نون و القلم

"و تاثیر قلم صلاح و فساد مملکت را کاری بزرگست و خداوندان قلم را که معتمد باشند عزیز باید داشت" - خیام

آن چه جلال آل احمد را بر نوشتن «غربزدگی» برانگیخت!

مهدی حق بین، مدیر دفتر هنر و ادبیات انقلاب

"طرح نخستین آنچه در این دفتر خواهید دید، گزارشی بود که به شورای هدف فرهنگ ایران داده شد. در دو مجلس از جلسات متعدد آن شورا. چهارشنبه 8 آذر 1340 و چهارشنبه 27 دی 1340. مجموعهء گزارش‌های اعضای آن شورا در بهمن 1340 از طرف وزارت فرهنگ منتشر شد. اما جای این گزارش البته در آن صفحات نبود که نه لیاقتش را داشت و نه امکانش را. هنوز موقع آن نرسیده است که یکی از دوایر وزارت فرهنگ بتواند چنین گزارشی را رسما منتشر کند. گر چه موقع آن رسیده بود که اعضای محترم آن شورا را تحمل شنیدنش را بیاورند. (آل‌احمد جلال، غرب‌زدگی، ترهان، فردوس، چاپ چهاردهم، 1376، ص 15).


چنانچه آمد، در سالگشت ایامی هستیم که بنا به گفته جلال ‌آل‌احمد، سنگ بنای نگارش "غرب‌زدگی" در جلساتی در این ایام چیده شد. این یادداشت، درآمدی است بر مقاله‌ای که نگارنده در شمارهء‌ اول فصلنامهء‌زیر چاپ مرکز اسناد انقلاب اسلامی در باب جلال آل‌احمد، غرب‌زدگی و نهضت امام‌خمینی (ره) نگاشته است و منتشر خواهد شد. ان‌شاءالله.


تلقی جلال آل‌احمد از موضوع غرب‌زدگی، پرداخت آن و طرح آن با خواننده کتاب "غرب‌زدگی" و پیشنهاداتی که برای مقابله با آن ارائه می‌دهد؛ اولا دست اول است و به عبارت دیگر، به جز در برخی مجامع روشنفکری خاص ارائه نشده بوده است و در پیشگاه افکار عمومی، البته مسلم است که طرح مسأله با این ابعاد، کاملا نو و دست اول به شمار می‌رود.


این شبهه که حرف "غرب‌زدگی"، تراوشات ذهنی و عرق‌ریزان روح جلال‌ آل‌احمد نبوده است، از سوی عده‌ای از روشنفکران نمایان ادعا شده است و به استناد (بخوانید کج‌فهمی) عبارتی در مقدمه کتاب غرب‌زدگی (نسخه منقح) که "همین جا بیاورم که من این تعبیر غرب‌زدگی را از افاذات شفاهی سرور دیگرم حضرت احمد فردید گرفته‌ام که یکی از شرکت‌کنندگان در آن شورای هدف فرهنگ بود. و اگر در آن مجالس داد و ستدی هم شد، یکی میان من و او بود – که خود به همین عنوان حرف و سخن‌های دیگری دارد و بسیار هم شنیدنی – و من امیدوار بودم که جسارت امین قلم او را سر حرف بیاورد." (آل احمد جلال؛ غرب‌زدگی، تهران، فردوس، چاپ چهارم، 1376، ص 16) بر اساس این کج‌فهمی، عده‌ای کج‌فهم، غرب‌زدگی را تنها و تنها، تقریری از افکار، اندیشه‌ها و اظهارات فیلسوف بی‌کتاب مرحوم استاد دکتر احمد فردید دانسته‌اند و لاغیر که پرداختن به آن، مجال دیگری را می‌طلبد و خواننده را به مقالهء‌خود در فضلنامهء‌مرکز اسناد انقلاب اسلامی (در حال چاپ)، مقدمه کتاب غرب‌زدگی و کتاب از چشم برادر نوشته شمس آل‌احمد – صص 362 تا 266 – جلب می‌نمایم.


در ثانی، با روشن شدن ابعاد طرح از نظر جلال و بررسی تلقی جامعه و افکار عمومی ایرانی از مسأله غرب‌زدگی، از سالهای دههء 50 شمسی به این سو و تاکنون،‌روشن می‌شود که تلقی جامعه از غربزدگی با آنچه جلال آل‌احمد مطرح کرده است، تطابق یا لااقل، سنخیت حاد دارد.


با توجه به آنکه جلال آل‌احمد، در این طرح مسأله، مؤلف و ایده‌پرداز نخستین است و ایدهء‌ او منحصر به فرد و غیرمسبوق به سابقه بوده است و ذهنیت افکار عمومی، در راستا و حتی منطبق یا تلقی و ایده‌پردازی او از این مسأله است این مدعا قبال تأمل خواهد بود.


با توجه به بیان صریح جلال‌ آل‌احمد در مقدمه کتاب "در خدمت و خیانت روشنفکران":"طرح اول این دفتر در دی ماه 1342 ریخته شد. به انگیزهء‌خونی که در 15 خرداد 1342 از مردم تهران ریخته شد و روشنفکران در مقابلش دست‌های خود را به بی‌اعتنایی شستند. (آل‌احمد جلال، در خدمت و خیانت روشنفکران، تهران، فردوس، چاپ سوم، 1376، ص 15). عمق سانسور تفکر آل‌احمد نزد شبه روشنفکرمابان را می‌توان در چاپ اول این کتاب در سال 1357 نزد انتشارات خوارزمی دید که متن فوق، به این صورت منعکس شده است: "طرح اول این دفتر در دی ماه 1342 ریخته شد. به انگیزه .... 15 خرداد 1342 .... و روشنفکران در مقابلش دست‌های خود را به بی‌اعتنایی شستند." (آل‌احمد جلال، در خدمت و خیانت روشنفکران، جلد اول، تهران، شرکت سهامی انتشارات خوارزمی، چاپ اول، 1357 ه.ش) شاید این شبهه پیش بیاید که مطالب مورد اشاره، به دلیل سانسور حکومتی حذف شده‌اند اما به قطع، این کتاب یا در ماههای انتهای سال و پس از پیروزی انقلاب اسلامی به چاپ رسیده و یا در ماههای پایانی رژیم و منجر به انقلاب اسلامی که سانسور رژیم به حداقل ممکن، کاهش یافته بود. شمس آل‌احمد می‌گوید: "... چه اراذل بازی‌ها در آوردند ناشران مدعی روشنفکری با جلال و کتابش ... تا کتاب را در سال 1347 در حیات جلال) قرارداد بستند و ده سال در ضبط و حبس خود نگاه داشتند تا سانسور و سازمان امنیت لطمه نخورد و متهم به خفقان نشود." (آل‌احمد شمس، از چشم برادر، قم، کتاب سعدی، 1369، ص 276) و جریان دیدار آن مرحوم با امام خمینی (ره)؛ جلال آل‌احمد این ایده را متأثر از رستاخیز امام خمینی (ره)، در ذهن پرورانده و در جامعه نشر داده است و به دنبال قیام 15 خرداد، حوادث جانخراش فیضیه قم، مسأله کاپیتولاسیون، لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی، دستگیری امام (ره) و تبعید ایشان به ترکیه و نجف، این ذهنیت تکمیل شده و به خلق تریلوژی فکری جلال آل‌احمد شامل "سه مقاله دیگر"، "غرب‌زدگی" و "در خدمت و خیانت روشنفکران" منجر شده است.

  
نویسنده : علی محمودی ; ساعت ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ شهریور ۱۳۸۸