مصدق: شما نمیدانید آنان چه حیلهگرانی هستند!
روزنامه «نیویورک تایمز» گزارش داده است: ایرانیان به انگلیس به چشم شیطان بزرگ مینگرند، با اسرائیل از نظر سیاسی مشکل دارند، اما در سالهای اخیر، تمایلشان به آمریکا بیشتر شده است.
بر پایه این گزارش، «استیفن کینزر»، خبرنگار این روزنامه که مدتی در ایران بوده، بر این باور است که مردم ایران، خشم و نفرت خود را از انگلیس آشکارا اعلام میکنند، حال آن که علاقهشان به آمریکا را نیز پنهان نمیکنند.
نیویورک تایمز ادامه میدهد: از دید ایرانیان، انگلیس کشوری استعماری است که در قرن نوزدهم به استعمار ایرانیان و دارایی آنان پرداخته است. در سال 1913 انگلیس به دنبال ترتیباتی بوده که همه نفت ایران را جز داراییهای خود کند و درست شش سال بعد، در سال 1919 توافقنامهای با ایران امضا کرد که بر پایه آن، ارتش و اقتصاد ایران را هم کنترل کند. از آن زمان، احساسات ضد انگلیسی در ایران شدت و قوت گرفته است.
پس از آن، انگلیس در جنگ جهانی دوم، ایران را اشغال نظامی کرد و رضاخان را که خود به قدرت رسانده بود، معزول و پسرش را به جای وی نشاندند و همین اشغال، باعث شد رمان معروف ایرانیان یعنی «سوشون» درباره رفتار ایرانیان در دوره اشغال نوشته شود.
پس از آن در سال 1951، در جریان ملی شدن صنعت نفت ایران و هنگامی که ایران به سمت دمکراسی حرکت میکرد، نخست دولت ملی مصدق را با تحریمهای اقتصادی تضعیف و سپس با همکاری آمریکاییها و به بهانه نفوذ کمونیسم در صورت بقای مصدق، دولت وی را سرنگون کرد.
زمانی نماینده آمریکا نزد مصدق رفت تا درباره مصالح با انگلیس سخن بگوید. مصدق به وی گفت: شما نمیدانید آنان چه حیلهگرانی هستند! شما نمیدانید که آنان چه شیطانیهایی هستند! آنان به هر چیز پاک دست بزنند، آن را لکهدار و کثیف میکنند! جالب اینکه مصدق داستانی درباره نوه خودش به نماینده آمریکا میگوید و او میپرسد، وی کجا درس میخواند و مصدق میگوید: البته انگلیس!
نزدیک نیم قرن پیش، وزیر خارجه آمریکا گفته بود که مصدق میخواست با هر هزینهای انگلیس را از ایران بیرون کند؛ احساسی که هنوز هم ایرانیان آن را دارند.
گفتنی است، مطبوعات آمریکا پس از تنش ایران و انگلیس، مطالبی را درباره تجدید رابطه ایران و آمریکا منتشر میکنند؛ گویی آنان انگلیس را مانع روابط ایران و آمریکا میدانند و میکوشند تا دیپلماتهای انگلیس به ایران برنگشتهاند، دولتمردان آمریکایی را تشویق کنند، گامهایی در این زمینه بردارند.
منبع : خبرگزاری تابناک
عملیات طوفان صحرا ( DESERT STORM )
دلیل اشغال کویت توسط عراق به زمان قبل یعنی جنگ ایران و عراق باز میگردد. عربستان سعودی و کویت منابع مالی عراق در جنگ با ایران را تامین کردند. پس از اتمام جنگ، عراق با انبوهی از بدهی باقی ماند که از پس دادن آن خودداری میورزید. صدام کویت را متهم به پائین آوردن قیمت نفت و برداشت بیوریهی نفت از منطقهی بیطرف کرد. لشگر عراق در نزدیکی مرز کویت مجهز و آمادهی نبرد شد و وضع هر لحظه وخیمتر میشد. صدام در تاریخ 2 آگوست 1990 دستور تهاجم به کویت و عبور از مرز را صادر کرد.
(در آن زمان) عراق چهارمین ارتش بزرگ دنیا را داشت و به راحتی میتوانست هرگونه مقاومتی را در کویت درهم بشکند. صدام (ظرف 5 ساعت) کویت را اشغال کرد و آن را یکی از استانهای عراق نامید.
سازمان ملل متحد این تهاجم و اشغال را محکوم کرد. صدام اشتباه دیگری نیز مرتکب شد: وی سپاه عراق را به نزدیکی مرز عربستان گسیل داشت. شاه فهد (پادشاه وقت عربستان) از ترس صدام، نیروهای نظامی آمریکایی را به کشورش دعوت کرد. صدام که از حمایت های بیدریغ آمریکا در زمان جنگ با ایران بهرهمند شده بود این بار نیز خیال میکرد آمریکا خود را گرفتار اشغال کویت نخواهد کرد.
نقشه ی جنگ: http://www.rand.org/multi/gulfwar/images/summarylarge.jpg
(48 ساعت قبل از حمله به کویت، صدام این موضوع را به اطلاع سفیر آمریکا در بغداد رسانده بود و خانم سفیر اظهار داشته بود که آمریکا در مناقشات منطقهای دخالت نخواهد کرد!)
صدام به طرز اغراق آمیز از کیسههای جسدی سخن میگفت که به منزلشان باز میگردند و مدام از ایجاد ویتنامی دیگر برای نیروهای آمریکایی سخن میگفت.
در این میان آمریکا مشغول ایجاد ائتلاف جهانی برای بیرون راندن نیروهای عراقی از کویت بود. آمریکا از اینکه حتا سوریه و افغانستان هم به این ائتلاف پیوسته بودند شگفت زده شده بود.
روز 15 ژانویه ی 1991 قطعنامه ی شماره ی 678 ، آخرین فرصت برای عراق، جهت عقب نشینی، از طرف سازمان ملل ارائه شد. تنها چند ساعت بعد نیروهای ائتلاف، جنگ را آغاز و کویت را آزاد کردند.
منبع: http://www.geocities.com/Pentagon
این فقط یکی از نشانه های آن است که آمریکا حتی به دوستان خود نیز رحم نمی کند. روزی صدام و بن لادن و هزارتا از قاتلان و جانی ها را حمایت مادی و نهایت پشتیبانی می کند و روزی دیگر به بهانه ی مبارزه با تروریسم و همین حانی ها که خود حامیشان بود، دنیا را به آتش و خون می کشد. به این می گویند "دموکراسی آمریکایی"
مصدق: مردم چه کارهاند؟!
دکتر محمد مصدق یکی از شخصیت هایی است که به ادعای روشنفکران وطنی شخصیتی مبارز و مردمی است و در این زمینه صدها کتاب و مقاله تألیف نموده اند. اما با این حال اسناد متعددی در رد این ادعا وجود دارد. به عنوان نمونه، حسین مکی که از رهبران اصلی نهضت ملی بوده و سال ها از نزدیک با دکتر مصدق ارتباط داشته، به یک خاطره از زمان سفر هیئت ایرانی به آمریکا (در ارتباط با موضوع نفت) در زمان نخست وزیری مصدق در سال 31 اشاره کرده که خواندنی است:
«ساعت چهار بعد از ظهر به دعوت آقای دکتر مصدق برای مذاکره در باب مقدمات مسافرت، به منزل ایشان رفتم. ضمن شور در باره افرادی که باید در این سفر همراه باشند، آقای دکتر مصدق گفت: "متین دفتری به علت کسالت از سنا تقاضای مرخصی می کند و عازم آمریکاست، چطور است او را هم جزو هیئت به حساب بیاوریم؟"
با توجه به سوابق آن شخص و اسنادی که سه ماه پیش، خودم به آقای دکتر مصدق ارائه داده بودم [اشاره به اسناد خانه سدان که طی آن جاسوسی و یا خیانت بسیاری افراد از جمله همین متین دفتری مسجل شده بود] از این پیشنهاد یکّه خوردم و اظهار مخالفت کردم.
آقای دکتر مصدق بر طبق رویه همیشگی موضوع صحبت را تغییر داد و به مسائل دیگر پرداختیم. هنگامی که در خصوص بودجه مسافرت مطالعه می کردیم مجدداً گفت: "دکتر متین دفتری با خرج خودش به آمریکا می آید و اگر او را جزو هیئت ببریم خرج یک نفر صرفه جویی می شود."
گفتم: "اگر بخواهید این طور صرفه جویی کنید یقیناً افراد زیادی هستند که برای تبرئه خود و داشتن افتخار عضویت این هیئت حاضرند مخارج تمام هیئت را بپردازند."
باز هم موضوع صحبت تغییر کرد و پس از مدتی دوباره عضویت آقای متین دفتری مطرح شد. گفتم: "آخر مردم در این باره چه خواهند گفت؟"
جواب داد: "مردم چه کار به این کارها دارند؟" و اضافه کرد: "آقای دکتر، شما گرفتاری های مرا نمی دانید. متین، داماد سوگولی خانم [همسر دکتر مصدق] است و خانم دو پا را توی یک کفش کرده که او جزو هیئت باشد و اگر او را نبرم خانم این چند تا شوید باقی مانده را (اشاره به موهای سر خود) می کند." گفتم : "به هر حال مخالفم ولی جنابعالی مختارید."
به نظرم آمد که او از پیشنهاد همراهی دکتر متین دفتری منصرف شده باشد» (وقایع سی ام تیر 1331، نوشته حسین مکی، صفحات 34 و 35)
جالب تر آنکه حسین مکی در ادامه همین خاطرات نوشته است که روز عزیمت به آمریکا، در فرودگاه متوجه شده متین دفتری به درخواست مصدق از سنا، از طرف آنها برای عضویت در این هیئت انتخاب شده و هم اکنون جزو مسافرین به آمریکاست!
منبع: شبکه ایران
چگونه اسرائیل پشت صحنه ترور دانشمند اتمی ایران است؟
به گزارش «تابناک»، بنا بر مستندات و شواهد موجود:
1- وقتی آمریکا در عهد ریچارد نیکسون با فروش راکتور اتمی به مصر به منظور تولید برق موافقت کرد، یک سال پس از آن اسرائیل این قرارداد را با فشار از داخل آمریکا، ملغی نمود.
2- اسرائیل عامل قتل دانشمند اتمی مصری خانم سمیره موسی در آمریکا در سال 1952 بوده است.
3- در دهه 1960 اسرائیل با نفوذ به طرح ساخت موشک در مصر و با وارد کردن جاسوسی آلمانی به نام سکورتسی، توانست این طرح را تخریب کند، همچنان که موفق شد، همین بلا را بر سر کارخانه الرابطه لیبی درآورد.
4- مصر در دهه 60 میلادی کار نوسازی طرح موشکهای زمین به زمین را با کمک برخی کارشناسان آلمانی آغاز میکند. اسرائیل برای تخریب آن اقدام کرده و در همین راستا، کارشناس آلمانی به نام کروج که در این طرح با مصر همکاری میکرده است برای همیشه ناپدید میشود.
5- پس از آن که عراق با فرانسه در سال 1967 بر سر فروش و انتقال دو رآکتور اتمی به بغداد موافقت میکنند، اسرائیل توسط عناصر خود در فرانسه در بندر تولون اقدام به خرابکاری در این رآکتورها کرده و عملا موضوع منتفی میشود.
6- دانشمند هستهای مصر سمیر نجیب در سال 1967 در دیترویت آمریکا توسط اسرائیل به قتل میرسد.
7- اسرائیل عامل قتل دانشمند علوم ارتباطات مصر به نام سعید بدیر در سال 1980 بوده است.
8- در سال 1980 اسرائیل موفق میشود تا «یحیی المشد»، یکی از برجستهترین دانشمندان اتمی مصر را که در طرح اتمی عراق فعالیت داشت، در هتل مریدیان پاریس ترور کند.
9- در سال 1981 اسرائیل با حمله هوایی به رآکتورهای اتمی عراق، آنها را کاملا نابود میکند.
10- حمله هوایی به ساختمانهای واقعه در صحرای دیرالزور سوریه در سال 2007 که گفته میشد، مراکز تازه تأسیس اتمی سوریه است، توسط اسرائیل صورت گرفت.
11- گفته میشود، اسرائیل پشت ترور سرتیپ محمد سلیمان، یکی از بارزترین چهرههای نظامی و امنیتی سوریه در سال 2008 بوده است. برخی از منابع رسانهای اسرائیل، او را مسئول اداره پروژه اتمی سوریه در دیرالزور در شرق این کشور میدانستهاند.
بنا بر این گزارش، پیشتر از سوی بسیاری از منابع رسمی کشور اعلام شده بود که اسرائیل در کنار تلاش برای نفوذ و رخنه به طرحهای اتمی ایران در صدد شناسایی دانشمندان اتمی کشور است تا با ربودن و یا ترور آنها در چرخه علمی کشور در زمینه تکنولوژی هستهای اختلال ایجاد کند.
اسرائیل تنها رژیمی در دنیاست که مستقیم برای عقیم گذاشتن طرحهای استراتژیک کشورهای اسلامی و عربی به ترور فیزیکی عناصر این طرحهای استراتژیک روی میآورد و برای این اقدام از نیروهای بومی نیز سود میبرد.
این گزارش میافزاید: تقریبا در همه عملیاتی که اسرائیل در چهار دهه اخیر در این زمینهها انجام داده است، همیشه از نیروهای بومی در این کشورها سود برده است. این نشانه ها را به راحتی میتوان در مصر، سوریه، لبنان، عراق، اروپا و آمریکا دید.
نکته آنکه بر پایه برخی اخبار رسیده، عناصر منافقین، بازوان اجرایی ترورهای رژیم اسرائیل در داخلند.
گفتنی است، عملیات ترور شهید پروفسور مسعود علی محمدی، بیشباهت به ترور عماد مغنیه، رهبر نظامی حزبالله لبنان در سوریه نیست.
نظرات ()