مهمترین عنصر انقلابها حضور مردم است
مشروح بیانات حضرت آیت الله العظمی خامنه ای در نخستین اجلاس بیداری اسلامی به این شرح است:
بسمالله الرحمن الرحیم
السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
الحمدلله رب العالمین و الصلوة و السلام علی سیدنا محمد وآله الطیبین و صحبه المنتجبین قال الله العزیز الحکیم: بسماللهالرحمنالرحیم یا أَیُّهَا النَّبِیُّ اتَّقِ اللَّهَ وَ لا تُطِعِ الْکافِرینَ وَ الْمُنافِقینَ إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلیماً حَکیماً(١) وَ اتَّبِعْ ما یُوحى إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ إِنَّ اللَّهَ کانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبیراً (٢) وَ تَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ وَ کَفى بِاللَّهِ وَکیلاً (٣) [احزاب]
به حضار گرامی و میهمانان عزیز خوشامد میگویم. آنچه ما را در اینجا گرد آورده بیداری اسلامی است یعنی حالت برانگیختگی و آگاهیئی در امّت اسلامی که اکنون به تحولی بزرگ در میان ملتهای این منطقه انجامیده و قیامها و انقلابهائی را پدید آورده که هرگز در محاسبهی شیاطین مسلّط منطقهئی و بینالمللی نمیگنجید؛ خیزشهای عظیمی که حصارهای استبداد و استکبار را ویران و قوای نگهبان آنها را مغلوب و مقهور ساخته است.
شک نیست که تحولات بزرگ اجتماعی، همواره متکی به پشتوانههای تاریخی و تمدنی و محصول تراکم معرفتها و تجربهها است. در صدوپنجاه سال اخیر حضور شخصیتهای فکری و جهادی بزرگ و جریان ساز اسلامی در مصر و عراق و ایران و هند و کشورهای دیگری از آسیا و افریقا، پیشزمینههای وضع کنونی دنیای اسلامند.
همچنانکه تحولات دهههای پنجاه و شصت میلادی در تعدادی از این کشورها که به رژیمهای غالباً متمایل به تفکرات و ایدئولوژیهای مادی منتهی شد و به اقتضای طبیعت خود پس از چندی در دام قدرتهای استکباری و استعماری غرب گرفتار آمد، تجربههای درسآموزیاند که سهم وافری در شکل دادن به اندیشهی عمومی و عمیق کنونی دنیای اسلام دارند.
ماجرای انقلاب کبیر اسلامی در ایران که در آن به تعبیر امام خمینی عظیم، خون بر شمشیر پیروز شد و تشکیل نظام ماندگار و مقتدر و شجاع و پیشروندهی جمهوری اسلامی و تأثیر آن در بیداری اسلامی امروز، نیز خود داستان مفصل و در خور بحث و تحقیقی است که یقیناً فصل مشبعی در تحلیل و تاریخنگاری وضعیت کنونی دنیای اسلام را به خود اختصاص خواهد داد.
حاصل آنکه حقایق رو به افزایش کنونی در دنیای اسلام، حوادث بریده از ریشههای تاریخی و زمینههای اجتماعی و فکری نیستند تا دشمنان یا سطحینگران بتوانند آن را موجی گذرا و حادثهئی در سطح بیانگارند و با تحلیلهای انحرافی و غرضآلود، مشعل امید را در دل ملتها خاموش سازند.
من در این گفتار برادرانه میخواهم بر روی سه نقطهی اساسی درنگ کنم:
١ ـ نگاهی اجمالی به هویت این قیامها و انقلابها.
٢ ـ خطرات و آسیبهای بزرگی که بر سر راه آن قرار دارد.
٣ ـ پیشنهادهائی در علاججوئی و پیشگیری از آسیبها و خطرها.
١ ـ در موضوع اول، به نظر من مهمترین عنصر در این انقلابها، حضور واقعی و عمومی مردم در میدان عمل و صحنهی مبارزه و جهاد است، نه فقط با دل و خواست و ایمانشان، بلکه علاوه بر آن، با جسم و تنشان. فاصلهی عمیقی است میان چنین حضوری با قیامی که به وسیلهی یک جمع نظامی یا حتی یک گروه مبارز مسلّح در برابر چشمان بیتفاوت مردم یا حتی مورد رضایت آنان انجام میگیرد.
در حوادث دههی پنجاه و شصت در تعدادی از کشورهای آفریقا، و آسیا، بار سنگین انقلاب را نه قشرهای گوناگون مردم و جوانان از همه جای کشورها، بلکه دستجات کودتاگر یا هستههای کوچک و محدود مسلح بر دوش داشتند. آنها تصمیم گرفتند و عمل کردند و آنگاه که خودشان یا نسل پس از آنها بر اثر انگیزهها و عوامل قابل شمارش، راه خود را عوض کردند، انقلابها به ضد خود تبدیل شد و دشمن بار دیگر بر آن کشورها تسلط یافت.
این بکلی متفاوت است با تحوّلی که بر دوش تودهی مردم است و آنهایند که جسم و جان خود را به میدان میآورند و با مجاهدت و فداکاری، دشمن را از صحنه بیرون میرانند.
در اینجا این مردماند که شعارها را میسازند، هدفها را معین میکنند، دشمن را شناسائی و معرفی و تعقیب میکنند، آیندهی مطلوب را ـ اگر چه به اجمال ـ ترسیم میکنند، و در نتیجه اجازهی انحراف و سازش با دشمن و تغییر مسیر را به خواص سازشکار و آلوده و بطریق اولی به عوامل نفوذی دشمن نمیدهند.
در حرکت مردمی ممکن است کار انقلاب با تأخیر انجام گیرد، ولی از سطحیگری و ناپایداری به دور است، کلمهی طیبهئی است مصداق کلام خداوند که فرمود:
أَ لَمْ تَرَ کَیْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً کَلِمَةً طَیِّبَةً کَشَجَرَةٍ طَیِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِی السَّماءِ (ابراهیم ـ ٢۴).
من وقتی پیکر دلاور ملت پر افتخار مصر را از تلویزیون در میدان تحریر دیدم یقین کردم که این انقلاب پیروز خواهد شد. حقیقتی را بگویم: پس از پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل نظام اسلامی در ایران که زلزلهی عظیمی را در حکومتهای دنیاطلبان شرق و غرب پدید آورد و ملتهای مسلمان را در جوش و خروشی بیسابقه انداخت، ما غالباً انتظار داشتیم که مصر پیش از همه جا، به پا خیزد. سابقهی جهاد و روشنفکری و تربیت شخصیتهای بزرگ مجاهد و متفکر در مصر، این توقع را در دل ما برمیانگیخت. اما از مصر صدای واضحی شنیده نمیشد. من در دل، خطاب به ملت مصر این شعر ابوفراس را زمزمه میکردم:
اَراکَ عَصِیَّ الدَّمعِ شیُمتُک الصبر ـ اَما لِلهوی نهیٌ علیک و لا امرٌ ..؟ وقتی ملت مصر را در میدان تحریر و میادین دیگر شهرهای مصر دیدم، پاسخ خود را شنیدم.
ملت مصر با همان زبان دل به من میگفت:
بَلی اَنَا مُشتاقٌ و عِندِیَ لَوعةٌ - ولکنَّ مِثلی لایُذاعُ لهُ سِرٌّ ..
این سرّ مقدس یعنی انگیزه و عزم قیام، به تدریج در ذهنیت ملت مصر قوام یافت و شکل گرفت و در لحظهی مناسب تاریخی، عریان در صحنهئی پرشکوه به میدان آمد.
تونس و یمن و لیبی و بحرین هم دقیقاً محکوم به همین حکماند، و مِنهم مَن یَنتظِر و ما بدّلوا تبدیلاً.
در چنین انقلابهائی، اصول و ارزشها و هدفها، نه در مانیفستهای پیشساختهی گروهها و حزبها، بلکه در ذهن و دل و خواست آحاد مردم حاضر در صحنه، نگاشته و در قالب شعارها و رفتارهای آنان اعلام و تثبیت میشود.
با این محاسبه به روشنی میتوان تشخیص داد که اصول انقلابهای کنونی منطقه، مصر و دیگر کشورها، در درجهی اوّل اینها است:
ـ احیاء و تجدید عزت و کرامت ملی که در طول زمان با دیکتاتوری حاکمان فاسد و با سلطهی سیاسی امریکا و غرب، در هم شکسته و پایمال شده است.
ـ برافراشتن پرچم اسلام که عقیدهی عمیق و دلبستگی دیرین مردم است و برخورداری از امنیت روانی و عدالت و پیشرفت و شکوفائیئی که جز در سایهی شریعت اسلامی به دست نخواهد آمد.
ـ ایستادگی در برابر نفوذ و سلطهی امریکا و اروپا که در طول دو قرن بیشترین لطمه و خسارت و تحقیر را بر مردم این کشورها وارد آوردهاند.
ـ مبارزه با رژیم غاصب و دولت جعلی صهیونیست که استعمار چون خنجری در پهلوی کشورهای منطقه فرو برده و وسیلهئی برای ادامهی سلطهی اهریمنی خود ساخته و ملّتی را از سرزمین تاریخی خود بیرون رانده است.
بیشک این حقیقت که انقلابهای منطقه متکی به این اصول و خواستار تحقق آنها است، مورد پسند امریکا و غرب و صهیونیسم نیست و آنها همهی تلاش خود را به کار میبرند تا آن را انکار کنند، ولی واقعیت با انکار آن دگرگون نمیشود.
مردمی بودن این انقلابها مهمترین عنصر در تشکیل هویت آنها است. قدرتهای خارجی که با آخرین توانائیها و شگردهای خود سعی میکردند حکام مستبد و فاسد و وابسته را در این کشورها حفظ کنند و تنها هنگامی از حمایت آنها دست برداشتند که قیام و عزم مردم، هیچگونه امیدی برای آنها باقی نگذاشت، حق ندارند خود را در پیروزی این انقلابها سهیم بدانند. در جائی مانند لیبی هم، ورود و دخالت امریکا و ناتو نمیتواند حقیقت را مشوب کند. در لیبی، ناتو ضایعههای بیجبران آفریده است. اگر دخالت نظامی ناتو و امریکا نبود، ممکن بود مردم اندکی دیرتر پیروز شوند ولی در عوض این همه زیرساخت نابود نمیشد، این همه نفوس بیگناه از زنان و کودکان کشته نمیشدند و آنگاه دشمنانی که خود سالها همراه و همدست قذافی بوهاند مدّعی حق دخالت در این کشور مظلوم و جنگزده، نمیشدند.
مردم و نخبگان مردمی و کسانی که از مردم بر آمدهاند، خود صاحبان این انقلابها و متعهّد به حراست از آن و ترسیمکنندهی مسیر آینده و رو به تکامل آن میباشند و خواهند بود انشاءالله.
٢ ـ در موضوع آسیب ها و خطرها .. نخست باید تأکید کنم که خطر هست ولی راه مصونیت از آن نیز هست. توجه به خطر نباید ملتها را بترساند. بگذارید دشمنانتان از شما بترسند و بدانید که : انّ کید الشیطان کان ضعیفا. خداوند دربارهی گروهی از مجاهدان صدر اسلام میفرماید: الَّذِینَ قالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَکُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزادَهُمْ إِیماناً وَ قالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکِیلُ. فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ یَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَ اتَّبَعُوا رِضْوانَ اللَّهِ وَ اللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَظِیمٍ.
خطرها را باید شناخت تا در مواجهه با آن حیرت و تردید پیش نیاید و چاره و علاج، شناخته شده باشد.
ما با این خطرها پس از پیروزی انقلاب اسلامی روبرو شدیم و آنها را شناختیم و تجربه کردیم و بخواست خدا و رهبری امام خمینی و بصیرت و فداکاری مردممان از بیشتر آنها به سلامت گذشتیم، البته توطئهها از سوی دشمن و عزم راسخ از سوی ملت، همچنان ادامه دارد.
من این آسیبها را به دو قسم تقسیم میکنم: آنها که در درون خود ما ریشه دارد و از ضعفهای ما بر میخیزد، و آنها که دشمن بطور مستقیم آن را برنامهریزی میکند.
دستهی اوّل، چیزهائی از این قبیل است: احساس و گمان اینکه با سقوط حاکم وابسته و فاسد و دیکتاتور، کار تمام شد. راحتیِ خیال ناشی از احساس پیروزی و به دنبال آن کم شدن انگیزهها و سست شدن عزمها، نخستین خطر است، و آنگاه این خطر مهیب تر میشود که اشخاص در صدد تصاحب سهم ویژه در غنیمتِ به دست آمده باشند..
ماجرای جنگ اُحُد و غنیمتجوئی مدافعان تنگه که به شکست مسلمانان انجامید و مجاهدان از سوی خداوند متعال سرزنش شدند، یک نمونهی نمادین است که هرگز نباید از یادها برود. مرعوب شدن از هیمنه ظاهری مستکبران و احساس ترس از امریکا و دیگر قدرتهای مداخلهگر آسیب دیگری از این دسته است که باید از آن پرهیز کرد. نخبگان شجاع و جوانها باید این ترس را از دلها بیرون کنند. اعتماد به دشمن و در دام لبخندها و وعدهها و حمایتهای آنها افتادن نیز آسیب بزرگ دیگری است که بطور ویژه باید پیشروان و نخبگان از آن بر حذر باشند. دشمن را با علاماتش در هر لباس باید شناخت و از کید او که در مواردی در پس ظاهر دوستی و کمک پنهان میشود باید ملت و انقلاب را مصون ساخت. روی دیگر این صفحه، مغرور شدن و دشمن را غافل دانستن است؛ شجاعت را باید با تدبیر و حزم در هم آمیخت. در مقابل شیطان جنّ و انس، باید همهی ذخائر الهی در وجود خود را به کار گرفت. ایجاد اختلاف و به جان هم انداختن انقلابیون و رخنه در پشت جبههی مبارزه، نیز آفتی بزرگ است که با همهی توان باید از آن گریخت.
آسیبهای دستهی دوم را غالباً ملتهای این منطقه در حوادث گوناگون آزمودهاند، نخستین آسیب، بر روی کار آوردن عناصری است که خود را متعهد به امریکا و غرب میدانند. غرب می کوشد پساز سقوط ناگزیر مهرههای وابسته، اصل سیستم و اهرمهای اصلی قدرت را حفظ کند و سر دیگری را بر روی این بدن بگذارد و بدین وسیله سلطهی خود را همچنان ادامه دهد. این به معنای هدر رفتن همهی تلاشها و مجاهدتها است. در این مرحله اگر با مقاومت و هشیاری مردم مواجه شوند، میکوشند تا بدیلهای انحرافی گوناگون در پیش پای نهضت و مردم بگذارند. این سناریو میتواند پیشنهاد مدلهای حکومتی و قانون اساسیهائی باشد که کشورهای اسلامی را بار دیگر در دام وابستگی فرهنگی و سیاسی و اقتصادی به غرب بیفکند، و میتواند نفوذ میان انقلابیون و تقویت مالی و رسانهئی یک جریانِ نامطمئن و به حاشیه راندن جریانهای اصیل در انقلاب باشد. این نیز به معنی بازگرداندن سلطهی غرب و تثبیت مدلهای نوسازی شدهی غربی و بیگانه از اصول انقلاب و در نهایت، تسلط بر اوضاع است.
اگر این تاکتیک نیز به نتیجه نرسد، تجربهها به ما میگوید که آنگاه روشهائی چون هرج و مرج و تروریزم و جنگ داخلی میان پیروان ادیان یا قومیتها یا قبائل و احزاب و یا حتی میان ملتها و دولتهای همسایه، و همراه با آن، حصر اقتصادی و تحریم و بلوکه کردن سرمایههای ملی و نیز هجوم همه جانبهی تبلیغاتی و رسانهئی را در پیش خواهند گرفت. مقصود آنان از این همه، خسته و نومید کردن مردم و مرددّ و پشیمان کردن مبارزان است. که میدانند در این صورت، شکست دادن انقلاب، ممکن و آسان خواهد شد. ترور نخبگان صالح و مؤثر یا بدنام کردن برخی از آنان و از سوئی خریدن کسانی از سست عنصران، نیز در شمار روشهای متداول قدرتهای غربی و مدعیان تمدن و اخلاق است.
در ایران اسلامی، اسناد لانهی جاسوسی که به دست انقلاب افتاد، نشان داد که همهی این توطئهها، بدقت از سوی رژیم ایالات متحدهی امریکا برای ملت ایران برنامهریزی شده بود. برای آنان باز گرداندن ارتجاع و استبداد و حاکمیت وابسته در کشورهای انقلابی، اصلی است که همهی این روشهای کثیف را تجویز میکند.
٣ ـ در آخرین بخشِ سخنانم، توصیههائی را بر اساس تجربهی عینی خودمان در ایران و آنچه از مطالعهی دقیق دیگر کشورها به دست آمده است، در معرض دید و تشخیص و انتخاب شما میگذارم. شکّ نیست که شرائط ملتها و کشورها در همه چیز یکسان نیست ولی بیّناتی وجود دارد که میتواند برای همه مفید باشد.
اولین سخن آن است که با توکل به خداوند و اعتماد و حسن ظن به وعدههای مؤکد نصرت الهی در قرآن و بکارگیری خرد و عزم و شجاعت، میتوان بر همهی این موانع فائق آمد و پیروزمندانه از آنها عبور کرد. البته کاری که شما بدان همت گماشتهاید بسی بزرگ و سرنوشتساز است، پس باید زحمات بزرگ را هم بخاطر آن تحمل کرد. امیرالمؤمنین علی علیهالسلام فرموده است: فَإِنَّ اللَّهَ لَمْ یَقْصِمْ جَبَّارِی دَهْرٍ قَطُّ إِلَّا بَعْدَ تَمْهِیلٍ وَ رَخَاءٍ وَ لَمْ یَجْبُرْ عَظْمَ أَحَدٍ مِنَ الْأُمَمِ إِلَّا بَعْدَ أَزْلٍ وَ بَلَاءٍ وَ فِی دُونِ مَا اسْتَقْبَلْتُمْ مِنْ عَتْبٍ وَ مَا اسْتَدْبَرْتُمْ مِنْ خَطْبٍ مُعْتَبَر..
توصیهی مهم آن است که خود را همواره در میدان بدانید: فاذا فَرغتَ فَانصَب، همیشه خداوند را حاضر و کمککار خود بدانید: و الی ربک فارغب، و پیروزیها ما را دچار غرور و غفلت نکند: اذا جاء نصرالله و الفتح و رأیت الناس یدخلون فی دین الله افواجاً فسبح بحمد ربک واستغفره انه کان تواباً اینها پشتوانههای حقیقی یک ملت مؤمن است.
توصیهی دیگر، بازخوانی دائمی اصول انقلاب است. شعارها و اصول باید تنقیح و با مبانی و محکمات اسلام تطبیق داده شوند. استقلال، آزادی، عدالتخواهی، تسلیم نشدن در برابر استبداد و استعمار، نفی تبعیضهای قومی و نژادی و مذهبی، نفی صریح صهیونیزم. اینها ارکان نهضتهای امروز کشورهای اسلامی است و همه برگرفته از اسلام و قرآن است.
اصولتان را روی کاغذ بنویسید؛ اصالتهای خود را با حساسیت بالا حفظ کنید؛ نگذارید اصول نظام آیندهی شما را دشمنان شما بنویسند؛ نگذارید اصول اسلامی در پای منافع زودگذر قربانی شود. انحراف در انقلابها از انحراف در شعارها و هدفها، آغاز میشود. هرگز به امریکا و ناتو و به رژیمهای جنایتکاری چون انگلیس و فرانسه و ایتالیا که زمانی دراز سرزمین شما را میان خود تقسیم و غارت کردند اعتماد نکنید؛ به آنها سوء ظن داشته باشید و لبخند آنها را باور نکنید؛ پشت این لبخندها و وعدهها، توطئه و خیانت نهفته است. راهحل خود را خود با بهرهگیری از سرچشمهی فیاض اسلام به دست آورید و نسخههای بیگانه را به خودشان پس دهید.
توصیهی مهم دیگر پرهیز از اختلافات مذهبی، قومی، نژادی، قبیلهئی و مرزی است. تفاوتها را به رسمیت بشناسید و آن را مدیریت کنید. تفاهم میان مذاهب اسلامی کلید نجات است. آنها که آتش تفرقهی مذهبی را با تکفیر این و آن دامن میزنند، اگر خودشان هم ندانند مزدور و عملهی شیطانند.
نظامسازی کار بزرگ و اصلی شما است. این کاری پیچیده و دشوار است. نگذارید الگوهای لائیک یا لیبرالیسم غربی، یا ناسیونالیسم افراطی، یا گرایشهای چپ مارکسیستی خود را بر شما تحمیل کند.
اردوگاه شرق چپ فرو ریخت و بلوک غرب فقط با خشونت و جنگ و خدعه بر سر پا مانده و عاقبت خیری برای آن متصور نیست. گذشت زمان به زیان آنها و به سود جریان اسلام است. هدف نهائی را باید امت واحدهی اسلامی و ایجاد تمدن اسلامی جدید بر پایهی دین و عقلانیت و علم و اخلاق، قرار داد.
آزادی فلسطین از چنگال درندهی صهیونیستها نیز هدفی بزرگ است. کشورهای بالکان و قفقاز و آسیای غربی پس از هشتاد سال از چنگال شوروی سابق نجات یافتند؛ چرا فلسطین مظلوم نتواند پس از هفتاد سال از اسارت صهیونیستهای ظالم نجات یابد؟
نسل امروز کشورهای اسلامی این ظرفیت را دارد که به چنین کارهای بزرگی بپردازد. نسل جوان امروز مایهی افتخار نسلهای پیشین خویش است. بقول شاعر عرب:
قالوا: ابوالصَّخر مِن شَیبان قُلتُ لَهُم کلاّ لَعمَری ولکن منهُ شیبانٌ
وَ کَم اَبٍ قد عَلاَ بِابنٍ ذُری شَرَفٍ کما عَلا برسول الله عدنانٌ
به نسل جوان خود اعتماد کنید، روح اعتماد به نفس را در آنان زنده کنید، و از تجربههای مجرّبان و پیران، آنها را بهرهمند سازید.
دو نکتهی مهم در اینجا وجود دارد:
اوّل آنکه ملتهای انقلاب کرده و آزاد شده یکی از مهمترین خواستههایشان حضور و نقش قاطع مردم و آرائشان در مدیریت کشور است، و چون مؤمن به اسلامند، پس مطلوب آنان « نظام مردمسالاری اسلامی» است، یعنی حاکمان با رأی مردم برگزیده میشوند و ارزشها و اصول حاکم بر جامعه، اصول مبتنی بر معرفت و شریعت اسلامی است. این خود میتواند در کشورهای گوناگون به اقتضای شرائط، با شیوهها و شکلهای گوناگون تحقق یابد ولی با حساسیت کامل باید مراقب بود که این با دموکراسی لیبرال غربی اشتباه نشود. دموکراسی لائیک و در مواردی ضد مذهب غربی با مردمسالاری اسلامی که متعهد به ارزشها و خطوط اصلی اسلامی در نظام کشور است، هیچ نسبتی ندارد.
نکتهی دوم آن است که اسلامگرائی نباید با تحجّر و قشریگری و تعصّبهای جاهلانه و افراطی مشتبه گردد. مرز میان این دو نیز باید پر رنگ باشد. افراطهای مذهبی که غالباً با خشونت کور همراه است، عامل عقبماندگی و دور شدن از هدفهای والای انقلاب است، و این به نوبهی خود مایهی جدا شدن مردم و در نتیجه شکست انقلاب خواهد بود.
خلاصه کنم: سخن از بیداری اسلامی، سخن از یک مفهوم نامشخص و مبهم و قابل تأویل و تفسیر نیست؛ سخن از یک واقعیت خارجی مشهود و محسوس است که فضا را انباشته و قیامها و انقلابهای بزرگی را پدید آورده و مهرههای خطرناکی از جبههی دشمن را ساقط کرده و از صحنه بیرون رانده است. با اینحال، صحنه همچنان سیّال و نیازمند شکل دادن و به سرانجام رساندن است. آیاتی که در طلیعهی سخن تلاوت شد دستورالعمل کامل و کارسازی است؛ برای همیشه و بویژه در این برههی حساس و سرنوشتساز. خطاب به پیامبراکرم صلیاللهعلیهوآله است، ولی در واقع ما همگی بدان مخاطب و مکلّفیم. در این آیات، تقوا با همان معنی بلند و گستردهاش، اوّلین توصیه است، و سپس سرپیچیدن از فرمانبری کافران و منافقان، و پیروی از وحی الهی، و سرانجام توکل و اعتماد به خداوند ..
بار دیگر این آیات را مرور کنیم: بسماللهالرحمنالرحیم یا أَیُّهَا النَّبِیُّ اتَّقِ اللَّهَ وَ لا تُطِعِ الْکافِرینَ وَ الْمُنافِقینَ إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلیماً حَکیماً(١) وَ اتَّبِعْ ما یُوحى إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ إِنَّ اللَّهَ کانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبیراً (٢) وَ تَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ وَ کَفى بِاللَّهِ وَکیلاً.
والسلام علیکم و رحمةالله
منبع: khamenei.ir
تصاویرکمتر دیده شده از مقام معظم رهبری-قسمت اول
رهبرانقلاب در دیدار با اهالی فرهنگ و ادب
در شب میلاد کریم اهل بیت، امام حسن مجتبی (ع) جمعی از شعرای پیشکسوت و جوان و اهالی فرهنگ و ادب، میهمان رهبر معظم انقلاب اسلامی بودند.
در این دیدار 30 نفر از شاعران سروده های خود را با مضامین دینی، اجتماعی، حماسی و اخلاقی قرائت کردند.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به حرکت کاملاً رو به رشد و در حال کمال «دوره جدید شعر در ایران»، خاطرنشان کردند: شعر امروز در کشور ما از لحاظ «زبان و تخیل، قوی» و دارای نگاه روشن به مرزهای دور، و دقت ریزبین در امور جاری زندگی است، به همین دلیل سبک جدیدی از لحاظ زبان، مضمون و محتوا در حال ظهور و بروز است که در آینده ابعاد آن بهتر شناخته خواهد شد.
رهبر انقلاب اسلامی، گرایش شعرای ورزیده و قدیمی به سبک جدید شعر امروز را یادآور شدند و افزودند: این سبک جدید روز به روز تکامل و رشد پیدا می کند و خوشحالیم که شعرای برجسته و خوبی در این حرکت شعری در حال هنرنمایی هستند.
حضرت آیت الله خامنه ای در این دیدار چند موضوع را یادآوری و بر آن تأکید کردند.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به ضرورت اهتمام ویژه به شعر در بین هنرهای موجود و معاصر خاطرنشان کردند: کشور ما با داشتن سوابق تاریخی کهن و برخورداری از میراث متراکم و باارزش شعری، از جمله کشورهای درجه اول در این زمینه محسوب می شود.
حضرت آیت الله خامنه ای رشد و ارتقای شعر در کشور را زمینه ساز بروز و تأمین دیگر هنرها دانستند و افزودند: ایران از استعداد ریشه ای و توانایی پیشرفت در عرصه هنر برجسته شعر برخوردار است و هرچه در این زمینه فکر، طراحی، مدیریت، مطالعه و پژوهش شود با توجه به این استعداد فراوان، زیاد نیست.
ایشان با اشاره به ضرورت ایجاد انجمن های ادبی خاطرنشان کردند: انجمن ادبی یعنی گردهم آمدن تعدادی از علاقمندان، که با انگیزه شعر دور هم جمع می شوند و این، مستلزم حمایت دولت یا سازمانی نیست همچنانکه در دورانی، بهترین شعرای ایران در انجمن های ادبی مشهد که در خانه های اساتید شعر تشکیل می شد، رشد پیدا کردند و وارد جامعه شدند.
رهبر انقلاب اسلامی با تشبیه انجمن ادبی به گلخانه ای که زمینه پرورش گل را فراهم می کند خاطرنشان کردند: در انجمن ادبی شاعران جوان در کنار اساتید پیشکسوت، نقطه ضعفهای خود را برطرف می کنند و در این صورت هر روز شعر آنان پخته تر و کمال یافته تر می شود.
حضرت آیت الله خامنه ای بر ضرورت حمایت از شعر و انجمن های ادبی از سوی وزارت ارشاد، حوزه هنری و شاعران پیشکسوت تأکید کردند.
استفاده از طبع شعر در راهی که خداوند متعال رضایت دارد دومین موضوعی بود که حضرت آیت الله خامنه ای در این دیدار بیان کردند.
ایشان افزودند: طبع شعر و شاعری عطیه بزرگ الهی و نعمت برجسته خداوند است و قابل مقایسه با نعمتهای ظاهری نیست لذا شایسته است شاعر این قریحه و استعداد را در جایی که خداوند متعال توقع دارد به کار بگیرد.
رهبر انقلاب اسلامی در تشریح این موضوع با اشاره به روح لطیف شاعران خاطرنشان کردند: استفاده از شعر در راه احساسات و عواطف انسانی اجتناب ناپذیر است اما علاوه بر مضامین دینی باید سهمی هم برای جامعه و مهمترین مسائل انقلاب و کشور قرار داد.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره ای گذرا و سریع بر تاریخ 1400 ساله بعد از ورود اسلام و آمد و رفت حکومتها و احوال اجتماعی و سیاسی ایران خاطرنشان کردند: کشور ما در تمام این مدت، حادثه ای به عظمت حادثه انقلاب اسلامی به خود ندیده و هیچگاه ملت ایران نتوانسته مثل امروز همه حصارهای گوناگون و مصنوعیِ کشیده شده به دور یک ملت را بشکند و قد بکشد و سربلند راه رشد و تعالی را در پیش بگیرد.
رهبر انقلاب اسلامی در همین زمینه افزودند: هوشیاری، شجاعت و دلاوری مردم ایران در ورود به میدانهای سیاسی و نظامی و رشد اجتماعی ملت پس از انقلاب اسلامی در هیچ کجای تاریخ ایران نظیر ندارد.
رهبر انقلاب اسلامی تصویر این زمانه را وظیفه هنر و شعر دانستند و خاطرنشان کردند: انقلاب اسلامی زمینه خوبی برای رشد فرهنگ، اندیشه و هنر است و هنر هم می تواند با تصویرگری، مستحکم، متین و مفید، بر غنای زمانه بیفزاید و ارزش و محتوای آن را افزایش دهد.
رعایت عفاف در بیان عواطف موضوع دیگری بود که در این دیدار به آن اشاره شد.
حضرت آیت الله خامنه ای به شعرا توصیه کردند: در بیان مسائل دل و عواطف حدود را نگه دارند و حالت عفاف و حجاب را در شعر حفظ کنند.
رهبر انقلاب اسلامی همچنین با اشاره به شعرهایی که در آن نشانه اضطراب و حیرت دیده می شود خاطرنشان کردند: وجود این دغدغه در شعر برخی جوانان مقدس است اما باید با تقویت مبانی فکری و معرفتی این حیرت و اضطراب را از بین برد.
رهبر انقلاب اسلامی به ضرورت بیان واضح تر مطالب در شعر شعرا خصوصاً پیشکسوتان این عرصه اشاره کردند و افزودند: نباید شعر، بگونه ای باشد که حتی انسانهای مأنوس با شعر نتوانند آن را بفهمند و مخاطب در حیرت فرو برود چرا که این نقص شعر محسوب می شود.
حضرت آیت الله خامنه ای این جلسه را لذت بخش توصیف کردند و از همه شعرا و برگزار کنندگان جلسه تشکر و قدردانی کردند.
مطلع این دیدار 4 ساعته، گفتگوی دوستانه شاعران با حضرت آیت الله خامنه ای بود.
پس از این گفتگوی صمیمانه، حاضران نماز جماعت مغرب و عشاء را به امامت رهبر انقلاب اسلامی اقامه و روزه خود را همراه با ایشان افطار کردند.
منبع: سایت رهبر انقلاب
رهبر انقلاب در دیدار فرماندهان و اعضاء سپاه
فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیش از ظهرامروز با حضرت آیت الله خامنه ای مقام معظم رهبری و فرمانده کل قوا در حسینیه امام خمینی (ره) دیدار کردند.
به گزارش "تابناک" حضرت آیتالله خامنهای صبح امروز در آستانه سوم شعبان، میلاد مبارک سیدالشهدا (ع) و روز پاسدار در دیدار هزاران نفر از فرماندهان و اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، شاکله معنوی سپاه را عامل اصلی «انعطاف پذیری و عملکرد تحسین برانگیز» این نهاد مردمی و انقلابی در عرصه های مختلف و شرایط متفاوت سه دهه گذشته خواندند و با تبیین واقعیات مهم داخلی و بین المللی تأکید کردند: همه مسئولان کشور باید با عمل به وظایف سنگین خود در عرصه های مختلف عمل کنند و همچون 31 سال گذشته، برای روبرو شدن با هر شرایطی آماده باشند که البته و بدون کوچکترین تردید، ملت بزرگ ایران و جمهوری اسلامی، همچون گذشته پیروز این میدان رویارویی مستمر خواهند بود.
رهبر انقلاب اسلامی در این دیدار، ماه شعبان را ماه ذکر و توسل و خودسازی خواندند و با تبریک حلول این ماه عظیم و میلاد مبارک حضرت اباعبدالله الحسین، امام سجاد و حضرت ابوالفضل العباس (علیهم السلام)، سپاهیان پاسدار را «رهروان صادق و عاشق راه خدا و ائمه هدی» برشمردند.

ایشان، سرداران سپاه و دیگر پاسداران را رهروان شهدای گرانقدری چون باکری ـ همت، بروجردی و دیگر شهیدان سرافراز سپاه دانستند و در تبیین شاکله معنوی و باطنی سپاه افزودند: دلهای مشتاق به مجاهدت فی سبیل الله در هر عرصه و میدان ـ زبانهای صادق و نگاههای حق بین و حق شناس، سه عنصر اصلی شاکله و هویت حقیقی سپاه پاسداران را تشکیل می دهند.
فرمانده کل قوا با استناد به مناجات شریف ماه شعبان، افزودند: در شاکله معنوی سپاه، آتش اشتیاق دلهای پاسداران را به خدا نزدیک می کند و صداقت و وفاداری آنان در نیت و گفتار و عمل، همچون کلمه طیبه رفعت می گیرد و به سوی پروردگار تعالی می یابد.
حضرت آیتالله خامنهای نگاه حق بین و حق شناس را عنصر سوم شاکله و هویت حقیقی سپاه خواندند و افزودند: این نگاه حق بین، در هر شرایطی حتی اوضاع غبارآلود و پرابهام، واقعیات صحنه را تشخیص می دهد و وظیفه و راه عمل به وظیفه را درک می کند.
فرمانده کل قوا، با اشاره به چگونگی شکل گیری سپاه پاسداران، سپاه را نهادی جوشیده از «دل مساجد و مدارس و دانشگاهها» و برآمده از خانه ها و دلهای مؤمن مردم برشمردند و افزودند: کسی سپاه را خلق نکرد بلکه این نهاد به اقتضای نیاز زمان شکل گرفت و هر جا و هر عرصه ای که لازم بود به پاسخگویی به نیازهای انقلاب و کشور پرداخت.
رهبر معظم انقلاب اسلامی، حفظ هویت و شاکله اصلی و عمل براساس نیاز زمان را ویژگی بارز سپاه خواندند و خاطرنشان کردند: سپاه در سالهای اولیه انقلاب، در مقابله با ضدانقلاب در خیابانهای تهران ـ در مسائل استانهای مرزی ـ 8 سال دفاع مقدس و دیگر عرصه های متفاوت و مختلف، هویت خود را حفظ کرد اما با انعطاف لازم، شکل خود را براساس نیاز زمان، تنظیم کرد تا بتواند به وظایفش عمل کند.
ایشان با اشاره به درخواست مسئولان دولت وقت پس از جنگ برای ورود سپاه به عرصه سازندگی افزودند: در این عرصه نیز سپاه هر جا حضور یافت بهترین اقدامات سازندگی را انجام داد و این واقعیات نشان می دهد که این نهاد مردمی، در پرتو وفاداری به شاکله معنوی خود، از سازمانی منعطف برخوردار است که براساس نیازهای زمان، روز به روز متحول و متکامل نیز شده است.
رهبر انقلاب اسلامی، ایجاد نهادهای مختلف از جمله سپاه و جهاد سازندگی را هنر بزرگ انقلاب برشمردند و افزودند: این نهادها، ساختاری انطباق پذیر همراه با بعد ارزشی قوی دارند و ضمن نظم و قانون پذیری، از مشکلات سازمانهای متعارف از جمله «شکنندگی و خشکیِ سازمانی» به دور هستند.
فرمانده کل قوا با تأکید بر لزوم حفظ هویت نهادی سپاه، این نهاد را شجرۀ طیبه ای خواندند که به فرموده قرآن کریم در هر دوره، ثمره خاصی بروز می دهد که این عملکرد و ویژگی تحسین برانگیز باید ادامه یابد.
رهبر انقلاب اسلامی، شناخت واقعیات امروز، و بررسی و پیش بینی شرایط فردا را لازمه برنامه ریزی صحیح برای حرکت به سمت تحقق اهداف دانستند و با اشاره به مسئولیت فرماندهان ـ نیروهای مختلف و آحاد سپاهیان در این زمینه افزودند: حفظ کامل شاکله معنوی سپاه تشخیص واقعیات امروز و پیش بینی تحولات آینده را امکان پذیر می کند و این شناخت و آگاهی، زمینه برنامه ریزی و اقدامات صحیح را فراهم می آورد.
ایشان در ادامه همین بحث به تبیین واقعیات امروز کشور و صحنه جهانی پرداختند و نخستین واقعیت انکارناپذیری که رهبر انقلاب اسلامی در ترسیم شرایط موجود به آن اشاره کردند ثبات انقلاب بود.
حضرت آیتالله خامنهای برای درک بهتر این واقعیات، ضمن مقایسه ای میان انقلاب اسلامی و انقلاب فرانسه، به مراحل متعدد و کاملاً متفاوت و متضاد انقلاب فرانسه در دهه های اول شکل گیری و پیروزی اشاره کردند و افزودند: انقلاب اسلامی برخلاف دیگر حرکتهای سیاسی – اجتماعی قرنهای معاصر، پس از گذشت 31 سال پرفراز و نشیب، همچنان در مسیری که اسلام ترسیم کرده و امام راحل عظیم الشأن آن را به تعبیری ریل گذاری نمودند حرکت می کند و این واقعیت بسیار مهم، نشانه دست حمایت پروردگار از این انقلاب است.
حضرت آیتالله خامنهای، با اشاره به سخنان مقامات امریکایی درباره تلاش برای تغییر رفتار ایران خاطرنشان کردند: منظور و مفهوم حقیقی این سخنان، تلاش برای تغییر مسیر حرکت انقلاب اسلامی است.
رهبر انقلاب اسلامی، دلهای مؤمن ملت ایران را مظهر قدرت الهی خواندند و تأکید کردند: آنچه حرکت انقلاب را در همان مسیر اصلی، امکان پذیر کرده، عشق ملت ایران به اسلام است که خاکریزی بزرگ و نفوذناپذیر برای انقلاب اسلامی و کشور بوجود آورده است که اگر مسیر عوض شود و اسلام از دست برود این خاکریز دیگر وجود نخواهد داشت و پای زورگویان و متجاوزان به کشور باز خواهد شد.
رهبر انقلاب اسلامی پیشرفتهای کشور را، واقعیت دوم عرصه داخلی برشمردند و افزودند: براساس آمار جهانی، شتاب پیشرفت و رشد علمی کشور چند برابر متوسط جهانی است البته همچنان فاصله با قافله علم فراوان است اما این شتاب پرافتخار را نباید از یاد برد.
رهبر انقلاب اسلامی، پختگی سیاسی و مجرب شدن مردم را از دیگر واقعیات ایران دانستند و افزودند: مردم، جوانان و حتی نوجوانان بر اثر حوادث پی در پی، تجربه سیاسی خوبی به دست آورده اند و خوشبختانه مسائل را تا حد زیادی خوب می فهمند به گونه ای که حتی اگر مسئله شبهه ناکی بتواند نظر آنان را جلب کند، بعد از درک واقعیت، به سرعت، جهت گیری خود را تغییر می دهند که در قضایای فتنه سال 88، این واقعیت کاملاً مشهود بود.
رهبر انقلاب اسلامی، حضور مؤثر و آشکار دین در حوزه زندگی جوانان را واقعیت بسیار مهم دیگری برشمردند که در داخل کشور قابل درک است.
ایشان، حضور پرشور جوانان در مراسم اعتکاف، نمازهای جماعت دانشگاهها و دیگر اماکن، و شرکت پررونق جوانان در مجامع مذهبی را از نشانه های واقعیت یاد شده خواندند.
گسترش تفکر انقلاب اسلامی در جهان واقعیت دیگری بود که رهبر انقلاب به آن اشاره کردند.
ایشان معنای حقیقی صدور انقلاب را صدور عطر افکار و آرمانهای انقلاب اسلامی خواندند و با اشاره به استقبال مشتاقانه مردم کشورهای مختلف از مسئولان جمهوری اسلامی افزودند: عطر اسلام و انقلاب اسلامی با وجود همه تلاشهای دشمنان، قلبهای ملتها را پرنشاط کرده است و این، واقعیتی انکارناپذیر است.
رهبر انقلاب اسلامی، ادامه فعالیتهای جبهه معارض انقلاب اسلامی را از دیگر واقعیات پیرامونی انقلاب اسلامی خواندند و با اشاره به تلاشهای بی وقفه اما ناکام رژیم صهیونیستی و امریکا برای مقابله با حرکت عظیم ملت مسلمان ایران افزودند: انقلاب اسلامی، ایران پرعظمت را با موقعیت راهبردی و منافع فراوانش از چنگ امریکایی ها درآورده است و بساط حقارت در مقابل زورگویان جهانی را در این کشور برانداخته است به همین علت آنها در تمامی سالهای گذشته به دشمنی و توطئه در مقابل ملت ایران ادامه داده اند.
حضرت آیتالله خامنهای امریکا را به زورگویی تشبیه کردند که در سطح جهان، به دنبال باج گیری است اما روز به روز اوضاع نابسامان تری پیدا می کند.
ایشان خاطرنشان کردند: عده ای برای حفظ کاسبی خود به این زورگوی جهانی، باج می دهند، عده دیگری که قدرت نسبی دارند اما تمایلی به مقابله با امریکا ندارند عملاً به نوچه سیاسی ـ نظامی او تبدیل می شوند اما برخی در مقابل این زورگویی می ایستد که جمهوری اسلامی به یمن پایداری مردم و مسئولانش، در صف مقدم این ایستادگی قرار دارد.

رهبر انقلاب اسلامی در تشریح روند روزافزون نفرت ملتها از امریکا، به ادعاهای این کشور پس از فروپاشی شوروی و بلوک شرق اشاره کردند و افزودند: دولت امریکا در آن زمان ادعای نظم نوین جهانی را به رهبری کاخ سفید مطرح می کرد اما امروز مسئولان این کشور با تظاهرات و مخالفت روزافزون مردم جهان روبرو هستند و هر کاری می کنند از میزان منفوریت آنها کاسته نمی شود.
رهبر انقلاب اسلامی ناکامی امریکا در عراق، افغانستان، لبنان و فلسطین را یادآور شدند و افزودند: امریکا با همه ادعایش همراه با رژیم صهیونیستی، در سرنگونی حکومت حماس در نوار باریک غزه ناتوان مانده است و این نشانه واقعیتی انکارناپذیر یعنی ضعف روزافزون این کشور است.
حضرت آیتالله خامنهای با اشاره به صدور قطعنامه تحریم علیه ایران، و به موازات آن حرفهای بظاهر رنگین و تهدیدهای گاه به گاه نظامی تأکید کردند: آنها به گونه ای سخن می گویند که ما فکر کنیم در پشت این تهدیدها چیز فوق العاده خطرناکی نهفته است البته چه تهدیدها پوشالی باشد چه واقعی، بدون شک ما برای حفاظت از انقلاب اسلامی، ملت عزیز ایران و کشور پرافتخار ایران باید برای هرگونه شرایطی آماده باشیم.
در همین زمینه حضرت آیتالله خامنهای طرحها و برنامه های امریکا را عمدتاً سیاسی خواندند و خاطرنشان کردند: در فتنه سال گذشته نیز امریکایی ها به سرعت وسط میدان آمدند و به صراحت و ذوق زده، از مسئولان فتنه و کسانی که گردنشان واقعاً زیر بار مسئولیت فتنه است، حمایت کردند اما پروردگار متعال و هوشیاری و ایستادگی ملت آنها را شکست داد.
حضرت آیتالله خامنهای، توجه مستمر به واقعیات درونی و بیرونی کشور و تأمل در بازخوردهای عملکرد دشمن در داخل را، وظیفه همه مسئولان فرهنگی ـ سیاسی ـ اقتصادی و اجتماعی برشمردند و تأکید کردند: مسلماً و بدون تردید، ملت ایران، انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی، همچون گذشته پیروز این میدان رویارویی هستند چرا که خداوند به صراحت، به متقین وعده پیروزی نهایی داده است و وعده خدا، بدون کوچکترین تردیدی، محقق خواهد شد.
رهبر انقلاب اسلامی، ایمان، تقوا و عمل صالح را زمینه ساز پیروزی حتمی در رویارویی با دشمنان اسلام و انقلاب اسلامی دانستند و خاطرنشان کردند: همین عوامل و عناصر، تاکنون انقلاب را در مقابل هر توطئه و اقدامی، پیروز و با ثبات نگه داشته است و از این پس نیز چنین خواهد بود.
فرمانده معظم کل قوا در پایان سخنانشان، تبلیغات شدید دشمنان و دنباله های داخلی آنان را بر ضد سپاه پاسداران، نشانه مؤثر بودن سپاه در تداوم حرکت عزتمند و مقتدرانه ملت ایران دانستند و پاسداران پرافتخار را به مراقبت روزافزون درونی، و احساس مسئولیت مداوم در قبال وظایف عظیم این مجموعه توصیه کردند.
ایشان سپاه پاسداران را خانواده ای بزرگ، زنده و پرنشاط خواندند و با ضروری خواندن تعامل بخشهای گوناگون این نهاد عظیم افزودند: حتی بازنشستگان سپاه پاسداران نیز، اعضای وابسته سپاه محسوب می شوند و باید همچون دیگر اجزای این نهاد، سپاه را از خودشان بدانند و سپاه هم آنها را از خود بداند.
در ابتدای این دیدار حجت الاسلام والمسلمین سعیدی نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران با اشاره به حرکت مجموعه سپاه در چارچوب مقررات و موازین شرعی گفت: سه هدف عمده یعنی معیارهای پاسدار مطلوب، ساختار سازمانی و نظامات مطلوب و فرهنگ سازمانی مطلوب در سپاه در حال تدوین و ابلاغ است.
سردار سرلشکر جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هم گزارشی از نوزدهمین مجمع سراسری فرماندهان و مسئولان سپاه پاسداران بیان کرد و گفت: آمادگی همه جانبه سپاه، نقش سپاه در دهه چهارم انقلاب یعنی پیشرفت و عدالت، تحول و تعالی مجموعه سپاه و راههای مقابله با جنگ نرم از جمله محورهای اصلی این نشست سراسری بود که در آن راهکارهای عملی برای رسیدن به نقطه مطلوب و مورد نظر بررسی شد.
منبع: khamenei.ir
دیدار رهبری مسئولان نظام و جمعی از مردم در سالروز بعثت پیامبر اعظم اسلام

همزمان با سالروز بعثت پیامبر اعظم اسلام حضرت محمد (ص)، رهبر انقلاب اسلامی امروز در دیدار مسئولان نظام، سفرای کشورهای اسلامی در تهران، و جمعی از قشرهای مختلف مردم، بعثت را مقطعی بسیار حساس و آغاز راهی برای حرکت در جهت سعادت انسانها و تأمین خواست های فطری و تاریخی بشر دانستند و تأکید کردند: بعثت پیامبر اسلام (ص) و آیین اسلام پیام آور عدالت، صلح، امنیت و آرامش، و سلامت برای انسانها است و سرانجام این راه توحیدی، براساس وعده صادق الهی، فلاح و رستگاری و پیروزی برای پویندگان آن است.
حضرت آیت الله خامنه ای با تبریک عید مبعث نبی مکرم اسلام (ص)، بعثت را به دلیل گشوده شدن راههای عدالت، صلح، امنیت و آرامش و سلامت، بعثتِ رحمت الهی خواندند و افزودند: این راههای آرامش و امنیت از محیط درونی قلبی انسان تا محیط جامعه و محیط بین المللی امتداد یافته است و آن کسانی که در اسلام به عنوان معارضان این راههای رستگاری معرفی می شوند، همان افراد و جریانهایی هستند که با سعادت واقعی بشریت مخالفند.
ایشان با اشاره به آیات قرآن کریم و سیره نبوی که مسلمانان را به ایستادگی در مقابل معارضان سعادت بشریت فرا می خواند، خاطرنشان کردند: اسلام همه انسانها را با استدلال روشن، به زندگی سعادت آمیز در زیر سایه صلح و عدالت و امنیت دعوت می کند، اما در مقابل کسانی که معارض این راه هستند، دستور به ایستادگی قاطعانه و غیرمنفعلانه می دهد.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: در طول تاریخ، معارضینِ راه نورانی سعادت بشریت، جنگ را نه برای استقرار عدالت و صلح بلکه برای توسعه قدرت، گسترش بی عدالتی و سلب امنیت انسانها به راه انداخته اند و امروز نیز قدرتهای مسلط و مستکبر دنیا، با استفاده از فناوریهای جدید و تسلیحات پیشرفته از جمله سلاح هسته ای، همان مسیر جاهلیت را با ظاهری مدرن ادامه می دهند.
حضرت آیت الله خامنه ای تسلیحات نظامی قدرتهای استکباری و هزینه سرسام آور آنها را یکی از مسائل غم انگیز دنیای امروز خواندند و خاطرنشان کردند: تا زمانی که ابرقدرتها سلسله جنبان مسائل جهانی باشند، جنگ، ناامنی و بی عدالتی در جهان ادامه خواهد داشت.
ایشان با تأکید بر اینکه در طول 45 سال از پایان جنگ جهانی دوم تا سال 1990 میلادی، فقط سه هفته در دنیا جنگ وجود نداشته است، افزودند: این جنگ ها را همان کسانی به پا می کنند که رتبه اول تولید تسلیحات را دارند و به دنبال کسب منافع حاصل از فروش جنگ افزارهای نظامی خود هستند و ادعای امریکا مبنی بر جنگ برای استقرار امنیت و عدالت، دروغ محض است.
رهبر انقلاب اسلامی، با اشاره به آمارهای رسمی درخصوص هزینه نظامی 600 میلیارد دلاری امریکا در سال گذشته میلادی، تأکید کردند: این جنگ افزارهای نظامی، صرف سرکوب ملت مسلمان افغانستان، در قبضه نگه داشتن ملت عراق و همچنین کمک به رژیم خبیث صهیونیستی برای ملتهب نگه داشتن خاورمیانه، می شوند.
حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: امروز متأسفانه چنین نظام طاغوتی جاهلانه ای، در دنیا و بر زندگی انسانها حاکم است اما چون این روش برخلاف سنت الهی در آفرینش و برخلاف حق است، از بین رفتنی است و نشانه های زوال آن نیز آشکار شده است.
ایشان با اشاره به تغییر شرایط دنیا و بیداری اسلامی روزافزون در دنیای اسلام، افزودند: یکی از دلایل آغاز زوال قدرتهای استکباری، بیداری اسلامی مسلمانان است که موجب شده این قدرتها، توانایی گذشته را نداشته باشند و شرایط کنونی امریکا در مقایسه با گذشته، مؤید این مطلب است.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر ضرورت اتحاد بیش از پیش مسلمانان خاطرنشان کردند: معارضین راه توحید و راه سعادت بشریت، در هر نقطه ای که بیداری اسلامی بیشتر باشد، احساس خطر بیشتری می کنند، و به همین دلیل است که امروز، دشمنی ها با جمهوری اسلامی ایران افزایش یافته است.
حضرت آیت الله خامنه ای، جمهوری اسلامی ایران را پرچمدار بیداری، اتحاد و عزت ملتهای مسلمان دانستند و تأکید کردند: 31 سال است که قدرتهای استکباری علیه نظام اسلامی تلاش می کنند و 31 سال است که با وجود همه این دشمنی ها، جمهوری اسلامی ایران به فضل الهی، قویتر و ریشه دارتر از گذشته شده است.
ایشان با تأکید بر اینکه این روند همچنان ادامه خواهد داشت و وعده صادق خداوند، زوال و نابودی باطل است، افزودند: هرچه بر میزان دشمنی ها افزوده شود، عقبه های مردمی در دنیای اسلام بیشتر خود را بازخواهند یافت و ملتها و دولتهای اسلامی نیز باید بیش از پیش اعتماد به نفس داشته باشند و از قدرتهای مستکبر نهراسند زیرا نیروی آنها جعلی و غیرواقعی و رو به زوال است.
در ابتدای این دیدار آقای دکتر احمدی نژاد رئیس جمهور با تبریک مبعث پیامبر اسلام (ص)، هدف و حقیقت بعثت را دعوت به دین حنیف منطبق بر فطرت انسانها و نجات انسانیت برشمرد و گفت: پیام بعثت پیامبر اسلام (ص)، عبودیت خدا، کلمه توحید، برپایی عدالت، ایستادگی در برابر طاغوتها و شیاطین است که نتیجه آن فلاح و رستگاری انسانها است.
رئیس جمهور با اشاره به هراس روزافزون قدرتهای شیطانی از بیداری فطرتهای انسانی تأکید کرد: همانگونه که خداوند وعده کرده، صالحان وارث زمین خواهند شد و ثمره بعثت پیامبر اسلام (ص) با رهبری فرزند برومندش حضرت حجت (عج)، به بار خواهد نشست.
منبع : www.leader.ir
جلال آل احمد از نگاه امام خمینی،آیت الله خامنه ای، مرحوم طالقانی،دکتر علی شریعتی
نظر نگاه امام خمینی(ره)
... آقای جلال آل احمد را جز یک ربع ساعت بیشتر ندیده ام. در اوایل نهضت یک روز دیدم که آقایی در اطاق نشسته اند. و کتاب ایشان، غربزدگی در جلوی من بود. ایشان به من گفتند "چطور این چرت و پرت ها پیش شما آمده است" یک همچو تعبیری. و فهمیدم که ایشان هستند. مع الوصف دیگر او را ندیدم. خداوند ایشان را رحمت کند.1
نظر آیت الله خامنه ای
با تشکر از انتشارات رواق، اولا به خاطر احیاء نام جلال آل احمد و از غربت درآوردن کسی که روزی جریان روشنفکری اصیل و مردمی را از غربت درآود، و ثانیا به خاطر نظرخواهی از من که بهترین سالهای جوانیم با محبت و ارادت به آن جلال آل قلم گذشته است ...2
نظر مرحوم طالقانی
...جلال به برداشت های عمیق و تعابیر جالبی درباره ی مسایل اسلامی رسیده بود. به خصوص این اواخر، هرچی می گذشت، درباره اسلام وتشیع به بصیرت و بینش بهتری می رسید. جلال در بعضی جلسات تفسیر قرآنی که داشتم شرکت می کرد. و گاهی اظهاراتی هم داشت. یکبار با من به شوخی گفت : "آقا شما هم ما را کافر می دانید؟"3
نظر دکتر علی شریعتی
... باید با او سعی می کردم. آخر با هم عهد کرده بودیم که یکبار دیگر حج کنیم. و این بار با او. ملک الموت همانسال او را از ما گرفت. و من تنها رفتم اما همه جا، او را در کنار خود می یافتم، همه مناسک را، گام به گام با هم می رفتیم. اما نمی دانم چرا در "سعی" بیشتر "بود".4
پانویس ها
1. صحیفه نور، پیام ها و سخنرانی های امام خمینی، جلد اول، ص 83.
2. نقل از پاسخ ایشان به سوال رواق که سال 59 فرستاده بودند.
3. روزنامه کیهان، 20 شهریور 1359.
4. میعاد با جلال به کوشش مهرزاد جهانی،چاپ رواق،سال 62،ص 64.
.jpg )
نظرات ()




