاب جمعه (بعد از ۳۶ شماره به اجبار تعطیل میشود).
مجموعهٔ کتاب کوچه
مجموعهٔ کتاب کوچه واژهنامهای است از ضربالمثلها، تکیهکلامها، خرافهها و اصطلاحات زبان عامیانهٔ مردم ایران. از سال ۱۳۶۰ به بعد با همکاری آیدا شاملو تدوین شد و پس از درگذشت شاملو کار بر روی این کتاب توسط آیدا ادامه دارد. چاپ مجلدات این مجموعه هنوز به پایان نرسیدهاست.
سخنرانی و شعرخوانی
۱۳۴۶ شب شعر در کرمانشاه به دعوت دانشجویان
۱۳۴۶ سخنرانی در دانشگاه شیراز
۱۳۵۱ (۲۶ مهرماه) شب شعر در انجمن فرهنگی گوته
۱۳۵۱ (اول آبان) شب شعر در انجمن ایران و آمریکا
۱۳۵۴ شرکت در کنگرهٔ نظامیگنجوی به دعوت دانشگاه رم
۱۳۵۵سخنرانی و شعرخوانی در دانشگاههای MIT بوستون ، UC برکلی
۱۳۵۵ میهمان مدعو فستیوال جهانی شعر در سانفرانسیسکو و آستینِ تگزاس، شب شعر به دعوت دانشجویان ایرانی فیلادلفیا و نیویورک
۱۳۵۵ شب شعر در انستیتو گوته
۱۳۶۷ سخنرانی تحت عنوان من دردِ مشترکم، مرا فریاد کن! در دومین کنگرهٔ بینالمللی ادبیات: اینترلیت ۲ تحت عنوان جهانِ سوم: جهانِ ما در ارلانگن آلمان و شهرهای مجاور
۱۳۶۷ شب شعر در کُللوکیومِ ادبی برلین
۱۳۶۷ سفر به اتریش به دعوت دانشگاه اقتصاد وین و یورو آفریک اینستیتو، برای شب شعر و سخنرانی.
۱۳۶۷ شب شعر در شهر دانشگاهی گیسن آلمان.
۱۳۶۷ سفر به سوئد به دعوت انجمن جهانی قلم (Pen) و دانشگاه Göteborg (گوتنبرگ)؛ شب شعر در Folket hus «خانهٔ مردم» استکهلم
۱۳۶۹ میهمان مدعو سیرا ۹۰ توسط دانشگاه UC برکلی؛ سخنرانیهای نگرانیهای من و مفاهیم رند و رندی در غزل حافظ، دو شب شعر در UC برکلی
۱۳۶۹ شب شعر دانشگاه UCLA لوسآنجلس، در رویس هال
۱۳۶۹ شب شعر و سخنرانی در دانشگاههای شیکاگو، آن اربر میشیگان، کلمبیا، واشنگتن، راتگرز، هاروارد، دالاس و آستین
۱۳۶۹ سه شب شعر در بوستون و UC برکلی به نفع زلزله زدگان ایران
۱۳۶۹ شب شعر در مدرسهٔ ارامنهٔ بوستون
۱۳۶۹ شب شعر به نفع آوارهگان کُرد عراقی در UC برکلی و UCSC لوسآنجلس به همراه محمود دولتآبادی (قصهخوانی) به دعوت انجمن فرهنگی کُردها (آمریکا)
۱۳۶۹ شب شعر به نفع آوارهگان کُرد عراقی در دانشگاه وین (اتریش) به همراه محمود دولتآبادی (قصهخوانی) به دعوت انجمن فرهنگی کُردها (اروپا)
۱۳۷۳ شب شعر در Göteborg، سوئد
۱۳۷۳ دو شب شعر در Åsa gymnasium استکهلم
سایر آثار و فعالیتها
۱۳۴۵ تهیهٔ برنامهٔ کودکان برای تلویزیون به اسم قصههای مادربزرگ
۱۳۴۹ کارگرانی چند فیلم فولکلوریک برای تلویزیون: پاوه، شهری از سنگ و آناقلیچ داماد میشود
۱۳۵۰ نمایشنامهٔ آنتیگون (ناتمام)
۱۳۵۲ نوشتن مقدمه بر نمایشگاه نقاشی گیتی نوین زیر عنوان "پوستموس : سیری در فضاهای شعری احمد شاملو"
۱۳۵۱ اجرای برنامههای رادیویی برای کودکان و جوانان
۱۳۵۷ از مهتابی به کوچه (مجموعهٔ مقالات).
محمدعلی، محمد. «گفتوگو با احمد شاملو». گفتوگو با احمدشاملو، محمود دولتآبادی، مهدی اخوان ثالث. تهران: نشر نقره، ۱۳۷۲، ۸۰-۹.
در بارهٔ هنر و ادبیات دیگاههای تازه، گفتوشنودی با احمد شاملو. حریری، ناصر. چاپ سوم، تهران: نشر اویشن و نشر گوهرزاد، ۱۳۷۲.
شبهای شعر خوشه. شاملو، احمد. تهران: انتشارات گلپونه، ۱۳۷۷، ۴ـ۰۴ـ۶۶۶۳ـ۹۶۴ ISBN.
آثار درباره شاملو
کتاب
شعر زمان ما، محمد حقوقی، انتشارات نگاه
شناختنامهٔ احمد شاملو، جواد مجابی، تهران:قطره ۱۳۷۷ ۵-۸۶-۵۹۵۸-۹۶۴ ISBN
ادیسهٔ بامداد / دربارهٔ احمد شاملو / پرهام شهرجردی / انتشارات کاروان
از اندیشه تا شعر - مشکل شاملو در شعر، محمود نیکبخت
امیرزاده کاشیها احمد شاملو، نوشته دکتر پروین سلاجقه
از رودکی تا شاملو، انتشارات آوای دانش
بامداد همیشه، یادنامه احمد شاملو
دستان سخنگوی شاملو نوشته پوران فرخزاد
احمد شاملو از زخم قلب... گزیده شعرها و خوانش شعر، ع. پاشایی، تهران:نشر چشمه، ۱۳۷۳.
بامداد همیشه (یادنامهٔ احمد شاملو). سرکیسیان، آیدا. تهران: انتشارات نگاه، ۱۳۸۱.|شابک= ۵ـ۱۲۳ـ۳۵۱ـ۹۶۴ ISBN
احمد شاملو شاعر شبانهها و عاشقانهها. صاحب اختیاری، بهروز، باقرزاده حمیدرضا. تهران: انتشارات هیرمند، ۱۳۸۱.|شابک=۹۶۴-۶۹۷۴-۴۰-۶ ISBN
اخوان اخوان لنگرودی، مهدی. یک هفته با شاملو. تهران: انتشارات مروارید، ۱۳۷۲.
آزاد، پیمان. در حسرت پرواز:حکایت نفس در شعر شاملو و سپهری. تهران: انتشارات هیرمند، ۱۳۷۴.|شابک= ۳ـ۵۱ـ۵۵۲۱ـ۹۶۴ ISBN
ع. پاشایی. انگشت و ماه. تهران: انتشارات نگاه، ۱۳۷۷.|شابک= ۱ـ۰۴ـ۶۷۳۹ـ۹۶۴ ISBN
پورنامداریان، تقی. تاملی در شعر احمد شاملو. تهران: انتشارات آبان، ۲۵۳۷.|شابک= ۱ـ۰۴ـ۶۷۳۹ـ۹۶۴ ISBN
معشوق بی صدا[۳]][۴] _ رویکردی جامعه شناختی بر عاشقانههای احمد شاملو _ [منصوره اشرافی][۵]_ نشر مینا _ تهران۱۳۸۶
مقالات و ویژهنامهها
ماهنامهٔ اندیشه و هنر ویژهٔ ا.بامداد به سردبیری و مدیریت دکتر ناصر وثوقی. ۱۳۴۳
مجلهٔ زمانه شمارهٔ اول به شاملو اختصاص دارد. (در سن هوزه، کالیفرنیا). ۱۳۷۰
دفتر هنر، ویژهٔ احمد شاملو، سال چهارم، شماره ۸، مهرماه. در آمریکا. صاحب امتیاز و سردبیر بیژن اسدی پور، در .USA، NJ، ۱۳۷۶
دفتر هنر، ویژهٔ تقی مدرسی و احمد شاملو، سال چهارم، شماره ۹، اسفند . ۱۳۷۶. در آمریکا . صاحب امتیاز و سردبیر بیژن اسدی پور. در USA، NJ
پایاب، دو ماهنامهٔ فرهنگ، هنر، ادبیات، شماره ۳ آبان ۱۳۷۹ ویژه احمد شاملو
تصویری
فیلم Ahmad Shamlou: Master Poet of Liberty ساخته مسلم منصوری (۱۹۹۹)
احمد شاملو به روایت تصویر، کارگردان رضا علیپور متعلم، تصویر دنیای هنر
ترجمه آثار به زبانهای دیگر
۱۳۶۶ ترجمهٔ ژاپنی ابراهیم در آتش به ترجمهٔ شوکو یاناگا در مجلهٔ (توکیو، موسسهٔ مطالعهٔ زبانها و فرهنگهای آسیا وILCAA آفریقا).
۱۳۷۱ منتخبی از ۴۲ شعر به زبان ارمنی با نام من دردِ مشترکم در ایروان با ترجمهٔ نُروان. ناشر: کانون فیلم ارمنستان.
۱۳۷۱ منتخبی از ۱۹ شعر به زبان سوئدی و فارسی با نام عشق عمومیAllom Fattande Karlik در استکهلم سوئد به ترجمهٔ آذر محلوجیان. Azar Mahloujian ناشرانتشارات آرش.
۱۳۷۱ منتخبی از ۱۹ شعر به زبان فرانسه و فارسی با نام سرودهای در عشق و امید Hymnes damour et despoir فرانسه به ترجمهٔ پرویز خضرایی: Ahmad Shamlou Version Francaise, Parviz Khazrai ناشر .Orphe La Diffrence
۱۳۷۱ منتخبی از ۶ شعر به زبان اسپانیایی با نام (Aurora) بامداد در مادرید، به ترجمهٔ کلارا خانِس Clara Janes شاعر اسپانیایی.
۱۳۷۷ منتخبی از ۲۸ شعر به سوئدی: Baran Forlag Stockjolm, Dikter om Natten (شعرهای شبانه) ترجمهٔ سعید مقدم و جان کرلسون Orers: Janne Carlsson & Said Moghadam
۱۳۷۸ منتخبی از ۳۲ شعر شاملو به سوئدی borlom karleken در ۸۵ صفحه Baran Forlag Stockholm ۱۹۹۹ i tolking av: Janne Carlsson & Said Moghadam
۱۳۷۸ منتخبی از ۲۷ شعر به سوئدی ترجمهٔ آذر محلوجیان OM jag vore vatten Azar Mahloujian
۱۳۷۹ منتخبی از اشعار Nima Yushij , Sohrab Sepehri , Ahmad Shamlu به زبان اسپانیایی
Tres poetas persas contemporaneo ناشر Icaria Poesia Traduccion de Clara Janes , Sahan y Ahmad Taheri . ۲۰۰۰edicion ,abril
جوایز
۱۳۵۱ جایزهٔ فروغ فرخزاد
۱۳۶۹ دریافت جایزهٔ Free Expression سازمان حقوق بشر نیویورک Human Rights Watch
۱۳۷۸ جایزهٔ استیگ داگرمن Stig Dagerman، آذر محلوجیان جایزه را به نمایندگی دریافت کرد.
۱۳۷۹ جایزهٔ واژه آزاد (هلند)
دفترهای شعر : آهنگ های فراموش شده • قطعنامه (مجموعه شعر) • باغ آینه • لحظهها و همیشه • آیدا در آینه • آیدا، درخت و خنجر و خاطره • ققنوس در باران • مرثیههای خاک •شکفتن در مه • ابراهیم در آتش • دشنه در دیس • ترانههای کوچک غربت • مدایح بیصله • در آستانه • حدیث بیقراری ماهان
ترجمهها : زنگار (خزه) • پابرهنهها • دن آرام • شازده کوچولو • دست به دست • پسران مردی که قلبش از سنگ بود • بگذار سخن بگویم • برزخ • قصههای بابام •جزیره
تحقیق، تصحیح و بازسرایی : کتاب کوچه • حافظ شیراز به روایت احمد شاملو • هایکو، شعر ژاپنی
نظرات ()