رفاه، لازمه ی رسیدن به خدا
عدالت یعنی "قرار دادن هر چیز در جای خودش". یکی از دلایل برقراری عدالت در جامعه، که اسلام به آن تاکید کرده است این است که عدالت باعث می شود تا هر کس به جایگاهی که لیاقت و شایستگی آن را دارد برسد.
عدم برقرای عدالت باعث می شود تا یک جامعه دارای تضاد طبقاتی شود. نتیجه ی آن این می شود که یک فرد و یا گروهای اقلیت دارای آنقدر رفاه شوند که ندانند با ثروت بادآورده ی خود چکار کنند و گروهی اکثریت ندانند چطور شکم خود و خانواده ی خود را سیر کنند. راهی جز این نمی یابد که چند تا سنگ از سر کوچه بردارد و به شکم خودش ببند.
شخصی که دارای رفاه مالی نباشد نمی تواند عبادت کند. کسی که گرسنه باشد نه خدا را می شناسد و نه دینی دارد و نه چیزی برایش مهم است. این را باید قبول کرد. کسی که از نظر مالی تامین باشد هم می تواند به امور دنیوی خود بپردازد و هم به امور اخروی خود. کسی که از نظر مالی تامین باشد، در دوران نوجوانی و جوانی، به تحصیل می پردازد و با یک مردک بالا ، یک شغل مناسب پیدا کرده و بعد از آن می تواند به راحتی ازدواح کند و خود را از نظر شهوت جنسی تخلیه کند. می تواند مسافرت کند و دنیا را مشاهده کند، می تواند در یک اتاق ساکت، در حالی که یک فنجان قهوه در کنار دارد، پاهایش را روی هم بیندازد و کتاب بخواند و برای خود در دنیایی دیگر، سیر و سیاحت کند. می تواند به سینما برود، می تواند با آسودگی خیال به عبادت بپردازد و با خدای خود ، راز و نیاز کند.
اما حالا بیایید حال و روز یک آدم فقیر ، فردی که دارای مال و ثروت نیست را ببینیم. شما حال و روز او را چطور توصیف می کنید. آیا خود شما وقتی که گرسنه هستید ، به چیزی به غیر از پر کردن شکم خود، فکر می کنید. آیا این فرد ، می تواند مثل همان آدم ثروتمند به عبادت بپردازد. کارگری که از صبح تا شب درحال جون کندن بوده، می تواند تا در آن چند ساعتی که از کار، فارغ شده است، به کاری به غیر از "خواب" بپردازد. این آدم، نه از دنیا بهره ای دارد و نه از آخرت. او نه دنیا رو دارد و نه آخرت. از هیچ کدام چیزی نصیب او نمی شود.
بیاییم به این مسایل فکر کنیم. البته گاهی در گوشه و کنار، حرف هایی گفته و نوشته هایی نوشته می شود، اما بیشتر آن ها از روی شکم سیری است. از روی دلسوزی نیست. اون آقایی که می یاد در صدا و سیما و در یک برنامه ی تلویزیونی حاضر می شود و در مورد این مسایل صحبت می کند، در حالی که دستش مثل دست یه زن ، لطیفه، تا به حال پوستش، رنگ آفتاب را ندیده است، تا به حال جسمی سنگین تر از یه بشقاب غذا بلند نکرده است، چگونه می تواند بفهمد که یک آدم فقیر، چه روزگاری دارد.
برای همین، توصیه شده است تا مسوولانی را برای کشور خود انتخاب کنید که در این طبقه ای که درای رفاه فراوانی هستند نباشد، چون که آنها قادر به درک طبقه ی پایین جامعه نیستند. انتخابات ، نزدیک است. مردم، گوش به زنگ باشید!
نظرات ()