جدول: موافقان ومخالفان تشکیل کشورفلسطین
فلسطینی ها تصمیم دارند طرح عضویت کشور مستقل فلسطینی بر اساس مرزهای پیش از سال 1967 میلادی را در نشست سالانه رهبران جهان در مجمع عمومی سازمان ملل که در تاریخ 20 سپتامبر آغاز می شود، ارائه کنند.
به گزارش خبر آنلاین، مقامات فلسطینی باید در ابتدا درخواست خود را برای استقلال در سازمان ملل در شورای امنیت این سازمان اعلام کنند زیرا تائید این شورا برای عضویت کامل فلسطین ضروری است و بعد از آن نیز درخواست عضویت خود را در مجمع عمومی سازمان ملل مطرح کنند.
ارائه طرح تشکیل کشور مستقل فلسطینی و عضویت دائم این کشور در سازمان ملل، واکنش های زیادی را در پی داشته است که مهمترین آنها در جدول زیر آمده است:
|
شخصیت |
عنوان |
اظهار نظر |
|
رمضان عبدالله |
رییس جنبش جهاد اسلامی |
ما در مقابل مرحله جدیدی هستیم. مردم فلسطین به این برگشتهاند تا زمام امور را به دست گیرند. خداوند متعال درها را باز میکند اما مردم فلسطین در برابر کشوری ایستادهاند که حق وتو دارد. فلسطین برای ما کل فلسطین است به پایتختی قدس. |
|
نبیل شعث |
وزیر امور خارجه سابق تشکیلات خودگردان فلسطینی |
عضویت فلسطین در سازمان ملل حتی در صورت وتوی شورای امنیت، برای مردم فلسطین مفید خواهد بود. |
|
مصطفی البرغوثی |
اعضای شورای قانونگذاری فلسطین |
بی تردید، به رسمیت شناخته شدن کشور مستقل فلسطینی در سازمان ملل متحد به معنای پایان اشغال نیست اما موفق شدن این طرح به معنای ان خواهد بود که سازمان ملل متحد از استقلال کشور فلسطین حمایت می کند. |
|
دنی آیالون |
معاون وزیرخارجه رژیم صهیونیستی |
اگر طرف فلسطینی بجای مذاکرات با اقدام یکجانبه به سازمان ملل متحد برود، این اقدام نقض اشکار توافقنامه امضاء شده میان طرف فلسطینی و اسرائیلی است و باب مذاکرات را برای اینده نزدیک می بندد. |
|
تونی بلر |
نماینده کمیته بین المللی چهارجانبه ویژه سازش خاورمیانه |
این حق فلسطینی ها است که خواستار به رسمیت شناخته شدن کشور فلسطینی شوند ولی این اقدام نمی تواند جایگزینی برای از سرگیری مذاکرات بین آنها و اسرائیلی ها شود |
|
ترکی الفیصل |
رئیس سابق سازمان اطلاعات عربستان |
اگر آمریکا از حق وتو علیه کشور فلسطین استفاده کند؛ ائتلاف با عربستان را از دست می دهد |
|
نبیل عمرو |
از سران سابق تشکیلات خودگردان فلسطین |
آیا آمریکا به درمان این سرطان با قرص آسپرین ادامه خواهد داد یا اینکه سیاست خود را اصلاح خواهد کرد؟ |
|
محمود عباس |
رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی |
کشور فلسطین را به رسمیت بشناسید، ثابت کنید که راه حل دو کشور امکان پذیر است و فرصت صلح را از دست ندهید. |
|
صائب عریقات |
سفیر تشکیلات خودگردان فلسطین در آمریکا |
گفت ما می دانیم که این کار تغییری در وضع موجود نخواهد داد. اسرائیل دست بالاتر را دارد و در این مبادله طرف قویتر است. هدف از این تلاش ارتقای جایگاه فلسطینیان به سطحی یکسانتر با اسرائیل است. |
|
|
جنبش اسلامی حماس |
از هرگونه تلاش و تحرک سیاسی در راستای حمایت بینالمللی از حقوق حقه ملت فلسطن در زمینه آزادسازی میهن خویش و تعیین سرنوشت خود و تشکیل کشور مستقل و دستیابی به حقوق ملی و محکومیت رژیم صهیونیستی پشتیبانی میکند؛ به شرط آنکه این تلاش و تحرک به هیچ یک از اصول آرمان ملی فلسطینیان لطمه نزد. |
|
جیمی کارتر |
رئیس جمهور اسبق آمریکا |
اگر اوباما در برابر فشار تل آویو مقاومت کند و رای گیری استقلال فلسطین را در سازمان ملل وتو نکند، لابی قدرتمند اسرائیل در آمریکا اوباما را تنبیه خواهند کرد. |
|
نیکولا سارکوزی |
رئیس جمهوری فرانسه |
امنیت اسرائیل از نظر فرانسه جای بحث ندارد اما برپایی یک کشور قابل تداوم، دموکراتیک و مترقی برای فلسطینی ها اولویت فرانسه به شمار می رود |
|
گیدو وستروله |
وزیر خارجه آلمان |
این وضعیت، شرایط زندگی فلسطینیها را وخیمتر میکند و منازعه خاورمیانه را به بنبست و مخاطرات تازهای میکشاند. |
|
حمد بن جاسم آل ثانی |
نخست وزیر و وزیر امور خارجه قطر |
کشورهای عربی موافقت کردند که حمایت همه جانبه خود را از تشکیل کشور مستقل فلسطین در سازمان ملل به پایتختی بیت المقدس شرقی اعلام کنند. |
|
باراک اوباما |
رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا |
اگر فلسطینی ها بکوشند در شورای امنیت سازمان ملل به موفقیت برسند،ایالات متحده با پیشنهاد آنها برای تشکیل کشور مستقل فلسطین مخالفت و آن را وتو خواهد کرد |
|
رجب طیب اردوغان |
نخستوزیر ترکیه |
شناسایی کشور مستقل فلسطین نه یک گزینه، بلکه یک وظیفه است |
تصویر : بانکوک، تایلند- بارش باران شدید موسمی در بانکوک
تصویر : نماز جمعه در پاریس
نماز جمعه این هفته پاریس؛ برگزاری نماز جمعه به علت ازدحام جمعیت مسلمان در پاریس، موجب بسته شدن خیابانهای منتهی به مساجد میشد. برای همین، شهرداری پاریس، میخواهد یک ایستگاه متروکه آتشنشانی را در پاریس در اختیار مسلمانان گذارد.


منبع : خبرگزاری تابناک
مهمترین عنصر انقلابها حضور مردم است
مشروح بیانات حضرت آیت الله العظمی خامنه ای در نخستین اجلاس بیداری اسلامی به این شرح است:
بسمالله الرحمن الرحیم
السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
الحمدلله رب العالمین و الصلوة و السلام علی سیدنا محمد وآله الطیبین و صحبه المنتجبین قال الله العزیز الحکیم: بسماللهالرحمنالرحیم یا أَیُّهَا النَّبِیُّ اتَّقِ اللَّهَ وَ لا تُطِعِ الْکافِرینَ وَ الْمُنافِقینَ إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلیماً حَکیماً(١) وَ اتَّبِعْ ما یُوحى إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ إِنَّ اللَّهَ کانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبیراً (٢) وَ تَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ وَ کَفى بِاللَّهِ وَکیلاً (٣) [احزاب]
به حضار گرامی و میهمانان عزیز خوشامد میگویم. آنچه ما را در اینجا گرد آورده بیداری اسلامی است یعنی حالت برانگیختگی و آگاهیئی در امّت اسلامی که اکنون به تحولی بزرگ در میان ملتهای این منطقه انجامیده و قیامها و انقلابهائی را پدید آورده که هرگز در محاسبهی شیاطین مسلّط منطقهئی و بینالمللی نمیگنجید؛ خیزشهای عظیمی که حصارهای استبداد و استکبار را ویران و قوای نگهبان آنها را مغلوب و مقهور ساخته است.
شک نیست که تحولات بزرگ اجتماعی، همواره متکی به پشتوانههای تاریخی و تمدنی و محصول تراکم معرفتها و تجربهها است. در صدوپنجاه سال اخیر حضور شخصیتهای فکری و جهادی بزرگ و جریان ساز اسلامی در مصر و عراق و ایران و هند و کشورهای دیگری از آسیا و افریقا، پیشزمینههای وضع کنونی دنیای اسلامند.
همچنانکه تحولات دهههای پنجاه و شصت میلادی در تعدادی از این کشورها که به رژیمهای غالباً متمایل به تفکرات و ایدئولوژیهای مادی منتهی شد و به اقتضای طبیعت خود پس از چندی در دام قدرتهای استکباری و استعماری غرب گرفتار آمد، تجربههای درسآموزیاند که سهم وافری در شکل دادن به اندیشهی عمومی و عمیق کنونی دنیای اسلام دارند.
ماجرای انقلاب کبیر اسلامی در ایران که در آن به تعبیر امام خمینی عظیم، خون بر شمشیر پیروز شد و تشکیل نظام ماندگار و مقتدر و شجاع و پیشروندهی جمهوری اسلامی و تأثیر آن در بیداری اسلامی امروز، نیز خود داستان مفصل و در خور بحث و تحقیقی است که یقیناً فصل مشبعی در تحلیل و تاریخنگاری وضعیت کنونی دنیای اسلام را به خود اختصاص خواهد داد.
حاصل آنکه حقایق رو به افزایش کنونی در دنیای اسلام، حوادث بریده از ریشههای تاریخی و زمینههای اجتماعی و فکری نیستند تا دشمنان یا سطحینگران بتوانند آن را موجی گذرا و حادثهئی در سطح بیانگارند و با تحلیلهای انحرافی و غرضآلود، مشعل امید را در دل ملتها خاموش سازند.
من در این گفتار برادرانه میخواهم بر روی سه نقطهی اساسی درنگ کنم:
١ ـ نگاهی اجمالی به هویت این قیامها و انقلابها.
٢ ـ خطرات و آسیبهای بزرگی که بر سر راه آن قرار دارد.
٣ ـ پیشنهادهائی در علاججوئی و پیشگیری از آسیبها و خطرها.
١ ـ در موضوع اول، به نظر من مهمترین عنصر در این انقلابها، حضور واقعی و عمومی مردم در میدان عمل و صحنهی مبارزه و جهاد است، نه فقط با دل و خواست و ایمانشان، بلکه علاوه بر آن، با جسم و تنشان. فاصلهی عمیقی است میان چنین حضوری با قیامی که به وسیلهی یک جمع نظامی یا حتی یک گروه مبارز مسلّح در برابر چشمان بیتفاوت مردم یا حتی مورد رضایت آنان انجام میگیرد.
در حوادث دههی پنجاه و شصت در تعدادی از کشورهای آفریقا، و آسیا، بار سنگین انقلاب را نه قشرهای گوناگون مردم و جوانان از همه جای کشورها، بلکه دستجات کودتاگر یا هستههای کوچک و محدود مسلح بر دوش داشتند. آنها تصمیم گرفتند و عمل کردند و آنگاه که خودشان یا نسل پس از آنها بر اثر انگیزهها و عوامل قابل شمارش، راه خود را عوض کردند، انقلابها به ضد خود تبدیل شد و دشمن بار دیگر بر آن کشورها تسلط یافت.
این بکلی متفاوت است با تحوّلی که بر دوش تودهی مردم است و آنهایند که جسم و جان خود را به میدان میآورند و با مجاهدت و فداکاری، دشمن را از صحنه بیرون میرانند.
در اینجا این مردماند که شعارها را میسازند، هدفها را معین میکنند، دشمن را شناسائی و معرفی و تعقیب میکنند، آیندهی مطلوب را ـ اگر چه به اجمال ـ ترسیم میکنند، و در نتیجه اجازهی انحراف و سازش با دشمن و تغییر مسیر را به خواص سازشکار و آلوده و بطریق اولی به عوامل نفوذی دشمن نمیدهند.
در حرکت مردمی ممکن است کار انقلاب با تأخیر انجام گیرد، ولی از سطحیگری و ناپایداری به دور است، کلمهی طیبهئی است مصداق کلام خداوند که فرمود:
أَ لَمْ تَرَ کَیْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً کَلِمَةً طَیِّبَةً کَشَجَرَةٍ طَیِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِی السَّماءِ (ابراهیم ـ ٢۴).
من وقتی پیکر دلاور ملت پر افتخار مصر را از تلویزیون در میدان تحریر دیدم یقین کردم که این انقلاب پیروز خواهد شد. حقیقتی را بگویم: پس از پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل نظام اسلامی در ایران که زلزلهی عظیمی را در حکومتهای دنیاطلبان شرق و غرب پدید آورد و ملتهای مسلمان را در جوش و خروشی بیسابقه انداخت، ما غالباً انتظار داشتیم که مصر پیش از همه جا، به پا خیزد. سابقهی جهاد و روشنفکری و تربیت شخصیتهای بزرگ مجاهد و متفکر در مصر، این توقع را در دل ما برمیانگیخت. اما از مصر صدای واضحی شنیده نمیشد. من در دل، خطاب به ملت مصر این شعر ابوفراس را زمزمه میکردم:
اَراکَ عَصِیَّ الدَّمعِ شیُمتُک الصبر ـ اَما لِلهوی نهیٌ علیک و لا امرٌ ..؟ وقتی ملت مصر را در میدان تحریر و میادین دیگر شهرهای مصر دیدم، پاسخ خود را شنیدم.
ملت مصر با همان زبان دل به من میگفت:
بَلی اَنَا مُشتاقٌ و عِندِیَ لَوعةٌ - ولکنَّ مِثلی لایُذاعُ لهُ سِرٌّ ..
این سرّ مقدس یعنی انگیزه و عزم قیام، به تدریج در ذهنیت ملت مصر قوام یافت و شکل گرفت و در لحظهی مناسب تاریخی، عریان در صحنهئی پرشکوه به میدان آمد.
تونس و یمن و لیبی و بحرین هم دقیقاً محکوم به همین حکماند، و مِنهم مَن یَنتظِر و ما بدّلوا تبدیلاً.
در چنین انقلابهائی، اصول و ارزشها و هدفها، نه در مانیفستهای پیشساختهی گروهها و حزبها، بلکه در ذهن و دل و خواست آحاد مردم حاضر در صحنه، نگاشته و در قالب شعارها و رفتارهای آنان اعلام و تثبیت میشود.
با این محاسبه به روشنی میتوان تشخیص داد که اصول انقلابهای کنونی منطقه، مصر و دیگر کشورها، در درجهی اوّل اینها است:
ـ احیاء و تجدید عزت و کرامت ملی که در طول زمان با دیکتاتوری حاکمان فاسد و با سلطهی سیاسی امریکا و غرب، در هم شکسته و پایمال شده است.
ـ برافراشتن پرچم اسلام که عقیدهی عمیق و دلبستگی دیرین مردم است و برخورداری از امنیت روانی و عدالت و پیشرفت و شکوفائیئی که جز در سایهی شریعت اسلامی به دست نخواهد آمد.
ـ ایستادگی در برابر نفوذ و سلطهی امریکا و اروپا که در طول دو قرن بیشترین لطمه و خسارت و تحقیر را بر مردم این کشورها وارد آوردهاند.
ـ مبارزه با رژیم غاصب و دولت جعلی صهیونیست که استعمار چون خنجری در پهلوی کشورهای منطقه فرو برده و وسیلهئی برای ادامهی سلطهی اهریمنی خود ساخته و ملّتی را از سرزمین تاریخی خود بیرون رانده است.
بیشک این حقیقت که انقلابهای منطقه متکی به این اصول و خواستار تحقق آنها است، مورد پسند امریکا و غرب و صهیونیسم نیست و آنها همهی تلاش خود را به کار میبرند تا آن را انکار کنند، ولی واقعیت با انکار آن دگرگون نمیشود.
مردمی بودن این انقلابها مهمترین عنصر در تشکیل هویت آنها است. قدرتهای خارجی که با آخرین توانائیها و شگردهای خود سعی میکردند حکام مستبد و فاسد و وابسته را در این کشورها حفظ کنند و تنها هنگامی از حمایت آنها دست برداشتند که قیام و عزم مردم، هیچگونه امیدی برای آنها باقی نگذاشت، حق ندارند خود را در پیروزی این انقلابها سهیم بدانند. در جائی مانند لیبی هم، ورود و دخالت امریکا و ناتو نمیتواند حقیقت را مشوب کند. در لیبی، ناتو ضایعههای بیجبران آفریده است. اگر دخالت نظامی ناتو و امریکا نبود، ممکن بود مردم اندکی دیرتر پیروز شوند ولی در عوض این همه زیرساخت نابود نمیشد، این همه نفوس بیگناه از زنان و کودکان کشته نمیشدند و آنگاه دشمنانی که خود سالها همراه و همدست قذافی بوهاند مدّعی حق دخالت در این کشور مظلوم و جنگزده، نمیشدند.
مردم و نخبگان مردمی و کسانی که از مردم بر آمدهاند، خود صاحبان این انقلابها و متعهّد به حراست از آن و ترسیمکنندهی مسیر آینده و رو به تکامل آن میباشند و خواهند بود انشاءالله.
٢ ـ در موضوع آسیب ها و خطرها .. نخست باید تأکید کنم که خطر هست ولی راه مصونیت از آن نیز هست. توجه به خطر نباید ملتها را بترساند. بگذارید دشمنانتان از شما بترسند و بدانید که : انّ کید الشیطان کان ضعیفا. خداوند دربارهی گروهی از مجاهدان صدر اسلام میفرماید: الَّذِینَ قالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَکُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزادَهُمْ إِیماناً وَ قالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکِیلُ. فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ یَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَ اتَّبَعُوا رِضْوانَ اللَّهِ وَ اللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَظِیمٍ.
خطرها را باید شناخت تا در مواجهه با آن حیرت و تردید پیش نیاید و چاره و علاج، شناخته شده باشد.
ما با این خطرها پس از پیروزی انقلاب اسلامی روبرو شدیم و آنها را شناختیم و تجربه کردیم و بخواست خدا و رهبری امام خمینی و بصیرت و فداکاری مردممان از بیشتر آنها به سلامت گذشتیم، البته توطئهها از سوی دشمن و عزم راسخ از سوی ملت، همچنان ادامه دارد.
من این آسیبها را به دو قسم تقسیم میکنم: آنها که در درون خود ما ریشه دارد و از ضعفهای ما بر میخیزد، و آنها که دشمن بطور مستقیم آن را برنامهریزی میکند.
دستهی اوّل، چیزهائی از این قبیل است: احساس و گمان اینکه با سقوط حاکم وابسته و فاسد و دیکتاتور، کار تمام شد. راحتیِ خیال ناشی از احساس پیروزی و به دنبال آن کم شدن انگیزهها و سست شدن عزمها، نخستین خطر است، و آنگاه این خطر مهیب تر میشود که اشخاص در صدد تصاحب سهم ویژه در غنیمتِ به دست آمده باشند..
ماجرای جنگ اُحُد و غنیمتجوئی مدافعان تنگه که به شکست مسلمانان انجامید و مجاهدان از سوی خداوند متعال سرزنش شدند، یک نمونهی نمادین است که هرگز نباید از یادها برود. مرعوب شدن از هیمنه ظاهری مستکبران و احساس ترس از امریکا و دیگر قدرتهای مداخلهگر آسیب دیگری از این دسته است که باید از آن پرهیز کرد. نخبگان شجاع و جوانها باید این ترس را از دلها بیرون کنند. اعتماد به دشمن و در دام لبخندها و وعدهها و حمایتهای آنها افتادن نیز آسیب بزرگ دیگری است که بطور ویژه باید پیشروان و نخبگان از آن بر حذر باشند. دشمن را با علاماتش در هر لباس باید شناخت و از کید او که در مواردی در پس ظاهر دوستی و کمک پنهان میشود باید ملت و انقلاب را مصون ساخت. روی دیگر این صفحه، مغرور شدن و دشمن را غافل دانستن است؛ شجاعت را باید با تدبیر و حزم در هم آمیخت. در مقابل شیطان جنّ و انس، باید همهی ذخائر الهی در وجود خود را به کار گرفت. ایجاد اختلاف و به جان هم انداختن انقلابیون و رخنه در پشت جبههی مبارزه، نیز آفتی بزرگ است که با همهی توان باید از آن گریخت.
آسیبهای دستهی دوم را غالباً ملتهای این منطقه در حوادث گوناگون آزمودهاند، نخستین آسیب، بر روی کار آوردن عناصری است که خود را متعهد به امریکا و غرب میدانند. غرب می کوشد پساز سقوط ناگزیر مهرههای وابسته، اصل سیستم و اهرمهای اصلی قدرت را حفظ کند و سر دیگری را بر روی این بدن بگذارد و بدین وسیله سلطهی خود را همچنان ادامه دهد. این به معنای هدر رفتن همهی تلاشها و مجاهدتها است. در این مرحله اگر با مقاومت و هشیاری مردم مواجه شوند، میکوشند تا بدیلهای انحرافی گوناگون در پیش پای نهضت و مردم بگذارند. این سناریو میتواند پیشنهاد مدلهای حکومتی و قانون اساسیهائی باشد که کشورهای اسلامی را بار دیگر در دام وابستگی فرهنگی و سیاسی و اقتصادی به غرب بیفکند، و میتواند نفوذ میان انقلابیون و تقویت مالی و رسانهئی یک جریانِ نامطمئن و به حاشیه راندن جریانهای اصیل در انقلاب باشد. این نیز به معنی بازگرداندن سلطهی غرب و تثبیت مدلهای نوسازی شدهی غربی و بیگانه از اصول انقلاب و در نهایت، تسلط بر اوضاع است.
اگر این تاکتیک نیز به نتیجه نرسد، تجربهها به ما میگوید که آنگاه روشهائی چون هرج و مرج و تروریزم و جنگ داخلی میان پیروان ادیان یا قومیتها یا قبائل و احزاب و یا حتی میان ملتها و دولتهای همسایه، و همراه با آن، حصر اقتصادی و تحریم و بلوکه کردن سرمایههای ملی و نیز هجوم همه جانبهی تبلیغاتی و رسانهئی را در پیش خواهند گرفت. مقصود آنان از این همه، خسته و نومید کردن مردم و مرددّ و پشیمان کردن مبارزان است. که میدانند در این صورت، شکست دادن انقلاب، ممکن و آسان خواهد شد. ترور نخبگان صالح و مؤثر یا بدنام کردن برخی از آنان و از سوئی خریدن کسانی از سست عنصران، نیز در شمار روشهای متداول قدرتهای غربی و مدعیان تمدن و اخلاق است.
در ایران اسلامی، اسناد لانهی جاسوسی که به دست انقلاب افتاد، نشان داد که همهی این توطئهها، بدقت از سوی رژیم ایالات متحدهی امریکا برای ملت ایران برنامهریزی شده بود. برای آنان باز گرداندن ارتجاع و استبداد و حاکمیت وابسته در کشورهای انقلابی، اصلی است که همهی این روشهای کثیف را تجویز میکند.
٣ ـ در آخرین بخشِ سخنانم، توصیههائی را بر اساس تجربهی عینی خودمان در ایران و آنچه از مطالعهی دقیق دیگر کشورها به دست آمده است، در معرض دید و تشخیص و انتخاب شما میگذارم. شکّ نیست که شرائط ملتها و کشورها در همه چیز یکسان نیست ولی بیّناتی وجود دارد که میتواند برای همه مفید باشد.
اولین سخن آن است که با توکل به خداوند و اعتماد و حسن ظن به وعدههای مؤکد نصرت الهی در قرآن و بکارگیری خرد و عزم و شجاعت، میتوان بر همهی این موانع فائق آمد و پیروزمندانه از آنها عبور کرد. البته کاری که شما بدان همت گماشتهاید بسی بزرگ و سرنوشتساز است، پس باید زحمات بزرگ را هم بخاطر آن تحمل کرد. امیرالمؤمنین علی علیهالسلام فرموده است: فَإِنَّ اللَّهَ لَمْ یَقْصِمْ جَبَّارِی دَهْرٍ قَطُّ إِلَّا بَعْدَ تَمْهِیلٍ وَ رَخَاءٍ وَ لَمْ یَجْبُرْ عَظْمَ أَحَدٍ مِنَ الْأُمَمِ إِلَّا بَعْدَ أَزْلٍ وَ بَلَاءٍ وَ فِی دُونِ مَا اسْتَقْبَلْتُمْ مِنْ عَتْبٍ وَ مَا اسْتَدْبَرْتُمْ مِنْ خَطْبٍ مُعْتَبَر..
توصیهی مهم آن است که خود را همواره در میدان بدانید: فاذا فَرغتَ فَانصَب، همیشه خداوند را حاضر و کمککار خود بدانید: و الی ربک فارغب، و پیروزیها ما را دچار غرور و غفلت نکند: اذا جاء نصرالله و الفتح و رأیت الناس یدخلون فی دین الله افواجاً فسبح بحمد ربک واستغفره انه کان تواباً اینها پشتوانههای حقیقی یک ملت مؤمن است.
توصیهی دیگر، بازخوانی دائمی اصول انقلاب است. شعارها و اصول باید تنقیح و با مبانی و محکمات اسلام تطبیق داده شوند. استقلال، آزادی، عدالتخواهی، تسلیم نشدن در برابر استبداد و استعمار، نفی تبعیضهای قومی و نژادی و مذهبی، نفی صریح صهیونیزم. اینها ارکان نهضتهای امروز کشورهای اسلامی است و همه برگرفته از اسلام و قرآن است.
اصولتان را روی کاغذ بنویسید؛ اصالتهای خود را با حساسیت بالا حفظ کنید؛ نگذارید اصول نظام آیندهی شما را دشمنان شما بنویسند؛ نگذارید اصول اسلامی در پای منافع زودگذر قربانی شود. انحراف در انقلابها از انحراف در شعارها و هدفها، آغاز میشود. هرگز به امریکا و ناتو و به رژیمهای جنایتکاری چون انگلیس و فرانسه و ایتالیا که زمانی دراز سرزمین شما را میان خود تقسیم و غارت کردند اعتماد نکنید؛ به آنها سوء ظن داشته باشید و لبخند آنها را باور نکنید؛ پشت این لبخندها و وعدهها، توطئه و خیانت نهفته است. راهحل خود را خود با بهرهگیری از سرچشمهی فیاض اسلام به دست آورید و نسخههای بیگانه را به خودشان پس دهید.
توصیهی مهم دیگر پرهیز از اختلافات مذهبی، قومی، نژادی، قبیلهئی و مرزی است. تفاوتها را به رسمیت بشناسید و آن را مدیریت کنید. تفاهم میان مذاهب اسلامی کلید نجات است. آنها که آتش تفرقهی مذهبی را با تکفیر این و آن دامن میزنند، اگر خودشان هم ندانند مزدور و عملهی شیطانند.
نظامسازی کار بزرگ و اصلی شما است. این کاری پیچیده و دشوار است. نگذارید الگوهای لائیک یا لیبرالیسم غربی، یا ناسیونالیسم افراطی، یا گرایشهای چپ مارکسیستی خود را بر شما تحمیل کند.
اردوگاه شرق چپ فرو ریخت و بلوک غرب فقط با خشونت و جنگ و خدعه بر سر پا مانده و عاقبت خیری برای آن متصور نیست. گذشت زمان به زیان آنها و به سود جریان اسلام است. هدف نهائی را باید امت واحدهی اسلامی و ایجاد تمدن اسلامی جدید بر پایهی دین و عقلانیت و علم و اخلاق، قرار داد.
آزادی فلسطین از چنگال درندهی صهیونیستها نیز هدفی بزرگ است. کشورهای بالکان و قفقاز و آسیای غربی پس از هشتاد سال از چنگال شوروی سابق نجات یافتند؛ چرا فلسطین مظلوم نتواند پس از هفتاد سال از اسارت صهیونیستهای ظالم نجات یابد؟
نسل امروز کشورهای اسلامی این ظرفیت را دارد که به چنین کارهای بزرگی بپردازد. نسل جوان امروز مایهی افتخار نسلهای پیشین خویش است. بقول شاعر عرب:
قالوا: ابوالصَّخر مِن شَیبان قُلتُ لَهُم کلاّ لَعمَری ولکن منهُ شیبانٌ
وَ کَم اَبٍ قد عَلاَ بِابنٍ ذُری شَرَفٍ کما عَلا برسول الله عدنانٌ
به نسل جوان خود اعتماد کنید، روح اعتماد به نفس را در آنان زنده کنید، و از تجربههای مجرّبان و پیران، آنها را بهرهمند سازید.
دو نکتهی مهم در اینجا وجود دارد:
اوّل آنکه ملتهای انقلاب کرده و آزاد شده یکی از مهمترین خواستههایشان حضور و نقش قاطع مردم و آرائشان در مدیریت کشور است، و چون مؤمن به اسلامند، پس مطلوب آنان « نظام مردمسالاری اسلامی» است، یعنی حاکمان با رأی مردم برگزیده میشوند و ارزشها و اصول حاکم بر جامعه، اصول مبتنی بر معرفت و شریعت اسلامی است. این خود میتواند در کشورهای گوناگون به اقتضای شرائط، با شیوهها و شکلهای گوناگون تحقق یابد ولی با حساسیت کامل باید مراقب بود که این با دموکراسی لیبرال غربی اشتباه نشود. دموکراسی لائیک و در مواردی ضد مذهب غربی با مردمسالاری اسلامی که متعهد به ارزشها و خطوط اصلی اسلامی در نظام کشور است، هیچ نسبتی ندارد.
نکتهی دوم آن است که اسلامگرائی نباید با تحجّر و قشریگری و تعصّبهای جاهلانه و افراطی مشتبه گردد. مرز میان این دو نیز باید پر رنگ باشد. افراطهای مذهبی که غالباً با خشونت کور همراه است، عامل عقبماندگی و دور شدن از هدفهای والای انقلاب است، و این به نوبهی خود مایهی جدا شدن مردم و در نتیجه شکست انقلاب خواهد بود.
خلاصه کنم: سخن از بیداری اسلامی، سخن از یک مفهوم نامشخص و مبهم و قابل تأویل و تفسیر نیست؛ سخن از یک واقعیت خارجی مشهود و محسوس است که فضا را انباشته و قیامها و انقلابهای بزرگی را پدید آورده و مهرههای خطرناکی از جبههی دشمن را ساقط کرده و از صحنه بیرون رانده است. با اینحال، صحنه همچنان سیّال و نیازمند شکل دادن و به سرانجام رساندن است. آیاتی که در طلیعهی سخن تلاوت شد دستورالعمل کامل و کارسازی است؛ برای همیشه و بویژه در این برههی حساس و سرنوشتساز. خطاب به پیامبراکرم صلیاللهعلیهوآله است، ولی در واقع ما همگی بدان مخاطب و مکلّفیم. در این آیات، تقوا با همان معنی بلند و گستردهاش، اوّلین توصیه است، و سپس سرپیچیدن از فرمانبری کافران و منافقان، و پیروی از وحی الهی، و سرانجام توکل و اعتماد به خداوند ..
بار دیگر این آیات را مرور کنیم: بسماللهالرحمنالرحیم یا أَیُّهَا النَّبِیُّ اتَّقِ اللَّهَ وَ لا تُطِعِ الْکافِرینَ وَ الْمُنافِقینَ إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلیماً حَکیماً(١) وَ اتَّبِعْ ما یُوحى إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ إِنَّ اللَّهَ کانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبیراً (٢) وَ تَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ وَ کَفى بِاللَّهِ وَکیلاً.
والسلام علیکم و رحمةالله
منبع: khamenei.ir
کاریکاتور: اختلاس!
تصویر: پوستر اولین فیلم تاریخ سینمای ایران
آبی و رابی (1309) نخستین فیلم بلند داستانی صامت ایران به کارگردانی اوانس اوگانیانس است. این فیلم که ماجراهای کمدی دو مرد کوتاه و بلند قد است در روز جمعه 12دی 1309 ساعت دو بعد از ظهر در سینما مایاک به نمایش درآمد.

منبع : خبرگزاری تابناک
کاریکاتور: اعلام استقلال فلسطین!

اولین جملاتی که مقام معظم رهبری با دست چپ نوشتند
به گزارش خبرنگار آشنا " گروه جهاد و مقاومت مشرق" ، طی گزارشی از عملیات ترور مقام معظم رهبری در سال160 نوشت: ابتدای پیروزی انتقلاب اسلامی یکی از مشکلات جدی نظام جمهوری اسلامی موضوع منافقینی بود که برای رسیدن به اهدافشان دست به هر کاری می زدند و از کشته شدن زنان و کودکان و بیگناهان هیچ ترسی نداشتند. سال 60 سالی بود که آنها با عملیات های تروریستی پی در پی سعی در براندازی نظام داشتند. یکی از این عملیات ها ترور مقام معظم رهبری در 6 تیر 60 بود که الحمدالله با شکست منافقین رو به رو شد.

"چهار پنج روز از عزل بنی صدر می گذشت. جنگ با عراق و شورش منافقین یعد از اعلام جنگ مسلحانه با جمهوری اسلامی، بحث داغ محافل بود. آیت الله خامنه ای که از جبهه ها برگشته و خدمت امام رسیده بودند، بعد از دیدار، طبق برنامه شنبه ها عازم یکی از مساجد جنوب شهر برای سخنرانی بودند.
خودرو حامل آیت الله خامنه ای که از جماران حرکت می کرد، آن روز مهمان ویژه ای داشت؛ خلبان عباس بابایی که می خواست درد دل هایش را با نماینده امام در شورای عالی دفاع در میان بگذارد. آن ها نیم ساعت زودتر از اذان ظهر به مسجد ابوذر رسیدند و گفت و گوشان را در همان مسجد ادامه دادند.
نماز ظهر تمام شد. آقا رفتند پشت تریبون، نمازگزاران همان طور منظم در صفوف نماز نشسته بودند.پرسش های نوشته مردم را به سخنران می دادند، اگرچه بعضی از پرسش ها تند و حتی گاهی بی ربط بود.
آقا در سخنرانی مقدمه ای چیدند تا به این جا رسیدند که : "امروز شایعات فراوانی بین مردم پخش شده و من می خواهم به بخشی از آن ها پاسخ بدهم."
بین جمعیت ضبط صوتی دست به دست شد تا رسید به جوانی با قد متوسط و موهای فری و کت و پیراهن چهارخانه و صورتی با ته ریش مختصر که آن روزها کلیشه چهره و تیپ خیلی از جوان ها بود. خودش را رساند به تریبون، ضبط را گذاشت روی تریبون؛ درست مقابل قلب سخنران. دستش را گذاشت روی دکمه Play. شاسی تق تق صدا کرد و روشن شد؛ مثل حالت پایان نوار، اما او رفت.
یک دقیقه نگذشت که بلندگو شروع کرد به سوت کشیدن. آقا همین طور که صحبت می کردند، گفتند :"آقا این بلندگو را تنظیم کنید." بعد خودشان را به سمت چپ کشیدند و از پشت تریبون کمی عقب آمدند و به صحبت ادامه دادند : "در زمان امیرالمؤمنین، زن در همه جوامع بشری – نه فقط در میان عرب ها- مظلوم بود. نه می گذاشتند درس بخواند، نه می گذاشتند در اجتماع وارد شود و در مسایل سیاسی تبحر پیدا بکند، نه ممکن بود در میدان های ...
انفجار!
آقا که هنگام سخنرانی رو به جمعیت و پشت به قبله بودند، با یک چرخش 45 درجه ای به طرف چپ جایگاه افتادند. اولین محافظ خودش را بالای سر آقا رساند. مسجد کوچک بود و همان یک محافظ، به تنهایی تلاش کرد که آقا را بیاورد بیرون.
امام جماعت، متحیر وسط مسجد مانده بود. چشمش به یک ضبط صوت افتاد که مثل یک کتاب، دو تیکه شده بود. روی جداره داخلی ضبط شکسته، با ماژیک قرمز نوشته بودند " عیدی گروه فرقان به جمهوری اسلامی".
بیرون از مسجد، در آغوش محافظ، لحظاتی به هوش آمدند. سرشان را آوردند بالا اما زود سرشان افتاد. محافظ ها بلیزر سفید را انگار که ترمز نداشت، با سرعتی غیر قابل تصور می راندند.
در مسیر بیمارستان هر وقت به هوش می آمدند، زیر لب زمزمه ای می کردند؛ شهادتین می گفتند. لب ها و چشم ها تکان می خوردند؛ خیلی کم البته.
در خیابان قزوین، خودرو به یک درمانگاه کوچک رسید. پنج نفر آدم با قیافه خون آلود و اسلحه به دست، وارد درمانگاه شدند و آقا را روی دست این طرف و آن طرف بردند.
با آن صورت خون آلود، کسی امام جمعه شهر را نشناخت. دکتری با گوشی ضربان قلب را گرفت؛" نمی شود کاری کرد." محافظ ها با سرعت به سمت در خروجی رفتند. پرستاری که تازه از راه رسیده بود، پرسید : "ایشان کی هستند؟ دارند تمام می کنند." اسم آقای خامنه ای را که شنید، گفت : "ببریدشان بیمارستان؛ اما یک کپسول اکسیژن هم با خودتان ببرید".
انگار کسی صدای آن پرستار را نشنید. کپسول را برداشت و خودش را به ماشین رساند. "آقا این کپسول لازمتان است." کپسول اکسیژن و پایه آهنی چرخدار را نمی شد برد توی ماشین. پایه های کپسول را تکیه دادند روی رکاب ماشین، پرستار هم نشست بالای سر آقا. در تمام راه، ماسک اکسیژن را روی صورت آقا نگه اشت و به همه دلداری داد.
یکی از محافظ ها پرسید :"حالا کجا برویم؟!" پرستار گفت: "بیمارستان بهارلو، پل جوادیه". ماشین انگار ترمز نداشت.
محافظ بیسیم را برداشت. کدشان "حافظ هفت" بود. "مرکز 50-50"؛ این رمز آماده باش بود، یعنی حافظ هفت مجروح شده. کسی که پشت دستگاه بود، بلند زد زیر گریه.
محافظ یک دفعه توی بی سیم گفت : "با مجلس تماس بگیر." اسم دکتر فیاض بخش و چند نفر دیگر از پزشک های مجلس را هم گفت:"منافی،زرگر،... بگو بیایند بیمارستان بهارلو." ماشین را از در عقب بیمارستان بردند توی محوطه. برانکارد آوردند و آقا را رساندند پشت در اتاق عمل. دکتر محجوبی از همدان آمده بود بیمارستان بهارلو. تازه جراحیش را تمام کرده بود. داشت دستش را می شست که از اتاق عمل خارج شود. آقا را که با آن وضع دید، گفت خیلی سریع دوباره اتاق عمل را آماده کنند. سمت راست بدن پر از ترکش بود و قطعات ضبط صوت. قسمتی از سینه کاملا سوخته بود. دست راست از کار افتاده بود و ورم کرده بود. استخوان های کتف و سینه به راحتی دیده می شد. 37 واحد خون و فرآورده های خونی به آقا زدند. این همه خون، واکنش های انعقادی را مختل کرد. دو سه بار نبض افتاد. چند بار مجبور شدند پانسمان را باز کنند و دوباره رگ ها را مسدود کنند. کیسه های خون را از هر دو دست و هر دو پا به بدن تزریق می کردند. اما باز هم خون ریزی ادامه داشت.
یک دفعه یکی از دکترها دست از کار کشید. دستکشش را در آورد و گفت: "دیگر تمام شد." بی راه نمی گفت؛ فشار تقریبا صفر بود. یکی دیگر از دکترها به او تشر زد که چرا کشیدی کنار؟
فشار کم کم بالا آمد و دوباره شروع کردند.
دکتر منافی، همان طور که می آمد بیمارستان بهارلو، تلفن زده بود که دکتر سهراب شیبانی، جراح عروق و دکتر ایرج فاضل هم بیایند. آقای بهشتی هم دکتر زرگر را خبر کرده بود.
دکتر محجوبی که حال و روز دکتر زرگر را دید، گفت : "نگران نباش، من خون ریزی را بند آورده ام."
عمل تا آخر شب طول کشید، اما دیگر نمی شد درمان را آن جا ادامه داد. کنترل امنیتی بیمارستان بهارلو مشکل بود تنها بیمارستانی هم که می شد بعد از عمل مراقبت های لازم را به عمل آورد، بیمارستان قلب بود. آن موقع رییس بیمارستان قلب دکتر میلانی نیا بود. چند ماه بعد، نام همین بیمارستان را گذاشتند "بیمارستان قلب شهید رجایی".
هلی کوپتر خبر کردند. نمی تواستند بیمار را از میان ازدحام مردم نگران بیرون ببرند. محافظ پشت بی سیم گفته بود که قلب ایشان صدمه دیده؛ رادیو هم همین را اعلام کرده بود. مردم نگران بودند که قلب ایشان از کار افتاده باشد، آمده بودند و می گفتند "قلب ما را بردارید و به ایشان بدهید."
با هزار ترفند، هلی کوپتر را وسط میدان بیمارستان نشاندند، تا برسند به بیمارستان قلب، خط مونیتور وضعیت نبض، دو بار ممتد شد.
دکترها می گفتند آقا چند مرتبه تا مرز شهادت رفته و برگشته، یک بار همان انفجار بمب بود، یکبار خون ریزی بسیار وسیع و غیرقابل کنترل بود، یک بار هم جمع شدن پروتیین ها در ریه و حالت خفگی. همه این ها گذشت، اما بیمار تب و لرز شدیدی داشت. چند پتو می انداختند روی آقا. گاهی حتی دکترها بغلش می کردند تا لرز را کمتر کنند. معلوم نبود منشا این تبها کجاست؟ ضایعه کوچکی هم در ریه دیده بودند. آقا لوله تنفس داشتند و می توانستند حرف بزنند. خودشان کاملا حس کرده بودند که دست راستشان کار نمی کند. اولین چیزی که با دست چپ نوشتند، دوتا سوال بود؛ "همراهان من چطورند؟" "مغز و زبان من کار خواهد کرد یا نه؟"
دکتر باقی روی سطحی از پوست بدن کار می کرد که برای ترمیم و پیوند به قسمت های آسیب دیده برداشته بودند. زخم ها زیاد بود، اما دکترها می گفتند تحمل آقا زیادتر است. می گفتند "اصلا مسکن ها به حساب نمی آیند."
بحث دکترها این بود که بالاخره تکلیف این دست چه می شود؟ شکستگیش رو به بهبود بود، ولی هیچ علامت حرکتی نداشت. چند نفر از جراحان و ارتوپدها بحث می کردند که دست قطع شود یا بماند.
امام مرتب پیغام می دادند و از اطرافیان می پرسیدند که: "آقا سیدعلی چطورند؟" پیامشان ساعت دو بعد از ظهر پخش شد. دکتر میلانی نیا رادیو را گذاشت بیخ گوش آقا. آن موقع ایشان به هوش بودند؛ روح تازه ای انگار در وجودشان، جان گرفتند.
حالشان بهتر بود، اما هنوز قضیه هفتاد و دو تن را نمی دانستند. از تلویزیون آمدند که گزارش تهیه کنند. یک ساعتی معطل شدند تا آقا به هوش آمد. پرسیدند حالتلن چطور است؟ گفتند: "من بحمدالله حالم خیلی خوب است" و شعر رضوانی شیرازی را خطاب به امام خواندند:
"بشکست اگر دل من به فدای چشم مستت
سر خم می سلامت، شکند اگر سبویی"
آقای هاشمی می گفت "اگر یک روز از حال آقا باخبر نباشم، احساس می کنم چیزی کم دارم." حاج احمدآقا هم همین طور؛ مرتب احوال می پرسیدند و روزانه به حضرت امام خبر می دادند.
کم کم به اطرافیان فشار می آوردند که :"آقا جان من باید از وضع کشور اطلاع پیدا کنم. شما هم رادیو را از من گرفته اید، هم تلویزیون را."
دکترها بهانه می آوردند که امواج رادیویی، دستگاه های درمانی ما را به هم می ریزد و عملکردشان را مختل می کند!
خیلی از چهره های انقلاب برای عیادت می آمدند، اما آقا مرتب از شهید بهشتی می پرسیدند:"چرا همه می آیند، اما ایشان نمی آید؟" شک کرده بودند که یک خبرهایی هست. دور و بری ها هم مانده بودند که چطور به ایشان بگویند. دکتر منافی گفت بهترین راه این است که بگوییم حاج احمدآقا و آقایان رجایی و باهنر و هاشمی رفسنجانی بیایند و کم کم ایشان را مطلع کنند. جمع شدند اما باز هم نتوانستند بگویند. گفتند فقط یکی دو نفر شهید شده اند.
آقا از جمع آن شهیدها به دو نفر خیلی علاقه داشت؛ دکتر بهشتی و محمد منتظری. اولین کسی هم که به بیمارستان بهارلو آمده بود، محمد منتظری بود. آقا اول پرسیدند آقای بهشتی چطورند؟ گفتند یک مقدار پاهایش مجروح شده است. آقایان که رفتند، ایشان رو کردند به دکتر میلانی نیا و پرسیدند شما از حال ایشان خبر داری؟ دکتر گفت: "بله، از وضعشان باخبرم." پرسیدند: "مراقبت جدی از حال ایشان می شود؟ آن جا هم سر می زنید؟" بعد هم دکتر را سوال پیچ کردند. دکتر میلانی نیا با بغض از اتاق زد بیرون. دوباره که آمد، آقا را دید که بچه های همراه را جمع کرده اند و ازشان بازجویی می کنند. دکتر دست و رویش را شسته بود نشست و یکی یکی اسم همه شهدای حزب را به آقا گفت.
منبع : ماهنامه فرهنگی اجتماعی آشنا-سال بیست و دوم-نیمه دوم مرداد ماه 1390-صفحات 36 و 37
می گویند «مطلقه» یعنی اراده کشور بر اساس میل شخصی اما...
آیت الله العظمی خامنه ای صبح امروز در دیدار رئیس و اعضای مجلس خبرگان، با اشاره به اقدام تاریخی و بی سابقه امام خمینی رضوان الله تعالی علیه در تشکیل نظام سیاسی مبتنی بر فقه اسلامی، به تبیین چالش ظاهری میان «حفظ هویت و اصول نظام» با «تحقق نیافتن برخی اهداف مادی و معنوی» پرداختند و ضمن تشریح معنای صحیح ولایت مطلقه فقیه و تأکید بر لزوم تصحیح و تکمیل مستمر مسیر حرکت نظام افزودند: حوادث بسیار عظیمی در منطقه در حال رخ دادن است که باید با تبیین دقیق و صحیح مفهوم مردمسالاری دینی برای ملتهای مسلمان، خلاء موجود را در زمینه جهت گیری آینده این حوادث، پُر کرد.
به گزارش «تابناک»، ایشان، با اشاره به سابقه بسیار دیرین فقه سیاسی در فقه شیعه خاطر نشان کردند: با وجود این سابقه عریق و ریشه دار، «نظام سازی بر اساس فقه اسلامی» تا قبل از امام راحل عظیم الشأن سابقه نداشته است و آن بزرگوار، اول کسی است که در مقام نظر و عمل، یک نظام سیاسی را بر مبنای مردمسالاری دینی و ولایت فقیه، مطرح و ایجاد کرد.
آیت الله العظمی خامنه ای پس از بیان اهمیت بی بدیل و تاریخ ساز اقدام امام خمینی در نظام سازی سیاسی، افزودند: تحقق اهداف کلان مادی و معنوی این نظام، بطور طبیعی به زمان طولانی نیاز دارد و به همین علت، در کوتاه مدت و میان مدت ممکن است این تصور در ذهن برخی پیش آید که حفظ و پایبندی به اصول و مبانی نظام، مانع از دسترسی به پیشرفت و محقق شدن اهداف شده است.

رهبر انقلاب اسلامی در تبیین نگاه صحیح به این چالش بزرگ، به صبر پُر عظمت امام در تحمل فشارها و دشواریها اشاره کردند و افزودند: امام، هیچگاه چه در مسائل داخلی و چه در مسائل خارجی از مبانی و اصول، کوتاه نیامد و ضمن پیگیری اهداف، همواره به هویت نظام، کاملاً وفادار بود.
آیت الله العظمی خامنه ای، پیگیری توأمان هر دو طرف این چالش، یعنی حفظ هویت نظام و دستیابی به پیشرفتهای مادی و معنوی را راه حل مسئله دانستند و خاطر نشان کردند: باید این واقعیت را یک اصل مهم و قطعی دانست که حفظ اصول نظام و پیشرفت و تعالی کشور، هم جهت و سازگارند و نباید بخاطر برخی مشکلات به قناعت حداقلی اکتفا کرد و از اصول کوتاه آمد.
ایشان، حفظ هویت نظام و پیگیری همزمان روند تحقق اهداف مادی، علمی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی را کاری مهم، پیچیده و سخت برشمردند و خاطر نشان کردند: پیشرفت های امروز کشور که در سایه حفظ اصول بدست آمده با وضع ایران در اول انقلاب قابل مقایسه نیست و این حقیقت نیز نشان میدهد که پیشرفت و تعالی جامعه، با حفظ اصول و هویت نظام امکان پذیر است، ضمن این که نصرت الهی نیز تنها در پرتو وفاداری به مبانی اسلام، شامل حال ملت و کشور خواهد بود.

رهبر انقلاب اسلامی در دومین نکته از سخنانشان در جمع اعضای مجلس خبرگان، به تبیین لزوم تصحیح و تکمیل مستمر مسیر حرکت نظام پرداختند.
ایشان، نظام سازی را امری جاری و نه دفعی و یکباره خواندند و افزودند: اصلاح و تکمیل مسیر حرکت، جزو متمم نظام سازی است و باید با رصد و بررسی مداوم، اشتباهات را تصحیح، نواقص را رفع و نظام سازی را تکمیل کرد.
آیت الله العظمی خامنه ای، در ادامه همین بحث، موضوع ولایت مطلقه فقیه را ناظر به بحث نظام سازی و اصلاح حرکت نظام دانستند و افزودند: بُعد مهمی از مفهوم اطلاق که ابتدا در قانون اساسی نبود و امام به ولایت فقیه منضم و اضافه کردند به همین مسئله باز می گردد.
رهبر انقلاب افزودند: ولایت مطلقه فقیه یعنی انعطاف پذیری دستگاه ولایت. و معنای این مسئله این است که مجموعه دستگاههای تصمیم ساز و تصمیم گیر که رهبری در رأس آنها قرار دارد بطور دائم با انتخاب آنچه درست تر و کامل تر است، خود را بطور مدام متحول کنند و با تکمیل نظام سازی، کشور را به پیش ببرند.
ایشان با اشاره به تناقض ذاتی فهم دشمنان از مفهوم ولایت مطلقه فقیه افزودند: آنها می گویند ولایت مطلقه یعنی کشور بر اساس میل فقیه عادل حرکت کند در حالی که فقیهی که عادل است نمی تواند به میل خود عمل کند.
رهبر انقلاب در تعبیر دیگری افزودند: مطلقه یعنی در دستِ کلیددار اصلی نظام، حالت انعطافی وجود دارد که می تواند هر جا لازم شود مسیر را تصحیح و تکمیل کند.

ایشان در تشریح تفاوت برداشتها از مفهوم انعطاف پذیری در بحث ولایت فقیه افزودند: برداشت خطرناکی که باید از آن بر حذر بود اشتباه گرفتن انعطاف با انحراف و کوتاه آمدن در مقابل فشارهای بیرونی است.
آیت الله العظمی خامنه ای در همین زمینه تأکید کردند: نباید بخاطر فشارهای سیاسی ـ تبلیغاتی دشمنان قسم خورده اسلام و ایران، در هیچ مسئله ای، از اصول و مبانی کوتاه آمد و در چارچوب های غربی حرکت کرد چرا که این مسئله تجدید نظر و انحراف است نه انعطاف.
رهبر انقلاب اسلامی در تبیین برداشت صحیح از انعطاف پذیری، پاسخ بروز به مسائل تازه در عرصه های مختلف اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و دیگر زمینه ها اشاره کردند: به عنوان مثال در بحث بانکداری اسلامی و یا موارد دیگر، مسائل تازه ای بروز میکند که فقه مکلف است آنها را حل کند.
آیت الله العظمی خامنه ای با انتقاد از برآورده نشدن انتظار ایشان در ایجاد کرسی های آزاد فقهی در حوزه علمیه قم افزودند: باید در حوزه، «درسهای خارج استدلالیِ قوی»، مخصوص فقه حکومتی، وجود داشته باشد تا درباره مسائل و چالشهای نو به نو بحث فقهی شود و سپس نتایج این مباحث در اختیار نخبگان و روشنفکران دانشگاهی و غیر دانشگاهی قرار گیرد تا آنها را به فرآورده هایی قابل استفاده برای افکار عمومی تبدیل کنند.
ایشان در ادامه سخنانشان درباره آثاری که نظام سازی امام خمینی می تواند در بر داشته باشد به حوادث عظیم ماههای اخیر در مصر، تونس، لیبی و یمن اشاره کردند و افزودند: دیکتاتورهای متکی به آمریکا و غرب یکی پس از دیگری سرنگون می شوند و آینده ملتها در معرض احتمالات گوناگونی است که باید این احتمالات را به طور دقیق تحت نظر داشت.
رهبر انقلاب، در اختیار گرفتن زمام امور تحولات جاری منطقه را بدست نخبگان دینی، یکی از احتمالات مطرح دانستند اما افزودند: بازگشت عوامل نظام های دیکتاتوری سابق با ظاهری متفاوت و نیز خطر بسیار بزرگ استقرار نظام های وابسته به غرب تحت پوشش دموکراسی و آزادی در این کشورها، از دیگر مسیرهای محتمل است.
آیت الله العظمی خامنه ای تأکید کردند در این اوضاع و احوال پیچیده، طرح موضوع مردمسالاری دینی می تواند به کمک ملتهای منطقه بشتابد و بعنوان هدیه و یادگار امام خمینی نیازهای آنان را بر طرف سازد و با روشن کردن آینده ملت های منطقه، نگذارد دشمنان از خلاءهای موجود استفاده کنند.
رهبر انقلاب اسلامی همچنین در بخش دیگری از سخنانشان، ماه مبارک رمضان امسال را برای مردم ایران و نظام اسلامی پر برکت تر و با صفاتر از گذشته خواندند و افزودند: حضور با طراوت و شوق آفرین انبوه جوانان، نوجوانان و دیگر قشرهای ملت مومن ایران در جلسات تلاوت قرآن و مراسم ذکر و دعا و نیایش، حضور سیاسی آگاهانه و معتقدانه در مراسم روز جهانی قدس و حالت خشوع و تضرع ملت در عید سعید فطر، همه و همه نشانه های رحمت و لطف الهی است و این باران فضل الهی جز با اخلاص و ایمان و اعتقاد عمیق ملت به مبانی اسلام، با هیچ انگیزه دیگری، قابل تحقق نیست.
آیت الله العظمی خامنه ای، با استناد به آیات قرآنی نصرت مومنین را تجلی نصرت الهی به نظام اسلامی خواندند و افزودند: ایمان ملت و یاری آنان، زمینه کارهای بزرگ را برای نظام اسلامی فراهم می کند.
ایشان، با اشاره به انواع وسایلی که دشمنان با اتکاء به آنها انحراف اخلاقی جوانان را دنبال می کنند افزودند: با همه این اقدامات، مردم به توفیق الهی، از ایمان راسخ برخوردارند و وجود جوانان با ظواهر متفاوت در مراسم معنوی، نشان میدهد که نسل جوان دل در گرو محبت الهی دارد و همین جهت، شیرینی نصرت مومنین و نصرت پروردگار را به همراه آورده و خواهد آورد.
در ابتدای این دیدار آیت الله مهدوی کنی رئیس مجلس خبرگان رهبری گفت: در دو روز برگزاری اجلاس، سخنرانان، مطالب خوبی در خصوص موضوعات فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بیان کردند که از دلسوزی آنان برای انقلاب و کشور نشأت می گیرد.
آیت الله هاشمی شاهرودی عضو هیأت رئیسه مجلس خبرگان هم در گزارشی از دو روز نشست خبرگان ملت گفت: خبرگان منتخب ملت در بیانیه پایانی نشست بر حفظ وحدت و حضور حداکثری در انتخابات و نیز رصد توطئه های دشمن و جریان فتنه، و پرهیز از طرح مسائل تنش زا در کشور تأکید کردند.
منبع: khamenei.ir
تصاویر دیده نشده از آیتالله طالقانی

















منبع : خبرگزاری تابناک
سالگرد جلال نزدیک است
جلال آلاحمد، بیتردید یکی از تاثیرگذارترین نویسندگان ایرانی،است. قلم متعهد وی، میزان مشخصی است برای جدا کردن او از بسیاری از کوشندگان دیگر در حوزه ادبیات که هنر را برای هنر میخواستند و البته با همین شعار، نوعی ابتذال و غربزدگی و غربگرایی را در تار و پود جامعه خود تزریق میکردند.
زمانهای که او در آن نشو و نما کرد، زمانهای پر آشوب بود، دوران دیکتاتوری رضاخانی و زیستن در خانوادهای مذهبی با پدری روحانی، زندگی چندان آرامی را برای جلال در بر نداشت، اشغال ایران در جنگ جهانی دوم و سقوط دیکتاتور مقارن با ورود آلاحمد به دهه سوم زندگی پرفراز و فرودش بود: «جوانی با انگشتری عقیق به دست و سر تراشیده و نزدیک به یک متر و هشتاد» وارد جامعهای شد که بادهای مسموم غربگرایی رایج پس از مشروطه ودوره رضاخانی، تفکرات مارکسیستی و تفکرات ضددینی احمد کسروی، شریعت سنگلجی و ... لطافت و سلامت آن را به مخاطره افکنده بود. به این ترتیب جوان طالقانی الاصل تهرانی در 1326 به گفته خودش: «3 سالی بود که عضو حزب توده شده» بود.
تعلق خاطر آلاحمد به ایران و استقلال آن، خیلی زود به جدایی وی از حزب وابسته توده منجر شد، او متوجه شد از پشت دیوارهای حزب توده صدای نیروهای سرخ مسکو میآید. مدتی بعد، همزمان با اوج گرفتن مبارزات مردم ایران برای ملی کردن نفت، به جبهه ملی پیوست و تا 1332 در کوران مسائل سیاسی ایران قرار گرفت. جبهه ملی هم جایی نبود که آلاحمد در آن قراری پیدا کند، در 1332 از جبهه ملی خارج شد. سردرگمی و ناامیدی ناشی از شکست 28 مرداد 1332، آلاحمد را هم در بر گرفت، هر چند او دست از نوشتن بر نمیداشت اما شکوفایی خاصی هم در او بروز نکرد. آخرین اثر این دوران پر فرود، کتاب «سنگی بر گوری» بود که روح سرگشته و مایوس او را نشان میداد.
نهضت امام و واقعه 15 خرداد، تکان سختی در شخصیت جلال ایجاد کرد؛ دوره حضیض جلال خاتمه یافت. او راه را یافته بود و کتاب غربزدگی، سنگی شد بر گور کژاندیشی ای که دامن جوانان این مرز و بوم را گرفته بود. جلال با از سرگذراندن چنین امواجی به خود آمد و به ارزیابی عملکرد خویش و جامعه در حال تحول ایران نشست. وی مشکل اصلی ایرانیان را غربزدگی آنان و استعمار غربیان میدانست و چه زیبا و هوشمندانه آثار و علائم این وادادگی و تسلیم را در ماجرای به دار کشیده شدن شیخ فضلالله نوری در تهران و نیز ترویج آثار مستشرقین توسط روشنفکران جستجو و معرفی میکرد.
نظریه جلال، رویکرد دوباره به سنتهاو اصالتهای بومی بود و همین در زمانه تاخت و تاز به روشنفکران غرب و شرق زده (مارکسیست) بزرگترین گناهی بود که وی مرتکب شد، گناهی که پس از حدود 40 سال هنوز به جرم آن توسط غرب زدگان محاکمه و تخطئه میشود. آلاحمد تعریف مبتذل و رایج روشنفکری را که در مخالفت با مذهب، علاقه به غرب و تحصیلات دانشگاهی (به عنوان یک ژست و نه به معنای واقعی علمآموزی) را به سخره گرفت و در مقابل، دیدگاه بازگشت به اصالتها را مطرح ساخت و در همین بازگشت بود که تلاش داشت رابطهای متین با روحانیت برقرار نماید که نامه وی به امام که از مکه مکرمه و در سفر حج نگاشته شده، موید این امر است .
آلاحمد در مقدمه «در خدمت و خیانت روشنفکران» مینویسد: «طرح اول این دفتر در دی ماه 1342 ریخته شد، به انگیزه خونی که در 15 خرداد 1342 از مردم تهران ریخته شد و روشنفکران در مقابلش دستهای خود را به بیاعتنایی شستند».
دوران بازاندیشی جلال، 6 سال بیشتر نپایید و شعله فروزان جان او به نحو مرموزی در 18 شهریور 1348 خاموش شد و جسم رنجورش در مسجد فیروزآبادی شهرری آرام گرفت.
منبع : mohammadrezanouri.blogfa.com
تقابل «جلال آل احمد» با «بهائیت»
محمدرضا نوری به مناسبت هجدهم شهریور؛ سالگرد فوت مرحوم «جلال آل احمد» در وبلاگ خود نوشت:
در شهریور سال 45 شاپور راسخ ـ از عناصر سرشناس بهائیت و معاون سازمان برنامه و بودجه در عصر هویدا ـ طی مقالهای که در مجله راهنمای کتاب نوشت، به تبلیغ ضمنی بهائیت پرداخت و نوشت: «اخیرا نیز دو جنبش مهم مذهبی ایرانی، جهانگیر شده...» است.
زنده یاد جلال آلاحمد در نامهای تند و کوبنده به مدیر مسوول آن مجله در اعتراض به این امر ضمن هجو «معجزات این تخم دو زرده» (یعنی بهائیت) خطاب به مدیر مسوول نوشت:
«... کلمه مسوول را که آن بالای مجله نوشتهای به رخت میکشم و به یادت میآورم که وقتی دارند مذهب رسمی مملکت را میکوبند و غالب مشاغل کلیدی در دست بهائیها است... از سرکار قبیح است که زیر بال این اباطیل را بگیرید و این بنده خدای «راسخ» که یک عمر جان کنده تا جامعهشناس شناخته شود؛ این جوری خودش را لو میدهد.
آخر این حضرت چطور جرات میکند در دنیایی که هنوز سوسیالیسم و کمونیسم را با آن کبکبه و دبدبه (از روس و اروپای شرقی تا چین و ماچین...) نمیتوان مذهب جهانگیر دانست این مذهب سازی بسیار خصوصی و بسیار دربسته و بسیار ترقیساز و زداینده اصالتهای بومی را «مذهب جهانگیر» بنامند؟».
کاریکاتور: سهم مردم از برج میلاد
کاریکاتور: سرو بستنی طلا در برج میلاد

تصویر جالب از سقوط دیکتاتورهای عربی
شیعه آنلاین نوشت:
با بررسی سقوط دیکتاتورهای عربی در انقلاب های اخیر و ترتیب سقوط آنان، می توان به نتیجه ای جالب دست یافت.
همانطور که در این تصویر نیز دیده می شود، چهار دیکتاتور سقوط کرده عرب، در یک عکس یادگاری به گونه ای ایستانده اند که ترتیب سقوطشان از قدرت نیز تاریخ 1432 را تشکیل می دهد، و این همان سال فعلی هجری است که در آن به سر می بریم.

تصاویر هوایی از نماز عید فطر تهران




منبع : خبرگزاری تابناک
غصه ای که بر دل رهبر انقلاب سنگینی می کند
نماز پرشکوه عید سعید فطر به شکرانه یک ماه بندگی خدا، امروز ـ 9 شهریور 90 ـ در تهران به امامت ولی امر مسلمین حضرت آیةالله العظمی خامنه ای اقامه شد.
به گزارش «تابناک»، مشروح خطبه های نماز عید سعید فطر ـ اول شوال 1432 ـ به شرح زیر است:
خطبهى اول
بسماللهالرّحمنالرّحیم
الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام على سیّدنا و نبیّنا ابىالقاسم المصطفى محمّد و على اله الأطیبین الأطهرین المنتجبین سیّما بقیّةالله فى الأرضین.
عید سعید فطر را به همهى شما برادران و خواهران نمازگزار عزیز و به همهى ملت ایران و به امت بزرگ اسلامى در سراسر جهان تبریک عرض میکنیم. از خداوند متعال مسئلت میکنیم که در این روز شریف و مبارک، رحمت خود را، تفضل خود را بر همهى برادران و خواهران مسلمان در سراسر جهان ببارد؛ طاعات آنها را، عبادات یکماههى آنها را به احسن وجه از آنها قبول کند و انشاءالله این روز را روز عید واقعىِ امت اسلامى قرار بدهد.
آنچه به برکت ماه خدا نصیب انسان می شود
در ماه مبارک رمضان، بسیارى از مردمِ موفق و باسعادت توانستند محصول زیادى را بردارند؛ محصولى که براى دورهى سال آنها، بلکه در مواردى براى سراسر عمر آنها، داراى برکات خواهد بود. عدهاى انس با قرآن پیدا کردند، از معارف قرآنى بهره بردند، تدبر کردند؛ عدهاى انس و مناجات با خدا را در این ماه براى خودشان رویّه و روش قرار دادند و دلهاى خودشان را نورانى کردند. مردم روزه گرفتند؛ با روزه، در نفس خود صفا به وجود آوردند؛ که همین صفا و صمیمیت و نورانیت، منشأ برکات بسیارى در زندگى فردى و اجتماعى است. این صفاى نفسانى به انسان نیکاندیشى میدهد، تطهیر نفس از حسد و بخل و کبر و شهوت میدهد. صفا در نفس انسان، محیط جامعه را محیط امن و امان روحى و معنوى قرار میدهد؛ دلها را به هم نزدیک میکند؛ مؤمنان را به یکدیگر مهربان میکند؛ ترحم به یکدیگر را در میان جامعهى ایمانى گسترش میدهد. اینها همه محصولات ماه مبارک رمضان است براى مردم موفق و باسعادت.
محصول عمدهى دیگر این ماه، تقواست؛ که فرمود: «لعلّکم تتّقون».(1) «دستى که عنان خویش گیرد»؛ معناى تقوا این است. عنان دیگران را گاهى درست میتوانیم بگیریم؛ اگر بتوانیم عنان خودمان را بگیریم، خودمان را از چموشى، از وحشیگرى، از عبور از خطوط قرمز الهى باز بداریم، این هنر بزرگى است. تقوا یعنى مراقبت از خود براى حرکت در صراط مستقیم الهى؛ یافتن علم و معرفت و بصیرت، و بر اساس علم و معرفت و بصیرت، حرکت کردن. خوشبختانه جامعهى ما در ماه رمضان از این افراد باسعادتى که توانستند این برکات را کسب کنند، بسیار داشت. میشود گفت چهرهى غالب کشور و مردم ما بحمدالله چنین چهرهاى بود. در مجالس گوناگون، در مجالس ذکر و دعا، در مجالس تلاوت قرآن، در شبهاى قدر، در مراسم گوناگون - آنجورى که ما خبرهایش را دنبال کردیم، تصویرهایش را دیدیم، اطلاع پیدا کردیم - جوانهاى ما، مردان و زنان ما، طبقات مختلف ما، گروههاى مختلف اجتماعى ما، با رویّههاى مختلف، با سلیقههاى مختلف، همه بر سر این سفرهى ضیافت الهى در ماه رمضان جمع شدند و همه بهره بردند.
اگر شاعر یک روزى میگفت «دستى که عنان خویش گیرد / امروز در آستین کس نیست»، اما در زمان ما دستهائى که عنان خود را بگیرند، کم نیستند. این جامعهى جوان کشور، این مجموعهى نسل باطراوتِ بر روى کار آمدهى کشور، در راهِ درست حرکت میکنند، تمرین تقوا میکنند؛ این براى آیندهى این کشور، بلکه آیندهى امت اسلامى مژدهى بزرگى است.
نگذاریم صاعقه گناه خرمن محصولاتمان را بسوزاند
آنچه لازم است، این است که ما این دستاوردها را حفظ کنیم، این محصول را حفظ کنیم؛ نگذاریم صاعقهى گناه، این خرمن ارزشمند محصول را آتش بزند و از بین ببرد. راه خدا را، راه توجه را، راه صفاى نفس را، راه انس با قرآن را، راه باز نگهداشتن رابطهى خود با خدا، درد دل کردن به خدا و گفتن به خدا را به روى خودمان باز نگه داریم. اگر شما با خدا حرف زدید، خدا هم با شما حرف میزند؛ «فاذکرونى اذکرکم».(2)
پروردگارا! به محمد و آل محمد جامعهى ما را همواره جامعهى قرآنى، جامعهى باصفا، جامعهى اهل محبت و وداد، جامعهى هماهنگ و همدل قرار بده. پروردگارا! این ملت بزرگ را، این جوانان عزیز را به آرزوهاى بلند و آرمانهاى ارزشمندشان برسان؛ آنها را بر دشمنانشان پیروز کن. پروردگارا! قلب مقدس ولىعصر را از ما خشنود بفرما؛ ما را مشمول دعاى آن بزرگوار قرار بده. پروردگارا! روح مطهر امام بزرگوارمان و ارواح طیبهى شهدا را از ما راضى و خشنود بفرما.
بسماللهالرّحمنالرّحیم
والعصر. انّ الانسان لفى خسر. الّا الّذین ءامنوا و عملوا الصّالحات و تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصّبر.(3)

خطبهى دوم
بسماللهالرّحمنالرّحیم
و الحمد لله ربّ العالمین نحمده و نستعینه و نستغفره و نتوکّل علیه و نصلّى و نسلّم على حبیبه و نجیبه سیّد خلقه سیّدنا ابىالقاسم المصطفى محمّد و على ءاله الأطیبین الأطهرین المنتجبین سیّما علىّ امیرالمؤمنین و الصّدّیقة الطّاهرة و الحسن و الحسین سیّدى شباب اهل الجنّة و علىّبنالحسین و محمّدبنعلىّ و جعفربنمحمّد و موسىبنجعفر و علىّبنموسى و محمّدبنعلىّ و علىّبنمحمّد و الحسنبنعلىّ و الخلف القائم المهدىّ حججک على عبادک و امنائک فى بلادک و صلّ على ائمّة المسلمین و حماة المستضعفین و هداة المؤمنین.
تشکر ویژه از مردم بخاطر حضور پرشور در روز قدس
در خطبهى دوم، یک اشارهاى بکنیم به وضع خودمان و وضع دنیا. اولاً لازم میدانم از ملت شریف و عزیزمان به خاطر حضور ارزشمند و باشکوه در راهپیمائى روز قدس تشکر و تقدیر کنم. من قابل نیستم که بخواهم از این ملت بزرگ تقدیر یا تشکر کنم؛ صاحب چیزى هم نیستم؛ متعلق به خود مردم است؛ براى خودشان کردند و درست قدم برداشتند. ما لازم است خدا را شکر کنیم، به خاطر این بصیرت عمومى، این همت عمومى، این انگیزهى گستردهى در دلهاى زن و مرد مسلمان. امسال روز قدس، روز بسیار پرشکوهى بود. حوادثى که در منطقه اتفاق افتاده است، موجب شد برخى ملتهاى مسلمانِ دیگر هم امسال بیش از سالهاى گذشته در این آزمایش بزرگ، در این حرکت عظیمِ ضد استکبارى همراهى کنند. امیدواریم خداوند متعال شرّ وجود صهیونیستهاى ظالم و خونخوار را از سر فلسطینیان و از سر منطقه کم و کوتاه کند.
همچنین به خاطر حضور معنوى مردم در مراسم ماه رمضان، باز لازم است خداى متعال را سپاسگزار باشیم و شکر کنیم. آنجورى که گزارش دادند، امسال حضور مردم در مراسم مختلف ماه رمضان، یک حضور بسیار چشمگیر و بسیار گستردهاى در سراسر کشور بوده است؛ که این هم نشانهى رحمت خداست، نشانهى لطف خداست. هر وقت دیدید توفیقى به شما دست میدهد که میتوانید یک کار صالح را، یک حسنه را انجام دهید، خدا را شکر کنید؛ چون این نشانهى آن است که خداى متعال به شما لطف دارد، توجه دارد، به شما توفیق میدهد. آن وقتى که بىتوفیق میمانیم، باید به خود بلرزیم، بترسیم، به خدا پناه ببریم، مراقب باشیم ببینیم چه گناهى از ما سر زده است که خدا توفیقش را از ما سلب کرده است. امسال بحمدالله توفیقات الهى گسترده بود. از این فضاى معنوى استفاده کنیم.
اولین نیاز امروز ما اتحاد و همدلی است
به ملت عزیزمان بارها عرض کردیم که امروز ما به چند چیز احتیاج داریم: اول، اتحاد و همدلى میان مردم با یکدیگر، و میان مردم با مسئولین، و میان مسئولین با یکدیگر. این، نیاز بزرگ کشور ماست. امروز دنیا دارد یک بخش مهمى از تاریخ خود را میگذراند. ما باید در این فصل، در این بخش، در این مقطع، خیلى بهوش باشیم، خیلى مراقب باشیم؛ بفهمیم چه کار داریم میکنیم. اگر در بین خودمان کدورتها و بددلىها و بدجنسىها و ناسازگارىها وجود داشته باشد - چه بین آحاد مردم، چه بین مسئولین و مردم، چه بین مسئولین با یکدیگر - نخواهیم توانست به این وظائف بزرگى که امروز متوجه به ماست، عمل کنیم. این یک توصیهى مهم است، یک ضرورت اصلى است.
هر کسی باید برای خود برنامه کار تعریف کند
ضرورت دیگر، احساس کار و تحرک است. همهى کشور، همهى آحاد مردم، همهى مسئولین - که «کلّکم مسئول»(4) - بایستى تحرک و نشاط کار داشته باشند. باید از خودمان تنبلى و توانى و زمینگیرى را دور کنیم. امروز به کار نیاز هست؛ کار علمى، کار اقتصادى، کار سیاسى، کارهاى بزرگ اجتماعى. هر کسى در هر جا هست، میتواند براى خودش برنامهى کارى را تعریف کند؛ این یکى از ضرورتهاست، که امیدواریم خداى متعال به همهى ما توفیق بدهد.
نگذاریم چالش های انتخابات به امنیت کشور صدمه بزند
امسال ما در آخر سال، انتخابات را داریم. انتخابات همیشه در کشور ما تا حدودى یک حادثهى چالشبرانگیز است. اگرچه در مقایسهى با انتخاباتهائى که در بعضى از کشورهاى دنیا - چه کشورهاى به اصطلاح پیشرفته، و چه بعضى از کشورهاى دیگر - برگزار میشود، که تویشان چه خباثتها، چه خیانتها، چه درگیرىها، حتّى چه کشت و کشتارها اتفاق مىافتد، بحمدالله این حوادث در کشور ما نیست، اما بالاخره یک چالشى است؛ مردم را متوجه میکند. مراقب باشید این چالش به امنیت کشور صدمه نزند. انتخابات که مظهر حضور مردم است، مظهر مردمسالارى دینى است، باید پشتوانهى امنیت ما باشد. نباید اجازه داد که این چیزى که ذخیرهى امنیت است، پشتوانهى امنیت است، به امنیت ما صدمه وارد کند. دیدید، حس کردید، از نزدیک لمس کردید آن وقتى را که دشمنان میخواهند از انتخابات علیه امنیت کشور سوء استفاده کنند. باید همه مراقب باشند، همه بهوش باشند. آحاد مردم، مسئولان گوناگون، منبرداران سیاسى، کسانى که میتوانند با مردم حرف بزنند، همه مراقب باشند، مواظب باشند؛ از انتخابات مانند یک نعمت الهى پاسدارى کنند. البته ما حرفهاى گوناگونى دربارهى انتخابات داریم که در زمان خود به مردم عرض خواهیم کرد.
چه کسی فکر می کرد بت های منطقه شکسته شوند؟
دنیاى اسلام هم در این ماههاى اخیر، حوادث بزرگى را دارد از سر میگذراند. دنیاى اسلام عظمت حضور مردم در صحنه را به همهى جهانیان و به همهى تاریخ نشان داد. یک بار در سى و دو سال قبل از این، ملت ایران این عظمت را، این اقتدار بزرگ را نشان داد. مردم ما با تنِ خودشان جانها را کف دست گرفتند و در خیابانها وسط میدان آمدند و توانستند تحولى ایجاد کنند که مسیر تاریخ منطقه را، بلکه به یک معنا مسیر تاریخ جهان را تغییر داد. امروز بار دیگر مردم در صحنه هستند. حضور مردم در صحنه، گرههاى ناگشودنى را، قفلهاى بازنکردنى را باز کرد. کى فکر میکرد عوامل آمریکا و صهیونیسم در منطقه، یکى پس از دیگرى سقوط کنند؟ کى فکر میکرد دستى هست که بتواند این بتها را بشکند؟ اما این دست، بود. این دست، دست ملتها بود. همه باید به امت اسلامى با این چشم نگاه کنند. امت اسلامى چنین دست مقتدرى دارد؛ آن هم با اتکاء به ذکر الهى، با گفتن تکبیر، با گفتن نام خدا و آوردن یاد خدا، این نشاط و اقتدار را پیدا کردند و این کار را کردند؛ کار عظیمى است.
ملت های منطقه هوشیار باشند که دشمنانشان سوار بر موج نشوند
البته مسائل به اینجا تمام نشده است و تمام نمیشود؛ این شروع است، این آغاز یک راه طولانى است. ملتها باید هوشیار باشند. ما همین تجربه را داریم. بعد از آنکه صحنهى انقلاب، با آن عظمت و شکوه، از حالت انقلابىِ خودش خارج شد و حکومت و دولتى بر سر کار آمد، فوراً راه افتادند، براى اینکه بیایند؛ شاید بتوانند با شیوههاى خودشان و ترفندهاى خودشان امور را قبضه کنند؛ بر روى موج سوار شوند؛ از موقعیتِ پیشآمده باز سوءاستفاده کنند. هوشیارى ملت و رهبرى پیامبرگونهى امام بزرگوار ما نگذاشت. ملتهاى مسلمان، چه در مصر، چه در لیبى، چه در تونس، چه در یمن و چه در بقیهى کشورها، امروز این هوشیارى را احتیاج دارند. باید نگذارند پیروزىهائى که به دستشان آمده است، به وسیلهى دشمنان مصادره شود. فراموش نکنند؛ آنهائى که امروز در صحنهى لیبى حضور پیدا کردند و خودشان را صاحب قضیه میدانند، همان کسانى هستند که تا چند صباح قبل با همان کسانى که بر ملت لیبى ستم میکردند، مىنشستند و همپیاله میشدند. امروز آنها آمدهاند و میخواهند از موقعیت استفاده کنند؛ ملتها باید هوشیار باشند، بیدار باشند.
هر حرکتی که برای خدا باشد قطعا پیروز است
البته ما از وضع بحرین بسیار نگرانیم. به مردم بحرین جفا میشود، ظلم میشود؛ وعدههائى داده میشود، اما به آن وعدهها عمل نمیشود. ملت بحرین، ملت مظلومى است. البته هر حرکتى، هر اقدامى وقتى براى خداست، وقتى عزم و اراده پشت آن هست، این حرکت به طور قطع به پیروزى خواهد رسید؛ این در همه جا صادق است، در آنجا هم صادق است.
غصه بزرگ امروز ما غصه مردم سومالی است
مطلب آخر دربارهى سومالى است. غصهى بزرگى که امروز بر دل ما سایه افکنده است، غصهى مردم سومالى است. خوشبختانه مردم ما خوب وارد میدان شدند، خوب کمک کردند؛ اما هرچه میتوانید - مسئولین و غیر مسئولین - انشاءالله کمک کنید تا خداى متعال این گرفتارى را هم برطرف کند.
پروردگارا! به محمد و آل محمد امت اسلامى را، ملتهاى مسلمان را روزبهروز با عزت و شرفِ بیشتر قرار بده.
بسماللهالرّحمنالرّحیم
اذا جاء نصرالله و الفتح. و رأیت النّاس یدخلون فى دین الله افواجا. فسبّح بحمد ربّک و استغفره انّه کان توّابا.(5)
والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته
1) بقره: 183
2) بقره: 152
3) عصر: 1 - 3
4) جامعالاخبار، ص 119
5) نصر: 1 - 3
منبع: khamenei.ir
یک روز رهبری چگونه میگذرد؟
هنگام که صحبت در مورد حیات و نحوه زندگی دینی است، بنابراین بررسی سبک زندگی مقام معظم رهبری به عنوان الگوی حاضر راهگشاست.
به گزارش «خبرگزاری دانشجو»، در آخرین شماره ماهنامه امتداد پروندهای درباره مقام معظم رهبری منتشر شده است که در این پرونده خاطراتی از غلام شاهپسندی، یکی از محافظان مقام معظم رهبری به چاپ رسیده است که در بخشی از این خاطرات در زیر آورده می شود.
چیزی که مهم است، نسل جوان ماست؛ طوری که مقام معظم رهبری میفرمایند: سه چیز را برای نسل جوان ما خواستهاند. همهتان هم همهجا دیدهاید. در اصل ایشان ورزش، تعلیم و تربیت و تهذیب را بعنوان سه اصلی که خودشان انجام میدهند، برای همه ما خواستهاند که ما هم نشاالله انجام بدهیم.
یک روز آقا بیشر نماز میخواند، یک روز بیشتر قرآن میخواند ...
اگر یک روز کاری ایشان را تعریف کنم، هر سه مورد را که ایشان برای ما جوانان گفتهاند، در آن میبینیم. ایشان حدود یک تا یکونیم ساعت پیش از نماز صبح بیدارند که تهجد و عبادت شخصی ایشان است. روزهایش هم با هم فرق میکند، شبیه به هم نیست. ایام هفته فرق میکند. یک روز آقا بیشتر نماز میخوانند، یک روز بیشتر قرآن میخوانند، یک روز بیشتر دعا میخوانند، یک روز بیشتر ذکر میگویند ...
بعدش نماز صبح را میخوانند، ایشان نماز صبح را به جماعت میخوانند و کمترین جماعتشان، آن شخصی است که همراه ایشان است و بیشترینشان هم هر کسی که توی آن ساختمان است، میآید. ایشان توی دفتر کارشان نماز میخوانند و همة کسانی که صبح در محل کار هستند ـ اعم از پاسدارها و دفتریهایی که آنجا هستند ـ نمازشان را با آقا میخوانند.
ایشان هفتهای سه روز را کوهنوردی میکنند
بعد از نماز صبح، ایشان هفتهای سه روز را کوهنوردی میکنند و حداقل بین چهلوپنج تا شصت دقیقه به سمت بالا حرکت میکنند. این مسیر را حدود نیم ساعت تا چهلوپنج دقیقه برمیگردند.
بعضی از مواقع کوههایی دورتر هستند و برای اینکه به وضعیت کار ایشان لطمه نزند، آقا آن ساعت که باید تهجد و نماز و عبادت شخصی خودشان باشد را میآیند بیرون و در طول مسیر عبادتشان را انجام میدهند. پای کوه که میرسیم، نماز را آنجا میخوانیم. هنوز تاریک است و کسی بیدار نیست. یک ساعتی که بالا میرویم، هنوز آفتاب نزده است.
عمامه آقا در کوه، عمامه همیشگیشان نیست
وقتی ایشان برمیگردد پایین، آدمهایی که نگاه میکنند تعجب میکنند، اهل کوه تازه کوهنوردها را میگویم، کوهنوردی که میخواهد برود بالای کوه، آفتاب زده تازه حرکت میکند، میبیند مقام معظم رهبری دارد میآید پایین. با خود میگویند: ایشان کی رفته بالا که الآن دارد میآید پایین؟
آقا توی کوه عمامه سرش است، عمامه همیشگیاش نیست؛ عمامهای باریکتر و کوچکتر است.
بعضی مواقع هم بعضی جاها ایشان لباس شخصی میپوشند؛ همیشه با آن لباس نیست. شما عکسهای آقا را در کرمان دیدهاید دیگر. در زلزلة کرمان، رئیس جمهورمان چند بار رفت؟ رهبرمان چند بار؟ رهبر نظام سه بار در زلزلة کرمان به مردم کرمان سر زد. در زلزلهای که در بم آمده بود، برای جنازهها، حتی خود آقا نماز خواند.
آقا اهل این نیستند که وسط کار، کار را نصفه بگذارند
آن سه روز کوهنوردی وقتی از کوه پائین میآیند، بعد وقت اداری کار ایشان است و آن چهار روز دیگر را توی خانه ورزش میکنند. اصلاً اهل این نیست که وسط کار، کار را نصفه بگذارد. هر کاری ایشان انجام بدهد کاملِ کامل است. اصول آن کار را دقیقِ دقیق بلد است.
پس از ورزششان توی دفتر کار تشریف میآورند. از اول صبح، بعضی مواقع ساعت هفت میرسیم سر کار، بعضی موقعها هفتونیم میرسیم، بستگی دارد به آن کوه و آن مسیر.
از نظر امنیتی ما نمیتوانیم از یک کوه استفاده کنیم؛ دشمن هم اینقدر میفهمد که به ما ضربه بزند. هرجا که کوه و بلندیای هست و توی تهران است، آقا استفاده میکند؛ از بیبی شهربانو شهرری گرفته تا تمامی نقاط کوههای سمت شمال تهران؛ توی ولنجک، کوه دربند و هر کوهی، اختصاصی نیست که ما یک کوه خاصی را برویم؛ بله دو سه جای اختصاصی هم داریم، آنجاها هم میرویم.
اذان که بگویند، وسط سخنرانی هم که باشند، قطع میکنند و میگویند اول نماز را بخوانیم
حفاظت از ایشان در عین حالی که خیلی سخت است، بچهها این کار را انجام میدهند برای رضایت ایشان و رضایت مردم از ما. از ساعت هفت، هفتونیم، ایشان در محل کار حاضر میشوند. اگر ملاقات خاصی نداشته باشند میروند منزل و صبحانه را در منزل با خانواده میخورند و بعد از صبحانه میآیند دفتر، کارشان انجام میشود.
اگر ملاقات داشته باشند، ملاقات با صبحانه شروع میشود. وقتی هفت صبح با آقا ملاقات هست، صبحانهشان را هم با آقا میخورند. بعد از خوردن صبحانه و کار اداری، تا نماز ظهر، آقا توی دفتر است. اذان که گفته بشود، هر کاری که وجود داشته باشد، وسط سخنرانی هم که باشد، آقا قطع میکنند، میگویند نماز را بخوانیم بعد بیاییم؛ نماز اول وقت.
بعد از نماز، ادامة کار. اگر جلسات ادامه داشته باشد، نهار را آقا با آن افراد جلسه، توی دفتر میل میکنند. اگر توی دفتر، ملاقاتی نبود، بین ساعت نماز تا یکی دو ساعت بعد از نماز، چون فاصله بین منزل آقا و دفتر به اندازة ده، بیست قدم است، در منزل غذایشان را میخورند، استراحتشان را میکنند، مجدد اولین برنامهای که دارند ساعت سه بعد از ظهر، چهار بعدازظهر است. ایشان میآیند در داخل دفتر هستند و مواقعی که بعدازظهر جلسه خاصی نباشد، ایشان توی کتابخانه شخصیشان به مطالعه میپردازند.
هر زمانی که آقا را ببینید، یا ذکر میگویند یا قرآن میخوانند
هر زمانی که شما ایشان را ببینید، یا ذکر میگوید یا قرآن میخواند. غیرممکن است لحظهای ایشان غافل باشد. من ندیدم. بهطور نمونه میگویم. توی تلویزیون نگاه کنید، هر عزیزی مداحی میکند، دقت کنید آقا دستشان کنار لبشان است؛ بهخاطر اینکه اگر لبشان تکان خورد پیدا نباشد.
آقا در جوانی هر سه روز یک دور قرآن میخواندند
این نیست که توی هیئت رفتیم، ذکر بیخیال. دربارة قرآن خواندن، ایشان به ما توصیه میکردند و میگفتند: «بچهها قرآن را زیاد بخوانید؛ قرآن نور است، قرآن را خیلی مطالعه کنید. من در جوانی هر سه روز یک دور قرآن میخواندم. یعنی روزی ده جزء. الآن دیگر اصلاً حوصلهاش نیست، پیر شدهام، از نظر سنوسال، وضعیت، شغل، گرفتاریهای کاری، این همه مسائل واقعاً نمیتوانم قرآن بخوانم. خیلی از قرآن دور شدم. نُه روز، ده روز طول میکشد من یک دور قرآن را بخوانم.»
الآن که دور شده، روزی سه جزء قرآن میخوانند. ما اگر توی ماه مبارک رمضان خدا عنایت کند یک بار قرآن بخوانیم، فکر میکنیم اعجاز کردهایم؛ کلی خدا را مؤاخذه میکنیم که ما آخر یک دور قرآن را خواندیم هیچ چیز نشده، هیچ اتفاقی نیافتاد. قرآن خواندن را ما نیاز داریم، خدا لازم ندارد. ما نیاز داریم.
همه افراد خانواده آقا حافظ کل قرآن هستند
منزل حضرت آقا یک خانواده پرجمعیتی است، خودشان، خانمشان و شش تا فرزند با ایشان زندگی کردهاند که همه الآن ازدواج کردهاند و رفتهاند؛ هر هشت نفر این خانواده حافظ کل قرآن هستند. مأنوس قرآن بودن یعنی این. کل افراد خانواده قاری و حافظ قرآناند. شماها شاید چندین بار صدای قرآن آقا را شنیده باشید، ولی تشخیص ندادهاید. چون بعضی موقعها رادیو پخش میکند. هر موقع هم پخش میکند چون خودش هم نمیداند اشتباهاً میگوید مصطفی اسماعیل.
لحن آقا، مصطفی اسماعیل است. آقا در جوانی قرائت دارد. صوتش را رادیو پخش میکند به اسم مصطفی اسماعیل.
تهذیب و تحصیل هم دو بالی است که یکی بهتنهایی خطرناک است
اگر میخواهیم به دستور آقا عمل کنیم و به ولیمان نزدیک شویم، دستورات همین است که عرض کردم. تحصیل، تهذیب، ورزش بعدش هم قرآن. تهذیب و تحصیل هم دو بالی است که انسان را به همه جا میرساند. یک دانهاش باشد، خطرناک است.
فقط تهذیب میشود شیخ علی تهرانی. فقط تحصیل میشویم سعید حجاریان، اکبر گنجی، آقای مهاجرانی. حالا اینها کجا هستند؟ مهاجرانی در کشور ما شانزده سال بالای قدرت بوده، امروز پناهنده انگلستان است، اکبر گنجی مسئول اطلاعات داخلی سپاه تهران بود، امروز پناهنده آمریکاست؛ اگر یکیاش را هم گرفتیم باز هم خلاف کردهایم، خطا کردهایم. دو تا با هم، تحصیل و تهذیب با هم است.
اگر میخواهیم مقام رهبری را بشناسیم تدبیر کنیم در شناخت ایشان همه چیز بهمان داده میشود. تدبیر کنیم در شناخت امام (ره) همه چیز بهمان میدهند.
منبع: ماهنامه امتداد
قـطـعـنـامـه راهـپـیـمـایـی روز جـهـانـی قـدس
راهپیمایی سراسری روز جهانی قدس در تهران با قرائت قطعنامهای پایان یافت.
به گزارش «تابناک» در این قطعنامه آمده است:
بسم الله الرحمن الرحیم
«سبحان الذی أسرى بعیده لیلاً من المسجد الحرام إلى المسجد الأقصى الذی بارکنا حوله لنریه من آیاتنا انه هوالسمیع البصیر»
سوره اسراء آیه 1
حمد و سپاس بیکران خداوند سبحان و قادر متعال را که به ما توفیق داد با درک ماه مبارک رمضان، به یمن میراث ارجمند حضرت امام خمینی (رحمة الله علیه) همراه و همصدا با اقیانوس خروشان امت سرافراز اسلام و خیل عظیم انسانهای آزاده و حقطلب جهان، با حضوری پرشکوه در راهپیمایی روز جهانی قدس، طنین حمایت از قدس شریف و انتفاضه ملت مظلوم فلسطین را سر دهیم و بار دیگر نابودی رژیم غاصب و اشغالگر صهیونیستی و بیزاری از حامیان آن در مجامع بین المللی را ـ به عنوان مطالبه اول مسلمین عالم ـ فریاد زنیم.
اکنون که با گذشت 32 سال از ابتکار معجزهگون و هوشمندانه معمار کبیر انقلاب اسلامی، حضرت روح ا…(رحمة الله علیه)، رهآوردهای اعجابآور آن با سقوط زنجیرهیی و تدریجی دیکتاتورهای حاکم و حامی رژیم نامشروع و پلید صهیونیستی، طرحها و راهبردهای نظام سلطه و صهیونیزم بینالملل به شکست و رسوایی انجامیده است و جبهه متحد و فراگیر اسلامی و ضد استکباری با اقتدار و صلابتی انکارناپذیر شکل گرفته است، ما ملت روزهدار ایران اسلامی که با تضرّع به درگاه خداوند متعال و امید به عنایات خاصه حضرت ولی عصر (عجلالله تعالی فرجه الشریف) و الهام از آموزههای جاودان بنیانگذار جمهوری اسلامی و لبیک به ندای ولی امر مسلمین و مقام معظم رهبری، حضرت آیت ا… العظمی خامنهای (مدظله العالی) در این راهپمایی پرشور و گسترده حضور یافتهایم، با تأکید بر این که روز قدس، روز اسلام و نماد وحدت و حمایت همه جانبه امت اسلامی از آرمانهای فلسطین و قدس شریف است، اعلام میکنیم:
1 ـ اکنون که موج بیداری اسلامی و انقلابهای مردمی در شمال آفریقا و جنوب غربی آسیا، سقوط دیکتاتورها و حاکمان مستبد و وابسته به دشمنان اسلام را رقم زده است از ملتهای مسلمان و انقلابی منطقه به ویژه مردم مصر، تونس و لیبی میخواهیم با هوشمندی و هوشیاری مراقب نقشهها و دسیسههای استعمارگران نوین و قدرتهای استکباری بوده و با سلب هر گونه زمینههای دخالت آنان، سرنوشت خود و آینده کشورشان را با اراده و خواستههای مبتنی بر آرمانهای انقلاب خویش رقم زنند.
2 ـ ما ملت روزهدار و انقلابی ایران، آزادی قدس شریف و رهایی ملت مظلوم و بیدفاع فلسطین را آرمان انقلاب اسلامی و راهبرد حضرت امام (رحمة الله علیه) و رهبر معظم انقلاب برای جهان اسلام و رمز دستیابی به آن را وحدت و اتّحاد مسلمین و حمایت همه جانبه از مقاومت اسلامی و انتفاضه فلسطین دانسته و در تحقق این آرمان سترگ، از هیچگونه حمایت مادی و معنوی دریغ نخواهیم کرد.
3 ـ ما مردم مسلمان و آگاه ایران تنها راه حل مساله فلسطین را انحلال رژیم صهیونیستی و خروج صهیونیستها از سرزمینهای اشغالی و بازگشت آوارگان فلسطینی به سرزمین آباء و اجدادیشان و برگزاری انتخاباتی فراگیر و آزاد برای تعیین سرنوشت آینده این کشور با اراده خود آنان دانسته و از مجامع جهانی به ویژه سازمان ملل متحد خواهانیم قطعنامههای لازم برای احقاق حقوق مسلم فلسطینیها را تصویب و اجرای قاطع و سریع آن را در دستور کار قرار دهند.
4 ـ ما ملت روزهدار و استکبارستیز ایران اسلامی، با تبریک و تحسین انقلابهای پیروزمند مردم منطقه، لغو تمامی پیمانها و معاهدات با رژیم صهیونیستی را خواسته جهان اسلام از دولتهای مردمی آینده دانسته و به ویژه از دولت مصر انتظار دارد پرچمدار این حرکت انقلابی و ضدصهیونیستی قرار گرفته و ملغی کردن پیمان کمپ دیوید و دیگر قراردادهای بین این کشور با دولت جعلی اسراییل را عملی کنند.
5 ـ ملت مسلمان و انقلابی ایران، تلاشهای رژیم غاصب صهیونیستی در راستای نابودی هویت ملی و تاریخی فلسطین و یهودیسازی سرزمینهای اشغالی که متأسفانه در سکوت و بیتوجهی مجامع جهانی و نیز برخی دولتهای عربی ـ اسلامی منطقه صورت میپذیرد را به شدت محکوم و از این مجامع و دولتها میخواهیم با اتخاذ مواضع قاطع و در صورت نیاز گامهای عملی، از تحقق این توطئه خطرناک جلوگیری کنند.
6 ـ ما مردم مسلمان و خداجوی ایران به برخی کشورهای عربی ـ اسلامی که با سکوت و همراهی خود با رژیم جلاد صهیونیستی، خیانت آشکاری نسبت به آرمانهای مقدس فلسطین مرتکب شدهاند هشدار میدهیم از سرنوشت دوستان دیکتاتور خود، بن علی تونسی، نامبارک مصری و قذافی لیبیایی عبرت بگیرند و با توبه و انابه به درگاه خداوند کریم، خود را از سرنوشت شوم و دهشتناکی که در انتظارشان است رهایی بخشند.
7 ـ ملت موحد و هوشیار ایران اسلامی با محکوم کردن حملات جنایتکارانه اخیر رژیم صهیونیستی به غزه و نیز تقبیح هرگونه تهدید علیه کشور لبنان، حمایت همه جانبه خود از مقاومت اسلامی و حزب ا... لبنان و انتفاضه فلسطین را اعلام و به رژیم صهیونیستی و حامیان آن هشدار میدهیم از هرگونه ماجراجویی پرهیز کنند، در غیر این صورت رزمندگان مقاومت اسلامی فلسطین و لبنان هیچ نقطه امنی برای آنان باقی نخواهندگذاشت.
8 ـ ما مردم مسلمان و روزهدار ایران ضمن حمایت از انقلابهای مردمی ملتهای منطقه، جنایات آل خلیفه و آل سعود علیه شیعیان مظلوم بحرین را به شدت محکوم کرده و از حاکمان این کشور خواستاریم مطالبات به حق آنها را گردن نهاده و با سپردن امور به مردم بحرین خود را از دامی که شیطان بزرگ و دشمنان اسلام برای آنان پهن کردهاند نجات دهند.
9 ـ ما ملت مسلمان ایران با تأسی به آموزههای دینی خود، توجه و رسیدگی به مشکلات آحاد مسلمین در اقصی نقاط دنیا را تکلیف شرعی و انسانی خود دانسته و از مسلمانان جهان نیز خواهانیم با درک عمیق مصائب و معضلات ناشی از پدیده قحطی و خشکسالی در کشور سومالی در کمکرسانی به مردم مسلمان و قحطی زده این کشور به رسالت خویش عمل کرده و برای رفع نیازمندیهای آنان از هیچگونه کمکی دریغ نورزند.
10 ـ ما ملت ایران، این حضور حماسی و دهها میلیونی را فرصتی ارزشمند برای هشدار به دشمنان منطقهیی و فرامنطقهیی خود دانسته و تأکید میکنیم هرگونه تهدید عملی و اقدام تجاوزگرانه آنان علیه تمامیت ارضی ایران اسلامی را در کنار رزمندگان اسلام و مدافعان سلحشور انقلاب و میهن عزیز، تحت فرامین و منویات مقام معظم رهبری و فرماندهی کل قوا را فراتر از جغرافیای منطقه با پاسخ سریع، سخت، قاطع و پشیمان کننده مواجه خواهیم ساخت.
و لینصرن الله من ینصره ان الله لقوی عزیز
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته / بیست و پنجم رمضان المبارک 1432 هجری قمری/ مصادف با جمعه چهارم شهریورماه 1390 هجری شمسی/ برابر با 26 آگوست 2011 میلادی
مرگ بر آمریکا ـ مرگ بر اسراییل
ستاد برگزاری مراسم روز جهانی قدس شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی
نظرات ()


