آنگلا مرکل، پرستوی «کا.گ.ب»
مرکل که یکچهارم لهستانی است متولد 17 جولای 1954 بوده و از 22 نوامبر سال 2005 صدراعظم آلمان بوده است. وی ریاست اتحاد دموکرات مسیحی را از سال 2000 به این سو در اختیار داشته و از 2002 تا 2005 نیز رئیس ائتلاف اتحاد دموکرات مسیحی و اتحاد سوسیال مسیحی بوده است.
به گزارش مشرق، مرکل در عین حال در سال 2007 رئیس شورای اروپا و جی8 نیز بود. او نخستین صدراعظم زن آلمان بوده و پس از مارگارت تاچر، دومین رئیس زن گروه جی8 میباشد.
خانوادهای مرموز
پدر مرکل تحصیلکرده رشته الهیات در هایدلبرگ و هامبورگ بوده و در سال 1954 در کلیسایی در کوئیتزو ـ که در آن زمان در آلمان شرقی کمونیستی قرار داشت ـ کشیش شد. نکته جالبی که در مورد خانواده مرکل وجود دارد گفتههای جرد لانگوت یکی از مقامات ارشد پیشین اتحاد دموکرات مسیحی است که در کتاب خود عنوان کرده خانواده مرکل در آن دوران سخت به راحتی قادر بودند از آلمان شرقی به آلمان غربی رفتوآمد کنند و نیز دارای دو اتومبیل باشند که در آن زمان کاری تقریبا غیرممکن مینمود. از همین مساله میتوان به پیوندهای بسیار قدیمی این خانواده با مقامات امنیتی شوروی و در صدر آنها ک.گ.ب پی برد


گرد لانگوت
وابستگی مفرط
وی مانند تمام جوانان همسن و سال خود در شاخه جوانان آلمان آزاد که گروهی رسمی و سوسیالیست بودند عضویت داشت اما هیچگاه مقهور عصر سکولار زمانه خود نشده و نیز در دروس اجباری مارکسیسم-لنینسم از سال 1983 تا 1986 تنها توانسته بود نمرات قبولی کسب کند و هیچگاه نمرات عالیه در آنها کسب ننمود.
مرکل تحصیلکرده دانشگاه لایپزیک در رشته فیزیک از سال 1973 تا 1978 میباشد. وی سپس دکترای خود را در این رشته گرفت. رساله دکترای وی نیز در زمینه شیمی کوانتوم بود. شایان ذکر است که وی به زبان روسی کاملا مسلط بوده و در سطح کشوری دارای جوایزی نیز میباشد.
او در سال 1989 و پس از فروریزی دیوار برلین عضو حزب جدیدالاتاسیس بیداری دموکراتیک گردید و به سرعت مدارج ترقی در آن را طی نمود. مرکل پس از ائتلاف حزبش، در کابینه سوم هلموت کوهل به پست وزارت جوانان و زنان رسید. بعدها وی به انتقاد از کوهل پرداخت و اعتقاد داشت میباید هوای جدیدی میباید در حزب بدمد. او در سال 2010 رهبری حزبش را عهدهدار شد. انتخابی که بسیاری از مفسران را متعجب کرد.
خصوصیات شخصیتی مرکل با حزب در تناقض بود. او که یک پروتستان است، ریاست حزبی را به عهده گرفت که اصلیترین حامیانش در غرب و جنوب آلمان هستند و بیشترین تراکم پروتستانها در شمال آلمان میباشد. در ضمن حزب اتحادیه دموکرات مسیحی که مرکل ریاست را عهدهدار شده بود حزبی تقریبا محافظهکار است که اکثریت اعضایش را مردان تشکیل میدهد. علاوه بر اینها خواهرخوانده حزب مذکور، اتحادیه سوسیال مسیحی از ایالت باواریا، حزبی است با ریشههای عمیق کاتولیک. مجموعه این عوامل انتخاب مرکل به این سمت را غیرمعمول و سوالبرانگیز میسازد.

مرکل جوان در کنار هلموت کوهل
زندگی با مامور کاگب
آنگلا در سال 1977 با یک دانشجوی فیزیک به نام اولریخ مرکل ازدواج کرد.ازدواج او در سال 1982 به طلاق کشیده شد. دومین شوهر وی – که هماینک نیز این زندگی زناشویی ادامه دارد – یک شیمیست کوانتومی به نام یوآخیم ساور است. ساور بسیار سعی دارد از رسانهها دور باشد و ترجیح میدهد کسی چیزی از وی نداند. گفته میشود او نیز در دوران اتحاد جماهیر شوروی عضو کاگب بوده و در عملیات «هانیترپ» (Honey Trap) کاگب نیز شرکت داشته است.
گفته میشود دلیل همین سکوت رسانهای وی نیز ترس او از آن است که یکی از قربانیان آن عملیات وی را شناسایی کند. آنگلا که به طور سوالبرانگیزی هیچ فرزندی ندارد و در سال 1998 به صورت «مخفیانه» با ساور ازدواج نمود.

یوآخیم ساور شوهر دوم و مرموز مرکل
ورود به آکادمی علوم برلین تحت نظر کاگب
پس از آنکه مرکل از دبیرستان فارغالتحصیل شده و وارد دانشگاه لایپزیک شد با اولریخ مرکل آشنا شده و در سال 1976 با وی ازدواج نمود. آنها همانطورکه پیشتر نیز اشاره شد هیچ بچهای به دنیا نیاوردند و تصمیم مرکل مبنی بر ورود به آکادمی علوم برلین آغازگر دوران جدایی و نهایتا طلاق آنها شد. آکادمی علوم برلین اهمیت خاصی دارد که در پی دلیل آن گفته خواهد شد.
مرکل در آن آکادمی، سمت دبیری شاخه «جوانان آلمان آزاد» را کسب کرد که وظیفهاش تهییج و تبلیغ برای پیوستن بچهها به برنامههای آن آکادمی میباشد. خود این نکته حاکی از آن است که مرکل برای آینده آلمان شرقی در آن زمان که در دست کمونیستها بوده تلاش جدی صرف میکرده است. تاحدی که دکترای وی به تاخیر افتاد و او بالاخره در سال 1986 توانست از رساله دکتری خود دفاع کند. رشتهای که مرکل در آن تحصیل کرده شیمی کوانتوم است که البته به آن، فیزیک کوانتومی هم گفته میشود.

این رشته کاربردهای عملی فراوانی در زمینههای پلاسما، نوسازی و توانبخشی هستهای و الکترومگنتیک دارد. اتحاد جماهیر شوروی تاسیسات و ابزارهای بسیاری در این زمینهها ساخته است و یکی از دغدغههایش نیز این بود که زمانی که دیگر این تاسیسات به دردبخور نخواهند بود، باید با آنها چه کند. شوروی که برای رسیدگی به این مساله از منابع علمی و افراد آگاه به این مسائل تاحدی در مضیقه بود، توجه خود را به آلمان شرقی و آکادمی فوق علوم برلین معطوف داشت؛ آکادمیای که در این زمینهها دارای شهرت و اعتباری است.
آکادمی مذکور نیز در پی نیاز شوروی به جستجو در ریشههای خود پرداخته و به آکادمی علوم پروس رسید. از این طریق این آکادمی توانست به دانشمندانی همچون ماکس پلانک، گاتفرید لایبنیز و آلبرت انیشتین در غرب دست پیدا کند. اگرچه پیش از ورود شوروی به این مساله این آکادمی بیش از 200 عضو داشت، اما به هرحال این شوروی بود که بعد از جنگ جهانی دوم این موسسه را به خاطر نیازهای خود احیا نمود.
مرکل نیز در مرکز این موسسه شروع به ایفای نقش کرد و درست از همین جا مرکل شروع به ایفای نقش میکند. مارکوس ولف، مسوول بخش امور خارجه وزارت امنیت میهنی آلمان شرقی که خود یک یهودی بوده و شخصیتی بسیار پیچیده داشته است، به مرکل ماموریت میدهد افرادی را به صورت مخفیانه به آلمان غربی، فرانسه، نروژ و غیره فرستاده و از تاسیسات و امکانات آنسوی دیوار، اطلاعات سری وعلمی کسب نماید.

به نظر میرسید آینده به نفع آلمان شرقی در حال رقم خوردن باشد چراکه دو آلمان یکدیگر را در سال 1972 به رسمیت شناخته بودند و وزارت امنیت میهنی نیز از طریق جاسوسان خود در دولت ویلی برانت در آلمان غربی، پلی ارتباطی به آنسو را بنا نهاده بودند. جاسوس آلمان شرقی که گانتر گیلمان نام داشت روزی عنوان کرده بود که: «افتخار میکنم که افسر ارتش خلق ملی هستم.» این گفته وی به نقل از ولف، وزیر امنیت میهنی، یکی از بزرگترین اشتباهات بود.
آیا «آنیتا» همان مرکل است؟
جاسوسانی که این وزارتخانه به کار میگماشت به «رومئو» شهرت داشتند. بر اساس آرشیو منتشر شده کاگب، یکی از این رومئوها با اسم رمز ورنر، ویلیام کال نام داشت که یک تکنسین آزمایشگاه بود. وی توانست تا اواخر دهه 70 در غرب در آزمایشگاهها و دانشگاههای شهرهای مختلفی کار کرده و اطلاعات فراوانی را جمعآوری و به کاگب منتقل کند. البته با کم شدن میزان اطلاعاتی که وی به شوروی میرساند، حسننیت وی زیر سوال رفت و مسکو او را فراخواند. از او تست دروغ سنجی گرفته شد و نتایج حاکی از آن بود که وی دیگر قابل اعتماد نیست چراکه عقایدش بسیار تغییر یافته و غیره.
اما نکتهای که حائز اهمیت است اینست که وی را به دست یکی از برجستهترین ماموران ضداطلاعات کاگب با اسم رمز آنیتا سپردند تا این موضوع را بررسی کرده و نتایج تست را رد و یا تایید نماید. جالب اینجاست که این مامور زن بسیار موفق کاگب به دو زبان روسی و آلمانی تسلط کامل داشته است.

از این جالبتر آنست که سالهاست دیوار برلین فروریخته و شوروی نیز فروپاشیده و تمام «رومئوها"ی کاگب شناخته شدهاند اما تاکنون نام واقعی دو اسم رمز هیچگاه فاش نشد؛ یکی «فلیکس» و دیگری «آنیتا". جالب است بدانیم که تلاش برای افشا نشدن هویت آنیتا منجر به پایان گرفتن دوران زمامداری هلموت کوهل، صدراعظم پیشین آلمان شد. در آن دوران، کوهل ناچار بود برای مخفی ماندن نام آنیتا رشوه بپردازد و هنگامی فشارها بر وی فزونی گرفت، دیگر نتوانست در مقام خود باقی بماند.

هماهنگکننده اطلاعاتی دفتر صدراعظم، ارنست اولائو که بعدها به سمت ریاست سرویس اطلاعاتی امور خارجه آلمان رسید، با انجام عملیاتی موسوم به عملیات «رز وود» (Rosewood) تلاش داشت تا تمام اسامی ماموران وزارت امنیت میهنی آلمان شرقی را از سیا بازپس گیرد. وی اظهار داشت که به صلاح نیست در بلندمدت نام این افراد در دست آمریکا و روسیه (البته دو برابر این اطلاعات در روسیه است) باشد و منجر به باجگیری شود.
این اسناد پس از دو سال تلاش به برلین بازگشت. البته هنوز هم که هنوز است موساد از قبل همین اطلاعات در مورد مسائلی چون هولوکاست، سیاستهای اسرائیل در قبال فلسطین و سیاستهای اتحادیه اروپا در مقابله با ایران، از آلمان باجگیری میکند.
تهدید پرستوی پیر با سگ کاگب
با فروپاشی اتحاد شوروی بسیاری از مؤلفهها و شاخصها و معیارها و حتی متدهای رفتاری سیاستمداران روسیه در تعامل داخلی و خارجی تغییر کرده ولی از آنجا که بیشترین تعداد از مقامات عالیرتبه در کرملین را افسران اطلاعاتی دوره اتحاد شوروی تشکیل میدهند، برخی اسلوبهای مدیریت در تعاملات داخل و خارجی کماکان با شاخصهای امنیتی ـاطلاعاتی گذشته است.
آقای پوتین که شخصاً مسئولیت امنیتی در آلمان را عهدهدار بوده وقتی با خانم مرکل که ظاهراً در دوره جوانی از پرستوهای مؤثر در شبکه جاسوسی اتحاد شوروی بوده ، مشکل پیدا میکند، با نشان دادن سگهای معروف کاگب که ابزار ویژه کشتن جاسوسان بوده، پیام رسانی مؤثری میکند.

پوتین که در بیشتر سفرهای خود سگش کانی را نیز همراه میبرد، چند وقت پیش و در جریان دیدارش با مرکل، این سگ را کنار پای مرکل نشاند و موجب ناراحتی وی شد پوتین سگ را از کنار مرکل راند و با طعنه به او گفت: «فکر نمیکردم سگ شما را بترساند. او کار بدی نمیکند و خبرنگاران را دوست دارد."
مرکل و سیاست خارجی
مرکل در زمینه خارجی همیشه خواستار ایجاد همکاریهای دوجانبه فراآتلانتیک میان آمریکا و آلمان بوده است. او در سال 2003 علیرغم تمام مخالفتهای افکار عمومی در آلمان از حمله آمریکا به عراق حمایت نمود. وی در سخنانی این حمله را غیرقابلاجتناب خواند و صدراعظم وقت، گرهارد شرودر را متهم به «ضدآمریکایی» بودن نمود. در ژوئن سال 2010، موسسه آمریکائی مطالعات آلمان معاصر در دانشگاه جان هاپکینز واشنگتن، به دلیل تلاش برای افزایش سطح روابط میان آمریکا و آلمان، به وی نشان «رهبری جهانی» را اعطا نمود.
او همچنین به دلیل وابستگیهای شدید مذهبی، از مهاجرت و حضور مسلمانان در اروپا ناراحت بوده و به همین دلیل یکی از مخالفان جدی عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا به شمار میرود. مرکل برای ترکیه مسلمان فقط «عضویت ویژه» قائل است و نه چیز دیگر.
دکتر محمود احمدینژاد در سال 2006 نامهای خطاب به مرکل نگاشت. مرکل بعدها درباره آن نامه اظهار داشت «این نامه حاوی مطالب انتقادآمیز غیرقابلقبولی درباره اسرائیل بوده و حق یهودیان برای داشتن یک کشور را زیرسوال میبرد» و بنابراین منطق، مرکل از پاسخگویی به آن نامه خودداری نمود.
مرکل و اسرائیل
در روز 16 مارس سال 2008، مرکل برای بزرگداشت شصتامین سالگرد تاسیس رژیم صهیونیستی (اسرائیل)، وارد سرزمین های اشغالی شد. وی در فرودگاه از سوی ایهود اولمرت، بسیاری از رهبران سیاسی و مذهبی و کابینه اسرائیل مورد استقبال رسمی قرار گرفت. پیش از این، تنها جرج بوش بود که چنین استقبالی از وی به عمل آمده بود. در آن دوران مرکل به صورت عجیب و بحثانگیزی همزمان رئیس اتحادیه اروپا و گروه جی8 شده بود. البته در سال 2007 نیز دانشگاه عبری اورشلیم به وی دکترای افتخاری اعطا کرده بود. در سال 2010 موسسه تحقیقاتی «لئو بائک» که در نیویورک واقع بوده و وقف تاریخ یهودیان آلمانیزبان شده است، به آنگلا مرکل نشان «لئو بائک» اعطا نمود. این جایزه توسط وزیر پیشین خزانهداری آمریکا و رئیس کنونی موزه یهودی برلین، مایکل بلومنتال به مرکل داده شد. بلومنتال در مراس اعطا از تلاشهای فراوان مرکل در جهت حمایت از حیات فرهنگی یهودیان تقدیر نمود.

مرکل؛ صهیونیستی دوآتشه
مرکل با ارسال پیامی تند و صریح به پاپ بندیکت شانزدهم رهبر روحانی کاتولیک های جهان تاکید کرد اعمال قتل عام نژادی از سوی نازی های آلمان علیه یهودیان قطعیت یافته و هرکس که آن را انکار کند مجرم شناخته شود.
مرکل این درخواست را به دنبال بخشوده شدن ریچارد ویلیامسون روحانی کاتولیک آلمانی که اظهار داشته بود کشتار 6 میلیون یهودی در اتاق های گاز توسط نازیها موسوم به هولوکاست صحت ندارد، مطرح و به پاپ ارسال کرد.
دانشگاه تل آویو نیز به پاس شش دهه خدمت دولت آلمان در احیای دروغ بزرگ هولوکاست به آنگلا مرکل صدراعظم این کشور دکترای افتخاری اهدا کرد. مرکل که به همراه 9 نفر از اعضای کابینه آلمان به سرزمینهای اشغالی سفر کرده بود با حضور دردانشگاه تل آویو ضمن تقدیر از فعالیت شش دهه مرکل در ایجاد پیوند عاطفی بین رژیم اسرائیل و آلمان به وی مدرک دکترای افتخاری اهدا شد.


مخالفت با چندفرهنگگرایی در آلمان
در اکتبر سال 2010، مرکل در جمع اعضای جوان حزب محافظهکار اتحادیه دموکرات مسیحی در پتسدام اظهار داشت تلاش برای ایجاد جامعهای چندفرهنگی در آلمان «کاملا شکست خورده است.» وی افزود «این مفهوم که ما هماینک در کنار هم با آرامش درحال زندگی بوده و شاد هستیم، دیگر کارایی خود را از دست داده است. مفهوم نوع بشر از نوع مسیحی آن، در گوشت و خون ماست؛ ما اینگونه تعریف شدهایم. هرکسی هم که نتواند این مفهوم را در خود درونی کند، بداند که آدرس را اشتباه آمده است.» وی در ادامه به لزوم پذیرش فرهنگ آلمانی از سوی مهاجران پرداخت.
حمایت از کاریکاتوریست هتاک به اسلام
مرکل خود شخصا در مراسم اهدای جایزه رسانهای ام 100 (M100) به کاریکاتوریست دانمارکی هتاک به اسلام، کورت وستراگارد شرکت کرد و از این بابت بسیار مورد انتقاد قرار گرفت. اقدام وی باردیگر ذات افراطی صهیونیستی وی را نشان داد.
حضور مرکل در مراسم اهدای جایزه به کاریکاتوریست توهینکننده به اسلام
برخی از مطالب مطرح شده در این گزارش برگرفته از مطالب دو کتاب زیر، به قلم کریستوفر اندرو میباشند که او نیز با دسترسی به آرشیو میتروخین به نگارش این آثار همت گمارده است:
Sword and the Shield ـ 1992
The KGB and the Battle for the Third World ـ 2005
رسول خدا (ص) در نگاه اندیشمندان جهان
او تنها در شمار مردان بزرگ تاریخ نیست بلکه رسول آسمان بر زمین است اآن مرد عرب اشتباهات مسیحیت و یهودیت را درک کرد و جاودانی روح را در نهاد آنها کاشت.سزاوار نیست که تنها در شمار مردان بزرگ تاریخ به شمار آید،بر ماست تا به پیامبری او اعتراف کرده و او را رسول آسمان بر زمین بدانیم.
شبستان نوشت: روزهای پایانی ماه صفر که ما عزای آل الله است به دلیل همزمانی با ایام رحلت رسول اکرم (ص) و شهادت امام حسن مجتبی (ع) و امام رضا (ع) قلوب مسلمین به ویژه شیعیان را در پایان دو ماه عزاداری برای سالار شهیدان غمبارتر از پیش می کند. اما همین ایام سراسر حزن و اندوه فرصتی است مناسب برای آنکه عظمت پیامبری مهرآفرین نه تنها از منظر مسلمانانی که به او و رسالتش ایمان آورده اند، بلکه از دریچه نگاه اندیشمندانی غیرمسلمان به بحث گذاشته شود.
لئون تولستوی:
نویسنده و فیلسوف اخلاق گرای معروف روسیه که آموزه هایش سرمشق رهبران بزرگ سیاسی در جهان بوده است، در کتاب” اسلام و عرب” دکتر گوستاو لوبون صفحات 154 و 159، نظریه صائبی در مورد پیامبر اسلام (ص) دارد.
وی که سرمشق افرادی همچون گاندی بوده، چنین می گوید: «شخص شخیص پیامبر اسلام سزاوار همه گونه احترام و اکرام می باشد. شریعت پیغمبر اسلام به علت توافق آن با عقل و حکمت در آینده عالمگیر خواهد شد.
گاندی:
ماهاتما گاندی رهبر فقید هند در کتاب «هند جدید» در مورد شخصیت محمد(ص) میگوید: «جالب است بدانید که بهترین کسی که امروزه بدون هیچ چون و چرایی، در قلب میلیونها انسان جا گرفته، «محمد» است. از اینجا من متقاعد شدهام که این شمشیر نبود که در آن روزها مردم زیادی را تسلیم اسلام کرد. «محمد» سخت ساده زیست بود. مثل دیگر پیامبران متقی بود. به شدت امانتدار بود. از خودگذشتگی شدید نسبت به دوستان و پیروان، جسارت، بیباکی و توکل مطلق به خدا در رسالت شخصی، از ویژگیهای محمد(ص) بود. قبل از این ویژگیها او به هیچ وجه از شمشیر برای برداشتن سدهای جلوی راه خود استفاده نمیکرد».
لامارتین:
«اگر بزرگی هدف، کم بودن ابزار و رسیدن به نتایج شگفتانگیز، سه محور سنجش هوش بشری باشد، چه کسی ادعای مقایسه بزرگ مردان تاریخ کنونی را با «محمد» دارد؟ نامآورترین مردمان فقط ارتش، قوانین و فرمانرواییها را ایجاد کردهاند. اگر نگوییم آنچه بنیاد نهادهاند، چیزی نیست، باید گفت: چیزی بیشتر از قدرت مادی که غالباً در چشم به هم زدنی فرو میپاشد، ایجاد نکردهاند.
این مرد نه فقط ارتش ها، قوانین، فرمانروایی، مردمان و سلسلهها، بلکه میلیونها نفر؛ یعنی یک سوم از ساکنان این جهان و حتی بیشتر از آن را حرکت داد. او پرستشگاهها، خدایان، ادیان، عقاید، اندیشهها و نفوس را متحوّل کرد. صبر او در پیروزی، بلند همتی او که تماماً در جهت یک عقیده بود، نه نوعی تلاش برای فرمانروایی، نمازهای بینهایت او، زمزمههای سرّی او با خدا، مرگ او و پیروزی او بعد از مرگ، نشانه ایمانی راسخ است. محمد یک معلم مذهبی، یک مصلح اجتماعی، یک رهبر اخلاقی معنوی، تجسم بزرگ اجرایی کردن امور، دوستی با وفا، همنشینی زیبا، شوهری علاقهمند و پدری با محبت بود. همه را با هم داشت. مرد دیگری در تاریخ نیست که در هر کدام از این جنبههای مختلف زندگی، بر او برتری یابد یا با او برابری کند. فقط آن شخصیت نوعدوست بود که چنین کمالات باورنکردنی را در خود جمع کرده بود».
ویل دورانت:
مورخ و نویسنده آمریکایی (1885-1981) که میلیونها نفر در جهان، آثار او را مطالعه می کنند، در رابطه با شخصیت بزرگ پیامبر بزرگوار اسلام چنین اظهارنظر می کند: اگر به میزان اثر این مرد بزرگ در مردم بسنجیم، باید بگوئیم که حضرت محمد (ص) از بزرگترین بزرگان تاریخ انسانی است. وی درصدد بود سطح معلومات و اخلاق قومی را که از فرط گرمای هوا و خشکی صحرا بتاریکی توحش افتاده بودند، اوج دهد در این زمینه توفیقی یافت که از توفیقات تمام مصلحان جهان بیشتر بود کمتر کسی را جز او می توان یافت که همه آرزوهای خود را در راه دین انجام داده باشد، زیرا به دین اعتقاد داشت. محمد (ص) از قبایل بت پرست و پراکنده در صحرا امتی واحد به وجود آورد. برتر و بالاتر از دین یهود و دین مسیح و دین قدیم عربستان آئینی ساده و دینی روشن و نیرومند با معنویاتی که اساس آن شجاعت و مناعت قومی بود پدید آورد، که در طی یک نسل در یکصد معرکه نظامی پیروز شد و در مدت یک قرن یک امپراتوری عظیم و پهناور بوجود آورد و در روزگار ما نیروی مهمی است که بر یک نیمه جهان نفوذ دارد.
کارل مارکس:
بر ماست که آن مرد عرب را رسول آسمان بر زمین بدانیم
جملات کارل مارکس دانشمند آلمانی در مورد پیامبر اسلام قابل تأمل است. وی از مردان سیاست، فلسفه اجتماعی و نویسنده بیانیه کمونیستی است. در کتاب خود به نام «زندگی» میگوید: به درستی که آن مرد عرب اشتباهات مسیحیت و یهودیت را درک کرد و با همتی که عاری از خطر نبود در میان اقوام بتپرست قیام نمود و آنان را به توحید دعوت فرمود و جاودانی روح را در نهاد آنها کاشت. سزاوار نیست که تنها در شمار مردان بزرگ تاریخ به شمار آید، بلکه بر ماست تا به پیامبری او اعتراف نموده و او را رسول آسمان بر زمین بدانیم.
جواهر لعل نهرو:
محمد(ص) عزت و مناعت را برای امت خویش مهیا ساخت
جواهر لعل نهرو نخست وزیر هند در کتاب خود «نگرشی بر تاریخ جهان» چنین میگوید: محمد(ص) برای نشر رسالت خود شتاب نداشت بلکه مدتی در سکوت زندگی کرد. مایه شگفتی و اعتماد هموطنان خود واقع شد تا آنجا که او را امین لقب دادند او به خود و پیامبری خود باور داشت و با این اعتماد و ایمان، وسایل اقتدار، عزت و مناعت را برای امت خویش مهیا ساخت و آنها را از مردمانی ساکن صحرا به سرورانی مبدل کرد که نصف جهان شناختهشده زمان خود را فتح کردند.
گوته:
محمد(ص)، چشمهای جوشان
گوته بزرگترین شاعر آلمان است. او در مقدمه خود بر کتاب «محمدیات» نوشته دیسون آلمانی که نویسنده شهیر عمر ابوالنصر آن را از زبان فرانسه به عربی برگرداند، تحت عنوان سرود محمد (ص) یا فیض اسلام میگوید:
«به چشمه کوه که پریشان، مملو و صاف است نگاه بینداز، مانند شعاع درخشندهای (گوهری) در بالای ابرها، ملائکه خیر آن را در گهوارهاش در روزی که میان شکافهای سنگها لانه گرفتهاند، رضاع کردهاند. به درستی که آن سخاوتمندانه و پاک از ابر جریان مییابد، آنگاه شاد و خوشحال شدیدتر میشود.
در گردنههای صعبالعبور حرکت میکند، انواع بیشماری از سنگهای سر راه خود را از جا میکند. در سر راه خود خواهران چشمههای پر آب را که خود مانند یک مرشد امینی آنها را همراه میبرد و اما در گشادگی، ریاحین در پای آن فیضان میکنند و چمنزارها از نفسهای آن زنده میشوند و وادی سایهدار آن را بر نمیگردانند و نه ریاحین که طوقی بر ساقهای آنند و سعی در جدا کردن و سرگردان ساختن آن را به لحاظ فتنهانگیزی میکنند...؛ تا آنجا که میگوید: و این آستینهای طبیعت بخشنده است که بدان یاری میبخشند آنگاه در مسیر حرکت خود از کنار شهرها اسامی آنها را جایزه میدهد و در مقدم آن شهرهایی به وجود میآیند متوقف نمیشوند و همواره بانگ برمیآورد و به پیش میرود، هیچ توقفدهندهای آن را متوقف نمیسازد و در پشت خود پراکندگیها و کاخها را نتیجه فراوانی گیاه و سبزه و تولید باقی میگذارد و آن خود محمدبن عبدالله(ص) است.»
اصغر فرهادی جایزه اش را از دست مدونا گرفت
مراسم گلدن گلوب هم برگزار شد. این مراسم در لس آنجلس برگزار می شود. در اواسط مراسم فرش قرمز دوربین بر روی کیت وینسلت است که دو چهره که منتظرشان بودیم را می بینیم؛ اصغر فرهادی و پیمان معادی.

مراسم شروع می شود و تمامی حضار پشت میزهایی که برای پذیرایی گذاشته شده است نشسته اند.
در ابتدا مجری برنامه اسمی از جودی فاستر بازیگر معروف دنیای سینما می برد. بازیگری که به قدری طرفدار دارد که فردی را به جرم دزدی و یه سری جرم های دیگر دستگیر می کنند و وقتی دلیل کارش را از او می پرسند می گوید می خواستم نظر جودی را به خودم جلب کنم!!! خلاصه اینکه وقتی اسمش برده می شود دوربین او را نشان می دهد و در کنارش اصغر فرهادی. دیدن کرگردان و بازیگر ایرانی در این جمعی که بازیگران و کارگردانان یزرگ و در یک کلام نخبگان و بزرگان سینمای جهان در آن حضور دارند لذت خاصی به آدم می دهد.

با شرومع مراسم برندگان جوایزبخش های محتلف از جمله سریال ها معرفی شدند و انتظارها به پایان می رسد و "مدونا" بر روی سن می آید و نامزدهای بهترین فیلم خارجی را معرفی می کند :

اصغر فرهادی جایزه اش را از دست مدونا گرفت
1- The Flowers Of War از کشور چین
2- In The Lasnd Of Blood & Honey از آمریکا
3- The Kid With A Bike از بلژیک
4- A Seperation از ایران
5- The Skin I Live In از اسپانیا
و صدای مدونا که "And Golden Globes Goes To" و اعلام برنده ، A Seperation

اصغر فرهادی و پیمان معادی برای گرفتن جایزه بلند می شوند و با یکی از رقبایش دست می دهد.

در اینجا آنجلینا جولی و برد پیت این زوج هالیوودی را می بینیم که نگاه ها و لبخندهای معناداری بین هم رد و بدل می کنند. یکی از رقیبیان فیلم جدایی نادر از سیمین فیلمی بود که آنجلینا جولی کارگردانی کرده بود.

و اصغر فرهادی جایزه را از "مدونا" دریافت می کند. خود مدونا هم در همین مراسم به خطر سریالی که ساخته بود و خود کارگردانی کرده بود در بخش موسیقی جایزه گرفته بود. از دست خواننده گروه maroon 5 و یک نفر دیگر که یادم نیست. در واقع در تمام بخش ها یازیگران هستند که جایزه ها را به برنده ها می دهند به غیر از قسمت موزیک که یک یا دو خواننده آن را می دهد و لی نکته این جا است که در بخش فیلم های خارجی نیز یک خواننده جایزه را می دهد که البته سابقه بازیگری و کارگردانی هم دارد. از مدونا که "یهودی" است و بر همه کس ثابت شده است که عضو فراماسونری است و در عین حال که خواننده ی معروفی است ولی زندگی پرحاشیه ای داشته است. خلاصه اینکه جایزه ی فیلم ایران را در دست چنین کسی می دهند که به برنده دهد، انسان را به فکر می اندازد.


اصغر فرهادی اول از این مراسم تشکر کرد و گفت وقتی داشتم به این مراسم می آمدم داشتم فکر می کرم که از چی بگم و از کی تشکر کنم؟ از پدرم، از مادرم، همسرم یا دخترم؟ یا از دوستانم؟ اما فکر کردم که باید از مردم سرزمینم بگویم، از مردمی که واقعا انسان های دوست داشتنی و بزرگی هستند.
بعد از گرفتن خرس و طلایی و کلی جوایز دیگر که آخرینش همین چند روز پیش بود که از انجمن نویسندگان و منتقدان آمریکایی برد، با گرفتن این جایزه شانس خود را برای گرفتن اسکار بیشتر کرد. واقعا جای افتخار دارد که فیلمی از کشورمان در مهمترین جشنواره های سینمایی برنده می شود. به امید موفقیت تمام سینماگران ایرانی.
250 فیلمی که باید دید-250Movies You Should Watch
سایت imdb.com لیستی از 250 فیلمی که باید دید (Movies You Should Watch 250) را در سایت خود قرار داده است که من اسامی آنها را به ترتیب بیشترین امتیازی (IMDb Rating) که در این سایت گرفته اند نام می برم. به احتمال زیاد دوستداران سیتما خیلی از این فیلم ها را دیده اند.من به شخصه 123 تا از این فیلم ها را دیده ام، یعنی تقریبا نصف این لیست را دیده ام، البته این به این معنی نیست که بقیه را دوست ندارم، به غیر از تعدادی از فیلم ها، بقیه را حتما تماشا خواهم کرد. اگر خاطره ای یا نکته ای و یا هر نظر دیگری در مورد این فیلم ها داشتید، و یا به نظرتان جای فیلمی در این لیست خالی است، خوشحال می شوم نظراتتان را بدانم.
1- The Godfather
2- The Shawshank Redemption
3- The Godfather: Part II
4- The Good, the Bad and the Ugly
5- Pulp Fiction
6- 12 Angry Men
7- The Dark Knight
8- Schindler's List
9- The Lord of the Rings: The Return of the King
10- Goodfellas
11- Inception
12- Fight Club
13- One Flew Over the Cuckoo's Nest
14- The Lord of the Rings: The Fellowship of the Ring
15- City of God
16- The Usual Suspects
17- Forrest Gump
18- Se7en
19- The Lord of the Rings: The Two Towers
20- Leon: The Professional
21- American History X
22- Memento
23- Terminator 2: Judgment Day
24- The Lives of Others
25- Saving Private Ryan
26- The Departed
27- Taxi Driver
28- Amlie
29- WALL-E
30- American Beauty
31- Life Is Beautiful
32- Eternal Sunshine of the Spotless Mind
33- The Shining
34- Braveheart
35- Once Upon a Time in America
36- The Prestige
37- The Green Mile
38- 2001: A Space Odyssey
39- Gladiator
40- Reservoir Dogs
41- L.A. Confidential
42- Heat
43- Snatch.
44- Gran Torino
45- Inglourious Basterds
46- Up
47- Sin City
48- Batman Begins
49- Unforgiven
50- Warrior
51- Die Hard
52- Scarface
53- Into the Wild
54- No Country for Old Men
55- V for Vendetta
56- Annie Hall
57- Lock, Stock and Two Smoking Barrels
58- Casino
59- The King's Speech
60- The Sixth Sense
61- Slumdog Millionaire
62- Million Dollar Baby
63- Trainspotting
64- Black Swan
65- Good Will Hunting
66- The Bourne Ultimatum
67- Avatar
68- Dog Day Afternoon
69- District 9
70- Manhattan
71- Ratatouille
72- Groundhog Day
73- Drive
74- The Terminator
75- Mystic River
76- A Beautiful Mind
77- The Man from Earth
78- Pirates of the Caribbean: The Curse of the Black Pearl
79- Crash
80- Moon
81- The Untouchables
82- Blood Diamond
83- The Insider
84- The Social Network
85- In Bruges
86- Cinderella Man
87- The Truman Show
88- Rain Man
89- Shaun of the Dead
90- Shutter Island
91- Ed Wood
92- Children of Men
93- American Gangster
94- The Hangover
95- Carlito's Way
96- Black Book
97- (500) Days of Summer
98- Taken
99- Iron Man
100- The Curious Case of Benjamin Button
101- Casino Royale
102- Changeling
103- Hot Fuzz
104- Run Lola Run
105- Glengarry Glen Ross
106- Serpico
107- Scent of a Woman
108- Donnie Brasco
109- Catch Me If You Can
110- My Left Foot
111- 21 Grams
112- 127 Hours
113- The Bourne Identity
114- Zodiac
115- Road to Perdition
116- Kiss Kiss Bang Bang
117- 300
118- O Brother, Where Art Thou?
119- You Don't Know Jack
120- Zombieland
121- The Pursuit of Happyness
122- Midnight in Paris
123- Apocalypto
124- 25th Hour
125- Eastern Promises
126- Finding Neverland
127- Lucky Number Slevin
128- Thank You for Smoking
129- 3:10 to Yuma
130- As Good as It Gets
131- The Butterfly Effect
132- The Hurt Locker
133- Munich
134- Black Hawk Down
135- The Last Samurai
136- Inside Man
137- Man on Fire
138- The Game
139- Following
140- Ocean's Eleven
141- Collateral
142- What's Eating Gilbert Grape
143- Sideways
144- Superbad
145- The Godfather: Part III
146- Training Day
147- The Assassination of Jesse James by the Coward Robert Ford
148- The Bourne Supremacy
149- The Illusionist
150- The Count of Monte Cristo
151- Primal Fear
152- Good Night, and Good Luck.
153- The Town
154- The Blind Side
155- Felon
156- Doubt
157- The Reader
158- Sweeney Todd: The Demon Barber of Fleet Street
159- Jackie Brown
160- Titanic
161- Cast Away
162- Perfume: The Story of a Murderer
163- Sherlock Holmes
164- Seven Pounds
165- King Kong
166- The Aviator
167- Enemy at the Gates
168- Running Scared
169- Red Cliff II
170- American Psycho
171- Sleepers
172- Rescue Dawn
173- Mr. Brooks
174- The Bank Job
175- Invictus
176- Michael Clayton
177- Cashback
178- Freedom Writers
179- The Next Three Days
180- The Bucket List
181- MALENA
182- Borat: Cultural Learnings of America for Make Benefit Glorious Nation of Kazakhstan
183- Cloverfield
184- Pirates of the Caribbean: Dead Man's Chest
185- Limitless
186- RocknRolla
187- Fast Five
188- The Mist
189- Before the Devil Knows You're Dead
190- The Devil's Advocate
191- Red Cliff
192- Nothing But the Truth
193- Win Win
194- Vicky Cristina Barcelona
195- Face/Off
196- The Terminal
197- Dumb & Dumber
198- Insomnia
199- Phone Booth
200- Law Abiding Citizen
201- About Schmidt
202- Rambo
203- Three Kings
204- Ronin
205- The Tree of Life
206- Micmacs
207- Everybody's Fine
208- Valkyrie
209- Kingdom of Heaven
210- Body of Lies
211- The Merchant of Venice
212- Home Alone
213- Agora
214- I Am Legend
215- Burn After Reading
216- Harold & Kumar Go to White Castle
217- Payback
218- We Were Soldiers
219- Pineapple Express
220- Troy
221- Public Enemies
222- Pirates of the Caribbean: At World's End
223- The Incredible Hulk
224- Traitor
225- If Only
226- The Air I Breathe
227- Priceless
228- Iron Man 2
229- Die Hard 2
230- Adventureland
231- I, Robot
232- The Patriot
233- Yes Man
234- The Italian Job
235- Disturbia
236- Ocean's Thirteen
237- Robin Hood
238- Chaos Theory
239- The Guardian
240- Flawless
241- Australia
242- Angels & Demons
243- Liar Liar
244- Edge of Darkness
245- Harold & Kumar Escape from Guantanamo Bay
246- Vantage Point
247- Hancock
248- Me, Myself & Irene
249- The Punisher
250- Bad Boys II
منبع : سایت imdb.com
"رومن رولان" زندگینامه نویس تولستوی + تصاویری از تولستوی

رومن رولان را حتما می شناسید. یکی از نویسنده های خوب است که زندگینامه نویس خوبی نیز است. او زندگینامه شخصیت های بزرگی مانند لیو تولستوی، بتهوون و ... را نوشته است. از جمله کتابهای معروف او عبارتند از : جان شیفته، ژان کریستوف ، کولا برونیون و ....
من کتاب "زندگی تولستوی" را خوانده ام. انصافا اگر میخواهید با شخصیت و افکار تولستوی آشنا شوید یکی از بهترین کتابهاست. البته قبل از خواندن آن، باید تمام کتابهای تولستوی را خوانده باشید و گرنه چیز زیادی از خواندن کتاب دستگیرتان نخواهد شد.در زیر نامه "تاتیانا سوخوتین تولستوی" دختر تولستوی به "رومن رولان" را که در ابتدای کتاب است بخوانید :
20 اکتبر 1911
آقای عزیز :
کتاب "زندگی تولستوی" شما را خواندم ؛ باید بگویم که آن را اثری دیدم پر ارج، و در زمینه ی خود بی مانند. والاترین تمجیدی که می توانم از آن کنم، این است که بگویم، به یقین پدرم نه تنها از درک گسترده و فهم درخشان آثارش، بلکه هستی و وجودش، عمیقا شاد شده است. چه بسا با خواندن کتاب شما گریسته ام. از این که مردی گوشه گیر، سرد و گرم چشیده، والانژاد، مهذب، با سرشتی متفاوت با آنچه که پدرم داشته است، توانسته باشد، این چنین به نیکی او را دریابد، وجودم را از شادی و سپاسگذاری و رقت سرشار می سازد. نکته های شما، بسیار به جا برگزیده شده اند. افسوس می خورم که در بیان احساس خود به زبان فرانسه بسیار ناتوانم، وقادر نیستم آن چه را که در دل دارم بر زبان آورم... کتاب خود را که در آن یادداشت هایی نوشته ام، برایتان می فرستم، شاید در چاپ بعدی برای شما مفید واقع شود. خواهش دارم وقتی که به آن نیاز نداشتید، آن را به من برگردانید. آقای محترم، یکبار دیگر ابراز حق شناسی ژرف مرا بپذیرید.






منبع تصاویر
کیهان لندن-شماره 749-مارس 1999
← صفحه بعد
نظرات ()