نون و القلم

"و تاثیر قلم صلاح و فساد مملکت را کاری بزرگست و خداوندان قلم را که معتمد باشند عزیز باید داشت" - خیام

گفت‌وگویی با سعید حجاریان به مناسبت زادروز دکتر علی شریعتی

ماهنامه نسیم بیداری در ویژه‌نامه‌ای به مناسبت زادروز علی شریعتی با عنوان «شبچراغ»، در گفت‌وگویی با سعید حجاریان نوشت:

* قبل از بسته شدن حسینیه ارشاد و دستگیری دکتر شریعتی در کلاس‌های ایشان شرکت می‌کردم. قبل از مطرح شدن دکتر گاهی به کلاس‌های محمدتقی شریعتی هم می‌رفتم. اما ارتباط خاصی از نزدیک با دکتر نداشتم. سال ۵۴ دو اتفاق مهم افتاد که برای ما ضربه سنگینی بود یکی تغییر ایدئولوژی سازمان مجاهدین یا انتشار بیانیه تغییر مواضع ایدئولوژیک سازمان مجاهدین خلق ایران توسط تقی شهرام بود. ضربه بعدی مربوط به اواخر سال ۵۵ است که دکتر دستگیر شد و ابتدا مقالۀ «بازگشت به خویشتن» و سپس مقاله «انسان، اسلام و مارکسیسم» ایشان از طرف ساواک در روزنامه کیهان به چاپ رسید. شریعتی به خصوص در مقاله دوم به شدت به مارکسیسم تاخت و گفت که اتحاد اسلام با مارکسیسم ممتنع است.

* کتابخانه‌ای در دانشکده فنی بود که دانشجویان مذهبی و مبارز، آن را راه انداخته و اداره می‌کردند. بعد از تغییر ایدئولوژی سازمان برخی از اداره‌کنندگان آن مارکسیست شده بودند. بعد از چاپ این مقاله یک بار به کتابخانه رفتم. دیدم تمام کتاب‌های دکتر را از قفسه‌ها بیرون آورده‌اند و آن را پاره کرده‌اند و در کریدور ریخته‌اند. ابتدا تصور کردم که باز هم کار ساواک است، زیرا سابقه داشت که ساواک از این کار‌ها بکند، اما بعد متوجه شدم که کار خود بچه‌ها بوده است. در واقع کتابخانه را از کتاب‌های دکتر تصفیه کردند. می‌گفتند به دو دلیل باید این کار را کرد؛ یکی اینکه شریعتی با ساواک همکاری کرده و از آن بد‌تر اینکه به مارکسیسم تاخته است. در جو روشنفکری آن روز کمتر کسی جرأت داشت به مارکسیسم انتقاد کند. البته کسانی چون خلیل ملکی و مصطفی شعاعیان بودند، اما کمتر کسی مشابه آن‌ها پیدا می‌شد، زیرا در آن دوران، مارکسیسم بسیار هژمونیک بود. بعد از آن اتفاق دیگر کتابخانه نرفتم. می‌گفتم باید شرایط زندان را در نظر گرفت. ما از بیرون زندان نمی‌توانیم درست قضاوت کنیم. بعد از انقلاب معلوم شد که ساواک به شریعتی گفته بود که جزوه‌ای برای ساواک و سایر مقامات درباره اعتقاد خودش نسبت به مارکسیسم و تحلیل شرایط تهیه کند و دکتر نیز همین کار را کرده است. در واقع «سازمان اطلاعات» دکتر را «فریب» داده بود و با چاپ مقالاتی از دکتر در کیهان، که قرار بود برای مقامات باشد، تلاش کرد تا این طور وانمود کند که شریعتی با ساواک همکاری کرده است، در حالی که چنین چیزی نبود.

* انقلاب، معلم زیاد داشت. بسته به طبقات و گروه‌هایی که در آن شرکت داشتند معلم‌های گوناگونی بودند. امام برای خیلی‌ها معلم انقلاب بود، فخرالدین حجازی برای یک عده معلم بود و بازرگان برای عده‌ای و صدربلاغی و گلزاده غفوری هم برای یک عدۀ دیگر. اما در بین روشنفکران مذهبی، قطعا دکتر شریعتی معلم انقلاب بود. البته می‌شود گفت که این روشنفکران بین دکتر و توده مردم میانجی بودند. تقریبا از‌‌ همان زمانی که کتاب‌های دکتر را از کتابخانه دانشکده ما تصفیه کردند، کتاب‌ها به طور وسیع به مساجد و کانون‌های محلی رفت. حتی در تیراژ وسیع به مساجد شهرستان‌ها رفت. یادم هست قبل از انقلاب به کردستان رفتم و یک شب مهمان آقای «مفتی‌زاده» بودم. ایشان که یک کُرد اهل سنت بود، هم می‌گفت کتاب‌های دکتر را در کردستان پخش و بسیاری را طرفدار دکتر کرده است. هم مارکسیست‌ها به دکتر بد می‌گفتند مثل «میرفطرس» و هم راست‌ها او را تخطئه می‌کردند مثل «شیخ قاسم اسلامی». هم سازمان مجاهدین او را تصفیه کرد و هم خود دولت با او بد بود. حتی تیپ‌هایی مثل مطهری هم با او خوب نبودند. اما با وجود تمام این مخالفت‌ها، باز هم به قدری کلامش نافذ بود که کتاب‌هایش به همۀ کتابخانه‌ها راه پیدا کرد و در آخر به مساجد و محلات رفت. هنوز هم یکی از پر خواننده‌ترین کتاب‌ها، کتاب‌های اوست. این خیلی عجیب است که دکتر نقدش نسبت به خلفا به خصوص عثمان و معاویه بسیار تند است، اما با این حال نمی‌دانم چرا سنی‌ها با او بد نیستند؟

  
نویسنده : علی محمودی ; ساعت ٢:٥۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٤ آذر ۱۳٩٠

دکتر علی شریعتی به روایت رضا کیانیان

آن سال‌هایی که در مشهد زندگی می‌کردیم و کارمان را هم شروع کرده بودیم، دکتر علی شریعتی هم در دانشگاه فردوسی مشهد تاریخ و جامعه‌شناسی درس می‌داد و چون پدر دکتر، یعنی مرحوم محمدتقی شریعتی از قبیل جلسه‌های هفتگی و ماهانه کانون نشر حقایق اسلام را داشت.

وقتی دکتر از پاریس برگشت، طیفی از مذهبی‌های روشنفکر سخنرانی‌های او را گوش کردند و طرفدارش شدند. طیفی از دانشجوهای دانشگاه فردوسی هم که در کلاس‌های او شرکت می‌کردند، با شنیدن حرف‌هایش طرفدار او شدند.

آن روز‌ها من در دبیرستان درس می‌خواندم. به دکتر شریعتی و حرف‌هایش هم علاقه داشتم. حالا که به آن روزهای گذشته نگاه می‌کنم، می‌بینم به دو دلیل طرفدار دکتر شریعتی بوده‌ام؛ یکی انقلابی بودنش و یکی هم شاعر بودن و شوریده بودنش. خب، حالا اینکه دیگر آن ویژگی اوّلش را دوست ندارم. همین حالا هم بعضی از شعر‌ها و کویریاتش را خیلی دوست دارم.

من فکر می‌کنم دکتر شریعتی بیشتر از آنکه جامعه‌شناس باشد، شاعر است. به هر حال درس جامعه‌شناسی را خوانده بود،‌ اسلام و مارکسیسم را کنار هم می‌نشاند، ‌درباره هربرت مارکوزه و رژی دبره حرف می‌زد و می‌خواست آنها را با هم مخلوط کند و خیلی چیزهای دیگر هم می‌گفت. ولی هیچ‌کدام از این چیز‌ها برای من جالب و جذاب نبود.

بار‌ها دکتر شریعتی را دیده بودم و خب، مثل خیلی‌های دیگر مطمئنم که روی شخصیت من هم اثر گذاشته است. راستش را بگویم، دکتر شریعتی به شدّت آدمی کاریزماتیک بود. حرف‌هایش شاعرانه بود و لحن صدایش هم ساحرانه. وقتی در جلسه‌ها حرف می‌زد، هر کسی آنجا نشسته بود محو حرف‌هایش می‌شد.

در سال‌هایی که مشهد بودم تقریباً هیچ کدام از سخنرانی‌هایش را از دست نمی‌دادم. وقتی هم به تهران آمدم تا در دانشگاه تهران درس بخوانم، بار‌ها به حسینیه ارشاد می‌رفتم تا سخنرانی‌هایش را گوش کنم. این است که فکر می‌کنم کمتر کسی را می‌شود پیدا کرد که در مقابل لحن صدای دکتر شریعتی مقاومت کرده باشد.

در مقابل نوشته‌هایش می‌شد مقاومت کرد، ولی در مقابل لحن صدایش نه. وقتی در چشم‌های تو نگاه می‌کرد و حرف می‌زد، حسی را به وجود می‌آورد که آدم با شنیدن این صدا و آن لحنی که در صدایش بود، واقعاً سحر می‌شد.

در مشهد آن سال‌ها دو گروه تئا‌تر بود؛ یکی گروهی بود که برادر بزرگ من، داوود کیانیان سرپرستش بود و یکی هم گروهی که داریوش ارجمند سرپرستی‌اش را به عهده داشت. دکتر شریعتی به هر دو گروه سر می‌زد خود ما هم از او می‌خواستیم که حتماً به ما سر بزند.

آن وقت‌ها هر تئاتری که اجرا می‌کردیم، یکی از شب‌ها را هم به بحث و انتقاد از کار اختصاص می‌دادیم. تماشاچی‌ها می‌آمدند و درباره کار بحث می‌کردند و خیلی از وقت‌ها سعی می‌کردیم دکتر شریعتی هم در آن شب به خصوص آنجا باشد.

یادم هست یکبار، چند سال پیش، یادداشت کوتاهی درباره دکتر شریعتی نوشتم و گفتم بودن شریعتی واقعاً مهم نیست؛ چون اصلاً انقلابی نبود. اگر نظر من را می‌خواهید، من فکر می‌کنم سهراب سپهری خیلی انقلابی‌تر از دکتر شریعتی بوده است. چرا؟ به دلیل اینکه در زمانی که سهراب سپهری زندگی می‌کرد، جوّ روشنفکری جامعه ظاهر انقلابی بودند، ولی انقلابی واقعی سهراب سپهری بود که راه خودش را رفت.

دلاکروا، نقاش مشهور فرانسوی، تابلوی مشهوری درباره انقلاب فرانسه دارد به اسم «آزادی هدایت‌گر مردم» که خانمی پرچم فرانسه را در یک دست گرفته و در دست دیگرش یک اسلحه است. این خانم ظاهراً نماد آزادی است و خیلی‌ها هم فکر می‌کنند این تابلو یک نقاشی انقلابی است. بله، تم این تابلو انقلابی است، به انقلاب فرانسه هم ربط دارد، ولی واقعاً انقلابی نیست؛ چون نوع تکنیک نقاشی‌اش به شدت سنّتی و شاید هم کمی عقب‌مانده است. ولی «گل آفتابگردان» ون گوگ سوژه‌ای واقعاً معمولی دارد، اما تکنیک نقاشی‌اش به شدت انقلابی است که واقعاً همه چیز را در آن دوره به هم ریخت.

حالا اگر انقلابی بودن یعنی بنیان‌کن بودن و علیه سنّت‌ها عمل کردن، کسانی مثل سهراب سپهری و ون‌ گوگ انقلاب هستند، نه کسی مثل دکتر شریعتی.

خلاصه کنم، چیزی که آن وقت‌ها برای ما جذاب بود، رهنمودهای انقلابی نبود. چه در دوره دبیرستان و چه در دوره دانشگاه از این چیز‌ها زیاد شنیده بودیم. دکتر شریعتی هم هر وقت چیزی در این مورد می‌گفت، می‌گفتیم بله، چشم، قربان. ولی جذابیتش برای ما که عضو گروه تئا‌تر بودیم در این بود که تئا‌تر را می‌فهمید، خوب هم می‌فهمید. آن حسّ شاعرانه‌اش باعث می‌شد که تئا‌تر را خوب بفهمد. همین حالا هم اگر بعضی شعر‌هایش را بدون اسم منتشر کنیم، بعید است کسی بفهمد این‌ها احساسات دکتر شریعتی است.

این بود که وقتی درباره نمایش‌نامه حرف می‌زد، یا درباره خود تئا‌تر چیزی می‌گفت، برای ما واقعاً جالب به نظر می‌رسید. البته در آن دوره بعضی کار‌ها هم کاملاً تحت تأثیر طرز فکر دکتر شریعتی انجام می‌شد.

مثلاً آقای محمدعلی نجفی، سال‌ها قبل از اینکه سریال تلویزیونی «سربداران» را بسازد، آن را در قالب یک تئا‌تر در حسینیه ارشاد روی صحنه برد. خب، من هم طراح پوستر آن تئا‌تر بودم. آن پوستر یک طناب‌ دار بود که درهم پیچیده شده و یک لکه خون هم آن وسط بود. معنایش هم این بود که شاه حتماً نابود است.

منبع: ماهنامه مهرنامه، شماره ۱۲ ـ برگرفته از: تاریخ ایرانی

  
نویسنده : علی محمودی ; ساعت ٦:٠٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ خرداد ۱۳٩٠

نظر شریعتی درباره «ولایت فقیه» چه بود؟

به گزارش رجانیوز، امیرحسین ثابتی در وبلاگ شخصی خود نوشته است:

29 خرداد 90، سی و چهارمین سالگرد مرحوم شریعتی است. شخصیتی که به اندازه کافی موافق و مخالف داشته و دارد و همیشه یک پای دعواهای سنتی سیاسیون و روشنفکران سه دهه پس از انقلاب بوده است.

طبیعتا شریعتی نه بدون اشتباه بوده و نه 100 درصد باطل، اما جدای از همه این مباحث که فرصت جداگانه‌ای می‌طلبد به نظر می‌رسد هنوز بخش‌هایی از تفکر وی که برای نسل امروز قابل استفاده می‌باشد ناشناخته مانده است. لذا بخشهایی از اشارات مسقیم وی پیرامون مبحث «ولایت فقیه» عینا نقل می‌شود:

«با آغاز دوران غیبت بزرگ و خاتمه کار نُواب انتصابی - که امام به وسیله آنها، در نهان، بر مردم خویش حکم می‌راند و مردم، از طریق این بابهای تعیین شده، با شخص رهبر تماس داشتند و وظیفه اجتماعی خود را از او کسب می‌کردند و حقیقت اعتقادی مذهب خویش را از او می‌پرسیدند - رابطه قطع می‌شود و مسئولیت امام به مردم واگذار می‌شود و دوران انتصاب پایان می‌گیرد و عصر انتخاب فرا می‌رسد.

" توقیع (فرمان) ِ مشهور امام –که پیش از ورود به دوران غیبت بزرگ صادر شده است- نظام ویژه‌ای را که جانشین ِ نظام ِ امامت می‌شود، بدین گونه اعلام می‌دارد:

"فَامّا الحَوادث الواقِعَه، فارجِعوا فیها اِلی رُواةِ احادیثُنا، فَانّهُم حُجَتی عَلَیکُم وَ اَنا حُجَتُ الله عَلَیهِم"
"اما دربارۀ پدیده‌ها و رویدادهایی که در مسیر زمان و در طی تحولات و تغییرات اجتماعی وقوع می‌یابد، به راویان سخن ما - دانشمندان و متفکرانی که به سخنان ما، هم دانایند و هم آشنا - رجوع کنید، که آنان حجت منند بر شما و من حجت خدایم بر ایشان"

اما اینها چه کسانی اند؟ و چگونه و چرا انتخاب می‌شوند؟

ضوابط و شرایط ِ انتخاب آنان را امام صادق علیه السلام برای توده مردم اعلام کرده است:

"امّا، مَن کانَ مِن الفُقَهاء صائِناً لِنَفسِه، حافِظاً لِدینه، مُخالفاً لِهواهُ، مطیعاً لامر مولاه، فللعوام اَن یُقَلّدوه"

"اما، از دین شناسان، آنکه نگهدار و خویشتنش بود، نگهبان ایمانش، مخالف هوسش، فرمانبردار خدا و مطیع امر مولایش، بر توده مردم است که تقلیدش کنند"

تقلید نه تنها با تعقل ناسازگار نیست، اساساً کار عقل این است که هر گاه نمی‌داند، از آنکه می‌داند تقلید می‌کند و لازمه عقل این است که در اینجا خود را نفی کند و عقل آگاه را جانشین خود کند. بیمار خردمند کسی است که در برابر طبیب متخصص خردمندی نکند. چه، خردمندی کردن در اینجا بی خردی است و اقتضای تعقل، تعبد است و تقلید. مهندس، طبیب، حقوقدان و رهبر یک تشکیلات انقلابی یا حزبی، همیشه تربیت شده ترین و فهمیده ترین افراد را در میان مراجعان و اعضای خود مطیعتر و مجری تر از همه یافته‌اند. زیرا شعور، این فضلیت علمی و عقلی را به آنان آموخته است که ابراز فضل در آنچه نمی‌دانند، فضولی است و این شیوه عقل است که در یک رشته علمی، از متخصص تقلید کند و این قانونی است که در همه رشته‌های زندگی جاری است و هر جامعه‌ای که پیشرفته تر و متمدن تر است، اصل تقلید و تخصص در آن استوار تر و مشخص تر است.

بنابر این می‌بینیم که در این دوره غیبت کبرا یک نظام انتخاباتی خاص به وجود می‌آید و آن یک انتخابات دموکراتیک است برای رهبر... گر چه این انتخاب شونده به وسیله مردم انتخاب می‌شود، اما در برابر امام مسئول است و در برابر مردم نیز. بر خلاف دموکراسی که منتخب به وسیله مردم، فقط در برابر خود مردم که انتخاب کنندگان و موکلین او هستند مسئول است.

این است که مردم، نایب عام را خودشان، با تشخیص و آرای خودشان، بر اساس این ضوابط انتخاب کرده و رهبری او را می‌پذیرند، و او را جانشین امام تلقی می‌کنند و این جانشین امام در برابر امام و مکتب او مسئول است یعنی بر خلاف نماینده‌ای که با نظام دموکراتیک انتخاب شده، مسئول این نیست که ایده‌ها و ایده آلها و نیازهای مردمی که او را انتخاب کرده‌اند بر آورده کند، بلکه مسئول است که مردم را بر اساس قانون و مکتبی که امام و رهبر و هدایت کننده آن مکتب است هدایت کرده و آنها را بر اساس آن مکتب تغییر و پرورش دهد.

البته این انتخاب که یک "انتخاب مُقُیّدی است، به این معنی نیست که همه مردم بیایند رای بدهند و هر کس آرایش بیشتر بود، به جانشینی امام منتخب شود و در مسند نیابت امام قرار گیرد، بلکه چون این فرد یک شخصیت اجتماعی است و در عین حال یک شخصیت علمی، بنابراین توده نا آشنا با علم، خود به خود شایستگی انتخاب او را ندارند و عقل حکم می‌کند کسانی که آگاهی و علم دارند و می‌دانند که عالم ترین و متخصص ترین و آشنا ترین فرد به این مکتب کیست، یعنی عالِم شناسان به این انتخاب مبادرت ورزند و مردم هم که خود به خود با فضلا و و روحانیان و علمای مذهب خودشان تماس و به آنها اعتماد دارند و از آنها پیروی می‌کنند، طبعاً رای آنها را برای انتخاب نایب امام می‌پذیرند و این یک انتخاب طبیعی است، همان طور که درباره متخصصان دیگر این کار را می‌کنیم، مثلاً من که بیماری قلب دارم و شخصاً هیچ گونه آگاهی طبی ندارم، بزرگ ترین متخصص قلب را خودم انتخاب نمی‌کنم و معمولاً از دانشجویان پزشکی، اطبا، داروسازان و یا کسانی که آگاهی به این مسایل دارند استخبار می‌کنم که بهترین متخصص قلب کیست و بنابر اعتقادی که به ایشان دارم، رای ایشان را به عنوان رای خودم می‌پذیرم ؛ یک نوع انتخابات دو درجه‌ای طبیعی.

این امام، در دوره غیبت، مسئولیت هدایت خلق و پیروانش را برعهده علمای روشن و پاک و آگاهان برمذهب خود می‌گذارد تاظهورش فرا رسد و آن هنگامی است که رژیم‌های حاکم و نظام‌های اجتماعی در سراسر زندگی انسان‌ها به حضیض فساد رسیده باشد. "

کتاب انتظار مذهب اعتراض، صفحات 24 الی 29.

  
نویسنده : علی محمودی ; ساعت ٦:٠۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ خرداد ۱۳٩٠

نامه مشترک مطهری و بازرگان درباره‌ شریعتی

به گزارش خبر آنلاین، البته چند روز بعد از انتشار این اعلامیه مهدی بازرگان به دلایلی که ناگفته مانده است، امضایش را پس گرفت. دست‌نوشته مرتضی مطهری ضمیمه شده است. ۲۳ آذرماه ۱۳۵۶.
«نظر به این‌که مسائل مربوط به مرحوم دکتر علی شریعتی، مدتی است موضوع جنجال و اتلاف وقت طبقات مختلف و موجب انصراف آن‌ها از مسائل اساسی و حیاتی و وسیله بهره‌برداری افراد و دستگاه‌های مغرض گردیده است، این‌جانبان تبادل نظر در این مسائل را ضروری دانستیم و در یک سلسله مذاکرات به این نتیجه رسیدم که تا حدود زیادی وحدت نظر داریم و با توجه به این‌که بیشترین افراد که دچار این سردرگمی و بیهوده کاری هستند، از قشر حقیقت‌طلب‌اند، وظیفه شرعی دانستیم، عقاید و نظریات مشترک خود را در این زمینه نخست به طور اجمال و سپس به طور تفضیل به اطلاع عموم و به ویژه این قشر برسانیم. باشد که وسیله خیری برای رهایی از این سردرگمی و بازگشت به وحدت و الفت میان مسلمانان گردد که البته موجب رضای خدای متعال خواهد بود.
آن‌چه درباره آن مرحوم شایع است یا مربوط است به جنبه گرایش‌هایش و یا استنباط‌ها و اظهار‌نظر‌هایش در مسائل اسلامی که در آثار و نوشته‌های او منعکس است. این‌جانبان که علاوه بر آشنایی به آثار و نوشته‌های مشارالیه، با شخص او فی‌الجمله معاشرت داشتیم، معتقدیم نسبت‌هایی از قبیل سنی‌گری و وهابی‌گری به او بی‌اساس است و او در هیچ یک از مسائل اصولی اسلام، از توحید گرفته تا نبوت و معاد و عدل و امامت، گرایش غیراسلامی نداشته است.

ولی نظر به این‌که تحصیلات عالیه و فرهنگ او غربی بود و هنوز فرصت و مجال کافی نیافته بود در معارف اسلامی مطالعه وافی داشته باشد، تا آن‌جا که گاهی از مسلمات قرآن و سنت و معارف و فقه اسلامی بی‌خبر می‌ماند، هر چند با کوشش زیاد به تدریج بر اطلاعات خود در این زمینه می‌افزود، در مسائل اسلامی (حتی در مسائل اصولی) دچار اشتباهات فراوان گردیده است که سکوت در برابر آن‌ها ناروا و نوعی کتمان حقیقت و مشمول سخن خداست که : ان الذین یکتمون ما انزلنا من البینات و الهدی من بعد ما بیناه للناس فی الکتاب اولئک یلعنهم الله و یلعنهم للاعنون.

از این‌رو، با توجه به اقبال فراوان جوانان به کتب مشارالیه و این‌که خود او در اواخر عمر در اثر تذکرات متوالی افراد بی‌غرض و بالاتر رفتن سطح مطالعات خودش متوجه اشتباهات خود شد و به یکی از نزدیکانش وکالت تام برای اصلاح آن‌ها داد، این‌جانبان بر آن شدیم به حول و قوه الهی ضمن احترام به شخصیت و تقدیر از زحمات و خدماتش در سوق دادن نسل جوان به طرف اسلام بدون مجامله و پرده‌پوشی و بدون اعتنا به احساسات طرفداران متعصب و یا دشمن مغرض، طی نشریاتی نظریات خود را درباره مطالب و مندرجات کتاب‌های ایشان بالصراحه اعلام داریم. از خداوند متعال مدد می‌طلبیم و از همه افرادی که بی‌غرضانه نظریات مستدل خود را در اختیار ما قرار ‌دهند و ما را در این راه یاری نمایند متشکر خواهیم شد.»

والسلام علی من اتبع الهدی. مهدی بازرگان، مرتضی مطهری

  
نویسنده : علی محمودی ; ساعت ٥:٥٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ خرداد ۱۳٩٠

جمله ای از دکتر علی شریعتی

دکتر علی شریعتی : "کلاس پنجم که بودم پسر درشت هیکلی در ته کلاس ما می نشست که برای من مظهر تمام چیزهای چندش آور بود، آن هم به سه دلیل: اول آنکه کچل بود، دوم اینکه سیگار می کشید و سوم - که از همه تهوع آور بود- اینکه در آن سن و سال، زن داشت. !... چند سالی گذشت یک روز که با همسرم از خیابان می گذشتیم، آن پسر قوی هیکل ته کلاس را دیدم در حالیکه خودم زن داشتم ،سیگار می کشیدم و کچل شده بودم"

  
نویسنده : علی محمودی ; ساعت ٧:۳٩ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٩ آبان ۱۳۸۸

نامه‌ به علی‌اصغر حاج سیدجوادی - نوشته دکتر علی شریعتی

اشاره: در بخش آثار که به نوشتارها، گفتارها و نامه‌ها تقسیم کرده‌ایم، نمونه‌ای از نوشته‌ها یا گفته‌های علی شریعتی را منتشر می‌کنیم. آرزوی ما آنست که به مرور کلیه آثار او در اینجا منتشر شود . نامه‌ای که در پی خواهد آمد در مجموعه آثار34- نامه‌ها- ( چاپ جدید) منتشر شده است.
نامه‌ به علی‌اصغر حاج سیدجوادی
1- تردید که درباره‌ی مرگ یا زندگی این ملت داشتم از میان رفت.
2- در فرهنگ اسلامی ما- به ویژه شیعه- اصطلاح «حجت» به خصوص در اطلاقش به انسان معنی شگفت، عمیق و کاملاً بدیعی دارد. گمان نمی‌کنم در دیگر فرهنگ‌ها معادلی داشته باشد. یک انسان در یک عصر برای یک مکتب، مذهب، نهضت یا ملت به یک «حجت» بدل می‌شود. با توجه بمعانی‌ای که از ریشه‌ی لغوی این کلمه برمی‌آید که مفاهیمی است مطلقاً ذهنی و مجرد و ازمقوله مسایل علمی و اصطلاحات صرفاً عقلی و منطقی، تبدیل وجودی انسان به آن، نه تنها از تصعید ذاتی و معراج جوهری انسان در مجالی به وسعت لایتناهی و فراختر و فراتر از «بودن» و حقیقتی شریف‌تر از آنچه «واقعیت» می‌توان، خبر می‌دهد که مساله «مسوولیت انسانی» و «وضع» و «نقش» شخصیت و امکانات، تعهدات و به طور مشخصی «علیت فرد» را در جامعه، تاریخ و در سلسله علت و معلول حاکم بر طبیعت و بر انسان، بدیع‌تر و عمیق‌تر و بسیار دقیق‌تر از تمامی فلسفه‌ها و ایدئولوژی‌هایی که از اصالت انسان و مسوولیت فکر، اراده، علم، ادبیات و هنر سخن می‌گوید طرح کرده است و من با این‌که به عمق و غنا و تازگی این اصطلاح پی برده‌ام و با شگفتی و حیرت بسیار به این کیمیاگری در جوهر وجودی آدمی می‌اندیشم که در آن «فرد» به «حجت» بدل می‌شود، تنها امروز بود که به راستی معنای آن را دریافتم و مصداق آن را یافتم.
3- قرآن- به خلاف آن‌چه روشنفکران اهل قیاس می‌پندارند- در متن جهان توحیدی و جهان‌بینی عینی، به انسان اصالتی خدایی می‌بخشد و او را حامل روح خدا، همانند خدا و بالاخره جانشین خدا در طبیعت مادی می‌نماید. اما آن‌چه برایم در عین شگفتی مبهم بود تعبیر حیرت‌انگیز قرآن است از جایگاهی که یک فرد می‌تواند در نردبان تکامل وجود خویش کسب کند. و این تکامل نه یک تکامل مجرد و منفرد است، که تکامل وی در رابطه با زمانش و با جامعه‌اش و به تعبیر دقیق‌تر تکامل نقش اجتماعی و رسالت انسانی فرد مقصود است و در یان باره است که از امکان تبدیل «فرد» به «جامعه» سخن می‌گوید. شگفتا! فرد از یک سو جانشین خدا می‌شود- در طبیعت- و از سوی دیگر جانشین جامعه- در تاریخ-!
کان ابراهیم امه قانتا
من احیاها فکانما احیا الناس جمیعا
چگونه می‌شود! در فلسفه می‌فهمیم که فرد با کلی خویش برابر است. اما در انسان‌شناسی و جامعه‌شناسی چه ایدئولوژی بوده است که انسان در ارزش با تمامی انسان‌ها برابر می‌گیرد، یک فرد را در ارتقاء وجودی و تحمل بار سنگین مسوولیت یک «امت» می‌خواند؟! امروز من پاسخ این سئوال‌ها را دریافتم. دیدم!
4- شهید در فرهنگی اسلامی- به ویژه در تشیع که تاریخش بر شهادت بنا شده است- هم از نظر لغت و هم معنا خصایصی دارد که به هیچ زبانی ترجمه‌پذیر نیست. معادل آن در فرهنگ غربی و حتی مسیحیت که تکیه‌گاهش شهادت است، MARTYR، که از ریشه‌ی MORT به معنای مرگ و فوت و وفات است و شهید درست برعکس به معنای «حی و حاضر» است. «مارتیز» یک صفت منفی است، یک صفت توصیفی و انفعالی (Passif) است. شهید، نه تنها به معنای زنده است، نه تنها به معنای حاضر است در برابر مرده و در برابر غایب از صحنه، که یک صفت فعلی و فاعلی و اثباتی است. گواهی دهنده است. حضرت امیر در بیان فلسفه احکام می‌گوید: «والجهاد عزالاسلام و الشهادت استظهار اللمجاهدات» جهاد دیگر است، و شهادت دیگر. شهادت یک حکم مستقل است نه حالتی فردی که بر یک مجاهد ممکن است عارض شود؛ نقش خاص و فلسفه‌ی خاص و هدف خاص خویش دارد. مساله کشتن نیست نوعی انتخاب و نوعی عمل است. «و کذلک جعلنا کم امه وسطا لتکونوا شهدا علی‌الناس و یکون الرسول علیکم شهیداً». شما را امتی در وسط زمان و زمین و متن صحنه و میانه درگیری‌ها و رویدادها به حرکات جهان و انسان قرار دادیم تا شما بر مردم هشید باشید و رسول بر شما شهید باشد. حان دادن یکی از اشکال شهادت است، چه کسی از علی شایسته‌تر است تا فلسفه این حکم را تفسیر کند؟‌شهادت، رسواگری، افشاگری و روشنگری و پرده‌دری و پیداسازی است، عیان کردن و بیان کردن و برملا کردن و آشکار ساختن تمامی آن چیزهایی است که انکار کرده‌آند، به فراموشی سپرده‌اند و از آن سخن نمی‌گویند، قربانی توطئه سکوت کرده‌اند. کم‌کم می‌خواهند بگویند اساساً چنین چیزی و این جور چیزها وجود ندارد تا چندی که گذشت نه تنها دیگر حرفش را نزنند که فکرش را هم نکنند. و اندیشه‌ها به هر چیزی و چیزکی مشغول باشند، درگیر باشند و سرگرم سربند باشند، الا آن فاجعه‌ها که گذشته و می‌گذرد، الا آن حقیقت‌ها که کتمان شده و از یاد می‌رود، الا آن دردها، نیازها و آرمان‌ها که از عمق اندیشه و احساس و وجدان جامعه ریشه‌کن شده و تلفظش و تصورش نیز جرم، و الا آن خواست‌ها که انسان بودن انسان بدان‌ها است و پنهانکاران و دسیسه بازارن و قداره‌بندان و آدمخواران همان‌ها را در نفس انسان‌ها و در نفسانیات جامعه‌ی انسانی می‌کشند و این از کشتن انسان و تقل نفس و تقل عام فجیع‌تر است، و شهادت که جهاد حق پرست است در عصر نتوانستن‌ها، عصری که حق خلع سلاح است و خلق زبون و پریشان و خو کرده به ظلمت و ظلم و قربانی خاموشی و فراموشی و لاجرم هر کس پوزه در خاک می‌چرد و سر در آخور فرو برده می‌خورد و نه تنها «چگونه زیستن‌اش» که «چگونه بودن‌اش» را نیز هم چون پالان و افسار بر او بار می‌کنند و چون معتادی که زوال و اضمحلال وجودی خویش را می‌بیند و به آن عادت کرده و تن به مرگ داده است آزادی و خشم و خروش و رهایی و زندگی و سلامت و سعادت را بر زبان نیز نمی‌آورد و بر خیال نیز نمی‌گذراند.
در چنین امنیت سیاه و آرامش مرگ و سکوت گروستانی که هر وجودی تابوتی شده است و هر روحی جنازه‌ای و تنها متولی قبرستان است که کرو فر می‌کند و عساکرش جنازه‌کشان و مرده‌شوران و کفن دوزان و گورکنان و لحدتراشان و تلقین‌دهندگان و نماز میت‌خوانان و گدایان و قاریان و کفتاران، ناگهان یکی تابوتش را بشکند، گورش را برشورد، هستی‌اش را صوری کند و در آن اسرافیل‌وار بدمد و فریادی در سکوت مرگ برکشد و روح را فراخواند و نام زندگی را بر زبان آورد…، شهید است.
آسمان شو، ابر شو باران ببار ناوادان آبش نمی‌آید بکار
آب باران باغ صد رنگ آورد ناودان همسایه در جنگ آورد
هان که اسرافیل عصری ای عزیز رستخیزی کن تو پیش از رستخیز
او چه بمیرد و چه زنده ماند شهید است و من امروز معنای شگفت و شکوهمند این توصیف پیامبر را از یک صحابی‌اش دانستم که گفت: «هرکس دوست دارد در چهره‌ی شهیدی که زنده در خاک گام برمی‌دارد بنگرد در چهره‌ی وی بنگرد!»
5- و نیز امرو دانستم که «افضل الجهاد…» چیست و چرا؟ امروز رمق به دست و پایم آمد، نه تنها دلگرم که پشت گرم شدم؛ احساس می‌کنم که دیگر تنها و بی‌کس و غریب زندگی نمی‌کنیم، گمنام و خاموش و پنهان نخواهیم مرد. زبان داریم، وکیل مدافع داریم، با نام و ناموس و جان و مالمان با تفنن، خاطر جمعی و بوالهوسی بازی نخواهند کرد. دستت مریزاد! «سوگند بر مرکب و به قلم و به آن‌چه می‌نویسند»، که سخن پیامبر ما راست است که «مرکب انسان آگاه از خون شهید قیمتی‌تر است»، راست گفت ابوبکر: «تا وقتی که در میان این امت، چون تو ای بی‌ادب جسور، ای مسلمان، کسانی باشند که خلیفه را هنگامی که کج می‌رود با شمشیر خویش راستش کنند، امت محمد به ذلت و ضلالت نخواهد افتاد، نخواهد مرد». آفرین امت و من و آفرین تو- «وجود بی‌ارزش و آلوده‌ی تو»- که یک امت شدی.
و اما من! خدا، زمان، زندگی، و آن‌ها که به جای عقده شعور دارند و عمله آماتور ظلمه نمی‌شوند، از من دفاع خواهند کرد.

  
نویسنده : علی محمودی ; ساعت ٤:٢۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ شهریور ۱۳۸۸

نامه به پدر - نوشته دکتر علی شریعتی

اشاره: در بخش آثار که به نوشتارها، گفتارها و نامه‌ها تقسیم کرده‌ایم، نمونه‌ای از نوشته‌ها یا گفته‌های علی شریعتی را منتشر می‌کنیم. آرزوی ما آنست که به مرور کلیه آثار او در اینجا منتشر شود . نامه‌ای که در پی خواهد آمد در مجموعه آثار 1- با مخاطب‌های آشنا- منتشر شده است. این نامه آخرین نامه‌ی او به پدرش است که قبل از طلوع دوشنبه 26 اردیبهشت 1356 و پیش از خروج آخرینش از ایران نوشته است.
نامه به پدر
پدر، استاد و مردام!
به روشنی محسوس است که اسلام دارد تولدی دوباره می‌یابد. عوامل این بعثت اسلامی وجدان‌ها که عمق و دامنه‌ی بسیاری گرفته است متعدد است و اینجا جای طرح و تفسیرش نیست، اما، فکر می‌کنم موثرترین عامل، به بن‌بست رسیدن روشنفکران این عصر است و شکست علم و ناتوانی ایدئولوژی‌ها و به ویژه، آشکار شدن نارسایی‌ها و کژی‌های سوسیالیسم و مارکسیستی و سوسیال دموکراسی غربی است که ایمدهای بزرگی در میان همه‌ی انسان دوستان و عدالتخواهان و جویندگان راه نجات نهایی مردم برانگیخته بود و در نهایت به استالینیسم و مائوئیسم منجر شده یا رژیم‌هایی چون رژیم اشمیت و گی موله و کالاهان! و علم هم که به جای آن‌که جانشین شایسته‌تری برای مذهب شود، که ادعا می‌کرد، سر از بمب اتم درآورد و غلام سرمایه‌داری و زور و در نتیجه، از انسان جدید، بدبختی غنی و حشی‌ای متمدن ساخت و آزادی و دموکراسی هم میدان بازی شد برای ترکتازی بی‌مهار پول و شهوت و عارت آزاد مردم و لجن مال کردن همه‌ی ارزش‌های انسانی.
تمامی این تجربه‌های تلخ زمینه را برای طلوع دوباره‌ی ایمان مساعد کرده است و انسان که هیچ‌گاه نمی‌تواند دغدغه‌ی «حقیقت‌یابی، حق‌طلبی و آرزوی فلاح» را در وجدان خویش بمیراند، در کوچه‌های علم، ایدئولوژی، دمکراسی، آزادی فردی (لیبرالیسم)، اصالت انسان (اومانیسم بی‌خدا)، سوسیالیسم دولتی، کمونیسم مادی (مارکسیسم)، اصالت اقتصاد (اکونومیسم) و مصرف‌پرستی و رفاه، به عنوان هدف انسان و فلسفه‌ی زندگی در فرهنگ و نظام بورژوایی و بالاخره تکیه مطلق و صرف بر «تکنولوژی و پیشرفت» یعنی تمدن و آرمان نظام‌های معاصر… به بن‌بست رسید و با آن همه امید ایمان و شور اشتیاقی که در انتخاب این رهگذرهای خوش‌‌آغاز بدانجام داشت و هرکدام را به امید حقیقت و کمال و نجات، با پشت کردن به خدا و از دست نهادن ایمان پیش گرفت و با عشق و شتاب و فداکاری بسیار پیمود، سرش به سختی به دیوار مقابل خورد و یا از برهوت پریشانی و پوچی و ضلالت مطلق سردرآورد و سوسیالیسم او را به استبداد چند بعدی و دموکراسی به حاکمیت سرمایه و آزادی به بردگی پول و شهوت و حتی علم او را به انسلاخ از همه‌ی کرامت‌های انسانی و ارزش‌های متعالی وجودی و سلطه‌ی غول‌آسای تکنولوژ بی‌رحم و قتال افکند و طبیعی است که اندیشه‌ةای بیدار و روح‌های آزاد و وجدان‌های سلیم و طاهر که هنوز مسخ نشده‌اند و انگیزه‌های اصیل فطرت آدمی را در عمق وجود نوعی خویش نگاه داشته‌اند و آتش قدسی حق و حقیقت و کمال و فلاح در کانون دلشان خاموش و خاکستر نشده است، به خدا بازگردند و قندیل مقدسی را که در آن زیت عشق می‌سوزد و از منشور بلورینش خدا می‌تابد و هستی را و این شبستان طبیعت را و اعماق پرگوهر فطرت و درون انسان را گرمی و روشنایی عشق و آگاهی و خودآگاهی می‌دهد و به همه چیز معنی می‌بخشد، دوباره در اندیشه و روح و زندگی خویش برافروزند و در تلاش آن باشند که این مشکلات حقیقت را بر سقف شبستان این عصر بیاویزند و این مصباح هدایت را فرا راه این نسل دارند و آینده را از پوچی و تباهی انسان و تمدن و فرهنگ و زندگی و علم و هنر و کار انسان نجات دهند.
یکی دیگر از علل و عوامل این بازگشت به سوی خدا و جستجوی ایمان در این نسل سرکش و حق طلب و حقیقت پرست این است کهدیگر مذهب را از پس پرده‌های زشت و کهنه و کافر ارتجاع نمی‌بیند، پرده‌هایی که صدها لکه‌ی تیره و چرکین ریا و تخدیر و جهل و تعصب و خرافه و توجیه و محافظه‌کاری و مصلحت‌پرستی و سازشکاری و رکود و جمود و تنگ‌اندیشی و تعبد و تقلید و تحقیر عقل و اراده و تلاش انسان و قرابت نامشروع با قدرت و ثروت حاکم- که همیشه ایمان و اخلاص و پرستش و فقه و کلام و قرآن و سنت و ولایت و خدا و پیغمبر و امام و عقل و جهاد و اجتهاد و شهادت و دعاو عبادت و ایمان به معاد و نجات و… همه‌ی ارزش‌های خالق و خلق و گنجینه‌های عزیز و نفیس مذهب و مردم در کابین این نکاح حرام می‌شد- برآن افتاده بود. این پرده‌ها اکنون فروافتاده و ایمان، بی‌حجاب و بی‌نقاب، چهره‌ی زیبا و شسته و روشن خویش را بر دیده و دل انسان‌های صاحب دل و صاحب‌نظر نمایانده است و خدا، بی‌واسطه سایه‌ها و آیه‌هایش ظاهر شده و جان‌ها را پر می‌کند و قلب‌ها را گرم و افق‌ها را روشن و قبرها را برمی‌شوراند و کفن‌های پوسیده را برمی‌دارند و تابوت‌های خشک و تنگ را در هم می‌شکند و کالبدهای مرده را جان می‌بخشد و «آن»- آن نمی‌دانم چه‌ای که معجزه‌ی خلقت و حیات و حرکت و فضیلت در میان بنی‌آدم از او سر می‌زند- نازل شده است و فرشتگان و نیز آن «روح» باریدن گرفته‌اند، از همه سو! شب قدر است و مطلع فجر نزدیک.
پدر بزرگ و بزرگوارم، آیا این تنها مایه‌ی تسلیت که عمرتان را همه با خدا سرکردید و یا سال‌های زندگی را همه در راه او گام برداشتید و در کار اشاعه‌ی «کلمه‌ی خدا» در این زمانه‌ای کا غاسق بر همه جا سایه افکنده است آغازگری مخلص و متقی و موثر بودید، تمامی رنج‌هایتان را التیام نمی‌دهد و همه‌ی محرومیت‌هایتان را جبران نمی‌کند؟ و اینکه راهی را که آغاز کردید، ناتمام نماند و بی‌سرانجام تمام نشد و می‌توانید مطمئن باشید که میراث مقدس ما محفوظ خواهد ماند، برایتان آرام‌بخش و بشارت‌آمیز نیست؟
من، به لطف خدای بزرگ که از این همه محبت‌های اعجازگرش نسبت به خویش شرمنده‌ام و احساس آن، قلبم را به درد می‌آورد و روحم را از هیجان به انفجار می‌کشاند، بی‌آنکه شایستگی‌اش را داشته باشم به راهی افتاده‌ام که لحظه‌ای از عمر را برای زندگی کردن و خوشبخت شدن حرام نمی‌کنم و توفیق‌های او ضعف‌هایم را جبران می‌کند و چه لذتی از اینکه عمر ناچیزی که در هر صورتش، می‌گذرد این چنین بگذرد؟
و شما، اکنون که این نسل تشنه است و نیازمند و این همه برای دست یافتن به حقیقتی از ایمان و معنایی از قرآن و سخنی از نهج‌البلاغه در تب و تاب است و چشم راه شما و چند تنی چون شما، دریغ است که ساعات شب و روزتان جز به اطعام معنوی جوانان گرسنه و تشنه و مشتاق بگذرد و عده‌ای دکاندار هار شده از پول و سود، بحث گاوها و خرهاشان را با شما و در محفل شما طرح کنند و آدم‌هایی چون زرکش! (شما را به خدا اسمش را نگاه کنید! زرکش! یعنی کارش فقط در زندگی است که هر جا طلا هست به آن‌جا کشیده می‌شود یا هر جا بوی طلا می‌شنود در تب و تاب آن می‌افتد که آن را کش رود! یا آدمی است که میزان حق و باطلبش و ترازوی ارزش‌هایش طلا است و یا باربری است که فقط طلا می‌کشد…)، با آن کلماتی که در بازار خلق می‌شود و در پاسگاه کلانتری یا ژاندارمری طرح، نزد شما بیایند و عزیزترین لحظات انسانی را که در قرآن و نهج‌البلاغه پخته شده است، بی‌دریغ به تباهی کشانند! به هر حال! من به عنوان یکی از دست پروردگان علم و تقوی و ایمان شما می‌دانم که زندگی‌ام را چگونه بگذرانم و هرگز در هدر دادن عمرم، که با عمر شما قابل قیاس نیست، سخاوت به خرج نمی‌دهم. شما می‌توانید خدایی‌ترین کلمات خدا و محمد و علی را به این نسل که شب و روز با سکس و پول و مصرف و پوچی و یا ماتریالیسم تغذیه می‌شود، برسانید و خدا و محمد و علی و همه‌ی دردمندان این نسل چشم به راه و متوقع و منتظر شمایند.
فعلا! من عازم سفرم. سفری که اعجاز مکرساز خداوند است. یکی دو ماهی می‌روم برای مطالعه و معالجه و انشاء‌الله برمی‌گردم. اینکه از شما اجازه نگرفتم مراعات حال و اعصاب و خیالات شما را کردم. اکنون که آخرین دقایق اقامتم در خانه و در وطن است دست شما را می‌بوسم و منتظر شما می‌مانم و برای آنکه نظر خدا را هم درباره‌ی این سفر بدانید، آنچه را در جواب من آمد نقل می‌کنم:
آقاجان! پریشب با قرآن تفألی کردم و گفت: نزله روح‌القدس…
و اکنون که نزدیک طلوع دوشنبه است و دو سه ساعتی به حرکت، پس از نماز صبح که محتاج و مصر از او خواستم تا درباره‌ی این سفرم با من حرف بزند و حرفش را بزند، بالای صفحه نوشته بودند: «بد»! تکان خوردم، آیه را خواندم… از شوق گریستم:
(از چند آیه قبل شروع می‌کنم تا موضوع بحث و مطالب طرح شده معلوم شود):
(توبه- آیه‌ی 19 به بعد)
الذین آمنوا و هاجروا و جاهدوا فی سبیل الله باموالهم و انفسهم اعظم درجه عندالله و اولئک هم الفائزون. یبشرهم ربهم برحمه منه و رضوان و جنات لهم فیها نعیم مقیم. خالدین فیها ابدا ان الله عنده اجر عظیم. یا ایهاالذین آمنوا لاتتخذوا ابائکم و اخوانکم اولیا ان استحبوا الکفر علی الایمان و من یتولهم منکم فائلئک هم الظالمون… قل ان کان ابائکم و ابناوکم و اخوانکم و ازواجکم و عشیرتکم و اموال اقترفتموها و تجاره تخشون کسادها و مساکن ترضونها احب الیکم من الله و رسوله و جهاد فی سبیله… یریدون ان یطفوا نورالله بافواههم و…
(آیه‌ی مربوط به تفال من از اینجاست):
(توبه- آیه‌ی 37 به بعد)
یا ایهاالذین آمنوا مالکم اذا قیل لکم انفروا فی سبیل الله اثاقلتم الی الارض ارضیتم بالحیوه الدنیا من الاخره فما متاع الحیوه الدنیا فی الاخره الا قلیل. الا تنفروا یعذبکم عذابا الیما و یستبدل قوما غیرکم و لاتضروه شیئا… الا تنصروه فقد نظره الله اذ اخرجه الذین کفروا ثانی اثنین اذهما فی‌الغار اذ یقول لصاحبه لاتحزن ان الله معنا فانزل الله سکینته علیه و ایده بجنود لم تروها و جعل کلمه الذین کفروا السفلی و کلمه الله هی العلیا و الله عزیز حکیم. انفروا خفافاو ثقالا و جاهدوا باموالکم و انفسکم فی سبیل الله ذلکم خیر لکم ان کنتم تعلمون…

  
نویسنده : علی محمودی ; ساعت ٤:٢۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ شهریور ۱۳۸۸

خاطرات ناصر میناچی از آخرین دیدار با شریعتی

به گزارش خبرگزاری کار ایران سمینار «شریعتی؛ دیروز, امروز, فردا» در سی‏امین یادمان دکتر علی شریعتی روز یکشنبه 27 خرداد با حضور چهره‌‏های علمی و سیاسی در حسینیه ارشاد آغاز به کار کرد.
این سمینار با حضور چهره‌‏هایی همچون عزت‌‏الله سحابی، محمد ملکی، حسین رفیعی، احسان شریعتی، سوسن شریعتی، فاطمه گوارایی و جمعی از اساتید دانشگاه و دانشجویان در حسینیه ارشاد برگزار شد، و در ابتدای آن «ناصر میناچی»، سخنرانی کرد. مدیر موسسه حسینیه ارشاد و از نزدیکان شریعتی به آخرین شب زندگی او اشاره کرد و گفت: آن شب در اتاق کوچک زیر شیروانی با هم نشسته بودیم و از محنت‌‏ها و غم‌‏های یکدیگر با هم گفت‌‏وگو می‌‏کردیم. این گفت‌‏وگو به قدری دردناک بود که من و مرحوم شریعتی با هم اشک می‌‏ریختیم.
وی افزود: شریعتی در آخرین شب زندگی‌‏اش از دوستانی که به ظاهر دوست اما در واقع دشمن بودند، صحبت کرد. وی از یکی از روزنامه‌‏ها گله داشت که چرا برخی مقالاتش را به گونه‌‏ای چاپ کردند که القا شود، شرط آزادی دکتر از زندان چاپ آن مقالات بوده است. میناچی تصریح کرد: حق دکتر شریعتی این بود که امروز در ایران کنار مرقد مطهر امام رضا(ع) دفن شده بود اما این مساله که از وصایای ایشان است، هنوز محقق نشده و جای تاسف دارد.

  
نویسنده : علی محمودی ; ساعت ٤:٢٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ شهریور ۱۳۸۸

لیست آثار چاپ شده‌ی استاد شریعتی مزینانی

آغاز وحی:
یا تفسیر سوره‌ی مبارکه‌ی علق (یادآوری می‌شود استاد در پانزده شماره از نامه‌ی آستان قدس (دی‌ماه 1349 تا بهمن‌ماه 1344)، تحت عنوان کلی «تفسیر قرآن مجید» سوره‌های: علق، کوثر، انشراح، ماعون و تین را تفسیر کرده‌اند. این مقالات به انضمام تفسیر بقیه‌ی سوره‌های جزء سی‌ام، به صورت کتاب «تفسیر نوین» چاپ و منتشر شده است.)، کانون نشر حقایق اسلامی مشهد، تاریخ مقدمه 1340 (رجب 1381)، 56 ص، قطع وزیری.
اصول عقاید و اخلاق شریعتی:
برای دانش‌آموزان پایه‌ی 4 و 5 و 6 دبستان‌ها، کتاب‌فروشی زوار، مشهد 1321، چاپ پنجم 1325؛ چاپ هفدهم 1333 با تصحیح و تصرفات کامل.
امامت در نهج‌البلاغه:
تهران، انتشارات بعثتف تاریخ ثبت وزارت فرهنگ و هنر 9/2/37 (: 1357)، 10+170 ص، قطع پستی.
تاثیر هنرهای مسلمین بویژه ایرانیان در اروپا: تالیف محمدحسین زکی، ترجمه نگارش، مشهد کتابفروشی باستان، 4+94 ص، قطع پستی، بی‌تا، (قبل از 1320 تحریر و در روزنامه‌ی آزادی منتشر شده بود).
تعلیمات دینی:
(قسمت اول)، مخصوص کلاس اول دبیرستان طبق برنامه‌ی وزارت فرهنگ، کتابفروشی زوار، مشهد، شهریور 1352، 34 ص، قطع پستی.
تفسیر نوین: جزء سی‌ام قرآن، تهران، شرکت سهامی انتشار، شهریور 1346، هفتاد و دو +345 ص. چاپ چهارم، حسینیه‌ی ارشاد، چاپ پنجم، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، شهریور 1358، در دو جلد.
چرا حسین قیام کرد؟:
نشریه‌ی کانون نشر حقایق اسلامی، نقل و تکمیل سخنرانی‌ای که سوم شعبان 1382 (برابر 10 دی‌ماه 1341) در کانون ایراد فرمودند، چاپخانه‌ی طوس مشهد، بهمن 1342، 80 ص، قطع جیبی؛ چاپ دوم، تهران، انشارات بعثت، 1356، 29 ص.
خلافت و ولایت از نظر قرآن و سنت:
حسینیه‌ی ارشاد (5)، تهران، دی‌ماه 1349 برابر ذوالقعده الحرام 1390، بیست و سه (مقدمه‌ی استاد مطهری) +302 ص، (بقیه‌ی کتاب ص 420 از آقایان محمدتقی شریعتمداری و مرتضی مطهری است). چاپ دوم، 1351، مقدمه (در پاسخ مولف به اشکال‌هایی که شده) بیست و هفت+ مقدمه‌ی دیگر (شرح حال بدیعی از مولف با تحلیل دوران زندگی و خدماتش) 11 ص + 351ص، قطع وزیری.
ز نیرو بود مرد را راستی:
(مقاله)، اداره‌ی کل آموزش و پرورش خراسان، نشریه‌ی کمیته‌ی دبیران تعلیمات دینی مشهد (به مناسبت اولین سمینار دبیران تعلیمات دینی در مشهد، مرداد 49)، به هزینه‌ی دبیرستان علوی مشهد، چاپ طوس، 16 ص.
عباسه خواهر هارون‌الرشید: یا خواری برمکیان،
تالیف جرجی زیدان، ترجمه، کتابفروشی باستان مشهد، چاپخانه‌ی خراسان، آذر 1329، 257 ص، قطع پستی. چاپ دوم، انتشارات سپیده، مشهد، تاریخ مقدمه 28/6/44. چاپ سوم، با تجدید نظر، شرکت سهامی انتشار، خرداد 1347، بیست+ 287 ص، قطع حبیبی.
کارنامه‌ی کانون نشر حقایق اسلامی مشهد:
نشریه‌ی یکم، 1326، چاپخانه‌ی خراسان، 20 ص، قطع پستی.
مبانی اقتصادی در اسلام:
عبدالحمید جوده‌السحار، ترجمه، ششمین نشریه‌ی کانون نشر حقایق اسلامی مشهد، مهر 1325، 8+ 46 ص (تاریخ ترجمه به استناد مقدمه‌ی کتاب 1325 است).
(متن دو سخنرانی در دانشگاه مشهد):
مهدی موعود امم:
(نیمه شعبان 1379)؛
علی شاهد رسالت:
(13 رجب 1380)؛ دومین نشریه‌ی انجمن اسلامی دانشجویان مشهد، دی‌ماه 1339، 77 ص، قطع پستی.
نیایش:
(مقدمه‌ی کتاب، درباره‌ی فطری بودن دعا و آثار آن و پاسخ شبهات از استاد است)، دکتر آلکسیس کارل، ترجمه‌ی دکتر علی شریعتی، انجمن اسلامی دانشجویان مشهد، 1339. چاپ دوم، شرکت سهامی انتشار، تهران، مهرماه 1346، مقدمه 33 ص، قطع جیبی.
وحی و نبوت در پرتو قرآن:
کتابفروشی امیرکبیر مشهد و بورس کتاب، مشهد، 1349، چاپخانه‌ی خراسان، 8+ 480ص، قطع وزیری. (از همکاری کتابخانه‌ی دانشکده‌ی ادبیات در تهیه‌ی این فهرست تشکر می‌شود.)
اخیرا بدنبال برگزاری سمینار یادبود استاد در دانشگاه تهران مجموعه ای از آثار استاد در تیراژی محدود منتشر شده است.

  
نویسنده : علی محمودی ; ساعت ٤:۱۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ شهریور ۱۳۸۸

گفت و گو با پوران شریعت رضوی

گفت و گو با پوران شریعت رضوی به بهانه دوم آذر سالگرد تولد دکتر شریعتی

نسیم صبح سعادت بدان نشان که تو دانی
پروین بختیارنژاد
روزی محمدرضای چهارساله از من پرسید؛ «اگر همه ما قهرمانان یک داستان باشیم، وقتی داستان تمام شود، ما هم مثل قهرمان های داستان «نیست» می شویم؟ خیره خیره او را نگاه کردم و به او گفتم؛ بله، هر داستانی یک روز تمام می شود. بسیاری از قصه ها زود فراموش می شود و برخی از داستان ها به همراه قهرمانانش سالیان دراز زنده اند و با ما زندگی می کنند. قهرمانانش آنقدر زنده اند که انگار با تو نفس می کشند، حرف می زنند، زندگی می کنند و حتی سرنوشت تو را رقم می زنند و این بار او به من خیره شد و هیچ نگفت. دوم آذر 1312 هم سرآغاز یک داستان پرفراز و نشیب است که قهرمانانش هنوز در ذهن و فکر و دل ما زندگی می کنند و حضور دارند. هنوز 16 سال بیشتر نداشت که برادر بزرگ ترش آذر شریعت رضوی در سال 1332 به شهادت رسید. تمام کلامش سرشار از خاطرات خوش از برادران بزرگ ترش است. اما مرگ آذر شریعت رضوی اندوهی ماندگار بر دل او نشاند. پس از چند صباحی در رشته زبان فرانسه در دانشسرای مقدماتی تهران مشغول به تحصیل شد. اما پس از تاسیس دانشسرای مقدماتی مشهد، با اصرار پدر به مشهد بازگشت و مجبور به تحصیل در رشته ادبیات شد. در کلاس های دانشسرای مشهد برای اولین بار با پسری آشنا شد که مترجم کتاب های «ابوذر غفاری» و «اسلام مکتب واسطه» بود و آن کسی نبود جز علی شریعتی. پوران شریعت رضوی از اولین آشنایی اش با علی شریعتی می گوید؛ یک روز دکتر غلامحسین یوسفی که یکی از استادان ما بود، برای من کتاب مسعود سعدسلمان را به عنوان موضوع تحقیق تعیین کرد. پرسیدم این کتاب را از کجا می توانم پیدا کنم. از پشت سر من علی شریعتی آرام گفت؛ «من این کتاب را دارم، برایتان می آورم.» و این دومین دفعه آشنایی پوران و علی شد. پوران از خانواده یی مذهبی و پدرش از خادمان آستان رضوی بود، اما به گفته خودش پدر هرگز به خاطر حجاب به او سختگیری نکرد. زمانی که در سال 36 علی شریعتی به همراه پدر و 14 نفر دیگر بازداشت شدند، پس از آزادی همه هم کلاسی ها و برخی از استادان به استقبال او رفتند. بچه های کلاس همگی با هم آشنا بودند و با هم درس می خواندند و کارهای تحقیقاتی خود را با مشارکت هم انجام می دادند.
----
- شما هم با دکتر درس می خواندید؟
بله.
- حالا چرا با دکتر درس می خواندید؟
علی با وجودی که شاگرد نامنظمی بود و خیلی تابع مقررات دانشگاه نبود اما تسلطش بر ادبیات و دروس دیگر از هم کلاسی ها بالاتر بود و به همین دلیل همه را راهنمایی می کرد. به خانه ما هم می آمد و به من در تنظیم کنفرانس ها و مقالاتی که باید تهیه می کردم کمک می کرد. غهمین روابط زمینه های خواستگاری و ازدواج پوران و علی شد.ف وقتی مساله خواستگاری پیش آمد به تفاوت های خانوادگی مان اشاره کردم و گفتم؛ همه برادرانم تحصیلکرده اند، من هم دوست دارم درس بخوانم و کار کنم. علی هم در جواب من بر ضرورت ادامه تحصیل و اهمیتی که برای او داشت اشاره کرد. با این وجود تردید داشتم. در اینجا بد نیست خاطره یی را برایتان تعریف کنم. روزی با برادر بزرگم، دکتر رضا، تصمیم گرفتیم برای تحقیق به خانه علی برویم. غروب یک روز پاییزی لباس تر و تمیزی پوشیدم و به همراه برادرم سوار درشکه یی شدیم و به خانه علی رفتیم. برادرم در زد. شوهرخواهر علی- آقای عبدالکریم شریعتی- جلوی در آمد و برادرم از ایشان پرسید؛ استاد شریعتی هستند؟ او گفت؛ خیر. برادرم دوباره گفت؛ علی آقا هستند؟ آن آقا گفت؛ خیر و ما دست از پا درازتر به خانه برگشتیم. طبیعتاً کار ما خیلی متعارف نبود.
فردای آن روز علی مرا در دانشگاه دید و گفت؛ «دیدی دیشب آمدید خواستگاری و راهتان ندادیم.»
- آیا وقتی با دکتر آشنا شدید، حدس می زدید که همسر نویسنده یی شوید که روزی افکار و اندیشه اش در ایران تا این حد تاثیرگذار شود؟
علی از همان روزهای اول هم به دلیل نسبتش با استاد شریعتی و هم به دلیل شخصیت و آگاهی هایش از دیگران متمایز بود. حتی استادان هم حساب خاصی برای او باز می کردند و برخوردشان با او متفاوت بود. بی نظمی هایش را می بخشیدند و با وجودی که بارها مقررات را زیر پا می گذاشت، اغماض می کردند. استاد ادبیاتمان اصلاً بدون حضور او کلاس را شروع نمی کرد و از ما می خواست او را که اغلب با یکی از دوستانش در تریای دانشگاه مشغول بازی شطرنج بود، صدا کنیم. نکته یی که در رفتار علی قابل توجه بود بی اعتنایی اش به انتظارات و توقعات محیط بود. خیلی خودش را درگیر موقعیتش نمی کرد. فرزند استاد شریعتی بود و فعال سیاسی و مترجم و اهل قلم و به خصوص شناخته شده در محافل ادبی مشهد آن زمان و... با این همه در برخوردش با هم کلاسی ها خیلی راحت و بی تکلف و در برخورد با استادان هم آزاد و راحت بود. من با وجودی که خیلی اهل ادبیات نبودم، حس می کردم- مثل بسیاری از هم کلاسی هایم- که با آدم خاصی سر و کار دارم، آدمی با سرنوشتی متفاوت و اگر تقاضای ازدواج او را رد کنم، روزی باید حسرت بخورم.
- پایان نامه شما مربوط به چه موضوعی بود؟
موضوع پایان نامه من عرفان و تصوف حافظ بود و علی هم در تنظیم این پایان نامه به من کمک زیادی کرد. یکی از همین روزها که اتفاقاً ژاکت سفیدی بر تن داشتم به دانشگاه رفتم. علی یک یادداشت روی پایان نامه من گذاشت و به من داد. یادداشت او این بود؛ «خانم پوران شریعت رضوی شما را به آن ژاکت سفیدتان قسم که حتماً این پایان نامه را با دقت از اول تا آخر بخوانید.»ازدواج ما هم طبیعتاً خیلی با همان انتظاراتی که محیط از او داشت منطبق نبود.
- قبل از ازدواج چه تصوری از زندگی با یک متفکر داشتید؟
در آغاز تصورم بسیار رویایی بود. می دانستم که زندگی با یک نویسنده یا آدم سیاسی پستی و بلندی دارد. اما آن چیزی که برای من قابل پیش بینی نبود، این بود که همه زندگی خصوصی مان تحت الشعاع دغدغه های فکری و آرمان های او قرار گیرد. زندگی خانوادگی در این 19 سال زندگی مشترک حاشیه بود و نه متن. اتفاق بود و نه متداول. البته اتفاقاتی بود پر از حکایت و همدلی و مهربانی.
- پس از چه مدتی راهی پاریس شدید؟
پس از 5/1 سال بعد از ازدواج علی به دلیل اینکه شاگرد اول شده بود، بورس تحصیلی گرفت و ما به پاریس رفتیم. در پنج سال اقامت در اروپا دو سه بار آدرس عوض کردیم. در اتاق هتلی با حداقل امکانات در محله 14 پاریس مستقر شدیم. بچه ها را زیر دستشویی می شستم و گاه برای امرار معاش مجبور بودم کارهای کوچک دانشجویی کنم. بورس کفایت نمی کرد. سختی ها و بی پولی ها فشار زیادی بر ما می آورد. علی علاوه بر درس، فعالیت های سیاسی هم داشت و طبیعتاً وقتی برای مشارکت در امورات زندگی روزمره نداشت. من درس می خواندم و بچه داری می کردم. البته علی در نگارش تز به من خیلی کمک می کرد اما در بچه داری خیر، با کمبود مالی هم راحت تر از من کنار می آمد. با این وجود همیشه قدرشناس بود و در رفتارش هیچ اثری از آن کلیشه های مردسالارانه دیده نمی شد.
گهگاه هم این شعر حافظ را برای من زمزمه می کرد.
نسیم صبح سعادت بدان نشان که تو دانی
خبر به کوی یار ببر بدان زبان که تو خوانی
تو پیک خلوت رازی دیده بر سر راهت
به مردمی نه به فرمان چنان بران که تو دانی
گهگاه که صدای من در می آمد برای اینکه آرامش را برقرار کند، همه قصور را بر گردن می گرفت و البته کار خودش را می کرد. کار خودش هم که معلوم بود؛ نوشتن و حرف زدن و از هر فرصتی برای فراهم کردن خلوتی استفاده کردن. با وجودی که به شدت عاطفی بود و از کنار روابط انسانی و خانوادگی نمی گذشت اما به قول خودش از سقف، نظم و تکرار فراری بود. بعد از پنج سال اقامت درسمان که تمام شد با سه فرزندمان به ایران بازگشتیم و البته می دانید که سر مرز دستگیر شد و باقی قضایا تا بالاخره در مشهد مستقر شدیم. او پس از یک سال ونیم، تدریس در دانشگاه را شروع کرد و من هم تدریس در دبیرستان را.
- برخوردش با بچه ها چگونه بود؟
اگر در خانه بود بسیار عمیق بود و عاطفی و بی اقتدار. اینکه می گویم اگر، به دلیل این است که از همان سال اول ورود به ایران، یعنی در سال 1343، پس از مدتی تدریس در دهات اطراف مشهد علی به مدت یک سال به تهران رفت. بعد از تدریس در دانشکده مشهد هم کم کم سخنرانی ها در تهران و شهرستان ها شروع شد. مواقعی بود که یک ماه در خانه نبود ولی روزی که در خانه بود، خیلی به بچه ها می رسید و حضورش همیشه با هیجان همراه بود. مثلاً هوس می کرد یازده شب آنها را به طرقبه ببرد و اعتراضات من به جایی نمی رسید. گاه آنها را به سینما می برد. هرچه می گفتم این فیلم ها به درد بچه دبستانی نمی خورد کار خودش را می کرد. موضوع انشا به آنها می داد و کتاب می خرید و البته به آنها اجازه می داد هر چقدر پول می خواهند از جیبش بردارند. حضورش در خانه برای بچه ها هیجان آور بود؛ برای اینکه از روند همیشگی خارج می شد. یک جلویش بی نهایت صفرها را در یکی از همین روزهای خانه نشینی برای احسان نوشت تا او نوشتن را یاد بگیرد. برخوردش با دختران هیچ وقت آمرانه نبود. در دوران اقامتش در تهران به دلیل سخنرانی های ارشاد، برایشان نامه می نوشت و غیبتش را توضیح می داد. در آن موقع سوسن و سارا هفت، هشت ساله بودند. متلک می گفت و دست می انداخت و به شکل غیرمستقیم اشکالاتشان را گوشزد می کرد. اگر می فهمید نمره یی کم آورده اند با متلک نارضایتی اش را نشان می داد؛ عیبی ندارد. درس را کنار بگذار و منتظر یک خواستگار پولدار، پسرحاجی باش. یادم هست زمانی که تازه علی از زندان آزاد شده بود، سال 54، از مدرسه به من اطلاع دادند که یکی از بچه ها در دستشویی مدرسه شعار نوشته. شب علی سوسن و سارا را نشاند و گفت؛«شنیدم شماها خیلی مترقی شدید. شعار می نویسید. من کتابی دارم به نام از کجا آغاز کنیم؟ از دستشویی نباید آغاز کرد.
- اما به رغم حضور کم دکتر در جمع خانواده، افکار و آرای دکتر در بین فرزندان شما به وضوح دیده می شود.
علی پس از آزادی حدود دو سال خانه نشین شده بود. احسان را به امریکا فرستاده بودیم و علی در این دو سال تا نیمه های شب با دخترها که دوازده، سیزده ساله بودند مرتباً بحث و گفت وگو می کرد. آنها در برخی جلسات پس از سال 55 شرکت می کردند و کم کم به این تیپ مباحث توجه نشان می دادند. شناخت آرای شریعتی را هم آنها مثل همه هم نسلی های خود، پس از رفتن علی به دست آورده اند.
- کتاب طرحی از یک زندگی را با چه هدفی نوشتید؟
همیشه به این فکر بودم که از طریق نوشتن خاطراتم وجوهی از زندگی علی را که برای مخاطب جوان ناآشنا بود روشن کنم.
استقبالی که از این کتاب شد به دلیل پاسخ هایی بود که به این پرسش ها داده شد. این کتاب به چاپ یازدهم رسید.
- نظرتان راجع به منتقدان شریعتی چیست؟
من هیچ گاه نگاه منفی به منتقدان شریعتی نداشته ام. ولی حسادت ها و افتراها و بدفهمی ها نسبت به او آزارم می دهد. وقتی غرض و مرض نام نقد می گیرد، تسویه حساب با دیروز خود به نام حرف ها و آموزه های او انجام می شود. یک متفکر اگر نقد نشود، می میرد. شریعتی در 43سالگی از میان ما رفت و طبیعتاً اگر فرصت بیشتری می داشت، مثل بسیاری از کسانی که شانس و امکان مادی تغییر عقیده را داشته اند، او هم در حوزه هایی تغییر عقیده می داد. البته کوتاه و مفید و به تمامی زیستن هم از آن دست شانس هایی است که همگی ندارند.
- نظرتان راجع به طرفدارهای دکتر چیست؟
هر کدام به سهم خود نقش مهمی در پیگیری این تفکر پس از او داشته اند. بسیاری از آنها در سال هایی که نامی از شریعتی برده نمی شد و در اوج جوانی خود برای زنده نگاه داشتن راه و سخن او تلاش کرده اند و فرصت های بسیاری را نیز به همین دلیل از دست داده اند؛ آدم هایی صادق، بی نیاز و روشن که جسارت مستقل ماندن را داشته اند و البته همه دانشجویان بی نام و نشانی که از سر وفاداری به آرمان های او نامش را زنده نگاه داشته اند. همه آنها بی نهایت برای من عزیز هستند.
- جمع بندی تان از تحمل آن همه سختی چیست؟
اینکه تحمل سختی اگر بی دریغ باشد و تبدیل به طلبکاری نشود و سهم خواهی، بی پاسخ نخواهد ماند. همین که سی سال بعد هنوز به افکار و وجوه متعدد زندگی شریعتی پرداخته می شود و حساسیت برانگیز است، برای منی که به سهم خود در زندگی او شریک بوده ام تسلی بخش است.
- آیا فکر می کردید که دکتر را به این زودی از دست بدهید؟
خیر. علی پس از آزادی از زندان دو سال بسیار سختی را گذراند. تحت تعقیب بود و کنترل می شد. می گفت در بازگشت از خانه دوستی، ماشینی می خواسته به او بزند. بار دیگر در نیمه های شب که مشغول نوشتن بود، دیده بود یک نفر از دیوار پریده پایین و تا نزدیک پنجره جلو آمده است. همیشه منتظر حادثه یی بود. خودم بارها هنگام بیرون رفتن از خانه می دیدم ساواکی ها جلوی در خانه ایستاده اند. وقتی قرار بر رفتنش شد، می دیدم که دوباره دارد امیدوار می شود. پروژه های زیادی داشت. از تصحیح کتاب هایش و تجدیدچاپ آنها و... اما یک ماه نشد. روز قبل از مرگش با او تلفنی صحبت کردم. چاره یی جز پذیرفتن این واقعه نداشتم. پس از شهادت علی از طرف نیروهای نظامی با من تماس گرفتند که هواپیما می گیریم تا جنازه استاد را به ایران بیاوریم، شاهنشاه گفتند عزای عمومی اعلام می کنیم. گفتم؛«به شاهنشاهت بگو نمی خواهد برای نویسنده یی که در زمان حیاتش، قدرت خرید یک سری کتاب های ویل دورانت را نداشت تعزیه بگیری.»
در پایان این گفت وگو، دکتر پوران شریعت رضوی را با خاطراتش، با زحمات بی دریغش، با فرزندانی که عمیقاً به آنها افتخار می کند، با خانه یی که مملو از آثار، عکس و جملات کوبیده بر دیوار خانه اش است تنها گذاشتم و به هنگام نوشتن این گفت وگو تفالی به حافظ شیراز زدم و خواجه شیرازی چنین گفت؛
بتی دارم که گرد گل زسنبل سایه بان دارد
بهار عارضش خطی به خون ارغوان دارد
غبار خط نپوشانید خورشید رخش یارب
حیات جاودانش ده که حسن جاودان دارد
چو عاشق می شدم گفتم که بردم گوهر مقصود
ندانستم که این دریا چه موج خون فشان دارد

  
نویسنده : علی محمودی ; ساعت ٤:۱٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ شهریور ۱۳۸۸

فهرست کل آثار دکتر علی شریعتی

دکتر علی شریعتی

در این فهرست تقریبا اکثر نوشته ها و گفته های شریعتی لیست شده است.این فهرست بدون توجه به مجموعه آثار منتشره در سالهای اواخر دهه پنجاه تا امروز تهیه شده است. تقسیم بندی این فهرست بیشتر بر اساس مکان یا شکل ارائه اثر صورت گرفته است. این لیست البته کامل نیست اما حداقل نود درصد آثار را دربرگرفته است.
لیست کتابهائیکه بوسیله مؤسسه حسینیه ارشاد چاپ و منتشر شده است.
1- درس تاریخ ادیان (از درس 1 تا درس 14
2- درس اسلام‌شناسی (1 و 2)
3- درس اسلام‌شناسی (3 و 4)
4- درس اسلام‌شناسی (5 و 6)
5- درس اسلام‌شناسی (7)
6- درس اسلام‌شناسی (8 و 9)
7- درس اسلام‌شناسی (10)
8- درس اسلام‌شناسی (11)
9- از کجا آغاز کنیم؟
10- فاطمه، فاطمه است
11- چه باید کرد؟
12- شهادت
13- آری، اینچنین بود برادر
14- تشیع علوی و تشیع صفوی (چاپ اول)
15- تشیع علوی و تشیع صفوی (چاپ دوم)
16- روش شناخت اسلام
17- امت و امامت
18- یکبار دیگر ابوذر (مقدمه نمایشنامه ابوذر)
19- نقش انقلابی یاد و یادآوران
20- حسین وارث آدم
21- مسئولیت شیعه بودن
22- فلسفه نیایش
23- انتظار مذهب اعتراض
24- یک، جلوش تا بی‌نهایت صفرها
25- پدر، مادر، ما متهمیم
26- علی، مکتب، وحدت و عدالت.
27- کنگره بزرگداشت اقبال
28- میزگرد پاسخ بسئولات و انتقادات (2 جلد)
29- فرهنگ و ایدئولوژی
30- حج
31- تشیع سرخ (مقدمه‌ای بر نمایش سربداران)
32- سیمای محمد
33- قاسطین، مارقین، ناکثین
34- فرهنگ و ایدئولوژی
* * *
لیست سخنرانیها و درسهای دکتر علی شریعتی که بصورت نوار موجود است
«محل سخنرانی و درس در تالار حسینیه ارشاد»:
1- تاریخ ادیان (از درس 1 الی 14)
2- اسلام‌شناسی (از درس 15 الی آخر)
3- نگاهی به تاریخ فردا 20/7/48
4- نسل نو مسلمان 3/8/47
5- روش شناخت اسلام 9/8/47
6- علی(ع) حقیقتی بر گونه اساطیر 15/12/47
7- علی(ع) حقیقتی بر گونه اساطیر 16/12/47
8- امت و امامت در جامعه‌شناسی 11/1/48
9- امت و امامت در جامعه‌شناسی 12/1/48
10- امت و امامت در جامعه‌شناسی 13/1/48
11- امت و امامت در جامعه‌شناسی 14/1/48
12- متمدن و متجدد 19/2/48
13- علی تنهاست 11/9/48
14- علی(ع) و حیات با روش پس‌از‌مرگ 12/9/48
15- علی(ع) و حیات با روش پس‌از‌مرگ 13/9/48
16- علی(ع) و حیات با روش پس‌ازمرگ 14/9/48
17- علی انسان تمام 20/9/48
18- میعاد با ابراهیم 28/12/48
19- میعاد با ابراهیم 29/12/48
20- میعاد با ابراهیم 1/1/49
21- میعاد با ابراهیم 2/1/49
22- نیایش 13/1/49
23- تاریخ و ارزش آن در اسلام 15/5/49
24- مذهب علیه مذهب 22/5/49
25- مذهب علیه مذهب 23/5/49
26- روشنفکر و مسئولیت آن در جامعه 30/5/49
27- روشنفکر و مسئولیت آن در جامعه 31/5/49
28- فلسفه تاریخ در اسلام (در ادیان ابراهیمی) 1/6/49
29- اجرای برنامه در مسجد الجواد (تاریخ در اسلام) 14/12/49
30- فاطمه، فاطمه است 15/4/50
31- انتظار مذهب اعتراض 8/8/50
32- تشیع علوی و تشیع صفوی 9/8/50
33- مسئولیت شیعه بودن 15/8/50
34- 23 سال فداکاری در راه مکتب 16/8/50
35- چه نیازی به علی؟ 17/8/50
36- آری اینچنین بود ای برادر 18/8/50
37- علی بنیانگذار وحدت 19/8/50
38- پدر، مادر، ما متهمیم 20/8/50
39- از کجا آغاز کنیم 1/9/50
40- شهادت (تاسوعا) 6/12/50
41- حسین وارث آدم (عاشورا) 7/12/50
42- پس از شهادت (مسجد نارمک) 7/12/50
43- نقش انقلابی یاد و یادآوران در تاریخ تشیع 21/6/51
44- قرن ما در جستجوی علی(ع) 3/6/51
45- زیباترین روح پرستنده 22/6/51
46- قسمت اول سمینار (ایام فاطمیه) 22/4/51
47- قسمت دوم سمینار 23/4/51
48- قسمت سوم سمینار 24/4/51
49- قسمت چهارم سمینار
50- قسمت پنجم سمینار
51- هجرت و تمدن (2 قسمت)
52- تشیع سرخ (سخنی در مورد نمایشنامه سربداران)
53- مقدمه‌ای بر نمایشنامه ابوذر
54- پاسخ به سئولات مربوط به درس‌ها
55- شیعه یک حزب تمام (2 شب)
56- پیروان علی و رنجهایشان 4/8/51
57- سوره روم پیام امید به روشنفکر مسئول 5/8/51
58- قاسطین، مارقین، ناکثین 7/8/51
59- اسلام در آمریکا (به همراه دکتر پرتوماه)
60- دائره‌المعارف شیعه مقدمه بر کنفرانس آقای حسن‌الامین
61- علی اگر می‌گفت: آری
62- علی، یک روح در چند بعد (سه جلسه)
63- پیروزی در شکست
64- ماشین در اسارت ماشینیسم
65- استحمار
* * *
صورت کنفرانسهای دکتر شریعتی در دانشگاهها که بصورت نوار یا کتاب یا پلی‌کپی موجود است:
1- از کجا آغاز کنیم؟ (دانشگاه آریامهر)
2- ماشین در اسارت ماشینیسم (دانشکده پلی‌تکنیک)
3- جامعه‌شناسی شرک (دانشکده ادبیات تهران)
4- انقلاب در ارزشها (دانشکده ادبیات تهران)
5- ریشه‌های اقتصادی – طبقاتی رنسانس (مدرسه عالی بازرگانی)
6- متدلوژی علم (مدرسه عالی بازرگانی)
7- علم یا استولاستیک جدید (دانشکده پزشکی تهران)
8- انسان و تاریخ (دانشکده فنی تهران)
9- چهار زندان انسان (مدرسه عالی علوم تربیتی)
10- اگزیستانسیالیسم (دانشکده ملی)
11- علل انحطاط مذاهب (دانشگاه ملی)
12- استانداردهای ثابت در تعلیم و تربیت (دانشسرایعالی سپاه بهداشت)
13- استحمار (مدرسه عالی دختران – 2 سخنرانی)
14- انتظار مذهب اعتراض (گفتگوی با دانشجویان دانشکده نفت آبادان)
15- استخراج و تصفیه منابع فرهنگی (دانشکده نفت)
16- جهان‌بینی (دانشکده نفت آبادان)
17- مخروط فرهنگ‌شناسی (دانشکده نفت آبادان)
18- فرهنگ و ایدئولوژی (دانشسرایعالی تهران)
19- ایمان در علم (دانشگاه مشهد – تالار رازی)
20- میعاد با ابراهیم (دانشگاه مشهد – تالار رازی)
21- هنر در انتظار موعود (دانشگاه مشهد – تالار رازی)
22- سخنرانی در انجمن کتاب دانشگاه مشهد تحت عنوان: کتاب
23- انسان دیروز و انسان امروز (دانشگاه مشهد – دانشکده علوم)
24- بازگشت به خویشتن (دانشگاه جندیشاپور – اهواز)
25- نیازهای انسان امروز (دانشگاه جندیشاپور – اهواز)
26- انسان بی‌خود (دانشکده ادبیات – دانشگاه تهران)
27- روح جدید علم (دانشگاه صنعتی آریامهر)
28- خدا در خانه یک کنیز (فلسفه حج) دانشگاه مشهد
29- اومانیسم در قصد خلقت آدم (انتروپولوژی فلسفی دانشکده نفت آبادان)
30- چهار زندان انسان (دانشکده نفت آبادان)
31- ایدئولوژی (دانشکده نفت آبادان)
32- رسالت روشنفکر برای ساختن جامعه (دانشکده نفت)
33- تأمل در خویش
* * *
صورت سخنرانیهای دکتر شریعتی در سفر مکه بهمراه کاروان حسینیه ارشاد و سایر مؤسسات:
1- پس از شهادت (مسجد جامع نارمک 7/12/50)
2- اجرای برنامه در مسجد الجواد (14/12/49) تاریخ در اسلام
3- تمدن و تجدد (دبیرستان مهستی مشهد – سرپرست و مسئول هاشم منتجمی)
4- مجموعه سخنرانیها در سفر مکه سال 48 به همراه کاروان ارشاد
5- مجموعه سخنرانیها در سفر مکه سال 49 به همراه کاروان ارشاد
6- مجموعه سخنرانیها در سفر مکه سال 50 به همراه کاروان ارشاد
7- بیعت و وصالت (دموکراسی و رهبری انقلابی) (کانون مهندسین تهران)
* * *
دروس علمی دکتر شریعتی در دانشگاه مشهد از سال 45 – 50
1- تاریخ اسلام (سال 7-1346 دانشکده ادبیات)
2- درسهای تاریخ ادیان (سه دور – دانشکده ادبیات)
3- درس تاریخ تمدن (چهار دوره شامل، جهان‌بینی و محیط نگاه زرد کنفرانس خام خاکپور – دیالک تیک)
4- تاریخ قرون جدید (سه سال تدریس‌شده در سه جلد)
5- قرون جدید (یک جلد بوسیله دانشجویان از نوار پیاده‌شده)
6- «جهان در آستانه بعثت» فصل اول ایران (درس‌های دانشکده ادبیات در فصول مختلف
7- سیانتیسم (علم‌پرستی) و پیدایش طبقه روشنفکر «قرون جدید» از رنسانس تا 1964
8- رنسانس و تاریخ اروپا از پایان قرون وسطی تا 1660 (سال سوم رشته تاریخ 6-1345
9- درس «فلسفه و معارف اسلامی»
10- جامعه‌شناسی مکتب و آثار آلبرکامو بعنوان شاگرد لوکوس (دانشکده ادبیات)
11- انسان در تمدن جدید (درسهای تاریخ تمدن – ادبیات)
12- مکتب‌ها و نظرهای گوناگون در باب تاریخ (پلی‌کپی سال 46 درس فلسفه تاریخ – دانشکده ادبیات)
13- دین و سرگذشتش (جلد دوم تاریخ ادیان – ادبیات)
14- پس از پیغمبر (پلی‌کپی – ادبیات – درس اسلام‌شناسی)
15- فلسفه تاریخ (دانشکده ادبیات – رشته تاریخ – دو دوره)
16- تاریخ کشورهای مجاور (روسیه – عراق – ترکیه – پاکستان و دانشکده ادبیات – یکسال)
توضیح: درس پاکستان کنفرانس آقای منشی‌زاده است که بوسیله دکتر تصحیح شده است و کامل و بنام منشی‌زاده چاپ شده.
17- تاریخ عقاید سیاسی و اقتصادی (سال 45/46 – دانشکده ادبیات سال چهارم)
18- تاریخ ایران پس از اسلام (دانشکده ادبیات یکسال)
19- تاریخ علم (دانشکده علوم)
20- پیروزی پس از شکست
* * *
اسامی کتابهاییکه بوسیله دکتر شریعتی نوشته و چاپ و منتشر شده است:
1- تاریخچه تکامل فلسفه (جزوه اول مکتب واسطه)
(ناشر کانون نشر حقایق اسلامی – مشهد 1324)
2- مکتب رابطه (مجموعه جزوات)
(ناشر کانون نشر حقایق اسلامی – مشهد 1334)
3- خراسان (سازمان جلب سیاحان – 1345)
4- اسلام‌شناسی (شرکت انتشار)
5- کویر (شرکت انتشار)
6- انسان و اسلام (مجموعه کنفرانسها در دانشکده نفت آبادان – ناشر شرکت انتشار)
7- بازگشت به خویشتن
8- توحید، فلسفه اخلاق
* * *
اسامی ترجمه‌های خطی یا چاپ‌شده که بوسیله دکتر شریعتی ترجمه شده است:
1- نمونه‌های عالی اخلاقی در اسلام است نه در بحمدون (ترجمه از کاشف‌الغطاء – چاپ دوم تبریز 1334 چاپ اول کانون نشر حقایق اسلامی مشهد).
2- بیان‌الادیان (متن کامل همراه با باب پنجم تصحیح انتقادی)
3- در نقد ادب (نوشته دکتر مندور)
4- نیایش (دکتر الکسیس کارل)
5- ابوذر غفاری (عبدالحمید جوده‌السحار)
6- سلمان پاک (پرفسور ماسینیون)
7- ادبیات چیست (ژان‌پل سارتر)
8- نفرین‌شدگان زمین (مغضومین زمین) (نوشته فرانتزفانون)
9- سال پنجم انقلاب الخزایری (فرانتزفانون)
10- منحنی زندگی حلاج (پروفسور ماسینیون)
* * *
اسامی نوشته خطی که بوسیله دکتر شریعتی نوشته شده است:
1- رنج بودن! (قصه خلقت انسان)
(بوسیله ناشری بنام زهدائی در مشهد چاپ شده)
2- کامپیوتر
3- خداحافظ شهر شهادت
4- توتم‌پرستی
5- سر سید احمد خان
6- یک‌ماه پابه‌پای پیغمبر
7- زیربنای توحید
8- رساله تحقیقی برای وزارت علوم (مکتب)
9- انقلاب شیعی سربداریه
10- مقاله‌ای درباره دلایل کشف آمریکا بوسیله مسلمانان اشبیلیه
نام مقاله: آیا مسلمانان پیش از کریستف کلمب آمریکا را کشف کرده‌اند؟ (مجله فرهنگ 1336)
* * *
نوشته‌ها و ترجمه‌های پراکنده دکتر شریعتی که بصورت پلی‌کپی درآمده است:
1- هنر در انتظار موعود (کنفرانس دانشگاه مشهد)
2- ترجمه شعر چیست سارتر (قسمتی از ادبیات چیست؟)
3- مذهب علیه مذهب
4- علم و اسکولاستیک جدید (کنفرانس دانشکده پزشکی تهران)
5- تاریخ ادیان (نشریه پلی‌تکنیک)
6- چگونه باید امروز زن روز بودن (دست‌نویس)
7- الیناسیون
8- مبانی مسئولیت در انسان
* * *
مقدمه بر کتب و مقاله‌ای در مجموعه مقاله‌ها نوشته دکتر علی شریعتی
1- مقدمه بر کتاب حجربن‌عدی (حسن اکبری)
2- مقاله مناسک (گاهنامه آنزمان، اینزمان)
3- انسان بی‌خود (کتاب انسان و جهان چاپ شرکت انتشار)
4- مقاله از هجرت تا وفات (کتاب محمد خاتم پیامبران – جلد اول – چاپ ارشاد)
* * *
مقاله‌ای در روزنامه‌ها و مجلات داخل کشور بوسیله دکتر شریعتی:
1- سنگی از فلاخن دوست (مجله فردوسی سال 49 – 9 شهریور – شماره 977)
2- درباره صهیونیسم (26/9/52)
(در پاسخ مقاله ضدصهیونیسم و ضدامپریالیسم در شرق نوشته داریوش آشوری – مجله فردوسی 20 تیرماه 46)
3- شعر چیست سارتر (قسمتی از ادبیات چیست؟ روزنامه هیرمند – شماره 2 – 1346 – مشهد)
4- شماره ششم مجله فرهنگ (خراسان 1337) (مقاله من فکر می‌کنم پس هستم...)
5- ترجمه بدبینی و خوشبختی (مجله آستان قدس سال 40 به‌همراه نامه‌ای به محمدتقی شریعتی)
6- مقاله تاین‌بی و تاریخ (سال 1336 – روزنامه خراسان) مشهد.
7- مجله پیام – نشریه دانشجویان دانشکده نفت آبادان (مصاحبه‌ای درباره الجزایر).
* * *
صورت کتابهائیکه بوسیله دکتر علی شریعتی به زبان‌های غیرفارسی نوشته شده است.
1- (چاپ عکس پاریس)
2- (گفتگوی علمی باگیور در زندان سیته پاریس چاپ 1965 توگو)
3- (ترجمه نسخه خطی «فضائل بلخ» پاریس 1962)
4- (ژان‌پل سارتر – پاریس شماره اول – دوره آدم – نامه پارسی)
5- «کنفرانسهای دکتر شریعتی و آقای cande در کلیسای ژوزیثت‌های پاریس با مقدمه پدر ستیف p.setif مسئول مؤسسه تحقیقات آزاد بین‌الملل و بین‌المذاهب کلیسای مزبور».
6- سیمای محمد
7- (مقدمه بر کتاب «سرور جهشها» محمدرضا حکیمی چاپ شرکت انتشار)
* * *
نامه‌ها
1- نامه دکتر به پسرش احسان
2- نامه دکتر به پدرش استاد شریعتی
3- نامه دکتر به پرویز خرسند
4- نامه‌های فرانتزفانون به دکتر شریعتی (خانم زهره دریف در تونس مکاتبات فانون را زیر چاپ دارد.)
5- نامه دکتر به مؤسسه ارشاد
6- نامه دکتر به آقای سید ابراهیم میلانی
* * *
صورت مقالات دکتر شریعتی در مطبوعات خارجی بزبان فارسی و خارجی
1- به کجا تکیه کنیم؟ (مقالات علمی چاپ پاریس 1961 – جمله پارسی)
2- ترجمه ادبیات چیست؟ سارتر (منتشر شده در اروپا – سال 1956)
3- مقدمه شعر چیست سارتر – ترجمه شریفی (نامه پارسی 1961، پاریس)
4- آخرین صفحه (مغضوبین زمین – مجله دانشجویان ایرانی سال 1961)
5- مجموعه مقالات در روزنامه المجاهد الجزایر
6- مرگ فرانتزفانون (پاریس 1962)
7- الامه فی‌الاسلام (کنفرانسی برای موتمر اسلامی مکه در 1348 که به جای ایراد آنرا چاپ کردند (مجله رابطه العالم‌الاسلامی)
8- (با همکاری چهار قمقی از هند و چین سابق – برزیل، لبنان، و جزیره مدریس)

  
نویسنده : علی محمودی ; ساعت ۳:٤۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٩ شهریور ۱۳۸۸

فهرست سخنرانی های دکتر علی شریعتی

دکتر علی شریعتی

آنچه در این فهرست اهمیت دارد تاریخ ایراد سخنرانی هاست. تلاش ما این است که تاریخ کل گفته ها و نوشته های معلم شهید را بدست آوریم. به مرور این تاریخها تکمیل خواهد شد.
مقایسه تاریخ این سخنرانی ها اطلاعات ارزشمندی را بدست خواهد داد.
لیست کنفرانسهای حسینیه ارشاد که توسط دکتر علی شریعتی ایراد شده است:
شماره موضوع کنفرانس تاریخ
1 نگاهی به تاریخ فردا 20/7/47
2 روش شناخت اسلام 3/8/47
3 علی حقیقتی بر گونه اساطیر 15/12/47
4 امت و امامت در جامعه‌شناسی 11/1/48
5 متمدن و متجدد 19/2/48
6 علی تنهاست 11/9/48
7 علی حیات با روش پس از مرگ 12/9/48
8 علی انسان تمام 20/9/48
9 هجرت و تمدن 4/10/48
10 میعاد با ابراهیم 28/12/48
11 نیایش 13/1/49
12 اقبال مصلح قرن اخیر 4/2/49
13 تاریخ و ارزش آن در اسلام 15/5/49
14 مذهب علیه مذهب 22/5/49
15 روشنفکر و مسئولیت آن در جامعه 30/5/49
16 فلسفه تاریخ در اسلام 1/6/49
17 حسین وارث آدم (در جلسه عمومی) 4/2/50
18 حسین وارث آدم (در کلاس درس) 29/3/50
19 فاطمه، فاطمه است 15/4/50
20 انتظار مذهب اعتراض 8/8/50
21 تشیع علوی و تشیع صفوی 9/8/50
22 مسئولیت شیعه بودن 15/8/50
23 چه نیازی است به علی 16/8/50
24 آری، اینچنین بود برادر 18/8/50
25 علی، بنیانگذار وحدت 19/8/50
26 شهادت 6/12/50
27 حسین وارث آدم (روز عاشورا) 7/12/50
28 قرن ما در جستجوی علی 1/1/51
29 نقش انقلابی یاد و یادآوران 21/6/51
30 زیباترین روح پرستنده 22/6/51
31 شیعه یک حزب تمام 2/8/51
32 پیروان علی و رنجهایشان 4/8/51
33 سوره روم 5/8/51
34 قاسطین، مارقین، ناکثین 7/8/51
35 انتظار عصر حاضر از زن مسلمان
36 استحمار و راه سوم
37 کنفرانس مسجد الجواد
38 استانداردهای ثابت تعلیم و تربیت
39 ماشین در اسارت ماشینیسم
40 پس از شهادت
41 پیشگفتار نمایشنامه «ابوذر»
42 جلسات سمینار زن
43 مقدمه کنفرانس حسن‌الامین
44 از کجا آغاز کنیم؟
45 حج سال 49
46 اسکولاستیک جدید علم
47 حج سال 50
48 متدلوژی علم
لیست گفتگوها یا سخنرانی‌های خصوصی که توسط دکتر علی شریعتی ایراد شده است:
49 حرّ
50 اقتصاد
51 معراج – اسری – حسنات – صالحات
52 فرهنگ واژه‌های قرآن
53 میلاد رسول اکرم
54 ثارالله و چه باید کرد؟
55 تخصص بیگانگی از خویشتن
56 عرفان، عدالت، آزادی
57 دکلمه داستان حسن و محبوبه
58 سخن آدم
59 فرم و محتوای مسائل اسلامی
60 یک، جلوش تا بینهایت صفرها
61 پیام (تحولات تاریخی شیعه)
62 سرود آفرینش
15 پیام به آقای همایون
63 شهید همه اعصار و مراسم تدفین
64 سلام‌های نماز
باضافه 14 درس «تاریخ ادیان» و 26 درس «اسلام‌شناسی» که در میان دانشجویان ارشاد ایراد شده است و همچنین جلسه و پرسش و پاسخ با حضور شریعتی و دیگر عوامل ارشاد.

  
نویسنده : علی محمودی ; ساعت ۳:۳۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٩ شهریور ۱۳۸۸

سالشمار آثار دکتر علی شریعتی

آنچه در پی خواهد آمد سالشمار نسبتا کاملی از آثار شریعتی است که در کتاب آقای رضا علیجانی با نام رند خام(شریعتی شناسی جلد اول) منتشر شده است

 دکتر علی شریعتی

زمان

مکان

نام مقاله

مجموعه آثار

33

-

نمونه‌های اخلاقی در اسلام نه در بحمدون (ترجمه)

31

34/4

34

-

-

تاریخ تکامل فلسفه

ابوذر غفاری (ترجمه)

31

3

37/1

37/2

37

-

-

-

مقدمه چاپ دوم ابوذر غفاری

نامه‌ای به همسر

نامه‌ای به پسرعمه

3

1

34

38

-

-

-

در نقد و ادب (ترجمه)

نیایش (ترجمه)

سلمان پاک (ترجمه)

32

8

28

39

-

کتاب خوش‌بینی و بدبینی (ترجمه)

دفتر‌تدوین

40

40/2

-

-

شعر چیست؟ (ترجمه)

نامه‌ای به دوست

32

34

42

-

وصیت‌نامه فرانتز فانون

4

44

-

راهنمای خراسان

-

45

س.ت 46/45

ادبیات مشهد

-

اومانیسم در غرب و شرق

اسلام‌شناسی (مشهد)

25

30

س.ت 47/46

س.ت 47/46

س.ت 47/46

س.ت 47/46

46

48-46

46/12

-

ادبیات، مشهد

ادبیات، مشهد

-

-

-

-

معارف اسلامی

مذهب «در»ی و هنر «پنجره»ای

بررسی پاره‌ای از وقایع صدر اسلام

مکتب نعلیم و تربیت اسلامی

دونامه به آقای دکتر متینی رئیس دانشکده ادبیات

گفتگوهای تنهایی

نوروز

29

32

28

28

34

33

13

47

47

48-47

47

47

47

س.ت 50-45

1-ن.ا 50-49

2-ن.د 48-47

3-ن.ا 48-47

4-ن.ا 48-47

5-ن.ا 48-47

6-ن.د 48-47

7-ن.د 48-47

8-ن.د 48-47

9-ن.د 48-47

3و4/7/47

15و16/12/47

47/12

دانشگاه ملی

-

-

-

دانشکده‌نفت‌آبادان

دانشکده‌نفت‌آبادان

ادبیات مشهد

ادبیات مشهد

ادبیات مشهد

ادبیات مشهد

ادبیات مشهد

ادبیات مشهد

ادبیات مشهد

ادبیات مشهد

ادبیات مشهد

ادبیات مشهد

ارشاد

ارشاد

-

اگزیستانسیالیسم

کویر

تشیع: میعادگاه روح سامی و روح آریایی

توتم‌پرستی

انسان و اسلام

چهار زندان انسان

تاریخ تمدن (1) و (2)

تمدن چیست؟

بحث کلی راجع به تمدن و فرهنگ

مکاتب تاریخ و روش تحقیق آن

حادثه‌ای شگرف در تاریخ

خصوصیات قرون معاصر

جهان‌بینی و محیط

گرایش‌های سیاسی در قرون معاصر

مسئله خودیابی

ویژگیهای تمدن امروز

روش شناخت اسلام

علی، حقیقتی بر گونه اساطیر

مقدمه بر کتاب حجربن‌عدی

24

13

27

13

24

25

 

11

11

11

12

12

12

12

12

12

28

26

19

48/1/3

11الی14/1/48

48/2/19

48/7/20

48/8

48/8

48/9/11

12الی14/9/48

48/9/19

20و21/9/48

48/9/23

48/10/7

 

48/11/3

48/11/4

48/11/6

-

48/11/16

 

 

 

48/11/27

 

48/11/12

28/12/48تا2/1/49

15و16شوال89

48

48

48

48

48

48

48

48

48

48

48

48

48

48

48

48

-

ارشاد

ارشاد

ارشاد

ادبیات مشهد

ادبیات مشهد

ارشاد

ارشاد

مدرسه بازرگانی

ارشاد

ادبیات مشهد

فنی تهران

مدینه (س)

مدینه (س)

مدینه (س)

مدینه (س)

مکه (س)

عرفات (س)

منی (س)

منی (س)

منی (س)

مکه (س)

غارحرا (س)

مشهد

ارشاد

ارشاد

-

-

-

نفت‌آبادان

نفت‌آبادان

ادبیات تهران

صنعتی‌شریف

ادبیات مشهد

-

-

-

-

-

-

ارشاد

-

نامه‌ای به برادر همسر

امت و امامت

تمدن و تجدد

نگاهی به تاریخ فردا

«هنر» گریزی از «آنچه هست»

تاریخ ایران اسلامی تا صفویه

علی، تنها است

علی، حیات بارورش پس از مرگ

متدلوژی علم

انسان تمام

سخنی درباره کتاب

انسان و تاریخ

سخنرانی‌های سفر اول حج:

مدینه شهر هجرت

تمدن نتیجه منطقی مهاجرت

نجات نسل جوان

هجرت، امت و امامت

تحلیلی از مناسک حج

اسلام محمد احیاکننده دین ابراهیم

«اسماعیل»ات را قربانی کن

وصایت و شورا

چه باید کرد؟

طرح‌گوشه‌هایی‌از‌زندگی‌محمد‌ازتولد‌تا‌بعثت

عبرتی و حکایتی

میعاد با ابراهیم

هجرت و تمدن

هبوط

ایدئولوژی (1)

ایدئولوژی (2)

مخروط جامعه‌شناسی فرهنگی

استخراج و تصفیه منابع فرهنگی

انسان بی‌خود

اسکولاستیک جدید

نگاهی‌به‌ویژگیهای‌قرون‌قدیم،وسطی‌وقرون‌جدید

جهان‌بینی بسته و جهان‌بینی باز

هجرت زمینه‌ساز جهان‌بینی باز

جامعه‌شناسی ساینتیستی

داروینیسم در تبدیل انواع تمدن‌ها به یکدیگر

دنیای‌سوم‌خود‌به‌زبان‌آمده‌است(دست‌نوشته‌ای‌ازمعلم‌شهید)

تلقی‌مذهب‌از دید روشنفکر واقع‌بین ‌و روشنفکرمقلد

(دست‌نوشته‌ای که ادامه نوشته «عشق-توحید» است)

از هجرت تا وفات

34

26

31

31

32

27

26

26

31

25

25

24

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

29

32

29

23

13

23

23

20

20

25

31

31

31

31

31

31

31

31

 

28

جمادی‌الثانی90

1/4913/1/49

49/1/13

49/2/4

عاشورای49

3و22/5/49

1و30/5/49

49/9

49/11/11

ن.ا50-49

49/12/14

49

49

بین50-49

-

ن.د50-49

ارشاد

ارشاد

-

ارشاد

ارشاد

ارشاد

ارشاد

مدرسه‌بازرگانی

مکه

-

مسجدالجواد

دانشگاه مشهد

ارشاد

-

ادبیات‌فردوسی

ادبیات‌فردوسی

تاریخ و ارزش آن در اسلام

فلسفه نیایش (مکتب سجاد)

نیایش (متن)

اقبال، مصلح قرن اخیر

حسین وارث آدم

مذهب علیه مذهب

روشنفکر و مسئولیت او در جامعه

ریشه‌های اقتصادی رنسانس

توحید و شرک

ممالک همجوار

بینش تاریخی شیعه

هنر در انتظار موعود

فلسفه تاریخ از دیدگاه اسلام

دو نامه به آقای میناچی

بحث عمومی راجع به جهان‌بینی و فرهنگ

چرا اساطیر روح همه تمدنهای دنیا است؟

29

8

8

5

19

23

20

31

23

27

19

32

19

1

12

11

50/1/20

50/2/3

50/2/7

50/2/17

50/2/30

50/2/31

50/3/14

50/3/28

50/4/11

50/4/14

50/4/22

50/4/25

50/4/25

50/6/5

50/7

50/8/7

50/8/8

50/8/8

9/8/50(رمضان)

-

50/8/15

50/8/16

50/8/17

50/8/18

50/8/21

50/8/21

50/8

50/8

50/9/1

50/9/5

50/9/19

50/9/23

50/10/3

50/10/17

50/11/15

50/11/22

50/11/29

50/12/6

50/12/13

50/12/20

50/12

50/12

50یااوایل51

احتمالاًاواخر50

-

50

50

زمستان50

50

50

50

50

احتمالاً50

51-50

ارشاد

ارشاد

دانشسرای‌سپاه‌دانش

ارشاد

-

ارشاد

ارشاد

ارشاد

ارشاد

ارشاد

ارشاد

ارشاد

-

پلی‌تکنیک‌تهران

-

ارشاد

ارشاد

ارشاد

ارشاد

-

ارشاد

ارشاد

ارشاد

ارشاد

ارشاد

-

دانشکده‌نفت

-

صنعتی‌شریف

ارشاد

ارشاد

ارشاد

ارشاد

ارشاد

ارشاد

ارشاد

ارشاد

ارشاد

ارشاد

ارشاد

مسجد نارمک

ارشاد

-

جندی‌شاپوراهواز

جندی‌شاپوراهواز

دانشکده‌نفت

شیراز (ن)

 

-

-

-

دانشسرای‌تهران

-

-

درس اول (تاریخ و شناخت ادیان)

درس دوم (تاریخ و شناخت ادیان)

استانداردهای ثلبت در تعلیم و تربیت

درس سوم (تاریخ و شناخت ادیان)

نامه‌ای به دوست

درس چهارم (تاریخ و شناخت ادیان)

درس پنجم (تاریخ و شناخت ادیان)

درس ششم (تاریخ و شناخت ادیان)

درس هفتم (تاریخ و شناخت ادیان)

فاطمه، فاطمه است

مرگ، پیغامی به زندگان

درس هشتم (تاریخ و شناخت ادیان)

نامه‌ای به دوستان

ماشین در اسارت ماشینیسم

حج

درس نهم (تاریخ و شناخت ادیان)

انتظار، مذهب اعتراض

پدر، مادر، ما متهمیم

تشیع علوی و تشیع صفوی

تشیع سرخ و تشیع سیاه

مسئولیت شیعه بودن

چه نیازی است به علی؟

چه باید کرد؟

آری این چنین بود، برادر

درس دهم (تاریخ و شناخت ادیان)

علی، بنیان‌گذار وحدت

جهان‌بینی

نامه‌ای به همسر

از کجا آغاز کنیم؟

درس یازدهم (تاریخ و شناخت ادیان)

درس دوازدهم (تاریخ و شناخت ادیان)

میزگرد پاسخ به سؤالات و انتقادات

درس سیزدهم (تاریخ و شناخت ادیان)

درس چهاردهم (تاریخ و شناخت ادیان)

درس اول (اسلام‌شناسی)

درس دوم (اسلام‌شناسی)

درس سوم (اسلام‌شناسی)

درس چهارم (اسلام‌شناسی)

درس پنجم (اسلام‌شناسی)

درس ششم (اسلام‌شناسی)

پس از شهادت

شهادت

نامه‌ای به دوست

بازگشت به خویشتن

نیازهای انسان امروز

وضع آگاهی طبقاتی

نامه‌ای به دوستان

سخنرانی سفر حج (7سخنرانی)

حج بزرگتر

بزرگتر از حج: شهادت

نامه‌ای به همسر

فرهنگ و ایدئولوژی

بازگشت به کدام خویش؟

بازگشت به خویش

 

14

29

14

34

14

14

14

14

21

29

15

34

31

6

15

19

22

9

9

7

26

20

22

15

26

23

34

20

15

15

22

15

15

16

16

16

16

16

16

19

19

1

4

25

31

1

29

6

6

1

23

4

27

سال51

51

51/1/18

51/1/25

51/2/1

51/2/8

51/2/15

51/2/22

51/2/29

51/3/5

51/3/12

51/3/19

51/3/26

51/4/4

4تا22/4/51

51/4

51/4/30

51/5

51/6/3

51/6/21

51/6/22

51/6/31

51/7/7

51/7/14

51/7/21

51/7/26

51/7/27

51/8

51/8/2

51/8/3

51/8/4

51/8/5

51/8/7

51/8/10

51/8/12

51/8/19

51/8/24

ن.د51

51/9

51/9/4

51/12

51

-

مدرسه عالی دختران

ارشاد

ارشاد

ارشاد

ارشاد

ارشاد

ارشاد

ارشاد

ارشاد

ارشاد

ارشاد

ارشاد

ارشاد

-

ارشاد

ارشاد

ارشاد

ارشاد

ارشاد

ارشاد

ارشاد

ارشاد

ارشاد

مدرسه عالی دختران

مدرسه عالی دختران

ارشاد

ارشاد

ارشاد

ارشاد

ارشاد

ارشاد

ارشاد

ارشاد

ارشاد

ارشاد

تهران

-

اصفهان

تهران

مشهد

-

نامه‌ای به آقای ابراهیم میلانی

چهار زندان انسان

درس هفتم (اسلام‌شناسی)

درس هشتم (اسلام‌شناسی)

درس نهم (اسلام‌شناسی)

درس دهم (اسلام‌شناسی)

درس یازدهم (اسلام‌شناسی)

درس دوازدهم (اسلام‌شناسی)

درس سیزدهم (اسلام‌شناسی)

درس چهاردهم (اسلام‌شناسی)

درس پانزدهم (اسلام‌شناسی)

درس شانزدهم (اسلام‌شناسی)

درس هفدهم (اسلام‌شناسی)

انتظار عصر حاضر از زن مسلمان

سمینار زن

درس نوزدهم (اسلام‌شناسی)

درس بیستم (اسلام‌شناسی)

یک بار دیگر ابوذر

قرن ما در جستجوی علی

نقش انقلابی یاد و یادآوران در تاریخ تشیع

زیباترین روح پرستنده

درس بیست و یکم (اسلام‌شناسی)

درس بیست و دوم (اسلام‌شناسی)

درس بیست و سوم (اسلام‌شناسی)

درس بیست و چهارم (اسلام‌شناسی)

راه سوم

خودآگاهی و استحمار

درس بیست و پنجم (اسلام‌شناسی)

شیعه، یک حزب تمام

شیعه، یک حزب تمام (بخش دوم)

پیروان علی و رنجهایش

پیام امید به روشنفکر مسئول (تفسیر سوره روم)

قاسطین، مارقین، ناکثین

مقدمه‌ای بر کنفرانس حسن‌الامین

درس بیست و ششم (اسلام‌شناسی)

درس بیست و هفتم (اسلام‌شناسی)

نامه‌ای به احسان

نامه‌ای به پدر

سیر سیداحمدخان

نامه‌ای به برادران همایون و میناچی

خداحافظ شهرشهادت

نامه‌ای به همسر

34

25

16

16

16

17

17

17

17

17

17

17

17

21

21

18

18

3

26

7

8

18

18

18

18

20

20

18

7

7

26

20

26

31

18

18

1

1

34

1

22

1

سال52

-

نامه‌ای به فرزند (احسان)

34

54/1

54/7

54

54

مشهد

تهران

شهرقم

-

شب‌قدر

نامه‌ای به خواهرم

بررسی کوتاه مسئله ولایت‌عهدی امام رضا

نامه‌ای خطاب به آقای حجتی کرمانی

2

1

28

1

محرم97(55)

تابستان55

پاییز55

ن.د55

ن.د55

9یا10/55

زمستان55

55/10

55/10

10یا11/55

10یا11/55

11یا12/55

اواخر55

اواخر55

شب آخر55

12/55یا1/56

12/55یا1/56

اواخر55

55

اواخر55

55

55

55

55

55

55

سالهای آخرعمر

سالهای آخر عمر

-

-

-

-

-

-

-

-

-

-

-

-

-

-

تهران

-

-

-

-

-

-

-

-

-

-

-

-

-

چگونه ماندن؟

خودسازی انقلابی

حُر

نامه‌ای به خواهری

نامه‌ای به برادری

نامه‌ای به فرزندم (احسان)

حجاب

ثار

بر در حق کوفتن حلقه وجود

نامه‌ای به فرزندم (احسان)

نامه‌ای به فرزندم (احسان)

نامه‌ای به فرزندم (احسان)

انسان آزاد – آزادی انسان

نامه‌ای به فرزندم (احسان)

نامه‌ای به فرزندم (احسان)

شما دو تن، ای خواهر ای برادر!

قصه حسن و محبوبه (از شما دو تن شهید شاهد...)

دفتر اول (جهت‌گیری طبقاتی اسلام)

دفتر دوم (جهت‌گیری طبقاتی اسلام)

دفتر سوم (جهت‌گیری طبقاتی اسلام)

تاریخ و علی

برخی از ویژگیهای شخصیت پیامبر

ما و اقبال

سرود آفرینش

آزادی

پایان غم‌انگیز زندگی یونگ

ایدئولوژی (2)

تنهایی

2

2

2

1

1

1

21

19

2

1

1

1

24

1

1

1

1

10

10

10

26

28

5

13

24

25

23

24

56/1

1یا2/56

56/2

56/2/24

56/2/26

56/2/26

بعداز27/2/56

56/3

ابتدای سال56

56

-

-

-

-

-

-

آتن

-

-

-

نامه‌ای به فرزندم (احسان)

نامه‌ای به فرزند (احسان)

نامه‌ای به فرزند (احسان)

نامه‌ای به صندوق خیریه

نامه‌ای به پدر، استاد و مرادم!

یادداشتی ناتمام

نامه‌ای به فرزند (احسان)

آخرین نامه ناتمام به دو دخترش

تولد دوباره اسلام در نگاهی سریع بر فراز یک قرن

آخرین نوشته‌ها

1

1

1

34

1

1

1

1

27

1

 

آثار بدون تاریخ

-

-

-

-

-

-

-

-

-

-

-

-

-

-

-

-

-

-

-

-

-

-

-

-

-

ادبیات تهران

-

-

-

دانشگاه مشهد

 

 

بحثی راجع به شهید

توین‌بی، تمدن- مذهب

اگر پاپ و مارکس نبودند

شفاعت تابوئی و شفاعت ایدئولوژیک

فلسفه خلقت انسان

عصیان انسان

ارتجاع نو

انسان، اسلام و مکتبهای مغرب‌زمین

ترجمه و تفسیر خطبه 32 نهج‌البلاغه

عرب پیش از اسلام

تاریخ، خط سیر تکوین طبیعی آدم

کتاب علی، کتاب فردا، کتاب همیشه

ضرورت تیپ‌شناسی در نوشتن بیوگرافی

مروری کوتاه بر خصوصیات قرون وسطی و قرون جدید

نمایشنامه ظلم بر پایه عدل

گزیده‌ای از اشعار معلم شهید

19

22

22

23

24

25

25

24

26

28

29

29

29

31

32

32

 

نامه‌های جمع‌آوری شده در مجموعه آثار 34

 

 

نامه‌ای به کاظم (متحدین)

نامه‌ای به مهندس عبدالعلی بازرگان

نامه‌ای خطاب به ارشاد

نامه‌ای به سر سیداحمدخان

نامه‌ای به آیت‌الله میلانی

نامه‌ای به نویسنده کتاب «نقد و بررسی» - آقای روشنی

ص30-34

ص38-47

ص85-89

ص146-165

ص98-103

ص122-133

 

آثار و نوشته‌های پراکنده در مجموعه آثار35

 

 

تاریخ جامعه، انسان، شناخت اسلام، قرون‌وسطی – قرون‌جدید، مذهب- عرفان- آرمان‌گرایی، هنر، گفتگوهای تنهایی، حسینیه ارشاد، نامه‌ها، کودکان و نوجوانان، مقالات، نوشته‌های متفرقه، ترجمه‌ها، فیش‌ها و یادداشت‌ها

 

 

س.ت : سال تحصیلی

(س): سخنرانی

(ن): نوشته

ن.ا: نیم سال اول سال تحصیلی

ن.دک نیم سال دوم سال تحصیلی

  
نویسنده : علی محمودی ; ساعت ۳:۳۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٩ شهریور ۱۳۸۸

فهرست مجموعه آثار مدون دکتر علی شریعتی

دکتر علی شریعتی

در اینجا ما فهرست کل مجموعه آثار (36 جلد) دکتر علی شریعتی را که توسط دفتر تنظیم آثار منتشر شده است آورده ایم.

مجموعه آثار 1

با مخاطب‌های آشنا

عنوان

صفحه

با پدر (استاد و مرادش) همسر و فرزند

3

با دوستان، برادران و خواهران

119

از شما دو تن شهید شاهد و با شما دو تن نیز

ای خواهر، ای بردار

217

دو وصیت

239

آخرین نوشته‌ها

259

آخرین حرف با تو ای مهربان جاودان آسیب‌ناپذیر

265

عکس برخی از نامه‌ها

287

 

مجموعه آثار 2

خودسازی انقلابی

عنوان

صفحه

1- چگونه ماندن

11

2- عرفان، برابری، آزادی

59

3- عشق- توحید

91

4- آزادی، خجسته آزادی

115

5- خودسازی انقلابی

129

6- بر در حق کوفتن حلقه‌ی وجود

185

7- سلام‌های نماز

197

8- حر

211

9- شب قدر

249

10- معراج

255

 

مجموعه آثار 3

ابوذر

عنوان

صفحه

دفتر اول ابوذر غفاری

1

دفتر دوم- یکبار دیگر ابوذر (نوشته

201

یک بار دیگر ابوذر (معرفی نمایشنامه

241

 

مجموعه آثار 2

خودسازی انقلابی

عنوان

صفحه

بازگشت

1

دفتر اول: بازگشت به خویشتن

3

وقتی صف‌ها مشخص‌اند

5

معجزه‌ی ایمان و آگاهی

8

به کدام خویشتن برگردیم؟

22

دفتر دوم: بازگشت به کدام خویش

35

سرنوشت اندیشه‌ها

37

مصلحان متجدد

40

چپگرایان انقلابی سیاسی

41

جامعه و تاریخ

53

ما در کجای تاریخیم؟

59

فلسفه و علم تاریخ

72

مارکسیسم و مسیر تاریخ

78

مسئولیت روشنفکران

81

جبر تاریخ

90

رسالت روشنفکر

94

آسیمیله

100

انقطاع تاریخی

107

وجدان تاریخی

113

احساس گذشته و شناخت خویش تاریخی در شرق

121

تجدد بازی

129

استعمار و آسیمیلاسیون

136

خدمت و اصلاح

147

روشنفکر و انتلکتوئل

155

استعمار آفریقا

160

عجز بینش غربی مارکسیستی از تحلیل استعمار

164

مارکسیسم و تحلیل زیربنا

173

ناسیونالیسم و مارکسیسم

180

تلقی از مذهب

195

جامعه‌شناس و تعهد

206

تکنیک روشنفکر شدن

209

سه پایگاه

220

رابطه‌ی علم و عمل

249

سال‌های تصمیم- چه باید کرد؟

256

بینش انتقادی روشنفکر

259

سیانتیسم

269

جغرافیای حرف

276

مسئولیت روشنفکر در جامعه‌ی کنونی ما

301

خلاصه‌ی بحث

309

ما دارای چند خویشتن تاریخی، فرهنگی هستیم

316

روشنفکر: متفکر آگاه، صاحب ایدئولوژی

326

ترتیب طرح مکتب‌ها

347

ماتریالیسم

358

مارکس، سوسیالیسم و ماتریالیسم

362

جهان‌بینی من مبتنی بر یک تفسیر معنوی از جهان است

359

وصیت‌نامه‌ی فانون

403

 

مجموعه‌آثار 5

ما و اقبال

عنوان

صفحه

ما و اقبال

1

 

مجموعه آثار 6

تحلیل از مناسک حج

عنوان

صفحه

سخنی با خواننده:

پوستین وارونه

7

بیست و سه سال در بیست و سه روز

14

میعاد با ابراهیم

17

مناسک

18

حج

27

حج بزرگتر

91

بزرگتر از حج: شهادت

241

 

مجموعه‌آثار 7

شیعه

عنوان

صفحه

شیعه

 

دفتر اول: شیعه یک حزب تمام

3

بخش اول و دوم

 

دفتر دوم: نقش انقلابی یاد و یادآوران در تاریخ تشیع

169

دفتر سوم: مسئولیت شیعه بودن

227

 

مجموعه‌آثار 8

نیایش

عنوان

صفحه

دفتر اول: نیایش از الکسیس کار

3

دفتر دوم: مکتب سجاد

37

دفتر سوم: نیایش: متن

91

دفتر چهارم: زیباترین روح پرستنده

125

 

مجموعه‌آثار 9

تشیع علوی و تشیع صفوی

عنوان

صفحه

تشیع سرخ و تشیع سیاه

3

تشیع علوی و تشیع صفوی

17

 

مجموعه‌آثار 10

جهت‌گیری طبقاتی در اسلام

عنوان

صفحه

دفتر اول

1

دفتر دوم

63

دفتر سوم

117

 

مجموعه‌آثار 11

تاریخ تمدن جلد1

عنوان

صفحه

تمدن چیست؟

4

بحث کلی راجع به تمدن و فرهنگ

45

تعریف تاریخ

76

مکاتب تاریخ و روش تحقیق آن

79

چرا اساطیر، روح همه‌ی تمدن‌های دنیاست؟

93

تاریخ تمدن چین

154

بینش زرد (نگاه چینی)

231

 

مجموعه‌آثار 12

تاریخ تمدن جلد2

عنوان

صفحه

حادثه‌ی شگرف در تاریخ

1

خصوصیات قرون معاصر

4

بحث عمومی راجع‌به جهان‌بینی و فرهنگ

116

جهان‌بینی و محیط

134

گرایش‌های سیاسی در قرون معاصر

218

مساله‌ی خودیابی

234

ویژگی‌های تمدن امروز

259

 

مجموعه‌آثار 13

هبوط در کویر

عنوان

صفحه

هبوط

3

کویر

205

ضمیمه‌ها:

توضیحی درباره‌ی سرود آفرینش

565

توتم‌پرستی

569

دوستان عزیزم

615

 

مجموعه‌آثار 14

تاریخ و شناخت ادیان جلد 1

عنوان

صفحه

درس اول

1

درس دوم

41

درس سوم

100

درس چهارم

144

درس پنجم

180

درس ششم

234

درس هفتم

280

 

مجموعه‌آثار 15

تاریخ و شناخت ادیان جلد 2

عنوان

صفحه

درس هشتم

1

درس نهم

53

درس دهم

85

درس یازدهم

121

درس دوازدهم

157

درس سیزدهم

191

درس چهاردهم

219

 

مجموعه‌آثار 16

اسلام‌شناسی1 درس‌های حسینه‌ی ارشاد

عنوان

صفحه

درس اول و دوم

2

درس سوم

82

درس چهارم

116

درس پنجم

138

درس ششم

176

درس هفتم

206

درس هشتم

234

 

درس نهم

304

 

مجموعه‌آثار 17

اسلام‌شناسی2 درس‌های حسینه‌ی ارشاد

عنوان