نون و القلم

"و تاثیر قلم صلاح و فساد مملکت را کاری بزرگست و خداوندان قلم را که معتمد باشند عزیز باید داشت" - خیام

کاریکلماتورهای زیبا

آن‌قدر مهربان بود برای اینکه مردم در زمستان سرما نخورند سرشان کلاه می‌گذاشت و در فصول دیگر کلاه‌شان را بر می‌داشت.

همیشه می‌گفت تو نیمه گم شده من هستی؛
وقتی ترکم کرد فهمیدم که از شوق پیدا کردن
نیمه گم شده‌اش خودش را گم کرد!

برای‌این‌که پرنده خیالش به پرواز در نیاید،
با‌‌لهایش را چید.

از ترس مجازات ، افکار عریانش را حجاب پوشاند.

آن قدر تند صحبت کرد ، زبانش سوخت.

گربه ها عاشق آدم هایی هستند که در زندگی دیگران
موش می دوانند .

پزشک ناشی ، به جای تب بر قیچی تجویز می کند .

اسپند دود می کنم که چشمم ، کسی را نخورد .

به نارنجک بدون ضامن ، وام نمی دهند .

ازبس که به همه چپ چپ نگاه کرد چشمانش چپ شد.

از بس که روشنفکر بود از خاموشی برق هراسی نداشت

وقتی اشکم می خواهد به گردش برود سوار نگاهم می شود.

آنقدر خسیس بود که حتی وقتی مرد عمرش را به شما نداد.

وقتی واژه ای خارجی بیان می کنم تمام واژه ها دور آن جمع می شوند.

امید و آرزو تنها دوستان واقعی مان هستند که تا آخرین لحظات زنگی
ما را ترک نمی کنند.

همیشه می گفت: آدم عاشق باید حرف دل را گوش  کند نه عقل را ولی حرف ازدواج که پیش آمد گفت: همیشه از روی عقل کار کن
نه دلت.

قناعت را باید از سفره هفت سین یاد گرفت که سالهاست تعداد سین هایش تغییر نکرده است

خساست را از چشمش یاد گرفته بود که هر چقدر به آن نور می تاباند ، تنگ تر می شد

آدم ها وقتی به آسمان خوشبین بودند هواپیما ساختند و وقتی بدبین شدند چترنجات را کسی که خود را به نور ماه راضی کند ، نور خورشید کورش خواهد کرد

تجربه ، تنها معلمی است که اول امتحان می گیرد و بعد درس می دهد

از دودلی خسته شده بودم ، یکی از آنها را برای زاپاس کنار گذاشتم

مگسهای قرن 21 ، غذایشان را از زباله های اتمی تامین می کنند

گاهی موقع راه رفتن فراموش می کنم که دارم می روم یا می آیم

برای اینکه حرف های بزرگ بزنم ، همیشه آنها را متر می کنم

با مخالفت باد ، رضایت بادبادک برای پرواز جلب می شود

در انتخاب واحد زندگی ، دروغ پیش نیاز همه درسهاست

بهترین جا برای تبعید زنبوران مجرم ، گلهای قالی است

برای تفسیر لحظه ، ثانیه شمار را متوقف کرد

درخت باردار با خوردن سنگ ، فارغ شد

وقتی دلم می گیرد ، دیگر ول نمی کند

سیب زمینی خاکی ترین میوه هاست

قلم زلزله نگار اندیشه است

در را به روی افکارم محکم بستم .

افکارم را پشت دیوار قاب عکس پنهان کردم

افکارم مرا دنبال می کند حتی در خواب

افکارم را در سکوت زندانی کردم

افکارم را در لابلای کاغذها گم کردم

افکارم بر خلاف من حرکت می کنند

تعصبم خودکشی کرد ، تا من راحتر فکر کنم

هنگامی که تعصب مرد افکارم یک صدا شدند

در روز سالگرد تعصب ، افکارم کروات مشکی زده بود

گل تشنه بر مزار آب می روید .

آرزوی نداشته بر باد نمی رود .

گوش خسته عاشق خداحافظی است .

شب به روشنی روز غروب می کند .

بعضی شب را گریم می‌کنند .

پرنده گربه را سر به هوا می کند .

قطرات باران در آغوش هم آب می شوند .

عمر پائیز صرف پرپر کردن گلها می شود .

آینه یک تنه در مقابل همه ایستادگی می کند .

 زندگی بدون آب از گلوی ماهی پائین نمی رود .

 درخت از نردبان چوبی ساخته نشده بالا می رود .

 اگر مرگ نباشد تعداد خودکشی سر به فلک می زند .

 به عقیده گربه خوشمزه ترین میوه درخت پرنده است .

 لحظات گذران ، زنگوله قلب را به صدا در می آورند .

 مطالعه درگورستان احتیاج به ورق زدن سنگ قبرها ندارد .

قطره باران در مرکز دایره ای که روی آب ترسیم میکند ناپدید می شود .

با دسته گلی به شادابی حاصل جمع شکوفه های بهاری به استقبالت می شتابم .

پرنده غمگین آوازی می خواند که شکوفه شاداب بهاری به یاد گل پرپر شده می افتد .

یک عمر منتظر تولد مرگم می مانم.

 سر همه پادشاهان کلاه گذاشته اند.

 بخاطر احترام مجبور به کلاهبرداری شدم.

نظامی ها وقت رفتن هم سلام می دهند.

 زندگی در جشن تولد مرگ شرکت نمی کند.

 آدم بی اراده کشیدن خجالت را هم نمی تواند ترک کند.

 قوهء جاذبه زمین با سرعت همسفر پرنده تیر خورده می شود .

آنقدر کم غذا می خورد که انگل ها از دستش شکایت کردند.

در وعده ملاقاتم با خواب، او همیشه دیر می‌آید

 آنقدر دگراندیش بود که مغزش افکار خودیرا نابود می کرد.

آنقدر دل همه را می سوزاند که آتش نشانی از دستش شکایت کرد.

قوه جاذبه زمین با سرعت سقوط ، سر در پی میوه رسیده می گذارد .

وقتی پائیز از درخت بالا می رود بهار از این شاخه به آن شاخه می پرد .

ریلهای راه آهن به هم نمی رسند ولی دیگران را به هم می رسانند.

باغبان همزمان با شنیدن صدای پای بهار در گلستان را می گشاید .

باران وقتی از مقابل پرچم رنگین کمان می گذردسرود آسمانی سر می دهد .

پروانه طوری روی گل می نشیند که بتواند تصویرش را در شبنم ببیند .

پائیز به اندازه ای به گلستان نزدیک شده که اشک در چشم بهار حلقه زده است

آنقدر میهمان نواز بود که اجازه ورود همه انگلها را به بدنش صادر کرده بود.

پرنده در واپسین دم حیات زمستان ، روی درخت عریان با شکوفه بهاری وعدهء دیدار دارد .

می خواست در مصرف عشق صرفه جویی کند،ازدواج کرد.

می خواست در مصرف بی خیالی صرفه جویی کند، بچه دار شد.

می خواست در مصرف زندگی صرفه جویی کند، خودش را دار زد.

می خواست در مصرف سلولهای مغز صرفه جویی کند سیاستمدار یک کشور جهان سومی شد.

می خواست در مصرف انرژی صرفه جویی کند،به خانه آرزوهایش اسباب کشی کرد.

می خواست در مصرف سکوت صرفه جویی کند، به نشانه اعتراض سکوت کرد.

می خواست در مصرف انرژی حاصل از ترافیک صرفه جویی کند،به ابرها قرص ضد بارداری داد.

می خواست در مصرف راه صرفه جویی کند،برگشت!

 می خواست در مصرف آب صرفه جویی کند،مطالبش راdelete کرد!

وقتی من حتی لیاقت ندارم محرم نگاهش باشم چگونه توقع دارم محرم رازش باشم.

از وقتی آخرین نگاهت را در ذهنم آرشیو کردم ، قلبم آلارم دلتنگی می دهد.

بعد از درد و دل کردن برای سیگار، او هم آتش گرفت و دود گریست.

اشکهای آسمان در برابر اشکهای من حرفی برای گفتن نداشتند.

امروز حتی سایه ام هم از من فرار کرد، امروز اینجا بارانی بود.

من با رویایت زندگی می کنم و رویا با من مدارا.

 آنقدر خیال بافتم که تمام کلافهای فکرم به لباس آرزویی در آمدند کاش اندازه ام باشد

وقتی چراغ خیالات روشن است یخ زندگی آب می شود.

به اندازه هشت ماه می ترسیدم به اندازه چهار هفته خسته بودم و به اندازه دو روز کار داشتم مهم نیست به اندازه یک ساعت خوشحالم

حواسم را باد خیال برده است و کاغذهایم را باد پنکه قلم اما محکم در دستم نشسته است از این بادها نمی لرزد

مغز کوچکش در فضای جمجمه اش لق میزند

 دارم یاد می گیرم که بعضی از خاطرات را تا کنم و در جیب کتم بگذارم اما کتی ندارم

 قبرستان ترمینال مرده هاست.

 دو آیینه از دیدن یکدیگر نفرت دارند.

 جهنم ساعت استراحتش را به بهشت می رود.

 پروانه برای اینکه نسوزد شمع را فوت کرد.

 گیاه توی گلدان شبها خواب باغچه را می بیند.

 سرفه های آدم دلشکسته، صدای خرده شیشه می دهد

 برای اینکه پیر نشوی ، ساعتت را از کار بینداز.

برای آنکه نفهمد که نمی فهمد ، خودش را به نفهمی زد.

ماهی تنها جانوری است که به راستی دل به دریا می زند.

 بیکاری هم خودش کاری است، افسوس که مرخصی و تعطیلی ندارد.

 گدای فرزانه ای گفته است : گدایی کن تا محتاج دیگران نشوی.

 چه کسی گفته است که دو خط موازی به یکدیگر نمی رسند؟ مگر آخرش را دیده است؟؟

 غنچه ای که شکوفا نمی شود ، بهار را در خود احتکار کرده است.

 وقتی صدایم را بلند می کنم ، کمر سکوتم رگ به رگ می شود.

 یه نفر دلشو می بازه ، مربی اش رو از کار برکنار می کنه

 یکی از خوشحالی بال در میاره ، شکارچی شکارش می کنه

 یکی حواسشو جمع می کنه ، می بره جای دیگه پهن می کنه

 حواسم که پرت شد ، شیشه همسایه شکست.

 روی زبانم وازلین مالیدم تا زبانی چرب و نرم داشته باشم.

 به گلخانه رفتم تا یک بوته ی فراموشی بخرم.

 یک کدو تنبل خریدم و آنرا به کلاس تقویتی فرستادم.

 برای اینکه سر بسته حرف بزنم ، سرم را دستمال بستم.

سبیل گذاشتم تا حرفها را زیر سیبیلی رد کنم.

کفشم را در نمی آورم چون می ترسم کسی پا تو کفشم کند.

 کفشم را می تکانم تا ریگی به کفشم نباشد.

 برای اینکه از انسانیت بویی برده باشم انسانها را بو می کنم

 از مرحله پرت شدم پایم شکست 

یا در حال برنامه ریزی برای آینده هستیم یا برای گذشته تأسف می خوریم ؛ همه این اتفاقات در زمان حال می افتد و زمان حال از دست می رود

مشکل بسیاری از حکومت های جهان در این است که ضریب هوشی شان از ضریب هوشی مردم پایین تر است

کسانی که راه حل هایی برای مشکلات بشریت عرضه می کنند معمولا از حل مشکلات کوچکشان عاجزند

 آدم های سر به زیر حتما در چاله نخواهند افتاد ، اما هیچ گاه هم آسمان آبی را نخواهند دید

 هنر هیچ ربطی با اخلاق ندارد . اگر چنین نبود مردم این همه به هنر علاقه مند نمی شدند

 از کسانی که احمقانه صادقند بیشتر بدم می آید تا کسانی که دروغ های قشنگ می گویند

وقتی با آدم های مشهور روبرو می شوم ، یقین می کنم که آدم های بزرگ شایعه اند

 به دست آوردن تجربه های بزرگ معمولا منجر به از دست دادن زندگی عادی می شود

 می گویند چرا دائما تغییر می کنی ، می گویم شما چرا دائما تغییر نمی کنید ؟

 روی آدم های منظم می شود حساب کرد ، اما نمی شود آنها را تحمل کرد

 بخاطر افکار عتیقه ای که داشت مغزش را به موزه سپرد

 انسان ها ممکن است که با شادی به هم نزدیک شوند ولی با درد در هم فرو می روند

 همیشه غمگینانه ترین لحظات را عزیزترین کسانمان به ما هدیه می کنند

 در سفیدی چشمانت تمام رنگها را تجربه کردم ، تا به سیاهی رسیدم

 مغزم بر روی شعله های دلم که برای قلبم می سوخت ، کباب شد

حیف که گرسنگی شکم با کلمات شیرین برطرف نمی شود

 ننگ است که روشنایی دیدگان در ظلمات اندیشه غرق شود

 مهربانی را در کودکی یافتم که آبنباتش را به دریاچه نمک انداخت تا شیرین شود

 انقدر برای غربت تک دانه موی سفیدم غصه خوردم که تمام موهایم سفید شد

 بیچاره آن خروسی که با صدای ساعت شماطه دار از خواب برمی خیزد

 خوش به حال آن موجود راحتی ،که شیطان برایش درد دل می کند

 سالهاست که کاممان را با حقیقت های تلخ شیرین می کنیم

 بخاطر افکار فسیل واری که داشت جشنواره فسیلی راه انداخت

 مهتاب قلب تاریکی را شکافت

 چند قطره تاریکی را در گلدان کاشتم، چیزی سبز نشد

 نردبان رؤیاهایم را بر دیوار آرزو تکیه میدهم و از آن بالا میروم. چه سرزمین های عجیبی؟!

 وقتی سکوت تنها صدای آشنا شد و شب،  تنها دریچه ی روشنی نگاهم به غروب می مانست که در آرزوی شبی روشن مرده بود طفلک ستاره خجالتی چشمکی زد و فرار کرد

 زندگی کاشتن امید است در گلدان ناامیدی

 زندگی ریسمانی است که از آن تا آنجا که توان داری بالا می‌روی

 وقتی که خورشید مات و مبهوت به زیبایی ماه می نگرد شب می شود

 وقتی که خورشید دهان به ستایش ماه می گشاید از لب و لوچه هایش نور می‌ریزد و روز میشود

 آفتاب، تف خورشید

 عشق یک تصادف نیست، عشق واقعی طنز مسخره ای است

ما ادمهای امروز اتم را شکافته ایم  اما . . . . . از درون خویش بیخبریم

 ما ادمهای امروز فضای بیرون را شناخته و فتح کرده ایم اما بافضای درون بیگانه ایم
ما ادمهای امروز همه روزه کیلومتر ها راه میرویم اما همسایه خویش را نمی شناسیم
ما ادمهای امروز زندگی ساختن را یاد گرفته ایم اما زندگی کردن را خیر ما ادمهای امروز
متخصصان بیشتر داریم اما. . . . مشکلات بیشتر نیز

 ما ادمهای امروز بیشتر خرج میکنیم اما  .  . . . . کمتر لذت میبریم

ما ادمهای امروز داروهای بیشتر داریم اما  . . .  بیماری های بیشتر نیز

 ما ادمهای امروز وسایل ارتباطی بیشتری داریم اما ارتباطاط کمتری داریم

برای استخدام تسلط به  زبان چرب!  ضروریست!

 ماهی قلاب گرفت و از قایق ماهی گیری بالا رفت

 لوله اگزوز فداکار ، شعار آسمان آبی می دهد

 شهرداری با کاشتن ساختمان ، بیابان زدایی می کند

 در طرح آسمان آبی ، ماهی دودی بایکوت می شود

 پرواز را نمی شناخت ، هر چه بالاتر رفتم در نگاهش کوچکتر شدم

 بزرگ ترین عادتم ، عادت کردن به خود عادت کردن است

 حقیقت آنقدر با ارزش است که در مصرفش صرفه جویی می شود!

 وقتی سه تار را در دست بگیرم ، به سیم آخر می زنم

 ابرهای سیاه ، به آسمان آبی ، رنگ پس نمی دهند

 دوشاخه ی برق ، به پریز متلک می اندازد

 سیاهی شب ، رنگ پس داد ، آسمان شهر دودی شد

 پوست هندوانه را سوراخ کردم ، تخم هایش بیرون ریخت

 دو شاخه را به پریز زدم ، فیوز برق پرید

 به جای مهر ، پای سجاده ام را امضا می کنم

 خواست سر از کار دنیا دربیاورد ، دنیا سرکارش گذاشت

 با آنکه پررو بود ولی جلوی آدم های دورو کم می آورد

 گل وحشی را در گلدان اسیر می کنم

 با قدی کوتاه همیشه پایش از گلیم دارز تر بود

 خواستم دخل و خرجم را یکی کنم ، دخلم درآمد

 نخ سیگار ، رشته ی عمرم را کوتاه کرد

 دور سرم باند می پیچم تا افکارم از آسمان خیال فرود بیایند

 پل صراط آخرین پلی بود که پشت سرم خراب کردم

 شناگر ناشی در زندگی غرق می شود

 لباس ها را در آخر هفته به شهربازی ماشین لباسشویی می برم

 وقتی پشم گوسفندان را چیدم تنها چیزی که دیدم یک گله گرگ بود

 تسونامی آب پاکی را بر دست کسانی ریخت که قصد مهار طبیعت را داشتند

 شهاب برق شمشیریست که در دستان الهه ی تاریکی می رقصد

 مدرسه تمام می شود و رو سیاهی اش به تخته سیاه می ماند

 خروس کارکشته برای شمردن جوجه هایش منتظر پاییز نمی ماند  

خرچنگ و قورباغه به اتهام اغتشاش در سطح کاغذ دستگیر شدند

 چقدر لذت بخش است این که از قله ی غرور به زیر بیفتی و فقط  خودت خورد شدنت را بشنوی

آنقدر از کلاغ می ترسید که یک مزرعه مترسک کاشت

 در تاریکخانه ی عکاسی برق نگاه نگاتیو دل را سوزاند

 همه ی عمر دلبسته ی قابی بود که  تصویرش را دور انداخته اند

 زبان من در دهان ، جهت عقربه های ساعت می چرخد

 مدادی که کلفت بنویسه سرشو می تراشن

 عینکی که رو چشم نباشه فرصت دیدن نداره

 پای میز محاکمه تو کفش سیاستمردا نمیره

 به حال موجودی اشک میریزم که می خواهد با زنگ ساعت از خواب غفلت بیدار شود

 عاشق سکوتی هستم که از فریاد تقاضای پناهندگی میکند

 عمر هزار پا کفاف بستن بند کفشهایش را نمیدهد

 سقوط در آبشار آبتنی میکند

 مسافر منزوی در جاده متروک سفر میکند

 گامهایم صدای پایت را نها ن میگذارند

 عاشق پرنده ای هستم که ازادیش را با آب و دانه معاوضه نمی کند

 قرص ماه را به جای مسکن خوردم

 به روی افکار خوابیده ام لحاف انداختم

 با یک نسخه از کتابم به داروخانه رفتم

 برای رام کردن طبیعت وحشی ، مربی استخدام کردم

 در خانه تان را از پاشنه در می آورم تا لولا کار بگذارم 

سوار خر شیطان شد چون از اتوبوس ارزانتر بود

 رختخواب قوی‌ترین آدم‌ربا

 خورشید ِ زمستان بی‌غیرت است!

 سایه‌ی چهار نژاد یک رنگ است

 هرچی فکر می‌کنم یادم نمیاد فردا چه اتفاقی افتاد

 شب، صبح را از خواب بیدار می‌کند

 اشک ، سینه خیز از گونه ام پایین می آید

 در کارگاه ِ خم کاری ِ زمانه ، فقط کمر خم می کنند

 برای سفر به "نصف النهار" ، فقط " شام" بر می دارم

 رقاصک ِ ساعتم با ضربه‎ای سنگین ، بازنشسته شد

 خیلی مانده تا پخته شوم ، ادویه فراموش نشود

 آخرین "تور ِ" ماهی ، سفر به خشکی است

 زرخیزترین سرزمین ، بازار ِ زرگرهاست

 زندگی ، زنگ تفریح مرگ است

 سقوط ، پرواز ِ میان بر است

 قالی ، قبل از تولد به دار آویخته می‎شود

 در بی‎قراری ِ نگاهم ، پارکینسون رخنه‎کرده است

 تنها خطی که متحول نشده است ، خط ِ فقر است

 ماهی در گروه "آب زیان" و انسان در گروه "نان زیان" قرار دارد

 دهانتان را به اندازه ای باز کنیدکه حرف در دهانتان نگذارند

 کاری از دستش برنمی آمد ، لگد پرانی می کرد

با قلب سفیدش ، دنیا را سیاه می دید، آدمک برفی

 یک عمر سر مردم کلاه گذاشت ، سر خودش بی کلاه ماند

 حرف هایش را آرام می زد ، مبادا دردشان بگیرد

 دل توی دلش نبود ، مٌرد

 از خجالت آب شد ، آدمک برفی

 به من اعتیاد پیدا کرده بود ، ترکم کرد

 پس از قرن ها انسان  به جای زمین،خود را مرکز عالم می داند ، توبه کن گالیله

 در زبان چینی ، کلمات شکسته ی زیادی وجود دارد که چینی بندزن هم نمی تواند درستش کند

 سرباز با انفجار بمب، دست و پایش را گم کرد

 زندگی ، صاعقه ای است که به سر می زند و از دست می رود

 رگ غیرتش که بالا می زند ، گردنش رگ به رگ می شود

 زنان قرن بیست و یکم به جای کَدبانو ، کُدبانو می شوند

 درخت ، تعداد زیادی برگ است که با شاخه به هم وصل شده اند

 خروسی که دودل شد ، آخر پاییز اضافه کاری می ایستد

 سد ساز دمکرات برای انتخاب محل سد با ماهیها مشورت می کند

 همه سکوت هایم را با یک فریاد تو معاوضه نمی کنم

 شیشه عمرش را در میخانه پرکرده است

 به کلوخ انداز- سنگ صبور پاداش دادم

 کاسه صبرم از روزمره گی لبریزشد

 چرت من تاکتیکی است -اماخواب تو استراتزیک

 چشمم ضعیف شد ، اونو برای فروش ، پشت ویترین گذاشتم

 دستم نمک نداشت ، اونو شکستم.

 خواستم ازدواج کنم ، عروس دریایی سفارش دادم

 پوست مادر بزرگم چروک شده بود،واسه روز تولدش اتو خریدم

 گرسنم بود ، هوا خوری رو به ، سرما خوردگی ترجیح دادم

 دلم گرفته بود ، داد زدم که ولش کنه

 دوست ناباب ،آچار فرانسه خرابکاری هامون

 خواستم ازمجردی بیام بیرون رفتم قاطی مرغا شدم

 خواستم ماهی بخورم ، رفتم کرم شکار کردم

 تلوزیونمون برفک داشت واسه آب شدنش اونو از برق کشیدم

 با این که یک عمر درد کشید؛ هیچ اثری از خود به جای نگذاشت.

 از وقتی پا تویِ کفشِ دیگران می‌کند؛ کفش‌هایش همیشه نو است.

 صندوقِ صدقه تلفنِ عمومیِ ارتباط با خداست

 پسته‌یِ خندان زودتر می‌میرد؛ آدم خندان دیرتر

 امروزه آفتابه‌ها از ترسِ آفتابه‌دزدان، آفتابی نمی‌شوند

 آن قدر آفتابی شد که خودش را جایِ خورشید گذاشت

 آن قدر در خود فرو رفت که گندش درآمد

 آن قدر خودخوری کرد که تمام شد

 مردم تا خودخوری می‌کنند گرسنه نیستند

 سر حرف را که می بندی، سر سکوت باز می شود

 سنگ قبر، کاملترین شناسنامه دنیا است

 سکوت عاشق شنیدن است

 اگر قرار بودکه مردم همه به یکدیگر سلام کنند دیگر وقتی برای خداحافظی باقی نمی ماند

 عشق مثل عینک سبز است، یعنی همیشه کاه را یونجه می بینی

 وقتی به تو می نگرم ذهنم از کلاغ های برهنه پر می شود.پاک کنی برای من بیار

 بعضی هارا مار نیش می زنه بعضی ها مثل مار نیش می زنند

 آنقدر خودش راکوچک کرد تادیگر اثری ازاو باقی نماند

 آنقدر بادلم بازی کرد تا ازدستش افتاد وشکست

 آنقدر آرزو به گور بردم که محلی برای جسدم باقی نماند

 ساعت از تنگی نفس زنگ می زند

 چون بیمار بود، با یک مار دوست شد!

 وقتی دست و پایش را گم کرد، به کلانتری خبر داد!

 آن قدر خوابش سنگین شد که تختخوابش شکست!

 برای اینکه دلش باز نشود، آنرا سه قفله کرد

 برای اینکه از چشمش نیافتد، محکم به مژه هایش چسبید

 وقتی چهار ستون بدنش لرزید، سقفش ترک خورد

 چون می خواست که کار به جای باریک نکشد، دست از کار کشید

 برای اینکه عرقش خشک شود، آنرا زیر آفتاب می گذاشت

 چون اجاقش کور بود، برایش عصا خرید

 برای اینکه حوصله اش سر نرود، شعله اش را کم کرد

 چون یک قاتل حرفه ای بود، وقت را می کشت

 چون تنش می خوارید، به حمام رفت

 چون نردبون نداشت، پولش از پارو بالا می رفت

 از وقتی قلک خریده بود، حواسش را جمع می کرد

 با انکه نجار نبود، همیشه از این در و آن در حرف می زد

 برای آنکه چشم نخورد، دهانش رابست

 چون پیاده روی را دوست داشت، با همه راه می آمد

 وقتی خوابش آمد، او رفته بود

 با آنکه معلم خط نبود، اما به دیگران خط می داد

 چون فکرش خوب کار نمی کرد، اخراجش کرد

 آب تنی ماهی، یک عمر طول می کشد

 پا، ظریفترین وسیله نقلیه است

 به افتخار هر لحظه زندگی، میلیاردها ظربان قلب شلیک می شود

 نجار تازه کار، با چوب خاک اره می سازد

 آدم بدی که از خودش حرف شنوی ندارد، آدم خوبیست

 ماهی، حتی درون آب هم، آب آب می کند

 سوراخ موش، روزنه امید گربه است

 گربه پر توقع انتظار داردف موش به خودش سس گوجه فرنگی بزند

 سکوت قفس خالی، شنیدنی تر از نغمه سرایی پرنده محبوس است

 زنبور عسلی که روی گل قالی بنشیند، دست خالی به کندو باز می گردد

 دختر قالی باف در میان گلهای قالی جایی برای علف رز باقی نمی گذارد

 عصای پیر به پیرمرد تکیه زده بودو پیرمرد او را می برد

 سنگ آسیاب دل تنگ بود و الاغ او را به گردش برد

 جغد عینک آفتابی زد و به تماشای روز نشست

 شب از تاریکی می ترسید و به دامان صبح پناه برد

 عنکبوت کنج اتاق نشسته بود و تار می زد

 فرصت چمدانش را جمع کرد و از دست رفت

 سیم تلگراف که پاره شد، حروف روی زمین می ریخت

 مرغ تب داشت، وقتی روی تخم مرغها خوابید، به جای جوجه، نیمرو در آمد

 برای اینکه صدای شکستن دلش شنیده نشود با صدای بلند می خندد.

 آنقدر تنهایی را دوست داشت که از سایه خودش هم بیزار بود.

 برای اینکه عشقش را از قلبش پاک کند، قلبش را فرمت کرد.

 خورشید عشق هم نتوانست قلب یخی او را گرم کند.

 اگر درخت نبود، هیچ‌کس نمی‌توانست چوب لای چرخ دیگری بگذارد.

 بیدمجنون، بهترین چوبه‌دار برای شکست‌خورده در عشق است.

 عاشق دلشکسته، همیشه زیر درخت بیدمجنون می‌نشیند.

 درودگر عاشق‌پیشه، دنبال درخت بیدمجنون می‌گردد.

 بهترین زغال، از درخت روسیاه به‌دست می‌آید.

 بخاطر افکار فسیل واری که داشت جشنواره فسیلی راه انداخت.

آنقدر فکرش دست نخورده ماند که کارتونک بست.

 مسافر دو دل فاصله بین مبدأ و مقصد را با جان کندن پشت سر می‌گذارد.

 بانوی ماه گردنبندی از ستارگان به گردنش آویخته بود.

 وقتی که اتوبوس واحد به ایستگاه انتظار می رسد، قبول می کنم که در ناامیدی بسی امید است.

 وقتی قلم سر ناسازگاری می گذارد و کند می نویسد، سر او را به مدادتراش می سپارم.

 وقتی دلم تنگ می شود، غذای کمتری می خورم

 اگر انسان تاریخ انقضای خود را بداند، زودتر از موعد مقرر پلاسیده می شود

 به چیزهایی که ندارم قناعت می کنم.

 وقتی تجربه با "ناکامی" تصادف کرد، سر کوشش شکست.

 وقتی می خواهم بخوابم، فتیله نگاهم را پایین می کشم.

 اشکها اسکی سوارانی ماهرند که از پیست زیر چشمها شروع می کنند و از روی گونه ها با مهارت می پرند و در کنار لب ها از خط پایان می گذرند.

وقتی دستش را برید، رگها گریه کردند.

 می‌خواست زمان نگذرد، باتری ساعت را درآورد.

 می‌خواست با خودش حرف بزند، شماره خانه خودشان را گرفت.

 کسی به سؤالش جواب نمی‌داد، رفت از چراغ راهنما پرسید.

 یک عالمه صابون خورد تا به مرز خودکفایی رسید.

 گربه تا آخرین قطره آب تنگ را خورد، ولی به خود ماهی نگاه چپ هم نکرد

 اشخاصی که خودشان را با طناب حلق آویز می کنند هیچ فکر نمی کنند که
در آینده رختهایشان را روی چه پهن خواهند کرد؟

نزدیکترین آدمها به یکدیگر مسافران اتوبوس اند

 مرغ شکم پر وسط سفره بیچاره تر از مرغ گرسنه مزرعه است

 لوله لباسشویی دردش را به چاه گفت

 لباسش گشاد بود، چاق شد.

 زمین می‌خواست ابراز احساسات کند، آتشفشان سرازیر شد.

 خورشید قهر کرد، خسوف شد.

 دریا برای صرفه‌جویی کمتر موج می‌فرستد.

 فکرهایم تابعیت مغزم را از دست دادند.

 سیب سر درخت به نیوتون می خندد.

 آن قدر تند تند حرف می زند که گوشم جا می ماند

 با چشم بسته هم می توانم روی ماهت را ببینم،اشک شوقم از لبخندت سرچشمه می گیرد

 دراندوه از دست دادن یک دقیقه ازعمرم چهل سال سکوت کردم

 طوفان به اقیانوس آرام هم تحمیل خواهد شد

 در سالگرد وفات گل قناری ها یک دقیقه سکوت کردند

 برای حفظ زبان سرخم - سر سبزم را گرو گذاشته ام

 چراغِ چشمک‌زن را به منکرات بردند.

 این‌جا اگر حرف حساب بزنی بدهکار می‌شوی.

 بچه را که از شیر بگیری به تو حمله می‌کند.

 نمی‌دانم چرا بیدِ مجنون سر به صحرا نمی‌گذارد.

 اگر کوتاه بیایی؛ کوتوله می‌شوی.

 اگر پرندگان اسم مترسک را می‌دانستند نمی‌ترسیدند.

 شب را خاموش کرده‌اند تا ما روشن شویم.

 حوصله که سر برود؛ اجاق زندگی خاموش می‌شود.

 کاسه‌یِ صبرِ بعضی‌ها خمره است؛ مالِ ما پیاله.

 دست‌ها را قلم می‌کنند تا بنویسیم.

 برفِ پیری را اگر پارو هم بکنی کارِ خودش را می‌کند.

 فراموشی دارد مغزم را می‌جود.

 از وقتی آجان شده خودش را می‌گیرد.

 هر وقت می‌خواهم خودم را بگیرم؛ آیینه می‌شکند.

 هزاران پشتک-وارو باید بزنی تا بتوانی خودت را بگیری.

 مقامات عالیرتبه معمولا کسانی هستند که در مدرسه رتبه پائینی داشته اند.

 سازی که وسط نواختن کوکش در بره مثل آدمی میمونه که در جمع تلنگش در بره.

 مشاوران به بیکاره هائی میگن که حقوق های کلان میگیرن.

 کارمند دون پایه یعنی کارمند خاک تو سر.

 آدم بی استخوان به کسی میگن که همه بدنش عضله باشه.

 نردبان ترقی به دستمال های ابریشمی بافت یزد میگن.

 مهندس راه بود صبح تا شب راه میرفت.

 تخم مرغ د زد عاقبت رئیس کمیسیو ن معاملات یه اداره یا موسسه میشه.

 آنهائی که سر برج حقوق میگیرن خیلی دردشو ن میاد.

 حلال زاده به کسی میگن که اگه با باش دله دزد بوده خودش دزد سر گردنه بشه.

 وقتی به گدایی می‌افتم؛ کاسه‌یِ سرم را به دست می‌گیرم

 کشک برای سائیدن خوبه و دستمال برای مالیدن.

 تیم ملی یعنی تیمی که اول باید پول بهشون بدی که خوب بازی کنن و بعد ازشون بگیری چون بد بازی کردن.

 بعضی وقت ها ادم از خودش بد ش میاد و بیشتر اوقات از دیگران

 باعینک دودی فقط میتونی دود را ببینی

 کشتی گیر ها اغلب گوششون میشکنه وحقوق بگیر ها کمرشون

 بزرگترین سیاستمدار جهان کسی ست که یک کلمه حرف راست توی عمرش نزده

 اش دهن سوز فقط به درد سوختن دهن میخوره

 بعضی چیز ها را هر چقدر نمک بزنی باز هم می گندن

 اب فقط به درد این میخوره که بگذاریش زیر کاه

 نا مرد به کسی میگن که مردی اش اشکال داره

 کنجکاو به کسی میگن که محترمانه فضولی میکنه

 عقربه ساعت را نگه داشت تا زمان را متوقف کنه

 ادم تا خودش تمام نکنه حرص وازش تموم نمیشه

 زنی که از موش نترسه از شوهرش هم نمیترسه

 اندک اندک جمع گردد وانگهی وارث خورد ویه لیوان اب خنک هم روش

 دامدار ها گاو را میدوشند و بانکدار هامردم فقیر و بیچاره

 ادم ساده به درد این میخوره که سرش کلاه بگذاری

 دستگاه تنفس مصنوعی برای این خوبه که به جای مرده نفس بکشه

 استاد به کسی میگن که کمتر از شاگردش میفهمه

 منتظر دیدار حضرتعالی هستم  یعنی میخوام صد سال سیاه نبینمت

 هیچ خوردنی لذت بخش تر از خوردن مال مردم نیست

 همه خر ها خر نیستند همینطور که همه ادم ها ادم نیستند

 خر برای نعل کردنه وفاکتور برای جعل کردن

 رئیس اداره ای موفق ست که کارمندانش کاه توی اخورش نمیکنن

 شتری که در خونه همه میخوابه به درد صاحبش نمیخوره

 در ادارات وموسسات کسی را رئیس امور قرارداد ها میگذارن که بهتر از همه قرار و مدار میگذاره

 ادم عاقل به کسی میگن که تا زنده هست مال دیگران را بخوره ومال خودش را بگذاره بعد مرگش دیگران بخورن

 فقرا از اینکه به دنیا اومدن غصه میخورن و ثروتمندان از اینکه باید از این دنیا برن

 کسی که قدرت درک طنز نداره مثل ادمیه که یه عمر غذای بی نمک بخوره

 کسی که لا لا ئی بلده  نه خودش خوابش میبره نه میگذاره دیگران بخوابند

 سماق برای مکیدن توی دهن خوبه و چماق برای کوبیدن توی فرق سر

 گفتند چرا ابغوره میگیری  گفت لیمو گیرم نیومد

 شیری که اب توش نکرده باشند مثل نونی میمونه که خاک اره قاطی اش نباشه

 شکسته بند به کسی میگن که به هر چی شکسته بند میکنه

 عکاس بود می گفت از صبح تا شب مجبورم  بندازم

 مار توی بیابانه ومارمولک توی خیابان

 ادم بعضی وقت ها به خریت خر میخنده  وخر همیشه  به خریت ادم

 عاقبت به خیر به کسی میگن که به محض به دنیا اومدن بمیره

 سرش را به دیوار میزد که دیوار را خراب کنه

 راحت ترین ادم ها اونها ئی هستند که فکر ندارن واز اونها راحت تر کسانی عقل ندارن

 خیلی از دکتر ها زود تر از مریض ها شون میمیر ند

 کسی که توی ائینه تف کنه میفته توی صورتش

 روشنفکر  کسی ست که به فکرش چراغ وصل کردن

 سنگ آسیاب دلتنگ بود و الاغ او را به گردش برد.

 کودک زمین خورد و به جرم زمین خواری دستگیر شد.

 نتیجه آزمایش ایدز هپاتیت و اعتیاد پشه مثبت بود

 آینه هم کارت شناسایی از من می خواهد.

 آدم های یک دنده سرعتشان کم است.

 فواره تا به خود مغرور شد، سقوط کرد

 اگر هفت عدد مقدسی نبود با هفت تیر خودکشی نمی کردم.

 وقتی اتفاق افتاد، آنرا برداشت

 برای اینکه گورش را گم نکند، روی آن علامت گذاشت

 با آنکه شاعر نبود، اما غزل خداحافظی را خواند

 وقتی چرتش پاره شد، آنرا دوخت

 برای اینکه چشمش روشن شود، توی آن نفت ریخت

 برای اینکه وقتش آزاد شود، سندش را گرو گذاشت

 وقتی قلبش ریخت، آنرا جمع کرد

 چون از آتش می ترسید، ماهی را با مداد قرمز سرخ کرد

 از دودلی خسته شده بودم، یکی از آنها را یدکی نگه داشتم.

 وقتی بچه را از شیر گرفتند عاشق بستنی شد.

تفنگ را با خشاب معلومات به مغزت شلیک کن.

 آنقدر گرم صحبت شده بود که ذوب شد.

 موقع حرکت باک بنزین کفشم را پر میکنم.

 خواب را چون سرمه بر چشمانش کشید.

 بعضی ها می خواهند با جراحی بینی دروغشان را پنهان کنند.

 از بیم فردا به دیروز عفب نشینی کردم.

 دریا وقتی به سن بلوغ رسید اقیانوس شد

 در رقابت عقربه های ساعت با یکدیگر همیشه بازنده چشم من است.

 آنقدر برایت کوتاه آمدم که در نهایت ناپدید شدم.

 نمک زیاد در خانه باعث شورش در خانه شد.

 مارها از نیش آدمیان به دامان طبیعت شکایت کردند.

 ماهی هیچگاه برای تعطیلات به کنار دریا نمی ره.

 جوانی که آرزوهایش بر باد رفته بود از اداره هواشناسی شکایت کرد.

 آخرین ادوکلنی که استفاده می کتیم کافور است.

 تنها ماهی است که به راستی دل به دریا می زند.

 باغبان برای درختی که در فصل بهار سبز نشده بود بازوبند سیاه بست.

----------------------------------------------------------------------------------

منبع : نرم افزار Sun Calendar

  
نویسنده : علی محمودی ; ساعت ٢:۱۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۳٠ مهر ۱۳۸٩

فیدل کاسترو هشدار داد

رهبر کوبا از تمام بشریت خواست از خطر بروز درگیری جهان‌شمول هسته‌ای که ممکن است در نتیجه وخامت اوضاع در خاورمیانه رخ دهد، جلوگیری کند.

به گزارش ایلنا به نقل از خبرگزاری ریانووستی، «فیدل کاسترو» در پیام ویدئویی پنجشنبه ـ‌امروز‌ـ ‌خود که در پایگاه اینترنتی رسمی وی منتشر شد، گفت که نگران بروز جنگ هسته‌ای جهان شمول است.

رهبر انقلاب کوبا با اعلام این‌که جنگ هسته‌ای به معنای پایان موجودیت تمام بشریت است، از دولت‌های تمام کشورها تقاضا کرد به حق حیات هر ملت و قوم احترام گذاشته شود.

بنا براین گزارش، این پیام ویدئویی که در پایگاه‌ اینترنتی رسمی وی منتشر شد و در پایان گفت‌وگوهای وی با مدیر مرکز تحقیقات جهانی‌سازی کانادا در «هاوانا» ضبط شده بود.

فیدل کاسترو از جولای گذشته تاکنون به‌طور مرتب از جامعه بین‌المللی می‌خواهد از تمام توان خود برای جلوگیری از وقوع جنگ در خاورمیانه که به زعم وی ممکن است به جنگ هسته‌ای جهانی بینجامد، تلاش کند.

منبع : خبرگزاری تابناک

  
نویسنده : علی محمودی ; ساعت ۸:٥٥ ‎ق.ظ روز جمعه ۳٠ مهر ۱۳۸٩
تگ ها : فیدل کاسترو

فیدل کاسترو هشدار داد

رهبر کوبا از تمام بشریت خواست از خطر بروز درگیری جهان‌شمول هسته‌ای که ممکن است در نتیجه وخامت اوضاع در خاورمیانه رخ دهد، جلوگیری کند.

به گزارش ایلنا به نقل از خبرگزاری ریانووستی، «فیدل کاسترو» در پیام ویدئویی پنجشنبه ـ‌امروز‌ـ ‌خود که در پایگاه اینترنتی رسمی وی منتشر شد، گفت که نگران بروز جنگ هسته‌ای جهان شمول است.

رهبر انقلاب کوبا با اعلام این‌که جنگ هسته‌ای به معنای پایان موجودیت تمام بشریت است، از دولت‌های تمام کشورها تقاضا کرد به حق حیات هر ملت و قوم احترام گذاشته شود.

بنا براین گزارش، این پیام ویدئویی که در پایگاه‌ اینترنتی رسمی وی منتشر شد و در پایان گفت‌وگوهای وی با مدیر مرکز تحقیقات جهانی‌سازی کانادا در «هاوانا» ضبط شده بود.

فیدل کاسترو از جولای گذشته تاکنون به‌طور مرتب از جامعه بین‌المللی می‌خواهد از تمام توان خود برای جلوگیری از وقوع جنگ در خاورمیانه که به زعم وی ممکن است به جنگ هسته‌ای جهانی بینجامد، تلاش کند.

منبع : خبرگزاری تابناک

  
نویسنده : علی محمودی ; ساعت ۸:٥٥ ‎ق.ظ روز جمعه ۳٠ مهر ۱۳۸٩
تگ ها : فیدل کاسترو

حاشیه های سفر رهبری به شهر قم

رهبر معظم انقلاب صبح امروز در میان استقبال کم نظیر مردم ولایتمدار قم وارد پایتخت علمی جهان تشیع شد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، رهبر معظم انقلاب صبح امروز در میان استقبال کم نظیر مردم ولایتمدار قم وارد پایتخت علمی جهان تشیع شد.

استقبال عظیم مردم شریف قم دارای حاشیه هایی بود که برخی از آنها را مرور می کنیم.

* خیابان 19 دی که به عنوان مسیر استقبال رهبر معظم انقلاب تعیین شده بود از شب گذشته توسط جمعی از جوانان و مردم قم غبار روبی و شست و شو و آذین می شد.

* در حالی که ساعت 8 صبح به عنوان ساعت آغاز مراسم استقبال اعلام شده بود، جمعیت استقبال کننده از ساعت ها پیش از این ساعت در خیابان 19 دی و میدان آستانه حضور پیدا کردند.

* میدان آستانه که محل سخنرانی رهبر معظم انقلاب بود، از چند ساعت پیش از رسیدن رهبر انقلاب به این میدان کاملا پر شده بود.

* جمع کثیری از مردم ولایتمدار قم که بعد از شرکت در مراسم استقبال، امکان حضور در میدان آستانه و شنیدن سخنان رهبر معظم انقلاب را نیافته بودند، بلافاصله بعد از مراسم استقبال، برای استفاده از سخنان رهبر انقلاب از طریق صدا و سیما خود را به خانه رساندند.

* گروهی از جوانان قمی با وسایل نقلیه و یا پای پیاده برای استقبال از رهبر معظم انقلاب، خود را به عوارضی و ابتدای اتوبان تهران - قم رسانده بودند.

* بعد از ورود رهبر معظم انقلاب به مسیر استقبال، جمعیت حاضر با سر دادن شعارها و به اهتزاز در آوردن پرچم ها نسبت به ولی فقیه خود ابراز احساسات کردند.

* ده ها قربانی برای سلامتی رهبر معظم انقلاب در مسیر استقبال ذبح شد.

* شعارهای خامنه ای رهبر است دشمن او ابتر است، خامنه ای خمینی دیگر است ولایتش ولایت حیدر است، عشق فقط عشق علی رهبر فقط سید علی، ای رهبر آزاده آماده ایم آماده ایم، هم رهبری هم مرجعی خامنه ای خامنه ای، صل علی محمد یاور مهدی آمد، صل علی محمد نور خمینی آمد، در مسیر استقبال از رهبر معظم انقلاب به گوش می رسید.

* جمعیت عظیم و کم نظیر استقبال کننده به گونه ای بود که ماشین حامل رهبر انقلاب بارها همچون نگین در میان مردم، متوقف شد و زمان بسیار بیشتری از زمان پیش بینی شده، تا رسیدن رهبر معظم انقلاب به میدان آستانه صرف شد.

* رهبر معظم انقلاب در سخنان خود در میدان آستانه به استقبال گرم مردم که موجب طولانی شدن زمان استقبال از ایشان شده بود، اشاره کردند.

* حضرت آیت الله خامنه ای پیش از حضور در میدان آستانه و میان مردم، در مسجد بالاسر حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه (س) مورد استقبال شماری از مراجع تقلید، علما و فضلای حوزه علمیه قم قرار گرفت.

* آیت‌الله محمدتقی مصباح‌یزدی، علی لاریجانی، سرلشگر فیروزآبادی، آیت‌الله سیداحمد خاتمی، آیت‌الله نمازی، آیت‌الله مقتدایی، آیت الله شاه‌آبادی، نمایندگان بیوت مراجع تقلید، اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، اعضای شورای عالی حوزه و امامان جمعه قم و بخش‌های مختلف این استان، مسوولان دفتر تبلیغات اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی و دیگرنهاد های فرهنگی تبلیغی از جمله شخصیت‌های حاضر در این مراسم هستند.

منبع : خبرگزاری تابناک

  
نویسنده : علی محمودی ; ساعت ٥:۱٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۸ مهر ۱۳۸٩
تگ ها :

ایران ضامن مقاومت و نعمت خداست که باید آن را غنیمت شمرد

سید حسن نصرالله دبیرکل جنبش حزب الله لبنان طی سخنانی با خیر مقدم سفر آقای محمود احمدی نژاد، رییس جمهوری اسلامی ایران به لبنان خطاب به ایشان گفت: به شما برادر عزیز که پشتیبان مجاهدان و مظلومان هستید خوش آمد می گویم . 
  
به گزارش "تابناک" و به نقل از خبرگزاری های داخلی، "سید حسن نصرالله" اظهار داشت: از طرف جنبش امل ، حزب الله و همه فرزندان امام موسی صدر ، عاشقان امام خمینی ( ره ) ، احزاب و جریان های ملی به شما برادر عزیز تبریک می گویم که پشتیبان مجاهدان و مظلومان هستید و بوی امام خمینی ( ره )‌ و مقام معظم رهبری از شما می توان استشمام کرد.
دبیرکل جنبش حزب الله افزود :‌ در چهره شما می توان چهره تمامی ایرانیان شرافتمند را دید.

"سیدحسن نصرالله" در ادامه سخنانش افزود: ‌در لبنان، فلسطین و کشورهای عربی کسانی وجود دارند که با طرح مسایل خیالی تلاش دارند مردم را در جهان عرب از ایران بترسانند اما من شهادت می دهم و خطاب به اعراب می گویم آنچه ایران در فلسطین می خواهد همان چیزی است که ملت فلسطین خواهان آن است .

وی اضافه: ‌آنچه ایران می خواهد همان چیزی است که اعراب طی 60 سال گذشته خواهان آن بوده اند و آن چیزی جز بازگشت کامل کشور فلسطین به مردم این کشور و بازگشت پناهندگان به کشور مستقل فلسطین نیست . این موضع همان موضع امام خمینی (ره ) و مقام معظم رهبری است .

حسن نصرالله گفت: گناه احمدی نژاد آن است که با شفافیت ، قاطعیت و روشنی این موضع را در همه جای دنیا بیان کرده است .

سید حسن نصر الله افزود: من از سال 1999میلادی در این مسؤولیت خود در حزب الله هستم و شهادت می دهم که ایران همیشه حامی ما بوده و هست و هیچ وقت از ما چیزی را نخواسته است بلکه ما از آن در خواست کردیم.

وی افزود: ما به ایمان عمیق خود به ولایت فقیه عادل،حکیم و شجاع افتخار می کنیم . ایران هیچ طرح و برنامه منفی در لبنان ندارد بلکه طرح و برنامه ایران برای جهان عرب همان برنامه ملت های عرب است.

"سید حسن" تأکید کرد: این سخن حق که رژیم صهیونیستی باید محو شود برای غرب سنگین است. نگاه ایران به لبنان این است که لبنان باید آزاد ، مستقل و یکپارچه ، عزیز و سربلند باشد و در معادلات منطقه حاضر باشد.

وی تصریح کرد: ایران همان موضعی را دارد که اعراب پیشتر در خصوص اسراییل داشتند اما بسیاری از اعراب در حال حاضر از این خواسته چشم پوشی کرده اند.

"سید حسن" ادامه داد: اینکه ایران ضامن مقاومت و مستضعفان است نعمت خداست که باید آن را غنیمت شمرد و خدا را شکر کنیم.

کسانی که می گویند ایران سرچشمه فتنه و باعث تفرقه میان صفوف است باید گفت که ایران مهم ترین و بزرگ ترین ضامن برای از بین بردن فتنه و جلوگیری از جنگ است.

وی با اشاره به فتوای رهبر انقلاب در خصوص همسران پیامبر گفت: این فتوا موقعی صادر شد که ممکن بوده باعث ایجاد فتنه شود ولی جلوی فتنه گرفته شد.

"نصر الله" در پایان با تکرار خوش آمد گویی به احمدی نژاد با جمله فارسی 'خوش آمدید' و قدردانی از شجاعت و محبت و تواضع از آقای احمدی نژاد تشکر کرد.


منبع : خبرگزاری تابناک

  
نویسنده : علی محمودی ; ساعت ۱٠:٠٧ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۳ مهر ۱۳۸٩
تگ ها :

تصاویری از خانواده برخی از سیاستمداران جهان

گوردون براون، نخست وزیر ساب انگلیس و خانواده اش.

ازدواج کبری فرزند عبدالله گل رئیس جمهور ترکیه

سیلویو برلوسکونی، نخست وزیر ایتالیا و فرزندانش.

پسر بی نظیر بوتو.

چلسی کلینتون، دختر خانواده کلینتون

دیوید کامرون و خانواده اش در خیابان های لندن.

آل مکتوم و خانواده‌اش.

پسر حسنی مبارک رئس جمهوری مصر.

فرزندان ملک عبدالله پادشاه اردن.

حامد کرزی رئیس جمهور افغانستان و فرزندش.

سید محمد خاتمی رئیس جمهور سابق ایران و دو فرزندش.

پسر کیم جونگ ایل رئیس جمهور کره شمالی.

اوباما و خانواده اش.

مادر و پسر پرویز مشرف.

پسران  محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری ایران.

ولادیمیر پوتین و همسر و دخترش.

پسر معمر قذافی رهبر لیبی.

دختر یاسر عرفات.

پسر سارکوزی، رئیس جمهور فرانسه در کنار مادرش لوئیس ( همسر اول سارکوزی )

موگابه در جشن تولد یکی از بچه های خود.

جرج بوش و خانواده اش در کاخ سفید.

دو فرزند بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه.

  
نویسنده : علی محمودی ; ساعت ۱:٥۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٩ مهر ۱۳۸٩

باید با جوانان رفیق بود و حرف آنان را شنید...

رهبر انقلاب در دیدار ائمه جمعه سراسر کشور
رحضرت آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی، امروز در دیدار ائمه جمعه سراسر کشور، با تبیین جایگاه بسیار مهم و تأثیرگذار نماز جمعه در ابعاد گوناگون فردی، اجتماعی، سیاسی، دینی و بین المللی تأکید کردند: مهمترین وظایف ائمه جمعه، توجه بیش از پیش به این جایگاه والا، آگاهی از واقعیت های روز جامعه، غافل نشدن از طراحی های دشمن، ارتباط نزدیک و صمیمی با جوانان و بهره گیری از ابتکار و توانایی های آنان است.

به گزارش «تابناک»، ایشان در بیان جایگاه والای نماز جمعه، به ویژگی های منحصر به فرد نماز جمعه، از جمله تکرار هفتگی آن اشاره کرده و افزودند: نماز جمعه همچون نشانه های راهنماست که هر جمعه در برابر دیدگان آحاد مردم قرار می گیرد و به آنان مسیر درست حرکت را نشان می دهد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، شرایط فقهی اقامه نماز جمعه، جایگزینی خطبه های نماز جمعه به جای دو رکعت نماز، نحوه بیان خطبه ها به وسیله امام جمعه و مضمون خطبه ها را از جمله ویژگی های نماز جمعه و جایگاه بسیار برجسته آن برشمردند و خاطرنشان کردند: در چنین جایگاهی، قطعاً  حرکات، سخنان، اشارات و حتی سکوت امام جمعه، می تواند الهام بخش باشد؛ بنابراین، از جمله وظایف مهم ائمه جمعه، حفاظت از این جایگاه و مراقبت دوچندان از خود است.

رهبر انقلاب اسلامی، ذکر کثیر را از دیگر ویژگی های نماز جمعه دانستند و افزودند: برکات نماز جمعه منحصر در امام جمعه و نمازگزاران نیست، بلکه این تفضلات الهی در طول هفته، در میان جامعه و مردم سرریز می شود که این، همان ذکر کثیر نماز جمعه است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در تبیین آثار ذکر کثیر در جامعه، یکی از نتایج آن را استحکام ایمان و نهراسیدن از دشمنان برشمردند و تأکید کردند: کسانی که از برکات ذکر کثیر بهره مند می شوند، هیاهوها و تهدیدهای دشمنان، برای آنان ترس آفرین و غیرمنتظره نخواهد بود، زیرا ظالمان و مستکبران که بر پایه رویه زیاده طلبی خود، همواره به دنبال در انحصار گرفتن و بلعیدن همه امکانات و ذخایر مادی کشورها هستند، فریاد عدالت طلبی و آزادی انسان ها و دفاع از مظلوم را هیچگاه برنمی تابند.

ایشان افزودند: مستکبران و زیاده طلبان دنیا بر خلاف شعارهایشان، همه قدرت و ثروت را برای عده ای معدود و اطرافیان خود می خواهند که نمونه بارز آن، مقایسه وضعیت زندگی مردم عادی با حاکمان، در آمریکاست.

رهبر انقلاب اسلامی، با اشاره به برخی آمارهای تکان دهنده از وضعیت زندگی مردم آمریکا، خاطرنشان کردند: البته رئیس جمهور محترم، بخشی از این حقایق و آمارها را در سفر پرمغز و پرکار خود به سازمان ملل متحد بیان کردند؛ وجود چندین میلیون کارتن خواب و ده ها میلیون انسان در زیر خط فقر بخشی از حقایق تلخ جامعه آمریکاست.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تأکید کردند: در مقابل چنین تفکر زیاده طلب خواهانه ای که به دنبال سلطه بر همه دنیاست، یک ملت با همه وجود ایستاده است و زیر بار حرف زور نمی رود و در حمایت از ملتهای مسلمان و مظلوم به ویژه مردم فلسطین نیز آشکارا اعلام نظر می کند.

ایشان افزودند: خشم، تهدید و دندان گرگ نشان دادن سلطه طلبان در برابر چنین ملتی، غیرمنتظره و غیرطبیعی نیست؛ اما در برابر این تهدیدها، یا باید تسلیم شد یا اینکه با استحکام ایمان و ارتباط با خداوند، در مقابل زیاده خواهان ایستاد.

رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: مقاومت و ایستادگی خواسته اسلام و قرآن است و این ایستادگی از ویژگی های ذکر کثیر نماز جمعه است و اگر این ذکر کثیر، همه ابعاد درونی، اجتماعی، سیاسی و بین المللی را دربر بگیرد، قطعاً جامعه مقاوم و استوار خواهد بود.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، آگاهی از مسائل روز و واقعیت جامعه و هشیاری را از دیگر وظایف ائمه جمعه برشمردند و تأکید کردند: در سی سال گذشته، لغزش ها، خطاها، انحراف ها و از مسیر بیرون شدن برخی افراد به دلیل ناآگاهی از واقعیت ها بوده است.

ایشان توجه به طراحی و توطئه دشمن را از جمله وظایف مهم ائمه جمعه دانستند و افزودند: در سال های اخیر برخی قلم ها، تلاش فراوانی کردند تا موضوع دشمن شناسی را از ذهن جامعه و مردم خارج کنند و حتی در برخی موارد مغالطه می کردند که نظام برای فرار از مسئولیت برخی مشکلات داخلی، همواره موضوع دشمن خارجی را طرح می کند.

رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: این حرف از پایه نادرست است، زیرا کسی نمی تواند منکر کوتاهی ها، غفلت ها و سهل انگاری های مسئولان در بروز برخی مشکلات در سی سال گذشته باشد، ولی این موضوع نباید به معنای نادیده گرفتن دشمن باشد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، با تأکید بر اینکه همواره باید مراقب کید و طراحی دشمن بود، افزودند: چرا عده ای اصرار داشته و دارند که حضور دست توطئه گر خبیث و فعال دشمن را در حوادث گوناگون کشور نادیده بگیرند.

ایشان تأکید کردند: باید همواره نسبت به تحرک دشمن هشیار بود و شیوه مقابله با آن را دانست.

رهبر انقلاب اسلامی سپس با طرح این پرسش که امروز مهمترین نقطه ای که دشمن بر آن متمرکز شده، کدام است، افزودند: جوانان که بیشتر جمعیت کشور را تشکیل می دهند، اصلی ترین هدف دشمن هستند، زیرا جوان موتور پیش برنده کشور است.

ایشان با اشاره به برنامه ریزی دشمن از همان آغاز پیروزی انقلاب اسلامی برای ضربه زدن به این سرمایه گرانبها، خاطرنشان کردند: باید جوانان را از آسیب خطرهای دشمن حفظ کرد که یکی از راه های آن، ارتباط مستمر و هدایتگر ائمه جمعه با جوانان است.

رهبر انقلاب اسلامی افزودند: باید با جوانان رفیق بود و سخن آنان را شنید و راه را برای حضور آنان در عرصه های گوناگون باز کرد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به اهمیت نقش جوانان، ائمه جمعه را به شنیدن و برطرف کردن شبهات دینی، اجتماعی و سیاسی جوانان توصیه کردند.

در این دیدار، حجت الاسلام والمسلمین تقوی رئیس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه، با تشریح اهداف برگزاری بیست و یکمین گردهمایی ائمه جمعه، به برگزاری نماز جمعه در 643 شهر اشاره کرد و گفت: در یک سال گذشته، برنامه های گوناگونی برای افزایش آگاهی و بصیرت مردم، آرامش بخشی جامعه، همکاری ائمه جمعه با آموزش و پرورش و ارتباط بیشتر  آنان با نسل جوان اجرا شده است.
در پایان این دیدار نماز ظهر و عصر به امامت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای اقامه شد.

منبع: khamenei.ir

  
نویسنده : علی محمودی ; ساعت ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ مهر ۱۳۸٩

متن کامل سخنان ریاست جمهوری در سازمان ملل

رئیس جمهور اسلامی ایران در سخنان خود در مجمع عمومی سازمان ملل، پیشنهاد کرد که سازمان ملل درباره 11 سپتامبر، یک گروه حقیقت یاب مستقل تعیین کند.

به گزارش «تابناک»، متن کامل سخنان محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهور کشورمان در شصت و پنجمین اجلاس عمومی سازمان ملل ـ که شامگاه پنجشنبه ایراد شد ـ به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین و الصلوة و السلام علی سیدنا و نبینا محمد و آله الطاهرین و صحبه المنتجبین و علی جمیع الانبیاء والمرسلین.

سلام و صلوات خداوند بر پیامبران الهی به ویژه پیامبر بزرگ اسلام و اهل بیت مطهر و یاران برگزیده‌اش و بر تمام پیامبران الهی.

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر واجعلنا من خیر انصاره و اعوانه والمستشهدین بین یدیه.

ای خدای بزرگ در ظهور ولیت که همراه با سلامتی و پیروزی باشد تعجیل کن و ما را از بهترین یاران و حامیان او و فداکاران در راهش قرار بده.

جناب آقای رئیس، همکاران محترم

خداوند بزرگ را سپاسگزارم که بار دیگر، فرصت حضور در این مجمع جهانی را عنایت فرمود. ابتدا یاد جانباختگان سیل مهیب پاکستان را گرامی داشته و با بازماندگان و دولت و ملت پاکستان ابراز همدردی می‌کنم. از همگان دعوت می‌کنم که به عنوان یک وظیفه انسانی به یاری همنوعان خود بشتابند.

در سال های گذشته، پیرامون برخی از امیدها و نگرانی‌ها، از بحران‌های خانواده، امنیت، کرامت انسانی، اقتصاد و آب و هوا و از امید به عدالت و صلح پایدار با شما سخن گفتم.

اینک که نظام سرمایه‌داری و مدیریت موجود جهانی پس از حدود یکصد سال حاکمیت، به پایان راه رسیده و از ارایه پاسخ مناسب به نیازهای جامعه درمانده شده است، تلاش می‌کنم با نگاهی به دو عامل اصلی این ناکامی، برخی از مشخصات نظم مناسب آینده را ترسیم نمایم.

 

 

الف) عامل نگرش ها و اعتقادات

می‌دانید که پیامبران الهی مأموریت داشته‌اند تا همگان را به یگانه‌پرستی و عشق و عدالت فرا بخوانند و راه رسیدن به سعادت را در برابر بشریت قرار دهند. انسانها را به تفکر و علم دعوت کنند تا حقیقت را بهتر بشناسند و از شرک و خودخواهی بر حذر باشند. حقیقت دعوت پیامبران واحد است. هر پیامبری، پیامبر قبل از خود را تصدیق و به پیامبر بعدی بشارت داده و دین را متناسب با ظرفیت بشر کاملتر از گذشته ارایه کرده است. این سیر تا پیامبر خاتم که تمام و کمال دین را عرضه کرد، ادامه داشته است.

به موازات این سیره، خودخواهان و دنیاپرستان در برابر این دعوت روشن ایستادگی و برای مقابله با پیام آنان قیام کردند.

ـــ نمرودیان در برابر حضرت ابراهیم، فرعونیان در برابر حضرت موسی و دنیاپرستان در برابر حضرت عیسی و حضرت محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ قرار گرفتند. در سده‌های اخیر نیز به بهانه ظلمی که طی قرون وسطی از ناحیه مدعیان دینداری در غرب رفت، ارزش‌ها و اخلاق انسانی به عامل توقف و عقب ماندگی تفسیر و در برابر علم و عقل قرار داده شد.

ـــ قطع ارتباط انسان با آسمان در واقع رابطه او را با حقیقت خودش منفصل کرد.

ـــ انسان که استعداد درک حقایق عالم و حق‌جویی، میل به عدالت و کمال، پاکی و زیبایی و جانشینی خدا در زمین را دارد به موجودی محدود به عالم ماده و مأموریت او به حداکثر رساندن لذت فردی تعریف شد. اصالتِ غرایزِ انسانی به جای اصالتِ حقیقتِ انسان نشست.

ـــ انسان ها و ملت ها، رقیب هم شمرده شدند و سعادت یک فرد یا ملت در مزاحمت و در حذف و سرکوب دیگران تعریف شد. به جای تعامل سازنده و تکامل بخش، تنازع مخرب برای بقا، مبنای تنظیم روابط قرار گرفت.

ـــ پرستشِ سرمایه و سلطه جایگزین یگانه پرستی که رمز وحدت و عشق است شد.

ـــ این مقابله گسترده خودخواهان با ارزش‌های الهی راه را بر برده‌داری و استعمار باز کرد.

بخش وسیعی از جهان، تحت سلطه چند دولت غربی قرار گرفت. ده‌ها میلیون انسان به بردگی کشیده و ده ها میلیون خانواده متلاشی شدند. تمام منابع، حقوق و فرهنگ ملت های استعمارزده به غارت رفت. سرزمین‌ها اشغال و مردم بومی قتل عام و تحقیر شدند.

اما با قیام ملت ها، استعمارگری منزوی و استقلال ملتها به رسمیت شناخته شد. امید به احترام، رفاه و امنیت در ملتها زنده شد. در اوایل قرن گذشته، شعارهای زیبای آزادی، حقوق بشر و دمکراسی، امیدهای فراوانی ایجاد کرد تا مرهمی بر زخم های عمیق مانده از گذشته باشد؛ اما امروز نه تنها آرزوها محقق نشده بلکه خاطراتی بعضاً تلخ‌تر از گذشته در تاریخ ثبت شده است.

ـــ در دو جنگ جهانی، اشغال فلسطین، جنگ های کره و ویتنام، جنگ عراق علیه ایران، اشغال افغانستان و عراق و جنگ های آفریقا صدها میلیون نفر کشته و زخمی و آواره شدند.

ـــ تروریسم، تولید مواد مخدر، فقر و فاصله طبقانی گسترش یافت. حکومت های کودتایی و دیکتاتوری تحت حمایت غرب در آمریکای جنوبی جنایت های کم نظیر مرتکب شدند.

ـــ به جای خلع سلاح، تولید و انباشت سلاح‌های اتمی و میکروبی و شیمیایی توسعه پیدا کرد و جهان در معرض تهدید بیشتری قرار گرفت.

و بدین ترتیب، ظاهراً همان اهداف استعمارگران و برده‌داران، اما این بار با شعارهای جدید دنبال شده است.

 

 

ب) عامل مدیریت جهانی و ساختار حاکم

ـــ جامعه و سپس سازمان ملل با شعار برپایی صلح و امنیت و تأمین حقوق انسانی و در حقیقت برای مدیریت جهانی تشکیل شد.

ـــ با کالبد شکافی سه رویداد، نحوه مدیریت حاکم بر جهان قابل ارزیابی است.

نخست: 11 سپتامبر که حدود ده سال همه جهان را تحت تأثیر قرار داده است.

ـــ ناگهان با پخش تصاویر گوناگون، خبر حمله به برجهای دو قلو در جهان منتشر شد.
ـــ تقریباً همه دولت ها و شخصیت‌های مطرح این حادثه را به شدت محکوم کردند.
ـــ موتور تبلیغات به راه افتاد و جهان در معرض خطری بزرگ به نام تروریسم و تنها راه نجات، لشکرکشی به افغانستان اعلام شد.
ـــ  سرانجام افغانستان و به فاصله کوتاهی عراق تحت اشغال قرار گرفتند.

لطفا دقت کنید؛

ـــ ادعا شد که در 11 سپتامبر، حدود سه هزار نفر کشته شده‌اند که همه از آن متأسفیم؛ اما در افغانستان و عراق تا کنون صدها هزار نفر کشته و میلیون ها نفر مجروح و آواره شده‌اند و درگیری به طور روزافزون توسعه پیدا کرده است.

در معرفی عوامل اصلی این حادثه سه نظر اعلام شد:

1 ـ یک گروه تروریستی بسیار قدرتمند و پیچیده که از همه لایه‌های امنیتی و اطلاعاتی آمریکا عبور کرده است. این نظر بیشتر از ناحیه دولتمردان آمریکا تبلیغ شد.

2 ـ توسط بخش هایی از دولت آمریکا و برای ایجاد تغییر در روند نزول اقتصاد آمریکا و سیطره او بر خاورمیانه و همچنین نجات رژیم صهیونیستی انجام شده است. اکثریت مردم آمریکا و ملتها و سیاستمداران بر این باورند.

3 ـ توسط یک گروه تروریستی انجام شده، لیکن دولت وقت آمریکا از آن پشتیبانی و بهره‌برداری کرده است. ظاهراً این نظریه طرفداران کمتری دارد.

ـــ مهمترین اسناد اتهام چند گذرنامه‌ که از میان حجم عظیم خرابه‌ها پیدا شده بود و یک نوار ویدیویی از یک شخص بود که محل سکونت او نامعلوم است، ولی اعلام شد که قبلا در تجارت نفت با برخی مقامات آمریکایی مشارکت داشته است. اینگونه وانمود شد که به دلیل شدت آتش‌سوزی و انفجار از عاملین انتحاری اثری به دست نیامد.

چند پرسش اساسی بدون پاسخ مانده است:

1 ـ آیا عقل حکم نمی‌کرد که ابتدا تحقیق دقیقی توسط گروه های مستقل انجام و پس از شناساییِ کاملِ عوامل، برنامه‌ای منطقی برای برخورد با آنها طراحی می‌گردید؟

2 ـ به فرض پذیرش نظر دولت آمریکا، آیا روش برخورد با یک گروه چریکی، لشکرکشی گسترده، جنگ منظم و کشتار صدها هزار نفر است؟

3 ـ آیا امکان نداشت مثل برخورد ایران با گروه تروریستی ریگی که چهارصد نفر از مردم بیگناه ایران را کشته و زخمی کرده بود اقدام می‌شد؟ در عملیات ایران به هیچ بیگناهی خسارتی وارد نشد.

ـــ پیشنهاد می‌شود که سازمان ملل درباره 11 سپتامبر یک گروه حقیقت یاب مستقل تعیین نماید تا بعدها عده‌ای اظهارنظر درباره آن را ممنوع نکنند.

در اینجا مایلم اعلام نمایم که جمهوری اسلامی ایران در سال آینده، میزبان کنفرانسی خواهد بود که با هدف شناخت تروریسم و راهکارهای مقابله با آن برگزار خواهد شد. از مقامات کشورهای گوناگون، اندیشمندان، صاحبنظران، محققین و موسسات مطالعاتی برای شرکت در این کنفرانس دعوت می‌کنم.

دوم: اشغال سرزمین فلسطین است.

ـــ ملت مظلوم فلسطین شصت سال تحت سلطه یک رژیم اشغالگر از آزادی، امنیت و حق حاکمیت محروم است ولی اشغالگران به رسمیت شناخته می‌شوند. روزانه خانه‌ها بر سر زنان و کودکان خراب می‌‌شود و مردم در وطن خود از آب و غذا و دارو نیز محرومند. صهیونیست‌ها تاکنون پنج جنگ گسترده بر همسایگان و ملت فلسطین تحمیل کرده‌اند.

ـــ صهیونیست‌ها در جنگ علیه لبنان و غزه، زشت‌ترین اقدمات را علیه مردم بی‌دفاع انجام داده‌اند.

ـــ رژیم صهیونیستی بر خلاف همه قواعد بین‌المللی به کشتی کمک های انسانی هجوم می‌کند و غیر نظامیان را می‌کشد.

ـــ این رژیم به طور مطلق مورد حمایت برخی کشورهای غربی است و همواره کشورهای منطقه را تهدید و با اعلام قبلی شخصیت‌های فلسطینی و غیره را ترور می‌کند، ولی مدافعان فلسطینی و مخالفین این رژیم با عناوینی چون تروریست و ضد یهود تحت فشار قرار می‌گیرند. تمام ارزش‌ها حتی آزادی بیان در اروپا و آمریکا به پای صهیونیسم قربانی می‌شود.

ـــ به دلیل بی توجهی به حقوق مردم فلسطین همه راه حل‌ها به شکست می‌انجامد.

ـــ اگر از آغاز، به جای رسمیت دادن به اشغالگری، حق حاکمیت ملت فلسطین به رسمیت شناخته می‌شد آیا امروز شاهد این همه جنایت بودیم؟

ـــ پیشنهاد روشن ما بازگشت آوارگان فلسطینی به سرزمین خویش و مراجعه به آرای عمومی همه مردم فلسطین برای اعمال حاکمیت و تعیین نوع حکومت خود است.

 

 

سوم: انرژی هسته‌ای است.

ـــ انرژی هسته‌ای، پاک و ارزان و نعمتی خدادادی و از بهترین جایگزین ها برای کاهش آلودگیهای ناشی از سوخت فسیلی است. 

ـــ معاهده «ان.پی.پی» به تمام اعضا اجازه داده است که بدون محدودیت از آن بهره ببرند و آژانس موظف به حمایت و پشتیبانی فنی و حقوقی از آنها شده است.

ـــ بمب اتم بدترین سلاح ضد بشری است که باید به طور کامل محو شود. معاهده «ان.پی.پی»، توسعه و انباشت آن را ممنوع و خلع سلاح را ضروری شمرده شده است.

ـــ اما ملاحظه کنید دارندگان بمب اتم و برخی اعضای دایم شورای امنیت چه کرده‌اند:

ـــ  انرژی هسته‌ای را معادل بمب معرفی و با ایجاد انحصار و فشار بر آژانس آنرا از دسترس اکثریت ملتها دور کرده‌اند و همزمان بمب‌های اتمی خود را حفظ کرده و ارتقا و گسترش داده‌اند.

این اقدامات باعث شده است که؛

ـــ نه تنها خلع سلاح اتفاق نیفتاده است، بلکه تولید بمب اتم در برخی مناطق از جمله توسط رژیم اشغالگر و تهدیدگر صهیونیستی اشاعه یافته است.

ـــ همین جا پیشنهاد می‌شود که سال 2011 سال خلع سلاح اتمی و «انرژی هسته‌ای برای همه و سلاح هسته‌ای برای هیچ کس» اعلام شود.

ـــ در تمام این موارد، سازمان ملل نمی‌تواند اقدام موثری انجام دهد و متأسفانه در دهه‌ای هم که به نام صلح نامگذاری شد جنگ و تجاوز و اشغالگری، صدها هزار نفر کشته و مجروح بر جای گذاشت و بر کینه‌ها و دشمنی‌ها افزوده شد.

خانم‌ها و آقایان؛ به تازگی نیز شاهد اقدام زشت و ضد انسانی قرآن سوزی بودیم.

ـــ قرآن کتاب آسمانی و معجزه جاوید پیامبر اسلام است و به یگانه پرستی، عدالت، عشق به مردم، آبادانی زمین، تفکر و تعقل و دفاع از مظلومان و مبارزه با ستمگران دعوت می‌کند و از پیامبران الهی نظیر نوح، ابراهیم، اسحق، یوسف، موسی و عیسی ـ علیهم‌السلام ـ به نیکی نام می‌برد و آنان را تصدیق می‌کند. قرآن را سوزاندند که همه این حقایق و معارف را بسوزانند؛ اما حقیقت سوختنی نیست، قرآن جاودانه است، چون خدا و حقیقت جاودانه‌اند. این اقدام و هر اقدامی که موجب تعمیق شکاف ها و فاصله‌ها بین ملتها شود، شیطانی است. باید با هوشمندی از غلتیدن در دام شیطان احتراز کرد.

من به نمایندگی از ملت ایران به همه کتب آسمانی و پیروان آنان احترام می‌گذارم. این قرآن است و این کتاب مقدس هر دو برای ما محترمند.

دوستان محترم! سالهاست که ناکارآمدی اندیشه سرمایه داری و مدیریت بین‌المللی و ساختارهای موجود آشکار شده و اکثریت دولت ها و ملت ها، خواستار تغییر اساسی و اجرای عدالت در مناسبات جهانی‌اند.

ـــ علت ناتوانی سازمان ملل ساختار ناعادلانه آن است. با امتیاز وتو قدرت اصلی در شورای امنیت متمرکز شده و رکن اصلی یعنی مجمع عمومی به حاشیه رفته است.

ـــ در چند دهه گذشته، همواره حداقل یکی از اعضای دایمی در یک طرف مناقشات بوده‌ است.

ـــ وقتی قاضی و دادستان، خود یک طرف دعوا هستند، چگونه می‌توان انتظار کارآمدی داشت چرا که امتیاز وتو برای تجاوز و اشغالگری مصونیت می‌آورد؟!

ـــ آیا در بحث هسته‌ای، اگر ایران دارای امتیاز وتو بود مواضع شورای امنیت و مدیرکل آژانس همین گونه بود؟

دوستان عزیز!

ـــ سازمان ملل، مهمترین مرکز هماهنگی مدیریت مشترک جهانی است. ساختار آن باید به گونه‌ای اصلاح شود که همه دولت ها و ملت های مستقل در مدیریت جهانی مشارکت سازنده و فعال داشته باشند.

ـــ امتیاز وتو باید لغو شود و مجمع عمومی بالاترین رکن و دبیرکل، مستقل‌ترین فرد و تمام مواضع و اقدامات او با تأیید مجمع عمومی و در جهت عدالت و رفع تبعیض باشد.

ـــ دبیرکل نباید برای ابراز حقیقت و اعمال عدالت تحت فشار قدرتها و یا کشور محل استقرار سازمان باشد.

ـــ پیشنهاد می‌شود در یک سال و در یک نشست فوق‌العاده، مجمع نسبت به اصلاح و نهایی کردن ساختار سازمان اقدام نماید.

ـــ جمهوری ‌اسلامی ‌ایران پیشنهادهای روشنی دارد و آماده مشارکت سازنده و فعال است.

خانم‌ها و آقایان؛

ـــ من به صراحت اعلام می‌کنم که اشغال کشورها به بهانه تحمیل آزادی و دمکراسی یک جنایت نابخشودنی است.

ـــ جهان به جای منطق قدرت، انحصار‌طلبی، یکجانبه‌گرایی، جنگ و تهدید به منطق مهرورزی، عدالت و مشارکت همگانی نیازمند است.

ـــ نیازمند مدیریت افرادی پاک چون انبیای الهی است.

ـــ دو حوزه وسیع جغرافیایی یعنی آفریقا و آمریکای لاتین، یک دهه از تحولات تاریخ ساز را پشت سر گذاشته‌اند. رویکردهای جدید در این دو قاره که بر همگرایی و وحدت هر چه بیشتر و بومی سازی الگوهای رشد و توسعه کشورهایشان استوار است، منافع چشمگیری را برای مردمان این دو منطقه به ارمغان آورده است. هوشمندی و تدبیر رهبران این دو قاره قادر به حل بحران‌ها و معضلات منطقه‌ای بدون دخالت‌های سلطه جویانه فرا منطقه‌ای است.

جمهوری اسلامی ایران، روابط همه جانبه خود را در سالهای اخیر با آمریکای لاتین و آفریقا گسترش داده است.

 

 

و اما درباره ایران سرافراز؛

ـــ بیانیه تهران گامی بزرگ و سازنده در راستای ایجاد اعتماد است که با اقدام شایسته و انسانی دولتهای برزیل و ترکیه و همراهی صمیمانه ایران تنظیم شده و هرچند با بداخلاقی و قطعنامه غیر قانونی روبه رو شد، لیکن همچنان معتبر است.

ـــ ما بیش از تعهدات خود قوانین آژانس اتمی را رعایت کرده‌ایم، ولی هرگز تحمیلات غیرقانونی را نپذیرفته و نخواهیم پذیرفت.

ـــ گفته‌اند که با فشار می‌خواهند ایران را وادار به گفت وگو کنند.

نخست این که؛ ایران همیشه آماده گفت‌وگو بر پایه احترام و عدالت بوده است.

دوم آن که روش‌های مبتنی بر بی‌احترامی به ملتها، مدتهاست که کارآمدی خود را از دست داده است. آنان که در برابر منطق روشن ملت ایران از تهدید و تحریم استفاده کردند، در واقع باقی مانده حیثیت شورای امنیت و اعتماد ملتها به این نهاد مهم را قربانی و ناعادلانه بودن آن شورا را یکبار دیگر اثبات کردند.

ـــ اینان وقتی با ملت بزرگ ایران که در تاریخ با نام دانشمندان، شاعران، عارفان، هنرمندان و فرهنگ و تمدنش و به نام پاکی، خداپرستی و عدالت خواهی شناخته شده است، اینگونه رفتار می‌کنند چگونه انتظار دارند که ملتها به آنان اعتماد کنند!
ـــ همه می‌دانند که نظام سرمایه داری و روش‌‌های سلطه‌جویانه در مدیریت جهان شکست خورده و نه تنها دوره برده‌داری و استعمار بلکه دوره تسلط بر جهان نیز گذشته و راه بر بازسازی امپراتوری ها بسته شده است.

ـــ اعلام کرده‌ایم که حاضریم در یک مناظره آزاد جدی با دولتمردان آمریکا در همین صحن و به طور شفاف دیدگاه خود درباره مسائل مهم جهان را به شما عرضه کنیم.

ـــ همین‌جا پیشنهاد می‌شود برای تحقق گفت وگوی سازنده همه ساله کرسی مناظرات آزاد در صحن مجمع برپا شود.

و اما سخن آخر؛

دوستان و همکاران!
ـــ ملت ایران و قاطبه ملت ها و دولت های جهان با مدیریت تبعیض‌آلود کنونی حاکم بر جهان مخالفند. این مدیریت به دلیل غیر انسانی بودن در پایان راه و بن‌بست کامل و نیازمند اصلاحات اساسی است.

ـــ اصلاح وضع جهان و استقرار آرامش و سعادت مستلزم مشارکت همگانی، اندیشه پاک و مدیریت الهی و انسانی است.

همه ما بر این باوریم که:

ـــ عدالت عامل اصلی صلح، امنیت پایدار و گسترش محبت بین انسانها و ملتهاست و نوع انسان‌ها تحقق آرمانها، حقوق و عزت خود را در سایه عدالت جستجو می‌کنند و از ظلم، بداخلاقی و تحقیر گریزانند.

ـــ حقیقت انسانی در عشق ورزیدن به انسانها و خوبی ها متجلی می‌ شود و محبت بهترین مبنای تنظیم رابطه بین انسانها و ملتهاست.

وحشی بافقی شاعر نامدار ایرانی می‌فرماید:

اگر صد آب حَیوان (آب حیات) خورده باشی
چو عشقی در تو نبود مرده باشی

ـــ انسانها در راه ساختن جهانی سرشار از پاکی و امنیت و رفاه، رقیب و منازع نیستند بلکه یاور یکدیگرند.

ـــ کسانی که شادی خود را در غم، رفاه خود را در فقر و امنیت خود را در ناامنی دیگران جستجو می‌کنند و خود را برتر از دیگران می‌دانند، از دایره انسانیت خارج‌ و در مسیر شیطانی‌اند.

ـــ اقتصاد و اموال دنیا ابزار خدمت به دیگران، دوستی و تقویت روابط انسانی و کمال معنوی و نه وسیله سلطه و فخر فروشی است.

ـــ زن و مرد مکمل یکدیگرند و خانواده و رابطه پاک، عاشقانه و پایدار دو همسر در کانون آن، تضمین تداوم و تربیت نسلها، لذت حقیقی، ترویج عشق و اصلاح جامعه است.

ـــ زن مظهر جمال خداوند و کانون عاطفه و مسئول ترویج مهرورزی و حفظ پاکی و لطافت جامعه است.

ـــ خشن‌ شدن روح و رفتار زنان و محروم شدن آنان از حق اساسیِ مهرورزیِ مادرانه و همسرانه موجب خشونت جامعه و آسیب‌های جبران ناپذیر خواهد شد.

ـــ آزادی حقی الهی است که باید در خدمت صلح و کمال انسانی به کارگیری شود.

ـــ اندیشه صالح و اراده صالحان رمز عبور به حیات طیبه و زندگی سرشار از امید، نشاط و زیبایی است.

ـــ این وعده خداوند است که زمین به پاکان و صالحان به ارث خواهد رسید و انسانهای رها شده از اسارت خودخواهی ها ، مدیریت جهان را بر عهده می‌گیرند و آنگاه اثری از غم، تبعیض، فقر، ناامنی و تجاوز نمی‌ماند و روزگار شادی حقیقی بشر و شکوفایی حقیقت خداگونگی انسان فرا می‌رسد.

ـــ همه عدالت‌خواهان و آزادگان منتظر بوده‌اند و به این دوران شکوهمند وعده داده‌اند.

ـــ انسان کامل، عبد مخلص خدا و عاشق صادق انسان که پدر گرامی‌اش از تبار پیامبر عزیز اسلام و مادر گرامی‌اش از تبار امت مسیح است به همراه عیسی بن مریم و دیگر صالحان در انتظار هستند تا در تحقق آن دوران درخشان بیایند و همه بشریت را یاری کنند.

ـــ شایسته است دست در دست یکدیگر و با تلاش برای عدالت به استقبال آنان برویم.

ســلام بر عشـق و پرستـش، ســلام بر عــدالــت و آزادی، ســلام بر حقیقت انســــان، انسـان کــامل، یــار حقیقی و صادق انســـان و سلام بر شمــا و همه صالحـان و پــاکـان.

  
نویسنده : علی محمودی ; ساعت ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ مهر ۱۳۸٩

ادعای تمام شدن انقلاب توهم است

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار پرشور هزاران نفر از جوانان و جهادگران بسیج سازندگی، «عشق و ایمان» و «بصیرت و همت» را عوامل اصلی حرکت عظیم ملت ایران و «روح و جوهره» بسیج سازندگی خواندند و تأکید کردند: هر جامعه ای از چنین سرمایه ذی قیمتی برخوردار باشد بدون تردید به برترین قله های عزت و عظمت دست خواهد یافت و این جایگاه پرافتخار، سرنوشت قطعی ملت عزیز ایران است.

به گزارش «تابناک»، ایشان در این دیدار که صبح امروز انجام شد، نیروی جوانی و «شور و امید و ایمان» جوانان بسیج سازندگی را، مایه آبروی ایران و تاریخ دانستند و خطاب به صدها هزار جوان فعال بسیج سازندگی در سراسر کشور افزودند:

عزیزان من! این جور جوانی کردن و اینگونه دوران عزیز و گرانبهای جوانی را در راه خدمت به اسلام و انقلاب و مردم صرف کردن، هر انسان آگاهی را در مقابل شما به غبطه و تحسین وا می دارد.

رهبر انقلاب اسلامی، با اشاره به گرفتار بودن جوانان کشورهای غربی در «دام افسردگی، ناامیدی، توهم و بی هدفی» افزودند: جوانان مؤمن، ارزشمند، فعال و متعهدی که نعمت و توان خدمت گذاری را از خداوند هدیه گرفته اند، باید روحیه پرشور و جهت گیری صحیح خود را قدر بدانند و مسئولان و مدیران کشور نیز این گنجینه لایزال و این حرکت عظیم را قدرشناسی کنند.

ایشان، حرکت خودجوش جوانان دانشجو و دانش آموز را در خدمت رسانی به محرومان، مبدأ صدور فرمان امام خمینی (رض) در تشکیل جهاد سازندگی برشمردند و خاطرنشان کردند: این حرکت خودجوش ده سال پیش نیز تکرار و مایه صدور پیام تشکیل بسیج سازندگی در سال 79 شد و این حقیقیت را نمایان کرد که اینگونه کارهای مردمی، می تواند و باید الهام بخش اقدام مسئولان کشور باشد.

رهبر انقلاب اسلامی، چهار عامل «عشق، ایمان، بصیرت و همت» را جوهره بسیج سازندگی دانستند و افزودند: این عوامل حرکت آفرین و تعالی بخش را انقلاب و امام بزرگوار به ملت قدرشناس ایران هدیه داده اند و استمرار این عوامل در 3 دهه اخیر، باعث استحکام، فراگیری و ثمرات نو به نو و پرطراوت شجره طیبه انقلاب اسلامی شده است.

حضرت آیت الله خامنه ای، پایبندی عاشقانه به امام خمینی، ایمان قوی، احساسات پرشور و بصیرت عمیق جوانان کشور را نمود روشن تداوم پرنشاط انقلاب خواندند و با اشاره به ادعای برخی درباره کهنه شدن و تمام شدن انقلاب و فراموش شدن امام افزودند: این افراد که از اول هم لزوماً دشمن انقلاب نبودند، در واقع در مقابل جاذبه های اهداف حقیر مادی و شخصی کم آوردند و اسیر وسوسه ریاست و قدرت شدند و این بلای سنگین، آنان را از درون تهی و تمام کرد لذا فکر می کنند که انقلاب هم تمام شده است اما این ادعا، فقط یک خیال و توهم است.

رهبر انقلاب اسلامی در همین زمینه خاطرنشان کردند: ملت، بدون اعتنا به ریزشهایی که ممکن است در آینده هم تکرار شود به حرکت پر رویش و پرنشاط خود ادامه داده و خواهد داد.

ایشان، خدمت رسانی مادی و معنوی به میلیونها نفر در سراسر کشور را از برکات بسیج سازندگی خواندند و افزودند: حضور الگوساز جوانان مؤمن و متشرع در مناطق روستایی و محروم، مظهر مجسم آیه قرآن و دعوت عملی مردم به اسلام و انقلاب است.

حضرت آیت الله خامنه ای، فعالیت در بسیج سازندگی را همچنین زمینه ساز شکوفایی استعدادهای جوانان، تجربه آموزی آنان، لمس واقعیات زندگی، شکسته شدن حصارهای طبقاتی و ایجاد شعف و بهجت خدمت رسانی در روح و جان جوانان دانستند و افزودند: جوانان بسیج سازندگی، سفیران «کار و تلاش و خدمت و مجاهدت» در مناطق مختلف کشور هستند و این فواید بزرگ، اثبات می کند که جریان عظیم بسیج سازندگی را باید حفظ و تقویت کرد.

ایشان با اشاره به آغاز سال تحصیلی جوانان را به خوب درس خواندن و تلاش و فعالیت برای رسیدن به قله های علمی فراخواندند و افزودند: پیوستن به حرکت زیبای خدمت رسانی به مردم در فرصتهای فراغت از تحصیل تکمیل کننده این حرکت خواهد بود.

رهبر انقلاب اسلامی، در بخش دیگری از سخنانشان، ملت بزرگ و بزرگوار ایران را در حال عبور از پیچ خطرناک تاریخ دانستند و خاطرنشان کردند: در سی سال گذشته، بسیاری از نقاط خطرخیز این دوران سرنوشت ساز را پشت سر گذاشته ایم اما عبور از این نقطه حساس تاریخی هنوز کامل نشده و ملت و مسئولان با حواسی جمع و با تدبیر و تعقل و انسجام، به حرکت خود ادامه می دهند.

ایشان، ملت ایران را پرچمدار رهایی و سعادت امت اسلامی برشمردند و با اشاره به صف بندی سی ساله جبهه مستبدان و زیاده خواهان جهانی در مقابل مردم ایران خاطرنشان کردند: دشمنان وانمود می کنند که هدفشان ایران است اما در واقع اسلام و قرآن را هدف گرفته اند چرا که درک کرده اند موتور محرک پیشرفت، پایداری و عزت ملت ایران، دین مبین اسلام و معنویت و قرآن است.

حضرت آیت الله خامنه ای، «همت،  بصیرت و توانایی» ملت ایران را در مقایسه با آغاز انقلاب، به مراتب بیشتر دانستند و تأکید کردند: ملت ایران، به عنوان خط شکن مقابله ی امت اسلامی با سلطه گران جهانی، بدون هیچگونه تزلزل و عقب نشینی، شتاب و اقتدار حرکت خود را افزایش داده و با همان ضرب دست و نیروی انقلاب به پیش می رود.

ایشان با یادآوری حضور تعیین کننده جوانان در عرصه های مختلف علم و فناوری نظیر انرژی هسته ای، سلولهای بنیادین و فناوری نانو افزودند: جوانانی که «پیروزی انقلاب» و امام خمینی (ره) و دفاع مقدس را ندیده اند اکنون در کنار دیگر قشرها در همه عرصه ها حضوری پیشتاز دارند و علاوه بر فعالیت در میدانهای سازندگی، با خلق حماسه عظیم نهم دی، 22 بهمن و حضور در انتخابات، عرصه سیاسی را نیز به میدان تجلی بصیرت و همت و نشاط تبدیل کرده اند.

رهبر انقلاب اسلامی این واقعیات را نشان دهنده ناکامی دشمن در کمرنگ کردن روحیه انقلابی و به فراموشی سپرده شدن یاد امام دانستند و افزودند: آنانی که در ابتدای انقلاب اسلامی، از نابودی 3 روزه، یک هفته ای و حداکثر 2 ماهه انقلاب مردم ایران، سخن می گفتند این روزها دیگر از این حرفهای گزاف به زبان نمی آورند و این نشان دهنده ضعف آنان و قوت ملت ایران است.

حضرت آیت الله خامنه ای که سی و یکم شهریور یعنی در سالگرد آغاز جنگ تحمیلی با هزاران جوان بسیج سازندگی سخن می گفتند، با اشاره به حمایت همه جانبه تسلیحاتی ـ مالی ـ سیاسی و تبلیغاتی قدرتهای جهانی از صدام در طول 8 سال جنگ با ایران افزودند: صدامی که زورگویان جهانی برای مقابله با «امام و انقلاب و ملت» ایران، به پیش انداخته بودند با ذلت و نکبت، مرد، اما انقلاب اسلامی و ملت امام خمینی قوی تر از هر زمان، زنده اند و این یک تجربه قابل تکرار است.

رهبر انقلاب اسلامی، سرنوشت صدام را در انتظار دشمنان حال و آینده ایران اسلامی دانستند و تأکید کردند: حرکت ملت ایران بدون شک و تردید با منکوب شدن دشمنان ملت، روز به روز زنده تر و پویاتر می شود و به قله های عالی پیشرفت و افتخار دست خواهد یافت.

در ابتدای این دیدار فرمانده سازمان بسیج مستضعفین با اشاره به حضور بسیار گسترده جوانان در طرح اردوهای جهادی گفت: در ده سال گذشته، میلیون ها نفر از ساکنان مناطق محروم در مناطق روستایی مستقیماً از خدمات عمرانی، بهداشتی، رفاهی و تربیتی اردوهای بسیج سازندگی بهره برده اند و این نوع سازندگی مردم می تواند به عنوان نظریه جدیدی در الگوهای توسعه مطرح شود.

سردار نقدی با اشاره به جهش بسیج سازندگی در دولت نهم و دهم و حمایت رئیس جمهور و استانداران گفت: با کار داوطلبانه و بی مزد و منت بسیجیان و حمایت مضاعف دولت می توان در طول برنامه پنجم، بسیاری از اهداف سازندگی از جمله ریشه کن کردن بی سوادی و برخی بیماری ها، جنگل بانی، آبخیزداری و اجرای طرح های عمرانی و توسعه ای محقق کرد.

در این دیدار همچنین آقای احمدی از فعالان اردوهای جهادی ضمن قرائت دل نوشته ای از شور و صفای جوانان حاضر در این اردوها گفت: پرچم پر عزت جهاد و سازندگی با همت جوانان مومن در هر گوشه ای از این کشور برافراشته خواهد ماند.

منبع: khamenei.ir

  
نویسنده : علی محمودی ; ساعت ٩:٢٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱ مهر ۱۳۸٩
تگ ها :

نامه ای به یک رزمنده به مناسبت هفته دفاع مقدس

با سلام و درود

تا به حال ندیده بودم که "زنده ای" به "مرده ای" نامه ای بنویسد. ما مردگان غرق در منجلاب این دنیای هوس آلود چگونه می توانیم به شما زنده های شاهد و ناظر در آن دنیا، نامه بنویسیم. اصلا جنس حرفهای ما با شما فرق می کند. چه بگویم که روسیاهم. از این که آرملن های شما را فراموش کردم. خوب شد رفتید و ما فکر می کنیم دیگر ما را نمی بینید ولی می دانم که می بینید. ببینید که خون خود را برای ناموس خود دادید و امروز باید فرزندان و نوه های آن نوامیس را به زور چادر به تن کرد. ببینید که وقتی از امام دستور گرفتید که با دشمن به جهاد برخیزید، "نه" و "چرا" نیاوردید ولی حالا بیایید ببینید که امروز هر کس هر غلطی می کند و وقتی می پرسی به اجازه ی چه کسی، می گوید من از امام اجازه دارم، حرفهای آن پیر بزرگ را به نفع خود تفسیر می کنند و به کارهای غلط خود رنگ حقیقت می زنند. ببینید که "آقای" ما، نایب بر حق امام، چگونه خون دل می خورد و هم باید به دشمن خارجی  بتازد و هم منافق داخلی را به سر عقل بیاورد. می گوید جذب حداقلی و دفع حداکثری، همان حرفی که حرف امام بود. ای شهدا، ببینید که برادران فلسطینی ما را تکه و پاره می کنند و عده ای از اینکه کمی به آن ها کمک مالی شود، داد و فریاد راه می اندازند و حق از دست رفته ی خود را می طلبند. کجایید ببینید که رشوه خواری و پارتی بازی و هزار جور کثافت کاری دیگر، ما را بیشتر از قبل دارد در این منجلاب مادی پرستی و دنیاپرستی غرق می کند. دو رکعت نماز که می خوانیم ، به امید ثواب آن و حوری و قلمانی که به ما می دهند است ، نه به خاطر خود خدا. و ببینید هزاران چیزهای دیگری که آدم از گفتن و نوشتم آن ها شرم دارد.

خلاصه گفتنی ها زیاد است و مجال اندک. امیدوارم ما را فراموش نکرده باشید و ما لیاقت پیوستن به جمع شما را داشته باشیم و ...

  
نویسنده : علی محمودی ; ساعت ٩:٠۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱ مهر ۱۳۸٩