سایت ناسا و 500 سایت اسرائیلی،آمریکایی و انگلیسی هک شد
در پاسخ به حمایت رسانه ها و برخی دولتمردان کشورهای آمریکا و انگلیس و رژیم اشغالگر قدس از توهین دست نشاندگان بیگانه به حضرت امام خمینی (ره)، گروه امنیتی آشیانه 500 عدد از سایت های دولتی مربوط به این کشورها از جمله سایت ناسا را هک کرد.
به گزارش خبرنگار سرویس «فضای مجازی خبرگزاری فارس»، گروه امنیتی آشیانه ضمن هک این سایتها تصویری از حضرت امام خمینی(ره) و کشور عزیزمان را قرار داده است.
بر روی صفحه اصلی این سایت ها همچنین متنی دو زبانه (به زبان فارسی و انگلیسی) که شامل بخشی از بیانات حضرت امام خمینی (ره) و اخطاری به دولتمردان کشورهای مذکور است، قرار گرفته؛ که در بخشی از این متن آمده است:
«جنگ ما جنگ عقیده است و جفرافیا و مرز نمی شناسد. پس تا شرک و کفر هست مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستیم. ما می دانیم که جسارت توهین به امام خمینی جز از شما بر نمی آید. این فقط یک اخطار است به سایت های دولتی شما!»
تمام سایت های هک شده توسط این گروه از جوانان کشورمان، در پایگاه بینالمللی http://www.zone-h.org که برای ثبت سایت های هک شده توسط هکرهای جهان به کار می رود، به ثبت رسیده است.
بهروز کمالیان، رییس گروه امنیتی آشیانه در گفتگو با فارس درخصوص هدف از هک زنجیره ای سایتهای مهم و دولتی آمریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی اظهار داشت: این سایت ها به دلیل حمایت رسانهها و دولتمردانشان از اهانت به رهبر کبیر انقلاب و پاره شدن عکس امام خمینی (ره) هک شدند.
وی در این خصوص افزود: این پروژه تا پایان روز جمعه ادامه دارد و پیش بینی می شود که با ادامه این روند بیش از 2000 سایت انگلیسی، آمریکایی و صهیونیستی توسط گروه امنیتی آشیانه هک شود .
علاقه مندان می توانند برای مشاهده لیست سایتهای هک شده به پایگاه بینالمللی http://www.zone-h.org مراجعه کنند.
در میان سایت های هک شده، سایت ایالت وینچستروای آمریکا، شرکت پست رژیم صهیونیستی، ناسا و برخی کمپانی های معروف انگلیس دیده می شود.
همچنین کاربران برای دیدن نمونه سایت های هک شده به سایت http://pbma.nasa.gov/ که متعلق به سازمان ملی هوانوردی و فضایی ایالات متحده آمریکا(ناسا) است مراجعه کنند.
عکس امام و عکس امام
1-حکمای اسمی (مانند ابن عربی) معتقدند در هر دوری از روزگار اسمی از اسماء الهی ظاهر و بر تمامی شئون آدمی حاکم میشود و در اصطلاح، کارسازی میکند و کارگزار آن دوره میشود. این حاکمیت را «حوالت» و به تسامح «وقت» نیز گویند. جابهجایی اسمی به اسم دیگر، نظامی بس شگرف دارد و گهگاه سریع و آنی و گاه آرام و بطئی است، نظام تغییر اسماء نیز خود متکی به اسماءاند، اسم شریف یا مسرّع و اسم شریف یا مأجل و یا مانع در خود تطور اسماء کارسازی میکنند، لذا است که گاه کسی سالم است (یا سالم) و آنی بعد مریض میگردد (یا ضار) و ناگاه شفا مییابد (یا شافی و یا مجید) و گاه این روند آرام است و مرض او سالها آرام آرام میآید و میرود.
2-اکنون کدامین اسم در ایران کارگزاری میکند و انقلاب اسلامی دستخوش کدامین ظهور شده است؟ روزگار، روزگار فتنه است در کوران فتنه، اسم «یا ممتحن» و پس از آشکار شدن نتایج، معمولاً اسامی شریف «یا فارق» و «یا فاصل» (بر خلاف اسم شریف یا موصل) کارگزاری میکند و بر تمامی شئون جامعه حاکم میشوند. برادریها به دشمنیها و برادران به «برادران سابق» بدل میشوند و خانوادهها و همکاران اداری تا اعضای دولت و مجلس و مسئولان نظام از هم دور میشوند و خطوط روشن میگردد. سپس امتحانی دیگر آغاز میشود و خداوند غربال میکند تا ابد. «لیمحص الحق من الباطل» و تا ابد این ادوار اسمی میآیند و میروند و گاه جلالی و گاه جلیلی؛ گاه «یا هادی» و گاه «یا مضل».
3-به گمانم سخنان اخیر مقام معظم رهبری سخت تاریخی و البته در کمال دلسوزی برای مخالفان بود؛ هم برای سران آنان و نیز برای بدنهی اجتماعی آنان، هر چند نفر که هستند؛ دعوت به عبرتگیری از داستان آقای منتظری و تنبّه از خطاهای گذشته و قانونشکنیها برای موسوی و کروبی درسهایی آشکار دارد. دعوتی که از سر دلسوزی بود. دعوتی که بر جذب حداکثری نشسته بود و بر ناچاری دفع (اسم شریف «یا دافع») میگریست. این دعوتی مجدد برای دوستان سابق بود که لاحق شوند؛ اما آیا آنان پاسخی شایسته و در خور خواهند داد؟ اسم، اسم «یا فارق» است و این یعنی و «ما یزید الظالمین الا خسارا». کلام ولی الهی هرچه مشقفانهتر و الهیتر باشد، مظهریت دوسویه مییابد و برای اهل حق هدایتانگیزتر میشود و برای مخالفان پیامی گمراهگر خواهد بود و حقدها و کینهها را میافزاید؛ این سخنان هر میزان که برای عادلان شیرین بود، برای ظالمان تلخ و بیمعنا بود، این سخنان حب قائلش را در دلهای مؤمنین دوچندان کرد و البته بغض او را در دل مخالفانش.
4-آیا عزیزان مخالف، منکر وجود طیفی در میان طرفداران خویشاند که واقعاً امام و انقلاب را قبول ندارند؟ آیا واقعاً فهم نمیکنند که در سایهی آنان به هر آنچه انقلاب و اسلام است، پوزخند زده میشود یا خود را به عدم تفاهم زدهاند؟ اگر فهم میکنند؛ که میکنند، چرا خطی نمیکشند و برائتی نمیجویند. آیا از جمع شدن مردم (ان الناس قد جمعوا) میترسند و میهراسند که بدنهی اجتماعی «لا انقلاب» خود را از دست بدهند و هیچ شوند و آیا ایمان ندارند «حسبک المؤمنون»؟
بر فرض که اهانت به تصویر امام(ره) ساختگی است، آیا مسأله اهانت به تمامی مقدسات منحصر به این مورد است و در میان هواداران بارها و بارها حدیث مکرر نشده است؟
خطکشی امام در مقابل مجاهدین خلق آن روزگار مشهور است و نیک میدانیم که خطکشیها در اوج مبارزه بود و نه هنگام ظفر، بر فرض اینکه این آقایان در حال مبارزهاند. اگر با اصل نظام مبارزهای سامان دادهاند که هیچ، ولی اگر به قول خودشان؛ هر چند مزاحآمیز است اما به هر حال ظاهر حجت است!؛ برای اصلاح آمدهاند، ظاهراً سیاهلشکر خوبی فراهم ندیدهاند. آیا نباید بر این همه ادعا خندید که آنان که سینه در پیروی از امام میدرند، در اصولیترین خطوط سیرهی امام که همانا خط کشی با منحرفین فکری و اعتقادی است، توجیه جذب و تسامح میتراشند؟ آیا نباید آنان را که از امام میگویند و بزرگترین دستآورد او یعنی ولایت فقیه او را به تمامه به سخرهگرفتهاند، عدهای ناراستگو پنداشت؟ آیا صرف سخن گفتن و ادعا کافی است یا به عمل کار برآید؟ عمل این گوش فلک پرکنندگان از ادعای پیروی امام و اندیشههایش، سخت لاغر است.
این آقایان روزگاری برای عمل کردن بر خلاف نظرات امام(ره) برمیآشفته و روزگاری برای اهانت به عکس او اعتراضی میکردند (احتمالاً البته) اما اکنون نه دیگر «عکس» امام برایشان مهم است و بلکه راه «عکس» امام را برگزیدهاند. بیتفاوتی نسبت به یک عکس یعنی پیمودن راه عکس صاحب آن عکس! و باز البته وقت باقی است برای بازگشتن از آنراه عکس به راه صاحب این عکس. کاش دریابند ولی افسوس که «و لا یزید الظالمین الا خسارا»، چه سود که حوالت، حوالت دوری است و افتراق.
5- ما در حال سرّاء آزمایش شدهایم، آن هنگام که گمان میکردیم که پیروز شدهایم و کارها بر وفق مراد است. آیا ظهور فتنهها نتیجهی غفلتهای معنوی ما و غرور و خودبینی و خدانبینی است، انقلاب به کدامین غفلت ما ذیل اسم شریف یا فارق یا فاصل رفته است؟ پروردگارا ما را به اسم شریف «یا احد» و «یا واحد» بازگردان؛ اکنون آستانه محرم است. ما دوباره فقیرانه و عاجزانه بازگشته ایم، ما را بپذیر.
منبع : مرکز اسناد انقلاب اسلامی
اظهارات روشنگرانه آیتالله یزدی درباره سران فتنه
رییس شورای عالی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم گفت: همه کسانی که به انقلاب و نظام علاقمندند، باید حمایت از انقلاب و ولایت فقیه را سرمشق خود قراردهند.
به گزارش رجانیوز پس از بیانات تاریخی روز گذشته رهبر انقلاب در جمع مبلغین ماه محرم و فضلای حوزه علمیه، امروز آیتالله یزدی در دیدار جمعی از مبلغان اعزامی از سوی اداره کل اوقاف کشور توصیهها و انتقادات صریحی نسبت به رفتار برخی فعالان سیاسی از جمله رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و دو نامزد شکست خورده انتخابات در ماههای گذشته مطرح کرد.
وی با تاکید بر اینکه "سخنانم به عنوان شخص خودم است و ربطی به جامعه مدرسین نداشته و از طرف کسی نیز نمیباشد و مسوولیت آن نیز برعهده خودم میباشد" یادآور شد: قبل از انقلاب اسلامی شرایط به گونهای بود که شاه اساس اسلام را نشانه رفته و قطعیات قرآن کریم را زیر پا گذاشته بود و با آن مبارزه میکرد.
آیت الله یزدی سخنرانی امام خمینی(ره) در مدرسه فیضیه را نیز یادآور شد و اظهارکرد: هنگامی که سخنرانی ایشان تمام شد، عدهای در حوزه و حتی بعضی از هم دورهایهای ایشان گفتند که این کار خطرناکی است و به کجا میرسد. امام(ره) به آنها پاسخ داد که «یاران من در گهواره هستند». ما بعدها مشاهده کردیم که در جریان پیروزی انقلاب اسلامی علیرغم تمام فشارها، با عنایت الهی، مردم آهسته آهسته به انقلاب روی آورند و انقلاب به پیروزی رسید.حکومت شاه مستاصل شده بود و نمیدانست چگونه است که وقتی امام(ره) سخنی را در فرانسه و در یک روستا بیان میکند، به این سرعت در سطح کشور پخش می شود.
وی خاطرنشان کرد: امام خمینی (ره) پیوسته در جریان انقلاب به اسلام و حاکمیت قرآن کریم تاکید داشتند. ایشان چه زمانی که یک مدرس عالیرتبه، چه زمانی که در تبعید و چه زمانی که فرمانده کل قوا بودند پیوسته تاکید داشتند که ما دنبال حاکمیت اسلام، قرآن و دین خدا هستیم و اساس انقلاب برپایه حاکمیت اسلام است.
رییس جامعه مدرسین با اشاره به اینکه "اکثر انقلابهای دنیا در ابتدا با نیروی مسلح اداره میشود" اظهار کرد: امام خمینی در همان روز اول دستور تدوین قانون اساسی را دادند و حتی از مدتها قبل فکر شورای انقلاب و دولت موقت را کرده بودند. امام خمینی برای خطری که اسلام را تهدید میکرد، قیام کرد. شعار امام از همان ابتدا «جمهوری اسلامی» بود و حتی در جریان انتخاب این عنوان، آن آیت اللهی که زمانی مرید و مقلد فراوانی داشت و میخواست از عناوین روز استفاده کند بر سر این مساله حیثیت خود را از دست داد و امام فرمود «جمهوری اسلامی؛ نه یک کلمه کمتر و نه یک کلمه بیشتر».
آیت الله یزدی با بیان اینکه "مسایل رفاهی، اقتصادی و فرهنگی همه بر اساس حفظ اسلام و تحکیم مبانی آن است" گفت: هرکس که از این عنوان انقلاب فاصله گرفته است انقلاب در برابر او ایستادگی کرده است. دشمنان انقلاب به این نقطه و محوریت آن یعنی ولایت فقیه حمله کردهاند. آنها سعی داشتند از تمام روشها برای مقابله با کشور و انقلاب استفاده کرده و حتی حوادثی چون جنگ تحمیلی را به وجود آوردند و جهان در مقابل ما صفآرایی کرد. آنان قصد داشتند تا با جنگ تحمیلی، انقلاب را از پای درآورند. امام مقتدرانه در مقابلشان ایستادگی کرد و وقتی که ایشان از دنیا رفت، جانشین امام، امامگونه توانست تاکنون انقلاب را در شرایط مختلف مدیریت کند و با تدبیر امامگونه مسایل را پشت سر گذارد.
وی با تاکید بر اینکه "مقام معظم رهبری هرگز دنبال ریاستطلبی و دنیاخواهی نبودهاند" گفت: یک ذره هوای نفس در ایشان نیست و ایشان برای دفاع از اسلام حاضرند جان خود را فدا کنند. اما دشمنان داخلی و خارجی ولایت فقیه را نشانه رفتهاند. ولایت فقیه عمود خیمه حاکمیت اسلام است و دشمن سعی دارد تا به ولایت فقیه ضربه بزند و اگر نتوانست به ولی فقیه ضربه وارد کند و به همین دلیل شعارهایی چون بازنگری در قانون اساسی و ایجاد شبهه در طلاب حوزه و مباحثی از این قبیل را طرح میکنند.
یزدی با بیان اینکه "برخی روح سیستم حاکم بر ولایت فقیه را درست متوجه نشدهاند به خصوص وقتی که قید مطلقه به آن اضافه شد" توضیح داد: دولت و دیگر تشکیلات کشور به خاطر وجود ولایت فقیه مشروعیت پیدا میکنند وگرنه با انتخاب صرف توسط مردم قوای سهگانه مشروعیت ندارند و در ارتباط با ولی فقیه است که مشروعیت پیدا میکنند و ولایت مطلقه میتواند حتی سیستم را عوض کند.
وی گفت: ما موظفیم اسلام را در کشور حاکم کنیم، حال اگر یک روز کسانی به خیابان بیایند و همراه با دشمنان خارجی بگویند «جمهوری ایرانی» این چه معنایی دارد؟ آیا به معنای حذف اسلام و پایمال کردن خون شهدا نیست؟ آیا «جمهوری ایرانی» به این معنا نیست که اسلام حذف شود و تمام رنج و زحمت علما، مراجع و کسانی که برای این انقلاب زحمت کشیدهاند نادیده گرفته شود و بگویند هرچه دنیا گفت همان باشد؟
وی با بیان اینکه "چهره سران فتنه کمکم برای همه شناخته شده است و این خودشان بودند که چهره خود را شناساندند" اظهار کرد: من واقعا غصه میخورم که این شخصی که لباس روحانی به تن دارد و در گذشته خدماتی نیز به انقلاب داشته است به صورت طنز در بین مردم مطرح شده و تا این حد تنزل پیدا کرده و به نام شیخ اصلاحات نیز از وی تعبیر میشود. یا واقعا موسوی چه افتخاری با خود دارد؟ در زمان نخست وزیری وی همه کسانی که در متن جریان بودند میدانند که دارای چه وضعیت فکری بود.
عضو فقهای شورای نگهبان با تاکید بر اینکه "من شهادت میدهم شورای نگهبان در هیچ زمانی جناحی و حزبی و گروهی عمل نکرده است" ادامه داد: از مرکب شیطانی پیاده شوید و برای خدا اگر خودتان را نمیخواهید نجات دهید علیه اسلام کاری نکنید و خود را کنار بکشید.
وی با اشاره به آیتالله هاشمی رفسنجانی نیز با بیان اینکه "شخصیت وی برای همه شناخته شده است و خدمات زیادی را در طول انقلاب داشته است." افزود: در جریان زندگی لغزشگاههای فراوانی در پیش روی انسان است و اگر انسان به خدا پناه نبرد و به خود تکیه بکند لغزش در سر راه است. آخرین برخوردی که با ایشان داشتم مربوط به قبل از اجلاس خبرگان است. به وی گفتم؛ این تعارفاتی که دوستان میکنند مربوط به دوران مدرسه است، خیلی شفاف میگویم؛ آقای هاشمی فاصلهای که شما با سکوت و با نامه خود از رهبری گرفتهاید شایسته نیست. بیایید همراه رهبری باشید و شایسته نیست که شما اینگونه رفتار کنید.
یزدی افزود: کسانی وجود داشتند که همراه امام، انقلاب و حتی قائم مقام بودهاند و حال به جایی رسیدهاند که یک ضد انقلاب به وی مجسمه حقوق بشر دهد. آیا این یک عبرت نیست؟ آقای هاشمی شما سوابق بسیار زیادی دارید و تمام کسانی که نطق پیش از دستور در مجلس خبرگان داشتند، تاکید کردند که آقای هاشمی از رهبری فاصله نگیرید.
یزدی با بیان اینکه "رهبر انقلاب برای نگهداری آیتالله هاشمی رفسنجانی بسیار سرمایه گذاری کرده است" گفت: دیدید که تمام زحماتی که رهبری کشیده بودند، ایشان در آخرین خطبه نماز جمعه خود خراب کرد.
او با بیان اینکه "دستگاه قضایی و نظام را نباید تضعیف کرد" گفت: پس از مدتی که ایشان سکوت کرده بودند، همه دوستان به ایشان متذکر شدند که فاصله خود را با رهبری کم کنید و به ایشان نزدیک شوید، نظراتتان به گونهای باشد که مردم شما را از انقلاب دور ندانند. ما نمیخواهیم وضعیتی که برای آن آقا به وجود آمد برای شما نیز به وجود آید. رهبری هم تاکید داشتند که ما با دفع مخالفیم بلکه با جذب موافقیم اما وقتی که آنها نمیخواهند جذب شوند چه میشود کرد.وقتی که نمیخواهند بیایند در راهی که مردم و مسوولین نظام قرار دارند، چه میشود کرد؟
رییس جامعه مدرسین سخنرانی هاشمی رفسنجانی در دانشگاه مشهد را مورد اشاره قرار داد و گفت: دیدید که ایشان چه صحبتهایی کردند که باعث شد دشمنان خارجی نیز آن را بزرگ کنند.ما میخواهیم ایشان جذب شود، اما وقتی ایشان نمیخواهند و به حرف کسی گوش نمیدهند، ما نمیدانیم، شاید ایشان درگیر خانواده خود هستند.
وی با بیان اینکه "فرزند از اسلام عزیزتر نیست" گفت: ما دراین نظام روحانی مانند آیتالله گیلانی داشتهایم که وقتی فرزند وی جزء منافقین بود، خود حکم اعدام وی را امضا کرد. آیتالله خزعلی نیز وقتی که دید فرزندش با دشمنان خارجی مصاحبه کرده از وی تبری جست.
او با اشاره به سفر مهدی هاشمی به خارج از کشور گفت: آیتالله هاشمی این ادعا را دارند که فرزند ایشان برای تحصیل و بررسی وضعیت دانشگاه آزاد به خارج از کشور رفته است، باید گفت اگر ایشان برای تحصیل رفتهاند، پس بهانه دانشگاه آزاد چیست؟ اگر برای دانشگاه آزاد رفتهاند بهانه تحصیل برای چیست؟
یزدی افزود: ایشان چطور میگویند که باید زندانیانی که به تخریب اموال عمومی پرداختهاند و به خاطر آنها فتنه خیابانی به پا شده است، و میگویند مردم را باید آزاد گذاشت، روزنامه ها را باید آزاد گذاشت. یعنی بیایند در خیابان و بگویند جمهوری ایرانی؟
وی تاکید کرد: من از همین تریبون و به عنوان عضو خبرگان خطاب به ایشان به عنوان رییس خبرگان میگویم که آقای هاشمی فاصلهتان را با رهبری کم کنید، با ولایت باشید و بازی سیاسی را کنار بگذارید. اگر بیایید مطمئن باشید که رهبری استقبال میکنند. ایشان گفتهاند که راه توبه باز است.
رییس جامعه مدرسینبا اشاره به بیانات اخیر مقام معظم رهبری نیز گفت: رهبری در این صحبت حجت را بر همه تمام کرد، هم بر سران فتنه و هم برای کسانی که در دامن فتنهاند، هم مراجع تقلید، هم مسوولان و هم طلاب و تکلیف و حجت را بر همه تمام کردند. همه کسانی که به انقلاب و نظام علاقمندند، باید حمایت از انقلاب و ولایت فقیه را سرمشق خود قراردهند.
ویدر پایان گفت:باید همه بدانند نظام آن قدر محکم است که هرکس بخواهد در برابرش بایستد عقب خواهد رفت و بدون تردید نظام حاضر نیست مخالف خود را دفع کند، بلکه قایل به جذب است اما اگر کسی به این امر توجه نکند آن را دفع خواهد کرد.
واکنش علامه طباطبایی به آثار دکتر شریعتی
نوشتههای ایشان اشتباه و غیر قابل قبول است
(سند شماره 1)
شماره گزارش: 321/21هـ
تاریخ گزارش: 15/5/1336
موضوع: ارسال اعلامیه
اخیرا ضمن بررسی مراسلات پستی به یک نامه که از انگلستان به آدرس آیت ا... طباطبایی پست شده بود مظنون، لذا نسبت به جمعآوری آن اقدام گردید.
نظریه شنبه: عین پاکت جهت بررسی و هرگونه اقدام به پیوست تقدیم می گردد.
نظریه دوشنبه: پاکت مذکور حاوی دو اعلامیه به امضای مسلمانان خارج از کشور و اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان اروپایی میباشد که مفاد اعلامیههای مذکور یکی در انتقاد از اعمال عباس مصباحزاده نماینده مذهبی آیتا... گلپایگانی در لندن میباشد و دومی در مورد فوت دکتر علی شریعتی.
(سند شماره 2)
پنج برگ فتوکپی نظرخواهی و پاسخ آقایان حاج سید کاظم شریعتمداری، حاج سیدعلی علامهخانی اصفهانی، حاج سید محمدحسین طباطبایی و جعفر صبوری درباره مطالعه کتابهای علی شریعتی که در کاشان به دست آمده به پیوست ایفاد می گردد.
گیرندگان: دفتر ویژه اطلاعات.
حضرت آیت ا... علامه حاج سید محمدحسین طباطبایی(دام ظله)
با تقدیم سلام مفتخراً و محترماً به عرض آنحضرت میرساند. اخیرا در تهران شایع کردهاند نعوذ با... حضرتعالی نوشتههای علی شریعتی را تأیید کرده و فرمودهاید کوچکترین ایرادی در آن دیده نمیشود. استدعا دارم بذل توجهی فرموده برای روشن شدن حقایق و نجات عدهای از ضلالت نوشتهای مرقوم بفرمایید.
حاج حسین...
بسمه تعالی
اینجانب نوشتههای دکتر شریعتی را هرگز تصدیق نکرده و چنین سخنی به احدی نگفتهام و نوع مطالب ایشان اشتباه و طبق مدارک دینی اسلامی غیرقابلقبول میباشد.
مناقشه میان آنهایی که خود را حامی و پیرو دکتر علی شریعتی دانسته، با آنهایی که در سپهر فکری دیگری زیست داشته و خلاف باورهای وی میپنداشتند، حکایتی بس طولانی دارد که به نظر میرسد آتش آن هرگز فروکش نکند. برخی وی را یگانه تئوریسین انقلاب اسلامی دانسته که محرک اقشار مختلف مردم بوده است. چنین باوری که اغراق را حتی به نوع مرگ ایشان تسری داده و موجب شده تا هرگز پرده از واقعیت آن کنار نرود، معکوسی هم داشت؛ آنجایی که یکباره وی را تکفیر کردند و نقش شریعتی را منکر شدند. در تاریخ معاصر، البته بودند اندیشهورزانی که راه تعدیل و میانه در پیش گرفتند و دکتر شریعتی را نه به عرش بردند و نه بر فرش زدند.
در این بین و در آن دوران، نظر اندیشمندانی چون علامه طباطبایی از اهمیت وافری برخوردار بوده است، چراکه بسیاری از طلبگان و دانشجویان حکمت و معرفت اسلامی، نظر وی را در این وادی فصلالخطاب میدانستند. در چنین اوضاعی بود که شایبهای تأیید نظرات دکتر شریعتی از سوی وی در محافل علمی دهان به دهان شد که موجب نگرانی برخی آگاهان شد؛ اما واکنش آن مرحوم موجب شد تا تمام بحثها پایان بگیرد.
علامه طباطبایی بر این باور بود که آثار دکتر شریعتی صرفنظر از ارزشی که داشته و دارد، با اشکالاتی اساسی مواجه است. در حقیقت، ایشان نیز ضعف اندیشههای شریعتی را در اسلامشناسی آن میداند که موجب میشود تا نگاهی مارکسیستی و چپ را در غالب سخنان و نوشتارهای وی بیابیم.
بیانات در دیدار با جمعی از طلاب و روحانیون - 22/9/1388
بسماللَّهالرّحمنالرّحیم
خوشامد عرض میکنیم به همهى برادران عزیز، خواهران عزیز که در این جمع نورانى حضور دارید. بحمداللَّه علماى محترم، فضلاى گرامى، طلاب عزیز، اساتید و مدیران حوزهى علمیهى قم، همه در این جمع تشریف دارید و جمع ممتاز و کمنظیرى است.
مناسبت هم مناسبت تبلیغ است؛ یعنى در واقع کار اصلى و جوهرى من و شما. ایام هم ایام کاملاً مناسبى است و ایام الهامبخشى است؛ دیروز، روز مبارک مباهله بود؛ چند روز دیگر ایام محرّم شروع خواهد شد؛ روز بیست و هفتم آذر - چند روز دیگر - روز پیوند یا وحدت حوزه و دانشگاه است. همهى این مناسبتها براى ما که کمربستهى تبلیغ دین و ابلاغ حقیقت به دلها و ذهنها هستیم، مناسبتهاى مهم و درسآموزى است.
روز مباهله، روزى است که پیامبر مکرم اسلام، عزیزترین عناصر انسانى خود را به صحنه مىآورد. نکتهى مهم در باب مباهله این است: «و انفسنا و انفسکم» در آن هست؛ «و نساءنا و نساءکم»*** 1 آل عمران: 61 *** در آن هست؛ عزیزترین انسانها را پیغمبر اکرم انتخاب میکند و به صحنه مىآورد براى محاجهاى که در آن باید مایز بین حق و باطل و شاخص روشنگر در معرض دید همه قرار بگیرد. هیچ سابقه نداشته است که در راه تبلیغ دین و بیان حقیقت، پیغمبر دست عزیران خود، فرزندان خود و دختر خود و امیرالمؤمنین را - که برادر و جانشین خود هست - بگیرد و بیاورد وسط میدان؛ استثنائى بودن روز مباهله به این شکل است. یعنى نشان دهندهى این است که بیان حقیقت، ابلاغ حقیقت، چقدر مهم است؛ مىآورد به میدان با این داعیه که میگوید بیائیم مباهله کنیم؛ هر کدام بر حق بودیم، بماند، هر کدام بر خلاف حق بودیم، ریشهکن بشود با عذاب الهى.
همین قضیه در محرّم اتفاق افتاده است به شکل عملى؛ یعنى امام حسین (علیه الصّلاة و السّلام) هم براى بیان حقیقت، روشنگرى در طول تاریخ، عزیزترین عزیزان خود را برمیدارد مىآورد وسط میدان. امام حسین (علیهالسّلام) که میدانست حادثه چه جور تمام خواهد شد؛ زینب را آورد، همسران خود را آورد، فرزندان خود را آورد، برادران عزیز خود را آورد. اینجا هم مسئله، مسئلهى تبلیغ دین است؛ تبلیغ به معناى حقیقى کلمه؛ رساندن پیام، روشن کردن فضا؛ ابعاد مسئلهى تبلیغ را این جورى میشود فهمید که چقدر مهم است. در آن خطبه «من رأى سلطانا جائرا مستحلّا لحرم اللَّه ناکثا لعهداللَّه ... و لمیغیّر علیه بفعل و لا قول کان حقّا على اللَّه ان یدخله مدخله»؛*** 2 مقتل ابىمخنف، ص 85؛ «هر کس سلطان ستمکارى را ببیند که حرام خدا را حلال میشمارد و پیمان خدا را میگسلد، ... اگر با رفتار و گفتار خود کارهاى او را تغییر ندهد، سزاست که خداوند او را با وى محشور کند.» *** یعنى وقتى او دارد فضا را به این شکل آلوده میکند، خراب میکند، باید یا با فعل یا با قول آمد روشنگرى کرد. و امام حسین (علیهالسّلام) این کار را انجام میدهد، آن هم با این هزینهى سنگین؛ عیالات خود، همسران خود، عزیزان خود، فرزندان امیرالمؤمنین، زینب کبرى، اینها را برمیدارد مىآید وسط میدان.
یک بُعد امروزى قضیه هم آن مناسبت سوم است، که پیوند حوزه و دانشگاه است. اینجا هم مسئله، مسئلهى ساختن و رساندن است. ارتباط مجموعهى عظیم دانشجوئى کشور با علماى دین، با جوانان شاغل در راه معرفت دینى و تبلیغ دینى، چیزى است که مطلوب در این مناسبت است؛ یعنى این مناسبت براى آن هست. وحدت حوزه و دانشگاه یعنى این. والّا مراد وحدت عینى و خارجى که نبود. این که معنا ندارد. حوزه، حوزه است، دانشگاه، دانشگاه است؛ یعنى این پیوند حقیقى بین دو مجموعهى اثرگذار و مهمى که تا آن روز که از سوى امام عزیز بیان شد و ابراز شد، سیاستها بر این بود که این دو را از هم دور نگه دارند و جدا نگه دارند: دانشگاه از اسلام دور بماند، حوزه از تحولات جهانى و پیشرفتهاى علمى فاصله بگیرد؛ اینها از هم دور بشوند؛ یعنى این دو بال با هم تلاش نکنند، هماهنگ نباشند. این، برمیگردد به مسئلهى تبلیغ. اهمیت تبلیغ، این است. درس هم که میخوانیم، براى این است که بتوانیم پیام الهى را ابلاغ کنیم، برسانیم؛ حالا چه در زمینهى معارف دینى، چه در زمینهى احکام دینى، چه در زمینهى اخلاق الهى.
پس این مناسبتها و این اصل مسئلهى تبلیغ، ناظر است به عمل، همراه با بصیرت و یقین. باید بصیرت باشد. یقین، یعنى همان ایمان قلبى متعهدانه، وجود داشته باشد و بر پایهى این بصیرت و یقین، حرکت انجام بگیرد. اگر بصیرت بود، یقین بود، اما کارى انجام نگرفت، این مطلوب نیست؛ تبلیغ نشده است. اگر چیزى تبلیغ شد، اما بدون بصیرت و بدون یقین - هر کدام از اینها کم باشد - یک پایه خراب است و مطلوب به دست نخواهد آمد. این یقین همان چیزى است که «ءامن الرّسول بما انزل الیه من ربّه و المؤمنون کلّ ءامن باللَّه و ملائکته و کتبه و رسله»؛*** 1 بقره: 285؛ «پیامبر [خدا] بدانچه از جانب پروردگارش بر او نازل شده است، ایمان آورده است و مؤمنان همگى به خدا و فرشتگان و کتابها و فرستادگانش ایمان آوردهاند ...» *** یعنى اولْکسى که به پیام، اعتقاد و ایمان عمیق پیدا میکند، خودِ پیامآور است. اگر این نبود، کار دنباله پیدا نخواهد کرد، نفوذ نخواهد کرد. آن ایمان هم باید با بصیرت همراه باشد؛ همچنانى که حالا دربارهى بصیرت مطالبى گفته شده است و روشن است. این، میشود عمل صالح. یعنى «انّ الّذین ءامنوا و عملوا الصّالحات»،*** 2 بقره: 277؛ «کسانى که ایمان آوردهاند و کارهاى شایسته کردهاند...» *** واقعاً عمل صالح و مصداق اتمّ عمل صالح، همین تبلیغ است که انجام باید بگیرد. پس در باب تبلیغ، باید فکر کرد، باید کار کرد. این نکتهاى را که جناب آقاى مقتدائى*** 3 رئیس حوزهى علمیهى قم *** اخیراً در بیانشان ذکر کردند، من نشنیده بودم و براى من نکتهى مهمى است که گفتند مرکزى براى طراحى در باب تبلیغ دین تشکیل شده است. خب، این همان چیزى است که من خواستم مطالبه کنم که این کار باید انجام بگیرد.
ببینید امروز تبلیغ در دنیا خیلى نقش پیدا کرده است و همیشه همین جور بوده است. قبلاً این ابزارها نبود؛ این ارتباطهاى نزدیک نبود. ما معممین یک امتیاز داریم که تبلیغ رویاروى و چهرهبهچهره میکنیم. این یک کار بىنظیرى است که هیچ چیزى جاى این را نمیگیرد؛ منبر رفتن، با مردم حرف زدن. این، از سایر شیوههاى تبلیغ، از جهاتى کارسازتر است - آن جهات هنرى و غیره، آنها هم در جاى خود لازم است - اما این یک تأثیرى دارد، یک خلأئى را پر میکند که سایر دستگاهها و شیوههاى تبلیغى این اثر را ندارد. پس تبلیغ مهم است و امروز ابزار اساسى است. ما هم یکى از شیوههاى مؤثر تبلیغ را در اختیار داریم.
میخواهیم عرض بکنیم تبلیغ باید جریان ساز باشد، تبلیغ باید گفتمان ساز باشد، تبلیغ باید فضا ایجاد کند؛ گفتمان ایجاد کند. گفتمان یعنى یک مفهوم و یک معرفت همهگیر بشود در برههاى از زمان در یک جامعه. آنوقت، این میشود گفتمان جامعه. این، با کارهاى جدا جداى برنامهریزى نشده، حاصل نخواهد شد؛ این کار احتیاج دارد به برنامهریزى و کارِ فعال و مثل دمیدن پیوستهى در وسیلهى فشارى است که میتواند آب یا مایهى حیات یا هوا را به نقاط مختلفى که مورد نظر است، برساند. باید دائم با این دم دمید، تا این اشتعال همیشه باقى بماند. این کار هیچ نباید متوقف بشود و به برنامهریزى احتیاج دارد.
این گفتمان سازى براى چیست؟ براى این است که اندیشهى دینى، معرفت دینى در مخاطبان، در مردم، رشد پیدا کند. اندیشهى دینى که رشد پیدا کرد، وقتى همراه با احساس مسئولیت باشد و تعهد باشد، عمل به وجود مىآورد و همان چیزى میشود که پیغمبران دنبال آن بودند. فرهنگ صحیح، معرفت صحیح، در مواردى بیدارباش، در مواردى هشدار؛ اینها کارکردهاى تبلیغ است؛ آثار و نتائجى است که بر تبلیغ مترتب میشود.
یک نمونه، همین تبلیغات ماه محرّم است که به مناسبت عزادارى محرّم انجام میگیرد. این، بهترین فرصت براى تبلیغ کردن است. از این فرصت باید استفاده کرد براى همان مطلبى که عرض شد؛ شاخص ایجاد بشود؛ مایز، شاخص سازى، معالمالطریق. اگر چنانچه سر دو راهى تابلوئى نباشد که نشان بدهد راهِ فلان جا از کجاست، طرف راست است یا طرف چپ است، این سیر کننده و رونده، به خطا خواهد افتاد. اگر چند راهى باشد، گمراه خواهد شد. شاخص باید معیّن کرد، انگشت اشاره را بایستى واضح مقابل چشم همه قرار داد تا بتوانند گمراه نشوند. در دنیائى که اساس کار دشمنان حقیقت بر فتنهسازى است، اساس کار طرفداران حقیقت بایست بر این باشد که بصیرت را، راهنمائى را، هرچه میتوانند، برجستهتر کنند و این شاخصها را، این مایزها را، این معالمالطریق را بیشتر، واضحتر، روشنتر در مقابل چشم مردم قرار بدهند، که مردم بفهمند، تشخیص بدهند و گمراه نشوند.
در تبلیغ یک مطلب این است - در آیهى سورهى مبارکه احزاب است، که تلاوت کردند - «الّذین یبلّغون رسالاتاللَّه و یخشونه و لایخشون احدا الّااللَّه و کفى باللَّه حسیبا».*** 1 احزاب: 39؛ «همان کسانى که پیامهاى خدا را ابلاغ میکنند و از او میترسند و از هیچ کس جز خدا بیم ندارند و خدا براى حسابرسى کفایت میکند.» *** تبلیغِ رسالاتاللَّه، با این دو تا شرط عملى است: «یخشونه»، این یک. «و لا یخشون احدا الّا اللَّه». اولاً خشیت الهى لازم است؛ براى خدا باشد، در راه خدا باشد، ملهم از تعلیم الهى باشد. اگر برخلاف الهام الهى و ملهمات از تعلیم الهى باشد، گمراهى است، ضلالت است. «فماذا بعد الحقّ الّا الضّلال».*** 2 یونس: 32؛ «... و بعد از حقیقت جز گمراهى چیست؟...» *** فهمیدن حق با خشیت الهى حاصل میشود. بعد، در مرحلهى بیان حق: «و لایخشون احدا الّا اللَّه». چرا؟ چون حق و حقیقت، دشمن دارد؛ بیان حقیقت آسان نیست. دشمنان حقیقت دنیادارانند، قدرتمندانند، طواغیت عالمند؛ در طول تاریخ این جور بوده است، تا آخر هم، تا زمانى که دولت حقهى ولىعصر (ارواحنا فداه) ظهور بکند، همین جور خواهد بود. این قدرتمندان بیکار که نمیمانند؛ ایجاد اشکال میکنند، ضربه میزنند، از همهى ابزارهایشان استفاده میکنند. پس باید «و لایخشون احدا الّا اللَّه» وجود داشته باشد، والّا اگر از غیر خدا ترسى وجود داشت - به انواع و اقسامه. ترس هم یک جور نیست - راه دیگر منسد خواهد شد. یک وقت این است که انسان ترس از جانش دارد، یک وقت ترس بر مال دارد، یک وقت ترس بر آبرو دارد، یک وقت ترس از حرف و گفتِ این و آن دارد؛ اینها همه ترس است. این ترسها را باید گذاشت کنار؛ «و لایخشون احدا الّا اللَّه». این، زحمت زیادى دارد. این رنج را، این زحمت را خیلى اوقات هم افراد نمیفهمند، مردم درک نمیکنند چه رنجى دارد کشیده میشود. دنبالهاش میفرماید: «و کفى باللَّه حسیبا»؛ حساب و کتاب را بگذار به عهدهى خدا. اخلاص، اقدامِ همراه با یقین، همراه با شجاعت و شهامت، و حساب و کتاب را به عهدهى خدا گذاشتن. این میشود آن قوارهى کلى تبلیغ اسلامى.
این را هم من در مورد تبلیغ در دوران محرّم - که حالا در پیش هست - عرض بکنم که بعضى حالا ممکن است بگویند شما میخواهید نهضت امام حسین را بیان بکنید، خیلى خب، بروید بیان کنید، دیگر روضهخوانى و گریه و زارى و اینها چیست؟ بروید بنشینید بیان کنید که حضرت این کار را کردند، این کار را کردند، هدفشان هم این بود. این، خیلى فکر خطائى است، نگاه غلطى است. این عاطفهى نسبت به اولیاء خدا، اولیاء دین، این پیوند عاطفى، پشتوانهى بسیار ارزشمند پیوند فکرى و پیوند عملى است. بدون این پشتوانه، خیلى سخت میشود در این راه حرکت کرد. این پیوند عاطفى، خیلى مهم است. اینى که امام راحل (رضوان اللَّه علیه) فرمودند عزادارى به سبک سنتى، این یک حرف از روى عادت نبود؛ حرف بسیار عمیقى است؛ ژرفنگرانه است. ببینید در قرآن نسبت به اولیاء الهى سه تعبیر وجود دارد:
یک تعبیر، تعبیر ولایت است؛ «انّما ولیّکم اللَّه و رسوله و الّذین امنوا الّذین یقیمون الصّلوة و یؤتون الزّکوة و هم راکعون»؛*** 1 مائده: 55؛ «ولىّ شما تنها خدا و پیامبر اوست و کسانى که ایمان آوردهاند؛ همان کسانى که نماز برپا میدارند و در حال رکوع زکات میدهند.» *** بحث ولایت. معلوم است که پیوند، ارتباط، معرفت، اینها داخل در زیرمجموعهى ولایت است.
یک بحث، بحث اطاعت است؛ «اطیعوا اللَّه و اطیعوا الرّسول و اولى الامر منکم»؛*** 1 نساء: 59؛ «... خدا را اطاعت کنید و پیامبر و اولیاى امر خود را [نیز] اطاعت کنید ...» *** اطاعت رسول و اطاعت اولىالامر. این، در عمل است. در میدان عمل باید اطاعت کرد، پیروى کرد.
اما یک بحث سومى وجود دارد و آن، بحث مودت است. «قل لا اسئلکم علیه اجرا الّا المودّة فى القربى».*** 2 شورى: 23؛ «... بگو به ازاى آن [رسالت] پاداشى از شما خواستار نیستم، مگر دوستى دربارهى خویشاوندان ...» *** این مودت چیست دیگر؟ ولایتِ اینها را داشته باشید، اطاعت هم از اینها بکنید؛ مودت براى چیست؟ این مودت، پشتوانه است. اگر این مودت نباشد، همان بلائى بر سر امت اسلامى خواهد آمد که در دورانهاى اول بر سر یک عدهاى آمد که همین مودت را کنار گذاشتند، بتدریج اطاعت و ولایت هم کنار گذاشته شد. بحث مودت خیلى مهم است. این مودت، با این ارتباطات عاطفى حاصل میشود؛ ماجراى مصیبتهاى اینها را گفتن، یک جور ایجاد ارتباط عاطفى است؛ ماجراى مناقب اینها و فضائل اینها را گفتن، یک جور دیگر پیوند عاطفى است.
بنابراین، این عزادارىهائى که انجام میگیرد، این گریه و زارىاى که میشود، این تشریح حوادث عاشورا که میشود، اینها چیزهاى لازمى است. یک عده از موضع روشنفکرى نیایند بگویند آقا، اینها دیگر لازم نیست. نه، اینها لازم است؛ اینها تا آخر لازم است؛ همین کارهائى که مردم میکنند. البته یک شکلهاى بدى وجود دارد که گفتهایم؛ مثل قمه زدن که گفتیم این ممنوع است، نباید این کار انجام بگیرد؛ این، مایهى دراز شدن زبان دشمنان علیه دوستان اهلبیت است. اما همین عزادارى متعارفى که مردم میکنند؛ دستهجات سینهزنى راه مىاندازند، عَلَم بلند میکنند، اظهار محبت میکنند، شعار مینویسند، میخوانند، گریه میکنند؛ اینها ارتباط عاطفى را روزبهروز بیشتر میکند؛ اینها خیلى چیزهاى خوبى است. این، اهمیت تبلیغ.
بنابراین در حوزهى علمیه - که مرکز هم از همه جهت قم است - باید براى این ترتیب دادن و جریانسازى و هماهنگ کردن و سیاستگذارى براى تبلیغ، حتماً یک کار خوبى انجام بگیرد - که حالا مژدهاش را دادند - انشاءاللَّه که این کار دنبال بشود. اى بسا در یک برههاى برخى از مسائل بایست تبلیغ بشود که مثلاً پنج سال، ده سال به آن نیاز است و ممکن است پنج سال بعد، آن موضوع اصلاً مورد نیاز نباشد. این کار را باید طراحى کرد. ما این را همیشه سفارش میکنیم به مبلغین، به طلاب، به فضلا که نیازسنجى کنید و بر طبق نیاز مخاطب و استفهام مخاطب، حرف بزنید؛ اما این کارِ یک فرد نیست. افراد ممکن است در این شناخت و ارزیابى هم بعضاً اشتباه بکنند. این، کار یک جمع متمرکز و یک برنامهریزى است، که انشاءاللَّه باید انجام بگیرد.
مهمترین برههاى و زمان و مکانى که تبلیغ، آنجا معنا میدهد، جائى است که فتنه وجود داشته باشد. بیشترین زحمت در صدر اسلام و در زمان پیغمبر، زحمات مربوط به منافقین بود. بعد از پیغمبر، در زمان امیرالمؤمنین زحماتى بود که از درگیرى و چالش حکومت اسلامى با افرادى که مدعى اسلام بودند، به وجود مىآمد. بعد هم همین جور؛ در دوران ائمه (علیهمالسّلام) هم همین جور؛ دوران غبارآلودگى فضا. والّا آن وقتى که جنگ بدر هست، کار، دشوار نیست؛ آن وقتى که در میدانهاى نبرد حاضر میشوند، با دشمنانى که مشخص است این دشمن چه میگوید، کار دشوار نیست. آن وقتى مسئله مشکل است که امیرالمؤمنین در مقابل کسانى واقع میشود که اینها مدعى اسلامند و معتقد به اسلام هم هستند؛ اینجور نبود که معتقد به اسلام هم نباشند، از اسلام برگشته باشند؛ نه، معتقدند به اسلام، راه را غلط میروند، هواهاى نفسانى کار دستشان میدهد. این، مشکلترین وضع است که افراد را به شبهه مىاندازد؛ به طورى که اصحاب عبداللَّهبنمسعود مىآیند خدمت حضرت، میگویند «انّا قد شککنا فى هذا القتال»!*** 1 وقعة صفین، ص 115: «ما در این جنگ شک داریم.» *** چرا باید شک کنند؟ این شک خواص، پایهى حرکت صحیح جامعهى اسلامى را مثل موریانه میجود. اینى که خواص در حقایق روشن تردید پیدا کنند و شک پیدا کنند، اساس کارها را مشکل میکند. مشکل کار امیرالمؤمنین، این است. امروز هم همین است. امروز در سطح دنیا که نگاه کنید، همین جور است؛ در سطح داخل جامعهى خودمان که نگاه کنید، همین جور است. تبیین لازم است.
در سطح بینالمللى، امروز دشمنان از همهى ابزارها دارند استفاده میکنند براى مشوب کردن اذهان عمومى آحاد بشر - ملتها - خواصشان و عوامشان؛ تا هر جا دستشان برسد. دارند براى این تلاش میکنند. ادعاى قانونگرائى میکنند، ادعاى حقوق بشر میکنند، ادعاى طرفدارى از مظلوم میکنند. خب، اینها حرفهاى قشنگى است، اینها حرفهاى جاذبهدارى است؛ اما حقیقت چیز دیگرى است. این رئیس جمهور آمریکا - همین چند روز قبل از این - میگوید: ما دنبال این هستیم که دولتهاى قانونشکن پاسخگو باشند. خب، کدام دولت قانونشکن است؟ کدام دولت قانونشکنتر از دولت آمریکاست؟ دولت آمریکا با کدام قانون عراق را اشغال کرد و این همه خسارت و تلفات انسانى و مادى و معنوى بر ملت عراق وارد کرد؟ بر اساس یک شایعهى دروغى که خودشان به وجود آورده بودند، حمله کردند عراق را اشغال کردند که صدها هزار مردم عراق در این چند سال کشته شدند و چند میلیون مردم عراق آواره شدند. چندى پیش در خبرها آمده بود پانصد و پنجاه دانشمند عراقى به وسیلهى اسرائیلىها ترور شدند. این، چیز کمى است؟! جوخههاى ترور بسیج شدند، رفتند دانشمندان عراقى را یکى یکى پیدا کردند، ترور کردند. این، بر اثر اشغال آمریکاست. با کدام قانون شما وارد عراق شدید؟ با کدام قانون تا حالا ماندهاید؟ با کدام قانون دارید با مردم عراق اینجور اهانتآمیز رفتار میکنید؟ با کدام قانون افغانستان را اشغال کردید؟ با کدام قانون بینالمللىِ عقلپسند دارید نیروهاتان را در افغانستان افزایش میدهید؟ چقدر اتفاق افتاد این حادثه که هواپیماهاى آمریکائى، کاروانهاى عروسى را در افغانستان به خاک و خون کشیدند؟ در طول این چند سال بارها و بارها اتفاق افتاد؛ دهها نفر در هر حادثهاى کشته شدند؛ مردمى که در یک عروسى شرکت کرده بودند. آن وقت افسر آمریکائى با وقاحت تمام میگوید: ما دنبال طالبان هستیم! هر جا طالبان را پیدا کنیم، میزنیم! به عروسى مردم چه کار دارید؟ به زندگى مردم چه کار دارید؟ همین چندى پیش در هرات، یکى از این حوادث را به وجود آوردند، بیش از صد نفر کشته شدند که پنجاهتاشان کودکان بودند. مظهر بىقانونى شما هستید. قانونشکنترین دولتها، امروز دولت آمریکاست.
حقیقت قضیه این است؛ اما زبانى که به کار میبرند، آن چیزى است که گفتم: ما با قانونشکنى مخالفیم! دولتهاى قانونشکن باید پاسخگو باشند! ببینید، فتنه یعنى این. چه چیزى میتواند این توطئهها را، این جریان گندابِ فاسد را از مجموعهى افکار عمومى عالم جمع بکند جز روشنگرى؛ و این ظلمات را بشکند. چه میتواند بشکند، جز چراغ و مشعل بیان حقیقت؟ ببینید چقدر وظیفه، سنگین است.
در زمینههاى مسائل دینى هم همین جور است. یکى از کارهائى که امروز دستهاى فتنهانگیز در دنیا بجد دنبالش هستند، اختلافات مذهبى در بین مسلمانهاست. چون منطقهاى که مسلمانها در آن زندگى میکنند، منطقهى حساسى است، منطقهى پر فایدهاى است، منطقهى راهبردى است، منطقهى نفت است و آنها به اینجا احتیاج دارند؛ اسلام هم مزاحم است. پس بایستى یک جورى مشکل اسلام را براى خودشان حل کنند. یکى از راههاى خوبى که پیدا کردهاند، ایجاد اختلاف بین مسلمانهاست؛ وسیلهى اختلاف هم تعصبات مذهبى. چه چیزى میتواند در مقابل این، ایستادگى بکند؟ بصیرت، روشنگرى، تبلیغ صحیح، در دام دشمن نیفتادن. این، عرصهى بینالمللى است.
در عرصهى داخلى هم همین جور. شما ملاحظه کنید یک عدهاى قانونشکنى کردند، ایجاد اغتشاش کردند، مردم را به ایستادگى در مقابل نظام تا آنجائى که میتوانستند، تشویق کردند - حالا تیغشان نبرید؛ آن کارى که میخواستند نشد، او بحث دیگرى است؛ آنها تلاش خودشان را کردند - زبان دشمنان انقلاب را و دشمنان اسلام را دراز کردند، جرأت به آنها دادند؛ کارى کردند که دشمنان امام - آن کسانى که بغض امام را در دل داشتند - جرأت پیدا کنند بیایند توى دانشگاه، به عکس امام اهانت بکنند؛*** 1 شعار حضار (روح منى خمینى - بت شکنى خمینى) *** کارى کردند که دشمنِ مأیوس و نومید، جان بگیرد، تشویق بشود بیاید در مقابل چشم انبوه دانشجویانى که مطمئناً اینها علاقهمند به امامند، علاقهمند به انقلابند، عاشق کار براى کشور و میهنشان و جمهورى اسلامى هستند، یک چنین اهانتى، یک چنین کار بزرگى انجام بدهند. آن قانونشکنىشان، آن اغتشاشجوئىشان - تشویقشان به اغتشاش و کشاندن مردم به عرصهى اغتشاشگرى - این هم نتائجش. این خطاها اتفاق مىافتد، عمل خلاف انجام میگیرد، کار غلط انجام میگیرد، بعد براى اینکه این کار غلط، غلط بودنش پنهان بشود، اطراف او فلسفه درست میشود! فلسفه میبافند؛ استدلال برایش درست میکنند! از ابتلائات بزرگ انسانها این است؛ همهمان در معرض خطریم، باید مراقب باشیم. کار خطا را میکنیم، بعد براى اینکه در مقابل وجدانمان، در مقابل سؤال مردم، در مقابل چشم پرسشگران بتوانیم از کار خودمان دفاع کنیم، یک فلسفهاى برایش درست میکنیم؛ یک استدلالى برایش میتراشیم!
خب، اینها ایجاد فتنه میکند؛ یعنى فضا را فضاى غبارآلود میکند. شعار طرفدارى از قانون میدهند، عمل صریحاً بر خلاف قانون انجام میدهند. شعار طرفدارى از امام میدهند، بعد کارى میکنند که در عرصهى طرفداران آنها، یک چنین گناه بزرگى انجام بگیرد؛ به امام اهانت بشود، به عکس امام اهانت بشود. این، کار کمى نیست؛ کار کوچکى نیست. دشمنان از این کار خیلى خوشحال شدند. فقط خوشحالى نیست، تحلیل هم میکنند. بر اساس آن تحلیل، تصمیم میگیرند؛ بر اساس آن تصمیم، عمل میکنند؛ تشویق میشوند علیه مصالح ملى، علیه ملت ایران. اینجا آن چیزى که مشکل را ایجاد میکند، همان فریب، همان غبارآلودگى فضا و همان چیزى است که در بیان امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) هست: «و لکن یؤخذ من هذا ضغث و من هذا ضغث فیمزجان فهنالک یستولى الشّیطان على اولیائه»؛*** 1 نهج البلاغه، خطبهى 50؛ «و همواره پارهاى از حق و پارهاى از باطل را در هم مىآمیزند و در چنین حالى شیطان بر یاران خود مسلط میشود.» *** یک کلمهى حق را با یک کلمهى باطل مخلوط میکنند، حق بر اولیاء حق مشتبه میشود. اینجاست که روشنگرى، شاخص معیّن کردن، مایز معیّن کردن، معنا پیدا میکند.
آن کسى که براى انقلاب، براى امام، براى اسلام کار میکند، بمجردى که ببیند حرف او، حرکت او موجب شده است که یک جهتگیرىاى علیه این اصول به وجود بیاید، فوراً متنبه میشود. چرا متنبه نمیشوند؟ وقتى شنفتند که از اصلىترین شعار جمهورى اسلامى - «استقلال، آزادى، جمهورى اسلامى» - اسلامش حذف میشود، باید به خود بیایند؛ باید بفهمند که دارند راه را غلط میروند، اشتباه میکنند؛ باید تبرى کنند. وقتى مىبینند در روز قدس که براى دفاع از فلسطین و علیه رژیم غاصب صهیونیست است، به نفع رژیم غاصب صهیونیست و علیه فلسطین شعار داده میشود، باید متنبه بشوند، باید خودشان را بکشند کنار، بگویند نه نه، ما با این جریان نیستیم. وقتى مىبینند سران ظلم و استکبار عالم از اینها حمایت میکنند، رؤساى آمریکا و فرانسه و انگلیس و اینهائى که مظهر ظلمند - هم در زمان کنونى، هم در دورهى تاریخىِ صد سال و دویست سالهى تا حالا - دارند از اینها حمایت میکنند، باید بفهمند یک جاى کارشان عیب دارد؛ باید متنبه بشوند. وقتى مىبینند همهى آدمهاى فاسد، سلطنتطلب، از اینها حمایت میکند، تودهاى از اینها حمایت میکند، رقاص و مطرب فرارى از کشور از اینها حمایت میکند، باید متنبه بشوند، باید چشمشان باز بشود، باید بفهمند؛ بفهمند که کارشان یک عیبى دارد؛ بلافاصله برگردند بگویند نه، ما نمیخواهیم حمایت شما را. چرا رودربایستى میکنند؟ آیا میشود با بهانهى عقلانیت، این حقایق روشن را ندیده گرفت، که ما عقلانیت بخرج میدهیم! این عقلانیت است که دشمنان این ملت و دشمنان این کشور و دشمنان اسلام و دشمنان انقلاب، شما را از خود بدانند و براى شما کف و سوت بزنند، شما هم همین طور خوشتان بیاید، دل خوش کنید؛ این عقلانیت است؟! این نقطهى مقابل عقل است. عقل این است که بمجردى که دیدید برخلاف آن مبانىاى که شما ادعایش را میکنید، چیزى ظاهر شد، فوراً خودتان را بکشید کنار، بگوئید نه نه نه، ما نیستیم؛ بمجردى که دیدید به عکس امام اهانت شد، به جاى اینکه اصل قضیه را انکار کنید، کار را محکوم کنید؛ بالاتر از محکوم کردنِ کار، حقیقت کار را بفهمید، عمق کار را بفهمید؛ بفهمید که دشمن چه جورى دارد برنامهریزى میکند، چه میخواهد، دنبال چیست؛ این را باید این آقایان بفهمند. من تعجب میکنم! کسانى که اسم و رسم خودشان را از انقلاب دارند - بعضى از این آقایان یک سیلى براى انقلاب نخوردند در دوران اختناق و طاغوت - و به برکت انقلاب اسم و رسمى پیدا کردند و همه چیزشان از انقلاب است، مىبینید که دشمنان انقلاب چطور بُراق شدند، آماده شدند، صف کشیدند، خوشحالند، میخندند؛ اینها را که مىبینید؟ به خود بیائید، متوجه بشوید.
شما برادران سابق ما هستید. اینها کسانى هستند که بعضى از اینها، یک وقتى به خاطر طرفدارى از امام مورد اهانت هم قرار میگرفتند. حالا ببینند که کسانى که به نام اینها شعار میدهند، عکس اینها را روى دستشان میگیرند، اسم اینها را با تجلیل مىآورند، درست نقطهى مقابل، علیه امام و علیه انقلاب و علیه اسلام شعار میدهند و روزهخورى علنى در روز قدس، در ماه رمضان، میکنند؛ اینها را مىبینید، خب، بکشید کنار. انتخابات تمام شد. انتخاباتى بود، عمومى هم بود، درست هم بود، اشکالى هم نتوانستند بر انتخابات بگیرند و ثابت کنند؛ حالا هى ادعا کردند، فرصت هم داده شد؛ گفتیم بیائید، نشان بدهید، ثابت کنید؛ نتوانستند، نیامدند؛ تمام شد. پابندى به قانون اقتضاء میکند که انسان ولو این رئیس جمهورى را که انتخاب شده است قبول هم نداشته باشد، وقتى براى قانون احترام قائل بود، بایستى در مقابل قانون، خضوع کند. خب، معلوم است هیچ کسى نمیتواند بگوید این کسى که انتخاب شده، صددرصد حُسن محض است، آن طرفى که انتخاب نشده است، صددرصد قبح محض است؛ نه، همه حُسنى دارند، قبحى دارند؛ این طرف هم حُسنى دارد، قبحى دارد؛ آن طرف هم حُسنى دارد، قبحى دارد. قانون، ملاک است، معیار است. چرا اینجورى میشود؟ چرا؟ این، هواى نفس است.
اینها مال امروز هم نیست. کسانى که از اوائل انقلاب یادشان هست، میدانند؛ بعضى بودند از یاران امام، از نزدیکان امام در دههى اول انقلاب و در حال حیات امام، که کارشان به مقابلهى با امام کشید؛ کارشان به معارضهى با امام کشید؛ ایستادند پاى اینکه امام را به زانو در بیاورند و خطاى حرکت امام (رضوان اللَّه تعالى علیه) را - آن مرد بزرگ را، آن مرد الهى را - اثبات کنند؛ اما بعد زاویه پیدا کردند. خب، انقلاب اینها را مطرود کرد. کسانى که از نزدیکان امام بودند، از یاران امام بودند، کارشان کشید به یا پناه بردن به دشمن، یا مواجه شدن با انقلاب، یا ضربه زدن به انقلاب. اینها باید عبرت باشد براى همهى ما؛ باید عبرت باشد؛ باید بفهمیم.
من هیچ اعتقادى ندارم به دفع؛ من گفتم در نماز جمعه؛ اعتقاد من به جذب حداکثرى و دفع حداقلى است؛ اما بعضى کأنه خودشان اصرار دارند بر اینکه از نظام فاصله بگیرند. یک اختلاف درون خانوادگى را، درون نظام را - که مبارزات انتخاباتى بود - یک عدهاى تبدیل کردند به مبارزهى با نظام - البته اینها اقلیتند، کوچکند؛ در مقابل عظمت ملت ایران صفرند، لکن به نام اینها شعار میدهند، اینها هم دل خوش میکنند به این - این باید مایهى عبرت باشد. تبلیغ باید بتواند این حقایق را براى مردم و براى خود آنها روشن بکند که بفهمند دارند خطا میکنند و اشتباه میکنند.
البته این نظام، نظام الهى است؛ این نظام، نظامى است که خداى متعال لطف خود و حمایت خود را از این نظام به مرات و کرات نشان داده است؛ تجربههاى ما از اول انقلاب همهاش همین را نشان میدهد. ما اگر با خدا باشیم، خدا با ماست.این کسانى که و این جهانخواران که امروز در سطح بینالمللى با این منطقهاى مغلوط و با این منطقهاى مخدوش - که اشاره کردم - میخواهند دنیا را اداره بکنند و بر دنیا سیطره پیدا بکنند، مطمئناً به وسیلهى این ملت و به وسیلهى ملتهاى مستقل، به حول و قوهى الهى تودهنى خواهند خورد. اینها نه اسلام را شناختند، نه این ملت را شناختند، نه این انقلاب را شناختند، نه امام راحل عظیمالشأن ما را شناختند؛ نمیدانند با کى طرف شدهاند. این ملت را هم نشناختند؛ این ملت، ملت مقاومى است. جوانهاى ما جوانهائى هستند که به معناى حقیقى کلمه از عمق جانشان تلاش میکنند براى سعادت؛ سعادتى که در اسلام هست. دانشجوهاى ما هم همین جورند؛ دانشجوهاى ما امروز جزو برترین دانشجوها هستند؛ نه فقط از لحاظ ذهن و علم، بلکه حتّى از لحاظ صفا، معنویت، ایمان؛ دانشجوهاى ما خیلى خوبند. توى همین قضایا هم بارها دیده شده؛ دانشگاه بسیار آزمایش خوبى داد. در همین قضایا نشان داد که توى صحنه است، آگاه است، بیدار است. هرچه هم این ارتباط حوزه و دانشگاه، این پیوند حوزه و دانشگاه بیشتر بشود، این معنویت، این روحیات، بیشتر خواهد شد.
ما البته درخواستمان از مردم این است: در این قضایاى اهانت به امام راحل (رضوان اللَّه علیه)، مردم ما عصبانى شدند، خشمگین شدند؛ حق هم دارند. اعلام برائت کردند، جا هم داشت، خوب هم بود؛ لکن آرامششان را حفظ کنند. از دانشجوها هم ما همین درخواست را داریم: آرامش را حفظ کنید. این کسانى که در مقابل شما قرار دارند، اینها کسانى نیستند که ریشهاى داشته باشند، بتوانند بمانند، بتوانند در مقابل عظمت این ملت و عظمت این انقلاب، مقاومت کنند؛ نه. با آرامش؛ همه کار با آرامش. اگر یک وقتى لازم بشود، خود مسئولین، خود قانون و حافظان قانون، آنچه که وظیفهشان باشد، انجام میدهند. البته شناسائى کنند؛ خود دانشجوها موظفند در محیط دانشگاه، افرادى را که منشأ فسادند، اینها را بشناسند و دیگران را آگاه کنند. این خودش یک تبلیغ درست و صحیحى است. آگاه کنند؛ بدانند ارتباطات اینها را، جهتگیرى اینها را؛ لکن همه کار با آرامش باید انجام بگیرد. در سطح جامعه، تشنج، اغتشاش، درگیرى مصلحت نیست؛ این چیزى است که دشمن میخواهد. دشمن میخواهد جامعه آرام نباشد. امنیت، مهم است. دشمنان امنیتِ مردم دوست دارند که مردم در ناامنى زندگى کنند، ناراحت بشوند، کلافه بشوند، عصبانى بشوند؛ ما این را نمیخواهیم. ما میخواهیم مردم زندگىشان، زندگى آرامى باشد؛ دانشجو بتواند درس بخواند؛ طلبه بتواند درس بخواند؛ دانشمند بتواند تحقیق خودش را بکند؛ صنعتگر، کشاورز، بازرگان، بتوانند همه کارشان را انجام بدهند. محیط دانشگاه هم باید محیط امنى باشد؛ جوانهاى مردم توى این مجموعهى دانشگاه جمعند، مردم میخواهند جوانهاشان در محیط امنى باشند. این کسانى که محیط دانشگاه را با این اغتشاشگرى ناامن میکنند، با مردم مواجهاند، با مردم طرفند. البته دستگاههاى قانونى هم وظائفى دارند؛ باید به این وظائف عمل کنند.
بدانید جوانان عزیز! طلاب عزیز! فضلاى جوان! بدانید که این آیهى مبارکه: «فامّا الزّبد فیذهب جفاء و امّا ما ینفع النّاس فیمکث فى الارض»،*** 1 رعد: 17؛ «... اما کف بیرون افتاده از میان میرود، ولى آنچه به مردم سود میرساند، در زمین [باقى] میماند...» *** امروز مصداق تام و تمامى در زمان شما دارد و این را شما خواهید دید. به فضل الهى خواهید دید که «و امّا ما ینفع النّاس فیمکث فى الارض»، این بناى استوار که هندسهى آن الهى است، بناى آن هم با دست یک مرد الهى است، بقاء آن هم با ارادهى این ملت عظیم و با ایمان این ملت عظیم است، استوار خواهد ماند و انشاءاللَّه این درخت روزبهروز ریشهدارتر خواهد شد و خواهید دید که این مخالفان، این کسانى که با این بنا، با این حق و حقیقت مخالفت میکنند، «فیذهب جفاء»؛ اینها در مقابل چشم شما انشاءاللَّه نابود خواهند بود.
امیدواریم خداوند متعال قلب مقدس ولىعصر را نسبت به همهى ما مهربان بفرماید و دعاى آن حضرت را شامل حال ما بفرماید و ارواح طیبهى شهدا و روح امام بزرگوار را انشاءاللَّه از ما راضى کند.
والسّلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته
همراهی مسئولان پردیس هنر دانشگاه تهران با افراطیون
به گزارش حوزه دانشگاه خبرگزاری فارس، انجمن اسلامی پردیس هنر روز گذشته از ساعت 12:10 الی 14 مراسم غیر قانونی را در داخل تالار شهید آوینی دانشکده هنر دانشگاه تهران برگزار کرد.
این مراسم بدون اخذ مجوز و با حضور حبیبی ریاست دانشکده پردیس هنرهای زیبا، تقیزاده معاونت پشتیبانی پردیس، حیدری معاونت فرهنگی پردیس و مسئول کل حراست دانشکده پردیس هنر برگزار شد.
در این مراسم که به پیشنهاد حبیبی به طرفداران موسوی به تریبون آزاد تبدیل شد، شعارهایی علیه نهادهای انقلابی و مسئولان نظام از سوی طرفداران کاندیدای مغلوب انتخابات سر داده شد که با لبخند این مسئولان همراه بود.
در ادامه حسین حمدیه تحت عنوان دبیر انجمن اسلامی به عنوان اولین سخنران پشت تریبون قرار گرفت و به توهین علنی به رییس دانشگاه تهران، بسیج دانشجویی و مسئولان نظام پرداخت.
پس از وی حبیبی ریاست دانشکده پردیس هنرهای زیبا با قرار گرفتن در پشت تریبون مجلس ضمن تشکر از حمایت افراد حاضر، دلیل استعفای خود را حمایت از دانشجویان معترض در روزهای اخیر اعلام کرد که با شعارهای موهن حاضرین همراه شد.
پس از وی 5 نفر از افرادی که به گفته دانشجویان چند سالیست دانشگاه تهران را ترک کردهاند پشت تریبون قرار گرفته و با هتاکی نسبت به آرمانهای انقلاب و مسئولان در حضور مسئولان پردیس هنرهای زیبا از فرهاد رهبر خواستند استعفا داده و جای خود را به زهرا رهنورد بدهد که با سوت و کف دانشجویان و تایید مسئولان حاضر در سالن مواجه شدند.
در ادامه مسئول بسیج دانشجویی پردیس دانشکده هنر درخواست کرد تا به پشت تریبون رفته و صحبت کند که با هتاکی و تمسخر حامیان موسوی مواجه و با سکه مورد اصابت قرار گرفت.
در این هنگام یکی از دانشجویان دختر محجبه حاضر در جلسه پشت تریبون رفت که افراد حاضر فریاد زدند دانشجو نیست که در نهایت این دختر دانشجو با نشان دادن کارت دانشجویی خود پاسخ طرفداران موسوی را داد، اما آنها در مقابل با پرتاب سکه وی را مورد تمسخر قرار دادند.
در این لحظه حبیبی رییس مستعفی پردیس که هنوز استعفایش پذیرفته نشده و از دفتر ریاست به جمع دانشجویان پیوسته بود در کنار معاون پشتیبانی اش عزت الله تقی زاده با لبخند و تکان دادن دست جمع را همراهی و کارهایشان را تائید کرد.
پس از تجمع غیرقانونی با حضور رییس پردیس در داخل سالن آمفی تئاتر حاضرین با سر دادن شعارهایی علیه مسئولان نظام به صحن دانشگاه آمده و با در دست داشتن تصاویر منتظری به تجمع پرداختند.
در این هنگام زهرا رهنورد با حضور در بین دانشجویان معترض، دقایقی برای آنها سخنرانی کرده و بلافاصله صحنه را ترک کرد.
به مخالفین انقلاب می گویم : شما راه به جایی نخواهید برد
آیتالله نوری همدانی با تاکید بر اینکه جوامع بشری و اسلامی درنتیجه حاکم نبودن وظام ولایی آسیبهای بسیار دیدهاند گفت: شیعیان اهل ظفرند و اطمینان داشته باشید که این جریانهای دردناک ادامه نخواهد یافت حال که در زمان غیبت کبری قرار داریم باید با استفاده از تعلیفات، مناظرات و گفتگوهای علمی به تبلیغ تشیع و نظام ولایی بپردازیم...
آیتالله نوری همدانی از مراجع اعظام در همایش تبلیغ و محرم که صبح امروز در دانشگاه امام صادق برگزار شد، ضمن بیان مطلب فوق گفت: اولین اصل دین اسلام توحید است، اصل دوم نبوت است و اصل سوم معاد نام دارد و طبق آنچه که از روایات و احادیث وجود دارد ولایت مرتبط و در پیوند این اصول و تمام اصول اسلامی است.
آیتالله نوری همدانی در ادامه با بیان حدیثی از امام علی(ع) گفت: اسلام بر 5 موضوع بنا شده است: نماز، روزه، خمس و ولایت که طبق فرمایش امام(ع) ولایت افضل آنها است و بدون اعتقاد به ولایت خداوند هیچ عملی را نمیپذیرد.
وی ادامه داد: نظامی که مردم را دعوت به اسلام میکند نظام ولایی است و نظام مقابل نظام ولایی، نظام طاغوتی است. یعنی هر نظامی که منطبق با فرامین الهی باشد ولایی است و نظامهای غیر هماهنگ با فرامین الهی طاغوتی هستند.
این مرجع تقلید شیعه در ادامه سخنان خود گفت: پیامبر (ص) در آستانه ارتحال خود دو چیز را در انحصار اهل بیت قرار داد. هدایت و حکومت. این دو تاثیرگذار مسائل در زندگی انسان هستند.
نوری همدانی در بخش دیگری از سخنان خود گفت: هرگاه در جامعه انحراف از ولایت به وجود بیاید آن جامعه و نظام دیگر ولایی نیست و طاغوتی است مانند بنیعباس و بنیامیه که با دور شدن از امامت و ولایت هم هدایت و هم حکومت را منحرف ساختند و نظامشام طاغوتی شد. در حقیقت هرگاه انحرافی در مسیر هدایت بوجود بیاید فتنهها متولد میشود.
وی با اشاره به تعریفات انجام شده در سلسله خلافتها و پادشاهیهای تاریخ اسلام و ایران گفت: حکومت بنیعباس و بنیامیه و بعدها امویان، ایلخانان، سلجوقیان تا قاجاریه و پهلوی در ایران نه تنها ولایی و مشروطه نبودند بلکه تابش نور ولایت بر جامعه را مانع میشدند.
آیتالله نوری همدانی با تاکید بر اینکه جوامع بشری و اسلامی درنتیجه حاکم نبودن وظام ولایی آسیبهای بسیار دیدهاند گفت: شیعیان اهل ظفرند و اطمینان داشته باشید که این جریانهای دردناک ادامه نخواهد یافت حال که در زمان غیبت کبری قرار داریم باید با استفاده از تعلیفات، مناظرات و گفتگوهای علمی به تبلیغ تشیع و نظام ولایی بپردازیم.
وی همچنین مشکلات موجود در تاریخ نظام سیاسی حاکم بر ایران را مرتبط با دور بودن از نظام ولایی در مقابله با آن دانست و اظهار کرد: انقلاب اسلامی ایران یک نظام ولایی را در کشور برقرار کرد و امروز خواب مستکبرین جهان آشفته شده است. چون شیعه ترقی پیدا کرده و کسی پیشبینی نمیکرد که قیامی از سوی شیعیان انجام بپذیرد.
وی ادامه داد: امام(ره) قیام کرد و مردم ایران را از سیطره استعمار و استکبار خارج ساخت و به دنبال غلبه مستضعفین جهان بر مستکبرین عالم بود.
وی در ادامه با اشاره به فضائل اخلاقی امام(ره) گفت: حضرت امام(ره) قضا، حکومت، نماز جمعه و اعیاد اسلامی را به مردم کشور باز گرداند. هر آنچه که ظالمان از مردم ستانده بودند را به مردم کشور پس داد. من مطالعه 3 کتاب را پیشنهاد میکنم تا به عمق حرکت امام پی برده شود:
1- مجموعه 22 جلدی صحیفه نور که بیانات حضرت امام(ره) در آن گردآوری شده است.
2- مجموعه 50 جلد تبیان که در رابطه با انقلاب و موضوعات مرتبط با آن است و
3- وصیتنامه امام(ره) که حاصل تجارب وی در زمان آغاز نهضت تا زمان ارتحالش بود.
آیتالله نوری همدانی در بخش دیگری از سخنان خود بیان کرد: پس از رحلت حضرت امام(ره) خلف صالح و برحقش مقام معظم رهبری توانست در این مدت 20 سال این کشتی مهم را سکانداری کند که کار بسیار عظیمی را انجام داده است.
وی همچنین با اشاره به این موضوع که انقلاب بر 3 پایه اصلی اسلام، مردم و رهبر بنا شده است، گفت: لازم است این انقلاب را حفظ و نگهداری کنیم. باید پشتیبان ولایت فقیه باشیم تا به این مملکت آسیبی نرسد.
وی همچنین با اشاره به وقایع پس از انتخابات گفت: خطاب به کسانی که نقش مخالفین را ایفا میکنند میگویم که شما راه به جایی نخواهید برد چون انقلاب اسلامی ریشه در جان مردم دارد.
آیتالله نوری همدانی در پایان سخنان خود گفت: معتقد هستم این انقلاب واسطه قیام عاشورا و قیام حضرت مهدی(عج) است.
توضیحات داور جایزه «جلال» درباره برگزیده نداشتن بخش داستان

فیروز زنوزی جلالی، نویسنده و داور بخش داستان کوتاه و بلند دومین جایزه جلال آلاحمد به خبرنگار فارس، گفت: این مسأله که بخش ادبیات داستانی جایزه جلال اثر برگزیده داشته باشد یا نه به نظر جمعی داوران بستگی دارد و نمیشود یک جانبه نسبت به آن قضاوت کرد.
وی ادامه داد: در جایزه جلال داوران پس از بررسی آثار نهایی فرمهایی را پر میکنند که در آن فرمها به هر یک از اجزای داستانی کتابها نمرهای تعلق میگیرد و در نهایت جمع نمرات تقسیم بر تعداد داوران میشود و اثری که نتوانسته باشد 90 امتیاز از مجموع 100 امتیاز را کسب کند برابر آییننامه نمیتواند به عنوان برگزیده اعلام شود.
وی با بیان اینکه رمان «قاعده بازی» خود من هم سال گذشته نتوانست برگزیده نهایی جایزه جلال شود و تنها از آن تقدیر شد، گفت: این در حالی است که همین رمان در سال گذشته جایزه کتاب سال را از آن خود کرد و در سه چهار جایزه دیگر هم برگزیده شد.
زنوزی جلالی با اشاره به اینکه هر اثر برگزیده باید بتواند دستکم کف انتظارات مخاطبان را برآورده کند، یادآور شد: وقتی ما اثری را به عنوان کتاب برگزیده اعلام میکنیم باید بتوانیم به این پرسش پاسخ بدهیم که چرا آن اثر را انتخاب کردهایم.
وی با تاکید بر اینکه مطلقنگری در حوزه ادبیات جایی ندارد، متذکر شد: حتی کارهای سرآمدان ادبیات داستانی دنیا نظیر تولستوی و داستایفسکی هم خالی از اشکال نیستند اما به طور نسبی دارای برتریهایی نسبت به سایر آثاراند که همین ویژگیها آنها را از دیگران متمایز کرده است.
نویسنده کتاب «باران بر زمین سوخته» در ادامه به اعلام انصراف مصطفی مستور و مجید قیصری از روند داوریهای جایزه جلال اشاره و اذعان کرد: اگرچه معتقدم هر نویسندهای مختار است که در مورد اثرش تصمیم بگیرد اما این قبیل موضعگیریها را خالی از اشکال نمیدانم.
وی با تأکید بر اینکه اعلام انصراف این دو نویسنده هیچ تاثیری در روند داوریهای جایزه جلال نداشته است تصریح کرد: به اعتقاد من اعلام انصراف این دو بزرگوار میتواند ناشی از این باشد که چون خود آنها میدانستند اثرشان در فهرست برگزیدگان نهایی جایزه جلال جایی ندارد ترجیح دادند به صورت آبرومندانه از جایزه کنارهگیری کنند.
وی ادامه داد: اگرچه آقای مستور و قیصری به گواه آثارشان جزء نویسندگان توانمند ما هستند اما بعضی از کتاب های آنها حتی نتوانسته بود برگزیده جایزه کتاب فصل شود بنابراین طبیعی است که آن کتابها نتوانند در جایزه جلال به دورنهایی برسند.
نویسنده رمان «مخلوق» همچنین خاطر نشان کرد: نویسندهای که کتابی منتشر میکند یعنی این جسارت را داشته است که خودش را در معرض نقد دیگران قرار دهد بنابراین نمیتواند خواستار حذف اثرش از روند داوری یک جایزه شود و اگر این اتفاق افتاده است باید دلیل آن را در جای دیگری جست.
وی در پایان تأکید کرد: داوری در باب نظرگاه آقای مستور و قیصری در صلاحیت من نیست و بهتر است از خود آنها پرسیده شود که چرا چنین تصمیمی گرفتهاند من تنها میتوانم بگویم که این قبیل موضعگیریها توجیه ادبی ندارد.
16 آذر امسال،باشکوه تر از همیشه
تلاش برای ملتهب کردن فضای دانشگاه در روز دانشجو، که از ماه ها پیش برنامه ریزی شده بود، با وجود سازماندهی گسترده طرفداران موسوی، و صدور بیانیه های مختلف از جانب این جریان، با حضور گسترده نزدیک به 4000 نفر از دانشجویان در دانشگاه تهران و برگزاری برنامه سالیانه روز دانشجو، ناکام ماند.
به گزارش رجانیوز، در حالی که میرحسین موسوی با صدور بیانیه ای به مناسبت روز 16 آذر سعی کرده بود تا از برنامه های دانشجویی این روز بهره برداری سیاسی کند، ساعت 11 صبح امروز حدود 1000 نفر از دانشجویان دانشگاه تهران با حضور در صحن اصلی دانشگاه، مابین دانشکده حقوق و دانشکده فنی با در دست داشتن پرچم سبز جانم فدای رهبر، و با سر دادن شعار "مرگ بر منافق" برنامه روز دانشجو را آغاز کردند.
این در حالی بود که طرفدارن موسوی که تعداد آنها به 200 تا 300 نفر می رسید نیز با حضور در مقابل دانشکده فنی در مقابل این شعارها با سر دادن شعار " یا حسین میرحسین" و " مرگ بر دیکتاتور" به شعار مرگ بر منافق واکنش نشان دادند.
در همین حال و با گذشت زمان تعداد تجمع کنندگان هر دو طرف افزایش یافت به نحوی که در مقابل دانشجویان طرفدار موسوی که اینک تعداد آنها نزدیک به 800 نفر رسیده بود و قصد داشتند با حضور در مقابل دانشکده فنی مانع برگزاری سخنرانی رحیم پور ازغدی و صفار هرندی در تالار شهید چمران این دانشکده بمانسبت روز دانشجو شوند، دانشجویان حاضر در صحن دانشگاه که تعداد آنها نیز به 3000 نفر رسیده بود، با حرکت به سمت این دانشکده، وارد دانشکده فنی شده و با حضور در تالار شهید چمران دانشکده فنی دانشگاه تهران، یاد سه شهید استکبارستیزی این دانشکده را گرامی داشتند. در این مراسم که حدود ساعت 14 خاتمه یافت، رحیم پور ازغدی و صفار هرندی سخنرانی کردند.
پس از این سخنرانی نیز دانشجویان که اینک تعداد آنها به 4000 هزار نفر رسید بود، در صحن دانشگاه تهران اقدام به راهپیمایی و برگزاری تظاهرات کردند.
این دانشجویان شعار می دادند: " یا حسین، کربلا"، " خونی که در رگ ماست، هدیه به رهبر ماست"، " منافق حیا کن دانشگاه را رها کن"، " انگلیس حیا کن دانشگاه را رها کن" ، " انگلیس حیا کن کروبی را رها کن"، " آزادی اندیشه با بادکنک(سبز) نمی شه".
در این راهپیمایی، پوستری که در آن عکس های اوباما، بنی صدر، مریم رجوی، مسعود رجوی، پرز، شیرین عبادی و ربع پهلوی، در کنار هم چیده شده بود، با شعار مرگ بر منافق دانشجویان به آتش کشیده شد. این دانشجویان پس از اجرای این برنامه یکصدا فریاد زدند، " موسوی، کروبی، این آخرین پیام است؛ دانشجوی مسلمان آماده قیام است" این دانشجویان همچنین اعلام کردند، حاضرند برای ساعت ها و روزهای متمادی در صحن دانشگاه حاضر شوند، تا منافقین مجال ایجاد فتنه در دانشگاه را نداشه باشند.
در مقابل نیز دانشجویان طیف های مختلف از طیف علامه، مارکسیست ها، لیبرال ها،جریانات دموکراسی خواه و جریانات قومی که در سالیان اخیر همواره اختلافات و درگیریهای بسیار جدی در بین آنها وجود داشت، امسال در یک اقدام عجیب قابل توجه، بصورت هماهنگ و متحد، اقدام به تجمع و سردادن شعار در دانشگاه تهران کرده اند. در میان این دانشجویان، تعداد زیادی از دانشجویان افراطی دانشگاه های علامه، امیرکبیر و شریف نیز دیده می شوند.
در همین حال، اقدام طرفداران موسوی برای ایجاد تنش در دانشگاه های شریف امیر کبیر و شهید بهشتی نیز به دلیل بی توجهی دانشجویان این دانشگاه ها توفیق چندانی نداشته است چنانکه طرفداران موسوی به دلیل عدم همراهی دانشجویان در دانشگاه شهید بهشتی، با شعار "دانشجوی باغیرت حمایت حمایت" از دانشجویان دیگر در خواست کردند تا به آنها بپیوندد.
در دانشگاه علم و صنعت نیز700 نفر از دانشجویان با حضور در مقابل سردر دانشگاه با اقامه نماز وحدت، برنامه روز دانشجو را برگزار کردند. پس از اقامه نماز، وحید جلیلی سردبیر نشریه"راه" در جمع دانشجویان به سخنرانی پرداخت. این در حالی بود که نزدیک به 500 نفر از دانشجویان طرفدار موسوی با حرکت از سمت خوابگاه به سمت سردرد دانشگاه و سردادن شعار نیز تلاش کردند تا به نوعی روز دانشجو را گرامی بدارند!
دانشجویان حامی موسوی که با تعداد زیاد دانشجویان نماز گزار روبرو شده بودند با حرکت به سمت نرده های دیوارهای دانشگاه، و کشیدن سکه و کلید به نرده های دیوار دانشگاه، سر و صدای زیادی را ایجاد کردند.
در دانشگاه شریف نیز بسیج دانشجویی این دانشگاه به مناسبت روز دانشجو اقدام به برگزاری راهپیمایی در صحن دانشگاه با حضور 200 نفر از دانشجویان نمود. در مقابل نیز 200 نفر از دانشجویان طرفدار موسوی با حضور در سردر دانشگاه شریف اقدام به سردادن شعار نمودند. برنامه دانشگاه شریف نیز بدون هرگونه درگیری پایان یافت.
در دانشگاه امیر کبیر نیز در حالی که نمایشگاه عکسی به مناسبت 16 آذر برپا شده بود، نزدیک به 400 نفر از دانشجویان با راهپیمایی در صحن دانشگاه از سمت درب حافظ تا ساختمان ابوریحان این دانشگاه شعارهای استکبار ستیزانه و مرگ بر منافق سر دادند. این در حالی بود که طرفداران موسوی نیز با برپایی تریبون آزادی در مقابل دانشکده پلیمر این دانشگاه اقدام به سر دادن شعار و هتاکی نمودند. این تعداد سپس به سمت درب خیابان ولیعصر حرکت کردند. حضور تعداد زیادی از عناصر افراطی و تندرو همچون مجید توکلی از عوامل تهیه نشریات موهن در هدایت این حرکات مشهود بود.
اما حضور دانشجویان انقلابی در صحن اصلی دانشگاه امیرکبیر به همین جا منتهی نشد چنانکه دانشجویان با اجرای تئاتر خیابانی " سخنرانی نیکسون" و سپس اجرای برنامه دومینوی سقوط روسای جمهور امریکا از نیکسون تا اوباما، خروش استکبار ستیزانه دانشجویان شهید دانشگاه تهران را گرامی داشتند.

اما در حالی که برنامه های روز دانشجو در دانشگاه های مختلف همچون سال های گذشته با تجمع دانشجویان تشکلهای مختلف دانشجویی در حال برگزاری است. از خیابان های اطراف این دانشگاه ها خبر می رسد که عده ای از افراد سبزپوش که به گونه ای کاملا سازماندهی شده در خیابان های اطراف دانشگاه ها خصوصا دانشگاه تهران، امیرکبیر و شریف حضور یافته اند قصد دارند تا با دخالت در این برنامه های دانشجویی، بهانه ای برای ایجاد نا آرامی در خیابان ها ایجاد کنند به نحوی که تعداد دویست نفر از اراذل و اوباش با حضور در خیابان دانشگاه( خیابان مقابل سردر دانشگاه تهران) پس از حمله به نیروی انتظامی اقدام به ایجاد آتش سوزی و شکستن شیشه های فروشگاه های کتاب فروشی این خیابان کرده اند.
همچنین گروهی از اراذل و اوباش نیز با تجمع مقابل درب دانشگاه امیرکبیر، سعی در ورود غیر قانونی به این دانشگاه را داشتند که با مقاوت نیروهای حراست این دانشگاه موجه شده اند.
این تعداد سپس با حضور در خیابان ولیعصر با شکستن درب دانشگاه هنر تلاش کردند تا از این طریق وارد دانشگاه امیرکبیر شوند که متفرق شدند.










بیانات رهبری در دیدار هزاران نفر از قشرهای مختلف مردم در سالروز عید سعید غدیر
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در خجسته عید سعید غدیرخم در دیدار هزاران نفر از قشرهای مختلف ملت، مسئله غدیر را، دربردارنده یک شاخص و معیار جاودان الهی برای مشخص شدن مسیر صحیح امت اسلامی خواندند و با اشاره به دروغ پراکنی گسترده صهیونیستها و بیگانگان برای گمراه کردن افکار عمومی جهان در مسئله هسته ای ایران تأکید کردند: این دروغ بافی ها، با روشن شدن حقایق، باعث بی آبرویی بیشتر دشمنان ملت خواهد شد.
ایشان عید سعید غدیر را به ملت ایران و همه مسلمانان جهان تبریک گفتند و در تشریح علت نامگذاری عید غدیر به عید ا... الاکبر خاطرنشان کردند: واقعه غدیر پرمغزتر از دیگر اعیاد اسلامی است چرا که براساس معیارهای الهی، تکلیف همیشگی مسلمانان را در زمینه هدایت و حکومت، مشخص کرده است.
حضرت آیت الله خامنه ای، با اشاره به آیات قرآنی درباره تکمیل شدن دین اسلام در واقعه غدیر خم و یأس دشمنان و کافران پس از این حادثه عظیم تاریخی افزودند: اعلام مسئله ولایت و انتخاب امیرمؤمنان به جانشینی پیامبر اعظم، در حقیقت انتخابی از جانب خدای متعال بود و نبی مکرم، با اعلام آن، رسالت خویش را کامل کرد.
رهبر انقلاب اسلامی با استناد به شأن نزول برخی آیات قرآن کریم و اسناد معتبر اسلامی، حضرت علی بن ابیطالب (ع) را در علم، تقوا، ایثار، جهاد، انفاق و دیگر فضیلتها، چهره برتر و برگزیده تاریخ اسلام خواندند و همه مسلمانان جهان را به مطالعه و تأمل در این حقایق دعوت کردند.
حضرت آیت الله خامنه ای با تکرار تأکید همیشگی جمهوری اسلامی ایران بر «وحدت اسلامی» افزودند: ما هیچ اصراری نداریم که فرقه ای از فرق اسلامی، عقاید فرقه ای دیگر را قبول کند اما درخواست منطقی داریم که همه مسلمانان جهان، در واقعیتها و حقایقی که علمای بزرگ همچون علامه سید شرف الدین عاملی و علامه امینی درباره امیرمومنان ارائه
کرده اند، تأمل و تفکر کنند.
ایشان، دوران پرصفا و پاکیزه جوانی امیرمؤمنان را الگوی کاملی برای جوانان دانستند و همه قشرها را به الگوگیری از رفتارهای آن امام همام در دوره های مختلف زندگی توصیه کردند.
رهبر انقلاب اسلامی تشیع را برآمده از اعتقاد صحیح، سالم و خالص به «وحی الهی و ارزشها و معیارهای قرآنی» خواندند و با اشاره به تبلیغات سوء و اتهامات فراوانی که درباره جعلی بودن و یا سیاسی بودن مسئله تشیع بیان می شود تأکید کردند: مسئله غدیر که از مسلمات تاریخ اسلام است بر همه این اتهامات خط بطلان می کشد و روح و ریشه تشیع را به روشنی بیان می کند.
حضرت آیت الله خامنه ای در تبیین علت تبلیغات ضدشیعه خاطرنشان کردند: مستکبران جهان بخوبی می دانند که ملت ایران با تمسک به روح ولایت و ایجاد نظام اسلامی، آرزوی همه مسلمانان دلسوز و همه روشنفکران دردآشنای جهان اسلام را محقق کرده است بنابراین تلاش می کنند جمعیت عظیم شیعه را خارج از دنیای اسلام نشان دهند.
ایشان، امریکا را در رأس دشمنان ملت و انگلیس را خبیث ترین دشمنان ایران برشمردند و افزودند: صهیونیستها، امریکایی ها و بقیه مستکبران از الگو قرار گرفتن ملت ایران و بیدار شدن امت اسلامی در هراسند و بهمین علت سی سال است همه حیله ها و توطئه های خود را برای منزوی کردن این ملت و این کشور به کار بسته اند اما نتوانسته اند و به فضل الهی از این به بعد هم نمی توانند.
حضرت آیت الله خامنه ای در بخش دیگری از سخنانشان با اشاره به دروغ پراکنی صهیونیستها و بیگانگان درباره مسئله هسته ای ایران افزودند: کار دشمنان ملت به اینجا رسیده است که با دروغ سازی، افکار عمومی دنیا را گمراه کنند و فریب دهند اما این دروغها در نهایت با روشن شدن حقیقت، به ضرر خودشان تمام خواهد شد و همچون برخی مواردی که در گذشته اتفاق افتاده باعث بی آبرویی بیشتر آنان خواهد شد.
حضرت آیت الله خامنه ای رؤسای دولتهای امریکا، انگلیس و بعضی دیگر از دولتهای اروپایی را به پرهیز از دروغ بافی و دروغ پردازی توصیه کردند و افزودند: همچنانکه بارها گفته ایم ملت ایران در قضیه هسته ای بدنبال دانش مورد نیاز کشور است و اعتقاد دارد اگر امروز این دانش و فناوری و دانایی را به دست نیاورد فردایی که چرخهای اقتصادیِ همه جهان، براساس نیروی هسته ای حرکت می کند، برای این کار دیر خواهد بود.
ایشان افزودند: مردم ایران، امروز برای کسب دانش هسته ای تلاش می کنند تا 20 یا 30 سال دیگر دست فرزندان ایران و نسل آینده این سرزمین جلوی غربی ها دراز نباشد اما غربی ها با جنجال و تهمت و دروغ پردازی سعی می کنند مانع از تحقق این هدف ملی شوند.
حضرت آیت الله خامنه ای در پاسخ به شعارهای پرشور مردم که انرژی هسته ای را حق مسلم ملت ایران می خواندند افزودند: هوشیار و بصیر باشید که مستکبران عالم، همه ترفندهای سیاسی – تبلیغاتی خود را برای سلب حق مسلم ملت ایران در زمینه انرژی هسته ای بکار گرفته اند.
رهبر انقلاب در تبیین سیاستهای فعلی مستکبران خاطرنشان کردند: زورگویان جهانی وقتی با تهدید، حمله نظامی و تحریم، از عهده یک ملت برنمی آیند با سوءاستفاده از هر بهانه ای، ایجاد اختلاف و دشمنی در داخل ملت را دنبال می کنند
ایشان تمرکز فعالیتهای تبلیغاتی – سیاسی بیگانگان را بر ایجاد اختلاف در کشور یادآور شدند و افزودند: باید متوجه بود که دشمن چگونه از هر کلمه و کاری که بوی تفرقه بدهد، سوءاستفاده می کند و جری می شود.
رهبر انقلاب اسلامی در همین زمینه خاطرنشان کردند: عده ای باید پیش خدا جواب بدهند از اینکه کاری کنند که دشمن از آن، وجود اختلاف در کشور را برداشت کند و گستاخ شود.
حضرت آیت الله خامنه ای مردم ایران را صبور، غیور و پراستقامت برشمردند و افزودند: سرکردگان استکبار در تبلیغاتشان از به پایان رسیدن صبر و حوصله شان سخن می گویند اما همه می دانند که آنها هیچوقت در مقابل ایران صبر نکرده اند و در سی سال گذشته هر وقت که توانسته اند همه گونه توطئه سیاسی – اقتصادی – نظامی – تبلیغاتی را برای شکست این ملت انجام داده اند.
حضرت آیت الله خامنه ای، صبر و پایداری ملت ایران را زمینه ساز استمرار راه پیشرفت و تعالی کشور خواندند و تأکید کردند: ملت صبور ایران، تبلیغات و هیاهوی بیگانگان را همچون گذشته نادیده می گیرد و با کمک الهی و همت جوانانش، راهی را که امام راحل عظیم الشأن به او نشان داده است، با هوشیاری و بصیرت ادامه می دهد و با رسیدن به قله نهایی افتخار، آینده به مراتب درخشان تر کشور را رقم خواهد زد.
منبع : پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری
حملههواداران موسوی به خوانندهسرود یاردبستانی
تعدادی از طرفداران کاندیدای شکست خورده انتخابات به جمشید جم خواننده سرود ماندگار یار دبستانی اهانت کردند.
بعداز ظهر امروز در آغاز مراسم سخنرانی جمشید جم خواننده سرود یاردبستانی در دانشگاه فردوسی مشهد و در حالی که وی سخنان خود را با این جمله آغاز کرد که "سرود یار دبستانی را برای شهدای انقلاب خواندهام "، 20 تا30 نفر از طرفداران موسوی با نمادهای سبز با ایجاد هیاهو و اغتشاش به وی اهانت کرده و شعار "جمشید حیا کن دانشگاه رو رها کن " را خطاب به وی سر دادند.
این مراسم به همت جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد و با استقبال 500 نفری دانشجویان در حال برگزاری است.
تور سازمان منافقین برای تشکل تندرو دانشجویی
سایت «خبرنامه امیرکبیر» موسوم به پایگاه خبری تحلیلی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر (پلی تکنیک) پشت پرده عجیبی دارد.
این سایت که با ادعا و عنوان ارگان رسانهای انجمن اسلامیدانشجویان دانشگاه امیرکبیر (وابسته به دفتر تحکیم طیف علامه) آغاز به کار کرد، به تدریج در اختیار گروهک منافقین قرار گرفته و در نقش یک پایگاه اطلاعاتی، اهداف و برنامههای این گروهک را در حوزه دانشجویی و جذب دانشجویان رادیکال، اخراجی و تعلیقی در دستور کار خود قرارداد. گرداننده اصلی این سایت شخصی به نام «رضا. ی» از دانشجویان وقت دانشگاه امیر کبیربوده که ارتباط سیستماتیک با گروهک تروریستی منافقین را برقرار و سایت را به عنوان تریبون غیررسمی این گروهک در سطح دانشگاهها فعال ساخت.
«رضا.ی» که هم اکنون در سوئد اقامت دارد، سوابق خود و خانوادهاش زوایای پنهان این ارتباط را بیش از پیش روشن میسازد.
پدر وی «یوسف.ی» میباشد که در سال 1363 دستگیر و به 12 سال زندان محکوم شد، اما پس از پس از تحمل سه سال زندان، در سال 66 مورد عفو قرار گرفته و از زندان آزاد میشود. مادر رضا، «جلیله.د» میباشد که از فعالان سازمان مجاهدین خلق بوده است. گفته میشود عنصر اصلی در پیوستن خانواده «رضا» به این سازمان خاله وی «زیبا. د» بوده و در حالی که عضویت شورای مرکزی منافقین در فرانسه را در کارنامه خود داشته، سال 87 براثر سرطان در پاریس فوت میکند.
«زیبا. د» که برادرش «مجید» در سال 60 وشوهرش درعملیات مرصاد معدوم شده بودند، به سبب ارتباطات خود با حلقه اصلی منافقین، تلاش وافری را برای عضویت دیگر اعضای خانواده خود به این گروهک سامان داد، به نحوی که داییها، خالهها و شوهرخالههای «رضا» را نیز به عضویت منافقین درآورده بود.
عضویت «مینا» خواهرزیبا و شوهراو که در عملیات مرصاد معدوم شد و نیز برادرش«وحید. د» که هم اکنون در مقر منافقین در کمپ اشرف بسر میبرد از دیگر مواردی است که ارتباط تنگاتنگ «رضا» را با سازمان منافقین به وضوح نشان میدهد.
ورود رضا به جمع منافقین
وجود ارتباطات خانوادگی رضا با گروهک منافقین و بحثهای ضدنظام در جمع خانوادهاش کافی بود که او نیز با حساسیت خطوط فکریای را که بیشتر از سوی مادرش به وی تلقین میشد دنبال کند. وی در همان سالهای نوجوانی و ورود به مرحله جوانی با جمعآوری جزوات متعلق به سازمان مجاهدین به مطالعه دیدگاههای التقاطی منافقین پرداخته و به آرشیو کردن عکسها و تصاویر مربوط به اعدامهای منافقین میپرداخت.
علاقه رضا اما با ورود وی به دانشگاه به تلاش برای ارتباط گیری مستقیم با سازمان تشدید میشود. وی که در دوران دانشجویی خود در اعتراضات دانشجویی نقش فعالی را ایفا میکرد، در رادیکال ساختن بسیاری از اعتراضات صنفی آن ایام دانشجویان دانشگاه خود به سوی تحرکات ساختارشکنانه نقش داشته است. او پس ازآنکه فعالیت خود را در سالهای 82، 83 در نشریه خبرنامه امیر کبیر متمرکز میسازد به آرامیارتباط خود را با منافقین از طریق خاله خود زیبا در فرانسه آغاز و به عنوان یک سمپات دانشجویی اطلاعات محیطهای دانشجویی را منتقل میساخته است. وی درهمین حال همزمان با حضور در سایت خبرنامه امیرکبیرهسته ای 15 نفره از دانشجویان و دوستان نزدیک به خود را تشکیل داده و تقسیم کار خود را برای سرویس دهی به این گروهک کلید زد.
رضا درجذب برخی دانشجویان و اقناع دوستان خود بارها با تاکید براینکه سازمانیها از فعالیت نظامیفاصله گرفته و رویکرد فرهنگی را در دستور کار خود قرار دادهاند و این اقدام مغایر با شرایط کشور نیست، بهره کشیهای سیاسی خود را دنبال میکرده است.
وی همچنین پس از ارتباط گیری با زیبا، خاله خود در سال 85 به سوئد سفر کرده و ارتباطات خود را با تیم خود از این کشوربرقرار میکرده است. وی با تاکید برحضور دوستان خود در تمامیجمعهای دانشجویی برتهییج و طرح شعارهای از پیش تعیین شده در این جمعها تاکید کرده و خواستار تهیه مطلب و انتشار آن در سایت خبرنامه امیر کبیر و سپس ارائه گزارشی از اتفاقات صورت گرفته برای خود جهت ارائه به منافقین میشد.
رضا همچنین بیشتر ارتباطات خود را که از طریق ایمیل انجام میشد، با دو نفر به نامهای «مسعود» و «پویا» ادامه داده و تاکید میکرد که سعی در ایجاد ارتباط با دانشجویان تعلیقی و اخراج شده داشته باشند. وی برای جذب این افراد از روش تطمیع استفاده کرده وضمن وعده مساعدتهای مالی به این دانشجویان از ارائه تسهیلات برای تحصیل در اروپا سخن به میان آورده بود.
اقدامات رضا برای ایجاد کانال ارتباطی اما در نوع خود جالب بوده است. وی با ارسال کد و رمز به دوستان دانشجوی خود از طریق ایمیل رسماً عضویت آنان را به گروهک منافقین اعلام میکند و کانال مجازی مستقیم با این گروه را فراهم میسازد. «ایران – قیمه» کد و نام رمزی بوده که برای این کانال ارتباطی تعریف و درخواست میگردد که اخبار، تصاویر و فیلم از تجمعات، تریبونهای آزاد دانشجویی و. . . با برجسته سازی جمعیت و شعارهای تند و رادیکال مخابره شود.
رضا همچنین دراین مدت به طور مستقیم دو فقره پول یک نوبت یک میلیون و هشتصد و نوبت دیگر یک میلیون تومان با هدف کمک به انجمن اسلامیدانشگاه «. . . » به حساب فردی به نام مسعود ریخته و از آنان میخواهد که فعالیتهای خود را شدت ببخشند.
وی در ادامه فعالیتهای خود پیش از انتخابات ریاست جمهوری محتوای سایت را به نوعی مبارزات سیاسی برای مقابله با نظام هدایت کرده و مطالب غیر واقعی را روی خروجی این سایت قرار داد. گرچه این سایت با فیلترینگ روبهرو شد و فعالیتهای اندکش رو به خاموشی گرایید ولیکن این سایت هم اکنون بامدیرت مستقیم «رضا. ی» و پس از دستگیری تعدادی از عناصر و گردانندگان این سایت همچنان به رادیکال سازی جهت متشنج ساختن محیطهای دانشجویی پرداخته و سعی دارد این محیط مقدس علم و دانش را آلوده به خواستهای کسانی بگرداند که سابقه تروریستی آنان برای ملت ایران کاملاً محرز شده است.
نصرالله:ایران کشوری محوری درجهان اسلام است
به گزارش شبکه تلویزیونی المنار، "سید حسن نصرالله " روز دوشنبه در سالن "الجنان" در "بئر حسن" در جنوب بیروت درسخنرانی ویدئویی خود برای تشریح سند سیاسی این حزب که در کنگره اخیر حزبالله تصویب گردید ،گفت: هدف از سند حزب الله ترسیم دیدگاه سیاسی این حزب است و این سند حاوی برداشتها، مواضع، امیدها و دغدغه های ما است.
وی افزود: در مرحله سیاسی، نگاه به این تحولات بدون در نظر گرفتن مسیر مقاومت ما ممکن نیست و این نگاه در چارچوب دو مسیر صورت خواهد گرفت، نخست مسیر مقاومت که مبتنی بر پیروزیهای نظامی و سیاسی و گسترش مقاومت در سطح مردمی تا رسیدن آن برای برهم زدن موازین قوا است و دوم مسیر سلطهطلبی و استکبار آمریکایی - اسرائیلی است که شاهد شکستهای نظامی و ناکامی نظامی است و ناتوانی خود را برای کنترل مسیر تحولات و رویدادها در جهان عربی و اسلامی نشان داده است.
وی گفت: آنچه بحران نظام استکبار جهانی را تعمیق می بخشد، فروپاشی و ورشکستیهای بازارهای جهانی و ورود اقتصاد آمریکا به حالت سردرگمی و ناتوانی است لذا میتوان گفت که روند تحولات تاریخی نشان دهنده عقب نشینی و افول آمریکا به عنوان یک نیروی سلطه طلب و تغییرنظام مسلط تک قطبی است و جنبش های مقاومت در مرکز این تحولات قرار دارند و بعد از اینکه نقشی مرکزی را در بوجود آمدن آن تحولات در منطقه ایفا کرد، به عنوان یک اهرم راهبری خود را نمایان ساخت.
وی با اشاره به مقاومت در لبنان گفت: مقاومت در لبنان ادامه یافت و در مسیر جهادی خود گام برداشت و به حقانیت مسئله خود و توانمندی خود در کسب پیروزی از طریق توکل به خداوند متعال و پایبندی به منافع ملی و اعتلای ارزش های انسانی ایمان دارد.
وی درباره تاریخ حرکت مقاومت گفت: مقاومت در مسیر طولانی خود و از طریق پیروزیهای خود مراحل مختلفی را از یک نیروی آزادی بخش به یک نیروی متوازن و مقابله کننده با دشمن و سپس نیروی بازدارنده و دفاعی را سپری کرده است و علاوه بر اینکه نقشی سیاسی و داخلی به عنوان یک رکن موثر در ساختن کشور توانمند و عادلانه ایفا میکند، از یک ارزش ملی به یک ارزش انسانی اسلامی و عربی ارتقا یافت و ارزشی یافت که در همه جهان مطالعه درباره آن در جریان است.
سیدحسن نصرالله تصریح کرد، حزب الله به حجم چالش ها و خطرات اهمیت می دهد و آن را کم اهمیت نمی شمارد و حجم چالشها حرکت در مسیر مقاومت را ضروری میسازد و حزب الله در گزینههای خویش بسیار روشن است و اعتماد زیادی به ملت خود دارد و در همین راستا خطوط اساسی را که چارچوبی فکری و سیاسی برای دیدگاه و مواضع خود در قبال چالش ها را تشکیل می دهد، تعیین میکند.
مقاومت، عقبنشینی راهبردی آمریکا را رقم زد
دبیرکل حزبالله لبنان به بیان خطوط کلی دیدگاههای حزب الله لبنان و مواضع این حزب در مقابل چالشهای فرارو پرداخت و آن را در چند فصل مطرح کرد.
وی فصل اول دیدگاههای خود را تسلط آمریکا و بیداری نامید و گفت که آمریکا بعد از جنگ دوم جهانی خود را به جهان مسلط کرد و سعی کرد تا از دستاوردهای مختلف در راستای پروژه سیاسی و اقتصادی به نفع خود استفاده کند.
نصرالله افزود: آمریکا به جهان به عنوان بازاری نگاه می کرد که باید شرایط خاص این کشور را میپذیرفت و خطرناکتر این بود که آنها فکر میکردند که جهان تحت مالکیت آنها قرار دارد.
بنا به گفته دبیرکل حزب الله لبنان، به این ترتیب استراتژی توسعه طلبانه غربی و بویژه آمریکا به صوت جهانی و بدون حد و مرز و بدون مهار شکل گرفت و این قدرتها به شبکههای احتکار جهانی و شرکتهای ملی با قدرت نظامی تسلط داشتند و این موضوع منجر به بروز چالش هایی شد که چالشهای فرهنگی از جمله آنها بود.
سید حسن نصرالله ادامه داد: جهانی سازی با تبدیل شدن به جهانی سازی نظامی که نتایج آن را در خاورمیانه از افغانستان و عراق و فلسطین و لبنان دیدهایم، به شکل خطرناکتری ادامه پیدا کرد و پروژه تسلط آمریکا بر کشورهای دیگر در دوره اخیر به خطرناکترین مراحل خود رسید.
این پروژه با حکومت نومحافظه کاران در دوران بوش پسر به اوج خود رسید، به همین علت موضوع بازسازی توانمندیهای آمریکا به عنوان دیدگاه استراتژیک جدید امنیت ملی آمریکا بر اساس ساخت استراتژیهای نظامی شکل گرفت و آن را نه تنها برای بازدارنگی بلکه برای قدرت عمل و دخالت در امور دیگران نیز مطرح کرد.
وی ادامه داد: بعد از حوادث 11 سپتامبر دولت آمریکا فرصتی یافت تا بزرگترین تاثیرگذاری خود را با شعار جنگ جهانی با تروریسم آغاز کند و دست به اقداماتی زد که در ابتدا آن را بر اساس نظامی سازی مناسبات خود با دیگران و یکه تازی در تصمیمگیریهای استرتژیک و آغاز جنگ در افغانستان موفقیت آمیز میدانست. بعد از آن نیز گام دوم را در این زمینه برداشت و بر عراق تسط پیدا کرد تا نقطه آغاز و جهشی برای ساخت پروژه خاورمیانه جدید شکل گیرد.
دبیرکل حزب الله لبنان اظهار داشت: بعد از آن دولت بوش سعی کرد تا میان دو مقوله تروریسم و مقاومت تطابق ایجاد کند تا از این طریق بتواند مشروعیت مقاومت را از بین ببرد و ورود به جنگهای بیشتر علیه آن را توجیه کند.به این ترتیب آمریکا میخواست تا آخرین پایگاه دفاع ملتها از حق خود را از بین ببرد.
نصرالله خاطرنشان کرد: دولت آمریکا در هیمن راستا به خود حق کامل درباره آغاز جنگهای ویران کننده میداد و میان هیچ کس یا گروهی تفاوتی قائل نبود، تا جایی که هزینه انسانی جنگهای آمریکا تاکنون به میلیونها نفر رسیده است، علاوه بر اینکه ویرانیهای گستردهای نیز در جوامع بشری که به آنها حمله شده، ایجاد کرده است.همچنین میزان اندوختههای فرهنگی این ملتها نیز به دست آمریکا به تحلیل رفته و به این ترتیب آمریکا به خطری برای تمام جهان تبدیل شده است.
دبیرکل حزبالله تاکید کرد: شکست در جنگ عراق و پیشرفت مقاومت و نفرت از نتایج این جنگها و همچنین شکست خوردن جنگ علیه تروریسم در افغانستان و از سوی دیگر شکست مفتضحانه جنگ آمریکا علیه مقاومت در فلسطین و لبنان با تجهیزات و ادوات اسرائیلی یک عقبنشینی استراتژیک را برای آمریکا رقم زد، این بدان معنی نیست که آمریکا عرصه را رها کرده است، بلکه در همین زمان نیز سعی دارد تا با تمام راهکارهای ممکن از آنچه که منافع استراتژیک خود میخواند، دفاع کند.
هرگز رژیم صهیونیستی را به رسمیت نمیشناسیم
دبیرکل حزب الله لبنان با اشاره به اینکه موضع این حزب در رد مذاکرات سازش موضعی "ثابت و نهایی " است، گفت: اگر حتی همه جهان رژیم صهیونیستی را به رسمیت بشناسد ما این رژیم را هرگز به رسمیت نمیشناسیم.
سید حسن نصرالله در بخش دیگری از سخنان خود به تبیین سومین خط کلی و دیدگاه مقاومت پرداخت و آن را به عنوان مقاومت فلسطین مطرح کرد.
وی تاکید کرد که در سایه ایجاد اختلال در موازین قدرت به نفع اسرائیل مقاومت فلسطین با تمام وسایل و امکانات حق دفاع از خود و سرزمین خود را دارد، تجربه نشان داده است که اهمیت و فایده مقاومت در برابر تجاوز تحقق توازن هراس بر اثر معادلههایی که مقاومت ترسیم میکند، جایی از شک و تردید را باقی نمیگذارد.
نصرالله تاکید کرد که بهترین نمونه این موضوع نیز دستاوردهای مقاومت در لبنان بود و دلیل دیگر نیز دستاوردهایی بود که مقاومت در فلسطین به دست آورد.
دبیرکل حزب الله لبنان در تبیین چهارمین مورد، مذاکرات سازش را مورد بررسی قرار داد و گفت: موضع ما مانند گذشته بر اساس رد کامل اصل سازش با رژیم صهیونیستی بر اساس به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی است، این موضع ثابت و نهایی حزب است که به هیچ وجه قابل عقبنشینی یا سازش نیست، حتی اگر همه جهان بخواهند اسرائیل را به رسمیت بشناسند.
دبیرکل حزبالله لبنان ادامه داد: ما از مسئولان عرب میخواهیم که به گزینههای ملت خود پایبند باشند و سازش و مذاکرات با رژیم صهیونیستی را به صورت کامل کنار بگذارند، بویژه آنهایی که بر نقش آمریکا در میانجگری بی طرفانه در مذاکرات حساب کردهاند، قبلا مشاهده کردهاند که آمریکا با جانبداری از منافع اسرائیل آنها را خوار کرده است.
سید حسن نصرالله تاکید کرد: رژیم صهیونیستی مذاکرات را برای تحمیل شرایط و تحقق منافع خود به کار میگیرد و به دنبال سازش نیست، بلکه قصد دارد تا خود را به عنوان واقعیت در منطقه به دیگران تحمیل کند و دیگران را به اعتراف به مشروعیت خود وادارد.
نصرالله ابراز امیدواری کرد که اعراب و مسلمانان به ارزشهای فلسطین و قدس به عنوان آرمان مرکزی برای وحدت تمام مسلمانان بازگردند.
وی در پایان تشریح مواضع حزبالله تاکید کرد: این دیدگاهها و تصورات ما است و امیدواریم که در این زمینه بتوانیم اهل حق و حقیقت باشیم، اینها مواضع و پایبندیهای ماست و سعی میکنیم که در آن اهل صداقت و وفاداری باشیم و برای رضایت خدا از آن دفاع کرده و چیزی جز منافع ملت و امت خود را در نظر نخواهیم گرفت.
سید حسن نصرالله اظهار داشت: حزبالله معتقد است که سلطه یکجانبه توازن و ثابت جهانی، امنیت و صلح بینالمللی را نابود میکند، حمایت آمریکا از اسرائیل و سلطه آن بر نهادهای بینالمللی و دوگانگی معیارها در قطعنامههای بینالمللی، دولت آمریکا را در جایگاه دشمنی با امت و ملت ما قرار میدهد و اما سیاستهای اروپا که آنهم از یک سو از ناتوانی و فعالیت کم برخوردار است و از سوی دیگر بدون هیچ دلیلی به آمریکا میپیوندند، پیروی از سیاستهای آمریکا آن هم در مرحله افول، اشتباه تاریخی است.
وی افزود: اروپا در میراث استعمار که خسارتهای زیادی به منطقه ما وارد آورد، مسئولیت ویژه دارد و از آنجائی که ملتهای اروپائی دارای تاریخ مقاومت در برابر اشغالگر هستند، پس وظیفه اخلاقی بر آنها اقتضاء میکند تا حق ملتها در مقاومت در برابر اشغالگر را به رسمیت بشناسند و باید یک رویکرد اروپائی مستقلتر و عادلانهتر بنا شود و از سوی دیگر ما به تجربه استقلال و مقاومت در برابر سلطه در آمریکای لاتین به دیده ستایش مینگریم و میبینیم که برای ایجاد جهانی عادلانهتر زمینه همگرائی با این تجربه وجود دارد.
وی جنبش صهیونیسم را یک جنبشنژادپرست توصیف کرد و گفت:جنبش صهیونیسم یک جنبش نژادپرست است و اصل و اساس اقدامات و طرحهای آن طرح شهرکسازی و یهودیسازی توسعهطلبانه است، این رژیم از طریق استعمار، جنایت و تروریسم تأسیس و دوام یافت و در تمامی جنگها و جنایتها از حمایت آمریکا برخوردار بود، درگیری که امت ما علیه این طرح وارد میشود، یک وظیفه برای دفاع از خویش در برابر خطراتی است که بقای ما و حقوق ما را تهدید میکند و یک رویاروئی دینی یا نژادپرستانه نیست، صاحبان طرح استعماری صهیونیسم حتی یک روز دست از استفاده از دین برنداشتند، هدف بوش و اوباما از درخواست برای به رسمیت شناختن "یهودیت اسرائیل " دلیل بر این مسئله است و به همین دلیل مسئولیت تاریخی امت و ملت ما این است که این رژیم را برسمیت نشناسند.
سید حسن نصرالله در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به اهمیت و جایگاه قدس و مسجدالأقصی در بین مسلمانان جهان تصریح کرد: همه جهان به جایگاه مسجدالأقصی و عمق پیوند آن با اسلام واقف است، شهر قدس و مقدسات آن از جایگاه بالائی در نزد مسلمانان و مسیحیان برخوردار است و استمرار اقدامات رژیم اشغالگر اسرائیلی مبنی بر طرد اهالی قدس و احاطه بر قدس از طریق احداث دیوار نژادپرستانه حایل و گذشته از آن تلاش برای تبدیل قدس به پایتختی کامل اسرائیل، اقداماتی است که باید محکوم شود همچنانکه تجاوز به مسجدالأقصی خطری است که بقای این مکان مقدس را تهدید میکند و دفاع از قدس و مسجدالأقصی و تلاش برای آزاد کردن آن یک وظیفه دینی و مسئولیت اخلاقی فرزندان امت ما است و از اعراب و مسلمانان و همه کشورهای دوستدار اسلام میخواهیم که برای آزاد کردن قدس و حفاظت از هویت و مقدسات آن تلاش کنند.
مقاومت آماده پاسخ به هرگونه تجاوز دشمن است
سید حسن نصرالله گفت: در سایه اختلال در توازن قوا و تهدیدات اسرائیل، لبنانیها باید راهبرد دفاعی اتخاذ کنند که آمیخته با مقاومت مردم و ارتش برای دفاع از کشور و امنیتشان باشد تا ثبات و امنیت کامل به ارمغان آورده شود.
وی افزود: این راهبرد که استراتژی دفاعی را تضمین میکند، یک چتر حمایتی برای لبنان به شمار میرود و این درحالی است که سایر طرحهای برای دفاع از کشور با شکست مواجه شده است. در این راستا لبنانیها با گرایشهای سیاسی و اجتماعی مختلفی که دارند بر حمایت از مقاومت تاکید میکنند زیرا که تهدیدات اسرائیل همچنان ادامه دارد، به همین دلیل مردم نیازمند مشارکت بیشتر در مقاومت هستند.
سید حسن نصرالله تاکید کرد: مقاومت با حمایت مردم لبنان به پیروزی دست یافت و ارتش دسیسههای دشمن صهیونیستی را خنثی ساخت و این مسئله سبب شد اسرائیل شکست سخت تاریخی خود را متحمل شود. اکنون مقاومت نقش محوری در پاسخگویی به هرگونه تجاوز دارد و تا زمانی که دشمن صهیونیستی چشم طمع به سرزمین لبنان و اشغال آن را داشته باشد، مقاومت همچنان آماده است تا به هرگونه تجاوزی پاسخ دهد.
سید حسن نصرالله در بخش دیگری از سخنان خود گفت: از زمانی که رژیم صهیونیستی در سال 1948 ایجاد شد ، تهدیدات این رژیم علیه لبنان شروع شد. در طول این سالها تجاوزاتی با هدف فراهم کردن بسترهای لازم برای تسلط بر لبنان انجام داد تا اینکه در سال 1978 مقدمات حمله به کشور را فراهم ساخت و در سال 1982 با حمایت کامل آمریکا و چشم پوشی سازمانها و نهادها بینالمللی و سکوت کشورهای عربی و نبود دولت مرکزی قوی در بیروت به لبنان حمله کرد و سراسر کشور به اشغال نظامیان صهیونیستی در آمد.
دبیرکل حزب الله لبنان تصریح کرد: در سایه چنین فاجعهای بود که ملت لبنان برای انجام وظیفه ملی، اخلاقی و دینی خود در دفاع از حقوق و سرزمین خود چارهای جز استفاده از سلاح و مقاومت نداشتند تا بتوانند در مقابل تجاوزات نظامیان صهیونیستی ایستادگی کنند و سرزمین خود را از لوث وجود اشغالگران آزاد سازند.
وی تصریح کرد: این آزاد سازی مقدمهای برای بازگشت حاکمیت دولت و بازسازی نهادها و سازمان های آن به شمار میرفت و مهمتر از این مسئله بازگشت ارزشهای ملی که در مقدمه آن حاکمیت ملی، عزت و کرامت ملت لبنان است و این مسائل شعار نیست بلکه مقاومت توانست سرزمینهای اشغالی لبنان را آزاد سازد و به ملت لبنان آزادگی بخشد. در حقیقت مقاومت سبب شد تا لبنان به عنوان یک کشور احترامش لازم شمرده شود و ملتش به آن افتخار کند.
ایران کشوری محوری در جهان اسلام است
سید حسن نصرالله درباره روابط در لبنان و جهان اسلام گفت: برانگیختن احساسات، جنگها و نزاعات بین قومیتها و گروهها و حذف مسیحیت از سمت مشرق عربی همه اینها یکپارچگی و وحدت را به خطر می اندازد و بجای اینکه باعث تنوع شود برای ایجاد تفرقه بکار گرفته میشود و این حاصل سیاستهای غرب و آمریکا و در کنار آن رفتارهای نامربوط برخی در داخل است و این امر باید با جدیت در دستور کار گروههای اصلی و تاثیرگذار باشد و ما بر اهمیت همکاری میان همه کشورهای اسلامی و روابط بر اساس منافع برای همه تاکید داریم و حزبالله، ایران را بعنوان یک کشور محوری در جهان اسلام میداند که در کنار مسائل مهم جهان اعراب و در راس آنها مسئله فلسطین ایستاد و سیاستهای جمهوری اسلامی ایران در دفاع از مسئله فلسطین بعنوان مهمترین مسئله بسیار روشن است و سیاستهای متناقض برخی از کشورهای عربی در قبال ایران یک نوع خودزنی است و به نفع هیچ کسی جز اسرائیل نیست و ایران کنونی باید با برخورد خوب و برادرانه از سوی دیگر قدرتها مواجه شده تا همچون قدرتی باشد که به کشورها و مردم منطقه قدرت و انگیزه دهد.
وی گفت: جهان اسلام با ائتلافها و همکاری قدرتمند میشود و تاکید میکنم که باید از همه نقاط قوت در همه کشورهای اسلامی استفاده کرده و از دامن زدن به اختلافات مذهبی به ویژه میان اهل تسنن و شیعیان پرهیز کنیم.
سیدحسن نصرالله تصریح کرد، بر لبنان است که به قضایای مهم و مسئله اول جهان عرب یعنی فلسطین پایبند باشد و نیاز شدیدی احساس میشود که از اختلافها و اظهارنظرهای مختلف در این زمینه بگذریم و موضع واحدی اتخاذ کنیم نه اینکه وارد طرحهای غرب شویم و بر اساس نقشه آنها حرکت کنیم و ایجاد یک راهبرد و خط مشی که با قضایای داخلی بدون دخالت خارجی امور داخلی را حلوفصل کند ضروری به نظر میرسد و گزینه مقاومت یک عامل بسیار مهم برای تثبیت موضع اعراب است.
وی اظهار داشت: مقاومت در بهرهمندی دیگران از گزینه خویش هیچ چشمداشتی ندارد به گونهای که همه مراکز عربی تا زمانی که نتایج در چارچوب معادله تضیعف کردن دشمن قرار می گیرد، از آن بهره ببرند و در این راستا سوریه موضع برجستهای در درگیری با اسرائیل گرفت و برای متحد و یکپارچه کردن تلاشهای جهان عرب کوشش نمود و ما همواره بر ضرورت پایبندی به روابط برجسته بین لبنان و سوریه تاکید داریم زیرا منافع دو ملت سوریه و لبنان آن را ایجاب میکند و خواهان برچیدن همه موانع در مسیر این روابط هستیم.
وی با اشاره به مقاومت در لبنان و فلسطین گفت: رنج و سختیهایی که فلسطینیان و لبنانیها که مسبب اصلی آن اشغالگران رژیم صهیونیستی است و به ویژه پناهندگان فلسطینی که در اردوگاهها در لبنان قرار دارند و با مشکلات بسیار زیادی روبرو هستند و از هیچ حقوقی برخوردار نیستند و حکومتها در لبنان به وظیفه خود در قبال اینها عمل نکردند و بر حکومتهاست که مسئولیت آنچه بر عهده دارند را به عهده گرفته و روابطی بر اساس قانون و در نظر گرفتن مصالح هر دو طرف امکان پذیر است و ما موفقیت در این مهم را با گفتوگو مستقیم میان لبنانیها و فلسطینیان میدانیم تا فلسطینیان دارای یک مرکزی شوند که نماینده آنها در لبنان باشد تا دارای حقوق اجتماعی مشخصی بر اساس پایبندی بر حق بازگشت به سرزمین خود باشند.
هر دستی بخواهد روی ایران بلند شود، قطع می شود!
رئیس جمهور سه شنبه شب در گفتگوی زنده تلویزیونی از شبکه یک سیما در پاسخ به سوال مجری درباره اوضاع منطقه ای و بین المللی جمهوری اسلامی ایران و تلاش دشمنان ملت ایران برای به انزوا کشاندن کشورمان گفت: ابتدا باید ببینیم ادبیات انزوا و اینکه عده ای بگویند ما می خواهیم فلان ملت را منزوی کنیم از کجاست، خاستگاهش کجاست و از چه زمانی باب شد.
محمود احمدی نژاد تاکید کرد: در طول تاریخ مستکبرانی بوده اند که فکر می کردند همه کاره عالمند و به ویژه در شصت سال اخیر و در دوره ما این ادبیات باب شد.
رئیس جمهور گفت: عده ای بدون هیچ مبنای حقوقی برای خود حق وتو قائل شدند و با اینکه جنگ جهانی دوم در محدوده ای از عالم واقع شد، خود را پیروز این جنگ قلمداد کردند.
احمدی نژاد افزود: این عده برای خودشان حقوق ویژه و انحصاری تعریف و ادبیاتی را در ادبیات سیاسی جهان وارد کردند از جمله اینکه کشوری را منزوی یا مشروعیت دولت ها و ملت ها را تعیین کنند یا فرمان بدهند تا در دنیا فرمان آنان اطاعت شود.
رئیس جمهور اضافه کرد: در پنجاه، شصت سال اخیر این ادبیات رایج بود که پنج، شش کشور خود را جامعه جهانی قلمداد کنند و بگویند همه دنیا ما هستیم اما بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به طور عام و به ویژه در سال های اخیر، این ادبیات رنگ باخته است.
احمدی نژاد گفت: اصلا معادلات جهانی و مناسبات عوض شده و این ادبیات به تاریخ پیوسته است.
رئیس جمهور افزود: در دوره ای که همه درصدد جهانی شدن و جهانی سازی هستند و قرار است مناسبات و مقررات بر اساس روابط نامحدود میان ملت ها تنظیم شود، این حرف ها یا از روی بی اطلاعی گویندگان است یا از روی غرور آنان که خود را به بی اطلاعی می زنند.
چه کسی می تواند ایران را منزوی کند؟
احمدی نژاد گفت: فکر می کنم از روی غرور است و اینکه سرشان را در برف فرو برده اند و دائم حرف می زنند و تصور می کنند همه کشورهای جهان منتظرند ببینند آنها چه فرمانی صادر می کنند تا مردم حرکت و تبعیت کنند.
رئیس جمهور افزود: البته باید بگوییم که این حرکات بیشتر جنگ روانی است تا واقعیت؛ اما به هر حال آنها بسیار علاقه مندند که اینها به واقعیت بپیوندد در حالی که اصلا مناسبات جهان اجازه چنین کاری را به ویژه درباره ایران نمی دهد.
احمدی نژاد گفت: اصلا ملت های اینها حق وتوی آنها و شورای امنیت را قبول ندارند.
رئیس جمهور افزود: چه کسی می تواند ایران را منزوی کند؟ اصلا این کار نشدنی است و علت آن نیز ویژگی های تقریبا منحصر به فرد ایران است.
احمدی نژاد گفت: مهم ترین منطقه دنیا به لحاظ اقتصادی، سیاسی و فرهنگی خاورمیانه است و این منطقه خاستگاه ادیان، فرهنگ ها و تمدن هاست و در خون و فرهنگ مردم جریان دارد و تعطیل شدنی نیست.
رئیس جمهور افزود: خاورمیانه مرکز انرژی دنیا و چهارراه ارتباطی میان قاره هاست.
جایگاه ایران در خاورمیانه قابل انکار نیست
محمود احمدی نژاد افزود: کشورهایی که در خاورمیانه نیستند ، به طور طبیعی از مناسبات جهانی حذف شده اند.
وی با بیان اینکه کشورهای بزرگ با اقتصادهای بزرگ در دنیا وجود دارد، گفت: این کشورها حتی بمب اتم و تسلیحات دارند اما در معادلات جهانی به علت اینکه در نقطه ثقل مناسبات جهانی حضور ندارند، نقشی ندارند.
احمدی نژاد ، رژیم صهیونیستی را یک رکن از ارکان نظام سلطه بیان کرد و افزود : نظام سلطه برای تسلط بر دنیا به آمریکای جنوبی، آسیا و اروپا ، فشار می آورد.
وی گفت: برای دنیا نقشه کشیده اند که چگونه دنیا را زیر سلطه خود بکشند و بر ان مسلط شوند.
رئیس جمهور با اشاره به اینکه برای تسلط بر دنیا ابزاری تعبیه کرده اند، گفت: یکی از این ابزار ، حق وتو و دیگری رژیم صهیونیستی است.
اقای احمدی نژاد با بیان اینکه اینها همه در نظام سلطه بر جهان کارکرد دارد، افزود: در اینجا انسان متوجه می شود که چرا اینقدر اصرار دارند که رژیم صهیونیستی باشد.
وی با بیان اینکه 200 کشور وجود دارد که مشکلاتی برای آنها پیدا می شود، گفت: از هیچ کشوری این قدر دفاع نمی کنند البته اینها ( صهیونیست ها و رژیم صهیونستی) کشور نیستند بلکه جعلی هستند.
احمدی نژاد افزود: همه نظام سلطه بر روی سه یا چهار پایه است که یکی از پایه های اصلی آن رژیم اشغالگر صهیونیستی در خاورمیانه است.
رئیس جمهور با بیان اینکه کشورهای بزرگی حتی در اطراف ما هستند که بمب اتم دارند، گفت: اما از آن زمان که خود را از معادلات خاورمیانه کنار کشیده اند از صحنه های سیاسی دنیا هم حذف شدند.
احمدی نژاد با طرح این سوال که در خاورمیانه به عنوان مهمترین منطقه دنیا کدام کشور مهمتر است؟ گفت: جایگاه ایران قابل انکار و پوشاندن نیست.
رئیس جمهور افزود: ایران هم به لحاظ خاستگاه تمدن بودن و ظرفیت های تمدن سازی و فرهنگ سازی و هم به لحاظ ظرفیت نیروی انسانی، علمی، اقتصادی و از لحاظ ظرفیت های بی پایان سیاسی در طول تاریخ نه فقط در خاورمیانه بلکه ورای خاورمیانه عنصر تعیین کننده در معادلات سیاسی بوده است.
وی با تاکید بر اینکه آنها به ما نیازمند هستند ، گفت: همه کسانی که می خواهند در دنیا نقش آفرینی کنند باید به خاورمیانه بیایند و در این منطقه به ایران نیاز دارند.
احمدی نژاد با بیان اینکه نه تنها در خاورمیانه بلکه در کل دنیا به ایران نیاز دارند ،گفت: ایران امروز در آفریقا، آمریکای جنوبی، آسیا، اقتصاد جهانی و مناسبات سیاسی جهانی حضور دارد.
رئیس جمهور به انزوا کشاندن ایران را حرفی بی ربط و برآمده از دماغ های باد شده مستکبران دانست و افزود: این حرفها متعلق به دوره گذشته است که قابلیت اجرایی ندارد و من تعجب می کنم که چرا این حرف ها را تکرار می کنند.
احمدی نژاد با بیان اینکه تکرار این حرفها از یک نظر به نفع ماست ،گفت: ما به طور دائم به ملتها می گوییم که رفتار آنها استکباری است و توهین آمیز برخورد می کنند که اتفاقاً آنها به ما سند می دهند و طوری رفتار می کنند که همه ملتها حرف ما را بپذیرند.
رئیس جمهور افزود: تعریفی که ما از اینها می کنیم، آنها تعریف را عملیاتی می کنند که این به نفع ماست.
رئیس جمهور ، خاورمیانه را مهم ترین منطقه جهان خواند و گفت: هر کشور و دولتی در دنیا برای حضور تعیین کننده در مناسبات جهانی باید در خاورمیانه به عنوان مقدمه ، حضوری موثر داشته باشد.
اقتدار امروز جهان را افکار عمومی تعیین میکند
رئیس جمهور در پاسخ به این گفته مجری که آنها در پای میز مذاکره هم سعی در منزوی معرفی کردن ملت ایران دارند، گفت: به نظر من خنده دار است یعنی همان ادبیاتی است که خیال می کنند هر کی با آنها نبود وجود ندارد، در حالی که اکثر ملت ها با آنها نیستند وجود هم دارند، ایران هم وجود دارد.
احمدی نژاد افزود: ده ها و صدها کشور وجود دارند که اصلا این نظام سلطه را قبول ندارند؛ بعضی ها بیان می کنند و بعضی ها هم ملاحظاتی دارند؛ طبیعی است چون اینها قدرت مسلط هستند و عقل درستی هم ندارند، خیلی ها هم الان ملاحظه می کنند.
وی اضافه کرد: البته رو به افول هستند؛ همین طور که ادبیاتشان رو به افول است قدرتشان، اقتصادشان و اثرگذاریشان هم رو به افول است.
رئیس جمهور گفت: همان طور که می بینید الان هیچ کاری هم نمی توانند در خاورمیانه انجام دهند.
احمدی نژاد در پاسخ به این سوال که آیا امیدی به اصلاح این وضع در جهان هست، گفت: قطعا همین طور است؛ اولا اقتدار را الان افکار عمومی تعیین می کند یعنی منشأ اقتدار، افکار عمومی و داشته های ذاتی، فرهنگیو علمی و توانمندی ها و استعدادهای بالقوه و بالفعل یک ملت است.
رئیس جمهور افزود: افکار عمومی دنیا الان با کیست؟ خودشان هم می دانند با ملت ایران است؛ نه اینکه ملت ایران خودش را برتر از دیگران می داند؛ ملت ایران شجاعتی دارد که حرف دل ملت ها را بیان می کند.
احمدی نژاد گفت: طبیعی است که ملت ها با ما همراهی کنند، در خاورمیانه یک نظر سنجی کنید قریب به اتفاق ملت ها طرفدار ایران هستند.
رئیس جمهور افزود: ایران حرف ملت ها را می زند، حرف حق و عادلانه می زند و ملت ها طرفدار آن هستند، همه جای دنیا همین طور است، حتی در امریکا و اروپا.
احمدی نژاد گفت: آنها با شیوه های خفقانی که دارند اجازه نمی دهند نظر ملت ها به خصوص در اروپا و امریکا بیان شود.
وی افزود: این حرف متعلق به گذشته به خصوص درباره ایران معنا ندارد اگر هم معنا داشت اجرایی نبود چون آنها به ما نیاز دارند بیش از آنکه ما به آنها نیاز داشته باشیم.
رئیس جمهور گفت: ما بدون آنها توانستیم زندگی کنیم آنها بدون ما نمی توانند زندگی کنند.
احمدی نژاد افزود: من بیشتر این را از آن روحیه استکبار و حالاتی که در گذشته زندگی می کنند می دانم؛ دنیا عوض شده است و دیگر در دنیا به این حرف ها می خندند.
مجری گفت: آقای رئیس جمهور در مورد گزارش تحلیلی سفر به پنج کشور که خیلی هم سفر فشرده ای بود و در مدت خیلی کوتاه (جمعا چیزی حدود 120 ساعت 5 کشور و هر کدام در یک گوشه دنیا) بفرمایید.
رئیس جمهور پاسخ داد: این سفر از جهات گوناگونی مهم بود دو کشور در غرب آفریقا که در این منطقه کشورهای مهمی هستند و سه کشور در آمریکای لاتین.
احمدی نژاد افزود: سه، چهار ماه بود که همین تبلیغاتی که شما گفتید با حجم گسترده ای در دنیا مطرح بود در عالم واقع چیزی نبود اما تبلیغات همین طور پیوسته تکرار می شد.
رئیس جمهور گفت: لازم بود اولا این (فضا) بشکند و نکته دوم اینکه دنیا به سمت یک وضع جدید حرکت می کند یک گرایش عمومی علیه این نظم موجود به وجود آمده است و همه دنبال یک روابط جدید هستند خارج از این روابط نظام سلطه، این هم باید تقویت می شد.
احمدی نژاد افزود: این گرایش ها در آفریقا هست، در آمریکای جنوبی و در آسیا هم هست.
برزیل به بخش خصوصی ایران تسهیلات میدهد
رئیس جمهوربه زمینه های همکاری های تهران- برازیلیا اشاره و تاکید کرد: در بخش کشاورزی پیشنهادهای خوبی به ما شد و مردم و بخش خصوصی ایران می توانند در آنجا زمین در اختیار بگیرند و تسهیلات بسیار خوب کشاورزی دریافت کنند.
محمود احمدی نژاد با بیان اینکه برزیل بزرگترین کشور در آمریکای جنوبی است، افزود: این کشور هشت و نیم میلیون مترمربع وسعت دارد و همان طور که فرانسه یک پنجم ماست ما نیز از نظر وسعت یک پنجم برزیل هستیم.
وی برزیل را به لحاظ منابع طبیعی بسیار آباد خواند و گفت: برزیل یک کشور رو به پیشرفت و با اقتصاد در حال رشد است ، یکهزار و هشتصد و پنجاه میلیارد دلار تولید ناخالص این کشور در سال گذشته بوده که بر اساس (نرخ برابری قدرت خرید) تقریباً سه برابر ماست.
رئیس جمهور افزود: همچنان که آنها در کشاورزی و بخش هایی از صنعت پیشرفت خوبی دارند، ایران نیز در فناوری، علم، بخش هایی از هوا- فضا و انرژی توانمندی هایی دارد که به خاطر همین توانمندی های دوطرفه تمایل بیشتری برای گسترش روابط ایجاد شده است.
احمدی نژاد به روابط گذشته ایران و برزیل که در حد پایین تری بوده است اشاره و تصریح کرد: این نخستین سفر رئیس دولت در 40 سال گذشته به برزیل بود و ما با آقای لولا رئیس جمهور این کشور که فردی انقلابی است دیدگاه های بسیار نزدیکی داشتیم.
وی عملکرد لولا داسیلوا رئیس جمهور برزیل را در مدت مسئولیتش موفق دانست و افزود: صهیونیست ها و مستکبران از این موفقیت ناراحتند به همین دلیل فشارهای گوناگون به برزیل می اورند.
رئیس جمهور به تغییر تاریخ سفر خود به این کشور اشاره کرد و گفت: ابتدا قرار بود اول سال به برزیل برویم که به خاطر نزدیک بودن به ایام انتخابات و شرایطی که در در برزیل وجود داشت نگران بودم که بهره کافی از این سفر به دو ملت نرسد به همین دلیل نامه ای نوشتم و این سفر را به تأخیر انداختم و در سفری که صورت گرفت نیز آنان استقبال بسیار خوبی از هیأت جمهوری اسلامی ایران داشتند.
احمدی نژاد با بیان اینکه برزیل به دنبال نظم جدید در دنیا و حضور در مناسبات جهانی است، افزود : به طور طبیعی هم آنها به گسترش روابط با ایران تمایل دارند و هم ایران به آنها و برای نخستین بار 150 نفر از مدیران بخش خصوصی، صنعتی و مردمی به این کشور سفر کردند ، 4 کارگروه تشکیل دادند ، در 26 حوزه فعالیت های خود را طراحی کردند و قراردادهای خوبی هم بین شرکت های دو طرف بسته شد.
وی انجام این سفرها را در پیشرفت جهشی روابط اقتصادی دو کشور بسیار مؤثر خواند و گفت: ابتدا پیش بینی شد تا مبادلات اقتصادی به 3 میلیارد دلار سپس به 5 میلیارد و در مرحله بعدی نیز به 10 میلیارد دلار برسد و دو طرف از آن استقبال کردند.
رئیس جمهور به حرکت برزیل در مسیر استفاده از انرژی صلح آمیز هسته ای اشاره و تصریح کرد: هم اکنون آنها نیروگاه دارند اما سوخت را خودشان تولید نمی کنند و علاقه مند هستند از توانمندی ایران در تولید سوخت استفاده کنند.
احمدی نژاد گفت : آنها هواپیما دارند و ما ماهواره و موشک های ماهواره بر داریم و در این زمینه می توانیم ارتباط خوبی داشته باشیم.
وی سفر هیأت اقتصادی ایران به برزیل را برای نخستین بار در تاریخ روابط اقتصادی ارزیابی کرد و افزود: یک جلسه مشترک نیز تجار و بازرگانان دو کشور با رؤسای جمهور داشتند که جلسه خوبی بود و ما حمایت قاطع خود را از ارتباطات آنها بیان کردیم.
رئیس جمهور گفت : در واقع این سفر یک فرصت اقتصادی بسیار خوب برای ما در آمریکای لاتین و برای برزیل در خاورمیانه ایجاد کرد.
احمدی نژاد افزود : در این سفر روابط بخش های خصوصی دو طرف سازماندهی شد و روابط بانکی و گمرکی را نیز تنظیم کردیم و مسأله روادید نیز برای رفت و آمد راحت تر بین دو کشور بررسی شد و پرواز مستقیم را نیز میان دو کشور در دستور کار قرار دادیم.
وی نگاه رؤسای جمهور ایران و برزیل را در بسیاری از موارد مشترک و مشابه خواند و گفت: گفتگوی سازنده و خوب و هدفمند ما که به صورت خصوصی بود بیش از 3 و نیم ساعت طول کشید و به رغم فشارهایی که به دولت برزیل آمد سفر پرباری داشتیم.
رئیس جمهور به سفر رئیس رژیم صهیونیستی به برزیل و نامه اوباما به این کشور برای جلوگیری از انجام این سفر اشاره کرد و افزود: دست آخر چون تلاشهایشان به نتیجه نرسید برای اینکه ژست ابرقدرتی بگیرند به دولتمردان برزیلی گفتند به احمدی نژاد این حرف ها را بزنید و مواضع ما را اینگونه تبیین کنید.
احمدی نژاد گفت: با اینکه آقای لولا زندگی ساده و مردمی در برزیل دارد اما عناصر صهیونیست و مستکبر در آنجا فعالند و به دولت برزیل فشار وارد می کنند.
وی تلاش صهیونیست ها برای سازماندهی تظاهراتی گسترده علیه سفر هیأت ایرانی به برازیلیا را شکست خورده توصیف کرد و افزود: در نهایت با همه دستگاه های تبلیغاتی که داشتند 40- 50 نفر بیشتر جمع نشدند که واقعاً ترحم برانگیز بود که همین جمعیت 40- 50 نفری نیز یک بلندگوی 2 متر در 2 متر در اختیار گرفته بودند و هر چه می خواستند فحش می دادند.
رئیس جمهور نگرانی دولت برزیل را از این فشارها ندانست و تصریح کرد: آنها نگران پایگاه های نظامی هستند که آمریکا در برخی کشورهای آمریکای لاتین ایجاد کرده است؛ آمریکایی ها در آمریکای لاتین به طور کلی مردم را از دست داده اند و می خواهند از حوزه نظامی وارد شوند که نمونه اش کودتا در هندوراس است و برخی تحرکات را نیز در همین زمینه انجام می دهند که مطمئناً شکست خورده ، است.
احمدی نژاد فضای مذاکرات تهران و برازیلیا را بسیار نزدیک و در قریب به اتفاق موضوعات مشترک توصیف کرد و افزود: دو طرف معتقد بودند نظامات ظالمانه باید از بین برود و به آخر خط رسیده است و باید نظام جدید ، فارغ از همه این قید و بندها و با مشارکت همه ملت ها ایجاد شود.
وی گفت: همکاری در همه زمینه ها از نظر سیاسی و در خصوص اقتصادی هم بدون حد و مرز مورد تأکید دو طرف بود و ما در موضوعات مختلف از آنها حمایت کردیم و هم آنها از ما و در شورای حکام نیز رأیشان ممتنع بود که منفی حساب می شود و آن هم به خاطر این بود که نتوانستند اجماع ایجاد کنند.
رئیس جمهور دیدارهای خود را با رؤسای مجلس سنا و نمایندگان برزیل موفق دانست و افزود: همه آنها بر این تأکید داشتند که می خواهند روابطشان را با ایران گسترش دهند و فضای عمومی فضای همکاری بود.
احمدی نژاد به انتخابات در پیش روی برزیل اشاره کرد و گفت: قدرت ها بسیار تلاش می کنند تا نتیجه انتخابات را از حوزه گروه های متفکر و مردمی در آنجا خارج کنند و مسلماً پول زیادی هم خرج خواهند کرد.
فضای مناسب برای توسعه روابط با بولیوی
رئیس جمهوربه سفر خود به بولیوی اشاره کرد و گفت: بولیوی کشوری است که صد سال زیر دست کشور آمریکا بوده و تمام اقتصاد، نفت و گازش به تاراج رفته است و حدود 12 تا 13 میلیون نفر جمعیت دارد و مردمش فقیر هستند و نفتشان را برده اند و هیچ چیزی به آنها نداده اند.
وی افزود: بسیاری از کشاورزان تراکتور برای کار کشاورزی ندارند و تراکتور چیز جدیدی برای آنهاست در حالی که ثروتمند هستند.
احمدی نژاد گفت: بزرگ ترین معدن لیتیوم را دارند و معادن دیگر نیز در آنجا هست و حاصلخیزترین زمین های کشاورزی در مقیاس میلیون هکتاری در آنجا هست.
رئیس جمهور افزود: از طرفی نفت و گاز دارند اما نفت و گاز آنها را برده اند و چیزی به آنها نداده اند.
وی گفت: رئیس جمهورشان انقلابی است و نگاه انقلابی دارد و کشاورززاده است و آمریکایی ها نیروهای بومی آنجا را به مسلخ کشیده اند و آنها را در تحقیر و فقر کامل در اسارت نگه داشته اند اما عده ای از میان خودشان آنها را ثروتمند کرده است.
احمدی نژاد افزود: این مردم اکنون بیدار شده اند و واقعا می خواهند کار کنند و ما نیز رابطه اقتصادی و سیاسی خوبی با آنها داریم یعنی یک فضای مناسبی هست تا خدمات فنی و مهندسی ما و کارشناسان و شرکت های ما در آنجا حضور پیدا کنند.
وی اضافه کرد: اکنون نیز گروه های خصوصی در آنجا کارخانه شن می سازند که بازار بسیار خوبی پیدا کرده اند و این بازار نامحدود است و هر قدر بتوانند کار کنند آنجا تقاضا هست و چند تا کارخانه دیگر نیز بعدا افتتاح خواهد شد.
رئیس جمهور گفت: البته درمانگاه هلال احمر نیز در آنجا افتتاح شد که کاری انسانی و عام المنفعه است و مردم بسیار استقبال کردند.
وی افزود: دفتر وزارت نفت در آنجا تاسیس شد چون در بخش سرمایه گذاری نفت و بهره برداری از نفت حتما باید حضور داشته باشیم و همکاری کنیم.
احمدی نژاد گفت: البته ونزوئلا و دیگران نیز هستند که باید به صورت سه جانبه نفت، گاز و پتروشیمی سرمایه گذاری هایی انجام شود که افتتاح خود دفتر نفت کار بزرگی بود.
وی افزود: رئیس جمهور بولیوی صحبت جالبی در حضور رسانه ها انجام داد و اعلام کرد تا امپریالیسم هست ملت ها پیشرفت نمی کنند و آبادانی اتفاق نمی افتد و استدلال کرد که آنها مناسبات را طوری بسته اند که همه ثروت های ما به جیب آنها می رود پس ما خودمان چه کاره هستیم و ما می خواهیم بسازیم و مقابل آنها می ایستیم.
احمدی نژاد گفت: رئیس جمهور بولیوی خیلی قوی از ایران صحبت کرد که ایران الگوست و مشی ملت ایران الگوست و تجربیات ایران کمک ملت بولیوی و ملت آمریکای جنوبی است و چند توافقنامه در آنجا برای سرمایه گذاری های جدید و فعالیت های اقتصادی جدید امضا شد.
بزرگترین قرارداد اقتصادی ایران با ونزوئلا
محمود احمدی نژاد با توضیح دستاوردهای سفر به 5 کشور آفریقایی و آمریکای لاتین افزود : ونزوئلا کشور بزرگی است که با یک میلیون کیلومتر مربع وسعت سومین کشور آمریکای جنوبی محسوب می شود.
وی گفت : این کشور منابع غنی نفت و معادن دارد و از سرزمین های حاصلخیز کشاورزی برخوردار است.
احمدی نژاد اظهار داشت : ونزوئلا با 35 میلیون نفر جمعیت جایگاه ممتازی در منطقه دارد.
رئیس جمهور با اشاره به اینکه چاوز رئیس جمهور ونزوئلا انقلابی بوده و از طرفداران انقلاب اسلامی ایران است ،اضافه کرد: در این کشور استقبال گرمی از هیئت ایرانی شد.
احمدی نژاد گفت: در ونزوئلا از ابتدا استقبال بسیار گرمی از ما کردند و هوگو چاوز تاکید می کرد که با استفاده از راه امام (ره) و انقلاب اسلامی ، ونزوئلا را خواهیم ساخت.
رئیس جمهور گفت : دولت ونزوئلا همچنین از رهبری و ملت ایران بسیار تعریف و تجلیل می کند.
احمدی نژاد افزود: کارهای گسترده ای میان ایران و ونزوئلا در حال انجام است از جمله حضور یک شرکت ایرانی برای ساخت 10 هزار واحد مسکونی که 4 هزار واحد آن افتتاح شد و بقیه بزودی در اختیار مردم ونزوئلا قرار می گیرد.
رئیس جمهور با بیان اینکه در ونزوئلا بخش زیادی از مردم مسکن درستی ندارند ، تاکید کرد : آقای چاوز همت و تلاش کرده است که مردم را صاحب خانه کند به طوری که علاوه بر شرکت ایرانی ذکر شده ، شرکت دیگری از کشورمان قرارداد ساخت 7 هزار واحد مسکونی و همچنین قرارداد دیگری به استعداد 10 هزار واحد مسکونی با شرکت اولی نیز در حال انعقاد است.
احمدی نژاد با بیان اینکه طرح های بزرگی در زمینه ساخت کارخانه های شیر، آرد، تراکتورسازی، خودروسازی، بانک و صندوق مشترک میان دو کشور منعقد شده است، اضافه کرد: در سفر اخیر به ونزوئلا 70 شرکت با 140 نفر از متخصصان و تجار کشورمان5 میلیارد دلار با شرکت های ونزوئلایی قرار بستند که در تاریخ اقتصاد دو کشوربی سابقه است.
رئیس جمهور گفت: البته مقدمات این قراردادها از قبل آماده شده بود.
احمدی نژاد تصریح کرد : در این سفر سه ساعت نشست خصوصی داشتیم که در آن مسائل جهان، منطقه و دو کشور بررسی شد.
رئیس جمهور افزود: از جمله نگرانی جدی حضور نظامیان در آمریکای لاتین بود که در این نشست مورد بررسی قرار گرفت و راههای رفع نگرانی، تقویت قدرت ملتها و انتقال تجارب دو ملت حاصل گفتگوی سه ساعته ما بود.
احمدی نژاد با اشاره به نشست سه ساعته مقامات دو کشور گفت: در این نشست که به طور زنده از شبکه های تلویزیونی پخش می شد بسیاری از طرح های اقتصادی و برنامه های آینده امضا شد.
رئیس جمهور افزود: از اتفاقات شیرین در ونزوئلا واگذاری یکی از واحدهای مسکونی ساخته شده توسط شرکت ایرانی به پیرزنی ونزوئلایی بود که خانه خود را تحویل می گرفت.
احمدی نژاد گفت : این خانم ابتدا با تشکر از ملت و دولت ایران و همچنین آقای چاوز به دو نکته اشاره کرد و اظهار داشت پیش از دولت آقای چاوز هیچ مسئولی به مناطق فقیرنشین سر نمی زد و اعتنایی به اکثریت مردم محروم نمی کرد و دوم اینکه ایرانی ها برای ما خانه و رفاه می آورند (رئیس جمهور اشاره کرد که آنها پول این خانه ها را می پردازند) اما آمریکا برای ما پایگاه نظامی می آورد ،دنیا ببیند ایران بمب نیاورده، اقتصاد و رفاه را برای ما به ارمغان آورده است.
غربیها نگران پیشرفت علمی ایران
رئیس جمهور به طرح های مشترک میان ایران و کشورهای ثالث اشاره کرد و گفت: ایران و ونزوئلا طرح های مشترکی دارند به طوری که ایران در آنجا طرح های مشترک پتروشیمی دارد و همین طور ونزوئلا نیز در ایران طرح پتروشیمی دارد.
احمدی نژاد افزود: تاجرهای ایرانی در بسیاری از نقاط با تاجران یا صنعتگران ونزوئلایی به صورت مشترک با منابع جهانی یا منابعی که خود دولت ونزوئلا می گذارد، طرح اجرا می کنند.
رئیس جمهور گفت: دولت ونزوئلا با در اختیار گذاشتن منابع مالی از ایرانی ها و طرح های آنها حمایت می کند که فرصت خوبی است.
احمدی نژاد افزود: دانشمندان ایرانی موفق به ساخت دستگاهی به نام نانوسکوپ شده اند که این دستگاه را فقط شش کشور در دنیا می سازند که یکی از آن کشورها ایران است.
رئیس جمهور در توضیح کارآیی این دستگاه گفت: اگر یک میلیمتر را بر عدد هزار تقسیم کنیم یعنی یک هزارم میلیمتر را میکروسکوپ می تواند تشخیص دهد اما اگر یک هزارم میلیمتر (میکرون) را بر عدد هزار تقسیم کنیم عددی به دست می آید که فقط نانوسکوپ ساخت دانشمندان ایرانی و پنج کشور دیگر دنیا قادر به تشخیص آن است.
احمدی نژاد افزود: نانوسکوپ دستگاه الکترونیکی بسیار پیشرفته ای است که هم اکنون پنجاه نانوسکوپ را خودمان در داخل کشور تولید کرده ایم و در حال فروش آن هستیم.
رئیس جمهور گفت: کشورهای مختلف مشتاق خرید نانوسکوپ ایرانی هستند زیرا این دستگاه، دستگاهی بسیار پیشرفته است و در عین حال جنس ایرانی ارزان تر از پنج کشور دیگر تولیدکننده این دستگاه است.
وی افزود: یک نانوسکوپ ایرانی را به رئیس جمهور برزیل و یک نانوسکوپ دیگر را به رئیس جمهور ونزوئلا دادم و آقای چاوز گفت این بمب ایرانی است، این همان بمبی است که می گویند ایران می خواهد بسازد.
احمدی نژاد گفت: در یک برنامه زنده تلویزیونی پرمخاطب که دهها میلیون نفر در امریکای جنوبی به دو زبان اسپانیولی و پرتغالی آن را می دیدند به مردم گفتم که ما سه ساعت است در حال گفتگو هستیم و در این سه ساعت درباره اشتغال، مسکن، کارخانه، نیروگاه و ساخت سد صحبت کردیم اما دیگران وقتی دور هم جمع می شوند درباره پایگاه نظامی، تحقیر ملتها، سلطه، تحریم و از این گونه حرف های بچه گانه سخن می گویند.
رئیس جمهور افزود: دستگاه نانوسکوپ که ایرانی ها ساخته اند در خدمت رفاه، بهداشت و پیشرفت علمی است و آنها نگران ساخت بمب نیستند بلکه نگران پیشرفت علمی هستند که همه از این صحبت شادمان شدند، دست زدند و آقای چاوز هم خوشش آمد.
احمدی نژاد گفت: رئیس جمهور ونزوئلا گفت آنها دروغ می گویند بلکه می خواهند بر دنیا مسلط شوند و یک سری شعار دروغ می سازند تا عده ای را بترسانند.
رئیس جمهور افزود: آنها می خواهند اقتصاد ما ضعیف شود و کار ما به جایی برسد که جزو پنج کشور برتر دنیا نباشیم، نانوسکوپ، بیوتکنولوژی، نانوتکنولوژی، فناوری سلولی و فناوری هوافضا نداشته باشیم و بقیه حرف های آنها فقط بازی رسانه ای است.
احمدی نژاد گفت: ایران و ونزوئلا چند موافقتنامه جدید همکاری برای سرمایه گذاری تجار امضا کردند که از این موافقتنامه ها ایران و ونزوئلا سود اقتصادی و سیاسی می برند.
ایران به دنبال روابط عادلانه است
رئیس جمهور گفت : سنگال کشور مهمی در غرب آفریقاست و روابط بسیار خوبی داریم.
احمدی نژاد با تشریح دستاوردهای سفر به کشورهای افریقایی افزود : رئیس جمهور سنگال ، رئیس سازمان کنفرانس اسلامی هم است و از نظر فکری به جمهوری اسلامی بسیار نزدیک است و مردمانشان از نظر فکری و عاطفی به شدت به جمهوری اسلامی نزدیک هستند.
رئیس جمهور گفت: در آنجا یک کارخانه خودروسازی با سرمایه مشترک احداث شده که مدرن ترین کارخانه در آفریقا است.
احمدی نژاد افزود: تقاضای خرید برای خودرو در آنجا بالاست و توافق شد که ایران خودرو قطعات را سریع تر به آنجا بفرستد و در آنجا بخش رنگ و بدنه تقریبا در حال کامل شدن است و اینگونه کارخانه کامل می شود.
رئیس جمهور گفت: قطعات اولیه این کارخانه از ایران به آنجا ارسال و در آنجا مونتاژ و همانجا تحویل مردم می شود.
احمدی نژاد افزود: جالبتر اینکه تولیدات این کارخانه در برزیل و ونزوئلا هم مشتری دارد و در ونزوئلا 16 هزار نفر متقاضی دریافت این خودرو هستند و برای آن ثبت نام کردند.
رئیس جمهور گفت : با توافق های بعمل آمده در مورد مباحث گمرکی و مالیاتی مقرر شد قطعات برای مونتاژ و تحویل به مشتری سریعا به آنجا ارسال شود.
مجری برنامه ( حیدری ) گفت : سنگال سالها پیش مستعمره فرانسوی ها بوده و بازار این کشور در دست آنهاست که رئیس جمهور هم آن را تایید کرد و افزود: همینطور است آنها بیش از صد سال است که این بازار را در اختیار دارند.
احمدی نژاد افزود: مردم سنگال به سمت استقلال و خودکفایی کامل در حال حرکت هستند و رئیس جمهورشان نیز دیدگاه های خیلی خوبی دارد.
رئیس جمهور گفت: هم او و هم روسای جمهور برزیل، بولیوی و ونزوئلا نگاهشان به سمت خودکفایی است و تمام پیشنهادهایی که برای همکاری می دهند در جهتی است که خودکفا و از غرب بی نیاز شوند.
احمدی نژاد افزود: آنها صریحا می گویند که ما می خواهیم این ارتباطات را از غرب جدا کنیم و به جمهوری اسلامی وصل کنیم برای اینکه جمهوری اسلامی ایران به دنبال سلطه نیست و تجربیاتش را به ما می دهد.
رئیس جمهور گفت: آنها با بیان اینکه غربی ها سالها در کشورمان بوده اند معتقدند انها چیزی به این کشورها نداده اند و فقط منافع را برده اند.
احمدی نژاد اظهار داشت : الان در خود برزیل هم قریب به اتفاق شرکت های بزرگ، چند ملیتی هستند که فقط کار و زحمت انها برای مردم برزیل می ماند نه ارزش افزوده ، اما نگاه رئیس جمهور برزیل به سمت این است که اینها را بیاورند نهادینه کنند و ارزش افزوده منابع هم نصیب این کشور شود.
رئیس جمهور گفت: در منظر جهانی ، این سفر ، بسیار مهم تلقی شد و نشان داد حرف هایی که آنها می زنند بی ربط تر از آن است که قابل اعتنا باشد.
احمدی نژاد افزود: این سفر ظرفیت و عمق استراتژیک جمهوری اسلامی ایران را یک بار دیگر در معرض دید جهانیان قرار داد و همینطور گستره همکاری های جمهوری اسلامی ایران را نمایش داد.
وی گفت: هیچ زمینه ای نیست که ما در آن حرفی برای گفتن نداشته باشیم و در هر حوزه علمی و اقتصادی از جمله در حوزه های کشاورزی، صنعتی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی وارد می شوند ما حرف داریم و می توانیم با هم همکاری کنیم.
رئیس جمهور گفت: در مجموع همکاران من در این سفر خیلی زحمت کشیدند، سفر فشرده ای بود، 40 ساعت ما روی هوا و در فرودگاه بودیم ، بیش از 30 هزار کیلومتر پرواز کردیم که فشار می آورد اما همکاران من با شوق این کار را انجام دادند ، چون یک هدف مقدسی را دنبال می کنیم و رابطه عادلانه ای که به نفع دو ملت و به نفع جهان است.
رئیس جمهور افزود : خدمت به ملت ایران چیزی است که اصلا ادم از آن خسته نمی شود.
موضوع هسته ای از نظر ما حل شده است
رئیس جمهور گفت: موضوع هسته ای از نظر ما حل شده است و ما هم اکنون موضوعی به نام موضوع هسته ای که بخواهیم درباره آن با آنها گفتگو کنیم نداریم، حال هر قدر می خواهند هیاهو کنند، این مسئله از نظر ما تمام شده است.
مجری گفت: در هاله ای از ابهام است که چرا فضای آرام اخیر درباره موضوع هسته ای را یکباره بر هم زدند.
رئیس جمهور با اشاره به موضوع هسته ای پاسخ داد: برای ما ابهامی وجود ندارد و ما از ابتدا هم علاقه داشتیم که همه مسائل و موضوع هسته ای را حل کنیم.
وی گفت: ما طبق قانون عمل می کنیم، حقوق خودمان را می خواهیم و چیزی اضافه نمی خواهیم، روی مرز قانون هم حرکت کرده ایم و هر سؤال حقوقی هم داشتند پاسخ داده ایم و جوابش را هم گرفته ایم و به هیاهوها هم محل نگذاشته ایم.
احمدی نژاد افزود: هر جا هم غیرقانونی تصویب کرده اند ما رسماً اعلام کرده ایم که به رسمیت نمی شناسیم.
رئیس جمهور گفت: برخی کشورها و دولت ها ازجمله دولت انگلیس به شدت با آن شرایط آرامش قبل از قطعنامه اخیر مخالف بودند.
احمدی نژاد افزود: برای ما مسجل است که دولت انگلیس با مذاکرات ژنو که مذاکرات درستی بود و در مسیر درست تفاهم بود مخالف بود و رژیم صهیونیستی نیز به شدت مخالف آن بود و اینها دنبال این بودند که آن فضا را عوض کنند و بگویند اصلاً تفاهمی نیست و آرامشی وجود ندارد و برای این مسئله سرمایه گذاری کردند.
رئیس جمهور گفت: برخی دیگر هم به نظر من فریب خوردند، روسیه اشتباه کرد، روسیه تحلیل درستی از شرایط امروز دنیا ندارد، شاید بر اساس اطلاعاتی که درست نیست به آن طرف رفت.
احمدی نژاد افزود: اما رژیم صهیونیستی و دولت انگلیس اصلاً دستپاچه بودند زیرا در این مذاکرات سازنده همه در حد خودشان بودند، ایران در حد خودش با کشورهای بزرگ دنیا حرف می زند و همکاری هم می کند اما این را که کسی بخواهد خود را برتر از دیگران بداند اصلاً قبول نداریم، همه آنها هم این را می دانند زیرا دوره این ادبیات پایان یافته است.
رئیس جمهور در پاسخ به سؤال مجری مبنی بر اینکه به نظر شما تشکیل ترتیبات و اتحادهای فرامنطقه ای مانند گروه هشت کشور صنعتی و استفاده از ظرفیت های بین المللی برای پیشبرد اهداف مشترک تا چه حد کارساز خواهد بود گفت: این حرف شما درست است و باید عملی شود و ما به این سمت می رویم.
احمدی نژاد افزود: هشت کشوری که در قالب گروه هشت کشور صنعتی دور هم جمع شده اند در همین نظام کنونی جهانی کار می کنند یعنی نظام کنونی از جمله بانک جهانی، صندوق بین المللی پول و سازمان های تصمیم گیری دنیا پشتیبان آن هستند، آنها بر این نهادها مسلطند و آنجا تصمیم گیری می کنند.
رئیس جمهور گفت: ما می خواهیم خارج از این ترتیبات، یک ترتیبات عادلانه درست کنیم که از همین روابط دوجانبه و تقویت این اندیشه آغاز می شود .
احمدی نژاد افزود: خوشبختانه این اندیشه الآن در حال همه گیر شدن است و باید آرام آرام همین روابط دوجانبه را گسترش دهیم.
رئیس جمهور گفت: مثلاً بانکی که بین ما و ونزوئلا تشکیل شده است الآن چند کشور گفتند که ما هم می خواهیم باشیم، این نقطه شروع است.
احمدی نژاد افزود: این نقطه ثقل هم اکنون وجود دارد اما نمی توان آن را اعلام کرد و بالأخره چند کشور هستیم که با هم رایزنی هایی داریم و حرف ها را باهم می زنیم و نمی خواهیم که آنها بدانند ما چه برنامه ای برای آینده داریم اما مطمئناً برنامه داریم و طرفداران اندیشه ای که طرح کردم به سرعت در حال زیاد شدن است.
رئیس جمهور گفت: از نهادها شروع کردیم و گفتیم که بانکی خارج از این حلقه تأسیس شود که پایه اش باید در ونزوئلا گذاشته شود و بلافاصله چند کشور گفتند که ما هم هستیم.
احمدی نژاد افزود: ترتیبات اجرایی این کار ظرف چند ماه کامل می شود و یک بانک چندملیتی خارج از آن حلقه ایجاد می شود که این نکته بسیار مهمی است.
رئیس جمهور گفت: در سازمان اکو هم خوشبختانه این اندیشه همه گیر شده است و تاکنون چند طرح خوب آغاز کرده ایم.
احمدی نژاد افزود: هم اکنون میان جمهوری اسلامی ایران و ترکیه قصد داریم که با لیر و ریال مبادله کنیم و این به معنای دور زدن ساختاری است که آنها برای ما طراحی کرده اند و از آن طریق سلطه خود را اعمال می کنند.
رئیس جمهور گفت: برخی کارهای دیگر نیز ازجمله بانک عمومی و صندوق حمایت از سرمایه گذاری در سازمان اکو برای مبادلات دوجانبه در دست اجراست.
احمدی نژاد افزود: همان گونه که می دانید جمهوری اسلامی ایران برای دور بعد، به عنوان رئیس جنبش غیرمتعهدها انتخاب شد که این یک ظرفیت است.
رئیس جمهور گفت: هم اکنون مصر رئیس جنبش است که تحرک خوبی را آغاز کرده است و کوبا هم تحرک خوبی داشت و مالزی هم واقعاً این جنبش را در حالی که در حال حذف شدن از مناسبات جهانی بود بسیار شجاعانه احیا کرد و کوبا دنبال آن را گرفت.
احمدی نژاد افزود: الآن مصر کارهایی را آغاز کرده است و دو سال و نیم دیگر ریاست این جنبش به ایران می رسد.
رئیس جمهور گفت: طبعاً ما به مصر کمک می کنیم که از این فرصت حداکثر استفاده را بکند.
احمدی نژاد افزود: جنبش عدم تعهد یک ظرفیت بسیار بالایی است و این اندیشه که ما باید ساز و کارهای دیگری داشته باشیم در حال عمومی شدن است.
رئیس جمهور گفت: این مقدار کار در دوران مصر صورت می گیرد و بقیه حتماً در دوره ریاست ایران تکمیل می شود ضمن اینکه کارهای دیگری نیز مانند روابط ما با ونزوئلا و ونزوئلا با کشورهای دیگر در دست اجراست.
احمدی نژاد افزود: این حرکت ها در حال کاشت نهال هایی است که بعداً به شبکه ای تبدیل می شود.
رئیس جمهور گفت: اگر ما الآن ایجاد یک شبکه جدید را اعلام کنیم، با آن مقابله می کنند و نمی گذارند؛ زیرا با نظام کنونی جهانی، دنیا را می چاپند و به خاطر همین نظام، آقای دنیا هستند.
احمدی نژاد افزود: ما می خواهیم این نظام را کنار بگذاریم و نظام دیگری را بیاوریم و حتماً بخش مهمی از این تهدیدهایی که اعلام می کنند به خاطر همین ظرفیت ایران است که ایران می تواند منشأ تغییر این نظام در دنیا باشد.
تبادل سوخت ، پیشنهاد خود ما بود
رئیس جمهور با بیان اینکه اصل تبادل سوخت پیشنهاد خود ما بود، گفت: رآکتور تهران در ابتدا سوخت 90 درصد مصرف می کرد و بعد آژانس مصوبه ای گذراند که سوخت هایی که رادیو دارو تولید می کنند سوخت آن 19،75 درصد شد.
محمود احمدی نژاد با بیان اینکه 25 سال پیش از طریق آژانس از آرژانتین سوخت خریدیم که تا دو سال دیگر تمام می شود افزود: ما به آژانس اعلام کردیم که حاضر به خرید هستیم.
رئیس جمهور با اشاره به اینکه می دانستیم خیلی ها تمایلشان این است که گذشته را کنار بگذارند و از این پوزیشن و قیافه ای که گرفته اند بیرون بیایند گفت: این قیافه گرفتن ها فایده ای ندارد چرا که چند سال که اخم کرده اید چه چیزی بدست آورده اید؟
احمدی نژاد اظهار داشت : خواستیم فرصتی بدهیم و فضا را برای آنها تغییر دهیم و گفتیم حاضر به خرید هستیم.
رئیس جمهور با بیان اینکه آژانس نامه ای بدون امضا به ما داد افزود: آژانس اعلام کرد این نامه پیشنهاد آمریکا و روسیه است مبنی بر اینکه حاضریم شما سوخت خود را به ما بدهید و ما غنی سازی کنیم و برگردانیم.
احمدی نژاد با اشاره به اینکه با کلیات این موضوع موافق بودیم گفت: این مسئله برای ما مشکلی ندارد زیرا فناوری را داریم.
رئیس جمهور افزود: گفتیم روند مذاکرات فنی را برای ترتیبات این کار انجام دهند و آنها اعلام کردند که فرانسه هم باشد زیرا لوله سوخت را فرانسه دارد و روسیه نمی تواند و روسیه باید غنی کند.
احمدی نژاد گفت : ما با فرانسه مخالفت کردیم و گفتیم این کشور تعهد داشته است 50 تن اورانیوم "یو اف 6" را به ما بدهد اما به تعهداتش عمل نمی کند.
رئیس جمهور با اشاره به اینکه آنها گفتند حق با شماست اما فرانسه هم باشد تا کار انجام شود ، افزود: در بحث های فنی یک جوی درست کردند که چون ایران 1200 کیلو سوخت دارد ، ما می خواهیم سوخت ایران را بیرون ببریم و ایران را از بمب دور کنیم.
احمدی نژاد گفت: در حالیکه ما بیشتر داریم و آژانس هم از این موضوع مطلع است و هر روز نیز در حال ساخت هستیم.
رئیس جمهور با بیان اینکه برای ما سوخت 3 و نیم درصد مسئله پیش پا افتاده ای است و ما این میزان را 3 و نیم سال پیش داشتیم، افزود: فروردین سال 85 به فناوری دست پیدا کردیم و از آن زمان تاکنون 2 هزار کیلومتر جلوتر رفتیم.
احمدی نژاد این حرف را که ادعا می کنند ما در پی ساخت بمب اتم هستیم بی ربط خواند و گفت: بارها اعلام کرده ایم نمی خواهیم بمب بسازیم.
رئیس جمهور با بیان اینکه ما مثل آنها نیستیم ، افزود: همه چیز ما شفاف است و شجاعت آن را داریم که اگر روزی لازم باشد بسازیم یا اگر تصمیم داشته باشیم ، بگوییم.
احمدی نژاد گفت : مقام معظم رهبری اعلام کرده اند که از نظر مبنایی مخالفیم یعنی از نظر اعتقادی با بمب مخالفیم.
رئیس جمهور افزود: نه در دکترین دفاعی ما و نه در برنامه صنعتی و اقتصادی ما بمب وجود ندارد.
احمدی نژاد با اشاره به تبلیغات غربی ها گفت: متاسفانه عده ای نیز در داخل با آنها همراهی کردند که توطئه و کلک است.
رئیس جمهور افزود: ما به آنها پیغام دادیم که آن حرفها را تکذیب کنند زیرا ما نمی توانیم حیثیت جمهوری اسلامی را وسط گذاریم و بیخودی خرج کنیم.
احمدی نژاد گفت: پیشنهاد دادیم که آماده ایم با هم همکاری هسته ای کنیم و اشکالی ندارد 400 تن را می دهیم، شما همان مقدار سوخت بدهید و این کار تکرار شود.
رئیس جمهور با بیان اینکه باید به جای تقابل، تعامل داشته باشیم افزود: آژانس وظیفه دارد که سوخت را بدون شرط به ما بدهد.
احمدی نژاد گفت: عده ای در داخل سر و صدا کردند که این توطئه و فریب غرب است و عده ای آن طرف مخالف این کار بودند.
رئیس جمهور افزود: طبیعی است که هیچ وقت حیثیت ملت ایران را در جایی قربانی نمی کنیم.
احمدی نژاد گفت: 400 کیلو یا 1200 کیلو ارزش چندانی برای ما ندارد زیرا ما فناوری را داریم و کارخانه در حال ساخت است و ما می خواهیم از آن استفاده کنیم.
قطعنامه صادر شده هیچ منبع حقوقی ندارد
رئیس جمهور گفت: با توجه به اینکه می توانیم خودمان اورانیوم با غنای 20 درصد را بسازیم حقش را محفوظ می دانیم، ما می خواهیم یک تبادلی کنیم که شما از آن موضعی که داشتید بیرون بیایید و دیگر برویم در ساخت نیروگاه و حال با هم همکاری می کنیم.
احمدی نژاد افزود: اینها یک عده کسانی بودند که در اوج فشارهای هسته ای از این طرف به ما فشار می آوردند و می گفتند کوتاه بیایید و حالا سوپرانقلابی شده اند.
وی گفت: حالا که گذشت، هم اینها و هم آنها خطا کردند و ما گفتیم حالا که این طور شد ما نمی دهیم.
رئیس جمهور افزود: ما گفتیم شما غنی کنید 20 درصد بیاورید در خاک ایران و ما این را با هم مبادله می کنیم و آن هم به خاطر فضای موجود بود.
احمدی نژاد گفت: ما نمی توانیم برویم در فضایی که بعداً از لحاظ سیاسی متهم شویم.
وی با بیان اینکه ما برای تعامل پیشنهاد دادیم، افزود: متأسفانه در آن سمت صهیونیست ها و انگلیسی ها بر آنها غلبه و پافشاری کردند که باید بدهید گفتیم نه.
رئیس جمهور گفت: ما نیز گفتیم این یک معامله است و شما حق ندارید شرط بگذارید و این واقعاً مسخره ترین موضعی بود که آژانس در عمرش گرفته بود.
احمدی نژاد افزود: می گویند ما الآن 20 درصد به شما می دهیم اما به این شرط، ما نیز گفتیم که این شرط را نمی پذیریم ما عضو آژانس هستیم، باید بدهید و اگر ندهید ما می سازیم.
وی گفت: ما که مشکلی نداریم و الآن من به ملت عزیز می گویم که هیچ جای نگرانی نیست و ما خودمان تولید می کنیم زیرا فناوری اش را داریم.
رئیس جمهور افزود: ما این فرصت را به آنها دادیم اما آنها از این فرصت استفاده نکردند.
احمدی نژاد گفت: البته هم بعضی ها در داخل مقصر بودند و هم آنها مقصرند زیرا نمی بایست به فشار صهیونیست ها و انگلیسی ها تن در می دادند؛ به هر صورت آوردند در این فضا که قطعنامه صادر کردند، گرچه این قطعنامه هیچ مبنای حقوقی ندارد.
وی افزود: فوردو را ما اطلاع دادیم و قرار بود که یک سال و نیم دیگر در آنجا تزریق انجام شود اما ما یک سال قبل اطلاع دادیم.
رئیس جمهور گفت: ببینید چه استدلال خنده داری می کنند؛ می گویند در دولت قبل یک تعهدی داده شده بود در ترتیبات سه ممیز یک که هر کاری ایران می خواهد بکند قبلش باید خبر بدهد.
احمدی نژاد افزود: این موضوع را تعلیقش کردیم در شرایطی که اینها قطعنامه صادر می کردند و می گویند این تأسیساتی که شما شروع کردید قبل از تعلیق آن بوده است.
وی گفت: این یک حرف بچه گانه است و تهدید کردند که ما را بمباران می کنند، ما رفتیم آنجا را گرفتیم و بعد از تعلیق آن هم بوده، حتی اگر قبلش هم بوده حق ما بود.
رئیس جمهور افزود: ما حق داریم در کشور خودمان کار کنیم، ما عضو آژانس شده ایم، این به آن معنی نیست که آژانس به ما زور بگوید یا بخواهد حرفش را تحمیل کند.
احمدی نژاد گفت: ما عضو شدیم که کار خودمان را بکنیم و آنها نظارت کنند.
وی افزود: جالب اینکه زمانی که ما به آژانس خبر دادیم، رئیس جمهور امریکا آمد و گفت تأسیسات محرمانه کشف شده است، آنها می گویند امریکا بعد از اینکه فهمید آن تأسیسات وجود دارد، ما اعلام کرده ایم.
رئیس جمهور گفت: آیا با این سیستم می خواهند دنیا را اداره کنند؟ از همین الآن معلوم است که شکست خورده است.
احمدی نژاد افزود: کشوری بمب اتم دارد، عضو آژانس نیست، هیچ تعهدی را نمی پذیرد، اصلاًٌ کاری با آن ندارند اما ما عضو آژانس هستیم، همکاری و قوانین را رعایت می کنیم اما با ما بداخلاقی می کنند.
وی گفت: ما می گوییم داریم همکاری می کنیم و (تسلیحات) نداریم و شما هم هیچ نشانه ای ندارید اما ما را محکوم می کنید.
رئیس جمهور افزود: از نظر ما این مسائل هیچ ارزش حقوقی ندارد، اینها قبلاً تجربه شده است، می خواهند دوباره تجربه کنند، اصلاً ما هیچ حسابی برای این موضوع باز نمی کنیم.
احمدی نژاد گفت: البته از بعضی ها انتظار نداشتیم به ویژه آقای اوباما؛ رفتار آقای اوباما واقعاً نگران کننده است.
امروزحرف از تحریم ، مسخره است
رئیس جمهوربا بیان اینکه رفتار اوباما نگران کننده است گفت: ملت ایران می داند که جمهوری اسلامی می خواست که وی (اوباما) موفق شود تا تغییرات اساسی ایجاد کند.
محمود احمدی نژاد افزود : اما اکنون نگران هستم چون رئیس جمهور آمریکا موفق نشده است کار درست و حسابی انجام دهد و حرف های بوش را زدن و مسیر بوش را رفتن چیز جدیدی برای دنیا نیست و نتیجه آن از قبل معلوم است و اتفاقی نمی افتد و اوباما باید تغییراتی به خود بدهد و سیاست های استکباری را تغییر دهد.
احمدی نژاد گفت : اوباما در مورد ایران خیلی حرف زده است ما هم استقبال کردیم و گفتیم شما یک قدم بردارید ما ببینیم ، حتی پیام دادیم که حاضر هستیم در نیویورک گفتگو کنیم یعنی هر فرصتی لازم بود از طرف ما به ایشان داده شد تا اگرصادق است قدمی بردارد اما اکنون واقعا نگران شدیم اوباما نیز نتواند و همان بساط قبلی به اسم دیگری ادامه پیدا کند.
احمدی نژاد گفت: ما خواستیم تحولات مثبت اتفاق بیفتد اما کارهای اوباما خیلی چنگی به دل نمی زند.
حیدری ( مجری ) سوال کرد: پیش بینی می کنید گام های بعدی این سناریوی چه باشد ، عده ای معتقدند که این قطعنامه مقدمه ای و مواد اولیه برای انتشار قطعنامه شدید تری از طرف شورای امنیت سازمان ملل متحد در ماه دسامبر و قبل از اغاز سال میلادی جدید است و می تواند مستمسک اقدامات جدی علیه ایران باشد و زمینه تحریم ها و حتی شاید اقدامات نظامی باشد که آقای احمدی نژاد هم تصریح کرد : آنها مگر تاکنون با ما شوخی داشتند که اکنون جدی باشند یعنی اقداماتشان تاکنون شوخی بوده است ، مگر تحریم های قبلی که انجام دادند شوخی بود آنها هر چه در توانشان بود آوردند و تمام توپ های خود را خالی کردند و اکنون چه چیزی را می خواهند تحریم کنند.
حیدری سوال کرد: از جمله بنزین و تحریم های بانکی که آقای احمدی نژاد گفت: ما سیستمی را طراحی کردیم که ظرف یک هفته همه بنزین های مورد نیاز وارداتی خود را در داخل تولید می کنیم و هیچ مشکلی نداریم اکنون یک کالای دیگری را تولید می کنیم و در صورت نیاز بلافاصله جایگزین می کنیم.
رئیس جمهور افزود: مهمترین ان بنزین است ، غربی ها چه کار می خواهند بکنند ما داخل کشورمان غذا و ماشین را تولید و صادر نیز می کنیم ما از اقتصادهای بزرگی هستیم که آنها به ما احتیاج دارند نه ما به آنها، غربی ها بیش از ما احتیاج دارند.
حیدری پرسید: یعنی این تحریم ها هیچ اثر منفی یا افزایش هزینه ای ندارند که آقای احمدی نژاد گفت: نه اینکه هیچ اثری ندارند اما اثری نیست که در زندگی مردم ایران مدام فشار وارد کند، از طرف دیگر راههای جبرانش وجود دارد و ما انجام دادیم.
وی افزود: پیش بینی من این نیست که آنها به دنبال تحریم های جدید هستند چون اصلاً فایده ای ندارد و آنها حرفهای خود را زده اند و اقدامات خود را انجام داده اند به خصوص در بحث نظامی من یک بار گفته ام که همه آنها کوچکتر از این حرفها هستند که بخواهند به این موضوع فکر کنند.
حیدری سوال کرد آیا واقعاً نگران تهدیدهای نظامی علیه مراکز حساس کشور نیستید؟
آقای احمدی نژاد تصریح کرد : من قبلا نیز گفته ام و این حرف جدی است ما شوخی نداریم و من در هیچ کدام از حرفهایم با ملت ایران شوخی نکرده ام، هر دستی بخواهد روی ایران بلند شود قطع می شود و آنها با دم شیر بازی می کنند، از طرفی ظرفیتی وجود ندارد ،کی می خواهد بمباران کند و کجا را می خواهد بمباران کند.
وی افزود: من به یکی از خبرنگاران در نیویورک گفتم آیا شما اصلاً ایران را دیده اید که گفت نه، گفتم ایران با یک میلیون و 700 کیلومتر مسافت و بیش از هفتاد و یک میلیون نفر جمعیت دارد و بهترین دانشمندان و بهترین مردم را دارد شما اصلاً نمی فهمید و خیال می کنید ایران یک کشور نقطه ای در یک قاره محروم است در حالی که این طور نیست و حجم ارتباطات ما بسیار گسترده است.
احمدی نژاد گفت : در دوره ارتباطات جهانی و جهانی سازی اصلاً حرف از تحریم، مسخره و مثل این است که رودخانه عظیمی جریان دارد و یک آب باریکه ای خلاف جهت برود و بخواهد تاثیر هم بگذارد که مسخره است.
کاهش سطح همکاری ها با آژانس حداقل تصمیم ماست
رئیس جمهور گفت: ما هم اکنون فرای قانون با آژانس بین المللی انرژی اتمی همکاری کرده ایم و صادقانه همه گونه اطلاعات در اختیار آنها قرار داده ایم تمایل در ایران آن است که سطح همکاری ها را از میزان قانونی پایین تر بیاوریم اما حداقل تصمیم ما این است که همکاری با آژانس را به مُرّ قانونی برسانیم.
احمدی نژاد با اشاره به وجود دو نوع همکاری با میل و اشتیاق و براساس قانون با آژانس بین المللی انرژی اتمی افزود: ما با کسی شوخی نداریم که بخواهیم از یک هیاهو بترسیم ما سطح همکاری های خود را حداقل به سطح مُرّ قانونی با آژانس می رسانیم.
رئیس شورای عالی امنیت ملی به برخی تحلیل ها در خصوص تعرض رژیم صهیونیستی به مراکز هسته ای ایران اشاره و تصریح کرد: ممکن است یک یا چند صهیونیست حرفی بزنند اما اینها اختیارشان در دست دیگران است و باید آنها را کنترل کنند و ما بارها گفته ایم ما خودمان آنها را کنترل می کنیم.
احمدی نژاد افزود: همه می دانند در صورت برخی حرکات غیرمنطقی و غیرعقلانی پاسخ ایران چه هست و همه از این پاسخ آگاهی دارند.
رئیس جمهور برخی بداخلاقی ها مانند تحریم و صدور قطعنامه را از نظر جمهوری اسلامی ایران بی ارزش خواند و افزود: بالاخره ما از این رفتار آژانس گله داریم و به ویژه از آقای البرادعی گله داریم البته می دانیم که او تحت فشار است اما از اول نباید وارد دام آنها می شد.
وی تصریح کرد: شنیده ایم که البرادعی تلاش کرده است به آنها بگوید که اشتباه می کنند اما این تلاشش نتیجه نداشته است.
رئیس شورای عالی امنیت ملی محدود کردن آژانس در برخی دسترسی هایش را براساس مُرّ قانون، طبیعی دانست و گفت: براساس همین قانون ما می توانیم آنجایی که فناوریمان بومی است اجازه بازرسی ندهیم و در عین حال آژانس ملزم است تمام گزارش های خود را محرمانه نگه دارد اما ما می دانیم گزارش هایی که از ایران و با همکاری ما تهیه می شود و به آژانس می دهیم در اختیار دشمنانمان قرار می گیرد.
احمدی نژاد افزود: خود آقای البرادعی گفت که اطلاعات فوردو را به امریکایی ها داده و این خلاف قوانین آژانس است.
رئیس جمهور نظام حاکم بر نهادهای بین المللی همچون آژانس را پوسیده خواند و اضافه کرد: ملت ها این مقطع را پشت سر گذاشته اند و این رفتارها پایان دوران خود را می گذراند؛ این مرده با این نفس ها زنده نمی شود و اگر هم بخواهند به همین روش ادامه دهند حرف ما را به اثبات رسانده اند.
احمدی نژاد به استقلال کم نظیر جمهوری اسلامی ایران در همه زمینه ها اشاره و تصریح کرد: ما به هیچ جای دنیا به شکلی نیازمند نیستیم که بخواهند چیزی را به ما تحمیل کنند و با همین شرایط در سه، چهار سال گذشته و به رغم بداخلاقی ها و تحریم ها صادرات غیر نفتی را از 7 و نیم میلیارد دلار به 23 میلیارد دلار رسانده و با صادرکنندگان عهد بسته ایم آن را تا 50 میلیارد دلار هم برسانیم این ظرفیت ایرانی است.
رئیس جمهور با بیان اینکه اگر بحران جهانی نبود هیچ مشکلی برای ایران به وجود نمی آمد، گفت: در قضیه تحریم فقط به برخی از بانک های ما اندکی فشار آمد و بلافاصله هم جبران شد.
احمدی نژاد تقابل با کشورها را خواست جمهوری اسلامی ایران ندانست و تصریح کرد: همان طور که بارها گفته ایم دوست نداریم چنین فضایی به وجود بیاید ما دوستانه تعامل می کنیم و حتی گفتیم دوست داریم دولتی مثل دولت جدید امریکا مانند دولت قبلی بدنام نشود اما اگر آنها چنین راهی را انتخاب کرده اند ما مشکلی نداریم؛ آنها بیش از ما دچار مشکل می شوند.
رئیس جمهور با بیان اینکه جمهوری اسلامی ایران اعلام کرده است نظام های موجود در جهان نظام های ناعادلانه و یکطرفه است، گفت: هم اکنون آنها آمده اند روی دنده ای که حرف ما را اثبات کنند؛ در شورای حکام ده رای به ما دادند و من واقعا از کشورهایی که ممتنع و مخالف رای دادند مثل مالزی، کوبا، ترکیه، ونزوئلا، مصر و برزیل و دیگران تشکر می کنم و اگر یک رای هم به ما می دادند اجماعی به دست نمی آمد.
احمدی نژاد افزود: عده ای از کشورها برای ما پیغام فرستادند که به ما فشار آوردند و ما هم گفتیم اشکال ندارد ما مشکلی نداریم و مشخص شد طرف کشور ما عده ای هستند که تهدید شده اند.
رئیس جمهور با اشاره به رفتار همین نظام های بین المللی با رژیم صهیونیستی که همه را تهدید می کند، گفت: آنها هر لحظه یک نفر را تهدید می کنند خود من و آقای چاوز را تهدید کردند زرادخانه دارند، سلاح های کشتار جمعی دارند اما با آنها کاری ندارند.
احمدی نژاد به پاسخ ایران به شش سوال اصلی آژانس اشاره کرد و افزود: ما همه چیز را پاسخ گفتیم حالا می خواهند قطعنامه بدهند آنقدر بدهند که خسته بشوند؛ در واقع از نظر سیاسی آنها دارند حرف ما را اثبات می کنند؛ در فضای منطقی حتی اگر امریکا هم بخواهد به ما پاسخ دهد هیچ توجیهی در این زمینه وجود ندارد.
رئیس جمهور با طرح این سوال که آژانس هم اکنون در اختیار کیست؟ گفت: ما همه تعهدات خود را به آژانس انجام دادیم اما آژانس هیچ خدمتی به ما نکرده است الان مطالبات جدی در رابطه ما با آژانس وجود دارد و مجلس هم تصویب کرده است ما تجدید نظر کنیم؛ ما سوخت 20 درصد از آژانس خواستیم به ما ندادند و چندین شرط گذاشتند هیچ جای قانون این طور نیست.
ساخت 10 سایت اصلا بلوف نیست
رئیس جمهور با اشاره به تحولات و بحران اقتصادی و کاهش نقش دلار در مبادلات بین المللی گفت : این بار اگر غربی ها بخواهند در آن فضا قرار گیرند ، در موج دوم اقتصادی جهان نابود خواهند شد.
محمود احمدی نژاد گفت : ایران در ابتدا شروع به تغییر ارز خود از دلار به دیگر ارزها کرد البته برخی می گویند توان مبادلات اقتصادی ایران آنقدر بالا نیست که اثر خودش را در تجارت جهانی بگذارد اما دیدید که گذاشت.
رئیس جمهور گفت: ایران رابطه با دلار را کاهش داد و پس از آن بسیاری از کشورها نیز همین کار را انجام دادند که با این کار اقتصاد آمریکا زمین می خورد.
احمدی نژاد افزود: برخی از اقدامات ما مسیر غربی ها را برای آسیب زدن به ما کج کرد و اهداف آنها را به هم ریخت.
رئیس جمهور گفت: اقتصاد ما به لحاظ ذاتی درونی است و قریب به اتفاق نیازهایمان را در داخل تامین می کنیم و دیدیم که با بحران به وجود آمده در جهان ، ذخایر ارزی کشورمان افزایش یافت و این در حالی است که در بسیاری از کشورها ذخایر ارزی کاهش یافت و آنها زمین خوردند و آسیب های جدی به آنها وارد شد.
احمدی نژاد افزود: البته برخی از مشکلات اقتصادی ما به بحران های جهانی مربوط نمی شود.
رئیس جمهور گفت: ما به غربی ها توصیه می کنیم که این راه را ادامه ندهند ، البته اگر خودشان اصرار می کنند که به دره سقوط کنند ما جلویشان را نمی گیریم.
احمدی نژاد افزود: دیپلماسی و مراودات ما با اعضای شورای حکام که آرای متفاوتی در برابر ملت ایران اتخاذ کردند تغییر خواهد کرد همچنان که پارسال مبادلات اقتصادی ما با اروپا 35 درصد کاهش یافت در حالی که در همین سال مبادلات اقتصادی ما با جهان افزایش چشمگیری داشته است.
رئیس جمهور گفت : غربی ها فکر می کنند در دوره استعماری هستند و فقط بر همین اساس ادبیات خود را بر دیگران تحمیل می کنند.
احمدی نژاد افزود: در مورد احداث 10 سایت هسته ای باید بگویم بلوفی در کار نیست اصلا در این عرصه نمی توان بلوف زد.
رئیس جمهور گفت: آن موقع که زنجیره اول انرژی هسته ای را در کشور راه انداختیم آنها گفتند امکان ندارد و بعد دیدند که واقعیت دارد.
احمدی نژاد افزود: هر کاری که در زمینه هسته ای انجام می دهیم عین واقعیت است.
رئیس جمهور گفت : این 10 سایت از قبل طراحی شده است و ما به آژانس تعهد نداده ایم که در طراحی و ساخت آنها را خبر کنیم زیرا یک صنعت بومی است اما 6 ماه قبل از تزریق گاز ، طبق قانون خبر خواهیم داد.
احمدی نژاد افزود: اما تا الان همکاریهای فراوانی را با آژانس انجام داده ایم و ساخت 10 سایت هسته ای در دستور کار دولت قرار گرفته و از چند ماه قبل طراحی سایت های هسته ای برای 500 هزار سانتریفیوژ انجام شده است.
رئیس جمهور گفت: سایت نطنز برای 50 هزار سانتریفیوژ طراحی شده است اما سایت های جدید ظرفیتشان بیش از این سایت است.
احمدی نژاد افزود: از قبل سازمان انرژی اتمی را برای مکان یابی هم از لحاظ ایمنی و امنیتی کار سختی است مامور کردیم.
رئیس جمهور گفت:در گزارشی که سازمان انرژی اتمی آورده است 5 نقطه شناسایی شده و به ما اعلام کرده است.
ایران اهل پنهان کاری نیست
رئیس جمهور گفت: معلوم شد ما پنهان کاری نکرده ایم و اهل پنهان کاری نیستیم ایران این قدر شجاعت دارد که هر کاری می خواهد بکند علنی انجام دهد.
وی افزود: ایران در دنیا به شجاعت معروف است ما نگرانی نداریم ما پروتکل الحاقی را لغو کردیم علنی گفتیم لغوش می کنیم چون (آن پروتکل) زوری و غیرقانونی بود؛ گفتیم ترتیبات اجرایی سه ممیز یک را لغوش می کنیم الان هم می گوییم ما حداکثر روی مرز قانون حرکت می کنیم دیگر آن روابط دوستانه تمام شد دلیلی ندارد ما (با هم)بنشینیم.
احمدی نژاد گفت: هر قدر به ما امکانات و امتیازات بدهند طبق اساسنامه آژانس، همان طور هم با آنها همکاری می کنیم.
رئیس جمهور افزود: یکطرفه نیست اما همکاری مان در مرز قانون را داریم بررسی می کنیم.
مجری گفت: برخی از اعضای متنفذی خارج از چارچوب آژانس و شورای امنیت، خیلی هشدارهای شخصی جدی هم دارند می دهند از جمله آقای کوشنر که حتما شنیده اید که گفت ایران دارد وارد بازی خطرناکی می شود.
رئیس جمهور در پاسخ گفت: فکر می کنم وزیر امور خارجه فرانسه معنای حرفش را متوجه نمی شود که چه می گوید چون حرف زیاد می زند.
احمدی نژاد افزود: خود فرانسوی ها هم به ما می گویند وزیر امور خارجه کشورشان یک ذره تعادل در حرف زدنش ندارد و نمی داند چه بگوید؛ منظورش از بازی خطرناک چیست؟ مثلا آقای کوشنر می خواهد چه کار کند؟
رئیس جمهور اضافه کرد: آنها فعلا خودشان را جمع و جور و پاریس را اداره کنند تا برسند به جاهای دیگر دنیا.
احمدی نژاد گفت: به نظرم آقای سارکوزی هم اسیر این وزیر امورخارجه اش است.
رئیس جمهور افزود: پیغام هایی که به ما می دهند این جوری است که (رئیس جمهور فرانسه) گرفتار وزیر امور خارجه اش است چون حکومت آنها ائتلافی است و بالاخره این جوری است و او خیلی متوجه ابعاد حرف هایی که می زند نیست.
هیچ نظارتی بر مجلس نیست
مجری از رئیس جمهور خواست که اگر در زمینه هسته ای نکته خاصی ندارد وارد برخی از مسائل داخلی کشورمان بشوند.
مجری گفت: بحث لایحه هدفمند کردن یارانه ها موضوع خیلی مهمی است و همه منتظرند ببینند که سرنوشت آن چه می شود و از کی اجرایی خواهد شد؛ آیا در مورد آن سازمان یا شرکت با مجلس به توافق رسیدید و فکر می کنید این لایحه کی قانون و به دولت ابلاغ شود؟
احمدی نژاد در پاسخ گفت: ما که با کل مجلس صحبت نکردیم با کمیسیون جلسه داشتیم کمیسیون سه نفر تعیین کرد و ما هم سه نفر تعیین کردیم که بنشینیم اشکالات آن چیزی را که تا الان مصوب شده است رفع کنیم چون چیزی که تا الان مصوب شده است می رود بودجه سالانه و اصلا چیزی که برود به بودجه سالانه معنایش این است که انعطاف ناپذیر است در حالی که هدفمند کردن یارانه ها به خصوص در حمایت از تولید و کنترل بازار باید کاملا منعطف باشد.
رئیس جمهور افزود: اصلا قالب کار با قالب بودجه سالانه که یک ترتیبات اجرایی بسته غیرمنعطفی دارد نمی سازد و ناسازگار است.
احمدی نژاد گفت: قرار شد بنشینند و یک متنی هم تهیه کرده بودند و پریشب هم یک جلسه با هم داشتیم و گفتند اصلاح می کنیم و فردا قرار است در مجلس مطرح شود.
رئیس جمهور افزود: امیدواریم اصلاح شود و جوری باشد که دولت بتواند این کار را عملی کند.
احمدی نژاد گفت: برای کارهای معمولی قوانین عادی و ساختارهای معمولی داریم اما برای این کار ساختار اختصاصی با انعطاف لازم مورد نیاز است البته با نظارت لازم.
مجری گفت: درباره نظارت بر نحوه هزینه های انجام شده در بین برخی از نمایندگان نگرانی هایی وجود دارد که رئیس جمهور در پاسخ گفت: همه ساختارهای کشور به خصوص دولت تحت نظارت است و مجلس تنها نهادی است که هیچ نظارتی بر آن نیست؛ قوه قضاییه یک نظارت درونی دارد، قوه مجریه هم نظارت درونی دارد و هم از قوه قضاییه نظارت می شود و هم از قوه مقننه؛ ما تنها قوه ای هستیم که از شش جهت ما را می پایند و دستگاه های متعدد نظارتی بر همه کارهای ما نظارت می کنند.
وی افزود: ما هیچ بخش خارج از نظارت نداریم اما برای کارهای اجرایی کشور قالب های گوناگون در قانون پیش بینی شده است در قوانین ما یک قالب قانون کشوری است یک قالب قانون لشکری، یک قانون، قانون تجارت است.
احمدی نژاد گفت: یک قانون، قانون نهادهای عمومی غیردولتی است، یک قانون، قانون شرکت های دولتی است؛ ما باید ببینیم کدام یک از این اینها ظرفیت حمل این بار را دارند که بالاخره توافق شد ما یک موسسه ای و سازمانی درست کنیم که ماهیت آن شرکت باشد.
مجری درخصوص این صحبت رئیس جمهور پرسید: یعنی تابع قانون تجارت باشد؟
رئیس جمهور در پاسخ گفت: به نوعی تابع قانون تجارت با یک سری محدودیت های خاص، ولی شرکت دولتی است.
احمدی نژاد افزود: شرکت محدودیت های خودش را دارد و نظارت بر آن اعمال و کار هم انجام می شود حالا عمده نمایندگان محترم همراهی خوبی کرده اند.
رئیس جمهور اضافه کرد: (ما به نمایندگان گفتیم) ما در این لایحه، مختصر و مفید و با کلمات حقوقی همین هایی که شما الان می خواهید، نوشته بودیم و شما این را کنار گذاشتید بعد اشکال پیدا شد و با توضیحات یک متن ده خطی الان شده سی خط، لازم نبود، آن (لایحه) شفاف بود.
احمدی نژاد گفت: دولت سه ماده قانونی را در ماده 16 تفسیر کرد نیاز واقعا نبود البته جنس کار مجلس این است که بحث و گفتگو شود و این حسن کار مجلس هم هست؛ امیدواریم این قانون کامل شود و در اختیار دولت قرار گیرد یعنی اگر فردا تصویب شود و شورای نگهبان فردا این را تایید کند مقدمات اجرا از شنبه شروع می شود و ما آماده هستیم.
رئیس جمهور افزود: من دیدم بعضی ها به شدت مردم را می ترسانند و این کار خیلی بدی است؛ ترس ندارد؛ برای چه باید بترسیم؟ ما نمی خواهیم یارانه را حذف کنیم.
احمدی نژاد گفت: من متاسفم بعضی ها که دنبال حذف یارانه ها بودند حالا آمده اند و مردم را می ترسانند؛ بله اگر یارانه ها را حذف کنیم زندگی بخش وسیعی از مردم متلاشی می شود؛ ما می خواهیم یارانه ها را درست و عادلانه توزیع کنیم وقتی عادلانه توزیع کنیم وضع همه، هم مردم، هم صنعت، هم تجارت و هم کشاورزی بهتر می شود چون الان حداقل 20 درصد ما پرتی داریم؛ در بعضی بخش ها 30 درصد هدر می رود که دست مردم نمی رسد خوب ما هم 20 تا 30 درصد ها را جمع کنیم و به خود مردم بدهیم وضع مردم بهتر می شود و قدرت خرید مردم حتما افزایش پیدا می کند برای اینکه دولت دارد جلو اسراف ها را می گیرد.
رئیس جمهور افزود: ما نمی خواهیم یک قران آن (یارانه) را کم کنیم و صددرصد آن به اقتصاد برمی گردد درست بر می گردد و وقتی درست برگردد وضع مردم حتما بهتر می شود.
احمدی نژاد گفت: ما از قبل هر اقدامی را به مردم اطلاع می دهیم و مردم را تجهیز می کنیم اگر بنا باشد وجوهی را به حساب مردم بریزیم قبلش می ریزیم یعنی اگر بنزین باید 100 تومان اضافه شود ما قبلش سهم مردم را به حساب هایشان می ریزیم؛ هر کسی خواست مصرف کند، بنزین 100 تومان اضافه اش را از این می دهد، نخواست می ماند برای خودش طور دیگری استفاده می کند.
رئیس جمهور افزود: یعنی این طور نیست که حمایت ما از مردم عقب بیفتد و این اصل ثابت دولت است؛ از قبل ما حمایت ها را می گذاریم می گوییم این حساب بسته است.
احمدی نژاد گفت: روزی که فرض کنید خواستیم قیمت قیر یا گازوئیل یا هر چیز دیگر را 20 تومان بالا ببریم به هر نفر ایرانی یک سهمی از آن می رسد و به حسابش می رود.
رئیس جمهور با بیان اینکه ما در حال حاضر 4600 میلیارد تومان برای نان یارانه می دهیم، گفت: یعنی به ازای هر ایرانی 67 تا 68 هزار تومان یعنی به یک خانواده چهار نفره در سال تقریبا 270 تا280 هزار تومان داریم یارانه می دهیم و خود خانواده هم الان دارد برای نان پول می دهد؛ این 270 هزار تومانی که دولت می دهد با آن پولی که خودشان می گذارند رویش حساب کنند ببینند چقدر می شود.
احمدی نژاد گفت: اگر گندم آزاد کیلویی 300 تومان است گندم اگر آزاد باشد یک چیزی توی جیب مردم می ماند برای اینکه ما این وسط پرتی داریم و آن پرتی در شکم کسی نمی رود؛ آن پرتی احیا می شود و در جیب مردم می رود.
رئیس جمهور افزود: در کود شیمیایی هم همین طور است ما داریم یارانه می دهیم دست کشاورز نمی رسد؛ در دارو هم همین است یارانه می دهیم دست مردم نمی رسد همان مقدار پرتی اش در جیب مردم بیاید به قدرت خرید مردم اضافه می شود بنابراین واقعا هیچ جای نگرانی نیست ما همراه مردم جلو خواهیم رفت و با مشورت مردم و با اطلاع رسانی دقیق قبلا مردم را تجهیز می کنیم که جای هیچ گونه نگرانی نیست.
یارانه هدفمند،بزرگترین خدمت به اقتصاد خانوارها
رئیس جمهور درباره لایحه هدفمند کردن یارانه ها گفت : این لایحه بزرگترین خدمت به اقتصاد کشور و اقتصاد خانوارها به ویژه 7 دهک اول است که آسیب پذیرترند.
محمود احمدی نژاد افزود: دهک هفتم لب مرز است و از دهک هفتم به بعد ثروت سه دهک تا دهک دهم اوج می گیرد.
احمدی نژاد تاکید کرد: علاقه مندیم که همه مردم مانند سه دهک آخر، درآمد بالا داشته باشند که آرزوی ماست.
رئیس جمهور گفت: در لایحه هدفمندکردن یارانه ها باید حتماً هفت دهک با درآمد پایین جامعه را بیش از سه دهک با درآمد بالا ، تقویت کنیم به گونه ای که قدرت خرید آنها افزایش یابد.
احمدی نژاد افزود: در این زمینه هیچگونه نگرانی نداریم و هیچ کاری را بدون اطلاع مردم انجام نمی دهیم و حتما به همه سئوالات پاسخ می دهیم.
رئیس جمهور گفت: تلاش می کنیم ریشه تورم را در جامعه خشک کنیم و یکی از ریشه های تورم ، بهره وری پایین و علت اصلی آن نوع یارانه ای است که می دهیم.
احمدی نژاد افزود: وقتی بهره وری بالا رود ، ریشه تورم نیز از بین می رود و این موضوعی است که همه اقتصاددان ها می دانند.
رئیس جمهور گفت: در 50 ساله اخیر به طور متوسط سالی 15 درصد تورم داشتیم یعنی 15 درصد از ثروت شش یا هفت دهک کم می شود و به سمت دهک های دیگر می رود.
احمدی نژاد افزود: وقتی که تورم صفر شود ثروت همه سر جای خودش است و بی جهت اضافه نمی شود.
رئیس جمهور هزینه های اضافی را علت دیگر ایجاد تورم در جامعه دانست و گفت: دولت نفت را می فروشد و به بانک مرکزی می دهد و بانک مرکزی نیز ریال به دولت می دهد زیرا دلار را نمی تواند در بازار بفروشد و تورم ایجاد می شود.
احمدی نژاد گفت: اگر جلوی هرز روی ها را بگیریم ، هزینه دولت پایین می آید و اصلاح واقعی اقتصادی هم صورت می گیرد و دیگر نگران تورم نخواهیم بود.
رئیس جمهور خاطرنشان کرد: در دوره قبل می ترسیدند زیرا اولاً دنبال حذف یارانه بودند و دوم پدیده هدفمند کردن یارانه ها مبهم بود.
احمدی نژاد گفت: چهار سال در این زمینه کارشناسی شده و حجم کار بسیار گسترده و حساسی برای اجرای آن بر دوش دولت است.
رئیس جمهور در پاسخ به اینکه می گویند با اجرای این طرح بحران اجتماعی درست می شود افزود: وقتی فاصله طبقاتی کم شود و فقیر نداشته باشیم آیا این مسئله بحران است یا اینکه بحران را از بین می برد.
احمدی نژاد گفت: می خواهیم فقیر نداشته باشیم و اگر پول به صورت درستی توزیع شود فقری در کشور نمی ماند.
رئیس جمهور افزود : مردم در پایگاه اطلاعاتی (جمع اوری اطلاعات اقتصادی خانوارها) ثبت نام کردند و همه اطلاعات شناسایی و کنترل شده است .
وی گفت: اعلام شده که برخی از اطلاعات ثبت شده نادرست است که نادرستی هم به این علت است که متوجه سوال نشده اند یا اطلاعات کافی نداشته اند.
هیچ بحران و فشاری بر مردم در راه نیست
رئیس جمهور گفت: البته ما دهک دهک نمی کنیم زیرا آن موقع کار سخت می شود، ما کار را به سه خوشه تقسیم کرده ایم، 4 دهک، 3 دهک، 3 دهک.
احمدی نژاد افزود: در این تقسیم بندی حداکثر بعضی ها که لب مرز این خوشه ها هستند ممکن است جابهجا شوند و ممکن است کسی در خوشه یک باشد و ما بگوییم خوشه دو است که این قابل اصلاح است، این افراد به سازمان های مربوط مراجعه می کنند و با ارائه اطلاعات خود خوشه آنها اصلاح می شود.
وی گفت: ما می خواهیم تولیدمان افزایش یابد، هزینه تولید پایین بیاید، تولید قابل رقابت شود، توزیع عادلانه شود و مناطق محروم رشد کند که همه اینها قابل هدف گذاری است.
رئیس جمهور افزود: هدفمند کردن یارانه ها یعنی همین که ما هدف ها را تعیین کنیم و اینها شدنی است.
احمدی نژاد گفت: من با اطمینان به مردم می گویم که به عنوان کوچک خادمان مردم به موضوع اشراف دارم و می دانیم چه کار می خواهیم بکنیم و همراه مردم حرکت می کنیم و ان شاء الله مردم هم همکاری می کنند.
رئیس جمهور تأکید کرد: هیچ بحران و فشاری بر مردم در راه نیست و فقط می خواهیم با هم به جلو برویم.
وی افزود: عددها عوض می شود اما قدرت خرید مردم نه تنها کم نمی شود بلکه حتماً زیاد هم می شود.
رئیس جمهور گفت: یعنی اگر کسی در سال 10 کیلو مرغ مصرف می کرده است، این قدرت را پیدا می کند که 15 کیلو مرغ مصرف کند.
احمدی نژاد افزود: انرژی در کل سبد ملی ما ذخیره می شود و این به نفع کشور است، آلودگی ها از بین می رود و خود مردم بر منابع خود مدیریت پیدا می کنند.
وی گفت: ما الآن جای مردم نشسته ایم و تصمیم می گیریم و آن کسی که در ماه کل هزینه خرج خانواده اش 100 هزار تومان است چه استفاده ای از یارانه می کند؟ هیچ، ما جای او تصمیم می گیریم.
رئیس جمهور افزود: حتی کسی که در ماه 10 میلیون تومان هزینه دارد، برای او هم ما داریم تصمیم می گیریم و ما سبد هزینه و مصرفش را شکل می دهیم، چرا این کار را می کنیم؟ ما باید اجازه دهیم مردم خودشان درباره منابع مالیشان تصمیم بگیرند.
احمدی نژاد گفت: برخی نگران بودند و می گفتند که شما قدرت خرید طبقات پایین را افزایش می دهید، اینها ممکن است وارد بازار شوند و تورم درست شود.
وی افزود: اولاً از مردم می خواهیم که پول اضافه خود را فوری خرج نکنند، سرمایه گذاری، ذخیره و پس انداز کنند.
رئیس جمهور گفت: کل تولید ما با 40 درصد ظرفیت کار می کند و کارخانه های ما یک شیفتی هستند و وقتی در بازار تقاضا باشد، دو شیفتی می شوند و این یعنی تزریق خون تازه به پیکر اقتصاد کشور.
احمدی نژاد افزود: فرض کنیم پنج دهک تا امروز نمی توانستند در خانه خود پلوپز داشته باشند، حالا پول به دستشان آمده است و می توانند پلوپز بخرند، ممکن است خواهش کنیم این کار را به تأخیر بیندازند و اجازه دهند کارخانه های ما تولید و وارد بازار کنند بعد مردم خرید کنند تا بی جهت بازار سیاه درست نشود و قطعاً مردم ما هم می پذیرند و از خدا می خواهند که اقتصادشان پیشرفت کند و جلو سوء استفاده ها و هرز روی های اقتصادی گرفته شود.
وی گفت: اگر منابع و اقتصاد را دست مردم بدهیم، مردم بهتر از ما مدیریت می کنند.
رئیس جمهور افزود: هم اکنون دولت به ازای هر یک نفر ایرانی سالی یک و نیم میلیون تومان به عنوان یارانه پرداخت می کند، فرض کنید ما همه این مبلغ را به خود مردم بدهیم، خودشان بهتر خرج می کنند و خودشان بهتر می دانند چگونه هزینه کنند، چقدر مواد غذایی مصرف کنند، خودرو بخرند یا نخرند، چه یخچالی بخرند، خود مردم بلد هستند، ما نباید برای آنها تصمیم بگیریم؛ ما باید مراقب باشیم که کسی اجحاف نکند یا انحصار درست نکند که به مردم فشار بیاید یا با بعضی بازی های روانی به مردم فشار نیاورد، دولت باید مراقبت کند.
احمدی نژاد گفت: فرض کنید قیمت علوفه در دنیا افزایش بیابد که طبعاً قیمت مرغ هم بالا می رود مگر اینکه دولت جبران کند.
وی افزود: دولت باید این انعطاف را داشته باشد که به مرغدار بگوید که شما نگران قیمت علوفه نباش، ما با هم تفاهم می کنیم، قیمت مرغ را افزایش ندهید.
رئیس جمهور با بیان اینکه30 درصد یارانه برای تولید است، گفت: ما خواستیم در بحث هدفمند کردن یارانه ها بتوانیم بازار را کنترل کنیم که کسی بی جهت یا بر اثر تورم جهانی به مردم فشار نیاورد و تولیدمان هم هدفمند شود.
احمدی نژاد افزود: نباید بی جهت قیمت مایحتاج مردم افزایش یابد آن هم به دلیل اینکه در جهان این قیمت ها افزایش یافته است، ما می توانیم آن را کنترل کنیم.
برنامه پنجم و بودجه منتظرلایحه یارانهها
رئیس جمهور گفت: لایحه برنامه پنجم و لایحه بودجه سال آینده آماده است و فقط منتظر اعمال تصویب و آثار لایحه هدفمند کردن یارانه ها هستیم.
احمدی نژادافزود : خودمان اعلام کردیم که باید این کار را بکنیم و در نهایت هم کار خودمان را انجام داده ایم و منتظر لایحه هدفمند کردن یارانه ها هستیم که در برنامه پنجم و هم در بودجه تاثیر می گذارد.
احمدی نژاد به بررسی با تاخیر لایحه هدفمند کردن یارانه ها در مجلس اشاره و تصریح کرد: براساس قانون باید تا یک ماه پس از تحویل لایحه هدفمند کردن یارانه ها در صحن علنی مجلس بررسی شود که بررسی آن به طول انجامید و تا امروز رسیده است.
رئیس جمهور گفت: پس از تصویب لایحه هدفمند کردن و تایید آن در شورای نگهبان 3 تا 4 روز بیشتر زمان نمی خواهیم تا هم لایحه برنامه پنجم و هم بودجه 89 را تقدیم کنیم و ما براساس برنامه پنجم بودجه سال آینده خود را نیز آماده کرده ایم.
وی افزود: فقط منتظریم اصلاحات آن را براساس تصویب لایحه هدفمند کردن یارانه ها انجام دهیم.
رئیس جمهور تاکید کرد : البته پیش نویس غیررسمی برنامه پنجم را به مجلس ارائه داده ایم که در حال بررسی در کمیسیون هاست.
احمدی نژاد بار دیگر با اشاره به اجرای لایحه هدفمند کردن یارانه ها گفت: باز هم تاکید می کنم واقعاجای نگرانی نیست همه این پول به جیب هر یک از مردم می رود و هر کس پول خود را دارد و می تواند بر طبق علاقه خود برنامه ریزی کند.
رئیس جمهور مردم ایران را اهل پس انداز دانست و گفت: مردم گرچه خوب هم مصرف می کنند و ما هم از این مصرف خوشحالیم و فقط از برخی اسراف ها ناراحت می شویم اما مردم ما اهل پس انداز هستند و به بهترین شکل امور خود را اداره می کنند.
احمدی نژاد در خصوص غیبت امروز در مجلس گفت:رسم این است که رئیس جمهور را از 10 تا 15 روز قبل دعوت می کنند و برنامه می دهند و قبلا هم من گفته بودم که برنامه ام فشرده است و بعید می دانم که بتوانم بیایم.
وی افزود: دیشب یا پریشب به من اعلام شد که بروم و من به خاطر یک برنامه ای که از قبل پیش بینی شده بود و قبل از سفر فشرده ای هم که داشتم قبلا عذرخواهی کردم.
احمدی نژاد درباره غیبتش در جلسات مجمع تشخیص مصحلت نظام گفت: غیبت من در این جلسات هم دلایل خاص خود را دارد.
رئیس جمهور به سفر استانی روز چهارشنبه به استان اصفهان اشاره کرد و گفت: شکل سفر دور سوم تغییر کرده و هدفگذاری جدیدی برای آن صورت گرفته است که امیدواریم در تحقق آن موفق باشیم.
روشنفکرترین زن ایرانی!
یادداشتی درباره «زهرا رهنورد»:
زهرا رهنورد را می شناختیم. لااقل با آثار مکتوباش آشنا بودیم، هرچند گاهی کم مایگی، شتاب و حرف های تألیفی و جمع آوری شده، کتاب های او را برایمان از سنخ کتاب های علمی خارج می کرد ولی خودمان را با این امید که بالاخره زن ایرانی می نویسد و می اندیشد، راضی نگاه می داشتیم و گاهگاهی مطالعهی برخی کتاب هایش مانند "حکمت هنر اسلامی" را بهخاطر نثر روزنامه ای و ساده اش برای نوآموزان رشتهی هنر توصیه می کردیم.
آن هنگام که دیدیم مهندس موسوی در معرکهی انتخابات، خود را پشت چهره ای حقوق بشری و در پوششی کلیشه ای از تبلیغات زنانه مخفی کرده و دست در دست همسر شادمانش، پیام های عاطفی به هوادارانش می پراکند، مسأله برایمان جذابتر شد. کار به جایی رسید که مهندس موسوی، همسرش را "روشنفکرترین زن ایرانی" معرفی کرد و شگفتی ما را بر انگیخت. برای حرفه ای های کار تبلیغات سیاسی، سوءاستفادهی اینچنینی از زنانگی البته حرکتی منطقی، مدرن و هوشمندانه بود اما بسیاری از انقلابی های با سابقه از این رفتار موسوی شگفت زده بودند. این کار را حتی اصلاحطلبان پیشین نیز انجام نداده بودند و حتی از سید محمد خاتمی هم چنین فرافکنی تبلیغاتی ندیده بودیم.
آخرین فیلم تبلیغاتی مهندس موسوی اما حاوی نکتهی مهمی بود. او نیاز داشت به همگان اثبات کند که همسرش "روشنفکرترین زن ایرانی" است. مشاوران مهندس موسوی برای اثبات این مدعا، پوپولیستیترین روش را انتخاب کردند. این فیلم حاوی سکانسی شعاری بود که در آن زهرا رهنورد به همراه فاطمه معتمد آریا –هنرپیشهی محبوب ایرانی!- در میزگردی مشغول احصاء مسائل مربوط به زنان بودند.
اما شنبهی پس از انتخابات، شاید مهمترین بزنگاه برای کشف چگالی روشنفکری "روشنفکرترین زن ایرانی" بود. من هم مانند بسیاری از رفقای دانشگاهیام اگر به رأی العین مصاحبهی رهنورد را با بیبیسی پرشین نمی دیدم، باور نمی کردم که او، در این مختصات زمانی، هزار و چهارصد و اندی پس از بعثت رسول الله و تولد اسلام، سی سال پس از انقلاب اسلامی ایران، در عصر دیجیتال، در حالی که کشور مان نزدیک به چهار میلیون دانشجو و چندین هزار محقق و استاد دانشگاه دارد، در حالی که قرار است در 1404 کشور اول منطقه در علم و فناوری باشیم، در حالی که همسرش -مهندس موسوی- رقیب انتخاباتیاش را به نخبهگریزی، تعصب و خرافاتی بودن متهم کرده است و... چنین سخنان عجیبی بر زبان بیاورد. هنگام شنیدنش سرم را به زیر انداختم و بهحال روشنفکری ایرانی، بهحال سیاست ایرانی، بهحال مدرک دکتری ایرانی، بهحال بازار کتابمان، بهحال خودمان و بهحال همه تأسف خوردم.
مغز استدلال "روشنفکرترین زن ایرانی" برای اثبات تقلب در انتخابات و پیروزی همسرش این بود:
«یک سری نقاطی هستند که اصلاً مشخص است که خودش ملاک تشخیص نادرست بودن نتایجی است که وزارت کشور اعلام کرده است، مثلاً آذربایجان و ترک زبانها هیچ وقت فرزند خودشان را نمی گذارند که به کس دیگری رأی بدهند... خود من لر هستم و موسوی هم بارها گفته من داماد لرستان هستم. بنابراین، اهالی لرستان موسوی را نمی گذارند به آقای احمدینژاد رأی بدهند. این دو تا ملاک است و باقی موارد هم شبیه همین است.»
در همان ایام به طنز مطایبه می گفتند که معلوم نیست لرها باید به دامادشان -موسوی- رأی بدهند یا به فرزندانشان -کروبی و رضایی-؛ و می گفتند احمدینژاد به آمار تهران اعتراض کرده و گفته من داماد تهرانیها هستم و تهرانیها هیچ وقت دامادشان را رها نمی کنند و به یک ترک زبان رأی بدهند!... و من با خود اندیشیدم که اگر چنین مهملاتی از زبان یکی از طرفداران احمدینژاد شنیده می شد با شامورتیبازیهای تبلیغاتی روزنامه ها و سایت های "آینده"ساز دوم خردادی چه بلای خانمان براندازی بر سر او و تمام جریان اصیل انقلاب اسلامی نازل می شد.
به یادآوردم که از کسی شنیده بودم "فقط انگل ها به جهل و تعصب توده دامن میزنند"؛ و این بار هم تمام انبان فرهنگی و فکری ایران زمین و میراث متعالی و مترقی خمینی کبیر(ره) توسط "روشنفکرترین زن ایرانی" به سخره گرفته شده بود تا بار دیگر تاریخ روشنفکری ایران از فرط شرمساری به کنج مطرود خویش بخزد و ادعای رهبری و نخبگی را به کناری نهد، چه در حالی که نصاب شکنی و حضور 85 درصدی مردم می توانست دستمایهی سال ها تفاخر دموکراسی ایرانی در جهان باشد، دخیل دانستن چنین انگیزه های جاهلانه و عصر حجری در انتخابات، طعم تلخ و گس عقب ماندگی تاریخی روشنفکری ایرانی را در دهان ها باقی گذاشت و تمام رشته ها را پنبه کرد.
روز گذشته در اخبار خواندیم که مجلهی امریکایی فارین پالیسی Foreign Policy در شمارهی اخیر خود (دسامبر 2009)، در گزارشی ویژه فهرستی از 100 متفکر برتر جهان را که ایدههای بزرگ آنها، جهان را در سال 2009 تغییر داده، منتشر کرده است و زهرا رهنورد را پس از باراک اوباما در ردهی سوم لیست قرار داده است! اینکه در این لیست کسانی چون اوباما، جرج سوروس، بیل گیتس، دیک چنی و والکاو هاول حضور دارند، حقیقت را روشن می کند اما شگفتی از آن است که رهنورد برای کدام ایدهی بزرگ جهانی، متفکر برتر شناخته شده است؟! حسی که پس از شنیدن این خبر برانگیخته شد، ما را یاد شنیدن خبر اهدای جایزه صلح نوبل به شیرین عبادی انداخت و دوباره یاد این جمله که: «فقط انگل ها به جهل و تعصب توده دامن میزنند»؛ و تا وقتی موجود جانداری باشد که محمل زیست و تکثیر انگل باشد، انگل به حیات خود ادامه می دهد. انگل ها موجودیت قابل ذکری ندارند. آنها از جهل و هیجان متعصبانهی مردم ارتزاق می کنند. حیات آنها بالعرض است و تا وقتی محملی برای رواج جهل باشد، به حیاتشان ادامه می دهند. سالهاست روشنفکری مغرور و متبختر ایرانی در کنج تاریک جهل از بدن بخشی از اقشار روشنفکرزده ارتزاق کرده و هرگاه فرصتی یافته، مدعی رهبری توده شده است. یادمان باشد امام(ره) بارها گوشزد کردند که روشنفکری غربزده، مایهی همهی بدبختیها و عقبماندگیهاست.
نویسنده : دکتر وحید یامینپور
روز دانشجو
آقای موسوی،به نام شما به انتقام از انقلاب برخاسته اند
رییس کمیسیون فرهنگی مجلس خطاب به کاندیداهای شکست خورده انتخابات گفت: گروهی با حمایت رسانههای بیگانه به نام شما به انتقام عظیم انقلاب برخاستند حال اگر حقیقتا خود را پیرو امام و ولایت فقیه میدانید چرا صریحا راه خود را از دشمنان انقلاب و امام جدا نمیکنید؟
به گزارش فارس، غلامعلی حداد عادل نماینده مردم تهران و رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی که امروز یکشنبه به عنوان اولین ناطق میان دستور در صحن علنی مجلس سخن میگفت، اظهار داشت: کشتار مسلمانان بی پناه یمن دل هر مسلمانی را به درد میآورد و سکوت جامعه جهانی و سکوت بسیاری از دولتهای جهان اسلام از آن درد آور تر است.
این نماینده مجلس همچنین با اشاره به انتخابات ریاست جمهوری گفت که اکنون که بیش از 5 ماه از انتخابات 22 خرداد گذشته مناسب است که با نگاهی به حوادث این چند ماه اخیر منصفانه و به دور از حب و بغض به ارزیابی بنشینیم.
حداد عادل اضافه کرد: همه می دانیم که تبلیغات انتخابات در فضایی کاملا آزادانه صورت گرفت و هیچ مانعی برای اظهار نظر نامزدها وجود نداشت و مردم نیز آزادانه از نامزدهای مورد نظرشان حمایت کردند و روز انتخابات با نظم باشکوهی آرای خود را به صندوق ها رای ریختند.
وی افزود: شرکت 40 میلیون نفر مردم در انتخابات که 85 درصد از واجدان شرایط را رقم میزد به خودی خود یک پیروزی و افتخار بزرگ بود.
حداد عادل تصریح کرد: این حضور انبوه نشانه موفقیت و نهادینه شدن آزادی و مردم سالاری دینی در ایران بود و علاوه بر آن نشانه اعتماد مردم به نظام جمهوری اسلامی ایران نیز بود، مردم چون می دانستند نظام در آرای آنها خیانت نمیکند به پای صندوقهای رای آمدند؛ آنها در 30 سال گذشته در انتخابات متعدد اطمینان پیدا کرده بودند که جمهوری اسلامی ایران به آرای مردم خیانت نمیکند.
رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی ادامه داد: اما فردای روز انتخابات در حالی که هنوز چند ساعت از شمارش آراء نگذشته بود تهمت تقلب در انتخابات زده شد؛ بی آنکه دلیلی بر اثبات این مدعا عرضه شود؛ مدعیان تقلب در انتخابات خواهان ابطال فوری انتخابات شدند. دلایل آنها عمدتا رفتار دولت در هفتههای قبل از رای گیری و به سخنان مطرح شده در مناظرهها مربوط میشد.
وی عنوان کرد: آنچه مایه تعجب بود این بود آنها تا وقتی خودشان را پیروز انتخابات میدانستند این امور را سبب ابطال انتخابات نمیدانستند اما زمانی که از نتایج انتخابات باخبر شدند مدعی تقلب شدند و مردمی را که از هیجانات و احساسات روزهای قبل ملتهب بودند بدون مجوز قانونی به خیابانها کشاندند و فرصت و زمینهای ایجاد کردند تا جماعتی وابسته به گروهکهای زخم خورده از انقلاب و مزدور بیگانه خود را لابه لای انبوه مردمی که گمان میکردند حق آنها ضایع شده پنهان کنند و با تخریب برخی اماکن و موسسات و آتش زدن اتوبوسها و تباه کردن اموال عمومی به خیال خود ایران را ناامن و حکومت ایران را بی ثبات جلوه دهند.
حداد عادل ابراز داشت: این اردو کشی خیابانی ظالمانه که بر پایه ادعای تقلب در انتخابات شکل گرفته بود یک هفته ادامه پیدا کرد بی آنکه نیروهای انتظامی یا بسیج مانع شوند یا اقدامی انجام دهند، روز دوشنبه 25 خرداد در پایان راهپیمایی معترضان عدهای به یک پایگاه بسیج در حوالی میدان آزادی حمله کردند و در نتیجه چند نفر از بسیجیان مردم و تنی چند از حمله کنندگان کشته شدند. به این ترتیب اولین بهانه برای برافروختن آتش خشم و هیجان مردم و ادامه تظاهرات به دست آمد.
وی اضافه کرد: آقایانی که مردم را به خیابانها آورده بودند با آنکه می دانستند بسیجیان در داخل مقر خود از بیرون مورد حمله قرار گرفته اند هیچ اظهار تاسفی از شهادت آنها نکردند اما مهاجمان کشته شده را شهید نامیدند و از طرفداران خود خواستند لباس سیاه بپوشند و شبها روی بام خانه خود الله اکبر بگویند.
رئیس مجلس شورای اسلامی در دوره هفتم در بخش دیگری از سخنان خود عنوان کرد: مردم مومن و انقلابی کشور که از این رفتار آقایان دچار حیرت شده بودند روز جمعه بعد از انتخابات با شرکت در نماز جمعه پای سخن مقام معظم رهبری نشستند و با حضور بینظیر و با شکوه خود با جماعت اندکی که مامور تخریب اموال عمومی بودند و نیز با آمریکا و برخی از دولتهای اروپایی که روسای جمهور و وزرای خارجه آنها در آن چند روز از خوشحالی روی پا بند نبودند پیغام دادند که ملت ایران برای دفاع از انقلاب اسلامی مثل 30 سال گذشته در صحنه حاضر و آماده است اما آنها که میباید این پیام را درک کنند متاسفانه به سماجت و لجاجت خود ادامه دادند و اوضاعی پدید آمد که هیچ کس بدان راضی نبود.
حداد عادل همچنین گفت: در حوادثی که پیش آمد 37 نفر کشته شدند که البته مایه تاسف است و گفتنی است که از این 37 نفر 20 نفر بسیجی بودند؛ اکنون جا دارد که پس از 5 ماه از دوستان قبلی و قدیمی خود سئوال کنیم که حاصل کار خود را در این مدت چگونه ارزیابی میکنید؟ در این هنجار شکنیها و بی حرمتیها چه سودی عاید شما و کشور و نظام و انقلاب شد؟ آیا شما که در انقلاب سابقه خدمت داشتهاید و رهبری در خطبه نماز جمعه خود از خدمات شما به انقلاب و کشور یاد کرد متاسف نیستید از اینکه در روز قدس که یادگار بزرگ معمار کبیر انقلاب است، عدهای به بهانه حمایت از شما تظاهرات کردند و با ماه رمضان بطری آب به دست و سیگار بر لب شعار نه غزه نه لبنان سر دهند و 13 آبان را به گمان خود فرصتی برای بیرون ریختن عقدهها و کینههای خود نسبت به اسلام و انقلاب بدانند؟
رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی اضافه کرد: شما با شعار انتقاد از دولت که حق شما و هر شهروند دیگر است وارد کارزار انتخاباتی شدید اما اکنون ملت شاهد آن است که گروهی با حمایت رسانههای بیگانه به نام شما به انتقام عظیم انقلاب برخواستند، آیا از اینکه راهی که شما باز کردهاید و چنین مسیر و مقصدی منتهی شده راضی هستید، اگر راضی نیستید و اگر حقیقتا خود را پیرو امام راحل و معتقد به ولایت فقیه میدانید چرا صریحا راه خود را از دشمنان انقلاب و امام جدا نمیکنید؟
حداد عادل تاکید کرد: انتقاد از دولت اگر به قصد تخریب و تضعیف دولت نباشد هم به سود دولت است و هم به سود کشور، اکنون که رهبری همگان را به وحدت و دوستی و برادری دعوت میکنند جا دارد که همگان و خصوصا رسانهها شعله آتش دشمنی را خاموش کنند و به جنگ و غوغای لفظی خاتمه دهند و به جای عیب جوییهای مداوم و ملال آور فضای سالمی برای نقد و بررسی ایجاد کند.
محمود عباس طرح تعلیق ده ماهه شهرک سازی اسرائیل را رد کرد
صد سالگی اوژن یونسکو؛ استاد شوخیهای هولانگیز
محافل فرهنگی در فرانسه و سراسر جهان برنامه های گوناگونی برای بزرگداشت اوژن یونسکو اعلام کردهاند. او صد سال پیش در ۲۶ نوامبر ۱۹۰۹ در رومانی به دنیا آمد.
پدر یونسکو کارمندی رومانیایی بود و مادرش زنی فرانسوی و زندگی یونسکو از کودکی با نابسامانیهای دردناک همراه بود: ناسازگاریها و دعواهای پدر و مادر، زورگوییهای پدر، سرگشتگی میان دو فرهنگ و زبان گوناگون و.. .
کودکی و جوانی یونسکو در سایه هول و وحشت دو جنگ جهانی، در سرگردانی میان دو کشور رومانی و فرانسه گذشت. در خلال جنگ جهانی دوم بود که او برای همیشه در فرانسه ماندگار شد
پس از جنگ و به دنبال کارهای گوناگون در عالم نشر و آموزش، یونسکو نمایشنامههای کوچک خود را منتشر کرد. دو کار اول او "آوازهخوان طاس" (۱۹۵۰) و درس (۱۹۵۱) به زودی به روی صحنه رفت و شهرت زیادی برایش به ارمغان آورد.
نماینده تئاتر پوچ
در سالهایی که در جوامع اروپایی هنوز وحشت و جنون جنگ در خاطرهها زنده بود، نمایشنامههای یونسکو در کنار آثار ساموئل بکت و آرتور آداموف نماینده سبکی شد که "تئاتر پوچ" نام گرفت.
در چارچوب تئاتر پوچ، یونسکو با تیزهوشی و شوخطبعی در ارائۀ مضمون، با بیان ساده و روان در پرداخت نمایش، و با زبان زنده و نیشدارش، برجستهترین نمایندهی تئاتر پوچ به شمار رفت.
زحمت بیحاصل!
یونسکو گفته است به تئاتر روی آورد زیرا در صحنه نمایش بهتر میتوانست پوچی و بیمعنایی زندگی را نشان دهد؛ این تناقض تراژیک در بشر که به هر تلاشی دست میزند تا برای هستی خود دلیل و معنایی بیابد، اما این تلاش محکوم به شکست است و هرگز به جایی نمیرسد، زیرا در اصل (چنانکه شکسپیر چند قرن پیش گفته بود) اساسا هیچ معنایی وجود ندارد. هر معنایی برای زندگی در ژرفنای گنگی مرگ رنگ میبازد.
پوچی و بیمعنایی بنیادین هستی، تنها در تراژدیهای انسانهای بزرگ و خداوار ظاهر نمیشود، بلکه در رفتارها و هنجارهای زندگی روزمره انسانهای عادی هم نمایان است؛ در ابتذال و تکرار صحنههای بیهودهای که بود و نبودشان یکسان است.
این تکاپوی نیرومند، اما بیهوده را در بیشتر تکپردهایهای یونسکو میتوان دید: درس، صندلیها، شاه میمیرد، مستأجر تازه و...
نمایش اوژن یونسکو در سطحی هموار و ملایم حرکت میکند، اما در لایهی زیرین از هول و اضطراب سرشار است؛ از دلهرههای ناشناخته، از خلأ درونی و تنهایی عمیق انسان مدرن؛ اما یونسکو "دلهره وجود" را نه با بغض و غضب بکت، بلکه در لفافی از طنز و شوخی ارائه میدهد: "باید دیوانهوار بخندیم، چون ما بیچارهها کار دیگری از دستمان بر نمیآید!"
راز کرگدنها
اوژن یونسکو از تفسیر آثارش پرهیز داشت، و به ویژه از تعریف آنها، حتی در قالب "تئاتر پوچ" مخالف بود. اما او نتوانست مانع از آن شود که مفسران و منتقدان "هیچ" او را هم تفسیر و تأویل کنند.
کرگدن احتمالا معروفترین کار یونسکو و بیگمان یکی از مهمترین کارهای نمایشی قرن بیستم است. درباره این اثر تفسیرهای سیاسی گوناگونی ارائه شده است. اثر داستان مقاومت شخصیتی را نمایش میدهد که حاضر نیست مانند دیگران، به کرگدن بدل شود.
این اثر را میتوان در برداشتی کلی انتقاد از "همسانسازی" دانست. نظامهای تامگرا یا توتالیتر مایل هستند بر مردمی همسان و یکدست و قابلمحاسبه حکومت کنند. این نظامها میکوشند انسانهای مستقل را از میان بردارند و فردیتهای متمایز آنها را در دیگ "وحدت" ذوب کنند.
یونسکو که خود در جوانی به اردوی چپ گرایش داشت، در کرگدن آشکارا بدبینی خود را نسبت به جنبش توده و "حرکت عوام" ابراز میکند.
ناتوانی زبان گفتاری
سال گذشته فرهاد آئیش (ایستاده) کرگدن را با بازی مهدی هاشمی در تهران به روی صحنه برد
نوآوری اوژن یونسکو در عرصۀ گفتار نمایشی، بیگمان پیشرفتی انقلابی در هنر تئاتر پدید آورد. در نمایشهای یونسکو زبان کارکرد سنتی خود را از دست داد و با ابعادی تازه به کار رفت. زبان صرفا برای ادای مقصود و مفهوم نیست، برعکس چه بسا مانعی در ارتباط و تفاهم است.
یونسکو گفتار را به مشتی نمایه و کلیشه قراردادی کاهش داد، که مردم بیتأمل به زبان میآورند. آدمها حرف میزنند چون عادت کردهاند چیزی بگویند، نه برای آنکه مفهومی را بیان کنند. شخصیتهای "آوازهخان طاس" در گفت و گو از هیچ منطقی پیروی نمیکنند و در واقع تنها پرت و پلا به هم میبافند.
نمایشنامهنویس محبوب قرن
اوژن یونسکو از نویسندگانی بود که در زمان حیات به اوج شهرت و افتخار رسید، جوایز بسیاری دریافت کرد و وارد "آکادمی فرهنگ فرانسه" شد.
یونسکو به خاطر بیماری و کهولت پس از ۶۵ سالگی اثر مهمی منتشر نکرد. او در ۲۸ مارس ۱۹۹۴ در پاریس درگذشت.
حدود دو سال پیش روزنامه "لوموند" در گزارشی خبر داد که آثار یونسکو امروزه بیش از هر نویسنده دیگری در صحنههای جهان حضور دارد. او یک بار در دهه 1350 خورشیدی به ایران سفر کرد و بیشتر آثار نمایشی او به زبان فارسی ترجمه شده است؛ از جمله کرگدن و تشنگی و گشنگی که نخستین بار توسط جلال آل احمد و علی اصغر خبره زاده به فارسی برگردانده شد.
سال گذشته کرگدن برای چندمین بار و این بار به کارگردانی فرهاد آئیش و با بازی مهدی هاشمی در ایران به روی صحنه رفت.
حمید سمندریان نیز این نمایشنامه را در سال 1351 با بازی عزت الله انتظامی، پرویز صیاد و مهدی فخیمزاده در تهران کارگردانی کرد.
------------------------------------------------
نویسنده : علی امینی نجفی - پژوهشگر مسائل فرهنگی
منبع : بی بی سی فارسی
افسانه شوآه و صنعت هلوکاست
تا کنون اندیشمندان و مورخانی در اروپا و سراسر جهان موضوع هلوکاست را مورد بررسی قرار داده اند و مکتوباتی نیز در این زمینه به چاپ رسیده است، اما از چند ماه گذشته و مشخصاً از زمانی که رئیس جمهور ایران (محمود احمدی نژاد) به عنوان اولین مقام دولتی، در اظهارات خود هولوکاست یا به اصطلاح نسل کشی یهودیان در اردوگاههای کار اجباری نازیها را با چالش مواجه ساخت، هولوکاست بهعنوان یک واژه سیاسی وارد فرهنگ گفتمانرسانهای شده و تبدیل به پارادایم شده است. این در حالیست که در گذشته از این مسئله بهندرت یاد میشد.
در این راستا، بسیاری زیر سوال بردن این موضوع را امریناپسند میدانند و برخی دیگر بر این باورند که اینموضوع نیز مانند تمام موضوعهای دیگر باید درمعرض تحقیق و تفحص قرار گیرد.
اما موضوع مهمی که اغلب در این بحث به بوتهفراموشی سپرده میشود، این است کههلوکاست تنها ادعا و یا باور کشته شدن 6 میلیونیهودی در اتاقهای گاز و کوره های آدم سوزی نیست و این مسئله ابعادپیچیدهتری دارد و موارد مادی و معنوی بسیاری را شامل می شود که نگارنده قصد دارد در این نوشتار به آن بپردازد.
ریشه یابی هلوکاست
ریشه اصطلاح هلوکاست به معنای (از بین بردن چیزی به وسیله آتش، بطوری که کاملا از بین برود)، از دو واژه یونانی holos به معنای تمام وkalein به معنای سوزاندن اخذ شده است.
اما کاربرد تاریخی این اصطلاح، به کشتار یهودیان طی جنگ جهانی دوم در کوره های آدم سوزی آلمان نازی اشاره دارد که توسط (الی ویزل) برای اولین بار مطرح شد.
اصطلاح هلوکاست به سه شکل بکار می رود:
1- در زبان انگلیسی (هلوکاست) (1)
2- در زبان عبری کلا سیک (اولام کالین) (2)
3- در زبان عبری مدرن (شوآه) (3)
برای نخستین بار در اعلامیه استقلال رژیم صهیونیستی در سال 1948، اصطلاح هلوکاست در نسخه انگلیسی و از کلمه شوآه در نسخه عبری استفاده شد، البته امروزه در اکثر جهان این اصطلاح بزبان انگلیسی رایج است اما، یهودیان با تعصب ویژه ای از آن با عبارت شوآه ید می کنند.
اصطلاح هلوکاست را می توان در تداوم اصطلاح (آنتی سمیتیسم)(4) یا ضد سامی و اصطلاح یهود ستیزی، جایگزینی در جهت موجه جلوه دادن حضور اسرائیل در سرزمین های اشغالی، قلمداد نمود که در تشکیل رژیم اشغالگر قدس نقش بسزایی ایفا نمود.
الی ویزل، درباره هلوکاست می نویسد: «چون این حادثه منحصر به فرد است نمی توان آن را در چارچوب تاریخ درک کرد. این مساله فراتاریخی است، بلکه تخریب تاریخ است و به دلیل قرار گرفتن در این سطح بی مانندی، نمی توان آن را با هیچ حادثه دیگری مقایسه کرد. مقایسه ای این چنین در واقع خیانتی به تاریخ یهودیت است».
وی که در سال 1928 میلادی در مجارستان متولد شده است، 11ساله بوده که جنگ جهانی دوم (1939 - 45 میلادی) آغاز می شود. ویزل پس از جنگ به فرانسه کوچید و در دنیای رسانه های صهیونیستی فرانسه به روزنامه نگاری مشغول شد. ویزل بعداً به امریکا رفت و در سال 1986 در 58 سالگی به پاداش تلاشهای فرهنگی اش در تایید و تثبیت صهیونیسم جهانی، انتخاب و برنده جایزه صلح نوبل شد. ویزل آثار متعددی نوشت است و تا کنون از او حدود 30جلد کتاب منتشر شده.
برای این یهودی مجارستانی الاصل، وقایعی چون کشتار فجیع ارامنه طی جنگ جهانی اول در سال 1915 (5) و بمباران دهشتناک اتمی هیروشیما در جنگ جهانی دوم و دهها واقعه مشابه، چندان مهم نیست ؛ اگر پای اهمیت به اصطلاح قتل عام یهودیان در میان باشد!.
ویزل در رمانی به نام «شب» زندگی یهودیان مجارستانی را دراواخر جنگ جهانی دوم به تصویر کشیده و در این قصه کوشیده تا ماجرای جعلی کوره های آدم سوزی را به عنوان یک واقعیت به خوانندگان خود بباوراند.
ویزل در زمان نوشتن رمان «شب» نویسنده ای نوخاسته و جوان بوده و ناخواسته آنچه در توصیف کوره های آدم سوزی گفته است بیشتر مضحک می نماید تا ترسناک!
جالبتر این که ویزل در رمان خود گویا فراموش کرده که در اردوگاه های یهودیان به زعم صهیونیست های تحریفگر و افسانه پرداز، اتاقهای گاز نیز وجود داشته است، در نتیجه در این رمان که بیش از دو سوم حجم آن در اردوگاه ها می گذرد از وصف کشتن یهودیان در اتاقهای گاز خبری نیست!، بلکه در اردوگاه آشویتسی که ویزل توصیف می کند، در دو نوع گودال، یهودی ها را بطور مستقیم وزنده زنده می سوزانده اند: یکی ویژه خردسالان و دیگری مخصوص بزرگسالان!
در جایی از «شب» ویزل می گوید: «در فاصله ای نه چندان دور از ما شعله هایی بس بلند از گودالی به هوا برمی خاست. گویا چیزی را می سوزاندند، واگنی به گودال نزدیک شد و محموله اش را خالی کرد که کودکان خردسال بودند! بچه ها! بله، به نظرم دیدمشان، با همین دو چشم خودم کودکان را در میان شعله های آتش دیدم (آیا تعجب آور است که تا مدتها نتوانستم بخوابم؟ خواب از چشمانم گریخته بود). خب پس می خواستند ما را به چنین جایی ببرند. آن سوتر، گودال بزرگتری بود ویژه بزرگسالان! » (6)
ویزل خود را با اسرائیل یکی می داند و درباره کینه غیریهودیان به یهودیان می گوید: «به دلیل جایگاه ما و جایگاهی که اسرائیل در قلب زندگی و حیات ما دارد، دشمنان ما همواره به دنبال از بین بردن ما و اسرائیل هستند.» ماجرای هلوکاست و قتل عام یهودیان در دوران جنگ جهانی دوم، تنها یک بحث تاریخی صرف نیست!
واقعیت یا دروغ؟
بی تردید آنچه مفهوم امروزی هلوکاست از نسل کشی یهودیان (در کوره های آدم سوزی ) طی جنگ جهانی دوم در اذهان جهانی متبادر می کند، با واقعیت فاصله بسیاری دارد و اشکالات زیادی برآن وارد است که هدف اصلی نگارنده دراین نوشتار نیز همین است و در ادامه بیشتر به آن پرداخته می شود، اما از طرف دیگر قرآن به ذکر واقعیت هلوکاست پرداخته است.
این واقعه هولناک در فاصله زمانی بعد از ظهور حضرت مسیح (ع) و قبل از بعثت پیامبر اسلام (ص) در یمن اتفاق افتاده است:
«ذونواس» پادشاه یهودی یمن در جایگاه مخصوصی که برای او تدارک دیده اند، نشسته است و خاخامهای یهود، اطراف او به احترام ایستاده اند، مقابل جایگاه گودالهای خندق مانند و عمیقی در زمین حفر شده و آتش سوزان و پرحجمی که در گودال برافروخته اند تا چند متر بالاتر از سطح زمین زبانه میکشد. آن سوی میدان، جمع انبوهی از مردان، زنان و کودکان در حالیکه غل و زنجیر بر دست و پا و گردن آنها زده اند در محاصره سربازان و صاحب منصبان مسلح سپاه ذونواس به زانو نشسته اند. شیون زنان، ناله دردناک مردان و گریه سوزناک کودکان فضا را آکنده است. خاخام بزرگ یهود با اشاره «ذونواس» فرمان او را برای آخرین بار و با صدای بلند به اسرا که جمع انبوهی از مردان و زنان و کودکان یمنی هستند، ابلاغ میکند... زمان واقعه قبل از ظهور اسلام است، مردم یمن آن روزگار از سالها قبل به دین مسیح گرویده اند و اکنون «ذونواس» پادشاه یمن که چندی است به آئین یهود درآمده، فرمان هولناک خود را از زبان خاخام بزرگ دربار خویش اعلام میکند؛... اسرا تنها دو راه پیش روی دارند، یا از مسیحیت اعلام انزجار کرده و به دین یهود درآیند و یا در آتش سوزان و پرلهیب بسوزند. اسرا، اما که از پیروان پاکباخته مسیح (ع) هستند، دست از ایمان خویش برنمی دارند و بعد... به فرمان پادشاه یهودی، تمامی آنان را زنده زنده به درون آتش انداخته و میسوزانند... کودکان نیز، به جرم آن که پدران و مادران آنها مسیحی مومن و خداپرست بوده اند، از زنده سوختن در آتش خشم پادشاه و خاخامهای یهود در امان نمیمانند...
ماجرای این واقعه هولناک در سوره مبارکه بروج اینگونه آمده است:
«والسماء ذات البروج... سوگند به آسمان که دارنده برج هاست و سوگند به روز موعود و سوگند به گواهی دهنده و آنچه به آن گواهی دهند، که «اصحاب اخدود» به هلاکت رسیدند. آنان که آتشی از هیزمها افروخته و درحالیکه بر کناره آتش نشسته بودند، بر آنچه بر سر مومنان میآوردند، نظاره میکردند، (اصحاب اخدود) تنها به این علت از مومنان انتقام گرفتند که آنان به خدای عزیز و حمید ایمان آورده بودند...»
(اخدود)به معنی شکاف زمین و گودال است.
بدون شک، این واقعه هولناک و جنایت شرم آور یهودیان سنگدل، اولین سند مکتوب از زنده سوزی دسته جمعی انسانهاست.
صنعت هلوکاست
بی تردید هلوکاست کارکردهای بسیارمادی و معنوی برای یهودیان و صهیونیستها در پی داشته که نگارنده معتقد است اصطلاح ( صنعت هلوکاست ) تعریف جامعی برای این کارکردهاست.
در این راستا، صهیونیست ها با طرح دعاوی حقوقی علیه کشورهای آلمان، اتریش، لهستان، سوئیس و هر کجای دیگر که توانسته اند، تاکنون میلیاردها دلار به جیب زده اند.
«نورمن فینکلشتاین» استاد دانشگاه نیویورک که خود نیز یهودی است، کتابی خواندنی درباره این موضوع نوشته و نام آن را «تجارت هولوکاست» گذاشته است.
اینک به برخی از آنچه یهودیان صهیونیست و «کنگره جهانی یهود» در دعاوی حقوقی مطرح کرده اند، گذرا اشاره می کنیم:
- 32میلیارد دلار مربوط به وجوه 775حساب متروکه در بانکهای سوئیس.
- 10میلیارد دلار مربوط به اموال یهودیان بی وارث در بانکهای اتریش و دهها میلیارد دلار مربوط به ارزش زمینهایی که ادعا می شود، پیشتر در مالکیت یهودیان لهستان بوده است.
همچنین مدیر کل کنگره جهانی یهود چندی پیش اعلام کرد: 50درصد از آثار هنری موجود در ایالات متحده از یهودیان به سرقت رفته است.
آلمان تا به حال، بیش از صد میلیارد مارک خسارت هلوکاست به اسرائیل داده است و طبق قرارداد باید تا سال 2030 هر سال به اسرائیل خسارت بدهد واتریش و سوئیس نیز به اسرائیل، خسارت سالانه می دهند.
هلوکاست امروزه به باب درآمدی بسیار قوی و «مرغ تخم طلایی» برای سازمان های یهودی تبدیل شده و سودهای هنگفتی را برایشان به ارمغان می آورد. به نحوی که طبق گفته رئیس کنگره جهانی یهود، بودجه این کنگره هم اکنون بالغ بر7میلیارد دلار است.
طبق تعبیر فینکلشتاین، هلوکاست، مبدل به بزرگترین دزد تاریخ بشریت شده است.
فینکلشتاین، الی ویزل را «یک مبالغه گر و دروغ پرداز» توصیف می کند. از دیگر سو، الی ویزل در مصاحبه ای با روزنامه دیلی تلگراف اعلام کرده است: «فینکلشتاین از اسرائیل متنفر است و با تضعیف مساله هلوکاست، در واقع به دنبال تضعیف اسرائیل است».
«ژاک لانزمن»، رمان نویس مشهور فرانسوی که یهودی و صهیونیست است، با صراحت تمام در سال 1994 میلادی ضمن مصاحبه ای گفت: «راست است که یهودیان میهن خود را به لطف مردگانشان به دست آوردند. اسرائیل قبل از هر چیز، کشور 6 میلیون نفری است که نازیها مبدل به دود کردند. در پشت سر هر اسرائیلی زنده، دست کم 2 اسرائیلی مرده وجود داشته تا به او کمک کند که بتواند در برابر تمامی دنیا مقاومت کند. شکر خدا فلسطینی ها هنوز به اینجا نرسیده اند. اگر شمار فلسطینیانی را که در طول انتفاضه از پای درآمده اند، جمع بزنیم، هرگز بیش از 3 یا 4 هواپیمای 747 پر نمی شود. در حقیقت روسای فلسطینیان، دنیا را برای 3 یا 4 سقوط هواپیما به شورش درآورده اند».
از جمله کارهای که یهودیان برای عینیت بخشیدن به مسئله هلوکاست انجام داده اند عبارت است از:
1- ساخت موزههای با عنوان هلوکاست در اغلب کشورها مانند فلسطین، امریکا و آلمان که این موزهها پر از اسنادی است که توسط دولت اسرائیل تهیه شده است، که از مهمترین آن موزه (موزه یادبود کشتار یهودیان در ایالات متحده)(7) با مدیریت (اندرو هولینگر) است که پس از انکار هلوکاست توسط (محمود احمدی نژاد) با راه اندازی قسمت فارسی زبان سایت موزه، جهت گیریهای شدیدی نسبت به صحبتهای احمدی نژاد و دیگر مقامات جمهوری اسلامی ایران کرده است.
2- وارد کردن هلوکاست در تقویم اغلب کشورها به عنوان یک روز مشخص. در این راستا در سال 2005، مجمع عمومی سازمان ملل قطعنامه ای تصویب کرد که براساس آن (27 ژانویه) هر سال (روزجهانی هلوکاست) نام گذاری شده و جالب آنکه (کوفی عنان) دبیر کل سازمان ملل در اولین سالگرد این روز طی سخنان تآمل برانگیزی که توسط خبرگزاری BBC، منتشر شد، گفت: « انکار هالوکاست کار ریاکاران است و ما باید تا زمانی که دنیایی وجود دارد از این واقعه به عنوان یک واقعه تآسف بار یاد کنیم و همیشه آنرا بخاطر داشته باشی! » (8)
( شایان ذکر است، اظهارات عنان درحالی صورت می گیرد که 3 روز پیش ایران اعلام کرده بود، قصد دارد سمیناری برای بررسی ماجرای هلوکاست برپا کند و درمورد حقایق آن تحقیق کند.)
3- تأسیس سازمان های متعدد برای دفاع از این واقعه همچون (لیکرا و سیمون وزینتال). این سازمانها با حمایت صهیونیستها به اطلاع رسانی پیرامون هلوکاست می پردازند و حدود 100 سایت اینترنتی را که بطور مستقیم و غیر مستقیم در ارتباط با این موضوع فعالیت می کنند را اداره می کنند و خصوصاً از زمانی که با اظهارات رئیس جمهور ایران، هلوکاست به (پارادایمی رسانه ای) مبدل گشته، فعالیت خود را به شدت افزایش داده اند.
پایان جنگ جهانی دوم و دادگاه نورنبرگ
سرانجام با اتمام جنگ جهانی دوم در سال 1945 و پیروزی متفقین و درپی آن دستگیری هیتلر و رهبران آلمان نازی، دادگاه نورنبرگ برای رسیدگی به جنایات آنها تشکیل می شود.
اما چرچیل معتقد بود؛ دلیلی ندارد که کسی خودش را معطل مسخره بازیهایی مثل دادگاه کند و هیتلر و کارگزارانش را باید درجا اعدام کرد.
این مخالفتهای چرچیل و دیگر سران متفقین تنها به علت مبرهن بودن جنایات هیتلر درطول زمان جنگ نبود بلکه، بطور یقین در روند دادگاه، بسیاری از مسائل مبهم دیگر نیز روشن می شد که متفقین با علنی شدن آن مبارزه می کردند.
در تمام مدت،برگزاری محاکمه، دادگاه هیچ سند مکتوبی دربارة کشتار سازمان یافتة یهودیان نمییابند. عده ای در دادگاه معتقد ند هیتلر دستور داده یهودیان را در اردوگاههایی مثل آشویتس با گاز زیکلون ب یا (سیلیکون ) خفه کنند و بعد در کوره بسوزانند. همه چیز، مبهم است. شاهدانی علیه متهمان شهادت میدهند، اما بالاخره نهادهای رسمی میپذیرند که هیتلر شش میلیون یهودی را با این روش کشته است. این آمار در سال 1946 از سوی دادگاهبینالمللی نظامی در نورنبرگ و با استناد بهشهادت ( رودلف هس ) افسر نیروی مخصوصپلیس آلمان نازی یا (SS) ارائه شد کهدر زمان جنگ فرماندهیآشویتس را بر عهده داشت. هس از یاراناولیه هیتلر بشمار می آمد و با او در نوشتن کتاب خاطراتش در زندان با عنوان (نبرد من) همکاری داشت.
« شایان ذکر است، نزدیک به یک دهه پس از برگزاری دادگاه نورنبرگ مشخص شد که شهادت هس و همچنین اعترافات وی که در دادگاه نیز مورد استفاده قرار گرفتهبودنهتنها با واقعیت بسیار فاصله داشت، بلکه این اعترافات باضرب و شتم شدید وی، گرفته شده و همسرو فرزندان وی نیز به مرگ و تبعید در سیبریتهدید شده بودند! »
در این راستا حتی یک سطر نوشته در موردهلوکاست در اسناد نازی ها یافت نشد و مدافعان هلوکاست معتقدند که (هیتلر دستور کشتار یهودیان را شفاهی صادر کرده است )، که این تحلیل بسیار سادلوحانه و غیر قابل قبول است. از طرفی بعد از پایان جنگ جهانی اتاق های گاز در بعضی اردوگاه ها اصلاً وجود نداشت و آنها را پس از تصرف اردوگاه ها ساختند!
بهرصورت پس از تأیید رسمی هلوکاست (برای اولین بار) در دادگاه نورنبرگ، لوح یادبودی تهیه و جلوی اردوگاه آشویتس نصب میشود و روی آن حک می شود، به یاد شش میلیون قربانی یهودی!. ( البته این لوح بعدها از این محل که هم اکنون نیز به موزه تبدیل شده است برداشته شد ).
جالب آنکه به غیر از برخی از گروههای متعصب یهودی، دولت اسرائیل بعنوان بزرگترین مدافع حقیقی بودنهلوکاست، صحبتی از شش میلیون نفر نمی کند و دیگر به رقم نهصد هزار مرگ یهودیان در طول جنگ اکتفا کرده است، (نهصد هزار مرگی که آنهم معلوم نیست چه تعدادی به جنگ مربوط است و چه تعدادی براثر پیری، بیماری و مسائلی شبیه آنها بوده است).
آنچه مبرهن است دردو سال آخر جنگ جهانی دوم، بیماریهای همه گیری مثل وبا و تیفوس در تمام اروپا شایع شده بود و یقینا این بیماریها میان یهودیان و غیر یهودیان فرق نمیگذاشت. ( دراین راستا با دقت بربیشتر تصاویری که درارتباط با هلوکاست ارائه می شوند، بدنهای نحیف و استخوان نمای انسانها بخوبی مشخص است که نشانه بیماری تیفوس است! )
قانون مجازات منکرین هلوکاست
شاید تابحال هنگام شنیدن خبر دستگیری و مجازات منکرین هلوکاست یهودیان و مشاهده برخوردهای توهین آمیز با آنها، این سئوال در ذهن متبادر می شود که چنین واکنشی چگومه با مبحث آزادی بیان در اروپا قابل توجیه است؟
پاسخ این سئوال به جولای سال 1990 در فرانسه باز می گردد که تعدادی از اعضای آژانس بین المللی صهیونیست ها، از جمله، «پی یر ویدال ناکه»، «سرژ ولز»، «فرانسوا براریدا» تحت سرپرستی «رنه ساموئل سپرات» خاخام معروف فرانسه، با استناد به داستان ساختگی کشتار 6 میلیون یهودی در جنگ جهانی دوم و به عنوان پیشگیری از فراموش شدن مظلومیت این قوم! پیش نویس قانونی را تهیه کرد و با تلاش زیاد آنرا در جولای سال 1990، در فرانسه به تصویب رساند و براساس این قانون « هرگونه تردید درباره هلوکاست، اعم از تردید درباره کشتار یهودیان در جنگ جهانی دوم، وجود اتاقهای گاز و حتی کمترین تردید در رقم شش میلیون یهودی مقتول، جرم است و هرکس در فرانسه از این قانون تخلف کرده و در این موضوعها شک کند، به یک ماه تا یک سال زندان و دو هزار تا سیصد هزار فرانک جریمه محکوم میشود. »
شایان ذکر است بعدها این قانون در دیگر کشورهای اروپایی نیز تصویب شد و تا کنون بسیاری از منکرین و منتقدین هلوکاست از قبیل ؛ روژه گارودی، مارک وبر، فردریک توبن، دیوید ایروینگ و آرمان آمادروس و... بر اساس همین قانون محکوم شدند.
جالب آنکه دوسال پیش از تصویب این قانون در فرانسه، (آرنو مایر) مورخ صهیونیست آمریکایی،گفته بود بیشتر یهودیان در سالهای 1942 تا 1945 بر اثر امراض طبیعی مرده اند، نه جنگ یا کشتار. همین مورخ، امروزه نیز میگوید دلایل وجود اتاقهای گاز، بسیار کم و ضعیف اند. البته از آنجایی که او خود، یهودی و صهیونیست است، هنوز کسی در دادگاهی از او شکایت نکرده است!
در این راستا برخورد با منکران و منتقدین این تحریف تاریخی، دادگاههای انگیزاسیون (9) در قرون وسطی را در ذهن تداعی می کند. در سالهای سیاه قرون وسطی در اروپا دادگاههای انگیزاسیون- تفتیش عقاید- «گالیله» دانشمند بزرگ و فرهیخته را تنها به این گناه! مستحق اعدام دانستند که با تحقیقات علمی خود نشان داده بود برخلاف نظریه هیئت بطلمیوسی، زمین مرکز عالم و ثابت نیست، بلکه به دور خود و خورشید میچرخد! گالیله در اثبات نظریه خود دلایل علمی و غیرقابل انکاری ارائه میکرد و استدلال! قضات دادگاه قرون وسطی این بود که، کلیسا، زمین را ثابت میداند و نتیجه هیچ تحقیق علمی نباید این نظریه پذیرفته شده را نفی کند و در غیر این صورت، کسی که آن را نفی کند مستحق اعدام است!... و سرانجام گالیله برخلاف نتیجه تحقیقات علمی و قطعی خود، مجبور به توبه شد!... اگرچه به قول جری آدامز، آهسته خطاب به زمین گفت، «من توبه کردم! ولی تو به چرخش خود، ادامه بده»!
بعد از رنسانس و تاکنون، اروپائیان و مخصوصاً فرانسویها از سالهای سیاه قرون وسطی به تلخی یاد میکنند و دادگاههای انگیزاسیون و از جمله اجبار گالیله به توبه کردن را باعث شرمساری و ننگ تاریخ میدانند و این در حالی است که هم اکنون اروپا، آمریکا و... درباره «هولوکاست» دقیقاً و بدون کم و کاست از همان قوانین شرم آور و خالی از کمترین نشانه عقل و شعور پیروی میکنند و این، فقط یک نمونه از مفهوم آزادی اندیشه و مظهر دموکراسی در غرب است!
هلوکاست و تجدیدنظرطلبان (رویزیونیسم)(10)
تحقیقات نشان میدهد که حجم مطالب منتشر شده در رابطه با هولوکاست در دهه 1990، ده برابر دهههای 1940 و 1950 میلادی است. این موج نهایتاً به پارادایمی برای کشف حقایق تاریخی و تاریخنگاری رسمی و ایجاد یک مکتب جدید تاریخنگاری انجامید که به تجدیدنظرطلبی (رویزیونیسم) یا تاریخ واقعی معروف است.
معمولاً از «پل رازینیه» فرانسوی، بهعنوان بنیانگذار این مکتب یاد میکنند. رازینیه در زمان جنگ دوم جهانی از اعضای جنبش مقاومت فرانسه بود که بهوسیله گشتاپو دستگیر شد و به اردوگاه «بوخنوالد» اعزام گردید و تا پایان جنگ در اردوگاههای مختلف نازی زندانی بود. پس از جنگ وی عالیترین نشان مقاومت را از دولت فرانسه دریافت کرد و سپس به عرصه تحقیقات تاریخی روی آورد، در زمینه جنگ دوم جهانی به تحقیق و انتشار کتاب پرداخت و از جمله به ترسیم وضع اسفناک اردوگاههای جنگی نازی دست زد، ولی او بتدریج در جریان تحقیقش به نظراتی رسید که تصویر رسمی را کاملاً نفی میکرد.
رازینیه اعلام کرد که اولاً، افسانه اتاقهای گاز برای کشتار زندانیان - اعم از یهودی و غیر یهودی - مطلقاً صحت ندارد. ثانیاً، در دوران جنگ هیچ سیاستی از سوی آلمان برای کشتار جمعی یهودیان اروپا وجود نداشته است. ثالثا، یهودیان کشته شده در دوران جنگ بین 900 هزار تا یک و نیم میلیون نفر هستند نه 6 میلیون نفر و این افراد مانند دیگران در جریان جنگ یا در اثر بیماریهای مسری، بهویژه تیفوس، از بین رفتند.
امروزه دو مورخ صاحب نام بهعنوان مهمترین هواداران مکتب تاریخنگاری واقعی شناخته میشوند: اولی، «دیوید ایروینگ» انگلیسی است. ایروینگ مورخ بسیار معتبری است در حدی که برخی نشریات سرشناس انگلیس نوشتهاند هیچ کس نمیتواند درباره جنگ دوم جهانی کار کند و پروفسور ایروینگ را نادیده بگیرد. او اولین کسی است که خاطرات 75000 صفحهای گوبلز را بهدست آورد و روی آن کار کرد. این خاطرات بهمدت 50 سال برای مورخین ناشناخته بود و در آرشیوهای سری ارتش سرخ شوروی نگهداری میشد.
ایروینگ پس از یک کار شش ساله بر روی اسناد سری شوروی سابق اولین بیوگرافی کاملاً مستند هیتلر را منتشر کرد که با نام (جنگ هیتلر) جنجال فراوانی بهپا نمود و کار وی را به دادگاه کشانید. ایروینگ در کتاب جنگ هیتلر مدعی است که اصولاً در دوران جنگ هیچ نوعی از کشتار یهودیان (هلوکاست) در کار نبوده است.
ایروینگ نشان داد که مهمترین اسناد جنگ دوم جهانی همه بهطور مرموزی مفقود شدهاند. بسیاری از یادداشتهای روزانه سران آلمان و ایتالیا که تا مدتی پیش در آرشیوهای شوروی سابق و آلمان و سایر کشورهای اروپایی موجود بود به سرقت رفته و پنهان یا معدوم شده است. او از جمله اشاره میکند به یادداشتهای روزانه موسولینی که زمانی موجود بود و اکنون نیست.
ایروینگ معتقد است که اولاً، در آشویتس و سایر اردوگاههای نازی اتاق گاز وجود نداشته است. ثانیاً، هیتلر هیچ اطلاعی از وجود اتاقهای مرگ و برنامه سازمانیافته برای کشتار یهودیان نداشته است. (شایان ذکر است،ایروینگ برای کسی که بتواند ثابت کند هیتلر از هولوکاست مطلع بوده جایزهای به مبلغ 1000 پوند تعیین کرده است.)
ثالثاً، یک توطئه جهانی وجود دارد که به مورخین اجازه تحقیق بیطرفانه و برکنار از پیشداوری در زمینه هولوکاست را نمیدهد. رابعاً، رقم شش میلیون کشته یهودی در جنگ دوم صحت ندارد و تعداد مقتولین یهودی کمتر از یک میلیون نفر است که در اثر بیماری یا در جریان جنگ، مانند دیگران، کشته شدهاند نه در اثر طرح سازمانیافته امحاء جمعی.
دومین مورخ سرشناس هوادار مکتب تاریخنگاری واقعی، «رابرت فوریسون» فرانسوی است. پروفسور فوریسون و خانوادهاش نیز، مانند رازینیه، در زمان جنگ از آلمانیها آزار فراوان دیده بودند. او مؤلف کتابهای متعددی است و ثابت میکند که اتاق گاز و سیاست امحاء جمعی یهودیان صحت ندارد.
فوریسون به عکسهایساختگی از اتاقهای گاز مورد ادعایصهیونیستها اشاره می کند و ضمن رد این ادعا با تعجب میپرسد، اگر اینعکسها واقعی است، چگونه سربازان آلمانی مورد ادعا، بدون ماسک و بی آن که کمترینپوششی بر دهان، بینی و چشم خود داشته باشنددر اتاقهای مالامال از گازهای کشنده ایستاده وبر جان کندن یهودیان محکوم نظارت میکنند؟ ویا درباره یکی دیگر از عکسهای مورد ادعایصهیونیستها که جمعی از یهودیان را در محاصرهچند تانک نشان میدهد، با ارئه اسناد و شواهدیخواندنی و غیر قابل تردید، نشان میدهد کهتانکها در این عکس، انگلیسی هستند نه آلمانیو....(فوریسون نیز به علت انکار هلوکاست در آستانه محاکمه قرار دارد.)
فرد صاحب نام دیگر در این عرصه «فرد لوختر» آمریکایی است. لوختر مورخ نیست بلکه مهندس متخصص ساختمان زندان است. او برای تحقیق به لهستان رفت و در بازگشت گزارش 196 صفحهای خود را منتشر کرد که به گزارش لوختر معروف است. او در این گزارش وجود اتاقهای گاز را منکر شد. او ثابت کرد که اتاقهای گاز در آشویتس و سایر اردوگاههای لهستان پس از جنگ دوّم جهانی با هدف جلب توریسم بهوسیله حکومت کمونیستی لهستان احداث شده است.
در این زمینه افراد سرشناس دیگری نیز کار کردهاند:
«گرمار رودلف» مؤلف کتابی در انکار اتاقهای گاز آشویتس است.
همچنین «ارنست زوندل»کانادایی، کتابی با عنوان (آیا واقعاً شش میلیون نفر کشته شدهاند؟) منتشر کرده است.
«دیوید هوگان» نیز کتابی دارد با عنوان افسانه شش میلیون نفر، که هلوکاست یهودیان را رد می کند.
«دکتر بروزات» تحقیقی درباره اتاقهای گاز در داخائو دارد و اثبات میکند که نه در داخائو، نه در بوخنوالد و نه در سایر اردوگاههای آلمانی اتاق گاز برای کشتار یهودیان و سایر زندانیان وجود نداشته است.
و بالاخره «رژه گارودی»، عضو جنبش مقاومت فرانسه در زمان جنگ دوم، که او نیز بر اساس تحقیقات محققین پیشگفته، نشان میدهد که هلوکاست صحت ندارد و یک افسانه ساختگی است.
یادداشتها:
* کارشناس و پژوهشگر مسائل سیاسی ـ alikhani_iri@yahoo.com
1- Holocaust
2- Olam kalil
3- Shoah
4- Anti-Semitism
5- برای اطلاعات بیشتر رک به قتل عام ارامنه 1915، از همین نگارنده ( مهدی علیخانی )
6- رمان شب، اولی ویزل
7- United States Holocaust Memorial Museum
8- خبرگزاری BBC، به نقل از روزنامه آسیا، ۸۴/۱۱/۸
9- Inquisition
10- Revisionism
پیام رهبر معظم انقلاب به آقای اسماعیل هنیّه نخست وزیر دولت قانونی حماس
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی به آقای اسماعیل هنیّه نخست وزیر دولت قانونی حماس، با اشاره به شکست و خفت ارتش مجهّز رژیم صهیونیستی در مقابل "صبر و شجاعت و فداکاری" مجاهدان دلیر و مردم مظلوم غزه تأکید کردند: ایمان و ایستادگی شرافتمندانه شما و آحاد مردم غزه در برابر یکی از فجیع ترین جنایات جنگی تاریخ، "آمریکا، حامیان رژیم صهیونیستی و خیانتکاران و منافقان امت اسلامی" را رسوا کرده است و ضمن به اهتزاز درآوردن پرچم عزت امت اسلامی دشمن ضد بشر را هر روز دچار ذلت بیشتری خواهد کرد. متن پیام به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
برادر مجاهد جناب آقای اسماعیل هنیّه
سلام علیکم بما صبرتم
صبر بیست روزهی شما و مجاهدان دلیر و از جان گذشته و آحاد مردم غزه در برابر یکی از فجیع ترین جنایات جنگی جهان و تاریخ، پرچم عزت را بر سر امت اسلام به اهتزاز در آورده است. شما ثابت کردید که دل سرشار از ایمان به خدا و قیامت و روح منیع و عزیز مسلمانی که ذلت و تسلیم دربارهی ظلم و زور را بر نمی تابد، آنچنان قدرتی می آفریند که حکومتهای جبّار و مستکبر و ارتشهای مجهّز در برابر آن ناتوان و ذلیل اند.
ارتشی که قدرت فداکاری و شهادت طلبی شما آن را بیست روز است پای در گل در پشت دروازه های غزه به خفت افکنده همان است که ظرف شش روز بخشهای عظیمی از سه کشور عربی را زیر سیطرهی خود در آورد. به ایمان و توکل خود، به حسن ظنّ خود به وعدهی الهی، به صبر و شجاعت و فداکاری خود ببالید که امروز همهی مسلمانان به آن میبالند. جهاد شما تا امروز آمریکا و رژیم صهیونیست و حامیان آنان و سازمان ملل و منافقان امت اسلامی را رسوا کرده است.
امروز نه فقط ملّتهای مسلمان، که بسیاری از ملتهای اروپا و آمریکا حقانیت شما را از بن دندان پذیرفته اند. شما همین امروز هم پیروزید و با ادامهی این ایستادگی شرافتمندانه دشمن زبون و ضد بشر را باز هم بیشتر به ذلت و شکست خواهید کشاند. انشاءالله
بدانید که "ما وَدَّعَک رَبُّک و ما قَلی" و بدانید که "و لَسَوفَ یُعطِیک رَبُّکَ فَتَرضَی" انشاءالله با اینحال حوادث خونین و فاجعه بار غیر نظامیان فلسطینی بخصوص کودکان مظلوم و معصوم، دلهای ما را غرق خون کرده است. حوادث ناشی از جنایتهای غاصبان فلسطین که هر روز چندین بار از همهی کانالهای تلویزیونی ما پخش می شود ملت ما را ماتمزده و عزادار ساخته است. اَعظَمَ الله لَکُم الجَزاء وَ عَجَّل لَکُم النَّصر، بدانید که وعدهی خدا راست است که فرمود: " وَ لَیَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِیٌّ عَزِیز" و فرمود: "وَ مَن جاهَد فَانّما یُجاهِدُ لِنَفسه ..."
خیانتکاران عرب هم بدانند که سرنوشت آنان بهتر از یهودیان جنگ احزاب نخواهد بود که خداوند فرمود: "و اَنزَلَ الَّذین ظَاهَرُوهُم مِن اَهلِ الکِتَاب وَ مِن صَیَاصِیِهم ..." ملتها با مردم و مجاهدان غزه اند. هر دولتی که بر خلاف این عمل کند فاصلهی خود و ملّتش را عمیق تر میکند و سرنوشت چنین دولتهایی معلوم است. آنها نیز اگر به فکر زندگی و آبروی خودند باید سخن امیرالمؤمنین علیه السلام را به یاد آورند که فرمود: "المَوتُ فی حَیاتِکُم مَقهورین وَ الحَیاةُ فی مَوتِکم قاهِرین" به شما و مبارزان غزه و همهی مردم مظلوم و مقاوم شما درود می فرستم و در کنار همهی تلاشهایی که دولت جمهوری اسلامی ایران در حمایت از شما وظیفهی خود دانسته است، شب و روز هم شما را دعا میکنم و صبر و نصرت را برای شما از خداوند عزیز قدیر مسألت می کنم.
و السلام علیکم و علی عباد الله الصالحین و رحمة الله و برکاته
سید علی حسینی خامنه ای
18 محرم 1430
26 دیماه 1387
منبع : پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری
پیام رهبر معظم انقلاب درباره مصیبت هولناک قتل عام مردم مظلوم غزه 8/10/1387
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی درباره مصیبت هولناک قتل عام مردم مظلوم غزه به دست صهیونیستهای جنایتکار، ضمن محکوم کردن شدید همدستی ننگین دولت جنایتکار بوش با صهیونیستها، سکوت و بی اعتنایی سازمانهای جهانی و برخی دولتهای عربی را زمینه ساز این جنایات خواندند و با اعلام روز دوشنبه (فردا) به عنوان عزای عمومی همه مجاهدان فلسطینی، ملتهای مسلمان و آزادیخواه، علما، روشنفکران و رسانه های جهان اسلام را به ادای مسئولیت بسیار سنگین خود در مقابله با جنایات صهیونیزم خونخوار فراخواندند.
متن پیام به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
انا لله و انا الیه راجعون
جنایت هولناک رژیم صهیونیستی در غزه و قتلعام صدها مرد و زن و کودک مظلوم، بار دیگر چهرهی خونخوار گرگهای صهیونیست را از پشت پردهی تزویرِ سالهای اخیر بیرون آورد و خطر حضور این کافر حربی را در قلب سرزمینهای اُمت اسلام، به غافلان و مسامحهکاران گوشزد کرد. مصیبت این حادثهی هولناک برای هر مسلمان بلکه برای هر انسان با وِجدان و با شرف در هر نقطهی جهان بسی گران و کوبنده است، ولی مصیبت بزرگتر سکوت تشویقآمیز برخی دولتهای عربی و مدّعی مسلمانی است. چه مصیبتی از این بالاتر که دولتهای مسلمان که باید در برابر رژیم غاصب و کافر و محارب، از مردم مظلوم غزه حمایت میکردند، رفتاری پیشه کنند که مقامات جنایتکار صهیونیست، گستاخانه آنها را هماهنگ و موافق با این فاجعهآفرینیِ بزرگ معرفی کنند؟
سران این کشورها چه جوابی در برابر رسولالله صلیاللهعلیهوآله خواهند داشت؟ چه جوابی به ملتهای خود که یقیناً عزادار این فاجعهاند خواهند داد؟ به یقین امروز دل مردم مصر و اردن و سایر کشورهای اسلامی از این کشتار، پس از آن محاصرهی طولانی غذائی و داروئی لبالب از خون است.
دولت جنایتکار بوش در واپسین روزهای حکمرانی ننگین خود با همدستی در این جنایت بزرگ، رژیم آمریکا را بیش از پیش روسیاه کرد و پروندهی جرائم خود را به عنوان جنایتکار جنگی قطورتر ساخت. دولتهای اروپائی با بیتفاوتی و شاید همراهی خود در این فاجعهی بزرگ، یکبار دیگر دروغ بودن ادعاهای طرفداری از حقوق بشر را ثابت کردند و شرکت خود در جبههی ضدیت با اسلام و مسلمین را نشان دادند. اکنون سئوال من از علماء و روحانیون جهان عرب و رؤسای ازهر مصر این است که آیا هنگام آن نرسیده است که برای اسلام و مسلمین احساس خطر کنید؟ آیا هنگام آن نرسیده است که به واجب نهی از منکر و کلمةُ حقٍ عندَ امامٍ جائر عمل کنید؟
آیا عرصهی دیگری عریانتر از آنچه در غزه و فلسطین در جریان است در همدستی کُفار حربی با منافقان امّت برای سرکوب مسلمانان لازم است، تا شما احساس تکلیف کنید؟
سئوال من از رسانهها و روشنفکران جهان اسلام و بویژه جهان عرب آن است که تا چه هنگام به مسئولیت رسانهئی و روشنفکری خود بیتفاوت خواهید ماند؟ آیا سازمانهای حقوق بشرِ رسوای غرب و شورای باصطلاح امنیت سازمان ملل بیش از این هم ممکن است رسوا شوند؟
همهی مجاهدان فلسطین و همهی مؤمنان دنیای اسلام به هر نحو ممکن موظف به دفاع از زنان و کودکان و مردم بیدفاع غزهاند و هر کس در این دفاع مشروع و مقدس کشته شود شهید است و امید آن خواهد داشت که در صف شهدای بدر و اُحد در محضر رسولالله صلیاللهعلیهوآله محشور شود.
سازمان کنفرانس اسلامی باید در این شرائط حساس به وظیفهی تاریخی خود عمل کند و جبههی یکپارچهئی به دور از ملاحظهکاری و انفعال، در برابر رژیم صهیونیستی تشکیل دهد. باید رژیم صهیونیستی به وسیلهی دولتهای مسلمان مجازات شود. سران آن رژیم غاصب باید به جرم این جنایت و نیز محاصرهی طولانی مدّت، شخصاً محاکمه و مجازات شوند.
ملّتهای مسلمان میتوانند با عزّم راسخ خود این مطالبات را تحقّق بخشند و وظیفهی سیاستمداران و علما و روشنفکران در این بُرهه بسی سنگینتر از دیگران است.
اینجانب به مناسبت فاجعهی غزه روز دوشنبه را عزای عمومی اعلام میکنم و مسئولان کشور را به ادای وظائف خود در این حادثهی غمانگیز فرا میخوانم.
وَ سَیعلَمُ الذین ظَلَموا اَیّ مُنقلبٍ یَنقلبون.
سیّدعلی خامنهای
8/دی/1387
29/ ذیالحجةالحرام/1429
منبع : پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری
دوران بیدارى اسلامى
دوران کنونى، دوران بیدارى اسلامى است؛ و فلسطین در کانون این بیدارى قرار گرفته است. اکنون نزدیک به شصت سال از اشغال فلسطین مىگذرد و ملت مظلوم فلسطین دورانهاى پرمحنتى را با آزمونهاى گوناگون گذرانیدهاند؛ از مقاومتهاى مظلومانه و مأیوسانهى آغاز ماجرا و آوارگى و غربت و مشاهدهى نابودى خانه و کاشانه و قتلعام عزیزان و کسانشان، تا پناه بردن به مجامع بینالمللى و تا روى آوردنِ به معاملههاى بىفرجام سیاسى و قمار سراسرباختِ مبارزهى با اشغالگر و واسطه کردن قدرتهایى که خود مجرم اصلى در بروز و تداوم این محنت بودهاند. محصول این تجارب تاریخى، نسل نو و بالندهى آن ملت رشید و شجاع را به قلهى بیدارى و آزادگى رسانید و آتشفشان انتفاضه را پدید آورد.
در جهادِ فلسطین و در جهادِ دنیاى اسلام، شرط اصلى موفقیت، پاى فشردنِ بر اصول است. دشمن همواره ربودن اصول را هدف مىگیرد و با خدعه و وعده و تهدید، بر چشم پوشیدن از آن اصرار مىورزد. با حذف یا کمرنگ شدن اصول، دنیاى اسلام شاخصهاى راهنما را گُم مىکند و محکومِ قواعدى مىشود که دشمن آن را تعیین کرده است و نتیجه معلوم است. غالباً بعضى در میان خودِ ملتهاى ما و از خودِ ما، به پیروى از دشمن، ما را به رها کردن اصولمان توصیه مىکنند و آن را تاکتیک و تدبیر مىنامند! انگیزهى آنان هر چه باشد - غفلت یا طمع و خیانت - آنان مصداق این کلام خداوندند: «فترى الذین فى قلوبهم مرض یسارعون فیهم یقولون نخشى ان تصیبنا دائرة فعسىاللَّه ان یأتى بالفتح او امر من عنده فیصبحوا على ما اسرّوا فى انفسهم نادمین». آنان از کمک به دشمن هیچ سودى نمىبرند. امریکا و غرب، بارها نشان دادهاند که حتى به تسلیمشدگان هم رحم نمىکنند و چون تاریخ مصرف همکارى کنندگان به پایان برسد، بهآسانى آنان را به دور مىافکنند. برخى دیگر، قدرت دشمن را به رخ مىکشند و حقطلبان را از اصطکاک با آن بیم مىدهند. در این سخن، مغالطهى خطرناکى نهفته است. اولاً، دشمنى که انسان خردمند از اصطکاکِ با او پرهیز مىکند، دشمنى است که هویت او و منافع حیاتى او و اصل وجود او را هدف گرفته است؛ مقاومت در برابر چنین دشمنى، حُکم قاطع خرد انسانى است؛ زیرا بدیهى است که خسارت قطعىِ ناشى از تسلیم در برابر آن، همان خسارت احتمالى ناشى از مقابله با اوست؛ به اضافهى ذلت و تحقیر.
به ملت شجاع و مقاوم فلسطین عرض مىکنم:
شما با جهاد و صبر و مقاومت درخشان خود دنیاى اسلام را سرافراز کردید و ملتى نمونه شدید؛ بار سنگین این محنت بزرگ پشت شما را خم نکرد و خون مطهر شهیدانتان عزم و استقامتتان را ریشهدارتر ساخت؛ دشمن شما با سفّاکى و بىرحمى خود، با کشتار و تخریب و آدمربایى و وحشیگرى خود، نتوانست شما را عقب براند و امروز شما از همیشه قوىترید. خون شهداى بزرگى چون «شیخ احمد یاسین» و «فتحى شقاقى» و «رنتیسى» و جوانان شهادتطلب و دیگرِ شهداى مظلوم شما، تاکنون بر شمشیر دشمن پیروز شده و از این پس به حول و قوهى الهى بیشتر پیروز خواهد شد. ما در جمهورى اسلامى ایران و یقیناً انبوه مسلمانان و آزادیخواهان در سراسر جهان در غم و محنت شما خود را شریک مىدانیم. شهیدان شما، شهیدان ما؛ رنج و اندوه شما، رنج و اندوه ما؛ و پیروزى شما، پیروزى ماست.
بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در سومین کنفرانس بینالمللى قدس و حمایت از حقوق مردم فلسطین ۱۳۸۵/۰۱/۲۵
منبع : پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری
فلسطین متعلق به فلسطینیهاست
سرزمین فلسطین قلب جغرافیایی جهان اسلام است و دنیای استکباری قصد دارد تا از آنجا اسلام را بکوبد ملتهای مسلمان را تحت فشار قراردهد و از حرکتهای اسلامی ممانعت کند. رژیم صهیونیستی قائم مقام حضور استکبار و تأمین کننده منافع آمریکا در این نقطه از جهان اسلام است و تبلیغات دروغین و خباثت آمیز آنها قادر به فریب ملتها نخواهد بود.
ما سازمانی را نماینده واقعی مردم فلسطین می دانیم که در راه آرمان فلسطین مبارزه کند. عناصر سازشکاری که نگران منافع شخصی خود هستند و بر سر آرمان فلسطین با دشمن معامله می کنند. از حمایتها و کمکهای مسلمانان محرومند و ملتهای مسلمان باید ارائه انواع کمک به انتفاضه و قیام اسلامی مردم مبارز در داخل فلسطین اشغالی را برای خود یک تکلیف شرعی، الهی و انسانی بدانند.
توطئهى بزرگ این است که در قضیهى فلسطین، حقیقت را واژگونه جلوه دادند. آن کسى که براى مسألهى فلسطین - یعنى براى خانهى خود، براى حق انسانى و حق ملى خود - اقدامى مىکند، در عرف مطبوعات استکبارى دنیا و دستگاه تبلیغاتى وابسته به استکبار و صهیونیسم، تروریست معرفى مىشود! مصیبت بزرگ آن است که این مصایب را، با قبول و تأیید دنیاى متمدن، بر سر یک ملت مىآورند! دنیاى به اصطلاح متمدن، دنیاى به اصطلاح طرفدار حقوق بشر، در طرف آن کسانى ایستاده است که این همه حقوق انسانى و الهى و مشروع یک ملت را ندیده گرفتهاند.
فلسطین متعلق به فلسطینیهاست. اگر مردم سرزمین فلسطین در داخل فلسطین - یعنى در همهى فلسطین، بدون تجزیه - دولتى تشکیل بدهند، صلح خواهد شد. اگر شما راست مىگویید، و اگر توطئهیى علیه ملت فلسطین و ملتهاى اسلامى و علیه اسلام در نظر ندارید، راه حل این است. اما اگر نخواهید این راه حل را عمل کنید، اردوگاه استکبار بداند که با این نشستوبرخاستهایى که ترتیب مىدهند و با این تصمیمگیریها، مسألهى فلسطین حل نخواهد شد؛ مبارزات فلسطین خاموش نخواهد شد، و نباید بشود.
امروز یک عده مسلمان، فداکار، برگزیدگان ملت فلسطین، از پیر و جوان و مرد و زن، در سرزمینهاى مقدس فلسطین دارند مبارزه مىکنند؛ به آنها کمک کنید؛ راه این است. کمک به فلسطین، یعنى کمک به عناصرى که دارند مبارزه مىکنند. کمک به فلسطین، معنایش این نیست که به عناصر سازشکارى که دلشان براى فلسطین نسوخته، بلکه دلشان براى منافع شخصى خودشان سوخته، کمک کنند. آن سازمانى مورد قبول است و نمایندهى واقعى مردم فلسطین است، که در راه آرمان فلسطین مبارزه بکند؛ نه آن سازمانى که برود آرمان فلسطین را به دشمن بفروشد و بر سر آن معامله بکند!
بخشی از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با شرکت کنندگان در کنفرانس بینالمللی حمایت از انقلاب اسلامی مردم فلسطین ۱۳۷۰/۰۷/۲۷
منبع : پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری
حمایت از فلسطین
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی و ولی امر مسلمین جهان در آستانه چهارمین سالگرد قیام اسلامی فلسطین (انتفاضه) پیش از ظهر امروز در دیدار اعضای کمیته حمایت از انقلاب اسلامی فلسطین با ایشان طی رهنمودهایی خطاب به آنان ازفلسطین اشغالی به عنوان نقطه ای از عالم اسلام نام بردند که مسلمانان با واردآوردن ضربات خود می توانند پایه های استکبار را متزلزل کرده و در فاصله کوتاهی مسأله فلسطین را حل کنند.
مقام معظم رهبری مسأله فلسطین را مهمترین مسأله بین المللی جمهو
نظرات ()