﻿<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
  <channel>
    <title>نون و القلم</title>
    <description>"و تاثیر قلم صلاح و فساد مملکت را کاری بزرگست و خداوندان قلم را که معتمد باشند عزیز باید داشت" - خیام</description>
    <link>http://notation.persianblog.ir/</link>
    <copyright>PersianBlog</copyright>
    <managingEditor>علی محمودی</managingEditor>
    <lastBuildDate>Sat, 18 Feb 2012 23:21:57 GMT</lastBuildDate>
    <docs>http://backend.userland.com/rss</docs>
    <generator>PersianBlog</generator>
    <item>
      <title>ماجرای پسر فرانسوی هیتلر</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;هیتلر در حالی که به عنوان سرباز در جنگ جهانی اول حضور داشت، پسری از یک دختر فرانسوی داشت.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;به گزارش &amp;laquo;روزگار نو&amp;raquo; ژان ماریه لورت که در سن 67 سالگی در سال 1985 درگذشت، هرگز پدرش را ملاقات نکرد اما در جنگ جهانی دوم شرکت کرد و با نازی ها جنگید.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;&lt;img title="" src="http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1390/11/29/138425_720.jpg" alt="" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #9400d3; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;هیتلر و پسرش&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;گفته می شود که هیتلر با مادر لورت، که 16 ساله و "شارلت لابجویه" نام داشته است، رابطه ی نامشروع داشته است. این روابط نامشروع طی مرخصی های وی از حضور در جنگ در ژوئن 1917 اتفاق افتاده بود.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;آدولف هیتلر در حال جنگ با فرانسویان در نزدیکی سبون کورت، در شمال منطقه ی پیکاردی بود.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;هیتلر پس از گرفتن مرخصی به شهر کوچکی به نام "فورنس این وپه" در غرب "لیله" رفت.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;وی در انجا با "لابجویه" روبه رو شد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;لابجویه به پسر خود گفته است: یک روز، با خانم های دیگر مشغول درو یونجه ها بودیم که یک سرباز المانی را در ان سوی خیابان دیدیم. او در دستش یک دفتر داشت و به نظر می امد که در حال نقاشی است.در چشم همه ی زنان این مرد جالب به نظر می رسید و همگی در مورد اینکه مشغول کشیدن چه چیزی است کنجکاو بودند. من مصمم شدم و به او نزدیک تر شدم.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;هیتلر و این دختر فراسنوی رابطه ی کوتاهی داشتند که منجر به تولد جان ماریه در مارچ 1918 شد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;خانم لابجویه مدت ها بعد به ژان ماریه گفت: زمانی که پدرت به اینجا می امد که خیلی هم کم اتفاق می افتاد، او دوست داشت که مرا به اطراف شهر ببرد و باهم قدم بزنیم. اما این پیاده روی ها پایان بدی داشت. چراکه پدرت&amp;nbsp; سخنرانی هایی را اغاز می کرد که من نمی فهمید. وی به فرانسوی صحبت نمی کرد و آلمانی سخن می گفت. مانند این بود که وی با یک مخاطب خیالی صحبت می کرد. حتی اکر آلمانی هم صحبت می کردم، قادر به فهم سخنان او نبودم،&amp;nbsp; به این دلیل که تاریخ های پروس، اتریش و باورا را نمی دانستم.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;همسر هیتلر خطاب به پسرش گفته است: واکنش من باعث عصبانیت پدرت می شد، انقدر که من واکنشم را نشان نمی دادم.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;به نوشته ی دیلی تلگراف، ژان ماریه به مانند هزاران بچه فرانسوی که پدران المانی داشتند، با هم کلاسی های خود در مدرسه دچار درگیری بود.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;وی از سوی هم کلاسی هایش در مدرسه "پسر خریت و حقه بازی" خوانده می شد و برخی اوقات با آنها به منظور دفاع از پدرش دعوا می کند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;&lt;img title="" src="http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1390/11/29/138426_881.jpg" alt="" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #9400d3; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;نمایی از شهری که پسر هیتلر در آن متولد شد&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;خانم لابجویه پس از مدتی مجبور به واگذاری حضانت پسرش به خانواده ای به نام لورت شد. این حضانت در ده دهه 1930 اتفاق افتاد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;هیتلر ژان ماریه را نمی شناخت اما هنوز هم با لابجویه در ارتباط بود. جالب انکه "لورت" در سال 1939 به جنگ المان ها رفت .&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;مادرش به او گفته بود که پدرش یکی از بدنام ترین دیکتاتورهای تاریخ بشر بوده است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;پسر هیتلر می گوید: برای اینکه افسرده نشوم، بی وقفه کار می کردم و هرگز به تعطیلات نمی رفتم و سرگرمی نداشتم. به مدت 20 سال حتی به یک سینما هم نرفتم.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;بر اساس این گزارش، وی سپس شروع به تحقیق در خصوص گذشته خود کرد و داشمندان را به خدمت گرفت تا ثابت کند که هم خون هیتلر است. وی همچنین دست خطی کاملا شبیه به خط هیتلر داشت.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;عکس های این دو همچنین شباهث زیاد این فرد را به یکدیگر نمایان می کند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;عنصر دیگری که صحت این موضوع را تقویت می کند، اسناد ارتش المان است که بر اسان آن نشان داده می شود که افسران ارتش نامه هایی با پول برای خانم لابجویه در طول جنگ دوم اورده اند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;&lt;img title="" src="http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1390/11/29/138427_178.jpg" alt="" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;زمانی که خانم لابجویه درگذشت، فرزندش در اتاق کوچک زیر شیروانی خانه اش، نقاشی هایی پیدا کرد که امضای هیتلر بر روی ان بود.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;در المان هم یک نقاشی از هیتلر وجود دارد که دقیقا شبیه خانم لابجویه است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;لورت کتلبی به نام "اسم پدرت هیتلر بود" را در سال 1981 نوشت و هم اکنون قرا است که دوباره با مدارک جدید تجدید چاپ شود.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;هیتلر با اوا بروان در حالی که ارتش سرخ پناهگاهش را بمباران می کرد در برلین و در سال 1945 ازواج کرد و مدتی بعد مرتکب خودکشی شد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://notation.persianblog.ir/post/808</link>
      <author>علی محمودی</author>
      <comments>http://notation.persianblog.ir/comments/140126/8949794/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-140126.post-8949794</guid>
      <pubDate>Sat, 18 Feb 2012 23:21:57 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>همینگوی درباره ی کارش گفته</title>
      <description>&lt;p&gt;&lt;img style="display: block; margin-left: auto; margin-right: auto;" src="http://www.bisheh.com/Uploaded/PostImg/realsize/634630429249723750.jpg" alt="ارنست همینگوی" width="412" height="550" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;وقتی دارم رمان یا داستان کوتاهی می نویسم هر روز صبح با طلوع آفتاب کار را شروع می کنم.کسی مزاحم من نیست هوا سرد یا خنک است و کار را که شروع می کنم گرم می شوم.آنوقت آنچه را نوشته ام باز خوانی می کنم و در جایی که در می یابم بعد چه میشود کار را متوقف می کنم سپس تا وقتی می نویسم که احساس می کنم عصاره ای از نوشتن در وجودم باقی است و می دانم بعد چهمیشود آنوقت کار را متوقف می کنم و زندگی روزمره را از سر می گیرم تا روز بعد که باز کار را شروع می کنم. به این ترتیب مثلا از شش صبح کار را شروع می کنم و تا ظهر یا پیش از ظهر ادامه می دهم.و وقتی دست از نوشتن می کشم خالی هستم البته نه کاملا خالی چون از همان لحظه دارم پر می شوم درست مثل وقتی که با کسی که دوستش داری عشق بازی کرده ای.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img style="display: block; margin-left: auto; margin-right: auto;" title="ارنست همینگوی" src="http://www.bisheh.com/Uploaded/PostImg/Thumbnail/634629669762067500.jpg" alt="ارنست همینگوی" width="188" height="249" /&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://notation.persianblog.ir/post/807</link>
      <author>علی محمودی</author>
      <comments>http://notation.persianblog.ir/comments/140126/8949757/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-140126.post-8949757</guid>
      <pubDate>Sat, 18 Feb 2012 22:53:33 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>دیکتاتورها هم عاشق می شوند</title>
      <description>&lt;p&gt;&lt;img src="http://images.persianblog.ir/137252_FTqBWF0T.jpg" alt="" width="640" height="360" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;با نگاهی به نامه های عاشقانه دیکتاتورها می توان دید که هر یک احساسات و&amp;nbsp; اگر بشود گفت عشق خود را به شیوه خاصی ابراز می کردند. مثلا استالین خیلی صریح و بی پرده می نوشت، ناپلئون بسیار مستمر، طولانی و اروتیک می نوشت و هیتلر زبانی را به کار می بست گویا در مورد یک کارمند خود حرف می زند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;شبکه خبری سی ان ان براساس کتابی به نام &amp;laquo; نامه های عاشقانه مردان بزرگ &amp;raquo; به قلم &amp;laquo; جان کیرکلند&amp;raquo; نگاهی دارد به نامه های عاشقانه دیکتاتورهای بزرگ اروپا. این کتاب دربرگیرنده نامه های رجال سیاسی معاصر و قرون اخیر است که به گفته نویسنده بسیاری از آنها مردان درستکاری بودند ولی در عین حال دیکتاتورها را نیز شامل می شود.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;نویسنده می گوید:&amp;laquo; اکثر مردان پر قدرت در عین حال در زمینه احساسات شخصی نیز بسیار پر شور بوده اند و بنابراین نامه های عاشقانه آنها نیز بسیار پر حرارت اند. نکته دیگر این است که دیکتاتورها نیز با تمام قساوت و بی رحمی عاشق می شوند ولی نگاهی به زندگی آنها نشان می دهد که رابطه عاشقانه با آنها هیچگاه سرانجام خوشی ندارد.&amp;raquo;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;ژوزف استالین در سال ۱۹۱۱ با معشوقه و همسر خود &amp;laquo; نادیا&amp;raquo; در جریان فرار از تبعید در سیبری آشنا شد. خانواده &amp;laquo; نادیا&amp;raquo; به استالین پناه دادند و آنها در سال ۱۹۱۹ وقتی که استالین ۴۱ ساله و او دختر جوانی بود ازدواج کردند. آنها یک پسر به نام &amp;laquo; واسیلی &amp;raquo; و یک دختر به نام &amp;laquo; سوتلانا&amp;raquo; داشتند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;استالین در نامه های خود به نادیا او را با کلماتی بسیار مهربانانه و عاشقانه خطاب می کرد و در ابراز عشق و دلتنگی از دوری همسر خود هیچ ابایی نداشت. او در این نامه ها به جزییات کارهای اداری و سیاسی خود اشاره ای نمی کرد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;به نظر می رسد که در سالهای اول زندگی مشترک آنها نامه های استالین بسیار عاشقانه و دوستانه تر بود ولی در سالهای بعد و به خصوص در دوران بازسازی اقتصادی شوروی در دهه ۱۹۳۰ این نامه ها مختصرتر و گاه بسیار سرد و بی عاطفه به نظر می رسند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;زندگی &amp;laquo; نادیا &amp;raquo; و ژوزف استالین بحران های فراوانی داشت. هر دو شخصیت های پر حرارت و با سماجتی بودند و بنابراین حتی در انظار عمومی نیز به یکدیگر پرخاش می کردند. تا بالاخره یک شب رد یک میهمانی مشاجره سخت دیگری بین آنها روی داد. فردای آن روز پیکر &amp;laquo; نادیا &amp;raquo; که ظاهرا با شلیک یک گلوله خودکشی کرده بود پیدا شد ولی برخی معتقدند که استالین او را کشته است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;زندگی &amp;laquo; ایدا دالسر &amp;raquo; معشوق و به گفته برخی از منابع اولین همسر &amp;laquo; بنیتو موسولینی &amp;raquo; دیکتاتور فاشیست ایتالیا نیز سرانجام مشابهی داشت . دیکتاتور ایتالیا دستور داد که وی و پسرشان را در یک آسایشگاه روانی زندانی کنند. اما در آغاز کار رابطه آن دو مملو از بوسه و اظهار محبت بود.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;موسولینی و ایدا زمانی با هم آشنا شدند که موسولینی تقریبا هیچ کاره بود و برای رفتن به جنگ جهانی اول به ارتش ایتالیا پیوسته بود . اما پس از رسیدن به قدرت وی به نوکران خود دستور داد تا او را دیوانه اعلام کرده و در آسایشگاه روانی ها زندانی کنند . ایدا در همان آسایشگاه جان سپرد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;در مورد ناپلئون باید گفت که در مجموع ژوزفین ، معشوق اصلی و همیشگی وی ، قدرت و کنترل بیشتری بر رابطه داشت.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;به گفته &amp;laquo; جان کیرکلند &amp;raquo; نویسنده کتاب &amp;laquo; نامه های عاشقانه مردان بزرگ&amp;raquo; ناپلئون بناپارت خلق و خوی متغیری داشت و به شدت آتشی مزاج بود. ولی شواهد نشان می دهد که هرگاه &amp;laquo; ژوزفین &amp;raquo; همراه او بود احساس آرامش بیشتری پیدا داشته و حتی در پیشبرد جنگهای خود موفق تر بوده است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;در بسیاری از نامه های مربوط به سالهای اول این رابطه می توان دید که ناپلئون همیشه از ژوزفین تقاضا می کند که در کنار او باشد. او در نامه های خود به ژوزفین که گاه چندین برگ و یا چندین نامه را در یک روز شامل می شد، به شدت به وی اظهار عشق می کرد و از دوری و ندیدن وی می نالید.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;ناپلئون در تمامی نامه های خود خیلی صریح و بی پرده جزییات تمایل خود به همبستری با ژوزفین را ابراز می کرد و نامه های خود را با بوسه های فراوان بر صورت و پیکر ژوزفین و عشق به دیدار مجدد آن دو در خلوت به پایان می برد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;&amp;laquo; جان کیرکلند &amp;raquo; می گوید همه دیکتاتورها به غیر از آدولف هیتلر در نامه های خود خطاب به معشوقان و همسرانشان خیلی بی پرده بودند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;هیتلر با معشوق دائمی خود &amp;laquo; اوا براون&amp;raquo; زمانی آشنا شد که او یک دختر نوجوان بود. به نسبت معشوقان دیگر دیکتاتورها شاید زندگی &amp;laquo; اوا براون&amp;raquo; از همه دردناک تر بوده است. او دوبار اقدام به خودکشی کرد. او فقط در لحظات پایانی عمر خود درست ۴۰ ساعت قبل از خوردن کپسول سیانور در آپریل سال ۱۹۴۵ و سقوط دیکتاتوری رایش سوم، بالاخره با آدولف هیتلر رسما ازدواج کرد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;هیچ نامه ای که بین این دو رد و بدل شده باشد وجود ندارد اما به گفته &amp;laquo; جان کیرکلند&amp;raquo; هیتلر در جمع اطرافیان نزدیک خود مثل ارزیابی از عملکرد یک کارمند در مورد &amp;laquo;اوا براون&amp;raquo; صحبت می کرده است. رفتار هیتلر نسبت به معشوق اش بسیار سرد و خشک بود و همه جزییات رابطه و رفتار وی را کنترل می کرد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://notation.persianblog.ir/post/806</link>
      <author>علی محمودی</author>
      <comments>http://notation.persianblog.ir/comments/140126/8944502/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-140126.post-8944502</guid>
      <pubDate>Fri, 17 Feb 2012 23:33:08 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>ناگفته‌های شریعتمداری از احسان طبری</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;مدیرمسئول روزنامه کیهان روایت های ناگفته ای از گفت و گو با سران حزب توده را مطرح کرد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;به گزارش خبرآنلاین، حسین شریعتمداری که چهارشنبه شب میهمان برنامه تلویزیونی پارک ملت بود خاطراتی از دوران زندانی بودنش در دوره شاه تعریف کرد و با اشاره به نقش شهید مطهری در یاری رساندن تئوریک به نیروهای انقلاب گفت: در اواخر دوران رژیم پهلوی به اعضای درجه دو و سه نیز اجازه ورود به زندان دادند برخی از دوستان هم با استفاده از شناسنامه اعضای خانواده به ملاقات می آمدند یکبار آقای الویری با شناسنامه یکی از بستگانم به ملاقات آمد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;وی گفت: آقای الویری گفت چند روز پیش از نجف بازگشته و آنجا از امام خمینی سئوال کرده است که نیروهای مذهبی و انقلاب وقتی دچار مشکلی می شوند چکار کنند؟ که امام پیغام دادند به کتاب های استاد مطهری مراجعه کنند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;وی در پاسخ به اینکه آیا شما از سران حزب توده بازجویی کردید گفت: نه. وظیفه بنده و دو سه نفر دیگر گفت و گو با احسان طبری و کیانوری بود. مسئولیت بازجویی با افراد دیگری بود.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;وی با اشاره به مسائلی که منجر به دستگیری سران حزب توده ایران شد گفت: آنها متهم به طراحی شبهه کودتا بودند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;شریعتمداری با بیان اینکه احسان طبری یکی از پنج تئورسین کمونیسم و استاد چهره ای همچون روژه گارودی معروف بوده است گفت: پس از دستگیری احسان طبری به دستور امام مسئول گفت و گو با این چهره موثر کمونیسم شدم.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;وی با بیان اینکه امام خمیمینی معتقد بودند افرادی مانند طبری حقایق اسلام را نشنیده اند گفت: بر این اساس بنده مسئول گفت و گو با ایشان شدم. امام معتقد بودند که باید با این افراد درباره اسلام سخن گفت و آنها را با حقیقت آشنا کرد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;مجری این گفت و گو با اشاره به اینکه پس از آنکه احسان طبری در تلویزیون سخنانی را گفت شایع شد که به او آمپول هایی تزریق شده است نظر حسین شریعتمداری را در این باره جویا شد و او در پاسخ گفت: اولین جایی که این شایعه را مطرح کرد رادیو آمریکا بود. خود احسان هم این خبرها را شنیده بود. احسان گفت من حرفم با اینها این است که اولا اگر جمهوری اسلامی این همه در علوم پیشرفت کرده که چنین آمپولی بسازد که دیگر شما چه می گویید. علاوه بر این فرضا که آمپول من را به حرف می آورد استدلال های من را که آمپول درست نمی کند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;وی با اشاره به اینکه احسان طبری بدون آنکه محاکمه شود پس از زندان در خانه ای ویلایی و مدرن در شمال شهر تهران زندگی می کرد گفت: احسان می گفت الان کا.گ.ب -سازمان امنیتی شوروی- و سیا به دنبال من هستند. به همین خاطر از احسان طبری در آن خانه مراقبت می شد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;حسین شریعتمداری در آخرین لحظات این گفت و گوی تلویزیونی درباره انتخابات مجلس نهم نیز تصریح کرد: انتخابات مجلس از موارد مشابه پرشور تر خواهد بود. همانطور که مقام معظم رهبری فرمودند همانطور که مردم روز22بهمن آمدند در انتخابات هم حضور خواهند یافت. چرا که مردم هرگاه احساس کنند خطری کشور را تهدید می کند در صحنه حاضر می شوند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://notation.persianblog.ir/post/805</link>
      <author>علی محمودی</author>
      <comments>http://notation.persianblog.ir/comments/140126/8938352/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-140126.post-8938352</guid>
      <pubDate>Thu, 16 Feb 2012 22:33:23 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>هفت نکته‌ی ناگفته از زندگی &amp;#171;چارلز دیکنز&amp;#187;</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;با پشت سر گذاشتن جشن دویستمین سالروز تولد &amp;laquo;چارلز دیکنز&amp;raquo;، ناگفته&amp;zwnj;هایی از زندگی این رمان&amp;zwnj;نویس بزرگ انگلیسی مطرح شده است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;به گزارش ایسنا با وجود گذشت یک هفته از دویستمین سالروز تولد &amp;laquo;چارلز دیکنز&amp;raquo;، ذکر نکاتی جالب توجه از زندگی این نویسنده&amp;zwnj;ی بزرگ خالی از لطف نیست؛ رمان&amp;zwnj;نویسی که در زمان حیات از شهرت فراوانی برخوردار بود و رمان&amp;zwnj;هایش در قرن حاضر نیز جزو پرخواننده&amp;zwnj;ترین آثار کلاسیک محسوب می&amp;zwnj;شوند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;** نویسنده&amp;zwnj;ی &amp;laquo;الیور توییست&amp;raquo; همچون بسیاری از قهرمانان داستان&amp;zwnj;هایش در طبقه&amp;zwnj;ی متوسط شهر پورتس&amp;zwnj;موث انگلیس&amp;zwnj; متولد شد و در سنین پایین وارد بازار کار شد. وقتی پدرش به علت بدهکاری به زندان افتاد، &amp;laquo;باز&amp;raquo; (نام چارلز در کودکی) 12 ساله مجبور شد برای حمایت مالی از خانواده&amp;zwnj;اش در کارخانه&amp;zwnj;ای مشغول به کار شود. کار وی چسباندن برچسب روی قوطی&amp;zwnj;های واکس کفش بود. وی سپس در یک بنگاه تجاری فعالیت کرد و بعدها به گزارشگری مشغول شد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;** دیکنز و همسرش &amp;laquo;کاترین&amp;raquo;، که دختر یکی از همکارانش در روزنامه&amp;zwnj;ی &amp;laquo;نیویورک&amp;raquo; بود، 10 فرزند داشتند که یکی از آن&amp;zwnj;ها در زمان نوزادی درگذشت. او نام نویسندگان محبوب خود را برای برخی از فرزندانش انتخاب کرد. &amp;laquo;آلفرد دورسی&amp;raquo;، &amp;laquo;تنیسون دیکنز&amp;raquo; و &amp;laquo;هنری فیلدینگ دیکنز&amp;raquo; نام سه تن از فرزندان چارلز و کاترین بودند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;** گفته می&amp;zwnj;شود دیکنز یکی از اعضای باشگاه معروف &amp;laquo;ارواح&amp;raquo; لندن بوده است. این سازمان در حال حاضر نیز به بررسی مسائلی چون ارواح و تسخیر شدن انسان&amp;zwnj;ها توسط این موجودات می&amp;zwnj;پردازد. علاقه&amp;zwnj;ی دیکنز به این موضوعات از نوجوانی آغاز شد که او داستان&amp;zwnj;هایی درباره&amp;zwnj;ی قتل، اشباح و آدم&amp;zwnj;خوارها را به رشته&amp;zwnj;ی تحریر درمی&amp;zwnj;آورد. وی همچنین از فواید هیپنوتیزم تعریف می&amp;zwnj;کرد که به وسیله&amp;zwnj;ی آن موفق شده بود سردردهای همسرش را درمان کند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;** در سال 1947 &amp;laquo;هانس کریستین اندرسون&amp;raquo;، نویسنده&amp;zwnj;ی هلندی آثار تخیلی در اولین دیدار خود از انگلستان مقدمه&amp;zwnj;ای را به الهام&amp;zwnj;بخش ادبی&amp;zwnj;اش &amp;laquo;دیکنز&amp;raquo; تقدیم کرد. رابطه&amp;zwnj;ی این دو نویسنده&amp;zwnj;ی سرشناس تا آنجا دوستانه شد که 10 سال بعد &amp;laquo;اندرسون&amp;raquo; به خانه&amp;zwnj;ی دیکنز بیاید و دو هفته&amp;zwnj;ای را آن&amp;zwnj;جا سپری کند. دیدار طولانی&amp;zwnj;مدت نویسنده&amp;zwnj;ی &amp;laquo;جوجه اردک زشت&amp;raquo; میزبان را به سختی انداخت، به طوری که پس از رفتن وی، دیکنز روی آیینه&amp;zwnj;ی اتاق میهمان نوشت: &amp;laquo;هانس اندرسن پنج هفته در این اتاق خوابید، پنج هفته&amp;zwnj;ای که برای خانواده یک قرن طول کشید!&amp;raquo;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;** خالق &amp;laquo;آرزوهای بزرگ&amp;raquo; از دوران کودکی از بیماری صرع رنج می&amp;zwnj;برد. چندین شخصیت داستانی او از جمله &amp;laquo;مانکس&amp;raquo; در &amp;laquo;الیور تویست&amp;raquo;، گاستر در &amp;laquo;خانه&amp;zwnj;ی غم&amp;zwnj;زده&amp;raquo; و بردلی هدستون در رمان &amp;laquo;دوست مشترک ما&amp;raquo; از تجربیاتی دردناکی چون حمله&amp;zwnj;های صرع رنج می&amp;zwnj;برند. پزشکان کنونی معتقدند دیکنز این بیماری را با جزییات پزشکی باورنکردنی توصیف کرده است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;** نهم ژوئن 1865 بود که دیکنز از فرانسه به انگلیس باز&amp;zwnj;می&amp;zwnj;گشت که قطارش از ریل خارج شد. در این صانحه 10 نفر کشته و ده&amp;zwnj;ها نفر زخمی شدند. دیکنز که صدمه&amp;zwnj;ای ندیده بود، جان خود را به خطر انداخت و به کمک آسیب&amp;zwnj;دیدگان رسید. وی همچنین با وجود خطر زیاد، به قطار بازگشت تا دست&amp;zwnj;نوشته رمان &amp;laquo;دوست مشترک ما&amp;raquo; را از آتش نجات دهد. چهار روز پس از این جریان، دیکنز در نامه&amp;zwnj;ای به دوست قدیمی خود نوشت: &amp;laquo;کمی شوکه شده&amp;zwnj;ام، نه به خاطر تصادف قطار و ضربه خوردن، بلکه به دلیل کار سخت پس از آن برای بیرون آوردن افراد صدمه&amp;zwnj;دیده و اجساد مرده&amp;zwnj;ها که تجربه بسیار وحشتناکی بود. &amp;raquo;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;** پیش از شناخته شدن به عنوان رمان&amp;zwnj;نویس معروف، دیکنز بر روی صحنه&amp;zwnj;ی تئاتر فعالیت داشت. او که ذاتا بازیگر بود، شخصیت&amp;zwnj;هایش را پیش از ورود به دنیای کاغذی، مقابل آیینه خلق می&amp;zwnj;کرد. او همچنین چندین نمایش&amp;zwnj;نامه را به نگارش درآورد و در برخی اجراهای آماتوری ایفای نقش می&amp;zwnj;کرد. وی بعدها در اجتماعات عمومی بخش&amp;zwnj;هایی از رمان&amp;zwnj;هایش را می&amp;zwnj;خواند و به جای شخصیت&amp;zwnj;های داستانی&amp;zwnj;اش بازی می&amp;zwnj;کرد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://notation.persianblog.ir/post/804</link>
      <author>علی محمودی</author>
      <comments>http://notation.persianblog.ir/comments/140126/8931740/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-140126.post-8931740</guid>
      <pubDate>Wed, 15 Feb 2012 23:09:26 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>۲۰۰ سالگی دیکنز</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;دویستمین سالگرد تولد چارلز دیکنز است و برنامه&amp;zwnj;های مفصل و کاملی برای بزرگداشت این مناسبت برنامه ریزی شده است. با این همه، میراث ماندگاری که از او و آثارش برجا مانده چیست؟&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;چارلز دیکنز یکی از مهمترین نویسنده&amp;zwnj;های قرن نوزدهم به شمار می&amp;zwnj;رود، اما تاثیر او از حیطه ادبیات فراتر رفته و بسیاری از عبارات، شخصیت&amp;zwnj;ها و افکارش، با باورهای فرهنگ مدرن عجین شده است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;با گذشت دو قرن، از میان آنچه دیکنز برای نخستین بار در آثارش به ما عرضه کرد، چه چیزهایی باقی مانده است؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;کریسمس سفید&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;مفسران ادبیات مدرن دیکنز را به عنوان "مردی که کریسمس را اختراع کرد"، توصیف کرده اند. البته واضح است که منظورشان جنبه مذهبی این جشن نیست، بلکه فرهنگ گسترده مردم پسندی است که آن را در بر گرفته است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;براساس نوشته لی هانت، نویسنده و منتقد انگلیسی، در اوایل قرن نوزدهم به مراسم کریسمس چندان توجهی نمی&amp;zwnj;شد. به عنوان مثال، اعضای کمیته کانون کارلتون در لندن، که قدیمی&amp;zwnj;ترین باشگاه حزب محافظه کاران است و در آن زمان، این حزب توسط آنها اداره می&amp;zwnj;شد، جلسات کاری معمول خود را در روز کریسمس برگزار می&amp;zwnj;کردند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;در حالی که اغلب، رواج مراسم کریسمس و نصب درخت کاج را در آن روز به شاهزاده آلبرت، همسر ملکه ویکتوریا نسبت می دهند، بسیاری معتقدند که تصویرهای رایجی که دیکنز از برگزاری این جشن در آثارش ارائه داده، به الگویی برای نسل&amp;zwnj;های بعدی تبدیل شده است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;به طور مشخص، تصور کریسمس سفید (کریسمسی که در آن برف می بارد) که در اغلب نقاط بریتانیا به ندرت اتفاق می افتد- در داستان "سرود کریسمس" چنان بازگو شده که گویی هر سال هنگام کریسمس برف می باریده است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;پیتر اکروید، نویسنده، زندگینامه نویس و منتقد ادبی ۶۲ ساله بریتانیایی که به طور ویژه به تاریخ و فرهنگ لندن علاقه مند است، در شرح حال دیکنز نوشت: "با توجه به این واقعیت که می توان گفت دیکنز تقریبا به تنهایی باورهای کریسمس امروزی را خلق کرده، جالب است به این موضوع توجه کنیم که در طول هشت سال اول عمرش، هر سال در کریسمس برف باریده بود؛ پس گاهی اوقات پیش از تصویر ایده آل، واقعیت وجود دارد."&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;جی کی چسترتون، نویسنده و دیکنز شناس معروف بریتانیایی (۱۸۷۴-۱۹۳۶)، شاید بهتر از دیگران به طور خلاصه شرح داد که چگونه دیدگاه رمانتیک دیکنز در مورد کریسمس به سراسر جهان نفوذ کرد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;به نوشته او "این که تصویرهای کریسمس قادر خواهند بود اسکروج (شخصیت خسیس داستان سرود کریسمس) را متحول کند یا نه مسئله دیگری است، اما ما را متحول می&amp;zwnj;کنند."&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;فقر"دیکنزی"&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;یکی از چیزهایی که دیکنز بیش از هر چیز به آن توجه می کرد، طبقه های پایین اجتماع بودند. او یکی از نخستین کسانی است که با عزمی راسخ به لندن طبقه فرودست و فقر زده دوره ویکتوریا پرداخته است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;پدرش مهارت کمی در اداره مسائل مالی داشت و این موضوع در نهایت سبب شد که او و همه خانواده&amp;zwnj;اش به علت بدهکاری شش ماه به زندان بیافتند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;در آن ایام دیکنز کم سن و سال در مغازه پسر عموی خود مشغول به کار شده بود و بابت چسباندن برچسب روی قوطی واکس، هفته&amp;zwnj;ای شش شیلینگ دریافت می کرد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;دیکنز پس از به شهرت رسیدن کمک کرد که اصطلاح موسوم به "نوار قرمز" در جامعه جا بیفتد. این اصطلاح توصیف کننده مقررات دست و پاگیری بود که از سوی کسانی که قدرت داشتند، وضع می شد و به طور خاص به افراد ضعیف و فقیر آسیب می&amp;zwnj;زند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;در حال حاضر واژه "دیکنزی" (Dickensian) به صفتی در زبان انگیسی تبدیل شده که برای توصیف سطح غیرقبل قبولی از فقر در مکالمات روزمره مردم به کار می رود.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;در سال ۲۰۰۹ میلادی، زمانی که رئیس انجمن معلمان و مدرسان می&amp;zwnj;خواست درباره محرومیت در برخی از مناطق صحبت کند، از کلمه هایی چون وحشتناک یا مخوف استفاده نکرد، بلکه برای توصیف آن وضعیت، عبارت "بازتاب زندگی دوران دیکنز" را عنوان کرد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;البته نواقص و مشکلاتی از این قبیل در انگلستان، درآثار نویسندگانی نظیر بنجامین دیزرائیلی (۱۸۰۴-۱۸۸۱)، و الیزابت گاسکل (۱۸۱۰-۱۸۶۵)، داستان نویس نیز به کار رفته بود، اما این دیدگاه دیکنز است که در طول سالیان زیاد، همچنان طنین دارد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;کمدی مدرن شخصیت&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;گفته می&amp;zwnj;شود که داستان خوانی&amp;zwnj;های دیکنز سرشار از شوخی بود و او در این مواقع لهجه و رفتار شخصیت&amp;zwnj;های داستانی خود را به طور زنده اجرا می&amp;zwj;&amp;zwnj;کرد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;و شخصیت ها به همین شکل حرف می زنند و همین است که به هنگام خواندن گفتگوی شخصیت&amp;zwnj;های داستان&amp;zwnj;های دیکنز، بر لبان خواننده، لبخند نقش می&amp;zwnj;بندد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;جان مولان، استاد دانشگاه کالج لندن در این باره می&amp;zwnj;گوید: "اغلب مواقع، اگر شما بخواهید قسمتی از یک طرح داستانی او را که به نظرتان خیلی خنده دار آمده، به سادگی توصیف کنید، در واقع می بینید که اصلا طنزی در آن وجود ندارد."&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;به گفته پروفسور مولان، "اما طنز بالقوه&amp;zwnj;ای که در لحن آدم&amp;zwnj;های دیکنز وجود دارد و او با اصرار این لحن را در داستان مطرح می&amp;zwnj;کند، بسیار طنزآمیز است."&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;در این حوزه، برخی دیگر نیز معتقدند که دیکنز آثار زیادی از خود، حتی برای کمدین&amp;zwnj;های حاضر به جای گذاشته است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;آرماندو جینیوچی، کمدین و طنزپرداز ۴۹ ساله بریتانیایی در این&amp;zwnj;باره می&amp;zwnj;گوید: "با ذهنیتی که از چارلز دیکنز به عنوان رمان نویس برجسته دوره ویکتوریا داریم، در واقع از او غافل مانده&amp;zwnj;ایم، چون به نظرمان او جدی است."&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;او اضافه می&amp;zwnj;کند: "در حقیقت، من فکر می&amp;zwnj;کنم که او بهترین کمدینی است که ما تاکنون داشته ایم، خیلی از آثار کمدی امروز متاثر از نحوه نگارش دیکنز در قرن نوزدهم میلادی است و از این بابت طنزپردازان فعلی به او بسیار بدهکارند."&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;به گفته جینیوچی "همان حالتی است که ما در ریتم گفتاری و نحوه بیان مکالمه&amp;zwnj;های روزمره خود داریم، در واقع جمله&amp;zwnj;های ما به آخر نمی&amp;zwnj;رسند و همه صحبت یکدیگر را قطع می کنیم."&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;دیکنز و سینما&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;از گوئینت پالترو تا میس پگی، شخصیت عروسکی معروف، بیشتر بازیگران نقشی در یکی از فیلم های اقتباسی از آثار دیکنز ایفا کرده&amp;zwnj;اند، ولی خیلی&amp;zwnj;ها معتقدند که او بیشتر نقش مهمی در خلق قواعد و رسوم سینمایی داشته تا اینکه فقط محتوای آثارش الهام&amp;zwnj;بخش آثار سینمایی باشد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;سرگئی آیزنشتاین (۱۸۹۸-۱۹۴۸)، نظریه پرداز و کارگردان روسی در همین زمینه گفته است که جنبه&amp;zwnj;های مهم سینما، از تاثیر دیکنز بر دیوید وارک گریفیث، فیلمساز پیشرو آمریکایی، خلق شده است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;او استدلال می کند که "مونتاژ موازی" - تکنیکی که دو قصه به طور موازی در کنار یکدیگر پیش می روند- و "کلوزآپ" یا نمای نزدیک، از جمله مواردی است که دیکنز آنها را ابداع کرده است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;با این همه پروفسور گریمی اسمیت، که کتاب "دیکنز و رویای سینما" را نوشته است می&amp;zwnj;گوید: "این فکر که دیکنز سینما را ابداع کرده، به وضوح بی معنی است، اما او یک عنصر کلیدی است که تاثیر مهمی در جهت توسعه سینما گذاشته است."&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;به نوشته پروفسور اسمیت "وقتی فیلم از راه رسید، آثار او الهام بخش حجم قابل توجهی از تولیدهای دوران اولیه سینما بود."&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;موسسه فیلم بریتانیا اعلام کرده است که فقط حدود صد نسخه از فیلم&amp;zwnj;های دوران سینمای صامت از آثار دیکنز اقتباس شده است که این روند همچنان تا امروز ادامه دارد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;البته این تاثیر به دلیل نحوه نگارش بصری دیکنز در تصاویر پرزحمت از مکان ها، در بخش بزرگی از سینما مشاهده می شود.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;پروفسور"تئودور هووت"، استاد دانشگاه وسترن کنتاکی آمریکا معتقد است که تاثیر دیکنز فقط به استفاده سینما در اقتباس آثار او محدود نمی شود و فراتر از آن می رود، در واقع او در آثارش تم&amp;zwnj;ها و تکنیک&amp;zwnj;هایی را ارائه می کند که هنوز هم از آنها در سینما استفاده می&amp;zwnj;شود.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;او به عنوان نمونه می گوید: " فیلم "چیزهای خیلی کثیف" محصول سال ۲۰۰۲ میلادی، ساخته استفان فریرز کارگردان انگلیسی که روایتی عاشقانه از وضعیت پیچیده دو مهاجر غیرقانونی در لندن را به تصویر می کشد، ادای احترام به مدلی از خانه به دوشان همیشگی دیکنز در این شهر است."&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;نام&amp;zwnj;های معنادار&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;بسط و گسترش شخصیت&amp;zwnj;های داستانی دیکنز اغلب به عنوان یکی از بزرگترین موفقیت&amp;zwnj;های او شناخته می شود.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;در فرهنگ لغات شخصیت&amp;zwnj;های ادبیات بریتانیا نام ۹۸۹ نفر از شخصیت&amp;zwnj;های آثار دیکنز به ثبت رسیده است، از "آرابلا آلن" در داستان "آقای پیکویک" گرفته که اولین نوشته او در سال ۱۸۳۷ است تا "یوجین ریبورن" در داستان "دوست مشترکمان" که آخرین اثر دیکنز در سال ۱۸۶۵ محسوب می شود؛ نام تمامی شخصیت&amp;zwnj;های او در این فرهنگ لغات گردآوری شده است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;در حالی که در بسیاری از رمان&amp;zwnj;های قبل از دیکنز برای شخصیت&amp;zwnj;های داستان از نام&amp;zwnj;های نمادین استفاده می&amp;zwnj;شد، او این رسم را اصلاح کرد و متفاوت از سایرین، شخصیت&amp;zwnj;ها را با استفاده از خصایص و نقشی که قرار بود ایفا کنند، نامگذاری کرد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;این روش جدید نامگذاری در برخی از شخصیت&amp;zwnj;ها روشن است مثل "آقای ام. چوکوم چایلد" (M'Choakumchild)، معلم داستان "روزگار سخت" (۱۸۵۴)، و "سی.جی استرایور"،(Stryver) وکیل بلندپرواز رمان "داستان دو شهر" (۱۸۵۹)، اما در بقیه شخصیت&amp;zwnj;ها کمتر از این قاعده پیروی شده است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;"مگویچ"(Magwitch)، زندانی فراری "آرزوهای بزرگ" (۱۸۶۱)، یکی دیگر از این نمونه&amp;zwnj;هاست، نام او معانی متفاوتی دارد، از "مگ پای" به معنی زاغ که دزدی را به یاد می&amp;zwnj;آورد تا "مجی" (Magi) که در انجیل از آن به عنوان مرد فرزانه نام برده شده است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;از این روش نامگذاری هنوز هم استفاده می شود از جمله جیمز جویس، توماس پینچن، اسکات فیتزجرالد و مارتین امیس، داستان نویسانی هستند که نام شخصیت&amp;zwnj;های خود را به این شیوه انتخاب کرده اند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;یک گروه از شخصیت&amp;zwnj;های معروف خیلی شناخته&amp;zwnj;شده تر هستند، چون به عنوان یک اسم وارد زبان انگلیسی شده&amp;zwnj;اند، برای مثال به کسی که خیلی خسیس و بی بهره از هر نوع سخاوتمندی باشد، "اسکروج" - شخصیت منفی داستان سرود کریسمس- گفته می&amp;zwnj;شود.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;اما اصطلاح "چه دیکنزی؟" (?What the dickens) به معنای "آخه چه مکافاتیه؟" در زبان انگلیسی، از هیچ نامی مشتق نشده است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;این اصطلاح عامیانه&amp;zwnj;ای است که برای آدم ها و چیزهای بد به کار می رود و خاستگاه واقعی آن معلوم نیست، ولی دویست سال قبل از تولد دیکنز برای اولین بار این نوع اصطلاح عامیانه در نمایشنامه کمدی "همسران خوش وینزور" اثر ویلیام شکسپیر بر سر زبان&amp;zwnj;ها افتاده بود.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;نام&amp;zwnj;های معنادار&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;ط"خانه قانون زده"، نهمین رمان چارلز دیکنز است که در سال ۱۸۵۳ نوشته شده است. وقایع این داستان قبل از آن که اصلاحات قانونی سال ۱۸۷۰ به وقوع بپیوندد در دادگاه عالی انگلستان روی می&amp;zwnj;دهد. در آن زمان انتشار این داستان تلویحا حمله&amp;zwnj;ای به نظام قضایی محسوب می&amp;zwnj;شد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;نگاه فعلی به وکلا که کمتر از یک چهارم مردم بریتانیا به آنها اعتماد دارند، به نظر می&amp;zwnj;رسد دست کم تا اندازه&amp;zwnj;ای از شخصیت "آقای تولکینگ هورن" در داستان "خانه قانون زده" الهام گرفته باشد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;زکریا چافی، استاد آمریکایی فلسفه قضایی، زمانی در مجله حقوقی دانشگاه هاروارد نوشته است: "خواندن دو کتاب "آقای پیکویک" و "خانه قانون زده" دیکنز، به لحاظ دارا بودن مقدار زیادی قواعد فنی حقوقی برای دانشجویان حقوق خیلی با ارزش است."&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;به نوشته او "حتی یک وکیل مجرب دادگستری از برخی نکات قانونی ارائه شده در آثار دیکنز متحیر می&amp;zwnj;ماند، چرا که این قوانین خوشبختانه ابدی و خارج از قلمرو قانون کنونی به تصویب رسیده است."&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;سر ویلیام هولدورث، استاد بریتانیایی و مورخ قانون در سخنرانی خود در سال ۱۹۲۷ به موارد مهمی از نکات حقوقی مطرح شده در داستان&amp;zwnj;های دیکنز اشاره کرده است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;او گفت: "برخورد دیکنز با جوانب مختلف حقوق و وکلای زمانش، اطلاعات ارزشمندی را به منابع و مستندات ما افزوده است و این نه فقط از دوره خودش بلکه از دوره&amp;zwnj;های اولیه تاریخ قانونگزاری ما بوده است."&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;اما اکنون چه مقدار از مشکلات حقوقی که دیکنز به آنها اشاره کرد، همچنان به قوت خود باقی مانده است؟&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;آنتونی آرلیج کیو. سی، وکیل ارشد دعاوی کیفری بریتانیا می&amp;zwnj;گوید: "در واقع در کانون این مشکلات، بعضی چیزها هنوز باقی مانده است."&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;او می&amp;zwnj;افزاید: "اغلب اوقات، به ویژه در پرونده&amp;zwnj;های مربوط به مطالبات کم، هزینه&amp;zwnj;های دادرسی قانونی، مبلغی بیش از خسارت طلب شده به اشخاص تحمیل می&amp;zwnj;کند."&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://notation.persianblog.ir/post/803</link>
      <author>علی محمودی</author>
      <comments>http://notation.persianblog.ir/comments/140126/8894610/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-140126.post-8894610</guid>
      <pubDate>Thu, 09 Feb 2012 17:14:53 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>نعمت بزرگی به نام جلال آل احمد</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #000000; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;&amp;laquo;تمام حرف&amp;zwnj;های دنیا سی و دو تا است. از الف تا ی. از اول بسم الله تا تای تمت. حالا فهمیدید؟ می&amp;zwnj;خواهم بگویم از آنچه خدا گفته و توی کتاب&amp;zwnj;های آسمانی پیغمبرها نوشته&amp;zwnj;اند تا حرف&amp;zwnj;هایی که فیلسوفان گفته&amp;zwnj;اند و شعرا توی دیوان&amp;zwnj;هاشان ردیف کرده&amp;zwnj;اند، تا آن&amp;zwnj;چه شما بچه مکتبی&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;خوانید و من در تمام عمرم برای مشتری&amp;zwnj;هایم نوشته&amp;zwnj;ام، همه&amp;zwnj;ی حرف و سخن&amp;zwnj;های عالم از همین سی و دو تا حرف درست شده. به هر زبانی که بنویسی: ترکی یا فارسی یا عربی یا فرنگی. گیرم یکی دو تا بالا و پایین برود. اما اصل قضیه فرقی نمی&amp;zwnj;کند. هر چه فحش و بد و بیراه است، هر چه کلام مقدس داریم، حتی اسم اعظم خدا که این قلندرها خیال می&amp;zwnj;کنند گیرش آورده&amp;zwnj;اند؛ همه&amp;zwnj;شان را با همین سی و دو حرف می&amp;zwnj;نویسند. می&amp;zwnj;خواهم بگویم مبادا یک وقت این کوره سوادی که داری جلوی چشمت را بگیرد و حق را زیر پا بگذاری. یادت هم باشد که ابزار کار شیطان هم همین سی و دو تا حرف است. حکم قتل همه&amp;zwnj;ی بی گناه&amp;zwnj;ها و گناهکارها را هم با همین حروف می&amp;zwnj;نویسند. حالا که این&amp;zwnj;طور است مبادا قلم&amp;zwnj;ت به ناحق بگردد و این حروف در دست تو یا روی کاغذت بشود ابزار کار شیطان.&amp;raquo; (1)&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" align="justify"&gt;&lt;span style="color: #000000; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;&lt;strong&gt;*****&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt; اگر روزی روزگاری دست بر قضا مانیفست جریان ادبیات و هنر متعهد نوشته شود بدون شک یکی از بندهای آن همین چند خط بالا است که جلال در کتاب &amp;laquo;نون والقلم&amp;raquo; گفته است. همه&amp;zwnj;ی دعوای هنر متعهد با سایرین بر سر همین موضوع است که &amp;laquo;قلم&amp;raquo; ابزار کدام جریان است؟ که نویسندگان و روشنفکران برای چه کسی یا چیزی قلم می&amp;zwnj;زنند؟ البته جلال در جاهای دیگر هم به این موضوع اشاره می&amp;zwnj;کند که هدف از قلم زدن برای او نان &amp;zwnj;خوردن نیست. که هر چه پدرش از راه &amp;laquo;کلام&amp;raquo; نان خورده، بس است. او می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;این قلم از سال 1323 تا به حال دارد کار می&amp;zwnj;کند. گاهی مرتب و گاهی نه به ترتیبی. گاهی به فشار درونی و الزامی؛ و اغلب بنا به عادت. گاهی گول؛ ولی بیشتر موظف یا به گمان ادای وظیفه&amp;zwnj;ای. اما نه هرگز به قصد نان خوردن.&amp;raquo; (2)&lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" align="justify"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" align="justify"&gt;&lt;span style="color: #000000; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;*****&lt;br /&gt; در مورد جلال آل احمد زیاد گفته&amp;zwnj;اند و نوشته&amp;zwnj;اند. از هر دری و از هر زاویه&amp;zwnj;ای. اما شاید در مورد یک خصیصه&amp;zwnj;ی او کمتر صحبت شده است. خصیصه&amp;zwnj;ای که شاید بتوان آن را یکی از مهم&amp;zwnj;ترین ویژگی&amp;zwnj;های شخصیتی او دانست. و آن روحیه ضد تحجر و واپس&amp;zwnj;گرایی اوست. جلال از تحجر و انجماد بیزار است. و از هر چیزی که بوی کهنه&amp;zwnj;گی و روزمرگی و عادت بدهد. حتی دین. &amp;laquo;درست است که یک محیط خانوادگی روحانی جایی مناسب است برای تجربه کردن اصول و زیستن با آن و دفاع از آن. ولی درست در چنین محیط&amp;zwnj;هایی است که سخت&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;های مذهبی و بکن نکن&amp;zwnj;های شرعی کار را برای فرزندان گاهی چنان سخت می&amp;zwnj;گیرد که از کوره در بروند و اصول و فروع مذهبی را با هم انکار کنند.&amp;raquo; (3) این موضوع را می&amp;zwnj;توان نقطه&amp;zwnj;ی افتراق جلال با اکثر انسان&amp;zwnj;ها دانست. انسان&amp;zwnj;ها معمولا گرفتار دام عادات و اسیر دور تسلسل روزمرگی&amp;zwnj;اند. و جلال شخصیتی است که پیوسته در جریان است و به تعبیر خودش &amp;laquo;مُرده&amp;zwnj;ی سفر&amp;raquo; و اهل تجربه کردن پی در پی. همین روحیه&amp;zwnj;ی ضد تحجر است که که &amp;laquo;از یک جوانکی با انگشتری عقیق به دست و سر تراشیده و نزدیک به یک متر و هشتاد&amp;raquo;، مبارزی چپ، و عضو حزب توده می&amp;zwnj;سازد. او می&amp;zwnj;داند که بزرگ&amp;zwnj;ترین نیروی تحجرگرایانه&amp;zwnj;ی عصر خود، چیزی نیست جز نظام بسته&amp;zwnj;ی سلطنتی. کشش او به سمت حزب توده نه از سر لامذهبی و &amp;laquo;هرهری مابی&amp;raquo; است که به علت همین روحیه است که اشاره شد. &amp;laquo;غلامرضا امامی&amp;raquo; در این&amp;zwnj;باره می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;یک زمانی از آل احمد جویا شدم که چگونه شد به حزب توده پیوستی؟ گفت: در روزگار ما دو خط بیشتر نبود؛ یک خط دربار بود و قدرت، و یک خط هم چپ بود و مردم. ما میان دربار و چپ، چپ را انتخاب کردیم.&amp;raquo; بعدها خود جلال هم به این موضوع و علت کناره&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;ش از حزب توده اشاره می&amp;zwnj;کند:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" align="justify"&gt;&lt;span style="color: #000000; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;&lt;br /&gt; &amp;laquo;روزگاری بود و حزب توده&amp;zwnj;ای بود و حرف و سخنی داشت و انقلابی می&amp;zwnj;نمود و ضد استعمار حرف می&amp;zwnj;زد و مدافع کارگران و دهقانان بود و چه دعوی&amp;zwnj;های دیگر و چه شوری که انگیخته بود و ما جوان بودیم و عضو آن حزب بودیم و نمی&amp;zwnj;دانستیم سر نخ دست کیست و جوانی&amp;zwnj;مان را می&amp;zwnj;فرسودیم و تجربه می&amp;zwnj;آموختیم. برای خود من، اما روزی شروع شد که مأمور انتظامات یکی از تظاهرات حزبی بودم که به نفع مأموریت کافتارادزه برای گرفتن نفت شمال راه انداخته بودم (سال 23 یا 24؟) از در حزب (خیابان فردوسی) تا چهارراه مخبرالدوله با بازوبند انتظامات چه فخرها که به خلق می&amp;zwnj;فروختم؛ اما اول شاه&amp;zwnj;آباد چشمم افتاد به کامیون&amp;zwnj;های روسی پر از سرباز که ناظر و حامی تظاهرات ما کنار خیابان صف کشیده بودند که یک مرتبه جا خوردم و چنان خجالت کشیدم که تپیدم توی کوچه سید هاشم و بازوبند را سوت کردم...&amp;raquo; (4)&amp;nbsp; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" align="justify"&gt;&amp;nbsp;&lt;span style="color: #000000; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;و این چنین شد که ابتدا از حزب توده انشعاب و سپس کناره&amp;zwnj;گیری می&amp;zwnj;کند. بعدها در اواخر عمرش حتی نامه&amp;zwnj;ای به سوسیالیست&amp;zwnj;های جوان نوشته و حزب توده را مرده&amp;zwnj;ای بیش نمی&amp;zwnj;داند: &lt;br /&gt; &amp;laquo;دوستان جوان من! به هر صورت از شما بعید است که حالا زیر دنبه&amp;zwnj;ی این گوسفند حرام شده باد بدمید. رهبری حزب توده عین هوویی که &amp;ndash;گرچه سه طلاقه&amp;zwnj;اش کرده&amp;zwnj;اند اما- طاقت هووی جوان خوش زند و زا را ندارد، مدام برای من و شما جادو و جنبل کرد، کارشکنی کرد، استخوان مرده توی سفره&amp;zwnj;مان انداخت. و این همه که چه؟ و برای چه؟ برای این&amp;zwnj;که وقتی دیگ برای او نمی&amp;zwnj;جوشد، بگذار کله سگ در آن بجوشد. بله، به همین حماقت! و به همین کوته&amp;zwnj;نظری! و حالا شما دارید این عفریت سه طلاقه را بزک می&amp;zwnj;کنید. مواظب باشید که دیگر دوره&amp;zwnj;ی مسیح گذشته است. حزب توده، با آن انگ و رنگ رهبری، یک مرحله&amp;zwnj;ی تاریخی بود &amp;ndash; مرحله&amp;zwnj;ای بسیار کوتاه از تاریخ مملکت من. و گذشت...&amp;raquo; (5) &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" align="justify"&gt;&lt;span style="color: #000000; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;رهبر انقلاب نیز درباره&amp;zwnj;ی نگرش جلال می&amp;zwnj;گویند:&lt;br /&gt; &amp;laquo;جلال قصه&amp;zwnj;نویس است. (اگر این را شامل نمایشنامه&amp;zwnj;نویسی هم بدانید) مقاله&amp;zwnj;نویسی کار دوّم اوست. البته محقّق و عنصر سیاسی هم هست. اما در رابطه&amp;zwnj;ی با مذهب، در روزگاری که من او را شناختم به هیچ&amp;zwnj;وجه ضد مذهب نبود، بماند که گرایش هم به مذهب داشت. بلکه از اسلام و بعضی از نمودارهای برجسته&amp;zwnj;ی&amp;zwnj; آن به&amp;zwnj; عنوان سنت&amp;zwnj;های عمیق و اصیل جامعه&amp;zwnj;اش، دفاع هم می&amp;zwnj;کرد. اگرچه به اسلام به چشم ایدئولوژی که باید در راه تحقق آن مبارزه کرد، نمی&amp;zwnj;نگریست. اما هیچ ایدئولوژی و مکتب فلسفی شناخته&amp;zwnj;شده&amp;zwnj;ای را هم به این صورت جایگزین آن نمی&amp;zwnj;کرد. تربیت مذهبی عمیق خانوادگی&amp;zwnj;اش موجب شده بود که اسلام را ــ اگرچه به&amp;zwnj; صورت یک باور کلی و مجرد ــ همیشه حفظ کند و نیز تحت تأثیر اخلاق مذهبی باقی بماند. حوادث شگفت&amp;zwnj;انگیز سال&amp;zwnj;های 41 و 42 او را به موضع جانبدارانه&amp;zwnj;تری نسبت به اسلام کشانیده بود و این همان چیزی است که بسیاری از دوستان نزدیک&amp;zwnj;ش نه آن روز و نه پس از آن، تحمّل نمی&amp;zwnj;کردند و حتی به رو نمی&amp;zwnj;آوردند!&amp;raquo; (6)&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" align="justify"&gt;&amp;nbsp;&lt;span style="color: #000000; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;&lt;br /&gt; بعد از انشعاب و کناره گیری از جریان چپ &amp;ndash; که باز به دلیل همان روحیه بود که عرض شد-&amp;nbsp; چند سال سکوت سیاسی اختیار می&amp;zwnj;کند. تا ماجرای ملی شدن صنعت نفت و جبهه&amp;zwnj;ی ملی و دولت مصدق. و مجددا سه سال دیگر مبارزه. و شکست مصدق. و باز هم انزوا. اما این&amp;zwnj;بار این انزوا به نفع جلال تمام شد. چرا که در همین دوران بود که شروع به سفر دور ممکلت می&amp;zwnj;کند. و حاصل&amp;zwnj;ش &amp;laquo;اورازان&amp;raquo; و &amp;laquo;تات&amp;zwnj;نشین&amp;zwnj;های بلوک زهرا&amp;raquo; و &amp;laquo;جزیره خارک&amp;raquo;. &amp;laquo;و همین جوری&amp;zwnj;ها بود که آن جوانک مذهبی از خانواده ریخته و از بلبشوی ناشی از جنگ و آن سیاست بازی&amp;zwnj;ها سر سالم به در برده، متوجه تضاد اصلی بنیادهای سنتی و اجتماعی ایرانی&amp;zwnj;ها شد با آنچه به اسم تحول و ترقی، و در واقع به صورت دنباله&amp;zwnj;روی سیاسی و اقتصادی از فرنگ و آمریکا &amp;ndash; دارد مملکت را به سمت مستعمره بودن می برد و بدل&amp;zwnj;ش می کند به مصرف کننده&amp;zwnj;ی تنهای کمپانی&amp;zwnj;ها و چه بی اراده هم. و هم این&amp;zwnj;ها شد محرک غرب&amp;zwnj;زدگی&amp;raquo;. (7) &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" align="justify"&gt;&amp;nbsp;&lt;span style="color: #000000; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;*****&lt;br /&gt; نوشتن &amp;laquo;غرب&amp;zwnj;زدگی&amp;raquo; را می توان نقطه&amp;zwnj;ی عطف زندگی جلال دانست. چنان&amp;zwnj;چه خودش هم به این موضوع اشاره می&amp;zwnj;کند. جلالی که تا پیش از این ضد &amp;laquo;تحجر&amp;raquo; بود حال ضد &amp;laquo;تجدد&amp;raquo; هم می&amp;zwnj;شود. و این یعنی مرحله&amp;zwnj;ی بازگشت. بازگشت به اصل&amp;zwnj;ها و ریشه&amp;zwnj;ها. بازگشت به خویشتن خویش. و نگاه به داشته&amp;zwnj;ها و پنداشته&amp;zwnj;های خود. نه شرقی و نه غربی. جلال به خوبی فهمیده بود که با مدل شرق&amp;zwnj;زده و غرب&amp;zwnj;زده نمی&amp;zwnj;توان برای این مملکت کاری از پیش برد. و اساسا ریشه&amp;zwnj;ی بدبختی مملکت در این نوع نگاه غیر بومی و وارداتی است که در این چند قرن اخیر به خورد ما داده&amp;zwnj;اند:&lt;br /&gt; &amp;nbsp;&amp;laquo;در همین دو سه قرن است که ما در پس سپرهایی که از ترس عثمانی به سر کشیده بودیم خواب&amp;zwnj;مان برد. و غرب نه &amp;zwnj;تنها عثمانی را خورد و از هر استخوان&amp;zwnj;پاره&amp;zwnj;اش گرزی ساخت برای مبادای قیام مردم عراق و مصر و سوریه و لبنان، بلکه به &amp;zwnj;زودی به سراغ ما هم آمد. و من ریشه&amp;zwnj;ی غرب&amp;zwnj;زدگی را در همین جا می&amp;zwnj;بینم... از آن زمان است که ما سواران بر مرکب کلیّت اسلام، بدل شدیم به حافظان قبور. ما درست از آن روز که امکان شهادت را رها کردیم و تنها به بزرگداشت شهیدان قناعت ورزیدیم دربان گورستان&amp;zwnj;ها از آب درآمدیم&amp;hellip; آیا اکنون نرسیده است نوبت آن&amp;zwnj;که ما نیز در مقابل قدرت غرب احساس خطر و نیستی کنیم و برخیزیم و سنگر بگیریم و به تعرضی بپردازیم؟&amp;raquo; (8) &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" align="justify"&gt;&amp;nbsp;&lt;span style="color: #000000; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;&lt;br /&gt; *****&lt;br /&gt; در همین سالها پدر جلال نیز فوت می کند. فوت پدر اگر چه واقعه&amp;zwnj;ی ناگواری است اما در باطن منشاء خیر برای جلال شد. چرا که شخصیتی بزرگ به مراسم ختم پدر وی می آید: امام خمینی. شاید این اولین جایی بود که جلال از نزدیک امام را می&amp;zwnj;دید. این ماجرا باعث می&amp;zwnj;شود که جلال و برادرش برای پس دادن بازدید به منزل امام بروند. شمس آل احمد در مورد ماجرای این دیدار می&amp;zwnj;گوید:&lt;br /&gt; &amp;laquo;سال چهل، من و جلال رفتیم دیدن آقای خمینی، برای پس دادن بازدید آقا که به مجلس ختم پدرمان آمده بودند. آقای خمینی من و جلال را که می&amp;zwnj;خواستیم پایین اتاق بنشینیم دعوت کرد کنار خودش. ما همین که نشستیم، کتاب غرب&amp;zwnj;زدگی را که آن روزها تازه - قاچاقی- درآمده بود و گوشه&amp;zwnj;اش از زیر تشک آقا پیدا بود شناختیم. جلال گفت: آقا این مزخرفات پیش شما هم رسیده؟ آقای خمینی گفتند: اینها مزخرف نیستند جوان! این ها چیزهایی است که ما باید می گفتیم و شما گفتید.&amp;raquo; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" align="justify"&gt;&lt;span style="color: #000000; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;&lt;br /&gt; همین دیدار کافی بود برای جلالی که در همه&amp;zwnj;ی عمر در صف مبارزه&amp;zwnj;ی با تحجر و استبداد و عقب ماندگی بود به خیل طرفداران امام بپیوندد. حتی سال 43 که جلال به حج رفته بود وقتی خبر آزاد شدن امام را می&amp;zwnj;شنود نمی&amp;zwnj;تواند جلوی خوشحالی و شعف خود را بگیرد و از همان&amp;zwnj;جا نامه ای به امام می&amp;zwnj;نویسد با این مضمون:&lt;br /&gt; &amp;laquo;مکه- روزشنبه 31 فروردین 1343/ 8 ذی حجج 1383&lt;br /&gt; آیة&amp;zwnj;اللها&lt;br /&gt; وقتی خبر خوش آزادی آن حضرت تهران را شادی وا داشت فقرا منتظر الپرواز (!) بودند به سمت بیت&amp;zwnj;الله، این است که فرصت دست&amp;zwnj;بوسی مجدد نشد. اما اینجا دو سه خبر اتفاق افتاده و شنیده شده که دیدم اگر آنها را وسیله&amp;zwnj;ای کنم برای عرض سلامی، بد نیست. &lt;br /&gt; اول این که مردی شیعه جعفری را دیدم از اهالی الاحساء &amp;ndash;جنوب غربی خلیج فارس، حوالی کویت و ظهران- می گفت 80 درصد اهالی الاحساء و قطیف شیعه&amp;zwnj;اند و از اخبار آن واقعه مومله پانزده خرداد حسابی خبر داشت و مضطرب بود و از شنیدن خبر آزادی شما شاد شد- خواستم به اطلاعتان رسیده باشد که اگر کسی از حضرات روحانیان به آن سمت ها گسیل بشود، هم جا دارد و هم محاسن فراوان.&lt;br /&gt; دیگر اینکه در این شهر شایع شده است که قرار بوده آیه&amp;zwnj;الله حکیم امسال مشرف بشود، ولی شرایطی داشته که سعودیها دو تایش را پذیرفته&amp;zwnj;اند و سومی را نه. دوتایی را که پذیرفته&amp;zwnj;اند داشتن محرابی برای شیعیان در بیت&amp;zwnj;الله- و تجدید بنای مقابر بقیع- و اما سوم که نپذیرفته&amp;zwnj;اند، حق اظهار رأی و عمل و در رؤیت هلال. به این مناسبت حضرت ایشان خود نیامده&amp;zwnj;اند و هیأتی را فرستاده&amp;zwnj;اند گویا به ریاست پسر خود. خواستم این دو خبر را داده باشم. دیگر اینکه گویا فقط دو سال است که به شیعه درین ولایت حق تدریس و تعلیم داده&amp;zwnj;اند. پیش از آن حق نداشته&amp;zwnj;اند.&lt;br /&gt; دیگر اینکه غرب&amp;zwnj;زدگی را در تهران قصد تجدید چاپ کرده بودم با اصلاحات فراوان، زیر چاپ جمعش کردند و ناشر محترم متضرر شد. فدای سر شما. دیگر این که طرح دیگری در دست داشتم که تمام شد و آمدم، درباره نقش روشنفکران میان روحانیت و سلطنت، و توضیح اینکه چرا این حضرات همیشه در آخرین دقایق طرف سلطنت را گرفته&amp;zwnj;اند و نمی&amp;zwnj;بایست. اگر عمری بود و برگشتیم تمامش خواهم کرد و به حضرتتان خواهم فرستاد. علل تاریخی و روحی قضیه را گمان می کنم داده باشم. مقدماتش در غرب&amp;zwnj;زدگی ناقص چاپ آمده. دیگر اینکه امیدوارم موفق باشید.&lt;br /&gt; والسلام. جلال آل احمد&lt;br /&gt; همچنانکه آن بار در خدمتتان به عرض رساندم فقیر گوش به زنگ هر امر و فرمانی است که از دستش برآید. دیده شده که گاهی اعلامیه&amp;zwnj;ها و نشریاتی به اسم و عنوان حضرت در می&amp;zwnj;آمد که شایستگی و وقار نداشت. نشانی فقیر را هم حضرت صدر می&amp;zwnj;داند و هم اینجا می&amp;zwnj;نویسم: تجریش آخر کوچه فردوسی. والسلام&amp;raquo; (9) &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" align="justify"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" align="justify"&gt;&lt;span style="color: #000000; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;&lt;img src="http://www.irdc.ir/UserUpload/Image/1%281%29%281%29.jpg" alt="" width="274" height="442" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" align="justify"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" align="justify"&gt;&lt;span style="color: #000000; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;&lt;br /&gt; از این تاریخ به بعد معلوم می&amp;zwnj;شود که جلال در ارتباط با امام بوده است. چنان&amp;zwnj;چه در گزارش&amp;zwnj;های ساواک نیز این امر مشهود است: &lt;br /&gt; &amp;laquo;خیلی محرمانه&lt;br /&gt; از: اداره سوم&lt;br /&gt; به: ریاست ساواک تهران&lt;br /&gt; نخست&amp;zwnj;وزیری سازمان اطلاعات و امنیت کشور س.ا.و.ا.ک&lt;br /&gt; درباره: جلال&amp;zwnj;الدین سادات آل احمد&lt;br /&gt; در بررسی مدارک مکشوفه از منزل آیت&amp;zwnj;الله خمینی نامه&amp;zwnj;ای به دست آمده که توسط نامبرده بالا، به عنوان خمینی نوشته شده و مبین وجود ارتباط نزدیک بین دو نفر مذکور با همدیگر می&amp;zwnj;باشد. خواهشمند است دستور فرمائید هرگونه سوابقی درباره ارتباط نامبردگان در آن ساواک موجود است، خلاصه آن را به این اداره کل اعلام نمایند.&lt;br /&gt; ضمنا اعمال و رفتار جلال آل احمد را از طریق عوامل و منابع موجود کماکان تحت مراقبت قرار داده واخبار مکتسبه را به موقع اشعار دارند.&lt;br /&gt; مدیرکل اداره سوم. مقدم 1/3/47&amp;raquo; (10)&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" align="justify"&gt;&amp;nbsp;&lt;span style="color: #000000; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;&lt;img src="http://www.irdc.ir/UserUpload/Image/2%281%29%281%29.jpg" alt="" width="257" height="414" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" align="justify"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" align="justify"&gt;&lt;span style="color: #000000; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;&lt;br /&gt; سه ماه بعد از این، ساواک گزارش دیگری مبنی بر ارتباط بین جلال و امام خمینی منتشر می&amp;zwnj;کند: &lt;br /&gt; &amp;laquo;به: 312&lt;br /&gt; از: 20 هـ 2&lt;br /&gt; موضوع: انتشار رساله&amp;zwnj;ای به زبان فارسی و عربی به وسیله امام خمینی&lt;br /&gt; اخیرا آیت الله خمینی رساله ای منتشر نموده و در آن به جای نماز و روزه، نه اصل انقلابی به زبان عربی و فارسی در مودر مبارزه نوشه است و از بغداد جهت جلال آل احمد ارسال شده است و اینک در منزل جلال آل احمد موجود است و امکان دارد تا چند روز دیگر در بین دستجات اپوزیسیون و مخالف دولت و بازاریها توزیع گردد.&lt;br /&gt; ملاحظات- با توجه به گزارش عملیاتی اقدام مستقیم در زمینه مفاد خبر به حفاظت منبع لطمه وارد میسازد. جاجرود. اداره کل سوم 31/6/47 &amp;raquo; (11) &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" align="justify"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" align="justify"&gt;&lt;span style="color: #000000; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;&lt;img src="http://www.irdc.ir/UserUpload/Image/3%281%29%281%29.jpg" alt="" width="238" height="400" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" align="justify"&gt;&amp;nbsp;&lt;span style="color: #000000; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;&lt;br /&gt; البته امام خمینی نیز بعدها در سال 59، در دیداری که با شمس آل احمد (سردبیر وقت روزنامه&amp;zwnj;ی اطلاعات) داشتند به این ملاقات اشاره کرده و نشان می&amp;zwnj;دهند که هنوز بعد از گذشت تقریبا 20 سال از آن ماجرا، آن را به یاد دارند: &lt;br /&gt; &amp;laquo;آقای جلال آل احمد را جز یک ربع ساعت بیشتر ندیده ام. در اوایل نهضت یک روز دیدم که آقایی در اتاق نشسته اند و کتاب ایشان - غرب زدگی- در جلوی من بود. ایشان به من گفتند چه طور این چرت و پرتها پیش شما آمده است &amp;ndash; یک همچین تعبیری- فهمیدم که ایشان جلال آل احمد است. مع الاسف دیگر او را ندیدم. خداوند او را رحمت کند. (12) &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" align="justify"&gt;&amp;nbsp;&lt;span style="color: #000000; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;&lt;br /&gt; *****&lt;br /&gt; به هر حال جلال را شاید بتوان از معدود نویسندگانی دانست که به جای دوری از مردم و پز روشنفکری، همیشه و در همه حال قلم&amp;zwnj;ش را صرف مردم و اعتلای فرهنگ این ملک کرده بود. موضوع مهم دیگر در مورد جلال این است که او به خوبی با &amp;laquo;زبانِ زمان&amp;raquo; خود آشنا بود. (13) و راز ماندگاری آثار او بعد از گذشت چهل سال در همین امر نهفته است. بسیاری از روشنفکران و نویسندگان با &amp;laquo;زمان&amp;raquo; و زمانه&amp;zwnj;ی خود آشنای&amp;zwnj;اند اما &amp;laquo;زبان زمان&amp;raquo; خود را نمی&amp;zwnj;دانند. به همین علت نمی&amp;zwnj;توانند با توده&amp;zwnj;ی مردم و با بدنه&amp;zwnj;ی اجتماع ارتباط برقرار کنند. این مسأله&amp;zwnj;ی بسیار مهمی است که اکثر مثلا روشنفکران ما مبتلابه آن&amp;zwnj;اند. و لاجرم همین امر موجب جدایی&amp;zwnj;شان از مردم. اما جلال استاد این کار است. جلال زبان زمان خود را می&amp;zwnj;داند. خیلی خوب. می&amp;zwnj;داند &amp;laquo;چه&amp;raquo; بنویسد و البته &amp;laquo;چگونه&amp;raquo;. شاهد مدعا همین کتاب &amp;laquo;غرب&amp;zwnj;زدگی&amp;raquo; است. با این&amp;zwnj;که پیش از او مرحوم فردید و حلقه&amp;zwnj;ی وی جلودار این مسأله بوده&amp;zwnj;اند اما این &amp;laquo;غرب&amp;zwnj;زدگی&amp;raquo; جلال است که در جامعه گل می&amp;zwnj;کند. زیرا جلال وقتی می&amp;zwnj;خواهد نقد غرب&amp;zwnj;زدگی کند مانند فردیدی&amp;zwnj;ها گرفتار دام مباحث پیچیده&amp;zwnj;ی انتزاعی و فلسفی غیر عامه فهم نمی&amp;zwnj;شود. بلکه سعی می&amp;zwnj;کند به طور بسیار ساده و روان، و با استفاده از مثال&amp;zwnj;های قابل فهم برای عموم مردم و با زبان آن&amp;zwnj;ها طرح مسأله کند. مخاطب او مردم است نه یک قشر خاص چون روشنفکران و یا دانشگاهیان. &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" align="justify"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" align="justify"&gt;&lt;span style="color: #000000; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;&amp;laquo;روشنفکر درست آن کسی است که در جامعه&amp;zwnj;ی&amp;zwnj; جاهلی، آگاهی&amp;zwnj;های لازم را به مردم می&amp;zwnj;دهد و آنان را به راهی &amp;zwnj;نو می&amp;zwnj;کشاند. و اگر حرکتی در جامعه آغاز شده است با طرح آن آگاهی&amp;zwnj;ها، بدان عمق می&amp;zwnj;بخشد. برای این کار لازم است روشنفکر اولاً جامعه&amp;zwnj;ی&amp;zwnj; خود را بشناسد و ناآگاهی او را دقیقاً بداند. ثانیاً آن راه نو را درست بفهمد و بدان اعتقادی راسخ داشته باشد، ثالثاً خطر کند و از پیشامدها نهراسد. در این صورت است که می&amp;zwnj;شود العلماء ورثه الانبیاء.&lt;br /&gt; آل&amp;zwnj; احمد، آن اولی را به تمام و کمال داشت (یعنی در فصل آخر و اصلی عمرش). از دوّم و سوّم هم بی&amp;zwnj;بهره نبود. وجود چنین کسی برای یک ملّت که به سوی انقلابی تمام&amp;zwnj;عیار پیش می&amp;zwnj;رود، نعمت بزرگی است و آل&amp;zwnj; احمد به راستی نعمت بزرگی بود. حداقل، یک نسل را او آگاهی داده است و این برای یک انقلاب، کم نیست. (14)&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" align="justify"&gt;&amp;nbsp;&lt;span style="color: #000000; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;&lt;strong&gt;پی&amp;zwnj;نوشت&amp;zwnj;ها:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt; 1- جلال آل احمد، نون و القلم&lt;br /&gt; 2- جلال آل احمد، مثلا شرح احوالات&lt;br /&gt; 3- جلال آل احمد، در خدمت و خیانت روشنفکران، ص 209&lt;br /&gt; 4- همان، ص 416&lt;br /&gt; 5- دو رساله و دو نامه، جلال آل احمد، به کوشش سیدهادی خسروشاهی، صص 107 و 108&lt;br /&gt; 6- سایت رهبرانقلاب، ویژه نامه&amp;zwnj;ی جلال آل احمد&lt;br /&gt; 7- جلال آل احمد، مثلا شرح احوالات&lt;br /&gt; 8- جلال آل احمد، غرب&amp;zwnj;زدگی&lt;br /&gt; 9- دو رساله و دو نامه، صص 98 و 99&lt;br /&gt; 10- همان&lt;br /&gt; 11- جلال آل احمد به روایت اسناد ساواک، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، ص 195&lt;br /&gt; 12- صحیفه امام ج 12 / ص 298&lt;br /&gt; 13- این اصطلاح را اول بار از استاد بزرگوارم دکتر مظفر نامدار شنیدم.&lt;br /&gt; 14- سایت رهبر انقلاب، همان&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" align="justify"&gt;&lt;span style="color: #000000; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" align="justify"&gt;&lt;span style="color: #000000; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;&lt;span style="color: #ff0000;"&gt;منبع : مرکز اسناد انقلاب اسلامی&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://notation.persianblog.ir/post/802</link>
      <author>علی محمودی</author>
      <comments>http://notation.persianblog.ir/comments/140126/8867387/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-140126.post-8867387</guid>
      <pubDate>Sun, 05 Feb 2012 10:02:40 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل های مهم رهبر معظم انقلاب از اوضاع داخلی و بین المللی</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;همزمان با ایام الله دهه فجر و در آستانه سی و سومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، حضرت آیت الله خامنه ای، رهبر انقلاب اسلامی در نماز جمعه پر شکوه تهران، با ارائه تحلیل جامعی از دستاوردهای انقلاب اسلامی، مطالب مهمی در خصوص مسایل داخلی، تهدیدات دشمنان، اوضاع منطقه و جهان و همچنین انتخابات نهمین دوره مجلس بیان کردند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;به گزارش &amp;laquo;تابناک&amp;raquo; به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری ، ایشان در مقدمه خطبه اول با گرامیداشت دهه مبارک فجر و سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، شکر برای این نعمت بزرگ الهی را لازم دانستند و افزودند: در این ایام باید از ملت ایران نیز تشکر کرد که در 33 سال گذشته، از خود وفاداری، ایثار، شجاعت، جوانمردی، بصیرت و حضور دائمی در صحنه نشان دادند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;ایشان همچنین با اشاره به حال و هوای متفاوت دهه فجر امسال بدلیل انقلاب های پیروز منطقه بویژه در تونس، مصر و لیبی، خاطر نشان کردند: این تحولات، برای ملت ما مژده بزرگ و حادثه شیرین و مبارکی است و ملت ایران با پیروزی این انقلابها، بطور نسبی از غربت در آمد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;رهبر انقلاب اسلامی در ادامه به خطوط اساسی و دستاوردهای انقلاب اسلامی اشاره کردند و افزودند: انقلاب، رژیم ضد اسلام و دیکتاتور و مستبد را از بین برد و رژیمی اسلامی و مردم سالار بر سرکار آورد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;&amp;nbsp;حضرت آیت الله خامنه ای، از بین رفتن وابستگی و جایگزینی استقلال همه جانبه، از بین رفتن اختناق نفس گیر و حاکمیت فضای آزادی، رهایی از تحقیرشدگی تاریخی و بدست آوردن عزت ملی، از بین رفتن ضعف نفس و خودکم بینی و حاکم شدن روحیه اعتماد به نفس ملی را از دستاوردهای مهم انقلاب اسلامی برشمردند و تاکید کردند: یکی دیگر از دستاوردهای انقلاب، تبدیل شدن ملت ایران، از ملتی منزوی و بی نقش در مسایل سیاسی و کشور، به ملتی آگاه و دارای تحلیل سیاسی و تاثیر گذار در مسایل کشور است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;ایشان با تاکید بر اینکه این دستاوردها و خطوط اساسی انقلاب نهادینه شده است، خاطر نشان کردند: امروز شعارهای انقلاب همان شعارهای روزهای اول انقلاب و این نشان دهنده سلامت انقلاب است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;رهبر انقلاب اسلامی افزودند: شعارهای انقلاب همچون علامت اشاره به سمت اهداف انقلاب هستند و هنگامی که شعارها تغییر نکرده باشند، این، به معنای منحرف نشدن مسئولان و مردم از صراط مستقیم انقلاب اسلامی است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;&amp;nbsp;حضرت آیت الله خامنه ای بعد از برشمردن برخی دستاوردهای مهم انقلاب اسلامی، به بیان&amp;nbsp; برخی نقاط قوت و همچنین نقاط ضعف پرداختند و تاکید کردند: ما ضمن تقویت نقاط قوت، نباید نقاط ضعف را پنهان کنیم بلکه باید با برطرف کردن ضعف ها، از نهادینه شدن آنها جلوگیری کنیم.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;ایشان خاطرنشان کردند: در حرکت 33 ساله انقلاب اسلامی، افت و خیز بوده اما حرکت به سمت اهداف اصلی، هیچگاه متوقف نشده و همواره ادامه داشته است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;رهبر انقلاب اسلامی، غلبه بر چالش ها را یکی از نقاط قوت بسیار مهم انقلاب اسلامی برشمردند و افزودند: از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، قدرتهای جهانی همواره تلاش داشتند تا با مانع تراشی های فراوان همچون تحمیل جنگ هشت سال ، انجام اقدامات تروریستی، و تحریم ها، حرکت ملت ایران را متوقف کنند و انقلاب اسلامی را به زانو در آورند و ملت را پشیمان کنند اما، با وجود همه این چالش ها، نظام اسلامی راه خود را با قوت ادامه داده و بر آنها غلبه کرده است. حضرت آیت الله خامنه ای گسترش کیفی و کمی خدمات درجه اول به مردم، در سراسر کشور را از دیگر نقاط قوت نظام اسلامی دانستند و با اشاره به پیشرفتهای علمی خاطر نشان کردند: پیشرفتهای علمی و فناوری، یکی دیگر از نقاط قوت بسیار مهم است زیرا علم زمینه ساز اقتدار و پایه پیشرفت همه جانبه کشور است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;ایشان، پیشرفتهای علمی 33 ساله کشور را حیرت آور توصیف کردند و افزودند: این پیشرفتهای علمی در عرصه های مختلف بوده اما برخی از آنها همچون فناوری هسته ای بیشتر معروف شده است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به پیشرفت های علمی شگفت آور در بخش های هوا- فضا، پزشکی، رادیو داروها، زیست فناوری، نانو فناوری، سلول های بنیادی و شبیه سازی،&amp;nbsp; داروهای ضد سرطان، ساخت ابر رایانه ها، و انرژی های نو، تاکید کردند: معتبرترین مراکز علمی دنیا، این پیشرفتها را تایید کرده اند و بر اساس گزارش سال 2011 میلادی یکی از این مراکز معتبر علمی، رشد علمی ایران سریعترین رشد علمی در دنیا بوده است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: بر اساس همین گزارش، رتبه علمی ایران در منطقه، رتبه اول و در دنیا، هفدهم است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;ایشان خاطر نشان کردند: بر اساس سند چشم انداز ما باید در سال 1404، به رتبه اول علمی منطقه دست پیدا می کردیم اما اکنون، سالها زودتر از پیش بینیها به این رتبه رسیده ایم.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;رهبر انقلاب اسلامی، پیشرفت های کشور در ایجاد زیر ساخت های فنی و مهندسی صنعتی، راهها و ارتباطات، مخابرات و صنعت را از دیگر نقاط قوت نظام اسلامی برشمردند و خاطر نشان کردند: با وجود این پیشرفتهای عظیم، اما گزارش های خوب و روشنی از این پیشرفتها به مردم داده نمی شود که جای تأسف دارد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;حضرت آیت الله خامنه ای، انتقال ارزشهای انقلاب اسلامی به نسل های دوم و سوم را از دیگر نقاط قوت نظام اسلامی دانستند و افزودند: گواه آشکار این موضوع، دانشمندان شهید مصطفی احمدی روشن و رضایی نژاد هستند، که با اینکه دوران انقلاب و امام و دوران جنگ را درک نکرده بودند اما با درک وظایف انقلابی و اسلامی به درجات عالی علمی نیز رسیدند و با وجود مورد تهدید بودن، به راه خود ادامه دادند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;ایشان با تأکید بر اینکه شهیدان احمدی روشن و رضایی نژاد نسل سوم انقلاب بودند، خاطر نشان کردند:&amp;zwnj; حرکت عظیم جوانان، بعد از شهادت شهید احمدی روشن، در اعلام آمادگی برای ادامه مسیر علمی این شهید، حرکتی بسیار مهم و نمونه دیگری از انتقال ارزشها به نسل سوم است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;رهبر انقلاب اسلامی افزودند: البته در کنار این رویش ها، توبه کار و پشیمان از انقلاب هم داشتیم اما رویش ها بیشتر از ریزش ها بوده است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;ارتقای جهش وار ملت ایران در اثرگذاری در مسایل منطقه و حتی جهان، بنیه قوی و ساخت مستحکم کشور و نظام در مواجهه با دشمنی ها، و ارتقای کمی و کیفی دانشگاهها و حوزه های علمیه، از دیگر نقاط قوتی بودند که رهبر انقلاب اسلامی به آنها اشاره کردند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;حضرت آیت الله خامنه ای بعد از بیان این نقاط قوت، تأکید کردند: همه این پیشرفت های علمی، اجتماعی و فنی در شرایط تحریم همه جانبه محقق شده که این، موضوع مهمی است و امیدها را افزایش می دهد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;&amp;nbsp;ایشان در ادامه به برخی نقاط ضعف نیز اشاره کردند و افزودند: یکی از این ضعف ها، گرایش برخی مسئولان به دنیا طلبی، مادی گرایی، ثروت، تجمل، تشریفات و اشرافی گری است که نتیجه این گرایش نیز، گسترش این روحیه در میان مردم و جامعه است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;&amp;nbsp;رهبر انقلاب اسلامی با اظهار تاسف از وجود روحیه اسراف و مصرف زدگی در جامعه تأکید کردند: باید تلاش شود تا مصرف زدگی و حرص به دنیا کاهش پیدا کند و این نقیصه از جامعه برطرف شود.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;حضرت آیت الله خامنه ای نبود پیشرفت مطلوب و مورد توقع در اخلاق، معنویت و تزکیه نفس بموازات پیشرفتهای علمی و محقق نشدن عدالت اجتماعی مورد نظر اسلام را از دیگر نقط ضعف دانستند که باید برای رفع آنها همت و تلاش بیش از پیش شود.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;&amp;nbsp;ایشان وظایف مسئولان و&amp;nbsp; مردم برای ادامه حرکت در مسیر اهداف انقلاب اسلامی و رسیدن به آرمانها را نیز یادآور شدند و افزودند : یکی از مهمترین وظایف ، مسئولیت پذیری بخصوص در میان مسئولان است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;&amp;nbsp;رهبر انقلاب اسلامی خاطر نشان کردند: مسئولان و خدمتگزاران مردم در دولت، مجلس و قوه قضاییه نباید تقصیرها را به گردن یکدیگر بیاندازند زیرا وظایف رهبری، قوا و دستگاهها در قانون اساسی مشخص شده است و هر یک از مسئولان باید بر اساس وظایف قانونی خود، مسئولیت پذیر باشند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;&amp;nbsp;حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: حتی اگر اشکالی متوجه رهبری نیز بود، رهبری باید متواضعانه آن اشکال را قبول و سعی کند، آن را برطرف نماید.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;&amp;nbsp;غافل نشدن از مسایل و ارزشهای اصلی بدلیل سرگرم شدن به فرعیات، و حفظ اتحاد و همدلی، از دیگر نکاتی بودند که رهبر انقلاب اسلامی به مسئولان گوشزد کردند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;حضرت آیت الله خامنه ای تاکید کردند: مسئولان سه قوه و دیگر مسئولان&amp;nbsp; باید حتی باوجود برخی اختلاف نظرها، اتحاد و همدلی را میان خود حفظ کنند و در جهت گیریهای نظام و کشور، همراه یکدیگر باشند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;&amp;nbsp;ایشان خاطر نشان کردند: اتحاد و همدلی میان مسئولان، میان مردم ، و میان مردم و مسئولان، علاج قطعی بسیاری از مشکلات کشور است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;حضرت آیت الله خامنه ای هوشیاری در مقابل دشمن و فریب نخوردن در مقابل لبخند و وعده های دروغ او را یکی دیگر از کارهای اصلی برشمردند و خاطر نشان کردند: اوایل برخی ها لبخند دشمن را باور می کردند اما بتدریج پشت صحنه این وعده ها را فهمیدند و متوجه شدند که دشمن چه راحت دروغ می گوید و چگونه بدون واهمه و دغدغه عهد شکنی میکند و بدون احساس خجالت زیرحرف و قولش می زند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;رهبر انقلاب اسلامی با استناد&amp;nbsp; به وجود نمونه های&amp;nbsp; متعدد ی که ماهیت حقیقی لبخندهای فریبنده&amp;nbsp; و حرفهای دروغ دشمن را اثبات می کند، به سخنان و نامه اخیر رییس جمهور امریکا، جواب جمهوری اسلامی به این نامه وعکس العمل و اقدام بعدی آمریکا اشاره کردند و افزودند: روزی که لازم شد واین نامه ها در اختیار افکار عمومی ملتها قرار گرفت همه می فهمند وعده ها و حرفهای امریکا چقدر ارزش دارد و آنها چگونه برخلاف حرفهایشان عمل میکنند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;&lt;img title="" src="http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1390/11/14/135972_384.jpg" alt="" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;&amp;nbsp;ایشان در آخرین فراز از محور اول سخنانشان در باره کارهای ضروری ملت و مسئولان، پرهیز از تنبلی، کسالت و کم کاری را مورد تاکید قرار دادند و افزودند: باید در همه زمینه ها از جمله اقتصاد، بطور جهادی کار کرد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;&amp;nbsp;رهبر انقلاب اسلامی خطبه اول نماز را با تبیین اوضاع منطقه و جهان ادامه دادند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;&amp;nbsp;حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به سرنگونی 4 طاغوت منطقه از دهه فجر سال گذشته تا کنون افزودند: در رویداد بسیار مهم دیگری مردم مصر و تونس در انتخابات به گروههای اسلامی رای دادند این مسئله اثبات کرد همه تلاشهای تبلیغات سیاسی امریکا و صهیونیستها برای ایجاد اسلام هراسی در ملتها و ایجاد وحشت در افکار عمومی مردم از حکومت اسلامی نقش برآب شده و ملتها طرفدار اسلامند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;&lt;img title="" src="http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1390/11/14/135973_221.jpg" alt="" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;رهبر انقلاب اسلامی ضعف و انزوای روز افزون رژیم صهیونیستی و افزایش نشاط و امید فلسطینی ها را از برکات بسیار مهم قیام ملتهای منطقه برشمردند و تاکید کردند: غده حقیقتاً سرطانی اسرائیل باید درمنطقه از بین برود و این مسئله بدون تردید روی خواهد داد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;&amp;nbsp;حضرت آیت الله خامنه ای در بحث اوضاع منطقه، مظلومیت مردم بحرین را نیز خاطر نشان کردند وافزودند: دستگاههای رسانه ای مستکبران، با سکوت کامل، این ملت مظلوم را مورد بایکوت قرار داده است اما این کارها اثری نخواهد داشت و ملت بحرین هم به توفیق الهی پیروز خواهد شد .&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;ایشان با اشاره به ادعای حکام جزیره بحرین در باره دخالت جمهوری اسلامی ایران در اوضاع بحرین افزودند: این حرف کاملا دروغ است چرا که اگر ما دخالت می کردیم اوضاع بحرین جوردیگری می شد .&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: ما هر جا دخالت کنیم صریحا می گوییم همچنانکه به علت ضدیت با غده سرطانی رژیم صهیونیستی در دو جنگ پیرزومند 33 روزه و 22 روزه دخالت کردیم و از این پس نیز هرجا هر ملتی یا گروهی با رژیم صهیونیستی مبارزه و مقابله کند ما به او کمک می کنیم و هیچ ابایی هم از گفتن این مسئله نداریم.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;رهبر انقلاب در تبیین اوضاع جهان به ضعف محسوس اقتصادی-مالی و سیاسی امریکا اشاره و خاطرنشان کردند: امریکا در خاورمیانه - فلسطین و مسئله عراق شکست خورده و دولت مردمی و ملت عراق نگذاشتند امریکاییها برغم خواست و تلاش فروانشان ، در عراق بمانند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;ایشان افزودند: البته امریکایی ها هنوز در عراق دخالتهای نفتی و امنیتی دارند که ملت و دولت عراق در آینده حتما برای آن هم فکری خواهند کرد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;&lt;img title="" src="http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1390/11/14/135975_143.jpg" alt="" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;رهبر انقلاب اسلامی خودداری اوباما در سخنرانی اخیر در کنگره این کشور از اشاره به تظاهرات 4 ماهه مردم در شهرهای مختلف را یکی دیگر از نشانه های ضعف دولت امریکا برشمردند و افزودند: رئیس جمهور امریکا برای پنهان کردن این ضعفها حتی اشاره به 4 ماه تظاهرات مخالفت آمیز ملت امریکا و سرکوب شدید پلیس نکرد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;حضرت آیت الله خامنه ای دولتهای اروپایی را نیز از لحاظ اقتصادی - مالی و سیاسی دچار ضعف روز افزون دانستند و با اشاره به وابستگی و تبعیت دولتهایی نظیر فرانسه ازامریکا تاکید کردند: اگر روزی ملتهای اروپایی دریابند که علت اصلی مشکلات آنها، تبعیت دولتهایشان از امریکا و شبکه جهانی صهیونیزم است نهضت اجتماعی عظیمی براه خواهد افتاد که در پرتو آن دنیای جدیدی بوجود خواهد آمد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;رهبر انقلاب در تشریح ابعاد مختلف موقعیت ضعیف غربی ها در سطح بین المللی تحریم جمهوری اسلامی و ملت ایران را از نشانه های این ضعف چشمگیر خواندند وافزودند: آنها می خواهند ملت ایران را بخاطر وفاداری به اسلام مجازات کنند اما واقعیت این است که تحریم از 2 جنبه به نفع نظام اسلامی و ملت تمام خواهد شد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;&lt;img title="" src="http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1390/11/14/135976_761.jpg" alt="" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;حضرت آیت الله خامنه ای تکیه ملت ایران به استعدادها و ظرفیتهای داخلی را از جمله نتایج تحریم سی ساله ایران برشمردند و خاطر نشان کردند: اگرآنها ما را تحریم نظامی نمی کردند و نیروگاه بوشهر را می ساختند و درهای علم را بر روی ما نمی بستند، امروز این پیشرفتهای عجیب نظامی و علمی را نداشتیم، در غنی سازی دارای این موقعیت ممتاز نبودیم و در پزشکی و هوا فضا به این حد از موقعیت نمی رسیدیم، بنابر این تحریم از زاویه تکیه نظام و ملت به استعداد و ظرفیتهای بی پایان جوانان ایران به نفع ما بود و باعث شد این چشمه های جوشان هر روز شکوفاتر شوند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;رهبر انقلاب اسلامی در تشریح و اثبات ضرر تحریم ها برای غربی ها افزودند: بگفته غربی ها هدف اصلی تحریم ملت ایران عقب نشینی این ملت از مواضع هسته ای است و چون این نظام و این مردم از دستاوردهای پرافتخار هسته ای&amp;nbsp; خود عقب نشینی نمی کنند بنابراین این تحریم در نهایت موجب شکسته شدن هیبت تهدیدهای غرب در چشم ملتهای منطقه و جهان می شود و عزت و قدرت ملت ایران را در افکار عمومی جهان بیشتر می کند، بنابراین تحریم از این جهت هم به نفع ماست.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;&lt;img title="" src="http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1390/11/14/135977_147.jpg" alt="" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;رهبر انقلاب اسلامی در ادامه سخنانشان جمله مکرر مقامات امریکایی را مبنی بر اینکه همه گزینه ها روی میز است، مورد اشاره قرار دادند و افزودند: معنای این جمله تهدید به جنگ است اما همه می دانستند که این تهدید به ضرر امریکاست همچنانکه ایجادجنگ ده برابر بیشتر به ضرر امریکا خواهد بود.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;ایشان سخن گفتن مقامات امریکایی را به زبان تهدید نشان دهنده عجز واشنگتن از مقابله منطقی و گفتمانی باجمهوری اسلامی دانستند و افزودند: آنها در میدان مقابله فکر و منطق دچار ضعف هستند و به همین علت از تشبث به زور و توسل به جنگ حرف می زنند و معنای این روش این است که امریکا جز زور هیچ منطقی ندارد و برای غلبه خواستهایش جز جنگ هیچ روشی را نمی شناسند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;&lt;img title="" src="http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1390/11/14/135978_481.jpg" alt="" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;حضرت آیت الله خامنه ای توسل امریکا به تهدید و زورگویی را موجب بی اعتباری مقامات این کشور در چشم ملتها و در افکارعمومی ملت امریکا دانستند وتاکید کردند: حکومتی که اعتبارش در چشم ملتش ساقط شود، امیدی به بقایش نیست و هیچ سرنوشتی جز فروپاشی و سقوط نخواهد داشت همینطور که فروپاشی رژیم شوروی نشان دهنده این واقعیت است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;حضرت آیت الله خامنه ای در همین زمینه تاکید کردند: آمریکایی ها بدانند و البته می دانند که جمهوری اسلامی در مقابل تهدید به جنگ و تهدید به تحریم نفتی، تهدیدهایی دارد که وقتی لازم باشد انشاالله اعمال خواهد شد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;&lt;img title="" src="http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1390/11/14/135979_580.jpg" alt="" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;بخش پایانی خطبه اول حضرت آیت الله خامنه ای به انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی اختصاص داشت. ایشان انتخابات را مصونیت بخش کشور خواندند و افزودند: ملت عزیز ایران بدانند و می دانند که حضور مردمی اصلی ترین عاملی است که هیبت ایران را به رخ دشمنان می کشد و دشمنان را از تعرض به این کشور می ترساند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;رهبر انقلاب اسلامی حضور در انتخابات 12 اسفند و راهپیمایی 22 بهمن را از جمله مظاهر حضور مردمی برشمردند و افزودند: هر قدر حضور مردم در پای صندوقهای رای بالاتر باشد اعتبار و ارزش ملت بالاتر می رود و امنیت و مصونیت کشور بیشتر و اینده ایران عزیز تامین و تضمین می شود .&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;رهبر انقلاب&amp;nbsp; تشکیل مجلس صالح، قوی و سالم را در آینده کشور و عملکرد دستگاهها از جمله دولت و قوه قضاییه، کاملا موثر خواندند و افزودند: چنین مجلسی را فقط حضور پرشورمردم، شکل خواهد داد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;&lt;img title="" src="http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1390/11/14/135980_665.jpg" alt="" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;ایشان تلاش چندین ماهه بوقهای تبلیغاتی دشمن را برای ناامید کردن مردم از حضور در انتخابات یاد آور شدند و افزودند: متاسفانه در داخل هم عده ای غافل بدون آنکه بفهمند با دشمن مغرض هم صدا می شوند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;ایشان بزرگ کردن مسائل کوچک و القای بی مبنای وجود بحران در کشور را ازجمله روشهای&amp;nbsp; دشمنان برای مایوس کردن ملت از انتخابات مجلس برشمردند و افزودند: در کشوری که کاملا آرام و امن است و دستگاهها و مردم در حال کار و تلاش هستند بحرانی وجود ندارد اما دشمنان و غافلان مدام از آن حرف می زنند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;&lt;img title="" src="http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1390/11/14/135981_217.jpg" alt="" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;حضرت آیت الله خامنه ای رقابت سالم وبدون تهمت و بدگویی رامورد تأکید قراردادند و افزودند: فضای انتخاباتی باید سالم باشد و مردم نیز اگر خودشان کاندیداهارا می شناسند براساس این تشخیص عمل کنند و اگر نه، از افراد بصیر و متدین کمک بگیرند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;دقت کامل مجریان در اجرای درست انتخابات نکته دیگری بود که رهبر انقلاب مورد تأکید قرار دادند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;ایشان یادآور شدند بیش از سی انتخابات در سه دهه گذشته با سلامت در کشور برگزار شده&amp;nbsp; البته تخلفاتی احیاناً بوده و کسانی هم معترض بوده اند که به اعتراض آنها رسیدگی شده اما هرگز عدم سلامت انتخابات وجود نداشته است و بعد از این هم باید این چنین باشد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;&lt;img title="" src="http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1390/11/14/135999_183.jpg" alt="" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;حضرت آیت الله خامنه ای درباره روند احراز صلاحیت هاخاطر نشان کردند: شورای نگهبان از لحاظ قانونی باید صلاحیت افراد را احراز کند البته همیشه گفته ایم که سطح صلاحیتها را در حد معقول نگه دارند و آنقدر بالا نبرند که عده کمی احراز صلاحیت شوند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;ایشان در همین زمینه افزودند: ممکن است کسانی به نتایج نظارت شورای نگهبان معترض باشند و اعتراضشان هم درست باشد اما وقتی یک نهاد مسئول قانونی، تصمیمی می گیرد باید همه تسلیم باشند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;&lt;img title="" src="http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1390/11/14/135983_626.jpg" alt="" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: کسی نباید تصور کند که رد صلاحیت شدگان، لزوماً آدمهای بی صلاحیت هستند چرا که آنها فقط برای نمایندگی مجلس،&amp;zwnj;احراز صلاحیت نشده اند اما برای کارهای دیگر شاید دارای صلاحیت باشند ضمن اینکه ممکن است کسانی که او را رد صلاحیت کرده اند اشتباه کرده باشند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;مراقبت همه مردم، نامزدهای انتخاباتی و مسئولان از امنیت کشور و هوشیاری در مقابل توطئه دشمنان آخرین نکته ای بود که رهبر انقلاب درباره انتخابات مجلس یادآورشدند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;&amp;nbsp;ایشان تأکید کردند کسانی که رأی نمی آورند کاملاً مراقبت کنند کلاهی که بر سر رای نیاوردگان سال 88 رفت بر سر آنها نرود و فریب نخورند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;&lt;img title="" src="http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1390/11/14/135984_401.jpg" alt="" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;حضرت آیت الله خامنه ای درپایان خطبه اول نمازافزودند: همه نامزدها، هوادارانشان و مسئولان در مقابل توطئه احتمالی دشمنان برای بر هم زدن امنیت مراقب باشند و هیچ کس با متهم کردن دیگری، آب به آسیاب دشمن نریزد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;رهبر انقلاب اسلامی در خطبه دوم نماز که به زبان عربی بیان شد نخستین سالگرد بهار بیداری انقلاب اسلامی را به امت اسلامی تبریک گفتند و با اشاره به پیروزی جریانهای معتدل اسلامگرا در انتخابات تونس و مصر افزودند: اسلامگرایی با صفاتی چون ضد صهیونیستی بودن، ضدیت با دیکتاتوری، استقلال طلبی، آزادیخواهی و پیشرفت طلبی سرانجام مسیر مبارکی است که همه ملتهای اسلامی در پرتو اراده قاطع خود، طی خواهند کرد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;&lt;img title="" src="http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1390/11/14/135985_449.jpg" alt="" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;ایشان با اشاره به پیروزی انقلاب اسلامی در سه دهه پیش خاطر نشان کردند پس از گذشت 32 سال از انقلاب پر برکت ملت ایران، بیداری اسلامی، با همان سبک و سیاق و همان خواسته ها، خاورمیانه اسلامی و عربی را در بر گرفته است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;حضرت آیت الله خامنه ای قرن حاضر را قرن اسلام و عصر ملتها خواندند و با اشاره به تأثیرپذیری جوانان و روشنفکران در واشنگتن و پایتخت های اروپایی از قیام میدان تحریر مصر، تأکید کردند: این جریان، در آینده سرنوشت کل بشریت را تحت تأثیر قرار خواهد داد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;&lt;img title="" src="http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1390/11/14/135986_746.jpg" alt="" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;ایشان با اشاره به مبارزه ملتهای عرب با دیکتاتورهای دست نشانده و به ستوه آمدن این ملتها از فقر و عقب ماندگی و تحقیر، و سرخوردگی ملتهای عرب از سوسیالیسم و لیبرالیسم و ناسیونالیسم سکولار افزودند: انتخابات تونس و مصر و شعارها و رویکردهای مردم در یمن، بحرین و سایر سرزمینهای عربی، نشان می دهد همه می خواهند "مسلمان معاصر، بدون افراط خشک سرانه و تفریط غربگرایانه باشد و همه معتقدندملتها در پرتو ترکیب "معنویت، عدالت و عقلانیت" و با تکیه بر روش مردم سالاری دینی، از پس "تحقیر و استبداد و استعمار و فساد و فقر و تبعیض "رهایی می یابند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;حضرت آیت الله خامنه ای، دین ستیزی، سرسپردگی، دیکتاتوری، همراهی و تبعیت از صهیونیستها، فقدان آزادی قانونی و بی اعتنایی به فقر و عقب ماندگی مردم را از جمله خصوصیات حکومتهای دست نشانده خواندند و افزودند: مخالفت و ضدیت ملتها با این خصوصیات، واضح ترین علائم شناخت ماهیت خیزش ملتهای عربی - اسلامی است و آینده این انقلابها نیز، با همین معیارها سنجیده خواهد شد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;&lt;img title="" src="http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1390/11/14/135987_969.jpg" alt="" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;رهبر انقلاب، با اشاره به تلاشهای غرب برای تبدیل انقلابهای ملتهای عربی به" ضد انقلاب"، مردم این کشورها و انقلابیون را به مراقبت مستمر فراخواندند و افزودند: غرب با جمع بندی شکستهای پیاپی خود در ایران و عراق و لبنان و فلسطین می داند که تاکتیک اسلام ستیزی و برخورد خشونت بار علنی شکست خورده است. بنابراین در تلاش است با تاکتیک بَدَل سازی و تولید نمونه های تقلبی، انقلابها را مهار کند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;حضرت آیت الله خامنه ای در تشریح این تاکتیک جدید غرب خاطر نشان کردند: مستکبران می کوشند، عملیات تروریستی را بجای شهادت طلبی،"تعصب و تحجّر و خشونت" را بجای "اسلام گرایی و جهاد"، قومیت گرایی و قبیله سازی را بجای "اسلام خواهی و امت گرایی" و "غربزدگی و وابستگی" را بجای "پیشرفت و استقلال" در افکار عمومی ملتها تزریق کند. آنها در تلاشند&amp;nbsp; سازشکاری را به اسم عقلانیت، "فساد و هرج و مرج اخلاقی" را بجای "آزادی" و دیکتاتوری را به نام "نظم و امنیت" در میان ملتها جا بیاندازند و از این طریق امواج خروشان بیداری اسلامی را کنترل و منحرف کنند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;&lt;img title="" src="http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1390/11/14/135988_177.jpg" alt="" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به پایان "دو قطبی سرمایه داری و کمونیزم"، افزودند: امروز دو قطبی تقابل "مستضعفین جهان به رهبری جنبش مسلمین" با "مستکبران جهان به رهبری آمریکا و ناتو و صهیونیزم" ایجاد شده است و اردوگاه سومی وجود ندارد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;حضرت آیت الله خامنه ای در تشریح عوامل و مؤلفه های حاضر در صحنه انقلابهای ملتهای عربی - اسلامی، بر سه مؤلفه تمرکز کردند: 1 - آمریکا، ناتو، رژیم صهیونیستی و متحدان و وابستگانشان 2 - ملتها و جوانان و 3- احزاب و فعالان سیاسی اسلامی و غیر اسلامی.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;&lt;img title="" src="http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1390/11/14/135989_242.jpg" alt="" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;ایشان گروه اول یعنی آمریکا، صهیونیزم و وابستگانشان را بازندگان اصلی صحنه مصر و تونس و دیگر کشورها خواندند و با اشاره به فرو رفتن این جبهه در بحران عمیق اعتماد جهانی و بحران تصمیم گیری افزودند:" این گروه پس از ناتوانی در مهار و سرکوب بیداری ملتها، تلاش می کنند بر اتاق فرمان انقلاب ها مسلط شوند و با نفوذ به درون احزاب مؤثر، ایجاد تفرقه میان مردم و روشهای گوناگون دیگر، ساختارهای فاسد قبلی را حفظ و خسارات بسیار گسترده ناشی از نهضت بیداری اسلامی را جبران کنند و با کمک دلارهای نفتی حکومتهای وابسته منطقه، ضمن حفظ رژیم صهیونیستی، به جبهه مقاومت&amp;nbsp; ضربه بزنند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;&amp;nbsp;ایشان، ملتها را گروه اصلی موثر در روند بیداری اسلامی خواندند و با اشاره به افزایش کاملا محسوس گرایشها ،شاخص ها و معیارهای اسلامی در میان ملتها و نفرت روزافزون آنها از آمریکا و اسرائیل افزودند: ملتهای قیام کننده بدانند که انقلابشان هنوز ناتمام است بنابراین با هوشیاری و قدرت، راهی را که آغاز کرده اند ادامه دهند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;رهبر انقلاب در همین زمینه تاکید کردند ملت مصر دوباره در صف مقدم دفاع از آرمان&amp;nbsp; فلسطین قرار می گیرد وبا زیر پا گذاشتن پیمان خیانت بار کمپ دیوید،کمکهای رژیم دیکتاتوری مبارک به صهیونیستها را قطع خواهد کرد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;&lt;img title="" src="http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1390/11/14/135990_896.jpg" alt="" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;ایشان گروه سوم موثر در سرنوشت&amp;nbsp; بیداری ملتها یعنی احزاب و نخبگان سیاسی را نیز به هوشیاری، بی اعتمادی به وعده های آمریکا و ناتو، نهراسیدن از تهدیدهای پوشالی دشمنان اسلام ،پرهیز از ورود به بازی دلارهای نفتی&amp;nbsp; وابستگان و متحدان غرب در میان دولتهای عربی، کمک به روند حیای هویت اسلامی ملتها، تکیه بر مردمسالاری دینی ، بی اعتنایی به اسلام امریکایی وانگلیسی، پافشاری بر اصول، پرهیز از محافظه کاری وتکیه بر عقلانیت وحکمت توصیه کردند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;رهبر انقلاب خطاب به گروهها وجریانهای سیاسی ونخبگان ملتهای عرب افزودند مسئله اصلی شما چگونگی نظام سازی،قانون نویسی و مدیریت کشورها و انقلابها ست و لازم است با ایفای نقش تاریخی خود در این مقطع بسیار حساس، به شیوه ای مردم سالارانه و با رعایت عقلانیت وعلم ،جامعه سازی کنید.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;&lt;img title="" src="http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1390/11/14/135991_965.jpg" alt="" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به دو الگوی غرب برای منحرف کردن انقلابهای ملتهای مسلمان یعنی "اسلام تکفیری متحجر و خشن و" اسلام لائیک وسازشکار "تاکید کردند:جریانها و عناصر تاثیر گذار در سرنوشت ملتهای به پا خواسته با تقویت الگوی اسلام اصولگرای معتدل و عقلانی با این تلاشهای منحرف مقابله کنند .&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;&lt;img title="" src="http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1390/11/14/135992_937.jpg" alt="" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;رهبر انقلاب در پایان خطبه دوم با تأکید بر آمادگی جمهوری اسلامی و ملت بزرگ ایران برای همکاری و خدمت به ملتهای انقلاب کرده، افزودند: انقلاب اسلامی موفق ترین تجربه اسلامی عصر جدید است و به ملتها می آموزد که&amp;nbsp; ایستادگی در مقابل زورگوییها و تحریمها و تهدیدهای غرب و صهیونیزم ، و در عین حال دستیابی به قله های پیشرفت امکان پذیر است به همین علت قدرتهای مستکبرکه از پایداری وپیشرفت ملت ایران کاملا عصبانی وخشمگینند تلاش می کنند جلوی پیوند روبه افزایش ملت ایران و دیگر ملتهای مسلمان را بگیرند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;&lt;img title="" src="http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1390/11/14/135993_433.jpg" alt="" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;ایشان با یاد آوری حمایتها وکمکهای جمهوری اسلامی و ملت ایران به ملتهای مظلوم افغانستان، بوسنی، لبنان، عراق،فلسطین و دیگر ملتها&amp;nbsp; تاکید کردند: ملتهای اسلامی عربی در مقابل توطئه ایران هراسی و ایجادتفرقه میان ایران و دیگر مسلمانها تحت عنوان شیعه و سنی هوشیار باشند، چرا که نظام مردم سالار ایران هرگز به دنبال ایرانی کردن اعراب یا شیعی کردن مسلمین نبوده و نیست و با پیشرفتهای چشمگیر خود در همه زمینه های علمی، اقتصادی و سیاسی آماده است تجربیات بی نظیر خود را در راه عزت و اقتدار و پیشرفت امت اسلامی و وحدت و برادری مسلمانان بکار گیرد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://notation.persianblog.ir/post/801</link>
      <author>علی محمودی</author>
      <comments>http://notation.persianblog.ir/comments/140126/8859647/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-140126.post-8859647</guid>
      <pubDate>Sat, 04 Feb 2012 09:44:06 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>روایت &amp;quot;رهبر انقلاب&amp;quot; از شامگاه ۱۲ بهمن ۵۷</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;رهبر معظم انقلاب در سال 76، در گفت و شنودی صمیمانه با جمعی از نوجوانان و جوانان، به ذکر خاطره&amp;zwnj;ای از روز ورود امام خمینی(ره) به میهن در دوازدهم بهمن 57 پرداختند که متن آن در پایگاه اطلاع&amp;zwnj;رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت&amp;zwnj;الله العظمی خامنه&amp;zwnj;ای به مناسبت سالروز این واقعه بزرگ منتشر کرده است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;متن خاطره رهبر معظم انقلاب از شامگاه 12 بهمن 57 به شرح ذیل است:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;یکى از خاطرات خیلى جالب من، آن شب اوّلى است که امام وارد تهران شدند؛ یعنى روز دوازدهم بهمن - شب سیزدهم - شاید اطّلاع داشته باشید و لابد شنیده&amp;zwnj;اید که امام، وقتى آمدند، به بهشت زهرا رفتند و سخنرانى کردند، بعد با هلى&amp;zwnj;کوپتر بلند شدند و رفتند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;تا چند ساعت کسى خبر نداشت که امام کجا هستند! علّت هم این بود که هلى&amp;zwnj;کوپتر، امام را در جایى که خلوت باشد برده بود؛ چون اگر مى&amp;zwnj;خواست جایى بنشیند که جمعیت باشد، مردم مى&amp;zwnj;ریختند و اصلاً اجازه نمى&amp;zwnj;دادند که امام، یک جا بروند و استراحت کنند. مى&amp;zwnj;خواستند دور امام را بگیرند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;هلى&amp;zwnj;کوپتر در نقطه&amp;zwnj;اى در غرب تهران رفت و نشست، بعد اتومبیلى امام را سوار کرد. همین آقاى &amp;laquo;ناطق نورى&amp;raquo; اتومبیلى داشتند، امام را سوار مى&amp;zwnj;کنند - مرحوم حاج&amp;zwnj;احمدآقا هم بود - امام مى&amp;zwnj;گویند: مرا به خیابان ولى&amp;zwnj;عصر ببرید؛ آن&amp;zwnj;جا منزل یکى از خویشاوندان است. درست هم بلد نبودند؛ مى&amp;zwnj;روند و سراغ به سراغ، آدرس مى&amp;zwnj;گیرند، بالاخره پیدا مى&amp;zwnj;کنند - منزل یکى از خویشاوندان امام - بى&amp;zwnj;خبر، امام وارد منزل آنها مى&amp;zwnj;شوند!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;امام هنوز نماز هم نخوانده بودند - عصر بود - از صبح که ایشان آمدند - ساعت حدود نه و خرده&amp;zwnj;اى - و به بهشت زهرا رفتند تا عصر، نه ناهار خورده بودند، نه نماز خوانده بودند، نه اندکى استراحت کرده بودند! آن&amp;zwnj;جا مى&amp;zwnj;روند که نمازى بخوانند و استراحتى بکنند. دیگر تماس با کسى نمى&amp;zwnj;گیرند؛ یعنى آن&amp;zwnj;جا که مى&amp;zwnj;روند، با کسى تماس نمى&amp;zwnj;گیرند. حالا کسانى که در این ستادهاى عملیاتى نشسته بودند - ماها بودیم که نشسته بودیم - چقدر نگران مى&amp;zwnj;شوند! این دیگر بماند. چند ساعت، هیچ کس از امام خبر نداشت؛ تا بعد بالاخره خبر دادند که بله، امام در منزل فلانى هستند و خودشان مى&amp;zwnj;آیند، کسى دنبالشان نرود!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;من در مدرسه رفاه بودم که مرکز عملیاتِ مربوط به استقبال از امام بود - همین دبستان دخترانه رفاه که در خیابان ایران است که شاید شما آشنا باشید و بدانید - آن&amp;zwnj;جا در یک قسمت، کارهایى را که من عهده&amp;zwnj;دار بودم، انجام مى&amp;zwnj;گرفت؛ دو، سه تا اتاق بود. ما یک روزنامه روزانه منتشر مى&amp;zwnj;کردیم. در همان روزهاى انتظار امام، سه، چهار شماره روزنامه منتشر کردیم. عدّه&amp;zwnj;اى آن&amp;zwnj;جا بودیم که کارهاى مربوط به خودمان را انجام مى&amp;zwnj;دادیم.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;آخر شب - حدود ساعت نه&amp;zwnj;ونیم، یا ده بود - همه خسته و کوفته، روز سختى را گذرانده بودند و متفّرق شدند. من در اتاقى که کار مى&amp;zwnj;کردم، نشسته بودم و مشغول کارى بودم؛ ناگهان دیدم مثل اینکه صدایى از داخل حیاط مى&amp;zwnj;آید - جلوِ ساختمان مدرسه رفاه، یک حیاط کوچک دارد که محلِّ رفت و آمد نیست؛ البته آن هم به کوچه در دارد، لیکن محلِّ رفت و آمد نیست - دیدم از آن حیاط، صداى گفت&amp;zwnj;وگویى مى&amp;zwnj;آید؛ مثل این&amp;zwnj;که کسى آمد، کسى رفت. پا شدم ببینم چه خبر است. یک وقت دیدم امام از کوچه، تک و تنها به طرف ساختمان مى&amp;zwnj;آیند! براى من خیلى جالب و هیجان&amp;zwnj;انگیز بود که بعد از سا&amp;zwnj;ل&amp;zwnj;ها ایشان را مى&amp;zwnj;بینم - پانزده سال بود، از وقتى که ایشان را تبعید کرده بودند، ما دیگر ایشان را ندیده بودیم - فوراً در ساختمان، ولوله افتاد؛ از اتاق&amp;zwnj;هاى متعدّد - شاید حدود بیست، سى نفر آدم، آن&amp;zwnj;جا بودند - همه جمع شدند. ایشان وارد ساختمان شدند. افراد دور ایشان ریختند و دست ایشان را بوسیدند. بعضی&amp;zwnj;ها گفتند که امام را اذیّت نکنید، ایشان خسته&amp;zwnj;اند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;براى ایشان در طبقه بالا اتاقى معیّن شده بود - که به نظرم تا همین سال&amp;zwnj;ها هم مدرسه رفاه، هنوز آن اتاق را نگه داشته&amp;zwnj;اند و ایام دوازده بهمن، گرامى مى&amp;zwnj;دارند - به نحوى طرف پله&amp;zwnj;ها رفتند تا به اتاق بالا بروند. نزدیک پاگرد پله که رسیدند، برگشتند طرف ما که پاى پله&amp;zwnj;ها ایستاده بودیم و مشتاقانه به ایشان نگاه مى&amp;zwnj;کردیم. روى پله&amp;zwnj;ها نشستند؛ معلوم شد که خود ایشان هم دلشان نمى&amp;zwnj;آید که این بیست، سى نفر آدم را رها کنند و بروند استراحت کنند! روى پله&amp;zwnj;ها به قدر شاید پنج دقیقه نشستند و صحبت کردند. حالا دقیقاً یادم نیست چه گفتند. به&amp;zwnj;هرحال، &amp;laquo;خسته نباشید&amp;raquo; گفتند و امید به آینده دادند؛ بعد هم به اتاق خودشان رفتند و استراحت کردند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;البته فرداى آن روز که روز سیزدهم باشد، امام از مدرسه رفاه به مدرسه علوىِ شماره دو منتقل شدند که برِ خیابان ایران است - نه مدرسه علوى شماره یک که همسایه رفاه است - و دیگر رفت و آمدها و کارها، همه آن&amp;zwnj;جا بود. این خاطره به یادم مانده است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://notation.persianblog.ir/post/800</link>
      <author>علی محمودی</author>
      <comments>http://notation.persianblog.ir/comments/140126/8841704/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-140126.post-8841704</guid>
      <pubDate>Wed, 01 Feb 2012 20:46:04 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>حقایقی خواندنی درباره فیلم دکتر ژیواگو</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;- عمر شریف بعد از خواندن رمان دکتر ژیواگو ، ایتدا&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt; می&amp;zwnj;خواست نقش "پاشا" را بازی کند ، ولی بعد "دیوید لین" نقش اصلی را به او&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt; داد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;- بعد از اکران فیلم در سال ۱۹۶۷ مدل لباس فیلم مد شد و تعداد زیادی از والدین نام&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt; نوزادهای دخترشان را "لارا" گذاشتند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;- دیوید لین (کارگردان فیلم) ، ساخت دکتر ژیواگو را پذیرفت ، چون بعد از&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt; کارگردانی یک محصول بسیار موفق مثل لورنس عربستان ، می&amp;zwnj;ترسید به عنوان سازنده&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt; فیلم&amp;zwnj;های مردانه اکشن شناخته شود. پس سراغ یک پروژه احساسی اساسی رفت.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;- منتقدها فیلم را سلاخی کردند ، با این که دکتر ژیواگو حسابی فروخت و مردم فیلم را&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt; خیلی دوست داشتند ، باز جای زخم&amp;zwnj;های استاد خوب نشد ، ادعا کرد که بعد از این دیگر&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt; فیلم نخواهد ساخت ، هر چند چهار سال بعد دوباره سراغ فیلمسازی رفت و دختر رایان را&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt; جلوی دوربین برد. باز منتقدها واکنش خوبی نشان ندادند. پس استاد چهارده سال دیگر&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt; فیلم نساخت تا گذری به هند ، آخرین فیلمش.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;- تا سال ۱۹۹۴ ، فیلم را در روسیه نشان ندادند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;- فیلم را در اسپانیای رژیم فرانکو فیلمبرداری کردند ، در صحنه مربوط به به&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt; راهپیمایی جماعتی که سرود مارکسیستی می&amp;zwnj;خواندند ، پلیس خودش را سر صحنه رساند ،&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt; ظاهرا فکر می&amp;zwnj;کرد این یک انقلاب واقعی است. این صحنه را ساعت سه صبح فیلمبرداری&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt; می&amp;zwnj;کردند. مردمی که در همسایگی آنجا با صدای سرود از خواب بیدار می&amp;zwnj;شدند ، به سرشان&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt; زده بود که رژیم فرانکو سرنگون شده است. اما این فقط یک فیلم بود. از این خبرها&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt; نبود.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;- راد استایگر( در نقش مایاکوفسکی) ، تقریبا تنها بازیگر آمریکایی بود که در&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt; میان گروهی از هنرپیشه&amp;zwnj;های درجه یک انگلیسی فیلم گیر افتاده بود. سالها بعد گفت سر&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt; صحنه فیلم ، همه کاری باید می&amp;zwnj;کرده این بوده که از خودش خجالت نکشد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;- بازیگری که نقش کودکی دکتر ژیواگو را در صحنه شاهکار مرگ مادر بازی کرد ، پسر عمر&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt; شریف ، طارق شریف بود.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;- در صحنه&amp;zwnj;ای از فیلم ، جولی کریستی ( هنرپیشه نقش لارا) ، می&amp;zwnj;خواهد به راد&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt; استایگر سیلی بزند که استایگر جوابش را می&amp;zwnj;دهد. واکنش استایگر در فیلمنامه نبود.&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt; موقع فیلمبرداری هم درباره&amp;zwnj;اش صحبت نشده بود. استایگر آن را در سر صحنه انجام داد .&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt; واکنش کریستی به حرکت غیرمنتظره استایگر که در سر صحنه دیده می&amp;zwnj;شود ، کاملا واقعی&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt; و اصیل است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;- دیوید لین اول می&amp;zwnj;خواست نقش کاماروفسکی را به مارلون براندو بدهد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;- برای شبیه شدن عمر شریف به کاراکتر دکتر ژیواگو مجبور شدند نیم اینچ از خط رویش&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt; موهایش را بکنند ، این کار را باید مرتب تکرار می&amp;zwnj;کردند. پوست صورت و شقیقه&amp;zwnj;ها را&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt; هم باید به بالا می&amp;zwnj;کشیدند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;- دیوید لین در طول فیلمبرداری هنرپیشه&amp;zwnj;های اصلی فیلمش مثل عمر شریف و جرالدین&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt; چاپلین ( ایفاگر نقش تونیا) را از هم جدا نگه می داشت و در هتل&amp;zwnj;های متفاوت&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt; اقامت می&amp;zwnj;داد. پاسخش هم به این کار این بود: "شما آدم&amp;zwnj;هایی هستید با شخصیت&amp;zwnj;های قوی.&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt; نمی&amp;zwnj;خواستم در اثر چنین ارتباطی ، شخصیت شما روی تصوری که ار کاراکتر مورد نظر دارم&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt; ، تأثیر بگذارد."&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;- لین یک کمال&amp;zwnj;گرا بود ، هنرپیشه&amp;zwnj;ها در حین ایفای نقش ، حتی باید لباس زیر مربوط به&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt; دوره روایت رمان دکتر ژیواگو را می&amp;zwnj;پوشیدند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;- هنگامی که در سال ۱۹۵۸ بوریس پاسترناک نویسنده روسی و خالق دکتر ژیواگو&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt; برنده جایزه نوبل شد ، مقامات شوروی به وی اخطار کردند در صورت رفتن به استکهلم برای&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt; دریافت جایزه دیگر نمی&amp;zwnj;تواند به روسیه برگردد ، پاسترناک هم مجبور شد ، از کشور&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt; خارج نشود.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;- شوهر آن زمان سوفیا لورن می&amp;zwnj;خواست ، همسرش را در نقش لارا بازی بدهد ،ولی&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt; دست آخر موفق نشد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;- رمان دکتر ژیواگو مدت&amp;zwnj;ها در شوروی اجازه چاپ نمی&amp;zwnj;یافت ، بعد از گدشت سی سال&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt; نخستین بار در سال ۱۹۸۸ ، اجازه چاپ پیدا کرد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://notation.persianblog.ir/post/799</link>
      <author>علی محمودی</author>
      <comments>http://notation.persianblog.ir/comments/140126/8819457/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-140126.post-8819457</guid>
      <pubDate>Sun, 29 Jan 2012 17:20:56 GMT</pubDate>
    </item>
  </channel>
</rss>
