نون و القلم

"و تاثیر قلم صلاح و فساد مملکت را کاری بزرگست و خداوندان قلم را که معتمد باشند عزیز باید داشت" - خیام

نامه های سیمین دانشور و جلال آل احمد

 نقدی بر کتاب نامه های سیمین دانشور و جلال آل احمد
 
دلتنگی های یک نویسنده 
 
مریم رمضانی

نامه های سیمین دانشور و جلال آل احمد در سه جلد و زمستان 83 چاپ شده است. دو جلد از کتاب شامل نامه های این زن و شوهر به هم در سفر امریکای دانشور است. سیمین دانشور در سال 1300 در شیراز متولد شده و بعد از دو سال آشنایی در سال 1329 با جلال آل احمد ازدواج می کند. یک سال قبل از ازدواج، دانشور موفق به اخذ مدرک دکترای دانشگاه تهران می شود. ماجرای نامه ها هم از این قرار است که دانشور در سال 1331 با استفاده از بورس فولبرایت به امریکا می رود تا یک سال در دانشگاه استنفورد در زمینه داستان نویسی و زیبایی شناسی تحصیل کند و به دلایل مختلف امکان همراهی جلال با او میسر نمی شود. در این زمان همان طور که از محتوای نامه ها پیداست، دانشور و آل احمد دچار اختلافاتی هم شده بودند و گاه دعواهایی بین شان رخ می داده که این سفر مجالی می شود برای مرور خاطرات گذشته شان؛ «جلال عزیزم دیروز دومین کاغذت واقعاً پریشانم کرد... حالا یادم می آید که تو بعضی وقت ها حال روحی خاصی پیدا می کردی و ناگزیر می شدی از خانه بیرون بیایی که نکند با هم دعوایمان بشود... یادت می آید پارسال هر دومان چه الم شنگه یی راه انداختیم. باور کن من هنوز خجالت می کشم. اکنون بگذار کمی از هم دور باشیم و بعد نمی دانی در کنار هم بودن چه لذتی دارد.» در همین نامه سیمین دانشور ادامه می دهد؛ «من که تصدیق می کنم که زن خوبی برای تو نبودم. راست است، وفادار و بامحبت و صمیمی بوده ام ولی اینها خوی اصلی من است. کوششی نکرده ام عیوب خود را اصلاح بکنم. عیوب من شلختگی و بلد نبودن خانه داری بوده است و هرگز آنها را هم جبران نکرده ام.» ( 4 اکتبر / 12 مهر 1331) این نامه ها که با اصرار و پیشنهاد آل احمد آغاز و پیگیری می شد، در واقع مجرایی برای ارتباط بین دو نفر بود تا اگر از نزدیک یکدیگر را نمی بینند، بتوانند پیوندهای عاطفی شان را حفظ کنند. جلد اول شامل 200 نامه دانشور است. در این سفر دانشور با هواپیما به انگلیس رفته و بعد از توقف کوتاهی به سمت نیویورک می رود و پس از چند روز اقامت راهی کالیفرنیا می شود و از راه سانفرانسیسکو به پالوآلتو می رسد و سرانجام در استنفورد مستقر می شود. نامه اول در تهران و قبل از ازدواج آل احمد و دانشور در سال 1328 و بعد از آن تمامی کتاب، نامه هایی است که در سفر نوشته شده است.

سوال مهمی که دکتر مسعود جعفری جوزی هم در آغاز کتاب مطرح کرده این است که چه لزومی دارد نامه هایی که بین دو نفر نوشته شده و احتمالاً دارای جنبه های شخصی و خصوصی است تبدیل به کتاب شود و در دسترس همگان قرار گیرد؟ پاسخ آن است که چاپ نامه ها بستگی به نوع آنها و نویسنده آنها دارد. این نامه ها که مربوط به دو شخصیت نویسنده است علاوه بر جنبه های خصوصی و زناشویی زندگی آنها شامل اطلاعات سیاسی، اجتماعی و ادبی عصر خودشان نیز هست. در مورد این نامه ها شاید گذاشتن نام یادداشت روزانه به جای نامه صحیح تر باشد چون گویی نویسنده، نوشته ها را از خود و برای خود، با ذکر تاریخ دقیق آن نوشته یا حتی برای این نامه ها صفت سفرنامه را می توان قائل شد. نکته اصلی نامه ها سبک نوشتاری و طرز جمله بندی ها است که محاوره یی نوشته شده؛ «امروز روز یکشنبه 9 نوامبر است. خدای من، دو ماه و نه روز است که از تو دورم. صبح دیر پا شدم و بعد رفتم ناهار خوردم...» همچنین اصطلاحات عامیانه در آنها به چشم می خورد به خصوص اصطلاحات مربوط به لهجه شیرازی؛ «قول می دهم ایران که بیایم همان سیاه سوخته شیرازی تو باشم و چنان دور و برت پر بخورم (چرخ بخورم) که خودت بگویی بس است.» ( 17 اکتبر / 25 مهر)

یا در جای دیگر آورده؛ «آنقدر خودوکی نباش ( خودخور نباش).»

هیچ قیدی از لحاظ پاراگراف بندی و نشانه گذاری در آنها وجود ندارد و به دلیل آشنایی دانشور با زبان انگلیسی گاهی از لغات انگلیسی هم استفاده می کند.

ذکر دقیق جزییات و حالات و بیان تمام اتفاقاتی که در دانشگاه و بیرون از آن افتاده است، ذکر دقیق ساعت رسیدن به مکان ها، حتی میزان پولی که به تاکسی پرداخت می کرده، تعداد و رنگ لباس هایی که می خریده، نام افرادی که برای شام دعوت کرده، نوع غذا، نمره هایی که از دروس مختلف می گرفته، نمایشنامه هایی که مطالعه می کرده و برخوردی که با افراد مختلف در مکان های مختلف داشته، نکاتی است که دانشور در نامه هایش به آنها پرداخته؛ «در فرودگاه هشت دلار از من پول گرفتند. نفهمیدم به چه مناسبت و اوقاتم تلخ شد.» (5 سپتامبر / 14 شهریور)

یا؛ «اطاق من طبقه هشتم یعنی اطاق شماره 802 است و بنابراین این ساختمان 1200 الی 1300 اطاق دارد.» ( 7 سپتامبر / 16 شهریور)

یا؛ «زن سیاهی مامور آسانسور ماست. روزی هشت ساعت کار می کند و هشت دلار هم می گیرد، یعنی ماهی 240 دلار.»

نکته قابل توجه سفر یک ایرانی با وضعیت و شرایط آن سال به امریکا است. اظهار شگفتی ها و گاه توصیفاتی که می کند بسیار جالب است. همچنین مقایسه عواطف غربی ها و شرقی ها در جای جای نامه ها به چشم می خورد؛ «چند روز پیش سر کلاس دختری حالش به هم خورد. شب قهوه زیاد خورده بود و بیداری کشیده بود. سناریو را نوشته و صبح سر کلاس نتوانست سرپا بند شود و حالش به هم خورد. از کلاس بیرون رفت و هیچ کس هم نپرسید خرت به چند؟ کلاس تمام نشده من رفتم و از او پرسیدم چته؟ و دستش را در دست گرفتم و ...»

او مهر و محبت ایرانی را همیشه همراه دارد و این حس در وجود زری یکی از شخصیت های اصلی سووشون هم نمودار می شود؛ «زری مدام نگران خسرو (تنها پسرش) و دوقلوهای خود است؛ هنوز یک ساعت نگذشته دلش شور بچه ها را می زد که نکند از مادیان پرت شده باشند، نکند در این روز پرآفتاب گرما زده شوند.»

این نامه ها همان طور که اشاره کردیم شامل اخبار و اطلاعات سیاسی است. مثلاً در مورد اوضاع نابسامان آن سال ها، تعویض مداوم نخست وزیران و ذکر عملکردهای مصدق و دیگران مطالبی نوشته است. سیمین دانشور به دلیل علاقه به وطن و اوضاع کشور خود در خلال نامه های خود از اوضاع ایران پرس و جو می کند و عقاید خود را مطرح می کند؛ «راز موفقیت و محبوبیت مصدق اشک ریختن نیست. انگشت روی نقطه حساس گذاشتن است.»

یا؛ «راجع به رل ایران در سازمان ملل متحد حرف زدم بد نبود. اطلاعات را مثلاً در همان سازمان ملل متحد گرد آورده بودم و سخن را به صحرای کربلا یعنی مصدق و نیروی سوم کشانیدم که البته جالب شد.»

یا؛ «راستی در روزنامه خواندم که بقایی و زاهدی می خواسته اند کلک مصدق را بکنند و نخست وزیر بشوند. آیا درست است؟» (5 مه / 15 اردیبهشت 32 ) در پایان نامه ها همیشه از دوستان و آشنایان احوالپرسی می کند و سلام می رساند. و همیشه روحیه امید بخشی و اطمینان دادن به همسر و اظهار امیدواری به آینده از واژه های تکراری در بیشتر نامه هاست. در کل می توان گفت برای اولین بار نیست که چنین نامه هایی که حاوی اطلاعات خصوصی و عمومی نویسنده هاست به چاپ می رسد. اما نکته حائز اهمیت توجه پژوهشگران و نویسندگان به این بخش از آثار نویسندگان است که می تواند راهگشای پژوهش های بیشتری شود و نکته های تاریکی را که ما اکنون از نوع نگاه و زندگی گذشتگان داریم برایمان روشن کند.
منبع : www.persian-language.or

  
نویسنده : علی محمودی ; ساعت ۳:۱٢ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۳ امرداد ۱۳۸٩